درمان همه ی دردها

آیا تا به حال شده است که با همسر ، دوست و یا رییس تان در مورد موضوع مهمی صحبت کنید و او اصلا متوجه گفته های شما نشود و کاملا نسبت به آن بی تفاوت باشد؟ معمولا این حالت موقعی رخ می دهد که زبان شما با زبان طرف مقابل کاملا مغایرت دارد!

خانم ها اغلب با زبان احساس صحبت می کنند و بیشتر تمایل دارند در مورد اهداف و آرزوهای شان با همسرشان گفت و گو کنند. ولی متاسفانه بیشتر آقایان با این زبان آشنایی ندارند و ترجیح می دهند تنها با زبان عقل و منطق حرف بزنند .

اغلب مشکلات زناشویی دقیقا از همین نقطه آغاز می شود. زیرا خانم ها متوجه نیستند که آقایان به طور طبیعی و غریزی بدین صورت رفتار می کنند . بنابراین مشکل از این جا نشات می گیرد که زن و شوهرها با یک زبان مشترک با یکدیگر گفت و گو نمی کنند! خیلی به ندرت اتفاق می افتد که بتوانید به اجبار آقایان را وارد مسایل احساسی کنید و از آن ها بخواهید مانند شما فکر کرده و ابراز احساسات کنند. ناراحت شدن و عصبانیت نیز در این گونه موارد هیچ فایده ای ندارد. در این حالت بهترین کاری که می توانید انجام دهید این است که از یک ابزار ارتباطی قدرتمند استفاده کنید تا آن ها به راحتی متوجه نیازها، عواطف و احساسات شما بشوند.

این ابزار به کارگیری زبان مشترک است. یعنی شما باید یاد بگیرید در شرایط گوناگون از جملات عاطفی و دوستانه ی به جا و مناسبی استفاده کنید تا خیلی سریع به یک زبان مشترک دست یابید. بعد از مدتی شاهد خواهید بود همسرتان برای گفته های شما ارزش بیشتری قایل می شود و ارتباط گرم تر و صمیمی تری پیدا می کنید. بگذارید در این جا مثالی برای شما بزنم: اگر من بخواهم به کسی بگویم چه قدر برایم ارزش دارد ، می توانم این طور بگویم: "به نظر من، تو واقعا عالی هستی!" این جمله بد نیست ولی به درستی نمی تواند ارزش و اعتبار شخص مورد نظر را به تصویر بکشد. بهتر است گفته شود: " تو برای من از هر چیز دیگری در دنیا با ارزش تری" یعنی برای من مانند یک جواهر هستی. آیا فکر نمی کنید جمله دوم تأثیر بیشتری بر روی طرف مقابل تان می گذارد و او بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرد؟ شما با این گفته تصویری در ذهن او ترسیم می کنید که او به ندرت می تواند آن را فراموش کند. به همین دلیل است که می گوییم در ارتباطات سعی کنید تصویری در ذهن طرف مقابل به وجود آورید که غیرقابل پاک شدن باشد و همواره در ذهن او باقی بماند.

ارزش تصویر ذهنی مثبت از هزاران کلمه و جمله بالاتر بوده و تاثیر آن به مراتب بیشتر خواهد بود.

هدف مشخصی داشته باشید

برای برقراری ارتباطی بهتر نیاز دارید که ابتدا هدف تان را مشخص کنید. آیا می خواهید افکار و احساسات تان را با همسرتان تقسیم کنید ، با او صمیمی تر شوید ، از او تعریف کنید ، او را مورد تشویق قرار دهید و یا از او انتقاد کنید؟ وقتی هدف تان مشخص شد ، می توانید تصمیم بگیرید چگونه صحبت کنید تا بهترین تصویر را در ذهن او ایجاد کرده و او تحت تاثیر گفته های شما قرار گیرد.

● به علایق طرف مقابل توجه کنید

در ارتباطات این مرحله بسیار مهم و ضروری است. اگر شما بدون توجه به علایق همسرتان صحبت کنید احتمالا او گفته های شما را نادیده می گیرد و به عبارتی گفته های شما تاثیر چندانی در او نخواهد کرد. به عنوان مثال اگر می خواهید از همسرتان انتقاد کنید ، این انتقاد را در زمینه هایی که علاقه دارد ، انجام دهید. یعنی اگر ماهیگیری دوست دارد این موضوع را به نحوی به ماهیگیری ارتباط دهید. مطمین باشید نتیجه آن خیلی بهتر از مواقعی است که او نسبت به آن موضوع اصلا تمایلی نشان نمی دهد. بنابراین اگر می خواهید بیشترین تاثیر را روی او بگذارید ابتدا علایق او را در زمینه های فیلم، کتاب، آهنگ و... مشخص کنید و بعد با برنامه ریزی خاصی، خواسته تان را مطرح کنید تا به بهترین نتیجه دست یابید.

● از این دو نیروی قدرتمند استفاده کنید: داستان های تخیلی خاطرات گذشته

به عنوان مثال رجوع به خاطرات شیرین گذشته نیرومندترین قدرتی است که شما می توانید از آن استفاده کنید. تنها کافی است به آن اشاره کرده و ذهن فرد را متوجه آن ساخته و و تصویری شفاف در ذهن او ایجاد کنید و یا حتی می توانید گفته تان را در قالب داستان عنوان کرده و تصویری پررنگ در افکار او ترسیم سازید و او را به طور ناخودآگاه درگیر صحبت های تان کنید.

● بهترین زمان را انتخاب کنید

اگر می خواهید در مورد موضوع مهمی صحبت کنید و نتیجه لازم را بگیرید ، آن را در زمان مناسبی مطرح کنید. بدترین حالت وقعی است که همسرتان به شدت عجله دارد و می خواهد در جلسه مهمی حاضر شود و شما درست در همان موقع می خواهید خواسته تان را مطرح کنید. مطمینا او نمی تواند جوابگوی شما باشد و نسبت به صحبت های تان توجه نشان دهد. بنابراین در مکان و زمان مناسب خواسته تان را مطرح کنید.

● مصمم باشید

اگر با همسرتان در مورد موضوع مهمی صحبت کردید و او باز هم متوجه منظور اصلی شما نشد ، تسلیم نشوید و باز هم به دنبال مکان، زمان و موقعیت های مناسب دیگری بگردید تا هر چه سریع تر موضوع را با او در میان بگذارید.

● در تمام مراحل زندگی از زبان عشق استفاده کنید

وقتی یاد گرفتید چگونه با همسرتان صحبت کنید و نتیجه لازم را گرفتثید، مطمینا در سایر امور زندگی تان نیز موفق عمل خواهید کرد و ناخودآگاه عادت می کنید که با به کارگیری زبان مشترک ، ارتباط تان گرم تر و صمیمی تر شود.

زیبایی به هر قیمت!؟

با گذر از دهلیزهای تاریخ می بینیم که استفاده از مواد متعدد برای زیباتر نشان دادن چهره ها، از گذشته های دور میان زنان و مردان مرسوم بوده است. انسانهای نخستین برای این منظور از مواد رنگی معدنی شامل اخرا که از تنوع رنگی هم برخوردار بود، استفاده می کردند. مواد آرایشی سومریها با محصولات امروزی قابل رقابت بوده است. مصریها با سرب سفید، اخرای قرمز و پودر مرمر سبز چهره هایشان را نقاشی می کردند. زنان مصری حتی کرم ضدآفتاب داشتند. بانوان ایرانی عصر هخامنشی نیز در 2000 سال پیش از میلاد با آرایش، چشمان خود را درشت تر جلوه می دادند. بنابر اسناد تاریخی، زنان و مردان ایرانی از زعفران کرمی برای خوشبو کردن بدن تهیه می کردند.

یونانیها که عادت آراستن هخامنشیان را می ستودند، با موادی از ترکیب نمکهای جیوه محصولات آرایشی را درست می کردند. با گذشت زمان آرایش چهره همچنان جزو جدانشدنی زندگی انسانها بود تا آنکه با ایجاد کارخانه های سازنده این محصولات در سال 1920 میلادی کرمها، لوسیونها و شامپوها به بازار آمدند. از سال 1970 میلادی نیز کارخانه ها به تولید رنگهای گوناگون برای آرایشهای روز و شب پرداختند. امروزه در سراسر جهان صدها کارخانه به تولید محصولات آرایشی و بهداشتی مشغولند و هر روزه بر تنوع محصولات آنان افزوده می شود، اما در کنار تولیدات سالم و استاندارد چنین کالاهایی، کسانی نیز به تولید محصولات تقلبی در این عرصه می پردازند. استفاده از این مواد نه تنها به فرد زیبایی و نشاط نمی بخشند بلکه اثری از زشتی را بر چهره ها حک می کنند. این نشانه ها را جدی بگیرید.

● وضعیت مصرف مواد آرایشی در ایران

کشور ما سومین مصرف کننده لوازم آرایش در خاورمیانه است و بنابر برآمارهای غیررسمی 25 تا 30درصد کل این محصولات که بخش عمده ای از آن تقلبی و غیراستاندارد است از طریق قاچاق و تجارت چمدانی وارد کشور می شود.

استفاده از لوازم آرایشی و مواد محافظت کننده پوست، بخشی از عادات نظافتی و آرایشی روزانه اغلب افراد است که البته بیشترآنان تا به حال مشکلات ناشی از مصرف این مواد را تجربه کرده اند. این مشکلات می توانند پس از چند بار استفاده از محصولات ظاهر شوند و یا چند سال پس از استفاده بروز کنند. این عوارض مطمیناً در مواد آرایشی تقلبی بیشتر است و در نتیجه مصرف آنها خطرات شدیدی را در پی خواهد داشت. متأسفانه با توجه به این که 90درصد لوازم آرایشی کشور ما وارداتی است و به صورت غیرمجاز وارد کشور می شود، بروز عوارض متنوع و متفاوت در پی مصرف آنها بسیار شایع است.

یورو مونیتور در یک گزارش اعلام کرده است که در سال 2004 بیش از 3/3 میلیارد دلار لوازم آرایشی و عطر و ادکلن وارد خاورمیانه به ویژه 2 کشور عربستان و ایران شده و این رقم نسبت به سال قبل از آن 12 درصد افزایش داشته است. در این گزارش ادعا شده است که عربستان و ایران 2 مصرف کننده عمده لوازم آرایشی و عطر و ادکلن در سال 2004 بوده اند و پس ازآنها، به ترتیب کشورهای مصر، امارات، کویت و لبنان قرار گرفته اند.

● مشتریان اصلی مواد آرایشی

با ورود محصولات آرایشی به کشور، بحث زیبایی پوست و مو نیز به همان میزان سیر صعودی را پیمود به طوری که استفاده از لوازم آرایش به حد افراط رسید و روز به روز بر میزان تقاضا برای استفاده از این لوازم افزوده می شود. استفاده بیش از حد از لوازم آرایشی سلامت زنان و دختران جوان را به خطر می اندارد.خانم هایی که از لوازم آرایش زیاد استفاده می کنند، اعتماد به نفس خودشان را به مرور زمان از دست می دهند و احساس می کنند که استفاده از این لوازم به آنها شخصیت می دهد و به وسیله این لوازم است که می توانند خودشان را در جامعه مطرح کنند. متأسفانه موج استفاده از لوازم آرایش در میان دختران جوان فزونی گرفته است و آنها را در معرض انواع و اقسام بیماری های جسمی و روانی قرار داده است. آنها می اندیشند استفاده از لوازم آرایش می تواند ناکامی های آنها را در زندگی رفع کند و این نه تنها از لحاظ روانی کاری نمی کند بلکه اثرات نامطلوبی را برای آنها به وجود می آورد.

● دلایل گرایش به مصرف مواد آرایشی در ایرانیان

1) ارزانی و فراوانی اجناس تقلبی

دلیل اصلی مصرف گسترده این لوازم، ارزانی آنهاست. تقریباً اکثر آنها نامرغوب هستند و مصرف کنندگان هم بدون توجه کافی به کیفیت مواد از آنها استفاده می کنند. ارزانی محصولات آرایشی معلول ورود کالاهای قاچاق و تقلبی است.

بیش از 50 درصد لوازم آرایشی و بهداشتی در ایران تقلبی است و سودجویان با افزودنی های غیرمجاز و انواع چربی که معلوم نیست از چه موادی دست آمده است، آنهارا تولید می کنند متأسفانه خانمها هم به دلیل قیمت پایین، این لوازم را خریداری می کنند و دچار بیماریهای مختلف پوستی می شوند. استفاده از مواد آرایشی و بهداشتی غیرمجاز، عوارض زیانباری ایجاد می کند که برخی از این عوارض غیرقابل جبران است.

بسیاری از این محصولات در کشورهای همسایه به صورت تجاری تولید می شوند و از استانداردهای لازم بی بهره اند. به گزارش ایرنا، کالاهای وارداتی حتماً باید دارای برچسب کنترلی وزارت بهداشت و آموزش پزشکی باشند، در غیر این صورت به طور قاچاق و غیرقانونی وارد کشور و مصرف آن خطرناک است.

به دلیل نبود ضوابط کنترلی دقیق، این نوع محصولات به راحتی به صورت فله ای وارد بازار مصرف داخلی کشور

می شود. بیشتر اجناس تقلبی از افغانستان، پاکستان و کشورهای حوزه خلیج فارس وارد ایران می شود. گاهی افراد متقلب چنان محصولات خود را با ظرافت و مهارت تولید می کنند که امکان تشخیص آن وجود ندارد، اما افرادی که باتجربه اند می توانند این کالاها را تشخیص دهند. طرف دیگر برخی از محصولات از رده تولید خارج شده اند و اصل آن وجود ندارد. این موضوع را فقط افرادی که کاملاً از بازار آگاهند، می دانند. یک عرضه کننده لوازم بهداشتی و آرایشی به عدم آشنایی واردکنندگان غیرقانونی بر بهداشت این محصولات اشاره می کند و می گوید: از آنجا که عرضه کنندگان محصولات تقلبی فاقد تخصص و امکانات نقل و انتقال کالا هستند این کالاها در شرایط غیربهداشتی حمل و نقل و نگهداری می شوند، در حالیکه چنین محصولاتی دمای مناسب و فضای بهداشتی کافی برای نگهداری نیاز دارند.

2) سن و سال

براساس گزارش های موجود، محدوده خاورمیانه از جمله بزرگترین بازارهای مصرف مواد آرایشی در جهان بوده و یکی از دلایل آن این است که بیش از 60 درصد مردم این منطقه زیر 25 سال قرار دارند. گفته می شود به طور کلی زنان زیر 25 سال جهان، سالانه 60 درصد درآمد خود را صرف زیبایی و خرید لوازم آرایشی و بهداشتی می کنند. آمار ارایه شده نشان می دهد که زنان جهان برای حفظ زیبایی خود سالانه 160 میلیارد دلار هزینه می کنند. در همین حال، گزارشهای موجود حاکی است که سن آرایش کردن در ایران پایین آمده و جوان بودن جمعیت ایران نیز مزید بر علت است.

3) رفاه نسبی

در همین حال برخی کارشناسان رفاه نسبی اقتصادی در برخی از کشورها را یکی از دلایل رونق بازار می دانند.

▪ اثرات

مطالعات جدید پژوهشگران فرانسوی نشان می دهد حتی استفاده از مواد آرایشی، به ویژه محصولات سفیدکننده پوست معتبر و مارک دار می تواند عوارض و مشکلات جدی را برای مردان و زنان تیره پوست به همراه داشته باشد.

در واقع، استفاده از محصولات روشن کننده پوست در میان تیره پوستان اکثر نقاط جهان بسیار رایج است و عوارض جانبی مختلفی همچون آثار بدمنطره زخم روی پوست و مشکلات کل سیستم بدن را در پی دارد. متأ سفانه استفاده از این محصولات در میان مصرف کنندگان به نوعی اعتیاد تبدیل شده است.

بنابراین مطلع کردن آنها از ماهیت و عوارض جانبی استفاده از محصولات روشن کننده پوست به ویژه کلوبتازول یک نیاز ضروری و حیاتی است.

هرچند در کشورهای صنعتی مانند فرانسه و آمریکا موارد معدودی از عوارض ناشی از استفاده از این محصولات گزارش شده است؛ اما به نظر می رسد با توجه به ورود غیرقانونی مواد آرایشی تقلبی به کشور، احتمال بروز این خطرات وجود دارد.

این امر وقتی اهمیت خود را بیشتر نشان می دهد که بدانیم کشور ما سومین مصرف کننده لوازم آرایشی در خاورمیانه است و متأسفانه بیش از 50 درصد لوازم آرایشی مانند کرمهای پودر و مواد ساخت ریمل های آرایشی بازار تقلبی هستند.

استفاده از مواد آرایشی و بهداشتی غیرمجاز، عوارض جسمی را بر پوست بدن استفاده کنندگان این لوازم که اغلب آنها خانمها هستند، ایجاد می کند که برخی از این عوارض غیرقابل جبران است.

واکنش های پوستی به دنبال مصرف مواد آرایشی ـ بهداشتی به اشکال مختلف بروز می کنند؛ التهاب تماسی آلرژیک، کهیر تماسی، واکنش های حساسیتی به نور خورشید، آکنه و...که به صورت احساس سوزش، خارش، قرمزی و تاولهای ریز خارش دار بروز می کند، گاهی با گذشت زمان پوسته ریزی و ترکهای پوستی نیز ظاهر می شود.

برخی مواد ذاتاً تحریک کننده پوست هستند و چنانچه غلظت کافی داشته باشند، می توانند باعث بروز علایم فوق شوند. صابونها، پودرهای رختشویی، مواد ضدتعریق، مواد آرایشی چشم، مرطوب کننده ها و شامپوها، شایع ترین مواد آزاردهنده پوست هستند و در غلظت کافی و مدت تماس طولانی، اگزمای تماسی تحریکی ایجاد خواهند کرد.

به گفته یک پزشک متخصص پوست و مو، بعضی از مواد آرایشی وقتی روی پوست قرار می گیرند، اثرات سمی نور خورشید را تشدید می کنند؛ بنابراین احتمال عوارضی مانند آفتاب سوختگی، لکهای تیره پوستی، عرق سوز شدن و کهیرهای آفتابی را افزایش می دهند. شایع ترین موادی که باعث تشدید عوارض نور آفتاب می شود، عطر موجود در لوازم و کرمهای بهداشتی ـ آرایشی است.

وی در مورد استفاده از کرمهای زیبایی می گوید: هر کرم یا پماد چرب کننده به خصوص اگر به صورت چندلایه مصرف شود به مسدودکردن منافذ پوستی و غدد چربی می تواند باعث ایجاد یا تشدید ضایعات آکنه ای و جوشهای زیرپوستی (کوموون) شود.

دکتر مسعود ملکی، متخصص پوست، نیز درباره عوارض محصولات تقلبی می گوید: محصولات بهداشتی پوست و مو که تقلبی باشند ممکن است از دو جنبه مضر باشد، اول از نظر اقتصادی یعنی به رغم قیمت نسبتاً بالا، خواست بیمار برآورده نمی شود. به عنوان مثال، شامپو ضدشوره تنها شامپوی معمولی باشد و باعث رفع شوره سر نشود.

دوم، در برخی موارد ممکن است مواد مورد استفاده در یک محصول بهداشتی و آرایشی از کیفیت پایین برخوردار بوده و استانداردهای لازم در تهیه آن رعایت نشود، در نتیجه باعث عوارضی مانند خارش، قرمزی و حساسیت پوست، ریزش مو، موخوره و تغییر قوام مو شود، یا در محصولات آرایشی که در پلک و مژه ها استفاده می شوند باعث قرمزی، خارش و حساسیت در چشم شوند.

وی به خانواده ها توصیه می کند برای خرید محصولات آرایشی و بهداشتی به داروخانه ها و فروشگاههای معتبر مراجعه و به هنگام خرید به برچسبهای وزارت بهداشت روی این کالاها توجه کنند.

دکتر ملکی می گوید: در سالهای اخیر محصولات بهداشتی ایرانی نظیر شامپو، صابون، کرمهای مختلف مانند کرم ضد آفتاب با کیفیت مناسب تولید و توزیع می شود که علاوه بر صرفه اقتصادی، کیفیت مناسبتری هم نسبت به بسیاری از محصولات خارجی موجود در بازار دارد.

▪ چه باید کرد؟

حال این پرسش مطرح می شود که با متخلفان و متقلبان محصولات آرایشی و بـهـداشتی چـه بـرخـورد قـانونی می شود.

محمدعلی سهرابی مهر، وکیل پایه یک دادگستری، در این باره می گوید: برای این مقوله دو نکته وجود دارد.

نخست فردی با استفاده از آرم یک شرکت معروف محصولاتی تولید و به بازار عرضه کند؛ در چنین شرایطی، اقدام این فرد با توجه به ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا، اختلاس و کـلاهبـرداری قـابل پیگرد و مجازات است. مورد بعد به تولیـد محصولات غیرمجاز مربوط می شود.

امکان دارد این محصول دارای کیفیت مناسبی هم باشد، اما چون برای تولید و عرضه باید دارای مجوز از وزارت بهداشت باشد، تولید آن خلاف به حساب می آید و اگر فردی بدون اخذ مجوز نسبت به تولید، عرضه و فروش آن اقدام کند، برابر قانون مذکور مجرم بوده و قابل مجازات است؛ همچنین در قانون تعزیرات حکومتی امور بهداشتی و درمانی، مجازاتی برای مرتکبین این اعمال در نظر گرفته شده که توسط سازمان تعزیرات حکومتی مردم می توانند شکایات خویش را مطرح کنند.

در نوبت اول ارتکاب، تعطیلی واحد تولیدی غیرمجاز بلافاصله و ضبط کالای تولید به نفع دولت، در مرتبه دوم، علاوه بر مجازاتهای نخست، جریمه نقدی تا مبلغ ده میلیون ریال با توجه به حجم تولید غیرمجاز و در مرتبه سوم تخلف علاوه بر مجازاتهای فوق، لوازم تولیدی به نفع دولت ضبط می شود.

وی در ادامه خاطر نشان می کند: چنانچه واحد تولیدی مجاز بدون کسب پروانه ساخت اقدام به تولید کالا کند، در مرحله نخست تخلف، خط تولید آن تعطیل شده و کالای تولید نیز به نفع دولت ضبط می شود.

در نوبت دوم نیز علاوه بر مجازاتهای مرحله اول، مشمول جریمه نقدی تا مبلغ یک میلیون ریال با توجه به حجم تولید می شود و سرانجام در نوبت سوم علاوه بر مجازاتهای مرتبه دوم، واحد تولیدی تا مدت شش ماه تعطیل خواهد شد.

نقش ویتامین ها در بهداشت پوست

در دهه گذشته طیف وسیعی از محصولات بهداشتی و زیبایی پوست که حاوی ویتامین های مختلف هستند تولید شده است . هدف از استفاده این مواد ، بهبود ظاهر و زیبایی و حتی حفظ سلامتی پوست است .

نیاز برای رسیدن به نتایج قابل مشاهده و واقعی در پوست بر اثر استفاده از این مواد ، سبب شده تا این صنعت رشد قابل ملاحظه ای پیدا کند

● ویتامین ها چه هستند ؟

ویتامین ها مواد مغذی مورد نیاز انسان هستند که از طریق غذا وارد بدن انسان می شوند و برای حفظ سلامتی انسان ضروری هستند . چنین به نظر می رسد که استفاده از ویتامین ها به صورت موضعی برای پوست لازم است چون پوست شدیدا ً در معرض عوامل آسیب پذیری چون نور خورشید است . یکی از مهم ترین اثرات مفید ویتامین ها خاصیت ضد اکسیده شدن آن می باشد که برای جلوگیری از پیری مفید است . از طرف دیگر ویتامین ها می توانند باعث تحریک کلاژن سازی شوند و لایه شاخی پوست را نرم تر نمایند و از تیره شدن پوست جلوگیری کنند .

● ما در نظر داریم در این مبحث به ذکر خواص تعدادی از ویتامینها بپردازیم :

▪ ویتامین A

سال ها از ویتامین A در مواد آرایشی بهداشتی استفاده می کردند اما در سال 1984 توسط کلیگ من اثرات جوان کننده ترتینویین که یکی از مشتقات ویتامین A است ، شرح داده شد. اثرات مفید ترتینویین در تمام مقالات به اثبات رسیده است . اثرات بیولوژیکی این ماده سبب شده که این ویتامین به عنوان دارو شناخته شود و استفاده از آن در مواد آرایشی بهداشتی ممنوع و فقط با تجویز پزشک مصرف شود . رتینول یکی دیگر از مشتقات ویتامین A است که توسط صنایع آرایشی بهداشتی به مواد آرایشی اضافه شده و سبب افزایش ضخامت لایه شاخی پوست و در نتیجه سبب رفع چین های صورت می شود .

● ویتامین C

ویتامین C نیز در آب ، محلول است و در میوه ها و سبزیجات تازه وجود دارد . این ویتامین اثر مهم ضد اکسیدکنندگی دارد و سبب تولید کلاژن می شود . این ویتامین به مواد آرایشی بهداشتی اضافه می شود زیرا خاصیت ضد اکسیدکنندگی آن سبب رفع لکه های پوست و جلوگیری از پیری زودرس می شود و از طرف دیگر تولید ویتامینE را افزایش می دهد . این ویتامین سبب کاهش قرمزی پوست ناشی از آفتاب و نیز کاهش عوارض آفتاب سوختگی می شود . اثر ضد التهابی این ویتامین تأثیر مفیدی در درمان بیماری هایی چون اگزما و سپوریازیس دارد .

● ویتامین D

مطمینا با نام ویتامین D آشنایی دارید و از بیماری راشیتیسم یا نرمی استخوان نیز مطالبی شنیده اید و یا شاید تاکنون کودکان یا افراد بزرگسالی را دیده اید که پاهای هلالی شکل دارند ، دلیل آن چیست؟ آیا هلالی شدن پای افراد به سمت خارج یا داخل یک مسیله ژنتیکی است یا یک کمبود تغذیه ای ؟ با توضیحاتی که در مورد ویتامین D داده خواهد شد این مساله روشن می شود.

ویتامین D را کالسفیرول گویند که از ویتامینهای محلول در چربی است و از راههای مختلفی به بدن می رسد. اصلی ترین راه تأمین ویتامین D برخورد نور ماوراء بنفش آفتاب و تغییرات پیش سازهای زیر پوستی است. این ویتامین از راه مواد غذایی حیوانی نیز تامین می شود ، در گیاهان نیز پیش سازهای تولید کننده ویتامین D موجود است .

پس می بینیم که این ویتامین مهم از راههای زیادی تامین می شود، قرار گرفتن در آفتاب مستقیم حتی به مدت 10 دقیقه در روز، نیاز بدن ما را تامین می کند . این مساله برای کودکان و سالمندان که در منزل نگهداری می شوند و افراد شب کار بسیار اهمیت دارد .

جذب این ویتامین بوسیله چربی ها صورت می گیرد و در خون توسط عامل حمل کننده ویتامین D منتقل می شود ، از اینرو کسانیکه مبتلا به بیماریهای هضمی و جذبی چربی هستند باید به میزان دریافت ویتامین D و عوارض کمبود آن توجه بیشتری بنمایند.

▪ عملکرد ویتامین D چیست؟

ـ نقش اصلی ویتامینD ، حفظ تعادل کلسیم و فسفر است .

ـ این ویتامین در تمایز سلولی تاثیر دارد.

ـ رشد استخوانی ، استحکام استخوانها و دندانها ، سلامت استخوان در دوران کهنسالی و عدم ابتلا به استیوپروز یا پوکی استخوان همه به دلیل تاثیر ویتامین D در حفظ تعادل کلسیم و فسفر است. ویتامین D از یک سو موجب افزایش جذب کلسیم و فسفر از روده ها ، کاهش دفع از کلیه ها و کنترل متابولیسم در استخوان می شود و از سوی دیگر این ویتامین در رشد سلولهای استخوانی نیز مؤثر است . تاثیر آن در رشد سلولها ، به دلیل عمل آن در ترجمه ژنهای هسته سلول می باشد .

مطالبی که بیان شد میزان اهمیت و نحوه عملکرد ویتامین Dرا بیان می دارد

● ویتامین E

این ویتامین در چربی محلول است و در دانه های روغنی خشکبار و بسیاری از روغن ها یافت می شود . سال ها است که این ویتامین را به عنوان داروی ضد پیری می شناسند و در موارد آرایشی بهداشتی استفاده می کنند . کاهش قرمزی ناشی از نور خورشید ، کاهش ورم آفتاب سوختگی از اثرات مفید آن است و کاهش قابل ملاحظه چین و چروک پوست در اثر استفاده موضعی آن ثابت شده است .

● ویتامین K

این ویتامین در روده انسان تولید می شود و تولید آن نیاز به مصرف سبزیجات تازه دارد . این ویتامین برای انعقاد خون ضروری است اما استفاده از موارد موضعی آن در کاهش خون مردگی ناشی از ضربات و نور خورشید موثر است . این ویتامین همچنین در کاهش تیرگی زیر پلک که علت عروقی دارد نیز موثر می باشد .

● نتیجه گیری :

اثرات مفید ویتامین ها در مواد آرایشی بهداشتی ثابت شده است ، اما همانگونه که ذکر شد بعضی از اقلام این ویتامین ها دارو می باشند و چون استفاده غلط از آن ها سبب التهاب پوست می شود نحوه استفاده از آن باید توسط پزشک تجویز شود . هم چنین شکل های ساختمانی مختلفی از این ویتامین ها در صنایع آرایشی- بهداشتی استفاده می شود که ممکن است با شکل خوراکی آن تفاوت داشته باشد . بنابراین استفاده خودسرانه این ویتامین ها به صورت موضعی توصیه نمی شود ، مثلاً ممکن است حل کردن قرص خوراکی ویتامین C در آب و زدن آن به صورت ، نه تنها هیچ فایده ای نداشته بلکه به علت وجود مواد دیگری در آن قرص ها سبب ایجاد حساسیت شود . میوه های مختلف نیز در حالیکه دارای ویتامین های گوناگون هستند ، حاوی ترکیباتی می باشند که می توانند ایجاد حساسیت های پوستی کنند . بنابراین استفاده موضعی از عصاره میوه ها و یا حتی خود میوه ها اصلاً توصیه نمی شود .

در عین حال مصرف خوراکی انواع میوه ها ، سبزیجات تازه و خشکبار می تواند در حفظ سلامتی پوست و نیز جلوگیری از بروز لکه های صورت و بدن پیشگیری از پیری زودرس موثر باشد .

 به چند ساعت خواب نیاز داریم؟

خواب یکی از مهمترین موضوعات تحقیقات علمی است: اینکه چرا به خواب نیاز داریم؟ چرا بخواب رفتن میتواند انقدر سخت باشد؟ و خواب چطور بر همه چیز ما از فعالیتهای ورزشی گرفته تا درآمدمان، تاثیر می گذارد؟
دانیل کریپک، از محققان کلینیک خواب در کالیفرنیا، به این سئوال مهم جواب میدهد. در سال 2002 او نرخ مرگ را بین یک میلیون آمریکایی بزرگسال (در کنار تحقیقاتی راجع به جلوگیری از سرطان) که میزان خواب شبانگاهیشان را گزارش داده بودند اندازه گرفت. نتایج تحقیقات او بسیار جالب بود و در اروپا و آسیای شرقی نیز تایید شد.
سئوال: خواب ایده آل برای ما چقدر است؟ 
پاسخ: مطالعات نشان می دهند کسانی که هر شب بین شش و نیم تا هفت و نیم ساعت می خوابند، زندگی طولانی تری دارند و کسانی که هشت ساعت و بیشتر یا کمتر از شش و نیم ساعت میخوابند، عمر طولانی ندارند. همان ریسکی که برای خواب طولانی وجود دارد، برای کم خوابی نیز صدق می کند. نکته مهم اینجاست که خواب طولانی از 8 ساعت به بالا شناخته می شود. مثلا خوابیدن به مدت هشت و نیم ساعت ممکن است کمی بدتر از خوابیدن به میزان 5 ساعت باشد.
نمودار بیماری در این مورد مانند حرف U است بطوریکه کم خوابی و خواب زیاد هر دو با انواع بیماریها، افسردگی، چاقی و در نهایت ناراحتی قلبی همراه است. اما میزان خواب ایده آل برای درجات مختلف سلامتی یکسان نیست.می توان گمانه زنی هایی داشت راجع به اینکه چرا افرادی که 6.5 تا 7.5 ساعت می خوابند، عمر طولانی تری دارند اما باید پذیرفت که دلیل واقعی آن بر پزشکان روشن نیست.
یعنی علت و معلول واضح نیست پس نمی توان گفت که یک فرد با کم خوابی مزمن اگر خوابش را طولانی تر کند، بیشتر زنده می ماند یا برعکس اگر کسی که خوابش زیاد است، ساعت را زودتر کوک کند، عمرش طولانی می شود. پزشکان امیدوارند پاسخی برای این سئوالها بیابند.
یکی از دلایلی که باید این حقایق در بین مردم جا بیفتد این است که می توان بی خوابی و پریشانی ناشی از آن را تنها با گفتن این جمله به مردم که : کم خوابی مشکل زا نیست، تاحدودی کم کرد. گفته شد که شما باید 8 ساعت بخوابید، اما برای این جمله دلیل شفافی وجود ندارد. یکی از مواردی که در کلینیک ها مشاهده می شود این است که افراد زمان زیادی را در رختخواب می گذرانند بدون اینکه واقعا بخواب رفته باشند، زیرا فکر می کنند حتما باید 8 یا 9 ساعت خوابید، پس به این میزان در رختخواب می مانند و نتیجه این خواهد بود که برای بخواب رفتن دچار مشکل شده و در طول شب به دفعات از خواب می پرند.
شاید به نظر عجیب بیاید، اما یکی از دلایل بی خوابی ، بیدار ماندن در رختخواب و نگرانی برای آن است! تحقیقات زیادی در اروپا و آمریکا انجام شده که نشان میدهد راه درمان بی خوابی این است که وقتی خوابتان نمی آید از رختخواب خود بیرون بیایید و زمان خود در تخت را محدود کنید، این روش واقعا به شما کمک خواهد کرد و بر ترس ناشی از بی خوابی غلبه خواهید کرد و مطمئن هستید که وقتی به تخت خواب خود می روید، خوابتان می برد.
این حقیقت ساده، راه حل بسیار بهتری از قرص های خواب است و در دراز مدت تاثیر بیشتری دارد. گفتنی است بی خوابی اغلب در اثر بیماری دیگر یا مشکلات روانی پیش می آید، پس بهتر است برای نتیجه گیری بهتر از طرق پزشکی و روانشناسی نیز در این مورد اقدام شود.

 راه حل مواجه با تغییرات

انسان در طول زندگی خود با بحرانها ، تغییرات و دگرگونیهایی مواجه می شود، بطوری که هیچ زندگی وجود ندارد که بدون تغییرات و دگرونیها و در امتداد یک خط یکنواخت سپری شده باشد. این تغییرات معمولا روند عادی جریان زندگی را بر هم می زنند، بطوری که فرد را مجبور به سازگاری مجدد با تغییرات حاصله می کنند. نوع روشی که فرد در مواجهه با این تغییرات اتخاذ می کند اهمیت قابل توجی در سلامت روانی و اجتماعی او خواهد داشت.

● انوع تغییرات در زندگی

تغییرات متعددی در زندگی انسان رخ می دهد که بسته به درجه و شدت استرس زایی ، متفاوت هستند. عمدتا تغییرات ، مقداری از استرس را با خود دارا هستند. چه این تغییرات ، تغییراتی مثبت باشند مثل ازدواج ، یا تولد فرزند یا قبولی در کنکور یا تغییراتی منفی باشند مثل ور شکستگی ، از دست دادن عزیزان و ......

به عبارتی در مواجهه با تغییر هر انسانی متحمل میزانی از استرس خواهد بود. برخی از این تغییرات درجه استرس زایی بالایی دارند، مثل فوت عزیزان ، طلاق و ... و برخی از میزان استرس زایی کمتری برخوردار هستند مثل ثبت نام در یک کلاس آموزشی. برخی نیز از لحاظ میزان استرس زایی در بین این دو نقطه قرار می گیرند، مثل تغییر شغل ، تغییر محل سکونت ، تغییر مدرسه و ... .

● انواع واکنشهای افراد در مواجهه با تغییرات اساسی

واکنشهای مختلفی در مواجهه با تغییرات در افراد مختلف دیده می شود. چه بسا که در مقابل یک تغییر مشترک ، افراد مختلفی واکنشهایی متفاوت از خود نشان دهند. به عنوان مثال تغییر محل سکونت را به عنوان تغییری که مقداری استرس با خود همراه دارد را در نظر بگیرید. هر کدام از اعضای خانواده در قبال این تغییر واکنشهای مختلفی ممکن است از خود نشان دهند. یکی از آنها ممکن است با تحمل ناراحتی شدید از دور شدن از همسایگان و آشنایان قبلی دچار افسردگی شود.

دیگری ممکن است احساس تنفر از محل جدید سکونت داشته باشد، دیگری این موقعیت را یک موقعیت جدید برای آشناییهای جدید بداند و تلاش کند روابط خود را با همسایگان جدید آغاز کند و ... . همانطور که ملاحظه می شود افراد مختلف بسته به شخصیت ، تجارب و نظریات خود واکنشهای متفاوتی نشان می دهند. بطور کلی واکنش افراد را به دو دسته کلی می توان تقسیم بندی کرد.

● روشهای مثبت در مواجهه با تغییرات اساسی

این شیوه ها اغلب شرایطی را برای فرد فراهم می کنند تا وی بتواند با شرایط جدید به سازگاری برسد. فرد با استفاده از این شیوه حاضر به لمس تغییرات و در مواردی بحرانها می شود، آنها را وارسی می کند و رفتارهایی را در پیش می گیرد که شرایط را برایش قابل تحمل می سازد. برخی از افراد در چنین تغییراتی بدنیال جنبه هایی می گردند که برایشان امیدوار کننده و کامرواساز باشند، با چنین برخوردی ارزش و اهمیت شرایط منفی این تغییر را به حداقل می رسانند و از استرس شرایط موجود می کاهند.

فردی که به ناچار مجبور به تغییر شغل شده است با استفاده از این روش ممکن است به دنبال ویژگیهای شغل جدید بگردد که برایش جالب توجه و امید بخش هستند. شوخ طبعی و استفاده از مزاح و شوخی روش دیگردر برخورد با بحرانها و تغییرات است. هر چند این روش در تمامی موقعیتهای استرس زا موثر نباشد و یا حداقل امکانپذیر باشد، ولی در برخی موقعیتهای دیگر می تواند تاثیر مهمی داشته باشد.

به فرض مثال ، استفاده از شوخ طبعی در جریان فوت یک عزیز برای یک فرد چندان مناسب نخواهد بود، اما در قبال یک ورشکستگی مالی شاید شیوه مفید و کارآمدی باشد. تمرکز و توجه به مسایل دیگر زندگی به عنوان مسایل جسمی مثل ورزش ، کارهای هنری ، مطالعه و دیگری علاقمندیهای فردی قدرت سازگاری فرد را با تغییرات جدید سرعت می بخشد. توسل به چنبن فعالیتهایی که مورد علاقه فرد هستند با تغییر توجه فرد از شرایط فعلی به فعالیتهایی چون ورزش ، کارهای هنری و غیره ، تحمل شرایط را آسانتر می سازند.

هر چه تمرکز و توجه فرد روی تغیرات اعمال شود، با احتمال بیشتری واکنشهای منفی را در او فراخوانی خواهد کرد. وسعت بخشیدن به ارتباطات اجتماعی شیوه مناسب دیگری است که کارکردهای مفیدی در تغییراتی چون طلاق ، از دست دادن عزیزان ، تغییر شغل ، تغییر محل سکونت و ... دارد. شیوه های دیگری نیز وجود دارند که با توجه به شرایط پیش آمده شناسایی و مورد استفاده قرار می گیرند.

به عنوان مثال یک روش مفید مواجهه با تولد فرزند در خانواده که معمولا با مقداری استرس هم برای پدر و هم برای مادر همراه است آگاهی هر دو آنها از تغییرات حاصل در روابط اعضای خانواده و پیاده کردن شگردهایی برای سازگاری اعضا است. معمولا تحقیقات نشان می دهد که بعد از تولد اولین فرزند ، تغییراتی در روبط همسران پدید می آید که احتمال بروز مشکل را افزایش می دهد. آگاهی همسران از علل چنین مشکلاتی و تسلط آنها به وظایف جدید خود شرایط را سازگارانه تر خواهد ساخت.

● روشهای منفی در مواجهه با تغییرات اساسی

این روشها با اینکه از طرف فرد بکار برده می شوند، اما کارایی مثبتی برای سازگاری فرد با شرایط جدید ندارند. فرد این واکنشها و روشها را بر اساس شناختها و تجارب قبلی خود و اغلب به صورت ناخودآگاه بکار می بندد و نه تنها به سازگاری با این تغییرات نمی رسد بلکه مشکلات جدیدی برای خود بوجود می آورد. انکار مشکل یکی از این شیوه های منفی است. هر چند مساله انکار مشکل ، در اکثر افراد دیده می شود، اما زمانی که مدت زمان درازی بطول می انجامد، به عنوان یک واکنش منفی شناخته می شود.

همانند فردی که دو سال بعد از فوت یکی از عزیزان هرگز مرگ او را باور ندارد و منتظر بازگشت اوست. دلتنگی ، بدخلقی ، اضطراب ، افسردگی ، اختلالات خواب مثل بی خوابی ، پرخوابی ، فرار از مواجهه با مشکل ، از جمله دیگر روشهای منفی به تغییرات زندگی روزمره هستند.

تمبر هندی؛میوه ای اشتها آور

تمبر هندی از TAMARIA HINDI مشتق شده و به معنای میوه هندی می باشد . تمبر هندی درختی است بلند كه منشا آن از هند و آفریقای شمالی بوده است، ولی امروزه در بیشتر مناطق گرمسیر دنیا پرورش می یابد .
برگ های آن متناوب و مركب شامل ۱۰ تا ۲۰ جفت برگچه فشرده و نزدیك به هم است . گل های آن به رنگ زرد مایل به قرمز و به شكل خوشه در انتهای ساقه ظاهر می شود .
میوه آن شبیه باقلا به شكل غلاف و با كمی خمیدگی است . این غلاف به طول ۱۰ سانتیمتر می باشد كه در آن بین ۳ تا ۱۰ دانه قرار درد .
برای تهیه تمبر هندی ها میوه ها را شكافته و قسمت گوشت دار آنها را با هسته بیرون آورده و خشك می كنند .
خشك كردن تمبر هندی طرق مختلفی دارد و در هر منطقه فرق می كند . مثلا در جزایر آنتیل قسمت گوشت دار آن را در ظرف بزرگی كه دارای شربت غلیظ در حال جوشی است وارد می كنند تا شربت در منافذ میوه نفوذ كرده و آن را حل كند .
تركیبات شیمیایی :
قسمت گوشت دار میوه، دارای كمی قند و پكتین و همچنین اسید سیتریك ، اسید مالیك ، تارتارات و اسید پتاسیم می باشد . در پوست درخت تمبر هندی مقداری تانن وجود دارد . سرشاخه های جوان و سبز این درخت دارای مقدار زیادی ویتامین های گروه B می باشد.
خواص درمانی :تمبر هندی از نظر طب قدیم ایران، سرد و خشك است.
- خوردن تمبر هندی باعث پائین آمدن تب می شود.
تمبر هندی به هضم غذا كمك می كند و اشتها را افزایش می دهد.
- تمبر هندی خنك كننده بدن است.
- برای رفع تشنگی مفید است.
- دل به هم خوردگی و تهوع را برطرف می كند.
- پوست تمبر هندی قابض و رفع كننده اسهال است.
- بهترین طریقه استفاده از تمبر هندی این است كه این ماده را درآب خیس كنید و سپس آن را صاف كرده و با نبات بخورید .
- دم كرده تمبر هندی نیز اثر ملین دارد . برای تهیه این دم كرده ، یک قاشق غذا خوری تمبر هندی را با نیم لیتر آب جوش مخلوط كرده و به مدت یك ساعت بگذارید بماند. سپس این دم كرده را در طول روز مصرف كنید .
- تمبر هندی را بپزید و ضمادی از آن درست كنید . این ضماد را روی ورم و قسمت های دردناك بدن بگذارید.
مضرات :

تمبر هندی برای ریه و طحال خوب نیست و در اشخاصی كه ریه و طحال ضعیفی دارند ، ممكن است تولید اشكال كند . این گونه اشخاص بهتر است كه تمبر هندی را با كتیرا یا خشخاش بخورند.

لاغری بدون رژیم

این روزها همه به دنبال یک رژیم ضربتی و یا برنامه تغذیه ای معجزه گر سریع می گردند که اندام و اندازه های بدنشان را متناسب کنند و یا به همان اندازه و اندام دلخواه قبلی برگردند و گاهی هدف پوشیدن یک لباس خاص در یک مهمانی است و نه سلامتی.

این گونه رژیم های غذایی ضربتی اگرچه ممکن است در کوتاه مدت جواب دهد (به همراه بسیاری از عوارض دراز مدت و ماندگار ناشی از آنها) ولی در دراز مدت نتیجه ای جز بازگشت به وضعیت اولیه و در برخی موارد به مراتب بدتر از وضعیت اولیه٬ ندارد.

تلاش کردم تا آخرین روش های موثر در کاهش وزن را از بررسی های معتبر علمی گردآوری کنم و یادآوری کنم که پیروی از چند الگوی ابتدایی و ساده زندگی می تواند تاثیر بسیار زیادی در سلامتی شما داشته باشد و شاید باعث نجات شما از وضعیت فعلی شود.

راز موفقیت در پیروی از این روش ها و گنجاندن آنها در جمله عادات همیشگی است؛ به این ترتیب موقع مهمانی ها و زمان های خاص دچار دردسر نمی شوید (داشتن سلامتی و تناسب اندام فقط برای پوشیدن لباس های خاص در مهمانی ها و مراسم خاص نیست و به یاد داشته باشید که هیچگونه راه ضربتی و میانبری تاکنون ارایه نشده است).

● نکته 1:

هر روز صبحانه بخورید. حق با مادر ها است. بررسی ها نشان می دهد صبحانه مهمترین وعده غذایی روز است و علاوه بر افزایش تمرکز٬ گرسنگی را در طول روز کم می کند و باعث حفظ وزن سالم می شود. اگر به دلیل کمبود وقت قادر به خوردن صبحانه در صبح نیستید٬ آن را به همراه خود ببرید. سعی کنید حداقل 3 گروه از 4 گروه مواد غذایی (میوه و سبزی ها٬ غلات و نشاسته٬ شیر و لبنیات٬ گوشت ها و حبوبات و دانه های روغنی) در صبحانه شما وجود داشته باشد.

● نکته 2:

وعده غذایی را با یک پیش غذا نظیر سالاد و یا سوپ شروع کنید. افرادی که وعده غذایی را با یک پیش غذای کم کالری چون سوپ و یا سالاد و سبزیجات شروع می کنند می توانند اشتهایشان را بر آورده سازند و حجم کمتری کالری و چربی در مقایسه با کسانی که از غذای اصلی شروع می کنند٬ مصرف کنند. سبزی و میوه نیاز شما برای انرژی فوری را بر طرف می سازند و باعث می شوند بدن سریعتر علامت سیری را به مغز بفرستد (به طور معمول 20 دقیقه طول می کشد)٬ بنابر این خود را با غذاهای سنگین تری چون گوشت و یا سیب زمینی سرخ کرده سیر نمی کنید. غذاهایی چون سبزی های سبز و نارنجی و میوه کالری کمتری دارند٬ چون بیشتر از آب و فیبر تشکیل شده است ـ یعنی می توانید بیشتر بخورید در حالیکه به مدت بیشتری احساس پری می کنید.

● نکته 3:

آشپزخانه را شب ها تعطیل کنید. بررسی ها نشان می دهد که خوردن تنقلات هنگام تماشای تلویزیون پس از خوردن شام می تواند میزان دریافت کالری را نا آگاهانه بی اندازه بالا ببرد. به جز بیحوصلگی٬ دلایل دیگری نیز ممکن است وجود داشته باشد که شما بعد از شام احساس گرسنگی کنید. شاید شام را خیلی زود می خورید٬ که در این صورت 30 دقیقه یا بیشتر خوردن شام را به عقب بیاندازید. و یا دیر می خوابید. اگر همچنان می خواهید آخر شب چیزی بخورید از یک تکه میوه تازه کم کالری یا یک فنجان چای گیاهی بدون کالری (بدون شیرینی) لذت ببرید. همچنین٬ دندان ها را زود تر از موقع خواب مسواک بزنید تا نشانی بر پایان خوردن باشد.

● نکته 4:

شکر را فراموش کنید. گلوکز٬ فروکتوز و یا هر چیز دیگری که نام دارد. قند و شکر می تواند از 2 راه بهترین تلاش های شما را برای حفظ کاهش وزن بی ثمر بگذارد:

1) کالری صرف را به غذایتان بیفزاید.

2) قند خون تان را بالا و پایین ببرد و شما احساس گرسنگی کاذب کنید.

اگر هوس یک خوردنی شیرین کرده اید٬ از قند های طبیعی میوه های تازه و یا تنقلاتی چون میوه های خشک مثل قیصی ها و یا کشمش لذت ببرید.

● نکته 5:

در فاصله میان نهار و شام یک میان وعده بخورید. خوردن یک میان وعده سالم در نیمه بعد از ظهر (حدود ساعت 3) شما را تا زمان شام پر انرژی نگاه می دارد و شما را وا نمی دارد که از شیرینی فروشی سر راهتان خرید کنید. مصرف یک پروتیین همراه یک کربوهیدرات همچون پنیر و نان٬ شیر و بیسکویت دیجستیو٬ کره بادام زمینی و نان٬ ماست و خیار و یا شیر هویج می تواند شما را تا شام نگه دارد.

● نکته 6:

از زیاده روی خودداری کنید. خوب به مقدار غذایی که در بشقاب تان می گذارید٬ توجه کنید. اگر فکر می کنید اندازه وعده تان بیش از حد بزرگ است٬ سعی کنید کوچکش کنید. نصف بشقابتان را از سبزیجات و سالاد٬ 1/4 آن را از غذاهای پروتیینی (گوشت٬ مرغ٫ ماهی یا حبوبات) و 1/4 بقیه را از غلات و نشاسته ها (ماکارونی٬ برنج٬ نان٬ سیب زمینی٬ نخود فرنگی یا ذرت) پر کنید. از بشقاب و کاسه های کوچکتر استفاده کنید تا بشقابتان پر به نظر آید.

● نکته 7:

آشپزخانه را با غذا های سالم پر کنید. آگاهانه غذا ها را سالم انتخاب کنید. به جای سیب زمینی سرخ کرده٬ از سیب زمینی پخته شده استفاده کنید. به جای لبنیات پر چرب از لبنیات کم چرب و یا بدون چربی استفاده کنید. میوه های تازه هر فصل را جایگزین شیرینی و شکلات کنید. خریدتان را از قبل برنامه ریزی کنید. فقط از روی فهرست خریدتان خرید کنید که در این صورت بیشتر احتمال دارد غذاهای سالم تر بخرید و تهیه کنید.

● نکته 8:

چنانچه قصد رفتن به رستوران دارید٬ از قبل رستوران را انتخاب کنید. در مورد کیفیت غذایی که می خواهید بخورید٬ پیش از انتخاب رستوران بیاندیشید. به رستوران هایی که سالاد تازه٬ غذاهای گیاهی٬ ماهی و یا مرغ های کبابی در فهرست غذایشان هست٬ بروید.

اگر هر از چندی تصمیم گرفتید یک غذای فوری ( (Fast Foodیا همان غذای چرب و خیلی سرخ شده است بخورید٬ به یاد داشته باشید که آنچه در ادامه روز می خورید را برنامه ریزی کنید تا نیاز روزانه کالری و چربی تان بالا نزند. مثلا اگر نهار یک همبرگر گنده همراه با یک ظرف سیب زمینی سرخ کرده بزرگ می خورید٬ شام سالاد سبزی همراه با سس کم چرب و یا بدون کالری همراه با کمی مرغ پخته بخورید. بطور تقریبی خانم ها بهتر است حداکثر 75 45 چربی در روز و آقایان حداکثر 105 60 گرم چربی (موجود در گوشت ها٬ دانه های روغنی٬ کره و لبنیات و روغن ها) بخورند.

● نکته 9:

غذا ها را روزانه یاد داشت کنید. بررسی ها اثبات کرده اند اگر آنچه می خورید را یادداشت کنید٬ بیشتر احتمال می رود که یک وزن سالم داشته باشید. همچنین این یادداشت روزانه روش مهمی در کشف نکاتی است که نیاز به تغییر در رژیم غذایی تان دارد.

● نکته 10:

وزن تان را بسوزانید. در نظر داشته باشید که 36 دقیقه راه پیمایی لازم است تا 1 تکه کوچک پیتزا را بسوزانید. بیاد داشته باشید که برای کاهش وزن لازم است که بیشتر فعالیت بدنی کنید و کمتر بخورید (متناسب بخورید). مطمین شوید که زمان مناسبی را برای 30 دقیقه فعالیت بدنی در برنامه روزانه تان بگنجانید٬ حتی اگر بالا و پایین رفتن از پله های خانه و یا محل کارتان باشد. همچنین یک پیاده روی سبک٬ رقص٬ شنا و کوه پیمایی ٬ همه می توانند ایده های خوبی باشند.

  پاک کردن رد پای زمان از روی پوست

عشق و علاقه انسان ها به زندگی جاودانه و حفظ ظاهری جوان و زیبا در تمام مراحل زندگی یکی از آرزوهای بشر طی سال ها و قرن ها بوده و هست. آرزویی که به مدد پیشرفت علم وتکنولوژی تا حدودی می توان به آن دست یافت و به صورت محدود از تاثیر گذر زمان روی پوست کاست.

اگرچه شاید اهداف اصلی از این روش ها بیشتر توجه به بعد درمانی و ارتقای زندگی و روحیه افرادی بوده است که به هر دلیلی از نقصی در چهره خود رنج می برند اما امروزه شاهد گرایش افراد مختلفی هستیم که به بهانه های مختلف از جمله تنوع طلبی و زیباتر شدن به سوی این اعمال گرایش پیدا می کنند. در اینجا در گفت وگویی کوتاه با دکتر سید بهزاد پوستی جراح و متخصص گوش و حلق و بینی و سر و گردن در مورد روش های مختلف جوانسازی پوست خواهیم پرداخت.

▪ آقای دکتر لطفا کمی در مورد جوانسازی چهره توضیح دهید.

ـ جوانسازی چهره به مجموع روش هایی گفته می شود که با کمک آنها چهره شخص چند سال (در حدود یک دهه) جوان تر می شود، البته این موضوع به معنی متوقف شدن روند پیری در سال های بعدی در فرد نخواهد بود.

▪ پس لیفتینگ یکی از روش های جوانسازی چهره محسوب می شود؟

ـ بله، لیفتینگ شامل جابه جایی و اصلاح موقعیت چربی ها، عضلات و غلاف های پوشاننده آنها و پوست صورت است که هدف نهایی از آن جوانسازی است. ما با توجه به تمام ساختار صورت بیمار و خواسته او تصمیم می گیریم، چه اقداماتی برای او انجام دهیم. ممکن است برای لیفتینگ صورت یک نفر فقط کشیدن پوست کافی باشد و در مورد دیگری چربی ها و یا استخوان ها و عضلات و یا حتی همه موارد یادشده، تحت عمل قرار بگیرند.

▪ چگونه لیفتینگ در لیست اقدامات و جراحی های زیبایی قرار گرفت؟

ـ نخستین بار لیفتینگ در جهت کشیدن پوست در ناحیه صورت و برداشتن پوست اضافی سپس بخیه زدن آن بود، تا به این طریق نمای جدید و اصلاح شده ای از صورتی بدون چین و چروک به دست آید. بعد از مدتی ملاحظه شد که چهره جدید خیلی پایدار نخواهد بود و سریع از بین می رود، بنابراین پزشکان به این فکر افتادند که همزمان با پوست سطوح زیر پوست آن هم کشیده شوند تا پایایی (ماندگاری) بیشتری داشته باشد و کم کم توجه آنها به تغییرات پوست و روند پیری آن بیشتر شد.

▪ با توجه به اینکه اغلب شروع پیری صورت بعد از 40 سالگی مشهود می شود آیا متقاضیان جوانسازی پوست در سنین بالای 40 سال هستند؟

ـ در سال های اخیر سن مراجعین در این مورد کاهش پیدا کرده است و مراجعین ما از 30 سال به بالا هستند. البته اغلب ترمیم بافت ها در سنین پایین تر باعث ماندگاری بیشتری هم در آن بافت می شود و وسعت کارهای انجام شده برای این افراد کمتر خواهد بود.

▪ با اثر بخیه های حاصل از لیفتینگ چه می کنید؟

ـ این بخیه ها حداقل اثر را خواهند داشت اما نمی توانیم ادعا کنیم به طور کامل از بین خواهد رفت، با این حال سعی می کنیم در نواحی پنهان و با دید کمتر بخیه ها را داشته باشیم.

▪ موفقیت و عدم بازگشت چین و چروک ها در این روش به چه عواملی وابسته است؟

مهارت پزشک و قدرت تجزیه و تحلیل تغییرات و تصمیم گیری درست در مورد اصلاحات در این زمینه نقش مهمی را ایفا می کند. به طور مثال اگر پزشکی به هر دلیلی وقتی نیاز به اقداماتی در سطوح عمیق تر پوست است، در لایه های کمتری این اصلاحات را انجام دهد، احتمال برگشت چین و چروک ها بیشتر است. کیفیت پوست بیمار، روند ترمیم نسوج و وضعیت بهداشت فردی هم در نتیجه کار موثر خواهد بود.

▪ چه توصیه هایی به بیماران قبل و بعد از انجام این جراحی ها دارید؟

ـ بهتر است داروهای ضدبارداری و هورمونی ده روز تا دو هفته قبل از عمل قطع شوند. از مصرف داروهای مختل کننده عملکرد پلاکتی مانند آسپرین و سایر داروهای ضدالتهابی غیر استروییدی، ویتامین E و مکمل های گیاهی هم از ده روز قبل از عمل باید خودداری کرد. بهتر است قبل از شروع و یا در حین دوران قاعدگی (به علت احتمال خونریزی) جراحی انجام نشود. در بیمارانی که فشار خون بالای 100/150 دارند، احتمال خونریزی و تشکیل هماتوم حدود 2/5 برابر افراد با فشار خون عادی است، بنابراین کنترل فشار خون بیمار قبل از عمل بسیار مهم است. در افراد سیگاری احتمال از بین رفتن پوست بعد از عمل، 12 برابر افراد غیر سیگاری است، بنابراین از یک ماه قبل تا 3 هفته بعد از جراحی، بیماران نباید از سیگار، patchهای نیکوتینی یا آدامس های حاوی نیکوتین استفاده کنند. برای شست وشو بهتر است از صابون های آنتی باکتریال یا شامپوهای آنتی سپتیک استفاده کنند و از اسپری ها و سایر محصولات مورد استفاده برای موها خودداری کنند. قبل از عمل هم بیمار باید حتما موهایش را شسته باشد. محافظت از پوست در برابر نور خورشید و استفاده از کرم های ضدآفتاب، عدم استفاده از سیگار و اخم نکردن و خودداری از انداختن چین و چروک در ماندگاری اثر این جراحی ها تاثیر زیادی خواهند داشت.

▪ این جراحی ها برای چه افرادی ممنوع است؟

ـ کسانی که انعقاد و یا بیماری های بافت هم بند دارند و کسانی که بدنشان به هر دلیلی نمی تواند بیهوشی و بی حسی را تحمل کند. کسانی که بدنشان گوشت اضافه می سازد هم گزینه خوبی برای این عمل ها نیستند. در ضمن در جراحی آندوسکوپی لیفتینگ افرادی که در گذشته دچار شکستگی جمجمه شده اند، هم باید احتیاط بیشتری کرد.

یکی از روش هایی که به تنهایی یا در کنار سایر روش ها در جوانسازی چهره انجام می شود، تزریق بوتاکس است در این مورد توضیح دهید.

در مواقعی که فعالیت عضلات صورت باعث ایجاد چین و چروک و تغییراتی در ناحیه ای از آن شود، ما سعی می کنیم با تزریق بوتاکس و مختل کردن آن فعالیت عضلانی و تغییرات ایجاد شده را از بین ببریم و یا تعدیل کنیم.

▪ بوتاکس چیست؟

ـ بوتاکس سم بوتولینوم است که به صورت موقت باعث فلج عضلات و در نتیجه از بین رفتن و یا کاهش چین و چروک ها می شود، اما بعد از مدتی اثرات خود را از دست می دهد. استفاده از بوتاکس فقط محدود به رفع چین و چروک ها نیست و در جهان پزشکی کاربردهای درمانی فراوانی دارد.

▪ تزریق بوتاکس ممکن است چه عوارضی را برای بیماران به دنبال داشته باشد؟

ـ میزان داروی مورد مصرف برای هر بیمار باید با توجه به دوز مورد تایید و استاندارد استفاده شود، در غیر این صورت ممکن است باعث عوارض عمومی، اختلال در ریتم قلب و حتی مرگ و میر شود.

لطفاً کمی هم در مورد پرکننده ها توضیح دهید.

به طور کلی ما دو نوع ژل پرکننده داریم؛ ژل های موقتی و ژل های دایمی. ژل های موقتی هیالورونیک اسید هستند و بیشتر منشأ حیوانی دارند. این ژل ها فضای تزریق را پر می کنند و بعد از 6 ماه تا یک سال اثر آن از بین می رود. ژل های دایمی مواد سنتتیک هستند که در محل تزریق باقی می مانند و جذب نمی شوند.

▪ این ژل ها چه عوارض احتمالی خواهند داشت؟

ـ بزرگ ترین خطر آنها (ژل های دایمی) عفونت است که مشکلات فراوانی را برای بیمار به دنبال خواهد داشت.

آیا فرایند تازه کردن پوست هم در گروه اقدامات جوانسازی است، کمی در این مورد توضیح دهید.

بله، در تازه کردن، سطح پوست مورد توجه ما قرار می گیرد. در تازه کردن که به شکل لایه برداری (پیلینگ) مکانیکی، شیمیایی و لیزر انجام می شود، یک لایه از سطح پوست برداشته می شود و پوست دوباره آن را می سازد. این روش برای افرادی که اختلالات بسیار سطحی و اندکی روی پوست خود دارند و کسانی که صدمات زیاد پوستی آنها با سایر روش ها کاهش پیدا کرده است، قابل اجراست.

▪ چه توصیه ای برای خوانندگان دارید؟

ـ در مرحله اول باید بدانند از مراجعه به پزشک چه هدفی دارند و دقیقا دنبال چه هستند، آیا می خواهند چروک صورتشان را برطرف کنند، یا افتادگی پلکشان را، شاید هم حالت ابروها را ... . در ضمن باید بدانند پزشک نمی تواند معجزه کند، پس باید واقع بین باشند و بعد از مشورت با پزشک و در نظر گرفتن محدودیت ها و توانایی های هرکدام از این روش ها اقدام به جوانسازی بکنند.

● اقدامات طبی برای مراقبت از پوست

محصولات ضد پیری و ضد چروک در سال های اخیر فروشگاه ها را انباشته اند و اغلب اطلاعات نادرستی در مورد تاثیر بخشی آنها به خریدار داده می شود. اغلب این محصولات نه تنها تایید اداره غذا و داروی آمریکا را ندارند بلکه هیچ مطالعه آینده نگری نیز در مورد مفید بودن آنها وجود ندارد.در مطالعات متعدد ثابت شده است، در میان محصولات ضد پیری، رتینویید ها که مشتقات ویتامین آ هستند و تحت عنوان تری تینویین نسخه می شوند، برای درمان آسیب های خفیف تا متوسط پوست ناشی از نور آفتاب موثر هستند. محصولات این گروه با نام های مختلف در دسترس است. تحقیقات نشان داده اند؛ استفاده روزانه از این کرم های موضعی، چروک های ظریف و خشونت پوست را در مدت 12 6 ماه بهبود می بخشد. همچنین تری تینویین می تواند با کاهش تخریب کلاژن در اثر نور خورشید موجب پیشگیری از صدمه در نور آفتاب شود، البته این دارو دارای اثرات جانبی نیز هست، که از آن جمله می توان به خشکی پوست، صدمه پوست و حساسیت به نور خورشید را نام برد. لذا در هنگام استفاده، ازاین محصولات، پوست باید در مقابل نور آفتاب محافظت شده و با نظر پزشک استفاده شود.

اسید های آلفاهید روکسی که مدت زیادی است در محصولات مراقبت از پوست استفاده می شوند نیز به عنوان درمان کمکی در صدمه پوستی ناشی از نور آفتاب، آکنه و پررنگ شدن پوست اثر بخش هستند. محصولات و کرم های ضد پیری متعددی تاکنون مورد تحقیق قرار گرفته اند، در این بین توجه زیادی به آنتی اکسیدان ها مانند ویتامین C و E شده است که به صورت موضعی و برای حفاظت در مقابل پیری ناشی از نور آفتاب و از بین بردن صدمات ایجاد شده، موثر هستند.

در پایان به نظر می رسد، پیشگیری از پیری پوست در اثر نور آفتاب، بهترین راه مقابل با پیری زودرس است که به بهترین وجه با استفاده از کرم های ضد آفتاب قابل انجام است.

شخصیت کودک روی خطوط نقاشی

کودک با تمامی وجود و شخصیت مغزی و عاطفی خود نقاشی می کشد. این شخصیت، در خط ها، در طرز استفاده از فضا، در فقدان بعضی از قسمتهای نقاشی، در انتخاب رنگ ها، و در خود موضوع، اگر به او تحمیل نشده باشد، نمایان می شود. هنرمند و کودک وقتی نقاشی می کنند، چیزها را چنان که در حقیقت بیرونی وجود دارد، نشان نمی دهند، بلکه به گونه ای که آنها را در ذهن می بینند و به نظرشان می رسد ،بیان می کنند و بدین ترتیب چشم انداز دنیای درون خود را نمایان می سازند. گاه این دخالت درونی و ذهنی چنان قوی است که مثلاً هنرمندانی که صورت مدلی را نقاشی می کنند، ناخودآگاه خطوط صورت خود را در آن به کار می برند.

کودک نیز چشم اندازی از خود را در نقاشیهایش نشان می دهد و همین خصوصیات است که نقاشیهای کودکان را این چنین زنده و جالب می کند.

اگر زبان نقاشیهای کودکانه را بدانیم متوجه می شویم که در ورای شکل و ساختمان نقاشیها، چیزهایی از شخصیت کودک نهفته است. با وجود این بعضی از موضوع ها برای تجزیه و تحلیل، ساده تر از دیگران است، زیرا آنها مدتهای درازی مورد بررسی، مطالعه و تجزیه و تحلیل و دسته بندی روانشناسان قرار گرفته بوده اند. باید اضافه کرد موضوع هایی که معمولاً بیشتر مورد مطالعه قرار گرفته اند همان هایی هستند که بر اثر انعکاسهای عظیم عاطفی، برای کودک جذابیت فراوانی دارند و بنابراین بهتر از هر چیز خطوط شخصیت او را نمایان می سازند و بسیار زیاد مورد توجه کودک قرار می گیرد. کودک این موضوع ها را چه اختیاری چه بر اثر تشویق بزرگسالان با کمال میل مورد استفاده قرار می دهد. درک و فهم نقاشیهای کودکان و چیزی که او می خواهد بیان کند، برای والدین و مربیان بسیار لازم است، آنهم نه فقط به عنوان کنجکاوی خشک و خالی، بلکه بدین علت که شناخت آن باعث بهتر شدن روابط بین بزرگسالان و کودکان می شود و به پیشرفت و تکامل کودک کمک شایانی می کند.

بزرگسالان می توانند با برقرار کردن روابطی دوستانه و معنوی با کودک، از او بخواهند برایشان درخت، حیوان، خانه، یک شخص، یک خانواده، خودش و یا هرچه را که مورد علاقه اش هست و یا ازآن می ترسد یا یک رؤیا را ترسیم کند، البته بی آنکه چیزی را به او تحمیل کنند.

قبل از آغاز تجزیه و تحلیل بعضی از موضوع ها که بیشتر مورد استفادة کودکان قرار می گیرد، یادآور می شویم که برای آنکه تعبیر نقاشی های یک کودک دارای کیفیت بهتری باشد، باید از تعداد هرچه بیشتری از نقاشی ها و اطلاعات دقیقی از زندگی خود آن کودک کمک گرفت.

1) شکل آدم

کودک وقتی که شکل آدمی را می کشد، قبل از هر چیز شکل خود و یا درکی را که از بدن و تمایلاتش دارد، بیان می کند. در واقع بین بعضی خطوط آدمک نقاشی شده و خصوصیات روانی و جسمی کودکی که آن را کشیده، ارتباط های مشخصی وجود دارد. اگر آدمک در مجموع هماهنگ باشد، احتمال بسیاری وجود دارد که کودک کاملاً سازگار باشد. اگر برعکس آدمک مثلاً در اندازه ای خیلی کوچک و یا در گوشه ای از کاغذ کشیده شده باشد به معنای این است که کودک خود را کم ارزش و از دیگران پایین تر می داند.ار این کم بها دادن به خود، در چندین نقاشی کودک ادامه پیدا کرده باشد، نشانگر خجالتی بودن اوست که ممکن است تا حد تمایل به ناپدیدشدن نیز پیش برود. در نقاشی فقدان دست و بازو نیز علامت کم بها دادن به خود و عدم امنیت است.

زیرا دست و بازو که در نقاشی کشیده نشده اند، همان وسایلی هستند که امکان عمل در محیط پیرامون کودک را فراهم می آورند.

کودکانی که خود را بالاتر از بقیه می دانند، آمکهایی با ندازه بزرگ رسم می کنند. این نوع نقاشی مخصوص کودکانی است که اختلال دماغی دارند و یا بطور معمول کودکانی هستند زودرنج و حساس که همیشه فکر می کنند مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند.

وجود این نوع آدمک های بزرگ در نقاشی کودکان آنها را در قضاوتهایشان آشتی ناپذیر و سخت جلوه می دهد. بنابراین شکل ساده یک آدمک خواه تنها و یا در میان مجموعه ای از چیزهای دیگر بیان کننده مشخصات جالبی از شخصیت کودک است. در این گونه نقاشیها، کودک خود را با آدمکی که نقاشی کرده، شبیه می داند و به همین دلیل ماشوور ، نقاشی آدمک را به عنوان آزمایش برون افکنی مورد استفاده قرار داده است. روش ماشوور به این ترتیب است که از کودک می خواهد پشت سر هم دو شخص را که دومی از نظر جنسیت مخالف اولی باشد، ترسیم کند.

این دانشمند عقیده دارد که شخص اولی خود کودک و شخص دوم دیگران را نشان می دهد.

بررسی و مطالعه ماشوور به طور کلی در مورد نمادهای اندام ها و از نظر فرعی، بر جزییات لباس و پوشاک انجام می گیرد. او به بررسی شکل و ساخت در نقاشی (اندازه، خط، ترکیبات) که کمتر در معرض تغییرات است و شالودة سبک نقاشی را در برمی گیرد، اهمیت وافری می دهد.

در زیر به طور خلاصه نمادهای اصلی اندامها را نام می بریم:

▪ سر: معرف مرکز شخصیت و قدرت فکری و هوشی و عامل اصلی کنترل فشارهای درونی است. کودکان همیشه سرهای بزرگ ترسیم می کنند ولی اگر سر زیاد بزرگ باشد، نشانگر آن است که من کودک بیش از حد طبیعی است.

▪ صورت: چون بسیار اهمیت دارد اغلب تنها کشیده می شود. کودکان پرخاشگر جزییات آن را به حد اغراق آمیزی بزرگ ترسیم می کنند، در حالیکه کودکان خجالتی، جزییات را از نظر می اندازند و فقط دایره صورت را ترسیم می کنند و به ندرت صورت را از نیمرخ می کشند.

اگر زبان نقاشی های کودکانه را بدانیم متوجه می شویم که در ورای شکل و ساختمان نقاشی ها، چیزهایی از شخصیت کودک نهفته است و سپس به تجزیه و تحلیل اشکال نقاشی ها پرداختیم. ادامه بحث را امروز دنبال می کنیم.

▪ دهان و دندان ها: ممکن است معنی نیاز به مواد خوراکی را نمایان سازد و هم به معنی پرخاشگری باشد. لبها که بسته باشند، نشان دهنده تنش و فشار است و چانه، نماد قدرت مردانگی است.

▪ چشمها: دنیای درون نقاش و اجتماعی بودن او را نشان می دهند. کودکان خردسال چشمها را با حالت های درنده و وحشی می کشند.

▪ دستها و بازوها: که در دوران اولیه زندگی کودک برای شناخت محیط اطراف زیاد به کار می رود، در مرحله بعدی به عنوان پیشرفت من و سازگاری اجتماعی به کار می آید. کودکان ضعیف و درون گرا اغلب برای آدمک پا نمی گذارند و یا او را به حالت نشسته نقاشی می کنند.

▪ بالا تنه: اگر باریک و لاغر کشیده شود مشخص کننده این است که کودک از اندام خود ناراضی است و یا از چاق شدن و بزرگ شدن می ترسد، در مواردی دیگر، بالاتنه لاغر ممکن است نشان دهنده ضعف جسمانی واقعی باشد.

▪ سایه زدن: در بعضی قسمت های بدن همیشه نشانه آن است که مسایل و مشکلاتی در قسمت های سایه زده وجود دارد.

اگر کودک از نقص جسمی رنج ببرد، عضوی که دارای نقیصه است همیشه به طور واضح مشخص می شود. مثلاً کودک ناشنوا، همیشه گوش را به طور واضح و درست و با دقت ترسیم می کند.

با ظاهر شدن سن بلوغ نقاشی پیکر آدمکها کم کم فرق می کند و نقاشی های نوجوانان در اندازه های جدید (کوچکتر شدن نسبی سر و رشد شانه ها) و نیز با سلیقه تر شدن جزییات لباس پیکر آدمک ها نمایان می شود.

برای بررسی و قضاوت درباره نقاشی های آدمک ها ـ مانند هر موضوع دیگر ـ همیشه باید وابستگی فرهنگی کودک را مشخص کرد. زیرا ممکن است امری که در یک محیط فرهنگی، کاملاً عادی است و در محیطی دیگر نشانه ای از یک مشکل باشد.

نشان دادن حرکت در نقاشی معرف هوش کودک است، ولی نقاشی هایی که در آن پیکر انسان نمایانده می شود، دارای معنی عاطفی نیز هست و امنیت و سازگاری اجتماعی کودکان را نشان می دهد. پیکرهای صاف و خشک معمولاً توسط کوچکترها یا بچه های خجالتی و پرخاشگر که برای ارتباط با دیگران با مشکل روبرو می شوند، کشیده می شود. بچه های محزون، وضعیت آدمک ها را کاملاً دقیق می کشند و تناسب اندام های مختلف را کاملاً رعایت می کنند. کودکانی که دارای تخیلات پرحاصلی هستند و توجه زیادی به بدن خود دارند، اندام های مختلف آدمک را به حالتی زنده و شاد ترسیم می کنند.

در نقاشی هایی که فرد مورد نظر در حال انجام کاری است، اغلب قسمتی از بدن که آن کار را انجام می دهد، بیشتر مورد توجه کودک واقع می شود و دیگر قسمت ها کم اهمیت نشان داده می شود. یک نوع نقاشی از پیکر آدم، کشیدن تصویر خود است و این نوع با نقاشی هایی که از دیگران کشیده می شود، همسان است، ولی فرقش این است که در نوع اول کودک کاملاً به این موضوع آگاه است که در حال کشیدن تصویر خویش است. این آگاهی ممکن است نیروی مکانیسم دفاع از خود را تقویت کند و نقاش تصویری از خود ارایه دهد که کمال مطلوب او باشد و نه تصویر حقیقی او.

2) نقاشی گروهی از بچه های هم سن و سال

یکی از انواع نقاشی های آدمک جهت بررسی شخصیت و سازگاری کودک تصویری است که کودک از خود و کودکان هم سن و سال خود باهم می کشد. بیشتر اوقات، گروه بچه ها در حال بازی کردن نشان داده می شوند. زمانی که کودک این نوع نقاشی را می کشد خواهی نخواهی موقعیت واقعی خود و نیز ارتباط خود با دیگران را در گروه مشخص می کند. اگر کودک در میان گروه و یا در کنار دایره کشیده شده باشد، معانی مختلفی پیدا می کند. ناسازگارها اغلب در محدودة خارجی گروه و یا به طور تنها کشیده می شوند. برای تشویق کودکان به این نوع نقاشی می توان به آنها گفت به همبازی هایی که دوست داری با آنها بازی کنی فکر کن و شکل همه را در حال بازی کردن بکش.

3) نقاشی خواب و رؤیا

کودکی که شخصی را در حال انجام کاری و یا در محیط خاصی رسم می کند، در واقع به نوعی تمایلات خود را ارضاء می کند و یا موقعیت هایی را که باعث هراس او شده، به صورت نقاشی بیرون می ریزد. کودک خودش نمی داند که تمایلات و ترسهایش را بدین وسیله بیرون می ریزد، ولی او درست مانند مواقعی که بازی می کند، با تصور موقعیت های تعارضی خود، در واقع مشکل خود را از فشار درونی و عاطفی آزاد می کند. کودک در نقاشی هایش به طور دلخواه و اختیاری با روشی خاص و شگفت انگیز چیزهایی را در نقاشی های خود نشان می دهد که دوست دارد یا مورد علاقه اوست و یا از آن می ترسد، ولی غالباً وقتی دلهرة او زیاد باشد یا هنگامی که احساس گناه کند از شخصیت های حکایت ها و قصه هایی که می شناسد استفاده می کند ـ مثلاً کشیدن شکل پادشاه به عنوان پدر مطلوب ، ملکه، مادر مطلوب ، جادوگر مادربد ، شاهزاده خودش و شخصیت های دیگری مثل فضانورد و کارآگاه و دزد و ... بهترین وسیله برای شناخت نمادها برای کودک این است که از او بخواهیم خواب و رؤیایی را به صورت نقاشی بکشد و سپس آنرا توضیح دهد. این کار را کودک به راحتی انجام می دهد، زیرا مسأله مربوط به خواب و رؤیاست و کودک خود را مسیول نمی داند. نقاشی خواب و رؤیا ممکن است ترسها و تمایلات کودک را ظاهر سازد. مثلاً تمایل به قدرت که سرچشمه آن در احساسات خود کوچک بینی کودک نسبت به بزرگترهاست، با خواب و رؤیا به راحتی بیان می شود.

والدین و شیوه های فرزندپروری

● مقدمه:

زندگی خانواده نقش اساسی در حفظ سلامت روانی، اجتماعی و جسمانی کودکان و والدین دارد. خانواده اولین و مهم ترین بافت اجتماعی را برای رشد انسان فراهم می سازد. در جریان رشد طبیعی هر کودک یک رشته تغییرات شناختی، عاطفی و اجتماعی را شاهد هستیم. تقریبا همه کودکان در طول رشد و در جریان سازگاری با این تغییرات دچار مشکلاتی می شوند و استرس و تعارضی را که به دنبال می آید، می تواند به مشکلات رفتاری-عاطفی و یادگیری در آن ها بینجامد. اکثر مشکلات رفتاری کودکان منعکس کننده شرایط پیچیده بین فردی اعضای خانواده به ویژه والدین می باشد. به عبارت دیگر وجود مشکلات رفتاری کودک به منزله روابط معیوب اعضای خانواده با یکدیگر است و با روش های تربیتی نادرست والدین و تعاملات معیوب آن ها با فرزندان ارتباط دارد.

● تعریف فرزند پروری:

اصطلاح فرزندپروری از ریشه پریو (pario) به معنی "زندگی بخش" گرفته شده است. منظور از شیوه های فرزند پروری، روش هایی است که والدین برای تربیت فرزندان خود به کار می گیرند و بیانگر نگرش هایی است که آن ها نسبت به فرزندان خود دارند و همچنین شامل معیارها و قوانینی است که برای فرزندان خویش وضع می کنند. ولی باید پذیرفت که رفتارهای فرزند پروری به واسطه فرهنگ، نژاد و گروه های اقتصادی تغییر می کند.

● شیوه های فرزند پروری:

شیوه های فرزند پروری شامل دو معیار عمده هستند: محبت و کنترل والدین.

کنترل والدین آن دسته از رفتارهای والدین را شامل می شود که در خدمت جامعه پذیری (فرایند انتقال ارزش های اجتماعی از والدین به فرزندان) کودک قرار دارد. این امر به صورت توانایی والدین دراعمال رهنمود، ثبات، توانایی تحمل رفتارهای نامطلوب (برای مثال فریاد کشیدن، بهانه جویی، گریه و ...) و استفاده از مشوق ها و تقویت ها، نمود دارد. محبت نیز شامل صمیمیت، علاقه، مهربانی و عاطفه والدین می باشد.

بر اساس این دو شاخص مهم، شیوه های فرزند پروری را به سه دسته عمده تقسیم می کنند:

شیوه مقتدرانه، شیوه سهل گیرانه، شیوه استبدادی.

1) شیوه مقتدرانه:

والدینی که از این شیوه استفاده می کنند، واقعیت ها را به کودکان خود منتقل می سازند، و تمایل بیشتری برای پذیرش دلایل کودک خود در رد یک رهنمود (دستور) از خود نشان می دهند. این والدین سخنوران خوبی هستند و اغلب برای مطیع سازی از استدلال و منطق بهره می جویند و به منظور توافق با کودک با او گفت وگو می کنند،

از رفتارهای نامطلوب نمی ترسند و تاب مقاومت در برابر عصبانیت کودک را دارند. والدین مقتدر به تلاش های کودکان در جهت جلب حمایت و توجه پاسخ می دهند و از تقویت های مثبت بیشتری استفاده می کنند.

این والدین در بعد محبت نیز عملکرد خوبی دارند و در ابراز محبت و علاقه و مهربانی دریغ نمی ورزند. آن ها حقوق ویژه خود را به عنوان یک بزرگسال می شناسند و به علایق فردی و ویژگی های خاص کودک خود نیز آگاهی دارند.

کودکان این والدین؛ فعال، دارای اعتماد به نفس، استقلال رای، واقع گرا، باکفایت و خشنود، توصیف شده اند. آن ها به دلیل این که والدینشان فرصت های زیادی در تصمیم گیری و انتخاب در اختیارشان قرار می دهند و به خاطراین که مورد عشق و محبت واقع می شوند از نوعی احساس امنیت عاطفی برخوردارند.

2) شیوه سهل گیرانه:

والدین سهل گیر کنترل کمتری بر کودکان خود اعمال می کنند و خواسته های آن ها چندان معقول نیست. مهرورزی و محبت آن ها در حد متوسطی قرار دارد. خانواده این والدین نسبتا آشفته است. فعالیت خانواده، نامنظم و اعمال مقررات، اهمال کارانه است. والدین کنترل کمی بر کودکانشان دارند، همین طور در خصوص انضباط کودک از نگرش هایی متعارض برخوردارند. والدین سهل انگار در عین آن که به ظاهر نسبت به کودکان خود حساس هستند، اما توقع چندانی از آن ها ندارند. فقدان خواسته های معقول همراه با خودداری از ارایه دلیل و گفت وگو با کودک، همواره از ویژگی های این شیوه به شمار می رود. این والدین بسیار به ندرت به فرزندان خود اطلاعات صحیح یا توضیحات دقیق ارایه می دهند. در عین حال والدین سهل انگار زورگو و سرکوبگر هستند. آن ها از روش های احساس گناه و انحراف استفاده می کنند. این والدین همچنین در بیشتر موارد در مواجهه با بهانه جویی و شکایت کودک، سر تسلیم فرود می آورند.

والدین سهل انگار در ابراز محبت با والدین مقتدر تفاوت فاحشی ندارند. مادران سهل انگار به عنوان تنبیه، کودک را از محبت خود محروم می سازند و به تمسخر او می پردازند. یک والد سهل انگار در تلاش است درباره خط مشی خود با کودک مشورت کند و قواعد خانواده را برای او توضیح دهد. او توقع چندانی برای انجام کارهای منزل و رفتار صحیح از کودک خود ندارد. او خود را به عنوان عاملی فعال که هر گاه بخواهد، می تواند از آن استفاده کند؛ نه به عنوان عاملی که مسیول شکل دهی یا تغییر رفتار کنونی یا آتی کودک است، معرفی می کند. کودکان این والدین از اتکاء به خود، خودداری می کنند و یا از استقلال رای اندکی برخوردارند. این کودکان به صورت افرادی نسبتا ناپخته توصیف شده اند که هنگام مواجهه با ناملایمات، تمایل به واپس روی (روی گردانی) دارند. این کودکان نسنجیده عمل می کنند و به فعالیت بی هدف می پردازند.این کودکان نیز تکانشی، پرخاشگر و فاقد اعتماد به نفس هستند و رفتارهای بزهکارانه از خود نشان می دهند.

3) شیوه استبدادی:

نمایش قدرت والدین اولین عاملی است که این شیوه را از دو شیوه دیگر متمایز می سازد. این والدین بسیار پرتوقع بوده و پذیرای نیازها و امیال کودکان نیستند. پیام های کلامی والدین یک جانبه و فاقد محتوای عاطفی است. والدین مستبد غالبا هنگام اعمال دستورات، دلیلی ارایه نمی دهند. این والدین نسبت به سایر والدین در میزان مرعوب شدن در برابر رفتارهای نامطلوب، در حد متوسطی قرار دارند.

در میان این سه شیوه، والدین درشیوه ی استبدادی کمترین مهرورزی و محبت را از خود نشان می دهند. به ویژه این والدین به ندرت در رابطه ای که منجر به خشنودی کودک شود، شرکت می کنند. آن ها عموما نسبت به تلاش های کودکان برای حمایت و توجه بی تفاوتند و به ندرت از تقویت مثبت استفاده می کنند. ابراز محبت در این الگو در پایین ترین سطح قرار دارد. این والدین، تایید، همدلی و همدردی اندکی را نسبت به فرزندان خود ابراز می کنند و شواهد اندکی مبنی بر روابط قوی میان مادر و فرزند وجود دارد. در حقیقت بر اساس گزارش های موجود، این والدین برای کنترل کودکان خود از شیوه های ایجاد ترس استفاده می کنند و هیچ گونه تفاهمی بین والدین مستبد و فرزندانشان وجود ندارد. این والدین اطاعت کودک را یک حسن تلقی می کنند و در مواقعی که اعمال و رفتار کودک در تعارض با معیارهای آن ها قرار می گیرد، از تنبیه و اعمال زور برای مهار خواسته کودک استفاده می کنند.

بر اساس تحقیقات، فرزندان والدین مستبد نسبت به فرزندان والدین مقتدر در برقراری رابطه با همسالان و داشتن موقعیت فعال و نیز استقلال رای در سطح پایینی قرار می گیرند. این کودکان همچنین افردی خشمگین، منزوی، غمگین و آسیب پذیر نسبت به فشار (استرس) و محتاط توصیف می شوند.

● بحث و نتیجه گیری:

شیوه هایی که والدین در تربیت فرزندان خود به کار می گیرند، نقش اساسی در تامین سلامت روانی فرزندان آن ها دارد. در سایه ارتباط سالم است که می توان نیازهای فرزندان را شناخت و نسبت به تامین و ارضای آن ها همت گماشت. همان گونه که اشاره شد، هر یک از این شیوه ها اثراتی بر رفتار کودکان دارند که در این میان اثرات مخرب و منفی شیوه های سهل گیرانه و مستبدانه بیشتر است.

آن چه اهمیت دارد این است که طبق تحقیقات انجام گرفته، بهترین شیوه فرزند پروری، شیوه مقتدرانه است که والدین در عین گرم و صمیمی بودن با فرزند خود، کنترل کننده و مقتدر هستند. این شیوه به فرزندان کمک می کند تا با هنجارهای اجتماعی بهتر سازگار شوند و همچنین تاثیر کمی بر آزادی های فردی کودکان دارد. این کودکان با کفایت، واقع گرا، دارای اعتماد به نفس، فعال، خود نظم بخش و مسیول هستند.

● راهکارها:

در درجه نخست باید والدین را نسبت به شیوه های فرزند پروری و اثرات هر یک از آن ها بر فرزندان، آگاه کرد. این آگاه سازی از چند طریق امکان پذیر است:

▪ برگزاری کلاس های آموزش خانواده در مدارس توسط مشاوران.

▪ برگزاری دوره های آموزشی برای والدین کودکان خردسال در مهد کودک ها.

▪ لزوم ایجاد دوره های آموزشی در مراکز فرهنگی مانند فرهنگسراها، کانون های تربیتی آموزش و پرورش، کانون های فرهنگی مساجد و اماکن مذهبی.

▪ برگزاری کارگاه های کوتاه مدت و فشرده یک روزه برای والدین.

▪ برگزاری جلسات برای مراقبین فرزندان بی سرپرست در مراکز بهزیستی.

در درجه دوم باید مسیولین را، که در واقع والدین دوم فرزندان هستند، نسبت به وجود این شیوه ها و گستره رفتارهایی که به دنبال دارند، آگاه کرد. این اطلاع رسانی به شیوه های زیر انجام می شود:

▪ برگزاری جلسات مشابه جلسات والدین برای جامعه هدف زیر، به منظور آشنایی با این روش ها و ضرورت آموزش والدین و کسانی که با فرزندان در ارتباط هستند:

1) مسیولین آموزش و پرورش

2) مسیولین بهزیستی

3) مسیولین بهداشت روان در وزارت بهداشت

4) نمایندگان مجلس

کاهش وزن با تغذیه ورزشی

● سودمندترین روش کاهش وزن

از سال 1950 تاکنون آمار چاقی در جهان به طور مرتب سیری صعودی داشته است طوری که اکنون در جهان 300 میلیون نفر دچار چاقی هستند و البته 30 درصد از کل این جمعیت دلیل ژنتیکی دارند. این آمار نشان می دهد در سال 2002 ، 5/2 میلیون نفر در کشورهای مختلف بر اثر چاقی جان خود را از دست داده اند که از این تعداد 320 هزار نفر اروپایی و 300 هزار نفر امریکایی بوده اند. علاوه بر این میزان، 7/1 میلیارد نفر در جهان اضافه وزن دارند. یعنی در حال حاضر 15 درصد مردم دنیا از چاقی و اضافه وزن رنج می برند. به طوری که در ایالات متحده امریکا 97 میلیون نفر اضافه وزن دارند که 22 درصد آنها به طور کلاسیک (ارثی) چاق هستند. از کل جمعیت چاق و دارای اضافه وزن در جهان، 6/17 میلیون کودک زیر 5 سال در جهان اضافه وزن دارند که از سال 1960 تاکنون فقط تعداد کودکان دارای اضافه وزن ایالات متحده امریکا دو برابر و تعداد نوجوانان آن سه برابر شده است. شیوع چاقی در این کشور در رده سنی 12 تا 17 سال از سال 1966 تا 1970 از 5 درصد به 13 درصد پسران و از 5 درصد به 9 درصد در دختران رسیده است. دولت امریکا با توجه به اثرات جانبی چاقی و درمان این امر در جامعه خود 75 میلیارد دلار هزینه کرده است. بعد از امریکا، کشورهای هلند و انگلیس و آلمان نیز که آمار چاقی در آنها رشد روز افزونی داشته، برای رفع این مسیله هزینه های سنگینی را متحمل شده اند. مشکل چاقی علاوه بر کشورهای توسعه نیافته، گریبانگیر کشورهای در حال توسعه و حتی فقیر نیز شده است. مثلاً در تایلند که کشوری در حال توسعه است، شیوع چاقی در کودکان 5 تا 12 ساله تنها ظرف 2 سال از 2/12 درصد به 6/15 درصد افزایش یافته است. در بسیاری از کشورهای توسعه یافته 6/2 درصد از کل هزینه های مراقبت های بهداشتی به چاقی اختصاص می یابد که برخی برآوردها این رقم را تا 7 درصد عنوان می کنند. در ایران، طبق اعلام دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی شیوع چاقی و اضافه وزن در جمعیت 69-40 ساله ایران طبق بررسی سلامت و بیماری در سال 1378 در مردان شهری حدود 8/50 درصد و در مردان روستایی 7/28 درصد و در زنان شهری 8/66 درصد و در زنان روستایی 9/46 درصد است. بررسی های انجام شده در دو شهر قزوین و یزد نیز نشان می دهد 58 درصد مردان و 76 درصد زنان بالای 25 سال در قزوین چاق هستند و اضافه وزن دارند و در یزد 6/46 درصد از کل جمعیت اضافه وزن دارند و 1/20 درصد چاق هستند که از این تعداد کل 1/16 درصد را جامعه مردان و 6/23 درصد را جامعه زنان تشکیل می دهند.

● علل چاقی

چاقی به مقدار بیش از حد متوسط ذخیره چربی در بدن اطلاق می شود که خود به نوع و کل تعداد سلولها چربی وابسته است و اضافه وزن به عنوان وزنی از بدن که با توجه به قد و اندازه بدنی یک شخص، بیشتر از وزن طبیعی و استاندارد باشد، اطلاق می شود. امروزه چاقی و اضافه وزن به عنوان یکی از بزرگترین معضلات سلامتی گریبانگیر تعداد زیادی از مردم است. دلایل اضافه وزن در فرهنگ زندگی قرن 21، ناشی از فقر حرکتی بر اثر مدرنیزه شدن و شهرنشینی (پشت میز نشینی، پله های برقی، آسانسور، ابزارهای کنترل از راه دور استفاده از کامپیوتر، تماشای مدت طولانی تلویزیون و ...) مصرف غذاهای چرب و غیر مفید مانند ساندویچ، دریافت زیاده از حد انرژی، بد غذایی، فشارهای درونی، استرسها، نگرانی ها، کم کاری غدد تیرویید، جنسی نر، هیپوفیز، هیپوتالاموس، اختلال در عملکرد سیستم کنترل اشتها (کمبود پروتیین و لیپتین موجب پر اشتهایی کاذب در کودکان می شود) تغییرات هورمونی بعد از سن بلوغ و یایسگی است.

بدین ترتیب رشد اقتصادی، مدرنیزه، شهرنشینی، جهانی شدن بازار مواد غذایی و تبلیغات، چاقی و اضافه وزن را روز به روز افزایش داده اند. کم تحرکی، دسترسی آسان به غذا، آن هم غذاهای سرشار از چربی از عوامل مؤثر چاقی هستند. به طوری که افزایش چاقی و اضافه وزن در کشورهای فقیر نیز نگران کننده است. زیرا علاوه بر نبود بهداشت در این کشورها، افراد بیش از حد پای تلویزیون می نشینند و غذاهای پروتیین (نان برنج) جای خود را به چربی ها و چربی های اشباع شده و قندها داده اند. به طور مثال فقط تماشای تلویزیون هر دو ساعت احتمال به چاقی را 23 درصد و ابتلا به دیابت نوع 2 را در زنان 14 درصد افزایش می دهد. از آنجا که اکثر غذاهای آماده سرشار از کالری است به گونه ای که خوردن تنها مقدار کمی از آنها کالری بدن را به شدت بالا می برد. پژوهشگران دریافته اند غذاهای پرکالری می تواند مردم را به خوردن مقدار بیشتری از آن ترغیب کند. یک وعده غذای آماده در مقایسه با سایر غذاهای حاوی مقدار زیادی انرژی است. میزان کالری این نوع غذا یک برابر و نیم بیش از یک وعده غذای سنتی است. این اتکا به غذاهای آماده در رژیم غذایی همراه با بی تحرکی، خطر افزایش چاقی را بالا می برد. چرا که بدن ما برای غذاهای پرکالری (غذاهای آماده) طراحی نشده است بلکه بر اساس غذاهای پر انرژی تکامل یافته است به همین علت آمار چاقی در نواحی روستایی پایین تر است. محققان عقیده دارند افراد باید تنها نیمی از غذای آماده یک وعده را بخورند تا از مصرف انرژی و چربی زاید پرهیز شود.افرادی که از رژیم های غذایی بی ارزش اما پر کالری استفاده می کنند، 40 درصد بیش از افرادی که از رژیم های غذایی حاوی سبزیجات، میوه ها، شیر و مواد غذایی کم چرب و حاوی فیبر فراوانی استفاده می کنند، در معرض اضافه وزن قرار دارند.

● عوارض چاقی و اضافه وزن

چاقی و اضافه وزن از جمله بیماری های غیر واگیر است که بیماری های متعدد دیگری را نیز به دنبال دارد. چاقی و اضافه وزن موجب بیماری های فشارخون بالا، دیابت نوع دو، افسردگی، بیماری های قلبی عروقی، سرطان های کولون، کلیه، مری، معده، رحم، پستان، سخت شدن جدارهای رگها، بیماری های کبدی، صفراوی، سنگ کیسه صفرا، آرتروز، اختلالات تنفسی، نقرس، واریس، نازایی، پر مویی زنان، فتق، آسیب عضلات اسکلتی، مشکلات پوستی، کوتاه شدن عمر و فقر اجتماعی و محرومیت از آن می شود.

از بیماری های شایع در ایران که دلیل آن چاقی است، دیابت نوع دو و پر فشار خون است. به طوری که تقریباً 85 درصد از افراد دیابتی از نوع دو هستند و 90 درصد آنها اضافه وزن دارند.به طور نمونه فقط در قزوین 33 درصد مردم از افزایش کلسترول و فشار خون رنج می برند و در 80 درصد نیز از بیماری خود بی اطلاعند در اصفهان نیز افراد چاق 30 درصد چربی خون، 20 درصد فشار خون و 7 درصد دیابت دارند.

● روشهای مرسوم کاهش وزن در افراد چاق

اکثر افرادی که چاق هستند و اضافه وزن دارند، با نارضایتی از وضعیت خود، برای کاهش وزن به روشهای متفاوتی که گاه عوارض جانبی خطرناکی دارند، روی می آورند، روشهایی که متخصصان هیچ کدام از آنها را توصیه نمی کنند. دکتر ارسلان دمیرچی، رییس دانشگاه تربیت بدنی استان گیلان در این باره می گوید: افراد به روشهایی چون تک غذایی، استفاده از داروهای ملی، مدر (ادرارآور)، آب درمانی، رژیمهای غذایی سخت و استفاده از ابزار روی می آورند که هیچ کدام سودمند نیستند.

تک غذایی، یعنی حذف یکی از وعده های غذایی مانند ناهار یا شام، رایج ترین نوع روش رفع چاقی در افراد است. پژوهشگران با بررسی های انجام شده دریافته اند حذف یک وعده غذایی در طول روز موجب کمبود ویتامینها و مواد معدنی ضروری در بدن می شود و سلامت را به خطر می اندازد. در این رژیم، هنوز ثابت نشده مصرف یک ماده غذایی می تواند در سوزندان چربی کمک کند و سوزاندن چربی ها فقط زمانی اتفاق م یافتد که یا انرژی دریافتی کاهش یابد یا فعالیت بدنی برای سوختن چربی و مصرف انرژی افزایش یابد. از آنجایی که این امر هیچ تأثیری در سوزاندن چربیها ندارد، تبلیغات یک ماده غذایی سوزانده چربی را نوعی تقلب و کلاهبرداری می داند.

برنامه های تک غذایی بسیار کم انرژی و کم کالری هستند و بخصوص در دراز مدت اثرات مخربی بر سیستم عصبی می گذارد، چون مواد نشاسته ای کمی به بدن می رسد.استفاده از داروهای کاهش وزن در کوتاه مدت موجب سوءهاضمه، کاهش قدرت شنوایی، بینایی و تفکر و در بلند مدت در سنین کهولت موجب تأثیر سوء در قدرت فکری، جنسی و غدد داخلی می شود و در جوانان نیز اختلال در رشد، توارث و معلولیتهای جسمی را در پی خواهد داشت.در داروهای ادرارآور(مدر) بدن به سرعت آب خود را از دست می دهد که این لاغر شدن نیست. داروهای ملین (اسهال آور) مواد غذایی بدن را دفع می کند و با کاهش وزن بدن در دراز مدت فرد دچار سوء تغذیه، کمبود بعضی از مواد غذایی می شود و عوارضی چون شکم درد، کاهش اشتهای شخص، سوء تغذیه، ریزش مو، ضعف و افسردگی در پی دارد.داروهای هورمونی مانند پرکاری غده تیرویید موجب افزایش کاتابولیسم بدن می شود و روند طبیعی بدن را مختل می کند.داروهایی که مانع جذب چربی در بدن می شود نیز کالری کمتری به بدن می رسانند و چون مواد غذایی مصرفی ایرانی ها حاوی نشاسته است، از جذب چربی جلوگیری می کند. این دارو ویتامین های محلول در چربی مانند K, D, E, A را نیز حذف می کند و فرد دچار کمبود ویتامینهای محلول در چربی می شود.آب درمانی به دلیل محرومیت شدید غذایی اختلالاتی در گوارش به وجود می آورد. در این بین، استفاده از وسایل کاهش وزن بیشتر در بین خانمها مرسوم است.دکتر دمیرچی می گوید: استفاده از ابزارهایی چون دستگاههای لرزاننده، ماساژ دهنده، کمربندهای کش دار، ترموتراپی، ماساژ درمانی، طب سوزنی، کرم ها، پمادها، ژلها، سونا و گوشواره های لاغری فقط سایز افراد را کاهش می دهد و هیچ تأثیری در سوختن چربیها ندارد.وی می افزاید: کمربندهایی که تبلیغ می شود، فقط به دلیل فشرده کردن بافتها، فرد را لاغر نشان می دهد که این موقتی است و بعد از مدتی بدن به حالت طبیعی بر می گردد. دستگاههای لرزاننده موجب دفع چربی نمی شوند و فقط در آرام بخشی و تشکیل اعصاب مؤثر بوده و تأیید شده اند.انتخاب پوشش پلاستیکی ضخیم نیز موجب تعریق می شود و فقط باعث از دست رفتن آب بدن می شود و بعد از نوشیدن مایعات وزن از دست رفته جایگزین می شود. عده ای دیگر از افراد چاق به رژیمهای سخت غذایی مانند روزه های طولانی مدت روی می آورند. رژیمهای سخت که موجب می شوند بدن با محرومیتهای مقادیر زیادی از منابع غذایی که مغز وابسته به آنها است، روبرو شود، بیشترین تأثیر سوء را بر بدن می گذارند. بنابراین رژیم نامناسب و ناآگاهانه می تواند شوک های جدی بر بدن بخصوص مغز وارد کند.

● روش کاهش وزن، تغذیه صحیح و ورزش است

برای کاهش وزن بخصوص در افرادی که چاقی آنها ژنتیکی نیست و بیشتر اضافه وزنی است، تغییر وضعیت غذا خوردن، رژیم صحیح غذایی و ورزش توصیه می شود.رییس دانشگاه تربیت بدنی گیلان میگوید: برای تغییر وضعیت غذا خوردن و رژیم صحیح غذایی فرد باید به کارشناس تغذیه مراجعه کند و با برقراری تعادل غذایی 58 درصد کالری از کربوهیدراتها (برنج گندم) 30 درصد چربی و 12 درصد پروتیین به بدن برساند.دکتر میرچی استاد و کارشناس تربیت بدنی اعتقاد دارد: ورزش در کنار تغییر روش غذا خوردن و روش تغذیه صحیح مؤثرترین راه حل در رفع چاقی است و هرکدام از این روشها به تنهایی کارایی ندارد. ورزش گزینه ای است که مانع چاقی و اضافه وزن می شود و اضافه وزن را به راحتی کاهش می دهد. برای کاهش وزن در کنار روش صحیح تغذیه، باید تمرینات ورزشی را به طور منظم و پیگیر و بسیار انجام داد. ورزش زمانی می تواند از وزن بکاهد که در مدت زمان طولانی، بسیار جدی وسخت و بارها 3 یا 5 بار در هفته و حداقل مدت زمان آن 20 یا 30 دقیقه باید باشد.

هر ورزشی برای کاهش وزن مناسب نیست. ورزشهایی که توصیه می شود، ورزشهای هوازی است. دکتر دمیرچی می گوید: ورزشهای هوازی، وزشهایی است که در خشکی انجام می شود و شامل طناب زدن، دویدن، تنیس، دوچرخه سواری، اسکیت می شود که حضور اکسیژن موجب تجزیه قندها (کربوهیدراتها) و چربیها (اسیدهای چرب) می شود.

بدن با انجام عملیات ورزشی در محیط خشک به وسیله هوا احاطه می شود و مدت انجام آن با شدت آن رابطه معکوس دارد. هر چه تمرین شدیدتر باشد، مدت اجرای آن کمتر خواهد بود و هر چه تمرین ملایمتر باشد، مدت آن نیز باید بیشتر باشد. کارشناسان تربیت بدنی توصیه می کنند تمرینات ورزشی هوازی باید یک روز در میان باشد.هوا به عنوان یک انتقال دهنده، باعث می شود دمای بدن تا ساعتها پس از ورزش کردن 18 ساعت بالا بماند و این بالا بودن دمای بدن باعث افزایش میزان متابولیسم و در نتیجه مصرف بیشتر انرژی و کاهش وزن می شود و سطح کلسترول خون را پایین می آورد و بعد از 18 ساعت درجه حرارت بدن به حالت عادی بر می گردد و انرژی بدن را می سوزاند و وزن بدن را کاهش می دهد.چربیها در بدن نقش برجسته ای دارند و سوخت اصلی هستند و از قندها پیشی می گیرند. در حال استراحت چربیها سوخت بدن هستند، ولی چون حرکت و فعالیتهای بدنی کم است، چربی کمتری مصرف می شود.افرادی که فقط به ورزش روی می آورند، برای کاهش یک کیلو از وزن خود باید 20 ساعت پیاده روی کنند، بنابراین ایده آل روش تغذیه صحیح همراه ورزش مدام است.کارشناسان تغذیه و تربیت بدنی معتقدند برای درمان چاقی و کاهش وزن باید صبر و حوصله به خرج داد و اسیر تبلیغات نشد تا توانست بدون عجله به کاهش وزن دلخواه دست یافت.

گریپ فروت

سرشار از ويتامين C و پتاسيم است.
- منبعي غني از فولات، آهن، كلسيم و ساير مواد معدني مي باشد.
گريپ فروت سرخ
- انواع سرخ و صورتي آن  سرشار از بتاكاروتن است كه بدن آن را به ويتامين A تبديل مي سازد.
- فيبر گياهي اش فراوان، ولي مقدار كالري اش جزئي است.
- داراي بيوفلاوونوئيد و شماري ديگر از مواد گياهي است كه از انسان در مقابل بروز سرطان و بيماري هاي قلبي مراقبت مي كنند.
- امكان دارد در افراد حساس به مركبات، واكنش حساسيت زا ايجاد كند. گريپ فروت، ميوه اي توپر، خوش طعم و مغذي است.
نصف گريپ فروت، افزون بر 50 درصد مقدار مجاز خوراكي توصيه شده ي (RDA) ويتامين C را در بردارد. هم چنين 325 گرم پتاسيم، 25 ميكروگرم فولات، 40 ميلي گرم كلسيم و 1 ميلي گرم آهن دارد. يك فنجان گريپ فروت شيرين نشده( بدون شكر) مقدار 95 ميلي گرم ويتامين C و بيش از 150 درصد مقدار مجاز خوراكي توصيه شده (RDA) دارد. هم چنين بسياري از ساير مواد مغذي در چنين ميوه ي تازه اي جاي گرفته است.
در گذشته، بسياري از مردم، از خوردن گريپ فروت بدون شكر، به خاطره عصاره ي تلخ و ترش آن، خودداري مي كرده اند، ولي به طور معمول با آميختن آب گريپ فروت سرخ يا صورتي با سفيد، مزه ي شيرين حاصل مي شود.
اگر آب پرتقال يا گريپ فروت را با هم در آميزيم، نوشابه ي نيروبخشي پديد مي آيد كه نياز به شيرين كردن ندارد.
به موجب برنامه هاي رژيم غذايي كه طي سال ها از سوي سازمان نظارت بر مواد غذايي و دارويي آمريكا(FDA) تنظيم يافته، معلوم شده است كه گريپ فروت از قدرت بي نظيري براي سوزاندن و از بين بردن چربي ها برخوردار است.
گريپ فروت، ميوه ي مفيدي براي متعادل ساختن وزن بدن شمرده مي شود؛ و مقدار زياد فيبر گياهي اش، گرسنگي را فرو مي نشاند.
چنان چه مي خواهيد از وزن تان بكاهيد، روزانه پيش ازهر خوراكي، آن را بخوريد تا جلوي پرخوري تان را بگيرد، در ضمن ميان وعده ي ايده آلي به شمار مي رود.
جالب اين كه گريپ فروت سرشار از پكتين (فيبر محلول)‌ است كه به كاهش كلسترول خون كمك مي كند. وانگهي، پژوهش هاي اخير حاكي از آن است كه ميوه ي مورد بحث، داراي مواد ديگري است كه از بروز بيماري ها پيشگيري مي كند.
به عنوان مثال، گريپ فروت هاي سرخ و صورتي، سرشار از ليكوپن هستند و اين ماده، يك ماده ي آنتي اکسيدان است كه به نظر مي آيد خطر بزرگ شدن پروستات را کاهش مي دهد. محققان هنوز مكانيسم عملكرد ليكوپن را نشان نداده اند، ليكن بررسي 6 ساله ي دانشگاه هاروارد كه توسط 48 هزار پزشك و ساير كارشناسان بهداشت صورت گرفت، حكايت از آن داشته است كه مصرف 10 وعده مواد غذايي سرشار از ليكوپن در هفته، سبب كاهش 50 درصد سرطان پروستات مي شود.
از ديگر مواد گياهي موجود در گريپ فروت، مي توان از اسيدفنوليك نام برد كه مانع تشكيل نيتروزامين(مواد سرطان زا) باليمونديدترپن و مونوترپن مي شود. مواد مذكور موجب توليد آنزيم هايي مي شوند كه در جلوگيري از پيدايش سرطان اثر دارند و نيز بيوفلاوونوييد كه از عملكرد هورمون هايي كه باعث رشد غده (تومور) مي شود، جلوگيري مي كند.
گروهي از مبتلايان به روماتيسم مفصلي، لوپوس و شماري ديگر از مبتلايان به اختلالات التهابي دريافته اند كه مصرف هر روزه ي گريپ فروت نشانه هاي مرضي شان را کاهش مي دهد. تصور مي رود كه اين ويژگي از مواد شيميايي گياهي كه مانع ايجاد پروستاگلاندين يعني ماده ي التهاب زاست، ناشي مي شود.
افرادي كه به مركبات حساسيت دارند، احتمالا در برابر گريپ فروت نيز از خود حساسيت نشان مي دهند. اين حالت ممكن است به خاطر خود ميوه يا روغن موجود در پوست آن باشد.
ساير خواص غذايي و درماني گريپ فروت
1ـ ميوه ي گريپ فروت، اشتها را تقويت مي كند.
2ـ گريپ فروت، عمل هضم را آسان مي كند و ترشح شيره ي معدي و كيسه ي صفرا را سرعت مي بخشد.
3ـ گريپ فروت داراي ويتامين C و بيوفلاوونوئيد است. اين ها در حفظ سلامت قلب و عروق بدن مؤثرند.
4ـ گريپ فروت به توليد قند و مواد حياتي مورد نياز بدن كمك مي كند.
5ـ گل هاي گريپ فروت، خاصيت ضد تشنج و لرز را دارد و دم كرده ي آن را موقع تشنج، زكام و تب مي نوشند.
6ـ اگر گريپ فروت را صبح ناشتا بخورند، خواص ادرارآور آن زياد مي شود و سموم را از بدن خارج مي كند .
7ـ گريپ فروت، خون را تصفيه مي كند و كليه و كبد را پاك مي سازد.
8ـ گريپ فروت، ضد خونريزي بواسير است.
9ـ گريپ فروت، ميوه اي خنك است و عطش را رفع مي كند.
10ـ گريپ فروت، اختلالات مفصلي را درمان مي كند.
11ـ گريپ فروت، براي كساني كه موهاي سرشان مي شكند، تجويز مي شود.
12ـ گريپ فروت، براي كساني كه عفونت هاي ريوي و تب خيز دارند مفيد است.
13ـ گريپ فروت، علاوه بر مواد معدني (آهن و كلسيم) داراي ويتامين هاي B3 ,B2 ,B1,A است.

معرفی کرم و صابون

در صورتیکه محتوای آب پوست طبیعی باشد، پوست نرم، صاف، قابل ارتجاع و درخشان است. در حالت طبیعی یک حرکت مداوم آب از لایه های عمقی پوست به طرف لایه های سطحی وجود دارد و در نهایت این آب از سطح پوست تبخیر می شود.
هنگامی که پوست به عللی اعم از عوامل داخلی یا خارجی نتواند این میزان آب را حفظ کند، پوستی خشک حادث می شود. از عوامل خارجی می توان مواجهه با آب و هوا یا باد گرم را نام برد. از طرف دیگر شستن بیش از حد پوست سبب از بین رفتن لایه های چربی محافظ پوست شده و پوست را خشک می کند.مواجهه پوست با بعضی مواد نیز از دسته عوامل خارجی محسوب می شوند. شاغلی که در تماس مداوم با مواد شوینده و پاک کننده هستند مانند جراحان و تکنسین های آزمایشگاهها نیز فرد را مستعد پوست خشک می سازند. همچنین درمانهایی که برای آکنه انجام می شود اگر بی رویه و بیش از حد اعمال شود، می تواند پوست خشک ایجاد کند.
عامل دیگر داخلی مربوط به توانایی پوست در نگهداری رطوبت پوست است. یک عامل مهم، بالا رفتن سن است که سبب کم شدن توانایی پوست در حفظ رطوبت می شود.
همچنین بعضی از بیماریها مانند درماتیت آتوپیک از میزان این توانایی می کاهد. رژیم های سخت، سوء تغذیه و کمبود مواد غذایی نیز می تواند سبب به هم ریختگی این سد حفاظتی شود.
پوست خشک ظاهری خشن و مات دارد و گاهی پوسته های ریزی روی آن دیده می شود. همچنین خطوط پوست در این موارد واضح تر به نظر می رسد. ممکن است خشکی پوست به حدی باشد که سبب ایجاد خارش شود که خود این امر پوست را مستعد عفونتهای باکتریال و قارچی می کند. هنگامی که پوست به حد بالای خشکی برسد به آن Xerosis گفته می شود.
کار عمده مرطوب کننده ها حفاظت از رطوبت پوست و دفاع در برابر آسیبهای محیطی است. معمولا هم افراد نیاز به استفاده از مرطوب کننده ندارند وافرادی که پوستشان چرب است به مصرف مرطوب کننده احتیاجی پیدا نمی کنند. هر چند این افراد هم در مواجهه با هوای گرم و خشک، باد یا هوای سرد ممکن است نیاز به استفاده از مرطوب کننده ها پیدا کنند.
مرطوب کننده ها به اشکال مختلف امولسیون مایع پماد و کرم دیده می شوند که محتوای چربی و آب در این موارد با هم فرق می کند. مهمترین نکته در انتخاب یک مرطوب کننده توجه به نوع پوست است که می تواند خشک، چرب، معمولی و مختلط باشد.
برای پوستهای خشک باید از مرطوب کننده های حاوی چربی استفاده کرد و استفاده صرف از جاذب الرطوبه ها کافی نیست. در مورد پوستهای چرب نیازی به استفاده از مرطوب کننده نیست مگر در برخورد با آب و هوای گرم یا سرد.
در مورد پوست نرمال باید از مرطوب کننده ای که میزان چربی کمتری داشته باشد استفاده کرد در مورد پوست مختلط یا صورتهای دارای T- Zone (پیشانی، بین و چانه) نباید در این محلها که چربتر از سایر نقاط صورت است از مرطوب کننده استفاده نمود. در مرطوب کننده افزودن رایحه می توانند تحریک کننده یا ناخوشایند باشد. در اینصورت باید از موادی استفاده شود که اصطلاحا هیپوآلرژیک نامیده می شوند.
مورد دیگر افزودن ضد آفتاب به مرطوب کننده است، اگر مرطوب کننده برای غروب و شب استفاده می شود نیازی نیست که حاوی ضد آفتاب باشد. از طرف دیگر معمولا استفاده از یک لوسیون مرطوب کننده زیر ضد آفتاب در صورتی که قرار است چند ساعت در معرض آفتاب قرار بگیرید، توصیه می شود.
به عنوان یک قاعده نباید پوست خشک را زیاد (بخصوص با صابون) شست، همچنین نباید با آب و هوای خشن برخورد داشت. معمولا استفاه از مرطوب کننده پس از شستن صورت توصیه می شود و باید آن را وقتی هنوز پوست کمی رطوبت دارد استفاده کرد و به آرامی روی پوست پخش کرد.
ماساژ زیادی توصیه نمی شود و ممکن است پوست را حساس کند. تعداد دفعات استفاده از مرطوب کننده بستگی به نوع پوست و نیاز آن دارد. باید مرطوب کننده را روی صورت و گردن مالید و اگر T- Zone صورت چرب است روی این قسمت از مرطوب کننده استفاده نگردد.

 هشت نکته درباره زیبا شدن با عسل

اما جدا از اینکه عسل به عنوان یک ماده غذایی به شمار می‌آید، آیا می‌دانستید که عسل یکی از قدیمی‌ترین و موثرترین مواد برای کمک به زیبایی است؟
عسل شامل موم و شکر و مواد معدنی است و یک مرطوب کننده طبیعی به شمار می‌آید و همانند یک ماده ضد سوزش برای پوست‌های حساس عمل می‌کند.
عسل می‌تواند در خیلی از محصولات زیبایی یافت شود، شما می‌توانید این محصولات را در مغازه‌های محلی یا مغازه‌هایی که دارای محصولات زیبایی مطلوب هستند بیابید. جالب اینکه خیلی از این محصولات می‌توانند بسیار گران قیمت باشند اما تعدادی از این محصولات هم می‌توانند در منزل ساخته شوند.
اگر می‌خواهید به راز و رمز زیباسازی عسل پی ببرید مواردی که درباره عسل می‌گوییم را امتحان کنید. اما قبل از استفاده عسل روی پوستتان مطمئن شوید که به آن حساسیت ندارید.
۱) ماسک عسل:
عسل خالص را روی صورت‌تان بمالید و اجازه دهید که مدتی روی پوست‌تان باشد تا زمانیکه خشک شود. تقریبا پانزده دقیقه برای خشک شدن عسل برروی پوستتان کافی است. وقتی که خشک شد صورتتان را با آب گرم بشویید.
۲) پوستی روشن با حمام عسل:
برای رطوبت، نرمی و داشتن پوستی روشن، در حمام بعدی‌تان از یک شیشه عسل استفاده کنید. عسل را به پوستتان بمالید و برای مطمئن شدن از خشک شدن عسل برروی پوست از دست‌تان کمک بگیرید، در این حالت با اینکه عسل پوست شما را چسبناک کرده است اما به نرمی و راحتی دست شما روی پوست‌تان حرکت می‌کند. سپس بدنتان را با آب بشویید. نتیجه این کار گردش خون عالی، زیبایی و روشنی پوست خواهد بود.
۳) وان عسل:
برای خوش بویی و نرمی پوست‌تان، یک چهارم تا یک دوم فنجان عسل به آب وان اضافه کنید.
۴) ماساژعسل:
یک قاشق چای خوری عسل به همراه کمی پودر بادام را در کف دستان مخلوط کنید و به آرامی روی صورت‌تان بمالید. سپس این معجون عسل و بادام را با آب گرم بشویید.
۵) تمیز‌کننده روزانه صورت:
مخلوطی از یک قاشق چای خوری عسل با پودر شیر تهیه کنید، از این محلول به عنوان تمیزکننده مواد آرایش و زدودن کثیفی پوست صورت می‌توانید استفاده کنید و بعد با آب گرم صورت‌تان را بشویید.
۶) موهای درخشان:
برای براق کردن موهایتان می‌توانید مخلوطی از یک قاشق چای خوری عسل به همراه آبلیموی تازه فشرده شده و یک لیتر آب گرم تهیه کنید. طبق معمول با شامپوی همیشگی موهایتان را بشوید و بعد از مخلوط عسل برروی موهایتان بریزید. اجازه دهید موهایتان به صورت نرمال خشک شود، نیازی به شستن مخلوط عسل از روی موهایتان نیست.
۷) نرم‌کننده مو:
برای داشتن موها و پوست سری سالم می‌توانید از مخلوط یک دوم فنجان عسل و دو قاشق سوپخوری روغن زیتون استفاده کنید. موهایتان را با مخلوط عسل آغشته کنید، سپس پوششی روی سرتان بگذارید و اجازه دهید برای سی دقیقه روی سرتان بماند. بعد از سی دقیقه شامپو بزنید و طبق معمول موهایتان را بشویید.
۸) جوهرپوست:
برای سفتی، نرمی و مرطوب بودن پوست‌تان می‌توانید مخلوطی از هسته پوست گرفته شده یک سیب و یک قاشق سوپخوری عسل که در ماشین مخلوط کن تهیه کرده‌اید استفاده کنید.
آنقدر مخلوط عسل را هم بزنید تا نرم شود و به آرامی روی پوست صورت بمالید و اجازه دهید برای پانزده دقیقه باقی بماند. بعد پانزده دقیقه مخلوط عسل روی صورتتان را با آب گرم بشویید.
با نکات زیبایی گفته شده در بالا می‌توانید محصولات زیبایی سودمندی را در منزل تهیه کنید. عسل یک محصول فوق‌العاده در زیبایی است چراکه شامل آنزیم‌ها، ویتامین‌ها، و موادمعدنی زیادی است. برای تهیه محصولات زیبایی ابتدا مطمئن شوید عسل خریداری شده‌تان صددرصد خالص باشد.

میوه ای که بدن را قوی می کند

 مصرف سبزی‌ها و میوه‌های حاوی فیبر خوراكی محلول موجود در سیب، جو دوسر و مغز خشكبار میزان التهاب ناشی 
از بیماری‌های مرتبط با چاقی را كاهش داده و سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌كند.
دكتر گریگوری فروند پروفسور دانشكده پزشكی و عضو هیات علمی دانشكده كشاورزی این دانشگاه در این باره خاطرنشان كرد: فیبر خوراكی محلول ، خلق و خو و خصوصیات سلول‌های ایمنی را تغییر می‌دهد و این سلول‌ها از حالت عصبانی و التهابی به حالت آرام و ضدالتهابی مبدل می‌شوند.
به گفته محققان؛ علت این تغییر آن است كه فیبر خوراكی محلول باعث افزایش تولید مقدار یك پروتئین ضدالتهابی موسوم به اینترلوكین 4 می‌شود.
این تحقیق روی موش‌های آزمایشگاهی انجام گرفت كه رژیم غذایی آنها كم چرب بوده و حاوی فیبر محلول یا نامحلول بوده است.
آزمایش‌ها نشان داد: موش‌هایی كه از رژیم‌ غذایی حاوی فیبر محلول استفاده كردند در سیستم ایمنی بدن آنها تغییرات مثبت و تقویت كننده‌ای مشاهده شد.

سلامت پوست و قندها

زیاد خوردن علت شگفت آوری برای ایجاد چین و چروکهاست. اگر تمایل به کاهش سایز بدن انگیزه ی مناسبی برای دست کشیدن از ذایقه ی شیرینی پسند شما نیست ، شاید تمایل به داشتن پوستی صافتر انگیزه ی مناسبی باشد.

اگرچه این گفته تلخ است اما متخصصان می گویند زیاد خوردن شکر در طول عمر می تواند پوست را مات و چروکیده کند. عامل اصلی این اتفاق یک فرایند طبیعی است که به آن گلیکاسیون گفته می شود. در این فرایند قند موجود در جریان خون به پروتیینها متصل می شود و تبدیل به مولکولی جدید و مضر می شود . هرچه قند بیشتری مصرف کنید مولکول مضر بیشتری ساخته می شود. با انباشته شدن این ماده ، به پروتیینهای مجاور آسیب می رسد. آسیب پذیر ترین پروتیینها ، کلاژن و الاستین هستند که پوست را سفت و نیز انعطاف پذیر نگه می دارند.

با تخریب این پروتیینها حالت ارتجاعی کلاژن و الاستین از دست رفته و خشک و شکننده می شوند. این اتفاق منجر به ایجاد چروک و شل شدن پوست می شود. این پیری زودرس از 35 سالگی شروع می شود و به سرعت پیشرفت می کند. علاوه بر آسیب به کلاژن ، رژیم پر قند ، نوع کلاژن را نیز تغییر می دهد. نوع 3 کلاژن بیشترین مقاومت و پایداری را دارد و فرایند گلیکاسیون کلاژن نوع 3 را به نوع 1 تبدیل می کند که شکننده تر است. این رویداد موجب می شود که پوست حالت نرمی و انعطاف خود را از دست بدهد. به علاوه مولکولهای مضر ایجاد شده آنزیمهای آنتی اکسیدان بدن را غیر فعال می کند و پوست نسبت به آسیبهای دیگر مانند نور آفتاب بسیار آسیب پذیر تر می شود و این خود یکی از علل عمده ی پیری پوست است.

افرادی که مبتلا به دیابت هستند و خود نمی دانند ، اغلب نشانه های پیری زودرس پوست را دارند. بسته به این که بیماریشان چگونه کنترل شود حتی ممکن است تا 50 برابر افراد دیگر در پوستشان مولکولهای مضر داشته باشند. اما خبر خوب در باره ی پوست تخریب شده در اثر مصرف قند این است که ترکیبات حاوی رتینویید می توانند از تشکیل این مولکولهای مضر جلوگیری کنند ، تخریب پوستی آنها را کاهش دهند و کلاژن را انعطاف پذیر نگه دارند.

در اینجا پنج گام برای درست خوردن و داشتن پوستی جوان به شما توصیه می کنیم :

1) شیرینی را از رژیم خود حذف کنید و میوه و سبزیجات را جایگزین نمایید.

حذف کامل قند از رژیم غذایی کار ساده ای نیست. حتی غلات میوه ها و سبزیجات نیز قند دارند و فرایند گلیکاسیون انجام می شود. اما حذف قند اضافی در رژیم غذایی کمک کننده است. میزان قند را کمتر از 10% کل کالری مصرفی نگه دارید.

بسیاری از غذاهای آماده حاوی مقادیر زیادی قند هستند که در زیر نقاب اسمهای مستعار پنهان شده اند! مانند عصاره ی مالت ، شربت ذرت ، دکستروز ، عصاره ی آبمیوه ، مالتوز ، شربت افرا ، ملاس (شهد یا شیره ) ، یا افزودنیها. روشی برای محاسبه ی قند خوراکیها این است که تعیین کنیم هر وعده ، چند قاشق چایخوری شکر دارد. از روی برچسب ارزش غذایی محصول ، میزان کل کربوهیدرات را پیدا کنید ، سپس آن را به چهار تقسیم کنید چون هر قاشق چایخوری تقریبا معادل چهار گرم است. به این ترتیب میزان قند دریافتی بر حسب تعداد قاشق چایخوری شکر به دست می آید. مثلا 12گرم کربوهیدرات تقریبا معادل سه قاشق چایخوری شکر است.

هر 10 قاشق چایخوری شکر معادل 160 کالری است. از مصرف محصولات حاوی شربت ذرت که فروکتوز زیادی دارند اجتناب کنید. این نوع شیرین کننده که با تبدیل قند نشاسته به فروکتوز ایجاد می شود به نظر می رسد که بیش از سایر قندها مولکول مضر تولید می کند. این محصول زمان انقضای طولانی تری دارد و شیرینتر و ارزانتر از سایر قندهاست. از این شیرین کننده در نوشابه ، آبمیوه ها ، بیسکوییتها و شیرینیها و سایر خوراکیها استفاده می شود. شما می توانید نام این شیرین کننده را در برچسب محتویات محصول پیدا کنید.

2) رژیم غذایی خود را کامل کنید:

حداقل 6-1 میلیگرم ویتامین ب1و ب6 در روز مصرف کنید. براساس مطالعات متعدد این ویتامینها بر روی مولکولهای مضر نقش مهار کننده دارند. این دو ویتامین در مواد مختلفی موجود هستند ولی اگر در مصرف آنها مشکلی وجود داشته باشد می تیان از مولتی ویتامینها استفاده کرد.

3) هر روز از ضد آفتاب SPF 30 استفاده کنید:

در مواجهه با آفتاب مولکولهای مضر بیشتری ساخته می شوند و این مشکل با استفاده از ضد آفتابها کاهش می یابد.

4) از آنتی اکسیدانها استفاده کنید:

آنتی اکسیدانها با رادیکالهای آزاد و مواد مضر مقابله کرده و مانع اتصال قندها به پروتیینها می شوند. میوه ها مانند آلبالو ، خشکبار مانند گردو و سبزیجات مانند فلفل قرمز و چای سبز حاوی آنتی اکسیدان و ویتامین های C و E هستند و پوست را سالم نگه می دارند. به نظر می رسد که این بهترین راه برای اطمینان یافتن از سلامت پوست است.

5) از ترکیبات محافظت کننده در مقابل اثرات قند استفاده کنید:

ترکیبات جدیدی در حال تولید هستند که در مقابل مواد مضر تولید شده در اثر مصرف قند از پوست محافظت می کنند. برخی از این محصولات در ترکیب با ضد آفتابها هستند. درمان پوست آسیب دیده با استفاده از رتینوییدها نیز به برگرداندن سلامت پوست کمک می کند.

روان شناسی چت و کاربران چت روم ها

فضای مجازی چت روم های اینترنتی به وسیله ای برای پر کردن اوقات فراغت جوانان مبدل شده که مرزهای تازه ای در شکل گیری ارزشها و هویت یابی جوانان پیش روی آنان قرار داده است.

بررسی های محققان علوم و ارتباطات اجتماعی نشان می دهد که کارکرد غالب چت برای کاربران ایرانی جنبه فراغتی و سرگرم کننده داشته که در اشکال مثبت و منفی تسهیل کننده و جبران کننده نیازهای ارتباطی آنها در دنیای واقعی است.

گرچه در فضای چت، مرزبندی های جنسیتی روز به روز ضعیف تر می شود اما با این حال در بیشتر موارد جذابیت های جنسیتی در روابط دنیای مجازی بیش از پیش حایز اهمیت است.کارشناسان معتقدند که مجاورت طولانی با فضای مجازی می تواند به فرهنگ پذیری یکطرفه و تاثیر پذیری افراطی از هنجارها و ارزشها انجامیده و با تقویت پدیده جهانی شدن تعلقات ملی و سنتی کابران را تحت تاثیر قرار دهد.

کامران سروش صحت کارشناس علوم ارتباطات اجتماعی چت روم ها را میدان های چند کاربردی و از پرطرفدارترین عرصه های مراوده در فضای مجازی دانسته و معتقد است که چت، مرزهای تازه ای در شکل گیری خرده فرهنگها،ارزشها و هویت جوانان پدید آورده است.

وی با اشاره به عوامل تسهل کننده ارتباط در فضای مجازی چت می گوید: گمنامی، سرعت ارتباط و سیال بودن از جمله علل گرایش به چت است که در روابط جنیسیتی و دوست یابی جوانان پیامدهایی به دنبال دارد که محملی برای جستجو و ارضای کنجکاوی های آنان فراهم می آورد.

این کارشناس با تاکید بر اهمیت فضای چت روم ها در پر کردن اوقات فراغت اظهار می دارد: چت کردن در فضای مجازی، مشارکت عاطفی را جایگزین مشارکت سیاسی و معاشرت رو در روی اجتماعی کرده و نوعی رابطه غیر حقیقی را بر فضای مناسبات میان افراد حاکم کرده است که این امر پیامدهایی چون کاهش سرمایه های اجتماعی،انزوا و بریدگی از مشارکت های محسوس و عینی را در بر داشته است.

وی در توصیف چگونگی جایگزینی روابط عاطفی با روابط سیاسی و علمی درفضای چت تشریح می کند: چت کننده ها از برقراری چند ارتباط همزمان با دیگران به شدت لذت می برند، این افراد درگرفتن اطلاعات خاص از مخاطب خود پیشدستی کرده و از این طریق به یک شناسایی اولیه از مخاطب دست می یابند و امکان می یابند که از این طریق توصیف های مبالغه آمیز درباره خود بکار برده و با ابزار همدردی و همسویی با مخاطب، توجه او را به خود جلب کنند. این کارشناس معتقد است که ماهیت غیر رو در روی ارتباطات الکترونیکی اینترنتی، انگیزه بیشتری را در کاربران به ایجاد یک رابطه پشت صحنه ای که ریسک شرمندگی در آن کمتر است، ایجاد می کند.

دکتر محمد ابراهیم برزگر استاد روان شناس اجتماعی دانشگاه علامه طباطباطی با اشاه به دو فاکتور مورد علاقه در جوانان برای برقراری ارتباط با دیگران می گوید: ناشناس ماندن و تنوع گرایی شوق گرایش به ارتباط با چندنفر را بوجود آورده است.

وی می افزاید: در نمونه های تحقیقی بدست آمده از چند کافی نت مشخص شد که 71 درصد از جوانان 15 تا 30 سال یک بار چت کردن را امتحان کرده اند.

وی در خصوص نتایج بدست آمده از گرایش سنجی جوانان در هفت موضوع مرتبط با چت کردن، اعلام می کند:نگاه به چت به عنوان بازی سرگرم کننده 24 درصد، چت به عنوان تدوام زندگی واقعی 17 ردصد، چت به عنوان وسیله ای برای ارتباط دوستانه 18 درصد، چت به عنوان امکانی برای جستجو گری 9 در صد، چت به عنوان ارتباطی نامطمین و ناکارآمد 20 درصد و چت به عنوان ابزاری برای سوء استفاده 12 درصد بوده است. این استاد دانشگاه می افزاید: 75 درصد چت کنندگان گفته اند که در چت کردن نقش های متقاوتی را بازی می کنند که سهم پسران در ارایه نقش غیرواقعی و تصویری نادرست از خود 89 درصد و سهم دختران 11درصد بوده است. برزگر بدبینانه ترین نظرات در گرایش چت گنندگان را مربوط به انتخاب همسر دانست و خاطر نشان می کند: به خاطر گسترده بودن فضا و امکان نقش بازی کردن و ارایه رفتارهای دوگانه بیشتر چت کنندگان معتقدند که محیط چت فضای مناسبی برای انتخاب همسر به شمار نمی آید که در این خصوص آقایان بیشترین بی اعتمادی به چت به عنوان ابزار انتخاب همسر دارند.

وی با اشاره به تمایل پسران به برقراری ارتباط دوستانه همزمان با چند فرد غیر همجنس تصریح می کند: بیشتر پسرها با آگاهی از وابستگی عاطفی در دختران تلاش می کنند که ارتباط خود با آنها را تا مرز آنچه حقیقتا به دنبال آن هستند، تعقیب کنند.این در حالی است که دخترها اغلب با وسواس و دقت بیشتری دوستی و رابطه پا برجا با یک فرد غیر همجنس را مدنظر دارند.

برزگر می افزاید: تحقیقات جامع نشان داده که نگاه دختران به چت بیشتر جنبه تفنن و بازی دارد با این حال نکته ای که در وهله نخست در تضاد با این جهت گیری قرار دارد تعهد بیشتر به استفاده صادقانه از فضای مجازی و محافظه کاری و احتیاط بیشتر دختران در برقراری ارتباط آنلاین است. مریم رضا زاده و آرزو صالحی از محققان علوم اجتماعی در تحقیق مشترکی که در خصوص گرایش جوانان به چت های اینترنتی انجام دادند،نتایجی را که در ذیل آمده ارایه دادند: 88 درصد به چت به مثابه یک بازی نگاه می کنند، 53 درصد معتقدند که چت کردن فرقی با زندگی واقعی ندارد، 46 درصد معتقدند که کسانی که با آنها چت می کنند خصوصیاتی مشابه با آنها دارند، 40 درصد گفته اند که شخصیت شان درچت با شخصیت واقعی شان متفاوت است، 76 درصد از چت کردن احساس آرامش می کنند، 83 درصد شناخت شخصیت دیگران را در چت غیرممکن می دانند، 44 درصد فهمیدن احساسات و نظرات واقعی افراد در چت را غیرممکن می دانند، 76 درصد در چت به مخاطب خود اعتماد ندارند، 73 درصد امکان انتخاب همسر از طریق چت را مناسب نمی دانند و 43 درصد معتقد به وجود دردسر در دوست یابی های اینترنتی هستند. تحقیقات این دو محقق از زاویه ایی دیگر همچنین نشان می دهد که دختران درچت کردن بیشتر مایل به شیطنت و سر کار گذاشتن هستند در همین راستا پسران در چت کردن تلاش بیشتری می کنند که اعتماد دختران را بر ای تداوم رابطه جلب کنند.

محمد سعید ذکایی عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در بیان انگیزه اصلی از چت کردن می گوید: توجه بیشتر چت کننده ها به مسایل فراغتی و سرگرم کننده چت روم ها بوده است و انگیزه های بعدی به ترتیب شامل پیدا کردن دوست، تازگی محیط چت و مهیج بودن آن، تفاوت شخصیت در صحنه چت نسبت به زندگی حقیقی و شیطنت و ماجراجویی عنوان شده است.

این کارشناس می افزاید: در پاسخ به این سوال که با چه افرادی تمایل به چت کردن دارید، بیش از 50 درصد پاسخ دهندگان گفته اند که بیشتر دوست دارند با افراد متنوع و ناشناس چت کنند و کمتر از یک سوم تمایل خود را به افراد آشنا بیان داشته اند .همچنین 9/98 درصد پاسخ دهندگان تمایل به چت کردن با افراد غیرهمجنس داشته اند و بدین ترتیب می توان گفت که فضای غالب در محیط چت روم ها گفتگوهای دوستانه جوانان غیر همجنس است که با نیت ارضای کنجکاوی، آشنایی، سرگرمی و شیطنت و ماجراجویی است. عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در خصوص مضمون گفتگوهای چت کننده ها اعلام می کند:بر اساس تحقیقات انجام شده، بیش از 40 درصد چت کننده ها به دنبال مباحث غیرجدی و پیش پا افتاده و 27 درصد به گفتگوهایی برای صمیمیت و نزدیکی بیشتر و کمتر از 20 درصد موضوعاتی چون موسیقی فیلم و هنر را مد نظر داشته اند. ذکایی، درباره الگوهای قابل توجه در روابط میان چت کننده ها می گوید: بیشتر جوانان کم سن و سال تر به خصوص پسرهای جوان در گفتگوهای اینترنتی مایل به صمیمیت و نزدیکی بیشتر با دوستان غیر همجنس خود هستند.

همچنین پسران بیش از دختران مایل به گپ همزمان با بیش از دو یا چند فرد غیرهمجنس بوده و تبحر و مهارت پسران درچت کردن بیش از دختران است. همچنین پسرها ترس و نگرانی کمتری از کنترل ها و شناسایی های غیرمحسوس در خلال چت کردن داشته اند.

وی اولویت سایت های مورد مراجعه پاسخگویان برای چت کردن را به ترتیب 85 درصد یاهو، 7% درصد سایت های فارسی زبان مثل بدهی دات کام و روزی دات نت و 5/6 درصد msn دانست.

مصرف غلات ضامن سلامتی کودک

اگر مایلید فرزندتان چاق نشود و به عبارتی می خواهید از کودکی جلوی چاقی او را بگیرید در غذای او (بویژه صبحانه) غلات را فراموش نکنید.
تحقیقات نشان داده است بین مصرف منظم غلات و شاخص توده بدن ("BMI") در کودکان ۴-۱۲ ساله رابطه قوی وجود دارد.
در تحقیقی که دکتر آلبرتسون و همکارانش بر روی ۶۰۳کودک ۴ تا ۱۲ سال انجام دادند، کودکان بر اساس سن و این که در طی دو هفته چه مقدار غلات (گندم جو و...) مصرف می کنند طبقه بندی شدند.
محققان تمام انواع غلات مصرفی را در نظر گرفتند، چه غذاهایی که تماما از غلات تهیه شده بودند و چه غلات آماده ای که در فروشگاه ها به فروش می رسند.
تیم تحقیقاتی مورد نظر دریافتند کودکانی که در طی دو هفته ، ۸ بار یا بیشتر از غلات استفاده می کنند در مقایسه با کودکانی که سه بار یا کمتر غلات می خورند، "BMI"بسیار کمتری دارند. "BMI"روشی است که می توان با محاسبه آن حدس زد آیا وزن فرد با قد او متناسب است یا خیر.
در اصل"BMI" شاخصی است که بر اساس قد و وزن فرد در نظر گرفته می شود. برای محاسبه آن وزن بر حسب کیلوگرم را بر قد بر حسب متر مربع ، تقسیم می کنند تا "BMI" فرد بدست آید. گزارشات نشان می دهد تقریبا ۸۰ درصد کودکانی که غلات مصرف می کنند اغلب بر حسب سن و جنس خود، وزن مناسبی دارند.
به علاوه کودکانی که غلات بیشتری مصرف می کنند نسبت به آنهایی که اصلا غلات نمی خورند یا کم می خورند ویتامین های A، B۶، وتیامین ، ریبوفلاوین ، نیاسین ، فولات ، کلسیم ، آهن و روی بیشتری دریافت می کنند.
کودکانی که غلات به مقدار کافی مصرف می کنند کمتر در معرض خطر چاقی و افزایش وزن قرار دارند و احتمال چاقی در آنها یک پنجم (یک نفر از هر ۵ نفر) است ، درحالی که در کودکانی که مصرف غلات در آنها کم است این احتمال یک دوم (یک نفر از هر دو نفر) است.
غلات از مواد مغذی بسیار قوی هستند که چربی آنها بسیار کم است و اگر همراه با شیر مصرف شوند کودک به طور همزمان کلسیم را نیز دریافت می کند. اگر کودکان به مصرف غلات عادت کنند، وزن مطلوبی خواهند داشت و سلامت آنها تضمین خواهد شد.
در این میان محققان معتقدند بهتر است از غذاهای آماده حاوی غلات برای کودکان استفاده نشود زیرا این غذاها حاوی شکر و چربی هستند که چندان مناسب نیست ، در عوض بهتر است مادران رژیم غذایی حاوی غلات را براساس ذوق و سلیقه کودک تهیه کرده و در اختیار او قرار دهند.
در نظر داشته باشید رژیم غذایی حاوی غلات ، سبزیجات و میوه برای سلامت و بویژه کنترل وزن ، جزیی لازم و ضروری محسوب می شود.

! ترتیب تولد در شخصیت افراد موثر است؟

آیا فکر می کنید اینکه فرزند چندم خانواده باشید، می تواند بر شکل گیری شخصیت شما تاثیر گذار باشد؟ این مقاله را با ما دنبال کنید تا به همه چیز در این رابطه پی ببرید! 

▪ تک فرزندان :

ـ نقاط مثبت: این افراد همان ها هستند که دنیا را متحول می کنند. افرادی تکلیف گرا، مرتب و منظم، با وجدان و وظیفه شناس و بسیار قابل اطمینان می باشند. آنها عاشق واقعیت، افکار و اندیشه ها و جزییات هستند و از قبول مسیولیت های مختلف واهمه ای ندارند.

ـ نقاط منفی: یکی از خصیصه های منفی این افراد، سرسختی و خشونت شدید آنهاست. کمی کینه ای و پرتوقع هستند و معمولاً از قبول اشتباهاتشان سر باز می زنند. به هیچ وجه انتقادپذیر نیستند. در برابر دیگران افرادی بسیار حساس و نفوذ پذیرند که احساساتشان خیلی زود جریحه دار می شود.

▪ فرزندان اول خانواده:

ـ نقاط مثبت: آنها ذاتاً فرمانده به دنیا آمده اند. احتمالاً رییس جمهورها، فضانوردان و مدیرعاملا ن، همه، فرزندان اول خانواده هستند. فکر می کنند که همیشه حق و اولویت در هر کاری با آنهاست. فرزندان اول به دو دسته تقسیم می شوند؛پرورش دهندگان افراد مطیع یا متحول کنندگانی سلطه جو. هر دو یکسان هستند فقط از متدهای مختلفی استفاده می کنند. معمولاً فرزندان اول خانواده، افرادی ایرادگیر، مشکل پسند و دقیق می باشند و عاشق توجه به جزییات مسایلند. افرادی وقت شناس، منظم و با کفایتند که دوست دارند همه چیز به بهترین نحو انجام شود. از مسایل غافلگیر کننده نیز به هیچ وجه خوششان نمی آید.

ـ نقاط منفی: معمولاً این افراد کمی بداخلاق، ترشرو و بی احساس به نظر می آیند. گاهی به خاطر زورگویی و فشاری که بر سایرین می آورند، تهدید کننده و رعب آور هستند.

چون فکرمی کنند که همیشه حق با آنهاست و فقط خودشان همه چیز را می دانند و به دیگران اطمینان کمی دارند. ریاست ما~ب، ایرادگیر و نسبت به اشتباهات حساس و نکته سنج هستند.

▪ فرزندان وسط خانواده :

ـ نقاط مثبت: فرزندان وسطی، افرادی خانواده دوست هستند که دیگران از بودن با آنها لذت می برند. مهمترین نیاز آنها، آرام نگاه داشتن اقیانوس پرتلاطم زندگی است و شعار آنها "آرامش به هر قیمتی" است. اینها افرادی بسیار آرام و بی سر و صدا، شیرین و دوست داشتنی هستند و شنوندگان خوبی به شمار می روند. مهارت زیادی در حل مشکلات دارند چون همیشه هر دو جنبه یک مشکل را بررسی می کنند و دوست دارند همه را خوشحال کنند. همین مسیله باعث می شود که مشاوران و میانجی گران خوبی باشند.

ـ نقاط منفی: نسبت به فرزندان اول خانواده، احساس سلطه گری کمتری دارند، اما دوست دارند همه آنها را ستایش کرده و دوست بدارند یا حداقل با آنها احساس شادی و خوشبختی کنند. از آنجا که سعی در راضی نگاه داشتن همه دارند، ممکن است به افرادی وابسته تبدیل شوند. نمی توانند خوب تصمیم بگیرند تا جایی که باعث رنجاندن دیگران می شوند. همچنین برای شکست و اشتباهات دیگران، خود را سرزنش می کنند.

▪ فرزندان آخر خانواده :

ـ نقاط مثبت: افرادی شاد و سرزنده اند که این شادی و سرخوشی را با خود همه جا می برند و دیگران را نیز از آن بهره مند می کنند. مهارت های مردمی آنها بسیار قوی است و عاشق این هستند که دیگران را با حرف ها و کارهایشان سرگرم کنند. هیچ کس برای آنها غریبه نیست و به سرعت با همه صمیمی می شوند. افرادی برون گرا هستند که از وجود دیگران انرژی می گیرند و از ریسک کردن واهمه ای ندارند.

ـ نقاط منفی: خیلی زود خسته می شوند. از طرد شدن واهمه داشته و افق توجهاتشان کوتاه است. افرادی خود گرا هستند. معمولاً به خاطر توقعات غیر واقعی شان از رابطه که تصور می کنند در همه رابطه ها باید همیشه خوشی و خنده برقرار باشد، رابطه های زیادی را به فنا می دهند، اما نمی دانند که عمر چنین رابطه هایی بسیار کوتاه است.

● ارتباط فرزندان با یکدیگر درخانواده

در یک خانواده، فرزندان باید احساس کنند پدر و مادر، آنها را به یک اندازه دوست دارند . ولی گاهی برخورد والدین با فرزندان به گونه ای است که منجر به تحریک حس حسادت و ایجاد احساس حقارت نسبت به دیگری در کودک می گردد و روابط فرزندان را مغشوش می کند. "کودک خردسال مخصوصاً از سنین یک تا پنج سالگی ، چون به آن درجه ازمنطق و تکامل فکری نرسیده که متوجه شود نوزاد تازه متولد شده به دلیل رفع نیازهایش به مراقبت بیشتری نیاز دارد ، تصور می کند که این نوزاد رقیبی است که مهر و محبت والدین را تصاحب کرده و دیگر چیزی برای او نمانده، برای همین نسبت به او حسادت می کند. اگر والدین مراقب رفتار خود نباشند و این حسد در کودک باقی بماند، تا بزرگسالی و گاه تا پایان عمر به شکل های مختلف ظاهر می شود." به منظور ایجاد همکاری و دوستی بین فرزندان توصیه هایی می شود که از قبل از تولد نوزاد جدید تا زمان کودکی را شامل می شود

1) قبل از تولد نوزاد جدید : سن کودک هر اندازه باشد، دنیایش با آمدن کودک جدید زیر و رو می شود. پس تا حد ممکن او را در پذیرفتن نوزاد جدید شرکت دهید. بگذارید صدای ضربان قلب نوزاد را بشنود، در خرید لباس او شرکت کند، اتاق نوزاد و وسایل او را تزیین کند

2 ) بعد از تولد نوزاد : بعضی از کارهای نوزاد را که کودک دوست دارد انجام دهد ، به او واگذار کنیم و هر طور که انجام داد به یاد داشته باشیم که او یک کودک است و از او ایراد نگیریم . فقط او را تحسین کنیم . به خاطر نوزاد هرگز او را دعوا نکنیم . او را به خدمتکار نوزاد تبدیل نکنیم .

به او بگوییم :"چون کودک بزرگتر و قوی تری هستی همیشه این نوزاد به تو نیاز دارد. " حس همکاری او را جـــلــــــب کـــنـــیــــــم. زمــــــانــــــی را فـــقــــــط بــــــه کــــــودک بــــــزرگـــتــــــراخـــتـــصــــــاص دهـــیــــــم

3) کودکان بزرگتر : کودک را با خواهر و برادرانش مقایسه نکنیم چون فقط باعث تحریک حس حسادت می شود. بگذارید با یکدیگر احساس راحتی کرده و به همدیگر افتخار کنند. به خاطر داشته باشیم آنها دو فرد جدا و دو شخصیت متفاوتند. محاسن هر کدام را تشویق کنید تا منجر به پیشرفت شان گردد. "دچار این اشتباه نشوید که هر قانون و امتیازی برای بچه کوچکتر است ، برای بزرگتر هم همان است . به فرزندان بفهمانید که قوانین و امتیازها براساس سن، جنس و کارهایی که انجام می دهند تعیین می شود. به منظور جلوگیری از برخی ابهامات در ذهن بچه ها نیازهای متفاوت آنها را، در یک زمان تهیه کنید. اگر فرزندان، یک جنس هستند اصرار نکنید که بچه کوچکتر از بزرگتر تبعیت کند . اجازه دهید هر کدام برنامه خودشان را داشته باشند.به بدگویی های آنها از یکدیگر توجه نکنید و وارد درگیری های آنها نشوید. به آنها یاد دهید چه طور به حل و رفع اختلاف هایشان بپردازند و آنها را برای دوستی و همکاری با هم تحسین کنید.

5 راه براي حفظ علاقه در رابطه ي زناشويي!

5 راه براي حفظ علاقه در رابطه ي زناشويي!
1- زن خود را گرامي بداريد . به شوهر خود احترام بگذاريد.
نياز احساسي يک زن، ارجمند شمرده شدن است و اين امر، وظيفه شماره يک شوهر به شمار مي رود. بدين معنا که احساس او را دوست بداريد و برايش ارزش قايل شويد؛ او اولويت شماره يک شما محسوب مي شود.
نياز اصلي احساسي يک مرد اين است که از سوي همسرش مورد احترام قرار گيرد. هنگامي که او به خانه مي آيد دوست دارد احساس کند دست کم يک نفر در دنيا وجود دارد که فکر مي کند او مهم است. اين بدان معناست که هنگامي که او وارد خانه مي شود، تلفن را کنار بگذاريد.
2- مثل دو دوست خوب با يکديگر رفتار کنيد.
زير سايه ازدواج، يکي از موهبت هاي الهي که به عروس و داماد اعطا شده است، اين است که آنها بايد دوست هاي خوبي براي يکديگر باشند.
ويژگي عمده دوستي اين است که هر کس به احساسات و نيازهاي طرف مقابل احترام بگذارد و براي آنها ارزش قايل شود. ارزش قايل شدن يعني، آنچه که براي شما مهم است براي من نيز مهم باشد؛ اين يک روش کليدي و اساسي است براي آنکه همسرتان احساس کند شما دوستش داريد.
سعي کنيد به همه کارهايي که همسرتان براي شما انجام مي دهد توجه کرده و به وسيله يک قدرداني صادقانه به آن اعتراف کنيد.
3- اين چهار کلمه طلايي را به خاطر بسپاريد.
گوش دادن، توافق، جبران و قدرداني. از همان آغاز ازدواج خود، بر سر اين قانون ابتدايي توافق نماييد: مهم نيست که چه قدر ناراحت هستيد، هيچ وقت يک دعواي لفظي را شروع نکنيد.
دعواي شديد فقط مشکلات را وخيم تر مي کند، و باعث تيرگي روابط مي شود. به جاي دعوا، چهار کلمه طلايي را اجرا کنيد:
گوش دادن: اين امر براي همکاري و حل مشکلات، ضروري است. اجازه دهيد همسرتان، بي آنکه کلامش قطع شود صحبت کند، و سپس سخنانش را تکرار کنيد. اين کار شما باعث مي شود همسر شما مطمئن شود که به حرف هايش گوش کرده ايد.
توافق: هنگامي که هر دو نفر از راه حل خوشنود هستيد ، بکوشيد تا مشکلات را برطرف کنيد. هيچ يک از طرفين نبايد احساس کنند که مجبور به پذيرفتن نقطه نظر طرف مقابل هستند.
جبران: هنگامي که از نظر احساسي به يکديگر لطمه مي زنيد، لطمه به وجود آمده را جبران کنيد و احساسات باقي مانده از عصبانيت و دلخوري را برطرف کنيد. تصميم بگيريد صددرصد مشکلات را از بين ببريد و دوستي را جايگزين آن کنيد. يک دلخوري کوچک، هنگامي که 50 مرتبه جمع شود، مي تواند ديواري از جدايي و کدورت به جاي بگذارد.
قدرداني: هيچ وقت نمي توانيد به اندازه کافي از همسر خود قدرداني کنيد. سعي کنيد به همه کارهايي که همسرتان براي شما انجام مي دهد توجه کرده و به وسيله يک قدرداني صادقانه به آن اعتراف کنيد.
عشق
4- حد و مرزهاي مستحکمي ايجاد کنيد.
همسر شما اولويت شماره يک شما محسوب مي شود ، نه خانواده، خويشاوند، دوست، فرزند، کار، يا سرگرمي شما. حد و حدود مستحکمي ايجاد کنيد تا نشان دهد که شما براي ازدواج خود ارزش قايل هستيد و به هيچ چيز و هيچ کس اجازه نمي دهيد رابطه شما را کم رنگ کند.
اين امر بدين معنا نيست که خانواده ي خود را فراموش کنيد يا نسبت به کار و تحصيلتان بي توجه باشيد ، اما فراموش نکنيد همسرتان ديگر جزئي از شماست ودر زمان مشغله هم بايد به او بفهمانيد چقدر برايتان مهم است.
 
5-  روزانه خوشحال کننده اي به يکديگر بدهيد.
کاري کنيد تا طرف مقابلتان احساس خوبي داشته باشد ،و تلاش کنيد هر روز با دادن يک روزانه، همسرتان را شاد کنيد. اگر او مي گويد گل مريم دوست دارد، به خاطر اين که فکر مي کنيد رز رمانتيک تر است، براي او رز نخريد.
دريابيد که همسرتان دوست دارد چه هديه اي از شما بگيرد، آيا دوست دارد آن هديه يک ابزار محبت و علاقه، دريافت يک کادو، کمک کردن (مثل کمک در کارهاي خانه...) باشد، يا سپري کردن اوقات خوشي با يکديگر، يا...
آنها را به خاطر بسپاريد و جزء کارهاي روزانه خود قرار دهيد.
گرفتار روزمره گي شدن بدترين اتفاق ممکن است ، سعي کنيد روز هايتان را تنوع دهيد..

مديريت مالزيايي

درباره مديريت ژاپني و مديريت آمريكائي بسيار خوانده و شنيده ايد اما راز و رمز موفقيت و اقتدار كشورهائي همچون مالزي كه طي دهه هاي گذشته، جهش بي نظيري در رشد و توسعه اقتصادي داشته اند، به صورت جدي و فراگير مورد بررسي و كالبد شكافي مديريتي قرار نگرفته و يا اگر هم انجام شده باشد، شهرت نيافت و در دسترس قرار نگرفت.

در مالزي، «بهره وري» عامل اصلي توسعه ملي كشور محسوب مي شود و مديران اين كشور ملزم هستند توسعه ملي را از طريق ارتقاي «بهره وري كل عوامل» دنبال كنند. آنها معتقدند مردم با افزايش بهره وري مي توانند سازمان هاي بهره ور بسازند و به وسيله آن سازمان ها مي توانند اقتصاد مورد نظر خود را ارتقا بخشند كه سود اين بهره وري در سطح كشور به مردم خواهد رسيد و اين چرخه پيوسته ادامه پيدا خواهد كرد.

راهكار كشور مالزي براي توسعه، استراتژي لبخندهاست. آنان براي اين كار از حروف واژه SMILES كه به معني لبخندهاست بهره برده و براي هر كدام از حروف اين كلمه تعريفي را مطرح مي كنند كه افراد با به كارگيري آنها در پايان لبخند خواهند زد:

ُS از واژه Strategy، به معني آينده نگري، دورانديشي، راه رسيدن به هدف

M از واژه Measurement ، به معني اندازه گيري

I از واژه Innovation ، به معني نوآوري

L از واژه Learning ، به معني دانش اندوزي

E از واژه Enviroment ، به معني نگهداري محيط زيست و دوست داشتن آن

S از واژه Salary ، به معني حقوق و دستمزد است.

بنا به اعتقاد آنها با اجراي موارد شش گانه فوق، بهره وري در سازمان پديد خواهد آمد و ارتقاي بهره وري، موفقيت سازمان ها را به دنبال خواهد داشت. سازمان هاي موفق، كشور را سعادتمند مي كنند و كشور سعادتمند، مردم خوشبخت خواهد داشت و اين امر، خوشبختي، شادي، نشاط و لبخند به همراه مي آورد.

مديريت توانبخشي

مقدمه

رشته كارشناسي ارشد مديريت توانبخشي اين رشته تركيب و تلفيقي است از رشته هاي علوم توانبخشي (فيزيوتراپي، كاردرماني، شنوايي سنجي و...) با دانش مديريت علمي. دانش آموختگان و فارغ التحصيلان اين رشته با كسب مهارت هاي نظري و عملي در دوره دو ساله و با دفاع از پايان نامه خود، در موضوعات مديريت توانبخشي براي احراز مسئوليت و هدايت مراكز توانبخشي در بخشهاي دولتي، خصوصي، مردمي و خيريه آماده مي گردند. هدف اصلي اين رشته تربيت مديران عالم، آگاه، كاردان، ماهر و مطلع در بخش توانبخشي كشور در راستاي ارتقاء اثربخشي و افزايش بهره وري در سازمانهاي متولي معلولين مي باشد.

________________________________________

ضرورت واهميت

امروز بدون استفاده از دانش مديريت توان بخشي، اداره امور مراكز توان بخشي با توجه به پيشرفت وگسترش روافزون در ابعاد مختلف وتحقيقات دامنه داري كه در طول سالهاي اخير در زمينه توان بخشي انجام گرديده است، نياز به تربيت مديران آگاه به مسائل توان بخشي، وسايل مورد نياز، نحوه سرويس دهي به بيماران و غيره بيش از پيش احساس مي گردد.

________________________________________

اهداف خدماتي

مشاوره علمي به نهادها وموسسات دست اندر كار امور معلولين

وظايف حرفه اي دانش آموختگان

الف) سياستگذاري :

شناخت و سنجش نيازها

تعيين اولويت و هدف گذاري

تحليل اقتصاد توانبخشي

تحليل مدلهاي ارائه خدمات توانبخشي

تحليل نظامهاي توانبخشي

ب) مديريت

برنامه ريزي

سازماندهي

هماهنگي

هدايت و رهبري

نظارت

ج) آموزش

برقراري ارتباط مؤثر با فرد معلول، خانواده و جامعه

مشاوره

مشاركت در تدوين برنامه هاي آموزش توانبخشي

مشاركت در ارزيابي و نظارت بر برنامه هاي آموزشي

د) پژوهش

طراحي و انجام پژوهشهاي كاربردي

مشاركت در ارزيابي و نظارت بر طرحهاي پژوهشي

ه) حمايت از حقوق افراد معلول

دفاع از حقوق معلولين

ايجاد فرصتهاي برابر براي افراد معلول

مشاركت در اصلاح باورهاي غلط در مورد افراد معلول

توانمند سازي افراد معلول

كمك به ايجاد تشكلهاي سازمانهاي مردم نهاد ( NGO )

اخلاق فناوري اطلاعات

اخلاق فناوري اطلاعات (IT Ethics)‌ يكي از مباحثي است كه در اخلاق كاربردي (Applied Ethics)‌ مطرح مي شود. اخلاق كاربردي از زيرشاخه ها يا پيوست هاي رشته فلسفه اخلاق است و به مباحثي اختصاص دارد كه به ارزشهاي عملي رفتار انسان ها در حوزه هايي خاص مربوط مي شود. از ميان ديگر موضوعاتي كه امروزه در زير اخلاق كاربردي از آنها بحث مي شود، مي توان به اين عناوين اشاره كرد. اخلاق پزشكي، اخلاق زيست محيطي، اخلاق روزنامه نگاري، اخلاق تجارت و مانند آن البته گاهي در اخلاق كاربردي از ارزشگذاري نوع خاصي از افعال انساني مانند سقط جنين و آسان مرگي نيز بحث مي شود. اخلاق فناوري اطلاعاتي يكي از جديدترين مباحثي است كه در اخلاق كاربردي مطرح شده و بتازگي در طرح تكفا، كارگروهي خاص به آن اختصاص يافته است. باتوجه به استقبال وسيعي كه جامعه ما و بخصوص قشر جوان از اينترنت و ارتباطات شبكه اي داشته است و تاثيرات عميق و گسترده اي كه فضاي سايبر بر وجوه مختلف جامعه ما دارد، بجا و لازم است تا مسائل اخلاقي درباره فناوري اطلاعات مورد كنكاش قرار گرفته و ديدگاه اسلامي در باب موضوعات جديدي كه حول اين محور پديد آمده است، روشن شود.

در نگاهي كلي و اجمالي مي توان گفت : اخلاق فناوري اطلاعات موضوعي ميان رشته اي است كه بحث از آن نيازمند آشنايي و تخصص در 2 حوزه اخلاق و حوزه فناوري اطلاعات است. اين بحث به مسائلي اختصاص دارد كه كاربرد و گسترش فناوري اطلاعات موجب آن شده است. هدف از بحث آن است كه به پرسشهايي پاسخ گويد كه مربوط به بنيان هاي ارزشي افعال و مسئوليت هاي افراد در حوزه فناوري اطلاعات است. علاوه بر آن مي توان از سياست هاي دولتي در قبال زيربناهاي اخلاقي حوزه فناوري اطلاعات نيز بحث كرد.

يكي از مشكلات فناوري اطلاعات در اين خصوص، آن است كه مردمان براي اين كه حريم خصوصي شان را محفوظ بدارند، ناچارند از بسياري از كارهايي كه قبلا انجام مي دادند از خوف اطلاع ديگران دست بردارند. به نظر ناظران حقوق بشر اين مساله موجب محدوديت در آزادي هاي مدني و خودمختاري و استقلال رأي افراد مي شود و خود امري ناپسند است. مواردي هست كه مي توان اين محدوديت را امري شايسته يا ناشايست تلقي كرد و احكام اين موارد در فرهنگ ما گاهي متفاوت با اين احكام در فرهنگ غرب است.

البته نبايد از نظر دور بداريم كه پايگاه هاي داده هاي الكترونيكي منافع بسيار مهمي نيز دارد. كارآمدي بالاتر، توزيع مناسب تر و عادلانه تر امتيازات اجتماعي و مراقبت و نظارت بيشتر و موثرتر در جلوگيري از جرمها از جمله مهمترين اين منافع هستند و دولتها براي نقض حريم خصوصي افراد نوعا به اين منافع تاكيد مي كنند. اما در عين حال در نهايت نتوانسته اند افكار عمومي را نسبت به اين نقض حرمت راضي كنند و همين مساله موجب شد در سال 1974 قانوني در ايالات متحده به تصويب رسيد كه طي آن نهادهاي دولتي از تشكيل پايگاه داده هاي متمركز و جامع نسبت به اشخاص كه حريم خصوصي ايشان را هدف قرار داده و در عين حال كاركردهاي آنها به صراحت و روشني مشخص نيست و توجيه كافي ندارد ممنوع شدند. برخي كشورها گامهاي ديگري نيز برداشته اند و موسساتي ايجاد كردند تا از حريم خصوصي افراد حمايت كند و با قدرت زيادي كه به آنها داده شده اين امكان را دارند كه عمليات دولتها و بخشهاي خصوصي را كه با اين نوع اطلاعات سروكار دارد تنظيم و كنترل كنند. اما به نظر بسياري از منتقدان اين نوع قوانين و نهادها نتوانسته است آن طور كه بايد و شايد توقعات اشخاص را برآورده سازد.

رمزهاي پيدا كردن مشتري

امروزه نقش مشتريان از حالت پيروي از توليدكننده به هدايت سرمايه گذاران، توليدكنندگان و حتي محققان و نوآوران مبدل گشته است. به اين ترتيب بسياري از مفاهيم و تئوري ها بر محور «مشتري» نگارش شده اند. سمت و سوي كليه فعاليت هاي بنگاه اقتصادي براي تأمين نيازهاي مشتري و كسب رضايت و اعتماد اوست. در بازار گسترده امروز موفقيت يا عدم موفقيت يك بنگاه اقتصادي به رفتار مشتري بستگي دارد. اوست كه با مطالعه و بررسي نيازهاي خود و بازارگسترده و كالاهاي متنوعي كه دراختياردارد و باتوجه به امكانات و استعداد خود به ارزش گذاري مواردي همچون قيمت، مرغوبيت، كيفيت و... مي پردازد و درنهايت انتخاب مي كند. اين مقاله به موضوع مشتري و اهميت آن مي پردازد. تعريف مشتري، نياز مشتري، فرهنگ مشتري مداري و مراحل ايجاد و گسترش فرهنگ مشتري مداري از جمله مباحث اين مقاله هستند.

منبع : روزنامه ايران،‌ پنجشنبه 14 تير 1386، سال سيزدهم، شماره 3679، صفحه 8.
كليدواژه : مشتري ؛ مشتري يابي ؛ نياز مشتري ؛ فرهنگ مشتري مداري

1- مقدمه

در جهان كنونى كه امكان توليد انبوه كالا و خدمات زمينه افزايش عرضه نسبت به تقاضا را فراهم آورده است، براى توليدكنندگان راهى جز جلب رضايت مشترى باقى نمانده و ديگر نمى توان حيطه بازار و عرضه را با ابزارهاى محدود گذشته تعريف كرد. تجربه نشان داده است، سازمان هايى كه ازمنظر سنتى به مفاهيم مشترى، كالا، بازار، فروش، خريد، رقابت، تبليغات، كيفيت و... نگاه كرده و مى كنند علاوه بر عدم كسب موفقيت، سرمايه هاى خود را هم از دست داده اند. با ظهور اقتصاد رقابتى مفاهيمى چون مشترى مدارى و كسب رضايت مشترى، پايه و اساس كسب و كار تلقى شده و سازمانى كه بدان بى توجه باشد از صحنه بازار حذف مى شود. دراين مقاله سعى شده به مفهوم مشترى، رضايت مشترى و فرهنگ مشترى مدارى در سازمان در هر سيستم و ساختار يا كسب و كار پرداخته شود.

امروزه نقش مشتريان از حالت پيروى از توليدكننده به هدايت سرمايه گذاران، توليدكنندگان و حتى محققان و نوآوران مبدل گشته است. به اين ترتيب بسيارى از مفاهيم و تئورى ها بر محور «مشترى» نگارش شده اند. سمت و سوى كليه فعاليت هاى بنگاه اقتصادى براى تأمين نيازهاى مشترى و كسب رضايت و اعتماد اوست. در بازار گسترده امروز موفقيت يا عدم موفقيت يك بنگاه اقتصادى به رفتار مشترى بستگى دارد. اوست كه با مطالعه و بررسى نيازهاى خود و بازارگسترده و كالاهاى متنوعى كه دراختياردارد و باتوجه به امكانات و استعداد خود به ارزش گذارى مواردى همچون قيمت، مرغوبيت، كيفيت و... مى پردازد و درنهايت انتخاب مى كند.

2- مشترى يعنى چه ؟

در فرهنگ بازار، مشترى فردى است كه توانايى و استعداد خريد كالا و يا خدمتى را داشته باشد، كه اين توانايى و استعداد به صورت توأم در فرد بروز كرده و انتخاب و عمل خريد انجام مى پذيرد. در اين فرهنگ و ديدگاه مشترى فرد هوشمند و دانايى است كه درباره تأمين نيازهاى خود به خوبى مطالعه و بررسى مى كند و باارزش گذارى و درنظر گرفتن امكانات و استعداد خود به انتخاب مى پردازد.

3- نياز مشترى

در نظر عامه نياز به معناى هرنوع كمبودى است كه براى انسان به وجود مى آيد. در فرهنگ بازار نياز مشترى اينگونه تعريف مى شود كه: «نياز مشترى عبارت است از هرنوع احساس كمبودى كه براى مشترى به وجود مى آيد و او تلاش مى كند تا با بهره گيرى از استعداد و توانايى خود نسبت به رفع آن اقدام نمايد.»
با توجه به مفهوم گسترده اى كه درتعريف نياز مشترى وجوددارد، امكان تهيه و طبقه بندى جامع و كاملى از نيازهاى مشترى دشوار است. زيرا اولاً نيازهاى مشترى نامحدود است، ثانياً ممكن است نيازى براى يك مشترى جزو نيازهاى اساسى به شمار رود، درحالى كه همان نياز براى مشترى ديگر نياز عادى محسوب شود. بنابراين در شناسايى و ارزيابى نياز مشترى لازم است رفتار مشترى باتوجه به توانايى ها و استعدادهاى او مبناى كار و مطالعه قرار گيرد. در اقتصاد رقابتى دغدغه همه شركت ها اين است كه نه تنها هرروز به تعداد مشتريان خود بيفزايند، بلكه مشتريان قديمى خود را نيز حفظ كرده و ازدست ندهند. زيرا كه هزينه فروختن به مشترى قديمى كمتر از تلاش براى جذب مشترى جديد است. حال بايد تعريف كرد كه «رضايت مشترى» چيست و چگونه شناسايى و به كار برده مى شود؟ رضايت احساس مثبتى است كه درهر فرد پس از استفاده كالا يا دريافت خدمتى ايجاد مى شود. در جوامع كنونى محصول يا خدمتى مورداقبال مشترى قرارخواهدگرفت كه ارزش موردانتظار وى را برآورده سازد. ارباب رجوع زمانى از دريافت محصول يا خدمت راضى و خشنود خواهدبود كه خدمات دريافت شده برابر يا فراتر از ارزش موردانتظارش باشد. كسب رضايت مشترى ۲شرط اساسى دارد: اول اين كه كالا يا خدمت موردتقاضا در زمان مقرر تحويل شود. دوم اين كه به سؤالات او به موقع و درست پاسخ داده شود. يك مشترى وقتى از كالا يا خدمت راضى باشد، علاوه بر اين كه خودش دوباره براى خريد آن بازمى گردد، خريدار ديگرى را نيز به همراه مى آورد. پس سازمانى دراين زمينه موفق مى شود كه كار گروهى و فرهنگ جلب رضايت مشترى را در اولويت كارى خود قراردهد و براى دستيابى به آن تلاش كند. مديران سازمان ها بايد به اين باور برسند كه ارائه خدمت مطلوب به ارباب رجوع و كسب رضايت و خشنودى آنها از اهداف اساسى سازمان است و در موفقيت سازمان نقش حياتى دارد.

4- فرهنگ كار در سازمان

از صفات برجسته سازمان هاى بسيارموفق آن است كه فرهنگى بسيارتوانا و پيشرفته دارند. چنانچه فرهنگ را به اختصار مجموعه ارزش ها، باورها و دانش هاى مشترك و پذيرفته شده يك گروه دانسته و كار را فعاليت هاى اقتصادى منجر به ارزش افزوده درنظر بگيريم، فرهنگ كار عبارت است از: «مجموعه ارزش ها، باورها و دانش هاى مشترك و پذيرفته شده يك گروه كارى درانجام فعاليت هاى معطوف به توليد يا ايجاد ارزش افزوده و به كلام ديگر اين كه در وجود كاركنان يك سازمان چه ارزش ها و نگرش هايى درونى شده و مورد پذيرش جمعى قرار گرفته است.»

تلاش براى تعريف و بيان فرهنگ كار نشانه آن است كه فرهنگ بر اثر تعامل مردمان گوناگونى كه در يك نظام جمعى ايفاى نقش مى كنند پديد مى آيد و لازمه شكل گيرى و جهت گيرى آن، همكارى متقابل است. فرهنگ هر سازمان با فرايندهاى مديريت رابطه تنگاتنگى دارد. فرايند مديريت در سازمان، حركت و روند سازمان را معين مى كند، شوق به اقدام را برمى انگيزد و فرهنگ سبب برانگيختن شوق افراد به كوشش همه جانبه براى خلق جايگاه آينده مى شود.

در جهانى كه رقابت ها هر لحظه در حال افزايش است، سازمان ها دريافته اند كه فرهنگ سازمان بيش از هر عامل ديگر مى تواند در كاميابى يا ناكامى آنها دخيل باشد. تحول فرهنگى در سازمان هايى كه با اسلوب مديريت سنتى بار آمده اند، مستلزم تغيير الگوى فكرى و جهان بينى مديريت است. بايد بدانيم كه هر ضعف و نقصى در هر جاى سازمان پيدا شود به پاى مديريت نوشته مى شود. سازمان هايى كه در امور خود به موفقيت هاى چشمگيرى دست مى يابند، پايبند باورهاى زير هستند:

  • اساس موفقيت پايدار، اصل احترام به منزلت انسانى است.
  • وجود ارتباطات سازمانى و مناسبات در سازمان نخستين گام نيل به موفقيت محسوب مى شود.
  • همه تغييرات و دگرگونى ها به دست افراد ايجاد مى شود.
  • كاركنان كالاى مصرفى و يا محدود نيستند. بلكه منبعى براى سازمان محسوب مى شوند كه به كمك اصول مراقبت پيشگيرانه و پيش بينانه افزايش ارزش دارند.
  • با استفاده از ابزارهايى چون آموزش، مشاركت در تصميم گيرى وعملكرد، امنيت شغلى و... بايد به رفاه كاركنان و بهبود كيفيت زندگى آنان توجه كرد.
  • براى موفقيت بايد به رفاه مشتريان درون سازمانى (كاركنان) و مشتريان برون سازمانى (ارباب رجوع) يا مصرف كننده كالا و خدمت به طور همزمان توجه كرد.
  • كار تيمى به مثابه ابزار راهبردى مشاركت كاركنان در پيشرفت سازمان، سبب بهبود ثمربخشى فعاليت هاى درون گروهى و بين گروهى مى شود تا «كار درست به شيوه درست» انجام شود.
  • توجه به فرهنگ كيفيت، يعنى فرهنگى كه به تعيين اهداف مشترك بين مشترى و توليدكننده مى پردازد.
  • اعتقاد به بهبود مستمر يا همان خطاناپذيرسازى، در همه اركان و اجزاى تعريف شده در سازمان جهت افزايش كارايى.
  • تعيين و اجراى استانداردها در مرحله طراحى و برنامه ريزى در راستاى توليد كالا يا ارائه خدمت و تمركز بيشتر در زمينه كيفيت به عنوان آخرين هدف.
  • بهره گيرى از فناورى اطلاعات (IT) ، كليدى جهت دستيابى به فرهنگ صحيح سازمانى است.
  • مشاركت دادن كاركنان در تصميم گيرى ها و استفاده از هوش و خلاقيت آنها براى حذف خطاها و هدايت كاركنان به سمت انجام فعاليت هاى خلاق كه در نهايت ارزش افزوده بيشترى خواهيم داشت.

بايد ذكر كنيم كه در دنياى رقابتى امروز حتى يك محصول معيوب و يا يك خدمت ناقص نيز براى سلب اعتماد مشترى از سازمان كافى است. سازمان هاى برتر دنيا براى بهره گيرى بهتر از اين فرهنگ و شرايط خود از روش خودكنترلى كه اغلب با استفاده از تجهيزات خطاناپذير صورت مى گيرد استفاده مى كنند و با كاهش زمان بازخورد اطلاعات از طريق كشف عيوب به فرايند توليد و عملكرد خود كمك مى كنند، كه اين عيوب پيش از آن كه از حدود كنترل خارج شود كشف و شناسايى شوند.

5- نقش فناورى اطلاعات در تبيين فرهنگ سازمان

امروزه نقش فناورى اطلاعات (Information Technology) در تمامى زمينه ها بسيار واضح و اساسى است. زيرا كه در آن زيربناى اساسى همه شركت ها، مؤسسات و واحدهاى اقتصادى است، كه آنها را قادر مى سازد در فضاى اطلاعاتى مناسب فعاليت كنند، هزينه هاى خود را كاهش و كيفيت محصول يا خدمت خود را افزايش دهند.

فناورى اطلاعات صنعتى راهبردى، اصولى و سودآور است و در همه صنايع جهان كاربرد دارد. همچنين فناورى اطلاعات ابزارى حياتى براى نيل به فراتكنولوژى است. تأثير فناورى اطلاعات در افزايش كيفيت، بهره ورى، كارايى توليدات و خدمات، رشد اقتصادى با حداقل آلودگى زيست محيطى و كمترين نياز به مواد و انرژى موجب شده است بسيارى از سازمان ها خواستار تنظيم سياست ها و راهبردهاى دقيق براى توسعه و گسترش آن باشند. نقش پايه اى و اصولى فناورى اطلاعات در ايجاد و توسعه فرهنگ مشترى مدارى در سازمان ها در بحث ارتباطات بسيار پررنگ تر است. زيرا كه يكى از دلايل اصلى موفقيت سازمان هاى برتر دنيا ايجاد و مديريت بر رابطه فردى با تك تك مشتريان است. IT به سازمان اين كمك را مى كند كه شاخص موفقيت خود را سهم از تعداد مشترى بداند نه سهم بازار. يعنى پيدا كردن و ارائه كردن محصولات و خدمات بيشتر و بهتر براى مشتريان.

اطلاعات براى سازمان مزيت رقابتى ايجاد مى كندو به سازمان امكان حل مسائل و تصرف فرصت هاى جديد را مى دهد. براى استفاده از اين فرايند يك جريان اطلاعات پيوسته كه از شركت به مشتريان هدايت مى شود (اطلاعات براى مشترى) پيش نياز است. اين اطلاعات شامل اطلاعاتى در مورد محصولات ، خدمات، بازارها و گستردگى آنها و تأمين كنندگان است، كه بر روى درك مشترى از كيفيت محصولات و خدمات تأثير مى گذارد. در همين زمان، جريان اطلاعات از مشتريان در جهت خلق نوآورى در خدمات و محصول، توليد ايده و بهبود مستمر براى محصولات و خدمات توسط سازمان ايجاد و هدايت شده و با جريان اطلاعات براى مشترى به هم پيوند داده مى شود. براساس اطلاعات جمع آورى شده يك برنامه عمل دقيق تهيه مى شود و براين اساس تمام منابع سازمان، سازماندهى، هدايت و كنترل مى شوند.

6- مراحل ایجاد و گسترش فرهنگ مشتری مداری در سازمان

براى اجراى اين برنامه دقيق و يا همان ايجاد و گسترش فرهنگ مشترى مدارى در سازمان بايد مراحل زير را طى كنيم:

6-1- مشترى خود را بشناسيم

شناخت فردى مشترى امرى بسيار حياتى است. اگر سازمانى نتواند حداقل مشخصه هاى مشتريان مهم را جمع آورى كند، نخواهد توانست برنامه هاى تك به تك را به اجرا درآورد. در فرايند مشترى مدارى در سازمان مهم ترين گام شناسايى مشترى و انتظارات اوست. شناسايى مشترى و انتظارات او جز با مراجعه به وى و دريافت ديدگاه هاى او ميسرنيست. شناسايى اصولى مشترى بالفعل و بالقوه منجر به برنامه ريزى صحيح و كنترل سطح انتظارات مشتريان خواهد شد و به تبع آن سطح كيفى كالا و خدمات ارتقا پيدا مى كند.

6-2- مشتريان خود را طبقه بندى كنيم

مشتريان تفاوت هاى اساسى و زيادى با هم دارند. اما از ۲ديدگاه مهم تر از هم متمايز مى شوند. اول از نظر ارزش آنها نزد فروشنده و دوم از نظر تفاوت در نيازهايشان. اين تمايز به سازمان اين امكان را مى دهد تا رفتار سازمان خود را در جهت جلب نظر و رفع نيازهاى مشتريان خود با توجه به طبقه بندى هاى مشتريان، سازماندهى كند و منابع و انرژى سازمان را به طور صحيحى صرف نمايد. همچنين گوش دادن به صداى مشترى باعث شناخت نياز آنها شده و برنامه هاى سازمان در جهت تأمين اين نيازها طبقه بندى و اولويت بندى مى شوند. در اين مرحله مشتريان به انواع حقيقى، حقوقى، سازمانى، جغرافيايى، داخلى و خارجى نيز طبقه بندى مى شوند.

6-3- با مشتريان خود تعامل داشته باشيم

براى كارايى و اثربخشى كار بايد هزينه هاى ارتباطات بهبود يابند. تعامل با مشتريان نه تنها هزينه هاى ارتباطات را كاهش مى دهد، بلكه از اين طريق اطلاعات ارزشمندى به دست مى آيد كه هم در راستاى رفع نياز مشترى كارايى دارد و هم روابط با مشترى را مستحكم تر و عميق تر مى كند و ريسك از دست دادن مشترى به طرز قابل ملاحظه اى كاهش مى يابد. در اين فرآيند سازمان به خواسته هاى مشترى گوش مى دهد و در كنار آگاهى از تغيير نيازهاى مشتريان به چگونگى برنامه ريزى منابع سازمان براى پاسخ دادن سريع به نيازهاى آنان پى مى برد. با ايجاد و گسترش ارتباطات با مشتريان درجه بالايى از رضايت را در آنها ايجاد مى كنيم و به اين ترتيب مشترى شخصاً به سازمان احساس تعلق مى كند و ضمانت بين مشترى و سازمان به تدريج پررنگ تر مى شود. همواره بايد اين را در نظر داشت كه مشتريان نقش تبليغات زنده را براى سازمان بازى مى كنند. سازمان را تمجيد كرده و آن را به ديگران پيشنهاد مى كنند. اگر سازمان به ارضاى نيازهاى مشترى ادامه دهد و خدماتش را به شيوه هايى ارائه دهد كه هميشه داراى تقاضا باشد ارزش ۲طرفه ايجاد مى شود و هدف نهايى كه همان وابستگى مشترى يا مديريت استراتژيك روابط با مشترى است، قابل حصول است.

6-4- بعضى از رفتارهاى سازمان خود را با مشترى هماهنگ كرده و تطبيق دهيم

تغيير رفتار سازمان، ساختار سازمان، مهندسى مجدد و در مجموع تغيير فرهنگ سازمان در راستاى نيازهاى مشتريان و تأمين آنها، يكى از روش هاى موفقيت سازمان هاى بزرگ دنياست. اين تغيير و هماهنگى مى تواند به معناى تطبيق با تك تك مشتريان به هنگام توليد انبوه كالا يا تطبيق بعضى ويژگى هاى خدمات براى مشترى باشد.

6-5- به خواسته مشترى ارزش دهيم

سازمان هاى موفق و اثربخش هميشه سعى مى كنند تا نسبت ارزش دريافتى گروه هاى مختلف مشتريان را بالاتر از عدد يك نگه دارند و حتى آن را به عددهاى بالاتر برسانند و موجبات خشنودى آنان را فراهم سازند. ارزش دادن به خواسته مشترى بايد در همه سطوح سازمان و هر يك از واحدهاى تابعه جريان يكسان و دائم داشته باشد. براى نمونه ترغيب كاركنان در تماس با مشتريان به رفتارهاى مؤدبانه و محترمانه در دادن جواب سلام، بالا بردن سر و توجه كردن به مشترى، پاسخگويى به سؤالات و همدلى كردن با ارباب رجوع بايد مورد توجه همه عناصر سازمان قرار گيرد.

6-6- تلاش براى ايجاد و تداوم وفادارى در مشتريان

مشترى يك دارايى استراتژيك است. براى حفظ اين دارايى همواره بايد يك رابطه «برنده ـ برنده» بين سازمان و مشترى ايجاد گردد و اين در صورتى استقرار مى يابد كه طرفين احساس كنند كه برايشان مزاياى خاصى وجود دارد و به صورت دو قطب يكديگر را جذب كنند. براى اين كه مشترى از وضعيت وفادارى نسبى به وفادارى در طول زندگى برسد بايد از سيستم هاى مديريت روابط با مشتريان استفاده كرد. نگهدارى مشتريان موجود سودآورتر از جذب مشتريان جديد است. در طول يك توسعه زمان روابط مشترى، هزينه بازاريابى و فروش به مشتريان موجود به تدريج كاهش مى يابد و حاشيه كلى توسعه به طور بالقوه افزايش مى يابد. مشترى وفادار فقط روى قيمت تمركز ندارد بلكه به عنوان حامى و طرفدار سازمان عمل كرده و در نتيجه به جذب مشتريان جديد كمك مى كند.

6-7- سنجش ميزان رضايت مشترى

يكى از مهم ترين اقدامات در فرايند جلب رضايت مشترى و تداوم فرهنگ مشترى مدارى سازمان، سنجش ميزان رضايت او از كالا و خدمات دريافتى است. دراين مرحله سازمان مى تواند رأساً يا از طريق مؤسسات تحقيقاتى مستقل با اجراى برنامه هاى نظرسنجى مناسب ميزان رضايت مشتريان از ابعاد مختلف عملكرد عرضه كننده، كالا و خدمات دريافتى را بسنجد. درجه رضايت مشتريان علاوه بر اين كه ميزان موفقيت سازمان در دستيابى به بخشى از اهدافش را نشان مى دهد، امكان اصلاح و بهبود كيفيت و روش ها را براى سازمان عرضه كننده فراهم مى كند.

دراجراى مراحل مذكور لازم است سازمان ها فلسفه وجودى خود را بازنگرى كرده و نگرش هاى مديران و كاركنان خود را در راستاى اين فلسفه حركت دهند. بايد توجه داشت كه كليد رضايت مندى مشترى، عملكرد كاركنان و درك و تشخيص و ارج نهادن به ميزان ادامه ارتباط بين كاركنان و مشترى است. پس استخدام و آموزش كاركنان شايسته و دانايى كه مهارت لازم در ايجاد ارتباط صحيح و منطقى و پايدار با مشترى را دارند يكى از وظايف و اقدامات مهم مديريت سازمان است و اين بدان معناست كه در يك سازمان از بالاترين تا پايين ترين سطح بايد يك هدف دنبال شود و آن ايجاد رضايت واقعى مشترى است. بايد همواره به اين اصل اساسى توجه كنيم كه قول كمترى بدهيم ولى بيشتر و بهتر از آنچه قول داده ايم، عرضه كنيم. در جهت حركت شتابنده به سوى شكوفايى اقتصادى حمايت از فرهنگ مطلوب و مثبت سازمانى مورد نياز است. نكته قابل توجه آن كه مديران سازمان ها نقش خطيرى در تحول فرهنگ سازمان خود برعهده دارند. تجربه سازمان هاى موفق در كشور نشانگر آن است كه به رغم تأثير عوامل محيطى، امكان بسيارى از تحولات مثبت در درون سازمان ها وجود دارد و اين خود مى تواند بسترساز تحولات وسيع ترى در كل جامعه باشد. فرهنگ مطلوب و نظم پذيرى در سازمان ها زمينه هاى استفاده مفيد و مؤثر از منابع انسانى و عادى را فراهم مى سازد و آثار مطلوبى در بهره ورى و كسب مزيت رقابتى خواهد داشت. همچنين سازمان با اجراى استراتژى همكارى، تشكيل شبكه هاى كارى درون سازمانى و به كارگيرى تكنولوژى روز مى توانند به ميزان انعطاف پذيرى خودافزوده و در برآوردن نياز مشتريان عملكرد شايسته داشته باشند.

شش راه تربیتی برای والدین

- تعریف کردن داستان های مناسب برای آگاهی کودک :
سعی کنید خاطرات آموزنده خود را در قالب داستانهایی کوتاه و مهیج برای کودک خویش تعریف کنید . انتقال تجربیات شما در قالب داستانهای کوتاه و یا دنباله دار موجب آگاهی و آسیب ناپذیری کودک شما در آینده خواهد شد .
2- فرزند خود را دوست داشته باشید :
دوست داشتن کودک ، در زیاده روی برای خرید نیست نیاز کودک در گفتگو و تبادل نظر است . وقت گذاشتن و گفتگو نشانه واقعی دوست داشتن است . فیلسوفی نظیر ارد بزرگ می گوید : کودکان برای شاد بودن ، بیش از هر چیزی به گفتگو با ما نیاز دارند .
3- فرزند خود را با انضباط بار بیاورید:
نظم به عنوان یکی از مصادیق بارز مسئولیت‌ فردی و اجتماعی همواره مورد بوده است. بنابراین والدین به عنوان الگوی رفتاری فرزندان نیاز دارند تا از طریق رفتار خود شیرینی نظم را به فرزندان بیاموزند از جمله مصادیق نظم و انضباط می‌توان به نظم در امور تحصیلی، نظم در سحرخیزی ، نظم در وسایل شخصی  و ... اشاره کرد که شیرینی زندگی را چندین برابر افزایش می‌دهد و مشکلات آن را کاهش می‌دهد.
4- مسئولیت خانوادگی را به فرزندان خود آموزش دهید:
شکل گیری احساس مسئولیت در کودکان به عنوان یکی از مهمترین فواید محیطهای مطلوب خانوادگی نام برد. احساس مسئولیت نسبت به وظایف رمز موفقیت خود در زندگی خانوادگی است.بنابراین والدین باید دقت نمایند که مسئولیت آنان خیلی فراتر از فراهم آوردن وسایل زندگی از جمله غذا و لباس و مسکن می‌باشد و نیاز دارند که جامعیت در احساس مسئولیت را به فرزندان خود آموزش دهند.
5- دادن دلگرمی و دوری از بی تابی را به فرزندان خود آموزش دهید:
بی‌تابی در مقابل مشکلات در دنیایی که از آن به عنوان عصر تغییرات سریع نام برده می‌شود، به عنوان یکی از وظایف مهم بر دوش والدین سنگینی می کند و آنان وظیفه دارند.
6- برای فرزند خود الگوی خوبی باشید:
برخلاف سایر موجودات که غریزه عامل شکل‌دهی رفتار آنهاست، انسان در بدو تولد تحت تاثیر رفتار و کردار اطرافیان مخصوصا، پدر و مادر قرار می‌گیرد. در این میان والدین به عنوان الگوهای واقعی نیاز دارند تا عواملی همچون صداقت، آراستگی، صبر و بردباری، عفو و گذشت و ... را در رفتار خود مورد توجه قرار دهند تا فرزندانی درستکار را تقدیم جامعه کنند.
کودکان در بیرون از خانواده اجتماعی می شوند
خانواده در اجتماعی کردن غالب کودکان نقش مهمی ایفا می کند ولی همچنان که کودکان رشد می کنند، سایر عوامل اجتماعی کردن نیز به تدریج اهمیت می یابند، سه عامل عمده اجتماعی کردن کودکان در بیرون از خانواده عبارتند ا ز: مدرسه، همسالا ن و تلویزیون که به شرح هر یک می پردازیم.

 

● مدرسه، زمینه ای برای رشد اجتماعی

مدرسه نهادی اجتماعی و نمایانگر فرهنگی است که مدرسه جزیی از آن به حساب می آید و به کودک جهان بینی وعادات و رسوم و مهارت ها ودانش خاصی را منتقل می کند.

مدرسه نظام اجتماعی کوچکی است که کودک در آن قواعد اخلاقی، عرف اجتماعی نگرش ها و شیوه های برقراری ارتباط با دیگران را میآموزد. مدرسه غالبا شبکه ای از گروه همسالا ن برای کودک مهیا می کند. نفوذی که مدرسه در اجتماعی کردن کودک دارد هم به دلیل وجود شاگردان دیگر وهم به دلیل وجود معلمان و برنامه های درسی است.

● خصوصیات معلم

همگی ما ممکن است به یاد داشته باشیم که به بعضی از معلمان علاقه داشته ایم و به بعضی دیگر بی علاقه بوده ایم. معلمانی را به یاد می آوریم که انگیزش بسیاری در ما ایجاد می کردند و از طرف دیگر معلمانی که خسته کننده بودند ویا میل داشتند از خودشان تقلید کنیم چنین واکنش هایی تاحدودی بستگی به خصوصیات شخصی معلم دارد و این خصوصیات بر فرد فرد دانشآموزان تاثیر متفاوتی دارد. شاید معلم مورد علاقه شما چندان مورد علاقه دوستتان نبوده. معلمان می توانند بسیاری از جنبه های رفتار کودکان را در کلاس اصلا ح کنند. به این ترتیب که وقتی رفتار مطلوب بروز می کند به آنان توجه کنند و در صورت عدم بروز رفتار مطلوب توجهی به آنان نشان ندهد. مثلا معلم برای اینکه کودکی را که خجالتی است و دور از سایر کودکان می نشیند وا دارد که با سایر کودکان ارتباط برقرار کند می تواند هر بار که خواست به طرف سایر کودکان برود او را تشویق کند، یا به او لبخند بزند یا با او حرفی بزند. معلم گاهی لا زم است به چنین کودکی پیشنهاد کند که در فعالیتی شرکت کند ولی نباید در کنار او بنشیند و در حالی که تنها نشسته به اوتوجه زیاد نشان دهد. اگر چنین کند در حقیقت به جای تشویق او به ملحق شدن به دیگران، انزوای اجتماعی او را تشویق کرده است.

● روابط همسالا ن و تاثیر آنان در یکدیگر

همسالا ن از راه های منحصر به فرد و عمده در شکل گیری شخصیت، رفتار اجتماعی، ارزش ها، نگرش های یکدیگر دخالت دارند. کودکان از طریق سرمشق دهی اعمالی که قابل تقلید است، با تقویت یا تنبیه پاسخ های خاص و با ارزشیابی فعالیت های یکدیگر و باز خوردی که به یکدیگر می دهند و در یکدیگر تاثیر می گذارند. در سال های اولیه مدرسه و سنین 6 تا 8 سال بچه ها گروه هایی را تشکیل می دهند و کودک مدرسه رو معمولا به یکی از این گروه ها تعلق دارد.

هر گروه قواعدی دارد و اعضای گروه به سرعت عوض می شوند. پذیرفته شدن به عنوان عضو گروه بیشتر به مقتضای موقعیت صورت می گیرد.

بعدها بین سنین 10 تا 14 سال گروه های کودکان جنبه رسمی تری پیدا می کند و سازمان یافته تر و محکم تر می شود. پذیرفته شدن در این گروه ها شرایط خاصی لازم دارد و هر کدام برای خود آداب و رسومی دارند.

● طرد شدن و پذیرفته شدن از سوی همسالان

چه چیز تعیین می کند که دسته ای از کودکان کودکی دیگر را بپذیرد یا طرد کند و چگونه پذیرش همسالان با طرد آنان در کودک تاثیر می گذارد؟ پذیرفته شدن از طرف همسالان بستگی به داشتن تعدادی از خصوصیات شخصیتی دارد. به طور کلی، خصوصیاتی که در فرهنگ جامعه ای که کودکان در آن زندگی می کنند از اهمیت برخوردار است، مانند جذابیت جسمانی، محبوبیت به همراه می آورد، حال آنکه خصوصیات منفی مثل رشدنیافتگی باعث طرد شدن کودکان می شود. کودکان محبوب رفتاری دوستانه تر دارند، برون گراتر هستند. در برقراری ارتباط با دیگران مهارت دارند، مهربان تر و با دیگران همکاری می کنند. کودکان مطرود لزوما رفتاری غیردوستانه ندارند و لزوما کمتر از بقیه اجتماعی نیستند ولی غالبا از طرف دیگران مورد تمسخر قرار می گیرند، درگیر دعوا می شوند و گاهی رفتاری رشد نیافته، ضداجتماعی و نامناسب دارند.

گروه همسالان مهارت های اجتماعی مهمی را به کودکان می آموزند که بزرگسالان به هیچ وجه نمی توانند آنها را به کودک بیاموزند. چگونه با همسالان کنش متقابل داشته باشند، چگونه با رهبر ارتباط برقرار کنند و چگونه با تسلط جویی و دشمنی کنار آیند.

● تلویزیون به عنوان عامل اجتماعی کردن کودکان

کودکان معمولا به برنامه های کودکان که از تلویزیون پخش می شود علاقه بسیاری دارند مثل تماشای کارتون و برنامه های کودک هر چند که بسیاری از کودکان و والدین تلویزیون را وسیله تفریحی می دانند ولی تلویزیون یکی از عوامل مهم برای اجتماعی کردن و رشد شناختی کودکان محسوب می شود و تاثیر زیادی در رشد اجتماعی کودکان دارد. حتما زمانی که کودکان تلویزیون را صرفا به عنوان یک وسیله سرگرم کننده تماشا می کنند از آن چیزی می آموزند و تلویزیون به طور کلی وسیله ای آموزشی است.

● آنچه کودک از تلویزیون می آموزد

آنچه کودک از تلویزیون می آموزد بستگی به سطح رشدی کودک و ماهیت برنامه هایی که تماشا می کند دارد. همه برنامه های تلویزیون و آگهی های تبلیغاتی پیام های مختلفی دارند و به کودکان چیزهای مختلفی می آموزند. کودکان می توانند از تلویزیون هم رفتار جامعه پسند و هم رفتار پرخاشگرانه را بیاموزند.

از آنجا که کودکان اغلب در خانه تلویزیون تماشا می کنند. آدم ها و اشیای محیط خانه در آنچه کودک از تلویزیون می آموزد تاثیر می گذارند. برای مثال، کودکان اگر همراه با بزرگسالی تلویزیون آموزشی تماشا کنند بهتر یاد می گیرند تا در تنهایی به خصوص اگر بزرگسال وقایع مهم را نام گذاری کند و درباره آن اظهارنظر کند. در ضمن والدین می توانند وقایع تلویزیون را برای کودکان تعبیر و تفسیر کنند. مثلا می توانند توضیح دهند که چرا شخصیت داستان کار خاصی کرده یا منظور او از آن کار چه بوده.

کودکان از تماشای تلویزیون اطلاعات بسیاری کسب می کنند و مهارت های شناختی را نیز می آموزند.

این وسیله ارتباط جمعی می تواند اطلاعات را به صورتی در بیاورد که در سطح درک کودکان باشد و مهارت های غیرکلامی را با موفقیت به آنان بیاموزد.

آشنایی بیشتر با زنجبیل

زنجبیل از آن دسته گیاهانی است که بیشتر از آنکه واقعا آنرا بشناسیم، نامش را شنیده ایم و تقریبا اطمینان داریم که "چیز خوبی" است.

پس از گذشت بیش از 2000 سال از زمانی که فرهنگ عامه، زنجبیل را به عنوان داروی تهوع و ورم اعضا تجویز کرده میگذرد و اکنون میدانیم که قدیمیها بیراه نمی گفته اند. هرچند طعم شدید و پایدار این گیاه افراد کم جرات را از میدان به در میکند اما تحقیقات متعدد بالینی ثابت کرده اند که زنجبیل واقعا برای فرونشاندن حالت تهوع و سرگیجه مفید است و یکی از عناصر مهم در برطرف نمودن ورم دستگاه گوارش به شمار میرود.

در طی قرنها، حکمای چین، هند، ژاپن و یونان از خواص دارویی این ریشه برای درمان طیف وسیعی از بیماریها از میگرن تا وبا و ورم روده، یاد کرده اند. بنابر عقیده رایج، استفاده از این ادویه از آسیای جنوب شرقی آغاز شده است و نسخه های موجود در قدیمیترین کتب دارویی بر خواص آرامبخش و همچنین فواید زنجبیل در برطرف نمودن مشکلات جریان خون نامنظم تاکید شده است. در قرون وسطا، تجار شرقی این ریشه را به انگلستان بردند و اکنون زنجبیل در بسیاری از خوردنیهای سنتی انگلیسی مانند سسها، نان زنجبیلی و آبنبات یافت میشود.

امروزه، به مدد تحقیق فراوان پژوهشگران برای یافتن دلایلی که موجب محبوبیت این ریشه در طی قرون متمادی شده است، زنجبیل جایگاه خود را در علم طب بازیافته است. بیشتر مدارک موجود درباره توانایی زنجبیل در درمان انواع حالات تهوع از تهوع صبحگاهی در دوران بارداری گرفته تا عوارض جانبی شیمی درمانی و سرگیجه های پس از بیهوشی است.

کریستین جربستاد (Christine Gerbstadp) متخصص تغذیه و سخنگوی انجمن (American Dietetic) میگوید: " استفاده از زنجبیل یک روش عالی برای زنان باردار است زیرا فاقد عوارض جانبی مضر داروهای ضد تهوع دیگر است."

پزشکان برای جلوگیری از تهوع صبحگاهی مقدار 2 تا 4 گرم زنجبیل در روز و برای بیماری سفر شامل سرگیجه و تهوع در اثر حرکت وسیله نقلیه، نیز همین مقدار را نیم ساعت قبل از شروع مسافرت تجویز کرده اند.

تحقیقات نشان داده است که زنجبیل به عنوان یک ماده ضد التهاب برای افراد مبتلا به بیماریهایی چون آرتروز بسیار مفید است. پزشکان این نتایج را بسیار امیدبخش میدانند. دکتر لو داگ (Low Dog) از دانشگاه آریزونا میگوید:" ما دانش اولیه را درباره چگونگی عملکرد زنجبیل داشتیم، ما چند تحقیق جانوری و تعداد اندکی تحقیق بالینی انجام دادیم.

اما هدف اصلی ما رسیدن به بهترین مقدار دارویی و بهترین روش برای مصرف آن است.." بنا به اعتقاد محققین، زنجبیل دارای عناصر آنتی اکسیدان نیز هست که میتواند موجب جلوگیری از بیماریهای مزمنی چون سرطان، دیابت و ناراحتیهای قلبی شود.

روشهای ساده و خوش طعمی برای مصرف زنجبیل وجود دارند. افزودن این ادویه به هر ترکیبی از سبزیجات بخارپز یا سالاد نتیجه ای عالی دارد و یک فنجان آب جوش همراه با زنجبیل رنده شده و عسل میتواند به سادگی به نوشیدنی آرام بخش شبانه شما تبدیل شود. برای کسانی که طعم قوی زنجبیل را دوست ندارند هم، کپسولهای پر شده از پودر زنجبیل در بازار موجود است.

زنجبیل برای همه تجویز نمیشود. افرادی که داروی رقیق کننده خون مصرف میکنند نباید بدون مشاوره با پزشک به مصرف زنجبیل بپردازند زیرا مواد موجود در آن با داروهای مذکور تداخل خواهد کرد. همچنین با توجه به طعم بسیار قوی زنجبیل، در مصرف آن زیاده روی نکنید.

مصرف بیش از حد زنجبیل هم مانند سایر ادویه جات میتواند موجب ناراحتی معده شود. به گفته لو داگ :" همین نکته یکی از بخشهای تحقیق ماست: چگونه زنجبیل را در اندازه ای به افراد بدهبم که در آنان موجب مشکلات معده نشود." از طرف دیگر، حتی اگر خواص دارویی زنجبیل آن را به یک ماده دارویی مهم تبدیل نکند، بازهم جایگاهش به عنوان یک خوراکی خوش طعم باقی خواهد ماند.

گیاه درمانی در زخمها و سوختگیها

استفاده از داروهای گیاهی در درمان آسیبهای پوستی مانند زخم و سوختگی با انجام تحقیقات مختلف و تأیید اثربخشی آنها مرسوم گردیده است. اثرات مفید گیاهانی مانند آلویه، همیشه بهار، لاواند و ... در بهبود زخمها و سوختگیها کاربرد آنها را در طبابت نوین تأیید نموده است.

● مقدمه

اخیراً استفاده از درمانهای گیاهی به طور فزایندهای در میان بیمارانی که بدنبال روشهای درمانی سنتی هستند، مرسوم شده و مورد پسند بیماران و پزشکان قرار گرفته است. تعداد ویزیتهای انجام شده توسط پزشکان طب سنتی در آمریکا به سرعت در حال افزایش است. در 1997 تعداد این ویزیتها تقریباً 629 میلیون مورد بود که از تعداد کل ویزیتهای پزشکان مراقبتهای اولیه فراتر میباشد(1).در این سال تقریباً 27 بیلیون دلار برای درمانهای سنتی هزینه شده و 24/3 بیلیون دلار آن مربوط به درمانهای گیاهی میباشد(2). بطور تخمینی تقریباً 50% از مردم انواعی از طب سنتی را مورد استفاده قرار میدهند و بسیاری از بیماران این موضوع را به پزشک خود نمیگویند. در آلمان یک مرجع تنظیم کننده بنام کمیسیونE بررسی گسترده گیاهان شایع را انجام و کیفیت، اثربخشی بالینی و موارد استفاده 300 فرآورده گیاهی را مورد ارزیابی قرار داده (3,4) و این بررسیها به استاندارد شدن درمانهای گیاهی منجر شده است. در حال حاضر ایالات متحده قوانین سختی در مورد فرآوردههای گیاهی اعمال مینماید. در اروپا و آسیا طی هزاران سال درمانهای گیاهی به طور موفقیتآمیزی در درمان اختلالات پوستی به کار رفتهاند. اکنون این درمانها بصورت علمی مورد پژوهش قرار میگیرند.

بررسی اثربخشی تعدادی از درمانهای گیاهی برای وضعیتهای درماتولوژیک در حال انجام است و بعضی از آنها شواهد علمی قابل توجهی از اثربخشی را نشان دادهاند. ترکیبات گیاهی زیادی برای بیماریهای مختلف از جمله بیماریهای پوست جهت فروش عرضه میشوند. اکنون که ارتباطات پیشرفته بین پزشکان سرتاسر دنیا وجود دارد، مهم است که اطلاعات مربوط به درمانهای گیاهی، اثرات آنها و تداخلات دارویی را به اطلاع یکدیگر برسانیم تا ارایه راههای درمانی سنتی به بیمارانمان امکانپذیر باشد. این مقاله برای آموزش و استفاده از این چالشهای درمانی نوشته شده است. اطلاعاتی که با یک روش عملی تألیف شده باشند ممکن است اکثر بیماران را قادر سازند از این درمانها که اکنون در سرتاسر جهان مورد استفاده قرار میگیرند، سود ببرند. در این نوشتار داروهای گیاهی دارای شواهد علمی مبتنی بر اثربخشی بالینی و نیز گیاهان رایج که در درمان اختلالات پوستی مفید بودهاند مورد بررسی قرار گرفته اند. بیخطر بودن هر گیاه مشخص شده است تا پزشک قادر باشد درمانهای گیاهی را که ممکن است در کار بالینی مورد استفاده قرار دهد، بهتر بشناسد. همچنین تداخلات دارویی و عوارض شایع داروهای گیاهی در زمینه بیماریهای پوستی بیان شده است.

1) Aloe vera

یک برگ تازه از آلویه را برش داده و ژل حاصل از آن را روی پوست قرار دهید، یا پوست آن را جدا کنید و باقیمانده برگ را روی پوست بمالید. برگهای گیاه آلویه (صبرزرد)، 2 ماده؛ ژل و یک شیره یا لاتکس تولید میکنند. ژل را از قسمت داخلی برگ بدست میآورند و طی قرنها برای درمان موضعی زخمها و سوختگیها به کار بردهاند. شیره یا لاتکس یک مایع تلخ زرد رنگ است که از بخشهای ویژهای از پوسته داخلی برگ استخراج میکنند و معمولاً بصورت پودر فروخته میشود و اثرات ملین بسیار قوی دارد.(5 صفحه31) چندین گزارش موردی و مطالعه روی حیوانات نشان داده که آلویه سوزش، خارش و اسکار همراه با درماتیت ناشی از اشعه را کاهش میدهد.(6) همچنین بهبود زخمهای مزمن پا، زخمهای ناشی از جراحی و سرمازدگی اعضاء را تسریع مینماید. مکانیزم اثر در مطالعات in vivo حیوانی مطالعه شده است. آلویه، ترومبوکسان A2 و B2 و پروستاگلاندین 2α را که موجب انقباض عروقی و تجمع پلاکتی میشوند، کاهش میدهد وبنظر میرسد پرفیوژن پوستی را افزایش و خطر از دست رفتن بافت بعلت ایسکمی را کاهش میدهد. (6)مطالعات in vitro نشان دادهاند که یک کربوکسی پپتیداز که برادی کینین(عامل قدرتمند ایجاد کننده درد در التهاب حاد) را غیرفعال میکند، احتمالاً درد در محل درمان را کاهش میدهد. (7) سالیسیلیک اسید در آلویه وجود دارد و با مهار تولید پروستاگلاندین بعنوان یک مسکن وضد التهاب عمل میکند.(8)

لاکتات منیزیوم موجود در آلویه با مهار هیستیدین دکربوکسیلاز که تبدیل هیستیدین به هیستامین را در Mast cells کنترل میکند بعنوان یک ضد خارش تأثیر دارد.(6) همچنین به نظر میرسد برطرف شدن التهاب بعلت خواص Immunomodulatory پلیساکاریدهای ژل به ویژه Acetylated mannas باشد.(9) در in vitro آلویه فعالیت باکتریسید و ضد قارچ دارد. عارضه جانبی عمده در استفاده موضعی از ژل آلویه، درماتیت تماسی آلرژیک است. همچنین تأخیر ترمیم بعد از لاپاراتومی یا سزارین گزارش شده است. در صورت استفاده درست، مصرف خوراکی آلویه بسیار مطمین است. (10 صفحه7)

2) Honey:

طی قرنها از مصرف موضعی عسل برای تسریع بهبود زخمها استفاده شده و در درمان سوختگیها، زخم بستر (Decubitus ulcer) و زخمهای عفونی مفید بوده است(11). در in vitro عسل در برابر ارگانیزمهای شایع عفونی کننده زخمهای جراحی، دارای فعالیت آنتی باکتریال و ضد قارچ بوده است.(12) در 1998 طی مطالعه کوچکی، 9 شیرخوار مبتلا به عفونت زخم بزرگ و باز با کشت مثبت متعاقب عمل جراحی که در آنها درمان استاندارد (بیش از 14 روز آنتی بیوتیک مناسب داخل وریدی و شستن با کلرهگزیدین) با شکست مواجه شده بود، مورد بررسی قرار گرفتند. این زخمها 2 بار در روز با 5 تا 10 میلیلیتر عسل تازه تغییر نیافته، تحت درمان قرار گرفتند، 5 روز پس از شروع درمان بهبود بالینی قابل توجهی مشاهده و در روز بیست و یکم پس از آغاز درمان تمامی زخمها کاملاً بسته، تمیز و استریل بودند.(13) در دیگر کارآزمایی تصادفی کنترل شده، گاز آغشته به عسل با یک ورقه Polyurethan در سوختگیهای با ضخامت نسبی (Partial-thickness) مقایسه و از نظر آماری زخمهایی که با عسل درمان شده بودند نسبت به زخمهایی که با ورقه پلی اورتان تحت درمان قرار گرفتند، زودتر التیام (به طور متوسط 8/10 روز در مقابل 3/15 روز) و از نظر عوارض مانند عفونت، گرانولاسیون بیش از حد و انقباض زخم (Contracture) یکسان بودند.(14) بنظر میرسد، خواص عسل در ترمیم زخمها به علت ویژگیهای دبرید کننده آنزیم کاتالاز، جذب ادم ناشی از خاصیت عسل در جذب رطوبت (Hygroscopic)، توانایی آن برای گسترش گرانولاسیون و اپیتلیزاسیون از لبههای زخم و خواص آنتی میکروبیال آن باشد(15). اگرچه گزارشهایی در ارتباط با درماتیت تماسی ناشی از عسل وجود دارد اما عوارض جانبی مهمی گزارش نشده است.

3) Marigold:

گیاه Calendula officinalis که بیشتر به نام گل همیشهبهار معروف است، از قدیمالایام بصورت موضعی مورد استفاده قرار میگرفته و در حال حاضر بعنوان یک آنتی سپتیک و ترمیم دهنده زخم توسط کمیسیون E آلمان مورد تأیید قرار گرفته است. ( 4صفحه 119) گیاه فروشان معاصر فرآورده موضعی همیشه بهار را برای زخمها، سوختگیها، تاولها، بثورات جلدی، خشکی و ترک پوست، زونا و واریس توصیه میکنند. استفاده از فرم دهانشویه آن نیز برای رفع التهاب دهان و ناحیه حلق مرسوم است.(16) پماد یا کرم همیشه بهار با مخلوط کردن 2 تا 5 گرم از گلهای آن با 100 گرم پماد چندبار در روز به کار میرود. فرم دهانشویه و لوسیون آن با آمیختن 1 تا 2 قاشق چایخوری (10-5میلیلیتر) تنطور همیشه بهار با 25/0 تا 5/0 لیتر آب تهیه میشود. (5 صفحه130) عارضه جانبی مهم درماتیت تماسی آلرژیک است. هیچ عارضه جانبی خطرناکی گزارش نشده است و برای مصارف موضعی و خوراکی بیخطر میباشد (10صفحه22).

بنظر میرسد اثرات ضد التهابی آن بعلت تری ترپنوییدها باشد. در مطالعه بر روی حیوانات، همیشه بهار گرانولاسیون را تحریک و گلیکوپروتیینها و کلاژن را در زخمها افزایش میدهد(16) و در invitro دارای خواص آنتی میکروبیال و تعدیل کننده ایمنی است(5 صفحه130).

4) Tannins:

گیاهان بسیاری دارای تانین هستند که بعنوان یک قابض به خشک شدن زخمهای مترشحه و خونریزی دهنده کمک میکنند. از جمله این گیاهان میتوان به برگ گردوی انگلیسی،قضیب ذهب (Goldenrod)، Labrador tea، اسطوخدوس (Lavender)، گل ماهور (Mullein)، پوست بلوط، ریوند چینی (Chinese rhubard)، گل راعی (St John's wort) و ترشک (Yellow dock) اشاره نمود. (5صفحه709) از تانینها به صورت موضعی در ضایعات باز ترشحدار، زخمها، همورویید و سوختگیهای درجه 3 استفاده شده است. تانینها بر روی سطوح خونریزی دهنده یک اثر قابض یا هموستاتیک را بعلت انقباض عروقی موضعی و احتمالاً افزایش میزان انعقاد موجب میشوند. عصاره آبی گیاهان محتوی تانین بعلت انقباض عروقی و تشکیل لخته مصنوعی (احتمالاً ناشی از واکنش تانینـ پروتیین) فعالیت هموستاتیک خود را نشان میدهند که منجر به ایجاد یک توپی (Plug) مکانیکی برای متوقف نمودن خونریزی از عروق خونی کوچک میشود (17). این اثر میتواند برای خونریزیهای خفیف داخلی نیز مفید باشد.

کاربرد موضعی تانینها روی پوست واجد اثرات مطلوب در سوختگیها، اگزمای همراه با ترشح و عفونتهای ویروسی است. در اوایل قرن بیستم، اسپریهای محتوی تانین بعنوان درمان ترجیح داده شده در سوختگیهای شدید مورد استفاده قرار گرفتند. مجموعه تانین ـ پروتیین تشکیل شده بعنوان یک غشای مصنوعی نیمه تراوا بنام eschar عمل میکند(18) اما بعلت ایجاد سطوح سمی تانیک اسید که گاهی اوقات از طریق پوست آسیب دیده جذب میشد، این روش متروک گردید. تانیک اسید به سلولهای ریشهای (Stem Cells) اپیتلیال آسیب رسانده و سبب تشکیل اسکار وسیعی میگردد. با اینحال در چین هنوز هم از این روش با استفاده از تانینهای متراکم که سمیت کمتری داشته و اپیدرم در حال بازسازی را تخریب نمیکند، استفاده میشود.

سایر گیاهان محتوی تانین عبارتند از :

ـ گیاه انجیلی Hamamelis (witchhazel)

ـ نوعی علــــف نقره ایPotentilla tormentilla (tormentil)

ـ بلـــــوط Quercus (oak)

ـ غـــافــث Agrimonia (agrimony)

ـ علف مبارک Geum(avens)، Krameria (rhatany

ـ شمعدانی وحشی Geranium (Cranesbill)

ـ تاتاری Carduus benedicta (blessed thistle)

ـ صمغ عربی Acacia catechu (catechu)

ـ دو دندان Bidens (bur-marigold)، Sanguisorba (burnet)

ـ پای شیر Alchemilla (ladies mantle)

ـ انجبار Polygonun (bistort)

● استفاده از سایر فرم های دارویی در سوختگیها:

بطور معمول استفاده از گیاهان یک راه مطمین برای تقویت سیستمهای بدن است، مهم آنست که قبل از استفاده از گیاه درمانی، تشخیص مسجل گردد. از گیاهان میتوان بصورت عصارههای خشک (کپسولها، پودرها و چای)، گلیسیریتها (عصارههای گلیسرینی)، یا تنطورها (عصارههای الکلی) استفاده کرد. در صورتیکه دستور دیگری مدنظر نباشد، چای را با ریختن یک قاشق چایخوری گیاه در یک فنجان آب داغ میتوان تهیه نمود. برای تهیه دم کرده، 5 تا 10 دقیقه برگ یا گل و 10 تا 20 دقیقه ریشه گیاه را دم میکنند و 4-2 فنجان در روز نوشیده میشود. تنطورها را باید به تنهایی یا در ترکیب با سایر گیاهان به کار برد.

▪ برای فعال کردن سیستم ایمنی و کاهش خطر عفونت درطی فاز حاد بیماری 60-30 قطره از قسمتهایمساوی از تنطورهای کوکب کوهی (Echinaceae purpura) cone flower، و ختم ذهبیgoldenseal (Hydrastis Canadensis) ، را هر 4-3ساعت یکبار به کار برید

▪ گیاه آب بشقابی Gotu kola (Centella asiatica) با موفقیت بسیار در سوختگیهای درجه 2 و 3 به کار رفته است. کاربرد موضعی روزانه از چروکیدگی و تورم پوست پیشگیری یا آن را محدود و از تشکیل اسکار جلوگیری مینماید. همچنین بهبودی را زیاد و فیبروز را کم میکند.

گیاهانی که جریان خون به پوست را بهبود میبخشند میتوانند تحویل مواد غذایی به پوست را تسهیل نموده و مواد زاید متابولیکی راکاهش دهند. ترکیبی از قسمتهای مساوی از گیاهان زیر را بصورت چای (یک فنجان 4 تا 6 بار در روز) یا تنطور (30تا60قطره 3 تا 4 بار در روز) تهیه نمایید.

Yarrow (Archillea millefolium) Cleavers (Gallium aparine) بیتی راخ Prickly ash bark (xanthoxyllum clava herculis). Marigold (Calendula officinalis همیشه بهار Ginger root (Zingiberofficinalis)زنجبیل برای برطرف نمودن درد حاد در سوختگی، قسمتهای مساوی از تنطور Jamaican dogwood (piscidia erythrina) Valerian (Valeriana officinalis) سنبلالطیب St. John's wort (Hypericum perforatum) گل راعی California poppy (Escholzia californica) جام طلایی و را با نصف قسمت ازیاسمن زرد gelsemium (Gelsemium sempiverens) مخلوط نموده و در مرحله حاد 10 تا 15 قطره هر 15 دقیقه (تا 8 دوز) به کار برید. برای برطرف نمودن دردهای ژنرالیزه 30قطره 3 تا 4 بار در روز استفاده نمایید(19).

▪ مصرف خارجی- فرآوردههای روغنی گل راعی برای درمان و مرحله پس از درمان آسیبهای حاد، کوفتگیها، دردهای عضلانی و سوختگیهای درجه 1 مورد تأیید کمیسیون E قرار گرفته است (20صفحه362).

▪ برگ هماور Comfrey- (symphytum officinalis) : یک فنجان چای غلیظ محتوی 10 قاشق چایخوری پر از این گیاه تهیه و برای شستشوی ناحیه استفاده نمایند. برای مدت طولانی بصورت خوراکی استفاده نشود زیرا خطر بالقوه برای آسیب کبدی را بدنبال دارد.

▪ پودر نارون- Slippery elm (ulmus rubra)، ریشه ختمی Marshmallow (Althea officinalis)، Goldenseal و ریشه هماور را مخلوط و برای تسریع بهبودی وکاهش خطر عفونت در محل سوختگی به کار برید(19). در فرانسه برگ گردو به صورت موضعی برای درمان آفتاب سوختگی و سوختگیهای سطحی به کار رفته است(20صفحه402)

● نتیجهگیری

استفاده از درمانهای سنتی منجمله گیاه درمانی در حال افزایش است.بسیاری از این درمانها برای قرنها مورد استفاده قرار گرفته و نتایج خوبی نشان دادهاند. چندین کارآزمایی تصادفی کنترل شده نیز نتایج امیدبخشی را برای استفاده از گیاه درمانی در درمان اختلالات درماتولوژیک منجمله زخمها و سوختگیها نشان دادهاند. با اینحال تحقیقات بیشتری مورد نیاز است و همت علاقمندان این رشته را میطلبد.

با اشتیاق زندگی کنید!

اگر می خواهید به انسان بهتری تبدیل شوید، باید الطاف خداوند را قدرشناس باشید. شمار کثیری از مردم عشق به زندگی را از دست داده اند. اشتیاقشان را گم کرده اند. روزگاری بود که تحت تاثیر رویاهایشان به هیجان می آمدند. همه روزه با هدفی در سر از خواب بیدار می شدند، اما حالا به خاطر نومیدی هایی که تجربه کرده اند و نیز تحت تاثیر فشارهای زندگی، دیگر در هیجان رویاهایشان به سر نمی برند. آتش اشتیاقشان خاموش شده است.

شاید روزگاری به کسی که حالا با او ازدواج کرده اید، اشتیاق داشتید. به او عشق می ورزیدید. اما حالا آن رابطه جلای خود را از دست داده است. حالا کارتان این شده که صبح از خواب بیدار شوید، به سر کارتان بروید و غروب به خانه برگردید. اما مشیت الهی این نیست که این گونه زندگی کنید. باید همه روزه با اشتیاق از خواب بیدار شویم و به استقبال هیجان روز برویم. باید سپاسگزار باشیم که هنوز زنده ایم.

می دانیم که بخش اعظم زندگی کار روزانه و تکراری است. اما می توانید کار هیجان انگیزی داشته باشید. البته همین کار می تواند خسته کننده و ملال آور و خسته کننده باشد. ممکن است با آدم جالبی ازدواج کرده باشید، اما اگر برای شکوفایی این رابطه نکوشید، اگر به آن خدمت نکنید، هیجان زندگی را از دست می دهید.

باید همه روزه به خود تکانی بدهیم. باید به رویاهای خود توجه کنیم. ممکن است در این لحظه نتوانید به خاطر زندگیتان به هیجان بیایید. اما امیدتان را زنده نگه دارید. به این فکر نکنید که در زندگی خود با چه مشکلاتی رو به رو هستید. به خاطر آنچه در زندگی دارید سپاسگزار باشید. به خود بگویید: "قرار نیست زندگی شکست خورده ها را داشته باشم. قرار نیست افسرده باشم. ممکن است رویاهایم تا این لحظه به حقیقت نپیوسته باشند. ممکن است در مسیر زندگی ام مشکلاتی وجود داشته باشد، اما می دانم که هنوز همه چیز در دست خداست."

به این فکر نکنید که چه اشکالاتی در زندگی شما وجود دارد. بخاطر آنچه دارید، سپاسگزار باشید.

ممکن است همه چیز در زندگی شما کامل و بی عیب و نقص نباشد. ممکن است نتوانید به آنچه می خواهید، برسید. ممکن است شغل عالی و بی کم و کاستی نداشته باشید. اما خدا را شکر کنید که دست کم بی کار نیستید. بعضی ها عاشق آنند که صرفا شغلی داشته باشند، با اشتیاق به سر کارتان بروید. اشتیاق واگیردار است. اگر با تبسمی بر لبان خود به سرکار می روید، اگر پر از سر زندگی و نشاط باشید، دیری نمی گذرد که شرایط خود را بهبود می بخشید.

● هر روز موهبتی است از سوی خداوند

باید به این مهم توجه کنیم که هر روز موهبتی از سوی خداوند است و چه اسباب شرمندگی است که همه روز خود را با ذهنیت مغلوب و شکست خورده پشت سر بگذاریم.

مطمینا همه روزه با مشکلات و موانعی رو به رو هستیم، اما باید همیشه شکرگزار باشیم که زنده ایم. شکرگزار باشیم که برای خود خانواده ای داریم، فرصتی مناسبی داریم.

وقتی با انگیزه درست کار درست انجام بدهیم، محدودیتی در لطف و مشیت الهی برایمان نخواهد داشت.

در شروع هر روز، برنامه خود را مشخص کنید. اگر بتوانید سپاسگزار باشید، اگر بتوانید ذهنیت مثبت داشته باشید، نه تنها احساس بهتری می کنید، بلکه با خداوند ارتباط بهتری بر قرار می کنید. ما آنچه را که اغلب به آن فکر می کنیم، جلب می نماییم. اگر وقتی صبح از خواب بیدار می شوید بگویید زندگی ام پر از مشکلات است و من کار نمی توانم بکنم، بدانید که زندگی ساده و معمولی و متوسطی را به خود جلب می کنید. اما اگر فکر کنید که زندگی بر وفق مراد شماست و شما می توانید همه خوبی ها و امتیازات زندگی را نصیب خود کنید، بدانید که موفق می شوید.

● به هر چه مرتب فکر کنید، آن را نصیب خود میسازید

گاه صبح در رختخواب خود دراز می کشم و می گوییم: "نمی خواهم امروز به سر کار بروم. من مسایل مختلف دارم. من بیمار و خسته ام و نمی توانم خانه ام را نظافت کنم."

متاسفانه، این گونه روزتان را برای رسیدن به نتایج بد برنامه ریزی کرده اید. شما تدارک شکست را دیده اید. وقتی افکار منفی و مایوس کننده به سراغتان می آیند، باید آنها را پس بفرستید. به خودتان یادآور شوید: "من هنوز زنده ام، من زنده ام، من سالم هستم."

یکی از کارهای مهمی که می توانید بکنید این است که همیشه هدف های جدید و تازه داشته باشید. بعضی ها اشتیاق خود را به زندگی از دست داده اند زیرا هدفی را مد نظر ندارند.

اگر از سلامتی بی بهره اید، در رویا ببینید که سالم هستید. اگر بدهکار هستید، چه بهتر رویایتان این باشد: "من از بدهکاری خارج می شوم."

● معجزه را فراموش نکنید

گاه اشتیاقمان را از آن جهت از دست می دهیم که آنچه زمانی یک معجزه محسوب می شد، به موضوعی عادی و پیش پا افتاده تبدیل می شود. به آن عادت می کنیم تا امری روزمره شود. مثلا ممکن است روزی به خاطر شغلی که پیدا کرده بودید به هیجان می آمدید. صبح ها بی صبرانه می خواستید به سر کارتان بروید. اما حالا و بعد از گذشت چند سال، تازگی آن شغل از دست رفته است. اشتیاقتان را از دست داده اید. آیا می دانید چه اتفاقی افتاده است؟

شما اجازه داده اید که معجزه شکل عادی و روزمره پیدا کند. لازم است به گذشته بازگردید و ببینید چه اتفاقی افتاد که آن کار مورد علاقه تان را پیدا کردید. باید شعله های اشتیاق را دوباره در خود برافروزید.

یکی از دوستانم پیوسته از شغلش شکایت می کرد. می گفت شرکتی که در آن کار می کند با او برخورد خوبی ندارد. به اندازه کافی حقوقش نمی دهند. نمی تواند رییسش را تحمل کند. یکی از روزها، شرکت اعلام کرد که قصد دارد از حجم عملیات خود بکاهد و در نتیجه می خواهد نیمی از کارکنان خود را اخراج کند. در این شرایط، به نظر می رسید این دوست من هم در شمار اخراجی ها باشد. حالا به طرز باور نکردنی دوست من از کاری که داشت، احساس رضایت می کرد. در آخرین لحظه، شرکت تصمیم گرفت او را نگه دارد. دوستم بسیار خوشحال شده بود، انگار که در قرعه کشی برنده شده است. عجیب است که چگونه حوادثی از این دسته می توانند تا این اندازه روی ما تاثیر بگذارند. اگر بدانید که ممکن است برای همیشه کارتان را حفظ نکنید، از آن خوشتان می آید.

به همین شکل، اگر فکر کنید که همسرتان را از دست خواهید داد، او را بیشتر دوست می دارید. روزگاری بود که یک لحظه چشم از او بر نمی داشتید. اما با گذشت سال ها، این اشتیاق خود را از دست داده اید. حالا تماشای برنامه تلویزیون را به صحبت کردن با او ترجیح می دهید.

نه، بهتر است به او به شکل دیگری نگاه کنید. هر کاری که می توانید، بکنید تا بار دیگر شعله های اشتیاق در وجودتان زبانه بکشد. طراوت و تازگی را به ازدواج خود بیاورید. از کارهای روزمره فاصله بگیرید و کاری نو انجام بدهید. برای این کار، به کمی خلاقیت احتیاج دارید. اما با کمی تلاش می توانید به ازوداج خود طراوت ببخشید.

گاه می شنوم کسانی از فرزندان خود گله گذاری می کنند. می گویند : "اگر مجبور نبودم از صبح تا شب از فرزندانم مراقبت کنم، حال و روز بهتری پیدا می کردم."

نه، شما نکته مهم را فراموش کرده اید. بچه های شما معجزه هستند. اگر غیر از این فکر می کنید، به روزی که آنها متولد شدند، بیندیشید. بدون تردید، از فرط خوشحالی اشک چشمانتان را پر کرده بود. به شدت خوشحال بودید. اجازه ندهید آن احساس خوب شما را تنها بگذارد.

گاه چنان در زندگی عجله نشان می دهیم که معجزات را فراموش می کنیم. با فرزندان خود صرف وقت کنید. همه روزه در چشمانشان نگاه کنید. به آنها بگویید که چقدر دوستشان دارید، چقدر به داشتن آنها افتخار می کنید. به شادی و نشاطی که آنها به زندگی شما می آورند، فکر کنید. همین کافی است که اشتیاق را به وجود شما راه دهد.

● معجزات ما را احاطه کرده اند

امروز در چه فکری هستید؟ آیا تبدیل به شخص بهتری می شوید؟ آیا در خانه و دل و ذهن شما آرامشی برقرار است؟ آیا شاد هستید و از زندگی لذت می برید؟ باید بدانیم که امروزتان منحصر به فرد و عالی است. جایگزینی ندارد. باید حداکثر بهره برداری را از آن بکنیم. باید طوری زندگی کنیم که انگار این شادابی و نشاط برای همیشه دوام خواهد آورد.

دوستان من، امروز یک موهبت است. اجازه ندهید از آن لذت نبرید. دلیلی پیدا کنید و شکرگزار باشید.

باید هدفتان این باشد که به شخص بهتری تبدیل شوید. حکایتی درباره دو مردی شنیدم که در یک اتاق بیمارستان بستری بودند. همه روزه مردی در کنار پنجره می خوابید آنچه را که در بیرون می دید، برای بیمار دیگر تعریف می کرد. به همه جزییات اشاره می کرد. این گونه بیمار دیگر بدون اینکه بیرون از اتاق را ببیند، از آنچه اتفاق می افتاد لذت می برد.

" امروز شاهد طلوع زیبای خورشید هستم. بچه ها دارند بازی می کنند. درخت ها پر از شکوفه شده اند." بیمار دومی مشتاق آن بود که همه روزه به صحبت های هم اتاقی اش گوش بدهد.

یکی از روزها، بیماری که کنار پنجره بستری بود به هیجان آمد. " آه، باید ببینی. گروهی جشن گرفته اند. بچه ها پیشاپیش نوازندگان در حرکت اند."

چند روز بعد، بیماری که کنار پنجره خوابیده بود از دنیا رفت. بیمار دوم از پرستار خواست جای او را تغییر بدهد تا بتواند کنار پنجره بخوابد و بیرون را تماشا کند. پرستار با خواسته او موافقت کرد. وقتی مرد کنار پنجره قرار گرفت، از آن نگاهی به بیرون انداخت، اما در کمال ناباوری آنچه دید یک دیوار آجری بود. در چهار متری اتاق او، ساختمان دیگری از بیمارستان به چشم می خورد. بیمار پرستار را صدا زد و گفت: "متوجه نمی شوم، هم اتاقی من به مدت چند هفته درباره زیبایی های بیرون از پنجره حرف زد." پرستار تبسمی کرد و گفت: "آیا هرگز متوجه نشدی که او نابینا بود؟ او قصد کرده بود که در هر حال دنیا را زیبا و شگفت انگیز ببیند."

از امروز تصمیم بگیرید که می خواهید هر روزتان را با اشتیاق زندگی کنید

همه روزه وقتی از خواب بیدار می شوید، به نعماتی که دارید فکر کنید و شاکر باشید. اگر لازم است، فهرستی از این مواهب زندگی تهیه کنید و آن را جایی قابل رویت قرار دهید. دوستان، بدانید بذرهای عظمت در شما کاشته شده است. قرار نیست که بی تحرک باشید. بی حالی و رخوت را رها کنید. همچنان رشد کنید. به ارتفاعات بالا بیندیشید. بهترین روزهای شما هنوز در پیش هستند.

وقتی به سطح بالاتر می رسید، زندگیتان را بهبود می بخشید، به حداکثر توانمندی های خود می رسید. نه تنها به رویاهایتان تحقق می بخشید، بلکه به انسان بهتری تبدیل می شوید، بهتر از آن کسی که در رویاهایتان می دیده اید!

راهکارهای مقابله با ترس از زبان یک روانشناس

ناگهان همه چیز به طرز پیش بینی نشده ای خراب می شود. چراغ های نیون حالتی تهاجمی می یابند و گازهایی که از اگزوز ماشین ها خارج می شود خفه کننده و کشنده به نظر می رسد.

تعداد ضربان قلب افزایش یافته و تنفس متوقف می شود. گاهی اوقات حتی تا حد از دست دادن هوشیاری به پیش می رود. البته زندگی ادامه خواهد یافت اما از این به بعد ورود به تونل، آسانسور یا هر فضای بسته، غیرممکن خواهد بود... ترس از عنکبوت، سوسک، هواپیما، آتش، دندانپزشک و... امروزه روانکاوان ترس ها را به طرق مختلف طبقه بندی می کنند ترس از فضای بسته، فضاهای بزرگ ترس اجتماعی مثل ترس از صحبت کردن در جمع، ترس از خجالت کشیدن، ترس از تلفن، غذاخوردن در جمع...

گاهی اوقات این نوع از اضطراب های بی اساس موجب خنده می شود اما باید گفت که شاید بیش از نیمی از مردم از این ترس های بی اساس رنج می برند.

شکرابی از دانشجویانی است که هیچ علاقه ای به شرکت در فضاهای باز و روبه رو شدن با یک تریبون آزاد را ندارد. وی می گوید: در دانشگاه فرصت های بسیار زیاد -برای شرکت در جمع های دانشجویی و تبادل نظر و فعالیت های جمعی است اما- احساس و نگرانی های بی اساس همیشه مانع پیشرفت در کارها بوده و به نوعی فعالیت هایم را مختل کرده است.

وی می افزاید: ترس از جمعیت برای افرادی مثل ما به گونه ای پررنگ است که با حضور در یک کلاس یا فضای بزرگ تر میخکوب شده و تمام وجودمان از اضطراب لبریز می شود. یکی دیگر از شهروندان که از کودکی از باد می ترسد عنوان می کند: از کودکی با صدای باد و تکان خوردن درخت سرو حیاط به زیرزمین خانه پناه می بردم و با این که چندین سال از آن دوران گذشته و درخت سرو هم به دلیل ترس های بی اساسم بریده شده اما هنوز با صدای باد علایم ترس و دلهره در چهره ام هویدا می شود.

به گفته یک روانشناس برای ترس هایی که احتیاج به درمان دارند سه ویژگی را مشخص کرده اند.

اسلامی توضیح می دهد: احساس اضطراب باید عمیق و به همراه نشانه های خارجی مثل افزایش ضربان قلب، احساس جسم کروی در گلو و عرق سرد باشد. همچنین ترس باید به مدت طولانی وجود داشته و بر خلاف ترس های بی اساس که به مرور زمان ناپدید می شود استمرار یابد.

ویژگی سوم این که فرد مبتلا روزانه با شیء مورد ترس مواجه شده و شیء موجب نگرانی و مانع فعالیت او شود.

وی می افزاید: ترس بی اساس دیوانگی یا جنون نیست وارتباطی با اختلالات شدید روانی ندارد اما در صورت داشتن این 3ویژگی فوق مشورت با روانپزشک ضروری به نظر می رسد.

این کارشناس مثال می زند: افرادی که از آب می ترسند به هیچ قیمتی حاضر به فرو کردن سر خود در آب نیستند و این اضطراب عموما در کنار استخرها در هنگام آموزش مربی به شاگردان بیشتر محسوس است.

به گفته وی منشاء این گونه ترس همیشه در خطرهایی است که وجود واقعی داشته و ریشه آن در مکانیسم های دفاعی می باشد.

وی میراث ژنتیک ما را مسیول ترس های موجود درونی عنوان می کند و می گوید: در سیر تکامل نوع بشر انسان همواره ترس را با خود داشته و برخی از انواع این ترس های بی اساس در همه افراد وجود داشته اما در اشخاص مختلف درجات متفاوتی را دارد.

این روانشناس در خصوص ترس از فضاهای بسته نیز توضیح می دهد: افرادی که به این ترس مبتلا هستند راهروی پشت بام و اتاق تاریک برایشان غیرقابل تحمل است و صرف فکر کردن در مورد آن علایم دلهره را ظاهر و اضطراب را شکل می دهد، به طوری که فرد دارای حراس بی اساس و در آرزوی فرار بوده و میخکوب بر جای می ماند.

وی در خصوص داروهای دارای اثر درمانی می گوید: داروهای ضد افسردگی اثر درمانی خود را در مرحله خاصی که مربوط به حالت افسردگی و یا اضطراب است اعمال می کنند و زمانی که این مرحله سپری شد به آسانی و بدون نگرانی از ایجاد وابستگی می توان مصرف آن ها را قطع کرد ضمن این که به رغم موثر بودن درمان دارویی این نوع درمان شانس عود را کاهش نمی دهد.

وی همچنین به ریشه ترس در فرضیات ژنتیکی اشاره می کند و می گوید: حواس یک نوع بیماری ارثی است که از والدین منتقل شده و ریشه در آشفتگی های روانی و اضطراب آنان در نزد فرزندان دارد. طبق مثال وی مادری که از خیابان ترس دارد فرزند خود را به همراه خود برده و به او قوت قلب می بخشد اما رفتار نامتعادل مادر شرایطی غیرطبیعی را برای کودک به وجود آورده به طوری که کودک ترس پنهانی مادر را درک می کند.

این کارشناس روانشناسی در خصوص فضای باز اجتماعی می افزاید: اصولا ترس از جمعیت و مکان های بزرگ برای فرد بیمار نوعی زندان محسوب شده به طوری که عواقب این اضطراب می تواند به چشم پوشی از دنیای بیرون و به نوعی انزوا و گوشه نشینی بینجامد.

اسلامی با اشاره به این که این گونه افراد هیچ گاه بدون همراه از منزل خارج نشده و همیشه بهانه های مختلفی برای خارج نشدن از خانه دارند می گوید: این ترس ها از سوی پزشکان جدی بوده و در صورت عدم کنترل می تواند زندگی فرد را مختل کند.

به خود اعتماد کنیم

آیا تا به حال آرزو کرده اید که ای کاش اعتماد به نفس و خودباوری بیشتری داشتم؟

آیا منتظرید کارهای خاص، مشخص و از قبل تعیین شده ای را در زندگی خود به انجام برسانید تا بعد از آن احساس اعتماد به نفس و خودباوری کنید؟آیا به هیچ کاری دست نمی زنید یا با بی علاقگی و بی میلی کارهایتان را انجام می دهید، به این امید که روزی اعتماد به نفس و خودباوری به طرزی معجزه آسا به سراغتان بیاید؟

اغلب ما فکر می کنیم که اعتماد به نفس یعنی اینکه به توانایی های خود اعتماد و ایمان داشته باشیم اما با این نوع نگرش، شما زمانی احساس اعتماد به نفس می کنید که کاری را بدون ایراد و هیچ عیب و نقصی انجام دهید؛ حال آنکه اعتماد به نفس واقعی آن است که روی آگاهی و توانایی های ما نیز تاثیر بگذارد.در واقع اعتماد به نفس واقعی ارتباطی با آنچه در زندگی بیرونی اتفاق می افتد، ندارد بلکه نتیجه باور قلبی و درونی شماست به توانایی ها و قابلیت هایتان؛ حتی اگر از پس کاری برنیایید و شکست بخورید.

اعتماد به نفس تفاوت بین احساس ترسی است که شما از انجام کاری دارید، اما به رغم آگاهی از این ترس به انجام آن اقدام می کنید.ادراکی که از خودتان دارید، تاثیر بسیار زیاد و شگفت انگیزی بربرداشت دیگران نسبت به شما دارد.

تعبیر شما از خودتان یک واقعیت است؛ هر چه اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید، احتمال موفقیت شما نیز بیشتر خواهد شد.اگر چه عوامل زیادی در میزان اعتماد به نفس شما موثر است- که خارج از کنترل تان است- چیزهایی هم وجود دارد که شما می توانید با آگاهی از آنها، پایه های اعتماد به نفس خود را بنا کنید.به وسیله این راهکار شما می توانید تاثیر ذهنی ای را که برای دستیابی به این پتانسیل نیاز دارید، به دست آورید.

خوب لباس بپوشید:اگر چه نوع لباس انسان برای او شخصیت نمی آورد و انسانیت آدم ها به نوع پوشش آنها نیست اما نوع پوشش انسان در چگونگی احساس او نسبت به خودش موثر است. هیچ کس نمی تواند بیش از آنچه از ظاهر شما می بیند از شما شناخت و آگاهی داشته باشد.

هنگامی که ظاهر شما خوب به نظر نمی رسد، طرز تلقی شما را نسبت به خودتان تغییر می دهد و باعث می شود همین تاثیر را بر دیگران نیز بگذارید.با مراقبت و رسیدگی به وضع ظاهرتان از این مزیت خود بهره مند شوید.

در بیشتر موارد، توجه به ظاهر مثل حمام کردن، اصلاح کردن مرتب و منظم و پوشیدن لباس های تمیز و مناسب می تواند پیشرفت قابل ملاحظه ای را برایتان به ارمغان بیاورد.این بدان معنا نیست که شما لزوما باید بهای بالایی را برای خرید لباس بپردازید.

طبق یک اصل مهم، بهتر است به جای خریدن تعداد زیادی لباس های ارزان، نصف آن تعداد را انتخاب و با کیفیت بهتر و بالاتری آنها را خریداری کنید.

در طولانی مدت خرج شما کاهش خواهد یافت زیرا لباس های گرانقیمت کمتر از شکل خارج شده و کهنه می شوند و شما به راحتی می توانید مدت زمان بیشتری از آنها استفاده کنید. خرید کمتر همچنین به کمتر شلوغ شدن کمد لباس هایتان نیز کمک می کند.

▪ تند بروید: یکی از آسان ترین روش های گفتن اینکه یک شخص چه احساسی نسبت به خودش دارد، امتحان راه رفتن اوست. آیا آهسته راه می رود؟ راه رفتن او ناشی از خستگی است و آیا با زحمت و پردردسر به نظر می رسد یا پرانرژی و با عزم و اراده است؟ افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند، تند راه می روند؛ آنها هدف مشخصی را در نظر دارند که به سوی آن گام برمی دارند؛ قرار ملاقات و کار مهمی برای انجام دادن دارند. حتی اگر شما برای رسیدن به مقصد خود عجله ندارید، می توانید اعتماد به نفس خود را با برداشتن گام هایی با عزم و اراده نشان دهید؛ 25 درصد تندتر راه رفتن باعث می شود شما مهمتر به نظر برسید.

▪ قرار گرفتن در حالتی خوب و راحت: راه رفتن هر شخص برای خود داستانی به همراه دارد؛ افرادی که شانه های افتاده ای دارند و بی حال حرکت می کنند، افرادی هستند که فاقد اعتماد به نفس هستند. آنها نسبت به کاری که انجام می دهند علاقه مند و پرشور و شوق نیستند و از نظر دیگران نیز مهم به نظر نمی رسند.

به وسیله تمرین کردن قرار گرفتن در حالت و وضعیت خوب، شما خود به خود از احساس اعتماد به نفس بیشتری برخوردار خواهید شد؛ به طور مستقیم و ثابت بایستید، سرتان را بالا نگه دارید و با چشمانتان با دیگران ارتباط برقرار کنید.بدین گونه، شما تاثیر مثبتی بر دیگران می گذارید و خودتان نیز متعاقبا احساس هوشیاری و قدرت و اختیار بیشتری دارید.

تبلیغ شخص: یکی از بهترین راه های ساختن اعتماد به نفس گوش دادن به سخنان الهام بخش و انگیزه دهنده است. متاسفانه فرصت گوشت دادن به حرف های یک سخنران بزرگ بسیار محدود و کم است. شما می توانید آن را با یک تبلیغ ساده جبران کنید؛ 30 تا 60 ثانیه از یک گفتار انرژی بخش، نکات برجسته و اهداف خود را بنویسید. سپس جلوی آینه بایستید و هر چه را که می دانید به افزایش اعتماد به نفس شما کمک می کند، با صدای بلند برای خود تکرار کنید.

▪ سپاسگزاری و قدردانی: وقتی شما بر چیزی که می خواهید بیش از اندازه تمرکز کنید، ذهن شما دلایلی برای نداشتن آن خلق می کند. این باعث می شود که ذهن شما هوشیارتر شود. بهترین راه، تمرکز همیشگی بر حق شناسی و سپاسگزاری است. در طول روز وقتی را اختصاص دهید که ذهن خود را از کسانی که شایسته سپاسگزاری هستند، قدردانی به عمل آورید. موفقیت های گذشته را به یاد آورید؛ مانند مهارت های خاص و ویژه، روابط عاشقانه و لحظات مثبت. شما تعجب خواهید کرد که چطور این قدرشناسی بیشتر، باعث می شود که در راه موفقیت گام بردارید.

▪ تعریف کردن از دیگران: هنگامی که ما درباره خودمان احساس منفی داشته باشیم، اغلب نسبت به دیگران نیز احساساتی بی پایه و اساس، ناشی از توهین و بی احترامی داریم. این چرخه معیوب را بشکنید. عادت کنید از دیگران تعریف و تمجید کنید و بگذارید که این عادت در شما نهادینه شود.از بدگویی و توهین پشت سر دیگران خودداری کرده و سعی کنید از اطرافیانتان تعریف و تمجید کنید؛ بدین ترتیب احساس خوبی خواهید داشت و پایه های اعتماد به نفس خود را پی ریزی خواهید کرد. با جست وجوی بهترین ها در وجود دیگران، شما مستقیما بهترین ها را در وجود خود نیز کشف خواهید کرد.

▪ در ردیف جلو بنشینید: در مدرسه، محل کار و محافل عمومی در گوشه و کنار دنیا، مردم همیشه تلاش می کنند که ردیفی را در انتهای اتاق برای نشستن انتخاب کنند.

بیشتر مردم ترجیح می دهند در ردیف های عقبی بنشینند زیرا آنها از اینکه مورد توجه واقع شوند، هراس دارند. این واکنش ناشی از عدم اعتماد به نفس است.با این تصمیم که بعد از این ردیف های جلویی را برای نشستن انتخاب کنید، شما می توانید با غلبه براین ترس های نامعقول، اعتماد به نفس خود را بالا ببرید.همچنین شما به عنوان افرادی مهم که ردیف های جلو را انتخاب کرده اید بیشتر مورد توجه و گفت وگو قرار خواهید گرفت.

▪بلند صحبت کنید: بسیاری از مردم در طول بحث های گروهی هرگز بلندصحبت نمی کنند زیرا می ترسند دیگران فکر کنند آنها چه حرف های بی ارزشی می زنند.این ترس در واقع به حق و سزاوار نیست. به طور کلی مردم همان تصویری را که ما از خود داریم، می پذیرند و مبنای رفتار بیشتر آنها نیز با ما دقیقا براساس همان ترس های ما خواهد بود.

اگر با كسی كه به تازگی مادر شده صحبت كنید، خواهید دید كه آرزوهای او، كمی خواب و استراحت، به دست آوردن انرژی و توان گذشته و برگشتن به وزن و اندازه پیش از بارداری است. دست یافتن به آرزوی نخست ممكن است در ماه های اولیه پس از زایمان برای كمتر مادری تحقق یابد اما دو آرزوی دیگر را شاید بتوان با یك برنامه منسجم پس از زایمان برآورده كرد.

اگر مادر جوان بدانددر طول 9 ماه بارداری چه تغییراتی در بدن وی اتفاق افتاده است، یاد می گیرد برای بازگشتن به حالت قبل چه كارهایی باید انجام دهد. ممكن است اثر تغییراتی كه در طول بارداری اتفاق افتاده، ماه ها در بدن مادر باقی بماند پس توجه به آن مهم است.

ط تغییرات بدن دربارداری

یكی از این تغییرات، شل شدن لیگامان ها طی دوران بارداری است. لیگامان ها به صورت باند یا طنابی از بافت هم بند است كه استخوان ها و غضروف ها را به مفاصل متصل می كنند و یا اعضای خاص بدن را در جای خود ثابت نگه می دارند. لیگامان ها به علت ترشح هورمون ریلاكسین طی دوران بارداری شل می شوند تا عضلات بتوانند بیشتر منبسط شوند و توانایی نگهداری و حفظ جنین را داشته باشند. پس از زایمان ترشح این هورمون در بدن قطع می شود اما ممكن است چند ماهی طول بكشد تا لیگامان ها به حالت اولیه و طبیعی پیش از زایمان برگشته و اثر ریلاكسین از بین برود.

● تنظیم حالت بدن و طرز ایستادن

در این دوران طرز ایستادن و تنظیم وضعیت بدن تغییر می كند به طوری كه به دلیل افزایش وزن در ناحیه شكم، مركز ثقل بدن تغییر كرده و بدن برای حفظ تعادل خود باید فشار بیشتری روی عضلات ناحیه سینه، باسن، پشت و پاها وارد كند.

وقتی پس از زایمان دوباره مركز ثقل بدن به حالت اول برگشت، مدت زمانی طول می كشد تا بدن شكل و فرم اولیه خود را پیدا كند. بنابراین در این مدت ممكن است بدن در حفظ حالت و تعادل خود مشكل داشته باشد.

● ضعیف شدن عضلات صاف لگن و شكم

طی بارداری و زایمان این عضلات كه در دوران بارداری بیشتر متحمل فشار بوده اند ضعیف و خمیده می شوند كه به غیر از مساله زیبایی، گاهی دردهای مزمنی در ناحیه پشت ایجاد می كند. شل و ضعیف شدن عضلات ناحیه لگن ممكن است در روابط جنسی اختلال ایجاد كرده و ناراحتی هایی را در ادراركردن پیش بیاورد (خارج شدن چند قطره ادرار از مجرای ادراری به هنگام عطسه، سرفه و یا بلند كردن یك شیء سنگین.) به علاوه ضعف این عضلات در برخی موارد باعث افتادگی رحم، افتادگی مثانه به كانال رحم و افتادگی مقعد به كانال رحم می شود.

● زمان شروع فعالیت ورزشی

در گذشته شروع فعالیت ورزشی را تا شش هفته پس از زایمان توصیه نمی كردند. اما در حال حاضر شروع این فعالیت ها به نظر پزشك و شرایط فیزیكی و بدنی فرد بستگی دارد. بیشتر مادران پس از زایمان و در هفته های نخست دچار ناراحتی هایی مثل متورم و دردناك بودن سینه ها، زخم در ناحیه شكم و رحم هستند یا اینكه زخم و بخیه ایجاد شده در اثر سزارین موجب مشكلاتی برای آنها می شود، بنابراین این هفته ها، زمان خوبی برای شروع فعالیت نیست و باید در این باره با پزشك مشورت كرد.

● چگونه شروع كنیم؟

پس از اجازه پزشك و به دست آوردن آمادگی لازم، روزانه 10 دقیقه تمرین می تواند به بازگشت بدن به فرم قبل از زایمان كمك كند. باید تاكید كرد كه فعالیت منظم كوتاه مدت بیشتر از فعالیت های طولانی مدت غیرمنظم و ناپیوسته تاثیرگذار خواهد بود. فعالیت های خود را با تمرینات سبك مثل راه رفتن، دوچرخه ثابت و بالارفتن از پله شروع كنید سپس به تدریج بر شدت و مدت تمرینات اضافه كنید. توجه كنید كه هر تمرینی موجب ایجاد درد شد باید كنار گذاشته شود. البته پس از انجام تمرینات در هر صورت احساس خستگی خواهید كرد.

● عضلات شكم و لگن

بیشتر افراد تمایل دارند كه این ناحیه زودتر بهبود پیدا كند.ناحیه شكم و لگن چند لایه عضله دارد كه در اثر وزن جنین و مایعات و مواد اطراف آن، حالت خمیده و افتاده پیدا می كند. مهم ترین و موثرترین راه برای تمرین عضلات ناحیه شكم و لگن حركات خاص كژل است. در حالت راحت باید روی عضلات این ناحیه تمركز كرده و آنها را منبسط و منقبض كنید كه با انقباض آنها از خروج ادرار جلوگیری می شود. این عضلات را با شمارش 1 تا 3 منقبض كرده و سپس آزاد كنید و قبل از تكرار نفس عمیقی بكشید و این حركت را 10 بار تكرار كنید. این كار را باید پس از كسب اجازه از پزشك انجام دهید.

چون این حركات داخلی هستند بنابراین در هر لحظه و هر مكانی می توانید آنها را انجام دهید. به طور مثال در حین شیردادن به نوزاد، در حین منتظرماندن پشت چراغ قرمز، ایستاده، خوابیده، نشسته و حتی در حین انجام فعالیت های روزانه می توانید تمرین كژل را انجام دهید.

● زمان مناسب حركات ورزشی

برای بسیاری از مادران جوان كه تمام مدت مجبور به مراقبت از نوزادشان هستند، پیداكردن حتی روزانه پنج دقیقه وقت برای انجام حركات ورزشی مشكل است كه البته بسیاری از مادران با شركت دادن نوزادشان در این كارمی توانند این مشكل را حل كنند.

برای مثال:

▪ می توانید نوزاد خود را برای یك پیاده روی روزانه در كالسكه یا آغوش با خود ببرید.

▪ می توانید نوزاد را در كنار خود روی زمین خوابانده و ورزش كنید.

▪ می توانید با در آغوش گرفتن نوزاد، به همراه او حركات موزون و رقص انجام دهید.

● كلاس های گروهی

خیلی از مادران جوان ترجیح می دهند كه در كلاس های گروهی در كنار سایر مادران فعالیت كنند، جایی كه همگی هدف مشتركی را دنبال می كنند و ملاقات با هم می تواند انگیزه آنها را تقویت كند.

در این صورت ضمن اینكه مادر می تواند هر از چند گاهی از محیط خانه خارج شده و تنوعی درروحیه خود ایجاد كند، به پدر، مادربزرگ و پدربزرگ و سایر نزدیكان نیز فرصتی برای نگهداری از نوزاد كوچك پیدا می كنند.

● توصیه های آخر

قدری زودتر از شروع كلاس، بروید و در مورد شرایط خود با مربی تان صحبت نمایید تا در حین انجام حركات نیز بتواند بهتر شما را ارزیابی كند.

حركات را با شدت و ضربه زدن انجام ندهید و به گونه ای تمرینات را انجام دهید كه حتما در یك لحظه یكی از پاهایتان روی زمین باشد و همزمان هر دو پا را از زمین بلند نكنید.

اگر شیر می دهید قبل از كلاس این كار را انجام دهید و قبل، حین و پس از فعالیت، مقادیر زیادی آب بنوشید و از لباس های ورزشی مناسب برای سفت نگه داشتن سینه ها و شكم و ران و باسن استفاده كنید و در فعالیت های شدید از الكترولیت های ورزشی (مایعات و نوشیدنی های حاوی مواد مختلف) استفاده كنید.

حتما قبل از شروع تمرینات اصلی پنج دقیقه بدن را گرم كنید و پس از اتمام ورزش عضلات را منقبض كرده و به مدت 10 تا 20 ثانیه حفظ كرده و سپس عضلات را شل كنید.

مقاومت و توانایی خود را ارزیابی كنید، به طور مثال از آزمون صحبت كردن استفاده كنید. در حین فعالیت ورزشی باید بتوانید یك گفتگوی معمولی را انجام دهید و اگر در حین فعالیت، نتوانستید صحبت كنید یا فقط توانستید درحد یكی دو كلمه حرف بزنید، بدانید كه این فعالیت برای شما سنگین است و باید آن را سبك تر كنید. به مجرد احساس درد و یا مشاهده خون ریزی، فعالیت را متوقف كنید و سریعا آن را به پزشك خود اطلاع دهید.

با شروع فعالیت ورزشی چه در داخل یا خارج از خانه، تنها یا گروهی، شاهد آثار و امتیازات آن خواهید بود. انرژی بیشتری به دست می آورید و هورمون ها و مواد شیمیایی مثل اندروفین كه افسردگی معمول پس از زایمان را رفع می كند، در بدن شما بهتر و موثرتر ترشح خواهند شد.

همیشه با پزشك خود مشورت كنید و هرگز به انجام حركات خشن، سنگین و مداوم پس از زایمان نپردازید چرا كه بدن پس از این استرس 9 ماهه باید قدری فرصت بازیابی توان اولیه خود را به دست آورد.

8 عادت مضر برای سلامتی خانم ها

1 - پوشیدن كفش پاشنه بلند 
اغلب ما تصمیم می گیریم كه در حین انجام كارهای روزانه هم كفش پاشنه بلند بپوشیم  و این موضوع خبر بدی برای سلامتی ما خواهد بود . كفشهای پاشنه بلند بر وضعیت بدنی ما تاثیر می گذارد ، به مفاصلمان فشار وارد می كند  و منجر به بروز بیماریهایی از قبیل آرتروز و التهاب مفاصل ، تغییر شكل انگشتان پا ، درد كمر و آسیب دیدن تاندون ها می شود و همه این موارد  قبل از  به حساب آوردن و در نظر گرفتن آسیب های حاصل از زمین خوردن های احتمالی می باشد. به منظور كاهش احتمال بروز این صدمات در مراوادات روزانه از كفشهای پاشنه 2 یا 3 سانتی استفاده نموده و برای كمك به كاهش فشار وارده به مفاصل در داخل كفشتان كفی بگذارید .
2 - كیف دستی های سنگین 
با افزایش تعداد لوازم و وسایل آرایشی و تزیینی  اكثر زنان روزانه چند كیلو بار اضافی را بر شانه های خود گذارده و با خود به این طرف و آن طرف می برند . در نتیجه اغلب در دراز مدت سلامتی خود را به خطر می اندازیم . شاید تاثیرات مضر این بار اضافی احساس نشود اما در طولانی مدت كشیدن یك كیف سنگین می تواند منجر به بروز درد در ناحیه كمر ، گردن و تغییر حالت كلی بدن گردد . صبر نكنید تا این اتفاقات  رخ دهند در عوض كیفتان را خالی كرده و لوازم غیر ضروری آن را برداشته و از كیف دستی كوچكتری استفاده نمایید . 
3 - پاك نكردن آرایش قبل از خواب 
گاهی اوقات اكثریت ما تسلیم این وسوسه می شویم كه قبل از پاك كردن آرایش صورتمان به رختخواب برویم . اگر چه پاك نكردن مواد آرایشی از روی صورت  به همراه آلودگیها و چربیهایی كه در طی روز بطور طبیعی بر روی صورت می نشیند یك راه سریع انسداد منافذ پوست و لك شدن صورت  می گردد، اما پاك نكردن ریمل  و آرایش چشم با ایجاد سوزش ، قرمز شدگی و حتی عفونت می تواند بر سلامتی اتان تاثیر بگذارد . 
4 - داشتن استرس 
استرس برای سلامت روانی و جسمی زیان دارد و زنان دو برابر مردان  از اختلالات مرتبط با استرس رنج می برند و هم چنین بیش از مردان به افسردگی و اضطراب مبتلا می شوند . اگر چه تصور می شود موارد فوق  دلایل بیولوژیكی دارند اما نگرانی در مورد آینده و فكر كردن به حسرتها و افسوسها می تواند مشكلات ما را اضافه كند. تحقیقات نشان از آن دارد كه زنان برای از دست دادن عشق و از هم پاشیدن روابط شان دو برابر مردان حسرت می خورند . 
5 - نگرانی بیش از حد در مورد ظاهر   
 اگر چه هر دو جنس زن و مرد از ناراضی بودن از اندام و ظاهرشان رنج می برند اما نگرانی زنان درباره تحقق ایده شان در زمینه داشتن اندامی بی عیب و نقص و كامل  بسیار بیشتر از مردان است . یافته های تحقیق منتشر شده در ژورنال پزشكی زنان و زایمان نشان داد كه 16 درصد از   زنان دارای وزن معمولی یا كمتر از معمول مورد مطالعه، باور دارند كه دچار اضافه وزن هستند و این در حالی است  كه در مطالعه دیگری كه توسط داو Doveانجام شد نشان داد كه 90 درصد از زنان تمایل دارند حداقل یكی از وجوه ظاهرشان را تغییر دهند . نارضایتی بدنی نه تنها بر سلامت روانی ما تاثیر می گذارد بلكه منجر به صدمات جسمی حاصله از رژیم های بسیار سخت ، رژیمهای غذایی یو یو (  شخص رژیم گیرنده موفق به كاهش وزن می گردد اما قادر به حفظ آن نمی باشد ) ، اختلالات خوردن و عمل های جراحی زیبایی می گردد .
6 - غذا خوردن هیجانی 
از آن جایی كه با آرامش غذا خوردن بر روی هر دو جنس تاثیر می گذارد تحقیقات نشان داده اند كه به احتمال بیشتری احساسات مثبت مردان با غذا تحریك می شود در حالی كه زنان وقتی ناراحت هستند با آرامش بیشتری غذا می خورند . هم چنین زنان هوسهایشان را با خوردن مواد غذایی شیرین و پر كالری بر طرف می كنند.
7 - نداشتن خواب كافی 
نداشتن خواب كافی نه تنها باعث می شود كه ما احساس بدی داشته باشیم و هم چنین ظاهر مان هم جلوه خود را از دست دهد بلكه كافی نبودن خواب می تواند منجر به بروز تصادفات ،افزایش دریافت كالری و خطر بروز بیماریهای قلبی می گردد . متاسفانه آمار حكایت از آن دارد كه تاثیر اختلالات خواب بر زنان بیشتر از مردان است و مطالعه ای كه توسط دانشگاه میشیگان University of Michigan انجام شد نشان داد كه زنان دو برابر مردان برای مراقبت از دیگران از خواب خود می گذرند . متاسفانه خواب بر فشار خون  و خلق و خوی زنان بیش از مردان تاثیر می گذارد  .
8 - خودشان را در آخر قرار می دهند 
زنان نه تنها از عادتهای خوابشان چشم پوشی می كنند تا از بچه ها و دیگر افراد مراقبت نمایند بلكه مستعد این هستند كه نیازها و خواسته هایشان را  در انتهای لیست كارهای واجب و تعهدات قرار دهند. به این منظور یاد بگیرید كه گاهی اوقات دست رد بر سینه درخواستها و تعهداتی كه الزام كمتری دارند بزنید  و هر هفته زمانی برای خودتان در نظر گرفته و به انجام كارهای لذت بخش بپردازید .

چرا باید به قول مان عمل کنیم؟

آیا به حرفی که می‌زنید وفادار هستید یا اغلب اوقات از انجام کاری که قول داده‌اید انجام می‌دهید سرباز می‌زنید؟ بسیاری از ما اغلب اوقات درگیر موضوعات این چنینی هستیم. برخی از افراد می‌گویند که تماس می‌گیرند و دیگر با شما تماس نمی‌گیرند. برخی دیگر می‌گویند که پیگیر یک پروژه خواهند شد و در آینده این چنین نخواهد شد. برخی دیگر می‌گویند که کاری را در مدت زمان خاص انجام می‌دهند و متاسفانه زیر حرفشان می‌زنند.
شما نسبت به افرادی که اینگونه رفتار می‌کنند چه حسی دارید؟ کسانی که می‌گویند کاری را به انجام می‌رسانند، اما در واقع هرگز به عهدشان وفا نمی‌کنند.
قبل از صحبت راجع به اهمیت ایستادگی بر روی حرف‌هایمان، بد نیست به این موضوع نگاه کنیم که چطور ممکن است یک فرد به حرفهایی که می‌زند عمل نکند، چه عواملی منجر به بروز این رفتار می‌شود؟
اگر از این دسته از افراد هستید، دو دلیل اصلی عامل بروز این رفتار در شما هستند :
- زمانی که فردی از شما درخواست می‌کند کاری را انجام دهید، شما برای اینکه وی احساس بدی نسبت به شما پیدا نکند سعی می‌کنید تا به او جواب مثبت دهید، حتی اگر خودتان علاقه‌ای برای انجام آن ندارید. در حالیکه اگر واقعاً نمی‌توانید، باید « نه گفتن » را بیاموزید و از آن بهره جویید.
- شما بله را می‌گویید و فکر می‌کنید که می‌توانید کار را انجام دهید، این در حالیست که بخش دیگر وجودتان در مقابل اینکه تحت کنترل قرار بگیرد مقاومت می‌کند. آیا این مهمتر است که تحت کنترل باشید یا اینکه بر سر حرفتان بمانید؟
پنج دلیلی که نشان می‌دهد یا باید چیزی را قبول نکنیم، و یا باید به قول‌مان عمل کنیم :
کمال
برای من، انجام دادن آنچه که حرفش را می‌زنم، به معنی کمال و بی‌نقصی‌ام است. زمانی که بر سر حرفم نمی‌ایستم، احساسی بدی دارم. حرف من برای خودم ارزش دارد و من آن را سبک نمی‌گیرم. اما اگر شما حرفی می‌زنید یا قولی می‌دهید که برایتان ارزشی ندارد، باید علت را پیدا کنید.
اعتماد و اطمینان
من به افرادی که بر روی حرفشان نمی‌مانند اعتماد نمی‌کنم. اگر کسی چندین بار زیر حرفش بزند، آن موقع است که من می‌دانم فرد مورد نظر قابل اعتماد نیست. پس من علاقه‌ام را نسبت به اینگونه افراد از دست می‌دهم و حاضر نیستم وقتم را با آنها تلف کنم. در حالی که این موضوع ناراحت کننده است، به خودم قبولانده‌ام که آنها نمی‌توانند بر روی حرفی که می‌زنند بایستاند و آن را همانگونه که باید و شاید انجام دهند.
احترام به عهد
من دیگر برای افرادی که برای حرف خود ارزش قائل نیستند، احترامی قائل نمی‌شوم. زمانی‌که افراد به من می‌گویند کاری را انجام می‌دهند و از انجام آن سرباز می‌زنند، احساس بدی نسبت به آنها در درونم به وجود می‌آید. در ابتدای مسیر من به آنها یک راه گریز می‌دهم و فرض را بر این می‌گذارم که ممکن است مشکلی مانع از انجام کار توسط آنها شده است. اما در صورتی که وی کارش را بارها و بارها تکرار کند، من دیگر اعتمادم را به وی از دست خواهم داد و دیگر احترامی برای او قائل نمی‌شوم.
در صورتی که می‌خواهید دیگران به شما احترام بگذارند، زمانی بله بگویید که واقعا منظورتان بله است و زمانی نه بگویید که واقعا مظورتان نه باشد. مراقب باشید که ترس شما از تحت کنترل بودن و یا ناراحت شدن فرد مقابل بر روی اعتماد دیگران بر روی شما تاثیر بگذارد.
احترام به نفس
ما نمی‌توانیم زمانیکه دیگران را ناراحت می‌کنیم، احساس با ارزش بودن داشته باشیم. افرادی که حرف خود را انکار می‌کنند، ارزشی برای خود قائل نمی‌شوند و نمی‌توانند بی‌نقص رفتار کنند. آیا احساس تحت کنترل بودن بیشتر از ارزش شخصی خودتان ارزش دارد؟ آیا زمانی‌که نمی‌توانید به قولتان وفادار بمانید، شوخی می‌کنید که می‌توانید ارزش خودتان را نگه دارید؟ احترام به نفس، نتیجه رفتار محترمانه با خود و دیگران است.
قدرت شخصی
قدرت شخصی نتیجه رفتار کردن در راه‌هایی است که ما به آنها ارزش و بها می‌دهیم. در واقع مصداق اصطلاحی است که مرد سرش را از دست می‌دهد و اما زیر حرفش نمی‌زند. این اصطلاح ناشی از قدرت شخصی فرد می‌شود و نشان می‌دهد که فردی حاضر است تا سرحد مرگ پیش برود و اما درستی و تمامیتش را از دست ندهد. سعی کنید با خودتان برای نگهداری حرفتان صادق باشید و تا زمانی‌که نمی‌توانید سر حرفی بمانید، قولش را ندهید.

استرس تان را کاهش دهید!

استرس شدید که از پیامدهای زندگی ماشینی است، زمینه ساز بروز بیماری های مختلفی است. این در حالی است که بیشتر افراد طی روز بارها دچار استرس می شوند. خوشبختانه راهکارهایی وجود دارد که با آن می توان استرس را در کوتاه ترین زمان ممکن کاهش داد.
1 - جویدن آدامس به مدت ۱۰دقیقه
محققان استرالیایی و انگلیسی دریافته اند در لحظه های استرس زا در افرادی که آدامس می جوند ۱۸درصد کورتیزول ( هورمون استرس زا ) کمتر تولید می شود. آدامس جویدن باعث افزایش خون رسانی به مغز می شود و در نتیجه فرد هوشیارتر است.
2 - چای سیاه مصرف کنید
مصرف روزانه چای، استرس را سریع تر از بین می برد. ترکیب شیمیایی موجود در چای که سرشار از آنتی اکسیدان است، با تاثیر گذاشتن روی ناقل های عصبی در مغز، آرامش ایجاد می کند.
3 - ماساژ
ماساژ ۱۵ دقیقه ای هفته ای ۲ بار با آرام کردن سیستم عصبی، میزان استرس را کاهش می دهد. کافی است با کف دست، یک توپ تنیس را روی عضلات غلت دهید.
4 - نوشتن به مدت ۲۰ دقیقه
نتایج بررسی که در سال ۲۰۱۰ انجام شد نشان داد ۲۰دقیقه نوشتن درباره یک واقعه استرس زا در ۲ روز متفاوت، میزان استرس را کاهش می دهد. نوشتن باعث انسجام فکر می شود و شما را از احساسات منفی رها می کند.
5 - به مدت ۳۰ دقیقه به موسیقی آرام گوش دهید
موسیقی، عواطف مثبت را آشکار می کند و میزان هورمون های استرس زا را کاهش می دهد. نتایج تحقیقات نشان می دهد، بیمارانی که قبل از عمل جراحی به موسیقی آرام بخش گوش می دهند، با اضطراب کمتری مواجه می شوند.
6 - برای ۴۵ دقیقه استفاده از ابزارهای فناوری را کنار بگذارید
در تحقیقی که در دانشگاه کالیفرنیا انجام شد، محققان دریافتند، هنگام کنترل کردن ایمیل ها، ضربان قلب افزایش می یابد. بنابراین به مدت ۴۵ دقیقه در روز از بررسی کردن نامه های الکترونیکی دست بردارید.
7 - تمیز کردن منزل به مدت یک ساعت
انجام کارهای منزل در کاهش استرس مفید است. تا کردن لباس ها یا کشیدن جارو باعث می شود فرد به موضوعات استرس زا فکر نکند.

تأثیرات جامعه اطلاعاتی بر آموزش عالی

توسعه و گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات و کاربرد آن، اثرات عمیقی بر ابعاد مختلف زندگی بشر از جمله آموزش داشته است. تأثیر اطلاعات و فناوری اطلاعات و ارتباطات هم از جهت ایجاد فرصتهای طلایی جدید و هم از نظر چالشهای سازمانی قابل مطالعه است. آموزش عالی به عنوان یکی از مهمترین نظامهای اجتماعی و دانشگاهها به دلیل نقش مهمی که در تولید و اشاعه دانش و اطلاعات دارند، از حوزه‌هایی هستند که به شدت تحت تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات قرار گرفته‌اند.

از مهمترین پیامدهای این امر، می‌توان به تغییرات بنیادی در نحوه تفکر در مورد نقش دانشگاه، دانشجو، هیئت علمی و یادگیری و یاددهی اشاره کرد. اکنون پس از ورود به هزاره سوم، ضرورت هم‌سویی و تعامل سازنده با تغییرات و توسعه مبتنی بر دانش، بیش از پیش احساس می‌شود و لازم است شرایط را برای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و حضور مؤثر در جامعه اطلاعاتی آماده کنیم. در مقاله حاضر شرایط و پیش‌بایست‌های حضور آموزش عالی و دانشگاهها در جامعه اطلاعاتی مورد بررسی قرار گرفته و ضمن تبیین شرایط موجود، راهکارهایی برای مواجهه معقول با فناوری اطلاعات و ارتباطات و حضور دانشگاهها در جامعه اطلاعاتی ارائه شده است.

 مقدمه

روند تحولات آموزش عالی در دو دهه اخیر وابسته به افزایش تقاضای ورود به آموزش عالی، توسعه فناوریهای ارتباطی، ضرورت توسعه منابع انسانی، تغییرات سریع فناوری، انباشت دانش و اطلاعات و دگرگونیهای اجتماعی بوده و منجر به بروز چالشهای جدی و تغییر در نقش دانشگاه و آموزش عالی در هزاره جدید شده است. دگرگونیهای شگرف آموزش عالی و حرکت آن به سوی همگانی شدن و تأویلهای ناشی از نیاز عمومی به آموزش عالی، دیدگاه جدیدی در توسعهٔ آموزش عالی پدید آورده است که تحت تأثیر انقلاب اطلاعات و پارادایم فناوری اطلاعات، منجر به افزوده‌شدن وجهی جدید به منشور آموزش عالی شده است که توسعهٔ اطلاعاتی نظام آموزش عالی از ضروریات آن است. (منتظر، ۱۳۸۳)

در رویکرد جدید به آموزش عالی، دانش، محور تمامی فعالیتهاست و سرمایه‌های انسانی نسبت به منابع طبیعی و مالی از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند؛ به گونه‌ای که در این نظام فکری، نقش دانش، اطلاعات، نوآوری، خلاقیت، نظم و مدیریت به عنوان منابع حقیقی ایجاد ارزشهای اقتصادی و اجتماعی به رسمیت شناخته می‌شود. این امر، مسئولیت سنگین‌تری را بر دوش دانشگاهها و مراکز علمی و تحقیقاتی قرار داده است، به صورتی که نیاز به ایجاد تحولات فکری در مدیریت و بازنگری در دورنمای ماموریتها و راهبردهای نظام آموزش عالی به یک ضرورت اساسی تبدیل شده است. "جهانی شدن و توسعه ارتباطات و تبادل اطلاعات می‌تواند فرایند انتقال اطلاعات و دانش را تسهیل کند و دانشگاهها را در ایفای نقش اثرگذار بر توسعه و ورود به جامعه جهانی یاری دهد." (ملیتوا، ۲۰۰۵)

 آموزش عالی در جامعه اطلاعاتی

بسیاری از اندیشمندان و صاحب‌نظران علوم اجتماعی بر این باورند که ترکیب و همگرایی فناوریهای نوین ارتباطی و تجدید ساختار نظام سرمایه‌داری در دهه‌های اخیر سبب گشایش مرحله تازه‌ای در جوامع بشری شده است, مرحله‌ای که با اصطلاحاتی نظیر جامعه فراصنعتی (بل), جامعه‌ شبکه‌ای (کاستلز) و جامعه اطلاعاتی توصیف شده است. جامعه اطلاعاتی یک جامعه چند وجهی است که در آن تمام لایه‌بندیها و سطوح، نیازمند اطلاعات هستند. اصطلاح جامعه اطلاعاتی، بازگو کننده توسعه تکنولوژی‌های نوین و تجدید سازمان جامعه پیرامون جریان اطلاعات است.
"این واژه و مفاهیم شبیه آن, جامعه‌ای را توصیف می‌کند که در آن برای تولید انواع کالاها و خدمات بستگی زیادی به کاربرد فناوری اطلاعات وجود دارد." (بهشتی، ۱۳۸۰)
شاید بتوان گفت مهم‌ترین عنصر در تحقق جامعه اطلاعاتی دانایی و مدیریت مبتنی بر دانایی است. نهاد آموزش عالی به عنوان یکی از ارکان اثرگذار در جامعه همواره جایگاهی رفیع در توسعه دانایی و تعیین سیر حرکت بشر داشته است. شکی وجود ندارد که دانشگاهها در سیر تحول از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی نقش تعیین کننده داشته‌اند. نقش آموزش عالی در جامعه اطلاعاتی از دو بعد قابل بررسی است:

  • نقشی که دانشگاهها در تحولات این بخش داشته اند؛
  • تأثیرات جامعه اطلاعاتی بر آموزش عالی.

در اینجا ما بیشتر بر بعد دوم تأکید می‌کنیم و در ادامه با توجه به شاخصهای بالا تأملی بر حضور دانشگاهها در جامعه اطلاعات خواهیم داشت. اگر بخواهیم با توجه به شاخصهای بالا وضعیت آموزش عالی و دانشگاهها را در جامعه اطلاعاتی محک بزنیم، شاید لازم باشد یک تحقیق جامع را انجام دهیم. پس با توجه به گستردگی شاخصهای فوق و ضرورت تعمق در مؤلفه‌های جامعه اطلاعاتی در آموزش عالی در مقاله حاضر وضعیت دانشگاههای کشور در شاخصهای اول، سوم و ششم مورد بررسی قرار گرفته است.

 فناوری اطلاعات و ارتباطات و آموزش عالی(نگاهی به شرایط موجود)‌

فناوری اطلاعات و ارتباطات عبارت است از مجموعه‌ای متفاوت از ابزارها و منابع فناوری که برای برقراری ارتباط, ‌ایجاد، انتشار، ذخیره کردن و مدیریت اطلاعات به‌کار می‌رود و علاوه بر محوریت دانش و اطلاعات، بر نقش «ارتباطات» و وسائل ارتباطی به عنوان عامل و ابزار انتقال دهنده اطلاعات و برقراری رابطه بین دو بخش اطلاعات و فناوری توجه ویژه دارد.
حضور فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش عالی در واقع برای "یادگیری انعطاف‌پذیر" است. فناوری اطلاعات و ارتباطات مفهومی است که دلالت بر روابط متفاوت بین مؤسسات، اعضای هیئت علمی و دانشجویان دارد. با حضور فناوری اطلاعات و ارتباطات اعضای هیئت علمی باید تغییرات اساسی در نگرشهایشان نسبت به آموزش و تدریس به عنوان ابزار انتقال اطلاعات ایجاد کنند. (رمزدن، ۱۹۹۷/ ترجمه نوه‌ابراهیم، ۱۳۸۰، ص ۲۴)

 در ایران سه مرحله بالا ابتدا در یک حالت شک وتردید، گرایش و سپس به خدمت گرفتن یکباره قرار دارد. در بخش آموزش عالی در یک دهه گذشته دانشگاهها تلاش فراوانی برای تطبیق خود با شرایط روز جامعه جهانی آغاز کرده‌اند. منتظر(۱۳۸۳) در یک بررسی بر اساس شاخصها ونشانگرهای ارائه شده ازسوی یونسکو تعدادی از مهمترین دانشگاههای کشور شامل دانشگاههای: اراک، الزهرا (س)، مازندران، پیام نور، تربیت مدرس، تهران، صنعتی اصفهان، صنعتی امیرکبیر، صنعتی شریف، شهید چمران اهواز و علم وصنعت ایران را در به خدمت گرفتن فناوری اطلاعات و ارتباطات مورد بررسی قرار داده که وضع دانشگاهها اینچنین تصویر شده است:

  •  نبود سیاست استفاده از فناوری اطلاعات درآموزش عالی؛
  •  نبود طرح جامع توسعهٔ فناوری اطلاعات درآموزش عالی؛
  •  نبود طرح تخصیص بودجهٔ کافی برای توسعهٔ فناوری اطلاعات در آموزش عالی؛
  •  نبود مسئول پیاده سازی طرح جامع توسعهٔ فناوری اطلاعات درآموزش عالی؛
  •  نبود مکانیزم نظارت و ارزیابی برای اجرای طرح جامع توسعه فناوری اطلاعات در آموزش عالی؛
  •  کم بودن تعداد کامپیوتر موجود به ازای هر صد دانشجو. تهران: ۲۰ دستگاه، شهرستانها: ۸ دستگاه؛
  •  پایین بودن تعداد کامپیوترهای آموزشی؛
  •  کم بودن پهنای باند و …
  • استفاده از فناوری اطلاعات در دانشگاههای کشور بر مبنای برنامه دقیقی استوار نیست و مشکلاتی گریبان‌گیر آنهاست که در بسیاری از کشورها سالهاست برطرف شده است و این امر باعث استفاده‌نکردن از ظرفیت‌های ICT و بدگمانی نسبت به اینکه فناوری می‌تواند بسیاری از روندهای جاری را با سرعت بسیار بیشتر انجام دهد، شده است. البته در بخش آموزش عالی فعالیتهای متنوعی برای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات انجام شده که عبارت است از:

     توسعه شبکه علمی کشور

    طرح اولیه شبکه گسترده و اختصاصی دانشگاهها با هدف ایجاد شبکه ارتباطی و اطلاع رسانی اختصاصی بین دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی به منظور توسعه فناوری اطلاعات به عنوان یکی از ابزارهای ضروری سرعت بخشیدن و نظام‌مند کردن جریان اطلاعات علمی و عامل موثر بر توسعه همه‌جانبه دانش و فناوری در سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران پایه ریزی شد، در سال ۱۳۷۷ مراحل اجرایی آن آغاز و نهایتا در آذر ماه ۱۳۷۹ یکی از گسترده ترین شبکه های WAN کشور با زیر ساخت مستقل مخابراتی و اتصال بیش از۱۰۰ مرکز آموزشی و دانشگاهی افتتاح شد. محورهای اصلی این طرح عبارتند از:

    •  ایجاد و توسعه زیرساخت انتقال اطلاعات (اینترانت) گسترده در سطح کشور بین دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی به منظور ایجاد شبکه علمی کشور؛
    •  مدیریت و ارائه محتوا روی شبکه علمی از طریق ایجاد زیر ساخت ملی، ساماندهی و تسهیل دسترسی به منابع علمی موجود در کتابخانه ها و مراکز اسناد ( اعم از نشریات
    • کترونیک، کتب، پایان نامه‌ها و سایر منابع‌)، ارتقای کیفیت جستجو، تنوع خدمات و افزایش بهره برداری؛
    •  توسعه همکاریهای بین المللی برای تقویت زمینه های آموزشی و پژوهشی غیر حضوری و از راه دور؛
    •  دسترسی به اینترنت و خدمات شبکه‌ای برای کاربران دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی(سازمان پژوهشهای علمی وصنعتی ایران، ۱۳۸۴).
    • عالیتهای دیگری زیر نظر دفتر امور رایانه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری انجام شده است که عبارتند از:
    •  ایجاد شبکه ارتباطی و اطلاع رسانی اختصاصی بین دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی به منظور توسعه فناوری اطلاعات به عنوان یکی از ابزارهای ضروری سرعت بخشیدن و نظام‌مند
    • دن جریان اطلاعات علمی و عامل موثر بر توسعه همه جانبه دانش و فناوری؛
    •  ایجاد و یکپارچه سازی سیستم اطلاعات مدیریت آموزشی دانشگاهها و مراکز پژوهشی و نظارت بر آنها؛
    •  پیاده سازی سیستم‌های خودکار سازی اداری – مالی و پشتیبانی در دانشگاهها و مراکز پژوهشی و نظارت بر آنها ؛
    •  توزیع رایانه بین دانشگاهها و مراکز پژوهشی؛
    •  نصب و راه اندازی سیستم‌های اتوماسیون اداری و مالی؛
    •  نصب و راه اندازی سیستم مدیریت امور آموزشی.

    همانطور که مشاهده می‌شود در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری طرحهای مهم و کلیدی در حال اجراست و یا انجام شده است. اما این فعالیتها در قالب یک برنامه استراتژیک و دراز مدت نیست و موانعی در راه توسعه ICTوجود دارد که عمدتأ ریشه در ساختار سنتی آموزش دارد. ما برای ورود به عصر اطلاعات باید بر مشکلاتی غلبه کنیم که حل آنها مستلزم استفاده از تمامی ظرفیتهاست. این مشکلات عبارتند از:

    1.  فقدان سیاست ملی برای استفاده از فناوری اطلاعات در آموزش عالی؛
    2.  فقدان سرمایه گذاری مناسب در زمینهٔ توسعهٔ شبکه های مخابراتی وداده‌ای؛
    3.  فقدان تعریف مورد توافق درمورد فناوری اطلاعات، آموزش الکترونیک ویادگیری الکترونیک؛
    4.  وجود مراکز متعدد تصمیم‌گیری؛
    5.  فقدان هماهنگی درونی دستگاههای متولی؛
    6.  فرهنگ ضعیف اطلاعاتی در میان مسئولان وکاربران؛
    7.  ضعف نظام پشتیبان ازنظامهای شبکه‌ای؛
    8.  عملکرد سنت گرای نظام آموزشی؛
    9.  کمبود اعتبارات مالی(منتظر،۱۳۸۳).

    نگاه دقیق به مشکلات آموزش عالی در توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات نشان می‌دهد، دانشگاههای ما در یک برزخ روشهای سنتی و پیشرفته قرار دارند و نمی‌توانند با تکیه بر منابع موجود راه خود را به سوی توسعه باز کنند. با توجه به اینکه در "توسعه مبتنی بر دانایی، آموزش مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات و توسعه همه جانبه آن از نیازهای اساسی به حساب می‌آید"، (احمدیان، ۱۳۸۳: ۲۳)، دانشگاههای ما باید تلاش کنند جایگاه خود را در این فرایند ارتقا دهند و منابع لازم را به خدمت بگیرند.

    راهبردهای تکفا

    در بحث برنامه‌ریزی استراتژیک در کشورمان تجربه طرح تکفا وجود دارد که راهبردهای کلیدی زیر را محور کار قرار داده است:

    •  تهیه زیرساخت شامل شبکه دسترسی, قوانین و مقررات, منابع و تسهیلات
    •  برنامه جامع گسترش ICT در توسعه ملی پایدار
    •  توجه به بخش خصوصی به عنوان محور اصلی توسعه ICT
    •  توسعه منابع انسانی به عنوان اولویت استراتژیک گسترش ICT
    • رای دست‌یابی به راهبردهای بالا, برنامه تکفا بر پایه هفت محور اصلی استوار شده است:
    •  دولت الکترونیک
    •  آموزش عالی و آموزش پزشکی الکترونیک
    •  آموزش عمومی و ارتقای مهارتهای دیجیتال
    •  توسعه خدمات اجتماعی
    •  اقتصاد و بازرگانی الکترونیک
    •  توسعه پارک‌ها و مراکز رشد ICT
    •  گسترش فرهنگ و تقویت خط و زبان فارسی برای کاربرد در شبکه.

    به نظر می‌رسد تحقق اهداف در نظر گرفته شده برای طرح (برنامه) تکفا می‌تواند گام بلندی برای توسعه همه جانبه فناوری اطلاعات و ارتباطات باشد و ما را در رسیدن به پیش‌بایست‌های حضور در جامعه اطلاعاتی نزدیک کند. با توجه به اولین محور طرح تکفا، نگاهی به وضعیت زیرساختهای فناوری در کشور نشان می‌دهد در زمینه توسعه ICT چقدر موفق بوده‌ایم.
    نگاهی گذرا به جدول (۱) نشان می‌دهد، ضریب نفوذ اینترنت در کشورمان نسبت به کشورهای پیشرفته پایین است و لازم است در این زمینه فعالیتهای بیشتری صورت گیرد. مقایسه ایران با کشوری مانند ترکیه در ضریب نفوذ اینترنت نشان می‌دهد، فاصله زیادی با این کشور دارد. به طور کلی، ایران بر اساس شاخصهای دسترسی دیجیتالی در رده ۸۶ جهان قرار دارد. و در بین کشورهای با دسترسی متوسط طبقه‌بندی می‌شود. از نظر استفاده از اینترنت نیز کشورمان نسبت به کشورهای دیگر شرایطی مشابهی دارد.

    کشورمان در استفاده از اینترنت نسبت به کشورهای منطقه از وضع تقریبا خوبی برخوردار است، اما فاصله زیادی با کشورهای اروپایی و آمریکا دارد.
    شاخص دیگری که در اینجا مورد بررسی قرار می‌دهیم، سواد اطلاعاتی است. سواد اطلاعاتی عبارت است از توانایی تشخیص اطلاعات مورد نیاز و توانایی جایابی، ارزیابی و استفاده اثربخش از اطلاعات. سواد اطلاعاتی در آموزش عالی به عنوان بخشی از مشارکت برای یادگیری تمام عمر اهمیت خاص دارد.

    تاکنون تحقیق جامعی در خصوص وضع سواد اطلاعاتی در دانشگاههای ایران انجام نشده است، اما بررسیهای جاری نشان می‌دهد شرایط در این خصوص زیاد مطلوب نیست. عفت نژاد(۱۳۸۱) در پژوهشی که به منظور بررسی میزان استفاده دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز از فناوری اطلاعات انجام داد، به این نتیجه رسید که پاسخگویان از فناوری اطلاعاتی به میزان بالایی در انجام فعالیت پژوهشی پایان‌نامه، تالیف و ترجمه مقاله استفاده کرده‌اند و استفاده از فناوریهای اطلاعاتی در فعالیت پژوهشی شرکت در سمینار داخلی، شرکت در سمینار خارجی و تالیف و ترجمه کتاب ضعیف است. مهمترین مشکلات پاسخگویان در استفاده از فناوریهای اطلاعاتی، کمبود امکانات فناوریهای اطلاعاتی، سرعت کم بازیابی اطلاعات، قطع شبکه، نیاز به آموزش استفاده از فناوریهای اطلاعاتی و محدود بودن زمان استفاده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که درصد خیلی کمی از پاسخگویان (۴/۵درصد) از فناوریهای اطلاعاتی استفاده می‌کنند.

    اخوتی (۱۳۷۷) در تحقیقی با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی، وضعیت استفاده از شبکه اینترنت توسط اعضای هیئت علمی دانشگاههای علوم پزشکی ایران، تهران و شهید بهشتی را مورد بررسی قرار داده است. یافته‌های پژوهش نشان ‌داد که حدود ۲/۷ از افراد نمونه از شبکه اینترنت استفاده کنند که ۷۹/۶ درصد از آنها بدون واسطه با شبکه کار می‌کنند. استادان بیش از سایر رتبه‌های علمی از اینترنت استفاده می‌کنند (۲۸/۶ درصد). بیش از نیمی از افراد در حد متوسط با شبکه آشنا هستند و ۴۹/۶ درصد از آنها با استفاده از کمک دوستان و همکاران خود نحوه کار با شبکه را آموخته‌اند.

    همانطور که از تحقیقات بالا بر می‌آید، استفاده دانشجویان، اعضای هیئت علمی و به طور کلی سیستم آموزش عالی از اینترنت محدود است و ما نتوانسته‌ایم از فرصتهایی که فناوری اطلاعات و ارتباطات فراهم کرده است، برای حضور در جامعه اطلاعاتی استفاده کنیم. هر یک از فرصتهای موجود در آینده می‌توانند به تهدیدهایی جدی تبدیل شوند.
    سواد اطلاعاتی، توانایی افراد برای فعالیت مؤثر در یک جامعه اطلاعاتی است. این امر مستلزم تفکر انتقادی، آگاهی از اخلاق شخصی و حرفه‌ای، ارزیابی اطلاعات، نیازهای اطلاعاتی متصور، اطلاعات سازماندهی شده، ارتباط متقابل با اطلاعات شغلی و ایجاد کاربرد مؤثر اطلاعات در حل مشکلات، تصمیم گیری و تحقیق است و بالا بردن آن در سطح دانشگاهها مستلزم آموزش، فرهنگ‌سازی و توسعه فناوری است.

    نتیجه‌گیری

    جامعه اطلاعاتی فرصتهای مناسبی را فرا روی کشورهایی مانند ایران قرار داده است تا بتوانند با استفاده از آن در فرایند توسعه موفق‌تر عمل کنند.
    فرصتهایی مانند:

    • ساماندهی تولید و ایجاد توازن در توسعه اقتصادی نقاط مرکزی و پیرامونی
    •  ایجاد زمینه و زیر ساختهای توسعه فناوری اطلاعات
    •  تهیه و تدوین طرح جامع گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات، می‌توانند ما را در حضور موفق در جامعه اطلاعاتی یاری دهند.

    حضور دانشگاههای ما در عرصه تحولات جهانی و جامعه اطلاعاتی مستلزم شناخت وضع موجود برنامه‌ریزی استرتژیک ICT ، بالا بردن کیفیت آموزش، تلاش مداوم جهت افزایش سهم ایران در تولید دانش، توسعه زیرساختهای فناوری، آموزش مدیران، اعضای هیئت علمی، کارکنان و دانشجویان، سهولت دسترسی به داده‌ها و اطلاعات داخلی، گسترش استفاده از پایگاههای اطلاعاتی خارجی و توسعه پایگاههای داخلی، کارآمدتر کردن سیستم مدیریت دانشگاهی و نهایتا اختصاص منابع سرمایه‌ای است. از این رو پیشنهاد می‌شود:

    1.  برنامه استراتژیک فناوری اطلاعات در دانشگاهها تدوین شده و زمینه لازم برای اجرای آن فراهم شود.
    2.  زیرساختهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در دانشگاهها به صورت مطلوب توسعه یابد.
    3.  موانع قانونی استفاده از نرم افزارها و منابع رفع شود.
    4.  نیروی انسانی متخصص در دانشگاهها؛ تربیت شود.
    5.  دوره‌های آموزش ضمن خدمت برای مدیران، اعضای هیئت علمی و کارکنان، برگزار شود.
    6.  پایگاههای اطلاعاتی مرکزی در دانشگاهها، طراحی و پیاده‌سازی شود.
    7.  شفافیت بیشتر در دسترسی به داده‌ها و اطلاعات، به‌وجود آید.
    8.  توسعه دانشگاههای مجازی، در دستور کار قرار گیرد.
    9.  اعتبارات خاص به توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات، اختصاص یابد.
    10.  سیستم‌های اطلاعاتی در بخشهای مختلف آموزش عالی، استوار یابد.

نحوه ی تشکیل تصویر در نمایشگرهای LED

طرز کار صفحه نمایش LED

تازه ترین دستگاههای تلویزیونی دارای نمایشگر کریستال مایع (LCD)، به جای الکترود منفی لامپ های فلورسنتی (CCFL)، به ترکیبی از چراغ های پشت صفحه کریستال مایع، موسوم به LED مجهز می شوند. LED مخفف دیود تشعشع نور است.

اینجا، نقطه اول گیج شدن هاست! زیرا صنایع الکترونیکی تلاشی نه چندان موفق را آغاز کرده اند، تا نمایشگرهایی به اندازه تلویزیون را تولید کنند که تصویرش با ماتریسی از LEDها شکل می گیرد. چراغ های پشت  صفحه کریستال مایع، هیچ ربطی به این فن آوری ندارند. همه ی آنچه تغییر کرده است، منبع نوری می باشد که از طریق  صفحه LCD ساطع می شود.

یک دهه است که گفته می شود لامپ های نوری LED، کم مصرف تر از لامپ های فلورسنتی هستند. برای همین، شگفت آور نیست که تولید کنندگان تلویزیون هم به این منبع نوری جدید گرایش پیدا کنند. به عنوان مثال، Philips مدعی ذخیره 40 درصدی انرژی، در تلویزیون هایش شده است. راه های مختلف پیکربندی این نوع جدید از نور، سر در گمی را بیش از پیش می کند.

ساده ترین راه برای به کارگیری LEDها، نصب آنها حول چهار گوشه  صفحه و فراهم کردن این امکان است که نور، پشت صفحه منتشر شود. این روش ارزان تر است و فروشندگان آن را یک مزیت تلقی کرده و می گویند این نمایشگرهای «لبه – نوری»، نازک تر از نسل های پیشین خود هستند.

پیتر کوخ، از LG آلمان توضیح می دهد: «برای صفحات بزرگ تر، نیاز به حدود 500 عدد LED است.»

سیستم موسوم به نور مستقیم LED، گران تر است. به جای آنکه لامپهای LED، حول گوشه ها قرار داده شوند، درست در طول پشت  صفحه ، صف آرایی می کنند. سیستم نور مستقیم LED، ایده ای هوشمندانه است. زیرا تراکم نور را می توان پشت بخش های تاریک تصویر کم کرد. این «تیره سازی موضعی» رنگ مشکی را عمیق تر و طبیعی تر می کند.

ساشا لانگه، از Toshiba آلمان توضیح می دهد: «اگر تصویر از مردمی زیر آسمان شب را داشته باشیم، همه LEDهای پشت آسمان خاموش می شوند، به طوری که واقعاً به نظر می آید، تاریک است»

طرز کار صفحه نمایش led

این امر از آن جهت اهمیت دارد که تلویزیون های LCD، اغلب به نظر می رسد در مقایسه با تلویزیون های صفحه  تخت پلاسما، نامرغوب تر هستند. رنگ مشکی موجود در صفحات کنونی LCDها، عموماً خاکستری تیره است و رنگ ها عموماً زمانی که به صورت مستقیم به  صفحه نگاه نکنید، پریده به نظر می رسند.

همچنین، در طول زمان، نوردهی موضعی به ذخیره سازی برق و خنک تر ماندن دستگاه تلویزیون کمک می کند.

نورهای جدید عموماً از LEDهایی استفاده می کنند که رنگ سفید منتشر می کنند، اما یک متغیر سومی هم موسوم به سیستم نوردهی RGB وجود دارد که از تلفیق LEDهای قرمز، سبز و آبی استفاده می کند.

این سیستم فقط در گران ترین  دستگاه ها و برای کسانی عرضه می شود که خواهان بهترین ها هستند. در واقع،  دستگاه های تلویویزن، نیاز به چنین درجه بندی لطیفی از رنگ ها ندارند، اما اختلاف در زمانی مشهود خواهد بود که به تماشای فیلم های با کیفیت بالا از Blu-Ray بنشینید.

تولید مانیتور و تلویزیون LED در ایران

یکی از مدیران شرکت های بزرگ تولید کننده ماشین آلات اداری، با بیان اینکه برخی از شرکت ها در کاهش مصرف انرژی برای محصولات تولیدی خود پیشتاز هستند. گفت: «از حدود 9 ماه پیش اولین مانیتورهای LED با برند AOC، وارد بازار شده است و به زودی تولید این مانیتورها در داخل کشور آغاز خواهد شد.» وی همچنین از این شرکت ها به عنوان اولین تولید کننده تلویزیون های LED (شارپ) با فناوری نسل 10 در کشور یاد کرد و افزود: «در خصوص میزان انرژی مصرفی در فناوری LED، به عنوان نمونه باید گفت که مصرف انرژی در لامپ های LED، یک سوم لامپ های معمولی و نصف فلورسنت است در حالی که 20 سال عمر می کند.

اسپایدرکم Spidercam

 اسپایدرکم

این روزها وقتی مسابقات فوتبال داخلی و خارجی را نگاه می‌کنیم و تصاویر گرفته شده با اسپادرکم Spidercam را در تلویزیون خودمان با تصاویر رویدادهای ورزشی خارجی، مقایسه می‌کنیم، متوجه تفاوت کیفیت عمده‌ای می‌شویم!

در حالی که استفاده از تصاویر اسپایدرکم در پخش فوتبال‌های اروپایی بسیارسنجیده و هنرمندانه صورت می‌گیرد، تصاویر اسپایدرکمی ما معمولا نابجا استفاده می‌شوند و معمولا از شکار صحنه‌های حساس و هیجان‌انگیز عاجز هستند. مثل خیلی از فناوری‌های تازه‌ای که وارد ایران می‌شوند، ما معمولا عادت داریم که نخست خود فناری را بدون توجه به وجه کاربری آن وارد کنیم.

اما باید بدانید که لفظ اسپایدرکم از آنجا که یک نام تجاری است، شاید برای اشاره به فناوری ثبت تصاویر ویدئویی با استفاده از دوربین های آویخته شده به کابل‌ها، چندان درست نباشد. اسپادرکم، نام تجاری سامانه‌ای است که یک شرکت اتریشی در سال ۲۰۰۰ ثبت کرد ولی خود فناوری، نخستین بار توسط یک شرکت آمریکایی در سال ۱۹۸۴ معرفی شد. اولین نام تجاری این فناوری اسکای‌کم Skycam بود.

تا سال‌های میانی دهه ۹۰ استفاده از این وسیله گسترش پیدا نکرد که عمدتا به خاطر محدودیت‌های فناوری کامپیوتری و موتورهای کشنده کابل‌ها بود. اسکای‌کم البته برای فیلمبرداری از هر رویدادی در فضای باز یا بسته که میدان پوشش آن وسعت زیادی داشته باشد، می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد و اختصاص به رویدادهای ورزشی ندارد.

مثلا در شوها و کنسرت‌ها هم می‌توان این فناوری استفاده کرد. در مورد رویدادهای ورزشی، نخستین بار این شبکه NBC ‌بود که برای پوشش تلویزیونی یک مسابقه پیش‌فصل NFL، در سال ۲۰۰۱ از اسکای‌کم استفاده کرد. شبکه‌های ESPN و ABC هم به دنبال آن برای پخش مسابقات ورزشی از اسکای‌کم استفاده کردند.

حرکت دوربین اسپایدرکم به کمک موتورهایی صورت می‌گیرد که کابل‌ها را می‌کشند، یک اسپایدرکم می‌تواند با سرعت نه متر در ثانیه، معادل ۳۲ کیلومتر در ساعت، حرکت کند.

محاسبه طول کابل‌ها با کمک الگوریتمی صورت می‌گیرد که در قالب یک برنامه تحت ویندوز اجرا می‌شود.

ایمنی، در فناوری اسپایدرکم اهمیت زیادی دارد، چون گاهی  دوربین های اسپایدرکم در فاصله چندمتری بالای سر تماشاگران حرکت می‌کنند. اگر یکی از کابل‌ها قطع شود، سیستم به طور خودکار خاموش می‌شود و وزن دوربین توسط سهک ابل دیگر تحمل می‌شود و از نوسان‌های آن پیشگیری می‌شود.

انتقال اطلاعات از طریق کابل‌های نوری صورت می‌گیرد که در کابل‌های چهارگانه بافته شده‌اند. این کابل‌ها بدون افت کیفیت، تصاویر را انتقال می‌دهند.

با اینکه اسپایدرکم امکانات زیادی به شبکه‌های پخش‌کننده رویدادهای ورزشی می‌دهد، اما استفاده از تصاویر آن باید با دقت صورت بگیرد، چرا که استفاده افراطی از آن، قطع کردن ناگهانی تصاویر معمول و سپس نمایش تصاویر اسپادرکمی با زوایا و فوکوس‌های متغیر، حتی می‌تواند سبب آزار تماشاگران شود. در سال ۲۰۱۰ در جریان یک مسابقه مهم شش جانبه راگبی، بی‌بی‌سی که ۲۵ هزار دلار صرف خرید اسپایدرکم کرده بود، با شکایات متعدی از سوی بینندگان مواجه شد، آنها بعد از پخش تصاویر احساس گیجی و سرگیجه می‌کردند، در مجموع ۱۷۰ شکایت دریافت شد!

در سوی دیگر، داشتن اسپایدرکم و غافل شدن از استفاده از آن در ثبت تصاویر لحظه‌های حساس و نمایش دادن صحنه‌های زیبا هم، دلپسند تماشاگران نیست!

چقدر با GPRS آشنایی دارید ؟

GPRS یکی از خدمات شبکه‌های GSM است که با بهره‌گیری از آن می‌توان به تبادل بسته‌های دیتا پرداخت.

یکی از کاربرد‌های اصلی GPRS / GPRS:General Packer radio Service دسترسی به اینترنت و مرور صفحات وب است. تنها با استفاده از شبکه مناسب و با داشتن تلفن همراه مناسب می‌توانید به صفحات وب بروید، اطلاعات تحت وب را دریافت و یا به سروری اطلاعات بفرستید.

با استفاده از GPRS دیگر نیازی ندارید که برای هربار استفاده از اینترنت مدت زیادی را برای متصل شدن به سرویس دهنده اینترنت صرف کنید.

سرعت تبادل بسته‌های دیتا در این سیستم از 56 تا 114 کیلوبایت می‌باشد. با استفاده از GPRS شما به تمام خدمات ابتدایی شبکه GSM دسترسی خواهید داشت و به علاوه می‌توانید از سرویس‌های MMS، پیام‌های لحظه‌ای، ایمیل ، مرور صفحات وب و Wap بهره‌مند شوید.

GPRS نسل 2.5 شبکه های GSM است به این دلیل که فن‌آوری بین نسل دوم و نسل سوم محسوب می‌شود. استانداردسازى GPRS ابتدا در سال 1994 توسط ETST/SMG انجام شد و سپس در سال 1997 مجموعه مشخصات آن توسط SMG#25 مورد تایید قرار گرفت و سرانجام در سال 1999 تکمیل گردید. خدمات GPRS در سال 1999 رو به توسعه و تکامل نهاد ولی اخیراً با رشد شبکه‌های نسل سوم (3G) استفاده از GPRS کم‌رنگ‌تر‌ شده‌است.

جدال ارزشی چیست؟

بیشتر جدال‌های ارزشی فقط به دلیل عدم ایجاد ارتباط و حرف دل از نزدن به‌وجود می‌آیند.

وقتی نیازهای متقابل ما با هم در تناقض باشند ما قادریم معامله کنیم، خود را تطبیق دهیم یا سازش حاصل کنیم تا هیچ طرفی نبازد.

 وقتی درک کنیم که رفتار ما تاثیر نامطلوبی بر افراد مورد علاقه و مهم زندگیمان دارد، مشتاقیم که رفتارمان را تغییر داده و یا راه حل قابل قبول دوجانبه پیدا کنیم. اما وقتی اختلاف بر سر ارزش های عمیق است وضعیت فرق می‌کند.

 وقتی احساس می‌کنیم که رفتار ما فوراً برای دیگری قابل لمس و درک نیست سفت و سخت و مقاوم می‌شویم ما این‌گونه وضعیت را جدال‌های ارزشی می‌نامیم.

جدال ارزشی چیست؟

در یک جدال ارزشی، شما و شخص دیگر در مورد موضوع بخصوصی شدیداً اختلاف عقیده دارید، در عین حال این اختلاف هیچگونه اثر ملموسی بر هیچیک از شما نمی گذارد.

مهارت های جدال‌های ارزشی

جدال‌های ارزشی هم مانند دیگر اختلافات، در روابط اجتماعی انسان‌ها گریزناپذیرند چون ما دائماً با مردمی برخورد داریم که رویکردشان به دنیا با عقاید ما اختلاف زیادی دارند.

اگر می‌خواهیم افق‌های خود را توسعه داده و زندگی‌مان را غنی‌تر سازیم، باید بتوانیم با مردمی ارتباط پیدا کنیم که ارزش‌هایشان گاهی اوقات با مال ما مستقیماً در ستیزند.

البته جدال‌های ارزشی در عین معمولی بودن بسیار مایوس کننده و دردناکنند مخصوصاً در روابطی که برای ما اهمیت دارند.

جملاتی مانند گفته‌های پایین نشان می‌دهد که در این روابط جدال‌های ارزشی حل نشده‌اند.

. شغل زندگی من به خطر افتاده چون من و رییسم در مورد سیاست‌های شخصی توافق نداریم.

جدال‌های ارزشی به شما کمک می‌کند بر چنین عقب ماندگی‌هایی پیروز شوید این‌ها بیش از هر موقعیت دیگری برای شما وضعیت هایی را به‌وجود می‌آورند که از طریق آن‌ها هم خودتان رشد کنید و هم به رشد دیگران در جهات تازه ای کمک کنید.

شما می‌توانید از آن‌ها و از این موقعیت ها قدرت یافته و در مورد خودتان و دیگران به دانش‌های جدیدی دست یابید. پرهیز از این جدال‌ها، آنها را دور نمی کند، بلکه ممکن است تفاوت‌ها را به تهاجم تبدیل کرده و باعث بد شکل شدن رابطه‌ها شود.

تشخیص اختلافات ارزشی

اولین قدم در رو به رویی با یک جدال ارزشی فهم اختلاف واقعی بین خود و شخص دیگر است و گوش دادن فعال از موثرترین راه برای تشخیص ساختن اختلافات است.

بیشتر جدال‌های ارزشی فقط به دلیل عدم ایجاد  ارتباط  و حرف دل از نزدن به‌وجود می‌آیند. در اکثر موقع وقتی بتوانید یک اختلاف ارزشی را درست مشخص کنید یکی یا هر دوی شما چیزی بسیار با ارزش می‌آموزید، چیزی مهم که در مورد آن شخص نمی‌دانستید.

 اغلب همین مرحله برای کم کردن یا حل جدال‌های ارزشی کافی است وقتی مردم بتوانند بفهمند که دیگران در مورد ارزش‌های مورد علاقه‌ای که زمینه زندگی آن‌ها است چقدر عمیق فکر می کنند و چگونه آن‌ها به آن احساس رسیده‌اند، آن‌ها هم می‌توانند بر ارزش‌های دیگران تاکید کرده و آن‌ها را تحمل کنند.

تشخیص اختلافات ارزشی وقتی چشمگیر است که شما دائماً سعی کرده باشید خودتان را با ارزش‌های دیگر تطبیق دهید و هرگز برای ارزش‌های خودتان پافشاری نکرده باشید.

ممکن است آگاهی از بعضی از عقاید و باورهایی که شما عمیقاً به آن احترام می‌گذارید وقت و صحبت های زیادی بطلبد مخصوصاً وقتی بخواهید به جرات بیان روشن و با اطمینان آن‌ها برای کسانی برسید که همیشه انتظار داشته اند شما مانند آن‌ها فکر و عمل کنید.

تاثیر بر ارزش های دیگران

آیا برای شما پذیرش شخصی که انتخابش این است که با شما متفاوت باشد یا دیدش از واقعات با شما فرق می‌کند سخت است، کسی که دیدگاه‌ها و درک‌هایش با شما متفاوت است، برای این‌که مردم را دوست داشته باشید لازم است مردم نسخه کپی خود شما باشند، حقیقت این است که شما می‌توانید دیگران را قبول کنید. شما می‌توانید تشخیص دهید که همیشه اختلافات ارزشی بین شما و دیگران وجود دارد.

در مورد آموزش زندگی با اختلافات ارزشی گفتنی‌ها زیاد است. ارزش‌های سازش ناپذیر لزوماً دلیل لازمی برای شکستن یک رفاقت، ازدواج یا رابطه شغلی نیست. اختلافات ارزشی می‌تواند به هیجان، علاقه و انگیزش روابط شخصی ما بیافزاید؛ آن‌ها رابطه را از یکنواختی حفظ می‌کنند.

تغییر خود؛ تغییر ارزش‌های خود

اساس کار این است که شما این کار را با اشتیاق انجام دهد؛ بسیار اهمیت دارد که تصمیم شما برای تغییر یک ارزش بر اساس میل شدید باشد، نه تسلیم شدن به (یا جای دادن به) کسی دیگر، تغییر شخص فقط وقتی موثر است که تغییر به صورت قسمتی از مراحل آموزش صورت پذیرفته و اصیل باشد.

 سعی در محبور کردن خودتان به قبول وضعیت‌ها یا انجام تغییراتی در خودتان که برایتان طبیعی نیست به شکست منجر می‌شود و برای خودتان و رابطه تان آثار کاهنده‌ای به‌بار می‌آورد.

چسبیدن به ارزش‌های کهنه ما را از تجربه راه‌های تازه و هیجان انگیز تفکر و عمل باز می‌دارد، مقصود این نیست که ارزش‌هایی را که عمری صرف ساختن آن‌ها شده می‌تواند (یا باید) در مدت کمی به شدت تغییر و تبدیل داد بلکه پیشنهاد ما این است که داشتن نگاهی باز و پذیرنده نسبت به عقاید تازه اساس رشد سلامت است.

سعی در تاثیرگذاری بر ارزش‌های دیگری

این‌که صرفاً بخواهید دیگری رفتارش را عوض کند، ممکن است همیشه برای شما رضایت آمیز نباشد. ممکن است هنوز احساس کنید که برایتان مهم است که او ارزش‌های خود را تغییر دهد بسیاری از مردم نوعی استعداد «امر به معروف» دارند یعنی اصرار دارند که زندگی دیگران را بهتر کنند. احتمالاً کمتر کسی است که گاه به گاه چنین استعدادی بروز ندهد.

الگو قرار گرفتن

همه ما به نوعی آگاهانه یا غیر آگاهانه برای دیگران الگو هستیم. درست همان‌طور که دیگران بر عقاید و اعمال شما تاثیر گذاشته اند، به احتمال قوی شما هم بر دیگران موثر بوده‌اید.

 البته اولین نمونه‌ها و نقش گذاران ما والدین و معلمان بوده‌اند که دائماً با باورها و عملکردهای خود در خانه و مدرسه برای ما مثالی زنده بوده‌اند و بعدها دیگر مردم، دوستان، همسران، همکاران برای ما نمونه‌های رفتاری محسوب می‌شدند. ما هم به نوبه خود برای دیگران نمونه بوده‌ایم. کاربرد ارزش‌هایتان در زندگی می‌تواند مطمئن‌ترین راه برای انتقال آن به دیگران باشد.

ده روش برای طراحی لوگو

لوگو به نشان نشان تجاری یک کمپانی گفته می شود که به کرات روی رسانه های بصری مختلف و متعدد، به عنوان عنصر هویت بخش کمپانی مورد استفاده قرار می گیرد. طرح لوگو باید خاص و دارای معنا و مفهوم سمبولیک و بیانگر ارزش های کمپانی باشد.

با یک مثال ساده موضوع را روشن می کنیم، اگر فعالیت کمپانی شما در زمینه تولید لوازم جانبی رایانه است بنابراین باید لوگویی بر مبنای لوازم جانبی رایانه مثل ماوس طراحی کنید.

شما باید مطمئن شوید که لوگویی که طراحی می کنید مشابه لوگوی کمپانی های دیگر نبوده و در عین حال منحصر به فرد و دارای طرحی خاص و جدید باشد و به تجارت شما هویت بصری خاصی ببخشد.

می توانید نکات زیر را در دستور کار طراحی لوگو قرار دهید تا بتوانید یک لوگوی منحصر به فرد و تاثیر گذار داشته باشید.

طرح لوگو باید نوع فعالیت کمپانی شما را به بیننده بفهماند.

 سعی کنید طرح بیش از حد آشکار و قابل فهم نباشد که بیننده در نگاه اول آن را تشخیص دهد. مثلا استفاده از طرح دندان برای طراحی لوگوی یک دندانپزشک خیلی مناسب نیست!

 - شما می توانید قوانین را بشکنید!

 یک لوگو حتما نباید ارزش های کمپانی را بیان کند، و مشتری ممکن است به دنبال سمبل و نشانه ای بی معنی باشد! اگر چه این موضوع کمی غیر معمول است، اما امکان وقوع آن وجود دارد و به نظر ما اشتباه نیست. هر چیزی که برای شما کارایی دارد می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

 - به مشتری ها چیزی ارائه کنید که می خواهند.

 طراح و مشتری ممکن است هرگز رو در روی یکدیگر قرار نگیرند. یک طراح حرفه ای باید نظرات شخصی خود را کنار گذاشته و مطابق خواست و سلیقه مشتری طراحی کند.

چرا فرایند طراحی را با یک قلم یا مداد شروع نکنیم؟

 استفاده از این ابزارها بسیار ساده تر از مانیتور و ماوس است، بنابراین اجازه دهید کار را با آن ها آغاز کنیم. از رایانه برای طراحی طرح نهایی استفاده کنید، اما ایده اصلی خود را روی کاغذ پیاده کنید.

شما در قبال آماده سازی و ارائه طرح به مشتری قول می دهید که باید در زمان تعیین شده کار را تحویل دهید. اگر احساس می کنید طرح را در مدت 1 هفته تکمیل می کنید از آن ها 10 روز مهلت بخواهید.

هنگام طراحی لوگو به تمایلات و گرایشات فکر نکنید،

در عوض سعی کنید تا جایی که می توانید یک طرح بکر و اوریجینال ارائه کنید.

 رنگ آمیزی کار را به مرحله آخر موکول کنید.

در آغاز طراحی سعی کنید همه چیز ساده و تک رنگ باشد. همچنین از رنگ های زیاد استفاده نکنید. این باعث می شود حس در هم ریختگی و شلوغی و کمبود فضا در یک طرح کوچک ایجاد شود.

 از آیتم های متناسب و مناسب استفاده کنید

. به عبارت دیگر، اگر شما می خواهید برای یک وکیل یا مشاور حقوقی لوگو طراحی کنید، نمی توانید از طرح های کمدی یا خنده دار استفاده نمایید.

 - لوگو را ساده طراحی کنید.

یک طرح ساده تر، بهتر و آسان تر در ذهن بیننده باقی می ماند. لوگوی کمپانی Nike را مجسم کنید- شما هیچ وقت علامت تیک را فراموش نمی کنید. این کاری است که شما هم باید انجام دهید.

در اولین نشست خود با مشتری، ویژگی های یک لوگو را کاملا برای او توضیح دهید. شما هیچ وقت نمی توانید در فضای اندک یک لوگو حجم زیادی از آیتم ها را قرار دهید.

به "من" اعتماد داشته باش

بعضی مواقع، وقتی می خوام کاری رو انجام بدم، ترس برم می داره که نکنه کاری رو اشتباه انجام بدم ...

بعضی وقت ها از این که مسئولیتی رو قبول کنم، شونه خالی می کنم، انگیزه انجام دادن خیلی از کارها رو ندارم، دائم فکر می کنم که توانایی و مهارت کافی برای انجام دادن کاری رو ندارم، برای همین همیشه خدا در حال منفی بافی هستم.

بعضی از ما جوونا اعتماد به نفس بالایی داریم و بعضی هامون اصلا اعتماد به نفس نداریم. خودمون هم می دونیم که اعتماد به نفس باعث اطمینان و آرامش می شه و برای داشتن یه زندگی بهتر و شاد اعتماد به نفس حرف اول رو می زنه. اصلا می دونید که اعتماد به نفس چیه؟ به میزان علاقه، اطمینان و غروری که ما نسبت به خودمون داریم، اعتماد به نفس می گن. بعضی از جوونا اعتماد به نفس ندارند، یعنی جوونایی که از لحاظ ظاهری اعتماد به نفس ندارند، زندگی کردن در جامعه هم براشون خیلی سخته! جوری که ترجیح می دن توی مهمونی ها و جلسه های کاری یه گوشه تنها بشینند.نداشتن اعتماد به نفس باعث نداشتن  انگیزه و علاقه در جوونا برای پیشرفت در زندگی و نرسیدن به هدفشون می شه. جوونی که اعتماد به نفس نداره، ممکنه از انجام دادن کارهای مهم خودداری کنه و بی هدف بشه فقط به این دلیل که تصور می کنه، توانایی انجام دادن کاری رو نداره.

درباره این که چه چیزی موجب نداشتن اعتماد به نفس می شه باید بدونید که این موارد در شرایط مختلف ممکنه ایجاد بشه. در محیط های اجتماعی ممکنه با افرادی سر و کار داشته باشیم که ما رو دست کم بگیرند تا تحقیرمون کنند. محیطی که در اون به دنیا اومدیم و بزرگ شدیم روی اعتماد به نفس مون تأثیر می ذاره. کودکی که هیچ وقت از طرف مادر و پدرش حمایت نشده و ... با این تفکر بزرگ می شه که هیچ کس اونو دوست نداره و براش ارزشی قائل نیست!

محیط کارمون نیز روی اعتماد به نفس مون تأثیر می ذاره اگه مورد تشویق همکاران مون قرار نگیریم و توجهی به ما نشه و همکارانمون وجود ما رو نادیده بگیرند، از اعتماد به نفسمون کم می شه.

به طور کلی همه در معرض خطر ابتلا به از دست دادن اعتماد به نفس هستند. ممکنه ما آدم ها در بعضی از جنبه های زندگی خودمون احساس کمبود اعتماد به نفس کنیم، اما همیشه راه هایی برای مقابله با این مشکلات وجود داره. به این راه حل هایی که بهتون کمک می کنه تا بتونید ارزش خودتون رو در نظر خودتون بالاتر ببینید و اعتماد به نفستون رو زیاد کنید، توجه کنید:

- خودتون رو با دیگران مقایسه نکنید: همیشه باید به یاد داشته باشید که انسان ها با هم متفاوت اند و دلیلی نداره که همه ما توانایی های یکسانی داشته باشیم و کارهای مشابهی انجام بدیم. اگه خودتون رو با هر کسی که سر راهتون قرار می گیره مقایسه کنید، خیلی زود از خودتون خسته و دلسرد می شید و نمی تونید قدرت انجام دادن کاری رو به دست بیارید.

- خودتون رو دست کم نگیرید: باید سعی کنیم که استعداد خودمون رو به عنوان یک انسان کشف کنیم. دلیل نمی شه که اگه کسی از ما خوشش نیومد و ما رو فرد جالبی تصور نکرد ناراحت بشیم. مشکل از خودشه نه ما، چون افراد زیادی هستند که ماهارو دوست دارند و برامون ارزش قائل هستند.

- کارهایی رو که در انجام دادن اونا موفق بوده اید سر جمع کنید ... باید سعی کنید روی کارهایی که در اونا موفق بودید متمرکز بشید اما اگه چیز به درد بخوری در سابقه کار خودتون پیدا نکردید اصلا ناراحت نشید، شاید توانایی، در شما وجود داشته باشه که هنوز کشفش نکردید، فهرستی از کارهایی که انجام دادید رو تهیه کنید، همین کارها می تونه اعتماد شما رو دوباره به خودتون جلب کنه.

- به سراغ دل مشغولی هاتون برید: سعی کنید تفریحاتی رو برای خودتون درست کنید که به اون ها علاقه دارید. ممکنه به کتاب خوندن علاقه داشته باشید یا به ورزش کردن یا هر کار دیگه ای. هر چه قدر زمان بیشتری رو برای انجام دادن کارهای مورد علاقه تون اختصاص بدید کمتر وقت برای سرزنش کردن خودتون دارید. از همه مهم تر این کار باعث می شه که شما احساس کنید که هدف درست و حسابی دارید.

- با افراد مثبت نشست و برخاست کنید: گاهی بودن در جمع افرادی که از خودتون هم دلسردتر و افسرده تر هستند، به ضررتون تموم می شه. بعضی موقع تنهایی بیشتر به دردتون می خوره تا این که با این آدما باشید. سعی کنید با افرادی نشست و برخاست داشته باشید که می تونند شما رو شاد کنند، اگه دور و برتون دوستان نزدیک و خانواده تون که شما رو قبول دارند، هستند باعث می شه که شما هم خودتون رو قبول داشته باشید.

- در جلسات روان شناسی شرکت کنید: امروزه درمان های زیادی برای این مشکل (نداشتن اعتماد به نفس) پیشنهاد می شه و مجمع های بسیاری هم برای این منظور تشکیل شده که به این افراد توصیه شده که در این جلسات روان شناسی شرکت کنند و کتاب های زیادی هم در این زمینه ارائه می شه که می تونه به شما برای رفع این مشکل کمک کنه ...

- با ترس خودتون روبه روشید: روبه رو شدن با اون چه که از اون می ترسید باعث افزایش اعتماد به نفس تون می شه!

- وقتی موفقیت کسب می کنید به خودتون پاداش بدید: هیچ کاری از این آسون تر نیست که خودمون برای کمک به خودمون وقت بذاریم!

- هدفتون رو مشخص کنید: برای به دست آوردن اون تلاش کنید.

- خطاهای خودتون رو فراموش کنید و از تکرار دوباره همون خطا جلوگیری کنید: خودتون رو به خاطر اشتباهتون و این که ممکنه موفق نشید محدود نکنید.باید توانایی های خودمون رو بشناسیم و ببینیم که در چه زمینه هایی ویژه هستیم و بدونید که هستند افرادی که نمی تونند توانایی های ما رو ببینند و این که نباید بذاریم که این آدما مانعی برای شاد بودن ما باشند، تا بتونیم به اون چیزی که می خوایم برسیم.

شخصیت درون گزین

هر انسانی یک ویژگی اخلاقی دارد. برخی آدم‌ها زود آشنایند، برخی دیر آشنا، بعضی درونگرا ، بعضی برونگرا و برخی هم دوری گزین. این مقاله به ویژگی شخصیت‌های دوری‌گزین می‌پردازد. خصوصیات عمده این اختلال شخصیت عبارت است از حساسیت زیاد به طرد، تحقیر یا شرمنده بودن.

با وجود میل شدید به محبت و پذیرش، احساس خود کم‌بینی شدید، باعث ترس از برقراری رابطه عاطفی و اجتماعی آنها با دیگران می‌شود؛ مگر این که به نتیجه رسیده باشند که بدون قید و شرط مورد قبول و پذیرش قرار می‌گیرند.

افراد عادی به شنیدن نظر و ارزیابی دیگران علاقه دارند، اما این بیماران، با کوچک‌ترین اشاره منفی از سوی مردم، مستأصل و بشدت متزلزل می‌شوند؛ بنابراین از برقراری ارتباط سالم و صمیمی با دیگران دوری می‌جویند و در ارتباطات محدودی که دارند نیز دائما منتظرند دیگران آنها را تحقیر و تمسخر کنند.

آنها ممکن است با یک یا دو دوست رابطه نزدیک برقرار کنند، اما تداوم این دوستی، بستگی به پذیرش بلاشرط آنان از سوی دوستان دارد.

این افراد، غالباً افسرده و مضطرب هستند و از عدم کفایت خود در برقراری روابط اجتماعی، خشمگین می‌شوند. در روابط خانوادگی، شغلی، اجتماعی و زناشویی دچار مشکلات زیادی می‌شوند.

شیوع این اختلال در مردان و زنان تقریبا به طور یکسان متداول است. علت اصلی ایجاد کننده این مشکل، اختلالاتی است که در دوران کودکی و نوجوانی بین افراد مهم خانواده در رابطه با کودک و همچنین در برقراری روابط اجتماعی و عاطفی او پیش می‌آید.

یکی از ویژگی‌های اصلی اختلال شخصیت دوری گزین، رویگردانی است، از مردم، از تجربیات جدید و حتی از تجربیات قدیمی. در این اختلال معمولاً ترس از احمق به نظر رسیدن با میل شدید به پذیرش و محبت ترکیب می‌شوند.

افرادی که دچار این اختلال هستند بسیار علاقه‌مندند وارد روابط اجتماعی یا فعالیت‌های جدید شوند، اما تا وقتی قول پذیرش غیرانتقادی به آنها داده نشده باشد دوست ندارند حتی به مخاطرات جزیی اقدام کنند.

آنها خجالتی هستند. کوچک‌ترین نشانه عدم تایید توسط دیگران و کوچک‌ترین اثر شکست بالقوه موجب دوری‌گزینی آنها می‌شود. آنها رویدادهای آشکارا بی‌ضرر را تمسخر تعبیر می‌کنند.

افراد مبتلا به این اختلال از ناتوانی نسبی‌شان در برقراری رابطه بی‌دردسر با دیگران ناراحت هستند که این خود به عزت نفس کم آنها می‌افزاید و به نوبه خود آنها را نسبت به انتقاد و سرافکندگی حساس‌تر می‌کند. این احتمال هم وجود داردکه افراد مبتلا به اختلال شخصیت دوری گزین در موقعیت‌های اجتماعی مضطرب‌ترند و برای کنار آمدن با این موقعیت‌ها از مهارت‌های اجتماعی ضعیف‌تری برخوردارند.

چهار نظام فرعی استراتژیک

 1. نظام فرعی تنوع محصول:

 استراتژی‌های مربوط به تنوع محصول چه از طریق تحقیق و توسعه یا ادغام با شرکت‌های دیگر نمونه‌هایی بسیار ارزشمند را ارائه می‌کند. روشن است که شیوه‌ای گام به گام لازم است تا وضعیت استراتژیک دگرگونی‌های درون‌سازمانی و برون‌سازمانی هدایت و ارزیابی شود همچنین به فرآیندهای افزایش تدریجی نیاز است تا دگرگونی‌های حساس مبتنی بر قدرت و روانشناسی که در نهایت تعیین‌کننده‌ی مسیر کلی و پیامدهای برنامه است سامان بگیرد. این فرآیندها توافق ادراکی گسترده نگرش‌های مبتنی بر قبول خطر انعطاف‌پذیری سازمانی و منابع و نیروهای انطباقی را تعیین‌کننده‌ی هم‌زمان‌بندی و هم‌مسیر استراتژی‌های تنوع است پدید می‌آورند.

• آمادگی اگاهانه برای حرکتی فرصت‌طلبانه

• ایجاد ((عامل آسایش خیال)) برای قبول خطر

• ایجاد شخصیت جدید سازمانی

هریک از فرآیندهای بالا برای ایجاد تاثیر نامنتظر بر روی توالی های عملیات فواصل زمانی و پیامدهای نهایی بر دیگر فرآیندها (و برپیداشدن فرصت‌های تصادفی) تاثیر متقابل دارد.

2. نظام فرعی حذف فعالیت‌ها:

 اقداماتی مشابه بالا بر چگونگی برخورد بر حذف فعالیتها حاکم است. بخش‌های سازمان غالباً بیش از آن که بتواند آنها را به‌گونه‌ای استراتژیک حذف کرد طی سال‌ها به وضعیتی پایین‌تر از حد مطلوب میل می‌کنند در برخی موارد نیز بخش‌های بیمار در آن حد بازدهی دارند که به بقای خود ادامه دهند. در بسیاری موارد حذف فزایندگی تدریجی دقیق لازم است تا قصدها پوشیده بماند و در عین حال آگاهی، دگرگونی ارزشی، اطلاعات لازم، پذیرش روانی و همفکری مدیران که برای این تصمیم‌ها مورد نیاز است بوجود آید. طرح‌های رسمی زودرس که سریع هم اظهار شوند بی‌تردید به فاجعه می‌انجامند.

3. نظام فرعی تجدید سازمان بنیادی:

 می‌دانیم که دگرگونی‌های نوسازی عمده‌ی سازمان جزء مهمی است از استراتژی.

گاهی آنها خود یک استراتژی را تشکیل می‌دهند، گاهی بر یک استراتژی دیگر مقدم قرار می‌گیرند یا آن را تسریع می‌کنند و گاهی هم کمک می‌کنند تا یک استراتژی به اجرا درآید

از انجایی که این زنجیره تصمیمات بر گسترش حرفه‌های تخصصی قدرت و خودنگری بسیاری از افراد تاثیر می‌گذارد. شایسته است که مدیر ارشد در مذاکراتش جانب مشاوره را در پیش بگیرد. با افراد مهم به گفتگو بپردازد و آخرین تصمیم‌ها را تا آنجا که ممکن است به تاخیر باندازد تا بتواند بهترین مقایسه را میان تواناییها شخصیت‌ها و آرمانهای آنان به عمل آورد

4. نظام فرعی روابط دولتی و برون سازمانی:

تقریباً همه‌ موسسات مورد بررسی اظهار کرده‌اند که دولت و دیگر گروه‌های فعال بیرونی از جمله مهمترین عواملی بودند که دگرگونی‌های چشم‌گیری را در مواضع استراتژیک آنها در خلال مدت مورد بررسی موجب شده‌اند.

استراتژی با ناشناختنی‌ها سروکار دارد نه با مبهمات و متضمن نیروهایی است با آن چنان تعدد و قدرت و توان مرکب که نمی‌توان رویدادها را به طور احتمالی پیش‌بینی کرد بنابراین منطق حکم می‌کند که به گونه‌ای انعطاف‌پذیر و تجربی از مفاهیم گسترده آغاز کنیم تا به تصمیمات خاص برسیم و این اقدامات معین را تا آنجا که ممکن است به تاخیر بندازیم تا محدوده‌های بی اطمینانی را تنگ‌تر کرده از بهترین اطلاعات موجود سود ببریم این همان فرآیند((دگرگونی و افزایش گام به گام منطقی)) است.

((دگرگونی منطقی)) بدان‌سان که بسیاری می‌اندیشند توهمی نیست بلکه مدیریت آگاهانه هدف‌دار پیش‌گستر و دل‌خواه است که اگر بدرستی با آن برخورد شود به مدیر ارشد اجازه می‌دهد تا تحلیل‌های منظم منطقی، نظریه‌های قدرت و سیاست و مفاهیم رفتار سازمانی را در هم آمیزد به مسیرهای جدید حرکت یکپارچگی هویت ببخشد با روابط مبتنی بر قدرت و نیاز‌های رفتاری فردی بدرستی برخورد کند و سرانجام بهترین اطلاعات تحلیلی ممکن را در گزینش مسیر اقدامات عمده‌ی خود بکار گیرد.

روي تعهد اشخاص كار كنيد

افزايش تعهد افراد

خبر خوب اينست كه شما هم يك فرد هستيد بنابراين هر چيزي كه سبب افزايش تعهد شما مي شود مي تواند سبب افزايش تعهد ديگران هم بشود.

اجازه دهيد كمي بيشتر روي موضوع بحث كنيم. براي ايجاد تعهد و مشاركت سه پيش نياز مهم وجود دارد:

ــ فهميدن

ــ مال خود دانستن

ــ اعتقاد پيدا كردن

 فهميدن

چگونه مي توانيد ميزان مشاركت افرادي را كه از كار خود اطلاعات درستي ندارند افزايش دهيد. چند نفر از افراد تيم شما از وظايف و نقش خود در تيم و از همه مهمتر هدف كار خود به خوبي مطلع هستند. ارتباط شما با آنها براي بيان اين موضوع چقدر موفق بوده است.

امروزه نقش اين  ارتباط  در سازمانها ناديده گرفته مي شود. بدون ايجاد شفافيت در نقش افراد در تيم رسيدن به روياهاي گفته شده غير ممكن است.

نكته:  ارتباط  برقرار كنيد،  ارتباط برقرار كنيد،  ارتباط برقرار كنيد. به افراد كمك كنيد وظايف و اهداف كار خود را درك كنند.

 مال خود دانستن

زمانيكه چيزي مال شما مي شود چه احساسي در مورد آن داريد؟ از داشتن آن راضي و خشنود هستيد و تمايل به نگه داشتن و مراقبت از آن را داريد. وقتي احساس مالكيت نسبت به چيزي داريد سطح تعهد شما نسبت به آن چقدر تغيير مي كند.

براي اينكه افراد در كار و حرفه خود تعهد بيشتري داشته باشند. بايد به آنها اين اجازه را بدهيد تا احساس كنند اين كار متعلق به آنهاست.

براي ايجاد تعهد در بين كاركنان بايد به آنها اجازه دهيد در كار و وظيفه خود احساس مالكيت كنند.

 نكته: براي ايجاد تعهد اجازه دهيد افراد صاحب آن كار شوند.

اعتقاد داشتن

آيا شما نسبت به كاري كه اعتقادي به انجام آن نداريد احساس تعلق مي كنيد. آيا اعضاي تيم شما در كاري كه به آن اعتقادي ندارند مشاركت فعال دارند.

غير ممكن است كه افراد با تمام جزئيات طرح و كاري كه بايد انجام شوند موافق باشند. مردم مي توانند روشها مختلف را قبول كنند، اگر به دلايل و اهداف كاري كه انجام مي دهند معتقد باشند.

با كمك به افراد تيم به ديدن يك تصوير كلان از كاري كه انجام مي دهند در آنها احساس تعهد را افزايش مي دهيد. چگونه مي توان به انسانها خدمت كرد؟ چگونه مي توان دنياي بهتري ساخت؟ و چگونه كار افراد تيم در چنين فرايندي مؤثر است؟ به آنها كمك كنيد پاسخ اين سؤال را بدهند. اين سبب مي شود به كار خود اعتقاد بيشتري پيدا كنند.

نكته: به افراد كمك كنيد به كار خود اعتقاد پيدا كنند. به آنها كمك كنيد نقش مهمي كه در مقیاس كلان براي سازمان و جامعه خود دارند را ببينند و با عزم بيشتري ايفاي نقش كنند.

چگونه بفهميد آيا تعهد كامل داريد يا خير.

چندي پيش يكي از دوستان به من گفت اگر نسبت كار كاملاً متعهد باشي ديگر جايي براي تصميم گرفتن باقي نمي ماند كه اين كار را بكني يا نه و بدون درننگ آن را انجام مي دهي ولي اگر هر بار از خود مي پرسي كه اين كار انجام دهم يا خير؟ پس هنوز كاملاً متعهد به سازمان نيستي.

يك تيم كاملاً متعهد ممكن است براي چيزهاي مختلف با يكديگر بحث هاي طولاني داشته باشند ولي براي رسيدن به هدف هرگز با يكديگر بحث نمي كنند، بلكه آنها درباره بهترين راه رسيدن به هدف بحث مي كنند.

اين سه مرحله منجر به مشاركت و تعهد فردي مي شود. به هر عضو تيم خود كمك كنيد وظيفه خود را درك كند، نسبت به كار خود احساس مالكيت داشته باشد.

 و به كار خود اعتقاد داشته باشد. اين كار ساده به نظر مي رسد ولي به همين سادگي ها هم نيست. انسانها پيچيده هستند و تيمها به مراتب پيچيده تر. بكار بردن اين سه مرحله به شما كمك مي كند هدايت اين پيچيدگي ها را در دست بگيريد. و تيم را به سمت مشاركت فعال و در نتيجه راندمان بيشتر رهبري كنيد.

روبرو شدن با دشمن درون

ما با شجاعت زاده نشده ايم ولي با ترس هم به اين دنيا پا نگذاشته ايم. شايد بعضي از ترس هايي كه اكنون در وجود ماست به دليل تجارب ناموفق گذشته باشد. حتي تجاربي كه مربوط به ما نبوده اند و آنها را خوانده ايم يا شنيده ايم باعث ايجاد ترس در ما مي شوند.

البته ترسيدن بعضي مواقع خوب است. مثلاً منطقي است اگر از قدم زدن شبانه در محله هايي كه خلاف كاران پرسه مي زنند بترسيم. اما لازم نيست تمام عمر خود را در ترس زندگي كنيم.

ترس حتي آنهايي كه براي ما مفيد هستند، مي توانند بلند پروازي ها و جاه طلبي هاي ما را سركوب كنند. ترس مي تواند خوشبختي را ويران كند.

 ترس مي تواند ارتباطات شما را مختل كند. و اگر كنترل نشود حتي مي تواند زندگي ما را تخريب كند. ترس يكي از دشمناني است كه در درون ما به كمين نشسته است.

اجازه دهيد در مورد 5 دشمن ديگري كه در درون ما وجود دارد صحبت كنيم.

اولين دشمني كه در درون شما وجود دارد و قبل از اينكه شما را از بين ببرد بايد آن را از بين ببريد بي تفاوتي است. و چه بيماري غم انگيزي است بي تفاوتي.

 «بگذار هر اتفاقي مي خواهد بيفتد من راه خودم را مي روم!» اينجا يك مشكل وجود دارد شما مي توانيد راه خود را برويد ولي هيچگاه به بالاي كوه نمي رسيد.

دومين دشمن درون ما بي هدفي است. بي هدفي دزد موقعيت ها و كارهاي شگفت انگيزي است كه مي توانيد انجام دهيد. اين دشمن شانس هاي شما را براي ساختن آينده اي بهتر مي دزدد. روي اين دزد نابكار شمشير بكشيد. و هم اكنون براي خود يك هدف والا انتخاب كنيد.

آنوقت خواهيد ديد كه چگون تمام فعاليت هاي شما چگونه رنگ لعاب ديگر خواهد گرفت و مشكلات در برابر هدف بزرگ شما چگونه كوچك خواهد شد.

سومين دشمن درون شما شك و ترديد است. بله نمي توان به همه چيز اعتماد كرد. ولي نبايد به دو دلي اجازه دهيد سكان زندگي شما را در دست بگيرد.

 افراد بسياري نسبت به آينده و گذشته مشكوكند، به اطرافيان خود مشكوكند، به تمام دولت هاي دنيا شك دارند. به ممكن ها و موقعيت هاي موجود مشكوكند.

 و از همه بدتر به خود و توانايي هاي خود هم شك دارند. اين شك و ترديد سبب تعللي مي شود كه نتيجه آن از دست دادن موقعيت هاي بزرگ است.

چهارمين دشمن درون نگراني است. همه ما گاهي مواقع دچار نگراني مي شويم. فقط به آن اجازه ندهيد بر شما مسلط شود. در عوض اجازه دهيد به شما اخطار دهد. نگراني هم مي تواند مفيد باشد مثلاً اگر در حال عبور از عرض خياباني باشيد كه اتومبيل ها با سرعت زياد در حال حركت هستند.

نگراني از برخورد يا تصادف با آنها طبيعي است. ولي نمي توانيد اجازه بدهيد كه نگراني بر شما غلبه كند، تا تعادل خود را از دست بدهيد. و اتومبيل ها شما را به گوشه اي پرت كنند.

مي توانيد نگراني را به گوشه كوچكي از درون خود برانيد آنگاه فضاي زيادي از درون شما آماده عمل است! در اين حالت مي توانيد هر چيزي را كه به شما فشار مي آورد به گوشه اي برانيد.

حال فراقي پيدا مي كنيد كه با اطمينان به سمت هدف پيش مي رويد. يكي از بهترين راه هاي كم كردن نگراني عمل كردن با كار و تلاش زياد است.

پنجمين دشمن درون محافظه كاري و احتياط بيش از حد است. اين روش ترسناكي براي زندگي است. ترسو بودن يك صفت نيست بلكه يك مريضي است. و اگر به آن اچازه پيش روي بدهيد شما را تسخیر مي كند

. افراد ترسو پيشرفت نمي كنند. و هميشه در حسرت موقعيت هايي كه از دست داده اند زندگي مي كنند. اينگون افراد در بازار رشد نمي كنند. و قدرتمند نمي شوند. پس سعي كنيد از محافظه كاري بيش از حد بپرهيزيد.

با دشمن درون بجنگيد. با ترس خود بجنگيد و شجاعت را در درون خود پرورش دهيد تا با هر چه شما را از زندگي عقب نگه داشته است بجنگيد. حال اين سوال پيش مي آيد كه كجا ها بايد شجاع بود

. پاسخ ساده است در برابر هر چيزي كه شما را از پيشرفت باز مي دارد از خود شجاعت نشان دهيد. در زندگي و پيشرفت شجاع باشيد.

چگونه تیم کاری خود را متعهد سازیم

انجام پروژه زودتر از موعد مقرر همراه با رضايت مشتري و بدون هزينه هاي اضافي و سودآوري مناسب از روياهاي رهبر هر تيمي است.

اما هر مدير دانا و باتجربه به خوبي مي داند كه اين رويا زماني به حقیقت مي پيوندد كه هر عضوي گروه خود را كاملاً درگير كار كند و نسبت به هدف تيم خود را متعهد بداند. اما راز داشتن چنين افرادي چيست؟

آيا من واقعاً مي توانم افرادم را نسبت به اجراي پروژه متعهد سازم...؟

مشكل اينجاست كه به نظر مي رسد افراد به اين موضوع اهميت زيادي نمي دهند كه اگر در كارها مسئولانه شرکت كنند نتيجه بهتري مي گيرند يا خير...؟

شما نمي توانيد افراد را مجبور كنيد براي مدت زيادي سخت كار كنند...؟

اينها صحبت هايي است كه در وهله اول به ذهن خطور مي كند ولي هميشه براي هر كسي راهي وجود دارد.

رهبر هر تيمي مي خواهد تيمش نسبت به كار و وظايف فعال و متعهد باشد. چرا؟ واضح است چون در اين صورت است كه معجزه رخ مي دهد.

 پروژه شما جلوتر از برنامه پيش مي رود. مشتريان شما راضي هستند و دچار كمبود بودجه نمي شويد دلگرمي افزايش مي يابد و حجم كارها كاهش مي يابد. و خلاقيت و بالندگي افزايش مي يابد. اين به راستي يك معجزه است اين طور نيست؟

شايد فكر كنيد اين صحبت ها رويايي است ولي مي دانيد كليد موفقيت تعهد افراد تيم است بنابراين مي توانيد از همه ابزارها، فنون و عقايد براي افزايش ميزان تعهد استفاده كنيد.

 در حقیقت هيچ ابزار، فن و فرآيند مشخصي براي اين منظور وجود ندارد و اصلاً شما نمي توانيد تعهد تيم را به ميزان 100% برسانيد اما مي توانيد به افراد كمك كنيد تعهد خود را بالا ببرند.

معناي اين سخن اين است كه شما مي توانيد تعهد و شرکت پذيري هر فرد را به طور شخصي بالا ببريد ولي نمي توانيد تعهد كل تيم را به همان ميزان بالا ببريد پس اگر ميزان تعهد هر فرد تيم را بالا ببريد در حقیقت  تعهد به كار كل تيم را افزايش داده ايد.

بیایید در شکاف افکارمان ساکن شویم

شايد بارها اين احساس را داشته ايم که ذهنمان شلوغ شده است. انگار هيچ چيز سرِ جاي خودش نيست. چندين فکر، همزمان به ذهنمان هجوم مي آورد. خوب،طبيعي است که احساس نا خوشايندي داشته باشيم.در کامپیوتر هم اگر چند آيکون را همزمان کليک کنيم هنگ مي کند.علاوه بر آن مواقعي هم که يک فکر داريم بيشتر مشغول داوري و قضاوت هستيم و باز هم طبيعي است که هر قضاوتي احساسي را در پي داشته باشد.

 و واي به روزي که اين قضاوت همراه سياه بيني باشد. تا وقتي اينچنين غرق در افکارمان هستيم نمي توانيم اِشرافي بر آنها داشته باشيم. يک ماهي در درياست اما دريا را نمي فهمد، درک نمي کند، زماني مي تواند به ادراک دريا برسد که از دريا خارج شود و فقط نظاره گر آن باشد و در جايي خارج از دريا قرار گيرد.اما چگونه مي شود به اين درک رسيد؟

" مراقبه بصيرت " يکي از روشها يي است که مي تواند بسيار مفيد باشد. مراقبه بصيرت اين امکان را به ما مي دهد که بتوانيم از جايي خارج از افکارمان به تماشاي آنها بپردازيم. ايجاد روزنه اي است تا بتوانيم از آن بدون کمک گرفتن از واژه ها به بيرون نگاه کنيم.فقط بايد اجازه دهيم هر گاه واژه ها از مسير ذهنمان عبور مي کنند آنها را تماشا کنيم بدون هيچگونه داوري و قضاوت.

وقتي داريم فکر مي کنيم يعني در حال يک مکالمه دروني هستيم. پس واژه ها و جملات در تفکرمان نقش مهمي دارند. مراقبه بصيرت به ما کمک مي کند تا از اين گفتگو و مکالمه دروني خالي شويم. بين هر واژه و جمله شکاف و فضايي خلاء مانند وجود دارد، همانند دره اي ميان دو کوه. هر گاه بتوانيم ساکن شکاف افکارمان شويم مي توانيم انرژي و نشاط بگيريم مثل زماني که يک کوهنورد در شکاف و دره بين دو صخره به استراحت مي پردازد تا تواني دوباره يابد.ساکن شدن در اين شکافِ خلاء مانند ما را به سکون مي رساند و سکون يعني آرامش همراه با تجديد قوا.

مراقبه بصيرت ما را به بينش و بصيرتي نو و تازه از کل هستي مي رساند و همچون کارت اعتباري، ارتباط ما را با کل برقرار مي کند.وقتي در حال فکر کردن ، قضاوت و داوري هستيم يعني به هر چيزي ، با توجه به منافع خودمان مي نگريم و اين يعني " منّيت" ، يعني غرقِ " خود " شدن. در مراقبه بصيرت " من " وجود ندارد و اين يعني خارج شدن از نقش و جايگاه داوري و وارد شدن در نقش و جايگاه تماشاچي !

اختلالات شخصیت

تعجب نکنید! در روانپزشکی از هر شخصیت به عنوان یک اختلال بحث می شود...

شخصيت يعني مجموعه‌اي از رفتار و شيوه‌هاي تفکر و هيجاني شخص در زندگي روزمره که با ويژگي هاي بي همتا بودن، ثبات(پايداري) و قابليت پيش بيني مشخص مي‌شود.

به عبارتی دیگر مجموعه الگوهای رفتاری که برای شخص جا افتاده اند و بصورت مستمر می توان این الگوهای رفتاری را در زندگی آنها دید بصورتیکه می توانیم در برخورد با یک مساله نحوه رفتار شخص را با توجه با الگوی رفتاری که از او می شناسیم پیش بینی کنیم( قابل توجه کسانیکه می خواهند شخصی را به عنوان همسری انتخاب کنند) مشخص کننده شخصیت فرد مورد نظر است. باید توجه کنیم که این الگوها مربوط به تمام عمر شخص بوده و ناشی از یک اختلال دیگر روانپزشکی دیگر نمی باشد و همچنین نباید در اثر مصرف دارو یا مواد خاصی و یا سایر بیماریها ایجاد شده باشد.

از اين تعريف اين نکات قابل استنباط است:

بي همتايي و تفاوت:

شخصيت يک فرد بي‌همتاست و با وجود بعضي مشابهت‌ها، دو شخصيت يکسان و همسان وجود ندارد.

ثبات داشتن و پايداري:

اگر چه افراد در شرايط و محيط هاي گوناگون، ظاهرا رفتارهاي متضاد و مختلفي دارند، ولي در طول زمان (مثلا چندين دهه) رفتار و همچنين شيوه تفکر آن ها داراي يک ثبات نسبتا دائمي است.

قابليت پيش بيني:

با توجه و مطالعه رفتار و نوع تفکر اشخاص مي‌توان سبک رفتاري و تفکري آنها را با احتمال زياد پيش بيني کرد. قابليت پيش بيني رفتار با "ثبات در رفتار" رابطه متقابل دارد.

اختلال شخصيت چيست؟

آيا تا به حال کسي را ديده‌ايد که در برابر يک انتقاد ساده، واکنش خشمگينانه شديدي داشته باشد؟

آيا از خود پرسيده‌ايد که:

چرا بعضي از افراد انواع "خال کوبي" را روي پوست خود دارند؟

چرا بعضي از افراد براي خود، خانواده و ... برنامه ريزي سختگيرانه دارند، به صورتي که در شرايط بحراني هم حاضر به تغيير آن نيستند؟

اختلالات شخصيتي گروهي از حالات رواني مي باشند كه بيماري نبوده، بلكه شيوه هاي رفتاري هستند. خصوصيات اين اختلالات عبارتند از:

* الگوهاي رفتاري نسبتاً ثابت، انعطاف ناپذير و ناسازگار كه به بروز مشكلاتي در ارتباط برقرار كردن با ديگران و مشكلات شغلي و قانوني منجر مي گردد.

* افراد دچار اين حالات تصور مي كنند كه الگوهاي رفتاري شان طبيعي و صحيح است.

* شخصيت اين افراد در برخورد با موقعيت‌هايي که واکنش با آن ها مستلزم تغييرات و تصميمات جديد است، ناسازگارمي باشد، يعني تفکر و رفتار انعطاف ناپذيري از خود بروز مي‌دهند.

بنابراين، اختلال شخصيت يعني رفتارهاي ناسازگار و انعطاف ناپذير در برخورد با محيط و موقعيت ها.

نکته مهمی که وجود دارد اینست که در برخی موارد، اختلال شخصیت به نفع فرد تمام می شود.

عوامل ایجاد اختلال شخصیت

روش تشخیص اختلالات شخصیت

موقعیت ماشه چکان longleftarrow پاسخ :

اگر ماشه تفنگی را بچکانیم پاسخ آن شلیک گلوله خواهد بود. برای فرد دچار اختلال شخصیت در مو قعیتی که برایش استرس‌زا (تحریک کننده) است، قرار گیرد پاسخ (رفتار ناسازگار) نیز بدنبال آن ظاهر خواهد شد. این مطلب که چه موقعیتی برای فرد استرس‌زا است، بستگی به تفسیر فرد از موقعیت دارد. انواع موقعیت‌هایی که در بروز تفسیرهای استرس‌زا و تحریک کننده موثر هستند عبارتند از :

موقعیت‌های خانوادگی و جنس

موقعیت‌های اجتماعی مثل گروههای ورزشی و مذهبی

موقعیت‌های کاری و شغلی

حضور مشکل بصورت مادام العمر (تمایل به تکرار) :

الگوی ماشه چکان longleftarrow پاسخ در سراسر عمر فرد دچار اختلال شخصیت مکررا خود نمایی می‌کند. بدین معنی که هر وقت یکی از موقعیت‌های «ماشه چکان» (از نظر فرد) حظور داشته باشد «پاسخ» نیز ظاهر خواهد شد و این وضعیت در طول عمر فرد بدون ملاحظات زمانی و مکانی به دفعات تکرار می‌شود. هر چه تعداد این تکرار در طول زمان بیشتر باشد، نشانگر شدت و عمق اختلال خواهد بود.

آیا تشخیص اختلال شخصیت در فرد آسان است؟

تشخیص و فاصله گذاری بین شخصیت سالم و ناسازگار (دارای اختلال) در یک فرد کار دشواری است. این تشخیص نیازمند متخصص با تجربه است که بتواند «موقعیت‌های ماشه چکان longleftarrow پاسخ» در طول عمر فرد شناسایی کند. افراد زیادی وجود دارند که دچار یکی از انواع اختلالات شخصیت می‌باشند ولی هیچ وقت تشخیص داده نمی شوند این دشواری به دو علت است.

واکنش «ماشه چکان پاسخ» در موقعیت‌ها و محیط‌هایی بروز می‌کند که فرد تفسیری استرس‌زا (تحریک کننده) از آن موقعیت و محیط داشته باشد و تا زمانی که چنین تفسیری در ذهن فرد نباشد رفتار و واکنش او سالم و بهنجار خواهد بود.

برخلاف مشکلاتی نظیر «اضطراب و افسردگی و ... این افراد هیچ آگاهی از مشکل شخصیتی خود ندارند چون اختلال جزئی از شخصیت شان است یعنی قسمت ناسازگار و سازگار متحدا یک شخصیت را تشکیل می‌دهند. این عدم آگاهی باعث می‌شود که رفتار ناسازگار همانند رفتار سازگار مقبول فرد باشد و نصیحت‌ها و ابراز نارضایتی‌های اطرافیان نیز سودی نخواهد داشت و در مقابل خودشان به «دروغ گویی ، تهمت زدن ، تحقیر کردن و توطئه» متهم می‌شوند. در زیر برخی از عوامل بنیادی اختلال شخصیت آورده شده است.

نقش وراثت (ژنتیک)

نقش عوامل ژنتیک در تحقیقات متعددی بررسی شده است. برای مثال تحقیقی در آمریکا بر روی پانزده هزار زوج دوقلو نشان داد که میزان ابتلا به اختلالات شخصیت در بین افراد دوقلو بیشتر از تک قلو است. نتایج نشان می‌دهد که اگر یکی از دوقلوها دچار اختلال شخصیت شود احتمال دچار شدن آن یکی نیز بسیار بیشتر از افراد عادی است. همچنین بعضی مطالعات نشان داده‌اند که اگر یکی از پدر و مادر دچار اختلال شخصیت باشد احتمال دچار شدن فرد دیگری از همان خانواده به آن اختلال بیشتر از افراد جامعه است.

عوامل بیو شیمیایی و هورمونی

نتایج بعضی از تحقیقات موید این مطلب است که تغییراتی در سطح و میزان ترشح هورمون‌های غدد داخلی وجود دارد. برای مثال سطح هورمون آندروژن و تستوسترون (دو نوع از هورمون‌های جنسی مردان) در خون افراد پرخاشگر بیشتر از افراد غیر پرخاشگر است و این بدین معنی است که بعضی از رفتارهای پرخاشگرانه افراد «ضد اجتماعی» احتمالا ناشی از افزایش سطح این دو هورمون در خونشان است. همچنین تغییراتی در ترشح اندروفین ، سرتونین و دوپامین (سه نوع انتقال دهنده عصبی در مغز) در انواع اختلالات شخصیت دیده می‌شود ولی تحقیقات در این مورد همچنان ادامه دارد.

عوامل روانی – خانوادگی

عوامل روانی – خانوادگی نقش بسزائی در تشکیل و تکوین شخصیت (چه سالم چه ناسالم ) افراد دارد. یکی از کسانی در این نظریه پردازی کرده است، «زیگموند فروید» بنیان گذار روانکاوی است. از دیدگاه روانکاوی اختلال شخصیت ناشی از مجموعه‌ای عوامل ناخودآگاه است که ریشه‌های آن را باید در پنج سال اول زندگی فرد جستجو کرد. بعضی از عوامل زمینه ساز عبارتند از «عدم توجه پدر و مادر به کودک ، سن و روش جداسازی کودک از شیر مادر ، شیوه آموزش آداب نظافت و تخلیه ، شیوه برخورد و پاسخگویی پدر و مادر به سوالات و کنجکاوی کودکان در موضوعات جنسی و جنسیت.»

عوامل اجتماعی – فرهنگی

این عوامل جزئی جدایی ناپذیری از شخصیت فرد است. چون انسان موجودی اجتماعی است و در اجتماع ، رشد می‌کنند. تحقیقات نشان داده‌اند وقوع رفتارهایی مانند «دزدی ، تجاوز ، بد مستی ، قتل» در محلات با طبقه اجتماعی و فرهنگی پایین بسیار بیشتر از محلات با طبقه اجتماعی و فرهنگی بالاست. رفتارهایی که در اختلال شخصیت ضد اجتماعی دیده می‌شود. (نتایج این تحقیقات بازدید همراه است). همچنین در جوامعی که عدم اعتماد به یکدیگر در آن تبلیغ می‌شود و یا روابط ، صحبت‌ها و نوع اعتقادات افراد بشدت کنترل می‌شود. امکان بیشتری وجود دارد که افراد با اختلال پارانوئید (سوء ظن شدید) رشد کنند. همچنین است وضع فرهنگ‌هایی که پرخاشگری را تشویق و تبلیغ می‌کنند.

شیوع در جمعیت کلی

میزان شیوع اختلال شخصیت در کل جمعیت حدود ۴ تا ۶ درصد برآورد شده است. اگر چه در بین انواع مختلف شخصیتی تفاوتهای معنی‌دار وجود دارد برای مثال برآوردها برای اختلال پارانوئید حدود (۰/۵ تا ۲/۵ درصد) است در حالی که برای اختلال اجتنابی بین (۱ تا ۱۰ درصد) اعلام شده است.

انواع اختلال شخصيت:

بدبين(پارانوييد):

اين افراد داراي شك و بي اعتمادي غير منطقي هستند و حالت تدافعي و حساسيت بيش از حدي نسبت به ديگران دارند.

پارانویا، در تعریف عام آن، حالتی است که شخص در آن با اهمیت فوق العاده و خارج از اندازه‌ای که به سلامت جانی و مالی خود می‌دهد، خود را شکنجه می‌دهند. این گونه از افراد مدام در این فکر هستند که عواملی انسانی، طبیعی یا ماورا طبیعی خودشان، دارایی و افراد خانواده شان را تهدید می‌کنند و همه، در فکر توطئه چینی بر ضد آنها هستند.

در فرهنگ عامه امروز، پارانویا اشکال و روش‌های مختلفی برای ابراز خود پیدا کرده‌است از جمله :

• اعتقاد به اینکه قدرت خاصی دارند یا در یک ماموریت مخصوص هستند (هذیان عظمت) • تئوری توطئه یا اعتقاد به اینکه اخبار و وقایع کاملاً نامربوط، درواقع اجزا یک نقشه بزرگ و توطئه‌آمیز هستند. • تعقیب شدن توسط دشمنان قدرتمندی چون تروریست‌ها، بشقاب پرنده، سازمان‌های مخفی یا شیاطین • کنترل افکار توسط اشعه نامرئی و دستگاه‌های پیشرفته • ترس از مسموم شدن و اعتقاد به اینکه بعضی مواد غذایی اصولا برای مسموم کردن بشر ساخته شده‌اند (مانند قند مصنوعی و آب‌های معدنی)

درمان پارانویا بیش از هرچیز با رفتار درمانی (behavior therapy) انجام می‌شود که هدف آن کاستن از حساسیتهای فرد مبتلا، نسبت به انتقادها و همچنین تقویت تواناییهای اجتماعی او است. سر و کار داشتن با افراد پارانیید بسیار مشکل است زیرا بسیار زودرنج هستند و رفتارشان معمولاً خصمانه‌است و از نظر احساسی بسیار بسته و نسبت به هر فعالیتی بی میل هستند.

به همین دلیل، درمان این مشکل، از پیشرفت کندی برخوردار است.برای درمان این افراد باید کوشش شود که در ابتدا چرخه شک و تردید او شکسته شود و او با تمرینهای آرامش بخش و روشهای کنترل اضطراب، از حالت انزوا خارج شود و کمکم با کمک پزشک و اطرافیان خود، تغییراتی اساسی در رفتارهای خود به وجود آورد.

شیوع:

۲/۵ تا ۰/۵ درصد و در بستگان بیماران اسکیزوفرنیک بیشتر مشاهده می شود. بر این اساس رابطه ای بین این دو اختلال را مطرح کرده اند. در مردها شایع تر از زن ها ست و به نظر می رسد در اقلیت ها، مهاجران و ناشنوایان شیوع بیشتری دارد.

ملاک های تشخیصی DSM IV برای اختلال شخصیت پارانوئید:

A- عدم اعتماد و شکاک بودن نسبت به دیگران، بطوریکه انگیزه های آنان بدخواهانه تعبیر شود، در اول بزرگسالی شروع شده، خود را در زمینه های مختلف نشان می دهد و با ۴ یا بیشتر از علائم زیر مشخص می شود:

۱- بدون دلیل کافی ظن می برد که دیگران از او سوء استفاده می کنند یا فریبش می دهند.

۲- بدون دلیل کافی وفاداری و قابلیت اعتماد دوستان و بستگان خود را مورد سؤال قرار می دهد.

۳- در اعتماد به دیگران مردد است، چون می ترسد از اطلاعات او علیه خودش استفاده شود.

۴- در اشارات و اتفاقات خوش خیم ، معانی تحقیرآمیز و تهدید کننده می بیند.

۵- مداوم کینه می ورزد، یعنی تحقیر، بی اعتنایی و اهانت را نمی بخشد.

۶- جملاتی از رفتار و شخصیت خود را برداشت می کند که برای دیگران آشکار نیست.

۷- سوء ظن مکرر و بی اساس نسبت به وفاداری به همسر.

B- علت قابل توجیه طبی-روانی وجود نداشته باشد.

در برخی از افراد، این اختلال تا پایان عمر وجود دارد. در پاره ای دیگر مقدمه ای برای اسکیزوفرنی است. در کل این افراد در زمینه شغل، زندگی، و خانواده مشکل همیشگی دارند. درمان انتخابی این بیماران روان درمانی است. جهت فرونشاندن اضطراب و تحریکات بیمار گاه درمان دارویی انجام می شود. به همین منظور عمدتا ً از یک ضد اضطراب مثل دیازپام یا دوز پایین داروهای ضد جنون (مثلا ً هالوپریدول) استفاده می شود

اختلا لات اسکیزوئیدی ( منزوي - اسكيزوييد) :

در گذشته اختلالا ت اسکیزوییدی اصطلاحی بود که برای دو نوع از افراد متفاوت به کار می رفت :یکی کسانی که در ایجاد روابط اجتماعی اشکال دارند ،دیگری کسانی که نحوه ی عمل و صحبت کردنشان بیگانه و عجیب بود.

در گروه اول دو تیپ افراد وجود داشتند :یک تیپ، ناتوانی در ارتباط با دیگران داشتند .....دیگری افرادی که احساس می کردند که روابط اجتماعی بی معنی است...کسانی که در گروه دوم قرار داشتند افردای بودند که صحبت یا رفتارشان همراه با تفکر یا احساس غیر عادی بود

افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوییدی کسانی هستند کم حرف ، از لحاظ اجتماعی کناره گیر و منزوی که تما یل به تنهایی دارند. آنان عادات و فعالیتهای شغلی انفرادی را ترجیح داده، فاقد توانایی برای ارتباط گرم و نزدیک اجتماعی هستند آنها به ندرت احساسات خود را بطور مستقیم ابراز می دارند.. نه تنها روابط اجتماعی محدودی دارند بلکه به نظر می رسد که اشتیاق کمی برای آنها دارد به هر حال آنها غالبا مهارتهای اجتماعی محدودی دارند مهارت اجتماعی آنها ضعیف است فاقد احساس لطیفه گویی و شوخ طبعی هستند و به نظر می رسد گسسته اند شاید به علت گسستگی اجتماعی مردان مبتلا به اختلا لات اسکیزوییدی به ندرت ازدواج می کنند ..زنان با احتمال بیشتری ازدواج می کنند ولی به صورت پذیرش ازدواجی است که به آنها پیشنهاد شده است نه اینکه خود در جستجوی آن برایند..پاسخهای هیجانی آنها یکنواخت و سرد است ناکامیهایی و نا ملایمات زندگی کمتر در انها موج بروز خشم را بو جود می آورد ..آنان اغلب مبهوت ،غرقه در خود، پریشان خیال و بی علاقه نسبت به آنچه در اطرافشان می گذرد نیستند ولی به نظر اینگونه می رسند ...

این اشخاص از نظر هيجاني سرد هستند. در برقراري ارتباط با ديگران مشكل دارند. گوشه گير ، خجالتي، خرافاتي و از نظر اجتماعي منزوي هستند.از نظر هيجاني سرد هستند. در برقراري ارتباط با ديگران مشكل دارند.

اختلالات اسکیزوتایپال

ویژگی افراد مبتلا به اسکیزوتایپال : بیگانگی هایی در تفکر ودر دریافت آن در ارتباط دادن به آن ودر رفتار افراد مبتلا مانند اسکیزوتایپال انزواطلب .از لحاظ هیجانی سطحی و از لحاظ اجتماعی بی مهارت هستند چیزهای که در محاور ه می گویند اغلب نا مفهوم است و منظور آنها را کسی متو جه نمی شود گسسته و پراکنده صحبت می کنند زیرا آنها یا لغات و عبارات غیر معمول بکار می برند. یا لغات معمولی را به طریقه ای غیر معمول مورد استفاده قرار می دهند ..همچنین اغلب اندیشه های خود را بطور نا آشکار بیان می کنند در بعضی مواقع هنگامی که استرسی وجود دارد افکار آنها رو به زوال گذاشته و ممکن است اندیشه هایی ابراز نمایند که به نظر هذیانی می رسند.....آنان معمولا نسبت به اطراف خود بد گمان خرافاتی و گوشه گیر هستند افراد اسکیزوتایپال بیشتر از حد متوسط در معرض خطر حمله ی اسکیزوفرنی در زندگی هستند.

وسواسي:

افراد دارای این اختلال شخصیت كمال گرا، داراي عادت خشك و مردد بوده و نيازهاي طبيعي خود را مهار مي كنند.این افراد به دلیل کمال گرایی افراطی از زندگی و امکانات خود لذت کافی نمی برند.

وسواس شامل احساس ، اندیشه یا تصویر ذهنی مزاحم است و اجبار شامل رفتاری آگاهانه و عودکننده‌است . ریشه بیماری وسواس اضطراب است و بیماری به دو شکل فکری و عملی بروز می‌کند. چنانچه بیمار در برابر انجام عمل وسواسی مقاومت کند، اضطرابش بیشتر می‌شود. گاهی اوقات کودکان هم دچار وسواس می‌شوند که معمولاً نشانه‌های آن رفتارهای پرخاشگرانه، تکرار کلمات و یا لجبازی با اطرافیان است.[۳]

فرد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی برای کاهش اضطراب خود که ناشی از فکر مزاحم، دست به انجام عملی می زند که اضطراب او را کاهش دهد که این خود می تواند به شدت اختلال کمک کند.

درمان رفتاری( behavioral therapy )، درمان شناختی رفتاری (cognitive behavioral therapy) و درمان دارویی(medications)از روشهای متداول در درمان این اختلال می باشد.

نمايشي(هيستريك):

این افراد وابسته، فاقد بلوغ فكري، زود رنج، عاطل و باطل و دائم خواستار تشويق و توجه ديگران بوده و با ظواهر يا رفتار خود با ديگران ارتباط برقرار مي كنند(جلب توجه مي كنند).

خودشيفته(نارسيستيك):

این اشخاص داراي يك حس خودباوري بيش از حد بوده و شيفته قدرت هستند. نسبت به ديگران بي علاقه هستند. خواستار توجه ديگران بوده و احساس مي كنند كه سزاوار توجه ويژه هستند.این اختلال معمولا با اختلال شخصیت نمایشی همراه است.

دوري گزين(اجتنابي):

ترس و واكنش بيش از معمول نسبت به رد شدن، اعتماد به نفس پايين، از نظر اجتماعي گوشه گير و وابسته هستند.

وابسته:

غيرفعال، بيش از حد پذيراي نظرات ديگران، ناتوان در تصميم گيري و فاقد اطمينان هستند. بي تفاوت، مهاجم، سرسخت، بدخلق و قهركننده، ترسان از صاحب اختيار بودن و سهل انگار هستند. هميشه كارها را به تعويق انداخته، استدلالي بوده و به سختي از ديگران كمك پذيرفته يا عقايد خود را كنار مي گذارند.

ضداجتماعي:

خودپسند، بي عاطفه، بي نظم و بي قاعده، تحريك پذير و بي پروا هستند. از تجارب، درس عبرت نمي گيرند و در تحصيل و كار ناموفق هستند.

اختلال شخصیت مرزی:

ویژگی مهم این افراد ،بی ثباتی در رفتار و خلق و اقدامهای مکرر خودکشی است.در حالات شدید اقدام به خودکشی یا آسیب زدن به خود و دیگران وجود دارد .این افراد بدخلق و عصبانی هستند و از جدا شدنهای واقعی یا خیالی شدیدا وحشت دارند و سخت برآشفته می شوند.معمولا سابقه بیماریهای شدید روانی را در فامیلهای نزدیک دارند.به دلیل تجربه هایی مثل توهم و هذیان (نه همیشه) این اختلال را مرزی نام نهادند یعنی در مرز یا نزدیکی سایکوز یا جنون قرار دارند.این اختلال در زنها بیشتر از مردها شیوع دارد. تحريك پذير، داراي شخصيت ناپايدار و تغيير شخصيتي هستند. احساسات خود از جمله خشم، ترس و احساس گناه را نابجا بروز مي دهند. نمي توانند خود را كنترل كنند. مشكلات هويتي دارند. ممكن است اقدام به خودزني كنند(ايجاد جراحت يا سوزاندن قسمتي از بدن براي كاهش تنش خود) و گاهي دست به خودکشی مي زنند.

عوامل افزايش دهنده خطر:

* سابقه سوء رفتار ديگران با فرد در كودكي

* سابقه خانوادگي اختلالات خلقي

عواقب مورد انتظار:

درمان براي برخي بيماران مؤثر بوده و يك تغيير تدريجي در شخصيت و رفتار به همراه دارد. براي ساير بيماران درمان نقش نگه دارنده داشته و در مورد برخي بيماران، نتيجه ي درمان نااميد كننده است.

عوارض احتمالي:

- مشكل در حفظ شغل و ارتباط با ديگران، اضطراب و افسردگي

- سوءمصرف داروها

- عدم پايبندي به درمان

- خودکشی

ميزان شيوع اختلال شخصيت

شيوع در جمعيت کلي

ميزان شيوع اختلال شخصيت در کل جمعيت حدود ۴ تا ۶ درصد برآورد شده است. اگر چه در بين انواع مختلف اختلالات شخصيتي، تفاوت هاي معني‌داري وجود دارد، براي مثال برآوردها براي اختلال پارانوئيد حدود(۵/۰ تا ۵/۲ درصد) است، در حالي که براي اختلال اجتنابي بين(۱ تا ۱۰ درصد) اعلام شده است.

شيوع در بين دو جنس

در ميزان شيوع اختلال شخصيت بين دو جنس، تفاوت هاي معني‌دار ديده مي شود. براي نمونه طبق برآوردها، اختلال ضداجتماعي واختلال وسواسي- جبري در مردان بيشتر از زنان است. اختلال نمايشي و وابسته در زنان بيشتر از مردان(گاهي دو برابر مردان) است.

درمان :

درمان اين اختلالات مستلزم اعتماد متقابل بين درمانگر و بيمار است. تحقق اين امر ممكن است مشكل باشد، زيرا در اين اختلالات اغلب انگيزه دريافت درمان مربوط به اطرافيان بيمار است نه خود بيمار. دو راه کار درماني وجود دارد:

۱- درمان روان شناختي

* خانواده درماني و گروه درماني

* روش هاي تغيير رفتار با يادگيري مهارت هاي اجتماعي، تقويت رفتارهاي به جا، محدودكردن رفتارهاي نابجا، يادگيري بروز احساسات، تحليل شخصي از رفتار و مسؤوليت پذيري در مورد رفتارها.

۲- دارو درماني

درمان اختلال شخصیت

روان درمانی

روشی است که روانشناسان بالینی یا مشاور با استفاده از اقدامات «نیرو دارویی» اقدام به درمان اختلال می نماید و شامل انواع مختلفی است از قبیل «روانکاروی ، شناخت درمانی ، رفتار درمانی ، گروه درمانی ، آموزش مهارت های اجتماعی و... هدف از روان دمانی ، آموزش رفتارهای جدید همراه با اسجاد خودآگاهی و بینش در مراجع (دروان جو) نسبت به رفتار خود و اثر آن بر فرد و جامعه است. در درمان اختلال شخصیت اولویت با روان درمانی است.

درمان دارویی

در کنار روان درمانی مواقعی وجود دارد که لازم است از دارو نیز استفاده شود تا فرآیند درمان تسهیل شود. اما بطور کلی ؛ هيچ دارويي براي علاج يا درمان اختلالات شخصيتي وجود ندارد، ولي ممكن است داروهايي براي درمان بيماري هاي همراه با آن تجويز شوند، مثلاً:

- داروهاي ضد افسردگي

- داروهاي ضد اضطراب

- داروهاي ضد روان پريشي

دارو درمانی زیر نظر روانپزشک اعمال می شود و میزان و تعداد مصرف را او تعیین می کند. داروهای مورد استفاده برای درمان این اختلال بطور غیر مستقیم اثر خود در اعمال می کنند. برخی از گروهها دارویی مورد استفاده عبارتند از: ضد اضطرابها ، ضد افسردگیها ، ضد جنونها.

پيدا كردن راهي براي مديريت استرس

افزايش ظرفيتم براي رهبري

من فرمولي را آموختم تا بتوانم استرس را مديريت كنم. وحتي آنرا در يك سمينار مديريت استرس آموزش دادم. اما همه اينها بدست نيامد تا اينكه من امنيت واقعي و بدون خطر را پيدا كردم به طوريكه فهميدم چگونه با استرس براي خوبي ها بجنگم.

غلبه بر آنچه كه فراتر از توانايي من بود هميشه جزئي از شخصيت من بوده است. من در سن 8 سالگي توانستم كار با تمام تجهيزات كشاورزي پدرم را بياموزم. او از سنين كودكي از من مي خواست تصميمات بزرگي بگيرم. مثلاً وقتي كه مي خواست تراکتور جديدي بخرد از من خواست تا مدل آن را مشخص كنم.

 و قبل از اينكه تصميم بگيرم مزايا و معايب هر مدل را در برابرم قرار داد و اجازه داد تا همه كتاب هايي را كه در مورد كشاورزي داشت مطالعه كنم. نتيجه اين كار ها اين شد كه ما با هم شريك شديم و مدتي بعد شركتی را تاسيس كرديم.

پيدا كردن راهي براي مديريت استرس

من هدف خود را توسعه دائمي هر كاري كه انجام مي دهم قرار دادم. مي خواستم ظرفيت هاي خود را براي حقايق رهبري يك سازمان موفق افزايش دهم.

 بنابراين با دقت زياد براي خودم فرايندي را تعريف كردم كه در پايان آن يك رهبر و مدير توانا باشم نه يك كشاورز يا يك بازرگان. واضح است كه در اختيار داشتن چندين كمپاني و توسعه و رهبري آنها بعضي مواقع بار استرسي زيادي بر من وارد مي كرد.

پس بايد راهي براي غلبه و مديريت آن پيدا مي كردم. استرس قسمتي از زندگي هر كسي است و افراد مختلف به روش هاي مختلف با آن برخورد مي كنند. و من در شرايطي بودم كه بايد استرس خود را كنترل مي كردم و در عين حال كار خود را   توسعه  مي دادم.

پس از مدت ها و كسب تجارب مختلف در سن سي سالگي متوجه شدم تعريف ظرفيت استرس براي خودم كليد كنترل استرس است. قسمتهاي مختلفي از زندگي من مانند ازدواج، روابطم با خانواده، سرمايه گذاري يا شغلي كه هر روز با آن سر و كار داشتم در مقدار استرسي كه بر من تحميل مي شد موثر بودند.

 مثلاً اگر سر ميز صبحانه من و همسرم بر سر موضوعي اختلاف نظر داشتيم و جر وبحث مي كرديم. آن روز سي درصد از كل ظرفيت استرسم مصرف شده بود. اما اگر سر ميز صبحانه من و همسرم روابط خوبي داشتيم و او مرا تشويق و دلگرم سر كار مي فرستاد، بر ظرفيت تحمل استرسم افزوده مي شد.

به تدريج متوجه شدم هر قدر بر روي دوست داشتن اطرافيان تمركز كنم. احساس بهتري خواهم داشت. و اثر استرس روزانه كمتر هم كمتر خواهد شد.

ولي هر گاه نسبت به كسي احساسات منفي داشتم به همان ميزان ظرفيت تحمل استرسم كاهش مي يافت. اين كار براي افراد بسيار ساده است. با دوست داشتن ديگران و همينطور داشتن احساسات مثبت ظرفيت تحمل استرس خود را افزايش مي دهيد.

آنگاه كه متوجه شدم چيز هاي بهتري وجود دارد كه مي توانستم وقت خود را صرف آنها كنم توانايي من در كنترل استرس بيشتر شد. و ظرفيت تحمل استرس من به بالاترين مقدار ممكن افزايش يافت.

افزايش امنيت روحي به كمك اعتقادات مذهبي

يكي ديگر از راههاي افزايش ظرفيت تحمل استرس كمك گرفتن از اعتقادات مذهبي است و در پناه آن احساس امنيت و احساس كاهش ريسك در شما افزايش مي يابد.

خداشناسي به شما قدرتي مي دهد كه به كمك آن مي توانيد در برابر هر چيزي كه در برابر شماست روبرو شويد. قسمت تهي زندگي شما را فقط رابطه نزديك با خدا پر مي كند نه پول.

شکست درس بزرگ موفقیت

آیا تا به حال آرزویی داشته اید رویایی که می خواستید در دنیای واقعی آنرا به حقیقت تبدیل کنید؟

 و آینده ای متفاوت برای خود بسازید؟ آیا هیچگاه نخواسته اید شغلی متفاوت داشته باشید کسب و کاری که مال خودتان باشد و برای خودتان کار کنید؟ تا کنون چند بار آرزو کرده اید زندگی ای متفاوت از آنچه اکنون دارید را بدست آورید؟

 آیا می توان به رویا متکی بود؟

بدون شک همه در دوره های مختلف زندگی خود آرزو های مختلفی داشته اند. آیا توانسته اید به همه رویا های خود برسید؟ آیا در راهی که به رویای شما ختم می شود قدم برداشته اید؟ آیا از مسير رويا ها خارج شده اید و میدان را به دیگران واگذار کرده اید؟

 آیا تا به حال به قسمتی از رویا های خود دست یافته اید و این موفقیت محدود را با دید منفی نگریسته اید و از کار خود منصرف شده اید؟

چندین سال پیش من رویایی داشتم می خواستم یک صفحه بازی بسازم و با فروش آن برای خود رفاه و خوشبختی را بدست آورم. همراه با شریکی که رویای مشترکی داشتیم هدف خود را به اهداف کوچکتری تقسیم کردیم و بعد از ساعت های طولانی کار و برنامه ریزی و بازبینی های متعدد رویای خود را به واقعیت تبدیل کردیم و یک صفحه بازی ساختیم.

حال زمان سرمایه گذاری بود. ما نباید در این مرحله متوقف می شدیم و به آن به چشم مانعی که باید از آن عبور می کردیم نگاه کردیم و با برنامه ای که از قبل داشتیم توانستیم حامیانی برای خود بیابیم و به این ترتیب شرکت ما پا به عرصه گذاشت و زندگی خود را آغاز کرد.

حال نوبت بازاریابی و تبلیغات بود. تبلیغات تلوزیونی، نمایش های آخر هفته بازرگانی، تبلیغ در مجلات و روزنامه ها، پیام های بازرگانی که از رادیو پخش می شد و... به کار گرفته شد.

دوراني بسیار هیجان انگیز بود. به نظر می رسید رویا ها یمان به حقیقت پیوسته است باید  فروش خود را بالاتر می بردیم تا شرکت خود را توسعه می دادیم و صفحه بازی خود را به تمام دنیا معرفی می کردیم.

 صفحه بازی ما به سرعت  فروش  رفت و حسابي سر وصدا کرد. اما پس از مدت کوتاهی فروش فروکش کرد. و اوضاع کسب و کار ما خراب شد.

داستان را کوتاه کنم، کمپانی ما منحل شده بود و رویاهای ما و سرمایه گذارانمان نقش بر آب شده بود. گذشته از پولی که از دست داده بودیم ساعت ها کار و زحمت، بازاریابی، تبلیغات همه بر باد رفته بود

. اکنون باید به همان شغل قدیمی بازمی گشتم کاری که از گذشته سخت تر به نظر می رسید. آیا این آخر داستان بود؟ آیا باید همینجا دست از کار می کشیدم و حسرت شرکت های بزرگ موفق را می خوردم و به آنها حسودی می کردم؟

 اما آیا این به معنای عدم موفقیت من بود؟ من به درجه ای از موفقیت که می خواستم نرسیدم اما با رویای خود زندگی کردم و آنرا به حقیقت تبدیل کردم. اگر این کار را نمی کردم همیشه با این فکر و آرزو زندگی می کردم چه می شد اگر این کار را انجام می دادم آیا شکست می خوردم؟ اما شکست سنگینی نبود.

 آیا موفقیتی رویایی که انتظارش را داشتم بدست می آوردم؟ نه - اما درس های ارزشمندی گرفتم که باید می آموختم. شما چند نفر نویسنده، کارآفرین، مخترع، هنرمند و... می شناسید که اولین بار توانسته اند موفقیت را لمس کنند؟

شاید مجبور باشید چند بار از آغاز شروع کنید اما موفقیت زمانی بدست می آید که از شکست ها و خطا های خود به عنوان سکوی پرتاب استفاده کنید از اشتباهات بیاموزید و تا انتخاب هایی عاقلانه تر داشته باشید و برنامه منسجم تر بریزید و با قدرت و دانش بیشتر به سمت موفقیت تلاش کنید.

آیا اگر بار دیگر تلاش کنم به هدف خود می رسم یا دفعه بعد از آن موفقیت را لمس خواهم کرد؟ چند بار دیگر باید تلاش کنم تا موفقیت را لمس کنم؟ چه کسی می داند! اما یک چیز را همه می دانند موفقیت یعنی تبدیل کردن رویا به واقعیت و نگاه کردن به موانع چون پله هایی برای بالا رفتن تا رسیدن به موفقیت نهایی.

خوب برای آنهایی که می خواهند بدانند بلاخره چه بر سر من آمد می گویم. پس از بار ها و بارها شکست خوردن های متعدد و گرفتن درس های بسیار از آنها و شروع های بد بالاخره موفقیت از راه رسید اما فقط با ایمان به آنچه قبلاً گفتم. درس های ارزشمندی که شکست ها در اختیار شما قرار می دهند بیاموزید رویا ها را به برنامه های کاری تبدیل نمایید.

و اجازه ندهید یک رویا فقط در حد یک رویا باقی بماند.

برخورد با بحران از منظر تصمیم‏گیری

بحران چیست ؟

در پزشکی وضعیت بحران به وضعیتی اطلاق می شود که ارگانیسم دچار بی‏نظمی شده و به خطر افتاده است . بحران را می توان شرائط غیرعادی ‏دانست که در آن مشکلات ناگهانی و پیش‏بینی ناپذیر پدید می‏آید نظیر آتش‏ سوزی ، اغتشاش ، زلزله ، شورش ، ورشکستگی ، اعتصاب و سایر مواردی که به تصمیم‏ گیری فوری نیاز دارد و درچنین شرایطی ، ضوابط ، هنجارها و قوانین مرسوم دیگر کارساز نیست .

 امروزه با پیچیده شدن محیط و پویائی سریع آن ، هرلحظه امکان بروز یک بحران برای سازمان وجود دارد . در یک موقعیت  بحرانی ، فرهنگ سازمان تغییر یافته و به سمت یک فرهنگ خلاق و متغیر گرایش پیدا می کند . این امر خود باعث ایجاد فرصت‏هایی جهت حفظ و تداوم حیات سازمان می شود .

 به عنوان مثال بحران مالی آسیای جنوب شرقی در چند سال پیش ، شوک بزرگی را برای اقتصاد این کشورها به همراه داشت ، اما تحقیقات نشان می‏دهد که این بحران‏ها در عین حال فرصت‏هایی را به همراه داشتند که منجر به شکوفائی اقتصاد آنان شد .

بنابراین هنگام مواجه با یک وضعیت نمی توان مطمئن بود که وضعیت مذکور یک محدودیت ( تهدید ) محسوب می شود یا یک  موقعیت ( فرصت ).

برای مثال گاهی فرصت‏های از دست رفته ، در مراحل بعدی مسائلی را برای سازمان ایجاد می کنند ، همچنین گاهی هنگام مواجهه با یک محدودیت ، فرصت‏های جدیدی ایجاد می شود .

به همین دلیل برخی از مدیران بر این باورند که در دل هر مسئله، فرصتی نهفته است . با وقوع بحران ، واکنش‏ های روانی متعددی رخ می‏دهد که عبارتند از :

ناباوری ، وحشت ، قبول شکست ، قضاوت های غلط ، اقدامات غیرمنتظره ، کوته‏نظری ، هیجان زیاد و مقصر دانستن این و آن.

ولی همه آنها نقاط مشترکی دارند :

 نیاز به تصمیم‏گیری بدیع دارند ، عدم واکنش سریع معمولاً پیامد نامطلوب دارد ، راه‏حل‏ ها محدود هستند ، زمان به نفع تصمیم‏گیران نیست ، تصمیمات غلط ، عواقب وخیم دارند ، شدت گرفتن غیرمنتظره رویدادها وضعیت بحرانی را تشدید می کند .

با توجه به مطالب ذکر شده هر مدیر یا مسئول ممکن است با این سؤال مواجه شود که :

چگونه باید با بحران برخورد کرد ؟

برخورد با بحران از منظر تصمیم‏گیری :

واضح است که واکنش‏ها و نحوه تصمیم‏گیری افراد به هنگام بحران به چگونگی برداشت آنها از اوضاع وابسته است . طبیعی است که هرچه برداشت از وضع پیش آمده جدی‏تر باشد و خطر بی شتری برای منافع خود و سازمان احساس کنند به همان میزان وضع را بحرانی می کنند .

 به قول « چارلز هرمان » در چنین وضعیتی سه عامل نقش زیادی دارند . براساس این سه عامل سناریو های مختلفی را می توان ترسیم کرد :

الف- اینکه وضعی که پی ش آمده منافع خود ،گروه و سازمان را تا چه حد مورد تهدید قرار داده است .

ب- زمان لازم برای عکس العمل چقدر است .( فرصت )

ج- برای سازمان تا چه حد غیرمنتظره بوده است .( غافلگیری )

البته نباید از نظر دور داشت که امروزه تصمیم سریع مدیران سازمان‏ها ، تأثیر اساسی در موفقیت یا شکست آن سازمان دارد . وقتی که مدیران با یک وضعیت بحرانی روبرو می شوند ، شناخت صحیح مسئله و ارائه راه حل مناسب در زمان معین می تواند فرصت‏هایی را برای سازمان بوجود آورد .

مدیریت بحران از نگاه کارآفرینان

ممکن است فکر کنید همین که با بحران رو به رو شدید و مشکلات عملی و مسائلی که آن را دربر گرفته است سر و سامان دادید ، برای شما کفایت می کند و همه چیز خاتمه یافته است .اما نه ، نمی توانید به سادگی از عواقب و اثرات آن رها شوید .

مدیریت بحران از جمله موقعیت هایی به شمار می‏رود که در آن گاهی این احساس به انسان دست می‏دهد که دنیا با او سر دشمنی دارد .

توجه کنید روشی که برای سرو سامان دادن به ی ک بحران به کار می بندید ، نه تنها برعواقب ناشی از بحران مؤثر است بلکه تأثیر عظیمی در روحیه گروه ، همکاران شما و همچنین بر موقعیت شما در داخل این گروه به جا می‏گذارد .

اینکه ۵ یا ۵۰۰ نفر را رهبری کرده‏اید ، تفاوت چندانی ندارد . ولی این چند ساعت عملکرد شما زمینه‏ای را به وجود می ‏آورد که بسیار مشکل بتوان آن را در کوتاه مدت تغییر داد .

 اگر مسئله را به نحو نادرستی جمع و جور کرده باشید ، این بحران موجب لطمه خوردن به حرمتشما و از دست رفتن وفاداری و روحیه گروه و همکاران شما می شود . اما اگر مسئله را به نحو مطلوبی سر و سامان داده باشید ، موجب افزایش شدید علاقه‏مندی کارکنان و اعضای گروه و تقویت هویت سازمان و مستحکم شدن موقعیت شما می شود .

مزایای تکنولوژی در شرکت ها

الف) افزایش سرعت :

محاسبه و پردازش سریع اطلاعات و انتقال فوری آن زمان انجام کار را کاهش و در نتیجه بهره وری را افزایش می دهد و فناوری اطلاعات امکان جستجو و دستیابی سریع به اطلاعات را نیز فراهم می نماید .

ب) افزایش دقت :

 در مشاغل مبتنی بر انسان دقت انجام کار متغیر است ، در حالیکه تکنولوژی اطلاعات دقتی بالا و ثابت را تأمین و تضمین می کند . در انواع فعالیتهای پردازشی و محاسباتی دقت کامپیوتر به مراتب بیشتر از انسان است .

ج) کاهش اندازه فیزیکی مخازن اطلاعات :

 با توسعه ی تکنولوژی اطلاعات و بکارگیری آن دیگر لزومی به حمل و نگهداری حجم زیادی از کتابهای مرجع تخصصی وجود ندارد .

 به راحتی می توان در هر دیسک فشرده اطلاعات چندین کتاب را ذخیره نمود . مرکز تحقیقات علوم اسلامی قم، از جمله مراکزی است که به انجام این وظیفه مشغول است .

د) رفع برخی از فساد های اداری :

کلیدی منجر به رفع برخی از فسادهای اداری خصوصاً در سطوح پایین می شود .

ر) ایجاد امکان کار تمام وقت :

 به کمک فناوری اطلاعات بسیاری از استعلام‌ ها و مراجعات افراد و غیره از طریق شبکه‌ های کامپیوتری و به صورت خودکار انجام می‌گیرد . بنابراین می توان به صورت 24 ساعته از آن بهره گرفت .

ز) ایجاد امکان همکاری از راه دور :

مخابرات ، تلفن ، تله کنفرانس ، ویدئو کنفرانس و همچنین سیستم‌های همکاری مشترک و غیره نمونه ‌هایی از کاربردهای تکنولوژی اطلاعات در این زمینه‌اند .

ه) کاهش هزینه‌های سیستم و کسب و کارهای کوچک :

 با توجه به موارد فوق به خصوص افزایش سرعت که باعث انجام تعداد کار بیشتر می شود و انجام کار تمام وقت ، بهره‌وری سیستم افزایش می‌یابد و در نتیجه باعث کاهش مقدار زیادی از هزینه‌ها می‌گردد .

آنچه مسلّم است؛

تکنولوژی اطلاعات به منزله یک سلاح و ابزار جدید برای فعالیت جهان معاصر محسوب می شود که عدم استفاده از آن انوزای کشور و در نهایت حذف شدن از جامعه جهانی را به دنبال خواهد داشت .

پنج مهارت کسب و کار آینده ساز :

امروزه در جوامع اطلاعاتی یک شهروند به عنوان انسان عصر اطلاعات ، نیازمند یکسری توانائیها می باشد که با کمک آنها بتواند یک کسب و کار را شروع کرده و ضمن هدایت درست آن ، موجبات پی شرفت کسب و کار را نیز فراهم کند . این مهارت ها عبارتند از:

1- زبان انگلیسی

2- IT: توانایى کار با کامپیوتر + توانایى استفاده از اینترنت + آشنایى با روشها و قوانین تجارت الکترونیکى

3- مدیریت : توان سرپرستی و راهبری

4- بازاریابی : آشنایى با خرید ، فروش، تبلیغات و e-marketing

5- مالی و اقتصادی : حسابدارى ، مفاهیم هزینه و درآمد ، آشنایى با مسائل اقتصادى با این تفاسیر هر فردی می تواند با نمره دادن به میزان آشنایی ش با هریک از مباحث فوق، توان خود را در کسب و کارهای عصر حاضر مورد سنجش قرار دهد .

 از یک دیدگاه نیز، این 5 فاکتور عنوان شده در اصل بیش از اینکه مهارت و توانایی به شمار بیایند ، نیازهای ضروری انسان امروز به نظر می رسند .

به ندای درون خود گوش کنید

۱. بدانید چه می خواهید

از آنچه که می خواهید مطمئن شوید و آگاه شوید، خیلی از ما حتی خودمان هم نمی دانیم دقیقا در زندگی به دنبال چه هستیم! مقدار پولی را که دوست دارید داشته باشید، تعیین کنید، برای مثال، دوست دارید، ۱۰۰ میلیون ریال پول داشته باشید، با این روش زودتر به هدف خود می رسید تا اینکه فقط بگویید من دوست دارم بیشتر پول در بیاورم.

۲. به ندای درونی خود گوش دهید

هر آنچه که از ندای درونی خود می شنوید، به آن توجه و عمل کنید. متأسفانه بیشتر ما به این مسائل اعتقادی نداریم و شاید همین حالا با خود بگویید: “من که اصلاً به این چیزها اعتقادی ندارم و نمی توانم حتی این الهامات را از وجودم درک کنم!”، اما حقیقت این است که این الهامات و نیروی درونی وجود دارند و البته اگر خودتان بخواهید، شما را به طرف آنچه که می خواهید هدایت میکند.

۳. مبلغی منطقی و صریح را در ذهن خود پرورش دهید

ابتدا از مبالغ کم و منطقی شروع کنید، برای مثال، ۱۰۰ میلیون ریال، هدفتان بر این باشد که در مرحله اول تمام تلاش خود را برای کسب این مبلغ متمرکز کنید و بعد به مبالغ بیشتر فکر کنید.

۴. اگر خیلی در درجه اول به پولدار شدن اهمیتی نمی دهید، دیگر اهداف ایده آل خود را مثل، تفریح، امنیت و آزادی و …فکر کنید

در ذهن خود فرض کنید که به همه ی آنها رسیده اید و از این حس لذت ببرید، این خود انگیزه ای می شود تا برای رسیدن به آنها به پول نیز فکر کنید و برسید.

۵. از پیروی و تعقیب دنیوی دست بردارید

شما همواره با نیروی درونی خود به خداوند متعال وصل هستید، لحظاتی را در خلوت خود سعی به ارتباط با خداوند بپردازید، از وی راهنمایی بخواهید و تقاضا کنید تا شما را در مسیر صحیح و سرشار از موفقیت، قرار دهد، طوری که بتوانید در آسایش  و آرامش برای خود و اطرافیانتان مفید باشید، مطمئن باشید که جواب می گیرید.

۶. عمل کنید

اینکه فقط فکر کنید و خیال کنید، کافی نیست، عمل کنید! خیلی از افراد با این که از وضعیت کنونی خود راضی نیستند و می دانند در صورت اقدام به راهی بهتر به آنچه می خواهند می رسند، اما جرأت گامی برتر را ندارند. بنابراین شجاع باشید و عمل کنید. ترس خود مانع موفقیت است.

رالف والدو چنین می گوید: “توصیه من به جوانان این است که برای موفقیت، به آنچه که صحیح است اما از رسیدن به آن می ترسید یا ناامید هستید، عمل کنید”، سوزان جفرز نیز معتقد است : ”باید از مانع ترس عبور کنید، تا کامیاب شوید”، با تصمیمی جدی و اولین گام شما برای موفّقیت، تمامی دنیا شروع به همکاری با شما می کنند و به میل شما راه می آیند.

۷. مراحل کار را در ذهن و با کلام خود زیر لب مرور کنید

بطور مثال، سوالی را در مورد کسب مبلغی از مسیری خاص از خود بپرسید، و با خود گفتگو کنید، “ اگر از این راه موفق نشدم، تمام مسیر قبل را از ذهن خود پاک کرده و از راهی بهتر و موثر تر وارد می شوم تا بالاخره پولدار شوم”

۸. از موانع نترسید

دریا همیشه آرام نیست، زندگی هم مثل دریاست، گاهی مجبورید با دریایی مواج و طوفانی دست و پا بزنید تا بر موانع پیروز شوید. بیشتر ما به محض شکست یا سختی، ناامید شده و از ادامه راه می ترسیم، با سرزنش و افسردگی نه تنها کاری پیش نمی برید، بلکه اوضاع شما از قبل هم بدتر می شود، همانطور که کارل ساگن می گوید:”بهتر است عوض اینکه چرا تاریک است و غر بزنید، حتی با یک شمع کمی آنجا را روشن کنید”، یا به قول ما ایرانی ها، “ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است”.

۹. روابط و ذهن خود را خانه تکانی کنید!

نه تنها در خانه، بلکه در محیط کار، اجتماع و …روابط خود را در جهت مثبت اصلاح کنید. مطمئناً هیچ کس بدون کمک و همیاری دیگران، نمی تواند به اهداف خود برسد، اما اگر قرار باشد این ازدحام روابط بی فایده و پر سر و صدا همراه با میلیون ها انرژی منفی باشد و باعث عدم تمرکز یا تحلیل روحیه تان شوند، بهتر است حذف شوند.

۱۰. به علائق خود توجه کنید

هر کسی به چیزهایی در ذهن خود و بطور ذاتی علاقه دارد، اگر هر گام یا عمل یا هدفی را طبق آنچه که علاقه دارید و به آن عشق می ورزید، آغاز کنید، می بینید که چطور سریع تر و آسان تر به هدف خود می رسید. در واقع این خود درونی ماست که جسم ما را به طرف آن چه که لذّت می بریم و عشق می ورزیم، سوق می دهد.

ارتباط اجتماعی نادرست

افرادی که دچار غرور کاذب بهتر بودن از دیگران هستند، در روابط اجتماعی خود دچار مشکل می شوند.

 گاهی اوقات در اطرافمان انسان هایی باخصوصیات متفاوت می بینیم و با تمام خصلت های خوب و بدشان ارتباط برقرار می کنیم، مثلا در شهری که هزارنفر جمعیت دارد هزار نوع اخلاق و رفتار مختلف می بینیم که باوجود برخی تشابهات اخلاقی و همچنین تفاوت های شخصیتی بدون هیچ مشکلی در کنارشان زندگی می کنیم.

یک نفر دیرجوش است، یعنی با دیگران سخت ارتباط  برقرار می کند، دیگری خونگرم و اجتماعی است و براحتی آب خوردن با دیگران اخت می شود. نفر بعدی می تواند روابط پایدارتری نسبت به دیگران داشته باشد اما در این میان بعضی ها هستند که مثل ظروف نچسب آن هم از جنس مرغوب عمل می کنند.به عبارتی اصلا نمی توان با آنها رابطه برقرار کرد. زیرا حائلی بین دو طرف است که بر خلاف همیشه این بار دیده می شود؛ حائلی به نام غرور کاذب که مانع ایجاد  ارتباط  می شود.

افسانه ای هم در مورد این افراد با نام نارسیس وجود دارد حاکی از آن که مرد جوان زیبایی عاشق تصویر زیبای خود بود که در آب برکه دیده می شد. او آنقدر محو تصویر خود شد که در آب برکه افتاد و غرق شد.از همان نقطه گلی رویید به نام گل نارسیس که در زبان فارسی همان گل نرگس است.

این نوع از شخصیت ها فکر می کنند خونشان رنگین تر است، شاید به رنگ آبی! به عبارت دیگر در ضمیر ناخودآگاه خود مدام به خودشان می گویند من چقدر خودم را دوست دارم! از نظر آنها خودشان شایسته ترین فرد هستند. البته محبوب بودن نزد خود فرد اگر در حد اعتدال باشد مولفه ای طبیعی است اما اگر زیاده روی شود تبدیل به غرور بی رویه و خودبرتربینی و در موارد شدیدتر به اختلال شخصیتی مانند خودشیفتگی تبدیل می شود.

افراد خود برتربین درهرجامعه ای هم یافت می شود. مرد و زن هم تفاوتی نمی کند. البته به نظر می رسد زنان بیشتری نسبت به مردان دارای توهم برتریت از دیگران هستند. احساس رقابت و نیاز به احساس برتری داشتن نسبت به دیگران در زنان بیشتر است.

این افراد دورترین افقی که می بینند نوک بینی شان است. با این اوصاف متوجه می شویم که چه دنیای کوچکی دارند. آنها به طور شگفت انگیزی عاشق خود هستند و واقعا فکر می کنند که نسبت به دیگران برتری دارند. همین امر باعث می شود تا رابطه برقرار کردن با دیگران و روابط بین فردی را از دست بدهند.

در جامعه شناسی این افراد را بی تفاوت نسبت به سرنوشت دیگران نیز قلمداد می کنند. خود برتربینی و خودشیفتگی تقریبا دارای یک معنی هستند.با این تفاوت که خودشیفتگی شدیدتر از خودبرتر بینی است.

همچنین افرادی که مبتلا به خود شیفتگی هستند عموما ویژگی خاصی ندارند که به خاطر آن به دیگران فخر بفروشند. در حالی که افراد خودبرتربین معمولا دارای صفتی هستند که به آن می بالند.

● من از همه بهترم

خود برتر بینی صفتی است که بسیاری بدون آنکه خود بدانند از آن رنج می برند چون بسته به شدت آن از لذت های همدلی با دیگران و جمعی زندگی کردن محرومند.

کسانی که دچار غرور کاذب بهتر بودن از دیگران هستند در عملکرد فردی و روابط اجتماعی شان مشکلات زیادی دارند. فرد خود محور یا خود پرست دنیایی دارد که خود را در مرکز آن می بیند و این موجودیت و هستی فارغ از دیگران و دنیای آنهاست. به عبارتی خودشان هستند و خودشان.

فرد خودبین به دلیل این که تمام توجهش معطوف به خودش است بنابراین ظرفیت صمیمی و هم حسی اش با دیگران بسیار پایین است. البته گاهی اوقات ممکن است جور دیگری خود را نشان دهد. به عنوان مثال ممکن است به صورت رفتارهای بزرگ منشانه تظاهر کند تا به اهداف خود برسد.

در بیشتر مواقع آنچنان در خود غرق می شوند که آنها را از حقایق موجود در محیط اطرافش دور نگه می دارد. آنها بیشتر اوقات به فکر خود هستند و از صمیم قلب باور دارند که بالاتر از دیگران هستند یا حداقل مورد توجه همگان هستند.

● دیگران، مهم یا بی اهمیت؟

کسانی که دارای عقده خودبرتربینی هستند به شدت نیازمند تایید دیگران اند. در همه زمینه ها دلشان می خواهد بهترین ها را داشته باشند تا بتوانند نظر دیگران را به خود جلب کنند. اگر بخواهند چیزی را به دست بیاورند تمام زندگیشان را برای کسب آن متمرکز می کنند. حالا اگر نتوانند به موفقیت برسند و شرایط تایید دیگران را به دست نیاورند بسیار آسیب پذیر می شوند، تا جایی که ممکن است مبتلا به افسردگی شوند.

برای رسیدن به بهترین ها و به دنبال آن تعریف و تمجید اطرافیان، از همین دیگران برای رسیدن به مقاصد خودشان استفاده می کنند. وقتی مورد تعریف و تمجید دیگران قرار می گیرند بسیار خوشحال و مغرورتر می شوند. بعضی مواقع هم که از تحسین دیگران خبری نیست خود به دنبال ستایش دیگران می روند و آنها را وادار به این کار می کنند. اگر از دیگران در مقابل او تمجید کنند می رنجند.

از دیگر واکنش هایی که می توان به آن اشاره کرد این است که اگر فرد به هدف خود نرسد و کاری هم از دستش برنیاید احساس حقارت به وی دست می دهد.

اگر تیزی ای را در نظر بگیریم یک سوی آن خودبرتر بینی و سمت دیگر آن احساس حقارت است.

نکته: خود برتر بینی صفتی است که بسیاری بدون آنکه خود بدانند از آن رنج می برند چون بسته به شدت آن از لذت های همدلی با دیگران و جمعی زندگی کردن محرومند

در حالی از اطرافیانشان بهره کشی می کنند که فکر می کنند جزء وظایف آنهاست. از طرفی،از آنجا که خود را برتر می بینند نسبت به شناخت دیگران و همانند شدن با اطرافیان تمایلی نشان نمی دهند. به عبارتی استثمار و بهره کشی جزء خصوصیات جدا نشدنی این افراد است. فقط با کسانی مایل به ارتباط هستند که آنها نیز افراد برجسته و مهم باشند تا بتوانند از این طریق هم خودنمایی کنند. معمولا به کسی دل نمی بندند اما گاهی اوقات ممکن است شیفته صفات ظاهری اطرافیان شوند. مثلا در مورد ازدواجشان به دنبال بهترین ها و بی نقص ترین ها هستند.

دکتر محمدرضا احمدی، استاد دانشگاه و روان شناس از دیگر صفات بارز در این افراد را کم تحملی در مقابل انتقاد و حسادت شدید برمی شمارد. به نظر وی به هیچ وجه افراد خودمحور طاقت شنیدن انتقاد را ندارند و بلافاصله در مقابل آن واکنش نشان می دهند. کسی را که از او انتقاد کرده است به نادانی، حماقت و درک نکردن واقعیت متهم می کنند.

همچنین حسادت جزء خصیصه های بارز این افراد است. آنها نمی توانند با موفقیت دیگران کنار بیایند.

● دلایل خودبرتر بینی

احمدی درباره علت رفتار این افراد می گوید: بیشتر این افراد باهوش یا زیبا یا دارای خصلتی هستند که نقاط قوتشان محسوب می شود و آنها را از دیگران متمایز می کند.در حقیقت این نقاط قوتشان هسته مرکزی شروع رفتارشان می شود.به هر حال باید دلیلی برای خودپرستی وجود داشته باشد که فرد به آن افتخار کند.

او معتقد است از دیگر دلایل خودپرستی افراد می توان به تربیت خانواده اشاره کرد. در بعضی خانواده ها بویژه تک فرزندها پدر و مادر با فرزند مانند یک اسطوره برخورد می کنند. این طرز برخورد باعث می شود کودک با این تفکر رشد کند که از دیگران بهتر است و این احساس تا دوران بزرگسالی هم ادامه پیدا می کند. تا جایی که فرد در دوران بزرگسالی خود را بی عیب و نقص می داند و به خود اجازه می دهد در ایجاد ارتباط با دیگران فخر بفروشد.

احمدی همچنین نوع دیگری از تاثیر والدین در شکل گیری این نوع شخصیت ها را مشخص می کند.او می گوید در بعضی مواقع هم به دلیل عدم برقراری روابط همدلانه با والدین ناشی می شود.

دکتر محسنی  فرد جامعه شناس هم خانواده را مهم ترین دلیل برای خودبرتربینی  فرد می داند. وی می گوید: در بعضی خانواده ها فرزند را به سمت توانمندی هایشان سوق می دهند، اما در این کار زیاده روی می کنند. به عبارت دیگر بعضی خانواده ها بیش از حد فرزندانشان را بزرگ می کنند.این احساس به صورت دائم در  فرد می ماند. محیط  فرد  تاثیر بسیار زیادی در پرورش خودبرتربینان دارند.

محسنی فر درباره رفتار درست خانواده ها با فرزندانشان می گوید: خانواده ها باید واقعیت ها را ببینند و همچنین آنها را به فرزندانشان نشان دهند. خانواده ها باید فرزندانشان را با توانمندی های واقعی شان آشنا کنند. این موضوع می تواند بسیار تاثیر گذار باشد. این امر بهتر است از همان زمان دو، سه سالگی که تربیت فرزندان شکل می گیرد، انجام شود.

او می گوید: وقتی  فرد با واقعیت ها آشنا می شود از جمله عکس العمل هایی که نشان می دهد بهانه جویی است. در مورد کوچک ترین مسائل شروع به ایراد گرفتن می کند. حتی گاهی اوقات ممکن است با دیگران درگیری داشته باشد یا میان دیگران درگیری به وجود بیاورد.

● در پس پرده چه می گذرد؟

تا اینجا ما تنها درباره خصوصیات ظاهری این افراد صحبت کردیم، اما آیا در درون نیز افراد خودبین اعتقاد قلبی به برتر بودن خود دارند؟

روان شناسان در بیشتر موارد پاسخشان منفی است. آنها معتقدند که بیشتر افراد به رغم ظاهر سرسختشان و پافشاری روی خوبی هایشان، در درون دچار عقده حقارت و خود کم بینی هستند.

احمدی در این مورد می گوید افراد خود شیفته در اصل از احساس بی ارزشی و حقارت رنج می برند. شاید حفظ ظاهر کنند و در مقابل دیگران خود را بزرگ و مهم جلوه دهند اما این تنها ظاهر موضوع است. آنها سعی می کنند با بزرگ جلوه دادن خودشان کمبودهایی که دارند، پنهان یا انکار کنند.

انسانی که دچار غرور کاذب است کسی است که در استنباط این که کسی هست دچار سوءتفاهم شده است.

برای زندگی اهدافی بزرگ ولی دست یافتنی پیدا کنید

اصول موفقيت

1- طرح هاي كوچك را كنار بگذاريد و براي زندگي خود اهدافي بزرگ ، ولي دست يافتني ، نه آرماني انتخاب كنيد :

هدف عالي و بزرگ ، شما را به تفكر، تلاش و كوشش وا مي دارد . پس سعي كنيد به اهداف بزرگ بينديشيد و موفقيت را با تمام وجود بخواهيد . همواره به خاطر داشته باشيد كه افراد موفق، مردان و زناني جسور وبا اراده اند كه از مشكلات هراسي به دل راه نمي دهند.

2- از هوش و استعداد وپشتكار كمك بگيريد:

يقين بدانيد به قول باكستون ، با استعداد متوسط اما پشتكار قوي به هرچه بخواهيد ، مي رسيد .  تنها كسي موفق مي شود كه به انتظا ر ننشيند وهمه چيز را از هوش وحواس خود نخواهد .

 معني اين سخن اين است كه کامیابی وموفقيت زماني به دست مي آيد كه از هوش واستعداد ، نظم ودقت و شكيبايي و پشتكار بهره كافي گرفته شود.

 شانس را جايگزين لياقت واعتماد به نفس نكنيد واز فرصت ها بهره بگيريد.

شانس به معناي توانايي درك موقعيت وانتخاب بهترين هاست . ضرب المثل معروف : " شانس فقط يك بار درخانه آدم را مي زند" بيانگر همين موقعيت شناسي است .

 شانس و اقبال يعني استفاده بجا از  فرصت هاي پيش آمده . " كارها به كوشش است وكوشش ، قضا را سبب مي شود. " همچنين حافظ شيرين سخن گويد:

" قومي به جد و جهد گرفتند زلف يار قوم دگر حواله به تقدير مي كنند"

پس، از آن قومي باشيد كه خوشبختي هايتان را خودتان رقم بزنيد. لينكلن مي گويد: " بيشترِ خوشبختي ها و بدبختي هاي افراد صرفاً به دست خودشان است".

همواره "خواستن ، توانستن است" را شعار خود قرار دهيد :

" خواستن نه به معناي ميل داشتن ، آرزو كردن و اميدوار بودن ، بلكه به معناي عمل كردن است . خواستن يعني اراده كردن واراده كردن يك فرمان دروني است كه عمل به آن موفقيت را به بارخواهد آورد. سعي كنيد آري گفتن را بياموزيد و براي غلبه بر مشكلات ، خود را آماده سازيد.

نمي توانم ، نمي دانم ونمي شود را از ذهنتان بيرون بريزيد:

در دنياي انسان ها غير ممكن وجود ندارد وانجام هر كار به شرط داشتن اراده ي قوي ، امكان پذير است ومطمئن باشيد كه با اراده ، مقاومت و شكيبايي و انتخاب راه درست به سوي مقصد و تصميم گيري به موقع ، انجام هر كاري ممكن مي شود.

 دست به دست كردن ، آدم را در جاده "شايد" سرگردان مي كند واو را جز به خانه هرگز به جايي ديگر رهنمون نمي سازد."

 هم او مي گويد : " اگر براي حل مشكلات به خود ترس راه دهيد ، خواه ناخواه روحيه يأس و نااميد ي موجب عدم اجراي آن كار مي شود."

كارها را جزء به جزء كرده ، انجام بدهيد:

به قول هنري فورد " اگر كار را به بخش هاي كوچك تقسيم كنيد و جزء به جزء انجامش دهيد، به نظربزرگ و دشوار نمي آيد " هميشه بدانيد كه كارهاي انجام شده ي بزرگ ، با قدم هاي كوتاه آغاز شده اند.

 يك ضرب المثل چيني مي گويد : " مرد ي كه كوه را ازميان برداشت ، كسي بود كه شروع به برداشتن سنگريزه ها كرد."

 يقين بدانيد راهي كه هزار كيلو متر باشد ، قدم به قدم پيموده مي شود. پس سعي كنيد كارهاي بزرگ را به قسمت هاي كوچك تقسيم كنيد تا با خيالي راحت واطمينان وشجاعت دست به انجام آنها بزنيد.

احساس مثبت را درخدمت بگیرید

با توجه به دلايل فراوان و بررسي هاي متعدد انجام شده ، ثابت شده است كه تنها افكار آميخته با احساس مي توانند روي ذهن نيمه هوشيار تأثير بگذارند.

 اين امر حقيقت كاملاً شناخته شده اي است كه احساس و هيجان بر اغلب مردم حكومت مي كند. پس بهتر است با احساسات وهيجانات بيشترآشنا بشويد.

در وجود انسان هفت احساس مثبت وهفت احساس منفي كلّي شناسايي شده است . احساس منفي بي آن كه ما دخالتي داشته باشيم برتكانش هاي فكري ما جاي مي گيرند

 و به ذهن نيمه هوشيار ما مي رسند . اما جنبه هاي مثبت را بايد خود به افكار تزريق كنيم كه راه انجام اين كار هم تلقين به خويشتن است .

هفت احساس مثبت عبارت اند از :

ميل و اشتياق ، ايمان ، عشق ، غريزه ، دلگرمي واميد بخشي ، تخيّل ، تفكر و دورانديشي .

هفت احساس منفي نيزعبارت اند از:

ترس ، حسادت ، تنفر، انتقام ، حرص وطمع ، خرافات وخشم .

احساس هاي مثبت به ما نشاط ، اميد ، حركت ، تلاش و نيروي فوق العاده مي بخشند ، پس سعي كنيد عادت استفاده از احساسات مثبت را در خود ايجاد كنيد .

وليكن احساس هاي منفي بازدارنده اند وتمام كمك هاي ذهن نيمه هوشيار را از بين مي برند، پس براي رسيدن به موفقیت بايد خوبي ها، زيبايي ها ، سفيد ي ها ، شجاعت ها و دليري ها را ديد نه بدي ها، زشتي ها ، سياهي ها وترس و جُبن را چنان كه سعدي فرموده است :

تفاوت هاي فردي را فراموش نكنيد :

دراين باره به حكايتي از سعدي عليه الرحمه ، بسنده مي كنيم كه مي گويد: پادشاهي پسري را به اديبي داد و گفت : اين فرزند توست ، تربيتش همچنان كن كه يكي از فرزندان خويش . اديب خدمت كرد و مستقبل شد و سالي چند بر او سعي كرد و به جايي نرسيد و پسران اديب در فضل و بلاغت منتهي شدند.

مَلك دانشمند را مُؤاخذت كرد و متابعت ( درشتي ) ، كه وعده خلاف كردي و وفا به جا نياوردي ، گفت : بر رأي خداوند روي زمين پوشيده نماند كه تربيت يكسان است و طبايع مختلف.

با استنباط از اين حكايت معلوم مي گردد كه تفاوت هاي فردي در امر موفقیت  حائز اهميت است وچون خلقت همه يك جور نيست ، پس  موفقیت همه يكسان نخواهد بود، لذا از اين بابت غصه خوردن يا شماتت كردن كسي ، بي مورد است .

احساس آسايش ، خوشبختي ، داشتن آرامش روحي و رواني ، مزاحم ديگران نشدن و مزاحمتي از سوي ديگران نديدن ،  موفقیت واقعي اند ؛

 زيرا مقام ، ثروت ، فرزند شايسته ، مدارج تحصيلي و همسر دلخواه ، همه عواملي اند كه با داشتن آرامش روحي ، خوب بودن با ديگران و داشتن آسودگی خاطر مي توان آنها را به دست آورد، مشروط به اين كه با دانش و آگاهي واقعي ، اهدافي را براي زندگي خود برگزيد.

 تنها گنجي كه ارزش جست وجو كردن دارد ، هدف است

این 5 نکته دیدگاه شما را نسبت به کسب و کار اینترنتی تغییر میدهد

تخفیف و کاهش قیمت ها یکی از روش های افزایش فروش است ولی حراج واقعی، حاشیه سود را پایین می آورد. مشتری هم به آن قیمت ها عادت می کند. بنابراین کاهش قیمت باید آخرین راه حل و در موارد خاص باشد

خلاقیت:

1) به جای ویژگی، منافع را بیان کنید

نگین خانم یک خانه دار است. او می خواهد یخچالی برای آشپزخانه خود بخرد. وارد یک فروشگاه می شود. فروشنده یخچالی را به او نشان می دهد و می گوید: «موتور یخچال پنج هزار دور در دقیقه می چرخد و قدرتی معادل 7 کیلو وات تولید می کند. بدنه آن از ترکیبات پلیمری ساخته شده است.« چون او از حرف های فروشنده چیز به درد بخوری دستگیرش نمی شود (آیا پنج هزار دور در دقیقه خوب است؟) خداحافظی می کند و به یک فروشگاه دیگر می رود.

فروشنده دوم، ابتدا یکی دوتا سوال ساده می پرسد و بعد شروع به توضیح دادن می کند: «این یخچال در عین حالی که قدرت خنک کننده قوی دارد خیلی کم مصرف است. بدنه سبکی دارد و راحت جابجا می شود. اگر خانواده شما 4 نفره است این یخچال فضای مناسبی دارد.»

فروشنده اولی قصد داشت تا این خانم را با ویژگی های منحصر به فردی که یخچال دارد تحت تاثیر قرار دهد در حالی که فقط احساس نادانی را به او القا کرد. فروشنده دوم سعی کرد تا نیازهای او را درک کند و سپس منافع حاصل از خرید محصول را برشمرد. طبیعتا منافع از ویژگی ها ایجاد می شود ولی برای مشتری منافع مهم هستند نه ویژگی ها. (البته درباره کالاهای صنعتی و خاص وضع کمی متفاوت است.)

2) به جای قیمت، روی ارزش تمرکز کنید

تخفیف و کاهش قیمت ها یکی از روش های افزایش فروش است ولی حراج واقعی، حاشیه سود را پایین می آورد. مشتری هم به آن قیمت ها عادت می کند. بنابراین کاهش قیمت باید آخرین راه حل و در موارد خاص باشد. به جای تخفیف روی ارزش محصول و ایجاد درک درست آن در ذهن  مشتری تمرکز کنید. می توانیم برخی از موارد، قابلیت یا حجم محصول را کم کنیم تا قیمت ما با بودجه  مشتری سازگار شود. مثلا پیشنهاد یک بسته مداد رنگی 6 رنگ به جای بسته 12 رنگی. پیشنهاد جلد مقوایی به جای جلد فلزی. یا به جای تخفیف، یک خدمت یا کالای مکمل هدیه دهیم.

3) به جای گفتن «یاد می گیرید»، از عبارت «نشانتان می دهم» استفاده کنید.

آقا رضا می خواهد برای پسر 6 ساله اش دوچرخه بخرد. او نگران است که پنچرگیری را خودش می تواند انجام دهد یا هر بار باید آن را به تعمیرگاه ببرد.

فروشنده اول می گوید: «نگران نباشید، آن را یاد می گیرید. پنچرگیری این دوچرخه کار ساده ای است.» فروشنده دیگری می گوید: «من نگرانی شما را درک می کنم. خودم هم یک پسر هفت ساله دارم، اجازه بدهید به شما نشان دهم که چقدر این کار ساده است و بعد با هم این کار را آنقدر انجام می دهیم تا زمانی که هیچ نگرانی برای پنچرگیری نداشته باشید!« عبارت »یاد می گیرید»، آدم را یاد مشق شب می اندازد و فکر نمی کنم که هیچ کس تکلیف ننوشته را دوست داشته باشد ولی عبارت «به شما نشان می دهم» بدین معنا است که شما در کنار من هستید و کمکم می کنید. مشتری ان از کسی می خرند که کمکشان می کند!

4) به جای دلیل آوردن، به احساسات  مشتری توجه کنید

اغلب مان دوست داریم هزینه های خرید خیلی منطقی و تصمیماتی مستدل باشند. اگر این طرز تفکر درست بود، کسب و کارهایی مانند ماشین فراری، ساعت رولکس و امثال آنها باید ورشکست می شدند! خریدن اجناس لوکس و گران قیمت را به هیچ وجه نمی توان با منطق توجیه کرد. احساسات نقش موثری در تصمیم خریددارد. بنابراین باید به احساسات مشتری توجه داشته باشیم و به آن پاسخ مثبت بدهیم. در بیشتر مواردمشتری ان فقط خواهان یک حس خوب از اینکه از ما خرید می کنند هستند و نه چیزی بیشتر!

5) خود را جای  مشتری قرار دهید.

قصد ما فروش است ولی  مشتری توجهی به این امر ندارد و نباید هم داشته باشد. دیر شدن اجاره مان، پول برای تامین کالا، رسیدن موعد چک های مان، هیچ کدام ربطی به  مشتری ندارد ولی همه این عوامل می تواند باعث شود تا روی برخورد و رفتار ما با  مشتری تاثیر بگذارد. اغلب افراد دوست ندارند تا چیزی به زور به آنها فروخته شود. باید به خود یادآوری کنیم که مشتری  آمده تا از خرید لذت ببرد و کالایی را بخرد که به رفع نیازش کمک می کند. بنابراین بهتر است که مسیر خود را تغییر دهیم و فروش را به یک گفت و گوی متمرکز بر نیاز و خواسته  مشتری تبدیل کنیم. تلاش کنیم به جای فروش روی احساسات و مشکلات آنها تمرکز کنیم چرا که کانون فروش،  مشتری است نه ما!

در مورد بازاریابی عصبی چه می دانید ؟

بازاریابی عصبی در دنیا مورد استقبال فراوانی قرار گرفته است. بازاریابی عصبی بازاریابی است که با توجه به عملکرد مغز و سیستم اعصاب بدن طراحی شده است. شرکت های بزرگ بودجه های زیادی برای تحقیقات بازاریابی و طراحی سیستم های نظرسنجی اختصاص می دهند. سپس بر مبنای اطلاعات ارائه شده توسط مخاطبان، اقدام به طراحی و ساخت محصول ات جدید می کنند. سپس اتفاق بسیار عجیبی می افتد. همان افرادی که خودشان در نظرسنجی معیارهای یک  محصول  ایده آل را تعریف کرده اند، حاضر به خرید  محصول نیستند.

آقای مالکولم گلادول در کتاب معروفش با نام «نقطه واژگونی» به این پدیده می پردازد. او توضیح می دهد که افراد مختلف هنگام ورود به کافی شاپ در نظرسنجی شرکت کردند که قهوه مورد علاقه شان چه قهوه ای است.

اغلب افرادی که در نظرسنجی اعلام کرده بودند به قهوه تلخ و غلیظ علاقه دارند بعد از چند دقیقه درهمان کافی شاپ قهوه خود را کاملا شیرین می کردند. بنابراین همیشه نمی توان به گفت های مشتریان اعتماد کرد. گاهی آنها در مورد  محصول نظراتی می دهند که با خریدهای خودشان تناقض دارد.

سه بخش اصلی مغز

همین موضوع ساده با توجه به ساختار مغز چگونه توضیح داده می شود؟ مغز سه بخش اساسی دارد که مغز جدید، مغز میانی و مغز قدیم نام دارند. مغز جدید معمولا انجام کارهای تحلیلی و پیچیده را برعهده دارد. تصمیمات منطقی، آموزش و کارهای ارادی ما با فرماندهی این بخش مغز انجام می شود.

مغز میانی بیشتر با موارد احساسی و همچنین حافظه درگیر است. مغز قدیم عهده دار فعالیت های اصلی ما برای بقا است. مثلا وقتی گرسنه می شویم مغز قدیم دستور می دهد که به این مورد رسیدگی شود. همچنین فعالیت هایی مانند تنفس و ... که برای ادامه حیات ضروری هستند توسط این بخش مغز مدیریت می شوند. نکته بسیار جالب آن است که اغلب تصمیمات غیرارادی و پایه ای توسط مغاز قدیم گرفته می شود.

در بازاریابی عصبی دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که اغلب تصمیمات خرید نیز توسط همین بخش مغز، یعنی مغز قدیم انجام می شود. پس اگر با عملکرد مغز قدیم بیشتر آشنا شویم می توانیم عملیات بازاریابی را طراحی کنیم که تاثیرگذارتر باشد. حال به این سوال برگردیم که چرا اغلب افرادی که ادعا می کنند قهوه تلخ و غلیظ دوست دارند، قهوه شیرین می خورند؟

دلیل آن است که وقتی مورد سوال قرار می گیریم معمولا از مغز جدید خود برای پاسخگویی استفاده می کنیم و سعی می کنیم بهترین و منطقی ترین جواب ممکن را ارائه دهیم ولی وقتی در شرایط واقعی می خواهیم قهوه بخوریم، مغز قدیم تاثیر بیشتری بر عملکرد ما دارد!

ورود به مغز انسان

اگر مشتریان نیازهای واقعی خود را بر زبان نمی آورند و همواره نمی توان به گفته های آنان اعتماد کرد، پس راه حل چیست؟ در سال های اخیر دستگاه هایی با نام FMRI ساخته شده است که انواع کوچک و قابل حملی دارد که بر سر انسان نصب می شود و می تواند از مغاز انسان عکس بگیرد.

با این دستگاه دریچه ای را برای ورود به مغاز انسان باز کردند. دانشمندان و بازاریابان می توانند با بررسی عکس های مغاز فردی که مثلا در حال تصمیم گیری خرید است به دیدگاه موثق تر و جدیدتری دست یابند.

اگر خیلی ساده بخواهیم نحوه کار این دستگاه ها را درک کنیم، کافی است بدانیم که وقتی قسمت خاصی از مغز تحریک می شود، معمولا خون با اکسیژن بیشتر به آن بخش مغز منتقل می شود. بنابراین دستگاه های FMRI با عکسی که از مغز تهیه می کنند، می توانند نقاط تحریک شده را مشخص کنند.

بنابراین از این آزمایش به نتیجه بسیار جالبی می رسیم. فرد وقتی پول پرداخت می کند، در مغز بخش درد تحریک می شود و پرداخت پول برای مشتری معمولا دردناک است، حتی اگر مشتری این موضوع را بر زبان نیاورد!

بنابراین با انجام آزمایشات مختلف و فراوان به اطلاعاتی دست می یابیم که می تواند در بازاریابی و فروش بهتر محصولات و خدمات به ما کمک کند.

3 نکته مهم درباره مغز قدیم

همانطورکه گفته شد اغلب تصمیمات خرید ما با مغز قدیم انجام می شود. پس بسیار مهم است که با عملکرد این بخش مغز بهتر آشنا شویم. هر بخش از سه بخش اصلی مغاز بر بخش های دیگر تاثیرگذار است.

1- مغز قدیم با احساسات ترغیب می شود!

اغلب تصمیمات ما به صورت احساسی گرفته می شوند و سپس با منطق توجیه می شوند. این جمله کلیشه ای در اغلب کتاب های بازاریابی موجود است. موضوع مهمتر آن است که احساسات ما تحت تاثیر چه مواردی هستند؟

یک عامل مهم و تاثیرگذار اطلاعاتی است که توسط حواس پنجگانه ما وارد مغز می شود شرکت های موفق سعی می کنند حواس مختلف شخص را در محصول و همینطور در بازاریابی خود لحاظ کنند.

مثلا شرکت اپل حتی بر بسته بندی  محصول ات خود کار می کند تا باز کردن بسته  محصول  احساس خوشایندی بر مخاطب بگذارد. مثلا صدای باز شدن جعبه صدایی دلپذیر باشد. آزمایشات مختلفی در فروشگاه ها انجام شده و نتایج نشان می دهند که پخش یک موسیقی خاص بر تصمیمات خرید مشتریان تاثیر می گذارد.

حتی رایحه های مختلف باعث افزایش یا کاهش فروش می شوند. مثلا در یک لباس فروشی استفاده از بوی وانیل باعث دو برابر شدن فروش ماهانه شد! البته می توان به طور مفصل درباره دلیل این امر صحبت کرد ولی اگر خیلی خلاصه بگوییم: هر عاملی که باعث ایجاد احساس بهتری در ما می شود می تواند فرایند تصمیم گیری خرید را ساده تر کند و باعث شود فرد راحت تر تصمیم خود را بگیرد.

2- معیار تصمیمات مغز قدیم، کسب لذت و آسایش و دوری از درد و ناراحتی است!

دو عامل بسیار پایه ای و مهم در تصمیمات ما کسب لذت و دوری از درد است. آفریدگار ما، بدنه را طوری خلق کرده است تا از آسیب های مختلف محافظت شود. مثلا وقتی دندان درد داریم، مغز قدیم یک وقفه به تمامی تصمیمات ما وارد می شود و ما را مجبور می کند که برای دوری از این درد اقدام کنیم. همینطور معمولا ما دنبال لذت و آسایش هستیم. اگر اینطور نبود، غذاهای خوشمزه، کولرهای گازی، اتومبیل های گرانقیمت و ... هیچ فروشی نداشتند. بنابراین در فروش و بازاریابی بسیاری از  محصول ات پرداختن به موارد و دلایل منطقی کافی نیست و باید به مخاطب نشان دهیم محصول ات و خدمات ما چگونه آنها را از ناراحتی و درد محافظت می کند و به کسب آسایش و لذت بیشتر کمک می کند.

برایان تریسی در کتاب جدید خود «قورباغه را ببوس!» که حدود دو ماه پیش چاپ شده است می گوید: انگیزاننده دوری از درد و آسیب، 5/2 برابر قدرتمندتر از انگیزاننده کسب لذت است.

3- مغز قدیم با تصاویر ارتباط برقرار می کند!

65 درصدتمامی اطلاعاتی که به مغاز منتقل می شوند از طریق بینایی است. تصاویر در بازاریابی اهمیت فراوانی دارند. ما معمولا در بازاریابی فقط بر واژگان تاکید می کنیم. واژگان با مغز جدید تحلیل می شوند، ولی تصاویر با مغز قدیم.

بنابراین شاید ما در یک جلسه ساعت ها صحبت کنیم تا فروشی را انجام دهیم و شخص مقابل با دقت به حرف های ما توجه نکند و نتوانیم مذاکره را به نتیجه برسانیم ولی اگر از تصویر مناسبی استفاده کنیم وآن را با مطالب خود همراه کنیم، معمولا تاثیرگذاری بسیار بیشتر می شود، چون تصاویر می توانند توجه مغز قدیم را به خود جلب کنند.

بسیاری از مدیران فکر می کنند راهکارهای بازاریابی عصبی فقط برای برندهای بزرگ با بودجه های زیاد قابل اجرا هستند ولی اغلب ایده ها به راحتی در کسب و کارهای کوچک هم قابل اجرا هستند. در این مقاله با عملکرد مغز تا حدودی آشنا شدیم. در مقاله بعد به چند راهکار عملی می پردازیم تا از ایده های بازاریابی عصبی در کارمان استفاده کنیم.

چگونه می توان در کارکنان ایجاد انگیزه کرد ؟

گاه از خود می پرسم ، چگونه می توان در کارکنان ایجاد انگیزه کرد؟ یا تحت چه شرایطی می توان دراعضا یک مجموعه کاری یا سازمان، شور و اشتیاق برای بهتر کار کردن را افزایش داد؟

چگونه می توان اعتماد کرد و اعتماد را جلب کرد؟ امید به آینده را چگونه بالا ببریم؟ اضطراب را با چه روشی کاهش دهیم؟ و سوالاتی از این قبیل.

با نگاهی به عبارات انگیزه ، شور و اشتیاق ، اعتماد ، امید،‌اضطراب و لغات مشابه آن متوجه می شوم ، در باره مقولاتی از جنس هیجانات یا عواطف فکر می کنم نه مولفه های شناختی و عقلانی. یا بهتر بگویم ، به جای صحبت از IQ از ظرفیت دیگری به نام EQ یا چیزی که امروزه هوش هیجانی (Emotional Intelligence = EI) نامیده می شود بحث می کنیم.

● هوش هیجانی چیست؟

از سالها پیش روان شناسان متوجه شده اند که برای کسب موفقیت تنها دارا بودن ظرفیت های هوشعقلانیقوی (IQ) کفایت نمی کند. مطالعات نشان می دهد ، تعداد زیادی از افراد دارای هوش  عقلانی  و شناختی بالا نتوانسته اند در زمینه شغلی ، زندگی زناشویی ، ایجاد روابط با دیگران و حتی زمینه های تحصیلی موفق باشند.

پس از آن نظر دانشمندان از جمله پیتر سالوی و جان مایر به توانمندیهای دیگری جلب شد که بیشتر از جنس هیجانات بودند تا شناختها.

 این توانمندی که از این پس هوش هیجانی نامیده می شود به توانایی های آموخته شده ای اشاره دارد که به ما کمک می کند تا احساسات و هیجانات خود را درک کرده و کنترل نماییم تا به نفع ما کار کنند نه بر علیه ما.

هوش هیجانی از پنج مهارت تشکیل شده :

۱) مهارت خود آگاهی:

شناخت احساسات و هیجانات خود به طور آنی و عمیق و استفاده از آن برای راهنمایی در تصمیم گیری های مناسب.

۲) مهارت خود نظم دهی:

توانایی مهار و مدیریت هیجانات و حفظ آرامش برای کمک به تصمیم گیری و بهره گیری از توانمندیهای شناختی به نحو مناسب. هماهنگی با هیجاناتمان به نحوی که به جای اختلال در کارها ، در تسهیل آن به ما یاری رساند.

۳) مهارت خود انگیختگی:

استفاده از عمیقترین علایق خود برای حرکت دادن و هدایت به سمت اهداف تا کمک کند پیش قدم شده و در جهت تکامل و پیشرفت تلاش کنیم ، نه اینکه منتظر مانده تا یک واقعه یا شخص باعث ایجاد انگیزه و حرکت در ما گردد.

۴) مهارت همدلی:

درک آنچه افراد احساس می کنند ، توانایی در نظر گرفتن دیدگاه های دیگران و توسعه حسن تفاهم و هماهنگی با انسان های گوناگون به منظور ارتقای کار گروهی (بویژه در محیط کاری و سازمانی).

● هیجانات مسری هستند:

تحقیقات گوناگون و زیادی در مورد سرایت هیجانات ، در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی دنیا صورت گرفته که نشان دهنده خاصیت تاثیر گذاری و تاثیر پذیری گروه، از هیجانات اعضا و بویژه رهبر می باشد.

 تاثیر متقابل و مدوام مدارهای هیجانی یک شخص (که اساس فیزیولوژیک و عصب شناختی آن نیز مورد بررسی قرار گرفته) در میان اعضا گروه نوعی سوپ هیجانی را بوجود می آورد که در آن هر فرد طعم خاص خود را به آن می دهد، اما این رهبر گروه است که قوی ترین چاشنی را به این ترکیب اضافه می کند.

چرا که به خاطر آن واقعیت همیشگی در کار – همه چشم به رئیس می دوزند- افراد از سطوح بالاتر خود تقلید هیجانی می کنند. مطالعات نشان می دهد این اثر بویژه وقتی که برای کل گروه مسئله و سوالی مطرح می گردد افراد نگاه خود را بر روی رهبر خیره می کنند تا پاسخ او را ببینند.

 در واقع اعضای گروه اغلب واکنش هیجانی رهبر را به عنوان معتبرترین پاسخ به حساب می آورند. و لذا از روی آن برای خود الگو می سازند ، بویژه در یک موقعیت مبهم که در آن اعضا واکنشهای متفاوت نشان می دهند ، رهبر معیار هیجانی را تعیین می کند.

 تحقیقات نشان می دهد که حالات سرزندگی باعث می شود افراد ، دیگران یا وقایع را در پرتوی مثبت تر بنگرند. این به نوبه خود به افراد کمک می‌کند تا در مورد توانایی خود در نیل به یک هدف ، خوش بین تر باشند ،‌خلاقیت و مهارتهای تصمیم گیری را افزایش دهند و افراد را در جهت مفید واقع شدن آماده سازند.

به عنوان مثال تحقیق در مورد شوخ طبعی در کار نشان می دهد که یک لطیفه به موقع یا خنده از سر شوخی می تواند نو آوری را تحریک ، خطوط ارتباط را باز ، احساس رابطه و اعتماد را زیاد و البته کار را جذاب تر نماید. بدون شک شوخ طبعی و سر زندگی در جعبه ابزار رهبران دارای هوش هیجانی ، جایگاه مهمی دارد

. زمانی که بحث از گروه می شود ، حالات خوب، اهمیت ویژه ای پیدا می کنند: توانایی یک رهبر در هدایت یک گروه به حالت اشتیاق و همکاری ، می تواند تعیین کننده موفقیت این امر باشد. به نتایج یک مطالعه بر روی شصت و دو مدیر ارشد و تیم مدیریت توجه بفرمایید: این مدیران ارشد ، نماینده برخی از شرکتهای پیشرفته و همچنین شرکتهای خدماتی مطرح ایالات متحده (از جمله شرکتهای مشاوره و حسابداری) ، سازمانهای غیر انتفاعی و نمایندگی های دولتی بودند.

 این مدیران ارشد و اعضای تیم مدیریتی آنان مورد بررسی قرار گرفتند تا مشخص شود تا چه اندازه سرزنده ، پرانرژی ، مشتاق و مصمم هستند. همچنین از آنان سوال شد که گروه ارشد تا چه حد دچار نابسامانی و تضاد و تعارض گشته است (منظور تضاد شخصی ، خشم و برخورد در جلسات و تعارضات هیجانی در برابر مخالفت ها بود).

این مطالعات نشان داد هرچه حالات کلی افراد در تیم مدیریت ارشد مثبت تر بود ، آنان با همکاری بیشتری با یکدیگر کار می کردند ، و نتایج کار شرکت بهتر بود. به عکس، هر چه یک شرکت مدت زمان بیشتری توسط تیم مدیریتی ای که با هم کنار نمی آمدند اداره می شد، بازده آن شرکت پایین تر بود.

بنابراین می بیینیم ، رهبرانی که می دانند چگونه تمرکز گروه را در کار جاری ، با توجه به کیفیت روابط اعضا متعادل کنند به طور طبیعی فضایی دوستانه اما اثر بخش را ایجاد می کنند که روحیه همه را بالا می برد.

تلاش می کنم در آینده با جزئیات بیشتر به ارتباط هوش هیجانی با رهبری و مدیریت بپردازم. در مقاله بعدی انواع سبک های رهبری و مدیریت ، با توجه به خاصیت طنین افکنی آنها مورد بررسی قرار خواهم گرفت.

هوشمندی کسب و کارهای نوین

 امروزه سطح تعاملات تجاری به‌نحوی است که دیگر روابط خطی مرسوم پاسخگو نیست. در رویکرد سنتی، مواد و قطعات از سوی تامین‌کنندگان به سازمانها ارائه می‌شد و سازمانها نیز با فراوری آنها، محصول نهایی را در اختیار مشتری قرار می‌دادند. در رویکرد نوین، مشتریان با شبکه‌ای از سرمایه‌گذاران، تامین‌کنندگان و ارائه‌کنندگان کالا و خدمات روبرو هستند.

 مجموعه کسب و کار نیز از چنین وضعیتی برخوردارند و مطمئنا، تحلیل چنین سطحی از پیچیدگی مستلزم بهره‌مندی از منطق و ابزارهای نوین است.

 هر یک از اجزای مجموعه مزبور به‌دنبال شناسایی و استفاده از فرصتهای موجود یا پیش رو هستند. داده‌ها به‌طور چشمگیری در حال افزایش هستند، به‌طوری‌که هر سال میزان آنها دو برابر می‌شود و شاید به‌همین میزان بر عدم قطعیت آنها افزوده می‌شود.

ابزارهای سنتی فناوری اطلاعات نیز چندان کارآمد نیستند و فقط در برخی شرایط قادر به افزایش سرعت یا کاهش هزینه‌ها هستند. بنابراین باید راهی دیگر را در پیش گرفت.

نکته کلیدی، افزایش قدرت سازمان در عرصه رقابتی است و معماری فناوری اطلاعات به‌عنوان ابزاری تلفیقی از کسب و کار و فناوری اطلاعات است که برای این امر مورد ملاحظه قرار گرفته است.

در واقع، معماری فناوری اطلاعات مبین بایدها و نبایدها یا رفتارهای مجاز و غیر مجاز در سطوح مختلف سازمان است. در واقع این رویکرد به‌عنوان بخشی از راهبرد سازمان تلقی می‌شود و بویژه بر اولویتها و چگونگی‌ها، آن هم از منظر فناوری اطلاعات، تاکید می‌ورزد.

 به‌عبارت دیگر، معماری فناوری اطلاعات با نگاشت ابزار فناوری اطلاعات و راهبردهای مربوط در فرایندهای مدیریتی، پشتیبانی و اجرایی سازمان سر و کار دارد.

 ممکن است هر یک از اجزای کسب و کار بتوانند نیازهای خود و نحوه برآوردن آنها را بدانند و حتی از خبرگی بالایی در این زمینه برخوردار باشند، ولی ممکن است از طرف دیگر دچار درک نامناسب از کلیت مجموعه شوند.

 معماری فناوری اطلاعات با درک چارچوب کلی و مورد ملاحظه قرار دادن آن به اتخاذ سیاستهای جامع و مناسب کمک می‌کند و از این طریق، ارزشها و مزیتها را ارتقا می‌دهد.

 بنابراین، گرچه معماری فناوری اطلاعات بر یکپارچگی و هم‌افزایی اجزا تاکید می‌ورزد، لیکن در برخی مقاطع با کاهش استقلال و خودمختاری اجزای یاد شده خود باعث کاهش انعطاف‌پذیری و کاهش چالاکی سازمان می‌شود.

در این راستا بویژه در دو دهه اخیر، پایگاههای داده‌های تحلیلی تکامل زیادی یافته‌اند، به‌طوری‌که امروزه به‌عنوان پشتیبان تصمیم‌گیری و اجرا در هر مقطعی از قابلیت بهره‌برداری برخوردارند. البته، پایگاههای یاد شده متفاوت از پایگاههای عملیاتی جزء هستند.

 پایگاههای مزبور از نظر وسعت زمانی، سطح پردازش ‌شدگی و بلوغ، شمول عوامل مختلف کسب و کار و نیز قابلیت پاسخگویی مناسب و فراگیر به کاربران متفاوت و پیشرفته‌تر از پایگاههای داده‌های عملیاتی هستند.

شناسایی و ردیابی فرصتها، تهدیدها نقاط ضعف و قوت و نیز عوامل موثر بر تک‌تک آنها در حال و آینده از مهمترین کارکردهای پایگاه داده‌های تحلیلی است. ایجاد هوشمندی در این سطح منجر به ایجاد شبکه فراگیر، الگوبرداری از بهترینها و کسب مشورت و انجام گروهی کارها خواهد شد.

کافی است کاری یک بار به‌طور موفقیت‌آمیز در سطح شبکه انجام شود؛ این موضوع به‌سرعت در آن توسعه خواهد یافت. همچنین، مساعی را می‌توان با استفاده از روشهایی مانند مهندسی همزمان، به‌طور هماهنگ و همسو دنبال کرد. همه این موارد باید کمک کند تا درک درستی از گذشته، حال و آینده سازمان ایجاد و تحول مثبتی در راستای کسب مزیت رقابتی در آن اعمال شود.

معماری فناوری اطلاعات زمانی موفقیت‌آمیز است که بتواند تلفیقی مناسب از عوامل اساسی موفقیت کسب و کار، برنامه‌های کاربردی و زیرساختها ایجاد کند.

. این موضوع در بعد کسب و کار و فرایندهای مربوط نیز ایجاب‌کننده مهندسی دوباره است و البته، مهمترین موضوع در این راستا، تداوم بخشیدن به کسب مزیت از دیدگاهها و چارچوبهای جدید و از جمله، معماری فناوری اطلاعات استقرار یافته است.

این مهم به نحوه هدایت و رهبری مجموعه و مقدورات بستگی دارد و اینکه چگونه بتوان به مرور زمان درک درستی از اولویتها ایجاد و نوسانات را کنترل کرد.

بخشی از معماری فناوری اطلاعات به تحقیق و توسعه در امور کسب و کار و فناوری اطلاعات اشاره دارد که بر این اساس، ایجاد افقهای راهبردی در مجموعه و تنظیم فرایندهای مورد نیاز مورد ملاحظه قرار می‌گیرد. در واقع، سازمانهای بهره‌مند از سازکار معماری فناوری اطلاعات با پیچیدگیها و ابهامات زیادی روبرو هستند.

 آنها باید از یک سو، پیچیدگی کسب و کار، فناوری اطلاعات مورد استفاده، هزینه‌های مرتبط و مشکلات استقرار و از سوی دیگر، نتایج مبهم ناشی از بکارگیری چنین سازکارهایی را مورد ملاحظه قرار دهند.

در عین حال باید قابلیتهای نیروی انسانی نیز ارتقا یابد. به‌طور کلی می‌توان سه نوع مهارت کسب و کار، تحلیل روندها و فناوری اطلاعات را در زمره مهارتهای مورد نیاز در استقرار معماری فناوری اطلاعات بر شمرد.

البته، مهارتهای مزبور برای افراد سطوح مختلف متفاوت است، ولی منطقی این است که افراد با درک پدیده‌های کسب و کار، بهره‌گیری از روشهای جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها و نیز نگهداری و انتقال اطلاعات، هوشمندی مجموعه کسب و کار را تضمین کنند

خلاقیت؛ روی دیگر سکه موفقیت کسب و کار

خلاقیت مبنای کارآفرینی است و بدون آن فعالیت ها پس از مدتی حالت تکراری پیدا می کنند. آن دسته از صاحبان کسب و کار که نمی توانند به راه های جدید و کارا برای انجام فعالیت های حرفه ای خود بپردازند یا قادر نیستند در جهت ارایه کالاها و خدمات جدید خلاقیت به خرج دهند، مزیت رقابتی خود را از دست خواهند داد.

 یکی از عوامل مهم در پرورش خلاقیت مطرح کردن پرسش های دقیق است. می گویند پرسش صحیح نیمی از پاسخ را با خود دارد ابهام بزرگ ترین مانع بر سر پیشرفت برنامه های تجاری است.

● هدف را با دقت تعریف کنید

نخستین پرسشی که هر کارآفرین باید از خود بپرسد و پاسخی دقیق برای آن در ذهن داشته باشد این است که «هدف ما از راه انداختن کسب و کار چیست؟»

 هر گاه احساس کردید از روند کند پیشرفت امور خسته شده اید یا دقیقا نمی دانید در کدام جهت در حال حرکت هستید این پرسش را از خود بپرسید این اقدام نه تنها انگیزه فعالیت را به شما باز خواهد گرداند یا اگر به هر دلیل لازم باشد هدف خود را تغییر دهید متوجه این ضرورت شده و راه اشتباه را ادامه نخواهید داد.

● روش های خود را تحلیل کنید

پرسش دوم این است که: «با چه رو ش هایی قصد دارم به هدف برسم؟» اگر در مسیر حرکت خود به سوی هدف با مقاومت روبه رو می شوید احتمالا روشی که برای رسیدن به هدف انتخاب کرده اید غلط است.

به شکل عینی رویکرد خود را با پرسیدن این سوال تحلیل کنید. همواره در این مرحله از خود بپرسید آیا روش بهتری برای رسیدن به هدف وجود دارد؟ اگر روش کنونی به کلی غلط باشد چه؟

بسیاری از مواقع وابستگی ما به روشی که ابتدا انتخاب کرده ایم باعث می شود نخواهیم آ ن را تغییر دهیم. فکر کردن به این که ممکن است اشتباه کرده باشیم جرات می خواهد اما در ازای به خرج دادن این جرات، با امکان های جدیدی روبه رو می شویم که با برگزیدن آن ها از شکست در کسب و کار خود جلوگیری خواهیم کرد. قاعده این است: «همواره قبل از آن که به گوینده حرف دقت کنید به این که چه حرفی صحیح است توجه کنید.»

● فرضیات خود را از نو بررسی کنید

سومین پرسش مهم که کارآفرین باید از خود بپرسد این است که: «آیا فرضیات ما درست است؟» منظور فرضیات ذهنی درباره افراد، محصولات، خدمات، بازار و تجارت است.

 بهتر است ابتدا از خود بپرسیم فرضیات ما چه هستند. درباره رقبا، وضعیت بازار، تمایلات، سلایق مشتری ها، کیفیت کالاها و خدمات دقیقا چه فکر می کنیم.

فرضیات غلط مبنا و ریشه تمام شکست هاست. از خود بپرسید اگر فرضیات ذهنی ناگفته و ناخودآگاه اشتباه باشند چه باید کرد. پس از مطرح شدن این پرسش ها، باید حوصله داشت و با دقت به آن ها پاسخ داد. البته پاسخی بدون پیش داوری.

● تصمیم های پیشین را تحلیل کنید

چهارمین پرسش بسیار تاثیرگذار در آینده کسب و کارها این است: «از تصمیم های گذشته من کدام ها صحیح و کدام ها غلط بوده اند؟» در فواصل زمانی معین تمام تصمیم های خود را بررسی و تحلیل کنید. از خود بپرسید اگر آن تصمیم را نگرفته بودم اکنون با اطلاعاتی که دارم آیا باز آن را اتخاذ می کردم.

 اگر این شخص را استخدام نکرده بودم یا در این پروژه شرکت نمی کردم با توجه به اطلاعات کنونی ام آیا اکنون این کار را انجام می دادم؟ این پرسش ها به شما کمک می کند با وضوح جایگاه کنونی تان را درک کنید و چشم بسته به اشتباهات احتمالی خود ادامه ندهید.

اگر پاسخ شما به هر یک از این پرسش ها منفی است باید هر چه زودتر آن تصمیم را حذف کنید. همواره در اولین فرصت از ادامه ضرردهی اجتناب کنید.

● بازبینی برنامه کلان را در اولویت قرار دهید

پرسش پنجم به ویژه در دنیای به سرعت در حال تغییر کنونی بسیار حیاتی است: «آیا استراتژی شرکت و هدف آن همچنان درست است؟»

 طی سه دهه گذشته ظهور تکنولوژی های جدید و تحولات اقتصادی باعث شده بسیاری از کسب و کارها نه تنها سودده نباشند بلکه فلسفه وجودی خود را از دست بدهند، کارآفرین ها همواره باید روندهای کلان را در دنیای اطراف خود مورد توجه قرار دهند.

در غیر این صورت بسیاری از آن ها زمانی به خود می آیند که کالاها و خدماتی که ارایه می دهند دیگر بازاری مناسب ندارد و تولیدکنندگان دیگر سهم آن ها را در بازار تصاحب کرده اند. 

توصیه های علمی برای موفقیت در کسب و کار

موفقیت ممکن است گول زننده باشد و ما را مشتاق سازد که کارها را به همان شیوه سابق انجام دهیم در صورتی که آنچه سالهای قبل جواب می داد حالا ممکن است موجب از دست رفتن سازمان شود.

برای جلوگیری از این اتفـــاق پیشنهاد می شود به توصیه های زیر عمل کنید:

۱) برنامه قلع و قمع سریع دراکولا را اجرا کنید.

 آغاز سال بهترین زمان تحلیل فرایندهای کاری سازمان است. چیزهایی را که موجب زیان و چیزهایی که موجب بهره وری می شوند را شناسایی و چیزهایی را که مانع بهترین عملکرد می شود، حذف کنید. دراکولاهایی را که پول و منابع را از سطوح عملیاتی سازمان می مکند. قلع وقمع کنید.

برای این کار بهتر است از یک مشاور بیرون از سازمان کمک بگیرید. بیرونی ها رویکرد متعصبانه ندارند و چشم انداز متفـاوتی از کسب و کار شما ارائه می کنند.

۲) یک محیط کاری پرجاذبه ایجاد کنید.

جاذبه بالا در اولین روز کاری آغاز می شود. تلاش زیادی روی برنامه های جهت دهی کارکنان داشته باشید.

عامل عمده ای که موجب می شود کارکنان بعد از ۹۰ روز همچنان به شکل خوبی حضور داشته باشند. بستگی به نحوه برخورد با آنها در دو روز اول کارشان دارد.

مدیران باید با کارکنان جدید در هفته اول ملاقات و یک مطالعه استخدامی را تقریباً بعد از یک ماه روی آنها داشته باشند.

نتایج این تحقیق می تواند در تعیین تفاوت بین آنچه انتظار داشتیم و الزامات آن شغل، بسیار کمک کننـده باشد. مدیر باید بـه رفع این تفاوت کمک کند و آنچــه را که می تواند موجب خروج زودهنگام آنها شود. شناسایی کند.

۳) مدیران و یا روسای دمدمی مزاج را به کار نگیرید.

واقعیت این است که افراد خوب مدیران بد را ترک می کنند. نتایج یک طرح تحقیقاتـی نشان می دهد که ۳۵درصد از پاســخ دهندگان، علت کنارگذاشتن کار خود را رییس بلافصل خود ذکر کرده اند.

پس از پایان ارزیابی، هیئت مدیره جلسه ای را با مدیران جهت بحث و بررسی پیرامون موضوعهایی تشکیل می داده که روی کارکنان تاثیر می گذارند.

۴) یک برنامه قدردانی در نظر بگیرید.

 سیستم‌های پاداش خیلی خوب هستند اما آنچه را که افراد واقعاً به آن نیاز دارند قدردانی از آنهاست. در یک طرح تحقیقی اکثر پاسخ دهندگان در پاسخ به این پرسش که چه چیزی موجب بیشترین نارضایتی شما در محیط کار می شود، اظهار داشته اند: فقدان قدرشناسی.

تنظیم برنامه ای برای ایجاد این احساس در افراد که از آنها قدردانی می شود زیاد مشکل نیست. یک برنامه خوب طراحی شده، جو دوستانه ای را ایجاد می کند و موجب می شود که افراد احساس خوبی به خود و کارشان داشته باشند.

۵) یک محیط کار پرانگیزه ایجاد کنید.

سازمان خوب، سازمانی است که دارای یک محیط کاری پرانگیزه باشد. توجه داشته باشید که آنچه شما را بر می انگیزد لزوماً دیگران را برنمـــــی انگیزد. مدیرعامل سازمانی، مطمئن بود که برای کارکنان پاداشهای نقدی بر هر چیز دیگری مرجح است. در حالی که برعکس، پول اهمیت نداشت بلکه برای آنها پارکینگ مهم بود.

 در آن سازمان مدیران و برخی از کارکنان رده بالا می توانستند درست کنار ساختمان پارک کنند در حالی که بقیه کارکنان مجبور بودند چندین ساختمان دورتر پارک کنند. با کسب چنین اطلاعاتی، برنامه ای تنظیم شد که کارکنان هم بتوانند از پارکینگ مدیران استفاده کنند.

۶) موضوع خانواده را جدی بگیرید.

اکثر سازمانها منافع تاثیر روابط خانوادگی - دوستانـه بر بهره وری و جذب کارکنان تشخیص نمی دهند. شرکت تنسی از اولین شرکتهایی بود که موضوع خانواده را جدی گرفت و آن را در اولویت اول قرار داد.

و مدیران خود را به یک دوره آموزشی سه روزه فرستاد. دوره شامل چگونگی مربیگری، ارتباط و مشاوره کارکنان بود. بخشی از این دوره نیز شامل حساس کردن آنان به هزینه های جذب و ترک کارکنان و دلایل اصلی ترک کار کارکنان بود. در نتیجه ساعات کار کارکنان دوبرابر افزایش یافت و مشتریان بانک ۷ درصد افزایش یافت.

۷) یک چتر نجات با خود داشتـه باشید.

آیا مـی توانید چتر بازی را خارج از هواپیما بدون هیچ آموزشی تصور کنید؟ بارها، اولین هزینه‌ای که در برنامه ریزی های اقتصادی حذف می‌شود برنامه های توسعه ای و آموزشی است.

۸) برای عملکرد بالا، سطوح پایین به بالا سازمان خود را درگیر کنید

. مطالعات نشان داده است که درگیری کلیه کارکنان در سطوح مختلف تاثیر عمده ای بر بهبود بهره وری، اخلاق وانگیزه ها خواهد داشت.

۹) جمود ذهنی را بشکنید.

 بسیاری از سازمانها از چیزی که شاید بشود آن را جمود ذهنی یا سندرم ما تا حالا این کار را آن طوری انجام نداده ایم نامید، رنج می برند. شرکت رابر مید، یکی از نوآورترین شرکتهای دنیاست.

آنها صدها محصول جدید در سال - تقریباً روزی یک محصول جدید - تولید می کنند. برای مثال آنها برای شبیه سازی ایده محصولات جدید تعدادی از کارکنان خود را برای مطالعه روی اقلام آماده کردن غذاهای باستانی به موزه ای در مصر فرستادند.

 همه کارکنان صرفنظر از موقعیت شان بایستی مترصد ایده های جدیدا برای ارتقای بهره وری و منافع سازمان باشند. برای ارتقای بهره وری و منافع سازمان باشند.

۱۰) به تلفن مشتریان پاسخ دهید.

 در ایالات متحده افراد استانداردهایشان را پایین آورده و خدمات به مشتریانشان از بعضی جهات تنزل پیدا کرده است.

آنها به طور کورکورانه ای پست صوتی و سیستم های تلفنی اتوماتیک را طراحی و جایگزین کرده اند. دلیل به کارگیری این سیستم ها هم این است که آنها تصور مـــی کنند این سیستم ها کم هزینه تر از حقوق فردی برای پاسخ به تلفن ها هستند.

در حالی که آنها اشتباه می کنند. استفاده از این سیستم ها باعث یک رابطه خشک و غیررسمی بین سازمان و مشتری می گردد.

به علاوه جلوه ای از سردی، بی تفاوتی و بیگانگی است و مشتریان و پولهایشان را به سمت منبع رضایت بخش تری سوق می دهد.