راه های یافتن یک شریک خوب تجاری

 از دیدن کسانی که سال های سال با هم شریک بوده اند و رفاقت شان و کارشان را به اتفاق هم حفظ کرده اند متعجب می شویم. همه شراکت هایی که با کلی تعارف و برادری آغاز می شود به چند ماه، نکشیده به دعوا و قهر و تسویه حساب می رسد. مسأله چیست؟ آیا موقع شروع کار، آنقدر حواسمان درگیر خود کار است که از همراهمان برای موفقیت در کار، غفلت می کنیم. جدای از اثراتی که این همکاری و بعد، قهر و آشتی ها روی اقتصاد دارد، اعصاب ما هم در این کشاکش آسیب می بیند. این پرونده را بخوانید که به شما کمک می کند تا یک شریک بادوام تجاری بیابید.

راه هایی برای انتخاب و حفظ یک شریک تجاری
اگر شما قصد تجارت دارید و احساس می کنید بهتر و امن تر است که این کار را به تنهایی انجام ندهید، تنها چیزی که نیاز دارید، یک شریک تجاری خوب است. اما قبل از اینکه دنبال شریک تجاری بگردید، مراقب باشید که فاکتورهای مهمی هستند که باید در حین تجارت، آنها را رعایت کنید. پیدا کردن یک شریک مناسب بسیار مهم و حیاتی است ولی شما در عین حال باید بدانید که چطور یک رابطه کاری را در زمان تجارت حفظ کنید. این راهکارها را برای پیدا کردن و نگه داشتن یک شریک تجاری خوب مدنظر داشته باشید. 

وقتی شما با یک شریک تجاری مقتدر روبه رو می شوید، چیزی برای پیشنهاد داشته باشید.

شریک شما باید شخصی با میزان دانش و آگاهی لازم از تجارتی باشد که شما قصد شروع آن را دارید. اهداف شما و او باید یکسان باشند. راه های دو طرف برای رسیدن به این اهداف باید مشابه باشند. هر دو طرف باید به میزان ریسک و خطری که این کار برای آنها دارد، آگاه باشند و در این مورد توافق کرده باشند.

این اهداف و ریسک ها را به صورت مکتوب بیاورید و به شرکای خود نشان دهید و سپس برای آنها برنامه ریزی کنید.

قبل از اینکه در مورد این همکاری توافق کنید، از خودتان بپرسید که آیا این شخص واقعاً همان فردی است که می خواهید با او به طور روزانه و در ادامه فعالیت کاری خود همکاری کنید یا نه.

شرکای تجاری باید اعتماد کاملاً متقابلی به هم داشته باشند.
شایعات همواره بخشی از تجارت بوده اند. اگر شما چیز ناخوشایندی در مورد شریک تجاری خود شنیدید، آن را باور نکنید و آن شخص را متهم نکنید. این کار اعتماد شما به او را از بین خواهد برد. 

سعی کنید با شریک خود در مشکلات و موفقیت های تجارت سهیم شوید. مسلماً همواره در مورد شیوه های کاری با هم توافق ندارید. گوش کردن، بحث کردن و فهمیدن یکدیگر از اهمیت زیادی برخوردار است.

دلایل شرکای تجاری خود را در این همکاری بدانید. شاید این همکاری به این خاطر باشد که یکی از آنها پول کافی دارد و دیگران تجربه لازم برای تجارت را دراختیار دارند. این موضوع که پیش از امضای قرارداد همکاری شما و شریک تان در مورد اهداف و ریسک های احتمالی با دیگران توافق دارید، مهم است.

اگر یکی از شرکای شما از شما در مورد خیلی از جنبه های تجارت قوی تر است، به او اتکا کنید. شاید شما بهتر با فروشنده ها معامله کنید، ولی شریک شما در بخش خدمات به مشتری توانایی های بیشتری داشته باشد. به یاد داشته باشید هر کاری که شما به بهترین نحو انجام می دهید، به نفع هر دو طرف خواهد بود.

اهداف شخصی شما ممکن است در طی سال ها تغییر کنند. هیچ اشکالی به این موضوع وارد نیست. البته تا زمانی که به اهدافی که با شریک خود تعیین کرده اید، خدشه وارد نشود.

از انتخاب فامیل به عنوان شریک تا تفاوت شخصیت ها
انتخاب یک شریک تجاری مناسب درست به اندازه انتخاب شریک زندگی مهم است. چرا شما می خواهید شریکی پیدا کنید که در واقع شما را کامل می کند و برای همین این شخص نباید لزوماً با شخصیت و نحوه مدیریتی شما هماهنگ باشد. شریک تجاری شما باید زمانی که شما ضعیف هستید، قوی عمل کند و با راهکارهای مفید به پیش بردن تجارت کمک کند. او باید بتواند این تجارت را در غیاب شما هدایت کند و ارزش درستی برایش قائل شود. انتخاب یک شریک تجاری مناسب سبب می شود تا شما از گزند مشکلات مختلف در امان بمانید و از نظر مالی سود و درآمد قابل توجهی داشته باشید.

خانواده و دوستان. برای استخدام اعضای خانواده و دوستان به عنوان شریک تجاری عقاید مخالف و موافق زیادی وجود دارند. انتخاب یک دوست یا یک عضو خانواده می تواند شیوه خوبی برای پیدا کردن یک شریک تجاری عالی قلمداد شود. برای اینکه شما از پیش زمینه، انگیزه و توانایی های این افراد خبردار و آگاه هستید. از سوی دیگر خیلی از مردم برای جدا کردن احساسات و جنبه شخصی روابط از جنبه کاری آنها با مشکلات زیادی روبه رو هستند. این موضوع حتی می تواند منجر به استرس و درگیری در تجارت شما شود. در این گونه موارد باید محتاط عمل کنید. 

 تکمیل مهارت ها. وقتی در مورد انتخاب یک شریک تجاری تصمیم می گیرد، شخصی را بیابید که مهارت هایش در واقع تکمیل کننده توانایی های شما باشد. به یاد داشته باشید که این شخص نباید لزوماً مهارت هایی مشابه و هماهنگ با توانایی های شما داشته باشد. شخصی با مهارت های مدیریتی قوی می تواند شریک خوبی در امر فروش باشد. یک تجارت مبتنی بر طراحی گرافیک صرفاً به یک طراح گرافیک خوب نیاز ندارد و به شخصی که این تجارت را از نظر اداری مدیریت کند هم نیازمند خواهد بود. بیشتر تجارت ها به خاطر اینکه به صورت تکنیکی و بدون تخصص های ویژه تجارت شروع می شوند، شکست می خورند. 

 تکمیل شخصیت ها. در مورد تجارت لزوماً نمی توان گفت که شخصیت های متضاد یکدیگر را جذب می کنند. این فاکتور به صورت کامل در تجارت عمل نمی کند. اگر فردی شخصیت تأثیرگذاری داشته باشد و دیگری شخصیت فروتن و خاضعی داشته باشد، این همکاری ممکن است خوب پیش برود. با این وجود هر دو طرف باید با نقش خود در این تجارت احساس راحتی کنند. وقتی شما تجارت جدیدی شروع می کنید، زمان زیادی با شریک تجاری خود می گذرانید. این شخص باید فردی باشد که به او اعتماد دارید و با او احساس راحتی می کنید. در حالی که به نظر می رسد استخدام یک مدیر مالی موفق با شخصیتی وحشتناک ایده جالبی باشد، اما در درازمدت این روند سبب ایجاد اختلاف ها میان دو طرف و بروز مشکلات فراوان خواهد شد. 

روابطی که شما با شریک تجاری خود دارید، می توانند تفاوت های موجود میان یک محیط تجاری آرام و یک محیط آشفته را به خوبی نشان دهند. دانستن اینکه چطور باید شریک تجاری پیدا کنید که بهترین و مناسب ترین گزینه برای همکاری کردن با شما باشد، مهارتی است که به مرور زمان به آن دست پیدا می کنید.


7 راه برای انتخاب یک شریک تجاری

بدون شریک ماندن بهتر از شریک بد داشتن است
شریک تجاری شدن، نیازمند هم زیستی طولانی مدت میان دو یا چند نفر است. شما زمان زیادی را برای طرح ریزی رویدادهای گوناگون تجاری با شرکای خود سپری می کنید و باید بتوانید در طولانی مدت وقت خود را با آنها بگذرانید. تجارت شما چیزی است که در واقع شما آن را خلق کرده اید و برای رشد بیشتر به تغذیه صحیح نیاز خواهد داشت. شما شریکی می خواهید که با همان میزان هیجان و اشتیاق خودتان به شما در راه پیشبرد این تجارت کمک کند. اما این شخص باید در عین حال از نظر فلسفه های فکری و هم با شما شریک باشد.

1. شریکی بیابید که ارزش ها، روحیه و دیدگاه اش را با شما سهیم شود
این نکته در میان همه چیزهایی که باید در یک شریک جست وجو کنید، از همه مهم تر است. شما باید بتوانید با شرکت خود در مورد تصمیم گیری های گوناگون، اهداف و پیشبرد تجارت به سمت موفقیت به راحتی ارتباط برقرار کنید. اگر با شخصی شریک شده اید که بی میل و فاقد انگیزه است یا نمی تواند دیدگاه ها و نظریات شما را مدنظر قرار دهد، درصد موفقیت شما پایین خواهد بود.

2. شریکی پیدا کنید که بتواند مهارت ها و تجربه لازم را به تجارت بیاورد
یک شریک تجاری خوب باید مهارت هایی داشته باشد که توانایی های شما را کامل کند. هیچ فردی به تنهایی در همه امور تجارت کامل نیست. اگر شما مهارت های فردی زیادی دارید، ولی از نظر مالی امکانات کمی داشته باشید، باید دنبال شریکی باشید که این خلأ را جبران کند. هر اندازه شما و شریک شما مهارت بیشتری در این همکاری به کار ببرید، تجارت، آسان تر رشد می کند به هدف نهایی نزدیک می شود.

3. دنبال شریکی به دور از مشکلات شخصی فراوان باشید
اگر شریک شما مشکلات زیادی در زندگی شخصی خویش دارد، آنها را هم با خود به داخل تجارت می کشاند. اینکه شما به شریک خود فرصت لازم بدهید اقدام پسندیده ای است، ولی پیشبرد یک تجارت کوچک مستلزم مهارت، زمان و انرژی بیش از حد است. اگر شریک شما فردی است که مشکلات و بحران های فراوانی دارد، ممکن است بار اصلی تجارت به دوش شما بیفتد.

4. شریکی پیدا کنید که به تجارت شما اعتبار بخشد
اینکه شما شریکی داشته باشید که از نظر منابع مالی در شرایط خوبی به سر برد، نکته ارزشمندی است، ولی شریک شما علاوه بر پول می تواند ارزش های دیگری به این تجارت بدهد. شریکی که در شبکه تجارت، در بخش صنعتی و فهرست مشتریان ارتباط های گسترده ای دارد، می تواند به لطف تجربه و اعتبار خود به پویایی تجارت شما کمک شایانی کند و شانس موفقیت در درازمدت را افزایش دهد.

5. شریکی انتخاب کنید که خصوصیات فردی خوبی دارد
شما تنها زمانی که با شخصی وارد تجارت شدید می توانید به او اعتماد کنید. پس به دنبال شخصی بگردید که صداقت برایش ارزش داشته باشد و از نظر حرفه ای و شخصی فرد مقبولی به نظر آید. انتخاب یک گزینه نامناسب به عنوان شریک تجاری ممکن است به ضرر شراکت تمام شود و باعث ایجاد شکاف و جدایی میان دو طرف و از دست دادن مشتریان شود و  حتی مشکلات حقوقی برای شما و تجارت شما ایجاد کند.

6. شریکی انتخاب کنید که از نظر اقتصادی ثبات دارد
چه شریک شما از نظر مالی به این تجارت کمک کند و چه نکند، از اینکه شرایط اقتصادی شما در تجارت دچار مشکل شود، اهمیت کمتری دارد. شخصی که با بحران مالی روبه روست، به دلایل بسیار نمی تواند انتخاب خوبی برای شروع همکاری و تجارت باشد. پول و مهارت های مدیریتی برای تجارت های کوچک حیاتی هستند و شخصی که از نظر مالی با مشکلات زیادی روبه روست نمی تواند توانایی کافی یا نظم لازم را برای همکاری صحیح در این عرصه داشته باشد.
7. احترام مهم ترین اصل در راه شکل گیری و موفقیت یک همکاری
هرگز نباید با شخصی شریک شوید که به شما احترام نمی گذارد. هدف اصلی از شراکت رسیدن به موفقیت در قالب تیمی است. شما عقاید و پیشنهادهای شخصی که برایش حداقل در زمینه کاری احترام قائل نیستید را باارزش نمی دانید. به خصوص که شما می خواهید با شخصی شریک شوید که به شما به عنوان شریک، همکار و پایه گذار این تجارت احترام می گذارد.

رویای یک شبه پولدار شدن

تجارت در سایه ترس و طمع    
یک روز میانه بهار، در حاشیه میدان تجریش هوا آنقدر لذت بخش است که بسیاری را وادار به پیاده روی در ابتدای خیابان ولیعصر می کند. برای کسانی که از نزدیک با مفهوم «forex» یا همان تجارت بین المللی ارز، آشنایی نسبی هم ندارند آگهی های بزرگی که روی دیوارها چسبانده شده از درآمد میلیونی می گویند و تحقیق آرزوی یک شبه پولدار شدن را وعده می دهند. بازاری که از سال 1994 و با همه گیر شدن اینترنت در میان مردم عادی به تجارتی امن و شناخته شده در جهان بدل شده اما در ایران هنوز پدیده ای نه چندان شناخته شده است که حتی برخی آن را با تجارت شرکتهای هرمی و هم ردیف کمپانی های بدنامی مانند «کوئست» دسته بندی می کنند.

عصر همان روز بهاری، آنهایی که احتمالاً روی پشت بام خانه شان بشقابی بزرگ دارند که به یک سمت مشخص آسمان قرار گرفته، می توانستند در میان پخش اخبار شبکه یورونیوز آگهی چندثانیه ای کارگزاری «FxPro» را ببینند که بینندگان این شبکه را به سرمایه گذاری مطمئن از طریق این کارگزاری دعوت می کند. کمپانی ای که به عنوان اسپانسر تیم فوتبال سفیدهای لندن یعنی «تاتنهام هاتسپر» خودنمایی می کند.

زمانی که هنوز یورو واحد پول اروپای مشترک نشده بود، پلک های مختلف برای تأمین نیاز روزانه شان به ارزهای مختلف بازاری را پدید آوردند که به نام بازار ارز شناخته می شد. در ایران هم صرافی های معتبر ریال شما را با ارزهای مختلف و معتبر دنیا؛ آن هم به قیمت روز خریداری می کردند. اما با گسترش اینترنت خرید و فروش ارز و سهام های مشهور دنیا و فلزات گرانبها از طریق نرم افزاری مشترک در همه جای دنیا رواج پیدا کرد. البته این پدیده خیلی زود به ایران رسید، اما در میان کسانی که به کار فارکس مشغول هستند، قانونی نانوشته وجود داشت که از گفتن حقیقت درباره کارشان ابا داشتند.

دلیل آن هم کاملاً مشخص بود؛ نمی خواستند با همه گیر شدن این تجارت حساسیت دولت را به خود جلب کنند. ترسی که واقعی به نظر می رسید و درنهایت از زمستان سال گذشته مقام های مختلف دولتی و بورس تهران و حتی وزارت اطلاعات وارد گود آن شدند و هر کدام به شکلی از قانونمندشدن دفاتر خدمات فارکس در ایران گفتند. ابتدا در آخرین روزهای اسفندماه سایت های این دفاتر فیلتر شدند، اما با همکاری ای که مدیران کارگزاری های مشهور دنیا در تهران انجام دادند و با تزئین صفحه اول سایت شان به اطلاعیه ای که از مردم می خواست تا زمان رفع شبهات قانونی صبر کنند، برای خود مجوز رفع فیلتر گرفتند.

کلاهبرداری به اسم فارکس
قطعاً فارکس نه یک شرکت هرمی است و نه می شود با دستورهای دولتی آن را متوقف کرد. آنچه باعث شد تا فارکس در همه جای دنیا بسیاری را به خود جلب کند، ابزار و سرمایه بسیار کمی است که هر فردی ممکن است آنها را دراختیار داشته باشد؛ کامپیوتر، خط اتصال به اینترنت و 50 یا 100 دلار سرمایه اولیه. اما همه اینها هم باعث نشده تا آنچه همیشه در ایران اتفاق می افتد و ما ابتدا بدترین شکل استفاده از یک امکان را تست می کنیم، رخ ندهد. آنچه وزارت اطلاعات در مورد آن هشدار داده بود، کلاهبرداری هایی بود که تحت عنوان فارکس از مردم صورت گرفته است. مجید حسنی تبار که در حال حاضر جزو کسانی است که هر روز چند ساعتی را پای این تجارت می گذارد با قبول اینکه به نام این کار کلاهبرداری های مختلفی صورت می گیرد، ادعا می کند: «حدود 3 سال پیش، من بیکار بودم و در روزنامه به دنبال کار می گشتم. در اطراف بازار تهران به عنوان اپراتور کامپیوتر به یک دفتر در پاساژی قدیمی مراجعه کردم. حدود 10 دستگاه کامپیوتر در چند ردیف گذاشته بودند. خیلی شبیه کافی نت به نظر می رسید، اما وقتی دقت کردم دیدم به جای یک نفر، پشت هر سیستم دو نفر نشسته اند که معمولاً آن کسی که سن بیشتری دارد کناری نشسته و به آن جوانی که پشت سیستم است دستوراتی می دهد.» کسی که به عنوان مدیر آن مکان آگهی درخواست اپراتور کامپیوتر به روزنامه داده بود، به مجید می گوید که ما نرم افزاری اقتصادی کار می کنیم. شما بعد از یک دوره آموزش سه ماهه توسط ما، یاد می گیرید تا دستورات مشتریان ما که اغلب از بازاری های خوشنام هستند را اجرا کنید. مجید تعریف می کند؛ مثلاً آقایی که در نزدیکی من بود مدام به آن جوان می گفت نفت بخر، الان گران می شود. من هم به علت حقوق کم و مسایل دیگر پایم را دیگر آنجا نگذاشتم. اما الان که خودم در بازار فارکس کار می کنم کاملاً متوجه شدم آن طرف به چه شیوه کلاهبرداری می کرد. شما بخواهید با هر کارگزاری در دنیا کار کنید یک نرم افزاری هست به نام «متاتریدر»، این نرم افزار بسیار کم حجم است و از طریق آن می توانید به بازار جهانی دست پیدا کنید. اما شما می توانید بدون پرداخت هیچ پولی در ابتدا، مدتی به صورت شبیه سازی شده با آن نرم افزار تمرین کنید تا هنگامی که سرمایه تان را وارد کار می کنید بدون تجربه نباشید و پولتان را از دست ندهید. در واقع حالت «دمو» فقط با یک ایمیل فعال می شود و شما هر مقداری هم که بخواهید می توانید سرمایه فرضی داشته باشید. از گفته های این معامله گر فارکس می توان چنین برداشت که آن فردی که در بازار تهران با چند جوان اپراتور و بازاریان بی اطلاع از علم روز تجارت در جهان برای خود دفتر و دستکی به هم زده بود در حال کلاهبرداری بوده است. در واقع او پول نقد بازاریان را از آنها می گرفته اما آن مبلغ را به حساب آنها واریز نمی کرده و به جای آن یک حساب دمو به اندازه مبلغی که دریافت کرده بود راه اندازی می کرده و بازاریان از همه جا بی خبر که بدون هیچ پشتوانه تحلیلی و تکنیکی در کنار اپراتورها اقدام به خرید و فروش می کردند، پس از مدتی ضرر می کردند. اما ضرری که در حساب دمو و تمرینی بوده است.

ـ کارگزاری های روسی نتیجه تحریم های بین المللی
این تجارت که با شکستن مرزها توسط اینترنت به نقاطی مانند ایران رسیده احتیاج به آشنایی با علوم اقتصادی و تحلیل های شناخت بازار دارد. همان گونه که یک خریدار سهام در بازار بورس اوراق بهادار در تهران با علم و تحلیل دست به خرید سهام می زند و در ابتدای کار به پیشنهاد خبره های این کار، برای خود سبدی کاغذی درست می کند تا ببیند اگر این سهام را خریداری کرده بود در بازار چه وضعیتی پیدا می کرد، در بازار فارکس هم حساب دمو به همین منظور طراحی شده است. اما برخلاف ایران، در کشورهای غربی و حتی شرق آسیا کسانی که می توانند بازار را تحلیل کنند و جهت آینده آن را حدس بزنند، به عنوان تحلیلگر بازار شناخته می شوند که جدا از سرمایه گذاری شخصی شان در بازار فارکس، تحلیل های علمی خود از وضعیت بازار ارز و فلزات گرانبها را با دریافت مبلغی به عنوان حق مشاوره دراختیار دیگران قرار می دهد و البته کلاهبرداری نظیر آنچه در ایران اتفاق می افتد در آن کشورها صورت نمی پذیرد چرا که اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد با نهادینه شدن در این کشورها این فرصت را دراختیار شهروندان می گذارد تا با سرمایه گذاری معتبر در شرکت های مجاز که دارای تحلیلگران کارآمد هم هستند، به افزایش سرمایه شخصی شان بپردازند.

فعالیت بانک های ایرانی در فارکس
سعید ـ ت کارمند سابق یکی از بانک های خصوصی است او که به صورت تمام وقت در بازار فارکس مشغول به کار است، می گوید: «بسیاری از بانک های خصوصی ما از طریق فارکس سرمایه های خود را افزایش می دهند. آنها افرادی مانند من را با حقوق بالا استخدام می کنند تا با سرمایه بانک به اصطلاح ترید کنیم. من 2 سال برای یکی از بانک ها کار کردم و فکر کنم ده ها میلیون تومان سود خالص برایشان داشتم. اما الان یک سالی می شود که با سرمایه اندک، اما برای خودم کار می کنم».

برای وارد شدن به بازار به چند ابزار ساده نظیر اینترنت و یک دستگاه کامپیوتر و نرم افزار متاتریدر احتیاج است، اما همان طور که سعید مثال می زند برای حضور در هر بازار بورس مانندی شما احتیاج به یک کارگزار دارید که واسطه شما و بازار جهانی باشد: «مانند بورس خودمان در تهران، من فقط به واسطه یک دفتر کارگزاری می توانم وارد بازار شوم و سهام بخرم یا بفروشم. در مورد بازار فارکس هم همین طور است».

البته ما هنوز کارگزار رسمی ایرای که در دنیا پذیرفته شده باشد، نداریم و کارگزاری یا بروکرهای مشهور مانند «FxPro» هم که انگلیسی است با ایران به علت تحریم های سازمان ملل کار نمی کنند و در حال حاضر بیشتر ایرانی ها از طریق کارگزاری های روسی مانند فیبوگروپ، آی اف سی و آلپاری به بازار جهانی وصل می شوند. سعید توضیح می دهد که آن هم از طریق واسطه است: «به نمایندگی های این کارگزاری ها در تهران یا هر شهر دیگری به اصطلاح IB می گویند. این آی بی ها نقش واسطه را دارند. شما پول را به حساب آنها واریز می کنید و آنها هم از همان طریق آن را به حساب بروکر منتقل می کنند. معمولاً 3 تا 4 ساعت طول می کشد تا معادل دلاری پولی که شما واریز کرده اید به حساب شما ریخته شود. اگر هم بخواهید سود یا پولتان را برداشت کنید همین مدت طول می کشد».

او در پاسخ به این سؤال که آیا تاکنون از این طریق کلاهبرداری صورت گرفته است، می گوید: «بروکرها در دنیا باید رگوله شده باشند. یعنی سازمان های استاندارد اقتصادی و مراکز معتبر بانکی آنها را تضمین می کنند تا مردم بتوانند با خیال راحت سرمایه شان را از طریق آن کارگزاری به جریان بیندازند. مانند بورس تهران که مردم شک نمی کنند آیا پولی که به حساب کارگزاری می ریزند، ممکن است به دستشان نرسد».

البته او تأکید می کند، بروکرهای اروپای غربی هم در جهان شناخته شده تر هستند و هم اطمینان بیشتری به آنها وجود دارد اما بروکرهای فعال در ایران که به دلیل تحریم ها فقط در حد بروکرهای روسی و کشورهای بی نام و نشان دیگر است، این خطر را دارد تا باعث شود مشکلاتی پدید بیاید.
مانند بروکری قبرسی که سال گذشته اعلام ورشکستگی کرد و ایرانیانی که در آن حساب داشتند مدتی طول کشید تا توانستند پولشان را پس بگیرند. سعید پیشنهاد می کند کسانی که می خواهند وارد این بازر شوند، حتماً در انتخاب بروکر و آی بی خود نهایت دقت را بکنند و با دفاتر معتبری که در ایران تعدادشان هم زیاد نیست طرف حساب شوند تا شرکت های کوچک بی نام و نشان.

نتیجه گیری
واقعیت چیست؟ می شود از طریق فارکس یک شبه پولدار شد؟ به راستی برای جوانان بیکار ایرانی فارکس یک راه نجات است یا محل شکست های سخت مالی. سعید که دوست ندارد هویت کاملش فاش شود با رد تبلیغاتی که ادعا می کنند یک شبه شما را پولدار می کنند به مردم توصیه می کند: «به هیچ وجه فریب این تبلیغات را نخورید و هر کسی که به شما گفت یک شبه پولدارتان می کند، به او شک کنید و بپرسید چرا خودش یک شبه پولدار نشده وا گر هم شده چه دلیلی دارد آن را با دیگران تقسیم کند؟» به عقیده او، بیشتر این آگهی ها مربوط به مؤسسات و افرادی است که فارکس را آن هم در حد مقدمات آموزش می دهند. بیشتر آنها تریدرهای شکست خورده ای هستند که می خواهند از طریق آموزش این کار زندگی شان را بگذرانند که البته در خلأ نبود متون آموزشی خوب و رسمی که بشود این کار را یاد گرفت، این مؤسسات با چنین آگهی هایی از مردم سوءاستفاده می کنند. در عین حال سعید معتقد است در این کار سود خوبی وجود دارد، اما مانند هر تجارت یا کار دیگری در جهان ضرر هم در آن هست و برای رسیدن به درآمدی پایدار باید زحمت کشید: «بیشتر این کار تسلط روانی به ترس و طمع است. شما اگر همه تکنیک های تحلیل بلندمدت بازار مانند امواج الیوت، فیبوناجی یا خطوط حمایت و مقاومت را هم فراگرفته باشید. اگر از نظر روانی به خود مسلط نباشید و دچار ترس یا طمع شوید درنهایت ضرر خواهید کرد. باید یک سقف روزانه برای خودتان در نظر داشته باشید. البته من پیشنهاد نمی کنم کسی با کمتر از یک سال کار مداوم روی حساب های تمرینی یا همان دمو وارد این کار شود و سرمایه حقیقی خود را درگیر کند». او در مورد زمزمه های غیرقانونی بودن این کار هم می گوید: «بعضی ها ادعا کرده اند که از طریق فارکس ارز از کشور خارج شده اما نمی پرسند با سود امثال من چقدر ارز وارد کشور شده؟ به نظر من در کشوری که بحران بیکاری دارد، فارکس یک نقطه امید برای جوانان بیکاری است که می تواند از این طریق زندگی خوبی داشته باشند. دولت به جای اینکه منتظر باشد تا از هر فعالیت اقتصادی مالیات بگیرد به این نکته توجه کند که با فعال شدن یک جوان در فارکس می تواند یک میلیون دلار سرمایه لازم برای ایجاد شغل را صرفه جویی کند».

راهبردهای بازاریابی دارو

بسیاری از ما، تصور ساده‌ای از روند تولید و بازاریابی یک دارو داریم:
مردم بیمار می‌شوند، دانشمندان داروهایی برای غلبه بر بیماری می‌سازند و شرکت‌ها داروسازی و بازاریاب‌ها با نشان دادن عملکرد بهتر دارو نسبت به داروهای مشابه، آن را می‌فروشند.

اما باید بدانید که گاهی این روند کاملا به صورت معکوس انجام می‌شود! به این معنی که دانشمندان شرکت‌های داروسازی دارویی می‌سازند که اثرات فیزیولویکی دارد ولی این اثرات، چندان در زمینه پزشکی سودمند نیستند، برای همین بازاریاب‌ها به این فکر می‌افتند که با با تبلیغ یک بیماری و برجسته کردنش، بازاری برای فروش دارو، دست و پا کنند!

این کار می‌تواند به صورت‌ها مختلف انجام شود، مثلا ممکن است بیش از حد در مورد یک بیماری نادر تبلیغ انجام شود یا اصلا یک جنبه ناخوشایند زندگی که پیش از آن کمتر کسی به آن توجه می‌کرد، پررنگ شود. به این ترتیب، بیماری، اهمیت اجتماعی پیدا می‌کند و جامعه به تکاپو می‌افتد که داروی آن را تهیه کند.

یک مثال کلاسیک در این زمینه کاری بود که شرکت معتبر داروسازی مرک Merck در دهه ۶۰ میلادی برای فروش بیشتر داروی ضد افسردگی آمی‌تریپتیلین انجام داد. در آن زمان توجه زیادی به افسردگی بالینی نمی‌شد و افسردگی زیاد تحت درمان طبی قرار نمی‌گرفت. به همین خاطر مرک هزاران نسخه از کتابی در مورد افسردگی را خرید و به رایگان برای هزاران پزشک عمومی در ایالات متحده فرستاد. به ناگاه میزان تجویز آمی‌تریپتلین بالا رفت، در حالی که از نیمه دهه پنجاه، ایمی‌پرامین در دسترس بود.
پنجاه سال پیش، چنین شیوه تبلیغی، روی پزشکان تمرکز می‌کرد، اما در حال حاضر بازاریابی روی خود بیماران متمرکز شده است. کافی است که بیماری جدیدی پیدا شود و جامعه نسبت به آن حساس‌ شود. مثلا می‌شود به جامعه القا کرد که پزشکان اهمیت زیادی به این بیماری می‌دهند یا بیماری از آنچه تصورش می‌شود، شایع‌تر است و داشتن آن شرم‌آور نیست. البته گاهی چنین شیوه تبلیغی یک شیوه تبلیغاتی است که هم برای شرکت داروسازی و هم برای بیماران سودآور است. چرا که مردم متوجه یک بیماری می‌شوند و از سوی دیگر دارو هم بیشتر به فروش می‌رسد. برای مثال وقتی بر شایع بودن افسردگی تأکید شود، خیل عظیم مردمی که دچار این اختلال هستند، متوجه می‌شوند که تنها خودشان نیستند که در خلوت خود عذاب می‌کشند و نزد پزشک رفتن و مصرف داروی ضد افسردگی چیز خجالت‌آوری نیست.

حالا بیایید بیماری دیگری را مثال بزنیم، سندرم پاهای بیقرار! در این اختلال که بیشتر در شب‌ها رخ می‌دهد، شخص مبتلا دچار حس، ناراحتی یا دردی در پا می‌شود که تنها با راه رفتن تسکین پیدا می‌کند. این اختلال چندان شایع نیست. اما در سال ۲۰۰۵، شرکتی پیدا شود که مجوز دارویی به نام Requip را برای درمان این سندرم از سازمان غذا و داروی آمریکا دریافت کرد.
مسلما این شرکت باید بازاری برای فروش دارو پیدا می‌کرد، پس چاره‌ای نبود جز اینکه این سندرم برجسته شود. پس در مقاله‌ای که برای رسانه‌ها فرستاده شد، بر اهمیت این سندرم و اینکه این بیماری هزاران آمریکایی را شب‌ها بیدار نگه می‌دارد، تأکید شد. در این مقاله نوشته شده بود که بی‌خوابی و افسردگی که یک نفر از هر ده نفر آمریکایی را رنح می‌دهند، ممکن است علایم این سندرم باشند.
گاهی راهبردهای ظریف بازاریابی با یک شگرد کوچک، میزان فروش دارو را چند برابر می‌کنند. مثلا بیماری‌ بی‌اختیاری ادراری فرویتی یا urge incontinence را در نظر بگیرید. بیماران از گفتن اینکه این واقعیت به پزشکان خود اکراه دارند، آنها نمی‌خواهند بگویند که شلوارمان را خیس می‌کنیم!
شرکت Pharmacia که داروی Detrol را برای درمان این بیماری می‌سازد، به این فکر افتاد که با تغییری در عنوان بیماری، حس تحقیر و شرم مستتر در آن را کاهش دهد. بنابراین تلاش کرد که عنوان مثانه بیش‌فعال را به جای بی‌اختیاری ادراری فوریتی جا بیندازد.
این تغییر نام، دو فایده داشت: ۱- بی‌اختیاری ادراری، حش ضعف و پیری را القا می‌کرد. در حالی که مثانه بیش‌فعال بر عضوی از بدن تأکید می‌کند که فعالیتش بیشتر از نرمال است! ۲- عنوان دوم بر میل به رفتن به دستشویی تأکید دارد، در حالی که از اولی نداشتن کنترل مثانه برمی‌آید.
همین ترفند کوچک، گروه هدف دارو را سه برابر کرد. میزان فروش داروی Detrol هم‌اینک ۷۵۷ میلیون دلار در سال است!

راهبرد دیگر شرکت‌های داروسازی حمایت از همایش‌ها، رخدادها، جلسات معرفی مقالات و تحقیقات علمی است. از این طریق بر اهمیت برخی از بیماری‌ها و آثار نامطلبوب درمان نشدن آن تأکید می‌شود. مثلا وقتی شرکت AstraZeneca داروهایی برای درمان برگشت اسید معده به مری (ترش کردن، ریفلاکس یا GERD) ساخت با ترتیب دادن تحقیقاتی پزشکان را متوجه کرد که درمان نشدن این بیماری چه عواقبی در بردارد. ( مری «برت» و در نهایت سرطان مری)

اگر ژرف به جامعه بنگریم، می‌بینیم که شاید چنین شیوه‌های بازاریابی فراتر از تحت تأثیر قرار دادن فروش داروها، باعث بازنگری مردم به بدنشان شده باشد. اکنون، شخصیت بسیاری از افراد با بیماری‌شان پیوند خورده است و تشخیص بیماری مردم، مبدل به بخشی از وجودشان شده است. بیش‌فعالی، ریفلاکس، IBS یا سندرم روده تحریک‌پذیر، اختلال دوقطبی در چنین دیدگاهی با ماهیت شخص ترکیب می‌شوند. برای خود من فراون پیش آمده که بیمارانی که نزد من آمده باشند و قبل از از اینکه خودشان را معرفی کنند و مشکلی را که به خاطر آن نزد من آمده باشند بیان کنند، گفته باشند، من IBS دارم!

كسب و كار الكترونيك يك الزام در تجارت جهاني

مقدمه
كسب و كار الكترونيك به عنوان يكي از زير زيرمجموعه‌هاي فناوري اطلاعات و ارتباطات در دهه گذشته رشد بالايي را تجربه كرده است. به طوري كه رويكرد سياست اكثر موسسات تجاري در پذيرش و به كارگيري كسب و كار الكترونيك در جهت ورود به بازارهاي جهاني و جذب مشتريان جديد و موثر و كارا در اين راستاست. اما به كارگيري كسب و كار الكترونيك در فعاليت‌هاي تجاري نيازمند توجه به يك سري عوامل درونزا و برونزاي تاثيرگذار بر آن است. به طوري كه توجه بنگاه‌هاي تجاري به اين عوامل و برنامه‌ريزي در جهت استفاده مطلوب از فناوري كسب و كار الكترونيك ضمن آنكه موفقيت بهره‌برداري از آن را تضمين خواهد كرد، زمينه رشد بنگاه‌هاي استفاده كنند را نيز فراهم مي‌كند. بنابراين، در اين مقاله ابتدا تعاريف، انواع، شيوه‌ها، مزايا و معايب استفاده از كسب و كار الكترونيك بيان مي‌شود. در قسمت دوم چارچوب تحليلي كه در آن استفاده از كسب و كار الكترونيك منتهي به افزايش انگيزه صادراتي مي‌شود، تشريح مي‌گردد. در قسمت سوم به مطالعه موردي تجربه هند در اين زمينه اشاره شده و در نهايت پيشنهاداتي در اين راستا ارايه مي‌شود.

كسب و كار الكترونيك
كسب و كار الكترونيك تعاريف متعددي دارد كه در زير به برخي از آن‌ها اشاره مي‌شود:
- كسب و كار الكترونيك وسيله‌اي كه مسير رسيدن بنگاه‌ها به بازار را هموار مي‌سازد. مسيري كه مشتريان در آنجا اقدام به خريد كالا و خدمات مي‌كنند؛
- كسب و كار الكترونيك وسيله‌اي است كه به استفاده‌كنندگان آن امكان رسيدن به مشتريان موثر و كارآمد را فراهم مي‌سازد؛
- كسب و كار الكترونيك توانايي هدايت تجارت از طريق شبكه‌هاي الكترونيك نظير اينترنت و شبكه جهاني است.

تجارت الكترونيك
براساس تعريف دفتر توسعه جامعه اروپا (OECD)‌ به طور كلي تجارت الكترونيك، معاملات را در ارتباط با فعاليت‌هاي تجاري افراد و سازمان‌ها شكل مي‌دهد. اين فعاليت‌ها براساس پردازش و انتقال اطلاعات ديجيتالي (متن، صدا و تصاوير) مبتني هستند.
تجارت الكترونيك، به مجموعه فعاليت‌هاي اطلاق مي‌گردد كه مستقيماً به وسيله ارتباطات الكترونيكي (شبكه‌اي) پشتيباني مي‌شود.

تفاوت كسب و كار الكترونيك و تجارت الكترونيك
كسب و كار الكترونيك به مفهوم كلي شامل به كارگيري فناوري‌هاي جديد براي برقراري ارتباطات زنجيره‌اي بين سازندگان، فروشندگان، عرضه‌كنندگان و به طور كلي ارايه‌دهندگان كالا و خدمات از يك سو و خريدار و مصرف‌كننده و يا به طور كلي مشتري از سوي ديگر است و نتيجه آن اتخاذ تصميم‌هاي بهتر، بهينه‌سازي كالا و خدمات، كاهش هزينه‌ها و گشودن كانال‌هاي جديد است. ولي تجارت الكترونيك به هر شكلي از نقل و انتقالات در تجارت اطلاق مي‌شود كه در آن طرفين، بيشتر از طريق الكترونيكي با يكديگر در تماس هستند تا از طريق نقل و انتقالات فيزيكي. به عبارت ديگر، تجارت الكترونيك زيرخبشي از كسب و كار الكترونيك در سازمان‌ها است، زيرا در كسب و كار الكترونيك، شكل الكترونيكي كليه فرايندهاي كسب و كار سازمان از قبيل توليد، تحقيق و توسعه امور اداري، مالي، مديريت نيروي انساني، پشتيباني و تجارت مطرح است. در حالي كه در تجارت الكترونيك تنها فرآيند تجارت سازمان به صورت الكترونيك يك جزء بنيادي از كسب و كار الكترونيك به حساب مي‌آيد.
كسب و كار الكترونيك باعث مي‌شود تا فرايندهاي تجارت، روابط و داد و ستد جهاني گردد. محيط تجاري شركت، ممكن است، شامل يك شبكه جهت دسترسي به سازمان‌هاي عمومي يا شبكه‌هايي كه با محافظت خاص براي دسترسي افرادي خاص طراحي شده و يا حتي شبكه داخلي باشد كه براي دسترسي افراد و كارمندان داخل شركت طراحي شده است.
كسب و كار الكترونيك تنها قرارداد يك صفحه شبكه‌اي نيست. بلكه محيط مدل‌هاي تجاري اعم از تجارت با كارمندان، مشتريان، تامين‌كنندگان و شركا است. (سرمد، 1382، ص3)

انواع كسب و كار الكترونيك
كسب و كار الكترونيك بسته به اينكه طرف‌هاي معامله سازمان‌ها يا افراد باشند به انواع زير تقسيم مي‌شوند. در اينجا روابط بر مبناي اهداف تجاري شكل مي‌گيرد.
واحد تجاري با واحد تجاري (BUSINESS TO BUSINESS=B2B)؛
واحد تجاري با مصرف‌كننده (CONSUMER= B2C BUSINESS TO)
مصرف كننده با مصرف كننده (CONSUMER TO CONSUMER= C2C)
واحد تجاري با دولت (BUSINESS TO GOVERNMENT= B2G)
دولت با واحد تجاري (GOVERNMENT TO BUSINESS-G2B)

معايب كسب و كار الكترونيك
مساله امنيت، امكان ورود به سيستم‌هاي شما از طريق آدرس پست الكترونيكي، سايت شبكه و دستيابي به اطلاعات مالي و غيره؛
اختلال در برنامه كاري در صورت خرابي سيستم؛
از دست دادن كنترل؛
مشكلات و هزينه‌هاي به روز بودن با فناوري‌هايي كه به سرعت پيشرفت مي‌كنند.
چارچوب تحليلي
گسترش و نفوذ هر فناوري بستگي به چند عامل نظير منافع بالقوه فناوري، ظرفيت جذب بنگاه‌ها دارد. منافع بالقوه نه تنها به توليدكنندگان كالاها و خدمات مي‌رسد كه از فناوري جديد استفاده مي‌كنند، بلكه مصرف‌كنندگان آن كالاها و خدمات نيز از آن بهره‌مند مي‌شوند. براي مثال، رشد سريع اينترنت باعث مي‌شود هم عرضه‌كنندگان و هم مصرف‌كنندگان از مطلوبيت بيشتري برخوردار گردند.
پذيرش فناوري كسب و كار الكترونيك تابعي ازچندين عامل است. اين عوامل در اكثر مواقع اثر تقويت‌كننده دو جانبه‌اي (متقابلي) بر يكديگر دارند.
ملاحظات بين‌المللي شامل صادرات، واردات فناوري و... است در تعامل با كسب و كار الكترونيك، اثر تقويت‌كننده بر يكديگر دارند. در اين حالت بنگاه در سطح بين‌المللي با پذيرش كسب و كار الكترونيك واردات و صادرات خود را بر مبناي اصول استاندارد كسب و كار الكترونيك شكل مي‌دهد. از طرف ديگر قرار گرفتن كالا و خدمات در فضاي تجارت الكترونيكي موجب حذف فاصله بين مبدا و مقصد كالاها و خدمات مي‌گردد و تغييرات اساسي در بازارهاي هدف به وجود مي‌آورد. موفقيت در اين فرايند، منوط به مديريت كارا و حرفه‌اي است. مديريت حرفه‌اي با درك و شناخت از فضاي ارتباطات بين‌المللي، شيوه‌هاي كسب و كار الكترونيك را متناسب با ملاحظات بين‌المللي تطبيق مي‌دهد. از طرف ديگر، مديريت حرفه‌اي با تجارت مدرن روابط غيرمعمول را تصحيح مي‌كند.
حجم عمليات، اثرات دو سويه‌اي را بر كسب و كار الكترونيك دارد. از آنجايي كه استفاده از كسب و كار الكترونيك باعث دستيابي به انبوهي از مشتريان با سلايق مختلف مي‌گردد. لذا بنگاه‌هاي فعال در امر تجارت بين‌المللي با گسترش ظرفيت توليدي و تنوع بخشي به توليدات كالا و خدمات سعي در جذب مشتريان بيشتر است.
يكي از شرايط مهم ديگر در كسب و كار الكترونيك وجود شبكه ارتباطي قوي همراه با اطمينان بالاست. دسترسي به پهناي باند بالاتر در اختيار هيچ كدام از بنگاه‌ها نيست. پنهاي باند قسمتي از زيرساخت‌هاي نهادينه شده توسط دولت است. هر قدر اين پهنا بالاتر باشد، حجم و سرعت اطلاعاتي كه رد و بدل مي‌كند بيشتر خواهد بود. از اين رو با در نظر گرفتن نقش مهمي كه اين عامل مي‌تواند در موقعيت خدمات شبكه با توان بالا داشته باشد، خصوصي‌سازي و مقررات‌زدايي خدمات ارتباطي به منظور افزايش كارايي در سيستم مخابرات در كشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته مورد تاكيد قرار مي‌گيرد. متغيرهاي رفتاري نظير ميزان مهارت نيروي انساني بنگاه‌ها، حجم سرمايه‌گذاري در تحقيق و توسعه و نرخ‌هاي دستمزد، از عوامل مهمي هستند كه در پذيرش كسب و كار الكترونيك توسط بنگاه‌ها موثرند. هر قدر بنگاه‌ تجاري در سطح بين‌المللي از نيروي انساني متخصص بيشتري برخوردار باشند و منابع بيشتري را به سرمايه‌گذاري تخصيص دهد، موقعيت بهتري در جذب و پذيرش كسب و كار الكترونيك دارد.
همچنين دستمزدهاي بالا هميشه انگيزه عمده‌اي براي نيروي كار جهت افزايش كارايي و نوآوري به حساب مي‌آيد. در نتيجه به كارگيري كسب و كار الكترونيك منافع متعددي را به دنبال دارد. علي رغم اينكه بسياري از منافع موجود در شكل يك ذكر گرديد، بسياري از بنگاه‌ها به دليل پايين بودن هزينه مشاركت را قبول مي‌كنند اينترنت باعث ارزاني دسترسي به اطلاعات و بازارهاي جهاني مي‌شود. اين عامل موجب مي‌گردد سرعت عمل در بازارهاي چند منظوره كه براي توليد كالاها و اطلاعات است، بالا برود. به طور بالقوه شكل تازه‌اي به سازمان‌دهي زيرساخت مشاغل موجود مي‌بخشد و با ارزش‌گذاري مجدد، راه را براي انجام معاملات تجاري باز مي‌كند و با مهندسي مجدد بازرگاني محدوديت‌هايي كه به طور سنتي توليدكنندگان را از مشتريان جدا مي‌ساخت رها مي‌سازد.
از سوي ديگر، فعاليت‌هاي منفصل و جدا از هم نظير سفارش، پرداخت و خدمات بعد از فروش، ممكن است به يك فرآيند واحد ادغام شده و باعث كاهش هزينه‌هاي اعتباري گردد. نتيجه چنين فرايندي منتهي به افزايش كارايي و رقابت‌پذيري در بين بنگاه‌هاي صادراتي است.

شيوه‌هاي كسب و كار الكترونيك
به طول كلي سه شيوه معاملات كسب و كار الكترونيكي وجود دارد: LINE OFF= در اين شيوه بنگاه‌ها براي انجام فعاليت‌هاي تجاري از سيستم پست الكترونيكي استفاده مي‌كنند.
ON LINE= در اين شيوه & بنگاه‌ها از طريق «تعيين كننده متحدالشكل منبع»
(UNIFORM RESOURCE LOCATOR= URL) اقدام به معاملات تجاري مي‌كنند. URLها آدرس‌هايي هستند كه ساختار آن‌ها براي همه كامپيوترها يكسان است و به وسيله آن مي‌توان به منبع مورد نظر دست يافت (اسنل، 1379، ص77). دروازه شبكه (PORTAL) يك صفحه شبكه است كه در آن لينك‌هايي براي رفتن به سايت‌هاي محتوي اخبار مربوط به موضوع‌هاي مختلف وجود دارد. اين صفحات داراي تعداد زيادي آدرس با موضوع‌هاي مختلف هستند. (اسنل، 1379، ص97). خدمات دروازه شبكه اغلب شامل موتورهاي جستجوگر، پست الكترونيكي، چت، نقشه‌ها، فروش و گزينه‌هاي ديگري براي مشتريان است. در واقع دروازه‌هاي شبكه هدفي براي تبليغات و بازاريابي هستند. مزاياي استفاده از كسب و كار الكترونيك:
نزديك شدن ارتباطات؛
دستيابي به بازارهاي جديد؛
افزايش ميزان فروش و سود؛
حذف هزينه‌هايي مانند تهيه كاغذ، چاپ، بروشور و كاتالوگ؛
كاهش هزينه‌هاي معاملاتي و تداركاتي؛
بهبود مديريت بر روابط مصرف‌كننده، عرضه‌كننده و كاركنان؛
كاهش آلودگي محيط زيست، ترافيك و ازدحام.

هند
لعل (2002) به منظور ارزيابي رابطه بين كسب و كار الكترونيك و صادرات، مطالعه‌اي را در هند انجام داده است. در اين مطالعه 51 بنگاه تجاري در سه گروه غيرصادراتي، صادراتي و صرفاً صادراتي با توجه به شاخص‌هاي زير مورد بررسي قرار گرفته است:
شيوه‌هاي كسب و كار الكترونيك؛
ميزان مهارت نيروي كار شاغل در بنگاه‌ها؛
فناوري مورد استفاده در بنگاه‌ها؛
بهره‌وري نيروي كار بنگاه‌ها.
وي در اين تحقيق انگيزه صادراتي را تابعي از عوامل فوق قرار داده و به نتايج زير رسيده است:
بنگاه‌هايي كه رويكرد صادراتي دارند برعكس بنگاه‌هاي غيرصادراتي در معاملات تجاري بيشتر از شيوه‌ دروازه شبكه به جاي شيوه سنتي OFF-LINE‌ استفاده مي‌كنند.
ميزان حجم فروش بنگاه‌هاي صادرات‌گرا بيشتر از بنگاه‌هاي غيرصادراتي بوده و در اين بنگاه‌ها ميزان فروش انجام شده توسط شيوه دروازه شبكه به مراتب بالاتر از ساير روش‌هاست.
ميزان تخصص و بهره‌وري نيروي كار در بنگاه‌هاي صادرات‌گرا نسبت به بنگاه‌هاي غيرصادراتي در سطح بالايي قرار دارد. بيشترين ميزان بهره‌وري نيروي كار در سه گروه بنگاه‌ها مربوط به شيوه دروازه شبكه از كسب و كار تجارت الكترونيك است. همچنين نيروي كار متخصص در بنگاه‌هاي صادرات‌گرا بر شيوه دروازه شبكه متمركز شده‌اند. اين در حالي است كه در بنگاه‌هاي غيرصادراتي شيوه كسب و كار الكترونيك بيشترين نيروي كار متخصص را جذب كرده است.

نتيجه‌گيري
با توجه به چارچوب تئوريك مطرح شده و بررسي تجربه هند از كسب و كار الكترونيك براي افزايش انگيزه صادراتي پيشنهادات زير براي بنگاه‌هاي تجاري فعال در امور بازرگاني به بنگاه‌هاي بين‌المللي توصيه مي‌شود. ورود به سازمان تجارت جهاني و قرار گرفتن در وضعيت رقابتي امري اجتناب‌ناپذير است. از اين رو استفاده از فناوري‌هاي نوين تجاري در بنگاه‌هاي صادراتي مورد تاكيد قرار مي‌گيرد.
از آنجا كه موفقيت در كسب و كار الكترونيك نيازمند توجه به عوامل جانبي و تاثيرگذار بر آن است. لذا مديريت حرفه‌اي و به كارگيري نيروي كار متخصص براي تقويت كسب و كار الكترونيك براي بنگاه‌ها توصيه مي‌شود.

بازاریابی و شبکه‌های اجتماعی

درباره شبکه‌های اجتماعی و میزان تاثیرگذاری آنها بر بازاریابی، حرف‌های زیادی زده می‌شود. بسیاری از سازمان‌ها در فیس‌بوک، توییتر و سایر شبکه‌های اجتماعی مجازی صفحات مخصوص به خود ایجاد کرده‌اند. درحالی که بسیاری عقیده دارند که ارزش حرفی که دهان به دهان میان مشتریان می‌گردد بسیار زیاد است، ولی ارزش واقعی شبکه‌های اجتماعی هنوز به طور کامل شناخته نشده است. در این مقاله میزان تاثیر‌گذاری صفحات اینچنینی و ارزشی که آنها از طریق رایج کردن نام سازمان در میان مشتریانشان ایجاد می‌کنند، بررسی می‌شود.

سازمان‌های بسیاری در فیس‌بوک و توییتر صفحات فعال دارند، اما این موضوع به تنهایی منجر به ایجاد تغییر در عملکرد این سازمان‌ها نشده است. سازمان‌ها اخیرا طرز فکر جدیدی را انتخاب کرده‌اند. آنها به حرف دهان‌به‌دهان ایجاد شده در شبکه‌های اجتماعی، به عنوان یک رسانه ارتباطی جدید نگاه می‌کنند. این ایده چیزی فراتر از جزئیات مفهومی است. زمانی که حرف دهان به دهان به عنوان یک کانال ارتباطی در نظر گرفته می‌شود، به نوعی محتوا تبدیل می‌شود و سازمان‌ها را قادر به اندازه گیری آن و پیاده‌سازی برخی فعالیت‌ها بر روی آن می‌کند. علاوه بر این حرف دهان به دهان برخلاف تبلیغات سنتی که با پول قابل خریدن بود، باید در طول زمان توسط سازمان کسب شود. این موضوع باعث شد سازمان‌ها به این نتیجه برسند که تنها راه ایجاد و حفظ تبلیغ دهان به دهان در میان مشتریان، خوب و مفید بودن برای آنها به معنای واقعی کلمه است.
حال این سوال مطرح می‌شود که چگونه می‌توان در یک دنیای مکالمات مجازی ایجاد شده توسط شبکه‌های اجتماعی مفید واقع شد؟
مسلما برای این مساله راه حل جامع و کاملی وجود ندارد و هر سازمان باید برای موقعیت خاص خودش راه حل منحصر به خود را ایجاد و اجرا کند. اگرچه در این میان برخی درس‌های کوچک از فعالیت سازمان‌های مختلف گردآوری شده است که در قالب دو دیدگاه اصلی قابل توضیح است. اول اینکه یک روش قدرتمند برای مفید بودن یک برند
در دنیای مجازی این است که برای مشتریانش اعتبار اجتماعی ایجاد کند و دوم اینکه «عناصر مجازی» برای برانگیختن تبادلات اجتماعی که منجر به ایجاد حرف دهان به دهان می‌شود، ضروری هستند.

قدرت اعتبار
یک روش کارآمد برای اینکه یک برند در محیط شبکه‌های اجتماعی مفید واقع شود این است که به گونه ای باعث کسب اعتبار افرادی شود که منشا مکالمات دهان به دهان در شبکه‌های اجتماعی می‌شوند. شناخته شدن توسط دوستان یک انگیزه مهم برای افراد محسوب می‌شود و برندهایی که به کاربرانشان اجازه می‌دهند که این انگیزه را به دست آورند، ارزش بزرگی را به آنها اهدا می‌کنند. زمانی که کاربران این شناخته شدن را عمومی می‌کنند، آن را به حرف دهان به دهان تبدیل می‌کنند. سازمان‌ها می‌توانند این نوع اعتبار را از طرق مختلفی مانند اهدای علائمی که کاربران می‌توانند آنها را در روی صفحه فیس‌بوکشان قرار دهند یا دادن امتیازات مختلف به کاربرانشان اعطا کنند. با حرکت مداوم وب‌سایت‌ها به سمت پویا‌تر شدن و پاسخگویی بلادرنگ تعاملات ارزش شناخته شدن و اعتبار گرفتن کاربران اصلی آنها در شبکه‌ها نه تنها کاهش نمی‌یابد که روز به روز هم بیشتر می‌شود. سازمان‌ها همچنین یاد گرفته‌اند که ارزشی را که مشتریان برای فخر فروختن راجع به موفقیت‌هایشان به دیگران به صورت آنلاین دارند را دست کم نگیرند که این فخر فروشی با یکپارچه‌سازی هوشمندانه وب‌سایت‌ها با فیس‌بوک یا توییتر آسانتر هم شده است. این پدیده را هر روزه می‌توان در فروم‌ها و سایت‌های مختلف مشاهده کرد. برای مثال در یک فروم مربوط به سایت بدن‌سازی زمانی که اعضا درباره لاغر شدن یا ورزشکار شدنشان به کمک این سایت صحبت می‌کنند، سایت تقریبا بدون هزینه، صاحب تبلیغ دهان به دهان میان مشتریان و کاربرانش می‌شود. در واقع اگر تحقیقات رفتاری اخیر دقیق باشد، این تجارب به دیگران هم سرایت می‌کند و بدین ترتیب رفتار کاربران به وسیله شبکه دوستانشان عینا تکرار می‌شود که این موضوع باعث گسترش نام برند و حرف دهان به دهان مثبت راجع به سازمان می‌شود.

وسوسه عناصر مجازی
از نظر ادراک انسانی، عناصر مجازی در تسهیل حرف دهان به دهان مجازی نقش مهمی را به عهده دارند. این باور در واقع بر مبنای رفتار کاربران ایجاد شده است. در حالی که مفهوم کالاهای مجازی (اشیای غیر فیزیکی مورد استفاده در ارتباطات آنلاین و بازی‌ها) هنوز هم بسیاری از مدیران را گیج می‌کند، کاملا مشخص است که مشتریان، آنها را دوست دارند. کاربران معمولا برای به دست آوردن این کالاهای مجازی بر روی سایت‌های مختلف با یکدیگر رقابت می‌کنند. تخمین زده می‌شود که این کالاهای مجازی به یک صنعت پنج بیلیون دلاری در دنیا تبدیل شده‌اند. سوالی که ایجاد می‌شود این است که چرا کاربران حاضرند برای کالاهایی که مجازی است و وجود خارجی ندارد پول واقعی بپردازند؟ انگیزه‌های آنها تایید‌کننده اینحرف است که کاربران به دنبال اعتبار آنلاین هستند. آنها کالاهای مجازی را با هدف نشان دادن خود (در مورد کالاهایی مانند خانه‌ها یا هدیه‌های مجازی) یا برای شناخته شدن (همانند آرم‌هایی که فردی را به شهردار شهر مجازی تبدیل می‌کند) خریداری می‌نمایند. این رفتارها آنقدر گسترده و همه گیر هستند که می‌توان اطمینان داشت ساختگی نیستند و بازاریاب‌ها باید اهمیت آنها را دریابند تا بتوانند از آنها به سود سازمان بهره‌برداری کنند. سازمان‌ها باید فعالانه روش‌های مختلف استفاده از کالاهای مجازی به عنوان گسترش دهنده‌های کلام دهان به دهان را به بوته آزمایش بگذارند.
هدیه دادن مجازی به یک فعالیت مهم کاربران در فیس‌بوک تبدیل شده است. امروزه بخش بزرگی از این فعالیت رایگان است، اما فیس‌بوک در حال توسعه یک سیستم اعتباردهی مجازی است که به فروشندگان اجازه می‌دهد که در ازای فروش هدیه‌ها و سایر کالاهای مجازی‌شان پول واقعی از کاربران دریافت کنند. در محیط یک شبکه اجتماعی، در نظر گرفتن هدیه‌های مجازی به عنوان یک دارایی ارزشمند، کار چندان دور از انتظاری هم نیست؛ مخصوصا با توجه به این نکته که دسترسی به آنها می‌تواند به شدت محدود باشد. برای درک این موضوع به اشتیاقی فکر کنید که بسیاری از افراد برای جمع کردن کلکسیون‌های ارزشمندی از همه نوع دارند؛ از کارت‌های بیس‌بال گرفته تا سکه و پول. اگر اشیای مجازی هم همین قدر خوشایند باشند، در این صورت می‌توانند به یک معامله بزرگ برای فروشندگان و مصرف‌کنندگان تبدیل شوند و نیز به یک ابزار بزرگ برای ایجاد یک رسانه انتقال کلام دهان به دهان پرکاربرد.
قوانین اولیه رفتار مشتری در اینجا هم صدق می‌کند. آنها چانه زدن را دوست دارند و سازمان‌ها باید از قدرت اطلاع رسانی شبکه‌های اجتماعی حداکثر استفاده را بکنند. کاربران ممکن است در مقابل حراج‌ها یا به پایان رسیدن مدت فروش ارزان‌تر برخی کالاها حساس باشند؛ ولی سازمان‌ها همواره باید این نکته را در ذهن داشته باشند که هدف از ایجاد این محرک‌های خبری، سریع‌تر کردن ایجاد رسانه کلام دهان به دهان راجع به سازمان در میان مشتریان است و اینکه حالا این موضوع از طریق افزایش فروش یک کالای خاص از طریق ارزان‌تر کردن قیمت آن صورت می‌گیرد یا از طریق اعطای هدایا به یک سری مشتریان خاص به دست می‌آید، اهمیت چندانی ندارد. آنها نامه‌های تبلیغاتی شبکه‌های اجتماعی مجازی نیستند که کاربران همانند ایمیل‌های تبلیغاتی از آنها متنفر باشند و بدون حتی انداختن نگاهی به آنها، آنها را روانه سطل آشغال کنند؛ بلکه اشیای محتوادار قانونی هستند که سازمان‌ها مایلند کاربران اولیه، آنها را در میان دوستان خود توزیع کنند.

یک توصیه نهایی: از حیله و مکر استفاده نکنید؛ از حقه‌های مسخره بهره نبرید و سعی نکنید مشتریانتان را دور بزنید، چرا که این فعالیت‌ها نه تنها هیچ ارزشی ندارند که زمان ارزشمند افراد را هم به هدر می‌دهند. تعهد به مفید واقع شدن در شبکه‌های اجتماعی به معنای تعهد به ایجاد تعاملات با کیفیت است. ذکر مجدد این نکته لازم است که در نظر گرفتن کلام دهان به دهان به عنوان یک محصول رسانه ای، تعریف معنای کیفیت برای فعالیت‌های خاص هر سازمان را آسان‌تر می‌کند. آن گونه که به نظر می‌رسد، سازمان‌ها می‌توانند به روش‌های گوناگونی برای کاربرانشان مفید واقع شوند؛ به این ترتیب مدیریت رسانه کلام دهان به دهان چیزی بیشتر از نگهداری صرف یک صفحه فیس‌بوک یا داشتن یک صفحه توییتر است که هر روز، به روز می‌شود. سازمان‌ها باید مراقب اطلاعاتی که در این صفحات قرار می‌دهند باشند و در عین حال میزان سرمایه‌ای که برای این فعالیت‌ها تخصیص می‌دهند را هم مد نظر قرار دهند. به این ترتیب که مراقب باشند سرمایه‌ای که برای شناساندن این صفحات به مشتریان در آنها سرمایه‌گذاری می‌شود، بیشتر از ارزش فعالیت‌های صورت گرفته در آنها نباشد.
بازاریابی از طریق رسانه کلام دهان به دهان می‌تواند به یک سلاح مهم در دست بازاریابان تبدیل شود. این موضوع به توانایی بازاریابان برای استفاده مناسب از طبیعت غیرقابل پیش‌بینی و پرفایده رسانه تبلیغ دهان به دهان بدون از دست دادن اصلیت و اعتبار آن که باعث ارزشمند شدن آن در درجه اول شده بود، بستگی دارد.
در جمع‌بندی می‌توان گفت که ارزش و کاربری رسانه‌های شبکه‌های مجازی برای سازمان‌ها و کلام دهان به دهان هم همانند همه رسانه‌های دیگر بیشتر از اینکه به ماهیت خود آن رسانه بستگی داشته باشد، به رویکرد سازمان‌ها در مقابل آنها و میزان بهره‌برداری مناسب از آنها بستگی دارد. پس همانند هر رسانه دیگری در ابتدای فعالیتش نمی‌توان گفت که این رسانه به خودی خود خوب است یا نه، بلکه باید دید از آن چه استفاده‌ای می‌شود. مفیدترین کالاها هم قابلیت مضر بودن در صورت استفاده نابجا را دارند و در عین حال مضرترین و خطرناک‌ترین اشیا هم در صورت استفاده درست می‌توانند بسیار مفید واقع شوند.

۱۰ راهکار برای شروعی موفق

در زندگی هر شخص صاحب کسب وکار، یک روز ، با یک سری از ملاقاتها واحترامات تحت الفظی پرشده است . وقتی شما اولین برخورد با مشتری یا هم قطار خود را داشته باشید می خواهید که در مسیر درستی گام بردارید . انجام این عمل ، اولین برخورد وملاقاتهای پس از آن را به خوبی وآسانی میسر می سازد. قدمهای نادرست ، تلاش سختی جهت جبران احتیاج دارد. انرژی خود را برای بعد حفظ کنید واین استراتژی های آسان را جهت یک شروع موفق بکار برید.

۱ -هر گاه شخصی را ملاقات می کنید، بایستید.
این مورد به شما اجازه می دهد که با شخص مخاطب در یک حد برابر قرار بگیرید. با باقی ماندن در صندلی خود ، پیغامی با مضمون اینکه ” تصور نمی کنید که شخص مقابل به اندازه کافی توجیهی جهت زحمت ایستادن داشته باشد ” انتقال می دهید .اگر خود را در موقعیتی می بینید که نمی توانید بایستید ، ( مانند زمانی که پشت گلدانی با شاخه های بزرگ هستید !!) عذر خواهی کنید وتوضیح دهید . برای مثال می توانید بگویید : مرا ببخشید نایستادم . برگهای این گلدان مانع دید من می شوند .
۲ – لبخند بزنید .
احساسات ظاهری شما گویا تر از کلمات می باشند . به نحوی نگاه کنید که شما از ملاقات دیگران ، بدون توجه به آن چیزی که در ذهن دارید خرسند هستید . برای شخصی که زودتر از شما می ایستد ، لبخندی روی صورت بیاورید .
۳ – تماس چشمی داشته باشید .
نگاه کردن به اشخاصی که شما ملاقات می کنید ، بیانگر توجه وجلب نظر شما به آنهاست . اگر نگاه شما در جای دیگری باشد ، بیان می کنید که به دنبال شخص دیگری جهت پیشبرد میل تان هستید .
۴ – بی درنگ خود را معرفی نمایید .
۵- وقتی لازم است ، شرحی شامل اینکه که هستید بیان کنید .
کافی نیست که به فرض بگویید: ” سلام .من ماری جونز هستم .” اطلاعات بیشتری بدهید :”سلام من ماری جونز هستم .من برای شرکت … فعالیت می کنم .”
۶ – استوار دست بدهید .
بعنوان احترام دست خود را دراز کنید. شخصی که ابتدا دست خود را دراز می نماید احساس آسودگی واطمینان می نماید . مطمئن باشید که بخش احترامات فیزیکی شما حرفه ای است . به نحوی دست ندهید که استخوان مچ خرد شود یا خیلی شل دست ندهید . اگر در دست دادن با خانمها وآقایان دستپاچه شدید از آن صرفه نظر کنید .
۷ – یاد بگیرید که چگونه یک معارفه روان داشته باشید .
در کسب وکار شما همیشه اشخاص با اهمیت کم را به اشخاص مهم معرفی می کنید . روش این کار به این ترتیب است که ابتدا نام افراد مهم را ذکر کنید ، به دنبال آن با کلمات :” میل دارم معرفی کنم …” وسپس نام افراد دیگر را ذکر کنید. مطمئن شوید که مطالبی درباره هر شخص بگویید تا دیگران بدانند چرا آنها را معرفی می نمایید ومقداری اطلاعات خواهید داشت که با کدام شخص شروع به گفتگو نمایید .
۸ – تشخیص دهید که کدام شخص مهمتر است .
مشتری یا دورنمای کسب وکار مهمتر از رئیس شماست .فقط به خشنودی رئیس خود چشم نداشته باشید .
۹ – به اسامی در ملاقاتها توجه نمایید .
بسیار متعارف است که فکر کنید چه چیزی می خواهید بگویید وبه دیگران تمرکز نکنید . اگر شما تمرکزداشته باشید وهنگامی که نامی را می شنوید ، تکرار کنید شانس بالاتری از قبل دارید .
۱۰ – اسامی کوچک اشخاصی را که برای دفعه دوم می بینید با اجازه خودشان بکار برید .
همه اشخاص نمی خواهند در جلسات ابتدایی به صورت غیر رسمی نامیده شوند . بهتر است در مسیر رسمی اشتباه کنید تا اینکه دیگران را با چوب وچماق بزنید .هدف شما در بین چند دقیقه ابتدایی ملاقات با اشخاص دیگر دادن احساس راحتی به آنها وسهولتی است که آنها بخواهند با شما کار کنند وقتی شما برای آن برخوردهای بحرانی ابتدایی قوانین دلگرم کننده ای را رعایت کنید شما یک شروع محکم برای یک ارتباط سود بخش در دراز مدت را خواهید داشت .

چرا قانون جذب برای عده‌ای عمل نمی​كند؟

تا به حال شده از خوانــــدن كتاب‌های روانشناسی و تكرار عبارات تاكیدی خسته و دلزده شوی و با غرولند به خودت بگویی:«دیگر جواب نمی‌دهد» یا گاهی اوقات  وقتی همه تلاشت را برای رسیدن به كاری انجام می دهی و نتیجه‌ای نمی‌گیری، زیر لبت زمزمه كنی:«قانون جذب یك دروغ بزرگ بیش نیست»! اما بگذار همین الان خیالت را راحت كنم كه این تنها مشكل شما نیست و میلیون‌ها مردم دیگر مانند خودت نمی‌توانند به درستی از قانون جذب استفاده كنند. اما ما به شما با دلیل و مدرك ثابت می‌كنیم مشكل فقط خود شما هستید نه قانون جذب!

هیچ كس بدشانس نیست

كمتر كسی را می‌توان پیدا كرد كه از ثروتمند شدن خوشش نیاید. زمانی كه قانون جذب برای اولین بار مطرح شد و میلیونرهای موفق پرده از این راز بزرگ برداشتند، هركس وسوسه شد تا برای یك بار هم شده این قانون را در زندگی شخصی اش به كار گیرد. حتی آنهایی كه در ظاهر مخالف این موضوع بودند در خلوت خودشان عبارات تاكیدی را مثل یك اكسیر جادویی به زبان می‌آوردند تا با چشم‌های خودشان از صحت این موضوع باخبر شوند. بر اساس قانون جذب، شما می‌توانستید هرچیزی را در زندگی‌تان جذب كرده و برای این كار تنها كافی بود چشم‌هایتان را ببندید و جذب كنید. جذب كردن با تكرار عبارات تاكیدی مثبت و تجسم كردن راهی میانبر برای رسیدن به رؤیاهایی بود كه همیشه سركوبش می‌كردید. حتما شما هم برای یك‌بار هم شده این كار را انجام داده‌اید اما جز موارد جزئی نتوانستید نتیجه شگفت‌انگیزی كه قانون جذب از آن صحبت می‌كرد را به دست بیاورید و نتیجه این شد كه دیگر خودتان را از گروه دوستداران قانون جذب كنار كشیدید و باز هم با كسالت و از سر ناامیدی گفتید:« آدم باید كمی شانس داشته باشد» این جمله شما و خیلی از افرادی است كه دیگر اعتقادی به قانون جذب ندارند. اما نتیجه مطالعات دكتر «بروس لیپتون» روانشناس، نشان داده هیچ اشتباهی در قانون جذب اتفاق نیفتاده است بلكه گره اصلی این معمای پیچیده ذهن ناخودآگاه شماست.



رازی كه میخكوب‌تان می‌كند

من عاشق میلیونر شدن هستم و شب و روز به این موضوع فكر می‌كنم. قانون جذب به من یاد داده كه خودم را در خانه زیبا و اتومبیل‌های مجلل تصور كنم و با تكرار عبارات تاكیدی مثبت رؤیای میلیونر شدن را سوی خودم جذب كنم. كمی بعد، ناگهان در محیط كاری من اتفاقی جدید می‌افتد. رئیس بخشی كه در آن كار می‌كنم، سمت من را به سمتی بالاتر تغییر می‌دهد و حقوق من به همین اندازه افزایش پیدا می‌كند. اما بعد از اینكه در سمت جدیدم مشغول به كار شدم آنچنان از این وضعیت متعجب و شگفت‌زده هستم كه بیشتر از اینكه به تثبیت كارم فكر كنم، ترس از دست دادن سمت جدیدم جایگزین همه افكار مثبت من می‌شود تا جایی كه حتی خودم را لایق درآمد بیشتر نمی‌دانم و به همین دلیل بعد از مدتی سمت جدیدم را به راحتی از دست می‌دهم. این مثالی است كه دكتر لیپتون می‌زند. در واقع 99درصد (به این رقم دقت كنید) زندگی شما در دست ذهن ناخودآگاه شماست و حققیت تلخ این است كه بخش عمده ای از ذهن ناهوشیار شما توسط افكار منفی پر شده است كه تنها با تصویرسازی رؤیاها و تكرار عبارات تاكیدی نمی‌توانید آنها را از ذهنتان پاك كنید. مثل این می‌ماند كه هوا كاملا تاریك است و شما مدام تكرار می‌كنید «هوا روشن است.» در این شرایط تكرار عبارات تاكیدی در مورد روشن بودن هوا نمی​تواند اصل موضوع را تغییر دهد پس كمی به آن فكر كنید.



فرمول جادویی رؤیاها

دكتر «بروس لیپتون» می‌گوید:«ذهن ناهشیار میلیون‌ها برابر قوی‌تر  از ذهن هوشیار است. اگر ذهن ناهوشیار با خواسته‌های ذهن هوشیار ناهماهنگی نداشته باشد هیچ مسئله‌ای نیست، چون در این شرایط قانون جذب به صورت خودكار عمل می‌كند و هیچ نیازی نیست كاری كنید كه  قانون جذب را در زندگیتان خلق كنید اما اگر این 2 ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه شما با یكدیگر هماهنگ نباشد، قانون جذب هیچ تاثیری ندارد. برای مثال  شما آگاهانه می‌خواهید كه حسابتان پر از پول باشد و با تكرار عبارات تاكیدی  سعی می‌كنید این حس را  به وجود بیاورید اما اگر در ذهن ناخودآگاه شما این عقیده  وجود داشته باشد كه شما لایق آن همه پول نیستید، هرگز ثروتمند نمی‌شوید. ذهن ناخودآگاه شما شبیه یك ضبط صوت عمل می‌كند و همیشه تمایل دارد كه موزیك‌های قدیمی‌تان را پخش كند؛ به خصوص همان ترانه‌هایی كه از دوران كودكی والدین بارها و بارها برایتان تكرار كرده‌اند. شما ترانه‌های ضبظ صوت ذهنی‌تان را در 6 سال اول زندگی با جملات منفی پر كرده‌اید. جملاتی مانند: «تو به اندازه كافی خوب نیستی» «تو لیاقتش را نداری» یا «آدم‌های دیگر بهتر از تو هستند و تو مجبوری بهتر از دیگران باشی» و... چه این پیام‌ها مستقیم به شما رسیده باشد چه غیرمستقیم، بعد از سال‌ها كه در چنین موقعیت‌های مشابهی قرار می‌گیرید آن نوارها دوباره تكرار می‌شود و مشكل اینجاست؛ شما روی نواری كه در حال پخش است عباراتی دقیقا مخالف را به زبان می‌آورید و در این حالت هیچ نتیجه‌ای دریافت نخواهید كرد. شما خودتان را فریب داده‌اید كه فرد مثبتی هستید، چون در تمام لحظاتی كه در حال تكرار جملات مثبت و تصویرسازی برای رؤیاهایتان هستید، نوار منفی ضبط صوت ذهن ناهوشیارتـــان درحال پخش ترانه‌های ناامیدكننده و دلسردكننده است. 



فوت آخر

به عقیده دكتر لیپتون تنها راه‌حل استفاده از قانون جذب آن هم به صورتی مفید و نتیجه بخش، قبل از هرچیز خاموش كردن افكار منفی است و این كار تا زمانی كه افكار منفی‌تان همچنان در ذهن ناهوشیارتان در حال تكرار است، نتیجه بخش نیست، زیرا عبارات تاكیدی كه آگاهانه از سمت شما تكرار می‌شود جزو ذهن هوشیارتان است و ذهن خودآگاه شما تنها یك درصد روی زندگی شما تاثیر می‌گذارد. اما این موضوع انكار تاثیر تكرار عبارات تاكیدی نیست بلكه مشكل اصلی بیشتر افراد این است كه هیچ شناختی از افكار خود ندارند. برای این كار بهتر است قبل از هرچیز جای آرامی را در نظر بگیرید و بدون اینكه در مورد خودتان و افكارتان فكر و قضاوتی كنید، اجازه بدهید افكار منفی تان خودش را آشكار كند. بعد از اینكه به ذهن ناخودآگاه‌تان و جملات منفی این ضبظ صوت مجازی دست پیدا كردید سعی كنید دكمه خاموش آن را برای همیشه بزنید و اگر باز هم با جملات منفی مواجه شدید تنها به عنوان یك تماشاچی به آن نگاه كنید نه یك تحلیل‌گر! بعد از این كار حالا نوبت جایگزین كردن عبارات تاكیدی مثبت و تصویرسازی است.

9 مهارتی که شما را در سختی ها نجات می دهد

در موارد زیادی احتمال دارد با خود بگویید «كاش بلد بودم...» درحالی‌كه زندگی در مسیر خودش ادامه دارد و شما آن را متوقف می‌كنید تا زمان مناسب را بیابید. شاید بخواهید یك زبان خارجی را خیلی خوب یاد بگیرید، یك ساز موسیقی جدید بنوازید، تعمیرات خانه را انجام دهید یا بی‌نهایت مهارت را بلد باشید. در دنیای اینترنتی این روزها می‌توانید با استفاده از دانش گسترده آنلاین، بسیاری از مهارت‌هایی را كه مدت طولانی دنبال زمانی برای یادگیری آنها بودید اما فرصتی برای آن نمی‌یافتید، بیاموزید. در حال حاضر با سرعت دسترسی به اطلاعات از طریق اینترنت هر كاری كه انجام ندهید، فقط و فقط بهانه‌ای است كه خودتان می‌آورید. در اینجا 10 مهارتی كه بهتر است بیاموزید و به كار بگیرید با هم مرور می‌كنیم.
1. تعمیرات را یاد بگیرید!

بدون شك با خودتان فكر می‌كنید لازم نیست تعمیر چیزی را بلد باشید و می‌توانید با پرداخت هزینه لازم، وسیله مورد نظرتان را تعمیر كنید، اما كجای این، مهارت است! علاوه بر این، چه كسی می‌خواهد پول خود را خرج كارهای ساده‌ای كند كه خودش از پس آنها برمی‌آید؟ اگر به این مسئله ایمان داشته باشید كه كاری را باید خودتان انجام دهید، یاد گرفتن تعمیر وسایل خودتان یكی از ساده‌ترین و پرارزش‌ترین مهارت‌هایی است كه می‌توانید آن را كسب كنید. این كار بسیار مفید است زیرا وقتی چیز جدیدی یاد می‌گیرید، می‌توانید آن را به دیگران نیز یاد بدهید. خب، اكنون چطور می‌توانید به‌خودتان آموزش دهید؟ می‌توان تعداد زیادی تعمیرات را نام برد كه شما می‌توانید آن را بیاموزید، پس بهتر است تعمیر آنچه به آن علاقه دارید را مشخص كنید. آیا دوست دارید لوازم الكترونیك خانه را تعمیر كنید یا ترجیح می‌دهید بتوانید ماشین‌تان را تعمیر كنید. بعد از مشخص كردن علاقه‌تان كافی است گشتی در اینترنت بزنید و از ویدئوهای زیادی كه در این زمینه وجود دارد، استفاده كنید. بدون شك زمانی هم نیاز دارید با یك كارشناس تماس بگیرید. یادتان باشد از شكستن و خراب كردن وسایل ناراحت نشوید زیرا از این طریق، می‌آموزید چطور آنها را درست كنید.



2. تصویرسازی، نقاشی یا عكاسی بیاموزید

هرچند پول زیادی از این راه درنمی‌آورید اما مهارت‌های هنری به‌شدت قابل تحسین است؛ زیرا این مهارت‌ها برای شما توانایی تكنیكی لازم به‌منظور خلق چیزهای زیبا را فراهم می‌كند. هر چند شما باید براساس علایق‌تان پیش بروید اما مهارتی كه به آن نیاز دارید چیزی كاربردی و فنی است. یك كتاب آناتومی بردارید و شروع به طراحی عضلات و استخوان‌ها كنید. طولی نمی‌كشد كه طراحی انسان را به راحتی انجام می‌دهید. وقتی می‌خواهید نقاشی كنید بهتر است از طراحی‌های ساده مانند گلبرگ یك گل یا دست انسان شروع كنید و كم‌كم آن را پرورش دهید. وقتی نقاشی را خوب آموختید، می‌توانید تصویر‌سازی‌ كامپیوتری را امتحان كنید به این ترتیب نقاشی دیجیتال را یاد می‌گیرید. برای آن دسته از شما كه به عكاسی علاقه‌مندید هم درس‌هایی وجود دارد. مهم نیست كدام شاخه از هنر را انتخاب می‌كنید، مهم آن است كه روزی 15 تا 30 دقیقه برای تمرین آنچه انتخاب كرده‌اید، وقت بگذارید. بدون شك مدتی طولی می‌كشد تا بفهمید چطور طراحی، نقاشی، عكاسی یا مجسمه‌سازی كنید اما بهتر است وظایف را تقسیم كنید و هر كدام را به‌صورت خیلی آرام و با حوصله انجام دهید.

3. طراحی دكوراسیون داخلی بدانید

طراحی علم دقیقی نیست چون سلیقه‌ها تغییر می‌كند و در طول زمان عوض می‌شود، اما چند اصل وجود دارد كه می‌توانید در خانه و محل كار خود آنها را به كار ببرید و زیبایی مكانی را كه در آن هستید، افزایش دهید. اگر طراحی‌های سنتی و قدیمی را دوست دارید باید اصول اولیه طراحی را یاد بگیرید. اینها مهارت‌هایی است كه شما می‌توانید در كار روزانه خود به كار بگیرید تا مكان مورد استفاده‌تان جالب‌تر و هیجان انگیز‌تر شود. شاید به‌نظر مهارت بی‌فایده‌ای به‌نظر برسد اما وقتی كمی سلیقه با آن همراه شود، می‌تواند تاثیر زیادی داشته باشد. وسواس شما در انتخاب زمانی خود را نشان می‌دهد كه برای استفاده از كاغذ دیواری‌های رنگی مناسب برای اتاق‌تان به رنگ‌بندی توجه كنید. اگر دكور خانه‌تان تكراری به‌نظر می‌رسد بهتر است برخی راهنماهای دكوراسیون را دنبال كنید. قرار نیست حرفه‌ای باشید اما دانستن اصول طراحی دكور می‌تواند به زندگی شما رنگ بهتری بدهد.



4. به نوستالژی برگردید

فرقی نمی‌كند علمی، مالی، ریاضیات، علوم انسانی، حقوق یا هر موضوع دیگری باشد، اگر دوره‌ای وجود دارد كه شما آرزو داشتید در دانشگاه بگذرانید و شانس آن را نداشتید، می‌توانید آن را به‌صورت آنلاین بگذرانید. به این ترتیب، می‌توانید دانشی را كه به‌نظرتان از دست رفته به دست آورید. آنچه در مورد آموزش آنلاین هیجان‌انگیز است آن است كه شما می‌توانید هر جایی كه هستید حتی خانه، این كار را انجام دهید و به این ترتیب زمان زیادی را ذخیره كنید. قرار نیست در آن موضوع خاص استاد باشید اما سعی كنید هر قدر كه لازم است یا می‌خواهید، یاد بگیرید. 



5. یك وسیله الكترونیك بسازید 

افراد زیادی عاشق تكنولوژی هستند و وقتی می‌توانند تقریبا هر چه را كه می‌خواهند با آن انجام دهند، بیشتر دوستش می‌دارند. بدون تردید برای خراب كردن چیزی لازم نیست آموزش ببینید اما درست كردن آن مهارت می‌خواهد. به‌نظر می‌رسد یادگیری ساختن كامپیوتر، شروع خوبی است. یكی از بهترین راه‌ها برای شروع یادگیری در‌مورد این قبیل موضوعات كار كردن روی یك پروژه است. به این ترتیب می‌توانید در طول پروژه با برخی مسائل آشنا شوید و در پایان یك وسیله الكترونیك ساخت خودتان داشته باشید.



6. یك ساز جدید یاد بگیرید

اگر شما كار كردن با یك ساز را بلد باشید و بخواهید چیز جدیدی بیاموزید بدون شك می‌توانید منابع آنلاین زیادی برای این كار پیدا كنید. اگر هدفتان یادگیری گیتار است این شانس را دارید كه دروس فشرده آنلاین را پیدا كرده و یاد بگیرید. اینترنت می‌تواند به شما پیانو، فلوت و حتی ویولن یاد بدهد مانند مهارت تعمیر وسایل. می‌توانید تعداد زیادی فیلم آموزشی برای یادگیری ساز موسیقی تهیه كنید.



7. مانند یك سرآشپز آشپزی كنید

با وجود سایت‌های بسیاری كه روش تهیه غذاها و فیلم‌های آنلاین پخت و پز را ارائه می‌دهند، تعجب‌آور است كه هر كسی برای خودش یك سرآشپز نیست. بسیاری از ترفندهای كوچك می‌تواند مهارت آشپزی شما را چندبرابر كند. همین حالا یكی از سایت‌های آشپزی را انتخاب كرده و برای شام امشب غذایی متفاوت تهیه كنید.



8. سعی كنید زبان جدید بیاموزید

وقتی از دیگران سؤال می‌شود كه چه مهارتی را دوست دارند یاد بگیرند بیشتر آنها یادگیری زبان را جزء نخستین علاقه‌مندی‌های خود برمی‌شمارند. این روزها سایت‌های آنلاین یادگیری زبان خارجی كم نیستند، كافی است چند دقیقه از وقت روزانه‌تان را به یادگیری زبان جدید بگذرانید، خواهید دید بعد از مدتی به راحتی به زبان جدید مسلط هستید. 



9. برنامه‌نویسی بیاموزید

یادگیری برنامه‌نویسی علاوه بر اینكه مهارت شما را در دانش كامپیوتر افزایش می‌دهد، یك فرصت كاری برای شما نیز محسوب می‌شود. برای شروع بهتر است برنامه‌نویسی مقدماتی و ساخت وب‌سایت را بیاموزید. هردو مجموعه شامل منابع زیادی است كه می‌توانید برای یادگیری به آنها مراجعه كنید.

چگونه با درآمد متوسط ثروتمند شویم؟

شکی نیست که همه می‌خواهند پولدار شوند؛ كتاب‌های زیادی در این باره نوشته شده، افراد بسیاری با ادعای اینکه می‌توانند راه‌های ثروتمند شدن سریع را به شما بیاموزند، کلاس‌هایی برگزار می‌كنند. در روزنامه‌ها و اطراف شما، افراد ثروتمندی نکته‌هایی برای پولدار شدن بیان می‌كنند و گروهی هم تضمین می‌دهند كه می‌توانند شما را در مدت کوتاهی ثروتمند سازند. با وجود این، بیشتر این روش‌ها در دنیای واقعی جوابگو نیستند و دلیلش این است که مهم‌ترین جزء فرایند ثروتمند شدن شما، خودتان هستید. بدون دانش عمیق، ریسک‌پذیری، انعطاف‌پذیری، اراده، زمان و...  این توصیه‌ها و روش‌ها مسلما راه به جایی نمی‌برند. در هر صورت ما هم در این مطلب قصد داریم چند نکته را برای ثروتمند شدن به شما گوشزد کنیم. اگر پولدار نشدید، بدانید تقصیر خودتان بوده است.
ثروتمند شدن از طریق  یك حرفه

دانش آکادمیک فرا بگیرید:

 مهم نیست که دانش شما در رشته مورد نظر با تحصیل در مقطع دوره فوق‌لیسانس دانشگاه صنعتی شریف حاصل شده باشد یا اینکه از طریق ثبت نام در یک دوره آموزشی بدان دست یافته باشید بلكه باید دانش فیلد مطلوب کاری خود را در حد قابل قبولی داشته باشید. حتی مواردی که رویکرد کاملا تئوریک دارند، در بعضی مواقع در پروژه‌های واقعی به کمک شما آمده و باعث تمایز شما از سایر همکاران‌تان می شود. در ضمن، هنگام استخدام نیز رزومه علمی شما تاثیر بهتری از سوابق نامعلوم و حتی غیرمعتبر کاری در نزد کارفرما خواهد داشت.

حرفه آینده‌تان را درست انتخاب کنید: 


اگر اولویت اول شما کسب ثروت و زندگی راحت در آینده است، خیلی دنباله‌رو علاقه‌ خود به رشته‌ خاصی نباشید. به نتایج تحقیقاتی که در مورد متوسط درآمد مشاغل مختلف انجام شده، نگاه کنید تا ببینید در کدام رشته‌ها که به علایق شما نزدیک‌ترند، احتمال ثروتمند شدن بیشتر است. به طور مثال احتمال ثروتمند شدن شما در نقش یک مهندس مالی بیشتر از یک استاد دانشگاه خواهد بود.

مکان درستی را برای فعالیت شغلی انتخاب کنید:

 به جایی بروید که شغل‌های بهتر و بیشتری وجود دارد. مثلا به عنوان کارشناس مسائل مالی و بورس، زمینه کاری بهتر و امکان رشد بیشتری در تهران برای شما وجود خواهد داشت تا در یك شهرستان كوچك.

ابتدا شغلی برای کسب تجربه پیدا کنید: 

تا می‌توانید برای جاهای مختلف درخواست کار بفرستید و مصاحبه بروید. هنگامی که کار مورد نظر را یافتید آن را نگه دارید و سعی کنید تجارب لازم برای موفقیت‌های آینده را کسب کنید. تا پیدا شدن یك كار مناسب نیز می‌توانید در یك شركت معتبر كارآموزی كنید و تجربه كسب كنید. 

شغل و کارفرمایتان را تغییر دهید:‌ 

با این کار می توانید دستمزد خود را افزایش داده، تجارب کاری و غیرکاری مختلف به دست آورده و ریسک بیکاری آینده به دلیل تک بعدی بودن را کاهش دهید. از اینکه این کار را بارها انجام دهید واهمه نداشته باشید. اگر شما کارمند با ارزشی باشید، حتی ممکن است کارفرمای فعلی‌تان برای نگه داشتن شما، افزایش حقوق و سایر مزایا را در نظر بگیرد. ممکن است وابستگی به شرایط فعلی، ترس از محیط و کار جدید یا وفاداری شغلی، شما را در این اقدام سست کند، اما به یاد داشته باشید برای پیشرفت باید مدام در حرکت باشید، بنابراین برای یافتن موقعیت‌های تازه گوش به زنگ باشید.

تجارت شخصی راه‌اندازی کنید: 

بیشتر افراد موفق یك درآمد جانبی به جز حقوق ثابت ماهانه دارند كه گاهی از این كارهای جانبی درآمد بیشتری عایدشان می‌شود. این کار تمرکز و وقت زیادی می‌طلبد و استرس زیادی به شما وارد می‌كند، اما بعد از چند وقت که به سوددهی رسید، شما می‌توانید نتیجه آن را ببینید. علاوه بر درآمد بیشتر، شما این مزیت را خواهید داشت که رئیس خود باشید و زمان های کاری خودتان را تنظیم کنید. پیشنهاد می‌کنیم پس از کسب تجربه در یک زمینه خاص و به دست‌آوردن دانش جنبه‌های مختلف آن، تجارت خود را شروع کنید.



ثروتمند شدن از طریق سرمایه گذاری

 سرمایه‌گذاری کردن در تحصیل:

حتی اگر موفق نشدید از طریق کنکور وارد دانشگاه شوید، با هزینه شخصی به دانشگاه بروید. مطمئن باشید با انتخاب رشته صحیح بعدها چندبرابر هزینه سرمایه‌گذاری شده برای تحصیل خود را به دست خواهید آورد. برای مثال اگر شخصی که به تجارت علاقه‌مند است، مدرک «MBA» بگیرد، هزینه تحصیل خود را بعدها در کمتر از یک سال به دست خواهد آورد.

 در بازار های مالی سرمایه‌گذاری کنید: 


بازارهای مالی محل مناسبی برای چند برابر کردن پول شما هستند. اگر خود را به دانش لازم مجهز کنید و فرد فرصت​شناسی باشید قادر خواهید بود چند برابر درآمد سالانه خود را از این طریق به دست آورید. خرید سهام شرکت‌های معتبر و اوراق قرضه راهی مطمئن برای ایجاد درآمد فرعی است. برای افراد ریسک‌پذیرتر، سرمایه‌گذاری در بازار بورس، سود بیشتری به دنبال خواهد داشت. در کنار اینها نباید از سرمایه‌گذاری روی طلا و ارز غافل شد. این بازارها در شرایط بحران‌های اقتصادی داخلی یا جهانی، به طرز شگفت‌آوری سودآوری دارند.

 در   مستغـــلات  سرمــایه‌‌گـــذاری کنید:
خریداملاک استیجاری یا زمین در مكان‌های رو به رشد، سرمایه گذاری است که شما همواره برنده آن خواهید بود. با توجه به افزایش جمعیت و در نتیجه بالا رفتن تقاضا برای مسکن و همچنین املاک تجاری، می توانید انتظار یک سود تضمین شده را داشته باشید. اگر فرد ریسک‌پذیری نیستید می‌توانید با خرید یک واحد استیجاری، نه تنها از افزایش سرمایه خود مطمئن شوید، بلکه از اجاره ماهانه آن استفاده کنید. اگر هم وقت و انرژی کافی دارید و به دنبال سود بالا هستید، پیشنهاد می‌شود به صورت فردی یا مشارکتی اقدام به ساخت‌وساز كنید. 

 وقت خود را سرمایه بدانید: 


به جای اینکه چند ساعت در روز را به بطالت صرف کنید، سعی کنید برای کل روزتان برنامه‌ریزی داشته باشید. از هر زمانی برای یادگیری مطالبی مانند ساز و کارهای اقتصادی، عملکرد شرکت‌های بورس، مدل‌های ریاضی ساده و پیشرفته تحلیل مالی و ... استفاده کنید. 

 از خریدهایی که ارزش آنها در آینده پایین خواهد آمد، اجتناب کنید:


 به طور مثال خرید یک ماشین گران قیمت، اقدام جالبی از لحاظ اقتصادی به شمار نمی‌آید، زیرا صرف‌نظر از میزان کاری که از آن می‌کشید، بعد از 5 سال، ارزش آن به میزان زیادی افول خواهد کرد.

 ثروتمند بمانید: 


ثروتمند شدن سخت است، اما ثروتمند ماندن حتی از آن هم سخت تر است. دارایی شما همواره از بازار تاثیر می‌پذیرد و بازار هم که پستی و بلندی‌های خود را دارد. اگر شما در زمانی که بازار در شرایط خوبی به سر می‌برد، بی‌خیال باشید و استفاده حداکثر را نبرید، در زمان رکود محکوم به شکست و بازگشت به پله نخست خواهید بود. اگر ارتقایی در حقوق خود داشتید یا سهامتان سوددهی خوبی داشت، این مبلغ اضافه را پس‌انداز یا سرمایه‌گذاری کنید، زیرا قریب به یقین با روزهای سخت مواجه خواهید شد.



ثروتمند شدن از طریق پس‌انداز روزانه

 چند حساب پس  انداز باز كنید: 


بهتر است هر فردی بیش از یك حساب پس انداز داشته باشد تا با ریختن مقداری از درآمد ماهانه در حساب های دیگر از خرج‌های اضافی جلوگیری كند. به طور مثال، بهتر است هر زمان كه حقوق خود را دریافت كردیدو همان ابتدا درصدی از پولتان را در حساب مخصوصی بریزید و كارت آن را همیشه در منزل نگه دارید. یك حساب مخصوص خرج منزل و یك حساب هم برای تفریحات ماهانه داشته باشید. 

 بودجه‌بندی کنید:

یک بودجه ماهانه که تمامی هزینه‌های اولیه شما را پوشش دهد، مقرر کرده و مقدار کمی را هم برای تفریح و سرگرمی کنار بگذارید. هیچگاه از این مقدار در خرج کردن فراتر نروید.

 به ماشین و منزل سطح پایین رضایت دهید اما قانع نباشید:

 معمولا انتظاری را که از یک منزل ویلایی دارید، یک آپارتمان هم برآورده می‌سازد. آپارتمان مسکونی را می‌توان با یک نفر دیگر شریک شد و به یک ماشین دست دوم رضایت داد. در یک کلام تجمل‌گرا نباشید. با این کار ماهانه مقدار زیادی پول پس‌انداز خواهید کرد تا اینكه روزی برسد كه بتوانید بهترین منزل و ماشین را بخرید بدون اینكه چیزی از درآمدزایی شما كم شود. 

چطور یک چشم انداز عملی برای زندگی خود طراحی کنیم؟

در مقالات گذشته راجع به اینکه برنامه چیست، زندگی با برنامه و بدون برنامه چگونه است، مطالبی را ارائه دادیم. گفتیم زندگی ما مثل همان مسافرتی است که تا کیش می‌رویم. اگر با برنامه برویم چه اتفاقی می‌افتد و بدون برنامه برویم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ گفتیم زندگی بدون برنامه، یعنی یك قدم به جلو و یک قدم به عقب. بحث کردیم در مورد اینكه باید گاهی اوقات معنای کلمات را در ذهنمان بشکنیم. دیگر کلمات را آنگونه که تاکنون یاد گرفته ایم، تعریف نکنیم. برخی از این واژه‌ها، ذهن ما را بسته‌اند. بیاییم به شکل جدیدتری این واژه‌ها را برای خودمان تعریف کنیم.
صحبت کردیم از اینكه باید همه چیز را به عدد تبدیل کنیم. دیگر حرف کلی و صرفا كیفی نزنیم، برای مثال من زندگی خیلی خوب و عالی می‌خواهم، من خیلی پول می‌خواهم. اینها وقتی مفهوم دارند و باعث انگیزه در فرد می‌شوند که به عدد تبدیل شوند.

چشم‌انداز شما چیست؟

یکی دیگر از موضوعاتی که می‌خواهیم در مورد آن صحبت کنیم چشم‌انداز است که زیاد راجع به آن شنیده‌اید. شاید تاكنون واژه‌هایی مانند چشم‌انداز ایران 1404، چشم‌انداز شركت مایكروسافت، چشم‌انداز اپل و... به گوشتان خورده باشد.  می‌خواهم چشم‌انداز را از تعریف کتاب‌های سنگین و قطور جدا كنم و با عبارت ساده بگویم، وقتی می‌خواهید برای خودتان یا شرکت‌تان چشم‌انداز تعریف کنید، باید ابتدا امكانات، توانمندی‌ها و شایستگی‌های فعلی خود یا شركت خود را تعریف كنید. در حوزه‌های مختلفی می‌توان توانمندی‌ها و شایستگی‌ها را تعریف كرد. اگر به لحاظ فردی نگاه كنیم، در حوزه‌هایی چون استعداد، هوش، تحصیلات، سابقه كاری و تجربه، پدر و مادر و سایر اعضای خانواده، موقعیت شغلی، توانمندی فیزیكی، ظاهر و... و اگر به لحاظ سازمانی ببینیم می‌توان در حوزه هایی چون بازاریابی و فروش، نیروی انسانی، بخش تولید، ساختار سازمانی و اداری، توانمندی مالی، قدرت توزیع، شهرت و اعتبار برند، حسن سابقه و تجربه سازمانی و...، توانمندی‌ها و شایستگی ها را تعریف كرد و بعد ببینیم چقدر می توانیم به این مهارت‌ها و توانایی‌ها در آینده اضافه كنیم. چشم‌انداز یعنی «یک ایده‌آل رسیدنی» ایده‌آلی که ما یا شرکت ما می‌تواند به آن برسد.



از خودتان سبقت بگیرید
 
خیلی از شرکت‌ها از چشم‌اندازی که برای 50 سال نوشته‌اند، در طول 20 سال عبور کرده‌اند، نمونه‌اش مایکروسافت است كه چشم‌اندازش این بود: «روی هر میز یک کامپیوتر.» چند سال پیش چشم‌اندازش را عوض کرد: «هر میزی یک کامپیوتر برای 20 سال آینده.» یعنی سال 2030 باید به اینجا برسیم که کامپیوتر شما میز شماست.

تخیل: قدرت و توانایی فوق العاده مفیدی است که خداوند به ما داده است ولی مثل خیلی از توانایی‌های دیگر می‌توانیم این توانایی را بیهوده هدر بدهیم یا به خوبی از آن استفاده کنیم.

باید فقط یاد بگیریم افکارمان را متمرکز کنیم و روی کاغذ بیاوریم و بعد از اینکه نوشتید و مكتوب كردید، می‌شود چشم‌انداز. بعد براساس علم منطق می‌توانید قیاس از جزء به کل یا کل به جزء داشته باشید. مثلا من خودم اول به 20 سال آینده می‌روم بعد 10 سال، بعد 2 سال بعد. 6ماه آینده‌ام را می‌بینم، بعضی‌ها برعکسند از 6ماه به 20 سال می‌روند. فرقی نمی‌کند مهم این است که خودت با کدامیک از روش‌ها راحت‌تر باشی. هر2 منطقی است و هر 2 به یک نتیجه می‌رسند. پس یاد گرفتیم برای خودمان چشم‌انداز بنویسیم، بنابراین یاد می‌گیریم برای مشتریان‌مان، برای شرکت‌مان، برای فرزندان‌مان و... نیز چشم‌انداز بنویسیم. 
زمان را دریابید

در زندگی واقعیتی وجود دارد كه ممكن است اساس ذهن مارا بر هم بریزد و آن واقعیت این است که ما فکر می‌کنیم می‌توانیم گذشته خود را فراموش کنیم؟ هرگز! گذشته همیشه با ماست.

حضرت علی(ع) در مورد زمان، حدیث زیبایی دارند که برداشت من از حدیث ایشان این است که می‌فرمایند: «زمان 3 قسمت دارد، یک قسمت از آن، گذشته است که مرده و دیگر هیچ ارزشی ندارد، غیر از اینکه شما هم‌اكنون اینجا حضور دارید و شما را اكنون به جایی كه هستید، رسانده است. گذشته فقط به درد پند گرفتن می خورد و تو محصول گذشته‌ات هستی و آینده را نیز غیر از خدا کسی خبر ندارد. آن چیزی که مهم است زمان حال است.»

برای مثال «آرا» همین چندوقت پیش در انجمن ترک اعتیاد بود و می‌گفت من آرا هستم یک معتاد، مدت پاکی 17 دقیقه! اولین چیزی که در این انجمن به شما یاد می‌دهند این است که تو گذشته را نمی‌توانی خنثی کنی. گذشته چیزی نیست که پاک‌کن‌برداری و پاکش کنی. گذشته ات می‌تواند به نحو خاصی بوده باشد، اما حال و آینده‌ات چیز دیگری باشد. گذشته تو می‌تواند اعتیاد باشد اما آینده‌ات اینگونه نباشد. پس نمی‌توانید گذشته خود را حذف کنید. 

مگر «استیو جابز» بنیانگذار اپل، هیچ وقت انکار کرد که 2 سال در هندوستان معتاد بوده و سال‌ها پیاده‌روی می‌کرده تا به غذای مجانی برسد. نمی‌توانیم اشکالات و اشتباهات گذشته را نفی کنیم. 

امیر مؤمنان حضرت علی(ع) در حدیثی دیگر می‌فرمایند: «خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجاست؟ در کجاست و به کجا می‌رود؟» این یعنی همان جوهره برنامه‌ریزی در زندگی، یعنی اینکه بدانیم گذشته‌مان چه بوده و از آن درس بگیریم، بدانیم در حال حاضر کجاییم و چه توانمندی‌ها و قابلیت‌هایی داریم و درنهایت اینکه می‌خواهیم در آینده به کجا برویم و چگونه باشیم.

در متون مدیریت استراتژیک نیز می‌بینیم که گفته می‌شود، برای مدیریت استراتژیک باید 3گام زیر را طی کنیم:

1.  کجا بودیم؟ (?where were we)
2.  کجا هستیم؟ (?where are we)
3.  و قصد داریم به کجا برویم؟  (?where are we going)



8 خصوصیت انسان‌های موفق

1. خود آگاهی مثبت یا خودشناسی

افراد موفق كسانی هستند كه از یك خودآگاهی واقعی برخوردارند. آنها در برابر پیشامدهای ناگوار، نیازی به داروهای آرام‌بخش ندارند. آنها خود را به خوبی با مسائل و مشكلات زندگی تطبیق می‌دهند. افراد موفق خود را می‌شناسند و می‌دانند كه هستند، چه عقیده‌ای دارند و چه نقشی در زندگی ایفا می‌كنند و استعداد آنها چقدر است.ما نیز می‌توانیم شخص موفقی شویم در صورتی كه:چشم خود را به امكانات و راهكارهای موجود باز كنیم.  در تغییر وضع زندگی كنونی خود به نیروی كم‌نظیر باطنی خود متكی باشیم.

2.  عزت نفس

«من خودم را دوست دارم و به آنچه از پدر و مادرم به من رسیده و در سرشت من به ودیعه گذارده شده ارج می‌نهم.» این گفته‌ها نظر یك فرد موفق است. این گفته‌ها كلید اتكا به نفس در شخص است. شما می‌توانید از همین امروز از عزت نفس بیشتری برخوردار باشید به شرط اینکه:

1. همیشه در زندگی آراسته باشید.
2. در برخی از مكالمه تلفنی که منطقی است یا اولین ملاقات‌ها ابتدا نام خود را بر زبان آورده و خود را معرفی كنید. با ارج نهادن به نام خود، عادت می‌كنید برای خود ارزش قائل شوید.
3. هنگامی كه فردی از شما تقدیر می كند با كلمه ساده و مودبانه «سپاسگزارم» جواب دهید.
4. هنگام شركت در کلاس درس، سخنرانی و كنفرانس‌ها در جلوترین صف بنشینید و در صورت امكان بحث كوچكی در جلسه داشته باشید.
5. افراشته و مقتدرانه با حالت آرام و گام‌‌های بلند راه بروید، ثابت شده افرادی كه چنین راه می‌روند به خود اعتماد دارند.
6. با زبان مثبت و دلگرم كننده صحبت كنید و همواره لبخندی بر لب داشته باشید.

3. كنترل خود و قبول مسئولیت

افراد موفق بر این باورند كه خود آنها قادر به كنترل و جلوگیری ازحوادث زندگی بوده و هستند یا به اصطلاح روانشناسی، این افراد کانون کنترل درونی دارند. ما هم از همین امروز برای تقویت حس قبول مسئولیت و كنترل خود وارد عمل می‌شویم به شرط اینكه:

1. آشكارا و شرافتمندانه مسئولیت وضع كنونی خود را به گردن بگیریم.
2. هرروزه در هر كاری این شعار مثبت را با خود داشته باشیم: 
«پاداش هایی كه من در زندگی دریافت می‌كنم دلیل خدماتی است كه انجام می دهم.»
3. یك برنامه زمانی منظم برای كارهایتان در نظر بگیرید و كار امروز را به فردا واگذار نكنید.
4. لحظه بیداری خود را نیم ساعت جلو بكشید و این نیم ساعت را به این سؤال پاسخ دهید كه «چگونه وقت خودم را امروز برای انجام كارهای مهم تقسیم كنم.»

4. خود انتظاری مثبت (انتظار پیش آمدهای خوب برای خود)


ما معمولا آنچه را كه انتظار داریم به دست می‌آوریم. بهترین نشانه بارز و چشمگیر یك فرد موفق، خود انتظاری مثبت اوست كه در وی ایجاد یك خوشبینی كامل می‌كند. پس از همین امروز برای خود انتظاری مثبت بیشتری وارد عمل شویم به شرط اینكه :

  •  از صبح تا شام با خود از مسائل و مطالب مثبت صحبت كنید و سعی كنید همیشه سازنده و سودمند باشید.
  •  به مشكلات به عنوان فرصتی برای كسب تجربه، به كار گرفتن خلاقیت و مهارت‌هایتان نگاه كنید.
  •   به سلامت خودتان توجه كامل داشته باشید و از استراحت كردن لذت ببرید. ورزش‌كردن را فراموش نكنید.
  •   مكالمات روزمره شما نشان‌دهنده هیجانات درونی و سلامت شماست. پس همیشه صحبت‌های دلچسب و تقویت‌كننده روحی به خود و دیگران بزنید.
  •   با افراد خوشبین و موفق معاشرت داشته باشید.
  •   با شادی و خوشحالی از خواب برخیزید، در حمام آواز بخوانید، صبحانه را با فرد خوشبین و بانشاط صرف كنید. گاهی به موسیقی‌های شاد گوش كنید. كتاب‌ها و مقالات آموزنده و الهام‌بخش را مطالعه كنید.

5. وسعت نظر مثبت یا بلند نظری


افراد موفق در «حال» زندگی می‌كنند. آنها از تجارب گذشته پند می‌گیرند و از خاطرات خوش آن لذت می‌برند. افراد موفق هدف‌هایی را برای آینده قابل پیش‌بینی خود در نظر می‌گیرند كه موجب فعالیت روزانه آنها می‌شود. افراد موفق «مرگ» را آخرین مرحله زندگی نمی دانند. ما نیز می‌توانیم وسعت نظر داشته باشیم به شرط اینكه :

  •  از دیگران مانند برادران و خواهران خود مراقبت كنیم.
  •  برای همسر یا آن كسی كه دوستش داریم ارزش قائل شویم و با جمله «من تو را دوست دارم» او را دلگرم كنیم.
  •  به اشخاصی كه نیاز دارند و منبع درآمدی ندارند كمك مالی كنیم.
  •  یك یا 2 زبان خارجی بیاموزیم و عادات آن ملت ها را یاد بگیریم.
  • به یاد داشته باشید: افراد موفق در زمان «حال» زندگی می‌كنند.

6. احساس شایستگی


یکی دیگر از ویژگی‌های افراد موفق، احساس شایستگی است. شما می دانید تجربیات گذشته و دوران کودکی زندگی همه ما یکسری بلوک‌های روانشناختی یا ترمزهایی در ذهن ما ایجاد کرده است و اولین چیزی که باید بر آن تمرکز کنیم این است که باید یاد بگیریم این بلوک ها را برداریم، این ترمزها را آزاد کنیم تا به سمت موفقیت رهسپار شویم. در ذهن همه ما پر از ترمز است. ما هزاران ترمز در ذهنمان داریم. وقتی پیش یک روانکاو می‌روید، روانکاو به شما می‌گوید، علت مشکلی که دارید در کجا ریشه دارد و در کدام دوران طول عمر شماست. در کودکی است یا نوجوانی یا ... باید ترمزهای ذهنی را پیدا کنید، لازم نیست روانکاو خودتان شوید ولی حداقل آن ترمزها و بلوک‌ها را بشناسید. مثلا یکی از ترمزهایی که همیشه در ذهن ما وجود دارد ترمز ترس است. روانشناسان می‌گویند، مهم‌ترین سن تربیتی برای یک کودک 3 تا 6سالگی است. این زمانی است که به عقل نرسیده و ذهن هنوز خالی است و تو مدام در ذهنش وارد می‌کنی. می‌توانی این کودک را ترسو بار بیاوری یا شجاع یا در راه کمک به دیگران یا یادش بدهی خودخواه باشد. یکی از مهم‌ترین ترمزهای ذهن همه ما همین ترمز ناشایستگی است. چون احساس می‌کند که شایسته یک زندگی خوب نیست.  آیا تاكنون به این ترمز ناشایستگی فکر کرده‌اید. حتما به آن فکر کنید. آیا خودتان را شایسته این زندگی می‌دانید؟ آیا ما خودمان را شایسته یک آدم خوب و موفق می‌دانیم؟ آیا ما شایسته یک پدر خوب یا مادر خوب بودن هستیم؟


آقای برایان تریسی به ایران آمده بود و بعد از سخنرانی‌اش از او یک جمله پرسیده بودند و آن این بود كه شما عذاب‌وجدان نداری اینقدر پولداری؟ یعنی ما فکر می کنیم هر کسی پولدار است باید عذاب‌وجدان داشته باشد، چون اصلا نمی‌توانیم احساس کنیم، شایسته این همه پول هستیم. یک معتاد چرا ترک نمی‌کند؟ چون احساس می‌کند شایسته خوب زندگی کردن نیست. تمام این موارد به دلایل زیادی و براساس خیلی از سرکوب ها در دوران کودکی به وجود می‌آید. اما خودش یک ترمز است، تو احساس می‌کنی شایسته این زندگی نیستی، شایسته این ماشین نیستی، شایسته نفر اول در شركت خود بودن نیستی. شما زمانی می‌توانید پیشرفت كنید كه در خود شایستگی این خوبی‌ها را ببینی.

7. ایجاد ارزش برای دیگران

از دیگر ویژگی هایی که در راه کسب موفقیت باید به دست بیاورید، ایجاد ارزش برای دیگران است. در مجله فرچون (fortune) برای افراد مختلف پرسشی در باب کمک به دیگران مطرح شده بود. در این تحقیق از افراد می‌پرسیدند اگر بتوانید برای کسی کاری انجام بدهید و پولی بابت انجام آن کار نگیرید، آیا حاضر به انجام آن هستید؟ بسیاری از افرادی که مورد سؤال قرار گرفته بودند، پاسخ مثبت به این سؤال داده بودند و تجربه‌های گذشته خودشان را در این مورد بیان کرده بودند. اما ما ایرانی‌ها در این قضیه بیمار هستیم. مثل‌های غلطی داریم كه می‌گوییم «دیگی که برای من نمی‌جوشد، بگذار سر سگ در آن بجوشد.» این مثل از اینجا نشأت می‌گیرد که اصلا دوست نداریم موفقیت یكدیگر را ببینیم.


باز از خودمان بپرسیم، آیا برای دیگران ایجاد ارزش می‌کنیم؟ اگر ایجاد ارزش کنیم و نفع برسانیم شایسته پاداش هستیم در غیر این صورت خیر. 


سؤالی که از خوانندگان گرامی دارم این است که پولی که به دست می‌آورید از کجاست؟ مطمئنا پاسخ‌های شما این است که پولمان را از مدیر، از مشتری، مشتری از مشتری می‌گیرد و تا آخر.پس هر پولی که می‌خواهیم به دست می‌آوریم از سوی شخص دیگری است که سخت کار کرده تا به دست بیاورد.


چه کار باید کنیم تا شایسته دریافت این پول از مشتریانی که سخت کار کرده‌اند باشیم؟ بهترین راهکار این است که برایشان ایجاد ارزش کنیم و مطمئن باشید تا این کار را نکنیم آنها به ما پول نمی‌دهند. ایجاد ارزش برای مشتری، یعنی آن مشتری رونق بگیرد و به سطحی بالاتر برود. او می‌خواهد به سطحی بالاتر برود تا احترام بیشتری کسب کند آیا ما از همان اول نمی توانیم به مشتری احترام بگذاریم؟ آیا احترام گذاشتن به مشتری خودش نوعی ایجاد ارزش نیست؟ آیا مشتری ما را به عنوان یک دوست ببیند و احساس صمیمیت كند، ایجاد ارزش نیست؟ 


«استفان کاری» در یکی از کتب خود خاطره‌ای را نقل می‌کند: «صبح روز تعطیل در اتوبوس داشتم روزنامه می‌خواندم و آن روز هم کارهای زیادی داشتم و اصلا سرحال نبودم. آقایی با 2کودک سوار اتوبوس شد و جلوی  من نشست و فرزندانش شروع به سر و صدا و بی نظمی کردند. یکی روی زمین دراز کشیده بود و داد می‌زد و دیگری روزنامه را از دست من می‌کشید، شروع به شیطنت و آزار مردم می‌کرد و هرکسی هم که اعتراض می‌کرد آن مرد بدون هیچ واکنشی بی‌خیال نشسته بود. بچه‌ها حدود نیم ساعتی که سوار اتوبوس شده بودند تمام اتوبوس را به هم ریختند و یکی از آنها 4بار روزنامه را از دست من کشید و من به هر زبانی که با آنها صحبت کردم آرام نشدند. در نهایت دست کودک را گرفته پیش پدرش بردم و گفتم: «این بچه توست، تمام اتوبوس را بهم ریخته و تو حتی کوچک‌ترین چیزی نگفته‌ای، این چه کاری است که می‌کنی؟ نمی‌خواهی اقدامی راجع به این مسئله انجام دهی؟» مرد گفت: «متاسفم، من همین نیم ساعت پیش از بیمارستانی می‌آیم که مادر این 2 بچه در آنجا فوت کرده و نمی‌دانم به آنها چه بگویم.» وقتی آن مرد این حرف را به من زد، با اینکه تا چند لحظه پیش به شدت از دست این فرد عصبانی بودم، تمام توانم را صرف او و کودکانش کردم و حاضر بودم برایش هر کاری انجام دهم. دقت کنید نگرش آقای کاری در عرض چند لحظه عوض شد! ما نگرشمان نسبت به دیگران چطور عوض می شود؟ آیا نمی‌خواهیم نسبت به خودمان نگرشمان را عوض کنیم؟ آیا نمی‌خواهیم یک تلنگر بخوریم؟ آیا ما در زندگی برای دیگران ایجاد ارزش می‌کنیم؟

8. كمك كردن به دیگران


«پیتر دراکر» پدر علم مدیریت جمله‌ای دارد كه می‌تواند راز تمام موفقیت بشر باشد. او می‌گوید: «اگر فقط و تنها کلمه «کمک» را جایگزین موفقیت کنید تمام سوءتفاهم‌ها در امور تجاری و مالی رفع خواهد شد.»


یعنی اگر شما احساس کنید که من به جای اینکه مشتری را به شکل پول ببینیم، به جای اینکه خودم را فروشنده ببینم و...، بیایم خودم را به شکلی ببینم که در حال کمک به مشتری هستم که پول بیشتری به‌دست بیاورد، من از تمام فكر و تلاشم استفاده كنم برای اینکه به این مشتری به نحوی کمک کنم که وی پول بیشتری به دست بیاورد، آنگاه از آن پول بیشتر می‌تواند به من بدهد. 
برای مثال فرض کنید قصد دارید یك کیف  بخرید. اگر ذهنیت سازنده کیف این بود که کیف را به شكلی بسازد تا شما از آن بهتر استفاده کنید، شما را در بهتر استفاده کردن کمک می كرد، چه اتفاقی می‌افتد؟ هم اینكه خودش در زمان ساختن کیف احساس شادی و لذت بیشتری داشت و هم اینکه آن را به نحوی می ساخت که شما بهتر استفاده کنید و نیازهای شما را بهتر رفع کند، شما هم همین طور اگر فقط این کلمه را جایگزین این همه مسائل کنید، می‌خواهید به مشتری کمک کنید و حتی به مشتری‌تان هم یاد بدهید که او هم به دیگران کمک کند. حتی شغل‌هایی که از نظر اجتماعی خیلی مطلوب نباشد، مثلا آرایشگری، آیا آرایشگر به مردم کمک نمی‌کند؟ آرایشگر به مردم کمک می‌کند که آنها احساس لذت بیشتری از زندگی داشته باشند و احساس رضایت از خود، احساس شادی بیشتر و اعتمادبه‌نفس بیشتری داشته باشند.


کمک به دیگران نه اینکه فقط در حرف باشد، باید در روح، ذهن، در باور شما رخنه كند که هدف ما کمک به مشتری است. در تمام سخنرانی‌های استیو جابز یك نكته مشترك می‌یابید، ایشان می‌گوید، هدف من این است که به نحوی به دیگران کمک کنم که راحت تر و با احساس بهتری زندگی کنند. 


زمانی که آقای جابز گوشی آیفون را وارد بازار کرد، نیت و شعارش همین بود. چشم‌انداز اپل را نگاه کنید می‌بیند همین است، کمک برای راحت‌تر زندگی کردن دیگران و این افراد هستند که می آیند و موفق می شوند. واقعا با این دید نگاه کنید که شما باید به دیگران کمک کنید تا مشکلات شان حل شود، پول دربیاورند، سود کنند و از سود آنها شما نیز بهره ببری. به نظر حلال‌ترین و مقدس‌ترین رشد در جامعه همین شکل رشد است: «شما از رشد دیگران رشد کنی و از سود دیگران سود ببری.»

7 راه برای نه گفتن

به سختی “نه” می گویید؟ شما هم مانند بسیاری از مردم، همیشه می کوشید تا نسبت به دیگران و به هزینه ی خودتان خوب باشید؟
خیلی ها هستند زمانیکه درخواست کمکی از آنها می شود، می خواهند همراهی کنند حتی اگر کارهای مهمتری برای انجام دادن داشته باشند.

چرا “نه” گفتن برایمان سخت استبرای اینکه “نه” گفتن را بیاموزیم بایستی در ابتدا متوجه شویم که چه چیزی ما را در برابر آن مقاوم می کند. در زیر دلایل معمولی که باعث سخت شدن “نه” گفتن برای ما می شود را خواهید دید.

۱- می خواهید کمک کنید. شما یک جورهایی قلب مهربانی دارید. نمی خواهید که طرف را اصطلاحا “دک کنید” بلکه می خواهید تا آنجایی که امکان دارد کمک کنید حتی اگر آن کار باعث هدر رفتن وقت تان شود.

۲- از گستاخ شدن هراسانید. خیلی ها اینطور فکر می کنند که “نه” گفتن به نوعی گستاخی است. این نوع تفکر مخصوصا در فرهنگ آسیا مرسوم است، جایی که “حفظ منزلت و شان” اهمیت دارد.

۳- می خواهید که سازگار باشید. نمی خواهید که خودتان را از گروه بیگانه کنید بنابراین درخواست های دیگران را تایید می کنید.

۴- ترس از نزاع. شما احتمالا از این می ترسید که در صورت رد درخواست فردی، باعث عصبانی شدن وی شوید. این می تواند منتج به یک برخورد زشت شود. اگر هم چنین اتفاقی رخ ندهد امکان دارد که اختلاف عقیده ای رخ داده و در نتیجه در آینده باعث نتایج منفی شود.

۵- ترسِ از دست دادن موقعیت ها. شاید با گفتن “نه” مضطرب شوید چرا که باعث بسته شدن درها بر روی تان می شود.

۶- خراب نکردن پل ها. برخی از مردم “نه” گفتن را نوعی روگردانی می دانند. اینطور فکر می کنید که، “نه” گفتن می تواند باعث خراب شدن پل ها و قطع رابطه ها شود.

“نه” گفتن به معنای گستاخ شدن شما نیست؛ همانطوری که ناسازگاری شما را نخواهد رساند. “نه” گفتن به معنای ایجاد نزاع نیست؛ همانطور که باعث از دست دادن موقعیت های تان در آینده نخواهد شد. و همچنین “نه” گفتن قطعا باعث خراب کردن پل ها نخواهد شد. این ها همه تفکرات اشتباهی هستند که در ذهن تان وجود دارند.
“نه” گفتن راجع به احترام به موقعیت ها، زمان و فرصت تان است. “نه” گفتن حق مسلم شماست.

۷ راه ساده برای “نه” گفتناگر شما اطمینان ندارید که چگونه بایستی “نه” بگویید، در زیر ۷ راه ساده برای انجام آن وجود دارد. آنها را در موقعیت های خوب به کار ببندید.

۱- “الان خودم اولویت های دیگری دارم، نمی توانم این کار را انجام دهم.”
اگر سرتان خیلی شلوغ است که درگیر درخواست یا پیشنهاد او شوید، جمله ی بالا به کارتان می آید. این جمله به دیگران می فهماند که وقت شما هم اکنون پر است، بنابراین او بایستی دست نگه دارد. اگر که می خواهید کارتان آسان تر شود، می توانید به جمله تان این را هم اضافه کنید که بر روی چه چیزی مشغول به کار هستید تا او بهتر متوجه شود.

۲- “الان زمان خوبی نیست چرا که من در میان انجام کاری هستم. چطور است که ما در زمان X دوباره ارتباط برقرار کنیم.”خیلی پیش می آید که شما در میان انجام کاری هستید که ناگهان درخواست کمکی از شما می شود. اول، به او این اجازه را بدهید که دریابد “الان زمان خوبی نیست” چرا که شما در حال انجام چیزی هستید. دوم، با پیشنهاد زمانی دیگر به او بفهمانید که شما مشتاق به کمک هستید. از این طریق، او احساس بدی نخواهد کرد.

۳- “مشتاق به انجام آن هستم، ولی…”
این جمله باعث دلگرمی می شود، چرا که به او این را می فهماند که شما ایده ی او را دوست دارید و هیچ چیز اشتباهی درباره ی آن وجود ندارد.

۴- “اجازه بده ابتدا درباره ی آن فکر کنم، بعدا به تو خبر خواهم داد.”این جمله بیشتر شبیه “شاید” گفتن است تا گفتن یک “نه” صاف و پوست کنده. اگر علاقه مند هستید اما نمی خواهید همین الان “بله” را بگویید، از این جمله استفاده کنید.

۵- “این ملاقات آن چیزی نبود که من نیاز داشتم اما یقینا درخواست شما را در نظر خواهم داشت.”اگر کسی در حال ایجاد یک معامله یا فرصتی است که از قضا آن چیزی نیست که شما به دنبال آن هستید، اجازه دهید که او بداند این ملاقات آن چیزی نبود که به آن نیاز داشتید. در غیر این صورت، مذاکره می تواند خیلی طولانی شود. از طرف دیگر، این جمله به طرف می فهماند که هیچ ایرادی درباره ی پیشنهادش وجود ندارد.

۶- “من بهترین فرد برای کمک در این مورد نیستم. چرا آقا/خانم X را از درخواستت مطلع نمی کنی؟”اگر از شما درخواست کمک در چیزی می شود که نمی توانید در آن شرکت کنید، به او این اجازه را بدهید که متوجه این موضوع شود که به دنبال فرد اشتباهی می گردد.

۷- “نه، نمی توانم.”راحت ترین و ساده ترین راه برای “نه” گفتن استفاده از جمله ی بالا است.

ما موانع زیادی برای “نه” گفتن در ذهن مان ایجاد می کنیم. همانطور که در ابتدای این مطلب نیز دیدید، این موانع خود ساخته هستند و به هیچ وجه درست نیستند. خیلی درباره ی “نه” گفتن فکر نکنید و فقط آن را بی درنگ بگویید.
“نه” گفتن به ملاقات هایی که نیاز ندارید را یاد بگیرید، و هنگامی که این کار را انجام دادید در واقع متوجه خواهید شد که این کار چقدر آسان است. در نتیجه، شما وقت بیشتری برای خودتان، کارتان و چیزهایی که بیشتر برایتان مهم هستند، خواهید یافت.

درمان افسردگی

به تازگی گرایش جدیدی در میان روان شناسان و روان درمانگران پدید آمده است تا به تاثیر عوامل فرهنگی و اجتماعی در شخصیت و نیازهای انسان بیشتر توجه شود. این گرایش طرفدار توجه بیشتر به دین برای سلامت روان و درمان بیماریهای روانی است. آنان بر این باورند كه در ایمان به خدا نیروی خارق العاده ای وجود دارد كه نوعی قدرت معنوی به انسان دیندار می بخشد و در تحمل سختی های زندگی او را كمك می كند و از نگرانی، اضطراب و در نتیجه پیامدهای زیانباری چون افسردگی و خودكشی باز می دارد.قرآن به عنوان یك درمانگر و درمان خود را معرفی می كند: و خدا را نیز به عنوان درمان و دارو بیان می دارد(1) كه بسیاری از بیماری های روحی و روانی را درمان كرده و شفا می بخشد. با یاد خدا دلها آرامش می یابد.(2) افزون بر این قرآن می كوشد تا با پیشگیری و بیان روشهای مطلوب تعادل شخصیت را در انسان پدید آورد تا دچار پیامدهای زیانبار عدم تعادل شخصیتی نشود. شخصیت و تضادهای درونیبرای شناخت درست محرك های رفتاری و تهدیدهای اضطراب انگیز باید ماهیت انسان و شخصیت او را به دست آورد تا اسباب و عوامل ایجاد بیماریهای روانی و عقلانی دانسته و پیشگیری و یا درمان شود.معمولا مردم به شخصیت از جهت تاثیری كه فرد در دیگران ایجاد می كند و یا مهم ترین تاثیراتی كه در دیگران به جا می گذارد، می نگرند؛ از این رو، شخص را پرخاشگر یا مهربان، تندخو یا گرم می دانند. اما روان شناسان به هنگام بررسی «شخصیت»، به آن، به عنوان مركز ساختمانها و عملیات روانی ثابت می نگرند كه سازمان دهنده مهارت های فرد و موجب كنشها و واكنش های او در محیط زندگی است كه مایه تمایزش از دیگران است. به سخنی دیگر، شخصیت نوعی سازماندهی میكانیكی دستگاه ها و سیستم های بدنی و روانی فرد است كه سرشت و فطرت ویژه او را در سازگاری با محیط، مشخص می سازد.در قرآن توصیف شخصیت انسان و خصوصیات عمومی آن كه باعث تمایز انسان از دیگر آفریده ها می شود، آمده است، چنان كه برخی از نمونه های عمومی شخصیت انسان همراه با ویژگی های اساسی آن نیز وصف شده است. این نمونه های عینی چنان عمومی و رایج هستند كه امروزه در جامعه ما و به طور كلی همه جوامع بشری دیده می شوند.در قرآن هم چنین شخصیت بهنجار و نابهنجار و نیز عوامل سازنده بهنجاری و نابهنجاری شخصیت توصیف شده است. برای درك دقیق و درست شخصیت انسان، لازم است عوامل مختلف مشخص كننده شخصیت به دقت مورد مطالعه قرار گیرد. در شناخت عوامل شخصیت ساز باید به عوامل محیطی، وراثتی، اجتماعی و فرهنگی توجه كرد. عوامل مشخص كننده شخصیت را می توان به دو گروه اصلی، عوامل وراثتی (درونی) و عوامل محیطی و بیرونی (فرهنگی، اجتماعی) تقسیم كرد. در بررسی عوامل درونی نباید تنها به عوامل جسمی و بیولوژیك توجه نمود و از جنبه روانی انسان غافل ماند. شاید علت فراموشی این عامل، روش پژوهشی است كه روان شناسان در پیش می گیرند و تنها به روش مشاهده و كاوشهای آزمایشگاهی بسنده می كنند. شاید عذر ایشان تا اندازه ای پذیرفته باشد زیرا روشهای پژوهش های علمی- تجربی نمی تواند به روان انسان دست یابد؛ اما ناتوانی آنان در رسیدن به این جنبه نباید باعث شود كه برای درك درست از شخصیت انسان و علل رفتارهای او، این بعد از شخصیت انسان به فراموشی سپرده شود؛ زیرا فراموشی این بعد از شخصیت انسان موجب عدم دستیابی به روش درست روان درمانی می شود.بدون شناخت ماهیت و حقیقت عوامل تعیین كننده شخصیت اعم از مادی و معنوی، درونی و بیرونی، درك روشن و كامل شخصیت انسان امكان پذیر نیست. اصولا اكتفاكردن به بررسی عوامل جسمی و بیولوژیك و نادیده گرفتن جنبه روانی انسان تصویری مبهم و غیردقیق از شخصیت به دست می دهد.
قرآن انسان را تركیبی از ماده و روح می داند. خداوند از روح خویش پس از طی مراحلی از تبدیل شدن گل (ماده) در انسان می دمد(3) به همین دلیل ساختار وجودی انسان با سایر آفریدگان تفاوت دارد؛ زیرا انسان در بیشتر خصوصیات جسمانی و انگیزه ها و انفعالات حفظ ذات و بقای نوع و نیز قدرت درك و یادگیری، با حیوان شریك است و تنها خصوصیات روحی او را از جانوران جدا می سازد. خصوصیاتی كه موجب گرایش و توجه انسان به شناخت و عبادت خداوند متعال و تشویق او به كسب فضایل و اخلاقیات والایی است كه او را به سطوح بالای كمال انسانی می رساند.باید دانست كه روح و ماده در انسان، دو چیز جدا و مستقل از هم نیستند بلكه در یك كل متكامل و هماهنگ به هم آمیخته اند و هویت و شخصیت انسان از این آمیزش متكامل و هماهنگ تشكیل می یابد.انسان از نظر شخصیت دارای دو نوع خصوصیات مادی و معنوی است كه گاهی میان آنها تعارض پیش می آید و نیازهای جسمانی و یا اشتیاقات او را به سوی خود جلب می كند به گونه ای كه انسان خود نیز این نزاع درونی را میان دو جنبه شخصیتی خود احساس می كند. قرآن به حالت نزاع میان جنبه های جسمانی و روانی انسان در سوره های شمس و نازعات آیات 7 و 37 اشاره دارد.بنابراین ساختمان وجود انسان به طور فطری هم استعداد انجام كارهای زشت، پیروی از هوای نفس و شهوات جسمانی و لذتها و تمایلات دنیوی را دارد و هم آمادگی ارتقا به اوج فضیلت، تقوا و اخلاقیات عالی انسانی را. به همین دیل طبیعی است كه فطرت انسان بالقوه متضمن تضاد میان خیر و شر، فضیلت و رذیلت است. همین تضادها و افراط و تفریط ها موجب می شود كه شخصیت از تعادل خارج و دچار بیماری های جسمی و روحی شود. قرآن برای آن كه شخصیت از تعادل برخوردار باشد دستورها و آموزه هایی را بیان داشته است. مناسب ترین راه حل مشكل تضاد میان جنبه های جسمانی و روانی انسان درواقع ایجاد هماهنگی میان آن دو است. به این معنا كه انسان در حدود شریعت نیازهای جسمانی خود را ارضا كند و همزمان با آن به ارضای نیازهای روانی نیز بپردازد. اگر انسان در زندگی به میانه روی و اعتدال و دوری از زیاده روی و افراط و ارضای انگیزه های جسمانی و روانی ملتزم باشد، ایجاد و هماهنگی میان نیازهای جسم و روح كاملا امكان پذیر است؛ زیرا در اسلام نه رهبانیتی وجود دارد كه با ارضای انگیزه های جسمانی مخالف باشد و در جهت سركوب آن عمل كند و نه نوعی اباحه مطلق كه انگیزه های جسمانی را به طور كامل ارضا كند. اسلام خواهان هماهنگی انگیزه های جسم و روح است. برای تحقق این تعادل در شخصیت انسان به روشها و شیوه هایی اشاره می كند كه با بكارگیری آن می توان به هدف فوق رسید. یكی از شیوه های مورد اشاره آن است كه در این آیه بدان توجه می دهد: و در آن چه خدا به تو داده سرای آخرت را جستجو كن و بهره ات را از دنیا فراموش مكن. (4)تعادل جسم و روح در شخصیت انسان، نمایانگر توازن موجود در كل هستی است؛ زیرا خداوند هر چیزی را در اندازه و میزان قرار داده است.شخصیت بهنجار، شخصیتی است كه جسم و روح در آن متعادل و نیازهای هركدام ارضا شود. انسانی كه دارای شخصیت بهنجار است، به جسم و سلامت و نیرومندی آن اهمیت می دهد و نیازهای آن را در حدودی كه شرع مقدس روا می داند برآورده می سازد و همزمان با آن به خدا ایمان می آورد. بنابراین از نظر اسلام فردی كه پیرو هوای نفس خویش باشد، فردی نابهنجار است و كسی كه خواسته های جسمانی خود را سركوب و مقهور می كند و با رهبانیتی افراطی و ریاضتی شدید باعث ضعف جسمی خود می شود و تنها به ارضای نیازها و تمایلات معنوی می پردازد، شخص نابهنجار است؛ زیرا این گونه گرایش های افراطی و تفریطی با طبیعت و فطرت انسان مخالف و متضاد است. به همین دلیل هیچ كدام از این دو گرایش به شكل گیری و تحقق ماهیت حقیقی انسان نمی انجامد. چنان كه او را به كمال حقیقی شخصیتی نیز نمی رساند. نگرش توحیدی قرآن به شخصیتقرآن مردم را از لحاظ شخصیتی به انواع سه گانه مومن، كافر و منافق تقسیم كرده است. (5) هر یك از این انواع سه گانه، خصوصیات اصلی و عمومی ویژه خودرا دارد كه از دو نوع دیگر جدایش می سازد. از آنجا كه قرآن كتاب عقیده و هدایت است این گونه تقسیم بندی با اهداف آن نیز هماهنگ است. از سوی دیگر، این تقسیم بندی نشان دهنده اهمیت عقیده در ساختار شخصیت انسان و تشخیص خصوصیات متمایزكننده او است و نیز رفتار انسان را به شكل خاص و مشخص كه موجب تمایز او از دیگران شود، جهت می دهد. این تقسیم بندی هم چنین نشان می دهد كه عامل اصلی ارزشیابی شخصیت از نظر قرآن عقیده است.قرآن بیان می دارد كه عدم تعادل شخصیتی انسان موجب می شود كه به گروه منافقان و كافران بپیوندد. كفر و نفاق از منظر قرآن یك بیماری است. به این معنا كه شخصیت كافر و منافق، یك شخصیت نامتعادل و بیمار است. این بیماری روحی و روانی است كه تاثیر خود را در جسم انسان نیز نشان می دهد. كافران و منافقان دچار بیماری های روحی و روانی هستند و تنها در صورتی درمان می شوند كه به نسخه اعتدال بخش قرآن عمل نمایند. اگر گروهی از مومنان نیز دچار بیماری های روحی و روانی هستند، علت و عامل آن را باید در عدم عمل به نسخه قرآنی جستجو كرد. هركس به نسخه شفابخش قرآن پای بندتر باشد از بیماری های روانی رسته تر است. بنابراین مومنان باید كوشش نمایند تا با بهره گیری از قرآن به اعتدال و تعادل شخصیتی دست یابند.قرآن از این رو بهترین نسخه برای درمان بیماری های روحی بشر است و نمی توان با دوری از این نسخه درمان قطعی دیگری یافت. علیرغم كوشش های فراوانی كه جوامع در زمینه های تعلیم و تربیت جوانان به عمل می آورند تا از آنها انسان های متعادل شخصیتی و مفید بسازند، اما این كوشش ها نتیجه مطلوب را به بار نمی آورد و انحرافات و بیماری های روحی و روانی و در نتیجه اضطراب، افسردگی و خودكشی در جوامع افزایش می یابد. حتی كوشش های روان درمانی با معیارها و روش های غربی نیز نتوانسته است دردی از این مشكل را درمان كند. نقش ایمان در كاهش اضطرابدر سال های اخیر كوشش های زیادی در زمینه روان درمانی افرادی كه دچار بیماری های روانی و اضطراب های شخصیتی و عدم تعادل آن هستند، انجام شده است و در این زمینه روش های مختلفی برای روان درمانی پدید آمده است كه هیچ كدام موفقیت مورد انتظار را درباره از میان بردن یا پیشگیری از بیماری های روانی كسب نكرده است. برخی از تحقیقات نشان می دهد كه میانگین درمان از هفتاد درصد تجاوز نمی كند.وانگهی حال عده ای از بیماران پس از درمان های روان درمانگران گاه بدتر هم شده و یا بیماری پس از مدتی عود كرده است. این گونه پژوهش ها نشان می دهد كه میانگین درمان ناشی از روان درمانی بر پایه روش های علمی هنوز به میزان رضایت بخشی نرسیده است.از این رو، گرایش و توجه بیشتر به دین برای سلامت روان و درمان بیماری های روانی درمیان روان شناسان و درمانگران روانی افزایش چشم گیری یافته است. آنان بر این باورند كه «ایمان بدون شك مؤثرترین درمان بیماری های روانی به ویژه اضطراب و افسردگی است.» ویلیام جیمز فیلسوف و روان شناس آمریكایی می گوید: ایمان نیرویی است كه باید برای كمك به انسان در زندگی وجود داشته باشد. فقدان ایمان زنگ خطری است كه ناتوانی انسان را در برابر سختی های زندگی اعلام می دارد. و در جای دیگر می گوید: همان طور كه امواج خروشان اقیانوس نمی تواند آرامش ژرفای آن را برهم زند و امنیت آن را پریشان سازد، شایسته است كه دگرگونی های سطحی و موقت زندگی، آرامش درونی انسان را كه عمیقاً به خداوند ایمان دارد، برهم نزند، چرا كه انسان متدین واقعی، تسلیم اضطراب نمی شود و توازن شخصیت خویش را حفظ می كند و همواره آماده مقابله با مسایل ناخوشایندی است كه احتمالاً روزگار برایش پیش می آورد.كارل یونك روانكاو می گوید: در طول سی سال گذشته افراد زیادی از ملیت های مختلف جهان متمدن، با من مشورت كردند و من صدها تن از بیماران را معالجه و درمان كرده ام، اما از میان بیمارانی كه در نیمه دوم عمر خود به سر می برند- یعنی از سی و پنج سالگی به بعد- حتی یك بیمار را نیز ندیدم كه اساساً مشكلش نیاز به گرایش دینی در زندگی نباشد. به جرأت می توانم بگویم كه تك تك آنان به این دلیل قربانی بیماری روانی شده بودند كه آن چیزی را كه ادیان موجود در هر زمانی به پیروان خود می دهند فاقد بودند و تك تك آنان تنها وقتی كه به دین و دیدگاه های دینی بازگشته بودند به طور كامل درمان شدند. (6)بسیاری از روان شناسان متأخر بر نقش مؤثر ایمان به خدا تأكید می ورزند زیرا اعتماد به قدرت او موجب افزایش صبر و شكیبایی و تحمل سختی ها می شود و احساس امنیت و آرامش را در نفس انسانی مستقر می سازد و آسودگی درونی را پدید می آورد. همه مكاتب روان درمانی در این كه دلیل اصلی بروز عوارض بیماری های روانی اضطراب است اتفاق نظر دارند.ولی در تعیین عوامل اضطراب برانگیز، اختلاف نظر هایی باهم دارند. این مكاتب هدف اصلی روان درمانی را رهایی از اضطراب و به وجود آوردن احساس امنیت در نفس انسان می دانند، اما برای تحقق این هدف از روش های مختلفی پیروی می كنند.قرآن نشان می دهد كه ایمان به خدا، در درمان این گونه بیماری ها و تحقق احساس امنیت و آرامش و پیشگیری از اضطراب و بیماری های روانی ناشی از آن كاملاً موفق بوده است. باید توجه داشت كه درمان معمولاً پس از ابتلای شخص به بیماری روانی شروع می شود، اما ایمان به خدا اگر از كودكی در نفس انسان استقرار یابد نوعی مصونیت و پیشگیری از آسیب بیماری های روانی به شخص می بخشد. قرآن، امنیت و آرامشی را كه ایمان در نفس مؤمن ایجاد می كند چنین توصیف می كند: «تنها آنهایی كه ایمان به خدا آورده و آن را به عبادت هیچ معبودی نیامیخته اند سزاوار آرامش، امنیت و طمأنیه هستند.» (7)اصولاً آرامش، استقرار و امنیت نفس برای مؤمن متحقق می شود، زیرا ایمان راستینش به خداوند او را نسبت به كمك و حمایت و نظر و لطف خداوند امیدوار می سازد. مؤمنی كه به خدا ایمان دارد از هیچ چیز در این دنیا نمی هراسد چون می داند تا خدا نخواهد هیچ شر و آزاری به او نمی رسد. (8) و تا خدا نخواهد هیچ انسان و یا قدرتی در دنیا قادر نیست به او ضرری رساند یا چیزی را از او منع كند، به همین دلیل مؤمن انسانی است كه امكان ندارد ترس یا اضطراب بر او چیره شود. (9) از مرگ نمی هراسد و به آن با دیدی واقع بینانه می نگرد و آن را دروازه ای برای زندگی جاودانه می بیند. (10)روزی اش را در دست خدا می داند و درباره رزق و روزی اصولاً ترس و ناآرامی را نمی شناسد زیرا خدا را روزی دهنده می داند. (11) از مصیبت های روزگار و حوادث دهر نمی هراسد زیرا می داند كه حوادث خوب یا بدی كه برای مردم روی می دهد آزمایش خداوندی است. (12)مؤمن هرگز دچار اضطراب ناشی از گناه نمی شود، احساسی كه بسیاری از بیماران روانی از آن رنج می برند این عدم اضطراب مؤمن معلول تربیت صحیح اسلامی اوست به گونه ای كه دچار گناه نمی شود و پس از اشتباه و خطا خداوند را آمرزنده و غفار می یابد و توبه می كند. (13) اعتراف مؤمن به گناه و توبه به درگاه خداوندی او را از كوشش برای دور نگه داشتن فكر گناه از ذهن به منظور رهایی از ناراحتی روانی ناشی از احساس گناه- بازمی دارد. كسانی كه ایمان ندارند برای دور نگه داشتن فكر گناه از ذهن به سركوب ضمیر ناخودآگاه خود می پردازند. این سركوب فكر گناه باعث نمی شود كه آن نیروی انفعالی احساس پستی و حقارتی كه همراه فكر گناه وجود داشته است نیز از میان برود. بنابراین نیروی انفعالی مزبور به شكل اضطرابی مبهم و پیچیده در انسان بروز می كند كه باعث رنج و ایجاد تشنج روانی در شخص می شود و در نتیجه انسان سعی می كند با پناه بردن به عوارض برخی از بیماری های روانی از شدت آن بكاهد. اصولا روانكاوان می كوشند تا ضمیر ناخودآگاه را آشكار سازند و بیمار را به یادآوری مجدد آن كارها و مقابله با آ نها وادار می سازند تا به جای این كه آنها را انكار كرده و با سركوبشان از رودررویی با آنها فرار كنند، نوعی داوری و قضاوت عقلانی درباره آنها پیدا كنند، یعنی به صدور حكم درباره آنها بپردازند. به همین دلیل است كه یادآوری گناه توسط مومن و اعتراف به آنها و استغفار و توبه باعث جلوگیری از سركوب ناخودآگاه احساس گناه می شود، زیرا این گونه سركوب كردن ایجاد اضطراب و بروز عوارض بیماری های روانی می گردد. مومن احساس گناه را سركوب نمی كند بلكه به آن اعتراف می كند و از خدا آمرزش می طلبد، از این رو مومن همواره دارای امنیت خاطر روانی و آرامش قلبی و احساس رضایت و آرامش خاطر است. (14)فقدان ایمان به خدا موجب می شود كه انسان دچار سرگردانی و پوچی شود. قرآن حالت تعارض و اضطراب و سرگردانی انسان فاقد ایمان را به حالت انسانی تشبیه می كند كه حس نماید از آسمان فرو افتاده است و پرندگان او را در میان آسمان و زمین می ربایند یا تندبادی به مكانی دور پرتابش می كند.(15) ایمان به خدا تنها راه رهایی از اندوه و اضطراب (61) چنانكه فقدان آن سرانجامی جز اندوه، افسردگی، پوچی و خودكشی ندارد. حتی مومن گاه در حالت خروج از تعادل شخصیتی- به دنبال اعراض از یاد خدا- دچار بحران های این چنینی می شود. از این رو خداوند بیان درمان و نسخه شفابخش خویش ذكر خدا را درمان نهایی هرگونه اضطرابی می داند: كسانی كه از یاد خدا اعراض كنند در زندگی دچار سختی و تنگی می گردند. این تنگنا در ابعاد جسمی، مالی، جانی و روانی خود رانشان می دهد.(17) روش های ایجاد تعادل شخصیتیكی از روش های درمانی بیماری های روحی و روانی را قرآن ارتباط با مومنان برمی شمارد (18) زیرا احساس وابستگی فرد به گروه و از میان رفتن احساس انزوا و تنهایی و توجه به نقش فعال خود در جامعه، دارای اهمیت زیادی در سلامت روانی انسان است. بسیاری از روان درمانگران به اهمیت روابط انسانی به منظور تامین سلامت روانی توجه كرده اند. وابستگی فرد به گروه و دوستی گروه نسبت به فرد و ارتباط انسان میان آن ها از عوامل مهمی است كه به تشكیل شخصیتی سالم و تحقق امنیت خاطر و آرامش انسان كمكی شایان می كند.قرآن روش های چندی در روان درمانی پیش گرفته است كه مهم ترین آنها ایجاد تعدیل یا تغییر در شخصیت و رفتار است. از این رو نخست به تعدیل یا تغییر افكار و گرایش های فكری آنها اقدام می كند، چرا كه رفتار انسان به مقدار زیادی تحت تاثیر افكار و گرایش او قرار دارد. به همین دلیل است كه هدف اساسی روان درمانی را تغییر نوع تفكرات بیماران روانی درباره خود، هستی، مردم و زندگی، مشكلات و اهداف زندگی دانسته اند. اما بیمار روانی با تغییر افكاری كه در اثر درمان حاصل می شود در برابر مشكلات و حل آنها توانا می شود و اضطرابش كاهش می یابد. قرآن برای پرورش شخصیت مردم و ایجاد تغییر در رفتار آنان، روش كار و ممارست عملی در زمینه افكار و عادات جدید رفتاری را كه در نظر دارد در نفوس آنان تحكیم بخشد، به كارگرفته است. به همین منظور عبادات مختلفی چون نماز، روزه، زكات و حج و مانند آنها را واجب كرده است.انجام منظم ومرتب این عبادت در اوقاتی معین مؤمن را به یاد خدا می اندازد و باعث می شود كه او همواره در همه جا و در همه كار خدا را در نظر داشته باشد.حالت تمدد اعصاب و آرامش روانی ناشی از نماز انسان را از اضطرابی كه بیماران روانی همواره از آن رنج می برند، می رهاند؛ چون این حالت ها معمولاً تا مدتی پس از نماز نیز در انسان باقی می ماند و ادامه می یابد. انسان گاهی در حالت تمدد اعصاب و آرامش روانی پس از نماز با امور یا مواردی اضطراب انگیز رو به رو می شود یا آن ها را به یاد آورد. تكرار حدوث این موارد و یادآوری آنها در حالت تمدد اعصاب و آرامش نفسانی پس از نماز به «خاموش شدن» تدریجی اضطراب در انسان منجر می شود.این تأثیر مهم كه نماز در درمان اضطراب دارد، همانند تأثیر روش روان درمانی برخی از درمانگران رفتارگرایی معاصر در درمان اضطراب بیماران روانی است كه از طریق درمان از راه آرام سازی یا درمان از راه كاهش حساسیت انفعالی انجام می گیرد.دعا نیز موجب كاهش شدت اضطراب می شود (19) روشن است كه اضطراب از عجز انسان در برابر حل تضادهای روانی وی ناشی می شود و اصولاً بخش بزرگی از نیروی روانی انسان برای حل تضادهای روانی مصروف می شود به همین دلیل است كه بیماران روانی نمی توانند به طور صحیح توانایی و امكاناتشان را بروز دهند؛ چون تضادهای روانی آنان نیروی شان را مصرف می كند. اما وقتی همین بیماران درمان می شوند و نیروهای روانی آنان آزاد می گردد اظهار شادابی و نشاط می كنند و نیروی كار و تولیدشان افزایش می یابد

چگونه استرس را در خود دفن کنیم

شاید از یکسری موارد ساده اما مؤثر برای خودتان مثل اختصاص زمان استراحت روزانه و یا سپری کردن اوقات شاد با دوستان آگاه باشید جدای از این قبیل موارد یکسری از تمرینات و عادات دیگری نیز وجود دارد که پیروی از آنها میتوان از میزان استرس زندگی کاست.

۱۵ راهکار استرسزائی که در ادامه آورده شده است به شما کمک خواهد کرد تا با آرامش بیشتری به فعالیت زندگی خود ادامه داده و در عین حال حض بیشتری نیز از آن ببرید.

۱) خواب کوتاه میان روز

داشتن ۲۰ تا ۳۰ دقیقه خواب کوتاه در زمان پس از صرف ناهار و یا عصر نهتنها به افزایش سرعت متابولیسم (سوخت و ساز) بدن کمک میکند بلکه ساعت درونی بدن را نیز تنظیم میکند.

۲) معاینات پزشکی را بهطور مرتب انجام دهید

معاینات پزشکی نهتنها موجب احساس آسودگی خاطر از داشتن سلامتی کامل میشود بلکه یکی از اجتنابناپذیرترین شیوههای پیشگیری و جلوگیری از بیماریهائی است که احتمال وخیمتر شدن آنها در آینده میرود.

۳) تأهل

بررسیها نشان داده که افراد متأهل از افراد مجرد سالمترند. در واقع اینطور گزارش شده که آمار تصادف، ریسک ابتلا به بیماری و مرگ در میان افراد متأهل ۵۰ درصد کمتر بوده.

۴) با عبادت اُنس بگیرید

عبادتتان خواه بهصورت تکالیف شرعی باشد و یا بهصورت عبادتهای شخصی سه مزیت قوی برایتان به همراه خواهد داشت که در کاهش استرس برایتان سودمند خواهند بود.

الف) افزایش قدرت بخشودن

ب) امیدوارتر بودن

ج) فهیمتر شدن

۵) سرگرمی سالم

برای خودتان یک سرگرمی سالم دست و پا کنید مطالعه کردن، بازی فکری و … همگی انتخابهای خوبی به شمار میآیند.

۶) از تکنیکهای مدیریت زمان بهرهمند شوید

یادداشتهای کاری روزمره و یا فهرست کارهای روزانه جزو موارد بسیار مؤثر هستند که میتوانند به تخفیف استرس کمک شایانی کنند. با طبقهبندی کارهائی که قرار است صورت بگیرد نهتنها به لحاظ روانی بلکه به لحاظ فیزیکی خودتان را منظبط مینماید.

۷) حساب دخل و خرجتان را داشته باشید

پول، خواه خیلی کم و خواه خیلی زیاد میتواند فشار روحی زیادی بر ما وارد سازد. هوشیار و دوراندیش باشید. مقام و ارزش خود را بهعنوان یک انسان بشناسید. مادیات نهایتاً بار مسئولیت ما را بیشتر میکنند و همین مسئولیت باعث شده که خیلی از افراد ثروتمند مبدل به یک برده برای ثروتشان شوند.

۸) خنده

دانشمندان پی بردهاند وقتی انسان میخندد بین عضلات صورت و بخشی از مغز که با آزادسازی هورمونهای شیمیائی احساس خوب بودن را کنترل میکند ارتباط مستقیم وجود دارد.

۹) کسب مهارت در برقراری ارتباط با دیگران

با ارتقاء در برقراری ارتباط با دیگران نهتنها میتوانید از میزان استرستان بکاهید بلکه از اضطرابها و عصبانیتهای ناخواسته نیز جلوگیری خواهید کرد. یک نکته مهم دیگر جدای از ارتباط برقرار کردن در شنونده بودن خوب است.

۱۰) ورزش

ورزش یکی از مهمترین و ضروریترین مؤلفههای یک برنامه استرسزا محسوب میشود. با ورزش کردن و بهصورت مرتب نه تنها به میزان قابل توجهی از تنشهای درونی میکاهید بلکه از بروز مواردی همچون بیحوصلگی، اضطراب نیز پیشگیری مینماید.

۱۱) رژیم غذائی

شاید همین وزنی که اضافه کردهاید باعث شده باشد که بار روانی و درونی سنگینتری را متحمل کنید با تغییر در رژیم غذائی و پیروی از یک رژیم غذائی سالم در صدد کاهش وزن اضافهتان برآئید و احساس سرزندگی و پرانرژی بودن را بهتر تجربه کنید.

۱۲) در کنار دوستان بودن

ارتباط داشتن با دیگران و دوستی نهتنها مفرح و شادیبخش است بلکه برای سلامت روان نیز لازم است. زمانیکه ذهنمان پریشان و خسته است بودن در کنار دوستان موافق و سپری کردن ساعاتی با آنها میتواند در تخلیه کردن استرسها بسیار ثمربخش باشد.

۱۳) سیگار کشیدن را کنار بگذارید

با ترک کردن سیگار بهنحو قابل ملاحظهای شرایط فیزیکی و روانی خود را ارتقاء خواهید داد و زندگی با کیفیتتری را ادامه خواهید داد. از علائم اولیه ترک سیگار بهبود عملکرد ششها، کاهش ریسک ابتلاء به بیماریهای قلبی و سرطان است.

۱۴) خوشبین باشید

از بدبین بودن دائمی دست بردارید. سعی کنید حد اعتدال را در بین خوشبینی و بدبینی برگزینید و بیش از حد خوشبین بودن و بیش از اندازه بدبین بودن حذر کنید. داشتن تفکر منفی هزینهای مازاد بر روی سلامتی به بار خواهد آورد.

۱۵) به تمرین مدیتیشن بپردازید

بررسیها نشان داده افرادی که در طول روز زمانی را در خلوت خود و به دور از هرگونه تفکرات حاشیهای میگذرانند دارای فشار خون پائینتر هستند و ریسک ابتلاء به بیماریهای قلبی در آنها کمتر است. حداقل ۱۰ دقیقه در روز را به مدیتیشن و تمرکز اختصاص دهید.

چگونه خوشبخترین موجود زمین باشیم؟

معنای خوشبختی برای آدم های مختلف متفاوت است و برای رسیدن به خوشبختی به تعداد تمام آدم های  روی کره زمین راه حل وجود دارد اما رسانه ها و نویسندگان کتابهای پرفروش می خواهند به ما القا کنند که برای تمام افراد بشر میتوان یک نسخه پیچید.

همه ما موجودات منحصر به فردی هستیم این یکی از دلایلی است که باعث می شود به تعداد آدم های زمین راه برای شادی و خوشبختی وجود داشته باشد.

اما یک وجه مشترک برای تمام ما انسانها اینست که تمام عمر به دنبالش هستیم .هر روز و هر شب برای داشتنش تلاش می کنیم و اوقات شیرینمان را برای خوشبختی که در آینده قرار است بدست بیاوریم هدر می دهیم بدون اینکه خوشبتختی را بیابیم.

به این ضرب المثل دقت کنید :خدا جامه میدهد كو اندام ؟ نان میدهد كو دندان ؟

به نظر من این ضرب المثل نمونه بارز تلاش های بی ثمر بشر برای گوهری است که هر روز و همیشه در دستان ما قرار دارد

پس خوشبخت ترین موجود جهان همین الان باور کن که جهان در دست توست و مختاری که به هر روشی دوست می داری با آن زندگی کنی.

برای درک بهتر تفاوت نگرش افراد بشر به خوشبختی جملات چند تن از افراد برجسته را در خصوص خوشبختی می آورم به امید این که شما هم راه منحصر به فرد خودت را بیابید.

 

جملات زیبا در خصوص خوشبختی

 

آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از آنچه هستند تصور میکند.(مونتسکیو)


خوشبخت کسی است که راه قدردانی خدمت دیگران را بلد است و شادی دیگران را به قدر شادی خود حس میکند. (گوته)


خوشبختی هر روز یکبار در منزل را میزند ولی بدبختانه صاحب خانه در آن موقع در منزل همسایه است و صدای در را نمیشنود. (برناردشاو)


من دریافته ام که انسانی هر اندازه که مصمم به خوشبخت زیستن باشد همان اندازه خوشبخت و سعادتمند زندگی خواهد کرد. (آبراهام لینکلن)


برای نیل به خوشبختی هیچ راهی خطاتر از لذت طلبی و کوشش برای درک عیش و نوش و خوشی های عالم نیست. (آرتور شوپنهاور)



غنچه خوشبختی در جای تاریک و بی صدا و گودی پنهان است که بسیار نزدیک به ماست ولی ما کمتر از آنجا می گذریم وآن دل خود ماست. (موریس متر لینگ)


خوشبختی یگانه چیزی است که می توانیم بی اینکه خود داشته باشیم دیگران را از آن بر خوردار کنیم. (کارمن سیلوا)



خوشبخت کسی است که دم را غنیمت میشمارد و به خود میگوید من امروز خوشم تا فردا چه پیش اید. (درایدن)



بسیاری از مردم خوشبختی را می جویند مانند کسی که کلاه خود را که روی سرش می باشد می جوید. (لناو)



انسان در آغوش خوشبختی خوشبختی را جستجو میکند. (دشتی)



بشر به خوشبختی خیلی زود عادت میکند و چون خیلی زود عادت میکند خیلی زود هم فراموش میکند که خوشبخت است. (آندره موروا)



یکی از راههای خوشبختی این است که شخص نسبت به کوچکترین نعمتها شکر گذار باشد. (هرشل)



این قانون طبیعت است که هیچ کس به تنهایی نمی تواند خوشبخت باشد بلکه خوشبختی و سعادت را باید در سعادت و خوشبختی دیگران جستجو کرد. (ویلیام شکسپیر)




به دست آوردن آنچه را که ما آرزو داریم موفقیت است اما چیزی را که برای به دست آوردن ان تلاش نمی کنیم خوشبختی است. (لوسیا)



انسان برای خوشبختی خلق شده و خوشبختی از راه کار مفید حاصل میشود.      (ساموئل اسمایلز)   



اگر به عقب نگاه نکنید ممکن است خوشبختی را که رو به سوی شما دارد از دست بدهید. (ساچل پیچ)


خوشبختی چیزی نیست که آن را حس کنیم فقط باید آن را به یاد بیاوریم. (اسکار وایلد)

تفاوت برنده با بازنده ؟

سیدنی.جی.هریس نویسنده ای سرشناس و واقع گراست

که رموز برنده شدن را در میدان زندگی می شناسد و برای موفقیت در آن

راه های ساده ای پیشنهاد میکند. اگر برنده بودن را به عنوان هدف زندگی خود انتخاب کرده اید

و تاکنون فرصت مطالعه کتاب “برنده و بازنده” این نویسنده را نداشته اید

خلاصه این کتاب می تواند راهنمای خوبی برای شما دوستان باشد

برنده متعهد میشود

بازنده وعده میدهد

برنده ای که مرتکب اشتباه میشود، میگوید: اشتباه کردم.

بازنده ای که مرتکب اشتباه میشود، میگوید: تقصیر من نبود.

برنده بیش از بازنده کار انجام میدهد، و در انتها باز هم وقت دارد.

بازنده همیشه آنقدر گرفتار است که نمیتواند به کارهای ضروری بپردازد.

برنده به بررسی دقیق یک مشکل می پردازد.

بازنده از کنار مشکل گذشته، و آن را حل نشده رها میکند.

برنده میگوید: بیا برای مشکل راه حلی پیدا کنیم.

بازنده میگوید: هیچ کس راه حلی را نمیداند.

برنده می داند به خاطر چه چیزی پیکار میکند و بر سر چه چیزی توافق و سازش نماید.

بازنده آنجا که نباید، سازش میکند، و به خاطر چیزی که ارزش ندارد، مبارزه میکند.

برنده با جبران اشتباهش، تاسف و پشیمانی خود را نشان میدهد.

بازنده می گوید : “متاسفم“، اما در آینده اشتباه خود را تکرار میکند.

 

برنده مورد تحسین واقع شدن را به دوست داشته شدن ترجیح میدهد، هر چند که هر دو حالت را مد نظر دارد.

بازنده دوست داشتنی بودن را، به مورد تحسین واقع شدن ترجیح میدهد، حتی اگر بهای آن خفت و خواری باشد.

برنده گوش می دهد.

بازنده فقط منتظر رسیدن نوبت خود، برای حرف زدن است.

برنده از میانه روی و نرمش خود احساس قدرت میکند.

بازنده هرگز میانه رو و معتدل نیست گاهی از موضع ضعف و گاهی همچون ستمگران فرودست رفتار میکند.

برنده میگوید: باید راه بهتری هم وجود داشته باشد.

بازنده میگوید: تا بوده همین بوده و تا هست همین است.

برنده به افراد برتر از خود، احترام میگذارد و سعی میکند تا از آنان چیزی بیاموزد.

بازنده از افراد برتر از خود، خشم و نفرت داشته و در پی یافتن نقاط ضعف آنان است.

برنده گامهای متعادلی بر میدارد.

بازنده دو نوع سرعت دارد، یا خیلی تند و یا خیلی کند.

برنده میداند که گاهی اوقات، پیروزی به بهای بسیار گرانی بدست می آید.

بازنده بسیار مشتاق برنده شدن است، در جایی که نه قادر به برنده شدن و نه حفظ آن است.

برنده ارزیابی درستی از تواناییهای خود داشته و هوشمندانه از ناتوانی های خود، آگاه است.

بازنده از توانایی ها و ناتوانی های واقعی خود بی خبر است.

برنده مشکلی بزرگ را انتخاب می کند و آن را به اجزای کوچکتر تفکیک میکند، تا حل آن آسان گردد.

بازنده مشکلات کوچک را آنچنان به هم می آمیزد که دیگر قابل حل شدن نیستند.

برنده می داند که اگر به مردم فرصت داده شود، مهربان خواهند بود.

بازنده احساس میکند که اگر به مردم فرصت داده شود، نامهربان خواهند شد.

برنده تمرکز حواس دارد.

بازنده پریشان حواس است.

برنده از اشتباهات خود درس میگیرد.

بازنده از ترس مرتکب شدن اشتباه، یادگرفته که اقدام به هیچ کاری نکند.

برنده میکوشد تا مردم را هرگز نیازارد، مگر در مواقع نادری که این دل آزاری در راستای یک هدف بزرگ باشد.

بازنده نمیخواهد به عمد دیگران را آزار دهد، اما ناخودآگاه همیشه این کار را میکند.

برنده ثروت اندوزی را وسیله ای برای لذت بردن از زندگی می داند.

بازنده مال اندوزی را هدف خود قرار میدهد،‌ بنابراین گذشته از میزان انباشت ثروت، هیچگاه نمیتواند خود را برنده محسوب کند، و هرگز برنده نمیشود.

برنده ترجیح می دهد که، خود را مسئول شکست هایش بداند و نه دیگران را ولی وقت زیادی را صرف عیب جویی نمیکند.

بازنده شکست های خود را ناشی از، تبعیض یا سیاست می داند.

برنده معتقد است، ما با کارهای درست و اشتباه خود، سرنوشت خویش را تعیین میکنیم.

بازنده به قضا و قدر اعتقاد دارد.

برنده در چنین موقعیتی احساس میکند که اعتبار خود را برای آینده تقویت می نماید.
بازنده از این که بیش از آنچه می گیرد، بدهد، احساس میکند بازنده است.

برنده در هر شرایطی که قرار بگیرد، آرامش و تعادل خود را حفظ میکند.

بازنده اگر از دیگران عقب بماند، تندخو و خشن میشود، و اگر جلوتر از دیگران باشد، بی احتیاطی میکند.

برنده میداند که نارسایی های او جزیی از شخصیت وجودی اوست، در حالی که می کوشد تا آثار ناگوار این نقایص را بزداید هرگز تاثیر آنها را انکار نمیکند.
بازنده از اینکه خود و یا دیگران به نقایص وی آگاهی یابند، هراسان است.

برنده در چنین شرایطی آزادانه، رنجش و آزردگی خود را بیان نموده، تخلیه ی احساسی میکند، سپس مساله را به فراموشی می سپارد.
بازنده هنگامی که از دیگران بدرفتاری میبیند، خشم و ناخشنودی خویش را به زبان نمی آورد و زجر می کشد، و با انتقام گرفتن از خود، شرایط بدتری را پدید می آورد.

برنده میداند که کدام تصمیم ها را به طور مستقل بگیرد، و کدام یک را پس از مشورت با دیگران حتی بازندگان اجرا نماید.

بازنده به “استقلال” خود می بالد، در حالیکه به واقع در حال خونسردی است. و به کار گروهی” خود می بالد، در صورتی که در حال دنباله روی است، و اراده ای از خود ندارد.

برنده می داند که هر قاعده ای در هر کتابی را می توان نادیده انگاشت جز یکی، “همانی که هستی و میخواستی، باش”، تنها برگ برنده، در دنیا همین است.

بازنده فکر میکند که برای بازنده شدن و برنده شدن قوانینی وجود دارد.

برنده روی پای خود می ایستد و از اینکه دیگران، به وی تکیه کنند، احساس تحمیل شدن نمی کند.

بازنده به کسانی که از خودش قوی ترند، تکیه میکند و عقده های خود را بر سر افراد ضعیفتر از خویش خالی میکند.

برنده نسبت به فضای اطراف خود حساس است.

بازنده فقط نسبت به احساسات خود حساس است.

برنده در وجود یک آدم بد، خوبی ها را می جوید و روی همین قسمت کار میکند.

بازنده در وجود یک انسان خوب، بدی ها را می جوید. از این رو، به سختی میتواند با دیگران همکاری کند.

برنده در عین حال که تعصبات خود را میپذیرد، تلاش میکند که در هنگام قضاوت کردن بر این تعصبات غلبه کند.

بازنده منکر وجود هرگونه تعصب در خود است، و بنابراین در سراسر عمر، اسیر تعصبات خویش خواهد بود.

برنده هراسی ندارد از اینکه در یک موقعیت ضد و نقیض قرار گیرد، زیرا در افکارش خللی وارد نمی شود.

بازنده سازگار شدن با موقعیتهای ضد و نقیض را به کار شایسته ترجیح میدهد.

برنده بازی سرنوشت، و این حقیقت که شایستگی ها را همواره پاداشی نیست، بی آنکه دیدگاهی بدبینانه داشته باشد، درک میکند.

بازنده بی آنکه بازی های سرنوشت را درک نماید، بدگمان است.

برنده میداند که چگونه میتوان جدی بود، بی آن که خشک و رسمی باشد.

بازنده غالبا خشک و رسمی است زیرا، فاقد توانایی جدی بودن است.

برنده آنچه را که ضرورت دارد، با متانت لازم انجام می دهد، و توان خود را برای راه حل هایی ذخیره می کند که، در آنها از حق انتخاب برخوردار است.

بازنده آنچه را که ضرورت دارد، با حالتی اعتراض آمیز انجام می دهد، و هیچ توان و نیرویی را برای گرفتن تصمیمات اخلاقی مهم باقی نمی گذارد.

برنده ارزش های اخلاقی را، به عنوان تنها منبع قدرت حقیقی می شناسد.

بازنده چون در باطن، برای ارزشهای اخلاقی احترام اندکی قایل است، بیش از ظرفیت خویش در جهت کسب منابع قدرت بیرونی تلاش میکند.

برنده سعی میکند که رفتارهای خود را براساس نتایج منطقی آنها قضاوت کند، و رفتارهای دیگران را، براساس قصد و نیت آنها ارزیابی کند.

بازنده رفتارهای خود را بر اساس قصد و نیت خویش و رفتارهای دیگران را بر اساس نتایج آنها ارزیابی میکند.

برنده دیگران را نکوهش می کند ولی آنها را می بخشد.

بازنده چنان بزدل است که قادر به نکوهش دیگران نیست، و چنان حقیر است که قادر به بخشیدن دیگران هم، نیست.

برنده پس از بیان نکته ی اصلی مورد نظرش، لب از سخن فرو می بندد.

بازنده آنقدر به صحبت ادامه می دهد، که نکته ی اصلی را فراموش میکند.

برنده هر امتیازی را که بتواند بدهد، می دهد جز این که اصول بنیادی خود را فدا کند.

بازنده به خاطر هراس از دادن امتیاز به لجاجت خود ادامه می دهد، و این در حالی است که اصول بنیادی اش رفته رفته از بین می رود.

برنده ضعفهای خود را به خدمت توانایی هایش می گیرد.

بازنده توانایی های خود را هدر میدهد، زیرا که آنها را در خدمت ضعفهای خود به کار می گیرد.

برنده در برابر افراد سودمند و ناتوان، یکسان عمل میکند.

بازنده به تملق قدرتمندان پرداخته و ضعفا را تحقیر میکند.

برنده میخواهد مورد احترام دیگران باشد، اما ذهنش را درگیر آن نمیکند.

بازنده برای رسیدن به این هدف، دست به هر کاری میزند، اما سرانجام، با شکست روبرو می شود و به هدف اش نمی رسد.

برنده حتی زمانی که دیگران وی را به عنوان یک خبره می شناسند، می داند که، هنوز خیلی چیزها را نمیداند.

بازنده میخواهد که دیگران او را یک خبره بدانند، و این نکته که : “بسیار کم می داند” را، هنوز نیاموخته است.

برنده گشاده روست، زیرا که میتواند بی آنکه خود را تحقیر کند، بر خطاهای خویش بخندد.

بازنده چون حتی در خلوت خویش، خود را پست و حقیر می شمارد، در حضور دیگران نیز قادر به خندیدن بر خطاهای خود نیست.

برنده نسبت به ضعفهای دیگران، غمخواری میکند، زیرا ضعفهای خود را درک نموده و آنها را پذیرفته است.

بازنده دیگران را به دلیل ضعفهایشان خوار و خفیف می شمارد، زیرا وجود ضعف در درون خود را، انکار نموده و پنهان میکند.

برنده هر کاری که از دست اش بر آید انجام میدهد، و اگر سرانجام شکست خورد، به معجزه امید می بندد.
بازنده بدون آنکه کوچکترین تلاشی کند، به انتظار معجزه می نشیند.

برنده تا دم مرگ بیشتر از آنچه که از دیگران میگیرد، می دهد.

بازنده تا پای جان از این توهم دست بر نمیدارد که، “پیروزی” یعنی بیش از آنچه که می دهی، بستانی.

برنده هنگامی که می بیند راهی را که در پیش گرفته است، با مسیر زندگانی او سازگار نیست، هراس از ترک کردن آن، ندارد.

بازنده “نیمه ی راهی” را در پیش گرفته و به آن، ادامه می دهد، و اهمیتی نمیدهد که سرانجام به کجا منتهی می شود

۵ مورد خیلی مهم زیبایی

به نظر کارشناسان، بیشتر خانم‌ها اگر چند راز کوچک و اساسی زیبایی را بدانند، با به کار بردن آنها و بی این‌که هزینه گزافی صرف کنند، می‌توانند به ظاهر مطلوب خود دست پیدا کنند. 

راز اول: قدرت مرطوب کننده«اگر فقط قدرت خرید یک محصول بهداشتی را دارید، یک مرطوب‌کننده خوب و مناسب بخرید.» دکتر روانارین، استاد دانشگاه نیویورک و رییس انجمن جراحان پوست آمریکا، پس از این توصیه می‌گوید: «گاهی وقت‌ها پوست شما تنها چیزی که لازم دارد، یک مرطوب‌کننده مناسب و یک شوینده ملایم است. پوست وقتی خشک است، چروک‌ها را بیشتر و واضح‌تر نشان می‌دهد و باعث می شود آدم پیرتر به نظر برسد.» 

به نظر بیشتر متخصصان پوست، اگر شما ۲۰ تا ۳۰ ساله باشید، مرطوب‌کننده‌ها می‌توانند از پوست شما در مقابل پیری زودرس محافظت کنند. در این سن و سال، مرطوب‌کننده‌ها قادرند جایگزین بسیاری از محصولات بهداشتی و محافظتی پوست شوند.

مرطوب‌کننده خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟
دکتر چارلز کراچ فیلد، استاد دانشگاه پزشکی مینه‌سوتا و متخصص پوست، در پاسخ به این سوال می‌گوید: «مرطوب‌کننده‌ها محصولاتی هستند که با داشتن ترکیبات مفید برای پوست، در تامین رطوبت مورد نیاز به پوست کمک می‌کنند. این‌که چه مرطوب‌کننده‌ای برای شما مناسب‌تر است، به مشخصات پوستتان بستگی دارد. اگر پوستتان معمولی یا خشک است، بهتراست از مرطوب‌کننده‌های حاوی آلفاهیدروکسی‌اسید استفاده کنید که در تولید رطوبت بیشتر به پوست کمک می‌کنند.» 

دکتر کراچ فیلد همچنین توصیه می‌کند که مرطوب‌کننده‌ها را وقتی روی پوست‌تان بمالید که پوست‌تان کمی مرطوب است؛ چون این کار موجب می‌شود رطوبت در داخل پوست‌تان محبوس نشود.

بنا به توصیه او، اگر پوست شما خیلی خشک باشد، باید از محصولاتی استفاده کنید که با روش امولسیون کیسه‌ای تهیه شده‌اند. در این تکنیک،‌ سلول‌های میکروسکوپی جایگزین لایه‌های رطوبت می‌شوند و با آبی که به تدریج در طول روز آزاد می‌کنند، پوست را مرطوب نگه می‌دارند. 

اگر پوست شما چرب است، توصیه می‌شود دنبال یک مرطوب‌کننده ملایم باشید و به هیچ وجه، استفاده از آن را پشت گوش نیندازید؛ چون به گفته دکتر کراچ فیلد، چربی اصلا رطوبت‌بخش نیست و حتی اگر پوست شما دارای چربی اضافی باشد، این چربی جایگزین رطوبت نخواهد شد.

راز دوم:آرایش و مدل مویتان را لااقل هر ۲ سال یک‌بار عوض کنیداگر آخرین باری که مدل مو و آرایش خودتان را تغییر داده‌اید، به خاطر نمی‌آورید، وقتش رسیده که سراغ نزدیک‌ترین سالن زیبایی که می‌شناسید، بروید.

نیک چیویز، کارشناس مو در بلورلی هیلز، می‌گوید: «تصویر شما که شامل مدل مو و آرایش‌تان است، باید حداقل هر ۲ سال یک بار تغییر کند. با تغییر دادن مدل مو و آرایشتان، جوان‌تر و شاداب‌تر به نظر می‌رسید.» اگر زمان زیادی است که دست به چنین تغییراتی در ظاهرتان نزده‌اید، از مشاوران زیبایی و چهره‌پردازی در موسسه یا آرایشگاه مورد اعتمادتان کمک بگیرید. اگر حوصله مشاوره ندارید، به فروشگاه‌های عرضه‌کننده کلاه‌گیس مراجعه کنید. این یک راه حل سریع، آسان و بامزه برای تجربه و انتخاب مدل جدید مو است.

راز سوم: حتما ضدآفتاب بزنیدقبل از آن‌که سراغ جراحی‌‌های زیبایی بروید و پیش از آن‌که پول فراوانی برای کِرِم‌های ضدچروک هزینه کنید و خلاصه قبل از هر اقدام دیگری، بهتر است از ضدآفتاب استفاده کنید.
همه ما کم ‌و بیش از تاثیر ضدآفتاب در کاهش خطر سرطان پوست آگاهیم. ولی آیا شما می‌دانستید که ضدآفتاب، یک راز بزرگ زیبایی است که می‌تواند پوست را جوان‌تر نشان بدهد؟ 

کارشناسان می‌گویند ضدآفتاب علاوه بر آن‌که مانع ورود تشعشعات خطرناک خورشید به پوست می‌شود، از تاثیر آفتاب در پیر کردن پوست هم جلوگیری می‌کند.

براساس تحقیقات آکادمی پوست آمریکا، حتی چند دقیقه قرار گرفتن در معرض نور خورشید، اگر به‌طور مرتب و روزانه و بدون استفاده از ضدآفتاب باشد، موجب ایجاد تغییرات فاحشی در پوست می‌شود؛ که نه فقط چین و چروک زودهنگام، بلکه لک و چین و چروک و شلی پوست را هم به دنبال خواهد داشت. پس چاره چیست؟
متخصصان پوست می‌گویند ضدآفتاب می‌تواند پوست را در مقابل اشعه‌های خطرناک خورشید محافظت کند. به این ترتیب، اگر شما حتی ساعات طولانی را در فضای آزاد سپری کنید، تاثیر آفتاب روی پوستتان کمتر ظاهر می‌شود.
دکتر کراچ فیلد توصیه می‌کند از ضدآفتاب‌هایی استفاده کنید که دارای اس‌پی اف (SPF) 15 به بالا باشند و اگر قرار است مدت زمانی نامشخص و طولانی در معرض مستقیم نور خورشید باشید، هر ۲ ساعت یک‌ بار ضدآفتاب بزنید؛ چون نور خورشید باعث از بین رفتن تاثیر کِرِم‌های ضدآفتاب می‌شود.
راه‌حل دیگر برای کسانی که مدت زمانی طولانی در معرض تابش مستقیم نورخورشید هستند، این است که ضدآفتاب را پیش از هر گونه آرایشی روی پوست بمالند و بعد، برای محافظت بیشتر، کِرِم پودر سبک و نیمه‌شفافی را روی ضدآفتاب اضافه کنند. در ساخت اغلب این کِرِم‌‌ پودرها هم از ضدآفتاب استفاده شده است. 

راز چهارم: پوستتان را زیاد نشوییداگر به شستشوی مکرر پوست خود عادت دارید، بهتر است این عادت را تغییر دهید. متخصصان پوست می‌گویند یکی از بهترین روش‌ها برای داشتن پوستی زیبا، استفاده از یک پاک‌کننده ملایم و کاربرد اندک و محدود آن است.

دکتر کراچ فیلد در این باره می‌گوید: «اگرچه بیشتر افراد علاقه دارند روزی چند بار پوست خودشان را شستشو بدهند، اما شستشوی زیاد نه تنها کمکی به پوست نمی‌کند، بلکه اگر از شوینده‌های سختی مانند صابون استفاده شود،‌ به پوست آسیب خواهد رساند.»

شستن بیش از ۲ بار در روز، باعث از بین رفتن محافظ‌های طبیعی پوست می‌شود که در حفظ سلامت پوست، نقش عمده‌ای دارند. به گفته دکتر کراچ فیلد، وقتی پوشش‌های طبیعی پوست از بین بروند، پوست خشک خواهد شد و این به معنی ترک خوردن، پوسته‌پوسته شدن،‌ به خارش افتادن، سوختن و… پوست است؛ و در نتیجه، پوست پیرتر به نظر خواهد رسید.
راه‌حل پیشنهادی پزشکان این است که پوست خود را بیشتر از ۲ بار در روز نشویید و پاک‌کننده خود را به دقت انتخاب کنید.
راز پنجم: وسایل مناسبهالی موروینی، گریمور مشهود هالیوود، می‌گوید: «استفاده از قلم‌موهای مناسب، کلید رسیدن به ظاهری مطلوب است.» برای این استاد چهره‌پردازی، وسایل به اندازه محصولات مهم‌اند.
قلم‌ها باید نرم و ملایم باشند و در عین حال، استحکام لازم برای جابه‌جا کردن مواد روی سطح پوست را هم داشته باشند. از نظر متخصصان، اگر قلم مو را داخل سایه فرو ببرید و پیش از برخورد با پوست، رنگ‌ها بریزد؛ قلم مویتان قلم‌ موی خوبی‌نیست. 

موروینی درباره خرید قلم موی مناسب می‌گوید: «اگر نمی‌دانید چه بخرید، بروید سراغ مارک‌های تجاری شناخته‌شده تا دچار اشتباه نشوید.

فراموش نکنید قلم‌های مناسب همان‌طور که کار آرایش را بسیار ساده می‌کنند، باعث می‌شوند آرایش خانم‌ها حرفه‌ای‌تر به نظر برسد

بزرگترین اشتباه والدین در تربیت فرزندان

همه والدین فرزندان خود را دوست دارند و تمام آنچه دارند و ندارند را برای فرزند خود طالب هستند، که به هر حال هزینه بر است

۱) لوس کردن فرزند: 
همه والدین فرزندان خود را دوست دارند و تمام آنچه دارند و ندارند را برای فرزند خود طالب هستند، که به هر حال هزینه بر است. پدر و مادر های زیادی هستند که با این محبت افراطی باعث لوس شدن فرزند شده و تازه بچه ها با داشتن این همه چیز خوشحال به نظر نمی رسند. این باعث می شود که بچه ها هرگز راضی به نظر نرسند و مرتبا تقاضای بیشتری کنند .
۲) تربیت نامناسب: زمانی که شما اینقدر تنبلی به خرج می دهید که فرزندان خود را به طور صحیح تربیت کنید ، در نتیجه این وظیفه خطیر را به عهده اطرافیان فرزندتان قرار می دهید. هرگز به فرزند خود اجازه ندهید که در خانه طوری رفتار کند که انگار به سیاره شیطنت و بازیگوشی پا گذاشته است.زیرا همین رفتار را در خانه دیگر هم خواهد داشت و این اصلا خوشایند نیست .در حالیکه باید در خانه دیگران مو دب تر و بهتر از منزل باشند.اگر شما نتوانید آنها را به طور صحیح تربیت کنید دیگران اقدام می کنند. 
 
۳) عدم مشارکت در مدرسه فرزندان: 
بعد از خانه ، مدرسه محلی است که بچه ها در آن بیشترین ساعت را حضور دارند و بنابر این معلمان و همسن و سالان نقش مهمی در زندگی آنها دارند. بنابراین تعجب انگیز است که شما رغبت به این محل ندارید و سعی می کنید از مدرسه فرزندتان فاصله بگیرید و خود را درگیر مسائل مربوط به آنها نکنید.مهم نیست که کدامیک از – پدر یا مادر- در مدرسه حضور داشته باشند، مهم حضور یکی از شما است. شما حتی باید از طریق ایمیل با معلم فرزندتان د رتماس باشید. این نشان دهنده حساسیت شما بر روی تربیت و رشد فرزندتان است و معلم را ملزم به دقت و هوشیاری بیشتری نسبت به تربیت فرزندتان می کند.
 
۴) عدم اعتدال در تشویق فرزندان: زمانیکه فرزند خود را تشویق می کنیم ، باعث افزایش عزت نفس آنها می شویم ، اما باید مراقب بود که در این مورد حد اعتدال را رعایت کنیم. اجازه بدهید که تشویق در وقت مناسب و تنها زمانی که کار فرزندتان واقعا لایق تشویق است این کار انجام شود. اگر به طور غلوناکی آنها را به خاطر کار معمولی که انجام داده اند تشویق و قدردانی کنید باعث می شود که آنها نسبت به ارزش واقعی دست آورد خود دچار انحراف فکری شوند .
۵) عدم اعطای مسئولیت به فرزندان : 
فرزند شما نباید به خاطر انجام کارهای عادی و روتین چیزی دریافت کنند. چون آنها عضوی از خانه هستند ، نه مهمان حاضر در هتل. هرکس که در خانه زندگی می کند موظف به انجام امور مربوط به خانه است، از شستن ظرفها گرفته تا گردگیری و ......
دادن پول اضافی روش فوق العاده ای برای تشویق است اما در عوض انجام کارهای فوق العاده نه کارهایی که وظیفه روتین هر عضو خانواده است.بچه باید بخشی از مسئولیت زندگی مشترک با خانواده را به دوش بگیرند. آنها برده شما نیستند اما مطمئنا در تعطیلات و مرخصی دائم هم به سر نمی برند. 
 
۶) عدم رفتار صحیح با همسر: هر طور که با همسر خود رفتار کنید، به عنوان الگو برای آینده آنها خواهید بود. یعنی آنها نیز دقیقا همین طور به همسر خود رفتار خواهند کرد. اگر به صورت غیر صحیح با همسر خود رفتار کنید و مرتبا در حال مشاجره باشید آنها نیز به همین سبک رفتار می کنند. بچه ها بیشتر از آنچه شما به عنوان نصحیت به آنها گوشزد می کنید ، از رفتار شما پیروی می کنند. اگر با همسر خود به احترام و توام با عشق رفتار کنید، ارزش خانواده را به فرزند خود نشان میدهید و بعلاوه آنها از داشتن یک پناهگاه امن در این دنیای وحشی بیشتر احساس امنیت خواهند کرد.

جلوگیری از چاقی کودکان

چه کودک شما ریسک بالایی برای ابتلا به چاقی داشته باشد و چه در حال حاضر وزن مناسبی داشته باشد، شما می توانید با پیشگیری به موقع، از ایجاد این مشکل جلوگیری نمایید.

پیشگیری

* سالانه کودک خود را برای بررسی وزن به نزد متخصص تغذیه ببرید:

پزشک، وزن، قد و BMI کودک را محاسبه می کند. میزان افزایش BMI یا صدک کودک در یک سال خصوصا اگر کودک بالای 4 سال داشته باشد می تواند نشانه ای از ریسک او برای ابتلا به چاقی در آینده باشد.

* الگوی مناسبی برای کودک تان باشید:

شما برای کنترل وزن خود باید غذاهای سالم مصرف کنید و ورزش منظم داشته باشید و از فرزندتان هم بخواهید تا با شما همراهی کند.

* از غذا برای تنبیه یا تشویق استفاده نکنید:

ممکن  است به صورت ناخواسته برای کنار آمدن با کودک به غذاهای خاصی مثل شکلات به عنوان تشویق یا تنبیه پناه ببرید. به عنوان یک قانون کلی، غذا به عنوان وسیله ای برای اصلاح کودکان به کار گرفته نمی شود.

* بر روی نکات مثبت تاکید کنید: 

برای تشویق کودکان به عادات سالم، نکات مثبت آن را بازگو کنید. مثلا از لذت بازی در هوای آزاد یا تنوع میوه های تازه که در فصل های مختلف وجود دارد، بگویید.

در مورد فواید ورزش برای بدن آن ها به غیر از کمک به کاهش وزن صحبت کنید مثلا می توانید بگویید " ورزش سبب قوی شدنقلب، شش ها و عضلات شما می شود ".

* صبور باشید:

خیلی از بچه های دچار اضافه وزن با قد کشیدن و سبک زندگی سالم به وزن طبیعی خود می رسند.

به خاطر داشته باشید که وقتی بیش از حد مراقب عادات غذایی کودک و وزن او هستید ممکن است نتیجه ی معکوسی داشته باشد و باعث شود تا کودک بیشتر از قبل غذا بخورد یا این که بیشتر مستعد ابتلا به اختلالات غذایی باشد.

حمایت و پشتیبانی

والدین نقش مهمی درکمک به کنترل وزن کودکان چاق خود دارند. این کودکان باید احساس کنند که والدین آن ها را دوست دارند.

از هر فرصتی برای ایجاد اعتماد به نفس در آن ها استفاده کنید؛ کودکان چاق به دلیل اهمیت جامعه به اندام متناسب و لاغر در معرض خطر از دست دادن اعتماد به نفس قرار دارند.

از این که در حضور کودک درمورد تناسب اندام و سلامتی صحبت کنید نترسید اما مراقب باشید چون این کودکان حساس هستند، ممکن است نگرانی شما را به اشتباه یک توهین برداشت کنند. مستقیم و رُک، بدون انتقاد و قضاوت با کودک خود صحبت کنید.

به علاوه توصیه های زیر را نیز مد نظر داشته باشید:

* روش های مختلف برای تحسین و تمجید از تلاش های کودک تان بیابید.

تغییرات کوچکی که در کودک خود می بینید را جشن بگیرید ولی از غذا به عنوان جایزه استفاده نکنید. راه های دیگری برای تشویق کودک پیدا کنید مثل بردن او به پارک محل یا پیست اسکیت.

* در مورد احساسات کودک تان با او صحبت کنید.

به او کمک کنید تا راه هایی غیر از غذا خوردن برای کنار آمدن با این احساسات بیابد.

* کمک کنید تا کودک تان جنبه های مثبت را درنظر بگیرد.

 مثلا به او یادآور شوید که او حالا می تواند 20 دقیقه یا بیشتر بدون این که خسته شود، دوچرخه سواری کند یا این که حالا به راحتی می تواند در زنگ ورزش دور زمین چندین دور بدود.

آلودگی های انگلی در کودکان

 آلودگی با انگل ها یکی از مشکلات شایع کودکان است. هر چند که برخی از بیماری ‌ها بیشتر در کودکان شایع است، اما واگیردار بودن این نوع از بیماری‌ ها سبب می ‌شود که همه ی اعضای خانواده به شکلی درگیر بیماری شوند، از جمله این بیماری‌ ها می ‌توان به بیماری‌ های انگلی اشاره کرد.

 

اتفاقا بیماری‌ های انگلی علایم خاصی ندارند و در طول مسافرت و در اماکن شلوغ و خصوصا مدارس از طریق تماس ‌های دستی یا تغذیه به راحتی شیوع پیدا کرده و به بقیه نیز سرایت می‌ کنند.

 

یکی از بیماری‌ های انگلی که شیوع بیشتری هم دارد و به شدت به مسائل بهداشت فردی و اجتماعی مربوط می ‌شود بیماری کرمک یا اکسیور است. در واقع در اصطلاح علمی به آن اکسیور می ‌گویند و در میان مردم به اسم کرمک شناخته می ‌شود. عامل این بیماری کرمی است انگلی به رنگ سفید و به شکل نخ با پوسته ی نرم که طول آن بین 2 تا 12 سانتی ‌متر است.

 

محل زندگی این انگل، دستگاه گوارش و راه ورودش از طریق دهان است. در واقع از طریق آب و مواد غذایی، تخم کرم وارد معده یا روده‌ ها می ‌شود و بعد، از لارو خارج و تبدیل به کرم بالغ می ‌شود و در دستگاه گوارش عمدتا در قسمت تحتانی روده ی کوچک و روده ی بزرگ زندگی و عوارض و مشکلات و علائم خاص خودش را ایجاد می ‌کند.

 

 

تشخیص:

آزمایش مدفوع برای شناسایی انگل ها، اعتبار قطعی ندارد، چرا که انگل کرمک با آزمایش مدفوع قابل کشف نیست و انگل ژیاردیا نیز با آزمایش مدفوع ممکن است قابل کشف نباشد، بنابراین لازم است با علایم بالینی انگل ها آشنا باشیم.

 

 

نشانه ‌های انگل در کودکان

علایم بیماری ‌های انگلی معمولا یکسان نیست و به نوع انگل بستگی دارد، به طوری که ابتلای کودکان به برخی انگل ‌ها همانند کرمک موجب خارش ناحیه ی مقعد در آنان می ‌شود؛ یا کرم ‌های‌ آسکاریس علایمی نظیر بی ‌اشتهایی یا پُرخوری، بداخلاقی، لجبازی و گاهی جاری شدن آب دهان در هنگام خواب را ایجاد می ‌کند.

 

به هر حال اگر کودک یک یا چند مورد از علائم زیر را داشته باشد، ممکن است آلودگی انگلی داشته باشد. این علائم عبارت است از:

 

* خارش معقد: کرم ماده بارور عمدتا شب‌ ها از دستگاه گوارش خارج می ‌شود و اطراف نشیمنگاه تخم گذاری می‌ کند. این مساله باعث می ‌شود که خارش بسیار شدیدی در اواخر شب و اوایل صبح در ناحیه ی نشیمنگاه ایجاد شود و در اطفال نیز بسیار شایع است.

 

هر چند که برخی از بیماری ‌ها بیشتر در کودکان شایع است، اما واگیردار بودن این نوع از بیماری‌ ها سبب می ‌شود که همه ی اعضای خانواده به شکلی درگیر بیماری شوند، از جمله این بیماری‌ ها می ‌توان به بیماری‌ های انگلی اشاره کرد.

 

این خارش در دختر بچه ها با خارش واژن نیز همراه است. البته باید گفت که علل دیگر خارش پشت، رعایت نکردن بهداشت مقعد هنگام شستشو پس از اجابت مزاج است و یا علت خاراندن مقعد عواملی مانند حساسیت یا قارچ هم ممکن است باشد.

 

بیشترین علت خارش و یا سوزش واژن در کودکان دختر، کرمک(oxyuris) است که تشخیص افتراقی آن با عفونت ادراری است: در عفونت ادراری، سوزش ادرار در هنگام دفع ادرار است، نه سوزش واژن در غیر موقع دفع ادرار و بالاخره در عفونت ادراری، تکرار ادرار، تب و بوی بد در ادرار هم داریم.

 

* اسهال های متناوب: اسهال متناوب از علائم شایع ژیاردیا است که در کودکان دیده می شود.

 

* آب دهان: جاری شدن غیر عادی آب دهان می تواند از علایم بیماری های انگلی باشد.

 

* دل دردهای متناوب: شکم درد از علایم شایع مربوط به انواع انگل ها است که بیشتر در اطراف ناف تظاهر می کند.

 

* دندان قروچه در شب: انگل ها سمومی از خود ترشح می کنند که این سموم می توانند علایم متغیری را در کودک ایجاد کنند که یکی از آن ها دندان قروچه در خواب و گاهی بعضی علایم عصبی هستند. باید گفت که از تشخیص های افتراقی دندان قروچه در کودکان، عصبی بودن آن ها است که باید در نظر گرفته شود.

 

 

پیشگیری

* در اطفالی که مبتلا هستند ناخن ‌ها همیشه باید کوتاه باشد که دلیل واضحی دارد، این بیماری همراه با خارش است، به دنبال خاراندن، تخم انگل می‌ تواند زیر ناخن‌ ها قرار بگیرد که با شستشوی آب و صابون هم از زیر ناخن خارج نمی‌ شوند. پس بسیار اهمیت دارد که ناخن‌ ها کاملا کوتاه باشند. این نکته ی اولی است که باید مورد توجه خانواده‌ ها قرار گیرد.

 

 

شستن دست ها

* نکته ی دوم، شستشوی مکرر دست ‌ها با آب و صابون خصوصا پس از اجابت مزاج است. در صورت دست زدن به گلدان گل، چمن یا کار در باغچه، به سرعت دست ها با صابون شسته شود و حتی با بُرِس به خوبی تمیز شود.

 

تحقیقاتی که انجام شده، نشان داده است که تخم این بیماری داخل اتوبوس ‌ها، دستگیره ی ماشین ‌ها و‌ روی صندلی‌ ها بسیار فراوان دیده شده یعنی عامل بیماری به راحتی می ‌تواند از این مکان‌ ها منتقل شود. آموزش دادن به اطفال در این زمینه بسیار اهمیت دارد.

کودکی که مبتلا شده، باید نسبت به شستشوی مکرر نشیمنگاه خصوصا زمانی که صبح از خواب بیدار می ‌شود، آگاه باشد. در واقع با این کار کرم‌ ها کاملا دفع می‌ شوند و احتمال ابتلا خیلی کم می‌ شود.

 

دفع بهداشتی زباله و فاضلاب، شستشوی دقیق و کامل سبزیجات و مصرف آب بهداشتی در پیشگیری این بیماری بسیار موثر است.

 

 

درمان بیماری های انگلی:

اگر کسی در خانواده به این بیماری مبتلا شود، احتمال این ‌که دیگران را هم مبتلا کرده باشد بسیار زیاد است. پس درمانش باید به شکل خانوادگی انجام شود.

 

نکته ی مهم در درمان انگل ها این است که هر موقع احساس کردیم کودک انگل دارد، باید فکر کنیم آلودگی به چند انگل وجود دارد به خصوص ابتلا به ژیاردیا و کرمک و آسکاریس و آمیب از عفونت های شایع هستند. بنابراین بهتر است درمان همزمان صورت گیرد.

 

یک درمان پیشنهادی دادن مجموعه ی مترونیدازول در کنار مبندازول است که با مراجعه به پزشک از میزان و زمان و نحوه ی مصرف آن آگاه خواهید شد.

 

البته خوب است بدانید که قرص مبندازول جویدنی است و مزه ی خوبی نیز دارد اما اگر کودک برای جویدن قرص ها همکاری نکرد باید قرص را کوبید و در یک قاشق آب یا غذا حل کرد و به کودک داد و دقت شود که قرص را با آب، قورت ندهد.

 

توجه: قرص مبندازول به کودکان زیر دو سال تحویز نمی شود.

آیا می خواهید کودکی نابغه داشته باشید؟

در واقع با اینکه هوش پدیده‌ای ژنتیک و استعدادی خدادادی است، توانایی‌های ذهنی افراد طی دوران زندگی و از دوران کودکی آنها کم‌کم شکل می‌گیرد.

 

براساس تحقیقات علمی‌انجام شده، با به کار‌بردن روش‌ها و برنامه‌ریزی‌های خاصی در زندگی روزمره و در فضای آموزشی کودکان، می‌توان قدرت تفکر و هوش آنها را پرورش داد. شما هم می‌توانید از این ۹ روش برای باهوش‌تر کردن فرزندتان استفاده کنید.

بازی برای هوش

شطرنج، جدول، پازل و دیگر بازی‌های فکری، همگی برای مغز کودک همچون ورزش هستند. بازی‌هایی مانند سودوکو (جدول اعداد) علاوه بر اینکه می‌توانند سرگرمی ‌لذت‌بخشی برای کودک شما باشند، تقویت‌کننده توانایی تفکر استراتژیک، حل مشکلات و تصمیم‌گیری در وضعیت‌های پیچیده هستند.

 

انواع بازی‌های فکری را در خانه داشته باشید و علاوه بر این، گاهی مسائلی را به طور خیالی طرح کنید و برای حل این مشکلات و مسائل ساختگی، از کودکان‌تان کمک بخواهید. بگذارید با وضعیت‌های دشوار و موقعیت‌های پیچیده تصمیم‌گیری مواجه شده و راه‌های پیشنهادی خود را برای حل مسائل به شما بازگو کنند.

در جست‌وجوی دانش باش 

محققین معتقدند که والدینی که کودکان خود را به ارائه نظرات و ایده‌های جدید تشویق کرده و کنجکاوی آنها را مورد توجه و احترام قرار می‌دهند، درس بزرگی به آنها داده‌اند؛ اینکه «جست‌وجوی دانش اهمیت زیادی دارد». از کودکان‌تان در زمینه سرگرمی‌ها و علایقشان سؤالاتی بپرسید و از کنجکاوی آنها حمایت کنید، نکات و موارد جدید مربوط به سرگرمی‌هایشان را به آنها یاد دهید و برای تشویق کنجکاوی‌هایشان، آنها را به گردش‌های آموزشی ببرید. گردش در موزه‌های تاریخی و طبیعی، رصدخانه و پارک‌های حیوانات از این جمله‌اند.

ورزش، ورزش، ورزش!

مطالعات گروهی از دانشمندان آمریکایی نشان داده ارتباط مستقیمی‌ بین فعالیت‌های ورزشی کودکان دبستانی و موفقیت تحصیلی آنها وجود دارد. بنابر تحقیقات این گروه، شرکت کردن کودکان در فعالیت‌های ورزشی، افزایش میزان اعتماد به نفس، مهارت در کارهای گروهی و توانایی‌های مدیریتی و رهبری را به دنبال دارد.

 

همچنین در مطالعات آنها ثابت شده بیشتر زنانی که در موقعیت کاری در نقش‌های مدیریتی و ریاست موفق بوده‌اند، در دوران کودکی و نوجوانی در فعالیت‌های گروهی و تیمی‌ ورزشی شرکت داشته‌اند. پس به جای اینکه پس از خوردن شام، جلوی تلویزیون لم بدهید، بهتر است با کودکتان توپ‌بازی کرده یا به پیاده‌روی بروید. بد نیست کودک خود را به شرکت در تیم‌های ورزشی مدرسه‌اش تشویق کنید.

الفبای موسیقی، الفبای هوش!

شاید شنیدن سر و صدای ناهنجار کودکتان در حالی که مشغول تمرین نوازندگی و آموختن موسیقی است اصلا لذت‌بخش نباشد اما باید بدانید که این سرگرمی‌لذت‌بخش کودکان، یکی از مواردی است که نیمکره راست مغز آنها را پرورش می‌دهد.

 

بنابر تحقیقات دانشمندان دانشگاه تورنتو، برنامه‌ریزی دوره‌های آموزش موسیقی برای کودکان منجر به افزایش ضریب هوشی و توانایی‌های علمی‌ آینده آنها خواهد شد.

 

هر چه سال‌های آموزش موسیقی آنها بیشتر باشد، میزان این تاثیر و افزایش هوش در آنها بیشتر خواهد بود. مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که آموختن موسیقی در دوران کودکی باعث کسب نمره‌های بهتر در دوران دبیرستان و ضریب هوشی بالاتر در دوران بزرگسالی می‌شود؛ پس اجازه دهید موسیقی‌دان درونی کودکتان خودش را نشان دهد.

خیلی خوب است اگر او را برای دوره های عمومی یا خصوصی آموزش موسیقی ثبت‌نام کنید.

شیر مادر، عصاره هوش

شیر مادر اولین غذای مغز کودک است. تحقیقات انجام‌شده نشان می‌دهد که شیر مادر از ۲ جهت برای کودک مفید است؛ یکی اینکه از خطر احتمالی ابتلای کودک به بیماری جلوگیری می‌کند و دیگر اینکه به تنهایی یک غذای کامل برای نوزاد است. دانشمندان دانمارکی به این نتیجه رسیده‌اند که تغذیه نوزاد از سینه مادر، کودک را هم سالم‌تر و هم باهوش‌تر می‌کند.

 

مطالعات ایشان نشان داده کودکانی که در دوران نوزادی ۹ ماه از سینه مادرشان تغذیه شده‌اند، به نسبت آنهایی که یک ماه یا کمتر شیر مادرشان را خورده‌اند، بسیار باهوش‌ترند. پس اهمیت شیر مادر باید از ابتدا مورد توجه قرار گیرد چرا که علاوه بر تضمین سلامتی نوزاد، برای آینده او و رشد مهارت‌های ذهنی‌اش هم مفید خواهد بود.

کامپیوتر در خدمت هوش

شاید تعجب کنید چون بازی‌های کامپیوتری شهرت بدی پیدا کرده‌اند و بسیار مورد انتقاد قرار می‌گیرند. بله، درست است که بسیاری از آنها وحشیانه، بی‌فایده و غیرفکری هستند اما ما در مورد انواعی از بازی‌های کامپیوتری صحبت می‌کنیم که مهارت‌های فکری و استراتژیک و قدرت تصمیم‌گیری و خلاقیت کودک را پرورش داده و کارگروهی را به او آموزش می‌دهند.

 

امروزه در دنیا بعضی شرکت‌های معتبر ساخت بازی‌های کامپیوتری، در تلاش هستند تا بازی‌های آموزشی‌ای بسازند که پرورش‌دهنده حافظه و توانایی‌های ذهنی کودکان خردسال (حتی کودکان نوپا) باشند. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد کودکانی که انواع بازی‌های کامپیوتری آموزشی را بازی می‌کنند، نسبت به آنهایی که این بازی‌ها را تجربه نکرده‌اند از قدرت درک و تجسم تصویری بیشتری برخوردارند.

 

جالب است بدانید معلمان بریتانیایی، امروزه در کلاس‌های درسشان از انواع بازی‌های کامپیوتری آموزشی استفاده می‌کنند. 

صبحانه یادت نره!

 نتایج معتبر تحقیقات دقیقی که در دهه ۷۰ میلادی انجام شده، نشان داده است که خوردن صبحانه باعث تقویت حافظه، تمرکز و قدرت یادگیری می‌شود. کودکانی که صبحانه نمی‌خورند، معمولا زودتر خسته شده و کم‌طاقت‌تر و زودرنج‌تر هستند. این دسته از کودکان نسبت به آنهایی که روز خود را با خوردن صبحانه شروع می‌کنند، از سرعت عمل کمتری برخوردارند. با وجود کمبود وقت و برنامه‌های روزانه شلوغ امروزی شاید، کمتر کسی فرصت پیدا کند که هر روز بنشیند و صبحانه مفصلی نوش جان کند. اما کودک خود را حتی فقط با خوردن یک لیوان شیر هم شده، صبحانه‌خورده، روانه مهد کودک یا مدرسه کنید تا تمرکز بیشتری داشته باشد. 

خوب بخور تا باهوش بشی

قند، چربی‌های اشباع و دیگر خوراکی‌های بی‌فایده را از برنامه غذایی کودکان حذف کنید و به جای آن، مواد مغذی و مفیدی که به رشد ذهنی آنها کمک می‌کند، جایگزین کنید. سال‌های اولیه دوران کودکی ـ به‌ویژه ۲ سال اول ـ بسیار اهمیت دارد و لازم است تمامی‌ مواد لازم را در رژیم غذایی کودک قرار دهید.

 

برای مثال رشد شبکه مغزی کودک نیاز شدیدی به میزان کافی آهن دارد چرا که در کودکان دچار کمبود آهن، جریان اعصاب کند می‌شود. همچنین تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد که میزان مقاومت در برابر بیماری‌ها در کودکانی که تغذیه سالمی‌ ندارند بسیار کم است. بنابراین تغذیه نادرست باعث می‌شود کودکان از مدرسه و همسالان خود عقب بمانند و دچار افت تحصیلی شوند. پس اگر می‌خواهید کودکتان در مدرسه نمره بهتری بگیرد، به تغذیه او هم توجه کنید.

دوستی که هوش هدیه می‌دهد

کتاب یکی از روش‌های مفید قدیمی ‌است که امتحان‌اش را پس داده اما بعضی مواقع در مقابل روش‌های تکنولوژیک امروزی برای تقویت هوش، دست‌کم گرفته می‌شود؛ در حالی که کتاب قابل دسترس‌ترین، کم‌هزینه‌ترین و در عین حال موفقیت‌آمیزترین روش برای آموزش و رشد ذهنی کودکان در تمامی ‌سنین است. برای کودکان‌تان از سنین پایین‌تر کتاب خواندن را شروع کنید. آنها را برای عضویت در کتابخانه ثبت‌نام کنید و کتابخانه منزلتان را پُر از کتاب کنید.

گیاهان دارویی مفید برای دیابتی ها

قبل از کشف انسولین و داروهای کاهش دهنده قندخون، بیماران دیابتی با گیاهان دارویی و درمان های سنتی معالجه می شدند. تاکنون تاثیر مثبت بیش از ۱۲۰۰ گیاه دارویی در کاهش میزان قند خون یا کاهش عوارض ناشی از آن شناخته شده است.

 

این یادداشت، اشاره ای دارد به برخی از مهم ترین گیاهان دارویی با خواص کاهش دهندگی قند خون که گزارش های بالینی و آزمایشگاهی معتبر مبنی بر موثر بودن آنها موجود است و همچنین نگاهی می اندازد به گیاهان دارویی که در طب سنتی ایران در درمان بیماری دیابت تجویز می شوند.

 

۱) پیاز و سیر:

 

سیر از سبزی هایی است که تاریخی بسیار کهن دارد. انسان خواص درمانی این گیاه را ۵ قرن قبل از میلاد مسیح(ع) شناخته بود. سیر هزاران سال برای اهداف پزشکی استفاده می شد. این گیاه حداقل ۳ هزار سال در طب چین کاربرد داشته است. پیاز نیز یکی از قدیمی ترین گیاهان زراعی است که از هزاران سال قبل به عنوان طعم دهنده غذاها و همچنین دارو از آن استفاده می شود. ترکیبات فعال گوگردی مانند آلیل پروپیل دی سولفید موجود در پیاز و اکسیدآلیل دی سولفید موجود در سیر نقش اصلی را در کاهش قندخون دارند. پیاز و سیر باعث افزایش میزان انسولین در خون می شوند. هر چقدر مصرف این مواد بیشتر باشد، قند خون بیشتر کاهش می یابد. مصرف قرص های سیر به میزان ۲۴۰۰ میلی گرم در روز به مدت ۳ ماه، قند خون را مختصرا کاهش می دهد.

 

۲) خیار تلخ:

 

این میوه شبیه کدوی زگیل دار است و در نواحی گرمسیر مانند آمازون، آفریقای شرقی و آسیا رشد می کند و در آمریکای جنوبی به عنوان غذا و دارو کشت می شود. میوه تازه آن به رنگ سبز است که با رسیدن به رنگ نارنجی زرد تبدیل می شود. تمام قسمت های این میوه بسیار تلخ است. میوه خیار تلخ حاوی ماده ای شبیه انسولین است و مصرف روزانه حدود ۶۰ گرم شیره این گیاه به کاهش مختصر قندخون منجر می شود.

 

۳) شنبلیله:

 

گیاهی از تیره پروانه داران است و به همین دلیل توانایی همزیستی با باکتری های تثبیت کننده ازت را دارد و می تواند بخش زیادی از نیتروژن مورد استفاده خود را تولید کند. این گیاه بومی ایران است و در بیشتر نواحی ایران از جمله آذربایجان، اصفهان، فارس، خراسان، سمنان و دامغان می روید و به عنوان سبزی خوراکی کاشته شده و مصرف می شود. تجویز ۱۵ تا ۵۰ گرم پودر دانه شنبلیله خیسانده در آب موجب کاهش قندخون ناشتا و بعد از غذا می شود. پودر دانه شنبلیله علاوه بر کاهش مختصر قندخون باعث کاهش چربی های خون نیز می شود.

 

۴) سیاه گیله:

در ایران تنها یک گونه از قره قات وجود دارد که آن هم در جنگل های تالش و نواحی مرطوب رشد می کند که در زبان محلی به آن سیاه گیله می گویند. این گیاه در جنگل های شمال ایران می روید. قره گیله یا سیاه گیله دارای برگ های بیضوی و نوک تیز با گل های صورتی و سفید ریز است و در اواخر تابستان، دانه های سیاه ارغوانی آن برای چیده شدن آماده می شوند. میوه آن را می توان هم به صورت تازه و هم خشک شده مصرف کرد یا در تهیه انواع مرباها و دسرها به کار برد. برگ های این گیاه در طب سنتی در درمان بیماری دیابت استفاده می شود. اثر ضد دیابت یک بار مصرف عصاره این گیاه که اثری مشابه انسولین دارد، تا چند هفته در بدن باقی می ماند. به علاوه این گیاه دارویی در پیشگیری از عوارض بلندمدت دیابت مانند عوارض قلبی عروقی، عصبی، کلیوی و چشمی تا حدی موثر است. عصاره آن به مقدار۸۰ تا ۱۶۰ میلی گرم ۳ بار در روز برای بیماران مبتلا به دیابت توصیه می شود.

 

 

۵) خار مریم:

 

خار مریم اصالتا بومی منطقه مدیترانه است. این گیاه امروزه در سراسر نقاط دنیا از اروپا تا آسیا و از آفریقا تا آمریکای شمالی گسترده شده است. این گیاه تنومند معمولا در مناطق خشک و آفتابی رشد می کند. این گیاه دارویی موجب افزایش حساسیت سلول ها به انسولین و کاهش قندخون می شود. ماده موثر آن سیلی مارین نام دارد که تجویز آن به مقدار ۲۰۰ میلی گرم ۳ بار در روز موجب کاهش مختصر قندخون ناشتا و هموگلوبین ای.وان.سی و چربی های خون می شود. فرآورده های این گیاه از تخم های داخل میوه تهیه می شوند.

 

 

۶) هندوانه ابوجهل:

 

هندوانه ابوجهل یا خربزه روباه یکی از گیاهان دارویی متعلق به خانواده خیارها و کدوها است. این گیاه بومی ایران بوده و در نواحی جنوبی کشور و مناطقی مانند جنوب استان خراسان یافت می شود. میوه این گیاه دارای گلوکوزید قابل تبلوری با طعم بسیارتلخ به نام کولوسنتین است. این گلوکوزید که به حالت متبلور و خالص به رنگ زرد است، در آب به نسبت ۲۰ درصد حل می شود و اگر هیدرولیز شود، گلوکز و ماده ای به نام کولوسنتتین می دهد. در طب سنتی بسیاری از کشورها از جمله ایران تجویز میوه این گیاه جهت کاهش قند خون متداول است. میوه این گیاه بسیار سمی است و مصرف مقدار زیاد آن باعث اسهال خونی و درنهایت مرگ می شود. تجویز مقدار ۱۰۰ میلی گرم ۳ بار در روز ماده موثر هندوانه ابوجهل به مدت ۲ ماه در بیماران دیابتی نوع دوم، موجب کاهش مختصر میزان هموگلوبین ای.وان.سی و قندخون ناشتا می شود. تجویز این مقدار به مدت ۲ ماه در این بیماران بدون هیچ گونه عوارض جانبی گوارشی، کبدی و کلیوی است.

 

۷) پسیلیوم:

پسیلیوم یا اسفرزه، گیاهی از خانواده پلانتاجیناسه آو یک داروی ملین گیاهی است که از طریق جذب آب باعث حجیم شدن محتویات روده شده و با افزایش حرکات دودی شکل باعث تخلیه مدفوع می شود. مصرف پودر پسیلیوم به مقدار ۱۰ گرم در روز و به مدت ۸ هفته هموگلوبین ای.وان.سی را مختصرا کاهش می دهد.

 

۸) عدس الملک:

این گیاه بومی ایران است و در طب سنتی جهت کاهش قندخون بیماران دیابتی تجویز می شود. با این حال مصرف روزانه پودر بذر گیاه به مقدار ۱۵۰۰ میلی گرم در روز به مدت ۲ ماه اثر مفیدی بر قندخون نشان نداده است و فعلا اطلاعات علمی کافی در مورد اثرات این گیاه در دسترس نیست.

 

۹) چای سبز:

چای سبز و سیاه در اصل یکی هستند اما فرآیند تولید چای سیاه به گونه ای دیگر است. برگ های چای سیاه طی روش خاصی تخمیر و سپس خشک می شوند اما برگ های چای سبز پس از چیدن خشک می شوند. عدم تخمیر موجب می شود که تقریبا بیشتر مواد طبیعی به همان مقدار در برگ های چای باقی بمانند. مردم چین از دیرباز چای سبز را به عنوان یک نوشیدنی دارویی مصرف می کردند و به دلیل اهمیت ویژه این گیاه، اصول خاصی نیز برای تهیه آن دارند. در سال های اخیر چای سبز در بسیاری از کشورهای جهان طرفداران فراوانی یافته است. دلیل اصلی این استقبال، آشنایی مردم دیگر کشورها با خواص درمانی این نوع نوشیدنی است. بسیاری از خواص چای سبز مربوط به ماده ای به نام کاتچین است که فعالیت آنتی اکسیدانی آن بسیار بالا است. مصرف روزانه ۵/۱ گرم پودر چای سبز خشک موجب کاهش مختصر قندخون در بیماران دیابتی می شود. مقدار توصیه شده برای بیماران دیابتی مصرف ۲ فنجان چای دم کرده در روز است.

 

 

۱۰) دم کرده گزنه:

 

ساقه این گیاه را پرزها و تارهای مخروطی شکل پوشانده است که در صورت لمس کردن ساقه به دست می چسبد و پوست را می گزد و تولید خارش و سوزش می کند و شاید به همین دلیل آن را گزنه نامیده اند. تخم آن نرم، ریز و تیره رنگ و مانند تخم کتان است. قسمت مورد استفاده این گیاه برگ های تازه، ریشه، شیره و دانه آن است. گزنه در طب سنتی ایران به عنوان یک داروی کاهنده گلوکز خون معرفی شده است. عصاره برگ گزنه می تواند یک نقش حفاظتی در برابر افزایش میزان قندخون و تخریب سلول های پانکراس داشته باشد.

 

۱۱) کلپوره همدانی، مریم نخودی همدانی:

استفاده از این گیاه به طوری که در کتب دارویی قدیمی آمده است به زمان های دور نسبت داده می شود. بقراط، دیوسکورید، پلین و جالینوس از این گیاه در آثار خود نام برده اند. عصاره این گیاه محتوی مواد موثره زیره است. مصرف عصاره این گیاه به مقدار ۱۲۵ میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به مدت ۶ هفته قندخون را مختصرا کاهش می دهد.

 

● حرف آخر

در مجموع، مصرف گیاهان دارویی توسط بیماران دیابتی تحت هیچ شرایطی نباید بدون نظر تیم پزشکی انجام شود. این گیاهان دارویی نباید جایگزین داروهای ضددیابت یا انسولین در بیماران دیابتی شود چرا که اولا اثر این گیاهان بر کاهش قندخون خفیف است و ثانیا از فردی به فرد دیگر متفاوت بوده و ثالثا ممکن است با دیگر داروهای مورد استفاده بیماران تداخل داشته باشند. همچنین عوارض و اثرات مصرف طولانی مدت این گیاهان ناشناخته است. در حال حاضرهیچ گونه توصیه ای علمی در ارتباط با مصرف آنها وجود ندارد.

آشنایی با انواع مختلف سردرد

سردرد یکی از شایع ترین مشکلات روزمره بشر است به گونه ای که در بسیاری از مواقع افراد را مجبور می کند تا در اسرع وقت به پزشک مراجعه کنند .

 برخی سردردها اختصاصی‌تر بوده و با علامت دیگری همراه نیستند. در این سردردها بر خلاف تصور بسیاری از افراد،  مغز عامل ایجاد سردرد نیست، بلکه سردرد از بد عمل کردن عضلات، عروق خونی و اعصاب ناشی می‌شود؛ برای مثال گشاد شدن شریان ها و یا انقباض بیش از حد عضلات می‌تواند عصب های خاص و حساسی در مغز را تحریک کند و در نتیجه سردرد به وجود آورد.


هورمون هایی مانند استروژن می‌توانند باعث بدتر شدن سردرد شوند. از آن جایی که خانم ها طی عادات ماهیانه متحمل نوسانات هورمونی در بدن می‌شوند، احتمال بروز سردرد متوسط تا شدید در خانم ها دو برابر آقایان است. همچنین خانم ها بیشتر از آقایان به انواع خاص سردرد مانند میگرن دچار می‌شوند.

 

1- سردرد خوشه ای

این نوع سردرد ، شدیدترین درد را به همراه دارد، در عین حال کمتر از انواع دیگر شایع است. از هر 10 فرد مبتلا به این بیماری، 9 نفرشان مرد است که اغلب سیگاری های ماهر و دایم الخمر در زمره این گروه قراردارند .

سردردهای خوشه ای به صورت گروهی حمله می کنند. معمولا درد، هر روز در یک ساعت معین بروز می کند و ممکن است روزها ، هفته ها یا حتی ماه ها طول بکشد. در نهایت هم این امکان وجود دارد که پس از بهبودی نسبی ، درد ماه ها یا سال ها به سراغ فرد نیاید و او فکر کند که کاملا خوب شده است .

در هنگام شروع حمله، دردی شدید و کشنده در یک طرف سر احساس می شود . ضمن آن که ممکن است آبریزش بینی و چشماز همان طرف سر آغاز شود. گاهی اوقات استنشاق اکسیژن خالص در مرحله اول بروز سردرد، ممکن است درد را متوقف کند. هنگامی که به این نوع سردرد مبتلا شدید ، سیگار نکشید و از انجام فعالیت های استرس زا خودداری کنید.

 

2- سردرد تنشی یا هیجانی

این نوع سردرد بسیار شایع است. علت پیدایش این نوع سردرد، انقباض عضلات کاسه سر، گردن، شانه و صورت است. مهم ترین دلیل پیدایش این انقباض ها نیز هیجانات عصبی است.

سردرد تنشی، هم به شکل پراکنده و نامنظم بروز می‌کند و هم ‌به شکل مزمن ‌و حاد گریبان افراد را می‌گیرد. طوری که شخص در طول یک ماه ممکن است پنج روز با این سردرد دست و پنجه نرم کند .

درد معمولا از ناحیه پیشـــــانی، گردن یا شانه شروع می شود و به تــدریج تمام کاسه سر را فرا می گیرد. این درد ماهیت فشاری داشته، ولی خاصیت ضربانی ندارد. بیمار از اینکه سرش سنگین است شکایت دارد، ممکن است تهوع پیدا کند، اما به استفراغ دچار نمی شود. این درد می‌تواند 30 دقیقه تا 7 روز ادامه داشته باشد.

برای درمان سردردهای پراکنده و نامنظم معمولا می‌توان از قرص های مسکن استفاده کرد. علاوه بر آن، سرد و گرم کردن پیشانی به کمک یک حوله، یا ماساژ آرام شقیقه و گیجگاه می تواند تاثیر بسزایی در تسکین این نوع سردرد داشته باشد .

 

3- میگرن

میگرن، سردرد شدید و گذرایی است که گاه در یک قسمت سر پدید می آید. میگرن در زبان یونانی به معنای "نیمه سر" است. معمولا سردرد میگرنی با یک دوره مقدماتی آغاز می شود که طی آن شخص به طرز غیرعادی احساس خستگی و کسالت می‌کند. سپس حالت تهوع ، استفراغ، اختلالات بینایی و اغلب بیزاری از نور (ترس از نور) به وجود می آید .

این دوره مقدماتی ممکن است چند دقیقه تا چند ساعت طول بکشد و متعاقب آن سردرد بروز می‌کند.

دردی که با میگرن همراه است ربطی به گشاد شدن رگ ها ندارد. در حقیقت، افراد مبتلا به میگرن نمی‌توانند به خوبی در برابر محرک های محیط از قبیل نور ، صدا و حتی علایم درد واکنش نشان دهند، در نتیجه میزان درد شدت می یابد.

با اسکن مغز معلوم گردید به هنگام بروز میگرن ، فعالیت ساقه مغز نیز غیر طبیعی می شود. ساقه مغز به ناحیه ای از مغز گفته می شود که کنترل واکنش های مربوط به گرسنگی و تنفس را بر عهده دارد. این ناحیه همانند فیلتر عمل می‌کند و موجب می شود افراد، پیغام های ناخواسته یا مزاحم مثل صداهای اضافی را از خود دور کنند. هنگامی که ساقه مغز خوب عمل نکند، این پیغام ها به سمت مغز هجوم می برند و موجب پر شدن مغز از بارهای اضافی می شوند .

به نظر می رسد داروهای ضد تشنجی که به منظور جلوگیری از حمله صرع توسط بیماران مبتلا به صرع مصرف می شود، می تواند آن دسته از سلول های عصبی را که موجب بروز میگرن می شوند غیر فعال کند.  طبق تحقیقات حدود 70 درصد بیماران مبتلا به میگرن شدید ، از این داروها استفاده می کنند . داروهای ضد تشنج، عوارض جانبی مثل خستگی ، اضطراب و ریزش مو را به دنبال دارند . بنابراین باید به دنبال داروهای جدیدی بود که تنها روی ساقه مغز اثر بگذارند.

 

4- سردرد به علت مننژیت (عفونت پرده مغزی)

درد در این بیماران به صورت فشرده است و تمام سر را فرا می گیرد، با استراحت کاهش می یابد و با حرکت بدنی تشدید می شود. وجود علایمی چون تب و سفتی گردن به تشخیص این نوع سردرد کمک می کند.

 

5- سردرد به علت تومور مغزی

این نوع سردرد معمولا متناوب بوده و در اوایل صبح شدیدتر است و بیشتر ماهیت حمله ای دارد. با حرکت سر، بلند کردن بار، عطسه و به خصوص سرفه تشدید می شود. معمولا سردرد همراه با اختلالات خواب همراه است و گاهی بیمار به علت سردرد از خواب بیــــــدار می شود.

 

6- سردرد به علت فشار خون بالا

سردرد در این بیماران، معمولاً زمانی ظاهر می شود که فشار خون ماکزیمم به حدود 20 و فشار خون مینیمم به حدود 12 رسیده باشد. این نوع سردرد غالبا در ناحیه پس سر است و با درمان فشار خون در اکثر موارد از بین می رود.

 

7- سردرد ناشی از بیماری های چشم

عیوب انکساری چشم، سبب پیدایش سردردهای مکرر در ناحیه پیشانی به خصوص هنگام مطالعه یا تماشای تلویزیون می شود. سردرد ناشی از آب سیاه چشم نیز معمولا در ناحیــه پیشانی متمرکز می شود ، اما با درد شدید و تهوع همراه است.

 

8- سردرد ناشی از بیماری سینوس

سردرد ناشی از التهاب و عفونت سینوس ها (سینوزیت) اغلب در ناحیه پیشانــــی متمرکز می شود. این دردها با حرکت سر و دراز کشیدن تشدید می شود و پس از بیدار شدن از خــواب به حداکثر شدت خود می رسد. این سردردها با درمان التهاب یا عفونت سینوس ها مرتفع می شوند.

 

9- سـردرد ناشی از عفونت دندان

این نوع سردرد غالبا از ناحیه صورت شروع و به تدریج به تمام سر منتشر می شود و با درمان عفونت دندانی ، درد از بین می رود.

 

10- سردرد آلرژیک

این نوع سردرد متعاقب تماس فرد بیمار با ماده حساسیت زا ایجــــاد می شود. معمولا همراه با این نوع سردرد، سایر علایم حساسیت مثل گرفتگی بینی ، آبریزش بینی ، سرفه، عطسه و گاهی اسهال دیده می شود و کنترل حساسیت معمولا به کنترل سردرد منجر می شود.

چطور زیباتر شویم؟

بیشترین تاثیر با کمترین تلاش!

این شعار بابی براون در سال ۱۹۹۱ بوده است، سالی که بابی براون لوازم آرایش را تولید کرد، که این رنگ های زیبا و قابل ملاحظه را با الهام از سوپر مدل های مشهوری که مثل  بروک شیلدز وسیندی کرافورد که با آنها کار کرده است، تولید کرده است. به دلیل دهمین سالگرد بابی برای اینکه به زنان کمک کرد که چگونه بدون استفاده از لوازم آرایش پر زرق و برق جذاب به نظر برسند ما او را برای اینکه به ما بگوید که چگونه او زیبایی ساده معمولی خود را دارد، دعوت کردیم. در آنجا همچنین هفت ایده بزرگ که زندگی را برای شما ساده تر و بسیار زیبا تر میکند وجود دارد.
من یاد گرفتم که بدون…. زندگی کنم

همه لوازم آرایش خود را در تعطیلات با خود می برم.

من عادت داشتم که کیف خود را با سایه چشم، رژلب و برس های بزرگ آرایشی پر کنم. اما وقتی که با بچه ها به مسافرت می روی مجبور میشوی در این مورد تجدبد نظر کنی. اکنون  من پنکیک و یک براق کننده جمع و جور که همه چیز را در خود دارد- محو کننده، کرم پودر- رژ گونه ، دوتا رژ ، یک بوم لب و یک برس کوچک را همراه خود میبرم.

اسفنج آرایشی برای انجان فونداسیون

اینکه آیا از یک فرمول مایع جامد یا کرم مانند استفاده کنیم من یاد گرفتم که میتوان از چربی سر انگشتان به عنوان فونداسیون استفاده کرد؛ و این چربی به صورت یکنواخت بر روی صورت پخش می شود. ممکن است بعضی جا ها برای پوشاندن لکه ها به چربی بیشتری نیاز داشته باشید مانند جاهایی که چروک دارد.

فر مژه

برای مژه هایی که واقعا پراکنده هستند، استفاده از ریمل دودی میتواند کمک کند؛ قهوه ای تیره آن را بیشتر پراکنده نشان می دهد. از ریشه شروع به گرد کردن مژه ها بکنید تا به شکل حلقه در بیایند. و بدون توجه به آنچه که خوانده اید، مژه های پایینی را کمی ریمل بزنید تا خود را حجیم تر نشان دهند.

 

یک کشو پر از رژلب

تنها چیزی که نیاز دارید یک رژ است—و این رژ باید با رنگ طبیعی لب شما همخوانی داشته باشد. شما خواهید دانست که این شما را حتی در زمانی که عصبانی هستید نیز زیبا نشان میدهد.

ناخن های بلند

ناخن ها برای من بسیار حائز اهمیت هستند. من همیشه آنها را کوتاه و گرد نگه می دارم. سوهان زدن نیز ، نباید نادیده گرفته شود.

 

ماسک های صورت

من هر شب با دقت آرایش خود را پاک میکنم. من همچنین سلول های مرده صورتم را که باعث می شود صورتم مات و تیره به نظر برسد را با ماسک های اسکراب چند بار در هفته پاک می کنم. اگر به ماساژ صورت کمی نیاز پیدا کردم پوست خود را با ماسک های صورت ماساژ میدهم.

از بین بردن حرفه ای موهای زائد

رفتن به سالن ها ی آرایش بسیار استرس زا می باشد. من تمام موهای زائد خود را با لوازم موم در خانه برمی دارم، و از کرم های موبر برای از بین بردن مو های زائد بخش بیکینی ام استفاده می کنم.

نکته بابی برای براق کردن صورت

از مخلوطی از رنگ های رژ گونه بر روی گونه و.جایی که موها رشد کرده اند استفاده کنید. بعد مقداری از آن را به پیشانی و چانه خود بزنید.

۳۵ قدم تا او دوباره عاشقتان شود

در برابر دیگران او را مورد انتقاد قرار ندهید. اگر حس می کنید همسرتان نیاز به کمی انتقاد سازنده دارد، به هیچ وجه آن را مطرح نکنید مگر خصوصی و با لحنی دوستانه ،مورد انتقاد قرار گرفتن در جمع، سبب پایین آمدن عزت نفس و جریحه دار شدن احساسات می گردد.

یکی از اشتباهات جبران ناپذیر زوج ها بعد از آغاز زندگی مشترک، فراموش کردن ابراز علاقه و گذاشتن وقت برای یکدیگر است. گویا همه چیز فدای روزمرگی ها می شود. غافل از اینکه این مساله باعث دور شدن و دلخوری زن و شوهر از یکدیگر و ایجاد فاصله بین آن دو می گردد.

در حالی که با یک شاخه گل، یک کلمه محبت آمیز و چند دقیقه صحبت صمیمانه می توان مشکلات و دلخوری ها را از سر راه برداشت و زندگی شیرینی را در کنار همسر خود در پیش گرفت. شاید باور نکنید ولی راه های ساده ای برای ابراز علاقه به همسرتان وجود دارد:

۱- برای او پیام های محبت آمیز بفرستید. به تلفن همراه او پیامی صمیمانه بفرستید. مطمئن باشید که این کار هم شیرین و هم جالب است.

۲- یکی از کارهای مشکل او را انجام دهید. یکی از کارهای روزمره که او رغبتی به انجام آن ندارد، مانند چیدن علف های هرز، را انتخاب و برای او انجام دهید و لحظه ای را که او از انجام گرفتن آن توسط شما احساس راحتی می کند، نظاره گر باشید.

۳- با هم یک کار سرگرم کننده انجام دهید. یک سرگرمی مانند حل جدول، تکمیل پروژه ای برای بهتر کردن محیط خانه، یا فروش اجناس غیرقابل مصرف منزل که می تواند شما را به هم نزدیک کند را انتخاب و در انجام آن با یکدیگر مشارکت کنید.

۴- با هم بازی کنید. با انجام بازی هایی نظیر شطرنج، لحظات خوبی را ایجاد کنید. فقط به یاد داشته باشید که اگر شما را شکست داد، با او درگیر نشده و تنها لبخند بزنید.

۵- حس قدردانی خود را ابراز کنید. وقتی همسرتان سخت کار می کند یا برایتان کاری انجام می دهد، بگذارید بداند که شما قدردان زحمات او هستید.

۶- خانه را تبدیل به پناهگاهی برای او کنید. خانه را محل امنی برای همسرتان کنید تا بتواند از استرس های زندگی رهایی یابد. تمام تلاش خود را برای ساختن محیطی مطلوب در خانه، بنمایید.

۷- به کارهای عجیب و غریب او بخندید. اجازه ندهید کارهای کوچکی که همسرتان انجام می دهد، اعصاب شما را درهم بریزد. اگر درباره آن بیندیشید، ممکن است برخی از آنها شما را بیشتر به همسرتان جذب کند. اگر او این کارها را انجام داده فقط می خواسته که تکراری عمل نکند.

۸- برای او دعا کنید. از خداوند بخواهید که در درست انجام دادن همه کارها، او را یاری کند. همچنین گاهی اجازه دهید همسرتان این دعا را بشنود. این کار سبب می شود تا او دریابد که وقتی او قادر به انجام کاری نیست، شما از شخصی توانا برایش درخواست کمک می کنید.

۹- قبل از دور انداختن چیزی هماهنگ کنید. اگر همسرتان وسایلی دارد که به نظر شما غیرقابل استفاده است، پیش از آن که مطمئن نشده اید که به آن احتیاجی ندارد، آن را دور نیندازید.

۱۰- قبل از نظافت هماهنگ کنید. پیش از جابه جایی یا مرتب کردن وسایل روی میز کار همسرتان، از او اجازه بگیرید. شاید او وسایلی را طوری قرار داده که دسترسی به آنها برایش راحت تر است و ممکن است در صورت جابه جا کردن آنها، برای او بی نظمی به وجود آید.

۱۱- با هم به پیاده روی یا گردش بروید. بگذارید طبیعت خلق و خوی شما را برای دوست داشتن تنظیم کند. صحبت کنید، گوش دهید.

۱۲- انتظار نداشته باشید آنچه را در ذهنتان می گذرد را بخواند. اگر موضوعی هست که می خواهید همسرتان بداند، به او بگویید، از او انتظار نداشته باشید که از افکار و احتیاجاتتان باخبر باشد.

۱۳- با هم بخندید. دوران بزرگسالی خود را برای لحظاتی فراموش کنید و با هم کارهای بچه گانه و شادی آور انجام دهید. همچنین، اگر کار اشتباهی انجام شد، سعی کنید با شوخی و خنده از آن بگذرید. این کار سبب کاهش استرس در آن شرایط خواهد شد.

۱۴- از جاسوسی کردن بپرهیزید. از مخفیانه زیر نظر گرفتن و بررسی همسرتان دوری کنید. اگر می خواهید چیزی را بدانید، بدون رودربایستی از او سؤال کنید.

۱۵- کارت پستال های عاشقانه به او بدهید. منتظر یک مناسبت خاص نباشید تا به او هدیه ای بدهید. عاشقانه ترین کارتی که می توانید را پیدا کنید و در ماشین او بگذارید. فراموش نکنید که پیام عاشقانه خود را هم در آن بنویسید.

۱۶- خوراکی های مورد علاقه او را تهیه کنید. شکلات یا هر خوراکی دیگری که او دوست دارد را بخرید و در کنار ظرف غذای او با یک جمله زیبا بسته بندی کنید.

۱۷- درباره آینده گفت وگو کنید. آینده خیلی هم از آنچه که به نظر می رسد دور نیست. درباره جاهایی که دوست دارید وقتی ۵۰ سال از ازدواجتان گذشت بروید، با هم حرف بزنید و سعی کنید تا آن رویاها به واقعیت تبدیل شوند.

۱۸- شک و تردیدها را روشن کنید. اگر همسرتان گفتار یا رفتاری مشکوک داشت، زود نتیجه گیری نکنید. به او فرصت دهید تا پیش از آن که شما قضاوت کنید، آن را توضیح دهد.

۱۹- بگذارید او مرد خانه باشد. اگر چه این مسئله هر روز کمتر در نظر گرفته می شود، اما هنوز هم مفید است. اما این بدان معنا نیست که چون فقط همسرتان خانه را اداره می کند و چرخ زندگی را می چرخاند، شما نباید حق انتخاب داشته باشید. این یعنی او رئیس تیم است.

۲۰- بگویید “معذرت می خواهم “. اگر چه شرایطی وجود دارد که ممکن است شما نخواهید بپذیرید که اشتباه می کنید. شاید حرف آزاردهنده ای گفته باشید یا کار بی اهمیتی انجام داده باشید. هیچ گاه برای اظهار تأسف و عذرخواهی از همسرتان غرور نداشته باشید.

۲۱- به قول های خود عمل کنید. اگر به همسرتان قول انجام کاری را داده اید، باید تا پایان آن را دنبال کنید.

۲۲- گذشته ها، گذشته! چنانچه همسرتان با رفتار یا گفتارش باعث آزردگی شما شده است، او را ببخشید. هرگاه اختلافی به وجود آمد، گذشته ها را به رخ او نکشید، به خصوص اگر اظهار پشیمانی کرده بود.

۲۳- صادق باشید. چیزی را از همسرتان مخفی نکنید. روراست و شفاف باشید. این مورد به درستکاری بیشتر شما کمک خواهد کرد.

۲۴- در برابر دوستانش به او افتخار کنید. مردها به طور ذاتی روی بالا بردن خود حساب می کنند. گاهی اوقات به منظور دلگرمی دادن به او بگذارید تعریف های شما را در مورد رفتارها و کردارهای خوبش بشنود.

۲۵- ماشینش را به کارواش ببرید. او را با شستن و تمیز کردن ماشینش غافلگیر کنید. اگر نمی توانید خودتان کار را برعهده بگیرید، آن را به یک متخصص بسپارید.

۲۶- عکس او را در صفحه کامپیوتر قرار دهید. با قرار دادن عکس او بر پس زمینه کامپیوتر خود، اجازه دهید او بداند که هنوز هم مردی خوش تیپ است.

۲۷- با هم عبادت کنید. زوجی که با هم نماز می خوانند، با یکدیگر می مانند. اینها لحظاتی لطیف و خاص هستند که بین هر دو شما به یک میزان تقسیم شده و به یک اندازه اهمیت دارد.

۲۸- غذایتان را زیر نور شمع بخورید. غذای مورد علاقه او را بپزید و شمعها را روشن کنید. زمانی را به تمرکز و توجه به یکدیگر و نگاه کردن در چشمان هم اختصاص دهید.

۲۹- در مقابل دیگران با او مخالفت نکنید. این کار سبب شرمنده شدن او خواهد شد و باعث می شود تا احترام دیگران نسبت به او از بین برود. درنظر داشتن این نکته به خصوص اگر دارای فرزند هستید، بسیار اهمیت دارد.

۳۰- در برابر دیگران او را مورد انتقاد قرار ندهید. اگر حس می کنید همسرتان نیاز به کمی انتقاد سازنده دارد، به هیچ وجه آن را مطرح نکنید مگر خصوصی و با لحنی دوستانه مورد انتقاد قرار گرفتن در جمع، سبب پایین آمدن عزت نفس و جریحه دار شدن احساسات می گردد.

۳۱- از او حمایت کنید. به دیگران اجازه ندهید به همسرتان بی احترامی کنند. حتی نظریه ای کنایه آمیز می تواند آزار دهنده باشد. از او دفاع کنید. نگذارید شخصی، مهم ترین و با ارزش ترین فرد زندگیتان را به زمین بزند.

۳۲- خودتان را دوست بدارید. خیلی وقتها ما به عنوان یک زن، به خاطر سستی خودمان، جلوی شوهرانمان را می گیریم. یاد بگیرید که آنها را آزاد بگذارید. موضوعاتی که شما را نگران می کنند، اغلب حتی آنها را آزار هم نمی دهند. آنچه آنها را اذیت می کند، زمانی است که ما مانع آنها می شویم. به یاد داشته باشید، گرچه ممکن است عجیب به نظر برسد، اما وقتی خودتان را دوست نداشته باشید نمی توانید واقعا شخص دیگری را دوست بدارید.

۳۳- هنگام بیماری مراقبش باشید. مردها نازپروردگی را دوست دارند، بخصوص هنگامی که بیمارند. همه چیز را برای او فراهم کنید و سوپ مخصوصی هم برایش بپزید.

۳۴- در چشمان او بنگرید. زمانی که همسرتان با شما صحبت می کند، مستقیم به چشمان او نگاه کنید. نه تنها این کار نشانگر این است که شما به آنچه او می گوید علاقه مندید، بلکه چیزی در نگاه کردن در چشمان او وجود دارد که به شما والایی خواهد داد.

۳۵- عکسهای عروسی تان را قاب کنید. پس از این که مدتی از ازدواجتان گذشت، عکسهای عروسی تان را مخفی نکنید. بلکه آنها را در قاب عکس بگذارید. این کار یادآوری خواهد کرد که چگونه در ابتدا عاشق هم شدید و چقدر این عشق افزایش یافته است.

در هنگام ناامیدی موسیقی گوش کنید

اگرچه ماساژ بدن می‌تواند ناامیدی را کاهش دهد ،اما تحقیقات جدید نشان می دهد یک روش ارزان تر ، راحت تر و موثرتر وجود دارد و آن گوش دادن به موسیقی است.

یک تحقیق جدید نشان می‌دهد ماساژ دادن می‌تواند میزان ناامیدی را در بیماران تا ۵۰ درصد کاهش دهد.اما محققان متوجه شدند گوش‌ دادن به یک موسیقی ملایم و لذت بخش اثر بهتری در کاهش علائم ناامیدی در انسان دارد.

کارن شرمن از موسسه تحقیقات سلامت در این باره گفت : پی بردن به این موضوع که گوش دادن به موسیقی می‌تواند تا این اندازه به کاهش علائم ناامیدی در انسان کمک کند ، ما را شگفت زده کرد.این موضوع نشان می‌دهد فواید ماساژ دادن بیش‌تر مرتبط به پاسخ آرامش‌بخشی است که بدن دریافت می‌کند.

این اولین بار است که تحقیقاتی در مورد فواید ماساژ در کاهش علائم ناامیدی در بیمارانی که به شدت به این اختلال روحی دچار هستند انجام می شود.

برای بررسی این موضوع محققان به ۶۸ بیمار مبتلا به ناامیدی انواع مختلف روش‌های درمانی را تجویز کردند .تعدادی از آن‌ها ۱۰ جلسه ماساژ یک ساعتی دریافت کردند و به تعدادی دیگر توصیه کردند که دراز کشیده و بهموسیقی ملایم گوش کنند.

در این تحقیقات مشخص شد تقریبا همه این روش‌ها به یک میزان می‌تواند در کاهش علائم ناامیدی در انسان موثر باشند.

شرمن در این باره گفت : به این ترتیب گوش دادن به موسیقی می‌تواند به عنوان یکی از بهترین روش‌ها در کاهش علائم ناامیدی در بیمارانی که به این اختلال دچار هستند به کار بیاید.گوش دادن به موسیقی بسیار کم‌هزینه است و می‌تواند مانند دیگر روش‌ها به انسان آرامش دهد.

نتایج این تحقیقات در نشریات ناامیدی و افسردگی به چاپ رسیده است.

نظریه جدید و خواندنی در رابطه با گریه کردن

وقتی که احساسی همچون غم یا شادی مفرط داریم، اشکهایمان ناخودآگاه جاری می‌شود، اما این اشکها چرا و به چه هدفی جاری می‌شوند؟
یکی از دانشمندان و پژوهشگران زیست شناسی تکاملی در دانشگاه تل آویو اسرائیل به نام ارن هاسن، نظریه ی جدیدی در مورد ایجاد اشک و گریه کردن، ارائه کرده است. وی عنوان می‌کند : “اشکها می‌توانند به عنوان علائمی جهت نشان دادن اینکه قدرت تحمل فرد پایین آمده، عمل کنند.”
ارن هاسن چنین می‌گوید “گریه کردن یکی از بزرگترین رفتارهاییست که افکار شما را نمایان می‌کند. تحلیل ها و بررسی های وی نشان می‌دهد که اشکها همزمان با تیره کردن بینائی، میزان تحمل و عملکردهای وابسته را کاهش می‌دهند. برای مثال تسلیم شدن، گریه برای درخواست کمک، و حتی در ابراز وابستگی متقابل.
اشکهایی که از روی احساسات جاری شوند تنها منحصر به انسان هستند. در گذشته، محققان می‌پنداشتند که گریه کردن مواد شیمیایی استرس زا را از بدن دور کرده یا احساس آرامش به انسان دست می‌دهد و همچنین باعث می‌شود نوزادان و کودکان مشکلات سلامتی خود را از این طریق بروز دهند.

اخیرا پروفسور هاسن متذکر شده است که وقتی اشکها بینائی را تیره می‌کنند، می‌توانند از بروز رفتارهای خشونت آمیز جلوگیری کنند. به عنوان مثال: اشکها آسیب پذیری فرد را نشان می‌دهند، یک استراتژی که دیگران را از لحاظ احساسی نسبت به شما صمیمی تر می‌کند.
پروفسور هاسن به اضافه می‌نماید “بوسیله گریه کردن و بویژه جاری شدن اشک می‌توان روابط شخصی را ساخت یا قوی تر نمود. برای مثال: شما می‌توانید نشان دهید که در برابر یک مهاجم تسلیم هستید بنابراین به طور بالقوه رحم و عطوفت را در یک فرد ظالم ایجاد می‌کنید یا می‌توانید از دیگران همدردی را جذب کرده یا شاید بتوانید مساعدت و یاری آنها را طلب کنید.
همچنین پروفسور هاسن معتقد است به وسیله بروز اشکهایتان در مقابل دیگران می‌توانید ابراز متقابلی از مقاومت های کاهش یافته داشته باشید و این بدین معنیست که با داشتن احساسات مشترک، از لحاظ عاطفی به یکدیگر پیوند خورده و صمیمیت خود را نشان دهید که این شیوه فقط مختص انسانهاست”.
البته پروفسور هاسن افزوده است که اثر این رفتار تکاملی همیشه بستگی به فردی دارد که هنگام گریه کردن در کنار شماست و معمولاً در مکان هایی مانند کار که باید به دور از احساسات بود، مؤثر نخواهد بود.
پروفسور هاسن تحقیقات خود را در مجله Evolutionary Psychology به تفصیل شرح داده است.

نکات جالب و خواندنی

۱) اگر اولش به فکر آخرش نباشی آخرش به فکر اولش می افتی

۲) لذتی که در فراغ هست در وصال نیست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بیم فراغ

۳) آغاز کسی باش که پایان تو باشد

۴) پرستویی که به فکر مهاجرت هست از ویرانی آشیانه نمی هراسد

۵) کمی سبکسری لازم است تا از زندگی لذت ببری و کمی شعـــور، تا مشکلی برایت پیش نیاید

۶) دوست واقعی کسی است که اگر ساعتها در کنار او ساکت بشینی و صحبتی بین تان ردوبدل

نشه بعد از خداحافظی احساس کنی که ساعتها باهاش درد و دل کردی

۷) چون می گذرد غمی نیست

۸) انسان باید سعی کند در زندگی چیزهایی که دوست دارد را بدست آورد ، و گرنه مجبور میشود چیزهایی را که بدست آورده است دوست بدارد

۹) فرصتها در سختی ها بوجود می آیند بدون جاذبه، پرواز معنی ندارد

۱۰) کاش میشد سرنوشت را از سرِِ نوشت

۱۱) برای تمام دردها دو علاج وجود دارد گذر زمان وسکوت

۱۲) اگر شیر درنده ای در برابرت باشد بهتر است از اینکه سگ خائنی پشت سرت باشد

۱۳) همیشه از سکوت چگونه فریاد زدن رو بیاموز

۱۴) مورد اعتماد بودن بهتر از دوست داشتنی بودن است

۱۵) با یه چوب کبریت میشه هزاران درخت رو سوزوند و از یه درخت هزاران چوب کبریت به وجود می آید

۱۶) محبت از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن هم بر نمیدارد

۱۷) هر چیزی که تو را نکشد مطمئناً قوی ترت میکند

۱۸) این جهان پر از صدای پای مردمی است که همان طور که تو را می بوسند طناب دار تو را می بافند

۱۹) آنکه می گرید یک درد دارد و آنکه می خندد هزار و یک درد

۲۰) گذشت زندگی یک چیز را بارها ثابت می کند و آن این است که گاهی احمق ها درست میگویند

۲۱) هر انسان بیشتر از آنکه از دشمنان خود ضربه ببیند از دوستان نادان خود میبیند

۲۲) چرا همیشه بدنبال این هستیم که بدانیم چرا گل خار دارد؟ بیایید گاهی بدنبال آن باشیم که بدانیم چرا خار گل دارد؟

۲۳) خدایا! چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت

۲۴) جامعه مثل آب نمک است شنا کردن در آن بد نیست اما بلعش وحشتناک است

۲۵) دو تراژدی دردناک در زندگی وجود دارد : یکی اینکه در عشقت ناکام شوی و دیگر اینکه به وصال عشقت برسی

۲۶) چه فکر کنی می توانی و چه فکر کنی نمی توانی ، درست فکر میکنی

۲۷) اگر مردم را به حال خود گذاشتی تو را به حال خود خواهند گذاشت

۲۸) در نمک باید چیز غیب و مقدسی وجود داشته باشد چیزی که هم در اشک و هم در دریاست

۲۹) من هرگز نمی نالم…قرنها نالیدن بس است…میخواهم فریاد بزنم…!اگر نتوانستم سکوت میکنم

۳۰) بادها می وزند، عده ای در مقابل آن دیوار می سازند و تعدادی آسیاب به پا می کنند

۳۱) پریدن کار دل است و قدم زندن کار عقل، اگر لذت جهان خواهی با دل همسفر شو و اگر مقصد خواهی آهسته رو

۳۲) زندگی همانند هنر نقاشی کردن است با مداد مشکی ولی بدون پاک کن

۳۳) زندگی درس حساب است، خوبیها را جمع، بدیها را کم ، خوشی ها را ضرب و شادیها را تقسیم کنیم

۳۴) زندگی نکن برای مردن، بمیر برای زندگی کردن

۳۵) زندگی تفریح است میان تولد و مرگ

۳۶) خشم با دیوانگی آغاز میشود و با پشیمانی پایان میپذیرد

۳۷) آزادی تنها ارزش جاودانه تاریخ است

۳۸) مسیر را به خاطر بسپار که مقصد همان مسیر است

۳۹) با خودت صادق باش و نگران آنچه دیگران درباره ات فکر می کنند نباش . تعریفی را که آنها از تو دارند نپذیر ، خود ، خودت را تعریف کن

۴۰) دنیا از آن کسی است که برای تصاحب آن با خوش خلقی و ثبات قدم گام برمیدارد

۴۱) زندگی سفر است پس بیایید همسفران خوبی برای دیگران باشیم

۴۲) بزرگترین آزادی بشر ، توانایی تصمیم گیری و انتخاب نگرش های خویشتن است

۴۳) خانمها با گوشهایشان عاشق می شوند و آقایان با چشم هایشان …

۴۴) ما همان میشویم که تمام روز به آن می اندیشیم

۴۵) مبارزه هر قدر صعب, صعود را ادامه بده. شاید قله تنها در یک قدمی تو باشد

۴۶) هر کار بزرگی در آغاز محال به نظر میرسد

۴۷) در زندگی خوشبختی به سراغ کسی نمی آید، انسان باید سراغ خوشبختی برود

۴۸) دنیا آنقدر بزرگ است که برای همه جایی برای زیستن دارد . پس سعی کنیم بجای اینکه جای دیگران را بگیریم و یا خود را جای دیگران جا بزنیم جایگاه واقعی خود را بدست بیاوریم

۴۹) عظمت مردمان بزرگ از طرز رفتارشان با مردمان کوچک آشکار میشود

۵۰) جستجوی حقیقت شیرین تر از پیدا کردن آن است

۵۱) در زندگی خانوادگی،شوم ترین کلمات این دو هستند:مال من،مال تو

۵۲) پروردگارا به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم و دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم. بینش ده تا تفاوت ایندو را دریابم مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتارکنند

۵۳) برای جبران اشتباهات، به دوستانت همانقدر زمان بده که برای خودت فرصت قائل میشوی

۵۴) ظرفیت عشق وجودت را با دوست داشتن همه انسان ها و تمامی زندگی افزایش بده

۵۵) امکان تغییر در زندگی هست.دیگران این کار را کرده اند

۵۶) از درخت سکوت میوه آرامش آویزان است

۵۷) آن چه را در روشنایی دیده ای در تاریکی به فراموشی نسپار

۵۸) خدایا کمکم کن همه رو از ته دل دوست بدارم نه ظاهری و نه گفتاری !

۵۹) هیچ انسانی دوست یا دشمن تو نیست بلکه انسانها معلم تو هستند

۶۰) کوچک که بودم فکر می کردم آدمها چقدر بزرگند ! و ترس برم میداشت بزرگ که شدم دیدم چقدر بعضی آدمها کوچکند و باز ترسیدم

۶۱) هیچ مشکلی نیست که محبت کافی نتواند بر آن غلبه کند

۶۲) شما میتوانید بهترین بذر جهان را در اختیار داشته باشید،ولی اگر محل مناسبی برای رشد آنها نداشته باشید،فایده ای نخواهد داشت

۶۳) در حساب عشق یک به اضافه یکی برابر است با همه چیز و دو منهای یک برابر با هیچ

۶۴) عشق همانند پروانه ایست که اگر سفت بگیری له می شود و اگر سست بگیری می گریزد

۶۵) مردها همواره میخواهند اولین عشق یک زن باشند و زن ها دوست دارند آخرین عشق یک مرد باشند

۶۶) وقتی به دنیا اومدی، تو تنها کسی بودی که گریه می کردی و بقیه می خندیدن. سعی کن یه جوری زندگی کنی که وقتی رفتی، تنها تو بخندی و بقیه گریه کنن

۶۷) دوستت دارم ، نه به خاطر شخصیت تو ، بلکه بخاطر شخصیتی که من از تو میگیرم

۶۸) یک همسر فقط همراه آدم نیست، او کل تقدیر ماست

۶۹) انسان، عاشق زیبایی نمی شود. بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست

۷۰) گاهی اوقات در زندگی خیلی زود، دیــــــــــــر می شود

۷۱) برای اینکه بزرگ باشی، نخست کوچک بودن را تجربه کن

۷۲) هیچ مردی،زن را نمی فهمد، هیچ زنی، مرد را نمی فهمد، زیبایی با هم بودنشان همین است

۷۳) از این که زندگی شما تمام شود نترسید، از آن بترسید که هرگز آغاز نشود

۷۴) پیری مانع از عشق نیست . اما عشق تا حدی مانع از پیریست

۷۵) ما واقعاً تا چیزی را از دست ندیم، قدرش را نمی دونیم، ولی در عین حال تا وقتی که چیزی رو دوباره بدست نیاریم، نمی دونیم چیزی را از دست دادیم

۷۶) رویایی رو ببین که میخوای. جایی برو که دوست داری چیزی باش که میخوای باشی. چون فقط یک جون داری و یک شانس برای اینکه هر چی دوست داری انجام بدی

۷۷) روشنترین آینده همیشه روی گذشته فراموش شده، شکل میگیره. نمیشه تا وقتی که دردها و رنجها را دور نریختی، توی زندگی به درستی پیش بری

۷۸) دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند

۷۹) زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری

۸۰) کسی که برای محبت حدود قائل می شود ، معنی محبت را نفهمیده است

۸۱) تنها بنایی که اگر بلرزد ، محکمتر می شود ، دل است

۸۲) هیچ کس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه ولی حداقل یادش بدین که وقتی شکست لبه تیزش دسته اونی رو که شکستش نبره

۸۳) سعی کن خودت باشی. گمشده واقعی تو ،تو را آنطور که هستی دوست می دارد نه آنطور که خود می پسندد

۸۴) هیچ صیادی نمی تواند در جوی حقیری که به گودالی می ریزد مرواریدی صید کند

۸۵) دنبال کسی نباش که باهاش بتونی زندگی کنی دنبال کسی باش که بدون اون نتونی زندگی کنی

۸۶) خدایا به من تلاش در شکست، صبر درنومیدی، رفتن بی همراه، فداکاری در سکوت،خدمت بی نان، مناعت بی غرور، عشق بی هوس و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند روزی کن

۸۷) برای رسیدن به دوردست ها, باید از نزدیکی ها گذشت , اما رسیدن به نزدیکی ها به سهولت میسر نیست

۸۸) جای کشتی در ساحل بسیار امنتر است ولی برای این ساخته نشده

۸۹) سعی کن عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه که بدان می نگری

۹۰) بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را بر عریانی خویش بگشاید. هرچند آن بجز معنی رنج و پریشانی نباشد. اما کوری را هرگز بخاطر آرامش تحمل مکن

اگر مضطرب هستید، بخوانید

اما احساس اضطراب شدید و مزمن بدون وجود دلیل آشکار بیرونی عادی نیست و بیماری یا اختلال محسوب می شود.

اضطراب با احساساتی همچون نداشتن اطمینان، درماندگی و نگرانی شدید همراه است و به طور کلی احساس بسیار ناخوشایند همراه با دلواپسی است که با واکنش های جسمانی مانند تنگی نفس،تپش قلب، تعریق یا سردرد بروز پیدا می کند.

در بیشتر موارد فرد می تواند با در پیش گرفتن چند راهکار ساده این علایم را تحت کنترل درآورد اما در مواردی مراجعه به روان شناس ضروری است. امروزه در زندگی شهری با وجود مشکلات عدیده اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، قطعا همه ما گهگاه دچار اضطراب می شویم بنابراین خواندن ادامه مطلب را به خوانندگان توصیه می کنیم.

تفاوت اضطراب و ترس
دکتر اکرم پرند روان شناس و مشاور در این باره به خراسان می گوید: آن چه عامه مردم از اضطراب می دانند، اضطراب فراگیر است که یکی از انواع اختلالات اضطرابی محسوب می شود. اختلالات اضطرابی دامنه گسترده ای از اختلالات روانی شامل انواع وسواس های فکری و عملی، اختلالات وحشت زدگی ، هراس ها یا ترس های مرضی و اختلالات اضطرابی ناشی از مصرف مواد مخدر یا الکل را تشکیل می دهد اما شایع ترین آن همان اضطراب فراگیر است که نگرانی مفرط و مداوم است.

در واقع نگرانی بدون منشاء اضطراب نامیده می شود، مثلا مادری که به محض خارج شدن فرزندش از منزل دایم نگران اوست و دچار اضطراب می شود. نکته این جاست که هراس ها دسته ای از اختلالات اضطرابی است که با اضطراب فراگیر توسط عموم اشتباه گرفته می شود. این دسته از هراس ها که به «فوبیا »معروف است ، منشاء دارد یعنی فرد از یک جسم یا موقعیت یا فضای خاص می ترسد و یا ممکن است از ارتفاع، آسانسور یا خون دچار هراس شدید شود.

هم چنین ممکن است فردی دچار هراس های اجتماعی شود مثلا از حضور در جمع یا گفت وگو با دیگران هراس داشته باشد و مدت ها طول می کشد تا به بی دلیل بودن هراس خود پی ببرد. از این رو ترس ها در واقع زیرمجموعه اختلالات اضطرابی قرار می گیرد. اضطراب فراگیر شایع ترین نوع اضطراب محسوب می شود و ممکن است در درازمدت به اضطراب شدید، مزمن و بیمارگونه تبدیل شود.

بیشتر علایم اضطراب فراگیر به صورت واکنش های جسمی بروز پیدا می کند. تپش قلب، تعریق فراوان، احساس بی قراری و بی تابی و خستگی مفرط در بیشتر موارد قابل مشاهده است اما گاه علایم دیگری هم بروز می کند. مثلا ممکن است فردی به پرخوری یا کم خوری روی آورد و اگر به اضطراب مزمن تبدیل شود ممکن است فرد را پرخواب یا کم خواب کند. در بسیاری از مواقع کیفیت خواب فرد تحت تاثیر قرار می گیرد و او ممکن است وحشت در خواب را تجربه کند.

عوامل ایجاد اضطراب
دکتر پرند با اشاره به این که اضطراب مانند دیگر اختلالات روانی منشاء درونی یا بیرونی دارد، توضیح می دهد: ژنتیک ازجمله عوامل درونی است که در ایجاد اضطراب نقش مهمی دارد. ویژگی های شخصیتی بعضی از افراد در ابتلا به اختلالات اضطرابی نقش دارد به عنوان مثال افراد کمال گرا بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به اضطراب قرار دارند زیرا همواره انتظارات و توقعات بالایی دارند و ممکن است نتوانند به آن ها برسند.

ازجمله عوامل محیطی موثر در ایجاد اضطراب نیز می توان به بعضی از مشاغلی که استرس زاست، اشاره کرد که تاثیر قابل توجهی در بروز اضطراب دارد.

نکته این جاست که این دسته از اختلالات مانند دیگر اختلالات روانی، مسری است و وقتی یکی از اعضای خانواده مضطرب باشد، آن را ناخودآگاه به دیگران منتقل می کند. اما نبود اضطراب باعث کاهش بار انگیزشی عملکرد و رفتارهای فرد می شود. کسانی که هیچ اضطرابی ندارند و در اصطلاح به آن ها «خونسرد» می گویند، افرادی هستند که درباره انجام امور و کارهای روزانه نگرانی ندارند و بیشتر کارهایشان را با خونسردی افراطی انجام می دهند و ممکن است همین امر مانع پیشرفت آن ها شود.

بنابراین اگر اضطراب به اختلال تبدیل نشود می تواند مفید باشد و به فرد کمک کند تا به پیشرفت و ترقی برسد. اضطراب طبیعی توسط خود فرد قابل تشخیص است اما مشاور می تواند با یک سری سوالات درباره کیفیت خواب، خوراک، فعالیت های روزانه و بررسی واکنش های جسمی سطح اضطراب فرد را تعیین کند.

هم چنین پرسش هایی درباره تحریک پذیری، بی قراری، ناآرامی و … به مشاور کمک می کند تا سطح اضطراب فرد تعیین شود. اضطراب به ۳ دسته خفیف، متوسط و شدید تقسیم می شود و بسته به نوع و شدت آن درمان ها آغاز می شود.

درمان های اختلالات اضطرابی
دکتر پرند درباره شیوه های متفاوت درمان اختلالات اضطرابی چنین توضیح می دهد: یکی از شیوه های درمانی، روان تحلیل گری است که شیوه درمانی بسیار طولانی و زمان بری است و توسط روانکاو صورت می گیرد. شیوه رایج تر درمان، شیوه شناختی و رفتاری است که طی آن مشاور به فرد کمک می کند تا بتواند به ریشه اضطراب پی ببرد و آن را درمان کند.

روان شناس در این روش ها روی افکار و باورهایی که در شکل گیری اضطراب نقش داشته است، تمرکز و به فرد کمک می کند تا این باورها را اصلاح کند. اصلاح این باورها باعث می شود فرد زندگی و پیرامون خود را از زاویه جدیدی ببیند و دچار اضطراب های بیهوده نشود.

پس از اصلاح باورها، او باید به صورت عملی کارهایی انجام دهد تا اضطرابش کنترل شود. به عنوان مثال او وضعیت جسمی خود را به هنگام احساس اضطراب مشاهده و سعی می کند با اضطراب مقابله کند. کنترل ضربان قلب، نبض، وضعیت تعریق و… به او کمک می کند تا دریابد با اضطراب در واقع چقدر بدن خود را مستهلک کرده است و به خود آسیب می زند. به این ترتیب می تواند با کنترل شرایط جسمی با اضطراب مقابله کند.

این روان شناس با اشاره به این که اضطراب از بدو تولد با انسان همراه است، تاکید می کند: اگر نیازهای اولیه یک کودک به غذا، توجه، امنیت و پوشاک را تامین نکنید، می توانید اضطراب را در او ببینید، بنابراین زمانی که نیازهای انسان برآورده نشود، اضطراب خود را نشان می دهد.

همان طور که قبلا اشاره کردیم اگر اضطراب سلامت روانی و جسمانی فرد را تحت تاثیر قرار ندهد، مفید است و مشکلی برای وی به وجود نمی آورد. دکتر پرند با بیان این که اگر فردی «چراهای »زیادی در ذهن داشته باشد و جوابی برای آن نیابد باید روی تغییر افکار و باورهایش تلاش کند، تصریح می کند: بعضی افراد تفکر همه یا هیچ دارند یعنی می خواهند در زندگی فردی یا اجتماعی خود به تمام افکار و باورهای خود پای بند بمانند و انعطاف پذیری لازم را در زندگی اجتماعی ندارند.

این دسته از افراد در طول زمان حمایت اجتماعی اطرافیان را از دست می دهند و ممکن است به علت پای بند بودن به این باورها دچار مشکلات بیشتری شوند، درون نگری و سپس ارزیابی باورها و تلاش برای اصلاح و تغییر باورها یکی از اولین راهکارهای مقابله با اختلالات اضطرابی محسوب می شود.

پذیرش، کلید رفع اضطراب
به عقیده وی آن چه بیش از هر چیز دیگری در جوامع امروز باعث افزایش اضطراب می شود، بالا رفتن سطح توقعات و انتظارات انسان از خود و اطرافیانش است. وی می گوید: هر قدر سطح توقعات بالاتر باشد، دستیابی به آن چه موردنظر است دشوارتر و اضطراب فرد بیشتر خواهد شد، بنابراین داشتن انتظارات منطقی به افراد کمک می کند تا کمتر دچار اضطراب شوند.
از سوی دیگر رفع تنش ها و گرفتاری های روزانه با دید منطقی و صحیح سطح اضطراب را کاهش می دهد. در بسیاری از موارد توجه به علایق و نیازهای فردی در زندگی روزمره در مقابله با اضطراب کمک کننده است. این موضوع به ویژه در مورد مادران صادق است زیرا همواره عادت دارند تمام زندگی خود را صرف فرزندان کنند غافل از این که توجه صد در صد به فرزندان در طول زمان و نادیده گرفتن علایق و نیازهای فردی اضطراب زاست و سلامت روان را به خطر می اندازد.

پوست این میوه موجب کاهش چاقی می‌شود

پوست سیب موجب کاهش چاقی می‌شود

دانشمندان ماده‌ای طبیعی در پوست سیب مشاهده کرده‌اند که می‌تواند تا حدی در برابر چاقی و برخی از پیامدهای مضر آن حفاظت کند.

محققان دانشگاه آیووا در تحقیقاتی که در نشریه علمی پلوس وان منتشر شد به این نتیجه رسیده اند که ماده اسید اورسولیک موجود در پوست سیب ضمن افزایش میزان عضلات و چربی قهوه ای – دو بافتی که به کالری سوزی معروف هستند – موجب کاهش چاقی و پیامدهای مضر آن برای سلامت می‌شود.

تا همین اواخر، محققان بر این باور بودند که این تنها نوزادان هستند که چربی قهوه ای دارند و این چربی در طول دوران کودکی از بین می رود. با پیشرفت فناوریهای عکسبرداری از بافت های انسان مشخص شده که بزرگسالان نیز میزان کمی از این چربی را بیشتر در ناحیه گردن و بین شانه ها حفظ می کنند.

همچنین این تحقیقات نشان داد افزایش سطح چربی قهوه ای با کاهش میزان چاقی و سطوح قند و چربی خون در ارتباط است و این مسئله موجب شده است که دانشمندان به این نتیجه برسند که چربی قهوه ای در پیشگیری از چاقی و دیابت موثر خواهد بود.

در این بررسی، محققان دانشگاه آیووا موشهایی که رژیم غذایی پرچرب به آنها داده شده بود را بررسی کردند. به نیمی از این موشها همراه غذای پرچرب خود مقادیری اسید اورسولیک نیز داده شد. نکته جالب این بود که موشهایی که در رژیم غذاییشان اسید اورسولیک بود بیش از موشهای دیگر غذا می خوردند با این حال موشهایی که مکمل غذایی اسید اورسولیک دریافت کردند وزن کمتری اضافه کردند و سطح قند خون آنها نزدیک عادی باقی ماند. این موشها همچنین به بیماری کبد چرب دچار نشدند، گفتنی است بیماری کبد چرب در حال حاضر یک بیماری غیرقابل درمان است که حدود یک پنجم امریکاییها به آن مبتلا هستند.

همچنین بررسیهای بیشتر این محققان نشان داد مصرف اسد اورسولیک موجب افزایش عضلات اسکلتی و در نهایت موجب تقویت توان بدنی و استقامت می شود. همچنین میزان چربی قهوه ای در این دسته از موشها افزایش یافت.

با توجه به اینکه عضله و چربی قهوه ای هر دو کالری می سوزاند، محققان میزان مصرف انرژی در این موشها را اندازه گیری کردند و دریافتند که موشهایی که اسید اورسولیک بیشتری دریافت کرده بود در مقایسه با موشهایی که این مکمل را دریافت نکرده بودند انرژی بیشتری مصرف کرده اند.

به گزارش شین هوا، کریستوفر آدامز استاد دانشگاه آیووا که مدیریت این تحقیقات را به عهده داشت می گوید:”این بررسی نشان می دهد اسید اورسولیک میزان عضلات اسکلتی و چربی قهوه ای را افزایش می دهد که این پیامد در نهایت منجر به افزایش کالری سوزی می شود و این پدیده خود از چاقی ناشی از رژیم غذایی و بیماری دیابت و کبد چرب پیشگیری می کند.”

نکات اعجاب‌انگیز نوشیدن چای

به‌تازگی پژوهشی توسط استرالیایی‌ها انجام شده که بیانگر ارتباط کاهش نسبی فشار خون با نوشیدن چای سیاه بوده است، به همین دلیل ما بر آن شدیم تا فواید نوشیدن چای را گردآوری کنیم. این شما و این خواص نوشیدنی محبوب.

نه سرطان، نه سکته
۱ – چای سبز خواص ضد‌سرطانی دارد. در پژوهش‌های متفاوت نشان داده شده است که کاتچین، ماده‌ای که در چای سبز یافت می‌شود و EGCG نام دارد، با توقف یا تاخیر در رشد سلول‌های سرطان مرتبط است. این ماده می‌تواند در کاهش دادن سرطان‌هایی همچون مثانه، روده بزرگ، مری، لوزالمعده، مقعد و شکم مفید باشد. مطالعات فنلاندی‌ها هم اخیرا نشان داده، نوشیدن چای سبز در حد متعادل، خطر ابتلا به سرطان سینه را کاهش می‌دهد.
۲ – مصرف چای سبز، سبب پایین آمدن خطر بیماری انسداد شریان‌ها می‌‌شود. در مطالعه‌ای که ژاپنی‌ها انجام داده‌اند، محققان دریافته‌اند هرچه بیشتر چای سبز بنوشید، شانس مبتلا شدن به بیماری گرفتگی رگ‌ها در شما کمتر می‌‌شود.
۳ – چای سبز قادر است خطر لخته شدن خون و سکته‌ها را کاهش دهد. «دکتر جانی بوون» در کتاب ۱۵۰ خوراکی سالم این سیاره می‌گوید: «چای سبز میزان ماده‌ای به نام فیبرینوژن را که می‌تواند باعث لخته شدن خون و بروز سکته‌ شود، در بدن پایین‌آورد.»
بی‌خیال اضطراب
۴ – چای سیاه می‌تواند به کاهش استرس‌ها در زندگی روزمره کمک کند. مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۰ در دانشگاه UCL نشان داد کسانی که یک فنجان چای سبز می‌نوشند، در مقایسه با کسانی که سایر نوشیدنی‌های آرامش‌بخش را می‌نوشند، زود‌تر می‌توانند بر استرس خود غلبه کنند. چای سیاه در مقایسه با چای سبز محافظت بیشتری بر ضد‌ترکیبات استرس دارد.
۵ – انواع چای‌ها و دم‌نوش‌های بدون کافئین و چای‌های گیاهی می‌توانند بیماری‌های متابولیکی یا بیماری‌های مربوط به سوخت‌و‌ساز بدن را کاهش داده و درمان کنند. به‌طور کلی این‌که نوشیدن انواع مختلف چای، بخشی از یک زندگی سالم است، به اثبات رسیده است؛ نمونه پژوهش‌هایی که در بالا به آن‌ها اشاره شد، تنها قطره‌ای از دریای تحقیقات و مطالعات انجام شده در این زمینه است که می‌تواند شما را به نوشیدن چای علاقه‌مند و در شما حس بهتری ایجاد کند.
جوانی در فنجان، منتظر شماست
۶ – دم نوش‌ها و چای هانیبوش (نوعی گیاه دارویی که طعم و بوی عسل دارد) و نوعی از چای سبز می‌توانند سرطان پوست را از بین ببرند. در یک پژوهش در آزمایشگاه، مصرف دم‌نوش‌ها و هانیبوش، مانع ایجاد سرطان پوست در موش‌ها شده است و ما امیدواریم در آینده این مواد روی انسان‌ها نیز همین تاثیرات را داشته باشند.
۷ – انواع چای خاصیت ضد‌پیری دارند. دانشمندان با مطالعه روی بلدرچین دریافته‌اند فرآورده‌های موجود در بوته چای به توانایی تخمگذاری آن‌ها در طولانی مدت کمک می‌کند. از آنجایی که پرندگان حیوانات پیشنهاد شده برای تحقیقات ضد‌پیری بودند، انتظار می‌رود دم‌نوش‌ها به همین میزان برای انسان‌ها نیز مفید باشند.
۸ – مطالعات نشــان داده‌اند چای‌های گیاهی (هم چای سیاه و هم سبز) غلظت بالایی از مواد موثر در باروری مردان را دارند. در مطالعه‌ای که مکمل‌های ترکیبات استرس ساخته شده از چای سبز آزمایش شدند، نشان داده شد چای سیاه، چای سبز، چینی و به‌طورکلی عصاره انواع دم‌نوش‌ها سلامت سلول جنسی مرد را بیشتر حفظ می‌کنند.