موفقیت و خوشبختی با خوراکی

موفقیت مفهومی بسیار كلی و گسترده است و برای هر كس ویژگی‌هاي خاصي را شامل مي‌شود اما همه تصور مي‌كنند، موفقيت يك فرآيند ذهني و دروني است كه بازدهي بيروني پيدا مي‌كند اما اين داستان نيست. بسياري از مردم از يك واقعيت مهم غافل هستند و آن نقش بسيار مهم چيزي است تحت عنوان الگوي زندگي(life style) كه به‌راحتي مي‌تواند درصد موفقيت يا ‌موفقيت را بالا و پايين ببرد. در واقع اگر كسي پتانسيل موفقيت را داشته باشد اما براي رسيدن به آن برنامه زندگي خود را درست تنظيم نكند، شانس موفقيت او بسيار پايين مي‌آيد. در طول روز موقعيت‌ها يا شانس‌هايي براي ما پيش مي‌آيد كه اگر بتوانيم به موقع تصميم بگيريم و از آن‌ها استفاده كنيم به موفقيت دست خواهيم يافت. در اينجا نكاتي را به شما معرفي مي‌كنيم كه مي‌تواند به شما كمك كند تا بتوانيد از اين موقعيت‌ها بهتر بهره‌مند شويد. شايد اين نكات در نگاه نخست بچگانه و پيش‌پا افتاده به‌نظر برسند اما واقعيت اين است كه تاثيري باورنكردني در مسير موفقيت بازي مي‌كنند. در ضمن يادتان باشد استثنا هميشه وجود دارد اما اين نبايد باعث شود شما برخي اصول ثابت شده را كنار بگذاريد.

خواب نامتعادل

چه اشكالي دارد: شايد ندانيد كه عمده افراد موفق اگر در يك ويژگي مشترك بوده باشند آن سحرخيزي است. كساني كه زياد مي‌خوابند و دير از خواب بيدار مي‌شوند، مدت زمان بيشتري طول مي‌كشد تا اصطلاحا خواب از سرشان بپرد و براي كار و فعاليت روزانه آماده شوند. بنابراين اگر كسي مي‌خواهد شانس بيشتري براي استفاده از موقعيت‌هاي پيش‌آمده داشته باشد بايد زمان بيشتري بيدار و هوشيار باشد تا بتواند اين موقعيت‌ها را ببيند و از بين آن‌ها انتخاب كند. حالا اگر قرار است در طول روز 10موقعيت و شانس خوب براي كسي به وجود بيايد آدم خوش‌خواب تا به‌خودش بيايد بخشي از آن‌ها را از دست داده است. پس اگر بنا داريد آدم موفقي باشيد بايد كمي سختي بكشيد و صبح‌ها زودتر از خواب بيدار شويد.

راه‌حل كاربردي: يك آدم خوش‌خواب هرگز نمي‌تواند در عرض يك شب عادت خود را ترك كند. براي اين كار بايد يك زمان‌بندي ميان مدت درنظر گرفت. روزهاي اول سعي كنيد، ساعت خود را نيم ساعت زودتر از زماني كه هميشه بيدار مي‌شويد كوك كنيد. وقتي كه توانستيد بدون زنگ، در ساعت جديد بيدار شويد آن وقت مي‌توانيد نيم يا يك ساعت ديگر هم زودتر بيدار شويد. اين كار گرچه زمان مي‌برد ولي در آينده بسيار مفيد خواهد بود.

نكته ديگر اين‌كه بايد بتوانيد خوب بخوابيد. براي اين‌كار قبل از خواب، غذاي سنگين و نوشيدني‌هاي حاوي كافئين نخوريد و ورزش سنگين را فراموش كنيد. برخي مواد‌غذايي باعث مي‌شوند، خواب شما عميق‌تر شود مثل كاهو يا مقدار كمي گوشت بوقلمون. در طب سنتي ايران هم عرق بهارنارنج و دم كرده گل گاوزبان چنين كاربردي دارند.

غذاهايي كه شما را خوش اخلاق مي كند

چه اشكالي دارد: اگر خودتان باشيد دوست داريد با يك آدم خوش اخلاق طرف حساب باشيد يا با يك فرد بدا‌خلاق و كسل؟ گرچه بخشي از خوش اخلاقي ذاتي است اما مقداري هم به حس و حال و اصطلاحا مود(mood) فرد برمي‌گردد. آدمي كه حس و حال درستي ندارد ناخواسته بداخلاق و بهانه‌گير مي‌شود. يكي از مهم‌ترين نكات براي داشتن حس و حال خوب به ميزان قند خون بستگي دارد. اگر قند خون كه اصلي‌ترين غذاي سلول‌هاي مغزي است پايين باشد آدم بداخلاق و عصبي مي‌شود و انرژي و توان لازم براي كار را از دست مي‌دهد.

راه حل كاربردي: نخست اين‌كه به هيچ وجه صبحانه را از دست ندهيد. حتي اگر وقت خوردن صبحانه را نداريد يك ليوان شير و يك موز متوسط مي‌تواند انرژي لازم را براي فعاليت شما به‌مدت چند ساعت تامين كند. در ضمن موز جدا از اين‌كه قند خون را به شكل ملايمي بالا مي‌برد بلكه 30 درصد ويتامين 6B مورد نياز روزانه را هم تامين مي‌كند. اين ويتامين باعث مي‌شود، مقدار سروتونين توليد شده مغز اندكي افزايش يافته و توان مقابله با شرايط دشوار را در شما افزايش مي‌دهد. البته در خوردن موز بايد تعادل را حفظ كرد چون مي‌تواند باعث چاقي شود.

كاهو ماده غذايي مفيدي براي كنترل عصبانيت و بهتر شدن خلق و‌خو است و همچنين براي درمان كم‌خوابي هم بسيار موثر است.تحقيقات نشان داده، چربي سالم امگا3 كسالت را برطرف كرده و حس و حال شما را بهتر مي‌كند. يكي از بهترين منابع اين چربي ماهي‌تن است وخوردن آن را در برنامه غذايي‌تان بگنجانيد. در عين حال مصرف روزانه اسفناج، گردو روغن سويا و كلم پيچ را فراموش نكنيد. براي تامين قند خون از خوردن مواد شيرين تا حد امكان پرهيز كنيد چون باعث اضافه وزن و افزايش خطر ابتلا به ديابت مي‌شوند. در عوض خوردن كربوهيدارت‌هاي پيچيده مثل سيب‌زميني پخته يا تنوري، برنج، غلات، نان گندم يا جو(البته به مقدار متعادل) ضمن اين‌كه مي‌تواند جلوي اضافه وزن را بگيرد به با بالا بردن متعادل قند خون كمك كرده و جلوي بدخلقي و عملكرد پايين مغزي را مي‌گيرند. اگر هم احساس كسالت و كمبود انرژي مي‌كنيد بهترين دارو خوردن مقداري ويتامين C است. شما مي‌دانيد كه مي‌توان آن‌را در ميوه‌هاي خانواده مركبات مثل پرتقال و ليمو هم پيدا كرد. ولي احتمالا نمي‌دانيد كه مي‌توان در فلفل قرمز شيرين، كلم بروكلي، سيب زميني، موز سبز و كلم‌پيچ نيز آن را پيدا كرد.

شنا ورزشی مفرح، آرام‌بخش و بسیار مفید است كه مثل دویدن تمام بخش‌های بدن را تقویت می‌كند و شرایط بدنی را بهبود می‌بخشد. 



ز نيرو بود مرد را راستي

چه اشكالی دارد:  شاید فكر كنید این دیگر هیچ ربطی به داستان ما ندارد اما این طور نیست. اتفاقا قوی بودن بدن به واسطه یك رژیم غذایی صحیح و برنامه ورزشی منظم می‌تواند شانس موفقیت در عرصه زندگی را بالاتر ببرد. ابتدا بگذارید ببینیم چرا باید ورزش كنیم؟ نخستین چیزی كه به ذهن می‌رسد برای سلامت است. دومی شاید تناسب اندام باشد اما سوال اینجاست كه هر دوی این‌ها به چه دردی می‌خورند؟ اصلی‌ترین كاربرد یك بدن سالم كه قوای بدنی مطلوبی دارد(یعنی نیازی هم نیست یك ورزشكار حرفه‌ای باشیم) این است كه شانس شما را برای استفاده از موقعیت‌هایی كه در زندگی پیش می‌آید افزایش می‌دهد. اگر بدن ضعیف باشد شما نمی‌توانید آن‌طور كه دل‌تان می خواهد كار كنید، زود خسته می‌شوید و همین می‌تواند باعث بد‌اخلاقی و افسردگی شود.

توصیه كاربردی: صحبت درباره یك رژیم غذایی مناسب و يك برنامه ورزشی در این مختصر ناممكن است اما می‌توانیم این چند توصیه كلی را ارائه دهیم.

در رژیم غذایی خود میوه و سبزی را لحاظ كنید. تا حد امكان از خوردن غذاهای فرآوری شده مثل سوسیس و كالباس و انواع فست فود خودداری كنید. نوشابه به‌خصوص انواع غیر‌رژیمی را كنار بگذارید.ساده‌ترین برنامه ورزشی پیاده روی سریع هر بار حدود 20 الی 30 دقیقه 3 بار در هفته است به نحوی كه ضربان قلب را افزایش دهد. اگر حس و حال دویدن داشته باشید كه چه بهتر.

تپش را ورق بزنيد تا خوش‌تيپ  شويد

چه اشكالي دارد: واقعيت اين است كه هيچ كس حتي اگر به زبان هم نياورد از آدم‌هاي ژوليده و بد لباس خوشش نمي‌آيد. اگر سر و وضع آراسته‌اي نداشته باشيد يا سر و صورت‌تان كثيف باشد و از همه بدتر دهان‌تان بوي بدي بدهد، ممكن است خيلي راحت تاثير بدي در ذهن افراد باقي بگذاريد و موقعيت‌هاي مناسبي را از دست بدهيد. 

راه حل كاربردي:   همين جا بگوييم كه آراستگي با تجمل‌گرايي فرق دارد. شما مي‌توانيد بدون اين‌كه لباس‌هاي آنچناني و گران به تن كنيد آراسته و برازنده به‌نظر برسيد. خوشبختانه آن‌قدر راهنماهاي كاربردي و مفيدي در همين مجلات زندگي ايده‌آل، سيب سبز و تپش براي تهيه لباس و آراستگي در دسترس است كه كار شما را با هر سليقه و بودجه‌اي بسيار ساده مي‌كند. ساده‌ترين كار هم مي‌شود تميزي لباس، چروك نبودنش و اين‌كه لباس‌ها تركيب متناسبي را با هم تشكيل بدهند.

هرگز با همسرتان این کار را نکنید

 شما هم در خطرید

 چه بسیار دوستی ها و روابط زناشویی و فامیلی که با تلنگری در هم ریخته اند. بله . شروع غم انگیزی بود اما باید از اینجا شروع می کردیم  .

 هر رابطه ای ، بی توجه به نسبت بین دو نفر بدون احترام پیش نخواهد رفت اما این احترام متقابل با گذشت زمان در خطر فروپاشی قرار می گیرد.  گرچه شاید امروز اصلا به ذهنتان هم خطور نکند چون  رابطه شما و همسرتان عالی است.



  !بعضی ها ذاتشان خرابه!

بعضی از آقایان و البته خانمها ذاتا اهل عیب جویی اند و این کار آنها نیتی در پشت خود ندارد . اصلاح کردن همسر جلوی دیگران در ذات این افراد است و آنها بدون توجه به عواقب بعدی و احساسی که ممکن است به همسرشان دست دهد دست به این کار مي‌زنند. پس اگر جزء همان گروهی هستید که مرتبا توسط همسرتان نزد دیگران اصلاح مي‌شوید،باید با قدرت این عادت را از سر همسر گرامی بیرون کنید.البته  این کار را تنها در حضور خود او انجام دهید و منظورتان را دقیقا به او بفهمانید و توضیح دهید. 



دیگران را بع دوای خود نکشانید

بسیاری از زن و شوهرها برای ابراز ناخرسندی خود از زندگی مشترکشان نزد دیگران از زبان نیش و کنایه استفاده مي‌کنند. نمی دانم ... شاید آنها از وجود همسر خود احساس شرمندگی مي‌کنند، در نتیجه  برای مقابله با این موقعیت درست مانند یک بچه از شیوهای  غلط استفاده مي کنند.

بدترین قسمت این ماجرا کشاندن پای دیگران به مشکلات شخصی است. آدمهایی که بهترین شان هم واقعا دلسوز ما نیستند. گاهی ما  با عیبجویی از یکدیگر - نزد دیگران -  به عنوان وسیله‌اي برای قضاوت و داوری استفاده مي‌کنیم. لازم است بدانید که کمتر کسی از این رفتار استقبال مي‌کند.اگر متوجه شده اید که دیگران بیشتر از این خواهان رفت و آمد و معاشرت با شما نیستند، احتمالا باید به این فکر کنید که آیا غرولندهای مکرر شما آنها را ناراحت کرده است یا نه.



 اعتماد به نفس داشته باشید

روانشناسان مي‌گویند یکی از عللی که شما را وادار مي‌کند با همسرتان چنین رفتاری داشته باشید این است که از موقعیتی که در آن قرار گرفته اید به اندازه کافی اطمینان  به نفس ندارید.

 وقتی با اقوام و دوستان بیرون مي‌روید و دچار احساس شک و تردید مي‌شوید، نظرات نامربوط مي‌دهید و از همسرتان ایراد مي‌گیرید تا قدرت نمایی کنید، خودی نشان دهید و احساس بهتری داشته باشید. خب. مسلم است که  مشکل اصلی از خود شماست. شمایی که   ناخودآگاه سعی مي‌کنید حواس دیگران را از خودتان پرت کرده و به سمت همسرتان جلب کنید تا از شدت اضطراب خود بکاهید.



  گذشت زمان علیه عشق!

یک داستان تلخ .یک واقعیت وحشتناک که همه ما درگیر آن هستیم.با اغاز رابطه  و گذشت زمان زن و شوهر با هم احساس راحتی مي‌کنند و رعایت ادب و احترام نسبت به یکدیگر را از یاد مي‌برند. چند بار تاکنون این صحنه را به چشم خود دیده اید که یک مرد در را برای غریبه ها باز مي‌کند اما پشت سر همسرش در را مي‌کوبد؟ چند بار شاهد بوده اید که زنی با ادب و احترام با غریبه ها حرف مي‌زند اما به همسر خودش نگاه تحقیرآمیزی مي‌اندازد؟پاسخ متاسفانه یک کلمه است: خیلی !



  راحت ترین کار را انجام بده

توصیه : قطعا شما و همسرتان قرار نیست در حضور دیگران همیشه درباره همه چیز با هم موافق باشید. بجای توهین کردن به یکدیگر، قرار بگذارید که در حضور دیگران برای هم یک سیگنال سکوت و مخفیانه بفرستید.  سپس زمانی که با هم تنها مي‌شوید مي‌توانید درباره اتفاقی که افتاده صحبت کنید و احساسات و نگرانی‌‌هاي خود را به زبان آورید.به خدا این بسیار بسیار  راحت تر از تحمل دعواهای بعدی و احتمالا عذرخواهی است.

بهترین راه های مراقبت از لباس های زمستانی

با آمدن فصل پاييز بسياري از خانم‌ها لباس‌هاي نخي و تابستاني را از كمد اعضاي خانواده جمع‌آوري مي‌كنند و لباس‌هاي زمستاني و پشمي را براي روزهاي سرد آماده مي‌كنند. نكات طلايي و كاربردي براي مراقبت از لباس‌هاي تابستاني و آماده‌سازي‌ لباس‌هاي زمستاني را با هم مرور كنيم.
  •  براي از بين بردن چروك لباس‌هاي پشمي، بهترين كار اين است كه اتو را روي درجه بخار قرار داده و با كمك بخار از راه دور چروك لباس‌تان را برطرف كنيد.
  •  درصورتي كه يكي از لباس‌هاي پشمي‌تان خيلي چروك بود براي اتو كشيدن آن بهتر است از يك پارچه سفيد كتان كه با آب مرطوب شده استفاده كنيد. اين پارچه را روي لباس پشمي قرار دهيد و با درجه كم لباس‌تان را اتو كنيد.
  •  هرگز لباس‌هاي بافتني و پشمي را از چوب رختي آويزان نكنيد. آويزان كردن اين لباس‌ها شكل آن‌ها را از بين مي‌برد. درصورتي كه به اندازه كافي فضا داريد آن‌ها را بدون تا كردن درون كمد قرار دهيد.
  •  براي نگهداري از لباس پشمي در كمد لباس‌ها حتما جيب لباس را خالي كرده و سعي كنيد لباس‌تان را در محيط خنك نگهداري كنيد.
  •  هرگز لباس‌هاي پشمي يا شال‌هاي پشمي را تا نزنيد بهترين راهكار آن است كه آن‌ها را دور يك لوله مقوايي يا استوانه پلاستيكي بپيچيد.
  •  اگر براي نگهداري لباس‌هاي پشمي و كركي خود از نفتالين استفاده كرديد، بهتر است پيش از استفاده از لباس‌ها آن‌ها را بشوييد و به‌طور غيرمستقيم زير تابش نور خورشيد خشك كنيد. اين كار موجب از بين رفتن بوي نفتالين لباس مي‌شود.
  •  هرگز براي خشك كردن لباس‌هاي بافتني يا پشمي آن‌ها را از چوب رختي يا طناب رخت آويزان نكنيد؛ اين كار موجب كش آمدن بافت لباس و بدفرم شدن لباس مي‌شود. براي خشك كردن اين لباس‌ها آن‌ها را پس از آب‌كشي درون يك سبد بگذاريد تا خشك شوند.
  • چگونه روی مادرشوهرتان را کم کنید


    •  اگر هنگام انجام دادن كارهاي منزل از قابلمه برنج غافل شديد و برنج‌تان سوخت، بهترين راه براي از بين بردن بوي سوختگي برنج، قرار دادن يك عدد نان روي برنج يا فرو كردن يك عدد پياز پوست كنده درون برنج است. پس از 10 دقيقه نان و پياز را برداشته و برنج را بكشيد.
    •   درصورتي كه هنگام آب‌كش كردن غذا متوجه شوري برنج شديد، بهترين كار اين است كه هنگام آبكشي آب بيشتري روي برنج بريزيد.
    •   اگر فراموش كرديد به آب برنج نمك اضافه كنيد و هنگام كشيدن غذا احساس كرديد كه برنج‌تان بسيار كم نمك است، فورا مقدار مورد نياز نمك را به آب و روغن اضافه كرده و روي برنج بريزيد.
    •   در فصل پاييز و زمستان اگر تصميم داريد از غذاهاي داغ و مغذي مثل شيربرنج استفاده كنيد توصيه مي‌كنيم، برنج‌تان را به جاي آب، درون شير خيس كنيد. اين كار علاوه بر طعم غذا، خاصيت آن را نيز زيادتر مي‌كند.
    •   اگر از كاردي براي بريدن و خلال كردن پياز استفاده كرده‌ايد براي از بين بردن بوي پياز از روي كارد، يك هويج را  با آن حلقه حلقه ببريد
    •   براي پيشگيري از ترد شدن و شكنندگي برنج بايد مراقب بود كه آن را حتما در ظرف در بسته و دور از تابش نور آفتاب قرار دهيد. نور آفتاب رنگ و ظاهر برنج را تغيير مي‌دهد.
    •   اگر خورش فسنجان تهيه كرديد و پس از آماده شدن غذا احساس كرديد كمي شور شده است فورا يك سيب‌زميني را به 4 قسمت تقسيم كرده و اجازه دهيد 5 دقيقه درون خورش بجوشد.
    • دست به عصا عاشق شويد!

      از همان زماني كه خودتان را در يك لباس سفيد تصور مي‌كنيد شروع مي‌شود. حتي اگر انكارش هم كنيد از آن به بعد به شكل جدي تري به ازدواج فكر مي‌كنيد و زماني كه فكر و زندگي‌تان شبيه هم در نمي‌آيند آشفته مي‌شويد. اين آشفتگي‌ها هزار و يك دليل دارد. از انتخاب يك فرد مناسب گرفته تا ترس‌هايي كه بعد از پيدا كردنش و حتي بعد از ازدواج به سراغ‌تان مي‌آيد، همه و همه باعث مي‌شوند حتي در بهترين لحظات زندگي‌تان هم يك دنيا سوال در سرتان چرخ بزنند؛ سوال‌هايي كه گاهي به خاطرشان ديگران را متهم مي‌كنيد و گاهي هم به بهانه‌شان از تمام علائق‌تان صرف‌نظر مي‌كنيد و در لاك خودتان فرو مي‌رويد اما بهتر است، دست از تمامي اين واكنش‌ها برداريد و به جاي فرار، پاسخ تمامي سوال‌هاي‌تان را  از اپرا بگيريد.



        چطور انتخاب كنم؟

      احساس مي‌كنيد كه دوره مجردي‌تان طولاني شده و بهتر است جدي‌تر به ازدواج فكر كنيد. وقتي اين حس به سراغ‌تان مي‌آيد با خودش 2 سوال هم مي‌آورد؛ منتظر كسي كه واقعا برايم اهميت دارد و به او حس خاصي دارم بمانم يا اين‌كه ممكن است اين مرد روياها هيچ‌وقت پيدايش نشود. پيشنهاد كسي را قبول كنم كه به‌نظر مورد مناسبي مي‌آيد؟ اما اين فكر و خيال‌ها را بس كنيد. درست است اگر كسي كه حدود 75 تا 85 درصد با شما مشتركات دارد از شما خواستگاري كرده و خيلي ويژگي‌هايي كه براي‌تان مهم است را دارد، شما يك قدم به ازدواج نزديك شده‌ايد اما‌ اين مشتركات كافي نيست. اگر او شخصيت محكمي دارد، با ديگران به‌خوبي برخورد مي‌كند و فردي عاطفي است مي‌تواند گزينه خوبي براي شما باشد اما با اين وجود يك نكته نهايي هم باقي مي‌ماند آيا شما كششي نسبت به او در خودتان احساس مي‌كنيد؟ بدون سختگيري و بهانه‌جويي در اين مورد قضاوت كنيد. اگر اين كشش را در خود احساس مي‌كنيد پيشنهادش را قبول كنيد و براي يك رابطه موفق تلاش كنيد و اگر نه، شايد بهتر باشد باز هم منتظر شاهزاده روياهاي‌تان بمانيد.



        رابطه را خودم شروع كنم؟

      ممكن است شما به فردي علاقه‌مند شده باشيد كه به‌نظرتان مي‌تواند گزينه مناسبي براي آينده مشترك‌تان باشد اما به شما پيشنهادي براي ازدواج نداده باشد. در اين شرايط مدام به اين فكر مي‌كنيد كه حق داريد خودتان سراغش برويد و از او به‌عنوان همسر آينده‌تان خواستگاري كنيد؟ اگر به شما بگوييم نه سختگيري كرده‌ايم و اگر هم بگوييم كه در همين لحظه اين تصميم را بگير و نگذار چيزي مانعت شود شما را به اشتباه انداخته‌ايم. شما مي‌توانيد با او به بهانه‌اي ساده تماس بگيريد اما سراغ اصل مطلب نرويد.

       با واكنش او به تماس‌تان خواهيد فهميد كه چقدر اميد براي ساختن اين رابطه وجود دارد و او هم تا حدودي متوجه تمايل شما به تشكيل يك رابطه خواهد شد. بي‌پروا جلو نرويد و نشانه‌ها را جدي بگيريد.

        به او فرصت دهم؟

      اگر نامزد قبلي يا همسر سابق‌تان كه به بدترين شكل دل شما را شكسته بار ديگر مي‌خواهد با شما ازدواج كند چه بايد بكنيد؟ نمي‌توان در اين مورد حكم ثابتي داد زيرا اين موضوع بسته به شخصيت افراد، دلايل از هم پاشيدن ارتباط‌شان، دليل‌شان براي دوباره با هم بودن و بسياري موارد ديگر مي‌تواند نتيجه متفاوتي هم داشته باشد اما بايد اعتراف كنيم در بسياري موارد افراد از اين اتفاق جواب مثبتي نمي‌گيرند و حتي اگر تا پايان عمر با هم بمانند رابطه‌شان آنطور كه بايد پيش نمي‌رود. تنها توصيه‌اي كه به شما مي‌توانيم بكنيم اين است كه به تمام نشانه‌ها و جزئيات دقت كنيد. او به چه دليل از شما مي‌خواهد كه برگرديد؟ چطور اين پيشنهاد را مطرح مي‌كند؟ آيا با انكارهاي شما خشن مي‌شود و تهديدتان مي‌كند يا تنها يك پيشنهاد عاشقانه را مطرح مي‌كند؟ اگر هر دوي شما آسيب‌هاي گذشته را فراموش كرده‌ايد و با تمام وجود به بودن با هم اشتياق داريد، فوق‌العاده است اما اگر هنوز جاي زخم‌هايي كه خورده‌ايد خوب نشده بهتر است در مورد آينده‌تان محتاط باشيد.



        دارم اشتباه مي‌كنم؟

      همه ما اين دوره را تجربه مي‌كنيم. دوره‌اي كه ذهن‌مان پر مي‌شود از سوال‌هاي گوناگوني كه نمي‌توانيم جواب‌شان را پيدا كنيم. خيلي‌هاي‌شان اهميتي ندارند و خيلي‌هاي‌شان هم با بي‌جواب ماندن تمام اميدمان را مي‌گيرند و حس يك آدم شكست خورده را به ما مي‌دهند. وقتي در ارتباط‌مان يا زندگي زناشويي‌مان دچار مشكل مي‌شويم، مهم‌ترين چيزي كه از خود مي‌پرسيم اين است كه كجا اشتباه مي‌كنم؟ اما بايد باور كنيد كه پي بردن به اشتباهات‌تان و تلاش براي ادامه دادن به آن‌ها، يكي از نخستين مراحل رسيدن به بلوغ فكري است. بدون خودخواهي به كارهايي كه كرده‌ايد فكر كنيد. اگر در رابطه‌تان شكست خورده‌ايد بايد فكر كنيد چقدر در اين شكست سهم داشته‌ايد و اگر از دعواهاي شبانه روزي خسته شده‌ايد به اين فكر كنيد كه چقدر هيزم بيار چنين دعواهايي مي‌شويد. يك‌بار هم كه شده خودتان را در يك دادگاه خودماني بنشانيد و بيشتر به آنچه انجام داده‌ايد توجه كنيد.



        كجا مي‌توانم قانون‌ها را ناديده بگيرم؟ 

      زندگي همه ما پر است از قانون‌هايي كه دل‌مان نمي‌آيد از آن‌ها صرف‌نظر كنيم. قانون‌هاي كارمان، ارتباطات‌مان، زندگي خانوادگي‌مان، خرج و دخل‌مان و بسياري محدوده‌هاي ديگري كه يا براي‌مان مشخص كرده‌اند يا خودمان وضع‌شان كرده‌ايم. درست است كه نمي‌توان به‌سادگي آن‌ها را ناديده گرفت اما شما بايد با مهارت‌تان بدانيد كه چه زماني مي‌توانيد از اين قانون‌ها صرف‌نظر كنيد. مهم‌ترين اصل اين است كه خوب به كاربردشان فكر كنيد. اين بايد و نبايد‌ها چه دستاورد مثبتي براي شما يا ديگران دارند. قانوني كه با وجود خراب كردن زندگي‌تان روي آن پيش مي‌رويد را كنار بگذاريد و در بايد و نبايدهاي‌تان بازنگري كنيد. 



        اين همان زندگي است كه مي‌خواستم؟

      اغلب ما وقتي از 30 سالگي عبور مي‌كنيم مدام خودمان را قضاوت مي‌كنيم و مي‌گوييم اين زندگي‌اي نبود كه آرزويش را داشتم. خيلي از ما محدوديت‌هاي خانوادگي و اجتماعي مان را براي توجيه اين موضوع بهانه مي‌كنيم اما اگر شما واقعا از اين وضعيت ناراضي هستيد، به جاي بهانه‌گيري براي تغيير آماده شويد. اگر اين چيزي نيست كه مي‌خواستيد، دست به كار شويد و زندگي‌تان را به آرزوهاي‌تان شبيه‌تر كنيد. مهم نيست كه چقدر طول مي‌كشد يا چقدر انرژي بايد صرف كنيد بلكه بايد با تمام نيروي‌تان به سمت اين آرزوها پيش برويد تا پشيمان‌تر نشويد. فكر نكنيد، ازدواج شما را متوقف كرده بلكه اين شما هستيد كه به بهانه يك زندگي جديد از همه آنچه مي‌خواسته‌ايد صرف‌نظر كرده‌ايد و چنين پشيماني‌اي را براي خودتان به بار آورده‌ايد.

ازدواج های ایرانی 3 دسته بیشتر نیستند!

درمورد زمان مشاوه قبل از ازدواج اختلاف نظر وجود دارد اما به نظر می رسد وقتی که دختر و پسر به این نتیجه می رسند که تمایل دارند باهم ازدواج کنمند و می خواهند مطمئن شوند آیا شرایطشان برای ازدواج مناسب است یا نه، بهترین زمان برای این کار است. آنها باید در این مرحله با هماهنگی هم، برای مشاوره اقدام کنند تا به نکته هایی که بدون شک از دیدشان پنهان مانده است، پی ببرند.

مشاوره قبل از ازدواج، باید زمانی انجام شود که طرفین به هم قول ازدواج نداده باشند، یعنی معلوم نباشد چه زمانی باهم ازدواج می کنند. متاسفانه در حال حاضر بسیاری از زوج ها یک هفته قبل از مراسم عقد یا بعد از مشخص کردن تاریخ عقد، برای مشاوره مراجعه می کنند که این کاملا بی فایده و بی اساس است.

آیا هدف این زوج از مراجعه این است که یکی آنها را تایید کند؟ مشاوره قبل از ازدواج زمانی موثر است و مفهوم پیدا می کند که قبل از هرگونه تصمیم گیری جدی به مشاور مراجعه شود.

دختر و پسری که برای مشاوره مراجعه می کنند باید بتوانند تا حدودی مسایل احساسی را کنار بگذارند و چشم هایشان را روی مسایل منطقی باز کنند، احتمال شکست ازدواج های احساسی زیاد است. از طرف دیگر، ازدواج های بدون احساس و از روی منطق مطلق هم محاسبه یا معامله است و به شکست منجر می شود. برای شروع زندگی، عشق لازم است ولی کافی نیست. اشتباه است که فکر کنیم چون کسی عاشق طرف مقابلش شده، می تواند حتما با او ازدواج کند.

ازدواج های ایرانی در گذر زمان

ازدواج ها در ایران 3 گروه هستند؛ ازدواج هایی که تا اواخر دهه 40 شمسی انجام شده است، بیشتر ماهیت سنتی داشته اند و جو حاکم بر خانواده ها نسبتا پدرسالاری بوده است. مرد بیرون از خانه کار می کرد و زن خانه دار بود، مطالبات و خواسته های مالی زیادی وجود نداشت، عشق هم در طول زندگی به وجود می آمد. در این ازدواج ها، هم عقیده و همفکربودن زن و مرد خیلی مهم نبود و ارتباط عاطفی جزو معیارهای زندگی محسوب نمی شد. زن و مرد با مراسم خواستگاری سنتی به هم معرفی می شدند و باهم ازدواج می کردند و از قبل هیچ اترابط عاطفی ای با هم نداشتند. رابطه زن و مرد از ابتدا اینگونه تعریف شده بود؛ مرد نان آور است و زن مسوول تربیت فرزندان و انجام کارهای خاه. طلاق معنا و مفهومی نداشت. ایده اینکه زن باید با لباس سفید به خانه شوهر و با کفن خارج شود، حاکم بود.

گروه دوم، ازدواج هایی است که از دهه 50 تا اواسط دهه 60 یعنی تا سال 65 صورت گرفته است. این ازودج ها به خصوص بین طبقه متوسط شهری اتفاق می افتاد و بیشتر ازدواج ها مکتبی و آرمانی بود، به این معنا که یک قشر تحصیلکرده یا طبقه متوسط شهری پس از همفکری با هم و با کمترین توقعات و امکاناتن و قراردادن 14 شاخه گل مهریه قرار می گذاشتند با هم ازدواج کنند. برای این گروه از افراد، آرمان مهم بود و آنها بعد از ازدواج و تشکیل زندگی مشترک، با مشکلات عدیده مالی مواجه می شدند و زندگی سختی را شروع می کردند. این گروه به همان روش و سبکی که در همه دنیا رواج دارد، ازدواج می کردند و الگوی مدرن حاکم بود. در این الگو، طرفین به هم نمی گفتند چه داری و چه زندگی ای درست کرده ای و بعد، زندگی را شروع کنند بلکه می گفتند ما هیچ چیز نداریم و با کمک هم شروع به ساختن می کنیم و البته این، معنای زندگی واقعی است. مشکلی که برای این نوع ازدواج ها به وجود آمد، این بود که مواجهه با بحران های مالی شدید باعث می شد گاهی برخی خانم ها به دلیل سختی و مشکلات، از ازدواج پشیمان شوند.

گروه سوم این ازدواج ها، در اوایل دهه 70 اتفاق افتاد که سبک ازدواج ها عوض شد؛ وقتی که فرزندان مادران نسل دوم بزرگ شدند و مادرانی که در دهه 60 با مشکلات عدیده مالی مواجه بودند، به هیچ وجه حاضر نشدند دخترانشان با پسرانی که امنیت مالی نداشتند، ازدواج کنند. یعنی از اوایل دهه 70 به بعد، ازدواج ها با مطالبات افراطی مالی صورت می گرفت، همفکری و نزدیکی عاطفی کم کم اهمیت خود را بریا مردم از دست داد و همین مساله باعث افزایش طلاق در کشور شد. متاسفانه در حال حاضر نسل جدید هم به اشتباه با مطالبات مالی ازدواج می کنند، یادشان می رود همفکری و نزدیکی فرهنگی، تشابه اقتصادی و تشابه نسبی خانواده ها برای ازدواج مهم است و پول و ثروت همه چیز نیست و خوشبختی کامل به ارمغان نمی آورد.

وابستگی افراد به خانواده شان

در جامعه ایرانی، فرزندان سال های طولانی به خانواده شان وابسته هستند و این گونه نیست که اگر فرزندی به سن 18 سالگی رسید، از خانواده جدا یا دور شود و یک زندگی مستقل را شروع کند. در ایران سیستم پیوسته حاکم است، به همین دلیل مشاوره های قبل از ازدواج ایرانی ها با مشاوره های قبل از ازدواج اروپایی ها تفاوت دارد. از طرف دیگر، تشابه خانوادگی در ایران بسیار مهم است. بیان جملاتی نظیر اینکه من با خانواده اش چه کار دارم؟ من خود طرف را دوست دارم و برایم مهم است، کاملا اشتباه است زیرا تقریبا 95 درصد مردم ایران به خانواده های پدری از نظر مالی، فکری و عاطفی وابسته هستند، یعنی سیستم زندگی مستقل در ایران پسندیده نیست و متاسفانه هنوز جا نیفتاده است و فرزندان بعد از رسیدن به سن قانونی به سختی می توانند مستقل و به دور از خانواده زندگی کنند که این مساله به فرهنگ ما برمی گردد زیرا ایران از کشورهای امن دنیاست. پس مشکل امنیت نیست، مشکل ما فرهنگی است که هنوز در ایران جا نیفتاده است.

پنج راه برای از بین بردن عادت «ولخرجی»

 تا به حال یک دسته پول بردارید و خیلی راحت آن را توی جوی آب بریزید؟ اصولا این همان کاری است که ما وقتی بدون هیچ حساب و کتابی پول هایمان را خرج می کنیم، اتفاق می افتد. با خواندن این مطلب می توانید ببینید، شما موقع خرید کدام یک از این اشتباهات رایج را انجام می دهید و چطور می توانید جلوی راحت هدررفتن پول بی زبانتان را بگیرید!

گیر افتادن در دام «حراج»

حراج به عنی پول خرج کردن برای ذخیره کردن پول است؟ در یک حراج شما به هر حال مبلغی را می پردازید. حتی زرنگ ترین و ماهرترین خریداران هم توسط پوسترها، عکس ها، علامت ها و جملات مختلف و هوشمندانه ای که کارشناسان ترغیب افراد به خرید محصولات شان است، جذب می شوند. طی آماری که در سال 2009 در مجله «شاپ اسمارت» اعلام شد، مشخص شد زن ها در آخرین خرید ناگهانی و بدون هدف شانبه طور میانگین 108 دلار، بدون هیچ برنامه قبلی خرج کرده اند.

راهتان را به داخل هر مغازه ای که تبلیغات جذاب برای فروش یا حراج محصولاتش دارد کج نکنید. مثلا به این موارد دقت کنید:

*«با خرید محصول بزرگ تر سود کنید»: این تنها یک حربه برای فروش است. جنس بزرگ تر یا بیشتر همیشه به معنای سود در معامله نیست. واقعیت در قیمت، واحد جنس ایت که روی هر جنس قیمت آن نوشته شده است. به قیمت اجناس با سایر معمولی و هم برای سایز بزرگ توجه کنید و آن موقع واقعیت دستگیرتان می شود.

*«یکی بخر، یکی دیگر را با تخفیف ببر!»: 

متخصصان فروش، این روش را «قیمت گذاری غیرخطی» نامگذاری کرده اند. این تنها تاکتیکی است که به وسیله آن این طور نمایش  داده می شود که با خرید هرچه بیشتر یک کالا، در کل پول کمرتی برای هرکدام از آنها می پردازید. توجه داشته باشید که سود پیش بینی شده از هر محصول از قبل محاسبه شده و در این تفاضل قیمت ها پنهان است. از روش بالا هم می توانید استفاده کنید. پس شما سودی نمی برید، تنها تعداد زیادی از یک کالا را (که حتی ممکن است به آنها نیازی نداشته باشید) خریده اید.

*«فقط برای زمانی محدود»: این تکنیک برای فروش محصولاتی به کار می رود که چیزی به تاریخ انقضای آنها باقی نمانده. پس برای اینکه پولتان به شکل یک کالای بی مصرف و خراب به سطل آشغال ریخته نشود، قبل از گذاشتن این کالاها در سبد خریدتان، به برچسب تاریخ انقضای آن دقت کنید.

*«این را بخر، آن یکی را مجانی ببر!»:

هر چیزی که رایگان است، الزما خوب و باکیفیت نیست. توجه کنید که مجانی بودن یک کالا و گرفتن آن همیشه به معنای سودکردن شما نیست. پس هر وقت دو کالا که یکی از آنها مجانی است به شما ارائه شد، خوب دقت و فکر کنید که آیا آن جنس را لازم دارید یا نه و از یاد نبرید: هیچ چیز بی دلیل مجانی نیست!

*«مامان من اینو می خوام!»: 

شاید خریدن یک بشته شکلات یا یک خودکار شب نما یا چیزهای ارزان مثل آن برای فرزندتان که به طرز ماهرانه ای برای فروش در کنار صندوق گذاشته شده اند برایتانمهم نباشد و شاید بهترین راه برای رام کردن فرزندتان که مدام بهانه می گیرد که «مامان اینو برام بخر» همین باشد! ولیبهتر است کمی با خودتان حساب کنید که با هر بار خرید، شما هزار، دو یا سه هزار تومان یا بیشتر می پردزاید، آن هم برای کالایی کم ارزش و غیراساسی که درنهایت قرار است بعدا تکه ای از آن را به طور اتفاقی زیر صندلی ماشین تان پیدا کنید! کافی است یک بار تمام این دو، سه هزار تومان های ناقابل را در طول یک سال جمع بزنید و حساب کنید تا ببینید قطره قطره جمع  گردد.

*جلوی آینه بایستید و این سه کلمه نگه درنده پول را بگویید: 

«عزیزم، امروز نه». چندبار این جمله را خیلی جدی تکرار و تمرین کنید. اگر می خواهید که تصویر یک آدم خشک و خسیس در ذدهن فرزندتان شکل نگیرد، هفته ای یک بار پول کمی را برایش درنظر بگیرید، از او بخواهید از قبل، لیست چیزهایی که لازم دارد یا مورد علاقه اش هستند را آماده کند. بگویید تنها در محدوده همان مقدار پول و آن لیست حق دارد خرید کند. این کار را انجام دهید و ببینید که او چطور برای خریدش برنامه ریزی می کند.

*«استفاده از کارت های بانکی / اعتباری»: 

سهولت خرید، خرید مطمئن، پیگیری ساده و ... همه از مزایای غیرقابل انکار استفاده از این کارت ها هستند ولی یک عیب بزرگ هم دارند و آن، اینکه با پرداخت پول از طریق این کارت ها، بیشتر خرج می کنیم. در تحقیقی که در دانشگاه ام آی تی صورت گرفت، نشان داده شد، افراد وقتی از طریق کارت های اعتباری خرید می کنند تا دوبرابر بیشتر از موقعی که با وجه نقد می پردازند، خرید می کنند. این به این دلیل است که وقتی با کارت مبالغ را می پردازیم، احساس خرج شدن عینی پول را نداریم. پس فراموش نکنید کارت شما هم جیب شماست!

*«خرید بدون تفکر» ای وای! اون یک میلیون و خرده ای چی شد؟ طی یک تحقیق توسط بانک مرکزی نشان داده شد که یک فرد با میانگین درآمد 900 هزار تومان در ماه، حدودا یک میلیون تومان در سال را به زبان ساده به دور می ریزد.

*«راه حل»: فقط قه مقدار موردنیاز خریدتان و تنها کی بیشتر از آن پول نقد همراه داشته باشید. (استفاده از عباربانک در آن روز ممنوع!) – هزینه هایی که در طول روز کرده اید را تا ریال آخر یادداشت کنشید (اینکار به شما دیدی متفاوت در خرید کردن تان می دهد) – از خرید کردن به صورت تفریحی پرهیز کنید – به هنگام خرید در سوپرمارکت یک نکته را در بالای لیست خریدتان اضافه کنید «خرید نکردن از روی احساسات مقطعی و هیجان.»

خصوصيات ما مردان

وقتي آرام و بي‌سروصدا داخل كشوي لباس را كه از تميزي برق مي‌زند، مي‌گرديم، حقيقتش جرات اين را نداريم كه از شما براي بار دهم و شايد هزارم بپرسيم «عزيزم!جوراب‌هاي منو نديدي؟» اما خيلي عجيب است اين‌كه اصولا شما در يك چشم بر هم زدن مي‌توانيد وسايل گمشده را پيدا كنيد آن هم با چه سرعت باورنكردني! بگذاريد بگوييم:« شما مثل كريستف كلمب كاشف اشياي گمشده ما هستيد.»



ارثيه مردانه ما

اين‌كه زنان مرموز و پيچيده هستند و نمي‌توان به راحتي آن‌ها را شناخت، حقيقتي بود كه از زمان تولد مثل يك ارثيه خانوادگي نسل‌به‌نسل براي ما مردان گفته شد و ما هم باور كرديم شما زنان را نمي‌شود شناخت. حتي اگر باور هم نمي‌كرديم در نخستين برخورد با يك خانم متوجه اصل موضوع مي‌شديم اين‌كه جواب بله شما زنان، گاهي به معناي خير و جواب خير هم گاهي به معناي بله است اما طي ساليان دراز متوجه شديم كه گاهي جواب بله همان معناي بله را مي‌رساند و جواب خير هم همين‌طور اما براي كشف چنين معمايي بايد آنقدر باهوش و كاركشته بوديم كه تفاوت بله و خير شما زنان را با فرصتي كم به دست مي‌آورديم آن هم در صدم ثانيه چون هرگونه مكث و تعللي در جواب، رنجش شما زنان را به‌دنبال خودش داشت. راستش را بخواهيد ما از اين جمله شما زنان خيلي متعجب مي‌شويم؛ اين‌كه مي‌گوييد ما مردان اصولا كم حرف مي‌زنيم و شخصيت پيچيده‌اي داريم. شما اسمش را گذاشته‌ايد «مرموز» اما باور كنيد براي ما مردان وقتي در جواب سوال‌تان مي‌گوييم بله يا خير هيچ‌چيز ديگري پشت اين كلمه وجود ندارد. ما صريح حرف مي‌زنيم پس بي‌جهت به‌دنبال پيچيدگي جملات ما مردان نباشيد.



يك ويژگي مشترك

شايد باور نكنيد اما به همان اندازه‌اي كه شما به ظاهر و سرو‌وضع‌تان حساس هستيد، ما مردان هم به اين موضوع خيلي اهميت مي‌دهيم. اين‌كه شما در مورد ظاهر و لباس‌هاي‌مان چه فكر و نظري داريد، خيلي براي‌مان اهميت دارد. وقتي قرار است براي بار اول با كسي كه تصميم داريم با او ازدواج كنيم، قرار ملاقات داشته باشيم مثل خود شما در مورد لباسي كه قرار است به تن‌مان كنيم وسواس داريم. يك چيز را هم به خاطر داشته باشيد و آن اين‌كه از نظر ما هر لباسي كه شما انتخاب مي‌كنيد برازنده شماست و براي همين وقتي از ما در مورد انتخاب لباس‌هاي‌تان سوال مي‌كنيد، ما را بيشتر گيج مي‌كنيد.



چيزي كه از آن وحشت داريم

وقتي مي‌گوييد «ديگر با من حرف نزن» يا وقتي آن قدر عصباني هستيد كه نمي‌خواهيد در مورد احساسات خودتان با ما صحبت كنيد، در تمام آن لحظات برخلاف ظاهرمان كه بيشتر شما تصور مي‌كنيد سرد و بي‌تفاوت هستيم، اصلا چنين حسي نداريم. اگر شما هم در بدو تولد با نسخه‌اي مردانه بزرگ مي‌شديد و احساسات، دردها و هيجانات خود را زير ظاهر مردانه‌تان پنهان مي‌كرديد، بهتر ما را درك مي‌كرديد. بين خودتان بماند، گاهي‌اوقات حتي جرات ابراز احساسات‌مان را براي شما نداريم زيرا مي‌ترسيم حقيقت وجودي ما شما را نااميد كند. البته منظورمان رانندگي سريع و شسته رفته نبودن‌مان كه شما را كلافه كرده، نيست بلكه ويژگي‌هايي است كه اگر بخواهيم بيان‌شان كنيم وحشت اين را داريم كه از سمت شما طرد شويم.



نه به اندازه شما ظريف

فكر مي‌كنيم اين باور كه زنان را فقط مهربان و احساسي معرفي مي‌كنند كمي نادرست است. هرچند ما به اندازه شما زنان سرشار از احساسات نيستيم اما مانند شما به محبت نياز داريم. ما به‌گونه‌اي تربيت شده‌ايم كه نمي‌توانيم اين بخش وجودي‌مان را براي شما ابراز كنيم اما باور كنيد براي ما مردان هيچ‌چيز لذت‌بخش‌تر از توجه و محبت شما زنان وجود ندارد. وقتي همسرمان ما را به يك فنجان چاي دعوت مي‌كند يا وقتي با يك هديه كوچك غافلگيرمان مي‌كند، سراز پا نمي‌شناسيم اما پيش خودتان بماند: « ما ياد گرفته‌ايم اين خوشحالي را به اندازه شما ابراز نكنيم.»

رابطه ای شیرین تر از عسل

مشکل اول: توقعات غیرواقع بینانه

مهم ترین دلیلی که ازدواج ها را به شکست منتهی می کند، توقعات نابجا هستند. قبل از ازدواج به این مسایل توجه کنید که: چگونه با مشکلات و مسایل مالی کنار بیایید؟ چگونه فرزندانتان را بزرگ کنید؟ چه کسی بیرون و چه کسی داخل خانه کار کند؟ حتی اگر ازدواج کرده اید هنوز هم دیر نیست، از هم اکنون شروع کنید. با همسرتان بنشینید و تقسیم مسوولیت کنید. شما برای همسرتان چه می توانید بکنید و او چه کار؟ درمورد توقعات خود با یکدیگر صحبت کنید. قبل از این که مشکلی ایجاد شود، شروع کنید.

مشکل دوم: مشکلات مالی

زوجین معمولا در مورد مسایل مالی سردرگم هستند قبل از بچه دار شدن به این فکر نمی کنند که بچه بسیار پرهزینه است و پس از آمدن بچه مشکلات بسیاری بروز می کنند. برای مخارج زندگی خود برنامه ریزی کنید و اگر درآمدتان پایین است ناامید نباشید. اگر اصلی ترین موارد را دارید از این بابت خوشحال باشید. مسکن و غذا اصلی ترین ها هستند اما موبایل، اینترنت و... از ضروریات نیستند. زن و مرد هر دو با هم باید مسایل مالی را به عهده بگیرند. اصلا درست نیست که تمام مسایل مادی را صرفا به این دلیل که مرد شاغل است به او بسپارید. با هم همکاری کنید.

مشکل سوم: دخالت خانواده ها

پس از ازدواج بیش از هر کس باید به همسر خود وفادار باشید. هرگاه خانواده شما در زندگی شخصی تان دخالت کردند، خودتان شخصا با آنها کنار بیایید و طوری رفتار کنید که دخالت ها متوقف شوند. در مقابل اگر خانواده همسرتان دخالت می کنند، همسرتان باید چنین کند و شما هرگز در مورد این مسایل با آنها برخورد نکنید.

مشکل چهارم: فرزندانی که به حرف والدینشان گوش نمی دهند

اگر والدین در مسایل تربیتی و اخلاقی هماهنگ نباشند، در تربیت فرزندان مشکلاتی ایجاد می شود. معمولا مادران در مسایل تربیتی ملایم تر و پدران خشن تر هستند و این اشتباه است. لحن پدر و مادر درمورد یک مسئله باید عین یکدیگر باشد، در غیر این صورت فرزندان دچار سردرگمی می شوند. حتی زمانی که پدر و مادری از یکدیگر جدا می شوند، باید همچنان درمورد مسایل تربیتی فرزندانشان هماهنگ بمانند. اگر نظرتان با همسرتان درمورد مسئله ای مخالف بود در خلوت با یکدیگر صحبت کنید بپذیرید که اختلاف نظر کاملا طبیعی است. زمانی که فرزندانتان از شما درخواستی دارند به آنها بگویید که باید با همسرتان مشورت کنید و بعد نتیجه را اعلام می کنید. به این ترتیب آنها متوجه می شوند که باهم هماهنگ هستید.

مشکل پنجم: نگرانی های شغلی

بسیاری از زنان از این که خانه دار هستند ناراضی اند. اما خانه داری باارزش ترین و دشوارترین شغل است. یک زن هر روز صبح زود بیدار می شود و تا شب و تمام 365 روز سال را کار می کند و حقوقی هم دریافت نمی کند. چراکه هرچه در قبال این شغل دشوار و تمام وقت پرداخت شود کم است. چه داخل خانه و چه خارج از خانه کار کنید مهم این است که وظایف خود را به بهترین شکل ممکن به انجام برسانید. از خود بپرسید چه می خواهید.

اگر عاشق فرزندانتان هستید از مادر آنها به خوبی مراقبت کنید. مادری به خود مغرور بود که طی 6 سالی که بچه دار شده حتی یک شب را از فرزندش دور نبوده اما این اشتباه است. شما باید بدانید که می توانید به تنهایی بیرون بروید و فرزندتان نیز باید بداند که شما می توانید زمانی را فقط برای خودتان داشته باشید. اگر شوهرتان از شما توقع دارد که بیرون از منزل هم کار کنید، در منزل کار کنید، مراقب بچه ها باشید، مراقب خانه باشید و به خوبی به او رسیدگی کنید.

همسر رفته را چگونه باید بازگرداند؟!

فكر مي‌كردي همه چيز مرتب است، زندگي‌ات مثل خيلي از زندگي‌هاي ديگر براي خودش مشكلاتي داشت اما خب! عشق همچنان سوسوي كم نور اما پرقوتش را داشت، حداقل تو اين‌طور تصور مي‌كردي تا اين‌كه يك روز همسرت، كاملا روشنفكرانه درحالي‌كه ريموت كنترل را در دست‌هايش مثل يك هفت تير مي‌چرخاند و مدام كانال‌هاي تلويزيون را تغيير مي‌داد، گفت: «مي‌دوني چيه؟ اين روزها احساس مي‌كنم خيلي با هم غريبه شديم. باور كن خيلي تلاش كردم تا اين حس را از بين ببرم اما نشد! باور كن تلاش كردم!» حباب‌هاي بادكنكي يك عشق جاودانه با اين حرف‌ها بالاي سرت مي‌تركد و يك عصر باراني كه همه جزئياتش خوب در ذهنت مانده تنها عشق زندگي‌ات، با گفتن اين جمله همه چيز را به آخر مي‌رساند:« ما ديگه به درد هم نمي‌خوريم.» درست به سادگي تغيير دادن يك كانال! كسي كه همه زندگي‌ات بوده محو مي‌شود.



اشتباهاتي كه بعد از جدايي انجام مي‌دهي

اين جملات شما را ياد چه مي‌اندازد؟ «من بدون تو نمي‌توانم زندگي كنم»، «من واقعا به تو علاقه دارم»، «خواهش مي‌كنم تركم نكن»، «من عاشقت هستم» اين التماس‌ها و خواهش‌هايي از سر نيازمندي نه تنها دل شريكت را به رحم نمي‌آورد بلكه او را از شما دورتر مي‌كند چون هيچ انساني نمي‌تواند عاشق و دلباخته يك فرد نيازمند و ضعيف شود و مهم‌تر از همه هيچ مرد يا زني تا به حال از روي تاسف و دلسوزي به سمت شريك‌شان برنگشته‌اند. متاسفيم اما ابراز علاقه‌ات هيچ تاثيري در بازگشت شريكت ندارد. گاهي هم ممكن است همسرت بدون هيچ دليلي تو را ترك كرده باشد و دليل واقعي‌اش را برايت بيان نكند. خب اشتباه دوم اين است كه مصرانه از او بخواهي دليل جدايي‌اش چه بوده و باز هم بايد بگوييم با اين‌كار او را يك قدم از خودت دورتر كرده‌اي. يادت باشد الان شرايط خوبي براي پرسيدن اين سوال نيست چون بعد از جدايي آنقدر احساسي هستي كه در مقابل هر جوابي كه شريكت بدهد واكنش بدي نشان خواهي داد. اشتباه سوم هم كه خيلي شايع است براي زماني است كه همسر سابقت را با زن يا مرد ديگري ببيني. واكنشت چيست؟ داد مي‌زني؟ به همسر سابقت سيلي مي‌زني؟ فحش و ناسزا چطور؟ اين هم اشتباه سوم كه شريكت را حسابي از تو دورتر مي‌كند. اگر ياد بگيري اين 3 اشتباه را در شروع جدايي انجام ندهي قول مي‌دهيم همه چيز به‌تدريج به حالت اول بر مي‌گردد؛ باور كن.

مردان شواليه مي‌شوند

اگر خودت را در خانه محبوس كرده‌اي و به اميد بازگشت شريكت با هر صداي تلفن قلبت تند و تند مي‌زند، اشتباه مي‌كني. توصيه ما اين است بيشتر از گذشته خودت را مشغول نگه دار. مي‌تواني در يك كلاس آموزشي شركت كني و با اين‌كار در خودت تغييرات بزرگي به‌وجود بياوري. شادي شما نبايد وابسته به شخص ديگري باشد تا جايي كه نبود همسر و شريكت تو را به ضعف و افسردگي بكشاند. شريكت جزو دارايي‌ها نيست. كنترل كردن، انتقاد كردن و تغيير دادن او مطابق ميلت، او را از شما دور مي‌كند. اگر يك زن هستيد و به تازگي همسرتان شما را بدون هيچ دليلي ترك كرده بايد نكته مهمي را براي‌تان بگوييم؛ مردان عاشق تحسين، تعريف و تمجيد هستند. آن‌ها مي‌خواهند مانند يك شواليه به قدرت‌شان اعتماد كنيد. اگر همسرشان شاد نباشد آن‌ها احساس ناتواني در خود مي‌بينند و اين يعني مورد تحسين نيستند و اينجا همان جايي است كه جدايي مثل يك دمل چركي سر باز مي‌زند. زناني كه شاد هستند نيرويي را در مرد بيدار مي‌كنند؛ نيرويي كه فرياد مي‌زند: «وقتي با تو هستم شادم و اين يعني وجود تو آنقدر قابل تحسين است كه مرا به وجد مي‌آورد.» دوران جدايي فرصت خوبي است كه تغيير كنيد، تغييري براي بهتر شدن، بله! اين جدايي شروعي تازه و بهتر از گذشته است. اگر هنوز عاشق و دلباخته شريكت هستي پرچم سفيد تسليم را به اين سرعت بالا نياور. اين هم همان جمله‌اي است كه مدت‌ها منتظر شنيدنش بوده‌اي؟ پس تغيير كن تا بازگشت واقعي را تجربه كني.

پرچم سفيد را بالا نياور

فرض را بر اين مي‌گيريم كه آن 3 اشتباه كشنده را انجام دادي و شريكت را از خودت دورتر كرده‌اي! خب قبلش بايد يك خبر خيلي خوبي را برايت بگوييم اين‌كه تحقيقات روان‌شناساني كه روي تعدادي مردان و زنان بعد از جدايي تحقيق كرده‌اند اين بوده كه‌درصد بالايي از ارتباط‌هايي كه به جدايي ختم مي‌شود دوباره به بازگشت مي‌انجامد. اگر به‌خودت اطمينان داري و با همه وجود معتقد هستي كه كسي به‌اندازه تو نمي‌تواند همسرت را دوست داشته باشد پاي تصميمت بمان و تسليم نشو. در قدم اول بايد ياد بگيري كه يك دوست خوب براي شريكت باشي. اگر در محيط كار مشتركي با او كار مي‌كني يا در مناسبت‌هايي دعوت مي‌شوي كه او را ملاقات مي‌كني، حتما شركت كن و آرام و مودبانه و سرشار از احترام بله احترام! با او برخورد كن حتي اگر او را با زن يا مرد ديگري در حال صحبت ببيني! سخت است اما اين راه برگشت همسرت است چون او مي‌فهمد كه تو تغيير كرده‌اي و اين نشانه خوبي است.



تو ربات نيستي

اگر ياد بگيري كه تغيير كني و اشتباهاتت را پذيرفته باشي خودت را براي بازگشت شريكت آماده كرده‌اي. همه انسان‌ها اشتباه مي‌كنند، در ما دكمه‌اي براي خاموشي خشم، حسادت و نگراني وجود ندارد پس خودت را براي كامل نبودنت سرزنش نكن. يك ايميل براي همسرت بفرست و در آن اشتباهات خودت را برايش يادآوري كن اما يادت باشد اين ايميل نبايد نشانه‌اي از خواهش، التماس و ابراز عشق باشد بلكه تنها براي اقرار به اشتباهاتت اين كار را انجام بده. يك راز كوچك هم يادت باشد، ممكن است شريكت بعد از جدايي با تو به سرعت با شخص ديگري ارتباط برقرار كند و شايد خيلي سريع‌تر از زماني كه به شما پيشنهاد ازدواج داده، به رقيب‌تان درخواست زندگي مشترك داده باشد اما فراموش نكن صميميتي كه به‌زودي و سرعت ايجاد شود به همان سرعت هم از بين خواهد رفت. خلأ نبود محبت و وجود شريك‌تان را به ايجاد رابطه‌اي جديد كشانده و اين موضوعي است كه بايد حتما در ذهن‌تان نگه داريد.

اینجاها حجاب برای خانم ها الزامی نیست.

با افتتاح اولین رستوران مخصوص بانوان در «هتل لاله»؛ لیست مکان هایی که برای زنان ایجاد شده اند کامل می شود.
بعد از انقلاب تا به امروز در ایران اماکن عمومی زیادی بوده که فقط و فقط برای بانوان باشد. جاهایی مثل پارک بانوان، اتوبوس ها، تاکسی ها، متروهای شلوغ، کافی شاپ و به تازگی هم بانک بانوان اما جدیدترین جایی که قرار شده فقط متعلق به خانم ها باشد، یک رستوران بین المللی در هتل لاله است که ظاهرا مسئولین این هتل برنامه های زیادی برای رونق گرفتن آن در نظر گرفته اند. 

شاید بعضی ها با خودشان فکر کنند این هم یک مدل جدید از تفکیک جنسیتی است و اتفاق خاصی نیفتاده اما باتوجه به اینکه عمده تفریح تهرانی ها محدود به همین رستوران و کافی شاپ رفتن و فیلم دیدن در سینما می شود و در تمام این مکان ها هم حجاب برای خانم ها الزامی است، این خبر می تواند برای بانوان ایرانی، خبر خوبی باشد.
با افتتاح این رستوران، از این به بعد خانم های ایرانی می توانند در یک رستوران سرپوشیده، قرارهای کاری و دوستانه بگذارند و راحت و بدون دغدغه چند ساعتی را با دوستان یا آشنایان خود باشند. ما هم برای مطلع شدن از جزئیات افتتاح این رستوران سری به هتل لاله زدیم. البته گزارش پیش رو، فقط مربوط به این رستوران زنانه نیست. پس اگر می خواهید تنها کافی شاپ، بانک، پارک و رستوران زنانه ایران را بشناسید، این گزارش را از دست ندهید.

رستورانی بدون نام، فقط برای زنان

رستوران زنانه هتل لاله قرار است یک هفته دیگر افتتاح شود. رستورانی که به گفته مسئولین هتل لاله، پیش از این در ایران وجود نداشته است. تمام خدمه این رستوران خانم هستند. 

مسئولین هتل در نظر دارند، بعد از ماه محرم و صفر، در این رستوران خانم نوازنده هم بیاورید تا بانوانی که می خواهند ساعاتی را با دوستان و آشنایان خود راحت و بی دغدغه بگذرانند از برنامه های مفرح رستوران هم لذت ببرند. خدمه این رستوران بین المللی همه خانم های تحصیلکرده رشته هتلداری هستند و به زبان انگلیسی هم مسلطند و ظرفیت رستوران هم 60 نفر است. 

مهدی سالارزاده؛ مدیر روابط عمومی هتل لاله از جزئیات تاسیس این رستوران می گوید: «رستوران در طبقه سیزدهم هتل واقع شده و موقعیت مکانی آن طوری در نظر گرفته شده که منظره ای رو به کوه های البرز داشته باشد و از طرفی از بیرون هم مشرف به جایی نیست و دید ندارد. در این رستوران غذاهای خاور دور و ایرانی و اروپایی و انواع دسرها و نوشیدنی های گرم و سرد سرو می شوند.» 

سالارزاده درباره قیمت های منوی این رستوران می گوید: «در حال حاضر، منوی رستوران کامل نیست و مشغول قیمت گذاری و تهیه منوی کامل هستیم اما به هر حال به خاطر ویژه بودن رستوران، قیمت ها به  نسبت رستوران های مشابه بالاتر خواهد بود.» هتل لاله، غیر از این رستوران زنانه، یک رستوران چینی و فرانسوی را هم در مجموعه خود دارد و هر سه رستوران تحت نظر یک سرآشپز هستند. 

به گفته مدیر روابط عمومی هتل، ایده تاسیس این رستوران را مدیر جدید هتل داده است. این رستوران که هنوز اسمی برایش انتخاب نشده، برای قرارهای کاری زنان هم جای مناسبی است. سالارزاده در این باره می گوید: «ایده اصلی تاسیس این رستوران برای برگزاری همایش ها و کنفرانس های زنانه بود تا خانم ها بتوانند در یک فضای امن و راحت قرارهای خود را بگذارند. برای همین هم ممکن است قیمت منوها گران تر از بقیه جاها باشد.»

اولین بانک زنان در مشهد

خردادماه سال گذشته اولین بانک بانوان در مشهد تاسیس شد. این بانک که در راستیا طرح حجاب و عفاف صورت گرفته بود، توسط بانک ملی صورت گرفت. بانکی که تمام کارکنان آن از حسابدارها تا نگهبان همگی خانم بودند و تنها مشتری های خانم حق ورود به این بانک را  داشتند. 

به گزارش برترین ها پیش از این کشورهای افغانستان و عربستان تجربه تاسیس بانک ویژه بانوان را داشتند که سال گذشته هم این اتفاق در ایران رخ داد. هرچند مکان های عمومی مثل بانک ها، آزادی عمل جاهایی مثل پارک بانوان را از نظر پوشش ندارند اما باز با این حال استقبال از آنها خوب بوده و اکثر خانم ها از این طرح استقبال کردند. البته با این افتتاح برخی کارشناسان مخالفت کردند و معتقدند بانکداری اسلامی به معنای تفکیک جنسیتی شعب نیست و باید در تمام شعب خدماتی ارائه شود تا با راحتی بانوان بتواند به کارهایشان بپردازند.

کافی شاپی تا آستانه افتتاح

پیش از این هم کافی شاپ مخصوص بانوان تا آستانه راه اندازه رفته بود اما بنا به مشکلاتی تعطیل شد. به گزارشبرترین ها این کافی شاپ هم به گفته صاحب آن قرار بود محیطی را فراهم کند که خانم ها راحت و بدون حجاب در آن حضور داشته باشند و از خدمات کافه لذت ببرند و به خصوص در جشن تولدها و میهمانی های زنانه میزبان پایتخت نشینان باشد اما بنا به دلایلی که ظاهراً ربط چندانی هم به مشکلات اماکن نداشته است تعطیل شد و به افتتاح نرسید، کافه نشینی این روزها یکی از تفریحات مورد علاقه افراد است. افرادی که خیلی از آنها را زنان و دخترانی تشکیل می دهند که این روزها دنبال یک جای دنج برای دور هم نشستن و راحت بودن دارند. قطعاً مکان هایی مثل رستوران ها و کافه های زنانه می تواند این جای دنج را برای آنها فراهم کند.

بهشت مادران در حوالی اتوبان

بعد از انقلاب، همیشه نیاز به یک محیط تفریحی سر باز برای بانوان احساس می شد تا اینکه در اردیبهشت 87، «بوستان نشاط» تبدیل به پارکی برای بانوان شد. پارک بانوان، در اتوبان رسالت، تقاطع اتوبان حقانی و خیابان شهید کاوه واقع شده و از سال 87 تا به امروز فقط بانوان حق ورود به آن را دارند. البته این قانون شامل روزها یجمعه و ایام تعطیل نمی شود. این پارک نزدیک به بیست هکتار وسعت دارد. این پارک مجهز به پیست های معمولی و حرفه ای دوچرخه سواری، تیر و کمان، وسایل بازی کودکان، ابزار و لوازم تندرستی در فضای باز بوستان، سرویس های بهداشتی، آلاچیق و نیمکت و مسیرهای مناسب پیاده روی و خانه فرهنگ با امکانات آموزشی است.

به گزارش برترین ها در شهر تهران نزدیک به 1500 پارک وجود دارد و صدها سالن ورزشی مخصوص آقایان، در این میان باتوجه به اینکه 50 درصد جمعیت را زنان تشکیل می دهند، ایجاد پارک ویژه بانوان و سالن های ورزشی ویژه بانوان، یک ضرورت است. یکی از مهم ترین نیازهای خانم ها، توجه به اوقات فراغت، سلامت روحی و جسمی آنهاست، زیرا اگر یک خانم در خانه دچار مشکلاتی روحی و جسمی شود، آثار منفی آن در حوزه تربیتی، اقتصادی و کارآمدی جامعه مشخص می شود. شهردار تهران در زمان افتتاح این پارک اعلام کرد که در پنج پهنه شهر تهران حداقل به 5 پارک ویژه بانوان نیاز داریم تا زنان تهرانی بتوانند مانند خانه خود از این محیط ها استفاده کنند. 

پیش از انتخاب این پارک، جاهای زیادی برای تبدیل شدن به پارک زنانه، کاندیدا شده بودند. مثل پهنه شمالی شهر تهران که گفته می شد تنها نقطه ای است که امکان ایجاد پارک بانوان را دارد، این پارک بود که به دلیل نداشتن مشرف می تواند محیطی مناسب برای خانم ها باشد تا بدون محدودیت در پوشش از این پارک استفاده و ورزش های گوناگون را پیگیری کنند.

پارک هایی برای بانوان

بعد از ایجاد اولین پارک بانوان، کم کم پارک های دیگری هم اضافه شدند که مخصوص بانوان باشند و بعضی از آنها هنوز در دست احداث هستند. دومین پارک مخصوص بانوان که در حال حاضر خانم ها می توانند از آن استفاده کنند، پارکی در جنوب تهران واقع در منطقه آزادگان در زمینی به وسعت 27 هکتار در حال احداث است که شش هزار متر فضای سرپوشیده ورزشی برای بانوان دارد و غير از آن دو، پارک دیگري در جنوب غرب تهران قرار دارد تا بانوان تهرانی بتوانند از تمام مناطق شهر به این پارک ها دسترسی داشته باشند.

بلوغ روانی، مهم ترین شرط ازدواج موفق

 داستان هستی بشر از تولد آغاز می شود؛ از لحظه بریدن ناف. روانکاوان و روان پزشکان به این لحظه، «ضربه تولد» می گویند. نوزاد بر اثر این ضربه دچار احساس عمیق ناامنی می شود. به عبارت دیگر، اولین حس بشر پس از تولد، احساس ناامنی عمیق است.بر اثر این ناامنی، اضطرابی شدید به نام «اضطراب جدایی» به او دست می دهد. درواقع  جداشدن از مادر، جداشدن از منبع هستی است. سپس رشد خارج از رحم، در هر دو بعد جسمی و روانی آغاز می شود.نوزاد انسان که ناتوان ترین نوزاد عالم هستی است، در این زمان هیچ ارتباطی با واقعیت ندارد و در شش هفته اول تولد، بدون ارتباط با واقعیت و فقط با توهمات خود زندگی می کند. بعد کم کم با پنج حسی که در اختیار دارد ارتباط با واقعیت را آغاز می کند.اولین واقعیت به مادر، نگهدارنده اصلی او مربوط است. این ارتباط همان علتی است که سبب می شود پنج حس نوزاد آغاز به کار کند و او با خشم، گرسنگی، تشنگی، خواب و... آشنا شود.از هشت ماهگی به بعد بخش دیگری در روان نوزاد به وجود می آید به نام «خود». کودک آگاه می شود که بین او و محیط بیرون مرزی وجود دارد. کودک در یک سالگی فرق بین «خود» و «دگر خود» را می شناسد که همان وجدان اخلاقی اوست و به عبارتی تمام بایدها و نبایدها، خوب ها و بدها و اخلاق و معیارها و ارزش ها را در بر می گیرد.در مسیر بهنجار و طبیعی، در پی رشد جسمی، «خود» کودک هر روز قوی تر می شود و غرایزش به طور کامل تحت سلطه آن درمی آید؛ اما این روند همیشه به شکل هماهنگ و به موقع صورت نمی گیرد و سبب می شود پاره ای از افراد در عین برخورداری از رشد جسمانی کامل و کافی، از نظر رشد روانی تاخیر کنند و از نظر روانی نابالغ باشند. چنین افرادی اغلب افسرده، مضطرب، روان پریش، روان نژند و حتی گاه دچار بیماری های جسمی– روانی هستند که همگی از عدم بلوغ روانی فرد سرچشمه می گیرد. اما علایم عدم بلوغ روانی چیست؟نشانه های عدم بلوغ روانی1 – فرد برای کسب احساس امنیت، به فرد دیگری که او را واجد قدرت می پندارد وابسته می شود و تا حدی غیرقابل تصور به او می چسبد. در این حالت شخص یا فرد وابسته حتی خودانگاره اش را (تصویر و برداشتی که از خود دارد) از فردی که به او وابسته است می گیرد.2 – در عمل اعتماد به نفس و عزت نفس ندارد.3 – عواطف و اخلاق را فقط براساس خواسته های خود معنا می کند.4 – در روابط خود همواره دریافت کننده عشق، خدمات و توجه دیگران است.5 – مرزها را در هیچ رابطه ای رعایت نمی کند؛ به همین دلیل دیگران به او اعتماد نمی کنند یا اعتمادشان را به او از دست می دهند.6 – در بیشتر موارد نیازمند کسی (یا چیزی) است که از او حمایت کند.7 – چنین فردی هیچ تسلطی بر تکانه های عاطفی و احساسی خود ندارد. او چنان در بند غریزه و احساسات خود است که هیچ مانعی برای انجام اعمال خلاف عرف یا منطق پیش رو نمی بیند.8 – جسارت تجربه کردن و تغییر کردن را ندارد. به شدت ترسو است و از هر مسیر جدیدی که در زندگی اش گشوده شود می گریزد.9 – دچار ترس های ذهنی متعدد است؛ ازجمله ترس از اشتباه کردن، ترس از شکست، ترس از قضاوت دیگران، ترس از پرخاش یا آیب و ترس از طردشدن.10 – تحمل شکست را ندارد و در برابر هر شکست کوچکی دچار ناامیدی و بی انگیزگی و افسردگی می شود.11 – به جای واقعیت با تخیلات خود زندگی می کند چون توان رویارویی با واقعیت ها و اداره کردن امور ار در خود نمی بیند.12 – وجدان اخلاقی اش در مقابل ناکامی های زندگی که اغلب آنها را شکست تلقی می کند، دچار پسروی می شود و بعید نیست بزهکار شود.13 – همیشه نیازمند قهرمان و اسطوره ای است که به آن درآویزد.14 – تصویری که از خود در ذهن دارد یا خودشیفتگی کامل است یا بی ارزشی و حقارت. حد وسطی وجود ندارد و او تصویر واقعی خود را نمی بیند.15 – چنین فردی طیف نمی شناسد. همه پدیده ها یا سفید هستند یا سیاه؛ یا بد هستند یا خوب. باز هم حد وسطی وجود ندارد.16 – توانایی همدلی با دیگران را ندارد و نمی تواند خود را در موقعیت های عاطفی دیگران قرار دهد و حال و هوای آنها را درک کند.17 – نمی تواند به حرف دیگران گوش کند و اغلب در پی گفتن است. او نحوه مکالمه صحیح و برقرارکردن ارتباط شایسته را بلد نیست.18 – از تفکر منطقی و نظام یافته عاجز است و همواره به جای عقل، از روی عاطفه و احساسش تصمیم می گیرد؛ یعنی اول تصمیم می گیرد، بعد برای تصمیمش دنبال توجیه عقلانی می گردد.19 – بیشتر قضاوت هایش درمورد دیگران، فرافکنی احساسات ضمیر خودآگاهش محسوب می شود.20 – مسوولیت اعمال خود را نمی پذیرد و به شدت از پذیرش مسوولیت می ترسد.21 – در قبال خود و دیگران هیچ تعهدی را نمی پذیرد.22 – در کارهایش نظم و پشتکار و تداوم وجود ندارد و هیچ شغل یا کاری را به اتنتها نمی رساند.23 – شادی کودکانه را به رضایت بالغانه ترجیح می دهد.24 – توانایی پذیرش انتقاد از خود را ندارد و برای توجیه بحران های زندگی اش همواره به دنبال مقصری غیر از خود می گردد.25 – توانایی چالش – تطابق را ندارد و در رقابت های سازنده وارد نمی شود.26 – یا در حسرت گذشته به سر می برد یا برای آینده نگران و از آن ناامید است. به طور کلی چنین فردی هرگز از زمان حال لذت نمی برد و نمی تواند در زمان حال زندگی کند.27 – فاقد مهارت اجتماعی است یا در این زمینه بسیار ضعیف عمل می کند.28 – قادر نیست از ابزارهای دفاعی «گذشت و ایثار» استفاده کند و نمی تواند دیگران را ببخشد یا از مال خود چیزی به دیگران ببخشد.29 – احساسات رشدیافته ای مثل شرمندگی یا احساس گناه در او کم است؛ در عوض احساسات رشدنیافته ای مثل خودخواهی و خودپسندی در او زیاد است.30 – در هیچ زمینه ای (نه کاری، نه اجتماعی و نه عاطفی) ثبات ندارد.
ای کاش زن زندگی ام این رازها را می دانست1– مرا تحسین کن.2 – می دانم که همیشه با من موافق نیستی و برخی از تصمیم هایم را نمی پسندی، اما همیشه تاکید کن که عاشقم هستی.3 – سعی کن نیازهای مهم مرا برطرف کنی، مثل نیاز جنسی و صداقت.4 – مرا همین طور که هستم بپذیر و سعی نکن مرا تغییر دهی.5 – طوری با من رفتار کن که احساس کنم بی همتا هستم. گاهی مردها مثل پسربچه ها می شوند.6 – اگر می خواهی با من حرف بزنی، اول از من بپرس که در حال و هوای گفت و گو هستم یا نه. اگر نیستم، اصرار نکن.7 – ما مردها گاهی به غار خودمان پناه می بریم. کمی به من زمان بده تا از غارم بیرون بیایم؛ آن گاه خودم به سوی تو خواهم آمد.8 – وقتی گیج و سردرگم هستم به من نگو چه کار باید بکنم. وقتی در این حالت هستم سعی کن به نحوی مرا به مسیر مناسب برگردانی.9 – هرگز مرا با شوهر دیگران مقایسه نکن.10 – کارم برایم مهم است و من به آن نیاز دارم. زمانی که از کارم رضایت دارم، درباره چیزهای دیگر نیز احساس خوبی دارم.11 – درک کن که برای کسب آرامش نیاز دارم تلویزیون تماشا کنم، به خصوص مسابقه فوتبال.12 – درک کن که خیلی دوست دارم گاهی برای رابطه جنسی پیشقدم شوی.13 – سعی نکن برای هر کاری که می کنم مرا سوال پیچ کنی و از من توضیح بخواهی. به قضاوتم احترام بگذار.14 – به پدر و مادرم و خانواده ام احترام بگذار.15 – زمانی که عصبانی می شوم، سعی کن صبور باشی.16 – هرگز تصور نکن از قبل درباره هر حرفی که به تو می زنم فکر کرده ام. از این رو، مرا سرزنش نکن چرا حرفی زده ام که تو را عصبانی کرده است.17 – نزد خانواده خودم و خانواده خودت و دوستانم از من بد گویی نکن.18 – بیشتر مسایلی که بین من و تو می گذرد، محرمانه است؛ قرار نیست دیگران از آن مطلع باشند.19 – وقتی با لحن پرتوقع حرف می زنی، چیزی جز این نمی شنوم که به اندازه کافی مفید نبوده ام و در را ضی کردن تو ناکام شده ام.20 – تا زمانی که به طور مستقیم از تو درخواست توصیه نکرده ام، یعنی خواهان هیچ توصیه ای نیستم. توصیه هایی که در این جور مواقع می کنی باعث می شود احساس کنم می خواهی برای من تعیین تکلیف کنی.21 – خواهشم از تو این است که هرچه را می خواهی، از من درخواست کن؛ چون به طور غریزی نیازهای تو را به یاد نمی آورم.22 – به یاد داشته باش که من دوست دارم کارهایی شخصی مختص خودم داشته باشم که تحت اختیار خودم باشد.23 – من بیشتر دوست دارم کارهایی را برایت انجام دهم که خودم آنها را انتخاب کرده باشم، نه این که مجبور باشم انجامش دهم.24 – اگر گاهی پیش می آید که از تو فاصله می گیرم و بی توجهم، خیال نکن تو را دوست ندارم بلکه بی توجهی ام شاید نشانه این باشد که تحت فشار و تنش هستم.25 – اگر در رابطه جنسی رضایتم تأمین شود، هر نوع دلخوری و فشار عصبی و تنش که در من وجود دارد، ناپدید خواهد شد.26 – ما مردها فقط خواهان رابطه جنسی نیستیم بلکه خواهان عشق هستیم و تنها راهی که می توانیم عشقمان را ابراز کنیم، رابطه جنسی است.27 – وقتی به داشتن رابطه جنسی با من اشتیاق نشان می دهی، این پیام را به من می رسانی که پذیرای من هستی و به من اعتماد داری. بدین طریق می توانم احساس قدرت کنم.28 – اگر نتوانم «نه» بگویم احساس می کنم تحت سلطه هستم. وقتی آزادی «نه» گفتن را داشته باشم، احتمال «بله» گفتنم بیشتر می شود.29 – گاهی با هم جر و بحث و دعوا می کنیم؛ چنین چیزی طبیعی است. اما مراقب حرف هایی که به من می زنی باش و هرگز خیال نکن دیگر دوستت ندارم.30 – همان طور که تو عاشق گل گرفتن هستی، من هم دوست دارم چند ساعتی با دوستانم خوش باشم؛ اما مطمئن باش با شوق و ذوق و انرژی بیشتری نزد تو برخواهم گشت.31 – قرار نیست همه کارها را با هم انجام بدهیم. اگر من می خواهم تلویزیون تماشا کنم و تو دوست داری به سینما یا خرید بروی، بهتر است هرکدام به فعالیت مورد علاقه خودمان بپردازیم.32 – این حقیقت را بدان که من ذهن خوان نیستم. پس اگر خواسته و نیازی داری، به من بگو.33 – گاهی به طور غیرمنتظره بغلم کن و به من ابراز عشق و علاقه کن.34 – هرگز در حین ارتباط جنسی تحقیرم نکن، سرزنشم نکن، مرا ناتوان نخوان و نگو که مرد نیستم.35 – می دانم تو مادرم نیستی، اما گاهی دوست دارم بچه شوم و تو خواسته های مرا برآورده کنی.36 – هرگز خیال نکن من آدم کامل و بی نقصی هستم. اما بدان که تمام سعی ام را می کنم تا قهرمان زندگی ات باشم.37 – همیشه مرا منبع آرامش، شادی و سرگرمی ات ندان. گاهی هم باید بتوانی برای خودت شوهری کنی.38 – به یاد داشته باشد که من عاشق زنی قوی و توانمند و مستقل هستم، نه زنی نیازمند و وابسته.39 – هرگز سکوت مرا به اشتباه تفسیر نکن. سکوتم به معنای بی توجهی به تو نیست بلکه درواقع می خواهم بگویم: «هنوز نمی دانم چه بگویم. اما دارم درباره اش فکر می کنم.»40 – وقتی در حال فکر کردنم یا در غارم فرو رفته ام، سعی نکن از من انتقاد کنی، به من راه حل نده، از من نخواه احساساتم را بیان کنم، به حالم تاسف نخور. فقط به من زمان بده.41 – گاهی احساس می کنی از تو فاصله گرفته ام. این امر طبیعی است چون من به استقلال نیاز دارم. اما پس از مدتی به سوی تو بازمی گردم چون به عشق و صمیمیت تو نیاز دارم.42 – احساساتت را با من در میان بگذار و اجازه نده روی هم انباشته شوند، مبادا ناگهان منفجر شوند.43 – برایم خیلی مهم است که به قدرت و توان مردانگی ام باور داشته باشی و بدانی که می توانم از پس مشکلات بربیایم.44 – به من برای رشد و تغییر کمک کن. این بدان معنا نیست که مرا سرزنش و در موردم قضاوت کنی، من زن زندگی می خواهم نه زن ایرادگیر.45 – برایم غذاهای خوشمزه درست کن، با این کار بیشتر احساس عشق می کنم.46 – به من اجازه بده گاهی به تنهایی یا با دوستانم به مسافرت بروم، همان طور که من چنین فرصتی به تو می دهم.47 – وقتی به بچه ها ویتامین می دهی، مرا هم فراموش نکن!48 – به من فرصت بده عشق ورزیدن را بیاموزم و درمورد تو به کار ببرم.49 – وقتی مشکلی داری به من بگو. درست نیست به من بگویی مشکلی ندارم و سپس از من توقع داشته باشی حدس بزنم مشکلت چیست.50 – همیشه باورم کن.تفاهم بين سنت و مدرنيته!از دل تاريخ اما براي امروزبرترین ها: كمتر كسي پيدا مي‌شود كه از چنين لباسي خوشش نيايد! يك نمونه كاملا ايراني و البته بسيار زيبا و آراسته كه هرچند طراحي‌اش قديمي است اما نمي‌شود گفت كه مناسب امروز نيست. جنس پارچه اين لباس، ابريشم است و سوزن‌دوزي‌هاي رويش همگي كار دست هستند. يك روسري ساده قرمزرنگ همراه يك كيف قرمز، بهترين چيزهايي است كه مي‌شود با اين لباس همراه كرد.سارافون دخترانه زمستانيچه كسي گفته كه سارافون فقط براي وقت‌هايي كه هوا گرم است، مناسب است و روزهاي سرد سال وقت پوشيدن سارافون نيست؟ خانم حبيب‌نيا با طراحي اين سارافون پشمي براي خانم‌هاي جوان، خلاف اين را ثابت كرده است. هرچند اين سارافون رنگش مشكي است اما يك لباس شاد و زيباست؛ كه اين به خاطر آن پارچه گلدوزي‌شده كشمير  است كه لباس را از اين‌رو به آن رو كرده است. حواس‌تان باشد كه بايد يك بلوز گرم زير اين سارافون بپوشيد. پيشنهاد ما به شما، پوشيدن جوراب‌شلواري يا ساق همراه اين لباس است.راحت و باوقارخانم‌هاي ايراني دوست دارند كه نشانه‌هاي هنر و فرهنگ ايراني درون لباسي كه مي‌پوشند معلوم باشد. با پوشيدن اين لباس، ايراني‌بودن در ظاهر شما كاملا نمايان است. در طراحي و دوخت اين نمونه اصيل ايراني از پارچه‌هاي پنبه‌دوزي شده، استفاده شده كه مختص كشور خودمان است. پيشنهاد مي‌كنيم كه خانم‌هاي ميانسال بيشتر روي اين نمونه تمركز كنند. اين لباس را هم مي‌شود به‌عنوان يك لباس كامل براي مهماني‌ها پوشيد و هم اين‌كه از آن به‌عنوان رولباسي استفاده كرد. خوبي اين لباس به اين است كه علاوه بر اين‌كه خوب گرم‌تان مي‌كند، جلوي دست و پاي‌تان را نمي‌گيرد و تويش راحت هستيد.خوشرنگ و متفاوترنگ‌هاي به اصطلاح جيغ هم هميشه طرفدارهاي خاص خودشان را دارند؛ به‌ويژه اگر كه طراح خوش‌سليقه، اين رنگ‌ها را خوب بشناسد و بداند كه اين رنگ‌ها در كنار چه پارچه‌هايي با چه رنگ‌هايي زيباتر به‌نظر مي‌آيند. جنس پارچه اين مانتوي خوش‌رنگ، پشم است و از پارچه كشمير گلدوزي‌شده هم در كنار آن استفاده شده است. اين لباس پشمي با اين رنگ گرمش، جان مي‌دهد براي همين روزها، روزهاي سرد زمستان.روپوش فاخربراي مهماني‌هايي كه قرار است توي آن‌ها پوشيده ظاهر شويد، علاوه بر يك لباس زيبا،  به يك رولباسي فاخر هم نياز داريد. اين نمونه يك رولباسي تمام‌عيار و زيباست كه طراحي فوق‌العاده‌اش مال خيلي سال‌ پيش از اين است. جنس پارچه‌اش هم از ابريشم دست‌بافت است. اطراف لباس، 2 تا چاك بلند دارد و جان مي‌دهد براي اين‌كه زيرش يك دامن بلند بپوشيد. بهتر است چكمه‌هاي‌تان هم ورني باشند.براي سليقه‌هاي خاص بعضي از خانم‌هاي خوش‌پوش، پوشيدن دامن را به شلوار ترجيح مي‌د‌هند. اگر شما هم جزو همين دسته هستيد، به اين نمونه نگاهي بيندازيد. براي فصل سرما و زمستان بايد دنبال لباسي باشيد كه هم آراسته و راحت باشد و هم اين‌كه شما را از سرما محافظت كند. خانم حبيب‌نيا اين لباس را از پارچه پشمي فوتر تهيه كرده است. گلدوزي‌هاي روي پارچه، اين لباس را از سادگي محض درآورده و زيباترش كرده است. يادتان باشد كه براي زير اين لباس، بايد يك بلوز گرم بپوشيد. نياز به گفتن نيست كه با پوشيدن يك جفت چكمه و جوراب پشمي زيبايي اين لباس كامل مي‌شود و در ضمن از سرما هم دور مي‌شويد.پالتويي از هنر ايرانيبا يك پالتوي سنتي چطوريد؟ لباسي كه هم گرم‌تان مي‌كند و هم اين‌كه با پوشيدن آن، زيبايي ظاهرتان تكميل مي‌شود. اين پالتو يك امتياز ويژه ديگر هم دارد و آن، كاموا دوزي‌هاي حاشيه لباس است كه موجب شده طراحي‌اش كاملا حالت سنتي ايراني داشته باشد. با توجه به ساده ‌بودن طراحي اين نمونه، پيشنهاد مي‌كنيم براي انتخاب شال يا روسري دقت زيادي به خرج بدهيد و چيزي انتخاب كنيد كه مثل لباس‌تان خيلي ساده نباشد.براي اهالي هنراين مانتوي پشمي جان مي‌دهد براي اين روزها حتما شما هم با ما هم‌عقيده‌ايد كه اين نمونه، يك مانتوي زيبا و خاص است و پوشيدنش، ‌ظاهر شما را متفاوت مي‌كند. حاشيه‌هاي آن با يك پارچه چهارخانه ريش‌ريش شده تزئين شده كه در عين اين‌كه زيبايش كرده، چيزي از سادگي آن كم نكرده است. بهتر است براي اين لباس به‌دنبال يك شلوار پارچه‌اي گشاد باشيد تا خاص بودن‌تان تكميل شود. اگر بتوانيد شال يا روسري‌تان را هم به شكلي خاص ببنديد، ديگر خيال‌تان راحت مي‌شود كه زيبايي ظاهرتان چيزي كم ندارد.چهارخانه جوان‌پسند دل‌تان از رنگ‌هاي تيره، تكراري و يكنواخت گرفته؟ دل‌تان يك لباس شاد و پر از رنگ‌هاي متنوع مي‌خواهد؟ پس اين مانتوي چهارخانه همان چيزي است كه دنبالش هستيد. به سادگي‌اش نگاه نكنيد! اين نمونه، لباس ارزشمندي است و پارچه‌اش ابريشم دست‌بافت است. براي هماهنگ كردن، كار سختي پيش رو نداريد. خودتان مي‌دانيد كه روسري و كفش و كيف‌تان، از هر رنگي كه باشد، به اين مانتو مي‌آيد!به رنگ ارغواناين مانتوي فوق‌العاده زيبا با اين رنگ ارغواني‌اش، دل شما را نبرده؟ بعيد است! سليقه‌تان هرچه هم كه باشد، اين لباس حداقل براي چند لحظه توجه‌تان را جلب مي‌كند. حتما خودتان حدس زده‌ايد كه تمام گلدوزي‌هاي روي اين لباس با دست انجام شده و طراح باسليقه‌اش ديگر چيزي برايش كم نگذاشته است. نشانه‌هاي هنر ايراني هم كه از سر و رويش مي‌بارد. اين مانتوي ابريشمي جان مي‌دهد براي مهماني‌هاي مهم و رسمي شما كه دوست داريد متفاوت جلوه كنيدسليقه‌هاي خاصبد نيست اگر به اين فكر باشيد كه پالتوي امسال‌تان با پالتوي سال‌هاي قبل‌تان تفاوت داشته باشد. يك تفاوت واقعي! مثل تفاوتي كه طراحي اين پالتو با پالتوهاي ديگري كه نمونه‌شان را زياد ديده‌ايم دارد. طراح باسليقه اين پالتوي پشمي، يك پارچه صورتي خوش‌رنگ هم براي آسترش انتخاب كرده تا خاص بودن اين نمونه را بيشتر كند. چون طراحي اين نمونه به‌صورت جلوباز است، بايد يك لباس زيبا براي زيرش انتخاب كنيد؛ اگر هم خواستيد مي‌توانيد جلوي پالتوي‌تان را با يك سنجاق هم ببنديد.آلوئه‌ورا؛ گیاه جاودانگى
گياه آلوئه‌ورا متعلق به مناطق گرم آفريقايي است. اين گياه در زمان‌هاي قديم در اروپا، يونان و رم به عنوان مرهم زخم‌هاي حاد استفاده مي‌شده است. شيره اين گياه بسيار خنك و شفابخش است. امروزه براي التيام سوختگي‌، التهاب‌ و زخم‌هاي پوستي از شيره آن استفاده مي‌شود. همچنين برگ اين گياه يك پاك كننده قوي است.  
در ايران اين گياه را به نام‌هاي: صبر زرد، صبر تلخ یا شاخ بزی مي‌شناسند. نام‌های دیگر این گیاه لاله بیابان، گیاه جاودانگى، گیاه دارویى و گیاه ملکه است.
قسمت‌هاي قابل استفاده گياه: ژل، برگ‌ها
عناصر سازنده گياه: پلی‌ساکاریدها، آلوئین، آنتي اكسيدان‌ها، آل‌رامينوز، گلوكرونيك اسيد و آرابينوز
موارد استفاده: تسكين دهنده، پاك‌سازي كننده، تونيك، ترميم كننده زخم‌ها، آنتي باكتريال، قابض، ضد قارچ، خون بند و تسكين دهنده
نحوه استفاده از گياه:
براي استفاده از ژل داخل گياه، شياري روي پوسته برگ ايجاد كرده و غشاي گياه را باز كنيد. ژل داخل آن را خارج كرده و مستقيما استفاده كنيد. همچنين مي‌توانيد به‌وسيله چاقويي روي غشاي برگ را برش دهيد تا ژل از آن خارج شود. ژل اين گياه داراي خاصیت آنتي باكتريال است و مي‌توانيد آن را مستقيما روي سوختگي‌ها، عفونت‌های قارچی، سوختگي ناشي از پوشك بچه و آفتاب، پوست‌هاي خشك، زخم‌ها، جاي نيش حشرات، اگزما، نشانه‌هاي حساسيت پوستي و هر نوع ناراحتي پوستي ديگر قرار دهيد تا مداوا شود.  
همچنین ژل داخل گياه، مصرف خوراکی داشته و می‌توان آن را به صورت آبميوه یا كمپوت نیز مصرف كرد.
كپسول‌: كپسول آلوئه‌ورا به‌صورت صنعتي از پودر برگ آن توليد مي‌شود. 100 تا 500 ميلي‌گرم از آن، براي درمان يبوست مفيد است.
همچنين براي رشد مو مي‌توانيد 2 قاشق چاي‌خوري از ژل آلوئه‌ورا را با نصف فنجان بابونه تركيب كرده و از آن به‌عنوان نرم كننده، براي مو استفاده كنيد.
نحوه كاشت و توليد گياه:
اين گياه را در خاكي شني و در معرض نور كامل خورشيد بكاريد و به‌خوبي آن را آبياري كنيد. براي كاشت اين گياه مي‌توانيد از روش قلمه استفاده كنيد. برگ گياه را از قسمتي به‌صورت افقي ببريد و قسمت جدا شده را در خاك بكاريد. همچنين مي‌توانيد بذر اين گياه را در بهار يا اوايل تابستان در دماي 21 درجه سانتي‌گراد در خاك بكاريد. اين گياه را مي‌توانيد در مناطق معتدل داخل خانه پرورش دهيد، اما بهتر است در تابستان بيرون از خانه نگه داشته شود.  اين گياه به‌صورت وحشي و خود رو در مناطق گرمسيري مي‌رويد.
مي‌توانيد در طول سال ژل و برگ اين گياه را برداشت كنيد.
هشدار: از مصرف خوراكي  آلوئه‌ورا در دوران بارداري خودداري كنيد.
برگ‌ها: برگ‌هاي آلوئه‌ورا با ضخامت 5 تا 10 سانتي‌متر بلند و نيزه‌اي شكل هستند. رنگ آنها سبز طوسي است و گاهي نقاط قرمزي روي برگ‌هاي جوان آن ديده مي‌شود.
محلول آلوئه‌ورا و گل رز:
اين محلول از گلاب و روغن شمعداني تهيه مي‌شود. آلوئه‌ورا و گلاب هر دو ماده‌اي لطيف و خنك هستند كه محلول آنها سبب شفاف شدن پوست‌هاي كدر و فرسوده مي‌شود. براي‌اينكه اين محلول در آب‌وهواي گرم تازه بماند مي‌توانيد بطري‌ آن را در يخچال نگهداري كنيد. اين محلول براي تحريك حواس بسيار مفيد است.
مواد لازم براي تهيه محلول:
يك چهارم فنجان آب مقطر
2 قاشق چاي‌خوري آب آلوئه‌ورا
2 قاشق چاي‌خوري گلاب
3 قطره روغن گل رز
3 قطره روغن شمعداني
1 قطره روغن نعناي هندي
نحوه تهيه محلول:
تمام مواد را با هم تركيب كنيد.
محلول را در يك بطري شيشه‌اي تيره و كاملا تميز بريزيد و قبل از هر بار استفاده بطري را خوب تكان دهيد تا محلول در هم تركيب شود. اين محلول را مي‌توانيد تا 2 ماه نگهداري كنيد.
محلول آلوئه‌ورا و كندر:
روغن كندر ماده‌ا‌ي قابض است و تاثيرات مفيدي روي پوست دارد. تركيب اين روغن با روغن مركباتي مانند ترنج محلولي معطر را به‌وجود مي‌آورد كه سبب شادابي هر نوع پوستي مي‌شود. از اين محلول مي‌توانيد به عنوان ماده انرژي‌زا استفاده كنيد.
مواد لازم براي تهيه محلول:
پنج و نيم قاشق غذاخوري آب مقطر
2 قاشق چاي‌خوري آب آلوئه‌ورا
1 قاشق چاي‌خوري آب گل اسطو‌خودوس
4 قطره روغن كندر
2 قطره روغن ترنج
2 قطره روغن پرتقال
نحوه تهيه محلول:
تمام مواد را با هم تركيب كنيد.
محلول را در يك بطري شيشه‌اي تيره و كاملا تميز بريزيد و قبل از هر بار استفاده بطري را خوب تكان دهيد تا مواد داخل محلول كاملا تركيب شود. اين محلول را مي‌توانيد به مدت 2 ماه نگهداري كنيد.

22 پیشنهاد برای خوش تیپ شدن آقایان

لباس‌های‌تان آن تاثیری كه می‌خواهید روی دیگران نمی‌گذارند؟ گاهی وقت‌ها اطرافیان‌تان یك‌‌طوري ظاهرتان را برانداز می‌كنند كه خوش‌تان نمی‌آید؟ نمی‌دانید چه مدل لباس‌هایی به شما می‌آید و مشكل كجاست؟ پیشنهادات و نكات این شماره ما را از دست ندهید. از انتخاب كفش گرفته تا هماهنگی كت و شلوار برای‌تان يك دنيا نكته تازه مطرح كرده‌ايم. مطمئن باشید با خواندن و رعایت‌كردن این موارد تاثير ظاهر شما عوض می‌شود، هم در ذهن خودتان و هم برای دیگران. به دنیای مردان خوش پوش خوش آمدید! 

به لباس‌های روزانه اهمیت بدهید

پوشش روزمره خیلی مهم است. بعضی‌ها فكر می‌كنند چون اسم روزمره به این لباس‌ها داده می‌شود نباید توجه زیادی به آن‌ها كرد. دقیقا برعكس است؛ روزمره یعنی یك بخش خیلی مهم از زندگی. پس برای انتخاب لباس‌های‌تان وقت بگذارید. برای ایجاد یك تغییر خوب از تی‌شرت‌های رنگی استفاده كنید. اگر نوجوان شما اهل برند و به قول خودشان مارك بازی است، يادتان باشد برندهايي را به او معرفي كنيد كه تنوع رنگي در آن‌ها وجود دارد. البته بهتر است طوري رفتار كنيد كه در ذهن آن‌ها رنگي و متناسب بودن بر برند بودن، ارجحيت پيدا كند.



نوجوان ساده: نوجوان خوش‌پوش

نوجوان هستید و می‌خواهید خیلی خوش تیپ به‌نظر بیایید؟ قبول. خوش تیپ باشید اما در ظاهرتان اغراق نكنید. 

خیلی از پسرهای نوجوان دوست دارند مثل آدم‌های مشهور به‌نظر بیایند. آن‌ها سعی می‌كنند ظاهرشان را هم شبیه آدم‌های خاص بكنند. بزرگ‌ترها! به آن‌ها یاد بدهید‌، برای متفاوت بودن نیازی نیست كه خودشان را عجیب و غریب درست بكنند.

اگر قرار است خیلی تغییر بكنند نهایتا از 3رنگ متفاوت در پوشش شان استفاده كنند و نه بیشتر. نكته دیگر راجع به ساعت‌ آن‌هاست.

 استفاده از ساعت‌های خیلی بزرگ كه به طبع خیلی جلب توجه می‌كنند و حتي بیشتر از این كه توجه دیگران را به آن‌ها جلب بكند باعث تعجب‌شان خواهد شد.



واكنش‌های واقعی

دنبال واكنش‌های واقعی باشید، خیلی‌ها نظر واقعی‌شان را راجع‌به ظاهرتان نمی‌گویند. خیلی‌ها مخفی‌اش می‌كنند، بعضی‌ها هم برای خوشایندي شما از تیپی كه ممكن است به‌نظرشان مزخرف بیاید، تعریف می‌كنند. دنبال آدم‌هایی باشید كه با شما صادق هستند یا این كه خیلی رك از آن‌ها خواهش كنید نظر واقعی‌شان را به شما بگویند.

 البته جنبه‌خودتان را هم بالا ببرید، نه این كه دوست‌تان نظرش را بگوید و بعد دوستی‌تان به هم بخورد!

 از آرایشگرتان بخواهید نظرش را در مورد مدل مویی كه پسندیده‌اید بگوید. ممكن است قبل از كوتاه كردن موهای‌تان بفهمید این مدل نه تنها به شما نمی‌آید بلكه چهره‌تان را زشت می‌كند. پس به‌دنبال نظرات واقعی باشید، فرقی نمی‌كند از چه كسی. یك تلنگر از یك دوست، یكی از اعضای فامیل یا یكی از همكاران می‌تواند شما را از خطر بدپوشی نجات بدهد. 

اگر دوستان تان با شما رك نيستند به سراغ اينترنت برويد. ببينيد تيپ كلي تان به كدام يك از بازيگران يا مشاهير خوش پوش نزديك‌تر است. پس همان طوري لباس بپوشيد.

تی‌شرت تبلیغاتی ممنوع!

وقتی یك تی‌شرت با یك لوگوی بزرگ تبلیغاتی می‌پوشید شبیه یك بیلبورد تبلیغاتی متحرك به‌نظر می‌رسید! دور اینگونه تی‌شرت‌ها را خط بكشید. در عوض به‌دنبال تی‌شرت‌های كلاسیك با یقه‌های هفت بروید‌ یا تی‌شرت‌هایی با طرح‌های زیبای هنری. این روزها لباس‌هایی با خطوط فارسی گزینه‌های زیبا و با اصالتی هستند كه می‌توانند حال‌و‌هوای تازه‌ای به تیپ شما ببخشند. 



لباس‌هایی نه تنگ و نه گشاد

بهترین پیشرفتی كه می‌توانید برای ظاهرتان ایجاد كنید داشتن یك انتخاب هوشمندانه و با دقت است، انتخاب لباس‌هایی كه كاملا اندازه‌تان هستند. 

بیشتر آقایان، به‌خصوص آقا پسرها، لباس‌هایی می‌پوشند كه برای‌شان گشاد یا حتی خیلی گشاد هستند! مطمئن شوید كه لباس‌تان درست هم سایز خود شماست و نه خیلی تنگ و نه خیلی گشاد باشد. لباس‌های خیلی گشاد یا خیلی تنگ تبدیل به یك بیماری مسری شده‌اند! مراقب باشید!



به فروشنده‌ها اعتماد نكنید

هیچ وقت تنها به خرید نروید زيرا به حرف فروشنده‌ها نمي‌شود اعتماد كرد. بیشتر آن‌ها خیلی كاری ندارند كه این لباس به شما می‌آید یا نه. آن‌ها به فكر فروش و سود خودشان هستند، شما هم به فكر سود خودتان باشید. یكی از دوستان خوش‌پوش و مورد اعتمادتان را با خودتان به خرید ببرید؛ كسی كه مطمئن هستید با استفاده از نظراتش می‌توانید خوش‌پوش باشید. 



همیشه دقت كنید

در نهایت باید بگویم نگران نباشید! حتی اگر در مورد پوشش‌تان اشتباه هم بكنید زمین هم‌چنان به گردش خودش ادامه خواهد داد. از خانه بیرون بروید، به فروشگاه‌های خوب سر بزنید، با آدم‌های خوش تیپ ارتباط برقرار كرده و به ظاهرشان توجه كنید اما دقت كنید، ببینید آیا مدل مویی كه آن را روی سر فلان آقا دوست دارید به شما هم همان‌قدر می‌آید؟ 

بستن شال‌گردن كه فلان دوست‌تان را خیلی خوش تیپ كرده برای گردن شما مناسب است یا این كه گردن كوتاهی دارید و نباید از شال گردن استفاده كنید. همه چیز را با هم در نظر بگیرید و مطمئن باشید هر چقدر به خوش‌پوشی‌تان اهمیت بدهید به‌خودتان اهمیت داده‌اید.



یا تمام رسمی یا تمام اسپرت

لباس‌هایی كه بالا تنه را می‌پوشانند باید با لباس‌هایی كه پایین بدن را می‌پوشانند هماهنگی داشته باشند. جالب نيست یك پسر نوجوان یك سوئی‌شرت گشاد و اسپرت را با یك شلوار پارچه‌ای هماهنگ كند یا یك بالا تنه كاملا رسمی را با یك شلوار جین همراه كند. اگر قرار است لباس اسپرت بپوشید سعی كنید تمام ظاهر شما اسپرت باشد. اگر هم قرار است‌، یك ظاهر رسمی را انتخاب كنید، از پیراهن و كت‌تان گرفته تا شلوار باید كاملا رسمی باشد.

 كفش تمیز و براق

برای كفش‌های‌تان خوب خرج كنید و خوب هم وقت بگذارید. كفش‌ها بخش ناطق تیپ شما هستند! بله، آن‌ها به راحتی با بیننده حرف می‌زنند و معمولا اولین بخش ظاهر شما هستند كه به‌خصوص خانم‌ها به آن توجه می‌كنند. پس سعی كنید كفش‌های‌تان همیشه تمیز باشند و از تمیزی برق بزنند. آن‌ها را به موقع واكس بزنید. حتی اگر بهترین لباس‌ها را پوشیده باشید و همه لباس‌های‌تان تمیز و اتو كشیده باشند، یك كفش كثیف می‌تواند به راحتی آب خوردن همه این‌ها را از بین ببرد. حیف است كه برای یك واكس 5 ‌دقیقه‌ای كل ظاهرتان را زیر سوال ببرید‌، پس حواس‌تان حسابی به كفش‌ها جمع باشد.



صندل‌و‌جوراب نپوشید

آقایان! صندل‌ها درست مثل كفش‌ها نشان‌دهنده سلیقه شما هستند اما لازم است یك نكته را همیشه درنظر داشته باشید، صندل شما حتی اگر زیباترین و ‌آراسته‌‌ترین مدل بین مدل‌های ارائه شده سال باشد پوشیدن آن به همراه جوراب می‌تواند همه چیز را تنها ظرف مدت چند ثانیه خراب كند! پوشیدن جوراب فقط مخصوص كفش‌هایی است كه جلو بسته بود. یا این كه مخصوص ورزش هستند. در غیر این صورت پوشیدن جوراب به همراه صندل‌تان یكی از فجایع دنیای مد به حساب می‌آید. هیچ كس دلش نمی‌خواهد زیر آن صندل‌های آراسته جورابی را ببیند كه احتمالا به خاطر جلوباز بودن كفش كثیف هم شده؛ باور كنید.



لباس‌هایي بخريد كه دوست‌شان داريد

به حراج‌های آخر فصل اعتماد نكنید. خیلی از افراد وقتی می‌بینند فروشگاهی حراج گذاشته بدون این كه واقعا به چیزی احتیاج داشته باشند وارد می‌شوند و یك دفعه می‌بینی با چند كیسه لباس بیرون می‌آیند. این اتفاق در مورد حراج برندها هم اتفاق می‌افتد. آقایان! چیزی را صرفا به این دلیل كه مارك‌دار است و ارزان شده، نخرید. لباس‌هایی را بخرید كه دوست‌شان دارید و می‌دانید كه آن‌ها را می‌پوشید، نه این كه نرسیده به خانه پشیمانی سراغ‌تان بیاید. درنظر داشتن این نكته شما را از خرج كردن یك عالم هزینه غیر‌ضروری نجات می‌دهد. باور كنید!

كیفیت به جای مارك

برند بازها موقع خرید یك سوال ساده را مرتب از خودشان بپرسند: «اگر مارك این برند روی این لباس نبود، آن را می‌خریدم؟» واقعیت این است كه خیلی‌ها فقط به‌خاطر مارك یك لباس سراغش می‌روند. شكی نیست كه خیلی از برندها جنس‌های با كیفیت و مرغوبی دارند اما خیلی‌های‌شان هم صرفا اسم و رسمی به هم زده‌اند. دنبال مارك‌ها نباشید. به‌دنبال پارچه‌های مرغوب باشید كه به حفظ سلامت‌‌تان هم كمك می‌كنند. ببینید آیا واقعا مدل و طراحی آن لباس را دوست دارید. اگر پاسخ شما منفی است همان لحظه فروشگاه را ترك كنید.



برای ظاهرتان وقت بگذارید

برای ظاهرتان زمان و پول بیشتری را صرف كنید. لباس‌های شما وسیله ارتباطی شما با جهان خارج است. لباس‌های‌تان نشان‌دهنده شخصیت و طرز فكرتان هستند. پس هیچ عیبی ندارد اگر برای‌شان پول خوبی خرج كنید و وقت زیادی بگذارید. مرتب ظاهرتان را چك كنید. ببینید كدام لباس‌ها را با هم بپوشید بهتر است. همان‌قدر كه به تحصیلات، روابط و شغل‌تان اهمیت می‌دهید، به پوشش‌تان هم اهمیت بدهید. پوشش بد می‌تواند موقعیت‌های زیادی را از شما بگیرد. بر عكس، یك ظاهر آراسته و زيبا می‌تواند موقعیت‌های زیادی را در اختیارتان بگذارد، پس هیچ‌وقت قدرت پوشاك را دست‌كم نگیرید.



خوش تیپ‌تر از رئیس؛ هرگز!

یك پله عقب‌تر باشید: همیشه درنظر داشته باشید كه كجا مهمان هستید و میزبان‌تان چه كسی است. اگر همیشه حوا‌س‌تان به موقعیت باشد، می‌توانید بهترین لباس‌ها را برای پوشیدن در آن موقعیت انتخاب كنید. یادتان باشد اگر نمی‌دانید قرار است با چه جور آدم‌هایی مواجه شوید، بهتر است كمی رسمي‌تر باشید، مثلا از یك كت ساده روی لباس‌تان استفاده كنید و در نهایت یك نكته را به یاد داشته باشید كه احتمالا می‌تواند نجات‌تان بدهد؛ همیشه از افراد مافوق‌تان یك پله عقب‌تر باشد. مثلا اگر برای مصاحبه كاری می‌روید بهتر از رئیس‌تان لباس نپوشید! از ما گفتن بود!



جزئیات ساده اما تاثير‌گذار

هیچ‌وقت قدرت جزئیات را دست‌كم نگیرید. هماهنگی كل ظاهرتان به كنار، جزئیات هم به همان اندازه مهم هستند. جزئیات می‌توانند نشان‌دهنده ویژگی‌های خاص شخصیتی شما باشند. جالب است كه این موارد جزئی اغلب تنوع بالایی دارند. یك دستمال گردن زيبا یا یك دكمه سر دست زیبا می‌تواند حسابی حال و هوای ظاهرتان را عوض كند و خوش‌سلیقگی شما را به همه نشان بدهد. یادتان باشد جزئیات از اولین مواردی هستند كه در ظاهرتان مورد‌توجه قرار می‌گیرند، پس اولین كسی باشید كه به آنها خوب توجه می‌كند.



4 نكته ساده، اما مهم
این نكات را برای داشتن ظاهری آراسته رعایت كنید

  •    موهای همیشه كوتاه
موها بیشترین تاثیر را روی چهره افراد می‌گذارند. سعی كنید همیشه موهای‌تان را كوتاه و مرتب نگه دارید؛ موهای كوتاه به چهره شما نظم و انضباط می‌دهد. به‌خصوص اين‌كه سعی كنید همیشه موهای پشت گردن‌تان را اصلاح كنید چون تصویر ناخوشایندی را برای بیننده ایجاد می كنند. برای گرفتن وقت آرایشگاه هیچ‌وقت تنبلی نكنید. این كه هر چند وقت یك‌بار به آرایشگاه بروید به سرعت رشد موهای‌تان بستگی دارد اندازه موهاي‌تان هر چقدر كه هست قبل از این كه قیافه‌تان را نامرتب كند كوتاهش كنید.
  •   شلوارهای مناسب
شلوارهای پارچه‌ای گزینه‌های مناسبی برای تیپ‌های مردانه هستند‌ اما حوا‌س‌تان به قد شلوار باشد. اگر قد این شلوارها خیلی بلند باشد یا چند سانتی متری بالای كفش قرار بگیرد یكی از بدترین ظاهرهای ممكن را برای‌تان ایجاد خواهد كرد. این نكته در مورد شلوارهای جین هم صدق می‌كند. شلواری كه پشتش ریش ریش شده، آن هم از بس كه بلند است و روی زمین كشیده می‌شود اصلا زیبا نیست.

  •   شال‌گردن رسمی
برای موقعیت‌های رسمی شال و دستمال‌گردن‌های آراسته گزینه‌هایی هستند كه ظاهر شما را از این رو به آن رو می‌كنند به‌شرطی كه گردن شما بلند و كشیده باشد. برای آدم‌هایی كه غبغب دارند و گردن‌شان كوتاه است استفاده از دستمال گردن به هیچ وجه توصیه نمی‌شود چون گردن‌شان را بیشتر از آنچه واقعا هست، كوتاه نشان می‌دهد.
  •   خوش‌بو باشید
هیچ‌چیزی به اندازه یك ادكلن خوش‌بو نمی‌تواند تیپ یك مرد را كامل كند. عطرها معمولا برای شخصیت‌های مختلف ساخته می‌شوند. یك عطر می‌تواند تداعی‌كننده اعتماد به نفس باشد و عطر دیگر تداعی‌كننده اجتماعی بودن. با توجه به شخصیت‌تان سراغ عطرها بروید. برای عطرهای‌تان خوب خرج كنید. بعضی از عطرها بعد از چند ساعت بوی‌شان از بین می‌رود و از آن بدتر بعضی‌های‌شان بدبو می‌شوند. عطرهای‌تان را از فروشگاه‌های شناخته شده بخرید و به‌دنبال آن‌هایی باشید كه امتحان‌شان را پس داده‌اند. 

چگونه یک شوهر ایده آل برای همسرمان باشیم؟

حواس‌تان را جمع كنيد؛ زندگي‌اي كه به سختي ساخته‌ايد، به آساني مي‌تواند از هم بپاشد. فقط كافي ‌است كه غرق تكرار شويد يا زياده از حد به‌خودتان مطمئن باشيد و فكر كنيد كه هيچ اشتباهي از شما سر نمي‌زند. دنياي زنان و مردان بيش از چيزي كه شما فكر مي‌كنيد متفاوت است. ممكن است موضوعي كه براي شما كاملا عادي و پذيرفته‌شده است، از نظر همسرتان يك اشتباه غيرقابل بخشش باشد. پس به جاي آن‌كه اينقدر به‌خودتان مطمئن باشيد و فكر كنيد كه يك زندگي بي‌عيب و نقص داريد، سعي كنيد دنيا را از دريچه چشم همسرتان ببينيد و طوري زندگي كنيد كه نه فقط از نظر خودتان يك همسر ايدآل باشيد بلكه در نگاه همسرتان هم يك مرد بي‌عيب و نقص به حساب بياييد.



خانم‌ها از مقايسه شدن بيزارند

مريم 28 ساله است. همسرش قبل از او يك‌بار ازدواج كرده بوده اما به خاطر مشكلاتي كه ميان او و همسرش وجود داشته، در دوره عقد از يكديگر جدا شده‌اند. او به شوهرش اطمينان كامل دارد و هرگز از اين‌كه پاي آن زن و هر زن ديگري در زندگي‌شان باز شود نمي‌ترسد. مشكل مريم ترس از ارتباط همسرش با فرد ديگري نيست بلكه او دوست ندارد شوهرش از همسر سابقش حرف بزند يا گاهي اين 2 را با هم مقايسه كند.

  •  گاهي حسادت طبيعي است
خواسته مريم كاملا طبيعي است. زن‌ها سايه رقيب‌هاي احتمالي را با تير مي‌زنند. اگر قبلا ازدواج كرده‌بوديد، سابقه نامزدي ناموفقي داشته‌ايد يا در ميان آشنايان‌تان كسي بوده كه قبلا خانواده شما اصرار داشتند با او ازدواج كنيد، بيشتر بايد مراقب حرف‌زدن‌تان باشيد. احتمالا در تمامي اين افراد هم مثل آدم‌هاي ديگر توانايي‌ها يا ويژگي‌هاي مثبتي وجود داشته اما دليلي ندارد كه در مقابل همسرتان در مورد توانايي‌هاي آن‌ها حرف بزنيد. اگر همسرتان به‌خوبي آن‌ها غذا درست نمي‌كند و در كارش به اندازه آن‌ها به موفقيت نمي‌رسد، انتقاد‌تان را در دل‌تان نگه داريد و هرگز او را با زني كه در زندگي‌تان بوده يا قرار بوده كه باشد مقايسه نكنيد.
  •  بگذاريد  ملكه خانه باشد
زن‌ها فقط از مقايسه شدن با رقباي‌شان نمي‌ترسند. اين‌كه هر زن ديگري در ذهن همسرشان موفق‌تر و توامند‌تر از آن‌ها باشد، به زن‌ها احساس ناامني مي‌دهد. آن‌ها دوست دارند ملكه خانه باشند و اين‌كه در ذهن همسرشان كامل‌ترين زن دنيا باشند، براي آن‌ها به معني خوشبختي و موفقيت در ازدواج است. به همين دليل وقتي از او مي‌خواهيد فلان غذا را مثل مادرتان درست كند، فلان ظرافت را مثل مادرتان داشته‌باشد يا فلان رفتارش مثل رفتار مادرتان باشد، از كوره در مي‌روند و نه تنها از شما مي‌رنجند بلكه مادران كه هيچ نقشي در اين ماجرا نداشته را هم مقصر مي‌دانند.



به خاطر ديگران او را سرزنش نكنيد

الهام و همسرش با عشق و به سختي زندگي‌شان را شروع كرده‌اند. خانواده او با ازدواج‌شان مخالف بوده‌اند و برخورد درستي هم با همسرش نداشته‌اند.

 گرچه او هنوز هم فكر مي‌كند كه خانواده‌اش در اشتباه بوده‌اند و همسرش فردي نبوده كه آن‌ها فكر مي‌كرده‌اند اما با وجود علاقه‌اي كه به همسرش دارد، مي‌گويد كاش كمي بيشتر صبر مي‌كرد و با وجود مخالفت خانواده‌اش ازدواج نمي‌كرد. زيرا قهر چند ساله همسر و خانواده‌اش روي رابطه 2نفره‌شان هم تاثير گذاشته و آن‌ها را از هم دور كرده‌است. او مي‌گويد‌؛ بعد از ازدواج كاملا تنها شده‌است، چون نمي‌تواند مثل قبل با خانواده‌اش وقت بگذراند و از طرف ديگر، همسرش مي‌گويد دليلي ندارد كه بعد از ازدواج مثل گذشته با دوستان مجردش و گروه‌هاي چند نفره دوستانش تفريح كند.
  •  حضور خانواده‌ها به زندگي امنيت مي‌دهد
اگر خانواده‌اش با ازدواج شما مخالف بوده‌اند يا به هر دليلي با آن‌ها دچار مشكل شده‌ايد، ناراحتي‌تان را در دل‌تان نگه داريد و آن را به ابزاري براي سركوفت زدن به همسر‌تان تبديل نكنيد. به او نشان دهيد‌، مسئوليت كار هركسي متوجه خود اوست و نه ديگران و نگذاريد كه به خاطر اشتباهات ديگران احساس گناه كند. از طرف ديگر، فراموش نكنيد كه با وجود همه اين اتفاقات، باز هم آن‌ها خانواده او هستند و تا پايان عمر به حضور و حمايت‌شان احتياج دارد. بدون غرولند و سرزنش به ملاقات‌شان برويد و بگذاريد كه همسرتان آزادانه با آن‌ها در ارتباط باشد. اگر شما از اين ملاقات‌ها آزرده مي‌شويد، مي‌توانيد به شكلي كه همسرتان را ناراحت كند، اين بازديد‌ها را كمتر كنيد اما نبايد رابطه شما و خانواده‌اش، بين او و خانواده‌اش فاصله‌اي بيندازد، زيرا اين فاصله تنها همسرتان را آزار نمي‌دهد بلكه مي‌تواند به مرور، زندگي مشترك شما را هم از هم بپاشد و البته متانت و فداكاري شما در برخورد با خانواده او، مي‌تواند از شما در ذهن همسرتان يك قهرمان و حامي هميشگي بسازد.

  •  همسرتان ملك شخصي شما نيست
فكر نكنيد كه انتخاب همسر، يعني در اختيار گرفتن او. شما همراه او هستيد و نه مالكش. قرار نيست مردانگي‌تان را با تعيين حد و مرز و محدود كردنش اثبات كنيد. شما هم حق داريد كه از او بخواهيد مثل شما در قالب اين زندگي مشترك، به علائق و خواسته‌هايش برسد. نبايد با وضع محدوديت و بحث كردن‌هاي مداوم از همسرتان بخواهيد كه خودش را تغيير دهد اما مي‌توانيد با رفتار‌هاي‌تان و نشان دادن اين تغيير‌ها در خودتان، روي او هم تاثير بگذاريد. اگر ديديد هنوز هم اوضاع آن‌طور كه بايد پيش نمي‌رود، دوستانه و آرام با او صحبت كنيد و درصورتي كه باز هم نتيجه نگرفتيد، به جاي بحث و دعوا با يك روان‌شناس مشورت كنيد. شايد اين‌بار شما در اشتباه باشيد و مشكل، توقع‌هاي زياد شما باشد و نه رفتارهاي اشتباه همسرتان.



شما فقط نان‌آور خانواده نيستيد

ساناز 32 سالش است. او 5 سال است كه با همسرش زير يك سقف زندگي مي‌كند.

 وضعيت مالي خوبي دارند و دغدغه‌هاي اقتصادي زندگي‌شان را تهديد نمي‌كند اما به‌نظر او همين اوضاع خوب مالي يك تهديد براي زندگي‌شان است.

 او خانه دار است و درپايان روز نه تنها از كار‌هاي تمام‌نشدني خانه خسته مي‌شود بلكه تنهايي طولاني هم او را بي‌حوصله مي‌كند.

 در مقابل همسرش هم اغلب تا شب سركار است و وقتي به خانه مي‌آيد نه توانايي بيرون رفتن را دارد و نه حوصله گپ زدن

  •   مدام دو  دو تا چهارتا  نكنيد
فراهم كردن همه امكانات زندگي، تنها مسئوليت يك همسر ايده‌آل نيست. با شروع كردن زندگي مشترك، ‌قبل از آن‌كه يك زن به امكانات و پول احتياج داشته باشد، به يك همراه و هم‌صحبت احتياج دارد. حتي اگر خسته‌ترين آدم دنيا هم باشيد، نبايد از خانه مشترك‌تان فقط به‌عنوان يك خوابگاه استفاده كنيد. بعد از يك روز تنهايي، همسرتان به حضور صد در صدي شما و صحبت كردن با شما احتياج دارد. پس به جاي همراه شدن با او، نگوييد من اين همه جان مي‌كنم كه تو در رفاه باشي!شايد شما سرتان بيش از حد شلوغ باشد اما باز هم نبايد يك سري موضوعات را فراموش كنيد. تاريخ‌هاي مهم زندگي مشترك‌تان مثل سالگرد ازدواج و سالگرد تولد و... را هرگز فراموش نكنيد و به‌دليل  شلوغ بودن سرتان از كنار اين مناسبت‌ها ساده نگذريد. فكر نكنيد كه پول همه مشكل‌ها را حل مي‌كند و به جاي هديه دادن مي‌توانيد با دادن پول به همسرتان اين روز را هم پشت سر بگذاريد. هديه‌هاي نقدي و البته هديه‌هاي ارزان قيمت مي‌تواند آفت رابطه شما باشد. شايد اين مناسبت‌ها تنها 2 يا 3 بار در سال، در زندگي شما تكرار شوند و وظيفه شما به‌عنوان همسر او، اين است كه در طول سال، فكر و جيب‌تان را براي اين روز‌ها آماده كنيد.
  •   خانم‌ها كارخانه توليد محبت نيستند
همسرتان فقط براي محبت كردن به شما و آرام‌كردن زندگي‌تان با شما ازدواج نكرده  است. همانقدر كه از او انتظار محبت داريد، بايد در خودتان هم احساس مسئوليت كنيد و متقابلا شما هم در كنار او باشيد.

 شايد شما خصلت‌هاي بدي داشته باشيد كه همسرتان با آن‌ها كنار مي‌آيد و شما را به‌خاطرشان كنار نمي‌گذارد اما فكر نكنيد اوضاعهميشه به اين شكل مي‌ماند. ممكن است همسرتان به دليل علاقه‌اي كه به شما دارد، بيشتر از ديگران به شما براي تغيير خودتان يا شرايط‌تان فرصت دهد اما اين فرصت‌دادن تا ابد ادامه پيدا نمي‌كند.

 اگر روزي صبرش لبريز شد، فكر نكنيد كه او تغيير كرده است يا اين‌كه وظيفه دارد تا ابد همه اشتباهات شما را ناديده بگيرد بلكه به جاي متهم كردن او بهتر است نگاهي به رفتارهاي‌تان در زماني كه او بي‌وقفه محبت و گذشت مي‌كرده بيندازيد و بي‌طرفانه در مورد خودتان قضاوت كنيد.



تنهايي بعد از ازدواج، زندگي را ويران مي‌كند

ستاره 23 سالش است و تازه چند‌ماهي است كه ازدواج كرده. او معتقد است همسرش ايراد بزرگي ندارد. هم خوش‌اخلاق است و هم تمام ويژگي‌هاي يك مرد ايدآل را دارد اما چند هفته‌اي است كه رفتار او با همسرش سرسنگين شده و منتظر جرقه‌اي از طرف اوست كه دوباره رابطه‌شان روبه‌راه شود اما اين اتفاق نمي‌افتد. او از 2 موضوع گله دارد يكي غرق شدن همسرش در تلفن‌همراه است و ديگري وقت‌گذراني هميشگي همسرش با دوستان قديمي‌اش و تنها گذاشتن او.
  •  موبايل‌تان را غلاف كنيد 
آنقدر غرق كامپيوتر، تلفن همراه يا فيلم ديدن مي‌شويد كه نمي‌فهميد چقدر زمان گذشته است؛ شما گمان مي‌كنيد همين چند دقيقه پيش بازي را شروع كرده‌ايد و هنوز زمان زيادي نگذشته اما همسرتان ساعت‌هاست كه منتظر است شما بازي‌تان را تمام كنيد و با تمام دل و جان در خانه حضور پيدا كنيد. شايد در آغاز او منتظر تمام شدن بازي شما بماند اما بعد از مدتي با افراط شما در اين زمينه، آنقدر نسبت به اين موضوع حساس مي‌شود كه هر بار سراغ تلفن همراه یا رایانه‌تان می‌روید، بیشتر و بیشتر از شما عصبانی و ناامید می‌شود. فراموش نكنید شما برای تنها روی مبل نشستن و بازی كردن ازدواج نكرده‌اید و حق ندارید به خاطر سرگرمی خودتان، در زمانی كه مهمان دارید یا یك عالمه كار برای انجام دادن در خانه وجود دارد، او را دست تنها بگذارید و به تلفن همراه‌تان پناه ببرید. همسرتان به توجه شما احتیاج دارد و دوست دارد برای شما اولویت اول در هر لحظه او باشد و نه یك رایانه یا تلفن همراه.

  •  خانه محل آرامش است نه زندان
اشتباه فكر نكنید! قرار نیست بعد از ازدواج تنها شوید و در خانه حبس شوید اما چه بخواهید و چه نخواهید زندگی شما بعد از متاهل شدن تغییراتی خواهد كرد؛ این تغییر مشكل ازدواج شما نیست بلكه طبیعت یك زندگی 2نفره است. بعد از مدتی نه تنها تفریح‌های شما 2 نفره خواهد شد بلكه حتی علائق، عادت‌ها و نیاز‌های‌تان هم به هم شبیه خواهند شد، فقط باید كمی صبور باشید و فكر نكنید هر تغییری كه اتفاق می‌افتد به زیان شماست. اگر باهوش باشید، بعد از ازدواج می‌توانید همه آزادی‌ها و علائق‌تان را داشته باشید. این خواسته شما فقط با یك كلید برآورده می‌شود و آن هم رسیدن به این خواسته‌ها از كانال همسرتان است. شما می‌توانید دوستان‌تان را با همسرتان آشنا كنید، به خانه بیاورید‌شان و حتی یك گروه دوستی را برای شب‌های آخر هفته دور هم جمع كنید. اگر نگران این هستید كه ملاقات‌های تنهایی مردانه‌تان تمام شود، باید بگوییم كه آن هم بستگی به‌خودتان دارد. اگر تعادل را رعایت كنید، می‌توانید این ملاقات‌ها را هم از دست ندهید. شاید دیگر هر هفته یك‌بار با دوستان مجردتان دور هم جمع نشوید اما می‌توانید به ازای هر چند دیدار خانوادگی‌اش كه ترتیب می‌دهید، یك‌بار هم به تنهایی دور هم جمع شوید. زیاده‌روی نكنید و با ترجیح دادن دیگران به همسرتان او را حساس نكنید تا او هم همیشه در كنارتان باشد و از این وقت گذرانی‌های دوره مجردی‌تان هم استقبال كند.

مدرن‌تريـن‌مادر دنيا باشيـد!

به قول مادربزرگ‌ها؛ بچه‌داری روز به روز آسان‌تر می‌شود چون امكاناتی كه در اختیار مادرهاست بیشتر می‌شود و دیگر لازم نیست بسیاری از كارها به تنهایی و با دست انجام شود. مثلا دیگر لازم نیست مثل گذشته مادرها تمام لباس‌های كودك را با دست بشویند یا مدام كودك را بغل كنند یا... و بیشتر مادرها هم مدام به‌دنبال یافتن وسیله‌هایی هستند كه در بچه‌داری به آن‌ها كمك كند.

 كافی است گشتی در بازار بزنید تا ببینید وسایل زیادی برای راحتی مادر و كودك یافت می‌شوند؛ وسایلی كه هر كدام كاربردي خاص دارند كه موجب صرفه‌جویی وقت مادر و آسودگی بیشتر براي كودك می‌شوند و اين وسايل باعث مي‌شوند، مادرها بتوانند وقت بیشتری برای توجه به نیازهای خود پیدا ‌كنند.

JANE

با خیال راحت بخوابید

مادرها وقتی كودك‌شان كنار خودشان نخوابیده باشد، هزار نگرانی دارند؛ این‌كه مبادا كودك بیدار شود و صدای گریه‌اش شنیده نشود یا این‌كه مبادا اتاق كودك خیلی سرد یا گرم باشد و... اما با این وسیله دیگر خیال‌تان راحت است، این «واكی تاكی» دماسنج‌دار صفحه نمایش دیجیتال دارد كه می‌توانید آن را به‌گونه‌ای تنظیم كنید كه با گریه‌های نیمه‌شب كوچولوي‌تان فعال شود. علاوه بر این‌ها، می‌توانید دمای اتاق او را نیز مرتب از راه دور چك كنید.
  • حدود قیمت: 200 هزارتومان

GRACO GUSTAV

تاب جادویی

همه بچه‌ها عاشق تاب‌بازی هستند اگر كسی آن‌ها را هل بدهد می‌توانند ساعت‌ها روی تاب بنشینند اما مهم این است كه كسی وقت كافی داشته باشد كه مرتب آن‌ها را هل بدهد ولي این تاب برقی با صندلی راحتی ویبره‌دار موزیكالش، می‌تواند حسابی خیال شما را راحت كند. صندلی آن برای نوزادان يك روزه تا 9 ماهه قابل استفاده است و می‌توان آن را در 4حالت تنظیم كرد تا كودك كاملا سرگرم شود.
  • حدود قیمت: 250 هزار تومان

Mattel Swing & Seat‎

اگر می‌خواهید نوزادتان گریه نكند

اگر كودك شما مدام گریه می‌كند و می‌خواهد او را بغل كنید، شاید این وسیله كمی او را آرام كند. كافی است كودك را درون اين دستگاه قرار دهید و دكمه حركت آن را بزنید تا آرام كودك شما تاب بخورد و همزمان با تاب خوردنش موسیقی پخش شود، سرعت تاب در 5 حالت مختلف تنظیم می‌شود و تا زمانی كه نوزاد نمی‌تواند راه برود، كاملا برای آرام‌كردن كودك مناسب است.
  • حدود قیمت: 290 هزار تومان

Baby move

اینقدر كوچولو را نپوشانید!

یكی از نگرانی‌های بسیاری از مادرها سرما خوردن كودك‌شان است تا جایی كه بسیاری از مادرها ترجیح می‌دهند تا حد ممكن اتاق را گرم كنند تا مبادا كودك سرما بخورد اما می‌توان با داشتن دماسنج و رطوبت سنجی دیجیتال برای اتاق كودك دمایی معتدل و مناسب فراهم كرد، این وسیله دارای سنسور الكترونیكی برای نمایش دائم دما و رطوبت است و توانایی ضبط دما و رطوبت را دارد،   همچنين درجه آن هم روی سانتی‌گراد تنظیم می‌شود و هم روی فارنهایت.
  • حدود قیمت: 20 هزارتومان

BABYMOOV

برای درست كردن غذای كوچولو
درست كردن غذا برای كودكان مهارت ‌ویژه‌ای می‌خواهد تا خاصیت مواد غذایی كاملا حفظ شود و مواد مفید خود را از دست ندهد. این دستگاه غذاساز مخصوص كودك قابلیت پخت غذا(گوشت، سبزی‌ها و...) با حفظ ویتامین در 10 دقیقه را دارد. علاوه بر این، می‌تواند شیر را هم گرم و استریل كند.
  • حدود قیمت:160 هزار تومان

PHILEX

از راه دور كودك‌تان را كنترل كنید

زمانی كه كودك‌تان خوابیده است، فرصت مناسبی را در اختیار شما قرار می‌دهد تا كمی به امور شخصی یا منزل بپردازید اما حتی در زمان خواب فرزندتان، شما بايد مراقب او باشید. دستگاه‌های مراقبتی شما را در این امر یاری می‌رساند. با این دستگاه می‌توانید علاوه بر شنیدن صدای كودك‌تان، او را هم ببینید. شما می‌توانید از دستگاه مراقبتی تصویری برای كنترل و محافظت از بچه‌ها و خارج نشدن آن‌ها از در منزل استفاده كنيد.
  • حدود قیمت: 180 هزار تومان

OMRON Eco Temp

وسيله‌اي كه هر مادري بايد داشته باشد

پزشكان همیشه توصیه می‌كنند، تب كودكان را باید جدی گرفت چون درصورت بي‌توجهي ممكن است عواقب جدی به همراه داشته باشد، به همین دلیل در هر خانواده بچه‌دار باید حتما یك وسیله تب سنج وجود داشته باشد تا بتوان در مواقع ضروری از آن استفاده كرد، مسلما یك تب‌سنج دیجیتال می‌تواند بسیار دقیق‌تر از انواع معمولی باشد. این دستگاه قابليت سنجش دماي بدن از طریق دهان، زیر بغل یا مقعد را داراست و در حداكثر زمان 60 ثانیه میزان دمای بدن را نشان می‌دهد، علاوه بر این، ضد‌آب مجهز به زنگ هشدار هم است.
  • حدود قیمت: 13 هزار تومان

Fisher-Price i-Glide Cradle ‘n Swing

یك پرستار برای خواباندن نوزاد

این وسیله برای خواباندن كودك ایده‌آل است، دستگاه تنظیماتی دارد تا در جهت‌های مختلف حركت كند و كودك را آرام نگه دارد. مثلا یك تنظیم آن به‌گونه‌ای است كه كودك بخوابد، تنظیم دیگر همانند تاب جلو و عقب می‌رود تا كودك سرگرم شود، در مجموع 6 سرعت مختلف، 8نوع موسیقی، 2 حالت خوابیدن و اسباب‌بازی‌هایی برای سرگرمی بیشتر كودك دارد. این وسیله هم با باتری كار می‌كند و هم به‌طور مستقیم به برق وصل می‌شود.
  • حدود قیمت: 600 هزارتومان

Moulinex

نگران آلودگی شیشه شیر نباشید

شیشه نوزاد از آن وسیله‌هایی است كه شست‌وشو و تمیزی آن در سلامت كودك نقش زیادی دارد و معمولا مادرها هم در این زمینه وسواس زیادی دارند. بدون شك بودن یك دستگاه استریلیزه‌كننده شیشه می‌تواند حسابی براي مادران كمك‌كننده باشد. این دستگاه قابلیت استریلیزه كردن 6 شیشه را همراه با قطعات همراه آن داراست تا با خیال راحت در آن‌ها شیر و قنداق بریزید و استفاده كنید.
  • حدود قیمت: 60 هزار تومان

JANE

اگر كودك‌تان سرما خورده‌است
در این روزهای سرد كه در همه خانه‌ها دستگاه‌های گرمایشی روشن است، گذاشتن یك بخور مرطوب‌كننده هوا در اتاق كودك می‌تواند تنفس او را آسان‌تر كند و اگر هم سرما خورده باشد در بهبود او موثر است، این دستگاه بخور گرم تا 3 لیتر ظرفیت دارد و می‌تواند به‌مدت 12 ساعت هوای اتاق را كاملا مرطوب نگه دارد و اين دستگاه انرژی زیادی مصرف نمی‌كند و زمانی كه سطح آب دستگاه به حداقل می‌رسد خودبه‌خود خاموش می‌شود.
  • حدود قیمت: 85 هزار تومان
  • چرا خانم ها بعد از ازدواج خیانت می کنند؟

    معمولاً تعداد مردهایی که به همسر خود خیانت می کنند از تعداد زنانی که به شوهر خود خیانت می کنند بیشتر است. ولی تحقیقات اخیر نشان می دهد که در سال های اخیر تعداد زنان خیانتکار نسبت به قبل بیشتر شده است. 

    به گزارش برترین ها موسسه Coffee and Company بریتانیا در یکی از پژوهش های خود نشان داد که از  3000 شرکت کننده، 20 درصد زنان به خیانت به همسران خود اعتراف کرده اند. اما چرا زنان به شوهران خود خیانت می کنند؟ در اینجا به 10 مورد اشاره می کنیم که شاید بعضی از آنها شما را متعجب کنند.

    انتقام جویی

     گاهی بی وفایی یک زن از حس انتقام جویی او ناشی می شود. گاهی زنان بر خلاف میل باطنی خود به شوهر خود خیانت می کنند تا به او بفهمانند حس مورد خیانت قرار گرفتن چه قدر دردناک است. و جالب اینکه در خیلی از موارد این حربه زنان جواب می دهد. دکتر بنی وِیل می گوید " مردها به اندازه زنان احساساتی نیستند بنابراین در اکثر مواقع درد و رنج ناشی از خیانت همسر را درک نمی کنند، مگر اینکه خودشان طعم آن را بچشند." زنان با این کار در واقع می خواهند  شرایطی برابر با  شوهر خود داشته باشند چون احساس می کنند آنچه تا به حال به آن پایبند بوده اند دیگر اعتبارو ارزشی  ندارد.

    بی تفاوتی همسر

    گاهی بی وفایی زنان از احساس نادیده گرفته شدن یا بی تفاوتی همسر نسبت به مسائل و مشکلات ناشی می شود.  روث هوستون، کارشناس و موسس سایت معتبر infidelityAdvice.com، می گوید " اکثر زنان ابتدا سعی می کنند به همسرشان بفهمانند که مشکلی وجود دارد و چیزی آنها را ناراحت کرده است.  اما اگر شوهر متوجه این اشارات غیرمستقیم نشود، به همسر خود بی اعتنایی کند یا گلایه های او را جدی نگیرد، زن به خیانت روی می آورد چون احساس می کند راه دیگری نمانده است." 

    احساس ناامنی و خلاء عاطفی

     زنان نیاز دارند که دوست داشته شوند و مورد تحسین و قدردانی قرار گیرند. مییرز، کارشناس خانواده، می گوید " خیانت معمولاً زمانی اتفاق می افتد که زنی احساس کند آن طور که باید و شاید مورد علاقه و توجه همسرش قرار نمی گیرد و همسرش قدر او را نمی داند. معمولاً زنان به سمت مردهایی دیگر جذب می شوند چون از زبان آنها تعریف ها و تحسین هایی را می شنوند که از زبان شوهر خود نمی شنوند." زنان دوست دارند همیشه به چشم همسرشان خاص و فوق العاده باشند و تشنگی و عشق او را احساس کنند. 

    بازگشت به روابط قبلی

     میرز می گوید " بازگشت به روابط قبلی راهی آسان برای یافتن کسی است که بتواند کمبودهای زندگی زنان را برای مدتی کوتاه جبران کند. البته این راه حل بسیار مقطعی است و نمی تواند تاثیر ماندگاری داشته باشد. البته آنچه زنان می خواهند شخص قبلی نیست بلکه یا احساساتی است که در رابطه قبلی تجربه کرده اند و یا دیدی است که در آن زمان نسبت به خود داشته اند." به عقیده ویل " بازگشت به روابط گذشته باعث می شود زنان احساس جوانی، سرزندگی و جذابیت کنند. " 

    رابطه طولانی و یکنواخت

     اکثر زوج هایی که برای مدت طولانی با هم زندگی کرده اند، کم کم احساس می کنند آن حرارت و عشق روزهای اول را ندارند. بومن، کارشناس خانواده، می گوید " روزهای اول یک رابطه زمانی هستند که احساس می کنید انتخاب شده اید و مورد توجه و علاقه هستید. اما در مورد روابط طولانی قضیه کاملاً متفاوت است چون دیگر هورمون هایی که در اوایل رابطه با دیدن طرف مقابل در بدنتان ترشح می شد کمتر شده اند." البته این مشکل اجتناب ناپذیر نیست و تکنیک هایی برای مبارزه با احساس یکنواختی و تولید دوباره هورمون ها وجود دارد. مثلاً می توانید هر روز همسر خود را به مدت 20 ثانیه در آغوش بگیرید و حرف های عاشقانه بزنید. ویل می گوید " نکته جالب اینکه عدم وجود اختلاف و مشاجره همیشه نشان خوبی نیست. دعوا و جدل گاهی عشق ما را بیشتر می کند. آمار نشان می دهد زوج هایی که همیشه رابطه ای آرام و بدون تنش دارند بیشتر در معرض خطر خیانت و بی وفایی هستند."

    ترس از خیانت شوهر

     بسیاری از زنان خیانت و بی وفایی را جزئی جدایی ناپذیر از شخصیت مردان می دانند و به همین دلیل همیشه دچار استرس و ترس هستند، حتی اگر شوهرشان واقعاً به آنها خیانت نکند. گاهی بی وفایی و شروع یک رابطه مخفیانه راهی است برای کاهش این اضطراب.

    روابط زناشویی سرد و یکنواخت

    زوج هایی که برای مدت طولانی در کنار هم زندگی کرده اند معمولاً از یکنواختی و سردی روابط جنسی شکایت می کنند. در پژوهشی که در سال 2010 صورت گرفت، 81 درصد از زنان می گفتند روابط زناشوییشان سرد و قابل پیش بینی شده و دیگر جذابیتی ندارد. مِیِر می گوید " گاهی زنان برای ایجاد تنوع و تجربه های جدید  مرتکب خیانت و بی وفایی می شوند." 

    نبود نقاط مشترک

     اگر زنی احساس کند که دیگر دغدغه یا علاقه مشترکی با شوهر خود ندارد، ممکن است به طرف کس دیگری جلب شود که این دغدغه ها و علایق را دارد. اکثر زوج ها در روزهای اول آشنایی احساس می کنند کسی را پیدا کرده اند که مثل آنها فکر می کند و با آنها همدل و همفکر است. اما در بسیاری از موارد بعد از چند سال این احساس از بین می رود. هوستون می گوید " بعضی از زنان برای مبارزه با احساس تنهایی و خلاء  به بی وفایی روی می آورند. "

    بیماری

     زنانی که به بیماری ها خطرناک مانند سرطان سینه مبتلا می شوند، ممکن است ناگهان دیدی متفاوت به زندگی پیدا کنند، همه قسمت های زندگی خود را از اول مرور کنند و به مرگ و نیستی بیشتر فکر کنند. بومن می گوید " بدتر اینکه این زنان ممکن است احساس کنند  درست زمانی که بیش از همیشه به شوهرانشان نیاز داشته اند تنها مانده اند و دیگر مورد توجه شوهرانشان نیستند. احساسات این زنان آسیب پذیر می  شود و برای جبران این کمبودها و احساسات منفی به خیانت روی می آورند. این احتمال هم وجود دارد که احساس کنند زمان زیادی برایشان باقی نمانده و باید از زمانی که دارند بیشترین استفاده را بکنند. "  

    جلب توجه و ماجراجویی

     ویل عقیده دارد " زنان ممکن است احساس کنند که کسی قدر آنها را نمی داند. آنها همه زمان خود را به کارهای خانه اختصاص می دهند، کارهای خانه را انجام می دهند، از بچه ها مراقبت می کنند... حتی بسیاری از آنها بیرون از خانه هم کار می کنند. آنها می خواهند مورد احترام قرار بگیرند و ارزش  زحمت هایشان شناخته شود." هوستون می گوید " زنان همچنین به دنبال کمی هیجان و سرگرمی در زندگی هستند . بسیاری از این زنان تنها به کمی محبت و توجه نیاز دارند. زنی که در زندگی زناشویی خود از شادی و هیجان و تنوع کافی برخوردار باشد و رابطه ای گرم و صمیمی با شوهر خود داشته باشد هرگز خیانت نمی کند." 

هزینه های جوانی چقدر بالا رفته؟

«یک سوال به سوالات مراسم ازدواج اضافه شد: عروس خانم روزانه چه مقدار نان می خورند؟»، «جهان سوم جایی است که در آن کنجد روی نان بربری آپشن محسوب می شود» و... شاید در این چند وقت اخیر که تنه گرانی ها علاوه بر پدر و مادرها به تنه ما جوان ها هم خورده از این دست اس ام اس ها به دست شما هم رسیده باشد. 

جوان هایی که حالا سخت می توانند به  خرده دغدغه های گجتی شان برساند، ناگزیر زده اند به فاز خلاقیت و دارند اس ام اس های بامزه تولید می کنند.

ولی در این میان قیمت ها بدون توجه به همه این مزه پرانی ها راه خودش را می رود. تا دیروز اگر دم دست ترین غذای مجردی (دختر و پسر) تهیه غذاهایی با محوریت تن ماهی، سوسیس، تخم مرغ و گوجه (در سبک ها و ورژن های مختلف) بود، در این چند وقت اخیر هزینه ها طوری شده که خوردن املت یا سوسیس تخم مرغ در محافل مجردی نقش تهیه خوراک اردک را پیدا کرده. 

البته در این روزها، گرانی فقط یقه خوراکی ها را نگرفته و تقریبا تمام اسباب و وسایل لازم برای جوانی را تحت تاثیر قرار داده. بد ندیدیم نگاهی بیندازیم به قیمت گذشته، حال و  آینده برخی کالاهایی که برای یک جوان 18 تا 30 ساله لازم و ضروری است تا ببینیم سرجمع هزینه های «جوانی» چقدر بالا رفته.

پوشیدنی ها

اگر نباشد نمی شود. پوشیدنی ها را می گوییم. هم قیمتش بالاست و هم بنجل و مارک دار دارد. این روزها اگر نیت کنید و سری به راسته های لباس و کفش فروشی بزنید می بینید که هم مغازه دارها می نالند و هم مشتری ها؛ ناله آن گروه اولی از بی مشتری ماندن اجناسشان است و این گروه دومی از گرانی؛ بنابراین پیشنهاد ویژه این است که تا مدتی همان لباس ها و کفش های انباری را دستی سر و رویش بکشید تا ببینیم چی می شود.

کفش، شلوار و تی شرت

تا همین قبل از عید اگر جوانی هم سن و سال خودمان به نیت خرید بیرون می رفت، می توانست به ترتیب با 35، 25 و 20 هزار تومان و با کیفیت مناسب برای خودش کفش و شلوار و تی شرت بخرد. اما الان همین اجناس با کیفیت پایین تر 60، 45 و 25 هزار تومان هزینه دارد.

چادر کودری

این اواخر به یکی از مدهای دخترانه تبدیل شده بود. با همه استقبالی که دخترها از این نوع چادر کردند قیمتش تا فروردین همین امسال بالا نرفت. ولی امسال افزایش هزینه ها به اینجا هم رسید و قیمت متری چادر بالا کشید.

قیمت: چادر کودری فروردین 90 حدود 18 هزار تومان بود و فروردین امسال یک دفعه 42 هزار تومان شد.



خوردنی ها

با افزایش قیمت ها از خیلی چیزها می شود چشم پوشی کرد، اما نمی شود که نخورد. ولی قیمت خوراکی ها بدون توجه به معده ما همچنان بالا می رود و همچنان ارزان ترین گزینه برای پرکردن معده (با اختلاف زیاد) همان نیمروی معروف است.

تن ماهی

خوشمزه ترین و مقوی ترین گزینه سر سفره جوان های مجرد هنوز هم تن ماهی معروف است. اگرچه تا یک سال پیش می شد با خیالی راحت آن را تهیه کرد اما این روزها قیمت تن ماهی بیشتر از سایر خوراکی های جوانانه بالا کشیده است.

قیمت: تا یکسال پیش با هزار و 200 تومان هم می شد تهیه کرد اما تن ماهی این روزها تا دو هزار و 800 تومان هم قیمت خورده.

نان لواش

قبل تر ها اگر کسی پول به اندازه ای نداشت که تخم مرغ و سوسیس و تن ماهی به اندازه کافی بخرد، سعی می کرد با تعداد نان بیشتر جبران مافات کند و هر طوری هست سیر از پای سفره بلند شود اما با افزایش ناگهانی قیمت آرد نان اضافی هم برای خودش ارج و قربی پیدا کرده است.

قیمت: سوپرمارکتی ها قبل از هدفمندی یارانه ها و افزایش اخیر قیمت نان، هر بسته 5 تایی لواش را 250 تومان می فروختند اما الان خریدن همان بسته 1000 تا 1200 تومان هزینه دارد.

گوجه

برای تهیه املت عنصری حیاتی است. بنابراین قبلا در اکثر منازل دانشجویی و مجردی دو چیز به وفور پیدا می شد؛ گوجه و پیاز! اما الان که قیمت گوجه فرنگی هم بالا رفته چه انتظاری از جوان دارید که این طلای قرمز را به خانه های کم رونقشان راه دهند.

قیمت: قبل از عید حداکثر 1250 تومان بود اما الان 3500 تا 4000 تومان هم می فروشند.

شیر

استاندار تهران در واکنش به افزایش قیمت شیر همان اول کاری تعجب کرده و بعد گفته: «مگر گاوها لاغر شده اند که دیگر شیر نمی دهند؟» اما هرچه هست اینکه آن جوان های باکلاسی که شب قبل از نخوابیدن و صبح قبل از سوارشدن به سرویس شیر می خوردند الان دچار مشکل شده و عادت تغذیه ایشان هم به هم ریخته.

قیمت: تا همین آبان ماه گذشته با 900 تومان شیر بطری می خریدیم اما الان همین بطری شیر با مقدار چشمگیری آب 1400 تومان شده است.



زندگی دیجیتال

بخواهیم یا نخواهیم، دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم، جوان ها برای خودشان سبک زندگی دیجیتالی راه انداخته اند. پس با افزایش قیمت ها و این جور چیزها نمی شود نسل فعلی را از داشتن این سبک زندگی محروم کرد. بنابراین جوان ها هر طور که باشد تلاش می کنند هزینه تهیه زندگی به سبک دیجیتال را برای خودشان فراهم کنند البته با مقدار زیادی چاشنی گرانی!

MP4

از گجت های مورد علاقه جوان ها یکی اش همین نسل MP4 است که قیمت اش با نرخ ارز روز به روز تغییر می کند.

قیمت: مدل مناسبش را قبلا با 30 هزار تومان هم می شد خرید ولی الان کمتر از 60 هزار تومان قیمت نمی خورد.

لپ تاپ

تهیه اش برای اعضای تحریریه یک مجله از نان شب هم واجب تر است. برای جوان های دیگر هم بسته به نوع فعالیت و تحصیلشان ضرورتش تغییر می کند. گفته می شود هرکسی یک روزی کارش بهش می افتد حتی اگر مرده باشد. حالا فکر کنید این وسیله مدرن جدید بلافاصله بعد از افزایش قیمت ارز گران تر از قبل هم بشود و آن وقت است که پشت شیشه مغازه فقط باید تماشایش کنید.

قیمت: باتوجه به مارک ها و انواع زیادی که دارد هزینه های مختلفی را رقم می زند. اما قبل از پیداشدن سر و کله دلار 2000 تومانی در بازار آزاد می شد با یک میلیون و 300 هزار تومان یک مارک معروف با کاربری فوق العاده را خریداری کرد اما الان یک مارک معمولی با کاربری معمولی را می شود با همین قیمت تهیه کرد.

موبایل

کوچولوی دوست داشتنی وصله همه لحظه های جوانانه شده است. قبلا به نسبت اندازه اش می شد هزینه هایش را تحمل کرد اما این روزها حتی تحمل کردنش هم سخت شده است.

قیمت: دیگر خیلی ها دنبال مگاپیکسل و رم و این ظرافت ها نیستند. الان در بازار تهران موبایلی که کار کند و کمترین امکانات را داشته باشد، 120 هزار تومان فروخته می شود در حالی که همین موبایل تابستان سال گذشته 65 هزار تومان بود.

هارد اکسترنال

برخلاف بازار پر رونق اوایل پیدا شدن سر و کله اش در ایران، این روزها کمتر جوانی ترجیح می دهد پولش را ببرد سمت  هارد اکسترنال. بنابراین بازار سیاه فروش انواع دست دومش در میان جوان ها حسابی رونق پیدا کرده است.

قیمت: هارد 500 گیگابایتی با مارک معتبر تابستان سال گذشته 85 هزار تومان بود و الان همین هارد 170 تا 185 هزار تومان معامله می شود.



تنقلات

همیشه خوشحال ترین و ارزان ترین کالاهایی که جوان ها تهیه می کرده اند همین تنقلات بودند. تنقلاتی که لذت پیاده روی ها، فیلم دیدن ها، باهم بودن ها و... را دوچندان می کردند و حتی گاهی باعث افزایش رفاقت و مرام و معرفت می شدند اما این اواخر همین تنقلات هم نوعی مایه داری به حساب می آیند. مهم ترین تنقلاتی که باعث شده سبد خوشحال ماندن جوان ها تغییر کند اینها هستند.

چیپس

خوش خوراک ترین و مناسب ترین کالای خوراکی برای تفریح است که خوشبختانه هنوز قیمتش زیاد تغییر نکرده. تحریریه ما چیپس همراه با ماست را ترجیح می دهد که از بخت بد این روزها، رشد صعودی قیمت ماست هم شروع شده. آخرین وضعیت قیمت چیپس به این صورت است:

قیمت قبلی: 600 تومان

قیمت فعلی با  گاز نیتروژن اضافی: 700 تومان

آدامس

به غیر از آدامس شیک که قیمتش همیشه ثابت مانده، این اواخر مارک های مختلف آدامس خارجی طرفدار پیدا کرده بودند که با افزایش نرخ دلار قیمت های این نوع آدامس ها هم به شدت دچار نوسان شد.

آدامس اوربیت: قبل از گرانی ها 500 و الان 800 تومان

آدامس فایو: قبل از گرانی ها 2 هزار و الان 5 هزار تومان

بستنی

یکی از نوستالژی های کودکی و نوجوانی و جوانی قطعا خوردن بستنی کیم یا قیفی بود. اما الان شاید ناچار باشیم در نزدیکی های فصل تابستان کمی اقتصادی تر به ماجرا نگاه کنیم.

بستنی کیم مگنوم: قبل از گرانی ها 500 تومان، الان 800 تا 850 تومان.

نوشابه های انرژی زا

با اینکه عمر زیدی از ورود مارک های مختلف نوشابه های انرژی زا نمی گذرد، اما در همین مدت کم طرفداران پر و پا قرصی بین جوان ها پیدا کرده اند. البته تهیه این نوشابه ها از همان اول هم هزینه بر بود ولی این اواخر دیگر به یک کالای لوکس تبدیل شده است.

قیمت: تا قبل از افزایش نرخ ارز 2500 تومان بود ولی الان 4000 تومان فروخته می شود.

چگونه قهوه خور حرفه ای شویم ؟!

قهوه چشم های آدم را باز می کند و خواب از سر می جهاند. البته قهوه ها با نگارنده همواره خصومت داشته اند و بگویید صدم میلی متری به باز شدن چشم ها کمک کرده، نکرده اما از آنجا که تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها، توصیه می شود وقت هایی قهوه بخورید که بخواهید هوشیار باشید. می گویند به خاطر کافئینی که دارد و خاصیت محرکش آدم را شارژ می کند و بیدار نگه می دارد. بنابراین اگر صبح ها به ضرب چوب، چماق، چک، لگد، کتری آب جوش و سرد هم از جاتان تکان نمی خورید. 

این بار متمدنانه فنجان قهوه را امتحان کنید. یا بخواهید که امتحانتان کنند! ریختن یک فنجان قهوه در حلق به کنده شدن از تخت کمک می کند. اگر کلاس دارید و استاد شش دانگ حواسش به شماست که چشم هایتان مثل بای سیکل ران شده و با تنه درخت هم باز نمی ماند. یک شات قهوه را زیر صندلی تان امتحان کنید. از کجا می آورید دیگر به ما ربطی ندارد، فقط حواستان باشد در آن هاگیر واگیر، قهوه بدون کافئین ندهند دستتان. بازاری ها کافئین بعضی قهوه ها را با آب یا یک حلال دیگر می گیرند.

در این صورت مجبورید با همان چشمان نیمه بسته به خانه بروید و در خماری اش باقی بمانید. البته هر چیزی به اندازه اش خوب است. به تحقیقات علمی هم گوش نکردید نکردید. بگذارید دعواهاشان که بین خودشان تمام شد و 100 سالی گذشت جدی بگیریدشان. اینها را گفتیم که بگوییم اینکه نوشیدن قهوه از بروز دریابت جلوگیری می کند را خیلی هم جدی نگیرید، بگیرید فقط خیلی جدی نگیرید. پارچ پارچ قهوه خوردن شما را تبدیل به یک معتاد به کافئین عصبی می کند که بیماری های قلبی در کمینش نشسته اند.

آشنایی با اصالت و رگ و ریشه خانواده قهوه ها

هر قهوه ای، قهوه نیست

همچنان که می دانید، دانه های قهوه دانه هایی ریز و بیضوی هستند که عین زبان وسطشان قاچ خورده و درختشان در مناطق گرمسیری می روید. دانه ها ابتدا به رنگ سبز هستند اما وقتی داغ شوند اول رویشان زرد و سپس قهوه ای و برشته می شود. خلاصه که نوشیدی محبوبی است.

اسپرسو و مافیای قهوه ای

این دانه ها که هواداران زیادی در جهان دارند، به دو نوع Arabica و Robusta تقسیم می شوند که اولی گران تر است و عطر و طعمش از باقی بهتر و دومی کافئینش بالاتر است و برای جوانه زدن و رشد قر و ناز اولی را ندارد. طعمش تلخ و ترش است و انواع بهترش در اسپرسو به کار می رود. یادتان باشد که گول اسم های مختلف قهوه هایی که در کافی شاپ ها سرو می شود را نخورید و مرعوب جناب کافی من با آن لبخند پیروزمندانه اش نشوید. 

اصولا همه انواع قهوه، به جز قهوه ترک و فرانسه که خودشان اند، پایه شان اسپرسوست و فقط چهره عوض کرده اند و رد گم. بنابراین هر جا خواستید پشم و پیل سفارش گیرنده را بریزید، نگاهی به منو بیندازید و به رویش بیاورید که همه شان مادرزادی اسپرسو اند. طرف فکر می کند حرفه ای هستید و شاید برایتان قهوه بهتری بیاورد. کیفیت هم عوض نشود لااقل آن لبخند پیروزمندانه که می رود. نمی رود؟

اخیرا در راستای کشف خوراکی های جدید، نگارنده به یک محصول وطنی هم دست پیدا کرده که دور دانه های قهوه لایه نازکی از شکلات کشیده و به عنوان شکلات قهوه و با ظاهری بس زیبا عرضه می کردند. در یک آزمایش، این محصول را به هرکه عرضه کردیم. با اخ و تف گیرنده مواجه شد و تنها  مشتری سالانه اش لابد خودش ماند و خودش. البته این تولیدات به ذات مهربان و برانگیزاننده قهوه لطمه ای وارد نمی کند.

نوع مرغوب چه طوری است؟

قهوه باید روشن باشد. خوش عطر و بو باشد. همچنین دست که می بری تویش پودر یکدست و نرمی داشته باشد. هرچه بهتر پودر شده باشد عطر و طعمش را بیشتر نشان می دهد. ضمنا بسته به اینکه چطور پودر شده باشد، کیفیت بهتری پیدا می کند. مثلا در حالتی که آسیاب می شود چون حرارت بیشتری در زمان پودر شدن تولید می شود کیفیت پودر تولید شده هم بهتر است. بدیهی است که با هزار و یک امکان موجود از هاون گرفته تا دستگاه های قدیمی مادرهامان به نام «یک دو سه» با مارک مولینکس! و... می شود دانه ها را پودر کرد. ضمنا اگر قهوه خور قهارید یا علاقه مندید که باشید، بهتر است برای خودتان یک آسیاب بخرید و هربار که هوس قهوه کردید همان موقع قهوه تان را پودر کنید تا بوی بهتر و بیشتری بدهد. بودادن دانه ها هم فیل هوا کردن نیست. میتوانید خودتان دست به کار شوید. تف دادنش مثل تخمه است. هرچه بیشتر حرارت بدهید. طبیعتا رنگش تیره تر می شود و کافئینش بیشتر آزاد می شود. اسپرسو از همه قهوه ها تیره تر است و مزه اش هم تلخ تر. لاته و فرانسه روشن ترند. اگر کافئین بیشتر می خواهید راه به دست آوردنش سوزاندن قهوه های بی زبان نیست دوست عزیز. از آن دانه های کوچک بی زبان چه توقعی دارید؟


نکته: برای تشخیص کیفیت قهوه فرانسه این کار را بکنید: مقداری از پودر را روی آب بپاشید و منتظر بمانید. نه به اندازه مرور کردن یک فصل از سریال جدیدی که گرفته اید اما می توانید با این بهانه که دارید میزان مرغوبیت کالا را اندازه می گیرید، کمی خانواده را دو در کنید و ضمنا آنها هم احساس کنند مهندس تحویل جامعه داده اند. منتظر چه هستید؟ منتظر این که ببینید قهوه تان ته نشین یا حل می شود یا نه. قهوه فرانسه با کیفیت معقول باید برای مدت طولانی روی سطح آب بماند.

نکته: تفاله اش را دور نریزید

در ظرفی که قهوه را در آن نگه می دارید کیپ کنید که عطرش نپرد. اگر درش را باز گذاشتید و چندی بعد که برای مهمان عزیزتان قهوه مخصوصتان را سرو کردید، دیدید قهوه تان بو و طعم خاک اره می دهد تعجب نکنید. آدمیزاد چوب اعمالش را می خورد در قهوه ای با همین طعم. اگر مزه چوب بهتان نمی چسبد لطفا ظرف در بسته قهوه تان را در یک جای تاریک و خشک و خنک قرار بدهید که نم نکشد. بعضی قهوه ها با گذر زمان طعم و مزه بهتری پیدا می کنند. هرچه بیشتر بمانند ترشی شان کمتر می شود و عطر بهتری می گیرند. جای اینکه تفاله قهوه تان را بخورید یا دور بریزید، آن را بدهید گلدان هایتان بخورند و در لذت خودتان آنها را هم شریک کنید. میزان نیتروژنش بالاست و کود خوبی برایشان محسوب می شود. همین مهربانی ها و توجه نشان دادن هاست که هم آنها و هم شما را شکوفا می کند.

قهوه محبوب ایرانی؟

نه ترک است و نه یونانی. در مالزی و سنگاپور و اندونزی تولید می شود. اما چون ترک ها طرز تهیه اش را کشف کردند، به قهوه ترک معروف شده! وگرنه این بی پدر و مادر اصلیت دیگری دارد. این قهوه، چون غلیظ است و به غلظت ما ایرانی ها می خورد، قهوه مورد علاقه ما ایرانی هاست. ضمنا هموطنان ارامنه مان هم در تهیه این قهوه حرف های زیادی برای گرفتن دارند. ضمن اینکه جاذبه های توریستی هم مانند فال بعد از نوشیدن دارد که کم کم به حرفه تبدیل و همین روزهاست که از مشاغل پردرآمد اعلام شود. این قهوه در فنجان های کوچک سرو می شود و چون موقع سرو یا دم کردن از صافی استفاده نمی شود، ته این مایع غلیظ یک لا یه لرد مانند می نشیند که بهتر است از خیر خوردن آن بگذرید. چون 7 هزار تومان بابت یک قلپ قهوه داده اید ته آن را لیس نزنید، خوبیت ندارد. این ته مانده، تفاله قهوه است و آدم با شخصیت تفاله نمی خورد. البته ما همواره به خوردن این نوع تفاله اصرار می ورزیم ولی اگر سعی در شیک بودن دارید بدانید و آگاه باشید که این تفاله خوری از میزان شیکی شما می کاهد.

طرز تهیه: هر شی مخروطی بی کله ای ارلن نیست. بعضی از آنها که معمولا مسی اند یا استیل و شبیه شیر جوش، ایبریک نام دارند. چهره شان آشناست و زیاد زیارتشان کرده اید و فقط اسمشان را نمی دانستید. حالا که آشنا شدید، یک فنجان کوچک آب داخل ایشان بریزد. یک قاشق (که به روایت های مختلف، سر پر و سر خالی، مرباخوری و چای خوری عنوان شده) قهوه ترک به آن اضافه کنید. اگر قهوه شیرین می خورید همین الان هرچقدر که شکر می خواهید به آن اضافه کنید. این طوری دمای جوش آب بالاتر می رود و قهوه تان بهتر عمل می آید. حالا هم بزنید تا شکر حل شود. اگر هم کلا پیرو شعار زندگی تلخ، قهوه تلخ هستید که فبها. حالا شعله گاز را روشن کنید و شعله را کم کنید. دستتان را بکنید میزان سنجش حرارت و بگیریدش روی آتش. یادتان باشد کباب دست نمی خواهید درست کنید. پس آن را در فاصله ای که ایبریک یا قهوه جوش را قرار است بگذارید بگیرید و از 2001 تا 2003 بشمرید. حرارت باید این قدر باشد که تا این حد دستتان طاقت بیاورد. حالا با دست کباب شده بایستید بالای سر قهوه جوش و منتظر باشید که کف قهوه بالا بیاید. اولین قل را که زد قهوه جوش را بردارید. قرار نیست عین کتری آب جوش قل قل بجوشد. برش دارید دیگر تا کفش از بین نرفته! قهوه ترک خوب باید رویش کف داشته باشد. حالا اگر قرار است برای چند نفر سرو شود کف را تقسیم کنید، بعد خود قهوه را بریزید.

قهوه را به روش های زیادی می شود نوش کرد، هرچقدر خلاقیت جواب بدهد



آفوگاتو، کاپولاته، موکالیزا...

می گویند برای اولین بار چوپان های اتیوپی قهوه را کشف کردند. می دیدند دام هاشان با خوردن دانه های این گیاه شنگول و سرحال می شوند. ظاهرا هی نگاه گوسفندها کردند و با دیدن حال خوش آنها به حال خودشان افسوس خوردند و بالاخره حسادت کار خودش را کرد و آنها هم آن دانه معجزه آسا را چشیدند و پس از آن دیگر با دام ها بر سر خوردن دانه ها دعوا داشتند. بخش دوم این روایت تخیلی است و هیچ ارزشی ندارد. اما اینکه تا سال ها این دانه ها خام خام خورده می شد واقعی است و عاری از تخیل. چون پوسته اطراف دانه قند دارد و شیرین است احساس نمی کردند.

موکا

گول اسمش را نخورید. یک قهوه قاطی پرافاده است که می خواهد با اسم خفنش ملت را گیج و گنگ کند. می توانید به دوستتان که زنگ زده بگویید دارید در کافه موکا می خورید تا کیفش ببرد و رویش هم نشود بپرسد اینکه می گویید یعنی چه. خودتان هم نمی دانید یعنی چه وگرنه پزش را نمی دادید.

طرز تهیه: یک قاشق قهوه را در قهوه ساز برقی بریزید و بگذارید قهوه ساز آماده اش کند. یک لیوان بردارید و دیواره اش را با سس شکلات تزئین یا به قولی آغشته کنید. حالا قهوه را به آن اضافه نموده و یک ترکیب قهوه کاکائو درست کنید. حالا لازم نیست طرز تهیه اش را به همه بگویید. در این صورت زن نمونه و عروس با سلیقه تلقی نخواهید شد بلکه اسامی دیگری برایتان در نظر می گیرند که شما هرگز از آنها مطلع نخواهید شد. حالا که کسی نمی داند شما چه هستید، می توانید روی قهوه را هم با کافی میت یا پودر شکلات یا کاکائو تزئین کنید. و اینک یک اجی مجی که شما را دو، سه لول با کلاس تر می کند. روی لیوان موکاتان کف شیر بریزد و حالا موکا تبدیل به موکاپینو می شود. اگر کف خامه و جای کف شیر بریزید که دیگر مکش مرگ ما تر هم خواهد بود و وسوسه انگیزتر. عجب باکلاس شیادی هستید شما!

اسپرسو

این نوع قهوه را آقای «لوییجی بتزرا»ی ایتالیایی در سال 1903 معرفی کرد. در این روش دم کردن، دوسوم قهوه ای که در فرانسه استفاده می شود را با مقدار کمی آب دم می کنند. البته نه در قهوه جوش که در دستگاه. دستگاه زود قهوه را دم می آورد و فرصت نمی دهد ترکیبات نامطلوب هم از آن استخراج شوند. حالا اگر دستگاهش را دارید در خانه و می خواهید آن را درست کنید یادتان باشد آبی که استفاده می کنید سرد و تازه باشد. 

فنجان ها را هم قبل اینکه در شان اسپرسو بریزید گرم کنید. فنجان ها سرد باشند آن یک لقمه اسپرسو فوری سرد می شود. باید روی اسپرسوتان خامه قهوه یا یک رویه کاراملی رنگ باشد. اگر احتمال می دهید که رویه کاراملی رنگ باشد. اگر احتمال می دهید نیست، تا می توانید قهوه را از بالا بریزید تا حسابی کف کند و کسی متوجه دستپخت تان نشود. گرم کردن فنجان ها هم در این صورت بی معنی خواهد بود. از آن فاصله که شما گرفته اید از دوش هم بیاید یخ می کند تا به زمین برسد.

کاپوچینو

بعد از این همه سال زندگی با آبرو آیا درست است که سر یک فنجان قهوه بی آبرویی به خرج دهید و کاپوچینو را در فنجان معمولی سرو کنید؟ این استاد معظم کف و خون، ببخشید کف و شیر باید در فنجان های پهن سرو شود که یک جور رهاشدگی را در خود دارند. حالا که فنجان آماده است با ترکیب یک سوم اسپرسو، یک سوم شیر داغ و یک سوم کف شیر یک کاپوچینو بسازید. می توانید برای غلیظ تر شدن، یک اسپرسوی دیگر هم به آن اضافه کنید. کمی پودر نسکافه روی کف بریزید. شکر هم اگر خواستید یا باید اول به اسپرسو اضافه کنید یا بگذارید به عهده خورنده. حالا همین طور که دارید کاپوچ می خورید به این فکر کنید که چرا روی کاپوچ لکه لکه است؟ پاسخ: روایت است که کاپوها دوره گردهای ایتالیایی بودن که آفتاب صورتشان را لکه های ریزی انداخته بود. روی کاپوچینو هم مقداری نسکافه می ریزند تا لکه لکه شده و بتوانند به آن بگویند کاپوچینو. سوال بعدی: این حرکت از شدت عشق به کاپوها می آید یا به خاطر تحقیرشان است؟

کافه لاته

به لاتیش نگاه نکنید. طبل توخالیست. بیشترش شیر است تا قهوه ولی با این حال ادعایش می شود. این قهوه یک جور اسپرسوی غلیظ است که روش را مقدار زیادی شیرداغ می ریزند و رویش هم یک لایه کف شیر. مثل کاپوچینو است ولی نسبت مقدار کف شیر و شیر داغ و اسپرسویش فرق می کند. در کاپوچینو این نسبت ها مساوی است ولی در لاته شیر دو برابر اسپرسو است  و کفش هم کمتر.

کافه گلاسه

اصولا قهوه را می شود با خیلی چیزها قاطی کرد و چیزهای تازه به دست آورد. مثلا شاید بشود آن را با خریزه یا طالبی هم قاطی کرد و قاط زد. کافه ها ترکیب های این چنینی اند که مواد ترکیبی شان از مواد ترکیبی پیشنهادی ما هوشمندانه تر انتخاب شده و ترکیب وصفی خوبی ساخته. کافه گلاسه یکی از همین هاست که یک جور دسر سرد است با قهوه. برای تهیه آن دو لیوان بستنی وانیلی را با یک فنجان خامه رقیق مخلوط می کنند. یک فنجان و نیم قهوه را هم شکر می زنند. بعد این دو را با هم مخلوط می کنند و می گذارند در فریزر که قوام بیاید. کافه گلاسه را باید در لیوان بخورید نه در فنجان.

شیر قهوه

و اینک روشی دیگر برای خوردن قهوه. یک فنجان قهوه (اسپرسو یا فرانسه) را با کمی پودر شکلات یا دارچین به شیر جوشیده اضافه کنید یا برعکس. شیرتان داغ داغ نباشد حول و حوش 75 درجه خوب است! یک لا یه کف شیر هم اگر روی آن بریزید که نور علی نور است. می توانید قهوه را آخر سر بریزید. در این صورت آرام و از وسط فنجان که کف را خراب کنید، این کار را بکنید. همین طور شره نکنید قهوه را در آن. حالا کمی پودر قهوه با دارچین هم برای تزئین. شیر قهوه ما آماده است.

میلک شیک قهوه

این هم یک دسر سرد دیگر. دو فنجان شیر با یک قاشق شکر و چهار قاشق بستنی وانیلی و قهوه سرد و غلیظ را مخلوط کنید و بریزید توی مخلوط کن و چند دقیقه بزنید. حالا آن را بریزید در یک لیوان که از قبل سرد شده. به همین سادگی، به همین خوشمزگی.

فرانسه

این قهوه هم ربطی به فرانسه ندارد و در برزیل عمل می آید اما چون آقای ژان پاتیست دو بلوا آن را برای اولین بار در فرانسه تهیه کردند، به قهوه فرانسه معروف شده. پودر قهوه فرانسه درشت تر از ترک و اسپرسو است و ویژگی قهوه فرانسه این است که کمی چرب تر است و چند ساعت می شود آن را گرم نگه داشته. بیشتر ایرانی ها قهوه سازی که در خانه دارند برای قهوه فرانسه است که البته می شود استفاده بهینه ازش کرد و اسپرسو را هم با همان تهیه کرد.

نسکافه

یک جور قهوه فوری است خوراک تنبل ها و آدم هایی که اغلب نسبت های بدی متوجهشان است. از ما می شنوید اصلا طعم یک قهوه واقعی را ندارد. بیشتر توهم قهوه است تا خودش اما به هر حال کاچی به از هیچی است و ضمنا می شود با ترفندهایی خوشمزه ترش هم کرد؛ مثلا می توانید نسکافه کلاسیک را با گلد به نسبت پنج به دو یا چهار به یک مخلوط کنید. آب جوش یا شیر یا اگر عشقتان کشید هر دو را به آن اضافه کنید. از آنجایی که چیزهای عشقی خوشمزه تر از چیزهای حساب کتابی است، کافی میت را کاملا عشقی جایگزین شیر کنید تا نتیجه خوشمزه تر شود. کافی میت چرب تر است و بر همگان روشن است که راز خوشمزگی در چربی بیشتر است. حالا که کار به اینجا کشیده و دست ها رو شده، کمی خامه هم اضافه کنید. درست است که دست ها رو شده اما دل و روده قوطی خامه را بگذاریم پنهان بماند و همه قوطی خامه را خالی نکنید. یک قاشق کوچک فقط حالا روی فنجان قهوه فوری تان کمی کف شیر بریزید بعد رویش را پودر قهوه یا کاکائو یا دارچین بریزید و بعد با خلال دندان رویش دو قلب بکشید که تیری از میانش رد شده. این است یک قهوه فوری عشقی.

آفوگاتو و غیره

یکی از ژانگولرهایی است که یکی یک جایی زده و اعتماد به نفس ارائه اش را داشته. شما هم می توانید کسی باشید که آفوگاتویی دیگر به دنیای قهوه ها ارائه می کنید اگر بدانید که آفوگاتو چیست. یک فنجان اسپرسوست که یک قاشق بستنی را در آن انداخته اند. همین! همین شده یک دسر که بعد از ناهار و شام خورده می شود. آیا شما از این آفوگاتوساز هم کمترید؟ دست به کار شوید و تا همه بستنی ها تمام نشده چند قاشق دیگر به آن اضافه کنید و اسم خودتان را بزنید بغلش. ابتکارهای دیگر فعلا زده شده. مثلا اسپرسو کن پنا یک اسپرسوی معمولی است که روی سطحش خامه زده شده دارد با شکلات تلخ، دوپیوو، اسپرسوی دوبل است یعنی دوبرابر یک اسپرسوی معمولی قهوه دارد. موچا اسپرسوی معمولی است همراه با شکلات داغ و شیر گرم که در یک لیوان شیشه ای سرو می شود. کافه فردو اسپرسوی معمولی است فقط سرد شده! این نوشتار خرد است. شما هم با افزودن به آن به گسترش جامعه کافی دوست ها کمک کنید.



قهوه سازی

کف زن: یک چیزی است در مایه های همان هم زن. ارزان است و اگر قهوه خور حرفه ای هستید خوب است یکی از اینها را هم داشته باشید. نگران نباشید جیب شما امن خواهد ماند و ضمنا با آن می توانید برای پذیرایی از خودتان و دیگران سلیقه به خرج بدهید و دل مهمان را کف بروید. وقتی از کف زن استفاده می کنید اگر حالش را داشتید و نگران چربی تان نبودید کمی خامه هم به آن اضافه کنید تا نتیجه کارتان سنگین تر و حجیم تر و خوشمزه تر شود. یادتان باشد هرچه کمتر کف بزنید بیشتر از کفتان می روند.

آسیاب: جهت پودر کردن دانه های قهوه است. صدای خرت خرت خوبی وقت سابیدن قهوه درست می کند که به تنهایی می تواند مسکن اعصاب باشد. البته برای شما، نه برای شنونده.



قهوه خوری

آب سرد را بگذارید کنار فنجان قهوه تان. هم یک لیوان آب سرد که حاشیه بیرونیش بخار گرفته هم خوشگل و شیک است هم ملت فکر می کنند قهوه خور حرفه ای هستید. حالا قبل خوردن قهوه اول آب سرد بخورید. این طوری کامتان آماده می شود تا طعم قهوه را بهتر جذب کند. بعضی ها قبل خوردن قهوه ترک بعد ناهار یک لیوان عرق نعنا می خورند. بعضی ها هم آن را با طعم های مختلف قاطی می کنند. مثلا کمی هل یا دارچین یا شکلات می ریزند تویش که البته به نظر ما بسیار کار لوسی است. آخر کار اگر می خواهید کافئین کمتر وارد خون مبارکتان شود لیوان آبتان را تمام کنید. آب زحمت دفع بخش زیادی از کافئین را می کشد. نکته کاربردی دیگر اینکه: ظاهرا بوییدن دانه های قهوه بعد از آشپزی کمک می کند اشتها برگردد. چون جنبش مولکول های قهوه کمک می کند مولکول های غذا از گیرنده های بویایی بینی جدا شوند. 



دانستنی های سیاسی – جغرافیایی قهوه

گفته می شود قهوه بعد از ورود اسلام و حرام شدن مشروبات الکلی بین مسلمانان رواج پیدا کرد تا جایگزین نوشیدنی های سابق باشد.

*قهوه زمان صفوی ها جای خودش را بین ایرانی ها باز کرد و تا قرن نوزدهم که چای نوشیدنی غالب مردم شد همچنان محبوب بود. ظاهرا ابن سینا در کتاب خود شرح جامعی در مورد قهوه آورده. البته ایرانی ها در آن عصر به آن بونو (Buno) می گفتند که هنوز در اتیوپی همین واژه برای آن استفاده می شود. علی الظاهر ابن سینا قهوه را به منظور تحریک بیماران افسرده استفاده کرده است.

*خوردن قهوه در دوره ای کوتاه در اوایل قرن شانزدهم میلادی برای مسلمان ها حرام شد تا قبل آن این نوشیدنی را تحت عنوان «نوشیدنی مسلمانان» هم می شناختند.

قهوه در واقع «قهوه البن» بوده یعنی شراب گیاه بن.

*اولین قهوه خانه یا کافی شاپ جهان سال 1475 در استانبول تاسیس شد.

*یمن در قرن پانزده مرکز صادرات قهوه به شهرهای بزرگ خاورمیانه و قاهره و استانبول بود.

*اولین کافی شاپ اروپایی ها در دهه 50 میلادی در آکسفورد و لندن و ونیز افتتاح شدند.

*اولین دستگاه اسپرسوساز خانگی سال 1822 در فرانسه ساخته شد. ایتالیایی ها 1905 اولین دستگاه اسپرسوساز تجاری شان را ساختند.

*دولت سوئد دوبار مصرف قهوه را به خاطر حمایت از اقتصاد ملی ممنوع کرد. 1756 و طی 1817-1822 که موفق هم نبود.

یادگیری زبان انگلیسی به سبک ثروتمندان

شاید باورتان نشود ولی دور و بر خودمان خانواده هایی هستند که حاضرند به جای فرستادن فرزندان شان در فصل تابستان به یک کلاس زبان انگلیسی در نزدیکی محل سکونت خود، هفته ای یک و نیم تا دو میلیون تومان هزینه کنند و طی دوره های دو، سه ماهه آنها را به خارج از کشور بفرستند! 

با نزدیک شدن به فصل تابستان و تعطیلات تابستانی، فعالیت موسساتی که کمپ های این چنینی برگزار می کنند به شدت زیاد شده و اگر روزنامه ها و سایت ها را نگاهی بیندازید تبلیغاتی از این دست را زیاد مشاهده می کنید: «کمپ تابستانی آموزش زبان انگلیسی در خارج از کشور»، «برگزاری دوره های زبان تابستانی در کشورهای استرالیا، نیوزیلند، کانادا، انگلستان و سنگاپور برای دو گوره بزرگسالان بالای 18 سال و کودکان از 7 تا 17 سال و...».

گزارش امروز نگاهی دارد به جزییات برگزاری این کمپ ها و خانواده های مرفه ای که چنین هزینه هایی را برای چشم و هم چشمی انجام می دهند.



زبان در خدمت تفریح!

این دوره های تابستانی که قرار است به شما زبان انگلیسی یاد بدهد در کشورهای زیادی برگزار می شود و هرکدام طرفداران خاص خودش را دارد. انگلیس، مالزی، استرالیا، سنگاپور و حتی دوبی و مالت! 

در همه این کشورها شما قرار است با قرار گرفتن در محیط آنها زبان انگلیسی یاد بگیرید، حتی اگر آنجا دوبی باشد و مردمش به زبان عربی صحبت کنند! این دوره های تابستانی شامل چه امکانات و خدماتی هستند؟ جالب تر می شود بدانید در این دوره های آموزشی، تفریح بخش مهمی را به خود اختصاص داده و موسسات بر این بخش از امکانات آموزشی خود تاکید می کنند.

1- این دوره های آموزشی بسته به نوع کشور و نوع آموزشگاه از دو هفته وجود دارد تا 11 ماه. خود شما هستید که باتوجه به بودجه و زمان تان طول دوره را مشخص می کنید.

2-  این دوره ها عموما در کمپ هایی برگزار می شود که کشورهای میزبان برای این امور تدارک دیده اند. در این کمپ ها دانشجویان کشورهای دیگر هم حضور پیدا می کنند و ترکیبی از همه ملل ها به وجود می آید. در کلاس هم این طور نیست که فقط ایرانی ها حضور داشته باشند، بلکه تمامی این افراد در کلاس ها همراه شما می نشینند و زبان یاد می گیرند.

3- تامین محل اقامت که مهم ترین بخش این کلاس ها را تشکیل می دهد هم به عهده همین موسسات است. یعنی شما با هزینه ای که پرداخت می کنید در هتل یا آپارتمان های از پیش تعیین شده آنها اقامت پیدا می کنید و کلیه رفت و آمدها هم به عهده خود متصدیان این موسسات است.

4- کلاس های آموزشی پنج روز در هفته برگزار می شود، حدودا هفته ای 20 تا 25 ساعت. کلاس ها هم عموما از ساعت 9 صبح تا 12 ظهر برگزار می شود و بقیه زمان ها دست خودتان است.

5- تفریح و گردش بخش مهمی از این دوره ها را شامل می شود. بعدازظهرها این موسسات شما را به سیاحت و گردش می برند. غواصی، اسب سواری، فوتبال، اسکواچ، تورهای گردش در شهر، بازدید از موزه ها و اماکن تفریحی و... شامل این تفریحات است. از یکی از این موسسات می پرسیم اگر قرار است در این دوره ها زبان یاد گرفته شود چه لزومی به برگزاری برنامه های تفریحی است که متصدی آن در جواب می گوید: اگر در محیط این چنینی باشد زودتر زبان یاد می گیرید!

6- حالا که با شرایط و امکانات این دوره ها آشنا شدید، می رسیم به بحث هزینه ها. شهریه های این دوره ها در اکثر کشورها یکسان است که عموما هفتگی محاسبه می شود و معمولا چیزی در حدود هفته ای 700 تا 900 دلار (یک میلیون و دویست تا یک میلیون و ششصد هزار تومان) محاسبه می شود. با این حساب اگر شما بخواهید سه ماه تابستان را در این کلاس ها آموزش ببینید باید چیزی در حدود 14 تا 19 میلیون تومان فقط برای شهریه کنار بگذارید. شهریه ها شامل هزینه کلاس ها، اقامت، کتاب ها، گردش و... است. نکته مهم آن است که در برخی از این موسسات هزینه های خورد و خوراک هم به عهده خود شماست و در برخی دیگر این گونه نیست. از طرف دیگر هیچ کدام از این موسسات هزینه بلیت رفت و برگشت، اخذ ویزا و... را پرداخت نمی کنند و همه آنها به عهده خود شماست. با این حساب برای یک دوره سه ماهه حداقل باید چیزی در حدود 17، 18 میلیون تومان هزینه کنید!



جزیره مالت ویژه کودکان

از نکات جالب توجه این است که موسسات فوق در فصل تابستان دوره های جداگانه ای را ویژه کودکان و نوجوانان برگزار می کنند که شرط ثبت نام در آن این است که متقاضیان بین 7 تا 17 سال سن داشته باشند. در این دوره ها هم هزینه ها تقریبا به همان شکل است و همه امکانات تفریحی توضیح داده شده را هم شامل می شوند. 

جالب است بدانید یکی از دوره های ویژه کودکان که برای تابستان امسال متقاضیان زیادی پیدا کرده در جزیره مالت برگزار می شود. این موسسات از طریق سفارت اتریش برای فرزندان شما ویزا می گیرند و آنها را رهسپار دیار فرنگ می کنند. 

یکی از نکات مبهم اما در نحوه نگهداری بچه ها و همچنین مربیانی است که به آنها آموزش می دهند. اکثر این موسسات پاسخ درستی در این زمینه نمی دهند و فقط می گویند خیال تان راحت باشد!

اخلاقش را باب ميلتان تغيير دهيد

در اطراف‌مان زن و شوهرهای زیادی می‌بینیم كه بعد از چند سال زندگی مشترك، از آن شادابی روزهای اول برای‌شان هیچ چیز نمانده‌است و زندگي‌شان شده كسالت، روزمرگی، دلسردی. آن‌ها آنقدر به یك‌جا نشستن عادت كرده‌اند كه خوشی‌های زندگی را گم كرده‌اند. شكی نیست كه تغییرات در زندگی هر آدمی لازم است، زندگی مثل آب است، آب‌ها اگر جاری نباشند، می‌گندند، زندگی هم مثل آب باید جاری و در حال تغییر باشد تا تازه و زنده بماند. در طبیعت هم همه چیز مدام در حال تغییر است و زیبایی هستی هم به دليل همین در جریان بودن است. اصولا هر چیز را بخواهید در جایی نگه‌دارید شروع به گندیدن و فاسد شدن می‌كند. خود آدم‌ها هم اگر بخواهند از نظر درونی و روانی بدون تغییر بمانند و مدام مثل گذشته رفتار كنند، زندگی خوشایندی نخواهند داشت.



دايره امن داريد؟

برای بیشتر آدم‌ها تغییر كردن كاری دشوار است، اكثر آدم‌ها دوست دارند در همان نقطه كنونی و در دایره امن زندگی‌‌شان زندگی كنند. همه آدم‌ها در زندگی دایره‌ای امنی را برای خودشان تعریف كرده‌اند و به این دایره امن عادت كرده‌اند، در واقع این دایره امن همان رفتارها و كارها و حرف‌های همیشگی است و آدم‌ها دوست دارند در همان حدود باقی بمانند و به‌طور طبیعی هم به همان نتایج همیشگی برسند، معمولا بیرون‌آمدن از این دایره امن كه مساوی با تغییر است، كار سختی است. می‌توان دایره امن زندگی آدم‌ها را به كیسه خوابی تشبیه كرد كه در محیط‌هایی مثل كوهستان استفاده می‌شود. وقتی فرد در كیسه خواب می‌خوابد دیگر نمی‌تواند به راحتی بدن و دست‌هایش را تكان دهد و آزادی عمل چندانی نخواهد داشت و فقط در یك جای گرم و نرم خوابیده‌است، در زندگی نیز گاهی آدم‌ها در كیسه خواب (دایره امن‌شان) زندگی می‌كنند و دوست دارند محیط پیرامون زندگی‌شان تغییری نداشته باشد و همه‌چیز در ثبات باقی بماند و در واقع در خواب عادت‌های‌شان باقی می‌مانند. به همین دلیل به مرور شادابی و نشاط زندگی‌شان از دست می‌رود و زندگی دچار رخوت و روزمرگی و كسالت می‌شود.



تغيير از درون آغاز مي‌شود

خیلی‌ها هستند كه مدام به‌دنبال تغییر دنیای اطراف، جامعه و... هستند، این افراد باید بدانند تغییر همیشه از درون خود فرد آغاز می‌شود، وقتی شما از درون تغییر كنید پیرامون‌شما هم تغییر می‌كند. من مراجعانی داشتم كه وقتی خودشان را تغییر دادند،  اظهار كردند كه احساس می‌كنند دنیای‌شان عوض شده و حتی رفتارهای همسرشان نیز تغییر كرده است، چون تغییر رفتارهای آن‌ها به‌طور ناخودآگاه روی همسرشان هم اثر گذاشته و در او انگیزه ایجاد كرده و تشویق به تغییر كرده ‌است و در نتیجه رفتارهایش هم عوض می‌شود.



شباهت ازدواج و گلدان گل

معمولا زوج‌ها ابتدا كه با هم آشنا می‌شوند برای هم تازه هستند و زيبايي‌های فراوانی برای هم دارند، حرف‌ها، رفتارها، هدیه‌ها و... هم جدید و جالب است و یكی از دلایلی هم كه به سمت هم كشش پیدا می‌كنند همین تازگی است اما به مرور و بعد از مدتي از ازدواج این تازگی كنار می‌رود و زندگی به یك تكرار و یكنواختی می‌رسد. تا جایی كه دیگر زن و شوهر برای هم حرف جدیدی ندارند و حتی گاهی هیچ حرفی با هم ندارند و مسلما این یكنواختی برای هیچ‌كدام از زوج‌ها خوشایند نیست. زوج‌ها باید تازگی و تغییرات را در زندگی‌شان ایجاد كنند تا زندگی‌شان زیبا باقی بماند. زندگی زناشویی همانند یك گیاه در گلدان است، یك گیاه را اگر بخواهید سرحال و تازه بماند باید مرتب به آب، خاك، نور و.... آن رسیدگی كنید، زندگی زناشویی هم مدام نیاز به توجه و رسیدگی دارد.



به‌دنبال خوشحال‌كردن هم باشید

در روزهای اول ازدواج 2 نفر حرف‌های جدید و تازه فراوانی برای هم دارند، مدام به‌دنبال تعریف یك چیز تازه یا پوشیدن یك لباس جدید یا نشان دادن چهره‌ای نو... هستند، در این روزها هر 2 می‌خواهند یكدیگر را خوشحال كنند تا هر 2 از رابطه لذت ببرند اما بعضی از زوج‌ها بعد از گذشت چند سال فراموش می‌كنند كه آن روزها مهم‌ترین هدف‌شان خوشحال كردن یكدیگر بود. درتحقيقي كه صورت گرفته، زوج‌هایی كه در زندگی ضمن این‌كه به هدف‌های شخصی خود می‌پردازند، به‌دنبال راه‌حل‌هایی برای شادكردن و افزایش لذت یكدیگر هستند، زندگی بهتری دارند. شاد كردن طرف مقابل یعنی این‌كه ما فرصت‌هایی را ایجاد كنیم كه همسرمان تجربه‌های جدید به دست آورد مثلا با هم به سفر‌هایی برویم كه از شكل عادی زندگی فاصله داشته باشد. باید تلاش كنیم كه برای یكدیگر تازه، زيبا و پرانرژی باشیم، هدف ما باید این باشد كه برای یكدیگر روزی زیبا را بسازیم و يكديگر را خوشحال كنیم.



آفتي به نام روزمرگي

اگر تجربه روزهای اول ازدواج‌تان را به دليل بیاورید، حتما ذوق و شوق و انرژی آن روزها را به یاد دارید؛ روزهایی كه همه چیز برای‌تان تازگی داشت و مرتب دوست داشتید بگردید، ‌جست‌وجو كنید، با همه مشورت كنید و كارتان را به نحو عالي انجام دهید اما بعد از مدتی همین كاری كه اینقدر برای‌تان تازگی داشت تبدیل به امور روزمره می‌شود و دیگر از آن لذت نمی‌برید تا جایی كه زمان‌هایی هم خسته‌كننده می‌شود، دقیقا در همین نقطه است كه باید 2 اتفاق بیفتد یكی تغییر درون شما، تا نوع نگاه‌تان عوض شود و دیگری تغییر در رفتارهای‌تان، یعنی درست در زمانی كه احساس می‌كنید درحال افتادن در دام روزمر‌گی‌ها هستید باید از خلاقیت‌های‌تان استفاده كنید، توانایی‌های‌تان را كشف كنید تا به نوعی راه‌های جدید را باز كنید، در زندگی زناشویی نیز به همین ترتیب، ابتدا خوب و دوست‌داشتنی است ولی به مرور زندگی اسیر روزمرگی‌ها می‌شود، اینجاست برای نجات زندگی مشترك‌مان از تغییر كمك بگیریم.



انسان تغيير مي‌كند

گاهی پیش می‌آید كه زن یا مرد از همسرش شكایت می كند كه تو تغییر كرده‌ای و دیگر همان آدم گذشته نیستی و... در این حالت 2نكته وجود دارد یا در همان مراحل آشنایی 2 طرف شناخت كافی از هم به دست نیاورده‌اند یا یكی از طرفین در روزهای آشنایی خود واقعی خودش را نشان نداده در نتیجه وقتی با حقیقت هم مواجه می‌شوند جا می‌خورند و غافلگیر می‌شوند. اما نكته دوم اينكه به‌مرور زمان آدم‌ها تغییر می‌كنند، در واقع همه آدم‌ها هر 7 سال تغییرات درونی و روانی فراوانی دارند، برای مثال دهه20 زندگی ما با دهه 30 یا 40 زندگی‌مان خیلی متفاوت است و این قانون زندگی است. اگر قرار باشد كه شما مثل 20 سال پیش خود بیندیشید، عملا دیگر زنده نیستید اما در زندگی وقتی یكی شروع به تغییر دادن باورها و نگاهش داشته باشد، دوست دارد به‌دنبال رفتارها و كارهای جدید باشد، اگر همسر او مقاومت كند و مقابل تغییرات او بایستد، عملا به زندگی مشترك‌شان لطمه می‌زند، آدم‌ها باید تغییر كنند و نباید مانع آن‌ها شد.



برويد به كشف ناشناخته‌ها

بیشتر آدم‌ها به خاطر ترس‌های‌شان است كه نمی‌توانند تغییر كنند، آن‌ها از ناشناخته‌ها می‌ترسند و اكثر آدم‌ها چون از ناشناخته‌ها می‌ترسند و نمی‌دانند چه می‌شود، ترجیح می‌دهند در نقطه كنونی یا همان كیسه‌خواب منطقه امن‌شان باقی بمانند، در حالی‌كه متوجه نیستند همین یك‌جا ماندن، باعث شده‌است كه احساس خوبی نداشته باشند چون طعم واقعی زندگی در كشف ناشناخته‌هاست، برای مثال همه ما وقتی به سفر می‌رویم دوست داریم همه جاهای ناشناخته و دیدنی آن منطقه را ببینیم و اگر موفق شده‌باشیم بعد از سفر به خاطر كشف ناشناخته‌های فراوان انرژی فراوانی داریم، یعنی در زندگی هرجا كه موفق به كشف ناشناخته‌ها شده‌ایم زندگی برای‌مان شیرین‌تر شده‌است.  اگر بخواهید مانع تغییر همسرتان شوید ممكن است او به دلیل احترام یا عشقش نسبت به شما دست از تغییرات خودش بردارد ولی باید در نظر داشته باشید مقاومت شما در برابر تغییرات همسرتان می‌تواند باعث كدورت، دلسردی، خشم، كینه، آسیب به رابطه و... شود.



چه تغییراتی خوب است؟

تا جایی كه به دیگران آسیب نرسد خوب است كه تغییر كنیم، در حقیقت در یك زندگی مشترك، تغییرات شخصی باید تا جایی باشد كه به طرف مقابل آسیب نرساند، اگر ما در رابطه‌های‌مان بازی برنده- برنده را رعایت كنیم مسلما زندگی خوبی خواهیم داشت، یعنی باید هر دو در زندگی راضی و برنده باشیم، نه فقط یك نفر. در واقع زمان‌هایی كه در حال تغییر هستیم باید توجه كنیم، آیا همان‌طور كه من از این تغییر راضی و خوشنود هستم، همسرم هم راضی و خوشحال هست؟! یا نه اين موضوع باعث آسیب‌دیدن او می‌شود. یعنی تغییرات تا جایی خوب است كه به كسانی كه با شما زندگی می‌كنند آسیب نرساند اما اگر تغییر همسرتان به شما هیچ آسیبی نمی‌زند ولی باز هم در مقابل او مقاومت می‌كنید، باید در خودتان ریشه‌ها و ترس‌های‌تان را جست‌وجو كنید نه این‌كه در مقابل او بایستید.

اگر بخواهید مانع تغییر همسرتان شوید ممكن است او به دلیل احترام یا عشقش نسبت به شما دست از تغییر بردارد ولی باید در نظر داشته باشید مقاومت شما در برابر تغییرات همسرتان می‌تواند باعث كدورت، دلسردی، خشم، كینه، آسیب به رابطه و... شود



اگر مي‌توانيد گفت‌و‌گو كنيد

گاهی در زندگی 2 طرف آن‌قدر دیدگا‌ه‌های‌شان تغییر می‌كند كه دیگر همچون گذشته همدیگر را نمی‌فهمند، در اینجا اول باید به خود بیندیشید كه آیا می‌توانید همسرتان را در تغییرات‌‌تان درونی‌تان سهیم كنید؟ یعنی درباره درون خودتان با او صحبت كنید، وقتی فضای گفت‌وگو بین زوجین وجود نداشته باشد دیگر همدیگر را درك نمی‌كنند. اگر شما و همسرتان تغییرات خیلی زیادی داشته‌اید، در صورتی كه بتوانید با هم گفت‌وگو كنید، می‌توانید مشكل را حل كنید. در خلال گفت‌وگو ممكن است مثلا شما احساس كنید كه می‌توانید درباره دیدگاه‌های طرف مقابل فكر كنید و حتی در مورد خودتان اجرا كنید یا بلعكس، در این صورت احتمالا مشكل‌تان حل می‌شود اما اگر فضای گفت‌وگو وجود نداشته باشد و آسیب‌رساندن به طرف مقابل هم برای طرفین مهم نباشد، تغییر می‌تواند به زندگی مشترك آسیب برساند.



همسرتان باید در جریان تغییرات شما باشد

اگر احساس می‌كنید از نظر درونی در حال تغییر هستید، طرف مقابل را در جریان تغییرات‌تان بگذارید، مثلا اگر در روزگار گذشته آدم خوش مشرب و اهل رفت وآمد بودید و چند وقتی است به هر دلیل دیگر چندان رفت‌وآمد را دوست ندارید و... بهتر است با همسرتان درباره احساسات و این تغییرات‌تان صحبت كنید، چون ممكن است او این تغییر رفتار شما را به حساب خود یا دلسردی شما از زندگی مشترك یا... بگذارد و در نتیجه سوءتفاهم‌های فراوان شوند، بهتر است با او از تغییرات درونی‌تان صحبت كنید تا از یكدیگر فاصله نگیرید.

چگونه اخلاق بدتان را تغيير دهيد

اول از همه باید ببینید چه رفتاری را می‌خواهید تغییر دهید تا با توجه به آن راه‌حل مناسب پیدا كنید اما به‌طور كلی هیچ‌وقت نباید بیش از حد كمال‌گرا باشید و از خودتان انتظار بیش‌ازحد داشته ‌باشید. در مورد تغییر درونی یك رفتار باید كمی صبور باشيد. معمولا تغییرات درونی بعد از 3ماه خودشان را نشان می‌دهند و آثار و نتایج آن دیده می‌شود، یعنی زمانی طول می‌كشد كه تغییری كه در درون تصمیم آن را گرفته‌ایم در بیرون و رفتارها خودش را نشان دهد، البته حواس‌تان باشد كه بعد از تغییر هم شما همیشه تمایل به برگشت به رفتارهای گذشته را دارید. مثلا فرض كنید می‌خواهید زودجوشي خود را اصلاح كنید، احتمالا روزهای اول خیلی سخت است ولی باید توجه كنید هر لحظه نسبت به رفتارهای‌تان آگاهی داشته باشید، مثلا با خود بگویید من می‌توانم به‌سرعت عصبانی شوم ولی قرار است این زود عصبانی شدن را تغییر دهم. اوایل این آگاهی بعد از رفتار شما می‌آید یعنی داد می‌زنید بعد یادتان می‌افتد نباید داد می‌زدید. وقتی این آگاهی ادامه پیدا می‌كند، كم‌كم به قبل از رفتار شما انتقال می‌یابد یعنی بعد از مدتی وقتی در حال عصبانی شدن هستید،  به‌خودتان هشدار می‌دهید كه ببین تو نباید عصبانی شوید، بعد برای عصبانی نشدن مثلا اتاق را ترك می‌كنید یا آبی می‌نوشید یا...خود این آگاهی كمك می‌كند رفتار شما تغییر كند اما این تغییر رفتار زمان می‌خواهد، نیاز به تصمیم درونی و آگاهی شما دارد و علاوه‌بر این نیاز به تمرین دارد مثلا هر فرصتی را در مقابله با افراد مختلف تبدیل تمرینی برای فروخوردن خشم‌تان كنید.



چگونه  اخلاق همسرتان را تغيير دهيد

ما نباید انتظار داشته باشید كه طرف مقابل را تغییر دهیم چون هیچ‌كس تغییر نمی‌كند مگر اینكه خودش بخواهد. اگر زوج‌ها با این فرضیه با هم ازدواج كنند كه در آینده همدیگر را تغییر دهند باید بدانند این اتفاق نمی‌افتد و اگر شما همسرتان را همانگونه كه هست نپذیرید، دچار مشكل خواهید شد. اگر مدام بخواهید یكدیگر را تغییر دهید تمام زندگی تبدیل بحث و جدل و دعوا می‌شود.

از خودتان سوال كنید كه آیا من، طرف‌مقابل را با همه ویژگی‌هایی كه دارد قبول دارم و می‌خواهم با او زندگی كنم یا نه؟ اگر جواب‌تان نه است خوب بهتر است از رابطه بیرون بیایید ولی اگر جواب‌تان مثبت است باید فعلا طرف مقابل را با تمام ویژگی‌هایی كه دارد بپذیرید، یعنی دیگر نباید برای بیان خواسته‌های‌تان مدام او را زیر سوال ببرید و محكومش كنید، چون مسلما او در این صورت نسبت به شما گارد می‌گیرد و در مقابل تغییر مقاومت می‌كند. یعنی اول همسرتان را بپذیرید و خواسته‌های‌تان را تنها در قالب خواسته و خواهش بیان كنید نه دستور و....اجازه دهید او خودش تصمیم بگیرد كه چگونه تغییر كند، باید خواسته‌های‌تان را به‌گونه‌ای بیان كنید كه او ترغیب به تغییر شود، مثلا اگر روابط اجتماعی همسرتان خوب نیست به جای این‌كه او را سرزنش كنید، می‌توانید به او بگویید من ویژگی‌های رفتاری تو را دوست دارم ولی فكر می‌كنم می‌توانی روی دیگران اثرگذاری بیشتر داشته‌باشی. وقتی روی ویژگی‌های مثبت آدم‌ها تاكید می‌شود آن‌ها سعی می‌كنند آن ویژگی‌ها را تقویت كنند، درصورتی كه وقتی روی نقاط ضعف آن‌ها تاكید می‌شود دچار احساس بدی می‌شوند و به همین دلیل خود را تغییر نمی‌دهند. آدم‌ها با تشویق تغییر می‌كنند نه با سرزنش و عیب‌جویی.

اين تغييرات به نفع شما ست

برای تجربه یك زندگی خوب چاره‌ای جز تغییر ندارید، شما باید با ترس‌های‌تان بجنگید، مثلا اگر زندگی مشترك شما به‌نوعی روزمرگی و كسالت رسیده‌است، باید از خود بپرسید؛ آیا این زندگی را می‌خواهید یا نه؟ مسلما جواب‌تان به این سوال منفی است. اگر دوست دارید در زندگی زناشویی‌تان همچون روز‌های اول برای هم تازه باشید و... به‌همین دلیل باید تغییردادن زندگی‌تان به پاخیزید، اول از خودتان علت‌های سردی رابطه‌تان سوال كنید. آیا غیر از این است كه دیگر برای هم حرف‌های تازه ندارید؟‍! آیا غیر از این است كه دیگر با هم جاهای جدید نمی‌روید؟ و... بعد از یافتن علت‌ها باید به‌دنبال راه‌حل‌ها باشید، باید هم خودتان، هم همسرتان را به یك اقدام عملی موثر برای تغییر ترغیب كنید. ببینید چه می‌خواهید و چه هدفی دارید و برای رسیدن به آن هدف در زندگی‌تان به‌دنبال تغییر باشید.



اين سوالات را از همسرتان بپرسيد

چقدر خوب است هرازچند گاهی از همسرتان بپرسید: آیا چیزهایی در دلت وجود دارد كه بخواهی به من بگویی؟ من آماده شنیدن هستم یا تو برای تغییر شرایط چه انتظاراتی از من داری؟ البته در این مواقع باید واقعا آماده شنیدن باشید. چون یكی از مسائل زوج‌ها گوش‌ندادن آن‌ها به هم است. وقتی شما از او بخواهید با شما صحبت كند، او دلگرم می‌شود، از این‌كه می‌بیند شما نسبت به درخواست‌های او پذیرا هستید. علاوه‌بر این‌ها هر دو با هم فكر كنید هر روز و در هر مرحله‌ای برای بهبود زندگی چه كارهایی می‌توانید برای هم انجام دهید تا هردو احساس بهتری داشته باشید و فقط به فكر كارهای خودتان نباشید. نكته دیگر این‌كه همانند روزهای اول زندگی مدام به‌دنبال یافتن حرف‌های تازه باشید، لبا‌س‌های تازه برای هم بپوشید، با هم به جاهای جدید بروید، چه مسافرت، چه روابط اجتماعی جدید و... مهم این است كه هر دو با هم به‌دنبال یافتن راه‌حل برای حل مشكلات و بهبود زندگی باشید.

به بندهاي انگشتان‌تان دقت كنيد تا به این رموز پي ببريد

بند انگشت علاوه بر كاركردي كه در بدن و در انجام وظايفش دارد، معيار خوبي هم براي سنجش است. حتما بسيار شنيده‌ايد «كوچك‌ترين ميمون دنيا به اندازه يك بند انگشت»، «كوچك‌ترين كتاب دنيا به اندازه يك بند انگشت» حتي شل‌سيلوراستاين كتابي دارد به اسم «قد يه بند انگشت». همه اين‌ها را بگذاريد كنار، وقتي بشنويد تنها يك بند انگشت‌تان مي‌تواند بيانگر شخصيت شما باشد چه مي‌كنيد؟ توجه داشته باشيد كه هركدام از بندهاي انگشت در علم كف‌بيني مي‌توانند حرف‌هاي زيادي داشته باشند. حالا و در اين قسمت بد نيست به انگشت شست‌تان توجه بيشتري مبذول داريد. هر كدام از بندهاي اين انگشت مي‌تواند بگويد شما چه‌جور آدمي هستيد. اين به اطرافيان هم كمك مي‌كند تا ما را بيشتر بشناسند و با روحيات‌مان كنار بيايند.



واقعيت در مورد بندهاي انگشت كدام است؟

حتما در علم كف‌بيني به مواردي در مورد بند انگشتان برخورده‌ايد؛ اين‌كه بند انگشتان بلند نشان‌دهنده افراد دست و دلباز است ولی اگر بند انگشتان كوتاه و چاق باشند نشان‌دهنده افراد افراطی و نادان است. انگشتان لاغر و باریك نشان‌دهنده بذله‌گویی است و اگر دست این افراد به سمت بالا خمیدگی داشته باشد یعنی آزاده هستند ولی اگر به سمت پایین خمیدگی داشته باشد خسیس هستند.

واقعيت اين است كه اتصالات دست به عنوان نمونه‌ای برای مشاهده و بررسی مستقیم بسیار جالب هستند. طبق نظریه عمومی بند انگشتان كلفت به معنای راحت طلبی است. در حالی كه انگشتان قابل انعطاف نشان‌دهنده مهارت‌های ذهنی، كنجكاوی و زیاده‌روی است. انگشتان كوتاه نشان دهنده طبیعتی آرام‌تر هستند. به هر حال هرگاه شخصی كمی عمیق‌تر به مسئله كف‌بيني بنگرد مفاهیم را بهتر درك می‌كند و ساده‌انگاری را كنار می‌گذارد. نكته اصلی كه در مورد انگشتان وجود دارد این است كه سه بند انگشتان مربوط به قابلیت‌های روانی مختلف انسانی است.

تلاش برای یافتن دلیل قانع كننده‌ای به منظور ارتباط بند انگشتان از قرن نوزدهم آغاز شد و این تلاش با كوشش‌های اولیه در زمینه این‌كه هر كدام از این بند انگشتان را با یك منطقه فلكی ارتباط دهیم، اختلاف بسیار داشت. حالا ما در مورد هركدام از بندهاي انگشت اطلاعاتي را در اختيار شما قرار مي‌دهيم.

بند سوم شست

شست ما به 3 بند تقسيم مي‌شود كدام بند از شست شما بلندترين است؟ اگر يك يا 2 بند بلندتر از بقيه باشد در اين صورت انرژي‌هاي آن‌ها در شما قوي‌تر است. انگشت شست از 3 بخش تشكیل شده است.

1- بند اول یا بخشی كه ناخن روی آن قرار گرفته است، معرف اراده شخص است.

2- بند دوم یا بخش وسط كه معرف منطق است.

3- بند سوم یا بند انتهای شست كه مرز یا تپه ونوس است، معرف عشق و علاقه است.

  بند اول: بند ضمير

بند بالايي شست بيانگر ميزان كنترل و تاثيرگذاري ما روي محيط اطراف‌مان است. اين بند بايد به همان اندازه يا بلندتر از بند دوم باشد. همچنين بايد در موقع لمس كردن سفت و تقريبا برجسته به‌نظر آيد. بندي كه به اين شكل باشد بيانگر توانايي فرد در شكل‌دهي به محيط اطراف خود است. همچنين توانايي تاثيرگذاري روي ديگران را به فرد مي‌دهد. اگر بند اول شست بسيار بلند يا كوتاه باشد، در اين صورت شخص مورد نظر مي‌تواند لجوج يا متمايل به يافتن استيلا بر شرايط باشد. اگر بند اول شست فرد مورد نظر قوي باشد، اين موضوع بيانگر اين است كه او مي‌تواند با كوشش و تلاش به نتايج مورد نظر خود دست يابد.

شخصي كه بند اول شست او كوتاه و مسطح است نمي‌تواند بر محيط اطراف خود تاثيرگذار باشد. اگر فردي آرام باشد اين بند نيز نرم احساس مي‌شود. اين مسئله به ضعيف بودن اين بند مي‌افزايد. شخصي كه بند اول انگشت شستش ضعيف است احساس دستپاچگي و نااميدي مي‌كند زيرا در دستيابي به اهدافش مشكل دارد. ضعيف بودن بند اول شست موجب بروز چه احساساتي مي‌شود؟ در اين صورت ممكن است احساس كنيد كه درصورت تلاش بسيار باز هم به موفقيت دست نخواهيد يافت. نحوه دور كردن اين تفكرات منفي را از خود بياموزيد. در اين صورت به‌تدريج بند اول شست شما قوي‌تر خواهد شد.

 بند دوم: هوش و ذكاوت

بند دوم بيانگر توانايي فرد در تصميم‌گيري‌هاي شخصي است. اگر بند مياني شست بلندتر از 2 بند ديگر باشد در اين صورت نشان‌دهنده اين است كه شما به‌طور مداوم در مورد عملكردهاي آتي خود تفكر مي‌كنيد، همچنين دادن مشاوره به ديگران را دوست داريد. وقتي در انتخاب گزينه‌اي با شما مشورت مي‌شود، احساس خوبي به شما دست مي‌دهد. هميشه انديشه‌ها و طرح‌هاي جديد ارائه مي‌كنيد. اگر اين بند كوچك‌تر از 2 بند ديگر شست به ‌نظر آيد در اين صورت به اين معناست كه در تصميم‌گيري‌ها و برنامه‌ريزي براي خود خجالتي هستيد. اعتماد كردن بر تصميمات و قضاوت‌هاي خود را بياموزيد.

 بند سوم: بند ذهن

اين بند دال بر ميزان مصمم بودن شماست. اگر طول آن مناسب و خوب باشد بيانگر اين است كه مي‌توانيد ذهن خود را روي استعدادها و تمايلات‌تان متمركز كنيد. اگر به اين صورت باشد بايد به شكل توانايي در خلاقيت و برقراري ارتباط ظهور كند. به‌عنوان مثال اگر تخيلات خوبي داريد، به‌طور عملي به بعضي اشكال هنر خواهيد پرداخت يا اگر در امر سخنوري مهارت‌هاي خوبي داريد از سخنراني يا بيان نقطه نظرات هراسي نخواهيد داشت.

گاهي يافتن اين بند كار مشكلي است و به‌نظر مي‌رسد كه شست به جاي داشتن 3 بند 2 بند دارد. اين به آن معناست كه تصميم انجام تمايلات و توانايي‌هاي شخصي بايد گسترش يابند. اگر بند سوم شما ضعيف است به خاطر داشته باشيد كه با استفاده از قدرت تمركز مي‌توانيد ذهن خود را قوي ساخته و در نتيجه به راحتي به اهداف‌تان دست يابيد. اگر اين كار را تمرين كنيد بند سوم به‌تدريج ظاهر خواهد شد.



 نكات تكميلي

  •    اگر بند سوم شست از طول شست (بند اول و دوم) بزرگ‌تر باشد، زن یا مرد صاحب چنین شستی بیشتر تمایلات خاص و احساسات نفسانی دارد.
  •    شست نرم به شستی گفته می‌شود كه بند اول آن‌كه ناخن روی آن قرار دارد. نرم و شل باشد و به راحتی به عقب خم شود. صاحبان چنین شست‌هایی افرادی هستند افراط‌گرا، بی‌احتیاط در زمینه مادی و جریان زندگی خود. در هر شرایط و موقعیتی با محیط و افرادی كه با آن‌ها در تماس هستند سازش می‌‌كنند. در حقیقت وارد هر جمعی كه می‌شوند بلافاصله صمیمی می‌شوند و احساس راحتی می‌‌كنند. این افراد دارای حس خاص دوست داشتن، خویشاوندی و وابستگی بوده، به همین دلیل هر كجا كه بروند به راحتی زندگی می‌كنند. 
  •  كسانی كه بند اول شست آنان محكم و سفت است ویژگی‌های خاص دارند. بند محكم و سفت یعنی وقتی بند اول انگشت شست را بگیرید و به عقب خم كنید بسیار غیرانعطاف‌پذیر و خشك است. خصوصیت بارز اين افراد چنین است: اراده قوی دارند و در تصمیم‌گیری‌ها سر سخت هستند، آن‌ها بیشتر محتاط و راز نگه‌دار هستند، در موقعیتی كه دیگران با عجله و شتاب حركت می‌كنند آن‌ها گام به‌گام و پله پله پیش می‌روند، آن‌ها زیاد علاقه به جابه‌جایی ندارند، به یك چیز می‌چسبند، با سرسختی مقاومت‌ناپذیری اهداف خود را دنبال می‌‌كنند، قانون آن‌ها قانونی محكم است، آن‌ها خود را همچون یك ماشین كنترل می‌‌كنند، در جنگ بسیار مقاوم و استوار هستند، در عشق اهل تظاهر نیستند و صمیمی و ثابت قدم هستند، در امور دینی و مذهبی بی‌ریا بوده و پایبند اصول هستند، در هنر نیروی هنری ذاتی و مختص به‌خود را دارند. 
  •   پهنای بند دوم شست یا به انداز بند اول است یا باریك‌تر از آن است كه در حالت اول به آن حالت یكدست و در حالت دوم به آن كلوشی گفته می‌شود. بند‌های كلوشی متعلق به افراد پرتحرك و كاردان است و این نوع بندها در ارتباط با پیشرفت در كسب ثروت است.
  •   شست‌هایی كه سر آن‌ها گرد و چكشی است معرف طبیعت خشن و لجوج است. در این شست‌ها ناخن‌ها نیز كوتاه است. 
  •   اگر كف دست بیش از اندازه سفت باشد و سر شست سفت شده باشد صاحب آن بسیار قاطع، مصمم و ثابت قدم است. در صورتی كه كف دست شل و گوشتالو باشد ولی سر شست‌ها سفت باشد او اغلب برنامه‌های خود را بسیار خوب شروع می‌‌كند اما در میانه راه آن را رها می‌كند.
  •   كسانی كه بند انگشت‌های آنان صاف است (برآمدگی ندارد) قوه تفكر آنی داشته و بدون توجه به عوامل مسئله‌ساز، اموری را كه به آن‌ها محول می‌شود به انجام می‌رسانند.
  •  كسانی كه انگشت‌های نوك‌تیز و بندهای صاف دارند (انگشت‌ها از پایین به بالا باریك می‌شوند و سر آن‌ها باریك است) به‌طور ذاتی افرادی بی‌قید هستند و در وضع ظاهری و مسائل بسیار جزئی نيز بی‌توجه هستند، اشیا مورد استفاده خود را به هیچ وجه سر جای خود قرار نمی‌دهند و در برابر اجرای دستورات مقاومت نشان می‌دهند.
  • ازدواج الکتروسنتی

    وزارت ورزش و امور جوانان در هفته ای که گذشت اعلام کرد مراکز همسریابی که تا حالا با مجوز و بی مجوز کار می کردند به زودی رسما وارد حوزه ازدواج جوانان می شوند.

    بالاخره طلسم شکست و وزارت ورزش و امور جوانان آن روی جوانانه خودش را هم نشان داد و با دست گذاشتن روی یکی از بزرگترین مشکلات جوانان ورود خودش به حوزه های جوانانه را خاطره انگیز کرد. در همین هفته ای که گذشت، معاون امور فرهنگی و تربیتی وزارت ورزش و جوانان در ادامه این اسم بلند بالا اعلام کرد: «آیین نامه ایجاد مراکز رسمی و تخصصی ازدواج را نهایی و برای تصویب مسوولان مثل دانش آموزهایی که یاد مشق های ننوشته شان می افتند، هر وقت یاد این آیین نامه نصفه و نیمه می افتادند، خاطرشان مکدر می شد.

    به دلیل همین کدورت خاطر هم طی یک اقدام برق آسا، اواسط آذرماه آیین نامه تدوین شد و طبق اصل 43  قانون برنامه پنجم توسعه که می گوید برای صدور هر مجوزی درباره مراکز تسهیل ازدواج، باید همه وزیران موافق باشند، رفت به هیات وزیران تا با یک تیر دو نشان جانانه زده شود. نشان اول که همان افزایش آمار ازدواج است و نشان دوم که گرفتن قانونی حال مراکز بی مجوزی است که سالهاست به صورت قاچاقی و دیمی به امر تسهیل ازدواج جوانان مشغولند. 

    حالا در این پرونده رفتیم سراغ آمار فعلی مراکز همسریابی الکتروسنتی و بدون داشتن قصد ازدواج، عضو چندتا از این مراکز شدیم تا بفهمیم توی این مراکز چه خبر است و بعدها که این مراکز رسمی تر و قانونی تر شدند و آمار ازدواج هم به شکل فزاینده ای بالا رفت، تغییرات به چشممان بیایند و درود بفرستیم به روان تدوین کنندگان و تصویب کنندگان آیین نامه.

    با اینکه آیین نامه ایجاد مراکز رسمی ازدواج هنوز در راه هیات وزیران است، در حال حاضر ده ها سایت در این زمینه مشغول خدمت رسانی به جوانان هستند

    جای خالی عمه جان!

    اسم مرکز تخصصی تسهیل ازدواج که می آید، آدم یاد یک ساختمان چندطبقه شیک و مدرن می افتد که در همه اتاق های همه طبقاتش چند تا روان شناس زبده در امر ازدواج در حال مشاوره دادن به جوانان بدون نیمه هستند اما واقعیت این است که وقتی از مراکز تخصصی همسریابی اینترنتی نیمه گمشده شان را پیدا کنند، یعنی واسطه هایی در دنیای مجازی که تمام خدمات تخصصی ای که ارائه می دهند، اختصاص دادن یک پروفایل به کاربران است و دیگر هیچ. البته در همه این سایت ها پنجره ای برای چغلی کردن از اعضای بی اخلاق و گزارش خلافی وجود دارد که تنها مورد خدمات پس از فروش سایت هاست.

    «اگه خوشبخت بشن، می گن ما کلا بختمون بلند بود، اگه بدبخت بشن، می گن خدا فلانی رو لعنت کنه که باعث و بانی ازدواج ما شد.» درست از همان وقتی که واسطه های ازدواج (شما یادتان نمی آید، یک وقتی توی همه فامیل ها یک واسطه باری جوش دادن وصلت دختر و پسرهای جوان حضور فعال داشت) عطای ثواب «ما برای وصل کردن آمدیم» را به لقایش بخشیدند، آمار ازدواج به بهانه بالارفتن قیمت طلا و نرخ مهریه و کمبود مسکن و کار و این مشکلات پیش پا افتاده پایین آمد. از همان وقت ها بود که واسطه های مجازی احساس کردند باید جای خالی واسطه های سنتی را پر کنند و به این ترتیب سایت های ازدواج با اسم های خوش رنگ و لعاب «در جستجوی نیمه گمشده» و «ازدواج آسان» و «دو همسان» و «چند مرغ عشق» و «همونی که دنبالش می گردی» متولد شدند. 

    البته تولد سایت ها با هجوم کاربرها همزمان نبود. از اوایل دهه 80 که اینترنت همه گیر شد، آمار اعضای این سایت ها هم روز به روز بیشتر شدند و حالا که دیگر دهه 80 تمام شده (در همین دو – سه سال گذشته) تعداد اعضای سایت های همسریابی با اسم های متفاوت به شکل قابل توجهی افزایش پیدا کردند. سایت هایی که قدمت بعضی از اعضایشان و گزارش های ازدواج اعضا که راست و دروغش پای خودشان باشد، نشان می دهد که حسابی مورد اقبال قرار گرفته اند.

    به سرعت چند کلیک

    ثبت نام آسان مهم ترین دلیل استقبال بالا از سایت های همسریابی است. فرقی نمی کند گذرتان از دور افتاده ترین استان به این سایت ها افتاده باشد یا از وسط تهران فرقی نمی کند 15 ساله باشید یا 90 ساله. اصلا فرقی نمی کند که زن باشید یا مرد. فقط کافی است روی قسمت عضویت کلیک کنید. بعد هم باتوجه به وجدانتان و قصدتان از عضویت مشخصات مورد علاقه تان را در قسمت «مشخصات من» و مشخصات رویایی طرف مقابلتان را هم در قسمت «مشخصات همسان من» بنویسید و تمام. از اینجا به بعد شما عضو یک مرکز تخصصی ازدواج شده اید و باتوجه به مهارت هایتان در رد و بدل کردن پیام در سایت می توانید نمیه گمشده خودتان را پیدا کنید.

    البته اکثر سایت ها اعضای جدید را 24 ساعت از بعد از ثبت نام تایید می کنند. دلیلش هم این است که مدیریت سایت در این زمان مشخصات عضو جدید را بررسی می کند که یک وقت خدای نکرده با قوانین سایت مغایرت داشته باشد. ثبت نام رایگان و فوق آسان و گمنام ماندن و البته کنجکاوی برای سرک کشیدن به دنیای داخل سایت های همسریابی از مهم ترین دلایل افزایش آمار کاربران این سایت هاست. البته کاربرانی که بخواهند شرایط ویژه داشته باشند، باید مبالغی را به حساب سایت واریز کنند. شرایط ویژه هم یعنی امکان ارسال پیام قصه اش هم این جوری است که اگر یک کاربر به صورت رایگان عضو شده باشد، فقط می تواند منتظر دریافت پیام باشد و به پیام های رسیده جواب بدهد اما کاربران ویژه می توانند به جای انتخاب شدن، از حق انتخاب کردن برخوردار باشند و با واریز مبلغی بین 6 تا 10 هزار تومان در ماه عضو ویژه سایت باشند.

    رنگ چشم آبی، رنگ مو طلایی طلایی

    اکثر این سایت ها امکان جست و جو دارند. آن هم جست و جو از نوع پیشرفته. باتوجه به آیتم های پروفایل ها کاربران می توانند همسان موردنظرشان را با توجه به سن و تحصیلات و شهر محل سکونت و درآمد و حتی رنگ چشم و قد و وزن طرف جست و جو کنند. اتفاقا همین جست و جوی پیشرفته باعث می شود  آمار دقیق کاربران سایت معلوم شود. البته خود سایت ها برای جذب اعضای جدید تعداد کاربرانشان را به صورت لحظه ای اعلام می کنند. بالاخره 50 هزار عضو آماری است که هر مدیر سایتی می تواند به آن بنازد. آماری که اتفاقا واقعی است و می شود با روش ساده انتخاب همه اعضا برای نمایش همزمان به درستی آن و درستکاری مدیر سایت پی برد. در همه سایت هایی بروبرگرد تعداد آقایان دو تا سه برابر خانم هاست. درمورد اعضای ویژه هم همین طور است. 

    یعنی تقریبا همه آقایان عضو ویژه هستند و فقط تعداد کمی از خانم ها با پرداخت مبلغ عضویت از امکانات اعضای ویژه استفاده می کنند. نکته جالب در مشخصات هم این است که آیتم ها از مشخصات فردی مثل سن و شرایط تاهل شروع می شوند و به مشخصات ظاهری مثل قد و وزن و رنگ چشم می رسند. بعد هم نوبت شرایط مالی ظریف مثل نوع مسکن و اتومبیل و شغل و درآمد ماهیانه و حتی درآمد خانواده ها و شغل پدر و خواهر و برادرها می رسد. بعد از سیر تا پیاز خانواده ها هم مشخصات عمومی تر مثل اعتیاد به سیگار و داشتن و نداشتن اختلالات رفتاری و ابتلا به بیماری های خاص و میزان هوش و استعداد و بی بروبرگرد همه راستش را می نویسند ولاغیر!

    اعضای خیلی ویژه

    همه مراکز تخصصی همسریابی اینترنتی روی سردرشان نوشته اند این سایت به هیچ وجه در زمینه دوستیابی و کارهای خلاف اخلاق و کلاهبرداری و اینها فعالیت نمی کند، حتی به صورت دوره ای بعضی از سایت ها برای هشدار به کاربرانشان اطلاعیه هایی صادر می کنند که در نوع خودشان جالب است. مثلا اطلاعیه هایی با این مضمون که «سایت هیچ گونه مسوولیتی در قبال رد و بدل شدن پول یا شارژ تلفن! بین کاربران ندارد.» به بیان ساده تر مدیران سایت هر چند وقت یکبار اعلام می کنند که کلاه خودتان را محکم بچسبید که باد آن را نبرد، اگر هم برد ما هیچ مسوولیتی نداریم چون قبلا هشدار داده بودیم اما نکته جالب تر این است که مدیران هیچ کدام از این سایت ها در آن 24 ساعتی که به موشکافی اعضا می پردازند، هیچ گونه توجهی به جواب های کاربران به سوال ها نمی دهند. 

    وضعیت تاهل کاربر موردنظر یکی از موارد مجرد، مطلقه، فوت همسر یا سایر موارد(!) است. نگفته پیداست که این سایر موارد که تعدادش هم در میان آقایان خیلی زیاد است، می تواند یکی از آن بادهایی باشد که کلاه بقیه کاربران را برمی دارد. البته از آنجایی که هیچ سندی برای اثبات مشخصات درج شده نیست، کاربران می توانند به صورت کاملا عشقی مشخصاتشان را پر کنند.



    خواندن پروفایل ها شاید بهترین راه برای قضاوت در مورد انگیزه کاربران باشد

    همسر گرمی

    اعضای سایت های همسریابی اگر یک ذره استعداد آدم شناسی داشته باشند، می توانند در عرض مدت کوتاهی به یک پیشگو در امور آدم شناسی تبدیل شوند. ابزار کار هم پروفایل های اعضاست، به اضافه پیام هایی که به صندوق پیام می رسند. از روی همین ها می شود فهمید که کاربران سایت از چند دسته خاص خارج نیستند که کاربران سایت از چند دسته خاص خارج نیستند و خداییش با وجود این همه پروفایل تابلو فقط افراد دارای آی کیوی پایین 20 باید گول بخورند.

    دسته اول: آنها که می خواهند ازدواج کنند

    از آنجایی که همه جا خوب و بد دارد، در سایت های همسریابی هم آدم هایی که واقعا قصد ازدواج دارند پیدا می شوند. این آدم ها گرچه اسم مستعار دارند، اما اسم هایشان معمولی است. بیشترشان عکس خودشان را گذاشته اند و اگر هم عکس نداشته باشند در اولین پیام آدرس ای میل می خواهند که عکسشان را بفرستند. مشخصات این دسته معمولا عجیب و غریب نیست و در کنار خصوصیات خوب حتما خصوصیات منفی شان را هم نوشته اند. توی پیام هایشان در مورد جزئیات حرف می زنند و از جزئیات می پرسند. جزو قدیمی های سایت محسوب نمی شوند و تازه  عضو شده اند. خیلی زود بحث را به خانواده ها می کشند.

    دسته دوم؛ آنها که نمی خواهند ازدواج کنند

    اولین نشانه اضعای این دسته خالی بودن پروفایل هایشان است. حالا اگر نمی خواهند ازدواج کنند دلیل ندارد که دروغ بگویند. این دسته تا جایی که بتوانند از خودشان چیزی نمی نویسند. در همان پیام اول هم معلوم می کنند که به جای همسر دنبال همدم می گردند. در مشخصات خودشان هم به نکته هایی مثل آزاد، رها، به دور از هر قید و بند و اینها اشاره می کنند.

    دسته سوم؛ کلاهبردارها

    اگر برای شناخت دسته اول و دوم به چند روز وقت و مطالعه پروفایل ها نیاز است، برای شناخت دسته سومی ها یک نگاه سرسری کافی است. اولین نکته هم اسم های عجیب غریبشان است. اسم های نیست در جهانی که به سرعت توی چشم می آیند، مثلا ریچارد شیردل یا زیبای خفته. شما بخواهید ازدواجکنید، خودتان را این طوری معرفی می کنید؟ همه شان هم بالای 6 میلیون تومان درآمد دارند و احیانا تبعه یکی از کشورهای اروپایی یا آمریکایی هستند. قدشان بالای 180 و وزنشان دقیقا مطابق با معیارهای روز است. در اولین پیام شجره نامه طرف مقابل را می پرسند و در دومین پیام منتظر آلبوم عکس های خانوادگی اش هستند و کلا موجودات تابلویی به حساب می آیند.

    دسته چهارم؛ مسخره ها

    مسخره ها از کلاهبردارها هم تابلوترند. کسانی که از روی فضولی آمده اند ببینن چه خبر است و چون مجبور بوده اند پروفایلشان را پر کنند، هرچه به ذهنشان متبادر شده را نوشته اند. مثلا مشخصاتی مثل سن: 99 سال، وزن: 30 کیلو، شغل: بیکار، تعداد فرزندان: بالای 10 و محل زندگی: جزایر قناری بدون شک مربوط به آدم شادمانی است که از سایت همسریابی به عنوان سایت سرگرمی استفاده می کند.

    برای اینکه بدانیم پشت این سایت ها چه خبر است، عضو آنها شدیم و خودمان را خریدار جا زدیم



    گزارش یک نفوذی!

    بدترین کاری که می توانستیم بکنیم، این بود که چندتا پروفایل اکازیون زنانه و مردانه بسازیم و عضو به روزترین سایت های همسریابی شویم. پروفایل هایی که مشخصاتشان به مشخصات سیندرلا و پسر پادشاه توی قصه ها طعنه می زند و شاید همین مشخصات بود که باعث شد هرکدام از پروفایل های مذکور در مدت یک هفته بیشتر از پانصد بازدید داشته باشند. اما واقعیت این است که هدف از ساخت این پروفایل ها به هیچ وجه شوخی و خنده نبود و ما می خواستیم بدانیم توی دل کاربران سایت چه خبر است و اصلا اینجا چکار می کنند؟

    باید یک بار امتحان کنید. آن وقت است که می فهمید کلاهبردارها چه موجودات عجیبی هستند که می توانند در نهایت آرامش پشت چشمشان را نازک کنند و سوت بزنند و کلاهتان را بدون آنکه بفهمید از سرتان بردازند. اتفاقا همین وقت هم هست که می فهمید خوش خیالی زیادی چقدر می تواند در محیط های مجازی احمقانه باشد.

    چون ممکن است آقای محترمی که در حال مطالعه پروفایلش هستید دقیقا شرایطی مثل خود شما داشته باشد، یعنی خانم کنجکاوی باشد درست هم سن و سال و هم قد و قواره خودتان. البته ساختن پروفایل های تقلبی اولین و آخرین تقلبمان بود، آن هم از روی اجبار. چون احتمالا هیچ خانمی برای آقایی با مشخصات معمولی تره هم خرد نمی کرد و آقایان هم برای پروفایل معموی یک خانم سر و دست نمی شکستند. اما بعد از این تقلب فقط چندتا سوال طراحی کردیم و در جواب پیام های درخواست آشنایی فرستادیم. اولین سوال این بود که «به نظرتان دنیای مجازی جای مناسبی برای پیداکردن هسر آینده است؟» سوال بعدی هم اینکه «در دنیای واقعی کسی نبود که دلتان را ببرد؟» و سوال سوم هم اینکه «تا حالا گشت و گذارتان موفقیت آمیز بوده و به مورد مشکوکی برخورد نکرده اید؟» سوال هایی که به تعداد زیادی برای کاربران ارسال کردیم و از آنالیز جواب هایشان هم به نتایج جالبی رسیدیم.

    خانم ها صادق ترند

    اکثر دخترها در جواب دادن به سوال ها دقیقا همان طوری بودند که در دنیای واقعی به سوال های خواستگارهایشان جواب می دهند. کمی دست و پا شکسته و با احتیاط زیاد. البته تعداد کمی از دخترها هم از جواب دادن طفره رفته بودند یا خواسته بودند بدانند خودمان اینجا کار می کنیم؟ اما در میان جواب ها چند مورد مشابه هم وجود داشت. اکثر دخترها می گفتند بیشتر آقایان خالی بند هستند و فقط تعداد کمی از اعضای مرد قصد ازدواج دائم دارند. در کل نظر خامن ها زیاد مثبت نبود و شاید همین نگاه منفی باعث شده بود که تعداد دخترها خیلیک متر از پسرها باشد. درمورد سوال دوم هم جواب های پرت و پلای زیادی وجود داشت. اما در چندین مورد مشابه خانم ها می گفتند دلشان می خواهد همسر آینده شان را خودشان انتخاب کنند و از اینکه انتخاب بشوند دل خوشی ندارند. یک جور دلیل نیمه فمینیستی – نیمه مدرن که البته با عقل جور درمی آمد. 

    تعدادی هم که خیلی صادق تر بودند یا می خواستند صادق تر به نظر بیایند، دلیل مراجعه شان به سایت های همسریابی را خجالتی بودن در دنیای واقعی می دانستند. دخترهایی که اغلب در شهرهای کوچک تر زنگدی می کردند و  تنها راهشان برای تجربه ازدواج نیمه مدرن و دخالت مستقیم در انتخاب نیمه گشمده راه اینترنتی بود. درمورد سوال سوم هم نتیجه نظرسنجی بینخانم ها چندان رضایت بخش نبود. اکثرشان تجربه چندین تماس تلفنی یا دیدار حضوری را داشتند که بی نتیجه مانده بود. اما در کل می شود نتیجه گرفت که 90 درصد خانم هایی که عضو سایت های همسریابی می شوند، قصد ازدواج دائم دارند. برعکس تصور عمومی این خانم ها اصلا هم جزو پرتوقع ها نبودند. خانم های شهرستانی مهمترین ملاکشان شغل دولتی و وفاداری بود و خانم هایی که از شهرهای بزرگتر عضو سایت شده بودند ملاک هایی مثل وضع مالی مناسب و شخصیت اجتماعی و خوش برخوردی هم به ملاک هایشان اضافه می شد.

    مردهای وسواسی

    تکلیف آن دسته از آقایانی که پی حشمت و جاه آمده بودند که معلوم بود. از همان پروفایل ها و پیام های اولشان می شد فهمید که قصد اینها هرچه که باشد، انتخاب همسر آینده نیست. اکثر آقایان با شک و تردید به سوال ها جواب می دادند. تعداد زیادی هم می گفتند ما خودمان روانشناسیم و این کارها که برای شما تجربه است، برای مخاطره ای بیش نیست. نکته جالب هم این بود که آقایان هم مثل خانم ها به پروفایل ها اعتماد نداشتند.

    البته بیشتر شک آقایان مربوط به چهره و خصوصیات فیزیکی بود. شک و تردیدی که به خاطر تجربه مندی شان بود. اینطور که آقایان می گفتند، در دیدارهای حضوری مشخص می شد که خانم ها اصلا از چهره خودشان درک درستی ندارند و اکثرا خودشان را زیباتر از آن چیزی که هستند می دانند. البته ضعف آیتم های معرفی چهره دلیل مناسب تری برای این تفاوت به نظر می رسد. به هر حال اقایان که 90 درصدشان به دنبال پیداکردن سیندرلا بودند از دیدارهایی که تا به حال داشتند راضی به نظر نمی رسیدند و مهم ترین مشکل را در جای خالی عکس در پروفایل خانم ها می دانستند. اما در میان آقایان هم تعداد زیادی به سوال ها جواب دادند.

    البته این تعداد در میان کاربران بالای 30 سال بودند که بیشتر از زیر 30 ساله ها قصد ازدواج داشتند. یا اگر هم قصد مشخصی برای ازدواج نداشتند، آمده بودند که ببینند چطور می شود. یعنی اگر مورد مناسبی پیدا شد که چه بهتر و اگر پیدا نشد هم که بالاخره تلاششان را کرده بودند.

    آقایان برخلاف خانم ها فضای مجازی را استارت خوبی برای مساله ازدواج می دانستند کمتر از خانم ها ترس از گول خوردن داشتند و با اعتماد به نفس بیشتری دنبال نیمه گمشده شان می گشتند. درباره روش های دیگر هم عکس خانم ها ادعای مدرنیته و اینها نداشتند و فقط می خواستند دایره انتخابشان وسیع تر باشد؛ یعنی به جای دخترهای فامیل و دوست و آشنا و در و همسایه بتوانند موردهای بیشتری را بررسی کنند. درمورد سوال سوم هم مثل خانم ها نتیجه زیاد مسرت بخش نبود. با این تفاوت که آقایان اعتراف می کردند اکثر خانم هایی که با آنها ملاقات داشته اند، واقعا قصد ازدواج داشتند، منتها شرایطشان زیاد مقبول نبوده. هیچ کدام از آقایان هم مثل خانم ها به مورد مشکوکی اشاره نکردند.

    آنها که درست آمده بودند

    بین همه مدل کاربرانی که توی سایت ها بودند، یک عده هم کاملا درست آمده بودند. کسانی که به نحوی با بقیه آدم ها تفاوت داشتن دو به خطار همین تفاوت پیداکردن نیمه گمشده در دنیای واقعی برایشان سخت تر از بقیه بود. کسانی که مشکلات فیزیکی یا بیماری های خاص داشتند؛ مثلا برای کسی که مشکل حرکتی خاص دارد و برای ازدواج دنبال کسی مثل خودش می گردد، سایت های همسریابی می تواند جای مناسبی باشد. تعداد کمی از کاربرها در پروفایل هایشان اشاره کرده بودند که فلان بیماری خاص را دارند، یا کسانی که به خطار بچه دارنشدن از همسرانشان جدا شده بودند و دنبال کسانی می گشتند که نخواهند بچه دار شوند.

    البته در میان خاص های صدق کسانی هم بودند که مشکلاتشان فیزیکی و جسمی نبود. مثلا آقایی که مدام در سفر بود و دنبال همسری می گشت که بتواند با یک مارکوپولوی معاصر زندگی کند و یا آقایانی که کاملا صادقانه دنبال همسری می گشتند که شرایط مالی مناسبی داشته باشد. در میان خانم ها هم موردهای خاص کسانی بودند که دنبال همسرهایی می گشتند که حکم وزیرا داشته باشند؛ یعنی آقایانی که خیلی سریع قصد مهاجرت داشته باشند.

    همسر نه، دوست!

    بررسی ها نشان می دهد شناختی که از این طریق شکل می گیرد چندان کامل نیست، چون ازدواج باید با آگاهی و درک عمیق صورت بگیرد. متاسفانه سوءاستفاده هم در این سایت ها بسیار زیاد است، به گونه ای که معمولا بیش از 90 درصد رابطه هایی که به شکلی در این سایت ها ایجاد می شود، با اهداف جنسی است و اخلاق در بسیاری از موارد زیر پا گذاشته می شود. شکل این سایت ها در خارج از کشور به صورت دوست یابی است، نه همسریابی که هیچ سنخیتی با فرهنگ ما ندارد و باتوجه به پشتیبانی کارهای پژوهشی صورت گرفته، به طور قطع می توانیم اعلام کنیم اکثر کاربارن این ساتی ها صرفا اهدافی برای رابطه های جنسی دارند و نه ازدواج. از طرفی، این سایت ها یکی از مهم ترین مروجان ازدواج موقت هستند فراموش نکنیم که ازدواج در دین اسلام پدیده پسندیده ای است و به عنوان اقدامی نیک و انسان ساز از آن یاد شده، اما باتوجه به خلاءهای اجتماعی موجود در جامعه، بحث های متناقضی در رابطه با ازدواج موقت عنوان شده و سایت های همسریابی به یکی از بزرگ ترین مروجان ازدواج موقت تبدیل شده و اکثرا با اشاعه تصویری نادرست از این مساله به شکل نامتعارفی جوانان را به یکدیگر برای این اقدام معرفی می کنند.
    مصطفی اقلیما رئیس انجمن مددکاری ایران



    یک مرکز همسریابی هم رصد کردیم که با بقیه مراکز فرق دارد

    مفت باشه، کوفت می شه!

    توی همه جست و جوهایمان برای پیداکردن سایت های همسریابی فقط یک مورد پیدا شد که از دور کمی شبیه مراکز تخصصی همسریابی بود. مرکزی که ما فکر کردیم احتمالا از این به بعد قانونمند شده ها باید یک جاهایی باشند شبیه اینجا.

    شکل و شمایل سایتشان مثل همه سایت های همسریابی است. منتها صفحه اصلی شان برخلاف سایت های دیگر که عکس یک گلدان گل و دوتا حلقه طلایی گذاشته اند پر از اخبار و مطالب روان شناسی با موضوع ازدواج است. تفاوت اینها هم با بقیه مراکز همسریابی اینترنتی از همین جا شروع می شود.

    سنگ مفت نداریم

    غیر از نگاه روان شناختی، مساله رایگان نبودن خدمات یکی دیگر از تفاوت های بارز این سایت است. آن هم نه یک تفاوت قیمت کوچک. تفاوت قیمتی که حسابی هم به چشم می آمد. قصه عضویت هم این طوری است که این مرکز در برابر خدمات واقعی که ارائه می داد، پول خوبی هم می گیرد. هزینه اول عضویت 50 هزار تومان و هزینه های دیگر هم متعاقبا به مشتری اعلام می شود. حالا اگر عضویت معمولی 50 هزار تومان تمام بشود، حتما هزینه های دیدن مشاور و اینها باید خیلی بیشتر باشد. اتفاقا مشتری هایشان هم کم نیست. انگار که جوان ها معتقد باشند همسری که مفت و رایگان به دست بیاید، مفت و رایگان هم از دست می رود.

    روش کار

    مشتری باید بعد از اینکه اینترنت ثبت نام کرد با در دست داشتن کارت ملی و شناسنامه و یک عکس تمام قد بدون روتوش برود مرکز و مشاوره بشود. بعد هم منتر بماند تا موردی که می خواسته را برایش پیدا کنند. وقتی هم که موردهای مناسب جفت شدند و هردو برای آشنایی اعلام آمادگی کردند، جلسه اول و دوم مشاوره با حضور نماینده مرکز در همانجا برگزار می شود و هزینه هایش را هم احتمالا عروس و داماد دنگی حساب می کنند. بعد مشاوره ها به ولی مشتری ها اعلام می کنند که ماجرا در فلان مرحله قرار دارد. آنها بعد از سه جلسه می توانند بیرون قرار بگذارند و خودشان کار را تمام کنند.

    معرف بداخلاق

    نکته دیگری که توی این سایت خیلی به چشم می آید، قانون های سفت و سختشان است. اول اینکه به مشتری اعلام می کنند اگر او خیلی عجله دارد اصلا به مسوولان مرکز ربطی ندارد. بعد هم می گویند درصورتی که کسی پیدا نشد، هزینه ای مسترد نمی شود. البته در کنار این تهدیدها گزارش ازدواج هایشان آن قدر زیاد است که دل مشتری ها را گرم می کند.

رازهای کنار آمدن با همسر شکاک

اتاق را كه ترك می‌كنید سراغ تلفن همراه‌تان می‌رود و وقتی نیستید، دور از چشمتان حساب‌های كاربری‌تان را چك می‌كند. وقتی برای یك قرار دوستانه بیرون می‌روید، بارها و بارها با شما تماس می‌گیرد و اگر كمی بیش از انتظارش بیرون بمانید، پرس‌وجو‌هایش را شروع می‌كند. گاهی فكر می‌كنید، همه این كارآگاه‌بازی‌ها از عشق است و به او فرصت می‌دهید كه همه چیز را بداند و گاهی احساس می‌كنید، حریم خصوصی‌تان از دست رفته و مقاومت می‌كنید؛ مقاومت‌هایی كه نتیجه‌شان یا دعواست یا حساسیت‌های بیشتر. اگر شما با چنین فردی زندگی می‌كنید، باید بیشتر از این واكنش‌های ساده، مراقب ارتباط‌تان باشید. شمایی كه با یك همسر همیشه شكاك زیر یك سقف زندگی می‌كنید، باید آداب زندگی با این آدم‌ها را بدانید و با كمی ظرافت اوضاع را برای خودتان و او راحت‌تر كنید.

دروغ‌های كوچك هم نگویید

چه همسرتان شكاك باشد و چه نه، نخستین قدمی كه برای زندگی مشترك‌تان باید بردارید، صادق بودن است. پای دروغ كه به میان بیاید، همه چیز به هم می‌ریزد اما منظورمان از دروغ، تنها پنهان كردن موضوعات حیاتی نیست. دروغ‌های كوچك در مورد موضوعات به‌ظاهر بی‌اهمیت، بیشتر از آنچه فكر می‌كنید روی رابطه شما و قضاوتی كه همسرتان در مورد شما دارد، تاثیر می‌گذارند. پنهان‌كاری‌های كوچك، می‌تواند آرام​آرام همسرتان را نسبت به شما بی‌اعتماد كند. او حق دارد با دیدن این دروغ‌های نسبتا بی‌اهمیت نسبت به اصلی‌ترین موضوعات زندگی مشترك‌تان هم شك كند. شاید همسرتان به‌جای لجبازی و بی‌توجهی شما، برای بیرون آمدن از این وضعیت نیاز به كمك داشته باشد.



بگویید، قبل از آنكه بپرسد

باور كنید كه سكوت موفق‌ترین ازدواج‌ها را هم ویران می‌كند. اگر می‌خواهید زندگی مشترك شما عاقبت خوبی داشته باشد، نگذارید سكوت جایش را در خانه شما باز كند. برای اینكه هر روز حرفی برای گفتن داشته باشید، نیاز به اتفاق خاصی ندارید. حرف زدن در مورد موضوعات روزمره، عقاید و برنامه‌ها می‌تواند گفت‌وگوی دونفره‌تان را گرم كند. بهترین راه برای اینكه همیشه حرف تازه‌ای داشته باشید، انجام كارهای مشترك و داشتن علایق مشترك است. با هم تلویزیون ببینید، با هم پیاده‌روی كنید و با هم غذا بخورید تا همیشه حرفی برای گفتن میان‌تان باقی بماند. وقتی همسرتان ببیند بدون نیاز به كنجكاوی از همه روز شما خبر دارد، دیگر نیازی نمی‌بیند كه مخفیانه سر از همه كارهای شما در بیاورد.

انبار باروت را منفجر نكنید

اوضاع شما با دیگران فرق می‌كند. همسر شما یك انبار باروت است و برای منفجر شدن تنها به یك جرقه احتیاج دارد. پس فرصت را برای منفجر شدنش فراهم نكنید. یادتان نرود كه هر اشتباه كوچكی می‌تواند یك ناامنی بزرگ را برای او ایجاد كند و همسرتان را به این فكر بیندازد كه اگر بیشتر می‌گشتم و اگر بیشتر مراقبش ‌بودم، اینطور نمی‌شد.  شاید شما فكر كنید، كاری نكرده‌اید اما قبل از آنكه در مورد كارهایتان قضاوت كنید، باید موضوع را از دریچه نگاه او ببینید. باید بدانید چه موضوعاتی حساسیت او را تشدید می‌كند و از آنها بپرهیزید و اگر فكر می‌كنید حساسیت او بی‌مورد است، باید قبل از آنكه كاری بكنید، یك قدم به عقب بازگردید و به او كمك كنید تا حساسیت‌های بی‌موردش را كنار بگذارد. 



زندگی‌تان را فلج نكنید

شما نمی‌توانید به دلیل حساسیت‌های او از همه زندگی‌تان بگذرید. برای حفظ زندگی مشترك‌تان، بیش از آنكه به سوختن و ساختن احتیاج داشته باشید، نیازمند اصول هستید؛ اصولی كه مثل یك خط قرمز در زندگی‌تان پررنگ هستند و هر دوی شما باید از آنها پیروی كنید. همسرتان چه بخواهد و چه نخواهد، باید بداند چه محدوده‌هایی جای او نیست و در چه مواردی نباید دخالت كند یا حساسیت به‌خرج دهد. او حق ندارد مدام سر‌زده به محل كارتان بیاید و به دلیل حساسیت‌های بی‌موردش، زندگی اجتماعی شما را فلج كند. پس در قدم اول به زبان بی‌زبانی این موضوعات را به او بفهمانید و اگر متوجه نشد، با هم در موردشان صحبت كنید. اگر باز هم موفق نشدید، وقت آن است كه جدی‌تر فكری به‌حال مشكلتان كنید.



همه گذشته‌تان را رو نكنید

داشتن یك نامزدی شكست خورده یا یك ازدواج ناموفق در كارنامه، ممكن است حسادت همسرتان را آرام‌آرام تشدید كند. شاید او در آغاز ازدواج‌تان هم این موضوعات را می‌دانسته و به‌ظاهر آنها را پذیرفته بوده اما با بیشتر شدن عشقش و بیشتر شدن ترسش برای از دست دادن شما، ممكن است این موضوع به شكلی آزار‌دهنده ذهنش را مشغول كند و روی ارتباط شما تاثیر بگذارد. شما نمی‌توانید گذشته‌تان را تغییر دهید بلكه تنها كاری كه می‌توانید انجام دهید، پرهیز كردن از گفتن خاطراتی است كه می‌تواند حسادت همسرتان را تشدید كند. در مورد همسر سابق یا نامزد قبلی‌تان صحبت نكنید و به هیچ بهانه‌ای خاطره‌ای كه مربوط به آن روزهاست را برایش تعریف نكنید. بگذارید فكر كند كه شما همه آن روزها را فراموش كرده‌اید تا او هم این موضوع را فراموش كند.



حریم خصوصی خودتان را داشته باشید

شاید فكر كنید اگر او تمام زیر و بم زندگی‌تان را بداند دیگر دلیلی برای شك كردن باقی نمی‌ماند اما اشتباه می‌كنید. از همان روز اول زندگی مشترك‌تان یك موضوع را روشن كنید. نگذارید به عرصه خصوصی‌تان وارد شود و محیط‌هایی كه مخصوص شماست را زیر و رو كند. هرگز رمز عبور ای‌میل و دیگر حساب‌های كاربری‌تان را به او ندهید و هرگز نگذارید در مورد موضوعاتی كه مربوط به گذشته شماست بیش از حد سؤال كند. حق شماست كه رازهای خودتان را داشته باشید و در مكان‌های خصوصی‌تان احساس امنیت كنید؛ پس او را به حوزه‌هایی كه فقط و فقط متعلق به‌خودتان است، وارد نكنید.



از مردهای دیگر تعریف نكنید

هر شوهری، هرقدر هم كه قدرتمند و توانا باشد، باز هم در مقابل زنی كه دوستش دارد، خود را پر از عیب و ناتوان می‌بیند. همسر شما هم از این قاعده مستثنا نیست. وقتی شما از مردی دیگر در مقابل او تعریف می‌كنید، او حسن‌های آن مرد را نمی‌شنود بلكه می‌شنود «تو به اندازه او خوب نیستی»، «تو به اندازه او توانمند نیستی» و...
عشق‌تان را نشان دهید

همسر شما به دیدن احساس‌تان احتیاج دارد. او باید بداند كه برای شما با همه فرق می‌كند و حسی كه به او دارید از جنس دیگری است. او باید مطمئن شود كه تمام قلبتان را از آن خود كرده و اینكه شما  تنها متعلق به او هستید. پس از ابراز احساسات و گفتن عشق‌تان نترسید؛ فكر نكنید بعد از گذشت چند سال، چنین ابراز احساساتی ممكن نیست. حتی اگر 30 سال هم از ازدواج‌تان گذشته، نباید بگذارید كه شرم یا ترس از بیان احساسات بین شما فاصله بیندازد.



از متخصص كمك بگیرید

حسادت‌های كوچك ممكن است به دلیل اشتباهات شما ایجاد شده باشد؛ اما شك‌كردن‌های مداوم و بدون دلیل هرگز با خوب رفتار كردن شما برطرف نمی‌شود. اگر احساس می‌كنید توضیح دادن‌ها و دلیل آوردن‌هایتان همسرتان را شكاك‌تر از قبل می‌كند، به جای ادامه این روند، از یك روانشناس كمك بگیرید.

 مشاوره‌های انفرادی و زوج درمانی تنها راهی است كه می‌تواند مشكلات شما را حل كند. شاید مشاوره هم كاركرد نداشته باشد و همسرتان برای برطرف كردن شكش، نیاز به دارو درمانی داشته باشد. شاید مغز او، بدون آنكه خودش بخواهد چنین فرمان‌هایی را صادر می‌كند؛ پس قبل از آنكه از زندگی مشترك‌تان ناامید شوید، چنین درمان‌هایی را امتحان كنید.

8 فوت كوزه‌گری كدبانوی‌های قدیمی

دانستن این نكات برای تمامی خانم‌های خانه‌دار لازم است. با اجرای این تكنیك‌ها خواهید دید چگونه كنترل آشپزخانه تان را به بهترین نحو به دست خواهید گرفت.

1. برای از بین‌بردن سوختگی ته دیگ یا روغن درون قابلمه یا تابه بهترین روش آن است كه نصف لیوان سركه و نصف لیوان آب را درون ظرف بریزید و آن را روی حرارت كم بگذارید.

2.  برای پیشگیری از جوانه‌زدن سیب‌زمینی در سبد آشپزخانه باید آنها را در محیطی به دور از رطوبت و روشنایی قرار دهید.

3.  اگر برنجتان دودگرفته برای از بین‌بردن بوی دود آن، یك پیاز را پوست بكنید و چند شیار روی آن ایجاد كنید تا بوی برنج را به‌خود جذب كند.

4.  اگر تصمیم دارید با كمك چاقو نان را ببرید پیش از بریدن نان، چاقو را به‌مدت یك‌دقیقه درون آب جوش فرو برید.

5. برای آنكه كیك یا كیك بستنی شما به راحتی از قالب جدا شود بهترین روش این است كه پیش از ریختن كیك درون ظرف كف ظرفتان كمی شكر بپاشید. اگر می‌خواهید گوشتی نرم و ترد داشته باشید، گوشت را به‌مدت 45 دقیقه درون مخلوطی از روغن زیتون و سركه بخوابانید.

6. برای جرم‌گیری سینك دستشویی آن را برای 15 دقیقه از آب و سركه پر كنید‌ و سپس آن را با كمك اسكاچ بشویید.

7. اگر از بدلیجات استفاده می‌كنید بهترین روش برای تمیز‌كردن آنها پاك‌كردن ظاهر زیور‌آلات با خاك اره یا پودر ماشین‌لباسشویی است.

8. اگر تصمیم دارید از موز برای دراز مدت استفاده كنید. باید آن را درون آلومینیوم بپیچید و در ظرف میوه یخچال قرار دهید.
این روزها، روزهای سفرهای تابستانی است. کوله بارتان را می بندید و راهی می شوید و برای مدتی از دغدغه های روزمرده دوری می کنید. البته پیش از اینکه سفرتان را آغاز کنید از سپردن خانه به دوست و آشنا تا محکم کردن چفت و بست خانه مقدماتی برای امنیت خانه تان که قرار است مدتی خالی بماند فراهم می کنید.

در غیر این صورت ممکن است شما هم تجربه تلخ افرادی که خانه شان به سرقت رفته را تکرار کنید و از این به بعد انگیزه ای برای رفتن به سفر نداشته باشید. برای اینکه بتوانید خانه تان را از خطر سرقت در امان نگه دارید باید نکاتی کوچک اما ضروری را قبل از سفر رعایت کنید. مواردی بسیار ساده و پیش پا افتاده که می تواند چراغ سبزی برای سارقان محلی باشد. راهنمای زیر هم می تواند به شما در این زمینه کمک کند.

1) اگر در خانه گاوصندوق ندارید و نمی توانید وسایل با ارزشتان را به کسی بسپارید، آنها را به جای اینکه در کشو اتاق خوابتان پنهان کنید، در کشورهای اتاق کودکتان قرار دهید. تجربه نشان می دهد سارقانی که فرصت کمی برای جست و جو در خانه دارند بیشتر اتاق های بزرگ را برای یافتن اشیای با ارزش به هم می ریزند و کاری به اتاق بچه ها ندارند.

2) ماموران تبلیغاتی بسیاری از شرکت ها ، رستوران ها و آموزشگاه ها، تراکت های تبلیغاتی را از لای در خانه به داخل می اندازند. نکته قابل ذکر در اینجا این است که وقتی شما مدتی در خانه نیستید، این کاغذها همانجا باقی می مانند و به سارقان این علامت را می دهند که خانه شما خالی است. بنابراین قبل از رفتن به سفر از یکی از همسایگان مورد اعتمادتان بخواهید که هر روز این کاغذها را از لای دربردارد.

3) اگر می خواهید با ماشین خودتان به سفر بروید، بهتر است که وسایل را داخل پارکینگ به ماشین منتقل کنید یا اینکه صبح خیلی زود، به سرعت چمدان ها را داخل ماشین قرار دهید و حرکت کنید. طولانی شدن جریان انتقال چمدان ها به ماشین و در معرض دید قرار دادن چمدان ها برای دقایقی طولانی، چراغ سبز خالی بودن خانه شما را برای سارقان روشن می کند.

4) در بسیاری از خانه ها، اتاق نشیمن پنجره ای رو به سوی خیابان دارد یا اینکه دیوار راهرو آپارتمان با دیوار اتاق نشیمن مشترک است. اگر تلفن خانه شما در کنار این پنجره قرار دارد، قبل از سفر، صدای زنگ آن را کم یا قطع کنید. بلند بودن صدای زنگ و بی پاسخ ماندن تلفن برای چند روز متوالی، سارقان را از نبودن شما در خانه مطلع می کند.

5) قفل ها و کلیدها رمز ورود غریبه ها به خانه شما هستند. اگر قصد تعویض کلیدها و قفل های خانه تا را دارید، به کلیدسازی مراجعه کنید که مورد اعتماد شما باشد. علاوه بر آن در زمان سفر برای آب دادن به گلدان ها و مراقبت از خانه از سپردن کلید خانه به همسایه هایی که به طور کامل با آنها آشنایی ندارید خودداری کنید چرا که بسیاری از سرقت های مربوط به خانه ها توسط شخصی انجام می شود که کلید منزل شما را دارد.

6) اگر به طور دائم بسته های پستی دریافت می کنید، برای مثال اشتراک برخی روزنامه ها یا مجله ها را دارید و این کالاها با پست برای شما ارسال می شود، بهترین کار این است که روی در ورودی خانه تان، محفظه مخصوص نامه ها و مرسولات کاغذی نصب کنید. به این ترتیب زمانی که شما در سفر هستید، پشت در خانه تان انباشته از روزنامه و مجله نمی شود و کسی از نبود شما در خانه مطلع نمی شود.

آقایان بخوانند؛ چگونه حرف های یک خانم را رمزگشایی کنیم؟

بسیاری از آقایان از پیچیدگی رفتار و گفتار خانم ها شکایت دارند و می گویند در تفسیر حرف های خانم ها به مشکل بر می خورند. به خصوص در روزهای اولیه نامزدی و آشنایی، شاید بسیاری از آقایان در برقراری ارتباط با طرف مقابل چندان موفق نباشند.  کارشناسان می گویند توجه به زبان بدن یک خانم می تواند بعضی حقایق را روشن کند، با این حال شاید توجه به تمامی حرکات او حواس شما را پرت کند طوری که تمرکز خود را بر آنچه که می گوید از دست بدهید. 

خوشبختانه راه های دیگری نیز برای پی بردن به آنچه در ذهن او می گذرد وجود دارد. توجه به آنچه یک خانم می گوید و طریقه بیان آن هر دو می توانند به رمزگشایی صحبت های او کمک کنند. ممکن است راجع به هوا یا کارش صحبت کند، ولی در صحبت های او اشاراتی ظریف در مورد نگرشش نسبت به شما وجود داشته باشد.

پس اگر می خواهید بدانید در جلب نظر او موفق بوده اید یا نه، به نکات زیر توجه کنید: 

چه می گوید؟

مسلما اولین چیزی که باید به آن توجه کرد محتوای حرف های اوست. به بیان ساده تر، او راجع به چه چیزی صحبت می کند؟ معمولا یک خانم در اولین روزهای آشنایی به شما نمی گوید که چقدر موردتوجهش قرار گرفته اید، یا برعکس چقدر روی اعصابش راه می روید! با این حال آنچه او می گوید می تواند چیزهایی را روشن کند. 

به عنوان مثال، اگر او راجع به روابط انسانی و عاطفی گذشته شما می پرسد، مطمئنا می خواهد موقعیت شما را بررسی کند و جایگاه خود را بیشتر بشناسد. این اصلا نشانه بدی نیست.اما اگر او را نسبت به چنین مسائلی بی تفاوت می یابید، عکس این قضیه درست است.

چیزهای دیگری نیز وجود دارند که می توانند به شما کمک کنند تا به آنچه در ذهن او می گذرد بیشتر واقف شوید. آیا از شما راجع به زندگی و علایقتان می پرسد؟ شاید پرسیدن سوالی راجع به شغل شما در وهله اول چندان مهم به نظر نرسد، ولی اگر چنین سوالی یا سوالات مشابه به آن چندبار تکرار شوند، شاید بتوان نتیجه گرفت که او می خواهد بداند شما چه طور مردی هستید. اما اگر نسبت به شما بی تفاوت باشد مسلما چنین سوالاتی را مطرح نخواهد کرد. 

به طور مشابه آنچه در مورد خودش می گوید نیز می تواند حاوی نکاتی باشد. اگر جزئیات زندگی خود را نزد شما بازگو می کند، مسلم است که می خواهد او را بیشتر بشناسید.

حتی اگر احساس کردید که می خواهد فخرفروشی کند خوشحال باشید، چون نشاندهنده آن است که او می خواهد شما را تحت تاثیر قرار دهد. 



چگونه می گوید؟

روانشناسان معتقدند تنها محتوای صحبت های شخص مهم نیست، بلکه چگونه گفتن نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. 

شاید ظاهرا موضوع صحبت او هوا یا کارش باشد، ولی آنچه مهم است کلمات کوچک و به ظاهر بی اهمیتی هستند که همه ما در صحبت روزانه از آنها استفاده می کنیم ولی هیچ کس به آنها توجه نمی کند: من، یک، آن، این.

این کلمات که در واقع به پر کردن جملات کمک می کند، به یک دلیل از اهمیت برخوردارند. رواشناسان می گویند تحلیل گفته های افراد راه مناسبی برای پیش بینی آینده رابطه آنها است. 

روانشناسان در یکی از مطالعات خود دریافتند که وقتی طرز صحبت کردن دو نفر با هم هماهنگ باشد –یعنی کسانی که کلمات پرکننده را به طور مشابه به کار می برند- ارتباط بهتر و پایدارتری بین آنها برقرار خواهد شد.

آیا او مثل شما صحبت می کند؟ پاسخ به چنین سوالی همیشه ممکن نیست، اما توجه به بعضی جملات و عبارات می تواند ما را پاسخ این سوال نزدیک کند. اگر شما از جملاتی مانند "به نظر من..." یا "بعد..." یا "درست است" استفاده می کنید و او هم متقابلا از آنها استفاده می کند، احتمال اینکه موردتوجه او قرار گرفته باشید زیاد است، زیرا او به طور ناخودآگاه طریقه حرف زدن خود را تغییر می دهد تا با روش صحبت کردن شما همخوانی داشته باشد. 



آیا دروغ می گوید؟

دانستن اینکه آیا او دروغ می گوید یا تنها می خواهد با سیاست پیش برود (حتی به این دلیل که می خواهد ملاحظه احساسات شما را بکند) همیشه سودمند است. آیا واقعا دوست دارد شما را بیشتر بشناسد؟ آیا برای ادامه رابطه تلاش خواهد کرد؟

اگر در مورد قصد و نیت خود به طور شفاف صحبت نمی کند نا امید نشوید. به هرحال او هنوز تعهدی نسبت به این ارتباط ندارد، و چنین چیزی در اولین روزهای آشنایی به خودی خود خطری را متوجه ارتباط نمی کند. 

اگر در مورد چیزی دروغ می گوید، ممکن است معذب باشد و احساس راحتی نکند. برای کاهش این مسئله، به جای کلمات خاص از کلمات عام استفاده کنید. از گفتن کلمه "من" بپرهیزید. همین طور ممکن است با صدایی آرام تر از حد معمول صحبت کند چون انسان ها به طور ناخودآگاه دوست ندارند دروغ های خود را فریاد بزنند، بلکه ترجیح می دهند آنها را پنهان نگه دارند. 



چه راهی را برای برقراری ارتباط ترجیح می دهد؟

چیز دیگری که لازم است در روزهای اول آشنایی به آن توجه کنید روشی است که او برای برقراری ارتباط ترجیح می دهد. دوست دارد کتبا صحبت کند؟ مثلا از طریق ای میل یا پیامک، یا ترجیح می دهد به طور رو در رو با شما صحبت کند؟ 

اگر ایمیل را ترجیح می دهد، شاید بتوان نتیجه گرفت که  او دوست دارد آنچه را که می گوید بررسی و ویرایش کند. او می خواهد بر آنچه می گوید کنترل داشته باشد و بتواند آنها را تصحیح کند. در واقع چنین گرایشی می تواند نشاندهنده عدم تمایل او به نشان دادن خودِ واقعی اش باشد. او نمی تواند به تماس تلفنی یا حتی چت اعتماد کند چون از گفتن سخنان نسنجیده و زودهنگام می ترسد. البته این لزوما به معنای عدم علاقه یا توجه او به شما نیست، بلکه می تواند نشاندهنده این باشد که او حداقل در حال حاضر دوست دارد فاصله خود را با شما حفظ کند. 

از سوی دیگر، اگر او چت یا تماس تلفنی را ترجیح می دهد، شاید بتوان گفت که به ایجاد صمیمیت بیشتر تمایل دارد. 

با توجه به نکات بالا می توان نتیجه گرفت که برای پیش بینی آینده یک رابطه،  توجه به آنچه یک خانم می گوید و طریقه بیان آن لازم است. ممکن است مکالمه شما با او کم اهمیت و پیش پا افتاده به نظر برسد، ولی لایه های معنایی پنهانی نیز وجود دارند که باید مورد توجه قرار بگیرند. 

این رازها باید فقط بین شما و همسرتان بمانند!

برای حفظ رابطه و زندگی مشترک خود، لازم است از بازگو کردن بعضی رازها حتی نزد بهترین دوستان خود داری کنیم. اما این رازها چه هستند؟

1.نارضایتی از رفتار همسر

شاید وقتی همسر شما طبق میلتان رفتار نمی کند و یا رفتار و کردار خود شما را عصبانی می کند، به درددل کردن با دوستان نیاز پیدا کنید. البته کمی غر زدن یا گلایه اشکالی ندارد، ولی مراقب باشید ذهنیت دوستانتان را نسبت به همسرتان خراب نکنید چراکه این کار تاثیری ماندگار بر ذهن آنها خواهد داشت. مسلما پس از مدتی شما و شوهرتان همه چیز را فراموش می کنید ولی دوستانتان حرف های شما را راجع به او فراموش نخواهند کرد.

2. میزان در آمد شما یا همسرتان

خوشبختانه یا متاسفانه اکثر زوج ها با زوج های دیگر  در رقابت هستند . خانه چه کسی بزرگتر است؟ اتومبیل چه کسی بهتر است؟ اگر میزان درآمد خود یا همسرتان را به دوستان بگویید، ممکن است با قضاوت نادرست آنها روبرو شوید. ممکن است شما را ثروتمندتر از آنچه که هستید ببینند و فکر کنند در زندگی مشکلی ندارید. همین طور ممکن است تنها به این دلیل که درآمد بیشتری دارند خود را بالاتر از شما ببینند و با شما مثل یک زیر دست رفتار کنند (هرچند دوستان واقعی هرگز عمدا چنین رفتاری نشان نمی دهند). با حفظ چنین اسراری تعادل را در دوستی خود برقرار خواهید کرد. 

3. نظر همسرتان نسبت به دوستان شما

اجازه ندهید ازدواج در دوستی هایتان خللی ایجاد کند. اگر همسرتان از یکی از دوستان شما خوشش نمی آید به او یا حتی سایر دوستان نگویید. به خصوص اگر این دوست مرتکب اشتباه یا رفتار بدی نشده باشد. 

همین طور اگر یک دوست از همسر شما بدگویی کرده یا از او خوشش نمی آید، به همسرتان نگویید.

4. میزان بدهی های شما و همسرتان

تقریبا همه زوج های جوان مقداری بدهی یا وام دارند، اما زیاد یا کم بودن این بدهی ها گواه ثبات مالی یک زوج است. اگر به دوستانتان بگویید که شما و همسران در سال های گذشته وام ها و بدهی های کمی داشته اید ممکن است حسادت کنند، یا احساس کنند که به آنها فخر می فروشید. همین طور اگر به آنها بگویید که بدهی های زیادی دارید، ممکن است نسبت به شما احساس ترحم کنند ( و البته اگر دوستان خوبی نباشند احساس رضایت). به دوستان فرصتی برای قضاوت کردن راجع به زندگی مشترکتان ندهید.

5. مشکلاتی که با خانواده همسرتان دارید.

بسیاری از زنان و مردان به خصوص در اوایل ازدواج به دلیل عدم شناخت کافی دچار اختلافاتی هرچند جزئی با خانواده همسرشان می شوند. بازگو کردن این اختلافات نزد دوستان اولا ذهنیت آنها را نسبت به خانواده همسر شما تحت تاثیر قرار خواهد داد،  ثانیا ممکن است در مواردی حرف هایی که از سر ناراحتی زده اید به گوش خانواده همسرتان برسد و بعد... عواقب چنین چیزی اصلا قابل پیش بینی نیست!

راه​هایی برای آنکه همیشه لیلی و مجنون باشید

اگر با دیدن یک زندگی عاشقانه، به دنبال رازورمز عجیبی در زندگی آنها می‌گردید، دست نگه ‌دارید. لیلی و مجنون‌ها راز پیچیده‌ای برای عاشق هم بودن ندارند. برای اینکه شما هم در گروه خوشبخت‌ترین‌ها جا بگیرید، لازم نیست کار خارق‌العاده‌ای انجام دهید. باور کنید همین موضوعاتی که راحت از کنارشان می‌گذرید و همین ریزه‌کاری‌هایی که هر روز فراموش‌شان می‌کنید، کلید خوشبختی شما هستند. هیجان‌های ساده‌ای که پیش از این به آنها اهمیت نمی‌دادید و درد دل‌هایی که فکر می‌کردید سر همسرتان را به درد می‌آورند، می‌توانند خیلی زود فاصله‌ای که میانتان افتاده را از بین ببرند و شما را هم به گروه خوشبخت‌ترین‌ها وارد کنند. پس برای شروع، کمی به پیشنهادهای ما فکر کنید و بعد به دنبال راه‌حل‌های ساده و تازه‌تری برای خوشبخت بودن بگردید.

 زندگی​تان را دونفرکنید

مهم نیست که او به سبب کار دیر به خانه بازمی‌گردد یا برای رسیدگی به موضوع دیگری بعد از شما وارد خانه می‌شود. نشان دادن انتظار‌تان به او یکی از موضوعاتی است که می‌تواند همسرتان را برای وارد شدن به خانه، هیجان‌زده کند. این انتظار می‌تواند با یک ظاهر آراسته، یک میز‌غذا یا برنامه‌ریزی برای یک فعالیت دونفره خودش را نشان دهد. اگر فیلم جدیدی را خریده‌اید، بهتر است صبر کنید که او به خانه بازگردد و در فرصتی مناسب با هم آن را تماشا کنید. حتی اگر به‌شدت بستنی سنتی هوس کرده‌اید، تا رسیدن او به سهم خودتان هم دست نزنید. به همسرتان نشان دهید که حتی اتفاق‌های کوچک، بدون حضور او در خانه نمی‌افتد و شما برای کوچک‌ترین لذت‌هایتان هم دوست دارید او را شریک کنید. گمان نکنید هربار که چنین انتظاری را تحمل می‌کنید، او با یک واکنش هیجان‌انگیز باید پاسخ‌تان را بدهد بلکه به تاثیری که این با هم بودن در طول زمان بر زندگی شما می‌گذارد فکر کنید و با مشترک‌ کردن زندگی‌تان، یک آینده خوب را تضمین کنید.

 به موقع غر بزنید

طبیعی است که در زندگی شما هم مثل آدم‌های دیگر، اختلاف‌نظرها و سوء‌تفاهم‌هایی وجود داشته باشد و طبیعی است که شما هم مثل آدم‌های دیگر بخواهید، با بحث و حرف‌زدن مشکل‌تان را حل کنید. اما یادتان نرود که بدون انتخاب زمان و مکان درست، بازنده خواهید بود. اگر همسرتان در کنار شما نیست، تا رسیدن او به خانه صبر کنید و بعد توضیح دهید چه موضوعی شما را نگران کرده و از او هم توضیح بخواهید. اگر خسته ‌است، مشغول فوتبال دیدن است یا برای انجام کاری عجله دارد، هرگز موضوع را مطرح نکنید و تا آرام شدن شرایط صبر کنید. این صبر کردن هم به شما یک موقعیت طلایی برای برطرف کردن سوء‌تفاهم می‌دهد و هم فرصت فکر کردنی که می‌تواند شما را برای یک بحث جدی آماده‌تر کند. پیش کشیدن مشکلات در بسیاری از شرایط، نه‌تنها کمکی به حل آنها نمی‌کند، بلکه تنها از شما  تصویری می​سازد که دوست دارد همیشه و همیشه غر بزند.



   عادات​ سریع عوض نمی​شوند

گمان نکنید که با غر زدن می‌توانید او را اصلاح کنید. در چنین شرایطی، فشارهای شما تنها او را مقاوم‌تر می‌کند و باعث می‌شود که بیشتر روی رفتارها و عقایدش پافشاری کند. اگر می‌خواهید همسرتان را تغییر دهید، در اولین قدم، با آرامش برایش توضیح دهید که چرا این رفتار شما را آزار می‌دهد. حالا که موضع‌تان را در این مورد روشن کردید، به او کمی زمان بدهید. رفتارهای شما در این دوره می‌تواند تاثیرگذار باشد و عادات نادرست او را به مرور تغییر دهد. او را تحقیر نکنید و با مدام گلایه کردن زندگی‌تان را درگیر مشکل تازه‌ای نکنید. البته درست است که برخی از عادات او در طول زمان و با درخواست شما تغییر می‌کند و با شبیه‌تر شدن شما به هم، شکل دیگری به خود می‌گیرد اما برخی از عادات ممکن است تا ابد تغییر نکند. شاید علاقه همسرتان به شما باعث کمرنگ‌‌تر شدن عاداتی شود که شما را عذاب می‌دهد اما اگر انتظار دارید که او یک‌شبه تغییر کند و عادات معمولش را کنار بگذارد، تنها خودتان را آزار می‌دهید. یادتان نرود که بعضی از رفتار‌ها، جزو اصلی شخصیت او هستند و نه با غر زدن و نه با تهدید کردن، نمی‌توانید آنها را تغییر دهید. اگر او خجالتی است، با فشارهای شما اجتماعی نمی‌شود و اگر زود جوش می‌آورد، با قهر شما یک شبه فرشته نمی‌شود. درست است که این عادات هم می‌تواند به مرور زمان کمرنگ شود اما بعضی‌هایشان هیچ وقت از وجود او حذف نمی‌شود.



   با هم فکر کنید

خیلی از کارها و تصمیمات، ممکن است تنها مربوط به شما باشند و حتی ممکن است در آن مورد خاص، شما بیشتر از همسرتان توانایی یا اطلاع داشته باشید اما حتی در این موارد هم، قرار نیست تکروی کنید. سعی کنید همسرتان را تا آنجا که می‌توانید در فعالیت‌هایتان دخیل کنید. وارد کردن او به حوزه‌های دیگر زندگی‌تان به معنی مداخله در کارهای شما نیست. بلکه از این طریق می‌توانید احساسی که نسبت به فعالیت‌های مختلف دارید را به او منتقل کنید و به او نشان دهید که برای بخش‌های مختلف زندگی‌تان چقدر ارزش قائل هستید. صحبت کردن درباره شرایط کاریتان، به او می‌گوید که چقدر عاشق کار‌تان هستید یا اینکه برای دریافت حقوق پایان ماه‌تان، چقدر فشار را تحمل می‌کنید. او را در همه ابعاد زندگی‌تان شریک کنید و نگذارید حتی در لحظاتی که برای ورزش کردن، کار، ملاقات دوستان و... از او دور هستید، از حس و حال شما بی‌خبر بماند.



 شما باید بهترین باشید

شاید فکر کنید همسرتان از آن دسته آدم‌هایی است که به ظاهر شما توجه نمی​کند یا جایگاه شغلی و تحصیلی‌تان برایش اهمیتی ندارد. ممکن است فکر کنید او شما را بدون هیچ کدام از این جزئیات دوست دارد و برایش تنها و تنها خود شما مهم هستید. خب! ما این موضوع را رد نمی‌کنیم، تنها می‌گوییم این تمام واقعیت نیست. درست است که همسرتان شما را همان‌طور که هستید دوست دارد اما ریزه‌کاری‌هایی که به‌نظرتان بی‌اهمیت می‌رسند، می‌توانند آرام آرام روی نظر او تاثیر بگذارند. نه اینکه با یک روز نامرتب بودن، بیمار شدن یا رها کردن کار تمام عشقش از بین ببرد اما او هم مثل هر شخص دیگری، مطمئنا از اینکه یک زن کم‌عیب و نقص داشته باشد، لذت می‌برد. شاید او با دیدن برخی موضوعات یا شکست‌هایتان، واکنشی نشان ندهد اما همسر شما هم مثل آدم‌های دیگر دوست دارد شما را در همه ابعاد زندگی‌تان یک سر و گردن بالاتر از دیگران ببیند. یادتان نرود که همه آدم‌ها به دلایلی برای افتخار کردن احتیاج دارند؛ دلایلی که شاید برخی‌هایشان کوچک و کم‌اهمیت باشند اما به هیچ قیمتی نباید حذف شوند.

5 نكته طلایی برای آنکه خانه​تان همیشه بوی خوب بدهد

«مارتا استوارت»، مدیر انجمن خانه‌داری مارتا و سردبیر مجله خانه‌داری living، در این شماره از نشریه الكترونیكی خود توصیه‌های كاربردی برای خوشبوكردن خانه با گیاهان دارویی دارد.
  •     برای از بین بردن بوی غذا در خانه آبلیموی تازه را درون یك لیوان آب حل كرده و با كمك افشانه آن را در هوا اسپری كنید.
  •     چوب دارچین را در 2 لیوان آب بجوشانید و اجازه دهید بوی آن در خانه پخش شود. این یك خوشبو‌كننده طبیعی و آرامش‌بخش است.
  •     عطر وانیل نیز یكی از رایحه‌های مطبوعی است كه بیشتر خانم‌ها و كودكان از آن لذت می‌برند. استفاده از رایحه وانیل در خانه علاوه بر آنكه موجب خوشبویی خانه می‌شود، سبب افزایش اشتهای اعضای خانواده نیز می‌شود. كافی است پنبه‌ای را با عصاره وانیل آغشته كنید و درون یكی از دكوری‌هایتان روی میز قرار دهید.
  •    یك شیوه قدیمی برای خوشبوكردن كمد لباس‌ها، استفاده از گیاهان معطر مانند میخك، زنجبیل و دارچین درون كیسه‌ای نازك است.
  •     استفاده از عودهای خوشبوی صندل، یاسمن، چوب و دیگر رایحه‌های طبیعی نیز برای از بین بردن بوی غذا یا خوشبو كردن فضای خانه بسیار مناسب هستند.
  • چگونه به راحتی به دیگران نه بگوییم؟

    گفتن این کلمه دو حرفی برای بسیاری از ما دشوار است، نه گفتن چه به رئیسمان، چه به فرزندمان و چه به دوستانمان آسان نیست. در نتیجه بسیاری از ما به انجام کارهایی مجبور می شویم که دوست نداریم، یا برایمان سخت هستند.

    بسیاری از کودکان در محیط خانواده و تحت تاثیر تربیت والدین می آموزند که برای حفظ آرامش یا برای مودب بودن، باید درخواست دیگران را بپذیرند. به یاد داشته باشید که دنیا با "نه" گفتن ما به پایان نخواهد رسید، بلکه این کلمه مانند همه کلمات دیگر نوعی مبادله اطلاعات است.
    اما چگونه می توانیم نه گفتن را برای خود آسان کنیم؟ 
    1. به خود زمان بدهید.
    بسیاری از افراد بنا به دلایلی چون خجالت، ترس و غیره، بلافاصله بعد ازشنیدن یک درخواست کلمه "بله" را بر زبان می آورند. اگر گفتن کلمه "نه" برایتان آسان نیست، لااقل از طرف مقابل زمان بخواهید، مثلا بگویید " بعدا به تو خبر می دهم." اما اگر با اصرار طرف مقابل روبرو شدید، بگویید " باید به تقویم نگاه کنم." یادتان باشد اگر او عصبانی یا ناراحت می شود مشکل خود اوست نه شما.

    2. ارزیابی کنید.
    اگر کسی از شما درخواستی می کند، ابتدا از خود بپرسید که وقتش را دارید یا نه. مهم ترین سوالی که در این زمینه مطرح می شود این است که آیا باید نیازهای خود را به دیگران ترجیح بدهیم یا نه.
    گاهی لازم است نیازهای دیگران را به نیازهای خود ترجیح بدهیم- اگرگاهی  به دوستان، خانواده و همکاران کمک نکنیم دنیا محل خوبی برای زندگی نخواهد بود. ولی در عین حال بعضی اوقات لازم است به علایق و نیازهای خود نیز توجه کنیم.

    3. مودب باشید.
    بهتر است لبخند بزنید ولی لبخند خود را با یک لحن جدی همراه کنید –اگر درخواست کسی را به صورت مودبانه رد کنید از شما نخواهد رنجید. نه گفتن به معنای بی ادبی نیست.
    خیلی راحت بگویید "متاسفم این بار نمی توانم به شما کمک کنم" یا "معذرت می خواهم در حال حاضر کاری دارم که باید انجام بدهم". نیازی نیست توضیح بدهید، هرچه بیشتر توضیح بدهید و معذرت بخواهید، به طرف مقابل فرصت بیشتری برای اصرار کردن خواهید داد.

    4. تمرین کنید.
    اگر حتی فکر کردن به این کلمه دو حرفی شما را می ترساند، تمرین را از موقعیت هایی شروع کنید که اهمیت چندانی ندارند. مثلا با نه گفتن به دستفروش های سمج تمرین خود را آغاز کنید. 

    5. حساب و کتاب کنید.
    تا به حال توجه کرده اید که کسانی که مرتبا از شما می خواهند کاری برایشان انجام دهید معمولا لطفتان را جبران نمی کنند؟ این افراد هرگز دوستان واقعی نیستند. 
    دوستان واقعی از شما سواستفاده نمی کنند و تنها در مواقع بسیار ضروری از شما کمک می خواهند. اگر متوجه شدید که کسی بیشتر از آنچه برای شما انجام می دهد از شما انتظار دارد، از او فاصله بگیرید. نیازی نیست دوستیتان را با او قطع کنید، تنها تماس خود را با او کم کنید. مطمئن باشید که چنین شخصی با مشاهده کم توجهی شما به کس دیگری روی می آورد تا مدتی هم از او سو استفاده کند.

    6. صادق باشید.
    گاهی نه گفتن آنقدر سخت است که نهایتا از ترس آزردن احساسات دیگران به کاری مجبور می شویم که دوست نداریم، یا نهایتا به دروغ و بهانه تراشی روی می آوریم.
    بهترین راهکار صداقت است، اینکه صادقانه به طرف مقابل بگوییم که نمی خواهیم درخواست او را بپذیریم. البته گفتن یک دروغ بی ضرر هرازگاهی لازم است، اما دروغگویی و به دیگران امید واهی دادن کار درستی به نظر نمی رسد!
    باربارا كینگ، كارشناس و مدرس خانه‌داری و ارتقای كیفیت زندگی این‌بار در نشریه خود توضیحاتی برای آن دسته از مخاطبانش که سوالاتی درباره مراقبت و استفاده بهینه از شمع و شمعدان در منزل داشتند، ارائه کرده است.

     1.  برای از بین بردن قطرات شمع و پارافینی که روی شمعدان باقی مانده بهترین راه آن است که از یک قطعه پنبه آغشته به الکل استفاده کنید. با پنبه به خوبی روی لکه بکشید و سپس آن را با پارچه تمیز خوب پاک کنید.

     2. ‌ اگر می‌خواهید شمع معمولی خود را به یک شمع بدون اشک تبدیل کنید، می‌توانید آن را برای مدت 2 تا 3 ساعت درون محلول آب و نمک قرار دهید. 

    3.  برای آنکه در مراسم رسمی شمع‌های روی میز دیرتر آب شوند و اشک کمتری در طول مراسم تولید کنند می‌توانید آنها را به مدت 48 ساعت پیش از شروع مراسم درون یخچال قرار دهید.

    4.  اگر روی شمع‌های اتاقتان را گرد و خاک گرفته برای تمیز کردن آن راه‌حل ساده‌ای وجود دارد و آن شست‌وشوی شمع با آب و صابون است. نگران نباشید هیچ آسیبی به شمع‌تان نمی‌رسد.

     5.  در صورتی که تعداد خرده‌شمع‌ها و قطعات شمع در خانه شما زیاد شده می‌توانید با کمک آنها برای خود شمع بسازید. تنها کافی است شمع‌ها را درون یک ظرف فلزی بریزید و روی حرارت قرار دهید. پس از آب شدن شمع، آن را درون قالب بریزید و یک نخ نسوز را به عنوان فتیله درون آن قرار دهید.

فوت و فن‌های جذاب بودن را یاد بگیرید

یونانی‌های قدیم آن را یک نیروی الهی می‌دانستند که با فرد زاده می‌شود و آدم‌های عادی از وجودش بی‌بهره‌اند؛ اما روانشناسان امروزی می‌گویند کاریزما، بیشتر از آنکه یک نیروی معجزه‌آسا باشد، یک مهارت است؛ مهارتی که با تسلط‌تان بر حرکات چهره، بدن و حتی تک‌تک واژه‌هایتان می‌توانید از آن بهره‌مند شوید. کاریزماتیک‌ها خوب می‌دانند که چطور یک پیام را درست به هدف بزنند و مخاطب را روزها و سال‌ها با جملات‌شان درگیر کنند. برای کاریزماتیک بودن،‌ بیشتر از آنکه به یک نیروی مادرزاد یا دانش خارق‌العاده نیاز داشته باشید، به مهارت‌های درست سخن گفتن و هدف‌گیری درست پیام نیاز دارید، پس از همین حالا شروع کنید و شما هم کاریزماتیک شوید.

شروع حرف اول را می‌زند

 یک فرد کاریزماتیک، خوب می‌داند که از کجا باید شروع کند و در لحظه اول چه تاثیری را روی مخاطبش بگذارد. با یک لبخند عمیق و جادویی کار را شروع کنید. به مخاطب‌تان با گشاده‌رویی این حس را القا کنید که گفت و گوی امروز برایتان اهمیت زیادی دارد و شما با تمام وجود، برای شنیدن پاسخ‌ها و نظراتش منتظر هستید. بعد از یک لبخند عمیق، کمی به سمت او بروید و با گشاده‌رویی با مخاطب امروز‌تان دست بدهید و اهمیت این ملاقات را برایش یادآوری کنید.

یک پیام ماندگار بفرستید

کاریزماتیک‌ها جملات را بدون برنامه و هدف بیان نمی‌کنند. فرستادن پیام در دنیای آنها، راز و رمز خودش را دارد. اولین اصلی که چنین افرادی به آن پایبند هستند، کمک به شنونده برای درک کردن، ارتباط برقرار کردن و به‌خاطر سپردن پیام است. حتما می‌پرسید که چطور چنین کاری امکان‌پذیر است. کاریزماتیک‌ها با کمک استعاره، تشبیه و مقایسه به چنین هدفی می‌رسند. مهم نیست که بخواهید یک سخنرانی در مورد پیچیده‌ترین موضوعات تخصصی را ارائه دهید یا در مورد موضوعی با یکی از دوستان‌تان صحبت کنید. استعاره می‌تواند در هر جا و هر متنی به کمک شما بیاید، اما فراموش نکنید که استعاره‌های شما، باید شایسته موقعیتی که در آن قرار گرفته‌اید باشد، پس با هوشمندی‌تان بدانید که در چه فضایی هستید و بعد از معجزه از این سه عنصر کمک بگیرید.


قصه‌گوی خوبی باشید

داستان و حکایت هم به پیام شما برای خوردن به هدف کمک می‌کند. با کمک این دو عنصر، می‌توانيد ارتباط عمیق‌تری را میان کلام‌تان و شنونده برقرار کنید، اما قبل از آنکه به یک داستان‌گوی خوب تبدیل شوید، باید یک داستان‌خوان حرفه‌ای باشید. حکایات سعدی، شعر‌های حافظ یا شهریار و حتی نوشته‌های دهخدا، می‌تواند بهترین کمک برای شما باشد. اگر می‌خواهید سخنران خوبی باشید، باید با ادبیات میانه خوبی داشته باشید و بخشی از هر روز‌تان را به مطالعه اختصاص دهید. اما استفاده از این حکایات در صحبت‌هایتان آسان نیست. سعی کنید بجا و مرتبط با موضوع از آنها کمک بگیرید و به دام تعریف کردن داستان‌های تکراری نیفتید و با گفتن حکایت‌های پی‌درپی، از اصل صحبت دور نشوید. یادتان نرود که حکایات را باید در ذهنتان ساده‌سازی و خلاصه کنید و آنها را به چند جمله که در میانه سخنرانی‌تان می‌آید، تبدیل کنید.

یادتان نرود که هر سخن جایی دارد

اگر در یک گفت‌وگو قرار گرفته‌اید، وضعیت‌تان با زمانی که سخنرانی می‌کنید باید فرق کند. شما که می‌خواهید کاریزماتیک باشید، باید آداب گفت‌وگو را هم خوب بشناسید، به فرد مقابل‌تان احترام بگذارید، صحبت‌هایش را قطع نکنید و با خوب گوش کردن، هم به او احترام بگذارید و هم پاسخی مناسب را در ذهنتان بپرورانید. از طرف دیگر، خود را یک فرد همه‌چیز‌دان معرفی نکنید و به فرد مقابل این احساس را بدهید که برخی چیز‌هایی که نمی‌دانسته‌اید را به شما انتقال می‌دهد و با حرف‌هایش روی شما تاثیر می‌گذارد.

کاریزماتیک شدن هم مثل هر کار دیگری به تمرین نیاز دارد، پس نخواهید درست در مهم‌ترین سخنرانی‌تان، از نکاتی که به تازگی یادگرفته‌اید، استفاده کنید. در گفت‌وگو‌های عادی و روزمره‌تان، اصل‌هایی که آموخته‌اید را تمرین کنید. اشکالی ندارد اگر گاهی شکست بخورید. شما در این ملاقات‌های ساده نقاط ضعف و قدرت‌تان را می‌شناسید و می‌فهمید که چه رفتاری می‌تواند شما را کاریزماتیک‌تر جلوه دهد. کسب کاریزما، کار یک شب و یک لحظه نیست. شما ماه‌ها و سال‌ها برای تبدیل شدن به یک کاریزماتیک واقعی زمان نیاز دارید.

مخاطب را به بازی بگیرید

تضاد، کلید رسیدن به هدف است چراکه یک متن را با دلایل و تلاش برای پیروز شدن در چنین مبارزه‌ای همراه می‌کند و می‌تواند تا مدت‌ها آن را در ذهن شنونده‌اش ماندگار کند. کمتر کسی است که این جمله جان اف کندی را شنیده باشد و از یاد برده باشد؛ «نپرسید که کشورم برای من چه می‌تواند بکند، بپرسید، من برای کشورم چه می‌توانم بکنم.» اهمیت تضاد در ماندگار شدن یک سخنرانی چندان درک نشده‌ است، اما باید بگوییم که این روش، یکی از ساده‌ترین و تاثیرگذارترین تاکتیک‌هایی است که می‌توانید یاد بگیرید و در صحبت‌هایتان از آن استفاده کنید. با کمک تضاد، مخاطب را وارد یک کشمش کنید و او را اسیر توانایی‌تان در فلسفه‌بافی کنید. به کار بردن جملات متضاد،‌ مخاطب را به یک درگیری درونی وارد می‌کند و عقاید کهنه او را به چالش می‌کشد. اینجاست که مخاطب گمان می‌کند در تمام این سال‌ها در اشتباه بوده و باید سر و سامانی به عقاید قدیمی‌اش بدهد.

ادیب باشید

جملات ادبی و تک بیت‌ها، چه در گفت‌وگوهای روزانه و چه در سخنرانی‌های بزرگ، به کرات استفاده می‌شود اما یک فرد کاریزماتیک، بیشتر از هر کس دیگری از آنها کمک می‌گیرد. تفاوت این جملات با داستان‌ها در این است که این بار شما به متن به طور کامل وفادارید و دقیقا همان‌چیزی را که یک شاعر یا نویسنده بیان کرده، مطرح می‌کنید. این جملات می‌تواند در شروع صحبت‌های شما به‌کار برود یا در پایان آن،‌ باعث ماندگاری کلام‌تان شود. چنین پایان بندی‌ای، می‌تواند مثل یک نتیجه‌گیری باشد و چند ساعت صحبت شما را در چند بیت یا چند جمله خلاصه کرده و آن را در ذهن مخاطب حک کند. شاید گاهی لازم باشد از اشعار فردوسی استفاده کنید و گاهی هم چند جمله از یک طنزپرداز ماهر بتواند ارزش کلام شما را چند برابر کند.

شنونده را وارد میدان کنید

وارد کردن مخاطب به جریان صحبت‌هایتان راه‌های متفاوتی دارد اما سؤال کردن یکی از بهترین راهکار‌هاست. مطرح کردن این پرسش‌ها می‌تواند دو تاثیر متفاوت داشته باشد؛ سؤال شما می‌تواند خیلی صریح و ابتدایی باشد و با اولین جرقه ذهن شنونده، پاسخش را دریافت کند. چنین سؤالی ابزار آدم‌های کاریزماتیک نیست؛ اما از طرف دیگر، سؤال شما می‌تواند به طراحی یک پازل کمک کند و ذهن مخاطب را برای دریافت جواب، ساعت‌ها و روزها به فعالیت وادارد. با سؤال‌تان ذهن مخاطب را درگیر کنید و به او این حس را بدهید که پاسخش می‌تواند تاثیر خارق‌العاده‌ای بر این موضوع بگذارد. به او بفهمانید که این پاسخ و نتیجه‌گیری او در مورد این موضوع، می‌‌تواند تکلیف خیلی چیز‌ها را عوض کند.

کاریزماتیک‌ها، خشک و بی‌حرکت حرف نمی‌زنند. صحبت‌های آنها برخلاف افراد ناموفق، هیچ شباهتی به خواندن یک متن از رو ندارد. آنها می‌توانند بهترین کمک را از بدنشان بگیرند و با خندیدن، اخم کردن و تکان‌دادن به موقع دست‌ها، شدت پیام‌شان را بیشتر کنند. کاریزماتیک‌ها، ظاهرشان را با پیام‌شان هماهنگ می‌کنند. در جایی که یک پیام حماسی می‌خوانند، محکم‌تر حرف می‌زنند و وقتی یک خاطره خنده‌دار را تعریف می‌کنند، لبخند آرامی را روی لب‌هایشان می‌آورد. یک فرد کاریزماتیک می‌داند که تعجبش را باید هم با حرف و هم با چهره‌اش نشان دهد و خشمش را هم تنها با یک کلمه به نمایش نمی‌گذارد.

قوانین فرزند خواندگی را بدانید

همین كه بخندد، راه رفتن یاد بگیرد، حرف‌های نصفه و نیمه بزند، دندان‌های مدل یكی بود و یكی نبودش را نشان بدهد یا حتی دسته گل به آب بدهد كافی است تا یك دنیا هیجان بریزد وسط روزمرگی‌ها و زندگی زیر و رو شود. چه فرقی می‌كند از كجا آمده باشد... اما آیا فرقی نمی کند یا می کند؟

   كدام كودك؟ كدام پدر و مادر؟

اگر قانونش را بخواهید فرزندخواندگی یعنی اعطای سرپرستی كودكان بدون سرپرست شناخته‌شده تحت سرپرستی سازمان بهزیستی به خانواده‌های متقاضی كه واجد شرایط قانون جاری حمایت از كودكان بی‌سرپرست باشند. اما به زبان ساده یعنی یك زوج جوان كه توانایی بچه‌دار شدن ندارند یك كودك بی‌سرپرست را به فرزندی بپذیرند.   

طبق قانون سازمان بهزیستی، كودكانی به فرزندی سپرده می‌شوند كه والدین یا جد پدری آنها، شناخته شده نباشد، یعنی بچه‌هایی نباشند كه به هر دلیلی به طور موقت در پرورشگاه زندگی می‌كنند و قرار است به خانواده‌شان بازگردانده شوند. از طرف دیگر این كودكان باید تحت سرپرستی سازمان بهزیستی قرار گرفته باشند، به عبارتی قبل از سپردن كودكان به پدر و مادر جدید باید از طریق مراجع قضایی سرپرستی آنها به سازمان بهزیستی سپرده شده باشد.



  هر استان با كمیته خودش 

كارهای مربوط به فرزندخواندگی در هر استان، در همان استان انجام می‌شود یعنی کمیته‌هایی به نام كمیته ستادی استان و كمیته شبه خانواده استان بررسی‌های لازم را انجام می‌دهند. اعضای كمیته هم عبارتند از: مدیركل بهزیستی استان، معاون امور اجتماعی بهزیستی، كارشناس شبه خانواده استان، كارشناس فرزندخواندگی، مددكار و كارشناس حقوقی استان. کودکانی را می‌توان به عنوان فرزند خوانده انتخاب کرد که تمامی تلاش‌ها و کوشش‌های حرفه‌ای برای شناسایی والدین‌شان بی‌نتیجه مانده باشد و مسئولان بهزیستی امیدی به بازگشت کودک به خانواده خودش نداشته باشند.



   كمی رفاه،کمی سلامت

معمولا هر زوجی كه قصد بچه‌دار شدن دارند اول فكر آینده‌اش را می‌كنند و چرتكه می‌اندازند كه مطمئن شوند از پس هزینه‌های آن برمی‌آیند و خلاصه بی‌گدار به آب نمی‌زنند. 

بهزیستی هم اگر بخواهد یكی از بچه‌هایش را به زوجی بسپارد باید مطمئن شود كه آنها تمكن مالی دارند. باغ،  ویلا و خانه دوبلكس لازم نیست ولی زوج جوان باید بتوانند حداقل‌های یك زندگی آرام را برای كودكی كه به فرزندی می‌پذیرند، فراهم كنند.  

سلامت هم شرط دیگر ماجراست. نه اینكه لازم باشد زن و مرد به اندازه شركت در آزمون خلبانی سالم باشند و مثلا حتی یك دندان پوسیده هم در دهانشان نباشد ولی نباید به هیچ بیماری به اصطلاح صعب‌العلاجی مبتلا باشند. اعتیاد به مواد مخدر یا سایر اعتیادهای مضر هم طبیعی است كه در کل این توافق را به هم می‌زند.



   پدر و مادر شدن قانون دارد

ممكن است سازمان بهزیستی بچه‌ها را از سر راه آورده باشد ولی به این راحتی‌ها آنها را به هر خانواده‌ای نمی‌سپارند و راستش را بخواهید حتی كمی سخت می‌گیرند. حسابی مته به خشخاش می‌گذارند و همه جوانب كار را بررسی می‌كنند تا با خیال راحت كودكی را به خانواده جدید بسپارند. البته قوانین ثابتی هم وجود دارد كه استثنا سرش نمی‌شود. مثلا زن و شوهر داوطلب سرپرستی، باید ایرانی و مقیم ایران باشند. شرط دوم این است كه حداقل 5 سال تمام از تاریخ ازدواج آنها گذشته باشد و از این ازدواج صاحب فرزند نشده باشند. طبیعی است كه به زوج‌های خیلی كم‌سن‌وسال بچه تعلق نمی‌گیرد و سن یكی از آنها باید حداقل 30 سال باشد. 

معمولا سراغ هر كاری كه بروید یكی از شرایط تغییرناپذیر آن صلاحیت اخلاقی و نداشتن سوءسابقه است. حالا فكرش را بكنید كه بخواهید نقش پدر و مادر كودك تنها و بی‌سرپرستی را به عهده بگیرید. حداقلش این است كه نباید هیچ نوع سوءسابقه و محكومیت جزائی به دلیل ارتكاب جرایم عمدی داشته باشید و البته صلاحیت اخلاقی هم باید به آن اضافه شود. 



این مراحل را باید طی کنید

یكی از مراحل اصلی كار، مشاوره قبل از فرزندپذیری است؛ یعنی قبل از تشكیل كمیته فرزندخواندگی زن و شوهر باید در این جلسات مشاوره شركت كنند و نتیجه آن در پرونده درج شود. بعد از آن پروند به كمیته فرزندخواندگی می‌رود و چنانكه تصمیم كمیته مثبت باشد در فهرست نوبت قرار می‌گیرند. زوجی كه در فهرست قرار گرفته‌است با فرارسیدن نوبتشان برای انتخاب فرزند به شیرخوارگاه معرفی می‌شوند. پس از انتخاب فرزند، والدین متقاضی توسط سازمان بهزیستی به دادگاه معرفی می‌شوند تا قرار دور آزمایشی یا همان حكم سرپرستی موقت صادر شود. بعد از صدور حكم سرپرستی، كودك انتخابی طی صورت​جلسه‌ای به والدین تحویل داده می‌شود و طی دوره آزمایشی 6 ماهه، حداقل 3 بازدید از طرف مددكاران اجتماعی از خانواده فرزندپذیر انجام می‌شود تا مسئولان بهزیستی خیالشان راحت شود كه زوج متقاضی شرایط لازم برای نگهداری را دارند یا خیر. 

درصورت تایید وضعیت مراقبت از فرزند و توانایی خانواده، گزارش نهایی تهیه می‌شود و سرپرستی به دادگاه مربوطه می‌رود تا حكم قطعی صادر شود. بعد از گذراندن دوره 6 ماهه آزمایشی و صدور حكم قطعی، سرانجام لحظه موعود فرا می‌رسد و والدین قانونی می‌توانند با مشخصات خودشان برای كودك شناسنامه بگیرند.

یك نكته هم درباره تامین آتیه فرزند وجود دارد. با توجه به اینكه از نظر قانونی فرزندخوانده از پدر و مادر قانونی خود حتی با وجود داشتن شناسنامه ارث نمی‌برد، باید صلح یك‌سوم اموال والدین به فرزندخوانده از طریق دفترخانه‌های رسمی یا مراجع قضایی انجام شود. افتتاح حساب پس‌انداز، بیمه آتیه یا روش‌های قانونی اطمینان‌بخش دیگر نیز می‌توانند از راهكارهایی باشند كه به موازات صلح اموال انجام می‌شود. این را هم به یاد داشته باشید كه حكم سرپرستی ابدی و ازلی نیست و اگر سازمان بهزیستی تشخیص دهد كودك در زندگی جدید آسیبی می‌بیند و عدم شایستگی والدین به هر دلیلی اثبات شود یا والدین حقیقی كودك مراجعه كنند، حكم سرپرستی با هماهنگی دادگاه قابل فسخ است.



همه مدارک لازم


یادتان باشد متقاضیان فرزندخواندگی باید تقاضای رسمی خود را به سازمان بهزیستی اعلام كنند و این تقاضا حتما باید به امضای هر دو نفر رسیده باشد. نشانی و شماره تلفن محل سكونت‌شان هم باید در این تقاضانامه قید شود. بعد از آن باید همه مدارك فهرست زیر را آماده كنند:
  •  تصویر شناسنامه زن و مرد صفحه اول و دوم.
  •   تصویر سند ازدواج
  •  گواهی ناتوانی در بچه‌دار شدن كه باید از پزشک متخصص زنان و زایمان گرفته شود.  
  • گواهی پزشکی قانونی در مورد عقیم بودن زوجین یا یکی از آنها.
  • حکم سرپرستی آزمایشی كه باید از مراجع قضایی و با توجه به شرایطی كه قبلا گفته شد، گرفته شود.
  •  برگ عدم سوءپیشینه کیفری زن و شوهر.
  •  گواهی سلامت جسم و روان از پزشکی قانونی برای هر دو نفر
  •  گواهی تمکن مالی كه می‌تواند فیش حقوقی، فتوکپی سند ماشین، منزل مسکونی یا هر ملك دیگری باشد.
  •  گواهی سلامت از پزشک كه مبتلا نبودن زن و شوهر به بیماری‌های صعب‌العلاج را تایید كند.
  •   گواهی عدم اعتیاد.

آمريکايي‌ها دلارهايشان را چگونه خرج مي‌کنند؟

شايد بد نباشد بدانيم آمريكايي‌ها درآمدهاي خود را چگونه صرف مي‌كنند. مقايسه آنچه براي يانكي‌ها مهم است با عادت‌هاي خودمان جالب‌توجه باشد. عدد و رقم‌ها مي‌گويد خروجي مالي آمريکايي‌ها اين گونه است:

سلامتي: 

گويا مردم آمريکا خيلي «جان‌دوست» هستند، چون تقريبا دوبرابر بيش از بقيه مردم دنيا پول بي‌زبان را به مصارف درماني مي‌رسانند. کشورهايي که از کمک هزينه‌هاي دولتي براي بخش سلامت بهره مي‌برند اين فرصت را دارند که پولشان را جاي ديگري سرمايه‌گذاري کنند. اين هم از شانس آمريکايي‌ها!

حمل و نقل:


 هزينه استفاده از وسايل نقيه عمومي در آمريکا نسبت به ژاپن و انگليس خيلي بيشتر است. اين‌طور که به نظر مي‌رسد آمريکايي‌ها بيش از اينکه دوچرخه‌سواري يا پياده‌روي را دوست داشته باشند عاشق استفاده از ماشين‌هايشان هستند. ,بازار توليد پوشاك در آمريکا آن‌قدر سکه است که توليدکنندگان دندان طمع را دور انداخته‌اند و محصولاتشان را با سود کمتري مي‌فروشند؛ و البته که تجربه ثابت کرده فروش محصولات با سود کم در دراز مدت سوددهي قابل‌توجهي دارد. از آن جا که قيمت‌ها نسبتا پايين است آمريکايي‌ها تنوع بيشتري در خريد کردن دارند سيستم حمل و نقل ريلي مجهز و فاصله کم شهرها از همديگر باعث مي‌شود انگليسي‌ها و ژاپني‌ها سالانه مبالغ چشمگيري را صرفه‌جويي کنند. با اين حال، سوخت در آمريکا يکي از کالاهاي تقريبا ارزان به شمار مي‌رود، به خصوص در مقايسه با کشور کانادا. تا جايي که اختلاف قيمت به يک دلار به ازاي يک گالن هم مي‌رسد.

غذا:


 مواد غذايي به خصوص غلات در آمريکا جزو کالاهاي سوبسيددار و در مقايسه با خيلي از کشورها واقعا ارزان است. اما مسئله اين‌جاست که خيلي از اين غذاهاي ارزان الزاما سالم نيستند و همين امر باعث اضافه وزن آمريکايي‌ها شده است. يکي از اين خوردني‌هاي ارزان و چاق کننده چيپس است که به وفور در دسترس مردمان آمريکا قرار دارد و جايگزين سبزيجات و ميوه‌هاي تازه شده است. فست فودها يکي از بهترين مثال‌هايي هستند که در آن، قيمت فداي کيفيت شده است. خوردن فست فود در رستوران‌هاي معروف آمريکا مثل مک‌دونالد تا جايي ارزان و به صرفه است که خيلي از آمريکايي‌ها غذاي گران خانگي را به غذاي ارزان مک دونالد ترجيح مي‌دهند.

مسکن:


آمريکايي‌ها خيلي به داشتن سرپناه‌هاي شيک و مطمئن علاقه دارند. اينفوگرافيکي که ماه ژوئن در نشريه فايننشال پست چاپ شد، نشان مي‌دهد اجاره يک خانه دوخوابه لوکس در نيويورک حدود 4500 دلار است، در حالي که کانادايي‌ها براي چنين خانه‌اي البته در ونکوور فقط 2200 دلار مي‌دهند. خانه‌هاي آمريکا کلا گرانند.

پوشاک:


آمريکايي‌ها به خاطر اين يک مورد مجبور نيستند پول زيادي بپردازند. بازار توليد پوشاك در آمريکا آن‌قدر سکه است که توليدکنندگان دندان طمع را دور انداخته‌اند و محصولاتشان را با سود کمتري مي‌فروشند؛ و البته که تجربه ثابت کرده فروش محصولات با سود کم در دراز مدت سوددهي قابل‌توجهي دارد. از آن جا که قيمت‌ها نسبتا پايين است آمريکايي‌ها تنوع بيشتري در خريد کردن دارند. شايد نحوه دخل و خرج آمريکايي‌ها به اين دليل از الگوي بالا پيروي مي‌کند که آن‌ها اينطور آموزش ديده‌اند. چيزهايي که در خيلي کشورها جزو ارزش‌ها و افتخارات محسوب مي‌شود در اين کشور هزار رنگ تزئيني است و حتي برعکس. بالاخره اين هم نوعي سبک زندگي است، البته از نوع آمريکايي

كسب‌ و كار پررونق بچه‌دار شدن!

برای شما برنامه ویژه ای دارد! اگر جزو آن دسته از افراد بوده اید که بعد از خواندن مصوبه مشوق‌های افزایش فرزند به فکر تولد فرزندان بیشتر افتاده اید، ما در این جا تمامی مصوبه را زیرو روکردیم تا کمکتان کنیم که با فرزندان بیشتر چگونه سود بیشتری به دست آورید! 

در این مصوبه که چند روز پیش ابلاغ  شد موارد زیادی با جزییات فراوان به عنوان مشوق ها ذکر شد و پارامترهایی مانند سن والدین، شاغل یا دانشجو بودن مادر، تعداد فرزندان و... تاثیر زیادی در مبلغ و نوع مشوق ها دارد. با توجه به پارامترهای ذکر شده بسته پیشنهادی ما این است: سن زیر 29 سال، دارای پنج فرزند، جزو درآمد دهک های پایین، مادر ترجیحا کارمند یا حداقل دانشجو! گزارش هفت صبح را بخوانید تا بدانید ماجرا از چه قرار است.
چه کسانی بیشتر سود می‌کنند؟

چرا می‌گوییم زیر 29 سال سن داشته باشید؟ طبق جدول اگر می‌خواهید سکه بیشتر بگیرید باید زیر 29 سال داشته باشید.

چرا می‌گویيم حداقل پنج فرزند به دنیا آورید؟ درست است که تنها برای چهار فرزند سکه تعلق گرفته اما اگر فرزندان بیشتری به دنیا آورید علاوه بر سکه می‌توانید از مشوق‌های دیگر هم استفاده کنید. به ازای فرزندان سوم تا پنجم مبلغ 10 میلیون تومان وام قرض‌الحسنه تعلق می‌گیرد. پس اگر پنج فرزند به دنیا آورید علاوه بر سکه‌ها، 30 میلیون تومان وام هم نصیب‌تان خواهد شد.

چرا می‌گوییم جزو دهک‌های پایین باشید؟ علاوه بر اختصاص بسته‌های تغذیه‌ای و بهداشتی که در بالا گفته شد به خانواده‌های دارای چهار فرزند و یا بیشتر دهک‌های پایین جامعه وام مسکن یا قطعه زمین تعلق می‌گیرد.

چرا می‌گوییم مادر کارمند باشد؟ به جز تسهیلاتی مانند افزایش مدت مرخصي و کاهش ساعت کاری و... مادران شاغل دارای سه فرزند و بیشتر می‌توانند با داشتن هر میزان سابقه کار، علاوه بر میزان سنوات خود به ازای هر فرزند با یک سال افزایش سنوات بازنشسته شوند.

چرا می‌گوییم مادر حداقل دانشجو باشد؟ درست است که دانشجو بودن از نظر مالی برای مادر امتیازی به همراه ندارد اما مادر حداقل می‌تواند درسش را بیشتر و با آرامش بیشتری ادامه دهد و از تسهیلات خوابگاه و ... بهره‌مند شود. 
  مصوبه جدید چه می‌گوید؟

برای اینکه بدانید چرا به بسته پیشنهادی بالا رسیدیم ابتدا برخی بندهای مصوبه جدید را به تفکیک بازگو می‌کنیم و سپس چرتکه را بر می‌داریم و به حساب و کتاب می‌پردازیم.



مشوق‌های دهک‌های پایین

اختصاص سبد تغذیه رایگان ماهانه به صورت بن کالا شامل؛ پروتئین، لبنیات، برنج و حبوبات به میزان یک تا دو میلیون ریال به مادران باردار و دارای فرزند زیر دو سال حداقل برای سه دهک درآمدی پایین و نیازمندان براساس ارزش ریالی سال ۱۳۹۰ به عنوان سال پایه.

اختصاص بسته بهداشتی ـ درمانی رایگان شامل؛ مکمل‌های غذایی، دارو، آزمایش‌های دوره‌ای و موردی و معاینه‌های ماهانه مادران باردار و دارای فرزند زیر دو سال برای حداقل سه دهک درآمدی پایین و نیازمندان.

خانواده‌های دارای چهار فرزند و بیشتر براساس نتایج آمایش جمعیتی و در دهک‌های پایین درآمدی جامعه می‌توانند حسب مورد از یکی از دو امتیاز زیر بهره‌مند شوند:

الف) دریافت وام خرید مسکن به میزان دو برابر سقف وام‌های اعطایی بانک مسکن با باز پرداخت ۳۰ ساله و حداقل سود بانکی بخش مسکن.

ب) دریافت یک قطعه زمین مسکونی به مساحت ۲۰۰ـ۱۵۰ مترمربع در شهرستان محل سکونت به شرط ساخت و حداقل ۱۵ سال سکونت در آن به استثناي کلان‌شهرهای کشور.



مشوق‌های مادران کارمند


افزایش مدت مرخصی استعلاجی زایمان به ۹ ماه و مرخصی بدون حقوق به ۲۱ ماه و جمعا به مدت ۳۰ ماه به ازای هر فرزند و در مجموع ۱۰ سال به صورت شناور با حفظ شغل برای همه شاغلان بخش دولتی و غیردولتی.

اختصاص مرخصی استحقاقی دو هفته‌ای تولد فرزند به پدر.

فراهم آوردن امکان حضور منعطف و کاهش ساعات کار موظف، ایجاد امتیازات خاص و تسهیلات لازم در طرح دورکاری و نیمه حضوری و سایر شیوه‌های مناسب اشتغال برای زنان باردار و مادران دارای فرزند زیر پنج سال.

حق عائله‌مندی در کلیه قوانین ‌و مقررات استخدامی ‌به دو برابر افزایش می‌یابد.

پرداخت پاداش اولاد به صورت ماهانه و به صورت پلکانی در کلیه قوانین و مقررات استخدامی ‌کشور.

مادران شاغل دارای سه فرزند و بیشتر می‌توانند با داشتن هر میزان سابقه کار، علاوه بر میزان سنوات خود به ازای هر فرزند با یک سال افزایش سنوات بازنشسته شوند.

مادران شاغل می‌توانند با هر میزان سابقه کار با همان میزان سنوات بازنشسته شوند.



مشوق‌های مادران دانشجو

افزایش سنوات تحصیلی دانشجویان مادر به ازای هر فرزند تا چهار نیم‌سال و کاهش سقف واحدهای درسی در هر نیم‌سال تا سقف هشت واحد.

دانشجویان مادر دارای فرزند زیر سه سال می‌توانند تا ۵۰ درصد واحدهای درسی نظری دوره تحصیلی خود را به صورت نیمه حضوری یا مجازی بگذرانند.

مراکز آموزش عالی موظفند در توزیع و تخصیص وام دانشجویی، وام ودیعه مسکن و همچنین تخصیص خوابگاه‌های دانشجویی، دانشجویان متاهل دارای فرزند را در اولویت قرار دهند.



مشوق‌های کلی

اجرای کامل طرح آتیه فرزندان با مبنا قرارگرفتن ارزش ریالی سال ۱۳۸۹ به‌عنوان سال پایه.

پرداخت وام قرض‌الحسنه «فرزند» به مبلغ یکصد میلیون ریال به خانواده‌ها برای فرزندان سوم تا پنجم با بازپرداخت ۱۰ ساله و بدون الزام به سپرده‌گذاری توسط بانک‌های عامل بر مبنای نرخ پایه سال ۱۳۹۱.
خدمات بانکی به طور کامل پوست انداخته‌اند. خبر بد اینکه شیوه‌های سوءاستفاده هم خودشان را به روز کرده‌اند و می‌توان گفت خطر در کمین همه ماست. شما چطور با آنها روبه‌رو می‌شوید؟

مشتریان بانک دیگر کنار باجه‌ها صف نمی‌کشند. حالا دیگر در شهرهای کوچک هم دستگاه نوبت‌دهی مشتریان را تا زمان رسیدن نوبت‌شان هدایت می‌کنند. این تغییر چهره در ارائه خدمات هم دیده می‌شود. تلفنبانک و اینترنت بانک و بانکداری مجازی و هزار جور اسم مشابه دیگر . همین که این روزها مردم به جای مراجعه به شعبه، هر ساعت از شبانه‌روز قبض تلفن، گاز، برق و آب خود را پرداخت کنند، یعنی بانکداری و خدمات بانکی پوست‌اندازی کرده است اما هرچقدر که بانک‌ها و خدمات‌شان مدرن‌تر می‌شود، دانش لازم برای استفاده از این خدمات هم باید گسترش پیدا کند. 

اگر چند سال قبل حمله هکرها به حساب‌ها و لو رفتن رمز کارت‌های بانکی یک مشکل ناشناخته بود، این روزها هر‌کدام از ما ممکن است بر اثر یک غفلت کوچک درگیر آن شویم. تقریبا 90 درصد ایرانی‌ها کارت بانکی دارند و نیمی‌ از آنها حداقل یک بار در سال از اینترنت بانک استفاده می‌کنند.

 اکثر قشر فعال جامعه با تسهیلات بانکی سروکار دارند و گرفتن وام جزو جدایی‌ناپذیري از زندگی‌مان شده، برای استفاده از هرکدام از خدمات مختلف بانکی باید یکسری نکات را بدانید. در ادامه با شش تهدید در استفاده از خدمات بانکی آشنای‌تان می‌‌كنيم که در عین سادگی باید جدی گرفته شوند.

برای دریافت تسهیلات تنها راه کلی که وجود دارد مراجعه به بانک‌هاست. هرچند انواع وام‌هایی که بانک‌ها می‌دهند فرق می‌کند اما به هر حال این وام‌ها را باید از بانک‌ها درخواست کرد. هرچند شاید برخی از این شرکت‌ها بعد از اینکه کلی از شما پول گرفتند یک مبلغی هم به عنوان وام پرداخت کنند اما با یک حساب و کتاب سر انگشتی خواهید فهمید که سرتان کلاه رفته است.

به مدعیان پرداخت تسهیلات اعتماد نکنید

چطور اتفاق می‌‌افتد: وقتی که یک گرفتاری مالی دارید و یا برای خرید ماشین، لوازم خانگی و حتی مسکن مقداری پول کم دارید به هر دری خواهید زد که راهی پیدا کنيد. شرکت‌های مدعی پرداخت تسهیلات از طریق شبکه بانکی این موقعیت را فرصت خوبی تشخیص می‌دهند برای اینکه جوینده را در دام بیندازند. آگهی‌های رنگارنگ‌شان از جلو چشم جوینده تسهیلات می‌گذرد و هر آن ممکن است در این دام گرفتار شود.

 هشدار جدی: این که هیچ شرکتی نمی‌تواند ادعا کند که از مبادی بانکی می‌تواند برای شما تسهیلات بانکی بگیرد یک هشدار جدی است. بانک مرکزی جمهوری اسلامی ‌ایران می‌گوید: اخیرا مشاهده شده برخی از شرکت‌ها با درج آگهی در جراید و با دادن وعده‌های پوشالی ارائه «تسهیلات از طریق شبکه بانکی» مبادرت به فریب مشتریان و کلاهبرداری از متقاضیان استفاده تسهیلات بانکی می‌کنند. بانک مرکزی از تمام کسانی که با این چنین آگهی‌هایی برخورد می‌کنند خواسته علاوه بر اینکه به آنها زنگ نزنند، پلیس و نهاد‌های انتظامی‌ را از وجود این شرکت‌ها آگاه کنند که کسان دیگری هم در این دام گرفتار نشوند.

آنچه نمی‌دانستید:
 این شرکت‌ها به هیچ‌وجه به طور قانونی ثبت نشده‌اند. شما نباید فقط با استناد به اینکه آگهی‌شان در یک رسانه چاپ شده به آن اعتماد کنید.

راه درست: برای دریافت تسهیلات تنها راه کلی که وجود دارد مراجعه به بانک‌هاست. هرچند انواع وام‌هایی که بانک‌ها می‌دهند فرق می‌کند اما به هر حال این وام‌ها را باید از بانک‌ها درخواست کرد. هرچند شاید برخی از این شرکت‌ها بعد از اینکه کلی از شما پول گرفتند یک مبلغی هم به عنوان وام پرداخت کنند اما با یک حساب و کتاب سر انگشتی خواهید فهمید که سرتان کلاه رفته است.



چند درصد سود بیشتر در موسسات بدون مجوز به ریسکش نمی‌ارزد

چگونه اتفاق می‌افتد: در سال‌های اخیر کوچه و پس‌کوچه‌های کلان‌شهر‌های ایران پر شده از شعبه موسسات مالی که مجوزی برای فعالیت از بانک مرکزی ندارند. این موسسه‌ها برای فریب مردم، هم روی تابلوی‌شان می‌نویسند «‌تحت نظارت بانک مرکزی» و هم حربه دیگرشان دادن سود‌های بیشتر از بانک‌ها به سپرده‌های کوتاه‌مدت و بلند‌مدت است. خیلی‌ها به این دو دلیل ساده پول‌های‌شان را به این موسسات می‌سپارند بی‌خبر از اینکه ممکن است بعد از مدتی حتی به اصل پول‌‌شان هم نرسند.

هشدار جدی: بانک مرکزی بعد از اینکه این موسسات را غیر‌قانونی اعلام کرد ابزار لازم برای جمع کردن شعبه‌های‌شان را از سطح شهرها ندارد. به همين دلیل راه را در این دید که به مردم در مورد سپرده‌گذاری و مراوده مالی با این موسسات هشدار بدهد در این هشدار از مردم خواسته شده است از ‌هرگونه همکاری با این موسسات از قبیل در اختیار‌گذاردن مکان به منظور ایجاد شعبه، سپرده‌گذاری یا دریافت تسهیلات به طور جدی خودداری کنند. 

آنچه نمی‌دانستید: خیلی‌ها فکر می‌کنند که چون برخی از این موسسه‌ها در میادین ورزشی، صدا و سیما‌، بیلبوردهای نصب شده در سطح شهر و جاده‌های برون شهری تبلیغات می‌کنند، پس مجوز دارند. بهتر است بدانيد این موضوع دلیلی برای فعالیت قانونی این موسسات نیست.

راه درست: اگر مقداری پول پس‌انداز کرده‌اید و می‌خواهید در بانک سپرده‌گذاری کنید بهتر است به همان سودی که بانک‌ها می‌پردازند قانع باشید. چون چند درصد سود بیشتر نسبت به ریسکی که سپرده‌گذاری در این موسسات دارد، نمی‌ارزد.
  ضامن را از دفاتر ارائه‌دهنده ضامن نخواهید

چگونه اتفاق می‌افتد: پناه بردن به دفاتری که هر روز در برخی رسانه‌ها آگهی چاپ می‌کنند و مدعی هستند می‌توانند یک یا دو نفر را به شما معرفی کنند که ضمانت‌تان را برای دریافت تسهیلات بر عهده بگیرند زمانی اتفاق می‌افتد که فرد از پیدا کردن یک نفر که بانک او را معتبر بداند برای ضمانت نا‌امید می‌شود.

هشدار جدی: بانک مرکزی همیشه نسبت به فعالیت غیرقانونی شرکت‌های ارائه‌دهنده ضامن معتبر و گواهی کسر از حقوق براي اخذ تسهیلات بانکی هشدار داده است.

آنچه نمی‌دانستید: خیلی‌ها ضامن معتبر دم دست‌شان است و بدون هیچ چشمداشتی هم حاضر است ضمانت آنها را بپذیرد اما چون به حقوق خود آگاه نیستند، فکر می‌کنند او از سوی بانک پذیرفته نمی‌شود. بهتر است بدانيد برای تسهیلات زیر 10 میلیون اولا یک ضامن کافی است و دوما این فرد حتما قرار نیست کارمند دولت باشد فقط باید اعتبار لازم را از نظر بانک داشته باشد.

راه درست: برای اینکه کسی را به عنوان ضامن معرفی کنید به هیچ دفتر و شرکتی مراجعه نکنيد، سعی کنید از میان آشنایان‌تان یک نفر را پیدا کنید.



مراقب رمزهای بانکی‌تان باشید


چگونه اتفاق می‌افتد:
 برخی‌ها هنوز به اهمیت رمز بانکی‌شان پی نبرده‌اند و به راحتی آن را در اختیار دیگران قرار می‌دهند و یا اینکه به طور دوره‌ای آن را عوض نمی‌کنند. همه اینها باعث می‌شود رمز کارت‌شان یا رمز اینترنتی‌شان لو برود و روزی بی‌خبر از همه جا متوجه می‌شوند که حساب‌شان خالی شده است.

هشدار جدی: پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات نیروی انتظامی‌كشور‌(فتا) می‌گوید: یکی از بیشترین آمار تخلف‌های اینترنتی مربوط به سوءاستفاده از حساب‌های بانکی است و به مردم هشدار می‌دهد در نگهداری از رمزهای بانكی خود نهایت دقت را داشته باشند.

آنچه نمی‌دانستید: لو رفتن رمز اینترنتی بانکی خیلی ساده‌تر از آن چیزی است که ما تصور می‌کنیم فقط کافی است وقتی پای خود‌پرداز هستید یادتان برود رسیدی که در آخر عملیات به شما تحویل می‌شود را بردارید، همین خودش یک منبع مهم برای هک شدن حساب بانکی است. 

راه درست: برای اینکه به چنین مشکلی بر نخورید بهتر است از رمزهای تكراری مانند شماره شناسنامه، تاریخ تولد و... كه به راحتی قابل حدس زدن باشند، استفاده نکنيد به طور متوالی رمز خود را در فواصل مختلف زمانی تغییر دهید و هیچگاه رمز بانكی خود را در كنار كارت و در دسترس دیگران قرار ندهید.


به هر پیامکی اعتماد نکنيد

چگونه اتفاق می‌افتد: در یکی، دو سال اخیر باب شده که پیامک‌هایی با مضمون برنده شدن در قرعه‌کشی و اعلام جوایزی به مبالغ مختلف به کاربران تلفن همراه فرستاده می‌شود و جهت واریز وجه، تقاضای شماره کارت بانکی، رمز اول و رمز cv2 و آدرس می‌کنند. به همین راحتی ممکن است دچار دردسر شوید.

هشدار جدی: این موضوع آنقدر گسترش یافته که رئیس پلیس فتا درباره کلاهبرداری‌های جدید از طریق ارسال پیامک به مردم هشدار می‌دهد و می‌گوید: در صورت مواجه شدن با اینگونه پیامک‌ها سریعا این پلیس را در جریان قرار دهند.

آنچه نمی‌دانستید: بر اساس قانون هر نهادی برای برگزاری یک نظرسنجی و یا مسابقه و... باید مجوز لازم را داشته باشد. وقتی در مسابقه و یا نظر‌سنجی رسمی ‌شرکت نکرده‌اید منتظر جایزه هم نباشید این کلاهبرداران در مواردی کارت‌های هدیه به در منازل ارسال می‌کنند تا با این روش اعتماد قربانیان را جلب کرده و بهتر بتوانند آنها را مورد سوء‌استفاده قرار دهند.

راه درست:
 به هیچ‌وجه به پیامک‌های ناشناس و به خصوص پیامک‌های با مضمون برنده شدن در قرعه‌کشی توجه نکرده و برای پاسخ دادن به آنها وسوسه نشوید و از اعلام شماره کارت، رمز عبور، آدرس خود و سایر اطلاعات شخصی به افراد غیر خودداری کنید.



 سایت‌هایی که فقط شبیه سایت اصلی‌اند


چگونه اتفاق می‌افتد: خیلی وقت‌ها کاربران بانکی در حال فعالیت در سایتی هستند که فکر می‌کنند متعلق به بانک است غافل از آنکه این سایت جعلی است و فقط شبیه سایت بانک است. فیشینگ‌(Phishing)، به معنای كپی همانندسازی شده از یك صفحه اینترنتی آشنا است كه كاربر را گمراه كرده و در واقع وسیله‌ای برای به دست آوردن اطلاعات شخصی او به شمار می‌آید.

هشدار جدی: پلیس فتا پس از شکایت تعداد زیادی از مردم این موضوع را بررسی کرد. این اتفاق در اصطلاح فیشینگ نامیده می‌شود. پلیس فتا هشدار می‌دهد که کاربران مراقب این نوع از کلاهبرداری در استفاده از خدمات اینترنت بانک باشند.

آنچه نمی‌دانستید: شکل و شمایل این سایت‌ها و گزینه‌هایی که وجود دارد کاملا شبیه سایت اصلی بانک است. در اصل این سایت کپی همان سایت اصلی است. پس از روی شکل ظاهری نمی‌توانید تشخیص دهید.

راه درست:
 مهم‌ترین نکته‌ای که در این مورد باید در نظر داشته باشید این است که روی آدرس سایت دقیق شوید و اطمینان حاصل کنيد. هنگام استفاده از این سایت‌ها سعی کنید ایمیل یا فیلترشکن روی دستگاه باز نباشد.

10 نشانه بارز از دهه شصتی های اصیل

از یک جایی به بعد نشانه شده بود. اصلا یک‌جور اصطلاح که همه باور داشتند جوان‌های امروز به‌غیر از اینکه خصوصیات خودشان را دارند یک‌سری ویژگی دارند که مخصوص دهه خودشان است. اصلا این گروه به این دلیل معروف شدند که اشتراکات زیادی داشتند. «دهه شصتی» بودن از یک جایی به بعد مد شد.

اصلا افتخار بود جزو این دهه باشی و خودت را نسل سوخته خطاب کنی. آنقدر راجع به این دهه گفتند و شنیدیم که باور همه شد این نسل واقعا چیزی فراتر از دیگر نسل‌هاست. البته نه به این معنا که کار مهمتری کرده است، شاید صرفا از این جهت که همه آدم‌های متولد این دهه شبیه به هم بودند. آرزوهای شبیه به هم داشتند و رویاهایشان فرق داشت؛ اصلا همین که بیشتر جمعیت ما را دهه شصتی ها تشکیل می‌دادند باعث شد تا این نسل خاص بیشتر از نسل‌های دیگر به‌چشم بیاید.  نسلی که اغلب در جنگ متولد شدند، همگی با هم و در میز و نیمکت‌های سه نفری درس خواندند، موقع دانشگاه رفتن با بدبختی و رقابت وارد آن شدند، مشکل بیکاری داشتند و وقتی تصمیم گرفتند ازدواج کنند به گرانی ارز و سکه خوردند و بقیه ماجرا.

 اصلا به تمام معنا نسلی بودند که شاید در هیچ دوره‌ای دیگری مثل آنها متولد نشود.  نسلی که وقتی فیلم «بغض» اکران می‌شود برای یک تبلیغ ویژه کنار بیلبوردهایش می‌نویسد فیلمی برای دهه شصتی‌ها! دهه‌ای که زیاد سختی کشیدند و گاه امیدوار بودند و گاه ناامید. حالا این پرونده ویژه تقدیم به همه دهه شصتی‌هایی است  که خودشان خوب می‌دانند عضو چه دهه  خاصی  هستند و زندگی با آنان چقدر خاص رفتار کرده است. اگر شما هم یک دهه شصتی هستید خواندن این گزارش را از دست ندهید و با ما همزادپنداری کنید. مطمئنم بخشی از شخصیت خودتان را در این گزارش مرور خواهید کرد.

رویای داشتن  کافه دنج

شما هم می‌خواهید روشنفکر باشید؟ کتا‌ب‌های صادق هدایت و کافکا بخوانید؟ دوست دارید موهای بلند یا فر مجعد داشته باشید و عینک‌هایی با فریم‌های عجیب و غریب بزنید؟رویای شما هم داشتن یک کافه دنج است که ساعت‌ها در آن کتاب بخوانید و رفت و آمد مشتری‌هایتان را ببینید و از زندگی لذت ببرید؟ به سفر با یک کوله ساده و چادرمسافرتی اعتقاد دارید؟ اگر این علایق را دارید مطمئن باشید شما یک دهه شصتی به‌تمام معنا هستید که به‌دنبال ردی از روشنفکری می‌گردید. همین مشترکات و رویاها باعث شده تا متولدین این دهه خود را از یک جنس بدانند و از هم جدا نباشند. این میل مبهم روشنفکر بودن بیش از هر دهه دیگری در متولدین دهه شصت حلول کرده. اگر حرف روانشناسان را قبول ندارید، کافی است نگاهی به کافه‌ها و فرهنگسراها و مکان‌های این‌چنینی بزنید تا متوجه شوید این دهه با چه ذوق و شوقی جریان روشنفکری را دنبال می‌کند که البته در اغلب موارد به نتیجه مورد نظر ختم نمی‌شود و همه چیز در حد ادای روشنفکری باقی می‌ماند. 

 هدف مهمی به نام پول


دهه شصتی‌ها درس‌خوانده و تحصیلکرده هستند و این ویژگی هرچقدر به متولدین پایین‌تر این دهه (65 تا 69) نزدیک می‌شود درصد بالاتری پیدا می‌کند. دختر و پسر متولد شصت علاقه زیادی به درس خواندن نشان دادند، همین امر هم باعث شد تا دانشگاه رفتنشان به‌سختی صورت بگیرد. سخت بود بتوانی یکی از صندلی‌های دانشگاه را از آن خودت کنی و چهارسال تمام بر کرسی‌اش تکیه دهی. این سخت بودن را البته متولدین 60 تا 65 بیشتر می‌فهمند. وقتی که برای شکستن غول کنکور باید با خیل عظیمی از هم‌سن‌وسالان رقابت می‌کردند و خبری هم از انواع و اقسام دانشگاه‌های پیام‌نور نبود، اما این دهه هر اندازه که به تحصیل علاقه نشان دادند، سراغ شغل‌های دولتی و به‌اصطلاح کارمندی نرفتند و به سمت شغل‌های آزاد کشیده شدند. البته ریشه این بخش از شخصیت دهه شصتی‌ها برمی‌گردد به اینکه این دهه آدم‌های پول‌دوستی هستند. درصد بالایی از دهه شصتی‌ها به‌دنبال پیدا کردن پول بیشتر هستند و بخشی زیادی از رویاهایشان در ثروتمند شدن خلاصه می‌شود؛ در داشتن زندگی بهتر و به‌دست آوردن نزدیکترین راهی که بتواند آنها را به زندگی مجلل نزدیک کند. البته بخشی از این زیاده‌خواهی مربوط به سختی‌هایی است که این دهه در دوره نوجوانی و جوانی با آن دست و پنجه نرم کردند. انبوه هم‌سن‌وسالانی که می‌خواستند وارد محیط‌کار شوند و همین، سد راهی برای پیشرفت آنها می‌شد باعث شد تا از راه‌های دیگری وارد بازارکار و سرمایه شوند. همین ویژگی باعث شده تا دخترهای دهه شصتی(بخصوص متولدین 65 تا 69) را افرادی پول‌پرست خطاب کنند که برای انتخاب همسر آینده خودشان به آپشن پول و ثروت بیشتر از سایر آپشن‌ها اهمیت می‌دهند.

غرق شدن در دنیای مجازی

دهه شصتی‌ها تفریحات خودشان را دارند. پایبند به خانواده نیستند و از یک سنی به بعد ترجیح می‌دهند خانواده خود را در سفرها و مهمانی‌ها همراهی نکنند. روحیه تنهاطلبی دارند و اگر دوستان زیادی نداشته باشند ترجیح می‌دهند ساعت‌های خود را در تنهایی بگذرانند. واقعیت این است که دهه شصتی‌ها روز به روز بیشتر در صفحات وب گم می‌شوند و به تنهایی‌های خود اضافه می‌کنند. تقریبا 10سال پیش بود که اولین شبکه اجتماعی مجازی معروف به نام «اورکات» در ایران سر و صدای زیادی به‌پا کرد. از همان زمانی که اورکات وارد حریم آدم‌ها شد، این دهه شصتی‌ها بودند که از آن استقبال کردند. دهه شصتی‌هایی که آن روزها بیست ساله‌هایی بودند که با دهکده جهانی از طریق اینترنت آشنا می‌شدند. اورکات، یاهو 360 و حالا فیس‌بوک جزو شبکه‌هایی بودند که لااقل در ایران بیشترین مخاطبانش را دهه شصتی‌ها تشکیل می‌دادند و با آن همراهی می‌کردند.

شهرتی با طعم خوانندگی


بخشی از رویاهای همه ما آدم‌ها در شهرت خلاصه می‌شود؛ شهرتی که باعث شود مردم کوچه و خیابان از تو امضا بگیرند و حتی با دست تو را نشان دهند. شهرت از راه‌های مختلف به‌دست می‌آید اما راهی که این دهه برای معروف شدن انتخاب می‌کند، خوانندگی است. برعکس متولدین دهه 50 که بیشتر راهی سینما شدند و از طریق سوپراستار شدن و بازیگری راه پر پیچ و خم شهرت را طی کردند، دهه شصتی‌ها بیشتر استیج را انتخاب کردند و وارد دنیای هزاررنگ موسیقی شدند. البته قسمتی از رسیدن به این شهرت بی‌منتها به‌دلیل مشقاتی که وجود داشت از طریق خواندن آهنگ‌های غیرمجاز محقق شد. خیل عظیمی از خواننده‌های رپ موسیقی ما که اغلب به‌صورت زیرزمینی فعالیت می‌کنند از بچه‌های همین دهه هستند. روحیه معترضی که در همین دهه نهفته شده باعث شد تا آنها به سمت موسیقی رپ که نوعی موسیقی اعتراضی است روی بیاورند.  ما از متولدین این دهه خواننده‌های مجازی داریم که طرفداران زیادی در ایران دارند و شاید اغراق نباشد اگر بگوییم تا قبل از آنها موسیقی پاپ ما چندان فعال نبوده است. محسن یگانه، بنیامین، بهنام صفوی و در زمینه موسیقی رپ، یاس، هیچکس و حتی ساسی مانکن هم جزو این دهه هستند که طرفداران زیادی دارند. 

یک دهه دونسلی!

امروز دیگر فاصله نسل‌ها بیست سال نیست. آنقدر تفاوت هر دهه با دهه قبل و بعد زیاد شده که تفکیک آدم‌ها به راحتی انجام نمی‌شود، حتی روانشناسان معتقدند هر 5سال بــرای خـودش یک نسل است.  تفکرات متولدین 60 تا 65 با تفکرات متولدین 65 تا 69 کاملا متفاوت است. به‌همین دلیل دهه شصتی‌ها هم طیف گسترده‌ای از آدم‌ها را تشکیل می‌دهند که سبک زندگی خــاص خودشان را دارند. حتی بعضی وقت‌ها آدم‌های این دهه هم حرف همدیگر را نمی‌فهمند، اما با همه این حرف‌ها دهه شصتی‌ها هوای همدیگر را خوب دارند.

نشانه 5 : طلاق‌های بالا


آمارهایی که از طلاق منتشر می‌شود، نشان می‌دهد دهه شصتی‌ها درصد بالایی از این آمار را به خود اختصاص داده‌اند. شاید تنوع‌طلبی که روحیه خاص این دهه است باعث می‌شود تا متولدین این دهه چندان برای نگه داشتن یک زندگی تلاش نکنند. خیانت یکی از مهمترین عواملی است که باعث شده خیلی از زوج‌های این دهه از هم جدا شوند، البته خیانت خاص این دهه نیست اما ردپای پررنگ‌تری از آن می‌توان در بین متولدین 60 پیدا کرد.  

 خوش بودن تنها در لحظه


آدم‌های خوشحال؛ غمگین، بی‌تفاوت، بی‌خیال، بی‌مسئولیت، باجسارت و خیلی آدم‌های دیگر شاید بیشتر از اینکه تحت‌تاثیر دهه تولد خود باشند تحت‌تاثیر ویژگی‌های وراثتی و سبک زندگی خود هستند اما تا حدودی جامعه نیز در شکل‌گیری شخصیت افراد نقش دارد. سیاه‌نمایی است اگر بخواهیم بگوییم تمام متولدین این دهه آدم‌های غمگینی هستند اما اغراق نکردیم اگر بگوییم بخش زیادی از متولدین دهه شصت گرفتار نوعی پوچ‌گرایی هستند. این را از لابه‌لای حرف‌های خیلی از آنها می‌توان پیدا کرد. ناامیدی نسبت به آینده و نداشتن هدف و خوش بودن در لحظه، ویژگی خیلی از متولدین این دهه است. البته اینکه در لحظه خوش باشی اصلا کار اشتباهی نیست، اما در درازمدت می‌تواند کل آینده یک آدم را هدر دهد.

زندگی مجردی، الویت اول

دهه شصتی‌ها همان اندازه که زود از خانواده خود جدا می‌شوند دیر هم به فکر تشکیل خانواده می‌افتند. البته این اتفاق را نباید به حساب بخشی از شخصیت متولدین این دهه گذاشت. در روزهایی که ما می‌گذرانیم آنقدر همه چیز سخت شده که کسی به فکر تشکیل خانواده نمی‌افتد.
 به‌همین دلیل سن ازدواج در این دهه بالاست و کسی تن به ازدواج نمی‌دهد. دهه شصتی‌ها شاید آدم‌های ریسک‌پذیری باشند و در دنیای اقتصادی به فکر کارهای پرخطر باشند، اما از طرفی به‌شدت آدم‌های ترسو و شکننده‌ای هستند و کوچکترین شکستی می‌تواند آنها را از کل زندگی  ناامید کند.  پس اگر در خانه خود یک متولد دهه شصت دارید از او خوب مراقبت کنید، چراکه دهه شصتی‌ها آدم‌های حساسی هستند. 

قربانیان اعتیاد و ورزشکاران امروزی


بیشترین قربانی اعتیاد و قرص‌های اکس این دهه هستند. شاید نبود تفریحات متنوع باعث شده تا این دهه به مواد و قرص‌های روانگردان روی بیاورند.  قرص‌هایی که در واقع یک دهه است در کشور ما راه پیدا کرده است و هدف خود را جوانان قرار داده. ازقضا، جوانان این یک دهه اخیر متولدین شصت بودند که مورد آسیب قرار گرفتند، اما همان اندازه که ممکن است دهه شصت گرفتار مشکلات این‌چنینی شود، جامعه از متولدین شصتی پر است که در زمینه ورزش و علم از همه دهه‌ها پیشی گرفتند و به ساختن ایرانی آبادتر کمک کردند.

 هرچند در رده‌های بالای مدیریتی و در پست‌های سیاسی و دولتی نمونه متولدین دهه شصت کمتر دیده شده، اما در دیگر زمینه‌ها بخصوص ورزش و کارآفرینی این دهه از دیگر دهه‌ها پیشی گرفته است. 

طالع بینی و دیگر هیچ


اعتقادات را نمی‌توان از رگ و ریشه آدم‌ها حذف کرد. هرچقدر هم که بخواهی خودت را به بی‌خیالی بزنی باز خدایی در تو وجود دارد که تمام روز تو را همراهی می‌کند. مذهب اما تنها در خدا خلاصه نمی‌شود. در مورد دهه شصتی‌ها باید گفت این دهه نسبت به دهه‌های قبل خود کمتر مذهبی هستند. البته این به این معنی نیست که بی‌اعتقادند، اتفاقا کافی است یک نگاهی به هیئت‌های عزاداری محرم بیندازید تا ببینید چطور متولدین این دهه در دسته‌های عزاداری و تکیه‌ها حضور دارند و ریش‌سفیدان مجالس را همراهی می‌کنند. اما چیزی که در این دهه زیاد است، اعتقاد به خرافات است. خرافات و طالع‌بینی بخش زیادی از تفکرات این دهه را به خود اختصاص داده. شاید شما هم دیده باشد که بعضی از این افراد چطور از ماه‌های تولد و سال تولد و ویژگی‌های یکسان این افراد صحبت می‌کنند طوری که انگار طالع‌بینی‌ها یک نمونه تایید شده است که قرار است همه آدم‌ها براساس آن کپی شده باشند. اعتقاد به انرژی و چاکرا از جمله اعتقادات راسخ این دهه است.

فعالیت‌های بشردوستانه


قرار نیست در این گزارش دهه شصت را خیلی سیاه ببینیم. برعکس تمام تلخی‌هایی که با این دهه گره خورده باید گفت این افراد کاملا جامعه‌محور هستند. فقط کافی است به زلزله اخیر آذربایجان یک نگاه بیندازید. شاید بیشتر اطلاع‌رسانی‌هایی که صورت گرفت و افرادی که در قالب نیروهای امداد و داوطلب به کمک زلزله‌زده‌ها رفتند دهه شصتی‌ها بودند. افرادی که نیروی جوان کشور محسوب می‌شوند اما بی‌عار و بی‌تفاوت نیستند. همین روحیه خیرخواهی و یاری‌گری در دهه شصتی‌ها باعث شده تا قدر متولدین این دهه را بیشتر بدانیم. فعالیت‌های بشردوستانه و همکاری با «ان جی او»‌هایی که فعالیت‌های داوطلبانه دارند در این متولدین بیشتر دیده می‌شود.

خط خطی های شما شخصیت تان را لو می دهد

شما هم اگر بیکار باشید و یک خودکار یا مداد و کاغذ داشته باشید روی آن چیزهایی می‌کشید. ممكن است این خطوط درهم و مبهم، در نگاه اول چیز جالبی برای گفتن نداشته باشند ولی به اعتقاد بسیاری از روانشناسان این نوع نقاشی‌های ناخودآگاه نمایانگر درون و افكار ما هستند كه به دور از محدودیت‌های ذهن آگاه‌مان (خودآگاه‌مان)پدید می‌آیند و اسرار ناگفته‌ای از شخصیت ما را به تصویر می‌كشند.

برایتان پیش آمده زمانی كه در حال حرف زدن با تلفن هستید یا به چیز خاصی گوش می‌كنید یا حتی وقتی كه در حال فكر کردن هستید، روی كاغذ روی میز یا حتی دستمال كاغذی یا... شكل‌های خاصی نقاشی كنید و خطوط مختلف بكشید؟ بیشتر آدم‌ها فكر می‌كنند این شكلك‌ها معنای خاصی ندارند و تنها خط‌خطی‌هایی هستند كه كاغذها و جعبه‌ها را خراب می‌كنند، اما اشتباه نكنید این شكلك‌ها می‌توانند نشان‌دهنده آن چیزی باشند كه درون شما و اطرافیانتان وجود دارد تا جایی كه آندرآ مك‌نیكل متخصص آنالیز خط می‌گوید: «این شكلك‌ها همانند DNA مغز هستند.» این شكلك‌ها هیچگاه درباره آنچه در ذهن شماست دروغ نمی‌گویند؛ فقط باید زبان آنها را یاد بگیرید تا از آرزوها،  امیال،  ترس‌ها و رؤیاهای نهفته‌ای كه هیچگاه فرد نمی‌تواند به زبان بیاورد برایتان بگوید. 

قلب

اثری كه عاشق‌پیشه‌ها به جا می‌گذارند


آنهایی كه درهر موقعیتی شروع به كشیدن قلب می‌كنند چیزی در ذهن دارند كه حدس زدن آن خیلی هم سخت نیست، آنها دوست دارند همیشه عاشقانه و رمانتیك رفتار كنند. 



چشم

رابطه چشم و شک


مك‌نیكل می‌گوید وقتی كسی در اطرافتان هست كه در جاهای خالی كاغذ شروع به كشیدن چشم می‌كند، توصیه می‌كنم كه كمی حواستان را بیشتر جمع كنید چرا كه این می‌تواند یك نشانه اخطار باشد. زیرا او كسی است كه احساس می‌كند باید حواسش به همه جا باشد و به قول معروف به جای دو چشم با چهار چشم كاملا اطراف خود را می‌پاید. او كسی است كه نسبت به همه اطرافیانش و انگیزه‌های آنها مشكوك است و فكر می‌كند همه می‌خواهند درباره او قضاوت كنند و بد بگویند. اگر چشم خیلی هنرمندانه كشیده ‌شود و چشم‌هایی دخترانه با مژگانی خیلی بلند می‌تواند نشان‌دهنده غرور و خودبینی فرد باشد. اگر چشم حالتی كارتونی داشته ‌باشد نشان‌دهنده این است كه فرد شخصیتی تفسیرگر دارد و دوست دارد درباره همه قضاوت كند. البته یادتان نرود كه اگر كودكی چنین چشمی را بكشد فقط نشان‌دهنده چیزهایی است كه از اطرافش یاد گرفته ‌است نه چیز دیگر، چرا كه كشیدن چشم بسیار ساده است و خیلی از بچه‌ها گاهی شروع به كشیدن چنین چیزی می‌كنند. 



فلش 

فلش‌کش‌ها جاه‌طلب هستند


اگر معمولا عادت دارید هر جا كه بتوانید فلش و خط جهت‌دار بكشید، باید بگوییم شما روحیه بلندپروازی دارید. دكتر مك‌نیكل می‌گوید: «در یك جلسه كاری با وكیلی صحبت می‌كردم، حین صحبت حواسم به كاغذ زیر دست او بود، می‌دیدم درحالی‌كه به حرف‌های من گوش می‌كرد فلش‌هایی را در جهت‌های مختلف و با اندازه‌های متفاوت می‌كشید، وقتی من درباره پروژه صحبت می‌كردم، او به این فكر می‌كرد كه از این پروژه چقدر می‌تواند پول دربیاورد، درحالی‌كه در ظاهر سعی می‌كرد خیلی خودش را بی‌اهمیت نشان دهد ولی شكلك‌هایی كه می‌كشید درون‌ او را هویدا می‌كرد و نشان می‌داد كه موضوع مورد نظر ذهن او را مشغول كرده‌است.»



مكعب

همه جوانب را بررسی می‌كنند


شاید آدم‌های كمی باشند كه هنگام فكر كردن به‌طور ناخودآگاه جاهای سفید كاغذ‌های اطرافشان را با کشیدن مكعب‌های تودرتو پر می‌كنند.  مكعب به این معناست كه فرد تمام زوایای موضوع مورد نظر را درنظر می‌گیرد. مك‌نیكل می‌گوید اگر عادت دارید گوشه و اطراف كاغذ مربع بكشید، باید بگویم كه معمولا به یك موقعیت تنها از یك زاویه نگاه می‌كنید. علاوه بر اینها ناگفته نماند كه كشیدن مكعب نشانه محافظه‌كار بودن فرد نیز هست، یعنی كسی كه به این راحتی‌ها تن به خطر نمی‌دهد. 



خانه

بهترین جای دنیا کجاست؟

كسانی كه عادت دارند هر جای سفیدی كه پیدا می‌كنند خانه بكشند، معمولا وابستگی عاطفی خاصی به خانه‌شان دارند. آنها كه تزییناتی را روی خانه می‌كشند مثل پرده، شیشه پنجره، راه عبوری و ارتباطی و... یعنی دوست دارند در این زمینه‌ها سرمایه‌گذاری كنند مثلا خانه بهتر بگیرند، وسایل خانه بخرند. اما اگر فردی خانه‌ای بدون در و پنجره بكشد، حواستان را جمع كنید چرا كه این فرد احتمالا مشكل بزرگی دارد، در واقع او در موقعیتی قرار دارد كه احساس می‌كند هیچ راه فراری وجود ندارد.



خط خطی

گم شده‌اند


كسی كه بدون هدف خط خطی می‌كند و برای خودش طرح‌های بدون معنا می‌زند احساس می‌كند كه در زندگی‌اش هیچ مسیر مشخصی ندارد و هدف خاصی را پیش‌رویش نمی‌بیند. بعضی در این مواقع شروع به كشیدن اشكال هندسی عجیب و غریب می‌كنند، شكل‌هایی كه هیچ الگوی مشخصی ندارند و در اندازه‌های مختلف روی كاغذ آمده‌اند.



اشكال هندسی

ذهنتان سازمان یافته است

مثلث، مربع و اشكال هندسی دیگر، نماد ذهنی سازمان یافته است و نشان می‌دهد كه شما به‌گونه‌ای روشن و آشكار می‌اندیشید و دارای مهارت‌های برنامه‌ریزی هستید، یعنی در برنامه‌ها و طرح‌هایتان بسیار دقیق عمل می‌كنید و كفایت و كارایی بالایی دارید. 



اســم 

یا اسم خود فرد یا یك نفر دیگر


اگر نوجوانی همه جا شروع به نوشتن اسمش می‌كند، این نشان‌دهنده حالت خاصی نیست و بیشتر می‌خواهد امضایی برای خود پیدا كند. اما اگر فردی بالای 25 سال را دیدید كه همه جا اسم خودش را به طرق مختلف می‌كشد، احتمالا یعنی با وجود درونی خود درگیر است، یعنی چنین فردی هنوز نتوانسته با آن تصویری كه از خود ساخته‌ كنار بیاید یا آن را به‌خوبی قبول كند. اینگونه افراد معمولا به‌شدت حواس‌شان به‌خودشان هست و می‌خواهند بدانند به راستی كه هستند، تا جایی كه این جست‌وجوی آنها برای یافتن خودشان به افسردگی می‌انجامد. اگر شما عادت دارید اسم فرد دیگری را به‌طور مرتب جاهای مختلف بنویسید، احتمالا مسئله خاصی از او در ذهن و دل دارید، ساده‌ترین مثال این حالت دختر نوجوان عاشق‌پیشه است كه همه جا اسم كسی را كه دوست دارد می‌نویسد مثلا اگر كسی را كه دوست دارید می‌بینید همه جا به‌طور مرتب اسم شما را می‌نویسد این نشانه خوبی است. اما اگر او را چندان دوست ندارید ، باید یك فكر اساسی بكنید تا او را از فکرتان بیرون كنید. 



آدمك‌ها

احساس درون فرد را نشان می‌دهد


اگر شما عادت دارید آدم‌هایی را بكشید كه دست ندارند، باید بگوییم كه این پرچم قرمز است زیرا شما گمان می‌برید كاری را كه دوست دارید انجام دهید، نمی‌توانید. اگر آدمك‌های شما پا ندارند، احساس می‌كنید در تله افتاده‌اید و نه راه پس دارید و نه راه پیش، درواقع نمی‌توانید به جایی كه دوست دارید، بروید. علاوه بر اینها باید به حالت‌های صورت آدمك‌ها هم توجه كنید؛ اینكه خوشحال‌اند یا ناراحت، لبخند می‌زنند یا گریه می‌كنند. همه اینها می‌تواند نشانه‌ای از حالت درونی شما باشد. 



اسلحه

كمی خطرناك است


مك‌نیكل می‌گوید اگر می‌خواهید بدانید چه كسی در اطرافتان این قابلیت را دارد كه روزی جنایتكار شود به خط‌خطی‌ها و شكل‌های او نگاه كنید، هیچ‌چیز بدتر از كشیدن ابزار جنایت و كشتن نمی‌تواند نشا‌ن‌دهنده چنین چیزی باشد. یادم می‌آید در مركزی بودم كه در آنجا پسری شكلك‌هایی به شكل اسلحه و تفنگ با اسم‌های خون‌آلود زیر آن می‌كشید و همان شكل‌ها نشان‌دهنده امروز فاجعه‌بار او بود. اگر كسی در اطرافتان چنین شكل‌هایی می‌كشد توصیه می‌كنیم كمی بیشتر با او مدارا كنید.



ماشین، اسب یا هواپیما

این خواستگارتان راجدی نگیرید


اگر خواستگارتان هنگامی كه سر یك میز با شما نشسته‌ است چنین شكل‌هایی را روی كاغذ یا دستمال كاغذی می‌كشد، باید بگوییم این خیلی نشانه خوبی نیست. وقتی فردی شكل یك وسیله حمل‌ونقل را می‌كشد یعنی به‌دنبال راهی است كه بتواند از وضعیت فعلی فرار كند و دوست دارد به سرعت خود را نجات دهد، پس بهتر است خیلی به او دل نبندید.



بازی

اهل رقابتید


بازی‌هایی مانند نقطه بازی، دوز یا شطرنج حس رقابت را در شما به تصویر می‌كشند و شما دوست دارید همیشه در بازی‌ها پیروز باشید و اصلا برای برنده شدن بازی می‌كنید. 



گل و گیاه

این خواستگارتان احساساتی است


شما فردی احساساتی هستید و دوست دارید همیشه در رؤیاهایتان بمانید، روحیه مهربانی دارید و با دوستانتان دوستانه رفتار می‌كنید، فردی اجتماعی هستید.



5 دلیل برای این مشکل ها

چرا آدم‌ها خط خطی می‌کنند؟


1. بیان بی‌قراری:
 ممكن است شكلی از بیان بی‌قراری و ناراحتی باشد یا كاری كه وقتی رنجیده خاطر و خسته یا منتظر اتفاقات مهیج‌تری هستیم، انجام می‌دهیم. 

2. رهایی از تنش:
 تزیین كاغذ با خطوط مارپیچ، نوشته‌های بدخط و نقاشی‌های كوچك ممكن است كمكی برای رها شدن از تنش‌ها باشد.  اگر این فرض درست باشد، حداقل این كار به نسبت روش‌های دیگر تسكین استرس مثل كشیدن سیگار، عادت مثبت‌تری است.

3. بی‌جهت:
 برخی روانشناسان معتقدند، این اشكال شامل مجموعه‌ای از علائم، خطوط و نقوش هستند كه بی‌هدف و بی‌جهت ترسیم می‌شوند اما حاوی مطالب زیادی در مورد شخصیت افراد هستند. این نقش‌ها را می‌توان به‌صورت یك فعالیت خلاق سمت راست مغز هم ارزیابی كرد. 

4. آزادسازی مغز از فعالیت‌های ذهنی:
 شواهدی وجود دارد كه رسم این شكل‌ها و خطوط، مغز را از فعالیت‌های ذهنی آزاد می‌كند.  در یك تحقیق كه یكی از استادان دانشگاه دورت ایندیانا انجام داد، از دانشجویانش خواست در كلاس راحت باشند. می‌گفت هركس بخواهد می‌تواند تكه‌ای كاغذ بردارد و خط خطی كند و هركس هم كه نمی‌خواهد می‌تواند در كلاس شنونده محض باشد. بررسی‌ها نشان داد كسانی كه حین گوش دادن روی كاغذ نقاشی می‌كردند، نتیجه و برداشت بهتری نسبت به شنوندگان محض كلاس داشتند. 

5. خیال‌پردازی: برخی روانشناسان، رسم این اشكال و خطوط را به‌عنوان شكل بصری خیال‌پردازی ارزیابی می‌كنند. طبق نظر این روانشناسان 3‌نوع خیال‌پردازی وجود دارد: الف) برآورده شدن آرزوها، ب)غصه خوردن ج) برنامه‌ریزی‌ برای آینده.  به عقیده آنها، این خطوط و اشكال معمولا با حس لذت برآورده شدن آرزوها در ارتباط است.  

تمام اشتباهات مردانه

تا به حال شنیده‌اید که زبانی که زنان حرف می‌زنند متفاوت از زبانی است که آقایان استفاده می‌کنند. مثلا وقتی یک خانم می‌گوید «حرفش را نزن، اصلا برایم مهم نیست»، در واقع می‌خواهد به طرف مقابل بفهماند که نه تنها موضوع برایش مهم است بلکه باعث ناراحتی‌‌اش هم شده‌است. اما کمتر مردی است که این موضوع را بداند و تعبیر درستی از آن داشته‌ باشد، حالا این موضوع ساده را به تمام وجوه زندگی تعمیم دهید تا درک کنید زنان چه رازهای بزرگی هستند. مردانی که نتوانند راز شخصیت زنان را کشف کنند خواه‌ناخواه دچار اشتباه‌های بزرگی در قبال آنها می‌شوند تا جایی که ممکن است زندگی ‌و رابطه‌شان تحت‌الشعاع قرار بگیرد. در این مطلب شما را با 9مورد از این اشتبا‌هات رایج مردها آشنا می‌کنیم تا شاید کمی به مردها کمک شود که رفتار همسرشان را رمزگشایی کنند.

تفاوت‌هایی از دوران غارنشینی

بیشتر زوج‌ها اگر بخواهند رابطه‌ای موفق داشته‌باشند به حرف زدن اهمیت زیادی می‌دهند، اما با این همه حرف‌زدن‌ باز هم مردها می‌گویند که فکر می‌کنند زنان یک راز بزرگ هستند و نمی‌توان از کار آنها سر‌درآورد و همین عدم شناخت باعث می‌شود که اختلاف عقیده‌ای کوچک مثل جارو کردن خانه یا چیدن ظرف‌ها در ماشین ظرفشویی منجر به دعوایی اساسی ‌شود و به جاهایی برسد که طرفین شروع ‌کنند از همه چیز و حتی خانواده‌های هم ایراد گرفتن.در این مواقع نمی‌توان گفت هر دو طرف بی‌تقصیرند ولی شاید تقصیر چندانی نداشته‌ باشند و همه اینها ناشی از تفاوت دیدگاه‌هایشان باشد. باید بدانید خانم‌ها و آقایان بیشتر از آنکه فکرش را بکنید با هم متفاوت هستند. دکتر آلیسون آرمستانگ، روانشناس کالیفرنیایی می‌گوید: این تفاوت‌ها از همان دوران غارنشینی تا زندگی‌های مدرن امروزی در زندگی زنان و مردان وجود داشته‌است.

اشتباه یک: چرا مردها حرف خانم‌های‌شان را گوش نمی‌کنند؟

به نظرتان آشنا نمی‌آید؟ بیشترین شکایت خانم‌ها این است که مردشان به حرف آنها گوش نمی‌دهد.

متاسفانه مردها قدرت یک گفت‌وگوی ساده و عاشقانه را دست‌کم می‌گیرند.خانم‌ها طی گفت‌وگو دوپامین یا همان هورمون لذت در بدن‌شان بالا می‌رود و در نتیجه طی این گفت‌وگو ارتباط قوی‌تر می‌شود اما برای بیشتر مردها گفت‌وگو اینقدر اهمیت ندارد.مردها متوجه نمی‌شوند که خانم‌ها حرف می‌زنند تنها برای اینکه احساس کنند به طرف مقابل وصل هستند، آنها فکر می‌کنند که همسرشان حرف می‌زند که خواسته‌اش را مطرح کند.از طرف دیگر مردها به طور غریزی می‌خواهند مشکلات همسرشان را حل کنند، حتی اگر خانم از او کمک نخواهد.

راه حل: یک عبارت هست که می‌تواند برای خانم‌ها معجزه کند: «برای من از خودت بیشتر بگو» و اگر شما می‌خواهید واقعا او را خوشحال کنید، بگویید: «من به حرف‌هایت علاقه‌مندم»



اشتباه دوم : مردها پیشنهاد کمک نمی‌دهند

خانم‌های شاغل بیشتر اوقات روزشان را در دفتر کار سپری می‌کنند و بعد هم  باید مشغول غذا پختن و رسیدگی به خانه شوند، آیا به نظر شما این توقع زیادی  است که زنی انتظار داشته ‌باشد بدون اینکه از همسرش بخواهد ظرف‌ها را بشوید؟

وقتی یک زن کمک می‌خواهد یا به کمک نیاز دارد، ممکن است به طور مستقیم خواسته‌اش را مطرح نکند و هیچ کس هم انتظار ندارد که یک خانم هیچ وقت به کمک احتیاج نداشته و مانند یک شیرزن از کسی انتظاری نداشته‌باشد.

قبول کنید که این فراتر از توانایی یک زن معمولی است، مردی که قدرت جارو کردن در استحکام یک رابطه را متوجه نشود به احتمال زیاد با همسرش مشکل خواهد داشت، مردها باید بدانند که امور خانه در روحیه همسرشان به شدت تاثیر می‌گذارد.

اما چگونه؟ برای بیشتر زن‌ها، کارهای خانه و تمیز بودن آن نقش مهمی در احساس‌شان نسبت به زندگی دارد و اینکه همسرشان در این امر به آنها کمک کند می‌تواند به زندگی امیدوارشان کند.

راه حل:  اول از همه شما به عنوان یک مرد باید با دیدن تلویزیون و فیلم‌ها متوجه شوید که یک زن چه کارهایی انجام می‌دهد، احتمالا خواهید دید که بیشتر اوقات خانم‌ها آرام و قرار ندارند، اگر همسر شما نیز چنین است هر چه سریع‌تر به کمکش بشتابید و دوم اینکه مردها نیاز دارند که کلمه «کمک» را از پیشنهادهای خود حذف کنند. یک زن برای اینکه توانایی‌اش را نشان دهد جواب طبیعی‌اش به پیشنهاد کمک «نه» است؛یعنی می‌گوید «ممنون خودم انجام می‌دهم» پیشنهاد می‌کنیم به عنوان شوهر از او بپرسید «آیا کاری هست که بتوانم انجام دهم؟»



نکته مهم: از قانون طلایی «ارتباط موفق» چیزی شنیده‌اید


بارها و در جاهای مختلف درباره تفاوت‌های زن و مرد صحبت شده‌ ولی برای بیشتر مردها رفتار زن‌ها همچون یک راز است و شاید غفلت از همین تفاوت‌ها گاهی باعث می‌شود یک موضوع کوچک و یک اختلاف‌نظر جزئی تبدیل به یک دعوای بزرگ و دلخوری زیاد شود. قانون طلایی برای حل این مشکل این است؛ همان‌گونه که دیگران با شما رفتار می‌کنند با آنها رفتار کنید، مردها معمولا همان‌گونه که دوست دارند همسرشان با آنها رفتار کند با او رفتار می‌کنند و همین باعث به وجود آمدن اختلافات می‌شود چون زن‌ها و مردها متفاوتند.



اشتباه سوم: او با شما فرق دارد

آیا تا به حال دیده‌اید که بعضی از مردها وقتی می‌خواهند خیلی همسرشان را خوشحال کنند به او وسایلی چون ایکس‌باکس هدیه می‌دهند، چون همان کاری را می‌کنند که دوست دارند همسرشان انجام دهد. وقتی مردی هدیه می‌دهد بیشتر به نیازهای خودش فکر می‌کند نه اینکه همسرش چه وسیله‌ای نیاز دارد و در نهایت همین رفتار اثر خود را در زندگی نشان می‌دهد.

البته این فقط یک ویژگی مردانه نیست، همه مردم به طور طبیعی فکر می‌کنند دیگران نیز خواسته‌هایی شبیه خودشان دارند، چون همه فکر می‌کنند دیگران هم شبیه آنها هستند.

مردان و زنان عموما خواسته‌هایی همساز دارند اما اگر زن و شوهری اینگونه نباشند مشکلات زیادی برایشان پیش می‌آید.

راه حل:  مردها نیاز دارند درباره احتیاجات همسرشان بیشتر بدانند، اینکه چطور باید او را حمایت کنند و اینکه او چگونه شوهری را دوست دارد؟ به دست آوردن این اطلاعات خیلی سخت نیست تنها کافی است از همسرتان سؤال کنید. به خانم‌تان اجازه دهید که به راحتی با شما ارتباط برقرار كند و توقعاتش را بگوید.



اشتباه چهارم: چرا او ساکت است؟

مردها فکر می‌کنند وقتی همسرشان یک روز با آنها صحبت نمی‌کند حتما در حال جریمه کردن آنهاست اما حقیقت این است که روحیه او آسیب دیده و نمی‌تواند صحبت کند. گاهی همین سکوت مردها را به اشتباه می‌اندازد و باعث می‌شود وضعیت را بدتر کنند. مرد می‌خواهد به زن اجازه دهد تا خودش حالش خوب شود اما باید بداند طولانی شدن سکوت زن می‌تواند عواقب بدی به دنبال داشته باشد. مردها فکر می‌کنند سکوت خوب است و حال زن را خوب می‌کند اما برای زن این سکوت، آرامش پیش از توفان است.

راه حل:  وقتی یک زن ساکت است، باید مرد از او علت سکوتش را بپرسد، مردها باید همیشه همسرشان و احساسات او را چک کنند. باید بدانید که عبارت معجزه‌آسا در این مواقع این است «عزیزم در ذهنت چه‌ می‌گذرد؟» در این مواقع باید مرد بیش از همیشه خود را دلسوز نشان دهد چون در این صورت زن احساس امنیت می‌کند و راحت‌تر احساسات واقعی‌اش را مطرح می‌کند. 
اگر نمی‌دانید چگونه گفت‌وگو را شروع کنید می‌توانید بگویید «من نمی‌دانم چه کاری کرده‌ام، اما خیلی متاسفم که ...»



اشتباه پنجم: مردها دلایلشان را توضیح نمی‌دهند

این یک شکایت رایج زن‌ها نسبت به مردهاست: چرا همسرم  آنچه را  كه فکر می‌کند، به من نمی‌گوید. در عصر حجر مردها برای شکار نیاز داشتند تا جایی که می‌توانند کالری ذخیره کنند، اما امروز مردها، کلمات را برای خودشان نگه می‌دارند و سعی می‌کنند احساساتشان را پنهان کنند. وقتی خانمی به همسرش پیشنهاد می‌دهد که به سینما بروند ممکن است مرد بدون هیچ توضیحی تنها بگوید «نه!» هرچند در ذهن خود دلایل روشنی دارد  مثل اینکه جای پارک پیدا نمی‌شود یا خیلی خسته است و... اما چون خانم‌ها این دلایل را نمی‌دانند دچار سوء‌تفاهم می‌شوند. مثلا زن فکر می‌کند که همسرش دوستش ندارد و نمی‌خواهد با او وقت بگذراند.

راه حل: باید با همسرتان بیشتر صحبت کنید. مردهایی که تصمیم‌هایشان را برای همسرشان توضیح می‌دهند حدود 100برابر بیشتر از مردهای دیگر در زندگی موفق هستند، این مردها حتی اگر با همسرشان مخالفت کنند چون برای او توضیح می‌دهند، تنش به وجود نمی‌آورند.


اشتباه ششم: مردها فکر می‌کنند حضور فیزیکی در خانه کافی است

یک مرد فکر می‌کند همین که در خانه باشد نشان‌دهنده صمیمیت او با همسرش است، آنها حساب نمی‌کنند که در زمان‌ حضور در اتاق پای کامپیوتر هستند یا فیلم می‌بینند یا خواب هستند یا... برای مردها تنها فعالیت‌های 2 نفره می‌تواند نشان‌دهنده صمیمیت باشد، در این فعالیت‌های 2 نفره حضور 2 نفر برای مرد آرامش‌بخش است.

اما برای زن‌ها اینگونه نیست، او برای اینکه احساس آرامش کند باید مطمئن شود که همسرش به لحاظ احساسی، فیزیکی و ذهنی با او همراه است.

راه حل:
  3 کار را فراموش نکنید زن‌ها برای داشتن یک رابطه موفق نیاز دارند که هم صحبت کنند، هم توجه کافی دریافت کنند و هم با همسرشان ارتباط حسی و فیزیکی داشته‌ باشند و در نتیجه این حالات احساس صمیمیت بیشتری می‌کنند.



اشتباه هفتم: مردها می‌گویند همسرشان به آنها توجه کافی ندارد

باید بدانید که خانم‌ها به راحتی می‌توانند چند کار را با هم انجام دهند و این جزو طبیعت آنهاست، اما مردها اینگونه نیستند. به عنوان مثال یک خانم هم می‌تواند تلفن جواب دهد، هم به غذا سرکشی کند و هم با شوهرش درباره یک موضوع مهم صحبت کند، اما در این مواقع مرد فکر می‌کند همسرش به او بی‌توجه است. مردها به دنبال توجه کامل هستند و می‌خواهند وقتی حرف می‌زنند همسرشان هیچ کاری نکند، در صورتی که نمی‌دانند که همسرشان به حرف‌ها با توجه کامل گوش می‌کند. با همه این حرف‌ها یک مرد چطور می‌تواند توجه کامل همسرش را جلب کند؟

راه حل:  بهترین کار این است که هنگام صحبت دست‌های همسرتان را در دست بگیرید، با این راه دیگر گمان نمی‌کنید که او نسبت به حرف‌هایتان بی‌توجه است.



اشتباه هشتم: مردها بیشتر به خودشان توجه می‌کنند تا همسرشان

یکی از رایج‌ترین اشتباهات مردان هنگام ارتباط با همسر یا نامزدشان این است که اصلا به نیازهای عاطفی متفاوت همسرشان توجه نمی‌کنند و بیشتر توجه آنها به احساسات خودشان است.  از طرف دیگر برای زنان نیز چندان مهم نیست که مردان درباره آنها چه فکر می‌کنند، همه آنچه برای آنها اهمیت دارد احساس‌خودشان نسبت به مرد زندگی‌شان است. یک زن چندان توجه نمی‌کند که شما چقدر می‌خواهید او را تحت تاثیر قرار دهید. اگر شما خودتان فکر می‌کنید همسر یا نامزد خوبی هستید، در احساسات او تاثیر خاصی ندارد. او چندان توجه نمی‌کند که شما در دلتان به چه فکر می‌کنید.

راه حل: اگر می‌خواهید همسرتان  را تحت تاثیر قرار دهید، سعی کنید احساساتش را بیشتر بشناسید از او درباره احساساتش بپرسید تا راه‌های خوشحال کردنش‌ را پیدا کنید.



اشتباه نهم: کسل بودن!

یک مرد باید در زندگی‌اش احساس شوق و اشتیاق داشته باشد (در کنار همسری که دوستش دارد) وگرنه روز به روز کسل‌تر می‌شود. این مورد می‌تواند کار یا فعالیت فرهنگی یا... باشد. وقتی شما به نیازهای خودتان توجه کافی داشته ‌باشید و سعی کنید استعداد‌های بالقوه خودتان  را شکوفا کنید  و با انجام دادن کاری که دوست دارید شاداب باشید، مسلما در کنار همسرتان نیز زندگی بهتری خواهید داشت و بهتر می‌توانید او را خوشحال کنید.



10 نكته که زنان دوست دارند مردان در مورد آنهابدانند

1. زنان دوست دارند که از آنها راهنمایی و نصیحت بخواهید.

2. خواسته‌هایتان را  غیرمستقیم با آنها مطرح کنید.

3. زنان انتظار دارند که به آنها زنگ بزنید.

4. هر گاه زنی در اوج خشم و غم قرار گرفته باشد، به هیچ عنوان تقصیری را به گردن نمی‌گیرد.

5. بسیاری از زنان به این علت که نمی‌خواهند کسی ایشان را نیازمند بداند، نیازهایشان را انکار می‌کنند.

6. یک زن به طور ذاتی از توانایی نامحدودی در شاداب ساختن دیگران برخوردار است. اما وقتی آن زن لبخند می‌زند، لبخندش به این معنا نیست که در اوج شادابی و خوشحالی قرار دارد. 

7. یک احساس پنهان در درون زن به او می‌گوید نمی‌خواهم خواسته‌هایم را به همسرم بگویم، اگر عشق او به من واقعی باشد، خودش از نیازهایم مطلع می‌شود. 

8. هیچ چیزی را در رابطه‌اش با شما فراموش نمی‌کند.

9. همسرتان می‌خواهد در صدر فهرست اولویت‌های شما قرار بگیرد، او جایگاه شماره یك را می‌خواهد، او می‌خواهد بیش از دوستان، همكاران، مشتریان و حتی مادرتان برای شما مفهوم داشته باشد.

10. هیچ وقت از گفتن جمله دوستت دارم به زن مورد علاقه‌تان غافل نشوید.

یادداشت های مفید یک زن خانه دار!

خانم‌های خانه‌دار معمولا بیشتر وقت خود را داخل آشپزخانه سپری می‌كنند. از همین‌روست كه آشپزخانه، قلب خانه نامیده می‌شود. برای اینكه اوضاع و احوال در مهم‌ترین قسمت خانه شما از هر لحاظ مرتب باشد، این مطلب را از دست ندهید. یادداشت‌های یك زن خانه‌دار به‌نوعی دایره‌المعارف خانه‌داری به خصــوص آشـپزخانه‌داری است؛ بخوانید و استفاده كنید.

حصیرها آب‌نمك قرقره می‌كنند!

ظروف حصیری ازجمله انواع سبدها و زیربشقابی‌ها و وسایل دیگری مانند اینها معمولا گل سرسبد آشپزخانه‌ها هستند؛ چه اینكه زیبایی و ظرافت خاصی دارند. با این حال وقتی این وسایل حصیری كثیف می‌شوند اغلب تمیز كردن آنها به یك دغدغه تبدیل می‌شود. اما نگران نباشید چون آشپزخانه شما می‌تواند همچنان با این وسایل حصیری تر و تمیز باشد و بدرخشد. فقط كافی است ظرف بزرگی از آب‌نمك تهیه كنید و این وسایل حصیری را داخل آنها بگذارید و سپس با برس نرمی خیلی آرام آنها را داخل آب‌نمك تمیز كنید.

كتری آهكی!

درون كتری‌ها بعد از مدتی استفاده، معمولا پر از املاح آهكی می‌شود. برای تمیز كردن داخل كتری و البته از بین بردن این املاح آهكی، راه‌حل بسیار ساده‌ای وجود دارد كه بد نیست هراز گاهی تكرار شود. راه‌حل اینجاست. كتری را با مقدار برابری از آب و سركه پر كنید و روی گاز بگذارید تا بجوشد. بعد از به جوش ‌آمدن كتری، آن را از روی حرارت بردارید و اجازه دهید تركیب سركه و آب حداقل برای 12ساعت در همان حالت داخل كتری باقی بماند. در این صورت املاح آهكی داخل كتری از بین خواهد رفت. 

فرار از شر بوی نامطبوع!


ظروف دردار پلاستیكی بعد از مدتی استفاده معمولا بوی مواد غذایی را به خود می‌گیرند كه داخل آنها بوده؛ با این حال خیلی راحت می‌توان از شر این بوهای نامطبوع خلاص شد. برای اینكه بوهای بد را از این ظروف فراری دهید، روزنامه‌های سیاه و سفید را به صورت مچاله‌شده داخل آنها بگذارید و در ظرف‌ها را محكم ببندید و بگذارید 24 ساعت در همان حالت باقی بماند. بعد از اینكه روزنامه‌ها را از داخل ظرف‌ها درآوردید، حتما ظروف را آبكشی كنید. 

آبگوشت یعنی این! 


آبگوشت یكی از غذاهای سنتی و البته محبوب ایرانی است كه قدیم‌ها بیشتر و این‌روزها كمتر طبخ می‌شود. با این حال همه ما هر از گاهی هوس یك آبگوشت غلیظ و خوشمزه را می‌كنیم كه چرب بوده و چه‌بسا حسابی هم لعاب انداخته باشد. حالا اگر هنوز راه لعاب‌دار كردن و غلیظ‌تر شدن آبگوشت را پیدا نكرده‌اید ما یك راهكار بسیار ساده و البته كارآمد به شما پیشنهاد می‌كنیم. فقط كافی است در حین پخت آبگوشت چند تكه نان داخل آن بیندازید؛ نان سنگك گزینه بهتری است. در این صورت آبگوشت شما غلیظ‌تر و البته خوشمزه‌تر خواهد شد. 

مغز گردوی درسته!


معمولا وقتی قرار است مغز گردو را درسته و سالم از داخل پوست گردو خارج كنید به نظر می‌رسد راه سختی در پیش دارید! چون یك ضربه كاری به پوست گردو سبب می‌شود مغز آن تاحدودی خرد شود اما اگر قبل از شكستن گردوها آنها را یك شب تمام درون آب نمك خیس كنید با یك ضربه خیلی آرام می‌توانید پوست آنها را شكسته و مغز را بدون اینكه خرد شود از داخلشان بیرون بیاورید.

برنج را خوشمزه‌تر كنید


برای خوش‌طعم كردن برنج راه‌های بسیار زیادی وجود دارد كه یكی از آنها استفاده از پیاز است. اگر یك عدد پیاز كوچك را به شكل ورقه‌های نازك خرد كرده و داخل آب برنج بریزید نه تنها برنج شما بهتر قد خواهد كشید، بلكه طعم آن نیز خوشمزه‌تر خواهد شد. البته اگر از آن‌دسته آدم‌هایی هستید كه بو و مزه پیاز را دوست ندارید، كلا قید این روش را بزنید و سراغ راه‌های دیگری برای خوش‌طعم كردن برنج بروید.

فصل، فصل گلابی است! 


این روزها گلابی دوست‌داشتنی دوباره به بازار آمده تا با تمام خاصیت‌های غیرقابل انكارش 2،3 ماهی مهمان خانه‌ها شود. حتما می‌دانید كه گلابی رسیده، آنی است كه وقتی با انگشت فشارش می‌دهید نرم‌تر از بقیه گلابی‌ها باشد اما اگر دست بر قضا شما مقداری گلابی خریده‌اید كه هنوز نرسیده و می‌خواهید كاری كنید تا زودتر برسد، آنها را داخل پاكت‌های كاغذی بگذارید و در سطح پاكت چند سوراخ كوچك ایجاد كنید. در مرحله بعد، یك سیب رسیده را هم داخل پاكت و لابه‌لای گلابی‌ها بیندازید و بعد پاكت را در فضایی خشك و دور از نور بگذارید. گاز اتیلن سیب باعث می‌شود دیگر میوه‌ها هم حسابی برسند.

با مرد بچه‌ ننه چه کنیم؟

برای او تنها زن مثال‌زدنی مادرش است. از کوچک‌ترین فرصتی برای بودن در کنارش استفاده می‌کند و بدون اجازه او آب هم نمی‌خورد. در زندگی یک مرد بچه‌ننه، هیچ تصمیمی بدون حمایت مادر گرفته نمی‌شود و رازی که مادرش از آن بی‌خبر باشد، وجود ندارد. اگر هنوز هم مطمئن نیستید که خواستگار یا همسرتان یک مرد بچه‌ننه است، از این تست کمک بگیرید و بعد از مطمئن شدن، از باید و نباید‌های رفتار با چنین مردی باخبر شوید.

از شما حمایت نمی‌کند؟

وقتی خانواده‌اش بی‌دلیل و منطق از شما انتقاد می‌کنند یا مسبب ناراحتی‌تان می‌شوند، از شما دفاع نمی‌کند و حتی جلوی دیگران، فورا حرف‌های مادرش را تکرار می‌کند و انتظار دارد که حق را به او بدهید؟

شما به حمایت همسرتان حتی در کوچک‌ترین لحظات زندگی نیاز دارید. گاهی ممکن است حق با شما نباشد و او هم سرزنش‌تان کند اما نیاز دارید که در مقابل دیگران انگشت اتهام را به سمت شما نگیرد.

پول توجیبی می‌گیرد؟

آیا خواستگار‌تان هنوز از نظر مالی به خانواده‌اش وابسته است و حتی اگر شغلی دارد، دغدغه‌ای برای پس‌انداز و آینده‌نگری ندارد؟ چنین مردی احتمالا به پشتوانه خانوادگی‌اش دلگرم است و دوست دارد دیگران مسئولیت زندگی‌ او را بر عهده بگیرند.

شما قرار نیست با یک مرد ثروتمند زندگی کنید اما کسی که به آن نیاز دارید، مردی است که از نظر مالی به کسی وابسته نباشد و برای ساختن یک زندگی مستقل تلاش کند.

منتظر نظر دیگران است؟

شما قرار است وارد یک وادی جدید شوید و تصمیم‌های جدی‌ برای آینده‌تان بگیرید، اما او همیشه برای گرفتن هر تصمیمی به نظر دیگران تکیه می‌کند. گاهی هم وقتی در مورد موضوعی صحبت می‌کنید، نظرش را ابراز می‌کند اما به محض مواجه شدن با مخالفت دیگران، تصمیم تازه‌ای می‌گیرد.

اگر نامزد‌تان نمی‌تواند تنها با کمک شما تصمیمی برای آینده‌اش بگیرد، احتمالا در رده بچه‌ننه‌ها جا دارد. درست است که شما به مشورت با کسانی که تجربه بیشتری دارند نیاز دارید، اما قرار نیست اجازه دهید که دیگران برای همه زندگی‌تان تصمیم بگیرند.

مدام از نامزد قبلی‌اش می‌گوید

برای شما وارد شدن به یک زندگی تازه یعنی کنار گذاشتن همه تجربه‌های تلخ یا شیرین گذشته. اما او هنوز شادی یا خشم زندگی گذشته‌اش را فراموش نکرده است و مدام درباره نامزد قبلی یا تجربه‌های خواستگاري ناموفق قدیمی‌اش صحبت می‌کند.

برای چنین مردی، بسیاری از گره‌های احساسی هنوز باز نشده‌اند و او نتوانسته با اتفاقاتی که برایش افتاده، کنار بیاید. چنين مردي هنوز عقده‌ها، خشم‌ها و ترس‌های حل‌نشده‌ای دارد و قرار است این کوله‌بار را با خودش به این رابطه بیاورد.

شما را با مادرش مقایسه می‌کند؟

از انتخاب لباس گرفته تا وسایل خانه، دوست دارد از مادرش الگوبرداری کند و شما را مدام با مادرش مقایسه می‌کند؟ در هر موردی که اظهارنظر می‌کنید، می‌گوید: «اما مادرم...» و شما را با این رفتار آزار می‌دهد؟

برای او تنها زن دنیا مادرش است و نمی‌تواند از راهی که این زن مثال‌زدنی نرفته، برود. او فقط حاضر است به یک شیوه زندگی کند؛ شیوه مادرش! اما آیا شما می‌توانید این سبک زندگی را بپذیرید؟



سنگ‌هایتان را وا بکنید!


اگر هنوز با چنین مردی پیمان ازدواج نبسته‌اید، بهتر است قبل از پاسخ مثبت، با او در این مورد صحبت کنید. برایش توضیح دهید که داشتن استقلال فکری، مالی و رفتاری تا چه حد برایتان مهم است و از اینکه دوست دارد به وابستگی‌اش پایان دهد مطمئن شوید. اگر او چنین شرطی را برای ازدواج پذیرفته، بهتر است مدت دیگری در دوره نامزدی بمانید و او را بیشتر محک بزنید و بدانيد آیا به وعده‌هایش پایبند بوده و برای تغییر تلاش کرده‌است؟

عجله نداشته باشید


اگر با یک بچه‌ننه زندگی می‌کنید یا تصمیم‌تان را گرفته‌اید که به چنین خواستگاری جواب مثبت دهید، باید صبور باشید. این افراد به سادگی تغییر نمی‌کنند و در بسیاری از موارد، نسبت به تغییر کردن موضع می‌گیرند. باید بپذیرید که تبدیل کردن او به یک مرد مستقل اتفاقی نیست که یک‌روزه بیفتد و شاید سال‌ها برای تغيير شخصیت او به زمان نیاز داشته باشید.

خط پایان را بشناسید

از همان روز اول رفتارهای اینچنینی همسرتان، شما را آزار می‌داده و هر راهی را برای پایان دادن به آنها رفته‌اید؟ اگر با وجود این مرد زندگی شما هنوز تغییری نکرده‌است باید بپذیرید که او با همین ویژگی‌هایش شریک زندگی شماست. آیا می‌توانید او را بپذیرید و بدون تلاش برای تغییر در کنارش بمانید یا گمان می‌کنید که تحمل‌تان تمام شده و باید به این زندگی بی‌نتیجه پایان دهید؟!

شرایط را درک کنید


زندگی با چنین مردی آسان نیست. پس اگر برای ازدواج با او مصمم شده‌اید، بهتر است این واقعیت را بپذیرید. ممکن است برخی حرف‌ها، کارها و رفتارهایش عمیقا شما را آزار دهد، پس باید از همیشه صبور‌تر باشید. اگر او را با وجود این شخصیت پذیرفته‌اید، پس نباید با نشان دادن وابستگی فکری و اقتصادی‌اش به دیگران، آشفته و ناراحت شوید. در قدم اول او را همین‌طور که هست، بپذیرید و بعد برای تغییر تلاش کنید.

با خانواده‌ها وقت بگذرانید


ممکن است در آغاز راه فاصله گرفتن همسرتان از خانواده‌اش او را بترساند و نسبت به ادامه این شكل زندگی مردد باشد. پس هیجان‌زده عمل نکنید و تا زمانی که شرایط آرام‌تر شود صبر کنید. جدا کردن او از خانواده‌اش به قیمت بحث و قهر به شما کمکی نخواهد کرد. یادتان نرود به میان آمدن پای قهر، یعنی ناموفق بودن شما در حل مشکل.

با او حرف بزنید


احساس‌تان را به همسرتان بگویید و برایش توضیح دهید که چه رفتارهایی شما را آزار می‌دهد. او را از این موضوع که قصد ندارید رابطه‌اش را با خانواده‌اش قطع کنید مطمئن کرده و برایش توضیح دهید که دیگر مسئولیت خانواده خودش را برعهده دارد و باید حواسش به وظایفش باشد.

با مادرش دوست شوید


اگر همسرتان به مادرش وابستگی زیادی دارد، بهتر است ارتباط خوب و نزدیکی با مادرشوهرتان برقرار کنید. ممکن است گاهی نیاز داشته باشید که از طریق او روی همسرتان تاثیر بگذارید. از طرف دیگر زمانی که همسرتان ببیند با گارد بسته با مادرش برخورد نمی‌کنید، با آرامش بیشتری به سمت شما کشیده می‌شود و از اینکه شما هم مادرش را دوست دارید، احساس رضایت می‌کند.

با همسر شکاک چه کنيم؟

اين را بدانيد، اگر از همان ابتداي زندگي زناشويي شروع به كنترل همسرتان بكنيد از ترس اينكه مبادا او روزي نسبت به شما غيرمتعهد شود، در واقع ناخودآگاه او را به سمت غيرمتعهد شدن سوق مي‌دهيد.

اگر هميشه ترس از دست دادن همسرتان را داريد...

در اين صورت 2 راه بيشتر نداريد:


1. از همان ابتدا و در دوران آشنايي آنقدر او را خوب بشناسيد تا با توجه به شخصيت او اين داستان برطرف شود. 

2. آنقدر در زندگي زناشويي خود، عشق و محبت صرف کنید كه همسرتان نتواند به كسي ديگر جز شما فكر كند.

اگر به همسرتان شك كرديد و بعد از مدتي متوجه شديد شك شما اشتباه بوده است!

در اين شرايط 2 حالت ممكن است پيش بيايد:


 1. همسرتان متوجه شك شما نشده است؛ در اين صورت بايد روي خودتان كار كنيد تا كاملا شك شما برطرف شود و تنها چيزي كه مي‌تواند شك‌ها و ناآرامي‌هاي بين زوج‌ها را از بين ببرد محبت كردن بي‌قيد و شرط به يكديگر است چون در اين صورت رابطه دلپذير مي‌شود و در نتيجه دوباره اعتماد و آرامش به زندگي بازمي‌گردد.

2. همسرتان متوجه شك شما شده است؛ دراين صورت بايد اول به اشتباه خود اعتراف و از او معذرت‌خواهي كنيد. بعد به نوعي با رفتارهايتان نشان دهيد كه كاملا به او اعتماد داريد.

راهكارهایی كه باعث می‌شود شك همسرتان از بین برود



1.  برای اینكه همسرتان به شما اعتمادداشته باشد احتیاجی نیست كه كار خارق‌العاده‌ای انجام بدهید. مهم‌ترین قدم این است كه همیشه و حتی‌ در مورد چیزهایی كه به نظرتان كوچك و بی‌اهمیت می‌رسند قابل اعتماد باشید. حتی اگر هیچ وقت پیمان‌شكنی بزرگی نكنید و همیشه با همسرتان صادق باشید، جدی  نگرفتن این موارد كوچك می‌تواند بیش از هر چیز دیگری اعتماد او نسبت به شما را از بین ببرد.

یادتان نرود: از خرید یك میوه تا برنامه‌ریزی سفر یا تعهدهای بزرگ‌تر و جدی‌تر زندگی، هر چیزی را كه به همسرتان وعده می‌دهید باید عملی كنید.

یادتان باشد: هرگز برای دلخوش كردن او قولی  ندهید كه نمی‌توانید انجام دهید.

 2. اعتماد او را از دست ندهید و رازهایش را به یك موضوع عمومی تبدیل نكنید. یادتان نرود كه آنچه در یك رابطه مطرح می‌شود باید در همان رابطه هم بماند. برای سرپیچی از این قانون هیچ استثنایی وجود ندارد و شما نمی‌توانید به بهانه عصبانیت یا دعواهای زناشویی رازهای همسرتان را فاش كنید.

یادتان باشد: اعتمادی كه از بین می‌رود به همین سادگی‌ها تجدید نمی‌شود.

3. چرا فكر می‌كنید كه همسرتان باید به شما اعتماد كند و هیچ رازی در مقابل شما نداشته باشد. در حالی كه خودتان نمی‌توانید به او اعتماد كنید و حقایق زندگی‌تان را برایش بیان كنید؟!

یك اگر مهم:اگر اعتماد همسرتان برایتان اهمیت دارد باید رازهایتان را برایش فاش و از احساساتی كه هر روز و هر لحظه دارید برایش صحبت كنید.

4. در نظر گرفتن منافع خود و بی‌توجهی به خواست طرف مقابل و آنچه به نفع رابطه شماست خیلی زود اعتماد همسرتان را از بین خواهد برد. اگر برای ساختن یك اعتماد همیشگی جدی هستید پس این نكته را هم نادیده نگیرید.

سعی كنید: در زمان انتخاب و  تصمیم‌گیری چیزی را انتخاب كنید كه به نفع همسرتان و زندگی مشترك‌تان هم باشد. مسلم است كه همیشه نباید منافع خودتان را نادیده بگیرید و خواسته‌هایتان را قربانی این اعتمادسازی كنید. باید سعی كنید توازنی میان این دو ایجاد كنید.

5. هنگامی كه اشتباهی از شما سر می‌زند عذرخواهی كنید. هیچ چیز بیشتر از اشتباه نمی‌تواند اعتماد همسرتان را از بین ببرد. از گفتن این جمله نترسید و به خاطر غرورتان همه چیز را خراب نكنید البته مهم‌تر از این عذرخواهی اولیه،‌ نشان دادن پشیمانی‌تان در رفتارهایتان است.

 گروه همسر شكاك:

به طور كلی همسران شكاك یكی از 3 گروه زیر هستند:


  گروه اول: افرادی هستند كه بدبینی در ذات‌شان است؛ این افراد از همان ابتدای زندگی به راحتی قابل شناسایی هستند و اصولا نسبت به هر موضوعی نیمه خالی لیوان  را می‌بینند و در رابطه با پیرامون خود نوعی نگاه منفی دارند.

  گروه دوم: افرادی هستند كه نوعی وسواس فكری نیز در بدبینی‌هایشان نهفته است؛ این دسته افراد نسبت به برخی رفتارها و واكنش‌های همسر خود به جنس مخالف نوعی وسواس فكری دارند كه در بیشتر موارد همراه با بدبینی است كه در این صورت اختلاف چندانی بین زوجین پیش نمی‌آید.

  گروه سوم: افرادی هستند كه روزگاری جزو گروه‌های یك و دو بودند و در معرض خطر ابتلا به اختلالات پارانوئید هستند. به این معنا كه با كنار هم گذاشتن برخی پارامترهای خیالی به این نتیجه می‌رسند كه همسرشان قطعا در حال خیانت است.


رازهای كنار آمدن با همسر شكاك

1. سعی كنید همسرتان را در جریان كارهای روزمره‌تان قرار دهید. وقتی او از كارهای شما خبردار باشد و متوجه شود كه بدون نیاز به كنجكاوی از همه فعالیت‌های روز شما خبر دارد خیالش راحت می‌شود و دیگر دلیلی نمی‌بیند كه مخفیانه سر از همه كارهای شما دربیاورد.

2. برنامه‌هایتان را تا جایی كه امكان دارد با همسرتان اجرا و سعی كنید بیشتر اوقات همراه او باشید. شما می‌توانید در كنار همسرتان:
  •   تلویزیون تماشا كنید
  •   پیاده‌روی كنید
  •   شام بخورید
3. وقتی همسرتان شكاك است، باید این را بپذیرید كه اوضاع شما با دیگران فرق می‌كند. همسر شما یك انبار باروت است و برای منفجر شدن تنها به یك جرقه احتیاج دارد. پس فرصت را برای منفجر شدنش فراهم نكنید. یادتان نرود كه هر اشتباه كوچكی می‌تواند یك ناامنی بزرگ را برای او ایجاد كند.

 4. هر وقت در مورد موضوعی متوجه شك همسرتان شدید قبل از هرگونه قضاوتی باید سعی كنید موضوع را از دریچه نگاه او ببینید.

5.  شما باید بدانید كه چه موضوعاتی حساسیت همسرتان را تشدید می‌كند و در نتیجه از آنها بپرهیزید. اگر فكر می‌كنید حساسیت او بی‌مورد است باید قبل از آنكه كاری كنید یك قدم به عقب بازگردید و به او كمك كنید تا حساسیت‌های بی‌موردش را كنار بگذارد.

6. باید بدانید در چنین شرایطی برای حفظ زندگی مشتركتان بیش از آنكه به سوختن و ساختن احتیاج دارید نیازمند اصولی هستید كه مثل یك خط قرمز در زندگی‌تان پررنگ هستند و هر دو شما باید از آنها پیروی كنید.

7. داشتن یك ازدواج ناموفق در گذشته ممكن است حسادت همسرتان را آرام‌آرام تشدید كند. درست است كه او از آغاز ازدواج‌تان این موضوع را می‌دانسته و به ظاهر آن را پذیرفته اما با بیشتر شدن عشقش ترس از دست دادن شما در او بیشتر می‌شود. این موضوع به شكلی آزاردهنده ذهنش را مشغول می‌كند و قطعا در روابط شما تاثیر منفی خواهد گذاشت.

راه‌حل: شما نمی‌توانید گذشته خود را تغییر دهید بلكه تنها كاری كه می‌توانید انجام دهید پرهیز كردن از گفتن خاطراتی است كه مربوط به آن روزهاست. اجازه دهید همسرتان فكر كند شما همه آن روزها را فراموش كرده‌اید. این طرز فكر به او كمك خواهد كرد تا او نیز این موضوع را فراموش كند.

8.  همسر شما به دیدن احساس‌تان احتیاج دارد و باید بداند  كه او برای شما با همه فرق می‌كند و حسی كه به او دارید از جنس دیگری است. همسر شكاك شما نیاز دارد تا مطمئن شود كه تمام قلب‌تان را از آن خود كرده است.

9. سعی كنید به همسرتان ثابت كنید كه تنها متعلق به او هستید. فكر نكنید بعد از گذشت چند سال از زندگی مشترك، دیگر نیازی نیست كه این قضیه را به او ثابت كنید. حتی اگر 30 سال هم از ازدواج‌تان گذشته نباید بگذارید كه همسرتان به این قضیه ذره‌ای شك كند.



  كارآگاه بازی‌های عاشقانه!

فرض كنید وقتی از اتاق خارج می‌شوید همسرتان سراغ تلفن همراه‌تان می‌رود یا وقتی خواب هستید، ای‌میل‌های شما را چك می‌كند یا اینكه وقتی برای یك قرار دوستانه بیرون می‌روید بارها و بارها با شما تماس می‌گیرد و اگر كمی بیش از انتظارش بیرون بمانید پرس‌وجوهایش را شروع می‌كند. گاهی فكر می‌كنید همه این كارآگاه‌بازی‌ها از عشق است و به او فرصت می‌دهید كه همه چیز را بداند و گاهی احساس می‌كنید حریم خصوصی‌تان از دست رفته و مقاومت می‌كنید.
مقاومت‌هایی كه نتیجه‌شان  یا دعواست یا حساسیت‌های بیشتر. اگر شما با چنین فردی زندگی می‌كنید باید بیشتر از این واكنش‌های ساده، مراقب ارتباط‌تان باشید. شما كه با یك همسر همیشه شكاك زیر یك سقف زندگی می‌‌كنید باید آداب زندگی با این آدم‌ها را بدانید و با كمی ظرافت اوضاع را برای خودتان و همسرتان راحت‌تر كنید.

  این اشتباه را هرگز مرتكب نشوید

كار اشتباهی است كه در مورد شك‌تان به همسرتان با همه حرف بزنید. موضوع را پیش خودتان نگه دارید. مشكلات بین شما و همسرتان باید بین خودتان بماند و نفر سومی نباید وارد موضوع شود. اگر لازم می‌بینید كه با كسی مشورت كنید فردی مناسب را پیدا كنید كه بتواند توصیه‌های مفید و عاقلانه به شما بدهد.

 آیا می‌دانید چه بلایی سر همسر شكاك می‌آید؟

اگر سوءظن به یك اتفاق هرروزه تبدیل شود می‌تواند مشكل‌ساز باشد. به خصوص برای كسی كه شكاك است.

یك فرد شكاك:

  •   معمولا احساس ناامنی می‌كند.
  •  بدترین چیزها را در مورد همسرش تجسم می‌كند.
  •  حتی یك اتفاق ساده مثل برنداشتن تلفن توسط همسرش می‌تواند زندگی را برای خودش و بقیه به جهنم تبدیل كند.
  •  آرامش روحی و روانی را از خود و دیگران سلب می‌كند.

  

حریم خصوصی خودتان را داشته باشید

از مهم‌ترین راهكارهای زندگی با یك همسر شكاك ایجاد حریم خصوصی برای خودتان و البته همسرتان است. همسرتان چه بخواهد و چه نخواهد باید بداند چه محدوده‌‌هایی جای او نیست و در چه مواردی نباید دخالت كند یا حساسیت به خرج دهد. این كار را باید از همان روز اول زندگی مشترك‌تان انجام دهید. او را به حوزه‌هایی كه فقط و فقط متعلق به خودتان است وارد نكنید.
به همسرتان اجازه ندهید كه...

  •     سرزده به محل كارتان بیاید.
  •    به دلیل حساسیت‌های بی‌موردش زندگی اجتماعی شما را فلج كند.
  •    كمد، كشو و كیف‌هایتان را زیر‌و‌رو كند.
  •     در مورد موضوعاتی كه مربوط به گذشته شماست بیش از حد سؤال كند.

عطر هایی با رایحه گرم برای سرمای زمستان

این روزها هوا سرد است، چنین روزهایی، روز رایحه‌های گرم است. برای پیدا كردن رایحه مناسب كمی وقت به خود اختصاص دهید، مطمئن باشید پشیمان نمی‌شوید.زمانی‌كه هوا ‌ رو به سرما می‌رود و لباس‌های گرم‌تر و كلفت‌تر قفسه‌های كمد لباس‌مان را از آن خود كرده‌اند، بهتر است به سمت انتخاب عطرهایی كه رایحه‌ای قوی‌تر و ماندگاری بیشتری دارند، برویم تا باوجود پوشیدن لباس‌های ضخیم‌تر بتوانیم با پخش رایحه‌های دلنشین خاطرات زیبای روزهای سرد را در ذهن تداعی كنیم.بوی نارنج و ترنجD & G) pour Homme)اگر به دنبال رایحه‌های کلاسیک و خاص هستید این ادکلن می‌تواند نیازهای شما را برآورده کند؛ بویی خنک و تلخ همراه با درونمایه‌های ترنج، نارنگی، اسطوخودوس، سدر و تنباکو که رایحه‌ای نزدیک به گیاهان معطر را به مشام می‌رساند. اگر یک قرار مهم کاری دارید رایحه مردانه و کلاسیک این عطر را ازدست ندهید.آرام کننده خانم‌هاZen) white)اگر از آن دسته آدم‌هایی هستید که استرس روزمره زندگی‌تان بالاست، رایحه ملایم و شیرین و مناسب این عطر زنانه که برگرفته از گل‌های خوشبو و چوب‌های معطر است می‌تواند آرامش خاطرتان را بالا ببرد؛ زمانی که عطر را بو می‌کنید ابتدا بوی ترش ترنج در کنار شاه‌توت را احساس می‌کنید اما بعد از گذشت زمان رایحه مخلوط و معطر گل‌های مگنولیا، یاس و سنبل در کنار گل صدتومنی و رز به مشام‌تان می‌رسد؛ ناگفته نماند در رایحه‌های این عطر ردپای نعناع هندی، چوب صندل و عنبر هم دیده می‌شود که در سال گذشته یکی از پرفروش‌های عطر زنانه به حساب می‌آمد.برای روزهای بارانیCole signature (Kenneth cole)رایحه‌ای مردانه همراه با بوی چوب‌های معطر و نم خورده که توسط شرکت Kenneth cole با بویی شیرین و ملایم تولید شده است که در ترکیبات اصلی‌اش شکوفه پرتقال، گریپ‌فروت، گل بنفشه، فلفل صورتی و هل وجود دارد. این عطر مردانه را می‌توانید در اندازه 100 میل تهیه کنید که برای روزهای سرد و بارانی به شما احساس آرامش می‌دهد.هم خانم ها هم آقایانBvlgari) black)رایحه‌ای خاص و متفاوت که شاید به مشام هر کسی خوش نیاید اما در شیشه‌ای کلاسیک و مدرن روانه بازار شده است. متفاوت بودن این عطر مدیون ذهن خلاق طراحش است که از درونمایه‌هایی استفاده کرده که مورداستفاده بانوان و آقایان در روزهای سرد سال باشد؛ بوی تلخ چرم و اسطوخودوس در کنار چای سیاه و رایحه آرامش‌بخش وانیل و دارچین ترکیب فوق‌العاده‌ای است که پیشنهاد می‌شود، امتحانش کنید.محبوب محبوب(Shalimar) l eauاگر به‌دنبال رایحه‌های پرفروش هستید رایحه این عطر یکی از پرفروش‌های سال 2012 بود که بویی شبیه رایحه‌های شرقی دارد؛ ترکیبات گل یاسمن، گل رز، وانیل، گل زنبق، شکوفه لیمو و شکوفه ترنج به همراه وانیل و دارچین می‌تواند حال‌تان را در روزهای سرد زمستانی بهتر کند.برای نیمه رسمی بودن(Kenzo) poweدر روزهای سرد زمستانی رایحه گرم و مردانه‌ای که حس اعتمادبه‌نفس‌تان را بالا می‌برد، پیشنهاد منحصربه‌فردی است؛ زمانی که پوشش عطر را باز می‌کنید با بویی متفاوت مواجه می‌شوید؛ رایحه‌ای که درابتدا بوی مرکبات همراه با کمی تندی خاص را به مشام می‌رساند اما با گذشت چند ساعت، مخلوطی از رایحه گل‌های معطر به مشام می‌رسد که برسایر رایحه‌های عطر غلبه می‌کند. رایحه گرمی که برای مناسبت‌های نیمه‌رسمی به آقایان خاص پیشنهاد می‌شود.چه کنیم که عطرمان دیرتر فاسد شود ؟شیشه عطر را در محل خشک، خنک و دور از پنجره و نور خورشید نگه دارید؛ زیرا نور خورشید باعث بروز اختلالاتی در مواد تشکیل دهنده عطر شده و آن را از بین می‌برد. به‌طور کلی برای اینکه شیشه عطر عمر بیشتری داشته باشد، پیشنهاد می‌شود آن را همیشه درون جعبه‌اش نگه دارید و هرازگاهی مکان جعبه را روی میز آرایش خود تغییر دهید.
کی گفته زن‌ها حسودند؟

چرا همه فکر می کنند خانم ها به هم حسودی می کنند؟آگاتاكریستی، نویسنده معروف رمان‌های پلیسی می‌گوید: خیلی خوشحالم كه مرد نیستم چون در آنصورت مجبور بودم برای یك عمر، یك زن را كنارم تحمل كنم! این جمله نشان‌دهنده این است كه زن‌ها همجنسان خود رادوست ندارند. 
به عبارت دیگر زن‌ها تحمل یكدیگر را ندارند و خیلی از آنها به هم حسادت می‌كنند.
 اما ما با این نظریه موافق نیستیم و تصور می‌كنیم بسیاری از خانم‌ها هم با ما هم‌‌عقیده هستند. 
به عنوان مثال یك جامعه‌شناس فرانسوی از آماری كه در فرانسه به دست آمده بود می‌گفت: طبق آخرین آمار درانتخابات فرانسه، تقریبا هیچ زنی به یك كاندیدای زن رای نداده بود! 
از طرفی مسلما هیچ زنی از اینكه یك وزیر زن مدافع حقوق او در مملكتش باشد بدش نخواهد آمد و برای تصمیم گرفتندرباره سرنوشت‌ همجنسانش مسلما یك وزیر زن را به مرد ترجیح خواهد داد
 به این دلیل كه او هم انسانی است مثل من و شما و كم‌ و بیش همان مسائل و مشكلاتی را دارد كه زن‌های دیگردارند.
تقصیر مردان است
قرن‌هاست آقایان می‌گویند زن خطرناك‌ترین دشمن زن است اما عامل این دشمنی كسی جز مردان نیستند. 
این مردان هستند كه همیشه حس حسادت و رقابت را در زن به وجود می‌آورند تا به این وسیله وابستگی زن را نسبتبه خودشان حفظ كنند.
 كدام‌یك از ما زن‌ها هنگام معرفی شدن به زنی زیباتر، خوش‌پوش‌تر و تحصیلكرده‌تر ازخود، نوعی فشردگی در قلب‌ماناحساس نكرده‌ایم؟
به خصوص اگر شوهر یا نامزدمان هم همراه ما باشد. این عدم اعتمادبه‌نفس را مردان در زنان به وجود آورده‌اند.
چون زن به محض روبه‌رو شدن با زنی برتر از خود وحشت دارد كه مبادا با برتری این زن تجاوزی به سرزمین كوچك عشقاو شود یا زلزله‌ای در آن پدید آید! 
در صورتی كه خارج از دخالت‌های مرد، زن‌ها با یكدیگر دوستان بسیار خوبی هستند؛ از بچگی دخترها با هم بزرگمی‌شوند.
 از دبستان تا دبیرستان با هم درس می‌خوانند و... ولی انگار از زمانی حسادت بر قلب آنها ریشه می‌اندازد كه مسئلهمردان به میان كشیده می‌شود.
نقش مادرها در ایجاد حسادت
مادرها در ریشه دواندن این حسادت در قلب دخترها نقش اساسی بازی می‌كنند.
بسیارند مادرانی كه مرتب به دخترهایشان می‌گویند: «شوهرت را برای خودت نگه دار و دوستانت را به همراه خودت در گردش‌هایتان نبر...» یا بسیاری از زن‌ها از بدو ازدواج تحت تاثیر سخنان مادرشان سعی می‌كنند از رفت و آمد با همكاران تان زن شوهرشان پرهیز كنند و بدین‌ترتیب، این قرار دوستی‌ و اتحاد فقط بین مردها دیده می‌شود و آنها اتحادیه مردانه خود را مثل یك قلعه حفاظت می‌كنند در حالی كه زن‌ها از ترس مردها بین خودشان نفاق و جدایی می‌اندازند!

باز هم میگرن همیشگی سراغتان‌ آمده؟
بسیاری چیزهاست كه هنوز زن ها را از راحت زندگی كردن، فعالیت داشتن و آزاد فكر كردن باز می‌دارد. 
همین‌قدر كه زن می‌داند عصر، هنگام بازگشت از سركار باید با بچه‌اش كه در درس‌هایش دچار اشكال شده سر و كلهبزند و سعی كند دل همسرش را كه با رئیسش دعوا كرده و عصبانی است به دست آورد و در عین حال كارهای خانه راانجام دهد زن را در یك نوع حصار قرار می‌دهد. 
وقتی این زن شاغل صبح زود پس از كار پرزحمت و بی‌خوابی شب قبل که احیانا با جنگ و دعوا همراه بوده با چشمانپف كرده به سركار می‌رود، فكر می‌‌كند باید در برابر سؤال همكار زن خود به جای اینكه حقیقت را بگوید مدعی شود كهمیگرن همیشگی دوباره سراغش آمده و این سردرد نتیجه زندگی خراب و ناراحت نیست، زیرا وحشت دارد از اینكهتراژدی زندگی‌اش را برای او بازگو كند. 
مسلما دوستش او را دلداری خواهد داد و آنچه هم این زن به آن نیاز دارد همان دلداری است.
 پس ترس او از گفتن حقیقت به یك زن دیگر در چیست؟

فرق زن های امروزی
زن‌ها از وقتی خود را شناختند در بین مادرشوهر، خواهرشوهر و همسایه‌‌ای كه نباید از اسرار زندگی آنها مطلع شوداحاطه می‌شدند و وقتی همه دور هم جمع می‌شدند برای بافتنی یا خیاطی كردن بوده است.
اما از وقتی زن‌ها درس می‌خوانند و كار می‌كنند وضع تغییر كرده است و زن دریافته كه ایجاد تفرقه در بین زنان عادات ورسومی بوده كه جامعه مردانه آنها را ساخته و به دنیای او تحمیل كرده است.
صورت خود را با سیلی سرخ نگه دار!
علت پرده‌پوشی‌های زن‌ها در مقابل دوستان خود این است كه همیشه چه در خانه پدر و چه در منزل شوهر شنیده اندكه زن اگر در باطن خون هم می‌خورد، باید صورت خود را با سیلی سرخ نگه دارد تا مبادا بدبختی او باعث خوشحالیدیگر زن‌ها شود.
همین بدبینی عدم صداقت و تظاهر باعث می‌شود خلأیی در روابط بین او و همجنسان دیگرش به وجود آید و او را از دیگرزن‌ها جدا سازد و حال آنكه اگر بیشتر معاشرت كند و دوستی‌اش بی‌شائبه باشد حس خواهد كرد كه زن‌ها همه قابلمعاشرت و اعتماد هستند و موردی برای حسادت و احتیاط وجود ندارد و به هیچ‌وجه آنطور كه شایع است جنس زن بدنیست.
بحث زن ها حداقل فایده دارد
فرض كنید در جمعی نشسته‌اید كه تعدادی از مردان در آن حضور دارند و راجع به مسائل مهم جهانی صحبت می‌كنند.
مسائل موجود در خاورمیانه،‌ گرسنگی در جهان و... در حالی كه اگر این تعداد زن در كنار هم جمع شده باشند در موردمسائلی از قبیل مشكلات زن‌های خانه‌دار صحبت می‌كنند، آن هم با سر و صدای زیاد و جیغ و داد و... این تفاوت موضوعبحث و همچنین نوع بحث كردن در میان زنان با آقایان باعث ایجاد حصاری بین زن‌ها و مردها می‌شود.
اما نكته مهمی كه باید آن را در نظر گرفت این است كه گفت‌وگوهای زنان در مورد مسائل و مشكلات مربوط به زن‌هایخانه‌دار، نتیجه‌ای در بر دارد كه باعث می‌شود آنها در این زمینه پیشرفت كنند اما فریاد مردها در مود مسائل جهان وسیاست گوش كسی نمی‌رسد و هنوز هم دردی از گرسنگان دنیا دوا نكرده است.
مردها چی فکر می کنند؟
یك دور هم جمع شدن پرسروصدا برای صرف چای در خانه همسایه یا دوست یا خاله و عمه و صحبت از قیمت لباس،خوراك، روش تهیه ترشی و مربا بیماری‌های بچه‌ها یا غیبت كردن، از دید مردها فكر زن از این حد تجاوز نمی‌كند و....
ایجاد حس حسادت ریشه در كودكی دارد
در بسیاری از فرهنگ‌ها از همان ابتدای دوران كودكی، خانواده، محیط مدرسه و... دختران را به رقابت با دختران فامیل،هم‌كلاسی‌ها و... تشویق می‌كنند.
دختران در دوران كودكی به یاد دارند مادرشان برای اینكه آنها را راضی كنند كه موهایشان را شانه بزنند به آنهامی‌گفتند، تو باید از همه بچه‌ها خوشگل‌تر باشی. 
در مدرسه خانم معلم یا خانم مدیر وقتی با یكی از دختر بچه‌های مدرسه‌ صحبت می‌كند از او قول می‌گیرد كه شاگرداول شود و از لحاظ درس و مشق باید از باقی همكلاسی‌های خود جلوتر باشد، بنابراین به طور ناخودآگاه دختران درمحیطی رشد می‌كنند كه آنها را تشویق به رقابت می‌كنند و این تشویق باعث می‌شود دختران سعی كنند از همه بهترباشند و در غیر این صورت حسادت‌های زنانه سراغ آنها خواهد آمد.
حس عدم اطمینان به همجنس
حس عدم اطمینان در بعضی از آدم‌ها وجود دارد و ربطی به زن یا مرد بودن ندارد اما آنچه حائز اهمیت است این قضیهاست كه اصولا مردان سعی می‌كنند این حس عدم اطمینان و اعتماد را در وجود خود كنترل كنند اما در نقطه مقابل زناندر مقابل این احساس شروع به فكر و خیال می‌كنند و همین فكر و خیال‌ها موجب می‌شود به این احساس ناخوشاینددامن زده شود و روز به روز این حس قوی‌تر شود. 
در نتیجه وقتی كوچك‌ترین مسئله‌ای مبنی بر همین حس عدم اطمینان رخ دهد زنان واكنش‌های غیرمنطقی از خودنشان می‌دهند.....
حرف‌های به ظاهر مهم مردها بسیاری از اوقات كم‌اهمیت‌تر از حرف‌های به ظاهر كوچك و كم‌اهمیت زن‌هاست زیرا زن ازمسائل جزئی، قابل عمل، مفید و مربوط به زندگی روزمره حرف می‌زند و مرد از مسائل بزرگ، تئوری و غیرعملی!
به خاطر جامعه مردسالاری كه ما داریم زن‌‌ها احتیاج به اعتمادبه‌نفس بیشتری داشته و نیاز به فضایی برای دیده شدن توانایی‌هایشان دارند تا بتوانند خود واقعی‌شان را بشناسند و در نهایت پذیرفته شوند.
به جایگاه خود مطمئن باشید
خانم‌ها باید سعی كنند به جایگاهی كه در زندگی اجتماعی و شخصی و خانوادگی خود دارند مطمئن باشند.
این اطمینان تنها به كمك خود شخص ایجاد می‌شود و در صورتی كه فرد به جایگاه خود اطمینان حاصل كند نیمی ازمشكلات حسادت او رفع خواهد شد. 
در اینجا برای ایجاد حس اطمینان راهكاری را به شما پیشنهاد می‌كنیم:
اینكه شما نگران جایگاه‌تان در چه شرایطی هستید مهم نیست. 
اگر سعی كنید وظایف‌تان را به خوبی انجام دهید دیگر لزومی ندارد نگران این قضیه باشید. 

زن‌ها متواضع و قانع هستند
به طور كلی، زن‌ها متواضع و قانع‌تر هستند و درباره مسائلی كه اهمیت‌شان ظاهرا كمتر است سخن می‌گویند چونامكان و امید به حل آن موجود است. 
همچنین زن‌ها ملایم‌تر هستند و همین تواضع، ملایمت و كم‌ادعایی زن باعث می‌شود همیشه بگویند مرد در زمینهمسائل مهم و وسیع كه نیاز به تفكر عمیق دارد استعدادش بیشتر است و زن فقط قادر به بررسی مسائل پیش‌ پا افتادهاست.

معجزه های زبان به دهان گرفتن

آیا شده که احساس کنید خیلی حرف می زنید؟ یا هنگام شنیدن یک لطیفه مزه پرانی کرده باشید؟ یا لحظه های خوب را به موقعیت های دوست نداشتنی تبدیل کرده باشید؟

خوب! بهترین کار این است گوش کنید و حرف نزنید. شاید بسیاری از مردم قبول نداشته باشند اما سکوت در موقعیت های مختلف، واقعا یک برگ برنده در دستان شماست. سکوت باعث می شود عاقل تر دیده شوید و از درگیری با یگران نیز جلوگیری می کند. به طور کلی باید گفت، سکوت باعث می شود تا زندگی راحت تر و شادتری داشته باشید.

در این مطلب موقعیت هایی را نام برده ایم که بهتر است سکوت کنید و زبان به دهان بگیرید.  

1.    وقتی دیگران خبرچینی می کنند

مردم، سخن پراکنی و غیبت را خیلی دوست دارند. از اولِ ازل این مساله بوده و هیچ راهی هم برای حذف آن از زندگی بشر وجود ندارد. این کار گویا به مردم انرژی و شادی می بخشد و زندگی را برایشان جالب تر می کند. اما از دفعه بعد، وقتی در جمعی حاضر هستید که در مورد دیگران - مخصوصا دوست شما – خبرچینی می کنند، سعی کنید زبان خود را نگه دارید. فقط به غیبت های آنها گوش کنید با این کار مواردی از دو طرف دستگیرتان می شود. به جای اینکه شما هم با غیبت کننده ها همراهی کنید و بگویید: «آره، فلانی را دیدی چه کار کرد ...» سعی کنید بگویید: «او همه تلاش خود را انجام داد» و ببینید نتیجه آن چیست. سعی کنید لذت غیبت و سرکوب دیگران را از دل خود بیرون کنید. تاثیر آن را در آینده می بینید و از آن لذت خواهید برد.



2.    وقتی در مورد زندگی عاطفی از شما سوال می شود

دیروز با هم کجا رفتید؟ خوش گذشت؟ چه هدیه ای برایت خریده بود؟ اینها سوالاتی هستند که اصولا دوستان و هم خانه ای ها از یکدیگر می پرسند و ما هم برای نشان دادن فتح الفتوحات خود به آنها، همه چیز را از سیر تا پیاز برایشان تعریف می کنیم. اما بهتر است همیشه مرموز باقی بمانید. حرف نزدن در مورد ارتباطات خود باعث می شود تا دیگران ارزش و احترام بیشتری برای شما قایل شوند و بیشتر دنبالتان باشند. فقط در مواردی که به همفکری یا کمک کسی نیاز دارید، با او در مورد زندگی عاشقانه خود صحبت کنید. 



3.    پس از یک اظهار نظر کاملا اشتباه


شاید برای بسیاری از ماپیش آمده باشد که در اداره یا جمع های دوستانه، مورد بی احترامی کسی قرار گرفته باشیم یا سر ما داد زده باشند. مسلما در این موارد دوست دارید از خود دفاع کنید. اما تصور کنید اگر آن فرد در مقابل دفاع شما  رفتار ناشایست تری از خود نشان دهد و بیشتر شما را بیازارد، چه می شود! پس بهتر است سکوت کنید و فقط یک لبخند خشک و خالی تحویل او بدهید. به این ترتیب، دیگران شما را فردی قوی می دانند. بگذارید طرف مقابل نیز در حماقت خود بسوزد. 



4.    هنگام تعریف کردن لطیفه


هیچ فردی دوست ندارد وقتی در حال تعریف جوک است، کسی آن را خراب کند. به جای اینکه بپرسید که «صبر کن، اینجاش چی بود؟»، سعی کنید نشان دهید که از شنیدن آن جوک لذت می برید حتی اگر آن را درک نمی کنید. با حرف زدن در میان جوک آن را خراب نکنید. اگر اجازه دهید یک لطیفه به انتها برسد بسیار اجتماعی تر و دوست داشتنی تر به نظر خواهید رسید.



5.    هنگامی که در کاری مهارت دارید


متخصصان اصولا در رشته خود سرآمد هستند. آنها از اطلاعات خود در زمان مناسب به بهترین روش استفاده می کنند. بنابراین، اگر یکی از دوستان یا همکاران شما هنگام شام به دیگران گفت: «او پر از اطلاعات است و حسابی سرش می شود» مغرور نشوید. او در آن لحظه از شما نمی خواهد همه اطلاعات خود را بیرون بریزید. لازم نیست خودتان را اثبات کنید. به جای آن، بسیار تودار و منطقی باشید و در پاسخ دوست خود فقط خیلی کوتاه از او تشکر کنید و بگویید کار شما این قدر هم جای تعریف ندارد. طوری رفتار کنید که گویا همیشه از شما تعریف می شود.  



6.    تحت انتقاد بودن


مشکل داشتن بخشی از زندگی همه آدم هاست و فردی که در این شرایط گرفتار می شود بهتر است به بهترین نحود از این موقعیت ناراحت کننده خود را بیرون بیاورد. رئیس داد می زند، داور داد می زند و حتی شریک زندگی ما هم داد می زند. در اینجور مواقع لازم نیست جواب داد آنها را بدهید. ساکت باشید و همه این انتقادها را بشنوید. سپس در یک موقعیت مناسب، خیلی کوتاه و بی حاشیه از آنها برای خطایی که مرتکب شده اید، عذرخواهی کنید. حتی اگر تقصیر شما هم نبوده، بهتر است سکوت اختیار کنید. این کار باعث می شود تا جو بد حاکم سریع تر از بین برود و زندگیتان آرام تر شود. 



7.    هنگام صحبت در مورد پول


اگر همیشه آرزو دارید که روزی بسیار پولدار شوید، سعی کنید شخصیت بی پول درونی خود را ساکت نگه دارید. بهتر است وقتی دیگران در حال فخرفروشی در مورد حقوق و دارائی هایشان هستند،  در مورد حقوق و بدهی های خود صحبت نکنید. حتی سعی کنید به دیگران پول هم قرض دهید. آنها پول شما را بازخواهند گرداند. بودن در شرایط اعتماد به نفس مالی به شما کمک می کند تا سرانجام روزی به ثروت برسید. 


8.    در صف ورودی یک جشن یا کنسرت


این مورد کاملا خاص است اما تجربه ثابت کرده است افرادی که در صف کنسرت یا ورودی مکانی صبورانه ایستانده  اند بسیار سریع تر از افرادی وارد سالن می شوند که به طور مدام، التماس می کنند تا به داخل راهشان دهند. خواهش کردن و بحث کردن با نگهبان های ورودی شما را هیچ کجا نمی برد. سعی کنید ساکت و آرام در صف بایستید تا سریع تر وارد مکانی شوید که می خواهید.



9.    هنگام شنیدن تبریک


نیل استرائوس – نویسنده کتاب بازی – می گوید، اغلب اوقات گفتن کلمه «سپاسگذارم» بهترین پاسخ به تبریکاتی است که به ما گفته می شود. این واقعیت دارد. «ممنونم» کافیست. گفتن عبارت هایی همچون «نمی دانم چگونه این کار را انجام دادم»، «او بود که در این مسیر به من کمک کرد» یا ... چندان جالب نیستند. کافیست فقط بگویید متشکرم و خود را برای موفقیت های آینده آماده کنید. 



10.    هنگامی که کسی رازی را افشا می کند

اگر در موقعیتی قرار ارید که فردی اطلاعات مهمی دارد و می خواهد آن را برای شما آشکار کند، فقط گوش دهید و کلمه ای حرف نزنید. از این اتفاق چیزهای زیادی خواهید آموخت. با این کار به ارزش این راز پی می برید و می توانید بعدها از آن استفاده کنید. تنها کاری که در این مواقع باید بکنید، تحویل یک لبخند خالی است.

میز شما درباره شما چه می گوید؟

به میزتان نگاه کنید. آیا کاغذها و نامه ها روی آن پراکنده اند؟ آیا قاب عکس های اعضای خانواده را روی آن گذاشته اید؟ آیا اسباب بازی هایی روی آن دارید که به شما کمک کنند بهتر فکر کنید؟ روش مرتب سازی و تزئین میز، اطلاعات زیادی درباره شخصیت شما می دهد.

در محل کار، ما فضاها را طوری مرتب می کنیم که نگرش ها، اهداف و ارزش های خود را برسانیم. به عنوان رهبر و پیشروی تجارت و کسب و کار، میزهای کارمندان شما به شما کمک می کنند که آنها را درک کرده و به آنها انگیزه بدهید. مردم دوست دارند شناخته شوند. وقتی دیگران آنطور که هستید شما را می بینند، احساس سلامتی، خوشحالی و بازدهی بیشتر می کنید.

به میزهای کارمندانتان نگاهی بیندازید. فضای اداره شبیه چیست؟ آیا اشیای شخصی هم روی میزها هست؟ بسیار مهم است که دنبال سوژه و موضوع باشید. بر روی اشیایی تمرکز کنید که پیوسته و دائمی به نظر می رسند.

در اینجا به اشیایی اشاره می کنیم که باید دنبالشان بگردید و توضیح می دهیم که هر یک نشانه کدام ویژگی شخصیتی هستند:

1. میز مرتب می گوید... که شما قابل اعتماد هستید و کارتان را به موقع و سروقت انجام می دهید.

افرادی که میزهای مرتبی دارند، دارای وجدان کاری بیشتری هستند و دقیق تر هستند، یعنی می توانید به آنها اعتماد کنید. آنها افرادی هستند که بر روی وظیفه خود تمرکز می کنند و خوب برنامه ریزی کرده و سر وقت کارهایشان را تمام می کنند. وقتی به اداره ای می روید، دنبال تقویم رومیزی بگردید. زیرا تقویم رومیزی به روز، نشانه دیگری از درستکاری، دقت و قابل اطمینان بودن فرد است.

میز شلوغ داشتن چیز بدی نیست (اغلب افراد خلاق چنین میزی دارند)، ولی دیگران ممکن است قضاوت نادرستی درباره شما بکنند. وقتی به اداره ای می روید و میز کارمند را شلوغ می بینید، فکر می کنید که آن فرد انسان دوست داشتنی و خوشایندی نیست، که البته این موضوع لزوماً درست نیست. حدس ما این است که این شلوغی و شلختگی زیاد جالب نیست، بنابراین به آن فرد هم زیاد اعتماد نمی کنیم.

2. اشیای غیرعادی می گویند... که شما خلاق و پذیرای تجربه های جدید هستید.

افرادی که آثار هنری خاص و اشیای غیرعادی روی میزشان می گذارند، احتمالاً افرادی هستند که از ایده ها و تجربیات جدید استقبال می کنند و اغلب خلاق هستند. اگر داخل اداره ای بروید و پیش خودتان از فضای غیرعادی که در پیش رویتان می بینید تعجب کنید و بگویید که تابحال چنین چیزی ندیده اید، احتمالاً فردی که در آنجا کار می کنند بسیار پذیرا است.

شرکت های خلاق مانند شرکت های تبلیغاتی یا شرکت های فن آوری چنین روشی برای مرتب کردن ادارات خود دارند و کارمندان خود را تشویق می کنند که شخصیت های خود را به نمایش بگذارند. مثلاً شرکت Etsy به هر یک از کارمندان خود 100 دلار اعتبار مکانی می دهد که میزهای خود را دکوره کنند، بنابراین مجموعه عجیبی از ربات ها، اختاپوس عروسکی، ماشین تایپ های قدیمی و آثار هنری در این شرکت دیده می شود.

3. پوسترها و پیام های الهام بخش می گویند... که شما روان رنجور هستید.

افرادی که با جمله های الهام بخش میزهای خود را تزئین می کنند، معمولاً افرادی هستند که کمی روان رنجوری دارند. این پوسترها و پیام ها، نماد روانشناسانه تلاش برای کنار هم نگه داشتن افراد از لحاظ عاطفی هستند و اضطراب را کم می کنند.

اگر شما هم بالای میزتان پوسترهای الهام بخش نصب کرده اید، نگران نباشید که شاید پیام نادرستی القا کنید. افراد روان رنجور اغلب در محیط کار بسیار موفق هستند و جملاتی که آنها انتخاب می کنند، ارزش های آنها را به دیگران نشان می دهد.

4. فضای دعوت کننده می گوید... که شما برون گرا هستید.

افرادی که دفتر کاری پذیرا و گرمی دارند – مانند در باز، صندلی های راحت یا ظرف شکلات – بسیار اجتماعی هستند. با خلق فضایی دعوت کننده، آنها نشان می دهند که می توانید به آنها نزدیک شوید و اغلب بیش از افراد درون گرا، بازدیدکننده و مشتری دارند.

اجتماعی بودن مسیر پیشرفت و فرصت های نو را برایتان هموار می کند، بنابراین افراد درون گرا می توانند با این ویژگی های تزئینی دعوت کننده، به شغل خود کمک کنند. می توانید از این روش برای جذب انسان ها کمک کنید، ولی هیچ چیز بهتر از این نیست که ذاتاً خونگرم و برون گرا باشید. این یک خصلت غریزی است.

با این عطرها همسرتان را جذب کنید

A*Men Gold Edition Thierry Mugler

این بار تیری موگلر رایحه‌ای معطر مابین رایحه‌های شرقی و چوبی تولید کرده است که نسخه جدیدش در اواخر سال 2012 روانه پیشخوان عطر‌فروشی‌ها شده است. در رایحه این عطر بوی گرم و دلنشین قهوه و وانیل کاملا احساس می‌شود‌. بعد از استفاده این عطر با گذشت چند دقیقه کم‌کم بوی نعناع هندی و چوب سدر انرژی درونی شما را افزایش می‌دهد و احساس بهتری خواهید داشت. رایحه‌های موگلر معمولا جزو پر‌طرفدارها به حساب می‌آید و اگر به دنبال هدیه‌ای خاص و چشمگیر هستید به رایحه این عطر شک نکنید.

Kenzo home wood 

اگر به رایحه‌های چوبی علاقه‌مند هستید رایحه چوبی کنزو را از دست ندهید؛ رایحه‌ای  پر‌انرژی که هم روز و هم شب می‌توان استفاده کرد؛ چوب سدر‌، صندل و سرو به همراه فلفل سیاه و عطر نعناع هندی و ریحان  بویی مابین رایحه‌های چوبی و معطر به مشام می‌رساند‌. رایحه این عطر برای آقایانی که روحیه‌ای پر از جنب‌و‌جوش دارند انتخاب منحصر‌به‌فردی است.

ACQUA DI PARMA

رایحه‌ای کلاسیک که بویی مابین رایحه‌های مدرنیته و شرقی دارد که معرف مردی موفق و مدبر است؛ پوست انواع مرکبات در کنار تندی نعناع هندی‌، زنجبیل و زنبق زرد بویی کلاسیک را به مشام می‌رساند که برای آقایان بالای 35 سال هدیه مناسبی است.

Attimo Pour Homme Salvatore Ferragamo 

رایحه‌ای فرانسوی  که ذهن خلاق طراحش رایحه این عطر را متناسب با روحیه مدیریتی طراحی کرده است؛ اگر همسر یا پدر شما هم جزو آن دسته از آقایانی است که از قدرت مدیریتی بالایی برخوردار است با هدیه‌دادن این عطر او را شگفت‌زده کنید. شک نکنید مورد پسندش قرار می‌گیرد. زعفران و وانیل استفاده شده در اسانس این عطر آرامش را به ذهن پر‌مشغله بر‌می‌گرداند. فلفل شیرین، هل سفید، چوب سدر، مرزنجوش و مشک سفید از دیگر ترکیباتی است که در این عطر استفاده شده است.

Bvlgari Man The Silver 

این عطر برگرفته از چوب های معطر جنگل است که حس شادابی را منتقل می‌کند. اگر سالگرد تولد همسرتان نزدیک است و هنوز کادویی مناسب برای همسرتان تهیه نکرده‌اید شاید رایحه این عطر انتخاب مناسبی باشد. این عطر برای آن دسته از آقایانی که روحیه خاکی‌تری دارند انتخاب منحصر به فردی است‌. کهربا، خاک‌، چوب سدر، عسل، شکوفه ترنج و چوب ترمه از اصلی‌ترین درونمایه‌هایی است که در این معجون خوشبو استفاده شده است؛ البته نا‌گفته نماند بولگاری نقره‌ای برای مردان به تعداد محدودی تولید شده است تا مهر تایید خاص‌تر بودن رایحه‌اش باشد.

Roadster Sport Cartier


کارتیر در نوامبر 2009 رایحه‌ای برگرفته از مرکبات تازه و معطر را برای آقایان اسپرت‌پوش راهی ویترین عطر‌فروشی‌ها کرد که رایحه‌اش مخاطبان بسیاری را تحت‌ تاثیر قرار داد؛ عطر دلنشین و ترش شکوفه پرتقال و ترنج به همراه بوی گرم گل مریم و یاس در کنار چوب سدر و نعناع هندی و چاشنی تند فلفل سیاه، بویی معطر و آمیخته از چوب را به مشام می‌رساند که در سه سایز 30،50 و 100 میل تولید شده است.

prada

پرادا با معرفی یکی از جدیدترین عطرهای مردانه‌اش در سپتامبر 2012 با الهام‌گرفتن از طبیعت، نفس دیگر رقبا را در سینه حبس کرد؛ رایحه‌ای مدرن که در ترکیباتش از روش‌های نوآورانه‌تری استفاده شده است؛ پرتقال تلخ، گل سنبل، مریم گلی، چوب سدر و نعناع هندی در کنار هم معجون خوشبویی را به وجود آورده‌اند که در سه سایز 50،100 و 150 میل تولید شده است.

Hommage a L'Homme Lalique

رایحه‌ای چوبی و ادویه‌دار برای آن دسته از آقایانی که طرفدار عطرهای کلاسیک هستند پیشنهاد می‌شود؛ معمولا رایحه‌های لالیک جزو آن دسته از رایحه‌های خاطره‌انگیزی است که بعد از استشمام رایحه‌اش بی‌درنگ از مشتریان پرو‌پا قرص این برند می‌شوید. رایحه این عطر مناسب هدیه‌دادن برای روز سالگرد عروسی یا مناسبت‌های خاص است که با بو‌کردن رایحه‌اش به یاد آن مناسبت خاص می‌افتید،  نا‌گفته نماند که لالیک رایحه این عطر را برای جشن سالگرد 20 سالگی‌اش برای دوستداران عطرهای لالیک در سال 2011 تولید کرد.

James Bond 007 

اگر برای خرید هدیه‌ای خاص دچار سردرگمی هستید  به رایحه این عطر شک نکنید، مطمئن باشید آقایانی که دنبال ماجراجویی هستند از رایحه جیمز باند  خوششان خواهد آمد‌؛ رایحه‌ای که حس قهرمان‌بودن این دسته از آقایان را تشدید می‌کند و روحیه قهرمان‌طلبی‌شان را بالا می‌برد‌. شکوفه سیب ترش، هل، چوب صندل، اسطوخودوس، در بطری شکیل با درپوشی نقره‌ای است که روی شیشه‌اش آرم 007  حکاکی شده است.

L'Instant de Guerlain Pour Homme Eau Extreme


زمانی که پوشش عطر را باز می‌کنید بوی گرم کاکائو در کنار تندی نعناع هندی به مشامتان می‌رسد. بوی شیرین و گرم این عطر در کنار رایحه چوب سرو، صندل، رازیانه، چای سبز و شکوفه یاس برای آقایان که حس کمال‌گرایی بیشتری دارند پیشنهاد می‌شود؛ رایحه این عطر در سایز 75 میل تولید شده است.

Givenchy play 

با اینکه ژیوانژی رایحه این عطر را در سپتامبر 2008  با ستاره پاپ  جاستین تیمبرلیک روانه ویترین عطر‌فروشی‌ها کرد اما با گذشت چند سال رایحه‌اش همچنان یکی از پر‌طرفدارهای این برند است؛ رایحه‌ای که با خلاقیت طراحش درون یک بطری شبیه به دستگاه پخش موسیقی در دو رنگ سفید و مشکی برای آقایان تولید کرد که ردپاهایی از شکوفه ترنج، پرتقال ماندارین، گریپ فروت، شکوفه لیمو، گل قهوه، فلفل سیاه و نعناع هندی در آن دیده می‌شود که بویی مابین ترشی مرکبات و گرمای قهوه به مشام می‌رسد.

Loewe 7 Natural  

 رایحه‌ای جذاب و گرم که برای یک قرار بعدازظهر انتخاب مناسبی برای آقایان خوش‌لباس است؛ ترکیبات خوشبویی چون گل رز، سیب قرمز‌، پوست پرتقال و فلفل سیاه در کنار بوی چوب سدر و صندل در آمیخته‌هایش به چشم می‌خورد که در اواخر سال 2012 در یک بطری آبی رنگ روشن در دو سایز 50 و 100 میل تولید شده است.

NIVEA


اگر برای غافلگیر‌کردن همسرتان دست به کار شده‌اید، پیشنهاد زیرکانه ما را مد نظر قرار دهید. افترشیو یکی از هدیه‌های کم هزینه‌ای است که می‌توانید به‌صورت هدیه‌ای مکمل در کنار هدیه اصلی‌تان به همسر و نامزد خود بدهید.

اگر زندگی ابدی می خواهید!

اگر دوست داريد سال‌هايي طولاني را سلامت در كنار خانواده‌تان باشيد، اين نكته‌هاي ساده را رعايت كنيد

70 سال؛ اين زماني است كه بیشتر آدم‌ها عمر می‌کنند اما خيلي‌ها هم هستند كه می‌خواهند ركورد بزنند و بيشتر از اينها زندگي كنند. اگر جزو اين گروه افراد هستيد بهتر است اسرار طول عمر را بدانید و با رعایت چند نکته ، سلامت روحی و جسمانی‌تان را تضمین کنید. 

 دور كردن کینه از دل
کینه‌های گذشته را از ذهن‌تان پاک کنید. این کار برای سلامتی‌تان مزایای زیادی به همراه دارد. عصبانیت مزمن عملکرد ریه‌ها را ضعیف می‌کند و با خطر بروز بیماری‌های قلبی، سکته مغزی و سایر درد‌ها در ارتباط است. بخشیدن دیگران استرس را کاهش می‌دهد، فشار خون را پایین می‌آورد و اجازه می‌دهد راحت‌تر نفس بکشید. البته هر چقدر که سن‌تان بالاتر می‌ورد این مزایا بیشتر خودشان را نشان می‌دهند.



 روابط گسترده اجتماعی 

باید از دوستان خوب‌تان سپاسگزار باشید چون سبب افزایش طول عمر شما می‌شوند. پژوهشگران استرالیایی  بعد از یک تحقیق 10 ساله دریافته‌اند افراد سالخورده‌ای که روابط اجتماعی خوبی دارند نسبت به افرادی با دوستان خیلی کم، بیشتر عمر می‌کنند و برای زنده ماندن انگیزه قوی‌تری دارند. علاوه بر این 148 مطالعه در سراسر دنیا که در ارتباط با طول عمر انجام شده، این موضوع را تایید می‌کند که دوستی و ارتباط اجتماعی مناسب با دیگران یکی از اسرار طول عمر است.



 انتخاب عاقلانه دوستان 
عادت‌ها و رفتار دوستان بر شما هم تاثیر می‌گذارد. پس برای داشتن سبک زندگی سالم افراد مناسبی را در گروه دوستان‌تان جای دهید. تحقیقات نشان می‌دهد که چاقی مسری است و اگر دوستان چاقی داشته باشید احتمال اینکه خودتان هم دچار اضافه وزن شوید تا 57 درصد افزایش می‌یابد. سیگار کشیدن هم عادت بد دیگری است که از عمر شما کم می‌کند و می‌تواند از طریق شرکت در جمع آدم‌های سیگاری به شما منتقل شود. 



 ترك كردن سیگار 

ترک سیگار در افزایش طول عمر نقش موثر دارد. بر اساس تحقیقات 50 ساله دانشمندان انگلیسی، ترک سیگار در سن 30 سالگی می‌تواند طول عمر شما را تا یک دهه افزایش دهد. اگر این عادت را در سن 40، 50 یا 60 زندگی کنار بگذارید میزان طول عمرتان به ترتیب 9، 6 و 3 سال بیشتر می‌شود.



   خواب ظهرگاهي!

يك چرت سبک نیمروزی در بسیاری از نقاط دنیا رایج است و شواهد مختلف نشان می‌دهد که چرت بعد از ظهر می‌تواند به افزایش طول عمر شما کمک کند. نتایج تازه‌ترین تحقیقات روی 24 هزار نفر شرکت‌کننده ثابت کرد افرادی که به طور منظم ظهر‌ها خواب سبکی دارند احتمالا 37 درصد کمتر از سایرین مرگ ناشی از بیماری‌های قلبی را تجربه می‌کنند.

 محققان بر این باورند که چرت نیمروزی سبب پایین آمدن هورمون‌های ناشی از استرس شده و به سلامت قلب کمک می‌کند. خواب شبانه به موقع هم بسيار كارآمد است. خواب شبانه کافی می‌تواند در کاهش بروز چاقی، دیابت، بیماری قلبی و اختلالات خلق و خو تاثیر بگذارد. خواب کافی به بهبود سریع بیماری‌ها هم کمک می‌کند. خواب شبانه کمتر از پنج ساعت سبب بروز مرگ زودرس می‌شود. پس به ‌اندازه بخوابید. 



  خوش به حال سبك وزن‌ها

اگر اضافه وزن دارید برای مقابله با دیابت، بیماری‌های قلبی و سایر عوامل کوتاه‌کننده طول عمر تصمیم بگیرید خودتان را لاغر کنید. چربی‌های دور شکم هم مضر هستند و سبب بروز بیماری‌های مختلف می‌شوند. نتایج یک تحقیق پنج ساله نشان می‌دهد مصرف زیاد غذاهای فیبر‌دار و ورزش منظم ، از جمله موثرترین راه‌ها برای کاهش چربی‌های دور شکم است. 



 رژیم غذایی مدیترانه‌ای 


این رژیم غذایی سرشار از میوه‌ها، سبزیجات، حبوبات، روغن زیتون و ماهی است. تجزیه و تحلیل 50 مطالعه روی بیش از نیم میلیون نفر ثابت می‌کند که انتخاب رژیم غذایی مدیترانه‌ای خطر ایجاد اختلالات در سوخت و ساز بدن و چاقی، بالا رفتن فشار خون و افزایش قند خون را کاهش می‌دهد که همه ‌این عوامل از بروز بیماری‌های قلبی و دیابت پیشگیری می‌کند. 



 زندگي  ژاپني 

اوکیناوا یکی از شهرهای ژاپن است که اهالی آن در بین مردم دنیا به داشتن بیشترین طول عمر مشهورند. پژوهشگران معتقدند که دلیل این موضوع به رژیم غذایی سنتی مردم این منطقه مربوط است؛ به طوری که غذای مردم اوکیناوا سرشار از سبزیجاتی در رنگ‌های سبز و زرد و بسیار کم کالری است. البته نسل جوان اوکیناوا که ‌این رژیم غذایی را به طور کامل دنبال نمی‌کنند طول عمرشان کمتر شده است.

از سوي ديگر تحقیقات ژاپنی‌ها نشان می‌دهد افرادی که در زندگی اهداف مشخصی دارند کمتر دچار مرگ ناشی از سکته مغزی و بیماری‌های قلبی می‌شوند و از بیماری آلزایمر هم دور می‌مانند. پیدا کردن سرگرمی ‌و فعالیت‌های دلخواه هم سبب می‌شود مرگ را از خودتان دور کنید. 



  ازدواج، ازدواج، ازدواج

كمي سخت است اما اگر مجرد هستید از همین امروز در فکر ازدواج باشید چون تحقیقات بی شماری نشان می‌دهد افراد متاهل نسبت به مجرد‌ها بیشتر عمر می‌کنند. در نتایج بررسی‌ها نکته جالب دیگری هم به چشم می‌خورد؛ این که افرادی که یک بار ازدواج را تجربه کرده و بعد بیوه شده یا طلاق گرفته بودند نسبت به کسانی که اصلا ازدواج نکرده بودند، طول عمر بیشتری داشتند.



 مدیریت استرس 

تغییر سبک زندگی و مدیریت استرس نه تنها به کاهش بیماری‌های قلبی کمک می‌کند، بلکه در افزایش طول عمر هم نقش پر رنگی دارد. برای دوری از استرس می‌توانید نفس عمیق بکشید یا به سراغ ورزش‌هاي هوازي بروید. براي برطرف کردن استرس روزانه فقط کافی است چند دقیقه وقت بگذارید تا نتایج مثبت آن را ببینید. از سوي ديگر شواهد زیادی ثابت می‌کنند افرادی که ورزش می‌کنند و تحرک بیشتری دارند سالم‌تر هستند و دیرتر از این دنیا خداحافظی می‌کنند. 

بر اساس بررسی‌های مختلف، انجام فعالیت‌های بدنی منظم خطر بروز بیماری‌های قلبی، سکته مغزی، دیابت، بعضی از انواع سرطان‌ها و افسردگی را کاهش می‌دهد. ورزش به شما کمک می‌کند تا در سنین بالا از لحاظ روحی هم در وضعیت خوبی باشید.



 توجه به معنویات 

پژوهشگران دريافته‌اند افرادی که در مناسبت‌هاي مذهبی شرکت می‌کنند و به معنویات توجه دارند نسبت به افراد بی‌توجه به دین و مذهب طول عمر بیشتری دارند. در یک بررسی 12 ساله روی افراد بالای 65 سال مشخص شد افرادی که یک بار در هفته در مکان‌های مذهبی حاضر می‌شدند یک پروتئین ضروری مربوط به سیستم ایمنی در بدن‌شان بیشتر وجود داشت. علاوه بر این نرخ مرگ و میر آنها در طول دوره مطالعاتی کمتر بود. 

در واقع افراد ضمن عبادت دسته جمعی شبکه اجتماعی قدرتمندی تشکیل می‌دهد که حضور در چنین گروه‌هایی به سلامت جسمانی کمک می‌کند.

نکته​هايی که در انتخاب ظرفشویی نمی دانید

در صورتی که مخزن ظرفشویی شما استیل است از مواد شوینده حاوی سفیدکننده استفاده نکنید

برای انتخاب ماشین ظــــرفشویی پیش از هر‌چیز به فضای آشپزخانه و میزان رفت‌وآمدها و نیازتان برای تهیه یک ماشین 6‌تا 12 نفره توجه کنید.

هنگام خرید به برچسب انرژی و قرار گرفتن آن در سطح A توجه کنید، زيرا گاهی ممکن است ماشین ظرفشویی شما در مدت زمانی بیشتر از يك ساعت ظرف‌های شما را شست‌وشو دهد.

سعی کنید ماشین ظرفشویی خریداری کنید که دارای سیستم خشک‌کن ظرف‌ها بدون حرارت و گرما باشد زيرا با خريد چنين دستگاهي بیشتر در مصرف انرژی صرفه‌جویی می‌کنید.

بهتر است از ماشین‌های ظرفشویی خریداری کنید که دارای برنامه‌های شست‌وشو در مدت زمان کوتاه‌تری   هستند. برخی از این ماشین‌ها برنامه شست‌وشو در مدت 45 دقیقه دارند.

ماشین‌های ظرفشویی کوچک‌تر و فشرده اگرچه فضای کمتری را به خود اختصاص می‌دهند و ظرف کمتری در آنها قرار می‌گیرد اما میزان مصرف انرژی در آنها در مقایسه با ماشین‌های ظرفشویی بزرگ‌تر بسیار کمتر است.

در صورتی که مخزن ظرفشویی شما استیل است از مواد شوینده حاوی سفیدکننده استفاده نکنید

هنگام خريد ماشین‌ ظرفشویی به عایق‌بندی دیواره‌های ظرفشویی توجه کنید. برخی از ماشین‌ ظرفشویی‌های ارزان عایق‌بندی ضعیفی دارند یا عایق‌بندی ندارند و این مسئله موجب می‌شود سرو‌صدای دستگاه هنگام شست‌وشو زیاد باشد. 

انتخاب ظرفشویی‌هایي با مخزن استیل بهترین انتخاب است، زیرا این مخزن حرارت را در خود نگه می‌دارد و این مسئله موجب می‌شود ظرف‌ها زودتر خشک شوند. این مخزن‌ها برای صرفه‌جویی مناسب‌ترند چون انرژی کمتری را صرف خشک کردن ظرف‌ها می‌کنند. 

قبل از خرید به قفسه ظرفشویی و گنجایش آن و اندازه سرویس‌هایی که در خانه دارید، توجه کنید. 

مراقب باشید در‌صورتی که مخزن ظرفشویی شما استیل است از مواد شوینده‌اي که حاوی سفیدکننده است، استفاده نکنید.

 اگر تصمیم دارید از ظرفشویی خود دو تا سه‌بار در روز استفاده کنید حتما دستگاهی را بخرید که قابلیت شست‌وشوی سریع و کوتاه‌مدت را داشته باشد.

 اگر در گروه خانم‌هایی هستید که حوصله پاک‌کردن خرده‌های غذا را از روی ظروف ندارید. بهتر است دستگاهي را خریداری کنید که دارای سبد آسیاب باشد. این سبد خرده‌های غذا را جمع‌آوری می‌کند و دیگر نیازی نیست تا شما با دستمال مرطوب به جان ظرف‌ها بیفتید.

 اگر در گروه خانم‌هایی هستید که حوصله پاک‌کردن خرده‌های غذا را از روی ظروف ندارید. بهتر است دستگاهي را خریداری کنید که دارای سبد آسیاب باشد. این سبد خرده‌های غذا را جمع‌آوری می‌کند و دیگر نیازی نیست تا شما با دستمال مرطوب به جان ظرف‌ها بیفتید.

چرا پسرها از ازدواج فراری اند؟

چندان نیازی به آمار و ارقام نیست. همین که به اطراف‌تان نگاه کنید، می‌بینید که تعداد پسران مجرد نسبت به نسل قبل چند برابر شده است. این موضوع را سازمان جوانان هم تایید می‌کند و به گزارش روزنامه هفت‌صبح، با توجه به نتایج یک نظرسنجي در شهر تهران می‌گوید، پسرها اشتیاق چندانی برای ازدواج ندارند. این نظرسنجی که با هدف بررسی عوامل موثر بر تاخير ازدواج از منظر جوانان انجام شد، نشان داد که 49/5 درصد پسران 15 تا 29 ساله مجرد اصلا شرايط خود را براي ازدواج مناسب نمي‌بينند اما از ميان دختران همين سال، تنها 22/3 درصد براي ازدواج آمادگي ندارند. به بهانه این آمارها   با دکتر افسر افشار نادری گفت‌وگو کردیم تا از تحلیل این جامعه شناس با خبر شویم. 

52/6 درصد از دختران به خاطر ادامه تحصیل ازدواج نمی‌کنند

دلایلی که جوانان را در بستن پیمان مشترک منصرف می‌کند کم نیستند، اما این نظرسنجی نشان می‌دهد قصد ادامه تحصیل، یکی از اصلی‌ترین این دلایل است. یافته‌ها نشان می‌دهد 52/6 درصد از دختران و 44/8 درصد از پسران ترجیح می‌دهند به جای ازدواج، درس‌شان را ادامه دهند. افزايش سطح تحصيلي دختران نسبت به پسران هم به نظر 74/4 درصد دختران و 40درصد پسران در کاهش آمار ازدواج تاثيرگذار است. 

 نمی‌توان عوامل دیگر را فراموش کرد و تنها تمایل به ادامه تحصیل را در این زمینه موثر دانست. در بسیاری موارد، تمایل افراد، به ویژه دختران به ادامه تحصیل ناشی از بیکاری است و بسیاری از پسر‌ها هم برای به‌دست آوردن شأن اجتماعی بالاتر به تحصیلات رو می‌آورند. خیلی از دخترها تحصیل را به عنوان یک سرگرمی و راهی برای ورود به جامعه می‌بینند و پسرها هم گمان می‌کنند که با بالاتر بردن پایگاه اجتماعی‌شان، برای داشتن یک ازدواج موفق امکان بیشتری را پیدا می‌کنند.

91/8 درصد پسران به خاطر نداشتن شغل مناسب ازدواج نمی‌کنند
بر کسی پنهان نیست که نگرانی‌های اقتصادی بیشتر از هر دلیل دیگری جوانان را به مجرد ماندن ترغیب می‌کند. از هزینه‌های سرسام آور اجاره‌خانه گرفته تا فراهم کردن مقدمات یک جشن عروسی و به‌جا آوردن رسوم، همه و همه در منصرف کردن جوانان از ازدواج نقش دارند. طبق اين نظرسنجي، يافتن شغل مناسب به نظر 89/9 درصد دختران و 91/8 درصد پسران، انتظار جهت دستيابي به امكانات رفاهي براي شروع زندگي مشترك از نظر 81/5 درصد دختران و 83/6 درصد پسران، اشتغال زنان نيز از نظر 78/4 درصد دختران و 41/6 درصد پسران تاثير زيادي دارد. همچنين به نظر 52/2 درصد دختران و 44/9درصد پسران كسب درآمد توسط زنان و بي‌نيازي آنها از مردان در افزايش سن ازدواج جوانان تاثير بسيار زيادي در تاخير سن ازدواج دارد. 

 می‌توان مشکلات اقتصادی و معیشتی را به عنوان عامل اصلی دوری جوانان از ازدواج در نظر گرفت. در کشور ما با وجود سنت‌های بسیاری که بار مالی زیادی را بر دوش خانواده‌ها می‌گذارند، اقدام برای ازدواج نیازمند پشتوانه مالی بزرگی است و این موضوع باعث طفره رفتن جوانان از این تصمیم می‌شود. سنت‌هایی مثل جهیزیه کامل، هدیه‌های سنگین برای مناسبت‌های مختلف و بسیاری موارد دیگر، به 2 جوان که پشتوانه مالی قوی ندارند اجازه تصمیم‌گیری در این مورد را نمی‌دهد. در بسیاری از موارد، خانواده‌ها هم امکان تحمل چنین بار مالی سنگینی را ندارند و برای ازدواج فرزندانشان پیش‌قدم نمی‌شوند.

 45درصد دخترها برای شرایط  ازدواج‌سختگيري می‌‌کنند 


ميزان سختگيري پاسخگويان براي انتخاب همسر در پسرها از دختران بيشتر است. نتايج ارزيابي‌ها نشان مي‌دهد درحالی كه تنها 45درصد دخترها سختگيري بسيار زيادی برای شرایط ازدواج دارند اما حساسیت پسرها هم کم نیست و 53/1 درصد آنها دنبال شرایط ایده‌آلی برای ازدواج هستند.

یکی از علت‌های کم شدن آمار ازدواج در جامعه ما، روابط آزاد خارج از محدوده ازدواج است. دکتر افشار نادری با بیان این مطلب می‌گوید:« زمانی که پسرها به سادگی به چنین روابطی دسترسی دارند، انگیزه چندانی برای تشکیل خانواده برایشان باقی نمی‌ماند. پسرهایی که از این طریق خود را از نظر عاطفی ارضا می‌کنند، دیگر دلیلی نمی‌بینند که برای ساختن یک زندگی خود را به دردسر بیندازند و از زیر بار مسئولیت‌هایی که فرهنگ بر دوش‌شان می‌گذارد، فرار می‌کنند.»

فقط 6/5 درصد پسرها شرايطشان را براي ازدواج مناسب می‌دانند

27/5 درصد دختران و 49/5 درصد پسران اصلا شرايط خود را براي ازدواج مناسب نمی‌بینند و فقط 22/3 درصد دختران و 6/5 درصد از پسران شرايط خود را به ميزان زياد و بسيار زياد براي ازدواج مناسب دانسته‌اند. 

 در شرایط فعلی تنها در موارد اندکی می‌بینیم که هر دو طرف شاغل هستند و در اغلب موارد تنها یکی از 2نفر، شغلی با درآمد قابل قبول دارد. از آنجا که در فرهنگ ما برعهده گرفتن مسئولیت‌های مالی توسط زنان چندان شایسته تلقی نمی‌شود، پسرانی که درآمدی ندارند، نمی‌توانند تصمیمی برای تشکیل خانواده بگیرند. درست است که پسران شاغل در شرایط فعلی کم نیستند. اما با وجود هزینه‌های بالای زندگی، یک کار ساده با درآمد ناچیز نمی‌تواند هزینه‌های سنگین زندگی را پاسخگو باشد و از عهده مخارج سنگین یک زندگی بربیاید.

 20/8 درصد دختران، عروسی رؤیایی می‌خواهند

نحوه برگزاري مراسم ازدواج هم از مواردی است که نمی‌گذارد این پیمان به راحتی بسته شود. این بار دختران هستند که مانع می‌تراشند و از آرزوهای کودکی‌شان نمی‌گذرند. بر اساس آمار‌ها تنها 40/3 درصد از دختران حاضرند با یک عروسی ساده به خانه بخت بروند، درحالی‌که 43/2 درصد از پسران اهمیتی به یک عروسی مجلل نمی‌دهند. ميزان تمايل به انجام مراسم عروسي در يك سالن مجلل يا در يك هتل يا باشگاه درجه يك هم در دختران 20/8 درصد است و در پسران 15/2 درصد است.

بعضی از تجملات نادرستی که در فرهنگ ما نهادینه شده‌اند، مانع از تشکیل یک زندگی آرام می‌شوند. شاید اگر خود خانواده‌ها در این زمینه آگاهی پیدا کنند آمار ازدواج روزبه‌روز بالاتر برود.

مسئولان باید با ایجاد کار برای جوانان، یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌ها را حل کنند. از طرف دیگر اگر دولت بتواند مسکن‌هایی را با شرایط ویژه به جوانان واگذار کند، مطمئنا شاهد آمار بسیار بالاتری در زمینه ازدواج خواهیم بود. گام بعدی فرهنگ‌سازی است؛ با از بین بردن تجملات و فرهنگ سازی درست در میان جوانان، می‌توانیم مشکل را حل کنیم.

معيارهاي ازدواج موفق چيست؟

به گفته رئيس مركز مطالعات و پژوهش‌هاي راهبردي وزارت ورزش و جوانان، نتايج مربوط به معيارهاي پاسخگويان از ازدواج موفق نشان مي‌دهد تفاهم و درك متقابل، شرايط مالي مناسب و صداقت به ترتيب از مهم‌ترين معيارهاي موردنظر پاسخگويان محسوب مي‌شود و از بين معيارهاي عنوان شده براي ازدواج در اين طرح در بين دختران و پسران به ترتيب 3مورد اخلاق و رفتار، همفكر و هم عقيده بودن و هم ترازي فرهنگي خانواده‌ها از مهم‌ترین عوامل بوده‌اند. 

همه این عوامل را می‌توان به عنوان فاکتور‌های دخالت کننده در ازدواج و موفقیت آن بررسی کرد اما همانطور که گفته شد، در شرایط فعلی، عامل اقتصاد از مهم‌ترین دلایلی است که تشکیل یک زندگی و دوامش را تحت تاثیر قرار می‌دهد. با فرهنگ سازی و تغییر نگاه جوانان نسبت به شرایط تشکیل خانواده هم می‌توان قدم بسیار موثری در این زمینه برداشت.

جوانان تا 27 سالگی مجرد می‌مانند


به گفته دكتر مطلق، رئيس دفتر سلامت جمعيت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت، در گذشته ميانگين سن ازدواج 21 سال بوده، اما امروزه به‌طورمیانگین جوانان تا 27 سالگی مجرد می‌مانند.

 دكترمطلق پیش از این با بيان اينكه سن بارداري در كشور حدود 8 تا 10 سال افزايش پيدا كرده است، گفته بود: «بهترين شرايط براي بارداري زنان در 20 تا 30 سالگي است و كشورهاي غربي بهترين سن باروري را 25سال اعلام كرده‌اند.» او در شرایطی این موضوع را بیان کرده بود که به دلیل بالا رفتن آمار ازدواج فاصله فرزندآوري پس از ازدواج هم بسيار طولاني شده است.

زوجی که در سن بالاتری ازدواج می‌کنند، فرزندان کمتری خواهند داشت و انعطاف خود را برای کنارآمدن با سختی‌های زندگی از دست می‌دهند. شاید در برخی موارد با بالا رفتن سن، نگرش زوج‌ها منطقی‌تر شود، اما گذشته از رشد این منطق، سختگیری‌های بی‌مورد هم از مواردی هستند که با بالا رفتن سن ازدواج به این مسیر راه پیدا می‌کنند. خانواده ها باید اندکی سنت‌های پرهزینه را کنار بگذارند و به جوانانشان آگاهی لازم را داده و  آنها را در این مسیر حمایت کنند.

سواد هایی که شاید شما هم نداشته باشید!

تضمین سطح بالایی از سواد خواندن و نوشتن تبدیل به اولویت بسیاری از دولت ها در سراسر دنیا شده است. ولی آنچه اغلب فراموش می شود این است که بیش از یک نوع سواد وجود دارد و همه آنها در تحصیلات رسمی کسب نمی شوند. در اینجا به انواع سواد اشاره می کنیم.

سواد کشاورزی

این نوع بیسوادی به عدم درک اطلاعات مربوط به کشاورزی گفته می شود. کسانی که به عنوان مزرعه دار کار می کنند این مشکل را ندارند، ولی شهرنشینانی که این جمله را می خوانند: "90 درصد از زمین های کشاورزی به علت خشکسالی از بین رفتند" به علت عدم درک مزرعه داری و کشاورزی، مشکلی جدی حس نمی کنند. افرادی که از لحاظ کشاورزی بیسوادند نمی توانند درک کنند که کشاورزی چقدر مهم است و چقدر همه ما بدان وابسته هستیم. 




سواد کامپیوتری

سواد کامپیوتری نوع خاصی از سواد فناوری و تکنولوژیک است. این سواد به توانایی استفاده از کامپیوتر در سطح ابتدائی گفته می شود. اینکه نتوانیم کامپیوتر را روشن کنیم یا استفاده از ماوس یا لوازم دیگر کامپیوتری را ندانیم، نوعی بیسوادی محسوب می شود. افرادی که سواد کامپیوتری ندارند، در واقع در جامعه مدرن امروزی، گویی ناتوان هستند و به تدریج در جامعه دچار مشکل می شوند.


سواد تحلیلی

برای توضیح این نوع سواد برعکس آن را توضیح می دهیم. بیسوادی تحلیلی در مورد کسی نمود می یابد که می تواند متنی را بخواند و معنای کلی آن را درک کند، ولی نمی تواند بطور تحلیلی راجع به آن فکر کند و احتمال قابل اطمینان بودن یا تحریف شدگی آن را تشخیص دهد. افراد زودباور اغلب فاقد سواد تحلیلی هستند. انواع و اقسام رسانه ها اغلب برای واقعی جلوه دادن نظرات خود از بیسوادی تحلیلی سوء استفاده می کنند. 




سواد فرهنگی

هرکس به نوعی به یک فرهنگ تعلق دارد. بیسوادی فرهنگی عبارتست از عدم آشنایی با فرهنگ خود. این اغلب زمانی نمود می یابد که ضرب المثل های رایج اشتباه درک می شوند یا ارجاع به فرهنگ عامیانه و فولکلور اصلاً درک نمی شود. همه ما نسبت به فرهنگ های دیگر بیسواد فرهنگی هستیم، افرادی که نسبت به فرهنگ خود هم بیسواد هستند، زمانی که در محیط فرهنگی خودشان قرار می گیرند، احساس ناراحتی و ناآشنایی می کنند. 




سواد بوم شناختی

هرچقدر هم خودمان را از دنیای طبیعی دور کنیم، هنوز هم به منابع زمین وابسته ایم. کمک به حفظ منابع زمین به حفظ نحوه زندگی خودمان کمک می کند. بیسوادی بوم شناختی (اکولوژیک) عدم درک این موضوع و اعتقاد به عدم وابستگی به زمین است. افرادی که از لحاظ بوم شناختی بیسوادند، برای تفریح به محیط زیست خود آسیب می زنند و جملاتی اینچنین می گویند: "زمین می تواند ظرفیت انسان های بسیار زیادی داشته باشد" و "کنترل جمعیت ضروری نیست" و بازیافت وقت تلف کردن است".




سواد عاطفی

افرادی که از لحاظ عاطفی بیسوادند نمی توانند به درستی عواطف خود و دیگران را درک کنند. آنها اغلب بخاطر عصبانیت یا استرس رفتارهای غلطی نشان می دهند و نمی توانند رفتارهای تخریبی را درست تشخیص دهند و آنها را متوقف کنند. آنها در تعبیر عواطف دیگران ناتوان هستند و خندیدن یا گریه کردن را تلاش های عمدی برای آزار دادن دیگران می دانند. این افراد نمی توانند احساسات خود را ابراز کنند و در بعضی از موقعیت ها واکنش های عجیب یا نادرست نشان می دهند.

سواد مالی

افرادی که به هنگام صحبت از امور مالی و بودجه احساس گیجی می کنند از درجه ای از بیسوادی مالی رنج می برند. این افراد کسانی هستند که اغلب ولخرجی می کنند و برای مثال پول یک هفته خود را خرج یک بازی ویدئویی می کنند، در حالیکه قبض های آب و برقشان پرداخت نشده اند و برای سختی های آینده پول پس انداز نمی کنند. 




سواد کارکردی

برآوردها نشان می دهند که حدود 20 درصد از بزرگسالان از لحاظ کارکردی بیسواد هستند. این یعنی آنها می توانند بخوانند و بشنوند و معنای کلمات را بفهمند، ولی نمی توانند معنای یک جمله را در کل به درستی درک کنند و از این عدم ادراک خود آگاه نیستند. 




سواد سلامتی

سواد سلامتی به توانایی درک واقعیت های ابتدائی در مورد سلامتی و بهداشت گفته می شود و افرادی که سواد سلامتی ندارند، نمی توانند تصمیمات درستی در مورد سلامتی خود بگیرند. در کشورهای توسعه یافته حدود 10 درصد از بزرگسالان از لحاظ سلامتی و بهداشت بیسوادند. این افراد علیرغم وجود حجم عظیمی از شواهد و مدارک، ادعاهای مخالف را باور می کنند و در نتیجه تغییرات خطرناکی در نحوه زندگی خود ایجاد می کنند. متأسفانه این بر فرزندان آنها هم تأثیر سوئی می گذارد.




سواد اطلاعاتی

سواد اطلاعاتی، توانایی درک آن است که دانش یا درک خود انسان چه زمانی به مرزهای خود رسیده است. بیسواد اطلاعاتی کسی است که علیرغم آنکه ثابت شده که حرفش نادرست است، ولی به بحث کردن ادامه می دهد یا کسی که وقتی با اتاقی پر از کارشناس درباره موضوعی حرف می زند، با آنکه اطلاعاتی کمی درباره آن موضوع دارد، ولی با بحث کردن از خودش احمقی می سازد. افراد بیسواد اطلاعاتی نمی توانند نقایص ذهنی خود را ببینند. گفته می شود که انسانی که تحصیلات درستی دریافت کرده است از مرزهای دانش خود آگاه است و متأسفانه بیش از 60 درصد بزرگسالان تا حدودی بیسواد اطلاعاتی هستند.




سواد رسانه ای

ما به بسیاری از رسانه ها اتکا می کنیم تا اطلاعات مفیدی درباره دنیای بزرگ به ما بدهند. متأسفانه بسیاری از شرکت های رسانه ای برای افزایش سود خود یا باقی ماندن در این صنعت، موقعیت ها را حساس می کنند تا مخاطب بیشتری جذب کنند. در نتیجه، بیشتر آنچه می شنویم کمی تحریف شده است. بیسوادی رسانه ای که نوع خاصی از سواد تحلیلی است باعث می شود که مردم همه آنچه در رسانه ها می شوند را واقعیت تعبیر کنند. جملاتی همچون "تو تلویزیون دیدم، حتماً درسته!" یا "اخبار هیچ وقت دروغ نمیگه!" نشانه هایی از بیسوادی رسانه ای هستند. 




سواد سلامتی روانی

بیسوادی سلامتی روانی نوعی از بیسوادی سلامتی است. این نوع بیسوادی یک ناآگاهی یا سوءتفاهم درباره اختلال های روانی است و باعث می شود که شناسایی یا درمان مشکلات دشوار شود. برای مثال شوهری که صحبت از خودکشی همسرش را بی معنا تعبیر می کند یا مادری که فکر می کند اختلال خوراکی پسرش صرفاً فازی گذراست. تصویرسازی غلط و منفی رسانه ها از اختلال های روانی و عدم مراقبت روانپزشکی باعث شیوع این بیسوادی شده است.


سواد عددی

بگذارید بیسوادی عددی را شرح دهیم. بیسوادی عددی یا بیسوادی در حساب ابتدائی، نداشتن مهارت های ابتدائی در حساب برای زندگی روزمره است. عملیات های ساده ای همچون محاسبه 50 درصد تخفیف قیمت، برای افراد بیسواد عددی بسیار دشوار است. با آنکه این بیسوادی خیلی نادر است، ولی بیش از نیمی از بزرگسالان از انواع ملایمی از بیسوادی عددی رنج می برند. 




سواد نژادی

سواد نژادی به توانایی درک مسائل مربوط به نژاد و نژادپرستی گفته می شود. دانشجویی که ادعا می کند استادش عمداً او را به خاطر سیاه بودن مردود کرده است از بیسوادی نژادی رنج می برد. افرادی که باورهای غلطی درباره نژادها دارند هم از بیسوادی نژادی رنج می برند. دیدگاه های کلیشه ای آسیب رسان همچون "همه آسیایی ها باهوشند" یا "همه سفیدپوستان ثروتمندند" نمونه هایی از پیش داوری و جهل و بیش از همه بیسوادی نژادی هستند. 




سواد خواندن و نوشتن

این همان چیزی است که وقتی مردم کلمه "سواد" را می شنوند به آن فکر می کنند. این نوع سواد توانایی درک یا تولید اطلاعات کتبی است. درجات مختلفی از سواد وجود دارد، مانند درک حروف به تنهایی، نه کل کلمات، درک چند کلمه ولی نه کل جمله و یا عدم درک هیچ حرف یا کلمه ای. از طریق تحصیلات و آموزش همگانی، بیسوادی جهانی در 50 سال گذشته به نصف رسیده است. این یعنی افرادی که در فقیرترین کشورها زندگی می کنند از زندگی بهتری بهره مندند زیرا می توانند نوشته های داروها را بخوانند یا از نوشیدن آبهایی که "سمی" نشانه گذاری شده اند، خودداری کنند.


سواد علمی

علم چهارچوبی است که از همه حقایقی که بر بشر آشکار شده تشکیل شده است. علم خود-تصحیح است و منتهی درجه دانش در هر نقطه ای از زمان را منعکس می کند. متأسفانه 75 درصد از بزرگسالان از لحاظ علمی بیسوادند. این افراد جملاتی اینچنین می گویند "افرادی که اتومبیل های گران می رانند بیشتر عمر می کنند، پس اگر اتومبیل خوبی بخرم بیشتر عمر می کنم".


سواد آماری

افرادی که از لحاظ آماری بیسوادند حس می کنند اگر اعداد یا داده ها از ایده خاصی حمایت کنند، آنگاه آن ایده ارزش دارد. این نوع بیسوادی بسیار به بیسوادی عددی و تحلیلی نزدیک است و بیسوادهای آماری برای مثال معنای جمله "10 درصد از مردم به بادام زمینی حساسیت دارند" و "90 درصد از مردم به بادام زمینی حساسیت ندارند" را بطور متفاوتی تعبیر می کنند، در حالیکه هر دوی اینها یک چیز را بیان می کنند. باور اینکه قماربازی در بلندمدت از لحاظ مالی سودبخش است، متأسفانه برای بیسوادهای آماری رایج است.




سواد فناوری

فردی که از لحاظ فناوری بیسواد است نمی تواند استفاده از فناوری های جدید را یاد بگیرد. یادگیری چیزهای جدید به خصوص به عنوان یک بزرگسال شاید آهسته صورت پذیرد، ولی این افراد در مواجعه با اشیای نسبتاً ساده ای همچون دوربین دوچشمی احساس گیجی می کنند، حتی در صورتی که با صبر فراوان صدبار نحوه استفاده از آن برایشان توضیح داده شود. عدم درک یک فناوری به علت کمبود تماس با آن، نرمال است، ولی وقتی با آن در تماس هستید و چند بار استفاده از آن برایتان توضیح داده می شود، اگر آن را درک نکنید بیسواد هستید. این افراد در جوامع مدرن دچار دردسر های زیادی می شوند.


سواد ترانس

یک فرد بیسواد ترانس نمی تواند اطلاعات را از یک نوع رسانه به نوع دیگری منتقل کند. برای مثال، شاید بتواند تصویری را درک کند، ولی در توصیف آن به صورت کتبی دچار مشکل می شود. بیسوادان ترانس نمی توانند از اطلاعاتی که از منابع مختلف در زندگی روزمره بدست می آورند استفاده کنند. در جامعه ای که دائماً در حال تغذیه شدن از سوی انواع و اقسام منابع هستیم، توانایی بکار بردن آنچه می دانیم، مفیدتر و مفیدتر می شود. 




سواد دیداری

سواد دیداری عبارتست از توانایی درک یا پردازش اطلاعات به صورت دیداری. افرادی که سواد دیداری ندارند در خواندن نمودارها و داده های گرافیکی مشکل دارند. نوع خاصی از صدمه مغزی منجر به ناتوانی مادرزادی در درک و شناسایی چهره ها یا بینایی می شود. نوعی از بیسوادی دیداری که همه گاهی تجربه می کنند در کودکان دیده می شود. آنها فکر می کنند وقتی بیسکویت را به دو نیم می کنند بیسکویت بیشتری دارند. یا مثلاً چهار حبه انگور در کنار هم، نشان دهند انگور بیشتری است تا وقتیکه این چهار دانه جدا جدا باشند.

معرفی بهترین مراکز خرید در تهران

هر کدام از این مراکز از نظر تنوع طراحی، قیمت، سلیقه‌های مختلف و از همه مهم‌تر مسیرهای دسترسی جزو بهترین‌ها به شمار می‌روند. براي خريدن پوشاك در تهران تقريبا هيچ انتخاب ديگري نداريم.

برای خرید انواع پوشاک زنانه، مردانه، بچگانه و کیف و کفش مراکز خریدی وجود دارند که در نوع خود بهترین هستند. خرید پوشاک با وجود فروشگاه‌ها و مراکز خریدی که هر روز به تعداد آنها اضافه می‌شود،  کار بسیار ساده‌ای شده اما خیلی از افراد برای انتخاب یک لباس یا کیف و کفش از  فروشگاه‌های نزدیک قانع نمی‌شوند و به مراکز خرید مختلف مراجعه می‌کنند.

   بهترین عرضه مستقیم پوشاک

در خیابان جمهوری مراکز خرید زیادی وجود دارد اما انتخاب این دو مرکز به چند دلیل مهم انجام شده است. تنوع لباس‌ها و قیمت‌ها مهم‌ترین دلیل انتخاب مرکز خرید پلاسکو و شانزه‌لیزه است. نزدیکی آن به فروشگاه‌های زیادی که تنها چند قدم با آنجا  فاصله دارند نیز دلیل دیگر این انتخاب است. در این مراکز خرید، علاوه بر انواع پوشاک می‌توانید کیف و کفش را هم خریداری کنید.

 مرکز خرید پلاسکو جایی برای تمام خانواده‌ها با بودجه‌های متفاوت است. مرکز خرید شانزه‌لیزه علاوه بر داشتن ویژگی‌های ذکر شده محل مناسبی برای انتخاب‌های اقتصادی برای سلیقه‌های گوناگون است. بعضی از فروشگاه‌های این محل، اجناس خود را بدون واسطه و با در نظر گرفتن سود بالا عرضه می‌کنند و این موضوع فرصت خوبی را برای مشتری به وجود می‌آورد.

 کیفیت و قیمت مناسب برای لباس‌های ایرانی

 -  شلوغی زیاد و محدوده طرح ترافیک



   بهترین بازارچه در غرب تهران


وقتی فروشگاه‌های مختلف در این بازارچه در کنار هم فعالیت خود را آغاز کردند هیچ وقت تصور چنین موفقیتی را در ذهن نداشتند. 

این روز‌ها این بازارچه سنتی از تمام مسیرهای غرب تهران هر روزه مشتری‌های زیادی را در خود دارد. در این بازارچه انواع پوشاک، کیف و کفش، لوازم آرایشی و بهداشتی و لوازم منزل در دسترس عموم قرار گرفته است. نکته قابل توجه اما تنوع کالا‌ها چه از نظر سلیقه و طراحی و چه از نظر قیمت است.

بازارچه سنتی ستارخان کاملا شبیه به یک بازار کوچک در غرب تهران است. انواع لباس‌های تولید داخل و صادراتی در فروشگاه‌های این مرکز خرید عرضه می‌شود و این موضوع مهم‌ترین نکته برای تنوع ایجاد شده است. شلوغ‌ترین ساعات این مرکز خرید عصر به بعد است و بهتر است تا جایی که برایتان ممکن است در این ساعات حتی از نزدیکی این بازارچه گذر نکنید.

  تنوع راضی‌کننده برای همه مشتری‌ها

 -  قیمت‌های مختلف برای یک کالا در چند فروشگاه


   بهترین برای همه سلیقه‌ها


خرید از بازار بزرگ همیشه لطف خاص خود را دارد مخصوصا آنکه مرکز خریدهای کوچکی هم زیرمجموعه بازار مشغول فعالیت هستند. اگر از آن دسته افراد هستید که حوصله شلوغی و ترافیک و مخصوصا موتوری‌های این محدوده را دارید می‌توانید این انتخاب را داشته باشید.

بین تمام مراکز خرید کوچک و بزرگ خیابان ۱۵ خرداد، مناسب‌ترین مرکز خرید در این منطقه پاساژ کویتی‌های رضا است. در این مرکز خرید می‌توانید برای سلیقه‌های متفاوت پوشاک مناسبی خریداری کنید. خرید بعضی از اقلام در این پاساژ به صرفه و بعضی دیگر با مناطق دیگر در شهر تفاوتی ندارد.

بیشترین دلیل انتخاب این مرکز خرید متمرکز بودن اکثر نیازهای یک خانواده در یک مکان است. در این مکان علاوه بر پوشاک زنانه، مردانه و بچگانه می‌توانید انواع کیف و کفش را نیز تهیه کنید. همچنین می‌توانید لوازم آرایشی، بهداشتی، زیورآلات و لوازم مخصوص دکوراسیون را در دسترس داشته باشید.

  متمرکز بودن نیازهای خانواده در یک مکان

 -  قیمت‌های برابر با فروشگاه‌های متفرقه



  بهترین برای مارک باز‌ها

میدان ونک یکی از استراتژیک‌ترین میدان‌های پایتخت است. خیلی از تهرانی‌ها روزانه در این میدان به دلایل مختلف تردد دارند. به همین جهت مراکز خرید زیادی مثل آسمان ونک، آینه ونک و مرکز خرید و بازار ونک در این منطقه گرد هم آمده‌اند اما مناسب‌ترین آنها تنها یک پاساژ است.

بهترین مرکز خرید این محدوده از نگاه ما مرکز خرید ونک است. 

در این مرکز خرید علاوه بر نمایندگی چندين برند معتبر داخلی و خارجی فروشگاه‌های متفرقه زیادی وجود دارد که می‌تواند باب میل خیلی از خانواده‌ها باشد. با اینکه این مرکز خرید در منطقه نسبتا گرانی از شهر واقع شده اما جوابگوی خیلی از خانواده‌ها با بودجه‌های مختلف است. مراکز خرید و فروشگاه‌های دیگری هم در نزدیکی این مکان وجود دارد که می‌تواند انتخاب بعدی شما باشد.

   تنوع لباس‌های مارک دار و متفرقه

 -  چند قیمت برای یک کالای مشابه



  بهترین از نظر تنوع محصولات

مرکز خرید بوستان و تیراژه نیز از کامل‌ترین مراکز در محدوده غرب تهران هستند. این دو مکان بهترین‌ها هستند از نظر طراحی و تنوع برای تمام خانواده‌ها با هر سلیقه‌ای که دارند. در مرکز خرید بوستان علاوه بر مراکز اداری و تجاری، بیشتر بانک‌های دولتی و خصوصی و نمایندگی چند شرکت بیمه نیز حضور دارند. اگر از مشتریان دائمی فروشگاه‌های زنجیره‌ای شهروند هستید حتما اطلاع دارید که یکی از شعبه‌های آن هم در چهار راه پونک و قسمتی از مجتمع تجاری بوستان واقع شده است.

مرکز خرید تیراژه نیز بازارچه کوچکی است که تنوع فروشگاه‌های آن تا حد زیادی بالا است و امتیاز بیشتری را نسبت به بوستان می‌گیرد. در این مرکز خرید علاوه بر انتخاب پوشاک می‌توانید انواع لوازم ورزشی، آرایشی و بهداشتی را نیز خریداری کنید. تعدادی از نمایندگی برندهای معتبر نیز در مرکز خرید تیراژه شعبه دارند. در این دو مرکز خرید فضایی هم برای تفریح خانواده‌ها و کودکان در نظر گرفته شده است.

  تنوع محصولات و فاصله نزدیک مرکز خرید‌ها

  قیمت‌های نامناسب برای برخی کالا‌ها



  بهترین و اقتصادی‌ترین مرکز خرید در شمال شهر


شمال شهر مرکز خریدهای لوکسی دارد که حتی وارد شدن به آنها برای همه مقدور نیست. یکی از این نمونه‌ها مرکز خرید مدرن الهیه است که قیمت‌های نجومی پوشاک در فروشگاه‌های آن تنها مناسب افراد خاصی از جامعه است اما درست در مقابل این محل مرکز خرید قائم است که مناسب‌ترین محل برای خرید تمام اقشار است.

با هر سلیقه و بودجه‌ای که داشته باشید دست خالی از این مرکز خرید بیرون نمی‌روید. اگر نبودن جای پارک مناسب و شلوغی میدان تجریش را نادیده بگیرید، می‌توانید برای تمام اعضای خانواده در هر سنی بهترین خرید را داشته باشید.

مناسب‌ترین لباس‌های بچگانه را می‌توانید در فروشگاه‌های این مرکز و خیابان‌های اطراف آن انتخاب کنید. نزدیکی مرکز خرید به بازار تجریش هم یکی دیگر از محاسن این محل است.

  قیمت‌های بسیار مناسب نسبت به منطقه

  -  محدودیت در انتخاب سایز



   بهترین رقیب برای بازار بزرگ

بازار دوم نازی‌آباد یک رقیب جدی برای بازار بزرگ در جنوب تهران است. این خیابان هم مانند بازار همیشه شلوغ و پر رفت و آمد است. خیلی‌ها مراکز خرید این منطقه را با مراکز خرید شمال شهر یکسان می‌دانند و در بیشتر مواقع از نظر طراحی و کیفیت لباس‌ها این موضوع واقعیت دارد.

در اینجا هم مثل بازار بزرگ مراکز خرید کوچک و بزرگ و فروشگاه‌های زیادی فعالیت دارند که می‌توانند برای هر سلیقه پاسخگو باشند. مخصوصا اینکه قیمت بعضی از پوشاک در این منطقه دست کمی از بازار ندارد.

اینجا یک بورس تمام عیار برای انواع پوشاک زنانه، مردانه و بچگانه است. از زمان نوزادی و کوچک‌ترین سایز تا لباس و کفش‌های سایز بزرگ در بازار دوم نازی‌آباد در دسترس عموم قرار دارد. دسترسی به بازار دوم نازی آباد تنها برای جنوب شهر نیست و با استفاده از خط یک مترو می‌توان به سادگی از هر جای تهران به آنجا رسید.

  قیمت مناسب و تنوع محصولات

  -  کیفیت پایین کیف و کفش‌ها