شوهر، جوانش بهتر است یا جا افتاده‌اش؟!

در ازدواج مردی که از همسر آینده‌اش کوچک‌تر است، حرف و حدیث‌های بسیاری گفته می‌شود. بزرگ‌تر بودن زن در زندگی مشترک، نه تنها در فرهنگ ما یک تابو تلقی می‌شود، بلکه از نظر اغلب روانشناسان و مشاوران خانواده هم قابل پذیرش نیست. روانشناسان معتقدند، کوچک‌تر بودن مرد خانواده، در هر دوره‌ای از ازدواج، مشکلات مربوط به خودش را به همراه می‌آورد. در دهه سوم و چهارم زندگی، مردانی که از همسرشان کوچک‌ترند، ناپخته به نظر می‌رسند و نمی‌توانند عنان زندگی‌شان را به دست گیرند و در دهه‌های بعدی زندگی، این مردان از همسرشان سبقت می‌گیرند و همسری که به‌خاطر تغییرات هورمونی و شرایط بدنی‌اش به سراشیبی نزدیک شده را جا می‌گذارند. اگر شما هم برای انتخاب مردی که از شما کوچک‌تر است، مردد مانده‌اید، ادامه این مطلب را بخوانید. گرچه بقا یا شکست رابطه شما، به سن فعلی، میزان اختلاف سنی و شرایط خانوادگی و روانی هر دوی شما وابسته است اما تجربه زن و شوهرهای دیگر نشان داده است در اغلب این ازدواج‌ها، مشکلات گفته شده این همسران را آزار می‌دهند.

گاهی حوصله تان را سر می برد

تفاوت سنی زیاد آن هم در شرایطی که زن از مرد بزرگ‌تر باشد، آرام آرام فاصله میان شما را بیشتر می‌کند. ممکن است شمایی که چند سال از شوهرتان بزرگ‌تر هستید، گاهی تحمل خامی و بی‌تجربگی‌اش را نداشته باشید و از اینکه در مورد برخی از مسائل زندگی به اندازه شما نمی‌داند و به سرعت شما برخی چیزها را یاد نمی‌گیرد، آزرده شوید. این مشکل به ویژه در سال‌هایی که همسر شما 02 تا 03 سالگی‌اش را می‌گذراند، آزاردهنده‌تر خواهد بود زيرا شما بسیاری از دغدغه‌ها و تفکراتی که او در این سال‌ها با آن سر و کله می‌زند را قبلا گذرانده‌اید و اینکه او با مسائلی دست به گریبان است که شما از آنها عبور کرده‌اید، گاهی ناامیدتان خواهد کرد. بعد از مدتی ممکن است شما حوصله نداشته باشید که شاهد بزرگ شدن او باشید یا آزمون و خطایش برای به دست آوردن شغل، جایگاه اجتماعی، حل مشکلات شخصی و ارتباطی‌اش را نتوانید تحمل کنید.

فراموش نکنید اعتماد به نفس و مهارت‌هایی که آنها را ساده و عادی تلقی می‌کنید، در طول سال‌ها تجربه، آزمون و خطا به دست آمده‌اند و شاید دیدن تقلاهای فرد دیگری برای رسیدن به جایگاه فعلی شما، بعد از مدتی خسته کننده و کسالت آور شود.

او را کنترل می کنید

اختلاف سنی برای شما قدرتی را به همراه می‌آورد که توازن رابطه شما را برهم می‌زند. بزرگ‌تر بودن اگر با نشانه‌هایی که به آن اشاره کردیم همراه شود، اقتداری به شما می‌دهد که خواسته یا ناخواسته از آن استفاده می‌کنید، با کمک آن به مرور به همسری کنترلگر تبدیل می‌شوید و مدام برای همسرتان تعیین و تکلیف می‌کنید. بخشی از این اقتدار از تصور ذهنی شما ناشی می‌شود و بخشی از آن را هم همسرتان به شما هدیه می‌کند. همسری که از شما کوچک‌تر است، گاهی اعتماد به نفسش را از دست می‌دهد و احساس می‌کند که برای انجام هر کاری باید از شما کسب تکلیف کند.

برایش مادری می کنید

زمانی که چند سال یا چند دهه با همسرتان اختلاف سنی دارید، همیشه به یاد نخواهید داشت که شما «یک همسر» هستید، نه بیشتر و نه کمتر. چه بخواهید و چه نخواهید این تفاوت شما را به سمت مادری، پند و اندرز دادن یا مراقبت‌های بی‌دلیلی که گاهی آزار دهنده می‌شوند سوق می‌دهد. دلیل این اتفاق هم ساده است. شما اشتباهاتی که او امروز مرتکب می‌شود را قبلا انجام داده‌اید و نمی‌توانید بپذیرید که یک نفر به‌خاطر بی‌خبری از راه‌حل‌های ساده، راه خود را طولانی کند یا راه اشتباهی را انتخاب کند. مادری شما نه تنها به مرور از او فردی ناتوان و نابالغ می‌سازد، بلکه زمینه شورشی علیه شما در آینده را فراهم می‌کند. درست مثل بچه‌ای که روزی از امر و نهی مادرش خسته می‌شود و به دنبال استقلال می‌گردد، همسر شما هم روزی از رفتارهای رئیس مآبانه یا حمایت بیش از حدتان خسته می‌شود و برای پاره کردن تمام این قید و بندها تلاش می‌کند.

چنین روابطی معمولا با احساس شکست و سرخوردگی برای فرد بزرگ‌تر و با احساس طرد شدگی برای فرد کوچک‌تر خاتمه می‌یابد.

او را بی عرضه می بینید

شما راه خود را رفته‌اید، فرصت شغلی دلخواه‌تان را پیدا کرده‌اید و می‌دانید که امروز باید با زندگی‌تان چه کنید اما او تازه اول راه است. احتمالا خواستگار کم سن و سال شما، هنوز در دنیای رؤیاهایش زندگی می‌کند و تا رسیدن به ثبات شما، به زمان زیاد و تجربه شکست‌های بسیار نیاز دارد. اغلب کسانی که از همسرشان بزرگ‌تر هستند، ثبات مالی بهتری دارند و به همین دلیل، در رابطه‌شان احساس قدرتمندتر بودن می‌کنند. همین موضوع کوچک و به‌ظاهر بی‌اهمیت، ممکن است در شما احساس انزجار ایجاد کند و باعث شود، همسرتان را به این دلیل که درآمد کمتر و شرایط اقتصادی پایین‌تری نسبت به شما دارد، بی‌عرضه بدانید. شاید هم نخواهید به این مشکل اجازه دهید که عشق شما را ویران کند و به همین دلیل، به‌خاطر اینکه احساسات او را جریحه دار نکنید، از توقعات خود صرف نظر كرده تا غرور او را حفظ کنید.

بعد از مدتی خواهید دید زندگی فعلی شما هیچ شباهتی به آنچه پیش از ازدواج تصور می‌کرده‌اید ندارد و از اینکه تمام بار این رابطه بر دوش شماست، خسته خواهید شد.

از علایقتان دست می کشید

اگر همسرتان از شما کوچک‌تر باشد، ممکن است به‌خاطر اینکه تفاوت‌های میان شما کمتر به نظر برسد، از بخش‌هایی از زندگی‌تان دست بکشید. شاید گمان کنید برخی علایق شما برای او جالب نیستند و به همین دلیل آنها را کنار بگذارید و به کارهایی رو بیاورید که او به انجام‌شان عادت دارد. شما ممکن است از علایق گروه سنی خود فاصله بگیرید و به جای معاشرت با دوستان هم سن و سال‌تان، با گروه دوستی او رابطه بیشتری برقرار کنید و مثل آنها رفتار کنید تا جوان‌تر به نظر برسید. این موضوع کم کم به ظاهر شما هم سرایت پیدا می‌کند و از سبک پوشش گرفته تا جنس تفریحات‌تان را متحول می‌کند؛ تحولی که شاید در آغاز عادی به نظر برسد اما بعد از مدتی شما را از خود واقعی‌تان دور می‌کند و آزار دهنده به نظر می‌رسد.

بودن در کنار کسانی که از شما جوان‌تر و پرانرژی‌تر هستند، در آغاز ممکن است هیجان انگیز باشد اما یادتان نرود آدم‌ها بعد از مدتی زندگی هیجان‌انگیز، باز هم می‌خواهند به روزهای قبلی‌شان برگردند و با عادت‌هایشان زندگی کنند.

به خودتان شک می‌کنید
بودن در کنار مردی که سال‌ها از شما جوان‌تر است و در اوج آمادگی جسمانی به سر می‌برد، شما را نسبت به خودتان دچار تردید خواهد کرد. چیزی نخواهد گذشت شما خودتان را با زنان هم سن و کوچک‌تر از او مقایسه کرده و با دیدن هر چروک یا افتادگی کوچک در صورت‌تان، از دست دادن تناسب اندام یا پیدا شدن گاه و بی‌گاه یک تار موی سفید در سرتان، نسبت به تناسب میان خود و او تردید کنید. شک شما نسبت به خودتان و تناسب این رابطه، به مرور شما را نسبت به او بی‌اعتماد خواهد کرد و حضور او در اجتماع و در کنار زنان جوان‌تر، از نظر شما یک تهدید تلقی خواهد شد. شاید در زمانی که به او «بله» می‌گویید، نسبت به فردی که قرار است زیر یک سقف با شما زندگی کند اعتماد کامل داشته باشید، اما اگر اعتماد به خود را از دست دهید، آرام آرام به کوچک‌ترین رفتاری که همسرتان انجام می‌دهد حساس می‌شوید و با بی‌اعتمادی زندگی را برای خودتان و او سخت می‌کنید.

چون دختر‌ها از لحاظ جسمی و عقلی زود‌تر بالغ می‌شوند، از معکوس بودن اختلاف سنی ازدواج لطمه زیادی می‌بینند. زمانی که خانم‌ها به سن یائسگی نزدیک می‌شوند، این تفاوت سنی خودش را بیشتر نشان می‌دهد و به چشم هر دو طرف دردسرساز می‌شود.

تصمیم‌تان را بگیرید

اگر با وجود خواندن این متن، هنوز هم گمان می‌کنید برای ازدواج با خواستگاری که از شما کوچک‌تر است مصمم هستید، به این سؤالات جواب دهید. در صورتی که پاسخ شما به 4 سؤال از این 7 سؤال منفی باشد، نباید انتظار موفقیت از این رابطه را داشته باشید. اما قبل از خواندن سؤالات صادق باشید و فراموش نکنید این، یکی از مهم‌ترین تصمیمات زندگی شماست.

  برای او احترام قائل هستید؟

  به او افتخار می‌کنید؟

  به او اعتماد دارید؟

  از او می‌آموزید؟

  خانواده و اطرافیان‌تان به این ارتباط احترام می‌گذارند؟

  از تفریحات و معاشرت‌هایش لذت می‌برید؟

  تصمیمات و روش زندگی‌اش را عاقلانه می‌پندارید؟

همه راه های دریافت وام قرض الحسنه

وام قرض الحسنه یکی از پردرخواست ترین تسهیلات بانکی است. بانک های کشور موظف هستند بخشی از منابعشان را هر سال به پرداخت تسهیلات قرض الحسنه اختصاص دهند. در طول سال های اخیر تقاضا برای دریافت انواع این تسهیلات زیاد شده و در چهار ماهه پایان سال منابع بانک ها ته می کشد.

 عمده متقاضیان این وام از قشرهای فقیر و متوسط جامعه یا جوانان دم بخت هستند و دولت سعی می کند از بخش های مختلف اعتبار لازم را فراهم کند اما وام قرض الحسنه چیست. چند نوع وام قرض الحسنه وجود دارد و با چه شرایطی می توان از این تسهیلات استفاده کرد. 

اینها سوالاتی است که در گزارش امروز می خواهیم به آن جواب دهیم. اما قبل از پرداختن به این سوال ها دو خبر مهم در حوزه وام های قرض الحسنه را تحلیل می کنیم. خبر اول مربوط به تجمیع صندوق های قرض الحسنه است و خبر دوم افزایش سقف پرداخت وام قرض الحسنه. 

تجمیع صندوق های قرض الحسنه در بانک ها خیلی از کسانی را که به این صندوق ها برای دریافت وام دل بسته بودند نگران کرده است. آنها مدت ها برای دریافت یک وام قرض الحسنه در نوبت بوده اند و حالا با اعلام این خبر باید از اول همه مراحل را طی کنند.

معنای تجمیع صندوق های قرض الحسنه برای ما

همه صندوق های قرض الحسنه که بیش از یک شعبه دارند تا یکشنبه آینده فرصت دارند تا در یک بانک قرض الحسنه تجمیع و سهامدار شوند. در غیر اینصورت از فعالیت آنها جلوگیری می شود و مسئولیت مشکلات بعدی برعهده هیات مدیره این صندوق ها خواهد بود. این برای کسانی که با هزار امید و آرزو درخواست وام به این صندوق ها داده اند و ماه هاست که در نوبت هستند چه معنی دارد.

 آیا باید شانسشان را در جایی دیگر امتحان کنند یا اینکه همچنان منتظر بمانند. هر چند بانک مرکزی و خود این صندوق ها قول داده اند که پس از ادغام در بانک های قرض الحسنه اولویت هایی برای این دسته افراد در نظر می گیرند اما پیشنهاد ما این است که اگر پولی به عنوان سپرده یا باز کردن حساب در این صندوق ها دارید آن را برداشت کنید و برای دریافت وام قرض الحسنه به یکی از بانک های قرض الحسنه بروید.

 قبل از اینکه بخواهید این کار را انجام دهید مطمئن شوید صندوق مورد نظر شما بیش از یک شعبه دارد چون براساس قانون صندوق های تک شعبه ای مشکل مجوز ندارند و می توانند همچنان به کارشان ادامه دهند.



افزایش سقف وام قرض الحسنه


خبر مهم دیگر اینکه روز گذشته شورای پول و اعتبار تصویب کرد از این پس سقف پرداخت وام های قرض الحسنه 15 میلیون تومان باشد. تا قبل از این هیچ بانکی حتی با وجود در اختیار داشتن منابع کافی نمی توانست بیشتر از 10 میلیون تومان وام قرض الحسنه بدهد. با افزایش سقف مشکل دو گروه حل می شود گروه اول متقاضیان وام کارآفرینی و خود اشتغالی هستند و گروه دوم کسانی که با معرفی سپرده گذاران قرض الحسنه به بانک ها معرفی می شدند. شورای پول و اعتبار هر چند سقف وام قرض الحسنه را از 10 به 15 میلیون تومان افزایش داده اما در این مصوبه تاکید کرده بانک ها برای پرداخت این وام فقط یک نفر ضامن از متقاضی درخواست کنند که این هم یک اقدام مثبت تلقی می شود.

 شاید برخی ها اعتراض کنند که بانک ها با توجه به کمبود منابع نمی توانند بیش از 5 تا 10 میلیون تومان وام قرض الحسنه پرداخت کنند پس این مصوبه چه تاثیری می تواند داشته باشد. در ادامه این گزارش راه های دریافت وام های قرض الحسنه بالای 10 میلیون تومان را هم معرفی خواهیم کرد.



وام قرض الحسنه چیست؟

تسهیلات قرض الحسنه مشخصا به وام هایی گفته می شود که بانک ها با صندوق های مالی بدون دریافت سود به متقاضیان پرداخت می کنند و آن را در اقساط بلند مدت دریافت می کنند. 

مهمترین ویژگی این تسهیلات نداشتن سود و قسطی بودن آن است و همین ویژگی باعث شده متقاضیان دریافت آن روز به روز افزایش پیدا کنند. وام ازدواج، وام اشتغال، وام های ضروری و ... در زمره این تسهیلات هستند اما شرایط و مدارک لازم برای دریافت هر کدام از این نوع وام ها فرق می کند.



تسهیلات از محل حساب جاری پس انداز


در قالب طرحی که از سوی بانک قرض الحسنه مهر امام رضا (ع) به اجرا در آمده اشخاص حقیقی و حقوقی با باز کردن حساب های ویژه می توانند از این بانک تا سقف 15 میلیون تومان برای نزدیکان یا کارکنان خود تسهیلات قرض الحسنه بگیرند. بر این اساس آنها می توانند با سپرده گذاری حداقل 50 میلیون تومان در این بانک و با گذشت شش ماه به میزان سپرده خود افرادی را برای دریافت تسهیلات معرفی کنند. 

مثلا شرکتی با باز کردن یک حساب 100 میلیون تومانی می تواند 15 نفر از کارکنانش را به این بانک معرفی کند که هر کدام تا سقف 15 میلیون تومان تسهیلات دریافت کنند. افزایش سقف تسهیلات این گروه را بیشتر از دیگر متقاضیان خوشحال می کند و مهمترین روش دریافت تسهیلات قرض الحسنه با رقم بالا هم همین است.

شرایط لازم: متقاضیان دریافت وام قرض الحسنه از این روش، باید از طرف صاحب حساب ویژه به بانک معرفی شوند. 50 درصد تسهیلات از محل حساب و 50 درصد هم از طریق بانک تامین می شود. آنها فقط کافی است مدارکشان کامل باشدو از سوی صاحب حساب تایید شوند. در این صورت نیازی به معرفی ضامن ندارند.



تسهیلات ازدواج، اشتغال و ...


دسته دوم وام های قرض الحسنه نیازهای قشر جوان را بیشتر پوشش می دهد. شناخته شده ترین آن وام ازدواج است. وام اشتغال هم شرایطی مشابه دارد. منابع بانکی برای پرداخت این تسهیلات در سال گذشته ته کشید اما پرداخت آن مجددا شروع شده است. این وام ها با کارمزد چهار درصد و در اقساط بلند مدت پرداخت می شود. مبلغ آن در حال حاضر سه میلیون تومان است و فعلا هم خبری از افزایش نیست.

شرایط لازم: برای دریافت وام ازدواج، داشتن شرایط عمومی و ارائه مدارک مربوط به ثبت ازدواج کافی است. البته قبل از آن باید از طریق سامانه ثبت نام ازدواج بانک مرکزی ثبت نام کنید و منتظر معرفی شعبه بانک مورد نظرتان باشید. معرفی یک ضامن معتبر برای هر یک از زوجین هم الزامی است. برای دریافت وام اشتغال هم باید علاوه بر مدارک معتبر شناسایی خلاصه ای از طرح مورد نظرتان را ارائه دهید. قبل از اقدام از طریق سامانه مخصوص ثبت کنید و در صورت تایید و معرفی بانک یک نفر ضامن معتبر معرفی کنید.



قرض الحسنه ضروری


وام قرض الحسنه ضروری در اعتبارات بانک ها هر سال ردیف جداگانه دارد. خیلی ها فکر می کنند منظور از این تسهیلات همان وام های خرید لوازم خانگی یا خودرو است. برای دریافت این وام شما باید به بانک مراجعه کنید. یکی از نهادها از جمله استانداردی، شورای شهر، کمیته امداد باید به شما معرفی نامه داده باشند. در این صورت درخواست شما ثبت می شود. مبلغ این وام بین یک تا سه میلیون تومان است. در همه بانک های دولتی و خصوصی هم قابل پرداخت است.

شرایط لازم:
 اگر به بانکی برای دریافت این وام مراجعه کردید و از شما خواستند اول سپرده گذاری کنید می توانید شکایت کنید. در صورتی که از طرف یک نهاد به بانک معرفی شده باشید حتی اگر در آن بانک حساب هم نداشته باشید باید این تسهیلات در قالب قرض الحسنه و در اقساط بلندمدت به شما پرداخت شود. مدارک شناسایی معتبر به همراه معرفی نامه و معرفی یک نفر ضامن کارهایی است که باید انجام دهید.



دریافت وام از صندوق ها و بانک های قرض الحسنه


در حال حاضر بانک قرض الحسنه مهر امام رضا (ع) و رسالت برای پرداخت این تسهیلات راه اندازی شده اند. متقاضیان می توانند با مراجعه به شعبه های این دو بانک خصوصا بانک رسالت درخواست دریافت یکی از انواع قرض الحسنه عادی یا ویژه را ثبت کنند. وام گیرندگان از این بانک ها علاوه بر اصل سالیانه دو درصد به عنوان کارمزد پرداخت خواهند کرد.

شرایط لازم: دفترچه حساب پس انداز (با میانگین مانده حساب مناسب)، تکمیل فرم تقاضا. اصل و کپی صفحه اول شناسنامه وام گیرنده و ضامنین. اصل و کپی کارت ملی. ضامن یا ضامنین مورد تایید شعبه و اصل و کپی فیش حقوقی یا سنوات شغلی وام گیرنده یا ضامنین، مدارک و شرایطی است که باید برای دریافت این وام ارائه دهید.



صندوق های تک شعبه


تقریبا در هر محله ای صندوق هایی به عنوان قرض الحسنه فعالیت می کنند. اگر این صندوق ها فقط یک شعبه داشته باشند می توانند تسهیلات قرض الحسنه پرداخت کنند. شما نباید برای دریافت این تسهیلات سپرده گذاری کنید اما معمولا مبلغی بین 250 تا 500 هزار تومان از متقاضی به مدت سه ماه دریافت می شود. میزان تسهیلات پرداختی هم بستگی به نر مسئولین صندوق دارد اما معمولا یک تا سه میلیون تومان است.

شرایط لازم: معرفی نامه از طرف معتمدین یا امام جماعت محله، ارائه مدارک شناسایی معتبر و معرفی یک ضامن معتبر از متقاضیان دریافت وام از این صندوق ها درخواست می شود.

از موی افراد، به راز درونشان پی ببرید

انگار شناختن آدم‌ها کار سختی هم نیست. از نوع کفشی که می‌پوشند بگیرید تا شیوه راه رفتن و ایستادنشان، همگی می‌توانند ویژگی‌های شخصیتی‌شان را آشکار کنند. محققان می‌گویند، حتی ویژگی‌های ظاهری که خود افراد در داشتنشان دستی ندارند، از قبیل نوع و جنس مو هم می‌تواند در این زمینه راهگشا باشد. آنها معتقدند با نگاه کردن به جنس موی افراد و حتی رنگ طبیعی مویشان و مدلی که خودشان انتخاب کرده‌اند، می‌توانید ریز و درشت شخصیت‌شان را آشکار کنید. از نظر پژوهشگران، موهای آدم‌ها می‌تواند نگاهی که به خود و دیگران دارند را آشکار کند. پس قبل از قضاوت در مورد هر کسی، به موهایش نگاه کنید.

1. موهای فرفری

کسانی كه داراي اينگونه موها هستند، افرادي خلاق و روشنفکری‌اند که زیاد به قضاوت‌های دیگران اهمیتی نمی‌دهند و به سبک خودشان زندگی می‌کنند. این افراد برنامه‌های بلندپروازانه‌ای برای زندگی‌شان دارند و گمان می‌کنند موهایشان برگ برنده‌ای برای جلب توجه دیگران هستند. البته گاهی کسانی که چنین شخصیتی دارند، به‌طور طبیعی موهای فر ندارند و به دليل آنکه ظاهرشان را با شخصیت درونی‌شان هماهنگ کنند، موهای خود را فر می‌کنند.

2. موی چتری

این دسته از افراد دوست دارند توجه را به خود جلب کنند. مهم نیست موهای آنها بلند است یا کوتاه، اندازه موها هرچه که باشد، چتری کردن جلوی مو می‌تواند توجه دیگران را به سمت آنها هدایت کند، زيرا افراد خواسته یا ناخواسته با نگاه کردن به آنها به چشم‌هایشان خیره می‌شوند و برقراری ارتباط چشمی، دریچه‌ای برای شروع یک ارتباط نزدیک‌تر است. این آدم‌ها به زیبایی طبیعی معتقدند و از آشنایی با آدم‌های تازه خوشحال می‌شوند. البته آنها این نظر را در مورد کسانی می‌دهند که چتری‌های صاف دارند، نه کسانی که به‌خاطر مدل موی کوتاهشان مجبورند موهای خود را در پیشانی بریزند.

3. کچل‌های مرتب

مردهایی که بیش از حد به موهایشان می‌رسند و در کنار موهای آراسته‌شان، کفش و لباسی آراسته هم دارند، می‌خواهند موقعیت و پایگاه اجتماعی‌شان را به رخ دیگران بکشند یا به خاطر شغلشان فخر بفروشند. بررسی‌ها نشان می‌دهد، مردهایی که کم‌مو یا نیمه طاس هستند اما معدود تارهای باقیمانده روی سر خود را با دقت و وسواس شانه می‌زنند، آدم‌های خودخواهی هستند که به نگاه دیگران در مورد خودشان اهمیت زیادی می‌دهند. البته آنها این نظر را در مورد کسانی می‌دهند که به شکل افراطی به موهایشان می‌رسند، نه کسانی که تنها می‌خواهند آراسته و تمیز باشند.

4.  موی کوتاه

محققان می‌گویند صاحبان موهای کوتاه، آدم‌های محافظه‌کاری هستند که می‌توانند خودشان را با محیط اطرافشان تطبیق دهند. البته آنها معتقدند موهای بیش از حد کوتاه می‌تواند تمایل افراد به ورزش کردن یا کارهای نظامی را نشان دهد یا از بیماری فرد خبر دهد. چراکه در این سه گروه، افراد ترجیح می‌دهند موهایی کوتاه داشته باشند. پس اگر فردی با موهای کوتاه را دیدید، اول در شیوه‌ زندگی و شرایطش به دنبال دلیل انتخاب این مدل بگردید و بعد برچسب محافظه‌کار بودن را روی او بچسبانید.

5. موهای خاکستری

از نظر پژوهشگران نه تنها مدل‌های مختلف مو، بلکه رنگ مو هم می‌تواند شخصیت افراد را پیش‌بینی کند و به ما در برقراری رابطه با آنها کمک کند. تحقیقات دیگری هم می‌گوید زنانی که به‌طور طبیعی، موهایشان به سمت خاکستری شدن می‌رود، خودشان را همانطور که هستند قبول دارند. آنها از شخصیت و شیوه زندگی‌شان راضی‌اند و دوست دارند خود را به همان شکلی که هستند به دیگران نشان دهند. این آدم‌ها روی تصمیمات و رفتارهایشان پرده نمی‌گذارند و از خودسانسوری بي‌زارند.

6. موهای به هم ریخته

آدم‌های بی‌خیالی که به آسانی ناراحت نمی‌شوند و تنش‌های روزمره کمترین اثر را رویشان دارد، چنین موهایی دارند. البته بسیاری از کسانی که موهای به هم ریخته دارند، دوست دارند با مدهای عجیب و غریب روز پیش بروند. درست است که در چشم دیگران ممکن است خنده دار به نظر برسند، اما از طرف دیگر، جذاب و فریبنده هم هستند. از نگاه دیگر، آدم‌های بی‌قیدی که برای هیچ چیز احترام قائل نیستند، معمولا موهایی ژولیده و کثیف دارند و آخرین باری که به ظاهر موهایشان رسید‌ه‌اند را به یاد نمی‌آورند. پژوهشگران می‌گویند، اگر آنها به بیماری یا مشکل خاصی مبتلا نباشند، احتمالا به‌خاطر کاهلی‌شان چنین ظاهری را پیدا می‌کنند. 

7. مجعد

اينگونه افراد دوست دارند همیشه دوست داشتنی به نظر برسند. آنها هم از نظر خودشان و هم از نظر دیگران، افرادي زیبا و بی‌خیالی هستند که بودن در کنارشان سرگرم کننده و جذاب است. موهای مجعد مخصوص آدم‌های مدرن است که دوست دارند بی‌همتا به نظر برسند. صاحبان این موها در یک زمان دوست دارند کنترل همه چیز را به دست بگیرند و در همان زمان از اینکه همه چیز را رها کنند و بی‌خیال آن شوند هم نمی‌ترسند. پس در ارتباط با آنها کمی محتاط‌تر عمل کنید تا قربانی تصمیمات ناگهانی‌شان نشوید.

8. موهای صاف

 موی صاف یعنی جدیت؛ آدم‌هایی که چنین موهایی دارند، در زندگی‌شان یک خط ثابت را انتخاب كرده و از این شاخه به آن شاخه پریدن پرهيز مي‌كنند و يك شاخه را با جدیت ادامه می‌دهند. آنها دوست دارند همان‌طور که هستند به نظر برسند. چنین آدم‌هایی در کارشان هم متخصص هستند و از پس چالش‌های زندگی‌شان به خوبی برمی‌آیند. این آدم‌ها اگر مسئولیتی را قبول کنند، تمام تلاش‌شان را برای انجام دادنش می‌کنند و شما می‌توانید به متعهد بودنشان اطمینان داشته باشید.

9. نیمه مصری(جلو بلند و پشت کوتاه)

اينگونه افراد، آدم‌های ساده و بی‌شیله و پیله‌ای هستند که به نظر دیگران اهمیتی نمی‌دهندو نمی‌گذارند کسی در کارشان دخالت کند. زنانی که این مدل مو را انتخاب می‌کنند، در زندگی سبک و سیاق خود را در پیش می‌گیرند و نمی‌گذارند که وابستگی به دیگران، زندگی‌شان را نابود کند. آنها می‌توانند در زندگی روی خطی که در نظر گرفته‌اند حرکت کنند و با قدرت و استقلال عمل می‌کنند.

10. موهای تیز تیزی (پر مانند)

موهای کوتاهی که این ظاهر را دارند، متعلق به آدم‌های مدرنی هستند که نسبت به زندگی اشتیاق زیادی دارند و سرزنده‌اند. اينگونه افراد، آدم‌ها با اعتماد به نفسی هستند و گاهی با رفتارهایشان دیگران را هیجان زده و متعجب می‌کنند. امروزه زنان زیادی موهایشان را به این شکل آرایش می‌کنند و انگار می‌خواهند از این طریق مدروز بودنشان را نشان دهند.

11. موهای بلند

زنانی که چنین موهای دارند، شخصیتی آرام دارند، مودبند و البته تا حدودی عجیب و غریب به نظر می‌رسند. اما در کنار همه این صفات، آنها آدمهای مطیعی هستند که می‌گذارند دیگران در موردشان تصمیم بگیرند. موی بلند برای زنان در اغلب فرهنگ‌ها نشانه زیبایی است. به همین دلیل محققان می‌گویند زنان بالای 40 سالی که موهایشان را بلند می‌کنند، دوست دارند جوانی از دست رفته‌شان را به دست بیاورند و مثل قبل زیبا به نظر برسند. در واقع آنها می‌خواهند در مقابل پیری ایستادگی کنند.

زنان در روابط چگونه به خودشان ضربه مي​زنند؟

 بعد از اتمام یك ارتباط رمانتیك و نزدیك، همه آدم‌ها احساس قربانی شدن دارند و حتی یك لحظه هم به این فكر نمی‌كنند كه ممكن است خودشان مقصر اصلی از هم پاشیدگی ارتباط‌شان باشند. هرچند زنان در مقایسه با مردان بیشتر سراغ كتاب‌های مربوط به روانشناسی روابط می‌روند اما این زنان هستند كه  دو برابر مردان به جدایی فكر می‌كنند.  بیشترین شكایت زنان این است كه مردان از حل مشكلات زناشویی طفره می‌روند و در مقابل مردان ساكت و آرام همه چیز را تحمل می‌كنند و خودشان را قربانی یك ارتباط ناموفق می‌دانند اما بالاخره در جایی و در لحظه‌ای خاص این مردان هستند كه كاملا غیرمنتطره دست‌های‌شان را به نشانه تسلیم بالا می‌آورند و اینجاست كه حتی بهترین و برازنده‌ترین زن‌ها هم نمی‌توانند مانع تصمیم جدایی باشند كه شریك‌شان گرفته است. اما چرا؟

 وقتی مردان كم می‌آورند

اگر یك خانم جوان هستی و به تازگی از همسرت جدا شده‌ای بهتر است به جای قربانی فرض كردن خودت، كمی‌منطقی در مورد جدایی بین خود و همسرت فكر كنی و برای همین قبل از هر چیز باید با ذهنیت مردان و احساسات درونی‌شان در مورد زنان آشنا شوی. تقریبا می‌شود گفت درصد زیادی از مردان این دیدگاه را در مورد شریك‌شان دارند كه چرا با همه تلاش و توجه نسبت به ارتباط زناشویی‌شان، همچنان مورد انتقاد و سرزنش خانم‌ها قرار می‌گیرند. آن‌ها معتقدند، زنان تنها برای شكایت آفریده شده‌اند. حالا چه شكایت و انتقاد شما درست و بجا باشد و چه نباشد، سرزنش كردن زنان حتی می‌تواند بهترین و رمانتیك‌ترین ارتباط‌ها را هم از هم بپاشاند. مردان دوست ندارند مورد انتقاد قرار بگیرند و از زنانی كه می‌خواهند آن‌ها را با توجه به سلیقه خود تغییر دهند بیزارند، حتی اگر عاشق شریكشان باشند. مردان به‌دنبال زنانی هستند كه آن‌ها را همان‌جوری كه هستند بپذیرند. اگر در یك ارتباط موفق و پرسوزوگداز عاشقانه هستید و عادت به غرزدن و انتقاداز شریك‌تان را دارید، به‌زودی شاهد فرار همسرتان خواهید بود. بهتر است تا دیر نشده یاد بگیرید كه شریك‌تان را همان‌طور كه هست دوست داشته باشید.

 زنان مستقل مراقب باشند

استقلال داشتن و روی پای خود ایستادن، ویژگی خیلی خوبی است اما اگر یك خانم هستی یادت باشد خیلی این خصوصیتت را به رخ شریكت نكشی. مردان از زنانی كه تمام كارهای‌شان را بدون كمك همسرشان انجام می‌دهند فراری هستند، آن‌ها دل‌شان می‌خواهد كه زنان روی قدرت و حمایت آن‌ها حساب كنند و در واقع تكیه‌گاه شما باشند. البته یادتان باشد نباید در این موضوع خیلی زیاده‌روی كرد چون به همان اندازه‌ای كه زنان بسیار مستقل می‌توانند مردان را از خود دور كنند، زنان خیلی محتاج و كسانی كه حتی برای خرید خمیر دندان به كمك شریك‌شان نیازمندند، مورد تنفر و بیزاری مردان قرار می‌گیرند. شاید برای‌تان غیرمنطقی به‌نظر برسد اما این تصمیم شماست كه بین یك ارتباط پایدار و ناپایدار یك كدام را انتخاب كنید.

دلیل مهمی‌كه زنان، مردان را ترك می‌كنند

دلایلی كه مردان، زنان را به خاطر آن ترك می‌كنند خیلی بیشتر از دلایلی است كه زنان به خاطر آن مردان را ترك می‌كنند و جالب‌ اینجاست كه زنان در بیشتر بحث‌ها و مشكلات به‌دنبال راه‌حل هستند هرچند دو برابر مردان به جدایی فكر می‌كنند و در این شرایط مردان با بروز یكی از دلایلی كه برای‌تان گفتیم و ادامه پیدا كردن آن، آسان‌ترین راه را جدایی می‌دانند. زنان به‌دنبال توجه مردان هستند و دوست دارند مركز توجه شریك‌شان قرار بگیرند. بی‌توجهی حتی بیشتر از كتك و آزار و اذیت‌های فیزیكی می‌تواند زن را نسبت به مرد سرد كند. بیشترین شكایت زنان در مورد مردان، روی این موضوع است كه چرا مردان در تصمیم‌گیری‌های‌شان نظر و دیدگاه آن‌ها را نمی‌پرسند. مردانی كه نسبت به كارهای شریك‌شان بی‌تفاوت هستند و در كارهای مورد علاقه‌شان، مشوق خوبی نیستند، به تدریج باعث دوری و سردی روابط می‌شوند. زنان، مردانی كه خیلی تودار هستند را نمی‌پسندند و در عوض دوست دارند شریك‌شان در مورد احساسات و باورهایش با آن‌ها صحبت كند. آ‌ن‌ها از مردان مرموز بیزار هستند. در اختلاف‌های زناشویی مردانی كه عادت به معذرت‌خواهی ندارند باعث آزار شریك‌شان می‌شوند و این موضوع در درازمدت باعث جدایی ارتباط خواهد شد. با وجود این زنانی كه محبت و توجه كافی را از سمت شریك‌شان دریافت كنند می‌توانند سخت‌ترین شرایط را هم تحمل كنند و این همان اصل مهمی‌است كه مردان باید به آن عمل كنند.

  این‌كار، مردان را فراری می‌دهد

مردان از گریه كردن زنان بیزارند، به خصوص زنانی كه حتی در ساده‌ترین و كوچك‌ترین بحث‌ها اشك‌شان در می‌آید نمی‌توانند در دراز مدت مورد علاقه و توجه یك مرد قرار بگیرند. مردان عاشق زنان منطقی هستند و این همان ویژگی است كه دوست دارند همسرشان آن را داشته باشد. زنانی كه می‌خواهند مردان را تحت كنترل خود در بیاورند نمی‌توانند ارتباط پایداری را داشته باشند. موضوع مهم دیگر بحث آزادی مردان است. بعضی از مردان آنقدر در ارتباط‌های‌شان توسط شریك‌شان محدود می‌شوند كه حتی نمی‌توانند با دوستان و همكاران خود فضایی برای صحبت و ارتباط داشته باشند و این اتفاق زنگ خطری است كه باید جدی‌ گرفت. مردان نیاز به فضا دارند و اگر این فضا را از آن‌ها سلب كنید دیر یا زود آن‌ها شما را ترك خواهند كرد.

زنانی كه هرگز از وضعیت چهره و اندام خود راضی نیستند نمی‌توانند مورد علاقه مردان قرار بگیرند. آن دسته از زنانی كه مدام از وضعیت خود برای شریك‌شان ابراز ناراحتی و نارضایتی می‌كنند با سرعت مردان را از خود فراری می‌دهند. مردان به‌دنبال زنان شادوقوی هستند و اگر شریك زندگی‌شان اعتماد به نفس كافی نداشته باشد، به سرعت از او بیزار می‌شوند و یك ارتباط، هرچند رمانتیك و نزدیك را ترك خواهند كرد.

9 نکته خانه داری برای پس انداز پول

صرفه جویی در خاجر خانه همیشه ایده خوبی است اما شاید به نظر بیاید برای صرفه جویی مجبور باشیم از خیلی امکانات چشمپوشی کنیم یا برای انجام کارهای معمول خانه به دردسر بیفتیم اما همیشه اینطور نیست. راهکارهایی وجوددارد که شما می توانید با به کارگیری آنها، هم پس انداز کنید و هم به کارهای خانه برسید. این 10 راهنمایی به شما کمک می کند که چگونگی این کار را انجام دهید.

1- استفاده از مایع ظرفشویی رقیق شده یا آب
بسیاری از مناطق خانه را می توانید تنها با استفاده از مایع ظرفشویی رقیق شده و آب ساده پاکیزه نگه دارید. مایع ظرفشویی می تواند به عنوان لکه بر لباسشویی، شیشه شور، شوینده میوه و سبزیجات، اسپری سطح و لکه بر فرش به کار برود. همچنین می تواند برای تمیز کردن بیشتر سطوح منزل شما استفاده شود. 

ما به طور معمول به سمت تمیز کننده هایی جذب می شویم که به صورت تخصصی برای پاک کردن چیزهای مختلف ساخته شده اند اما مایع ظرفشویی انتخابی متعادل و مناسب است که به سطح اجسام آسیب نمی رساند و از پس تمیز کردن بسیاری از جرم و کثیفی ها به سادگی برمی آید.



2- تعویض لامپ های معمولی با کم مصرف


لامپ های کم مصرف کمی گرانتر از لامپ های معمولی هستند اما 10 برابر بیشتر عمر می کنند. بنابراین با خریدن یکی از آنها 10 لامپ خریده اید. از طرفی آنها دو سوم انرژی یک لامپ معمولی را لازم دارند اما نوری به مراتب بیشتر تولید می کنند که این موضوع، با پایین آوردن بهای برق، قیمت لامپ های کم مصرف را توجیه می کند. ممکن است هزینه کردن به یکباره برای تعویض تمام لامپ ها، کمی در برنامه ریزی بودجه ماهانه خانه اختلال ایجاد کند. راه حل ساده این است که هر بار که لامپ معمولی شما سوخت آن را با یک لامپ و کم مصرف عوض کنید. با توجه به عمر کم لامپ های معمولی، پس از مدتی خواهید دید بی آنکه هزینه چشمگیری کرده باشید تمام آنها عوض شده اند.



3- نظافت روزانه خانه

انجام کارهای خانه به صورت روزانه، نیاز شما را به پاک کننده هالی قوی و گرانقیمت کاهش می دهد. بیشتر لکه ها اگر پیش از آنکه اثر بر جای مانده از آنها کهنه شود به سرعت تمیز شوند، با آب ساده، مایع ظرفشویی با پودر لباسشویی از بین می رود. چنانچه کار نظافت خانه را در برنامه روزانه خود قرار دهید، نه تنها برای شما خسته کننده نمی شود، بلکه نیاز شما را هم به مصرف مقدار زیادی از انواع مختلف پاک کننده ها برطرف می کند.



4- نام های تجاری گوناگون


ما به طور معمول، هنگام خرید لوازم خانه، میان نام های تجاری شناخته شده ای که به آنها اعتماد داریم گیر افتاده ایم. این در حالی است که گه گاه نام های تجاری به اصطلاح «متفرقه» با قیمتی بسیار مناسبتر، همان خواص و کیفیت را دارند. برای نمونه به جای استفاده از قرص های خارجی ماشین ظرفشویی خارجی، می توان از پودر ظرفشویی به همراه مایع ضد لک ایرانی استفاده کرد. 

شاید باور کردنش کمی مشکل باشد اما نتیجه هر دو یکی است. بهترین محک برای سنجش کیفیت یک نام تجاری ناآشنا، اول نشان استاندارد آن است و دوم نشان شرکت های بازرسی بین المللی کنترل کیفیت. توجه داشته باشید که داشتن گواهی از یک شرکت خراجی، تنها به معنی کیفیت خوب کالا نیست و ممکن است آن گواهینامه مربوط به مدیریت یا خط تولید باشد. پس دقت کنید که نشان ISO، حتما با کنترل کیفیت کالا مرتبط باشد.



5- نگهداری درست و استفاده به موقع


زیاده روی در خریداری و نگهداری شوینده ها هم می تواند به وضعیت بدی تبدیل شود. نباید به صرف اینکه قیمت آنها در حراج مناسب است بیش از نیاز خریداری کنید تا بتوانید آنها را به موقع و پیش از گذشتن تاریخ مصرف استفاده کنید. همچنین مواد شوینده را باید دور از تابش نور خورشید، داخل ظروف در بسته و در دمای متعادل اتاق نگه دارید. در غیر اینصورت زودتر از موعد خراب می شوند.



6- محصولات همه کاره


اگر می خواهید در هزینه های تمیز کاری خانه صرفه جویی کنید، تنها زمانی از محصولات مخصوص تمیزکاری استفاده کنید که سایر محصولات در آن مورد به خوبی عمل نکرده باشند یا به طور دقیق برای کار به خصوصی لازم است از پاک کننده ویژه آن کار استفاده کنید. در غیر این صورت پاک کننده های همه کاره از شوینده گرفته تا دستمال، بهترین گزینه ها هستند.



7- پارچه های قابل شست و شو


انجام کارها با لوازم یکبار مصرف آسان است اما مقرون به صرفه نیست. پس اجناسی را انتخاب کنید که دوباره قابل استفاده باشند. الیاف میکروفایبر انتخابی مناسب برای گردگیری و زمین شویی هستند. در مقابل دستمال های یکبار مصرف. پس یک جنس خوب بخرید و از آن خوب مراقبت کنید. لوازم قابل استفاده مجدد، در پس انداز پول نقش بسیاری دارند.



8- پاک کننده های خانگی

بسیاری از مواد در خانه شما یافت می شود که می توانید با هزینه ناچیز به عنوان پاک کننده های عالی و بسیار قوی مورد استفاده قرار بگیرد. سرکه پاک کننده همه کاره و لکه بری موثر است، جوش شیرین و نمک ساینده ملایم و بی ضرر که برای تمام سطوح خانه به کار می رود و لیمو دارای توانایی سفیدکنندگی طبیعی است. ساخت این جور پاک کننده های خانگی نه تنها کاهش چشمگیری در هزینه های شما به همراه دارد بلکه به سلامتی خانواده و محیط زیست نیز کمک می کند.



9- نظم دادن به آشفتگی ها


کنترل به هم ریختگی ها بخش عمده ای از تمیز نگه داشتن خانه است. حذف وسایل غیر ضروری از خانه خود به این معنی است که شما وقت و هزینه کمتری برای تمیز کردن خانه صرف می کنید. فروش لوازم خانگی بدون استفاده به خرید آن، حتی اگر کیلویی فروخته شود، درآمد قابل توجهی است که در بودجه خانه داری به چشم می آید.


10- خرید از عمده فروشی


در بیشتر مواقع قیمت خرید یک یا دو کالا از بازار به علاوه کرایه تاکسی یا مترو و شاید صرف ناهار، با خرید همان کالا از فروشگاههای محلی یکی خواهد شد اما مواد شوینده، تاریخ مصرفی بسیار طولانی دارند و چنانچه شما از کیفیت محصول مورد نظرتان اطمینان دارید، می توانید آنها را به صورت عمده خریداری و کم کم استفاده کنید. به عنوان مثال یک گالن چهار لیتری مایع ظرفشویی که در فروشگاهها موجود است در مقایسه با بطری های یک لیتری آن، به مراتب ارزانتر است. 

حالا چنانچه گالن 20 لیتری آن را از عمده فروشی های بازار مثل پایین میدان بهارستان تهیه کنید برای مصرف یک سال دو خانواده، با جمعیت متوسط، مایعی در اختیار دارید که به طور تقریبی نصف قیمت خریداری شده است. حالا این اختلاف قیمت، کرایه رفت و آمد تا بازار را توجیه می کند. نکته دیگر به خاطر سپردن تاریخ حراجی ها است. لوازم خانه داری در فروش فوق العاده گاهی تا 40 درصد کاهش قیمت دارد. اگر شما کالاهایی مثل دستمال کاغذی یا پاکت جاروبرقی را به میزان کافی در حراجی فروشگاه ها خریداری کنید، از آنجا که می توان از آنها مدت طولانی نگهداری کرد، تا فروش فوق العاده بعدی از آن اجناس در منزل دارید.

رایحه های بهاری برای مردان خوش پوش

در روزهای بهاری استفاده از رایحه‌هایی که در آن از اسانس چوب سدر و کاج و عطر شکوفه‌های پرتقال و گریپ‌فروت استفاده شده می‌تواند مشغله ذهنی‌تان را کمتر کند. اگر یک دوش خنک بعد از یک روز کاری پرمشغله حال‌تان را سرجا می‌آورد مطمئن باشید استفاده از عطرهای خنک و ترش هم همین حس را به شما انتقال می‌دهد.

1. شیک و متفاوت 
The One Sport Dolce&Gabbana for men

اگر از طرفدارن برند دولچه گابانا هستید حتما می‌دانید یکی از مشخصه‌های اصلی رایحه‌هایش، داشتن ماندگاری بالاست؛ این بار هم Dolce&Gabbana با رایحه‌ای ورزشی و اسپرت برگ برنده‌ای برای طرفدارانش رو کرده است. با اینکه بسته‌بندی و شیشه این عطر نسبت به نمونه‌های قبلی ورزشی‌تر انتخاب شده اما با این وجود رایحه اش به مانند مدل‌های قبلی‌اش لوکس و شیک بوده و به نوبه خود حرفی برای گفتن دارد؛ ترکیب نعناع هندی، رزماری، شکوفه پرتقال، مشک، چوب صندل، بویی اسپرت و چوبی برای آقایان در3 سایز 30،50،100 میلی‌لیتر تولید شده است.

2. شکیل هدیه دهید
One Million Intense for Men by Paco Rabanne

اگرچه رایحه عطر وان میلیون مردانه یکی از رایحه‌های قوی و قدرتمند در میان رایحه‌ها بود گویا برند پاکو ربن قصد قوی‌تر کردن همین رایحه‌ را داشته و سری جدید این عطر را با تغییرات ناچیزی نسبت به نمونه قبلی روانه ویترین عطرفروشی‌ها کرده است؛ زمانی که عطر را بو می‌کنید بدون‌شک احساس می‌کنید بوی اصلی رایحه عطر نسبت به نمونه قبلی‌اش تغییر چشمگیری نکرده، اما با اقزوده شدن عصاره هل، زعفران و فلفل و چوب صندل بر گرما و تندی رایحه عطر تاکید بیشتری شده است و شرقی بودن رایحه عطر پر رنگ تر احساس می‌شود. آن‌دسته از آقایانی که به بوهای گرم و شرقی علاقه‌مند هستند قطعا رایحه جدید وان میلیون را می‌پسندند و از داشتن هدیه الماس نشان اش خوشحال خواهند شد. 

3. برای پدران مدیر 
D & G pour Homme

اگر به دنبال رایحه‌های کلاسیک و خاص هستید این ادکلن می‌تواند نیاز‌های شما را بر آورده کند؛ بویی خنک و تلخ همراه با درون مایه‌های ترنج، نارنگی، اسطوخودوس، سدر و تنباکو که رایحه‌ای نزدیک به گیاهان معطر را به مشام می‌رساند؛ اگر به دنبال هدیه‌ای هستید تا به همسر یا پدر مدیرتان بدهید، رایحه مردانه و کلاسیک این برند را از دست ندهید رایحه ای که برای یک قرار مهم کاری پیشنهاد می‌شود.

4. ورزشکارانه پیشکش کنید
Nautica Aqua Rush Nautica for men

رایحه ای متفاوت و برگرفته از آب شور دریا که نماد ورزش‌های آبی و احساس قایقرانی در امواج را دارد. در کنار بوی ساحل دریا و چوب درخت ساج با بوی معطر گشنیز، نعناع، لیموترش ترکیبی خاص و منحصربه‌فرد را به مشام می‌رساند. بویی جدید و خاص برای علاقه مندان به ورزش‌های آبی تولید شده است.

5. انتخاب افراد جسور
Seductive Homme,Guess

اگر همسرتان جزو شخصیت‌های با جسارتی است شک نکنید رایحه‌ای گرم و تند این عطر،هدیه منحصربه‌فردی است. رایحه این عطر به دلیل عصاره هل و چوب صندل اعتماد به نفس را در آقایان بالا می‌برد. نارنگی، شکوفه گل ارکیده، نعناع هندی و عنبر از دیگر ترکیبات خوشبویی هستند که توانسته رایحه‌ای متفاوت را به مشام برساند. این عطر را می‌توانید در اندازه100 میلی‌لیتر خریداری کنید. 

6. اسپرت با بوی خاورمیانه
ARMANI SPORT CODE

همراهی خوشبو برای مردان مدرن و خاص؛ بوی تلخ و خنک این ادکلن نمونه منحصربه‌فردی است که قدرت ماندگاری بین 5 تا 6 ساعت را دارد. با بو کردن رایحه‌اش احساس هیجان و تازگی در شما ایجاد می‌شود که این حس به خاطر اسانس شکوفه لیمو، شکوفه پرتقال است. نعناع هندی، عنبر و زنجبیل از ترکیبات دیگر این ادکلن هستند که می‌توانید در 3 سایز 30، 50 و 75 میلی لیتر تهیه کنید.

7. برای مردان خوش پوش 
Trussardi my land

عطری کلاسیک و مدرن که با الهام گرفتن از فرهنگ و تاریخ کشور ایتالیا برای آقایان خوش‌پوش تولید شده است. «سرزمین من» نام انتخابی برای این عطر است که به صورت ادوتوالت در 3 اندازه 50،30 و 100 میلی‌لیتر تولید شده است. زمانی که در عطر را باز می‌کنید بوی شکوفه ترنج، نارنگی و چرم به مشام‌تان می‌خورد؛ اسطوخودوس و شکوفه گل بنفشه و دانه لوبیا نت‌های میانی این رایحه هستند. 

اگر سلیقه طرف‌تان را نمی‌شناسید هرگز برایش به عنوان هدیه عطر نخرید. بویی که شما می‌پسندید شاید با سلیقه او فرق داشته باشد. مگر اینکه عطری که خودش می‌زند را هدیه دهید تا هزینه‌ای که می‌کنید هدر نرود.

به ما گیر ندهید

برای روز جوان برنامه های زیادی در نظر داشتیم؛ مثلا اینکه می خواستیم مثل همیشه سراغ مهمترین دغدغه های نسل جدید برویم، یا اینکه با یک کارشناس معروف درباره خواسته ها و انتظارات این نسل بیشتر حرف بزنیم. اما نگران) قرار دهیم و این دو در رابطه با تفاوت هایشان با هم بدون هیچ ملاحظه ای حرف بزنند. ایده ای که آخرش به این رسید که نمایندگی نسل نگران را یک مادر برعهده بگیرد و نمایندگی نسل پرهیاهو و امیدوار را پسر خانواده. 

پسری برخاسته از یک نسل، پر از دغدغه و سوال، آزادی طلب، استقلال جو، رفیق باز، مطالبه گر و البته با ذهنیت مجازی و بین المللی و مادری برخاسته از نسل جستجوگر، آرمانگرا و البته به نظر فرزندش زورگو! این گفتگو حاصل تقابل این دو دیدگاه با هم است. آنها با همه این تفاوت ها، با احترام با یکدیگر حرف می زنند. 

در بخش دوم این پرونده کوچک هم می رویم توی اتاق پسر خانواده تا از دغدغه هایش سر دربیاوریم. شاید وقتی شما هم این گفتگو را بخوانید، احساس کنید خیلی هایمان در خانه یک مادر - پدر درون (با آن ویژگی های بالا) و در خارج یک نسل چهارمی پرهیاهو (با همان مختصات) داریم.

محمد علی مردانی

تاریخ تولد: 1375
تحصیلات: دانش آموز دوم ریاضی

ویژگی: پسر ساده و خوش تیپ نسل چهارمی که برای جلوگیری از دلخوری مادر حاضر است از دلخوشی های نوجوانانه اش بگذرد ولی برای رسیدن به اهدافش اصلا منفعل نیست. تکیه کلام های نسل خودش را پیگیری می کند.

زهرا صادقی


تاریخ تولد: 1355
تحصیلات: کارشناسی گریم

ویژگی: یک مادر دلسوز و نگران که نشانه های بارزی از یک نسل دومی را دارد. به نسل بعد از خود مشکوک است و احساس می کند اگر یک در میلیون قرار باشد اتفاق بدی بیفتد. برای پسر او خواهد افتد. کمی جدی است و حرف آخر را در خانه او می زند.

چالش اول - اینترنت


محمد: روزها بیشتر از یک ساعت و شب ها 4-3 ساعت اینترنت استفاده می کنم.

مادر: چرا خالی می بندی؟ (می خندد) میانگین شش ساعت استفاده می کنی.

محمد: من کل روز در اتاقم هستم و شما همه آن زمان را برای استفاده از اینترنت حساب می کنید.

مادر: من خودم نیم ساعت از اینترنت استفاده می کنم.

محمد: البته نیم ساعت مفید شروع و پایانش یک و نیم ساعت طول می کشد. من چون آشنایی بیشتری دارم، همان کار را در نیم ساعت انجام می دهم.

مادر: البته یادت باشد مادرت سال 81 دوره مبانی کامپیوتر دیده و با کامپیوتر و اینترنت آشنایی دارد. چون رشته تحصیلی ام گریم است، دوره فتوشاپ هم دیده ام. به همین دلیل مدام به تو می گویم که اینترنت فقط چت کردن و سر زدن به شبکه های اجتماعی نیست و می توانی به دریافت مطالب علمی برای مدرسه بپردازی و اطلاعاتت را افزایش بدهی ولی کمتر این اتفاق می افتد.

محمد: شما بالای سر من که می رسید، مدام می ترسید که با یک آدم نااهل چت کنم و از راه به در بشوم. شما اینترنت را مضر می دانی ولی اصلا نمی بینی که اخبار به روز را هم از اینترنت می گیرم و مثل نسل شما پای تلویزیون نمی نشینم تا فقط رأس یک ساعتی اخبار را بشنوم.

مادر: به نظرت این نگرانی طبیعی نیست؟

محمد: چرا ولی یک جاهایی بیش از حد می شود. شما باید فرزند خودتان را شناخته باشید که دنبال چه مطالب و موضوعاتی هست، نه اینکه یک به یک آمار دوستان اینترنتی من را در بیاورید.
مادر: اگر لازم باشد، تو راجع به تک تکشان توضیح می دهی؟
محمد: نه (می خندد)
مادر: تو همیشه وقتی با کامپیوتر کار می کنی، از اینکه بالای سرت باشم مضطرب می شوی و احساس می کنی مبادا اتفاق ناخوشایندی بیفتد که باعث دلخوری شود و به قول ما قدیمی ها کسی مچت را بگیرد. البته یک بار هم دیدم که داشتی آثار جرم را از بین می بردی.

محمد: (مضطرب) چی را از بین می بردم؟

مادر: داشتی یکی را ایگنور می کردی.

محمد: یک کس دیگری در اینترنت خطایی می کند، من که مسئول نیستم.

مادر: حرف من این است که چه نیازی هست که همچین شخصی در بین دوستانت باشد؟ ما قدرت انتخاب داریم و نیازی نیست هر کسی درخواست دوستی داد بپذیریم. نمی دانم چرا نسل شما دوست دارد همه چیز را امتحان کند و از تجربه دیگران درس نگیرد.

محمد: در رابطه با آن دوستی که می گویید سرم به سنگ خورده است دلیل دارم. آدم ها تا یک مقطعی مفید هستند ولی ممکن است راهشان را تغییر دهند، مخصوصا در سن ما که آدم ها مدام تغییر می کنند. آن شخص خاص تا یک مدتی دوست خوبی بود ولی از وقتی راهش را تغییر داد و به من ضرر می زد، قطع رابطه کردم ولی این دلیل نمی شود که بگویم سرم به سنگ خورده است.

مادر: من به تو اعتماد دارم و فاصله مان را خیلی نمی بینم. یک سوال دارم، تو که گاهی به من می گویی آزادی عمل به من نمی دهید، منظورت از آزادی چیست؟

محمد: آزادی از نظر من یعنی اینکه اگر بخواهم کاری بکنم، هزار بار تهدید نشوم. مثلا اگر من بخواهم با یک شخصی دوست بشوم، وقتی مشکلات را به من گفتید و قبول کردید، یک هفته بعد کاری نکنید که از بودن در دنیا پشیمان شوم. بعد هی با خودم فکر کنم دو ساعت با یک نفر خوش بودن به خراب شدن تمام روز در خانه نمی ارزد. با من صحبت نمی کنید، هر چیزی بپرسم بد جواب می دهید و ...

مادر: من قبول دارم. حسنی که تو داری این است که قبل از هر کاری از من نظر می خواهی.

محمد: بله من نظر می خواهم. وقتی اشکال ها را برطرف می کنیم و با هم به نتیجه می رسیم، یک هفته مانده به شروع کار آنقدر گیر می دهید که پشیمان می شوم و نتیجه ای که گرفتیم را می گویید. اگر هم من آن حرف را زدم ولی تو که نباید این کار را انجام می دادی.

مادر: (می خندد)



چالش دوم – خط قرمزها


محمد: اگر من با یک دختر در یک جمع فامیلی حرف می زنم دلیلی بر این نیست که شیطنت می کنیم. خیلی مواقع پیش می آید من از کسی سوال ریاضی می پرسم ولی برای همین مورد هم باید کلی به شما جوابگو باشم.

مادر: من در این حد مشکلی ندارم ولی این را که بخواهی با کسی بیرون بروی را ایراد می دانم. چون در این سن مضر است و مانع درس خواندنت می شود. من هم این دوران را گذراندم و می دانم در سن بلوغ از این فکرها هست.

محمد: مادر من، شما احساس می کنید که مشکلاتی که در کنار یک دختر ایجاد می شود، خیلی زیاد است ولی این تصور را ندارید که دوستان پسر خیلی بیشتر می توانند مخرب باشند.

مادر: اصلا ربطی ندارد. من می دانم که هر دو گروه خطرات خاص خودشان را دارند. من نمی خواهم شما که تا دوم دبیرستان جزو شاگردان ممتازی بودی، به خطار ارتباط با جنس مخالف یا هر دوستی دیگر به آینده خودت لطمه بزنی.

محمد: ما که با هم صحبت کردیم و قرار شد من همه چیز را کنترل کنم.

مادر: نمی توانی.
محمد: خیلی از دوستان من هستند که خانواده شان هیچ مشکلی با این موضوع ندارند. شما می گویید اگر قرار است از میان این همه برای یک نفر مشکل پیش بیاید، آن یک نفر پسر من است. شما که می دانید من اهل دود و سیگار نیستم چرا وقتی از بیرون می آیم می پرسید: «چرا چشمات قرمزه؟» خب شاید به خاطر آلودگی هوا است یا گرما یا حرص خوردن. وقتی بیرون هستم. هی اس ام اس می دهید که کجا هستی، کی می آیی؟ خودش عامل حرص خوردن می شود (می خندد)

مادر: محمد، من این کار را با شما می کنم؟

محمد: یک وقت هایی بله.



چالش سوم – سر وقت خانه بودن


محمد: شما از من می خواهی 8:30 شب خانه باشم ولی این روزها حتی دخترها هم آن ساعت به خانه نمی روند. یکی از مشکلات من این است که دوستانم اگر می خواهند بیرون بروند، در هوای خنک قرار می گذارند و مثلا 6:30 بیرون می روند و 10 به خانه برمی گردند ولی چون من باید 8:30 خانه باشم، کلا همه تفریحاتم تعطیل می شود.

مادر: من می گویم هوا که تاریک می شود، بین من مادر و شما فرقی نمی کند، همه باید خانه باشیم تا خانواده دور هم جمع شود.

محمد: من که هر شب نمی خواهم با دوستانم بیرون بروم. ما فقط پنجشنبه شب ها بیرون می رویم.

مادر: اگر اطلاع بدهی که یک شب دیرتر به خانه می آیی قبول نمی کنم؟
محمد: بله قبول می کنید ولی می گویید دیگر خانه نیا. (می خندد)

مادر: به نظر من این نظم الزامی است تا در آینده هم انسان منظمی باشی. اگر قرار باشد من مادر اجازه بدهم پسرم هر ساعتی دوستدارد به خانه برگردد و با هر کسی که دوست دارد ارتباط برقرار کند به مشکل برخواهد خورد. من حداقل باید پنج سال آینده تو را ببینم. با اینحال پیش آمده است که ساعت 9:30 هم به خانه بیایی.

محمد: استرس رأس ساعت رسیدن آزاردهنده است. من می دانم اگر یک ربع دیر به خانه برسم اوقات تلخی شما را می بینم. برای همین تمام مدت استرس دارم که سر وقت برسم و این فشار روانی آزاردهنده است. خیلی ها راحت زندگی می کنند و من احساس می کنم از همدوره ای های خودم عقب ماندم.

مادر: یکی از مشکلات که من با محمد دارم رانندگی است. من می گویم شما تا زمانی که گواهی نامه نگرفته ای حق نداری پشت فرمان بنشینی، درصورتی که می نشیند، البته من هم در کنارش می نشینم. ولی محمد می گوید دوستان من این اجازه را دارند که ماشین پدر یا مادرشان را سوار شوند و به گشت و گذار بروند ولی قانون من این اجازه را نمی دهد. همین داستان را سر استفاده از موبایل هم داریم.

محمد: من بیشتر از گوشی برای زنگ زدن استفاده می کنم. گاهی هم زیاد اس ام اس می دهم ولی در کل از ماهیتش خوشم نمی آید.

مادر: اما بارها پیش آمده است که به شما گفته ام به دوستانت بگو نباید بعد از 12 شب که زمان استراحت خانواده است اس ام اس بدهند، یا اینکه من دوست ندارم وقتی در جمع خانوادگی هستیم، یکسره اس ام اس بازی کنی. به نظرم با این کار به جمع بی احترامی کرده ای. یک مواقعی ساعت یک شب من با صدای اس ام اس گوشی تو از خواب می پرم. خب چه دلیلی دارد که تا صبح اس ام اس بدهی؟

محمد: خیلی ها هستند که وقتی خوابشان نمی برد، اس ام اس می دهند و علاقه دارند که با من بحث کنند. شما دیگر خیلی حساس هستی. اگر بخواهم در خانه با تلفن صحبت کنم، شما دوست داری بدانی چه کسی آن ور خط است.

مادر: محمد، واقعا اینطور بوده؟

محمد: خیلی شده پرسیدید. خوب یادم است که چند بار آمدید و رفتید، آخر سر پرسیدید با کی این همه اس ام اس بازی می کنی؟ و بعدش خیلی بحث پیش آمد.
مادر: خیلی بدجنسی (می خندد) من با اس ام اس بازی شبانه ات مشکل دارم. برخلاف تصورت، خیلی چک ات نمی کنم.

محمد: شاید به چشم خودتان چک کردن نباشد. وقتی قرار است بیرون بروم، می پرسید کجا می روی؟ با کی می روی؟ و وقتی می گویم که یک دوست جدیدم است که در مدرسه آشنا شده ایم می گویید من که نمی شناسم، اصلا برای چی بیرون می روید، مگر کار اداری دارید؟

مادر: می دانم اهل دروغ نیستی.

محمد: همه دوستانم می گویند اشتباهت همین است که دروغ نمی گویی. خیلی مواقع از اینکه دروغ نگفته ام، پشیمان شده ام و تصمیم گرفته ام دیگر حرف هایم را نگویم تا مجبور به دروغگویی نشوم. همیشه می گویید من مادرم و خودم می فهمم ولی به نظر من خودتان بفهمید، بهتر از این است که زودتر بگویم و بعد دردسر درست شود. هیچ وقت خودم را نمی بخشم که یک حقیقتی را به شما گفتم. می دانم اگر نمی گفتم، وضعیت خیلی بهتر از حالا بود.

مادر: چه اتفاقی بود؟

محمد: نمی توانم بگویم.

مادر: تو خیلی اوقات نمی گویی کجا می روی تا دروغ نگفته باشی و به همین دلیل مطمئنم دروغ نمی گویی. همین که من مطمئن هستم دروغ نمی گویی، برایت اطمینان خاطر نیست؟

محد: نه نیست.

مادر: (با تعجب) محمد؟

محمد: اجازه بدهید اشتباهم را بگویم. یک بار قلیان کشیده ام و همان یک مورد بس بود که من را با معتادها یکی کنید و حالا هر بار که بیرون می روم، همین داستان است. یک بار در مقابل خاله ام گفتید «چرا چشمات قرمز شده؟» و غرورم نابود شد. من هم پا شدم رفتم کمی آنطرفتر نشستم. حتی جرأت ندارم قهر کنم و بروم بیرون چون بعدش دیگر راهم نمی دهید. (مادر می خندد) حقیقت را می گویم، عین حقیقت یک بار یک حرکت بدی کردم گفتم از این خانه می روم، گفتید برو. با این تصور که بروم راه دارد برگردم. رفتم ولی راه ندادید و من سه ساعت پشت در به غلط کردن افتادم تا مهر مادری تان اجازه داد داخل شوم.

مادر: البته خیلی کم پیش آمده که ما دعوا و مجادله داشته باشیم. تا به حال پیش نیامده است که تو صدایت را برای من بلند کنی.
محمد: مامان واقعا آن لحظه ای که به من گفتید برو به این موضوع فکر نکردید کهممکن است واقعا بروم؟

مادر: (با مکث) نه. چون آنقدر شناخت دارم که مطمئن بودم جایی نمی روی ولی کارت لایق این تنبیه بود. تو نسبت به همسالان خودت خیلی مسائل را رعایت می کنی، بر فرض مثال اگر بخواهی با دوستانت قرار بگذاری تماس می گیری و اجازه می گیری و اگر بگویم نه، خیلی ساده می پذیری و به دوستانت انتقال می دهی که مادرم اجازه نمی دهد و نمی آیم. یکی دیگر از حسن های تو این است که می گویی دوست ندارم با رفتارم باعث ایجاد نگرانی و دلخوری در خانه بشوم.

محمد: چون از نظر من ارزش ندارد که فضای خانه را به خاطر دو ساعت خوشی بیرون خراب کنم. مشکل خیلی ها این است که راجع به مشکلاتشان به نتیجه نمی رسند اما ما در اکثر مواقع به نتیجه می رسیم اما عمل نمی کنیم. مثلا گفتم که دیگر پشت فرمان نمی نشینم ولی نشستم، البته مجبور شدم ماشین را از پارکینگ درآوردم و کوچه شلوغ بود، مجبور شدم تا ته مسیر بروم.



بخش چهارم – توقعات متقابل


محمد: بی شوخی انتظار دارم به من اعتماد داشته باشید چون فکر می کنم اصلا اعتماد ندارید. در حرف خیلی کارها را انجام می دهم ولی در عمل اینطور نیست. باید من را شناخته باشیدو تفاوتم را با دیگران بدانید. شناخت را از من دارید ولی قبول ندارید می گویید «تو یه جورهایی مرموزی.»

مادر: (با تعجب) محمد؟

محمد: می گویید تو خیلی پسر خوبی هستی، خیلی کارها را انجام نمی دهی ولی نادان هستی و ممکن است اشتباه کنی. من یک سال پیش یک دوست سیگاری ام را کنار گذاشتم ولی هنوز هم می گویید مگر فلانی پسر خوبی بود؟ دیدی اشتباه کرده بودی؟

مادر: باز هم دوست سیگاری داری؟

محمد: زیاد نه. من خودماز سیگار متنفرم ولی یک دوست سیگاری دارم که خیلی دوست دارد ترک کند. من بین دخانیات بوی قلیان را دوست دارم و همان یک بار کشیدم. یکسری افراد هستندن که هر روز قلیان می کشند، اینطوری دوست ندارم. من دوست داشتم ماهی یک بار قلیان می کشیدم ولی چون مادر اجازه نمی دهند اصلا لب نمی زنم ولی توقع دارم اگر یک شب نیاز به جزوه داشته باشم، بتوانم بروم و بگیرم، اما نمی شود.

مادر: بله چون مسافت خانه ما تا خانه دوستت زیاد است، من به عنوان راننده همراهی ات می کنم.

محمد: اگر ساعت 11 بگویم به این جزوه نیاز دارم اجازه بدهید خودم بروم قبول نمی کنید و خیلی بحث می شود. آخ رسر می گویم خب پاشو برویم. اگر بگویم امشب باید حتما دوستم را ببینم و اگر نبینمش می میرد، اجازه می دهید؟

مادر: بله.

محمد: به جان خودم نمی گذارید. من شما را می شناسم. روی یکسری مسائل هسیتید. بیرون رفتن من، روابط من، دوستان من و حتی دوستان دوستان من. شناختی روی خود دوستانم هم ندارید ولی روی دوستان آنها هم حساس هستید. می گویید دوست دارید شناخت داشته باشید، بعد خانواده دوست من دعوت می کنند، شما می گویید وقت نداریم.

مادر: واقعا؟

محمد: کاوه دعوت کرد گفتی کارت دارم. قبول ولی موارد دیگری هم بوده. مادر من، شما دوست ندارید با خانواده دوست من رابطه داشته باشید ولی دوست دارید که آنها را بشناسید و آمار خانواده شان را از من می گیرید.

مادر: (با تعجب) محمد واقعا اینها را از تو می پرسم؟

محمد: وقتی از من می پرسی چطور خانواده ای هستند، یعنی چی؟

مادر: بدترین برداشت را از این حرف می کنی.

محمد: من می گویم خانواده یک شخص، چه ربطی به خودش دارند؟ اگر خانواده اجازه بدهند ساعت 11 به خانه برود، دلیل می شود که بچه بدی باشد؟

مادر: من از روی ظاهر نمی توانم صددرصد تشخیص بدهم که این شخص مناسب دوستی با پسر من هست یا نه ولی با توجه به توصیفات تو از فعالیت های فلان شخص، متوجه می شوم که نمی تواند دوست مناسبی برایت باشد؛ مثلا دیشب مادر توستت تماس گرفته بود که پسرم قهر کرده و از خانه بیرون رفته است. اگر ممکن است تماس بگیرید که برگردد خانه؛ یا تعریف می کنی که سیگار می کشد و مدام به سفره خانه می رود. خب اینها نشانه های یک دوست خوب است؟



چالش پنجم: استقلال فردی


محمد: خیلی فکر کرده ام که تنها زندگی کنم ولی تا حالا در موردش صحبت نکرده ایم چون دنبال شر نیستم ولی من و همسن های من خیلی به این موضوع فکر می کنیم چون دوست نداریم جایی باشیم که کسی مدام بگوید این کار را بکن و آن کار را نکن. شاید این آزادی هایی که من می خواهم از نظر شما مشکل بزرگی نباشد ولی برای من هست.

مادر: تا به حال به مشکلات مستقل شدن فکر کرده ای؟ فکر می کنی کسی که می خواهد تنهایی در یک خانه زندگی کند، چه مسئولیتی دارد؟

محمد: منظره خانه مجردی در ایران خوب نیست. من با شما صحبت نکرده ام ولی مادر بچه ها همه این نظر را دارند که در آخر به بدبختی می رسیم چون نمی توانیم خودمان را کنترل کنیم. زیاد فکر نکرده ام ولی به نظر خودم شاید بتوانم وقتی همه مشکلات با هم جمع شود، با خودم می گویم کی می شود بروم سر کار و از این زندگی راحت شوم.

مادر: گاهی اوقات که عصبانی می شوی، فکر می کنم دوست نداری با من زندگی کنی.



بخش ششم – حریم خصوصی


محمد: خیلی دوست دارم حریم خصوصی ام رعایت بشود ولی نمی شود چون شما می خواهید از من مراقبت کنید، این حریم خصوصی نمی دانید که وقتی چت می کنم، بالای سر من نباشید. من مجبورم روی گوشی ام رمز بگذارم تا وقتی حواسم نیست، خیالم راحت باشد.

مادر: اگر چیز خاصی نیست، چرا باید از چک شدن بترسی؟

محمد: شاید یکسری حرف ها بین من و همدوره ای هایم خیلی عادی باشد.
مادر: من به حریم خصوصی ات احترام می گذارم ولی گاهی اتفاقی متوجه چیز نامربوطی می شوم. یک شب نشسته بودی شام می خوردی، من با اینترنت کار داشتم، دیدم که یک جمله زننده ای روی صفحه آمد.

محمد: اولا که آن مورد سوءتفاهم بود و من مقصر نبودم. ثانیا حریم شخصی یعنی وقتی آی دی من باز است، هر چیزی که روی صفحه می آید به من مربوط است و شما نباید بخوانید.

خرافات رایج عروس و دامادها در خارج از ایران

در زیر به چند خرافات در میان مردم سراسر دنیا در مورد مراسم عروسی اشاره می کنیم.

خوش شانسی و بدشانسی

1. طبق فرهنگ یونانی، اگر عروس یک حبه قند در دستکشش بگذارد، زندگی شیرینی خواهد داشت.

2. انگلیسی ها اعتقاد دارند پیدا شدن عنکبوت در لباس عروس خوش شانسی می آورد!

3. در سنت انگلیسی ها، چهارشنبه روز بدی برای عروسی کردن است و عروسی کردن در روز دوشنبه ثروت و در روز سه شنبه سلامتی می آورد.

4. دامادی که عروس را از آستانه در به داخل خانه می برد، او را از شر بدی ها محافظت می کند.

5. طبق فولکلور انگلیسی، شنبه بدترین روز برای ازدواج است. البته جالب است که اکثر انگلیسی ها شنبه ازدواج می کنند!

6. رومی های باستان برای تعیین بهترین و خوش شانس ترین روز برای ازدواج، امعاء و احشای خوک را مطالعه می کردند.

7. طبق سنت هندوها، بارش باران در روز عروسی شانس می آورد!

8. زنان مصری برای خوشبختی عروس، در روز عروسی او را نیشگون می گرفتند.

9. عروس های خاورمیانه به دست و پای خود حنا می بندند تا از چشم بد در امان بمانند.

10. در جمهوری چک، روی تازه عروس و داماد بجای برنج، نخود می پاشند.

11. عروس های سوئدی یک سکه نقره از سوی پدر و یک سکه طلا از سوی مادرشان در هر کفش خود می گذارند تا مطمئن شوند که بدون آنها نمی مانند.

12. عروس های فنلاندی به همراه یک مرد متأهل که نماد زندگی مشترک طولانی مدت است، دم خانه ها رفته و از مردم هدیه جمع می کنند و داخل روبالشی می ریزند.

13. زنان مراکشی قبل از مراسم عروسی حمام شیر می گیرند تا خود را از شر بدی ها پاک کنند.

14. در هلند، درخت کاجی به نشانه باروری و خوش شانسی بیرون خانه تازه عروس و داماد می کارند.

حلقه ازدواج

15. انگشتر نامزدی و حلقه ازدواج در انگشت چهارم دست چپ انداخته می شود زیرا در گذشته این باور وجود داشت که ورید موجود در آن انگشت مستقیماً به سمت قلب می رود.

16. حدود 70 درصد همه عروس ها، الماس سنتی در انگشت چهارم دست چپشان می اندازند.

17. انگشتر نامزدی پریسیلا پریسلی (همسر الویس پریسلی) متشکل از یک سنگ بزرگ سه و نیم قیراطی و یک ردیف الماس های کوچکتر بود.

18. الماس هایی با طلای زرد و سفید از زمانی در میان مردم محبوب شدند که ثروتمندان ونیزی در اواخر قرن پانزدهم آنها را به عنوان انگشتر نامزدی به دست می کردند.

19. در زبان نمادین جواهرات، وجود یاقوت کبود در حلقه ازدواج به معنای خوشبختی در زناشویی است.

20. می گویند حلقه نامزدی مروارید بدشانسی می آورد زیرا شکل آن شبیه اشک است.

21. یکی از اولین حلقه های نامزدی تاریخ به پرنسس مری، دختر هنری هشتم داده شد. او آن زمان دو سال داشت.

22. در ایالات متحده، هر ساله هفده تن طلا تبدیل به حلقه ازدواج می شود.

23. زمان در انگلستان حلقه های ماری با چشم هایی از یاقوت قرمز به عنوان حلقه ازدواج رواج داشت.

24. زمرد کبود نشان هماهنگی در زندگی مشترک است و خوشبختی طولانی مدت می آورد.

لباس عروس

25. ملکه ویکتوریا در سال 1840 مد لباس عروس سفید را در غرب آغاز کرد – قبل از آن عروس ها بهترین لباسشان را به عنوان لباس عروس می پوشیدند.

26. در آسیا، پوشیدن لباس هایی با دنباله برودری دوزی شده نماد وفاداری به دوام ازدواج است.

27. یونانی ها و رومی های باستان بر این باور بودند که تور سر از عروس در مقابل بدی ها محافظت می کند. از آن به بعد عروس ها تور به سر می کنند.

28. گریس کلی در روز عروسی اش پیراهنی پوشیده بود که بالاتنه اش از پارچه دانتل 125 ساله بود.

29. لباس عروس جکی کندی هم بد نبود. او پارچه حریر صورتی و ساتن قرمز را انتخاب کرده بود و آن لو، طراح آفریقایی-آمریکایی، لباسش را طراحی کرد.

30. در ژاپن، رنگ سفید همیشه رنگ منتخب برای لباس عروس بوده است، یعنی خیلی قبل تر از آنکه ملکه ویکتوریا در دنیای غرب لباس عروس سفید را مد کند.

31. گرانترین عروسی تابحال، عروسی پسر شیخ رشید بن سعید المکتوم با پرنسس سلما در دبی در ماه مه 1981 بوده است. 44 میلیون دلار برای این عروسی هزینه شد.

32. در کره، عروس ها طیف رنگی قرمز و زرد را برای لباس عروسشان انتخاب می کنند.

33. عروس ها "یک چیز قدیمی" را در روز عروسی با خودشان حمل می کنند که نمادی از پیوستگی با قدیمی ها است.

34. در دانمارک عروس و داماد لباس متضاد می پوشند تا بدی ها را گیج کنند!

35. وجود "یک چیز آبی رنگ" در لباس عروس نماد پاکی، وفاداری و عشق است.

غذا و خانواده

36. در مصر، خانواده عروس بعد از عروسی به مدت یک هفته همه پخت و پز ها را انجام می دهد تا عروس و داماد استراحت کنند.

37. در آفریقای جنوبی، والدین عروس و داماد آتشی از آتشدان خود برمی دارند و در آتشدان تازه عروس و داماد روشن می کنند.

38. سنت کیک عروسی از روم باستان می آید که مردم برای جشن و پایکوبی قرص نانی را برای باروری عروس، روی سرش، نصف می کردند.

39. کیک عروسی ملکه ویکتوریا 136 کیلوگرم بود.

40. افسانه ای هست که می گوید زنان مجردی که می خواهند خواب شوهر آینده خود را ببینند باید تکه ای از کیک عروسی را زیر بالش خود بگذارند.

41. می گویند اگر دو خواهر باشند و خواهر کوچکتر زودتر عروسی کند، خواهر بزرگتر باید در روز عروسی خواهرش با پای برهنه برقصد، وگرنه شوهر پیدا نمی کند.

42. در بسیاری از فرهنگ ها در سراسر دنیا از جمله در مراسم عروسی سلتیک، هندو و مصری، دست های عروس و داماد را با چیزی بهم می بندند تا نشانی از تعهد این زوج به هم و پیوند جدید آنها باشد.

مهمانی و مراسم عروسی

43. جونو، الهه رومی، بر ازدواج، آتش و زایمان حاکم است، به همین دلیل است که مراسم عروسی در ماه ژوئن این قدر زیاد است.

44. پرنسس ویکتوریا در سال 1858 سنت نواختن آواز کر در مراسم عروسی اش را بنا نهاد.

45. در مراسم ازدواج مسیحی، عروس سمت چپ داماد می ایستد، زیرا در گذشته داماد باید با دست راستش که آزاد بود با خواستگاران دیگر می جنگید.

46. در ایالات متحده، بطور متوسط روزانه 7000 زوج با هم ازدواج می کنند.

47. روز ولنتاین و اولین روز سال نو، در لاس وگاس که مرکز مراسم عروسی در آمریکا است، بیشترین ازدواج ها نسبت به روزهای دیگر سال صورت می گیرد.

48. سنت کاتولیک "اعلام ازدواج" (posting the banns) به معنای اعلام کردن پیوند دو نفر است. این روشی برای اطمینان از نداشتن نسبت بین عروس و داماد است.

49. مهمانی های مردانه اولین بار توسط سربازان اسپارتای باستان برگزار شدند. آنها در مهمانی های پر سر و صدایی با روزهای مجردی خود خداحافظی می کردند.

8 ورزش خطرناک برای نوجوانان

 ورزش های بسیاری برای کودکان و نوجوانان وجود دارد که علاوه بر سرگرم شدن می توانند آن را به طور حرفه ای هم دنبال کنند و آینده روشنی برای خود رقم بزنند. اما برخی از این ورزش ها همچون فوتبال و دوچرخه سواری، خیلی هم برای بدن مفید نیستند و می توانند آسیب هایی به مغز برسانند که شاید جبران پذیر نباشد.

فوتبال

پس از مطالعه مغز 12 فوتبالیست حدود 19 ساله که هرگز مشکل مغزی نداشته اند و ضربه ای هم به سرشان نخورده است اما همیشه با ضربه سر توپ می زنند، نشان می دهد این ضربه های به ظاهر سبک موجب آسیب دیدن بخش حافظه و یادگیری مغز آنها می شود. 

فوتبال آمریکایی

محققان دانشگاه بوستون، مغز حدود 85 ورزشکار (شامل لیگ حرفه ای فوتبال آمریکایی و بازیکن های مدرسه ای و دانشگاهی فوتبال) را که سابقه ضربه شدید به سر داشتند را بررسی کردند، آنها متوجه شدند حدود 80 درصد از آنها در معرض آسیب های شدید مغزی (CTE) و بیماری های حاد شوند مغزی که منجر به زوال عقل و مرگ می شوند، هستند. ضربه هایی که به سر این بازیکن ها اصابت می کنند برای سلامت مغزشان بسیار ضرر دارد. تحقیقات نشان داده است در 9 تمرین و 4 بازی، بازیکن ها حدود 107 ضربه را تحمل می کنند.

هاکی

بر اساس گزارش آماری CBC Sports، حدود 88  بازیکن حرفه ای هاکی در خلال سال های 2011 تا 2012 حدود 1697 بازی را از دست دادند و دلیل آن نیز ضربه های مغزی و آسیب به سر آنها بوده است. این ضربه ها برای بازیکن های کوچک تر  و کودکان بسیار خطرناک است. آمار ثابت می کند حدود نیمی از 13 هزار بیماری و آسیب مغزی ناشی از ورزش در کودکان، در نتیج ورزش هاکی بوده است.

پرش با نیزه

پرش با نیزه نیز خطر آسیب های مغزی، به ویژه در کودکان دارد. فرود آمدن در مکانی که نباید – که بسیار هم اتفاق می افتد –آسیب های جدی به سر و مغز ورزشکار را موجب می شود.

دوچرخه سواری

 جالب است بدانید بیشتر آمار آسیب های مغزی ورزشکاران در نتیجه ورزش دوچرخه سواری بوده است.

لاکراس
البته باید گفت ورزش لاکراس در آمریکا و کانادا رواج دارد و در ایران به آن اندازه که باید شناخته شده نیست، اما اگر کودک یا نوجوان شما علاقه مند به انجام این ورزش بود باید مراقب آسیب های مغزی او باشید زیرا با اینکه کلاه ایمنی بر سر دارند اما همان برخورد مداوم کلاه ها با هم باعث آسیب دیدن مغز می شود. سر دختران در این ورزش بیشتر آسیب می بیند زیرا کلاه بر سر نمی گذارند.

بیس‌بال و سافت‌بال

آسیب‌های مغزی حاصل از بیس‌بال یا سافت‌بال در نتیجه ضربه های توپ نیست بلکه برای زمانی است که بازیکن بی فکر وارد بیس می شود. 

اگر همسر پولدار ندارید،خودتان پولدارش کنید

می‌خواهیم به شما یاد دهیم که کاری کنید صفرهای پول‌های خارج از بانک شما از صفرهای پول‌هایی که همسرتان در بانک دارد بیشتر شود، می‌خواهیم به شما بیاموزیم چگونه همسر و خانواده‌تان را پولدار کنید.

اگر بخواهیم روراست باشیم باید بگوییم در این روزها بیشتر دختران جوان آرزو دارند آن شاهزاده اسب‌سواری که به خواستگاری‌شان می‌آید پولدار باشد؛ اما خب خیلی‌های‌شان هم می‌دانند که پولدار بودن ضامن خوشبختی نیست پس ترجیح می‌دهند با یك مرد با شخصیت‌‌تر ازدواج کنند ولی همیشه در ته ذهن‌شان آرزوی یک زندگی مرفه و بدون دغدغه وجود دارد؛ ما می‌خواهیم به شما بگوییم اگر شوهرتان پولدار نیست اصلا مهم نیست چون خود شما می‌توانید به او کمک کنید تا او هم به جرگه مردان مرفه بپیوندد؛ نقش خود را دست‌کم نگیرید، می‌توانید با یک مدیریت خوب وضعیت اقتصادی خانواده را متحول کنید به خصوص در این روزها که با هزینه‌های سرسام‌آور، کمتر خانواده‌ای قدرت پس‌انداز را دارد و  ذخیره یک پس‌انداز امن و مطمئن بدون استفاده از مراکز مالی کمی بعید و در حالت خوش‌بینانه زمان‌بر به نظر می‌رسد پس شما باید با مدیریت درست مخارج کارها همه چیز را متحول کنید.

 قرار پولدار شدن بگذارید

همه ما طرز تفکر خاصی درباره پول و پولدار شدن داریم و همین تفکر به صورت ناخودآگاه در زندگی دنبال می‌شود. این نوع طرز تفکر، می‌تواند شما را به پول نزدیک‌تر کرده یا از آن دورتر کند. برای بیشتر ما که همیشه در طول زندگی خود عباراتی مانند: «ما قدرت خرید آن را نداریم»، «من که پول چاپ نمی‌کنم»، «هیچ کسی نیست که هم پولدار باشد و هم خوشحال» را از زبان اطرافیان‌مان می‌شنویم، به این نتیجه می‌رسیم که پس‌انداز پول کار دشواری است؛ اما نباید با این طرز تفکر غلط برای خود محدودیت ایجاد کنید؛ بنابراین اگر در زندگی خود به دنبال موفقیت هستید، نحوه تفکر خود روی پول و افراد پولدار را تغییر دهید و سعی کنید به همراه همسرتان برنامه‌ای عملی برای رسیدن به آن تنظیم کنید.

  راه ارزان خریدن را یاد بگیرید

سایت‌هایی وجود دارند که می‌توان خدمات، جنس‌ها و محصولات را با تخفیف خرید؛ سایت‌هایی که به عنوان سایت‌های تخفیف گروهی شناخته می‌شوند؛ در این سایت‌ها كالایی با تخفیف بسیار بالا برای مدت محدودی برای فروش روی سایت قرار می‌گیرد و اگر تعداد مشخصی از بازدیدكنندگان سایت از آن كالا سفارش دهند، آن سفارش قطعی شده و كالاهای سفارش داده شده برای خریداران ارسال می‌شود اما اگر تعداد خریداران به اندازه كافي نرسد، خرید کنسل می‌شود. اگر بتوانید خدمات و کالاهای مورد نیازتان را از این سایت‌ها بخرید در مخارج خانه صرفه‌جویی  می‌شود و پایان هر ماه پس‌انداز قابل ملاحظه‌ای برای خانواده به وجود می‌آید که هم می‌تواند به شما و هم همسرتان آرامش مالی دهد. با یک جست‌وجوی ساده در اینترنت می‌توانید این سایت‌ها را پیدا کنید، البته حواس‌تان به کلاهبرداری‌ها هم باشد.

  از فروشگاه‌های بزرگ خرید نکنید

یک پیشنهاد دیگر این است که از فروشگاه‌های بزرگ و زنجیره‌ای‌ خرید نکنید، چون وقتی پا به چنین فروشگاه‌‌هایی می‌گذارید در آن جا هرچه هست جارو می‌کنید و تازه پای صندوق می‌فهمید چی کارکرده‌اید و باید چقدر پول دهید، بنابراین اول از همه سعی کنید برای خودتان یک فهرست خرید آماده کنید  و تصمیم بگیرید فقط چیزهایی را که در فهرست است بخرید، ،همچنین اگر مصرف بالایی دارید، می‌‌توانید ازعمده‌فروشی‌ها‌ خرید کنید تا ارزان‌تر شود یا حتی می‌توانید از عمده فروشی مثلا يك كارتن پودررختشویی بخرید و آن را با مادر یا مادر‌شوهر خود قسمت کنید و پول آن را نصف بپردازید.

  پول خردهای ارزشمند

معمولا اگر در جیب مردها پول خرد وجود داشته‌باشد همه را بیهوده خرج می‌کنند بدون اینکه هیچ یک از احتیاجات خانه را برآورده‌کرده‌باشند؛ شما می‌توانید با شوهرتان قرار بگذارید که همه این پول‌ها را جمع کنید تا در آخر هر ماه یک پول حساب‌ نشده برای پس‌ انداز به وجود بیاید مثلا می‌توانید یک قلک بخرید و هر چی پول خرد است در آن بریزید و البته باید شما پول خردهای شوهرتان را هم بگیرید چون به احتمال زیاد او فراموش خواهد کرد که پول خردهایش را در قلک بيندازد. با این کار هم دیگر با پول خرده‌ها هله هوله نمی‌خرید و كه چاق شوید و هم سلامت‌تان به خطر نمي‌افتد.

  تخصص شوهر شما چیست؟

با چند سال زندگی با شوهرتان آنقدر شناخت از او به دست می‌آورید که بفهمید در چه زمینه‌ای بیشتر تخصص دارد و استعدادش در کجاست؛ شما به عنوان فردی که او را از بیرون می‌بینید باید بکوشید جنبه‌‌های مثبت او را تقويت کرده، موارد ضعيف را در اولين فرصت ممکن شناسايي و کمک به اصلاح آنها کنید تا بتواند در بهترین حرفه‌ای که می‌تواند فعالیت كرده ودرآمد بیشتری کسب کند، همچنین باید به او کمک کنید برای خود نقشه‌ای برای تبدیل شدن به فردی برجسته در حرفه خود بسازد تا هم شما و هم خودش بتوانید رشدش را در کار ارزیابی کنید.

  به او قدرت ارتباط بدهید

حتما در اطراف همسرشما افراد با نفوذ یا همکارهای خاص وجود دارند که می‌‌توانند به پیشرفت حرفه ای او کمک کنند؛ کسانی که تخصص خاصی دارند و می‌توانند به متخصص شدن بیشتر او کمک کنند یا افرادی که ارتباطات اجتماعی وسیعی دارند و می‌توانند همسر شما را با افراد بیشتر آشنا کنند و به او قدرت ارتباط را بدهند یا رئیس و کارفرمای او که نقشی مستقیم در پیشرفت کار‌ی‌اش دارد؛ شما باید اول از همه اینگونه افراد را شناسایی كرده و بعد با همسرتان در مورد آنها صحبت کنید همچنين شما می‌‌توانید به شوهرتان پیشنهاد دهید تا اگر صلاح می‌داند با  آنها رفت و آمد خانوادگی ترتیب دهید مثلا اینکه با مشورت شما و تشخیص شوهرتان یک شب شام آنها را دعوت کنید. 

  به او جهت دهید

در یک فرصت مناسب با همسرتان صحبت کنید و از او بپرسید کدام مهارت است که اگر آن را در خود تقويت کند، بيشترين اثر مثبت را در حرفه‌‌اش به جا مي‌گذارد؟ پاسخي که به اين سؤال مي‌دهد را به عنوان يک هدف بنويسيد وبه کمک خودش براي آن يک ضرب‌العجل تعيين کنيد. با هم  طرح و نقشه‌ای بکشید، مثلا اینکه آیا لازم است مقداری پس‌‌انداز را صرف کلاس‌های آموزشی کند یا نیاز به کمی فراغت برای مطالعه بیشتر دارد؟ شما می‌توانید با فراهم کردن شرایط  او در رسیدن به هدف یاری کنید پس یادتان نرود که اين کليد واقعي رسيدن به موفقيت شغلي است و موفقیت شغلی یعنی درآمد بیشتر.

 لباس را 6 ماه زودتر بخرید

بیشتر خانم‌ها عاشق خرید کردن از فروش فوق العاده‌ها و حراج‌ها هستند اما اگر شما جزو این دسته نیستید فراموش نکنید که  یکی از بهترین مسیرهای پس انداز است. حراج‌های فصلی و فروش‌های فوق‌العاده برای شما فرصتی است که هم جنس خوب بخرید و هم پول زیادی نپردازید.کافی است هر چه را که می‌خواهید بخرید 6 ‌ماه زودتر بخرید، یعنی برای زمستان سال بعد از حراجی‌های بهمن امسال استفاده کنید در این حالت می‌توانید با نصف قیمت به راحتی پوشاک خودتان و شوهرتان را مهیا کنید همچنين نگران از مد افتادن هم نباشید اگر ساده بخرید همیشه برازنده خواهید بود.

  خرج و مخارج‌تان را یادداشت کنید

اگر شوهرتان یا حتی خودتان اهل بی‌حساب خرج کردن هستید به شدت توصیه می‌کنیم هر دوی شما تمام هزینه‌های خود از کوچک‌ترین خریدهای روزانه گرفته تا بزرگ‌ترین خرج‌های عمده را در دفتری مخصوص بنویسید تا بتوانید به همراه هم هزینه را کنترل و مدیریت کنید. اگر هر ماه همه چیز را یادداشت کنید مقایسه ماهانه هزینه‌ها شما را در کنترل آنها موفق‌تر خواهد کرد. با این کار می‌فهمید روی چه کاری  بیشتر از حد مجاز خرج کرده‌اید، دنبال دلیلش می‌گردید و سعی می‌کنید اوضاع دوباره عادی شود.

12 عشقی که زندگی شما را سیاه می کند

یک بار دیگر شخصیت فردی را که به او علاقمند شده ایدمرور کنید. این مطلب می خواهد هشدار دهد که محبوب شما ممکن است دچار نوعی اختلال شخصیت باشد اما شما چون دوستش دارید، متوجه آن نشوید.عشق پدیده غریبی است که هر کسی در زندگی حداقل یک بار آن را تجربه می کند. گاهی ماجرا شکل پیچیده ای به خودش می گیرد و ما عاشق کسی می شویم که دچار درجه هایی از اختلال های شخصیتی است. شاید خودشما هم الان درگیر همین نوع رابطه هستید اما خودتان خبر ندارید و یا نمی خواهید قبول کنید. شاید هم از علائم این نوع عشق ها بی خبرید. صفحه های بعد را مرور کنید.چرا افراد با اختلال شخصیت جذابیند؟** جنبه هایی از شخصیت هستند که مانع از شناخت افراد دارای اختلال شخصیت در همان اوائل آشنایی می شوند. این افراد غالبا اول آشنایی تصویر خیلی خوبی از خودشان ارائه می دهد که بقیه را جذب می کند. افراد دارای اختلال شخصیت از نظر ظاهری با بقیه فرقی ندارند و آنها هم ممکن است زیبا و باهوش باشند و در کارشان حسابی افراد موفقی باشندکه این ویژگی ها باعث می شود برای دیگران جذاب به نظر برسند. از سوی دیگر، برای تشخیص اختلال شخصیت، باید گذشته او را دانست و اطلاعات زیادی از روابط او با دیگران و الگوهای رفتاریش داشت که در آشنایی کوتاه مدت به دست نمی آید. علاوه بر همه اینها، افراد دارای اختلال شخصیت ویژگی هایی را از خودشان بروز می دهند که می تواند دیگران را مجذوب آنها کند؛ برای مثال آیا تا به حال کسی از اطرافیان تان شیفته فردی شده است که خیلی شیرین زبان است؟یا با ساختن داستان درباره اینکه به چه موقعیت های بالایی رسیده و چه آدم های مهمی را می شناسد. او را به خود جذب کرده باشد؟ همین ویژگی ها که او را جذب کرده، اتفاقا مربوط به اختلال شخصیتی او بوده است. به هر حال، در این باره دوستتان را سرزنش نکنید و یادتان باشد که همه ما دارای این گرایش درونی هستیم که به سمت افراد نابهنجار جذب می شویم! جواب او به این سوال ها، تا حدی دلیل های شخصی او را برای جذب شدن به چنین افرادی روشن تر می کند:* آیا چنان مبهوت ویژگی های ظاهری یا رفتاری او شده است که باعث می شود بسیاری از ویژگی ها و رفتارهای ناپسند از چشمش دور بماند؟* آیا فردی که به او علاقه دارد، دارای ویژگی هایی است که او به شدت فاقد آنها است؟* آیا او خودرا ملزم به کمک به این افراد و نجات آنها می داند؟* آیا هنگام اقدام به ترک فرد مورد علاقه اش، حتی اگر آن را ضروری هم بداند، دچار احساس گناه می شود؟* آیا نیاز به کمک به نیازمندان آنقدر دراو قوی است که خودش را ناتوان از ترک چنین آدمی می بیند؟* آیا او در همان لحظه اول آنچنان عاشق می شودکه دیگر معایب شخصیتی و رفتاری او را نمی بیند؟* آیا عزت نفس او آنقدر شکننده است که گفتن کلمه نه به فردی که فکر می کند در مقایسه با خودش موقعیت برتری دارد، برایش خیلی دشوار است؟* آیا فقط به این فکر است که از تنهایی فرار کند؟آیا دوستانتان با این شخصیت ها برخورد داشته اند؟* آیا رابطه آنها بسیار شورانگیز شروع شد و بعد به دلایلی نه چندان قابل قبول، به سردی گرایید؟* آیا خواستگار او از تاثیر رفتارهایش روی دیگران آگاهی ندارد؟* آیا خواستگار او رفتارهایی دارد که به نظر نامناسب است اما خودش با آنها مشکلی ندارد؟* آیا وقتی برای تصحیح رفتارت او اقدامی می شود، به آن اعتنایی نمی کند و یا واکنش منفی دارد؟* آیا او معمولا اول رابطه خیلی خوبی با بقیه برقرار می کندو بعد کارش به دلسردی و دلخوری و کناره گیری می کشد؟* آیا خواستگار او آنقدر به توجه و محبت نیاز دارد که دوستتان را به ستوه آورده است؟* آیا خواستگار او آنقدر منضبط و منظم است که هر تغییر برنامه ای او را عصبانی می کند؟* آیا رفتار خواستگار او عجیب و غریب است و اصلا برای همین است که دوستتان دوستش دارد؟* آیا بددلی ها، نگرانی ها و سوءظن های خواستگارش امان دوستتان را بریده است؟** اگر جواب ها به سوال های بالا مثبت است، ورود او را به جمع افراد دارای سابقه ارتباط با اختلال شخصیتی ها تبریک می گوییم. البته، دراین گروه افرادخیلی زیادی وجود دارند و دوست تان، یکی از متعدد آدم های دارای این تجربه است. یادتان باشد تنها جواب مثبت به یکی از این سوال ها، برای تشخیص اختلال شخصیت در کسی که او را دوست دارد کافی نیست اما بد نیست قدری شک او را برانگیزد.عشاق عجیب و غیرعادی1- محبوب شکاک (اختلال شخصیت پارانوئید)علائم:* گمان می کندکه به او آسیب می زنند، یا به او دروغ می گویند یا قصد دارنداز او سوء استفاده کنند.* ظاهرا همیشه برایش جای تردید وجود دارد که دیگران به او وفادار هستند یا نه.* از اینکه بخواهد اعتماد کند می ترسد و صمیمانه همه چیز را با محبوبش در میان نمی گذارد.* حرف های دیگران را، حتی اگر شوخی یا تعریف و تمجید باشدگ، علیه خود تعبیر می کند یا فکر می کند قصد تمسخر او را دارند.* وقتی از کسی ناراحت می شود، کینه او را برای همیشه به دل می گیجرد.* فکر می کندمورد حمله دیگران قرار گرفته، در نتیجه به سرعت عصبانی و پرخاشگری می شود.* خشک و رسمی و فاقد حس شوخ طبعی است.* گاهی بقیه را می ترساند چون احساس می شود توانایی این را دارد که به دیگران آسیب برساند.چرا جذب چنین آدمی می شوم؟خیلی از افراد جذب افراد مرموز و تودار می شوند. انگار می خواهند از راز و رمز این دسته از افراد سر در بیاورند. به علاوه، آدم های شکاک گاهی زخم خورده به نظر می رسند و در بعضی ها این احساس را به وجود می آورند که رسالت کمک به او را دارند.در واقع، افرادی که نیاز دارند دائم مورد تایید دیگران باشند و وفاداری خود را به کسی ثابت کنند و آدم هایی که شک و تردید و دائم چک شدن را به پای عشق و علاقه می نویسند و دوست دارند دائم کنترل شوند، جذب چنین افرادی می شوند. آدم هایی که نیاز به مراقبت کردن از شخص دیگری دارند هم مستعد برقراری رابطه با پارانوئیدها هستند.آخرش چه می شود؟رابطه با این افراد می تواند خطرناک باشد چون اگر احساس کنند محبوبشان به آنها آسیب خواهد زد، ممکن است تصمیم بگیرند در این کار پیشدستی کنند. خبر بد اینکه این دسته از افراد اغلب درمان هم نمی شوند چون به درمانگر هم اعتماد نمی کنند و واکنش شان به درمان خیلی تهاجمی است.[«قرمز» حکایت مردی است که با وجود عشق زیادی که به همسرش دارد، نمی تواند او را باور کند و دست از تردید بر نمی دارد.]2- محبوب منزوی (اختلال شخصیت اسکیزوئید)علائم:* علاقه ای به ارتباط نزدیک با دیگران ندارد، حتی کسی که محبوبش است.* فعالیت های فردی را ترجیح می دهد، حتی به بودن با خانواده.* تعداد فعالیت ها و وقایعی که می تواند برای او جذاب باشد، خیلی اندکاست.* به غیر از اعضای خانواده، فرد دیگری با او نزدیک و صمیمی نیست.* انگار نسبت به تمجید و حتی انتقاد اطرافیان بی تفاوت است.* به نظر بقیه، سرد و منزوی و بی احساس با شاید خجالتی است.چرا جذب چنین آدمی می شوم؟این افراد به دلیل درونگرایی و گوشه گیری خود می توانند برای بقیه جذاب باشند، به علاوه افرادی که می خواهند طرف مقابل شان فقط با آنها وقت بگذراند و خیال خیانت هم به سرش نزند، جذب چنین آدم هایی می شوند. همچنین این دسته از آدم ها، احساسات افرادی را قلقلک می دهندکه می خواهند دائم از شریک زندگی شان مراقبت کنند، به جای او حرف بزنند، به جای او تصمیم بگیرند و خلاصه مثل یک پرستار مهربان برای او باشند. اگر کسی نیاز داردکه اطراف مقابلش به او خیلی احتیاج داشته باشد، احتمالا جذب اسکیزوئیدها می شود. نکته تلخ و خنده دار ماجرا این است که بعد می فهمد آنها اصلا به او نیازی ندارند و بود و نبودشان آنقدرها هم فرقی نمی کند.آخرش چه می شود؟اسکیزوئیدها خیلی به درمان جواب نمی دهند چون منزوی بودن مهمترین مکانیسم دفاعی است که همه عمرشان داشته اند و نمی خواهندآن را ترک کنند. بنابراین نباید از آنها عصبانی شد و اگر قرار است با چنین آدم هایی زندگی کنید، باید بی خیال تغییر آنها شوید. باید بگذارید به حال خودشان باشند و در فعالیت هایی که دوست دارند شریک شد. اگر قرار است همسری داشته باشید که قلبش برای خانواده بتپد، اسکیزوئیدها مناسب نیستند.[«فارست» شخصیت ساده و دوست داشتنی است که خیلی هم توجه جلب می کند اما بیشتر سرگرم کارهای خودش است تا کارهایی که مردم معمولا انجام می دهند.]3- محبوب غیرعادی (اختلال شخصیت اسکیزوتایپال)علائم:* افکار او به نظر همه تا حدی عجیب است.* حوادث، اتفاق ها و خلاصه همه چیز در زندگی عادی برای او معنای خاصی دارند.* انگار دنیا را به روش خاصی تجربه می کند، آنقدر که گاهی هیچ کس از دنیای او چیزی سردر نمی آورد.* عواطف، هیجان ها و ابراز احساس های او به نظر عجیب و نامتناسب می رسند.* دوستان صمیمی زیادی ندارد.* زیاد علاقه به موقعیت های اجتماعی ندارد چون با دیگران احساس راحتی نمی کند.چرا جذب چنین آدمی می شوم؟افراد اسکیزوتایپال، اسرارآمیز، شگفت انگیز و حتی سرگرم کننده اند، برای همین هم در دیدارهای اول، می توانند جذاب باشند. آنها یک دنیا حرف هایی دارند که در زندگی تان نشنیده اید و می توانند باعث خنده یا شگفتی شوند. به علاوه گاهی رفتارها و پوشش متفاوت آنها، به بقیه این احساس را می دهد که افرادی جسور هستند و همین، خودش جذابیت است. همچنین متفاوت بودنشان، حس این را که بخواهند از آنها مراقبت کنند در افراد به وجود می آورد. البته، معمولا آدم هایی جذب اسکیزوتایپال ها می شوند که خودشان هم رگه هایی از عجیب و غریب بودن داشته باشند! از ما گفتن بود، باید مراقب بود!آخرش چه می شود؟باید در رابطه با این افراد حسابی پوست کلفت بود و آمادگی طرد شدن در موقعیت های اجتماعی را داشت. همچنین باید برای بارها عصبانی شدن از دست او آماده شد. نبایدب رای تغییر او عجله به خرج دارد و باید قدم به قدم در کنار او بود تا بتواند کم کم با اجتماع کنار بیاید. اگر چنین صبری وجود ندارد، بدانید ترک کردن ناگهانی او می تواند حسابی به او آسیب بزند. پس، این کار حتما باید به تدریج و با کمک یک متخصص انجام شود.[«ذهن زیبا» به خوبی مردی را به تصویر می کشد که با بقیه فرق دارد. حتی نقوش لباس های دیگران را به شیوه ای غریب و معنادار می بیند. نگاهی که بقیه با آن ارتباط نمی گیرند و همین دلیل هم از او فردی تنها می سازد.]عشاق فریبنده و خطرناک4- محبوب نمایشی (اختلال شخصیت هیستریونیک)علائم:* دوست دارد همیشه مورد توجه همیشه باشد و بسیار تلقین پذیر است.* رفتارها و نوع لباس پوشیدنش برای جلب توجه است.* نگرش خاصی درباره مسائل مهم زندگی ندارد، دیدش سطحی است و حرفی برای بیان کردن در جمع ها ندارد.* تحمل مورد بی توجهی قرار گرفتن را ندارد و زود احساساتش تغییر می کند. حتی ممکن است در جمع به پرخاشگری و قشقرق بپردازد.چرا جذب چنین آدمی می شوم؟اگر فردی با چنین آدم هایی وارد رابطه شود، احتمالا از آن دسته آدم هایی است که هیجان خواهی درونی خود را دائم سرکوب می کند یا شاید برای خود به اندازه کافی ارزش قائل نیست که نیازهای خود را در رابطه به رسمیت بشناسد و بخواهد که برطرف شوند.آخرش چه می شود؟برای داشتن یک رابطه زناشویی عمیق و با دوام، یک فرد هیستریونیک به هیچ وجه مناسب نیست. اگر فردی می خواهد چنین رابطه ای را ادامه دهد، باید حد و مرزهای خیلی دقیقی را تعیین کند و سر حرف خودش هم بماند. باید انتظارها را درباره روابط، نوع لباس پوشیدن و رفتار کردن این افراد مطرح شود و در این باره قاطع بود. باید خود را برای پرخاشگری های آنها آماده کرد و از یک درمانگر کمک گرفت. اگر تصمیم به جدایی از آنها گرفته شد، باید از حمایت خانواده و دوستان استفاده شود تا از خشم او زیاد آسیب ندید.[شخصیت زن مهم فیلم «زندگی خصوصی» برگرفته از یک شخصیت هیستریونیک است.]5- محبوب توفانی (اختلال شخصیت مرزی)علائم:* اقدام های دیوانه وار انجام می دهد تا از سوی محبوبش طرد نشود و معمولا رفتارهای او را طوری تعبیر می کند که انگار قصد ترک او را دارد.* در تاریخچه زندگی او رفتارهای تکانشی وجود دارد، مانند رانندگی پرخطر، پرخوری، اعتیاد، ولخرجی و ...* در تاریخچه زندگی او ارتباط های بی ثبات با دیگران وجود دارد.* بارها اقدام به خودکشی یا آسیب رساندن به خودکرده یا دست کم ژست آن را گرفته است.* نوسان های شدید هیجانی دارد، برای مثال از شادی به افسردگی یا از آرامش کامل به خشم خیلی شدید.* احساس پوچی مزمن دارد.* پرخاشگری های بی مورد کلامی و فیزیکی دارد.چرا جذب چنین آدمی می شوم؟در بیشتر موارد، شخصیت های مرزی را زنان تشکیل می دهند. فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، بسیار جذاب، پرشور، پر از هیجان، بدون حد و مرز و جسور ظاهر می شود که خیلی جذاب است. او در ابتدا هیچ رفتار ناخوشایندی ندارد و کسی به مشکل دار بودن او شک نمی کند. افرادی که از بالا و پایین شدن زیاد در رابطه و واکنش های ناگهانی خوششان می آید، یا احساس می کنند رسالت نجات فردی اینچنین بی ثبات را دارند، وارد چنین روابطی می شوند.آخرش چه می شود؟درمان چنین فردی اگرچه کند و دشوار اما ضروری است. تمام تهدیدهای او به خودکشی باید جدی گرفته شود. باید با تفکر سیاه و سفید او مقابله و متهم شدن به بی عاطفه بودن را دائم تحمل کرد. زندگی به افراد دارای اختلال شخصیت مرزی از هر اختلال دیگری دشوارتر است. به هر حال باید مراقب بود به تفکرهای خود تخریبی او دامن نزد و به او فهماند که اگر دلخوری وجود دارد به معنای این نیست که از او متنفرند. سرانجام این افراد، اگر بعد از تلاش های مکرر برای خودکشی زنده بماند، در بیشتر موارد افسردگی است.[سابقه خودکشی، رفتارهای تکانشی، تصمیم های عجولانه و بدونفکر کردن به عاقبت کار ویژگی های شخصیت باران کوثری در فیلم «بغض» است.]6- محبوب خطرناک (اختلال شخصیت ضد اجتماعی)علائم:* در فعالیت هایی شرکت می کنند که خلاف قانون است و احتمالا سابقه بازداشت یا مشکلات قانونی دارد.* بارها به خاطر منافع خود، به دیگران دروغ می گوید و آنها را فریب می دهد.* تکانشی است، یعنی رفتارهایش ناگهانی است و به عاقبت آنها فکر نمی کند. اصلا انگار هیچ چیز برایش درس عبرت نمی شود.* بارها نشان داده برای رفاه و سلامتی دیگران اهمیتی قائل نیست.* ثبات و شرافت لازم در زمینه شغلی خودش را ندارد.* روحیه پشیمانی و عذرخواهی ندارد و در برابر آسیبی که به دیگران می زند یا ناراحتی هایی که درست می کند، به جای عذرخواهی، بهانه می تراشد و خود را توجیه می کند.چرا جذب چنین آدمی می شوم؟افراد ضد اجتماع به شدت در برقراری ارتباط مهارت دارند و خیلی سعی می کنند جذاب و بامزه باشند. آنها باعث می شوند احساس شود یک رابطه جالب دو طرفه برقرار شده و آینده ای پر از شادی و خوشبختی در زندگی زناشویی پیش روی است. واقعا چه کسی از این شرایط بدش می آید؟ البته قضیه به این سادگی ها هم نیست. گاهی افراد جذب کسی می شوند که به نظر جالب و قوی می رسند؛ آدمی که اگرچه خیلی خودش را احساساتی، مودب و با وجدان نشان می دهد اما در عمل نشانی از احترام به انسان ها در رفتارش نیست. احتمالا عزت نفس این افراد آسیب دیده است و برای خودشان به اندازه کافی، ارزش قائل نیستند.آخرش چه می شود؟اگر کسی فکر می کند صبرش لبریز نخواهد شد، همیشه می تواند سکوت کند، دروغ بشنود و تحقیر شود، همه بار مسوولیت زندگی را به تنهایی به دوش بکشد، با خیانت های مکرر کنار بیاید و پای محاکمه و مانند آن هم بنشیند، می تواند زندگی با چنین فردی را امتحان کند، در غیر اینصورت، هر جا جلوی ضرر را بگیرد، سود کرده است.[عبرت نگرفتن و برنامه ریزی مداومبرای تبهکاری، عاقبت خیلی از ضد اجتماعی های پیشرفته است که در فیلم «درایو» به تصویر کشیده می شود.]7- محبوب خودپسند (اختلال شخصیت خودشیفته)علائم:* خود را از همه مهم تر می داند و تمام وقت در حال تعریف از خود است.* خود را فرد خیلی خاصی می داند که تنها آدم های خیلی برجسته می توانند درکش کنند.* همیشه خودش را حق به جانب می داند و انتظار دارد بقیه در راستای خواسته های او رفتار کنند.* از دیگران برای خواسته های خودش سوء استفاده می کند.* توانایی درک دیگران یا همدلی با آنها را ندارد و در واقع بقیه را آنقدر مهم و با ارزش نمی داند.* به شدت به دیگران حسادت می کند اما مدعی است که این دیگران هستند که حسادت می کنند.* همواره نیاز به شنیدن تعریف و تمجید از سوی دیگران، به خصوص خانواده دارد.چرا جذب چنین آدمی می شوم؟برخلاف باور عمومی، بیشتر خودشیفته ها، مرد هستند. آنها خیلی جذاب و با اعتماد به نفس ظاهر می شوند و با دروغ ها و گزافه گویی های فراوان، دیگران را شیفته خود می سازند. اما اگر کسی به این افراد توجه کند، ممکن است به این دلیل باشد که درگذشته یاد گرفته همیشه در خدمت دیگران باشد و به خواسته های خود توجه نکند. همچنین اگر عزت نفس و اعتماد به نفسش خیلی ضعیف باشد، ممکن است کم کم طوری وارد بازی یک فرد خودشیفته شود که خودش هم باور کند او برتر است و دارد او را با همه ضعف هایش تحمل می کند. حتی شاید از این بابت از او ممنون هم باشد.آخرش چه می شود؟آدم های خودشیفته، یا در کودکی زیادی مورد توجه بوده اند یا برعکس، آنقدر بی اعتنایی دیده اند که با خودشیفته دارند از خودشان دفاع می کنند. درمان آنها دشوار است چون اصلا دیگران را در حدی نمی بینند که بخواهند آنها را تغییر دهند. اگر بتوان خیلی قاطع ماند و راه را بر تحقیر دیگران بست، برای مثال حد و مرزهای خیلی روشنی گذاشت، خیلی جدی و با بی اعتنایی می توان تا حدی اوضاع را کنترل کرد. همچنین اگر بتوان او را در بازی خودشانداخت و برای مثال با تعریف وسوسه اش کرد تا درست رفتار کند، اوضاع بهتر می شود. با اینحال، زندگی با یک خودشیفته می تواند تمام توان افراد را بگیرد و از آنها فردی افسرده و بدون اعتماد به نفس بسازد.[دارسی در فیلم «غرور و تعصب» به هیچ کس بها نمی دهد، هیچکس را در حد و اندازه خود نمی داند و از هر فرصتی برای سرکوفت زدن به دیگران و تحقیر آنها استفاده می کند.]8- محبوب فرساینده (اختلال شخصیت پرخاشگر - منفعل)علائم* به طور غیرمستقیم از انجام وظایف شغلی و اجتماعی سر باز می زند.* همواره از این شاکی است که بقیه او را درست درک نمی کنند.* در بسیاری از مواردلجوجانه به بحث و جدل می پردازد.* ظاهرا بدون هیچ دلیل مشخصی از افراد مافوق خشمگین است و از آنها دائم انتقاد می کند.* نسبت به آدم های موفق تر احساس حسادت می کند.* در بسیاری از موارد با اغراق، از مشکلات زندگی خودش گله دارد.* همواره بین اطاعت انفعالی و نافرمانی خصمانه در نوسان است.* رفتارهایش به طور غیرمستقیم، خوشبختی و موفقیت های شریک زندگی اش را از بین می برد.چرا جذب چنین آدمی می شوم؟جذب آدمی که همیشه با نیش و کنایه حرف می زند و همیشه خشم دارد، کار ساده ای نیست. اگر کسی چنین فردی را دوست دارد احتمالا می خواهد در نقش یک منجی ظاهر شود واو را از گرفتارهایی که می گوید، رها کند. علاوه بر این، شاید فردی که زیاد غر می زند، شبیه به یکی از والدین او باشد و با همه سختی هایی که رابطه با او دارد، باز برایش یادآور فضای خانه باشد و به همین دلیل رفتارهای اعصاب خردکن او را تحمل می کند.آخرش چه می شود؟افراد منفعل - پرخاشگر، اعتماد به نفس و عزت نفس دیگران را تخریب می کنند وتلاش برای تغییر او هم بی نتیجه است. در واقع این شخصیت ها می توانند دیگران را به طور کامل نهبود کنند. برای همین بهتر است این رابطه ادامه پیدا نکند. به علاوه بایدمراقب بود که تصمیم گیری یا تعیین تکلیف را به عهده او نگذاشت چون اوضاع سخت می شود و خلاصه حسابی پشیمانی به بار می آورد.[شخصیت اصلی فیلم «راننده تاکسی» از همه عصبانی است. عصبانیت او حد و مرزی ندارد. انگار باید از همه انتقام بگیرد. خشم او به همه مربوط است و فیلتری ندارد.]عشاق مضطرب و نیازمند9- محبوب هراسان (اختلال شخصیت اجتنابی)علائم:* به دلیل ترس از انتقاد و عدم تایید، از فعالیت هایی که نیاز به تعامل با افراد زیاد داشته باشد طفره می رود.* فقط مایل است با افرادی ارتباط برقرار کند که از آنها خوشش می آید.* به دلیل احساس شرم و یا ترس از مورد تمسخر قرار گرفتن، درمورد دنیای درونی خود با حتی صمیمی ترین اطرافیانش هم صحبتی نمی کند.* در موقعیت های اجتماعی دائم نگران این است که مورد انتقاد قرار بگیرد یا اینکه طرد شود.* به خاطر احساس بی کفایتی، از حضور در موقعیت های اجتماعی جدید اجتناب می کند و اگر هم در چنین موقعیت هایی حاضر شود، احساس کمتر و پایین تر بودن دارد.* معمولا سعی می کند وارد فعالیت های جدید و ناشناخته نشود.چرا جذب چنین آدمی می شویم؟بسیاری از آدم ها دوست دارند چیزها و افرادی را به دست بیاورند که به نظر دست نیافتنی هستند. آدم های اجتنابی هم به خاطر اینکه رابطه ای برقرار نمی کنند و از آدم ها، با هراس می گریزند، از همان گروه دست نیافتنی ها به حساب می آیند. از طرف دیگر، این افراد به نظر مظلوم هایی می رسند که نیاز به کمک دارند و میل افراد به نجات را قلقلک می دهند. آدم های اجتنابی به نظر خیلی هم امن می رسند چون تمایل به ارتباط با غریبه ها در آنها کمتر است. شاید دوستتان هم به همین دلیل جذب چنین آدمی شده است.آخرش چه می شود؟نباید به درمانش دلخوش بود. زندگی با اجتنابی ها می تواند خیلی کسل کننده باشد. اگر دیگران دل به دلش دهند و با همه کناره گیری ها و یکنواختی هایش کنار بیایند، کمکی به بهبود اوضاع نمی کنند. باید صر به خرج داد، قدم به قدم او را تشویق کرد، او را وارد جمع ها کرد و البته به محدود بودن هم عادت کرد.10- محبوب غمگین (اختلال شخصیت افسرده)علائم: * زندگی و رفتارهای او پر از غم و اندوه است.* احساس بی کفایتی و بی ارزشی دارد و اعتماد به نفسش خیلی پایین است.* نسبت به خودش دیدی منفی دارد و همیشه در حال سرزنش کردن خودش است.* بیشتر تمایل داردخودخوری کند و وقت زیادی را به غصه خوردن می گذراند.* نسبت به دیگران، از جمله افراد مهم زندگی اش هم دیدگاهی منفی و انتقادی دارد.* تمنایل زیادی دارد که دائم دچار احساس پشیمانی و گناه شود.چرا جذب چنین آدمی می شوم؟آدم های با شخصیت افسرده درنگاه اول خیلی فروتن و مودب به نظر می رسند. آنها آدم های آرامی هستند که مسوولیت همه چیز را به گردن می گیرند و از دیگران عذرخواهی می کنند. به علاوه به شدت این احساس را در آدم برمی انگیزند که بایداز آنها مراقبت کرد. از طرف دیگر، این دست از آدم ها، به دیگران فرصت مدیریت کامل رابطه را می دهند.آخرش چه می شود؟می توان رویکمک درمانگر حساب کرد. می توان عزت نفس او را بالا برد و به او کمک کرد به دنیا این همه تلخ نگاه نکند. جدا شدن از او درشما احساس گناه به وجود می آورد. اگر هم قرار بر ماندن با او باشد، باید مراقب بود خودمانعزت نفس را از دست ندهیم.[در فیلم «سگ آبی» مردی که از شدت افسردگی به ندرت حرف می زند، با یک عروسک ارتباط برقرار می کند.]11- محبوب آویزان (اختلال شخصیت وابسته)علائم:* توانایی تصمیم گیری در امور روزمره بدون کسب اطمینان و نظر پرسیدن از دیگران را ندارد.* نیاز دارد مسوولیت غالب حیطه های مهم زندگی را به عهده دیگران بگذارد.* به خاطر ترس از تنهایی، از مخالفت با دیگران یا حتی اظهار نظر پرهیز می کند.* به دلیل اینکه به توانایی هایش اطمینان ندارد، در شروع یا پایان کارها مشکل دارد.* به دیگران بیش از حد اهمیت می دهد و برای اینکه مبادا آنها را از دست بدهد، گاه تن به کارهایی می دهد که برای خودش خوشایند نیست.* وقتی قرار باشد رابطه ای را به پایان ببرد، از ترس تنهایی، سریع سراغ جانشین می گردد.* خیلی نگران است که به تنهایی نتواند از خودش مراقبت کند.چرا جذب چنین آدمی می شوم؟در افرادی که در کودکی، مسوولیت نگهداری از خواهر و برادر کوچکتر را برعهده داشته اند، احتمال اینکه در ارتباط های جدی زندگی شان سراغ افراد وابسته بروند بیشتر است. بعضی افراد، نیاز شدیدی دارند به اینکه احساس کنند فرد دیگری به آنها نیاز دارد، اینطوری احساس قدرت و ارزش می کنند. به علاوه، بعضی ها، وقتی می بینند طرف مقابل چقدر وابسته است، از اینکه بخواهند او را ترک کنند به شدت دچار احساس گناه می شوند.آخرش چه می شود؟افراد وابسته می توانند دیگران را به ستوه بیاورند. برای هر چیزی می خواهند نظر دیگران را داشته باشند و خودشان نمی توانند به تنهایی تصمیم بگیرند. باید سعی کرد او را عادت به مستقل تر بودن داد. به جایش انتخاب نکرد. اگر برای درمان اقدام شود فراموش نکنید که او تنهاب رای کسب رضایت دیگران حاضر به مراجعه است و خیلی نباید دل به درمان بست. باید سعی شود روابط اجتماعی او را گسترش داد و اگر تصمیم به قطع رابطه گرفته شد، باید برای سیل اشک هایش نیز آماده شد.12- محبوب سرسخت (اختلال شخصیت وسواسی)علائم:* ذهنش مشغول جزییات است و با اهمیت دادن به محدودیت ها، فرصت تفریح را از خود می گیرد.* آنقدر کمال گرایی او زیاد است که نمی تواند کارهایش را به پایان ببرد.* خود را حسابی وقف کار می کند.* بسیار پایبند اخلاقیات است و در این زمینه هیچ انعطاف پذیری ندارد.* نمی تواند از وسایل قدیمی خودش دل بکند و حاضر نمی شود آنها را دور بیندازد.* حاضر نمی شود در کاری با دیگران همکاری کند، مگر اینکه همه چیز مطابق میلش انجام شود.* معمولا خیلی خسیس است و به سختی برای خودش و دیگران پول خرج می کند.* غالبا لجباز و یکدنده است و می خواهد خودش، همه را تحت کنترل داشته باشد.چرا جذب چنین آدمی می شوم؟این افراد در نگاه اول، آدم های منضبط و با اخلاق و سختکوش به نظر می رسند و دارای ویژگی هایی هستند که همه آنها را تحسین می کنند. در بعضی موارد افرادی جذب چنین آدم هایی می شوند که خودشان را آدم های بی نظمی می دانند و با این کار انگار می خواهند بی نظمی های خود را بپوشانند یا جبران کنند. به علاوه عده ای هستند که به شدت اعتقاد دارند یکی از زوج ها باید به سختی کار کند و دیگری، چیز زیادی از زندگی و کارهای مهم آن سر در نیاورد.آخرش چه می شود؟زندگی با شخصیت وسواسی سخت است چون کم کم تبدیل به آدمی می شود که نقشی در زندگی ندارد، برایش تصمیم می گیرند، برنامه ریزی می کنند، بودجه را هم تعیین می کنند. به علاوه، این افراد بیشتر وقت خودشان را سر کار می گذرانند و از دیدن برنامه های کاری خود بیشتر به هیجان می آیند تا دیدن خانواده! البته اینکه سختکوش هستند؛ خیلی خوب است ولی وقتی هیچ زمانی برای تفریح ندارند و دلشان هم نمی آید پولی خرج کنند، چه فایده؟ خبر خوب اینکه احتمال درمان وجود دارد.[در فیلم «آملی» شخصیت آملی عاشق جزییات است. به چیزهایی توجه می کند که کسی متوجه آنها نمی شود. عادت های عجیب و غریبی هم دارد که دیگران را به تعجب وامی دارد.]

خانه عاری از غبار

اهمه ما در بیشتر اوقات به دنبال راه حل هایی برای از بین بردن زباله ها یا مواد حاصل از موادی که مصرف می کنیم هستیم اما کمتر به فکر جلوگیری از ایجاد این زباله های مزاحم هستیم. 

یکی از مسائلی که پیوسته از آن در رنجیم، حضور گرد و غبار موجود در محیط خانه است که البته راه های بسیاری برای از بین بردن آنها وجود دارد. در این نوشته شما با راهکارهایی برای جلوگیری از ایجاد این گرد و غبارها در محیط خانه آشنا می شوید.

خانه عاری از غبار
1- از گذاشتن موادی که تولید گرد و غبار در محیط خانه می کنند، اجتناب کنید. مواد غذایی را که از بیرون می خرید، هر چه سریع تر به سینک انتقال دهید و آنها را بشویید تا ذرات گرد و غبار را با خود در محیط خانه پخش نکنند. هرگز روزنامه و کاغذهای باطله را در محیط خانه پاره نکنید. زیرا این مواد از ریز ذراتی تشکیل شده اند که با این کار شما، این مواد در هوای معلق می مانند و شما با دست خود تولید گرد و غبار کرده اید.

2- رختخواب از جمله مکان هایی است که در هر انسانی میزان زیادی از اوقات شبانه روز خود را در آن سپری می کند، برای اینکه از تولید گرد و غبار در این مکان از خانه جلوگیری کنید، هرگز با لباس بیرون وارد رختخواب نشوید. از طرفی حداقل دو بار در سال رختخواب و کلیه لوازم مربوط به اتاق خواب را دقیقا و تمیز بشویید. 

دلیل این کار هم این است که حتی اگر گرد و غباری از بیرون وارد نشود، خود پتوها و دیگر وسایل به مرور زمان کرک هایشان جدا می شود و همین کرک ها یشان جدا می شود و همین کرک ها به صورت گرده هایی خطرناک وارد قفسه سینه و ریه می شوند و ایجاد انواع بیماری های تنفسی می کنند.

3- پادری های سنگینی را که بیرون از در ورودی قرار می دهید، هرگز به درون ساختمان نیاورید. این پادری ها با گذشت زمان حجم زیادی از گرد و غبار و را در خود جمع کرده اند و با ورود آنها به خانه در واقع شما مرکز گرد و غبار را به خانه خود آورده اید. حتی بهتر است برای شستن آنها را به خشکشویی بدهید. پرداخت هزینه برای این کار بسیار بهتر و سودمندتر از این است که هزینه زیادی برای درمان بیماری هایی که پیامد این گرد و غبار هستند، بپردازید.

4- تصفیه کننده های هوایی را که در منزل خود استفاده می کنید، زود به زود چک کنید و آنها را تمیز کنید زیرا با گذشت زمان خود این وسایل گرد و غبار زیادی را در منفذهای خود جمع می کنند. با هر بار روشن کردن این دستگاه ها، این گرد و غباری که در بدنه و منافذ آنها جا خوش کرده است، به فضای خانه شما وارد می شوند. شاید این ذرات خیلی به چشم نیایایند اما مجاری تنفسی شما بیشترین آسیب را می بینند.

5- از مرطوب کردن فضای خانه خود بپرهیزید. وسایل نم دار و آب گرفته را در محیط خانه خود قرار ندهید. زیرا وجود گرد و غبار در محیط خانه به سمت وسایل مرطوب جذب می شود. این گرد و غبار در این وسایل جانشین می شود و از بین نمی رود. شستن چندباره نیز تنها رنگ و روی وسایل را تازه تر می کندو دردی از شما دوا نمی کند.

6- دستگاه تهویه هوای خانه شما باید دارای فیلتر بسیار فوری باشد. فیلتر قوی مانع عبور گرد و غبار از دستگاه می شود. از آنجا که همیشه پیشگیری بهتر از درمان است، برای اینکه اجازه ورود گرد و غبار به خانه خود را ندهید، بهترین کار این است که از فیلتر قوی استفاده کنید.

7- گاهی بهتر است سلامتی خود را فدای زیبایی نکنید. البته این نازیبایی تنها در وهله اول است و با راهکارهایی به راحتی می توانید زیبایی را نیز به خانه خود برگردانید. چوب پرده ها از جمله وسایلی هستند که به شدت ایجاد گرد و غبار می کنند. به جای جنس چوب می توانید از جنس های پلاستیکی استفاده کنید. این وسایل به هیچ عنوان تولید گرد و غبار نمی کنند و از نظر هزینه نیز مقرون به صرفه ترند. برای اینکه ظاهر زیبایی نیز به آنها بدهید، می توانید با پوشش های پارچه ای رنگ آنها را خوش نما کنید.

8- پارچ های کهنه را به هیچ عنوان برای دمکنی استفاده نکنید. این پارچه ها سراسر گرد و غبارند. با هر بار تکان دادن آنها میلیون ها ذره گرد و غبار از آنها جدا شده و در فضای خانه شما پخش می شوند. از طرفی این وسایل چون با غذای شما سر و کار دارند، گرد و غبار را به طور مستقیم وارد غذای شما می کنند. این وسایل را زود به زود تعویض کنید تا مانع عبور این ریزهای خطرناک به بدن خود بشوید.

اثر شادی های خیابانی بر اعصاب ایرانی ها

- قبل از ورود به بحث شادی های خیابانی باید ببینیم شادی چیست؟

شادی و شادمانی بُعد هیجان و عاطفی سلامت روان است. به عبارت دیگر سلامت روان بدون شادی میسر نمی شود. این شادی چیست و چگونه به دست می آید از جمله سوالات کلیدی برای انسان و جامعه است. فلاسفه و متفکران دینی شادمانی را به خوب زندگی کردن ربط می دهند.

در مورد این که زندگی خوب چیست دیدگاه ها متفاوت است و معیارهای افراد برای زندگی خوب گوناگون. روان شناسان به خصوص روان شناسان مثبت گرا در این مورد حرف های زیادیدارند. داشتن احساسات مثبت و تقویت آن را در نظر دارند. همه ما می خواهیم شادمان باشیم، ولی چگونه؟ افراد همیشه خوشحال نیستند. بعضی روزها خوشحال و در روزهای دیگر غمگین هستند. زندگی فراز و فرود دارد و همه این احساسات برای بشر لازم است و باعث رشد انسان می شود.

نشان دادن احساسات مثبت و شادمانی به صورت های مختلف صورت می گیرد یا این کار به صورت خود انگیخته و ناگهانی و بدون برنامه صورت می گیرد و یا در چارچوب برنامه های از پیش تعیین شده تجلی می یابد. مطمئنا در فرهنگ هر جامعه ای جایگاهی برای شادمانی وجود دارد و فرهنگ ها پتانسیل لازم برای بروز شادمانی را در فرد دارد. فرهنگ ما خصوصا در این مورد غنی است و خوشبختانه ضعفی وجود ندارد و روش های بروز هیجان به شکل انفرادی و گروهی صورت می گیرد.

وقایع خوشایند، شادمانی به همراه دارد و در سطح محلی و ملی منجر به شادمانی های خیابانی می شود. مگر می توان شاد بود و کاری انجام نداد؟ بنابراین شادمانی های خیابانی شکلی از شادمانی به صورت دسته جمعی است. که به صورت خود انگیخته و یا برنامه ریزی صورت می گیرد. معمولا در ایران برای مسابقات فوتبال و اخیرا برای انتخابات و برنده شدن یک کاندیدا مردم شادی خود را در خیابان ها نشان دادند.

این شادمانی ها چه اثراتی در روح و روان مردم می گذارد؟

- هر نوع شادی موجبات افزایش سلامت روان را فراهم می آورد. زیرا شادی از مولفه های سلامت روان در بعد احساسی است. به همین دلیل مردم سعی دارند برای کسب شادی به لوازم و اسباب مختلف متوسل شوند. به دنبال پول هستند تا شاد شوند. پول خرج می کنند تا شاد شوند. پول خود را می بخشند تا شاد شوند. مطمئنا پول شادی به ارمغان نمی آورد و آن را با پول نمی توان خرید. ضمنا مردم را نمی توان مجبور به شاد بودن کرد. شادمانی پدیده ای حاضر و آسان برای تجربه کردن نیست.

شادمانی بر موفقیت افراد اثر دارد و البته شادمانی را می توان آموخت.

چگوه می توان شادی خیابانی خلق کرد؟
- چرا می خواهیم شادی خیابانی خلق کنیم؟ برخی کشورها به مناسبت های مختلف کارتاوال، فستیوال و برنامه های خیابانی را تدارک می بینند و برگزار می کنند تا مردم را شاد نمایند. شادی خیابانی یک نوع پارتی خیابانی است. خیابان ها مسدود می شود، عبور و مرور وسایل نقلیه متوقف می شود و مردم به راحتی در خیابان ها گرد هم جمع می شوند و حرکت می کنند. در انگلستان به مناسبت های مختلف به خصوص جشن های سلطنتی مراسم خیابانی برگزار می شود و میلیون ها نفر در آن شرکت می کنند و یکی از پرجاذبه ترین وقایع است.

آیا شادی های خیابانی عوارض خاصی هم دارند؟ این عوارض کدامند؟


- مطمئنا اگر برنامه ریزی و به ابعاد مختلف آن توجه نشود، ممکن است عواقبی به دنبال داشته باشد. جمع شدن افراد ممکن است به دیگران و به اموال دولتی صدمه بزند، خیابان ها کثیف شود، پیش بینی تمهیدات کار می تواند در موفقیت آن کمک کند.

اگر ملتی شادی جمعی خیابانی نداشته باشد، چه می شود؟


- دولت ها معمولا اهمیت این موضوع را می دانستندو برای شادمان کردن مردم برنامه دارند و بودجه در نظر می گیرند. آنها می خواهند کودکان، افراد، خانواده، مدرسه، محله و جامعه شاد داشته باشند. بالا بردن میزان شادی مردم موجبات غرور این ملت ها را فراهم می آورد و دولت هایی مانند دولت ژاپن برای این کار بودجه دارند.

آیا شادی خیابانی می تواند محلی باشد؟

- مطمئنا می تواند محلی و منطقه ای باشد. به عبارت دیگر افراد یک محله می توانند برنامه ای برای بروز شادمانی داشته باشندکه در این مورد شهرداری ها نقش مهمی ایفا می کنند. اگر افراد یا یک محله و جامعه ای شادمان باشد، چاره ای جز نشان دادن شادمانی از طریق بروز آن به صورت دسته جمعی در مکان های عمومی ندارد. درک این موضوع توسط مسوولان بسیار مهم است.

چگونه می توان شاد بود؟

- شادی دلایل مختلفی دارد. عوامل درونی و بیرونی در ایجاد آن موثرند. کسب مال (تا حدودی)، بخشیدن مال، کمک به دیگران، مراقبت از خود، ورزرش کردن، یادگیری و هدف داشتن موجبات شادی افراد را فراهم می کنند.

مطمئنا هر فرد و جامعه ای کمابیش شادی را تجربه می کند. شاید باید گفت که وظیفه اولیه دولت ها این است که جلوی شادمانی را نگیرند، نگران آن نباشند و ایمان داشته باشند که یک ملت زمانی ملت تلقی می شود که شادی ها و غم های مشترک داشته باشد و بتوانند به صورت جمعی در چنین مواقعی احساسات خود را بروز دهند.

فرهنگ ما پتانسیل شاد بودن را دارد. این طور نیست که شادی را نظام خلق کند. دنیای غرب با وجود این همه پیشرفت تکنولوژی و ثروتمند شدن لزوما شادتر نیست. دولت ها اقداماتی را انجام می دهندن که در شناخت و بروز شادی به مردم کمک کنند. در دنیا کلوپ هایی برای شادمانی درست شده است. سمینارهایی برگزار می شود، روز 20 مارس آخرین روز اسفند ماه روز جهانی شادمانی نام گرفته است، لذا نظام ها می بایست حساسیت بیشتری به این موضوع داشته باشند. دولت ایران نیز هر چه زودتر باید گام هایی برای به رسمیت شناختن شادی های خیابانی بردارد و با برگزاری نشست ها و همایش ها با نیازهای مردم آشنا شود و تسهیلاتی در نحوه بروز آن به وجود آورد.

برخی نظام ها و دولت های شادمانی مردم را اندازه گیری می کنند و بر این اساس جایگاه خود را در دنیا مشخص می کنند و گاه به آن می بالند. آنها کشورهایی هستند که برنامه های جامعی برای افزایش شادمانی، رضایت از زندگی و سلامت روان دارند. دولت ها متوجه شده اند که در کنار هر نوع برنامه ریزی اقتصادی، فرهنگی و آموزشی به شادمانی مردم نیز توجه و برنامه ریزی کنند. بر این اساس جمهوری اسلامی ایران نیز با توجه به مبانی عقیدتی و فرهنگی باید به این امر بها دهد و توجه کند.

آیا در جامعه ما شادی خیابانی داریم؟


- بله،جمعیتی که به دنبال ماشین عروس بوق می زنند و در مسیر خود در محلی بساط شادمانی برگزار می کنند، از جمله انواع شادی های خیابانی است. طرفداران یک تیم فوتبال پس از پیروزی تیم خود به شادی و پایکوبی در خیابان ها می پردازند. اخیرا در انتخابات ریاست جمهوری شادی خیابانی به صورت میلیونی و گسترده بروز یافت. طرفداران یک کاندیدا در اقصی نقاط کشور به جشن و سرور پرداختند. شیوه بروز احساسات مثبت ایرانیان نیز جالب و قابل تامل است.

حرکت در خیابان ها با ماشین های شخصی در حالی که چراغ های آن روشن نگاه داشته شده و بوق می زنند ترافیکی ایجاد می کنند که در آن گاه پیاده شده و به رقص و پایکوبی می پردازند.

چرا خودکشی؟!

در فرهنگ های مختلف، خودکشی به صورت های متفاوتی تعبیر و تفسیر می شود. در بیشتر جوامع غربی از خودکشی جلوگیری می کنند و از انجام گرفتن آن در صورت امکان ممانعت می ورزند. در بعضی فرهنگ ها، خودکشی به عنوان عمل افتخار آمیز تلقی می شود ولی فقط اقدامی قابل قبول برای یک شخص ناامید است. 

به طور معمول کسانی که اقدام به خودکشی می کنند در اکثر موارد دوران کودکی بی ثباتی را گذرانده اند یا اینکه تاریخچ ای از حوادث فشارزای روانی در گذشته و حال داشته اند یا فاقد حمایت کنندگان اجتماعی بوده و دوستی نداشته اند که به او اطمینان کنند.

تحقیقات نشان می دهد افرادیکه خودکشی آنها منجر به مرگ شده است، در اغلب موارد ازدواج نکرده اند یا اینکه همسرانشان مرده یا جدا شده اند یا سنشان بالاتر از 45 بوده یا تنها زندگی می کرده اند یا اینکه تاریخچه ای از اختلال جدی بدنی و هیجانی داشته یا احتمالا معتاد بوده اند.

اظهارات کلامی: عباراتی همچون «کاش هرگز به دنیا میده بودم» و «وقتی مردم متاسف خواهید شد» را باید به اندازه عبارت مستقیم «خودم را می کشم» جدی تلقی کرد.

تغییرات رفتار: این تغییرات دامنه وسیعی مثل بخشیدن مایملک، به استقبال خطرات تهدید کننده زندگی رفتن و حادثه پذیری مکرر را شامل می شود. دیگر علائم آن ممکن است شکایت از تنهایی شدید یا بی حوصلگی، افزایش قابل توجه بیقراری یا تحریک پذیری و درگیر شدن در مدرسه یا با پلیس باشد. نشانه های رایج تری از افسردگی نیز ممکن است وجود داشته باشد مانند تغییر در اشتها و عادات خواب، افت تحصیلی یکباره، شکایت از ناتوانی در تمرکز ودوری گزینی از دوستان و فعالیت های مطلوب.

عواملی موقعیتی: ناتوانی در ارتباط با والدین، مشکلات تازه در مدرسه، پایان یافتن رابطه عاشقانه، اقدام به مصرف مواد مخدر و ... همگی خطر موقعیتی را افزایش می دهد.

والدین و دوستان باید در این موقع با پرسیدن سوالاتی مانند «خیلی گرفته ای»، «نقشه ای برای پایان دادن به زندگی ات داری» و «فکر می کنی واقعا نمی خواهی زنده باشی» وارد عمل شوند.

پرسیدن سوالات مستقیم درمورد خودکشی فکر خودکشی را به سر کسی نمی اندازد، در مقابل ممکن است جدی تلقی کردن پاسخ ها، سنجشی حیات بخش باشد.

هم والدین و هم دوستان معتقدند چنین عباراتی ممکن نیست عملی شوند یا ممکن است بسیار ترس آورتر از آن باشند که انجام گیرند.

هر چند گاهی اوقات دوستان قسم یاد می کنند که در مورد افکار خودکشی رازدار باشند اما چنانچه به افکار خودکشی مظنون هستند باید فورا با یکی از والدین یا افراد بزرگسال مسئول تماس حاصل کنند و در پی کمک حرفه ای برآیند.
اگر تهدید خودکشی قریب الوقوع به نظر می رسد باید به نزدیکترین مرکز پیشگیری از خودکشی مراجعه کنند. همچنین می توانند با یک مشاور یا روانپزشک تماس بگیرند. از نظر روانشناسان علل خودکشی را می توان به دو دسته تقسیم کرد:

1- آنهایی که جامعه را علت می بینند.

2- آنهایی که روی فرد نظر دارند.

اولی بر این حقیقت تاکید می کند که بیشتر افراد متمایل به خودکشی، فاقد آن فعالیت های اجتماعی هستند که زندگی را قابل تحمل و با ارزش می سازند، در حالی که دیدگاه دوم بر نقش فرد در تصمیم گیری به منظور دست زدن به خودکشی تاکید دارد.

افرادی که دست به خودکشی می زنندممکن است خصومت یا تکانه های پرخاشگرانه را به خودشان برگردانند یا ممکن است تجاربی را داشته باشند که فکر خودکشی را تقویت کند یا ممکن است از خودکشی به عنوان طریقی برای حل مشکل ومسئله خود استفاده کنند.

آمار خودکشی در ایران و جهان

در هر 20 ثانیه یک نفر خودکشی می کند

سالانه حداقل یک میلیون نفر در سراسر دنیا خودکشی می کنند یعنی در هر 40 ثانیه یک نفر (به نقل از خبرگزاری فرانسه).

طی مقاله ای که به تازگی به چاپ رسیده است، این آمار از سوی وزارت بهداشت تایید شده است. خودکشی دهیمن دلیل مرگ است و یک و نیم درصد مرگ های جهان را به خود اختصاص داده است. خودکشی به تنهایی در چین علت 30 درصد فوت هاست.

نسبت خودکشی مردان به زنان 2 و نیم به یک و در بعضی از مواقع 4 و نیم به یک است. هر چند که آمار خودکشی در ایران نسبت به بسیاری از کشورها در رده پایین تری قرار دارد اما مقایسه این آمار با آمار ثبت شده سال های گذشته در کشورمان، رشد قابل توجهی را نشان می دهد.

طبق آمار منتشر شده از سوی وزارت کشور انگیزه خودکشی در مطالعات انجام گرفته به ترتیب مربوط به مسائل ناموسی، اختلالات خانوادگی، تحصیل و ازدواج، شکست و ناامیدی، فقر و تنگدستی، بیماری های روانی استرس ها و فشارهای روانی، تنهایی، عشق و تمایلات شدید عاطفی و اعتیاد به مواد مخدر و مواد توهم زا بوده که در این میان سهم خودکشی با انگیزه اختلافات خانوادگی با 41 درصد بالاترین علت خودکشی ذکر شده و از لحاظ جنسیتی، اقدام به خودکشی در مردان 8 برابر زنان بوده است.

بیشترین دلیل خودکشی در نوجوانان ایجاد فاصله و فقدان رابطه مناسب بین فرزندان و والدین ذکر شده است؛ فاصله ای که موجب می شود والدین درک صحیحی از وضعیت فرزندان خود نداشته باشند. سرپرست اداره کل سلامت روان وزارت بهداشت گفت: سالانه 6 نفر به ازای هر 10 هزار نفر جمعیت در ایران اقدام به خودکشی می کنند که معادل 4200 نفر در سال است.

اما همه خودکشی ها منجر به فوت نمی شوند.

متاسفانه در استان خوزستان میزان خودکشی ها بالاست. در یک نگاه کلی می توان چنین برداشت کرد که عوامل زیر در بالا رفتن آمار خودکشی در استان خوزستان دخیل هستند: بیکاری مشکلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی خانوادگی، شخصی، فشارهای ناشی از سرخوردگی، معضلات فرهنگی، مسائل ناموسی، اختلافات و مشکلات خانوادگی و خلاء عاطفی در خانواده ها.

رفتارهای خودکشی را می توان به صورت افکار خودکشی و اقدام به خودکشی منجر به فوت تقسیم کرد و هرگونه تهدید به خودکشی باید از سوی اطرافیان و درمانگران جدی گرفته شود. آنچه مسلم است هر انسانی که به دلیلی دست به خودکشی می زند، حتما به نقطه ناامیدی مطلق رسیده است و به نظرش تنها راه نجات، خاتمه دادن به زندگی خودش است.

روانشناسان معتقدند که خودکشی در حقیقت یک روش کاهش درد و نگرانی است و اگر اطرافیان خطر را احساس کنند و به موقع اقدام کنند می توان با کاهش این درد، جلویخودکشی را گرفت.

یکی از مهمترین روش های پیشگیری از خودکشی درمان افسردگی است، چون افسردگی از مسائلی است که باعث ایجاد افکار خودکشی در شخص می شود.

مهمترین عامل در رفتارهای خودکشی برای افراد زیر 30 سال، اختلالات سازشی و تعارضات خانوادگی است و یکی از اقدامات پیشگیرانه، عدم انتشار اخبار خودکشی در مطبوعات است که از نظر سازمان بهداشتی جهانی بهترین اقدام است.

با تمام تجزیه و تحلیل هایی که از خودکشی می شود، آنچه که مسلم است، انسان سالم اسیر شرایط زندگی نمی شود بلکه می تواند شرایط بد زندگی را به میل خود و با توانایی هایی که دارد، تغییر دهد. هر انسان سالمی قادر است که برای خودش انگیزه های متفاوتی جهت ادامه زندگی بیابد تا بتواند یک زندگی با ارزش را ادامه دهد.

کدام روغن برای کدام مو؟

اگر سری به داروخانه‌ بزنید تا یک محصول مناسب برای حالت دادن و تقویت موهای‌تان بخرید احتمالا حسابی گیج خواهید شد چون آنقدر تنوع این محصولات زیاد است که هرکسی از آنها سر در نمی‌آورد (البته اگر قبل از اینها با افزایش قیمت ناگهانی این نوع محصولات شوکه نشده‌ باشید). اگر موهایی چرب ندارید، می‌توانید سراغ محصولاتی بروید که حاوی روغن‌های طبیعی هستند، چرا که روغن‌های طبیعی گیاهی حاوی مواد مغذی، ویتامین‌ها، اسیدهای چرب و املاح هستند و می‌توانند بخشی از نیازهای موهای شما را برطرف کنند؛ در اینجا ما سعی کرده‌ایم تمام روغن‌های مفید برای مو را به شما معرفی کنیم تا باتوجه به نیاز موهای‌تان محصولی را انتخاب کنید که روغن موردنظر در آن باشد. البته می‌توانید هم صرفه‌جویی کرده و روغن طبیعی را به طور خالص تهیه کنید و بعد با اضافه کردن به شامپو یا حتی به تنهایی از اثرات آن سود ببرید.

مانع شکنندگی موها 

روغن کرچک

روغن کرچک هر تار مو را تغذیه کرده و باعث قوی شدن رشته‌های مو شده تا هم از شکنندگی آنها جلوگیری می‌کند و کمی هم در کاهش ریزش موها موثر است. علاوه بر اینها این روغن می‌‌تواند با تامین چربی پوست کف سر در حالت گرفتن موها هم تاثیر داشته‌ باشد. اثرات ضد قارچی و آنتی‌باکتریالی این روغن می‌‌تواند موها و پوست کف سر را از آلودگی‌ها و عفونت‌ها هم محافظت کند. علاوه بر اینها اسیدهای چرب امگا 9 موجود در این روغن هم مانع خشکی پوست کف سر می‌‌شوند و هم کمی رشد موها را تحریک می‌کنند. ناگفته نماند که روغن کرچک به خوبی رطوبت و آب را در خود نگه می‌دارد و در نتیجه می‌تواند به عنوان یک آبرسان خوب مانع خشک شدن و از دست رفتن آب موها شود.

ریشه موها را قوی می‌کند

روغن رزماری

اگر قرار باشد تنها یک روغن با خاصیت‌های‌ چندگانه برای موهای‌تان در کابینت داشته ‌باشید بدون شک باید روغن رزماری باشد که هم می‌‌تواند میکروب‌های پوست کف سر را به خوبی از بین ببرد و هم ریشه‌ موها را قوی کرده و هم تاثیر بسزایی در درخشان کردن آنها دارد. استفاده از این روغن برای زمان‌هایی که پوست کف سر به شدت خشک شده یا پر از شوره شده ‌است تاثیر بسزایی خواهد داشت، علاوه بر خواص مغذی، این روغن گیاهی مدیترانه‌‌ای بعد از اولین استفاده به طور ملموسی موها را نرم‌تر و صاف‌تر خواهد کرد.

آنتی‌اکسیدان‌ها به جنگ نازکی مو می‌روند

روغن زیتون

روغن زیتون مادر روغن‌های مفید برای مو است. این روغن می‌تواند جای بسیاری از محصولات حالت دهنده موها را بگیرد چراکه می‌تواند به طور عمیق در موها نفوذ کرده و آنها را مرطوب و هم به حالت گرفتن کمک ‌کند. روغن زیتون به کوتیکول‌های تشنه آب می‌‌رساند و تا حدی خشکی و زمختی موها را می‌گیرد به همین دلیل بیشتر از همه این روغن سبک را به کسانی پیشنهاد می‌کنیم که همیشه از خشکی بیش از اندازه موها شاکی‌اند. ناگفته نماند که آنتی‌اکسیدان موجود در روغن با نازک شدن و ریزش موها مبارزه می‌کند.

ضدآفتاب طبیعی برای موها

روغن آووکادو

این روغن مغذی را بیشتر از همه به کسانی توصیه می‌کنیم که پوستی ملتهب در کف سر دارند یا موهای‌شان بیش از اندازه نازک شده‌ است. روغن آووکادو فرمولاسیون بسیار سبکی دارد و در نتیجه به راحتی جذب موها و پوست کف سر می‌شود. علاوه بر اینها این روغن می‌تواند آب و رطوبت را در خود نگه دارد و در نتیجه به آبرسانی موها هم کمک می‌‌کند. یکی دیگر از خواص متفاوت این روغن SPF موجود در آن است یعنی دارای فاکتورهای حفاظتی در برابر نور آفتاب است و می‌تواند تا حدی از موها درمقابل ضررهای ناشی از اشعه فرابنفش خورشید محافظت کند. این روغن سرشار از ویتامین‌های A، D، E ، 6B ،آمینو و فولیک اسید است؛ موادی که هر موی سالمی به آنها نیاز دارد. شما می‌توانید از روغن آووکادو برای نرم کردن عمقی مو یا به عنوان ماسک مو استفاده کنید اما بهترین نتیجه زمانی به‌دست می‌آید که از این روغن به همراه دیگر روغن‌های مغذی مثل روغن زیتون استفاده کنید.

پوست کف سر هم تقویت می‌خواهد

روغن بادام

یکی از روغن‌های رایج و خوب برای چرب کردن موها و لطیف کردن پوست‌های خشک، روغن بادام است که می‌توانید به راحتی همه جا از داروخانه‌ها گرفته تا عطاری‌ها پیدا کنید. پروتئین‌های موجود در این روغن به بازسازی سطح پوست کمک می‌کنند و حالت الاستیکی آن را بهبود می‌بخشند. اگر این روغن را با محصولات شوینده مخلوط کنید اثربخشی بیشتری خواهد داشت اما به تنهایی هم می‌تواند موها را درخشان، چرب و مقاوم کند.

ضد موخوره

روغن نارگیل

روغن نارگیل کمبود پروتئین موها را تا حدی جبران می‌کند و موجب ضخیم‌تر شدن آنها می‌شود؛ علاوه بر اینها با افزایش رطوبت و آبرسانی موها مانع موخورده شدن و آسیب‌ دیدگی و شکننده آنها می‌شود؛ این روغن پوست‌ریزی کف سر را کاهش می دهد و برای حالت دادن موها هم مفید است. اگر برای از بین بردن شوره‌ها از این روغن استفاده می‌کنید باید حدود 2 قاشق غذاخوری روغن نارگیل را به طور کامل روی پوست کف سرتان ماساژ دهید، البته برای نتیجه بهتر این کار را هنگام خواب انجام دهید و اجازه دهید تا صبح روی سر شما باقی بماند و صبح کاملا آبکشی کنید، بهتر است حداقل هفته‌ای یک‌بار این دستورالعمل را انجام دهید. همچنین برای اینکه خیلی زود برفک‌ها و خارش پوست کف سر شما التیام یابد مقداری آبلیمو را همراه با روغن نارگیل مصرف کنید، شما به راحتی می‌توانید آب یک لیموترش تازه را در روغن نارگیل بریزید و سپس خوب مخلوط کنید و این مخلوط را به پوست کف سرتان بمالید.

راهنمای قدم به قدم برای استفاده از روغن‌‌ها

1. اول از همه باید با توجه به نیازهای موی خود روغن مناسب را انتخاب کنید.

2. چند قطره از روغن را کف دست بریزید.

3. کف دست‌ها را برای چند ثانیه به هم بمالید تا روغن گرم شود و به طور یکنواخت روی کف سر پخش شده باشد.

4. نوک موها را در کف دست بگیرید و کمی به هم بمالید؛ نوک موها معمولا آسیب‌پذیرترین قسمت موهاست و بیشتر از همه به مراقبت نیاز دارند.

5. بار دیگر کمی روغن کف دست‌ها بریزید و دست‌ها را به هم بمالید و روغن را روی ساقه موها بمالید تا ساقه‌‌ها حالت بگیرند اما چرب به‌نظر نرسند؛ پیشنهاد می‌کنیم اگر موهای‌تان خیلی خشک نیست تنها یک‌بار این کار را انجام دهید.

6. اگر نمی‌خواهید روغن روی موها بماند و می‌خواهید چند ساعت بعد موها را بشویید کمی نوک انگشت‌ها را با روغن چرب کنید و آرام کف سر ماساژ دهید. 

7. برای پخش شدن روغن روی تمام موها می‌توانید خیلی آرام برس بکشید؛ اما به هیچ‌عنوان به موها فشار نیاورید.

روغن خالص دانه انگور، تركیبی فوق‌العاده موثر برای فعال‌سازی مجدد رشد پیاز مو است كه با ماساژ دادن آن روی پوست سر می‌توانید به تاثیر سودمند این روغن پی ببرید.

کدام روغن‌ها برای کدام موها

 روغن گیاهی مناسب برای موهای خشک: روغن گل مریم، سنبل، گل شمعدانی، رزماری

 روغن گیاهی مناسب برای موهای چرب: اکلیل کوهی، سرو کوهی، مریم گلی، سدر، برگ درخت چای

 ریزش مو: رزماری، لیمو، سروکوهی، گل شمعدانی و نوشیدن دم‌کرده زنجبیل

 موهای آسیب‌دیده و شکننده: گل بابونه، لیمو، سنبل، گل شمعدانی یا رزماری

در حمام چطور از روغن‌ها استفاده کنید

زمان استفاده از این روغن‌های گیاهی لازم است از شامپوهای ملایم و خنثی برای شست‌وشوی موهای‌تان استفاده کنید. هنگامی که می‌خواهید موهای‌تان را شامپو کنید اگر 20 قطره شامپو استفاده می‌کنید، لازم است بین 5 تا 10 قطره نیز از روغن گیاهی که برای موهای شما توصیه شده است، اضافه کنید (البته مقدارهای گفته شده بستگی به بلندی و کوتاهی موی شما دارد). یادتان باشد که بهتر است قبل از شامپو کردن موهای خود را ماساژ دهید؛ به آرامی منافذ پوست سر را در زیر آب گرم ماساژ دهید.

یک پیشنهاد دیگر این است که قبل از حمام کردن موهای خود را با روغن گیاهی مخصوص موهای‌تان ماساژ دهید و اجازه دهید چند ساعتی روی موهای شما باشد و بعد به حمام بروید، زیرا در این صورت ریشه موهای شما با این مواد تقویتی بیشتر در ارتباط بوده و برای پوست سر و ریشه بسیار مفیدتر هستند. حتی اگر می‌توانید اجازه دهید این روغن گیاهی از شب تا صبح روی موهای شما بماند.

نشانه‌های فرزندان وسطی

تحقیقات نشان داده اند که فرزندان وسطی خانواده مزایایی دارند که خواهر و برادرهای اول یا آخر ندارند. اگر شما هم فرزند وسطی خانواده هستید، حتماً ویژگی های زیر را دارید:

1. موفق هستید
کارشناسان نمی دانند آیا این ویژگی نتیجه تلاش برای غلبه بر این کلیشه است که آنها به اندازه خواهر و برادرهای بزرگتر و کوچکترشان موفق نیستند یا فقط واکنشی به دیده نشده از سوی والدین شان است، ولی پژوهش های اخیر نشان داده اند که یک چیز در این مورد صحت دارد: به عنوان فرزند وسطی، شما می کوشید که انرژی خود را، خوب یا بد، به سمت موفقیت بیشتر در زندگی تان هدایت کنید.

2. وفادار هستید
فرزندان وسطی معمولاً زودتر ازدواج می کنند. فرزند وسط به همسر خود وفادار است. فرزندان وسط در زمان رشد همیشه حس می کنند که بین آنها و فرزند بزرگتر و کوچکتر فرق گذاشته می شود. وقتی ازدواج می کنند، سعی می کنند که کاری کنند این اتفاق برای فرزندشان نیفتد.

3. زود دوست می شوید
خواهر و برادر بزرگتر یا کوچکتر شما برای حمایت عاطفی به سمت والدین تان رو می آورند، ولی شما که فرزند وسط هستید بیشتر با همتایان خود ارتباط عاطفی دارید. ذات مهربان و آسانگیر شما – که از نشانه ها فرزندان وسطی است – باعث می شود که بین دیگران محبوب باشید.

4. جاه طلب هستید
بیشتر تحقیقات نشان می دهند که بچه های اول خانواده در واقع لیدرهای خانواده هستند. فرزندان وسط خودساخته و جاه طلب هستند. جان اف کندی و آبراهام لینکلن نمونه فرزندان وسطی جاه طلب هستند.

5. متفاوت هستید (متفاوت خوب!)

پژوهشگران می توانند در مورد فرزندان وسط با قطعیت بگویند که وسطی ها را به این راحتی ها نمی توان دسته بندی کرد. زیرا رفتار آنها نتیجه واکنش هایی است که به کارهای فرزند اول خانواده نشان می دهند. مثلاً اگر فرزند بزرگتر ورزشکار و ورزش دوست باشد، احتمال اینکه فرزند وسطی هنری یا دانشگاهی شود زیاد است. فرزند اول هر کاری بکند، فرزند دوم دنبال کاری کاملاً متفاوت می رود.

6. ابتکار و نوآوری دارید
اگر فرزند وسطی هستید، به احتمال زیاد از خواهر و برادر بزرگتر یا کوچکتر خود، خلاقیت بیشتری دارید. توانایی فرزند وسط در ارائه ایده های منحصر به فرد و خلاقانه بسیار قوی است، زیرا او از سوی والدین توجه کمتری دریافت کرده است و این باعث می شود که او سعی کند گلیم خودش را از آب بیرون بکشد، چه از لحاظ عاطفی و چه از لحاظ فکری. در نتیجه، وسطی ها حس استقلال قویتری دارند و ابداع و نوآوری در میان آنها بیشتر است.

7. میانجی هستید
تعجبی ندارد که وسطی ها واسطه و مذاکره کننده خوبی هستند. بهر حال، آنها این کار را در تمام عمرشان انجام داده اند. آنها عاطفی ترند و بیشتر اهل سازش و آشتی هستند. از آنجائیکه آنها مظلوم هستند به عدالت بیشتر اهمیت می دهند و بیشتر تحت تأثیر عدالت هستند تا انگیزه های دیگر همچون پول.

8. خونسرد هستید
تقریباً همه پژوهش های انجام شده در مورد ترتیب تولد نشان می دهند که وسطی ها آسانگیر و خونسرد هستند. این ویژگی شخصیتی مستقیماً به والدی مربوط می شود. بزرگترین فرزند عموماً غصه خور و دلواپس است و این ناشی از اضطراب والدینش است چون تازه پدر و مادر شده بودند. وقتی فرزند دوم می آید از استرس پدر و مادر کم می شود و با فرزند دوم بدون استرس و نگرانی برخورد می کنند.

9. صبور هستید

وسطی ها عجله ای ندارند که در مرکز توجه قرار گیرند و این کار را به بچه های دیگر می سپارند. آنها می دانند که زمان درخشش آنها هم می رسد، پس یاد می گیرند که در این حین صبور باشند. ولی این بدان معنا نیست که آنها وقت خود را به بطالت می گذرانند. تحقیقات نشان می دهند که وسطی ها بسیار سمج و سرسخت هستند. آنها قدر هر لحظه از سفر را می دانند و وقتی موفق می شوند، قدردان و شکرگذار هستند.

10. از برخورد و دعوا اجتناب می کنید
تا حالا متوجه شدید که وسطی ها میانجی های بسیار خوبی هستند، پس اینکه بگوییم آنها به شدت از دعوا و برخوردهای غیرضروری دوری می کنند کاملاً بامعنی است. وسطی ها تمام عمرشان را به این کار سپری کرده اند و سعی می کنند تا آنجا که ممکن است از دعوا به دور باشند. آنها معمولاً سعی می کنند که در این جور موقعیت ها، راهی برای آشتی بیابند.

عاشق ترین و رمانتیک ترین مردم دنیا

بعضی از مردم و ملیت های دنیا هستند که رمانس را فقط به چند شاخه گل رز و تعطیلات آخر هفته محدود نمی کنند. رمانس روش و سبک زندگی آنهاست و در واقع سفری بدون مقصد است و آنها بالاخره راهی برای رسیدن به قلبتان پیدا می کنند. ملیت های زیر به نظر ما رمانتیک ترین مردم دنیا هستند.

10. ویتنامی

از صدای خشن زبان ویتنامی که بگذریم، در واقع این ملت بسیار رمانتیک هستند. البته معنای عشق بسته به جنسیت شما فرق می کند. آقایان عشق خود را با شعرخوانی، پیامک و هدیه های بزرگی مانند خرس های عروسکی بزرگ نشان می دهند. البته بعضی از آنها نیز به تعداد سیم کارت هایشان، عشق و رمانس دارند! ارتقای مداوم موتورسیکلت یکی از جذابیت های آنها محسوب می شود!

9. ایرلندی

وقتی در سال 2009، میلز اند بون، ناشر رمان، یک نظرسنجی برگزار کرد تا رمانتیک ترین ملیت های دنیا را تعیین کند، وجود ایرلندی ها در سه رده اول کمی تعجب آور بود. در جزیره زمرد، عدم خودستایی و فروتنی چیزی است که معمولاً کارها را پیش می برد. جذابیت آنها غیرارادی است و اغلب آنها همیشه در ذهنشان چند قطعه از آثار اسکار وایلد یا پادریک پیرس دارند.

8. سوئدی

رفتار و منش مساوات طلب سوئدی ها برای این مردم نقطه قوت محسوب می شود. آنها که به ظاهر شیک و پیک و مرتب معروفند، سلاح مخفی مردانشان موهای طلایی یا دندان های مرتب نیست، بلکه تمایل آنها به انجام کارهای خانه (بشور بساب، رفت و روب و آشپزی) است. تحقیقی که توسط دانشگاه آکسفورد روی 12 کشور دنیا انجام شده است، نشان می دهد که رفتار خوب مردان سوئدی نسبت به جنس مخالف و تمایل آنها به انجام کارهای خانه باعث می شود که آنها بهترین شوهرها در دنیای کشورهای توسعه یافته باشند.

7. آمریکایی

ابداعات آمریکایی از جمله سینماها، تولید عمده اتومبیل و توسعه ژانرهای موسیقایی از جاز تا هاوس به زیبایی رمانس افزوده است زیرا تا قبل از آن، رمانس فقط به خواندن شعرهای شکسپیر و رفتن به مهمانی محدود می شد.

6. لبنانی


آنها هم از دنیای عرب هستند و خودشان هم این را می دانند. آنها که پوست زیتونی و چشمان مشکی دارند، از ویژگی های ظاهری خود استفاده می کنند. به همه اینها شهر بیرون را هم اضافه کنید، زیرا بیروت لیبرال ترین منطقه لبنان است و محیطی جذاب، شاد و باکلاس برای زوج ها دارد. آقایان لبنانی به زدن عینک آفتابی های گران قیمت، پوشیدن پیراهن های مارک دار و زدن ژل مو علاقه دارند.

5. برزیلی

حس رمانتیک در برزیل بیشتر ترکیبی از حالت عاطفی عمیق گرایش نوستالژیک و جذابیت برزیلی است. برزیلی ها در مورد رمانس خجالت نیستند و اغلب شاد هستند و کارناوال برگزار می کنند. حتی اگر مسابقات فوتبال آنها را دیده باشید، همیشه یک گروه سامبا و گروه های شاد و پر جنب و جوش اطراف تیم ها می بینید.

4. فرانسوی

شاید رمانس فرانسوی کلیشه شده باشد، ولی برخلاف آمریکایی ها و استرالیایی ها، فرانسوی ها واقعاً زبان عشق را می دانند. ترکیبی از پایتختی رمانتیک و تاریخی پر از قهرمان پردازی باعث می شود که فرانسوی ها لازمه ها رمانس را ذاتاً بلد باشند.

3. ایتالیایی

کلمه رمانس در اصل به معنای "درباره رم" است که اصولاً به هر چیزی که درباره ایتالیا باشد رمانتیک گفته می شود. شما از چشم اندازهای زیبای ایتالیا، تاریخ غنی و لهجه صدادار آنها سیر نخواهید شد.

2. آرژانتینی

آرژانتینی ها که تبار آنها به ایتالیا و اسپانیا برمی گردد، وقتی نوبت به جذب جنس مخالف می رسد، خودشان را بالاتر از این دو تبار می دانند. این کشور بیش از کشورهای دیگر آمریکای لاتین برای گرفتن الهام فرهنگی به اروپا می نگرند. بهترین بیان رمانتیسیسم آرژانتینی در تانگو دیده می شود. البته مهارت های آنها در فوتبال هم از جذابیت های آنها محسوب می شود، قطعاً دیه گو مارادونا و لیونل مسی را می شناسید.

1. اسپانیایی

اسپانیایی ها بهترین کازانوواهای اروپا را دارند و حتی از فرانسوی ها و ایتالیایی ها بالاتر قرار می گیرند. اسپانیایی ها بیشتر جذابیت خود را با مدل موهایشان نشان می دهند. ویژگی های آشپزی و سبک غذاخوردن آنها را فراموش نکنید. شادترین و اجتماعی ترین های دنیا در اسپانیا هستند. فلامنکو را فراموش نکنید. صبحانه های آنها گاهی سه ساعت طول می کشد. 

یوزپلنگ ها قهرمان سرعت نیستند!

سرعت متوسط یوزپلنگ ها در حیات وحش تنها 54 کیلومتر ب رساعت است؛ اما می توانند در هر قدم با شتابی باورنکردنی به شکار خود نزدیک شده و با تغییر جهت های صحیح آن را شکار کنند.
 

به نظر می رسد باید در مورد یوزپلنگ ها و سرعت افسانه ای آنها در حیات وحش تجدید نظر کنیم. باور کنید سرعت این گربه سانان به جای 97 کیلومتر بر ساعت تنها 54 کیلومتر بر ساعت است؛ اما این قدرت مانور و شتاب حرکت آنها در لحظات نزدیک شدن به شکار است که هر شانسی را از صید می گیرد.

آلن ویلسون از دانشکده سلطنتی دامپزشکی دانشگاه لندن که مقاله اش را به تازگی در نیچر منتشر کرده، می گوید: «همه فکر می کنند یوزپلنگ ها به شکلی باورنکردنی سریع هستند و می توانند با سرعتی نزدیک به 100 کیلومتربرساعت بدوند؛ اما این نتایج دقیق نیست. این تحقیقات به کمک سرعت سنج هایی با دقت نه چندان مناسب و روی یوزپلنگ هایی انجام شده که در اسارت بزرگ شده اند و با شکار در حیات وحش و شیوه های آن بیگانه هستند».

ویلسون و همکارانش با استفاده از قلاده هایی که به صورت خورشیدی شارژ می شوند و مجموعه ای از ردیاب جی.پی.اس، شتاب سنج، ژیروسکوپ و قطعات دیگری که می تواند درک بهتری از زندگی و شکار در دشت ها به محققان بدهد، در آنها به کار گرفته شده، حرکات سه یوزپلنگ ماده و دو یوزپلنگ نر را لحظه به لحظه ثبت کرده اند. بالاترین سرعت ثبت شده توسط این قلاده ها 93 کیلومتر بر ساعت است؛ اما همزمان نشان می دهد یوزپلنگ ها معمولا با سرعتی حدود 54 کیلومتر بر ساعت می دوند. در حقیقت این شتابگرفتن فوق العاده این گربه سانان است که از آنها شکارچیانی کم نظیر ساخته است. یوزپلنگ ها می توانند در هر قدم شتاب خود را 3 متر بر ثانیه افزایش داده و نزدیک به 4 متر در هر ثانیه از شتاب خود بکاهند. این افزایش شتاب خیره کننده نیازمند قدرت ماهیچه ای حدود 4 برابر نیرویی است که اوسین بولت (قهرمان دو سرعت جهان) برای عبور از خط 100 متر از آن استفاده می کند.

ویلسون می گوید: «یوزپلنگ ها قهرمان سرعت نیستند. آنها بخش بزرگی از موفقیت خود را مدیون شتاب گرفتن و قدرت مانور فوق العاده خود در برابر شکارهای سریعی مانند بزهای کوهی و غزال هستند که در لحظات پایانی شکار بسیار تعیین کننده می شود. شکارهای آنها حیواناتی چابک هستند و صید آنها بیشتر از اینکه نیازمند سرعت بالا باشد، مستلزم مانورهای دقیق و گام های حساب شده است».

اینترنت به درمان افسردگی کمک می کند

کارشناسان سلامت روانی استدلال کرده اند که افزایش محبوبیت اینترنت را می توان به عنوان تسکین افسردگی مدنظر قرار داد.
 

کارشناسان سلامت روانی توجه خود را به افرادی معطوف کرده اند که به منظور کسب کمک وقت خود راآنلاین سپری می کنند. بنیاد سلامت روانی نیوزیلند با تجلیل از رسانه اجتماعی آن را معادل مدرن صحبت کردن پای تلفن توصیف کرده اند.

جودی کلمنت مدیر اجرایی این بنیاد گفت: مردم در دهه 1950 به این نتیجه رسیده اند که در مقایسه با یک دیدار رو در رو، این احتمال بیشتر است که مردم پشت تلفن، دوستانشان را از افسردگی خود مطلع کنند؛ اما امروز مردم کمتر به تماس تلفنی فکر می کنند و این موضوع را از طریق اینترنت با دوستانشان مطرح می کنند.

کلمنت اظهار داشت که مردم اغلب صحبت کردن با غریبه ها در اینترنت را راحت تر قلمداد می کنند و این امر می تواند درمان خوبی باشد تا به آنها کمک کند بدون احساس ناراحتی، شرم و یا خجالت درباره مشکل افسردگی خود صحبت کنند، چرا که آنها هنگام صحبت کردن با مشاوری که حتی وی را نمی شناسند احساس آزادی بیشتری می کنند.

بر اساس این گزارش، بنیاد سلامت روانی نیوزیلند تلاش کرده است که راه هایی برای اطلاع از این که یک فرد فعال در شبکه های اجتماعی ممکن است به نظر برسد که در خطر آسیب به خود قرار گرفته ارائه کرده است.

برای ارائه مشاوره های آنلاین باید به افراد یک شماره تماس برای حفظ ارتباط، باز نگاه داشتن گفتگو و روحیه دریغ نکردن هر کمکی را ارائه کرد و اگر مشاور احساس کرد که فرد در خطر صدمه به خود قرار گرفته در تماس با خدمات اضطراری تردید نکند.

وی اعتقاد دارد که صحبت کردن با یک فرد در مواقع افسردگی یک گزینه مناسب است، نیازی نیست که این فرد یک درمانگر آموزش دیده یا مشاور باشد بلکه صرف صحبت کردن با دیگران به درمان افسردگی کمک می کند.

چه بخوریم تا لاغر شویم؟

اینکه "چه بخوریم تا لاغر شویم؟"، یکی از سئوالات مورد علاقه ی افراد چاق است، در حالی که بهتر آن است که بپرسند "چه نخوریم تا لاغر شویم؟"

ولی از آنجا که خوردن غذا یک عشق پنهان برای آنهاست، راه حل لاغری خود را نیز در آن می یابند.

البته باید اذعان نمود که غذا جزو لاینفک زندگی همه ماست و از طرفی یک لذت خدادادی است. پس اولا ما باید غذا بخوریم، و ثانیا باید از غذا لذت ببریم، وگرنه دچار اختلالات روانی خواهیم شد.

پس حالا چه باید بخوریم تا لاغر شویم؟ یا اگر وزن ما طبیعی است، دچار افزایش وزن نگردیم؟

نکات ذیل جواب خلاصه ای است به این سئوالات:

1- سبزیجات، حبوبات ، غلات سبوس دار و میوه جاتی که قندشان سریع جذب بدن نمی گردد و به عبارتی دارای قند پیچیده می باشند، را جایگزین مواد قندی ساده (مثل قند، شکر، شربت، آب نبات، شکلات، ژله و نوشابه) و انواع شیرینی جات نمایید. خیلی از افراد چاق همیشه به دنبال خوردن مواد قندی ساده حتی به میزان کم هستند تا دچار ضعف نگردند، ولی حقیقت آن است که استفاده از مواد قندی شما را در یک سیکل معیوب قرار می دهد که طی روز همیشه باید از آنها بخورید تا ضعف شما پایان یابد.

2- مصرف لبنیات کم چرب، تخم مرغ، گوشت قرمز و گوشت سفید بدون چربی و روغن گیاهی مایع را باید در برنامه غذایی روزانه ی خود بگنجانید. ولی مصرف آنها بسته به شرایط بدنی، سن، جنس و نوع بیماری های همراه، بایستی تغییر یابد که نیاز به برنامه ریزی منظم توسط متخصصین تغذیه دارد.

3- مصرف انواع چربی های حیوانی، فست فودهای حاوی چربی اشباع (مثل پیتزا، ساندویچ های همبرگر و سوسیس و کالباس)، نوشابه های گازدار، شیرینی ها و مواد قندی سریع الهضم بایستی با محدودیت جدی همراه باشد. اگرچه حذف کامل این نوع مواد غذایی با توجه به عادات روزمره ی خیلی از افراد چاق شاید امکان پذیر نباشد، ولی محدود نمودن با برنامه و زیر نظر متخصص امکان پذیر و منطقی بوده و شما را در کاهش وزن بدون شمارش دقیق کالری دریافتی کمک می نماید.

4- مقادیر زیادی آب (حداقل 5 تا 6 لیوان در روز) بنوشید تا دیگر بین احساس گرسنگی و تشنگی دچار اشتباه نشوید، یعنی خیلی از مواقع فرد تشنه است، ولی فکر می کند گرسنه است.

5- از آنجا که مکانیسم طبیعی کنترل اشتها و سیری در خیلی از افراد چاق دچار اختلال است، اهمیت رفتاردرمانی و تغییر عادات غذایی و شیوه های زندگی، قبل از نکات فوق و ضروری تر از همه آنها باشد، زیرا شما را در ایجاد حس سیری به طور خودکار کمک می کند.

از بین عادات غذایی، رژیم غذایی منظم و کنترل سرعت غذا، از نکات اساسی در این زمینه است.

6- با توجه به این که خیلی از اوقات، ما خوردن را راهی برای کاهش استرس خود می دانیم، برنامه های آموزشی کنترل استرس از موارد مهم می باشد.

7- فعالیت بدنی منظم که ترکیب ورزش های هوازی (استقامتی) و نیز مقاومتی و کششی را شامل می شود، شما را در داشتن انتخاب غذایی آزادتر، کمک می کند.

چرا عشق به نفرت تبدیل می شود؟

آیا عشق واقعاً به نفرت تبدیل می شود؟ اگر واقعیتش را بخواهید نه. عشق واقعی هیچوقت به نفرت یا هر چیز دیگری تغییر نمی یابد.
 

کریشنا می گوید که تامل، مدیتیشن یا تمرکز روی یک شیء موجب ایجاد جذبه و وابستگی به آن شیء می شود. این وابستگی به میل به مالکیت و لذت بردن از آن شیء منتهی می شود. این میل به اشتباه عشقخوانده می شود. اما این فقط یک جلوه از حالت عشق است. حالت ها همیشه در حال ریزش هستند. این موجب ایجاد کیفیات مختلف می شود. وقتی میل فردی میسر نشود، سپس خشم ایجاد می شود. خشم یک عضو از خانواده نفرت است و موجب افکار و اعمال مخرب می گردد.

روح بخشی از انرژی خدایی است. فقط زمانی می تواند به آرامش پایدار برسد که به خدا بپیوندد. اما وقتی روح جسم مادی اشغال می کند، نتیجه به دست آمده دوگانه است. روح مثل یک کودک احساس می کند گم شده و از مادر خود جدا شده است. در آن وضعیت گم گشتگی، از روی نادانی و جهل، به دنبال پیوستگی با ارتباطات مادی است. علت ریشه ای این میل به پیوستگی با یک انسان، یک علت معنوی است. همچنین یک ترس، ترس از تنهایی، ترس از گم کردن خود (جسم) و چیزهایی که مربوط به خویش است، مثل اعضای خانواده، اقوام و دارایی ها به وجود می آید. دلیل آن دوگانگی است که از تطبیق اشتباه با جسم مادی ایجاد شده است.

یک میل عمیق و ناخودآگاه به خاتمه دادن به این دوگانگی و رسیدن به یک کمال وجود دارد. وقتی کسی به جسم می پیوندد، همیشه یک حس پوچ و خالی درونی خواهد داشت.

در سطح فیزیکی هیچکس کامل نیست. این ممکن نیست. فرد خود را بعنوان یک مرد یا زن تصور می کند، یعنی فقط یک نیم از کامل. درنتیجه، در سطح جسمی میل به تکامل خود را در جذب شدن به جنس مخالف نشان می دهد. مثل جذب شدن غیر قابل مقاومت بین دو قطب مخالف یک آهنربا می ماند. پیوستگی جنسی نزدیک ترین کمالی است که فرد می تواند در سطح فیزیکی به آن دست یابد. اما این هم فریبنده ترین کار است زیرا فرد را در یک مفهوم جسمی از زندگی مدفون می کند "عاشق شدن" قدرتمندترین و فراگیرترین تصور غلط است. درنتیجه، همه مذاهب بزرگ دنیا محدودیت های خاصی را برای پیوستگی بین مرد و زن وضع می کنند.

به نظر می رسد که پیوستگی مردزن رهایی از ترس و عدم کمال ایجاد می کند. اما افسوس که بسیار دور از حقیقت است و این تنها یک مفر زودگذر است. فقط یک تلاش برای آزادی است که قطعاً موجبشکست است. فقط جایگزین نفس برای رستگاری است. روانشناس معروف ام. اسکات پک (M. Scott Peck) عاشق شدن را به شکل یک سقوط جزئی و موقتی نفس فرد تعریف می کند. او می گوید، "عمل عاشق شدن عمل برگشت است. تجربه پیوستن با معشوق تجربه پیوستگی با مادر در دوران نوزادی را یادآور می شود." یک نوزاد تازه متولد شده نفسی ندارد. من یا تو برای او تفاوتی نمی کند. او و جهان یکی هستند. هیچ مرزی نیست که نوزاد را از بقیه جهان جدا کند.

اما هرچه نوزاد رشد کرده و بزرگتر می شود و تجربه به دست می آورد، کم کم متوجه خود بعنوان موجودیتی جدا از بقیه جهان می شود. حس "من بودن" شروع به ساخته شدن می کند. کم کم نفس او ایجاد می شود. نوزاد شروع به فهمیدن اندازه و محدوده جسمی خود می کند. صدا، افکار و احساسات خود را تشخیص می دهد. محدودیت های خود را درک می کند. علم این محدودیت ها در ذهن فرد، مرز نفس نامیده می شود. این فرایند رشد مرز نفس در کودکی تا نوجوانی و بعدها در بزرگسالی ادامه پیدا می کند.

یک فرد بزرگسال در پشت این مرزها احساس تنهایی می کند. یک حس تنهایی دردناک همیشه با اوست. به همین دلیل یک حس غیرقابل مقاومت به شکستن این مرزها و برگشت به وضعیتی که در رحم مادر بود وجود دارد. عاشق شدن آن حس را به طور موقت زنده می کند. عاشق شدن مرزهای نفس را می شکند و فرد با معشوق خود احساس پیوستگی می کند. دیگر احساس تنهایی نمی کند. اما این فقط یک تسکین موقتی است. روانشناسان میل به عاشق شدن را اینگونه توصیف می کنند. اما از دیدگاه معنوی، این به وضعیت مشروط روح مربوط است. روح تا زمانیکه سایبان خدا بر سر او نباشد نمی تواند به خوشبختی دائمی برسد. وقتی فرد نمی تواند خود را به خدا بسپارد، خود را به دیگری تسلیم می کند. هیچ انتخابی در کار نیست.

وقتی کسی خود را تسلیم خداوند می کند، احساس کمال خواهد کرد. دیگر هیچ میل مادی نخواهد بود. اقیانوس منبع همه آب هاست. آبی که در اقیانوس نباشد، مثل آبی که در رودخانه است، همیشه می خواهد که به اقیانوس برسد. وقتی به آن رسید دیگر از آن تکان نمی خورد. درمورد روح هم وضع همین است. تا زمانیکه رابطه خود با خالق خود، خداوند، را نفهمیده باشد، میل دارد که به او بپیوندد. اما در وضعیت مشروط، از روی نادانی، آن میل به یک انسان مادی سپرده می شود که آن آرامش پایدار را به او نمی دهد زیرا آن فرد هم از همان خلاء رنج می برد. درنتیجه، آن عشق به آخر می رسد و به یک حس تند و تلخ تبدیل می شود. دلیل آن این است که طرف مقابلتان خیلی زود طوری رفتار می کند که نیازهای نفس شما را برآورده نمی کند. دلیل آن هم این است که آن فرد خود نفسی دارد که جدا از نفس شماست. انتظارات و تمایلات او از مال شما متفاوت است.

وقتی عاشق هستید، این فقط یک سقوط جزئی نفس است. نفس باقیمانده خود را اثبات می کند. در سظح جسمی و روانی، هم شما و هم طرف مقابلتان کامل نیستید. دو موجودیت ناکامل که به هم بپیوندند کامل نمی شوند. هر دوی آنها به دنبال ارضای فردی هستند. و این مسئله موجب تضاد و تعارض نفس ها می شود. آن حس ترس، درد، تنهایی و نقص، که بخشی از هوشیاری نفسانی است، که با عشق پوشیده شده بود الان دوباره پدیدار می شود. رابطه عشقی مثل اعتیاد به موادمخدر است. موادمخدر شما را فقط برای مدتی بالا می برد. وقتی به آن عادت کردید، دیگر اثر ندارد. درنتیجه، هر رابطه عشقی که به اندازه کافی طول کشیده باشد و به اندازه کافی نزدیک بوده باشد، نهایتاً به حسی تلخ تبدیل می شود.

وقتی حس تنهایی، درد و ترس پدید می آید، به نظر می رسد که شدیدتر از قبل هستند. دلیل آن این است که به آن ها عادت ندارید. قدرت تحمل شما ضعیف شده است. و نکته خنده دار این است که فکر می کنید طرف مقابلتان دلیل اینهاست. به این دلیل عشق به نفرت تبدیل می شود. به خشونت تمام که بخشی از درد شماست به او ضربه می زنید که یک چرخه باطل پدید می آورد. او هم در مقابل به شما ضربه می زند و این مهر تاییدی بر حس نفرت شما می زند. ازآنجا که این عشق مادی بوده باید با شوربختی پایان گیرد.

عشق واقعی نمی تواند ناگهان به متضاد خود تبدیل شود. عشق فقط یک جهت دارد. به سمت عشق بیشتر و بیشتر پیش می رود. اگر در رابطه تان هم عشق و هم متضاد آن را حس می کنید، بدانید که این عشق نیست. هر حسی از عشق که به خشونت جسمی و احساسی تبدیل شود، از ابتدا عشق نبوده است. شما نمی توانید به کسی که عاشقش هستید حسادت کنید.

آیا همه اینها به این معنا است که باید دست از روابط مادی بکشیم؟ این نه عملی است نه ممکن. انسان یک موجود اجتماعی است. هیچ مرد یا زنی تنها نیست. ما باید در اجتماع زندگی کنیم و برای زندگی به دیگران وابسته هستیم. درنتیجه، نمی توانید دست از روابط برداریم اما باید باید ذات موقتی این روابط مادی را بدانیم. رابطه اصلی ما با خداوند است. همه چیز به او مربوط است. او منبع همه چیز است. با درک رابطه مان با خداوند می توانید با دیگران نیز مرتبط شویم. این عشق واقعی است که هیچ وقت به نفرت تبدیل نمی شود. این عشق فقط روز به روز بیشتر می شود و هیچ وقت سرریز نمی گردد.

برای عضله سازی چه تعداد ست (set) و تکرار لازم است؟

یکی از سوالات متداولی که در تمرین دادن شاگردان می پرسند این است که برای رشد عضلانی، افزایش قدرت و ارتقاء کلی ساختار بدن چه تعداد ست و تکرار برای تمرینات بدنسازی باید انجام شود.
 

تکرارها

دامنه تکرار مطلوب برای خانم ها و آقایون برای تقریباً همه تمرینات و حرکات بین 4 تا 6 تکرار برای ست های سنگین پایانی است. این شامل ست های گرم کردن و ست های سازشی نمی شود و فقط منظور ست های پایانی است.

تنها در یک حالت است که در بدن عضله سازی اتفاق می افتد و بافت ها و عضلاتتان قوی تر می شوند و آن این است که به طور پیشرونده بار را اضافه کنید. باید به طور پیشرونده عضله را به سمت رشد هل دهید و قوی تر شوید. برای اضافه کردن بار، باید مقاومت را افزایش دهید. برای افزایش مقاومت باید مقدار وزنه یا کاری که می کنید را افزایش دهید.

تکرارهای کمتر برای یک حرکت به شما این امکان را می دهد بتوانید فوراً آن عضله را اضافه بار کنید. این فیبرهای عضلانی جدید را که برای تحمل فشار اضافه به عضله استفاده می شوند، تحریک می کند. دامنه تکرار برای بهترین تحریک فیبرهای عضلات بین 4 تا 6 تکرار برای هر ست سنگین برای حرکاتی است که انجام می دهید.

تکرارهای پایین باعث حجیم شدن خانم ها نمی شود. تکرارهای کم خیلی بیشتر از تکرارهای بالا عضلات خانم ها را قویتر کرده و شکل می دهد.

وزنه های سبک تر با تکرارهای بالا باعث می شود نتیجه چندان سریع و مطلوبی به دست نیاورید. اگر بتوانید 10 تکرار از یک حرکت را انجام دهید، پس حتماً آن وزنه برای ایجاد اضافه بار خیلی سبک خواهد بود.

اما از کجا باید بدانید که از چه وزنه ای باید استفاده کنید؟ اگر بتوانید بیشتر از 6 تکرار در ست های سنگین یک حرکت انجام دهید، پس آن وزنه خیلی سبک است. اگر نتوانید حداقل 4 تکرار انجام دهید پس آن وزنه سنگین است. پس تعداد تکرار برای عضله سازی 4 تا 6 تکرار برای ست های سنگین است. ستهای گرم کردن و ست های میانی می توانند بین 8 تا 10 تکرار باشند.

ست ها

میزان ست های سنگین و شدتی برای هر حرکت تمرینی بسته به نظم تمرین بین یک تا سه ست است. وقتی بدنتان را گرم کردید، تعداد ست های سنگین باید حداکثر 3 ست باشد و برای خیلی از حرکات فقط یک یا دو ست کافی است.

این اضافه بار است که باعث رشد عضلانی می شود نه تعداد ست هایی که انجام می دهید. هیچ قانون کلی وجود ندارد که بگوید اگر تعداد ست هایتان را دو برابر کنید دو برابر نتیجه می گیرید.

رمز کار این است که عضلات را برای واکنش دادن و رشد تحریک کنید نه اینکه نابود کنید. این کار را می توانید با دو ست بسیار سنگین با 4 تا 6 تکرار انجام دهید. این روش به طور موثری عضلات را تحریک خواهد کرد.

اگر حرکت جلو بازو انجام می دهید، ابتدا بدن را گرم کرده و سپس دو ست سنگین و شدتی با 4 تا 6 تکرار انجام می دهید و همین جا تمرین تمام می شود. با این روش به طور موثری اضافه بار را روی عضلات جلو بازو آورده و می توانید سراغ حرکت بعدی بروید. همانطور که می بینید، برای نتیجه گرفتن مسئله کیفیت کار است نه کمیت آن.

خیلی بهتر است که یک یا دو ست سنگین با ماکسیمم شدت انجام دهید تا سه ست با سطح پایینتر.

همیشه بیشتر بهتر نیست... بهتر، بهتر است!

صبر و نتایج معجزه آسای آن در حصول موفقیت

صبور بودن یعنی قادر باشید با آرامش و بدون هیچ عجله برای رسیدن به یک نتیجه خاص منتظر بمانید. دوست دارید راه هایی برای بالا بردن صبر و طاقت در خودتان یاد بگیرید؟
 

موفقیت را به سه کلمه خلاصه کرده اند: عشق، پشتکار و صبر. گرچه خیلی از آنهایی که به دنبال موفقیت هستند، عشق لازم برای این کار را دارند، و بعضی از آنها حتی پشتکار و تداوم هم در راهشان دارند اما فقط تعداد بسیار کمی از آدم ها دارای صبر و حوصله کافی می باشند. این راهی که ما به سمت موفقیت برایتان معرفی می کنیم.

بازاریابان به ما می گویند برای اینکه بتوانیم کتاب های بیشتری بفروشیم باید روی ارضاء فوری میل مخاطب خودمان اثر بگذاریم و راهی برای موفقیت آنها پیشنهاد کنیم که در مدت زمان کوتاهتری نتیجه دهد. اما، هدف ما گول زدن دیگران نیست. ما می خواهیم به هر تعداد انسانی که می توانیم یاد بدهیم که با رسیدن به موفقیت و استفاده کامل از توانایی های خود، زندگی رضایت بخش تر داشته باشند. اینکار فقط با صبر و حوصله امکان پذیر است. اهمیت صبر را می توان در این ضرب المثل خلاصه کرد، “گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی.”

صبر داشتن یعنی بتوانید با آرامش منتظر یک نتیجه بمانید. بی صبری دقیقاً یک مترادف دیگر برای ارضای فوری است که یکی از بزرگترین مصیبت های بشر است. صبر معمولاً در نتیجه بسیاری حسن های دیگر مثل تحمل، دلسوزی، درک، قابلیت انعطاف و شوخ طبعی به دست می آید یا همانطور که سنت آگوستین می گوید، صبر همدم خرد است.

همه ما می دانیم که صبر اهمیت زیادی در زندگی دارد اما چرا اینقدر کم در آدم ها دیده می شود؟ پاسخ آن فقدان ایمان است. برای اینکه صبور باشیم باید ایمان داشته باشیم که نتیجه موردنظرمان مطلوب بوده و مناسب ما است. بدون ایمان یا باور به مطلوب بودن آن نتیجه، حس شک و اضطراب در ما ایجاد می شود که همان بی صبری و بی طاقتی است.

وقتی دیگران از شما می خواهند صبور باشید یا صبر داشته باشید، یعنی در واقع از شما می خواهند که ایمان داشته باشید که نتیجه ای که به دست خواهید آورد مطلوب و مناسب شما است. اما اگر این احساس را نداشته باشید، معنی آن این نیست که بی صبر هستید، بلکه یعنی حس می کنید به هیچ کجا نمی رسید و باید راهتان را عوض کنید. صبر نباید هیچوقت بعنوان بهانه ای برای ادامه کار نادرست استفاده شود.

صبر اخلاقی است که باعث می شود بتوانید زندگی لذت بخش تر و موفق تر داشته باشید. خوشبختانه صبر اخلاقی است که می توانید در خودتان پرورش دهید. در زیر توصیه هایی برای تقویت این اخلاق عالی برایتان آورده ایم.

هدف کلی را ببینید.

اگر برای تمدید گواهینامه رانندگیتان در صف پلیس +10 ایستاده اید، به خاطر داشته باشید که این کاری است که باید هر پنج سال یکبار انجام دهید. حتی یک ساعت منتظر ماندن برای بهره بردن از مزیت آزادی 5 سال رانندگی، معامله بدی نیست. پس همیشه نگاهتان به چشم انداز آینده باشد.

به طولانی مدت فکر کنید.

بی صبری معمولاً در نتیجه کوتاه نظری است، یعنی نمی توانید به آن چیز در طولانی مدت نگاه کنید. این سوال را از خودتان بپرسید، “اگر امروز برای فلان کار این مدت زمان را صبر کنم، یک سال دیگر تفاوتی می کند؟” این هم دقیقاً یعنی به آن موقعیت در چشم انداز صحیح نگاه کنید. وقتی این کار را بکنید، اضطرابتان فروکش کرده و تمرین صبر می کنید.

ذهنتان را روی چیزهای دیگر متمرکز کنید.

وقتی بی صبر می شوید، فقط به خاطر آن چیزی است که روی آن متمرکز شده اید. مثبت اندیشباشید. روی این واقعیت که روی چیزی متمرکز شده اید تمرکز نکنید، در عوض به نتیجه مثبتی که منتظرش هستید فکر کنید.

دنبال پشت گرمی باشید.

تاریخ سرشار از داستان موفقیت هایی است که در نتیجه صبر به وجود آمده اند. توماس ادیسون سالها برای کنترل فرایند الکتریکی که نور را تولید می کند تلاش کرد. هلن کلر سالهای بسیار سختی را برای یادگیری کارهایی که برای خیلی ها آسان بود صرف کرد. دنبال کسانی باشید که صبر را تمرین کرده باشند تا از آنها درس بگیرید.

بدانید که صبر ارزش پاداشتان را بیشتر می کند.

ضرب المثل قدیمی که می گوید، “صبر تلخ است ولیکن بر شیرین دارد” دقیقا همین منظور را می رساند. خود موفقیت یکی از بهترین نمونه های آن است. موفقیت بادوام زمان می برد و در نتیجه نیازمند صبر و حوصله است.

از مقایسه کردن اجتناب کنید.

بی صبری معمولاً در نتیجه مقایسه کردن های اشتباه ایجاد می شود. اگر یکی از همسالانتان به درجه ای از موفقیت رسیده است که آرزوی شماست، باید درک کنید که موقعیت شما با او همسان نیست. خیلی وقت ها والدین به خاطر اینکه فرزندان دوستانشان با سرعت بیشتری در حال پیشرفت هستند، صبر خود در مقابل فرزندشان را از دست می دهند. آنچه این والدین متوجه نمی شوند این است که فرزند آنها ممکن است در جنبه های دیگر بسیار از بقیه همسالانش جلوتر باشد، غیر منصفانه است که توقع داشته باشیم در همه جنبه ها بهترین باشند.

تمرین صبر کار ساده ای نیست اما آنها که صبر دارند همیشه به طرق مختلف پاداش آن را می گیرند. صبر هم مثل هر مهارت دیگر قابل یادگیری است. یاد بگیرید که ایمان و نبود آن را تشخیص دهید و بدانید که چه زمان باید عملکرد خود را تغییر دهید یا عقب بایستید و صبر کنید. موفقیت یک شبه زود هم از بین می رود اما موفقیت بادوام نیازمند عشق، پشتکار و صبر است.

گام بلند دانشمندان در درمان نابینایی با سلول های بنیادی

دانشمندان برای اولین بار موفق شدند سلول های حسگر نور درون شبکیه را که از ابتدا در آزمایشگاه پرورش یافته بودند در چشم های موش های نابینا پیوند بزنند.
 

دانشمندان دانشگاه کالج لندن اعلام کردند که سلولهای پیوندی با موفقیت بالغ شده و با عصب های مسوول انتقال سیگنال های بینایی به مغز مرتبط شده اند.

به باور محققان اگر بتوان این فرآیند را با سلولهای بنیادی انسانی تکرار کرد، می توان بیشتر شکل هاینابینایی را که از انحطاط این سلول های گیرنده نور در اثر پیری یا بیماریهایی مانند دیابت ناشی شده، درمان کرد.

یک درمان تجربی سلول بنیادی دیگر که شامل پیوند سلولهای مسوول پشتیبانی و تغذیه گیرنده هاینوری در چشم بوده، توانسته بینایی مردی را که در اثر انحطاط سلول های شبکیه نابینا شده بود، بازگرداند اما به گفته پرفسور رابین علی، سرپرست پژوهش در کالج لندن، این درمان تنها بر روی افراد دارای تعدادی سلول گیرنده نور سالم عمل می کند در حالی که درمان جدید حتی در مواردی که این سلولها کاملاً از بین رفته اند نیز کار می کند. این محققان با استفاده از یک فرآیند نسبتا جدید که به سلول های بنیادی جنینی اجازه خودسازماندهی به شکل ساختارهای شبکیه مانند در یک ذره سه بعدی ژله یی را داده، توانسته اند سلولهای گیرنده نور تولید کنند.

همچنین در یک دستاورد مهم برای درمان های انسانی، این دانشمندان مرحله بهینه ای در رشد سلول ها را که حدود 24 روز بوده، برای پیوند آنها در چشم موشها شناسایی کردند. در این مرحله، سلول های گیرنده نور هنوز نسبتا نابالغ هستند اما پس از کاشت، راه خود را برای ترمیم بخش های چشم پیدا کرده و در آن مناطق به طور کامل بالغ می شوند. اگر سلول ها به طور کامل به شکل ساختارهای گیرنده نور بالغ موسوم به بخش های بیرونی رشد کنند، دیگر قادر به پیوند به این شیوه نخواهند بود.

به گفته محققان، آنها اکنون یک نقشه راه برای انجام این فرآیند با سلولهای بنیادی جنینی انسان دارند. آنها در حال حاضر پیش سازهایی برای سلول های گیرنده نور انسانی پرورش داده اند. چالش پیش روی این دانشمندان اکنون کارا کردن کافی این فرآیند برای پیوند است. در همین حین، محققان قصد دارند پیوندهای بیشتری انجام داده و قابلیت بینایی موش ها پس از این پیوند را نمایش دهند. با وجود رشد سلول های پیوندی و اتصال موفق آنها به عصب ها، هنوز تعداد کافی از این سلولها برای بازیابی بینایی موش ها پیوند نشده است.

در زناشویی، حرف را باید زد، درد را باید گفت

تحقیق روی 11 هزار زن و مرد نشان داده است بیشتر اختلاف زن و شوهرها در مورد خانواده هایشان است. رابطه خانوادگی افراد بسیار عمیق و ریشه ای است و نمی توان انتظار داشت به راحتی از بین برود.
 

اگر خیلی دوست ندارید همسرتان با اعضای خانواده خود صمیمی و گرم باشد، پیش از ازدواج حتما این مسایل را در نظر بگیرید. اگر رابطه نزدیک و عمیق آنها با خانواده هایشان شما را آزار می دهد باید با احتیاط بیشتری برای ازدواج تصمیم گیری کنید. مگر اینکه طرز فکر خود را تغییر دهید.

یک کارشناس مسایل خانواده داستانی تعریف می کند که: جورج فردی بود که با افتخار تعریف می کرد پس از 7 سال ازدواج هیچ گاه با همسرش دعوا نکرده اند. این مساله کمی عجیب به نظر می رسید تا اینکه همسرش تقاضای طلاق کرد. او با باغبان رابطه داشته و از او بچه دار شده بود و اکنون نیز از جورج می خواست تا از هم جدا شوند. این شوک بزرگی برای جورج بود و به هیچ وجه دلیل این کار همسرش را نمی فهمید. او ماه ها دچار این شوک بود تا اینکه سراغ من آمد. با کاوش در زندگی جورج متوجه شدم جورج با دو خواهر خود بسیار صمیمی بوده و آنها را محرم راز خود می دانسته است. این مساله برای همسر جورج به هیچ وجه خوشایند نبوده است اما او هرگز اعترض نکرده و در آخر برای طلاق اقدام کرده است.

این کار به هیچ عنوان خوب نیست. انسان باید دردهای خود را بیان کنند شاید راه حلی برای برطرف کردن آن وجود داشته باشد.

عدم موافقت به زوجین کمک می کند تا به یکدیگر احترام بگذارند

بحث و بگومگو مثل آدرنالین برای رابطه میان زوجین است و سه وظیفه را به آنها یادآوری می کند:

  • تعیین محدودیت های لازم
  • غلبه بر روزمره گی
  • تعیین وظیفه هر دو طرف در رابطه

احترام همیشه دلیل اصلی پایندگی و دوام رابطه های طولانی مدت بوده است. به طور مثال، جورج همسرش را در زندگی نادیده می گرفته و با او همدل نبوده است و همسرش نیز به بدترین شکل ممکن از او انتقام گرفته است.

اینکه افراد تصور می کنند مثل هم بودن بسیار عالی است باید بدانید که کاملا اشتباه است. وقتی با کسی رو به رو می شوید که کاملا شبیه شما است، طرز فکر، اعتقاد، رفتار و حتی علاقه مندی هایش همه مانند شما است خیلی خوشحال نشوید. عاشق هم نشوید. او نمی تواند همسر ایده آلی برای شما باشد. وقتی دو نفر تا این اندازه شبیه هم هستند هیچ هیجان و ویژگی خاصی ندارند و زندگی پس از مدت کوتاهی بسیار کسل کننده و عادی می شود.

همیشه این اختلاف ها هستند که باعث زیبایی زندگی می شوند.

اگر همیشه در حال دعوا هستید، چرا از آن به نفع رابطه تان استفاده نمی کنید؟

زوج هایی که خصلت های مشابه زیاد با هم دارند خیلی زود هم خسته و دلزده می شوند. شاید به همین دلیل هم بیشتر زمان های با هم بودن را به جنگ و اختلاف سپری کنند. در این رابطه تحقیقی روی 12 هزار زوج صورت گرفته و نتایج زیر به دست آمده است:

58 درصد آنها ادعا کرده اند اختلاف امری عادی و غیرقابل اجتناب است. 19 درصد گفته اند زوج های همیشه دعوایی نمی توانند با هم زندگی کنند. بیشتر مردم از درگیری و بحث گریزان هستند و 9 درصد از آنها به دنبال یافتن آرامش در زندگی هستند. رابطه پس از اختلاف زن و شوهرها شاید بهترین بخش دعوا باشد و 14 درصد از زوج های مورد تحقیق نیز این مساله را تایید کرده اند.

با این تفاسیر، چگونه می توان از بحث و اختلافات زناشویی برای آرامش و عشق بیشتر بهره گرفت؟

در ادامه 5 اختلافی را ذکر کرده ایم که به استحکام بیشتر رابطه زن و شوهر کمک می کنند.

1. جنگ برای آزادی فردی

خیلی از زن و شوهرها را در اطراف خود می بینیم که بیشتر اختلاف آنها سر مسایل مالی و پول است. به طور مثال، سارا فردی صرفه جو و مقتصد است و سعی می کند قران به قران پولش را پس انداز کند. اما درست برعکس، همسر او بسیار ولخرج و بی ملاحظه است. هر دو آنها رفتار دیگری را غیر قابل تحمل می دانند. اما به اینکه این بحث ها موجب ناراحتی های بیشتر شود آنها سعی کردند تا حساب «من»، حساب «تو» و حساب «ما» برای درآمد خود تعیین کنند. پس از این تقسیم بندی، هر کدام از دو طرف می داند با پول خود چه کار کند و آن را به دلخواه خود خرج یا پس انداز می کند.

نکته آموزشی:

زن و شوهرها هر چه بیشتر با هم سازش داشته باشند بیشتر هم برای یکدیگر فداکاری و گذشت می کنند.

2. زندگی سالم

علی قول داده بود اگر ندا با او ازدواج کند، سیگار را ترک کند. آنها ازدواج کردند اما علی سیگارش را ترک نکرد. ندا تلاش کرد تا برنامه غذایی سالم برای علی ترتیب بدهد تا او توان ترک سیگار را به دست بیاورد اما علی هیچ کدام از برنامه ها را انجام نداد. در آخر نیز علی در اثر سرطان ریه فوت کرد و آنها از هم جدا شدند.

نکته آموزشی:

دو نفر باید از همان ابتدای زندگی خواسته ها و نیازهای مشترکی برای خود تعریف کنند و به آن نیز پایبند باشند.

3. امنیت روحی و جسمی

فرید و زیبا در نخستین دیدار دلباخته هم شدند و ازدواج کردند. اما پس از مدتی فرید متوجه دمدمی مزاج و زود رنج بودن زیبا شد و اختلاف آنها شروع شد. برای حل اختلاف ها نزد مشاور رفتند و به زیبا توصیه شد در کلاس های مدیریت خشم شرکت کند. خوشبختانه موثر واقع شد و اکنون با آرامش بیشتر با هم زندگی می کنند.

نکته آموزشی:

سعی کنید مشکلات و نگرانی های خود را برطرف کنید تا بتوانید با عشق و علاقه بیشتر در کنار همسرتان زندگی کنید.

4. آرامش دستشویی

رضا و نسرین با علاقه زیاد با هم ازدواج کرده اند اما پس از مدتی اختلاف های آنها آغاز شد. نسرین شلخته بود و همیشه موهایش داخل سینک یا کف دستشویی ریخته شده بود. یا حوله توالت بیشتر مواقع کثیف بود. رضا از این مساله بسیار عصبی بود. عادت های دستشویی رفتن این دونفر بسیار با هم فرق داشت و سر این مساله همیشه با هم دعوا داشتند. اما مشاور به آنها توصیه کرد تا با شوخی و خنده این مشکل را حل کنند. آنها نیز سعی در تغییر عادت های خود کردند و خیلی راحت به این اختلاف های دایمی خاتمه دادند.

نکته آموزشی:

همیشه سعی کنید در میان خنده و با آرامش و دوستانه شکایت های خود را بیان کنید زیرا خنده برای هر دردی دعواست.

5. اتحاد

سعی کنید در برابر این دنیای بی رحم با هم متحد باشید و یک گروه دونفره تشکیل بدهید. برای موفقیت، اعتماد به نفس و رسیدن به اهداف همسر خود تلاش کنید. دونفری راحت تر می توانید با مشکلات جامعه و دنیا کنار بیایید و تیمی بسیار قوی در مقابل سختی ها تشکیل می دهید که هدفی مشترک را دنبال می کنند.

نکته آموزشی:

با در کنار هم بودن می توانید به اهداف والایی در زندگی دست پیدا کنید.

 

برای چیزهایی که به آن اعتقاد دارید مبارزه و همیشه حرف خود را بیان کنید. حتی اگر شریک زندگیتان ناراحت بشود، بدانید که نیروی عشق می تواند همه چیز را خوب نگه دارد.

دلایل جدایی بین زوجین

بسیاری از افرادی که از همسرانشان جدا شده اند می گویند هرگز به صحبتهای همسر خود در هنگام دعوا و مشاجره گوش نمی کردند و اهمیت نمی دادند.
 

دلایل اصلی جدایی زوجین عبارتند از:

خیانت :

17 درصد طلاقها بخاطر خیانت یکی از طرفین رخ می دهد اما بسیاری معتقدند که خیانت هرگز دلیل اصلی طلاق نیست بلکه نشان دهنده آن است که یک رابطه مدتهاست از هم پاشیده است و در واقع نتیجه ادامه دادن به یک رابطه مشکل دار و یا بدون عشق است. به هرحال خیانت همسران یکی از دلایل رایج زوجها برای طلاق است .

خشونت:

خشونت های خانگی چه از نوع فیزیکی و چه از نوع روحی روانی یکی دیگر از دلایل اصلی طلاق زوجها محسوب می شوند. معمولا" اثبات خشونتهای روحی بسیار سخت تر است و با نامهایی از قبیل تحقیر ، ناسازگاری توصیف می شود.

ناسازگاری و عدم تفاهم:

برخی از زوجها بخاطر فشارهای والدین و اطرافیان و یا فقط بخاطر احساس تنهایی در ازدواج عجله می کنند و بعد از مدتی متوجه می شوند که با همسر خود تفاهم ندارند و سازگار نیستند. علاوه براین اعتقادات و رفتار آدمها در طول زمان تغییر می کند و ممکن است زوجی که 10 سال بیش باهم تفاهم و سازگاری داشتند در حال حاضر با هم سازگار نباشند.

فقدان ارتباط :

بسیاری از افرادی که از همسرانشان جدا شده اند می گویند هرگز به صحبتهای همسر خود در هنگام دعوا و مشاجره گوش نمی کردند و اهمیت نمی دادند. ارتباط در ازدواج بسیار مهم است و اگر زوجی احساس کنند که نمی توانند با یکدیگر صحبت کنند مشکلاتشان حل نشده باقی می ماند.

فرزندان:

گاهی فرزندان باعث بروز اختلافات اساسی در میان والدینشان می شوند زیرا برخی از زوجها درباره تصمیماتی که برای فرزندانشان می گیرند و قوانینی که برای آنها وضع می کنند نمی توانند به توافق برسند ، در نتیجه یکی از آنها احساس می کند که دیگری قدرت او را تضعیف می کند و همین باعث بحث و اختلاف نظر آنها می شود.

برآورده نشدن توقعات:

یکی از زوجها و گاهی هردوی آنها ممکن است احساس کنند که ازدواجشان آن چیزی نیست که آنها می خواستند . بعضی ها دوست ندارند که ازدواجشان یک ازدواج معمولی باشد و احساس می کنند که همسرشان توقعات آنها را برآورده نمی کند مخصوصا" اگر آنها فرهنگها و اعتقاد مذهبی متفاوتی داشته باشند.

اعتیاد:

هر نوع اعتیاد باعث بوجود آمدن مشکلات و اختلافات شدید در ازدواج می شود . منظور از اعتیاد فقط اعتیاد به مواد مخدر ، سیگار و الکل نیست ، حتی اعتیاد به قمار، خرید و اینترنت هم می تواند باعث بروز مشکلات جدی در ازدواج شود.

روش هایی عملی برای رسیدن به آرامش

آیا از زندگی روزمره و فشارهای روانی که هر روز متحمل می شوید خسته شده اید؟ آیا می دانید برای رسیدن به آرامش درونی چه کار کنید؟

 

زندگی هر یک از ما انسان ها مملو از استرس ها، ترس ها و اضطراب هاست. گاه این استرس ها چنان شدید و زیاد می شوند که باورمان می شود زندگی فقط به همین صورت است و صورت دیگری ندارد. اما روان شناسان، روانکاوان و رفتارشناسان همگی بر این باورند که به رغم تمام این استرس ها و دلمشغولی ها می توان لحظاتی را خلق کرد که همراه با آرامش باشد. آنها برای رسیدن به این لحظات چهار نکته را پیشنهاد کرده اند.

نقاط ضعف خود را بپذیرید

به گفته دومینیک میلر، روانکاو: «نگرانی یا اندوه همواره نشان دهنده امری واقعی است که در درون ما می گذرد. بهتر است به جای تلاش برای از بین بردن آنها، سعی کنیم علتشان را بفهمیم.» درک عمیق منشأ اضطراب و کار کردن روی خود به ما امکان می دهد مسائل را روشن تر ببینیم. این روانکاو ادامه می دهد: «اگر لحظاتی توأم با آرامش داشته باشیم، می دانیم که این لحظات ادامه دار نیستند. در واقع، به دنبال نبود هر گونه تنش و کشش، درونی بودن اشتباه است و ناآگاهی از طبیعت درون را نشان می دهد، زیرا انسان در عمق وجود خود، آنقدر که مشتاق لحظات هیجان انگیز است، مشتاق آرامش نیست.»

پذیرفتن تضادها و ضعف های خود، مرحله ای ضروری است. این احساسات که در روانکاوی «بیمارگونه» توصیف شده اند، بدون این که بخواهند از ما مردان و زنان بدی بسازند، ما را وادار به عمل می کنند. مساله این است که چگونه ناراحتی هایمان را تغییر دهیم. بعضی ها راه خلق هنری را برمی گزینند و برخی دیگر به فعالیت های خیرخواهانه رومی آورند و همین «تغییر ناگهانی» است که آرامش به وجود می آورد.

به جسم خود مسلط باشید

میشل دکلرک، روان شناس فرانسوی، هشدار می دهد: «احساس منفی پیامی است از جسم به روح. بنابراین، اشتباه است که از روح انتظار داشته باشیم بدون کمک جسم از احساسات منفی خلاص شود. اگر گاهی نمی توانیم در مقابل آشفتگی ذهنی که مثلا به ما می قبولاند که هرگز موفق نمی شویم، کاری انجام دهیم، می توانیم ببینیم جسممان از ما چه می خواهد. برای این که حالات روحی ما با تصوراتمان تقویت نشود و برای این که اجازه ندهیم اضطراب بر ما چیره شود مکثی چند دقیقه ای می تواند زمان و پریشان گویی ما را متوقف کند. در این میان، نقش اساسی تنفس را فراموش نکنیم؛ دم و بازدم عمیق باعث انبساط جسم و روح می شود.»

قطعاً مدیتیشن برای آرامش جسم و روح بسیار مناسب است. فردریک رزنفلد، روانپزشک یادآور می شود به کمک مدیتیشن «احساسات مثبت رشد می کند، احساسات منفی کاهش می یابد و توانایی ما برای حل مشکلات افزایش پیدا می کند.» آیا رهاسازی خویش و مدیتیشن موجب الهام بخشی ما نمی شود؟ این روان پزشک تأکید می کند: «فعالیت جسمانی به سیستم عصبی پاراسمپاتیک که سیستم آرامش است، در حالت بی تحرکی بدن کمک می کند. قلب به آرامی می تپد، عضلات منبسط است، دهان خشک نیست و تنفس عادی است.»

از مال و ثروت دل بکنید

الکساندر ژولین، روان شناس روسی می گوید: «دنیایی که در آن زندگی می کنیم ما را به این باور می رساند که آرامش با ثروت به دست می آید، در حالی که آرامش در وجود انسان یافت می شود. در این بین، تبلیغات گسترده هم ما را متقاعد می کند که بیشتر داشتن، به معنی بهتر بودن است. خیلی پیش از اختراع تلویزیون و پیدایش چنین تبلیغاتی رواقیون از «اموال کاذب» می گفتند و آنها را اشیای فریبنده می نامیدند.» از این که نمی توانیم آخرین مدل بازی را به کودکمان هدیه دهیم، ناراحت می شویم. از این که در خانه بزرگ تری زندگی نمی کنیم سرخورده می شویم. در عذابیم از تحصیلاتی که نداریم.

بئاتریس میلتر، روان درمانگر یادآور می شود: «نارضایتی از داشته های خود یا از آنچه هستیماعتماد به نفس ما را دچار مشکل می کند.» چگونه می توان این روند را مهار کرد؟ دیوید لوبروتون پاسخ می دهد: «برای رسیدن به آرامش باید در فاصله ای معقول از اجزای جامعه مصرفی قرار بگیریم.» اما این مرز کجاست؟ فردریک رزنفلد، روان شناس فرانسوی، پاسخ می دهد: «پناه بردن به غار چیزی را عوض نمی کند. عاقل کسی است که بخوبی در دنیای خویش زندگی می کند. بیش از آن که درصدد عوض کردن دنیا باشیم باید به دنبال تغییر رابطه خود با آن باشیم. اگر بیاموزیم با توجه به ارزش های خاصمان خود را از مال و ثروت جدا کنیم، می توانیم از ارزش هایی که جامعه به ما تحمیل می کند رها شویم؛ حال هر جامعه ای که می خواهد باشد، چرا که راه حل در وجود خود فرد است.» بنابراین، آرامش نه با مصرف نکردن برق یا خوراک و پوشاک، بلکه با مصرف صحیح و متعادل به دست می آید.

توجه کامل را در خود پرورش دهید

برانژر کازینی، روان شناس ایتالیایی، می گوید: «تمرین های روحی برای افزایش لحظات توأم با آرامش ضروری است. برای مثال، اگر سعی کنیم روی زمان حال تمرکز کنیم، وضع درونی ما کاملا عوض می شود، عطش به آینده و ترسی که همراهی اش می کند و به همین ترتیب، گذشته و حس پشیمانی توأم با آن تضعیف می شود. » باید به خویشتن، به چیزی که به آن می اندیشیم، به کاری که انجام می دهیم و همچنین به دنیا، صداها، بوها و سکوتی که اطراف ما را احاطه کرده است بیشتر توجه کنیم. یک لبخند واقعی و یک سلام از صمیم قلب می تواند مفهوم توجه کامل را تحقق ببخشد.

فابریس میدال، روان شناس، می گوید: «منظور موضوعی ارادی یا راهی پرفراز و نشیب نیست. باید از منطق حسابگری خارج شویم تا زیبایی های دنیا از جمله یک قطعه موسیقی یا یک منظره را درک کنیم. با اینهاست که هرکس می تواند به آرامش واقعی دست یابد.» الکساندر ژولین می گوید: «برعکس فلسفه یونان که آرامش درون یعنی فقدان هرگونه تشویش و پریشانی را می ستاید، اسپینوزا ما را ترغیب می کند در چیزی که شادی می نامید زندگی کنیم یعنی آگاهانه چیزی را که هست بپذیریم، چه خوب باشد چه بد. بنابراین، آرامش، خیلی ساده، به معنای داشتن نگاهی خنثی و محبت آمیز به خود، به دیگری و به دنیاست. با نگاهی آزاد و کنجکاو مثل یک کودک.»

آشنایی با 9 کاربرد متفاوت پوست تخم مرغ

فکرش را بکنید از پوست تخم مرغ قبل از آن که راهی سطل زباله یا کمپوست شوند، چه استفاده های عجیبی می توان کرد.
 

1- جلوگیری از گرفتگی لوله های فاضلاب

ریختن مقداری پوست خرد شده تخم مرغ روی صافی فلزی سینک، باعث تمیزی و جلوگیری از گرفتگی لوله ها می شود. آن ها همچنین مانع از عبور مواد جامد و رهایی از چربی های داخل لوله ها می شوند.

2- به عنوان پاک کننده

مقداری از پوست تخم مرغ را همراه با پودر ظرفشویی روی سطح لک شده بریزید و با اسفنج آن را تمیز کنید.
در صورتی که بخواهید داخل ظرفی دردار را تمیز کنید، می توانید مقداری پوست تخم مرغ خرد شده را داخل ظرف ریخته، آن را با آب سرد تقریبا پر کنید و چندین بار تکان دهید. نتیجه فوق العاده خواهد بود.

3- تمیز کردن لباس های سفید

اگر از خاکستری شدن لباس های سفید خود نگرانید، کافیست مقداری پوست تخم مرغ داخل صافی ریخته، همراه لباس ها داخل ماشین لباسشویی قرار دهید.

4- حاصلخیز کردن خاک

پوست تخم مرغ سرشار از کلسیم و سایر مواد معدنی است. برای حاصلخیز کردن خاک آن را به کمپوست اضافه کنید.

5- دفع آفات حلزون ها

کرم های برگ خوار و آفات را با پاشیدن مقداری پوست تخم مرغ در اطراف باغ خود دور کنید.

6- تغذیه گیاهان

قبل از آبیاری گیاهان مقداری پوست تخم مرغ داخل آب ولرم ریخته، داخل ظرفی دردار در جای تاریک و خنک قرار دهید. بگذارید چند روز باقی بماند. سپس این آب را به گیاهان بدهید.

7- تامین کلسیم

با ریختن مقداری پوست تخم مرغ به کف گلدان گوجه فرنگی، فلفل و بادمجان، کلسیم مورد نیاز آن ها را تامین کنید.

8- گلدان

از تخم مرغ های شکسته برای کاشت دانه استفاده کنید. آن ها تا زمان سبز شدن دانه به عنوان گلدان قابل استفاده اند.

9- غذای پرندگان

ریختن خرده های پوست تخم مرغ نزدیک ظرف غذای پرندگان ماده در جذب کلسیم مورد نیاز آن ها برای تخم گذاری موثر است.

نکته : قبل از هر نوع استفاده از پوست تخم مرغ در باغ، آن ها را خوب بشویید.

بهترین دهان شویه را بشناسید

یک دندانپزشک گفت: استاندارد طلایی برای حفظ بهداشت دهان، مسواک، نخ دندان و خمیر دندان است اما دهان شویه ای مثل آب و نمک نیز می تواند در کاهش پلاک میکروبی و التهاب مخاط دهان و التیام زخم های دهانی موثر باشد.
 

مصطفی فاطمی در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس اظهار داشت: شرکت های بهداشتی در رسانه ها در کنار مسواک، نخ دندان و خمیر دندان به معرفی دهان شویه پرداخته اند و خواص معجزه آسایی برای آن گفته اند ولی حقیقت آن است که استاندارد طلایی برای حفظ بهداشت دهان همان مسواک، نخ دندان و خمیردندان است.

این دندانپزشک گفت: روش های دیگر از جمله دهان شویه ها تنها دارای نقش کمکی هستند.

عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی تصریح کرد: دهان شویه ها در یک نمای کلی به دو گروه تقسیم می شوند؛ انواع بهداشتی که محصولات تجاری هستند که دارای فوایدی نظیر تسهیل تمیز شدن دهان، از بین بردن موقت بوی دهان، کاهش باکتری و تغییر طعم دهان هستند.

این دندانپزشک ادامه داد: انواع دیگر دهان شویه که درمانی نام دارند به محافظت دهان در برابر بیماری ها کمک می کنند.

فاطمی افزود: در این دهان شویه ها ترکیباتی مانند ضد میکروب ها (کلرهگزیدین) یا ترکیبات ضدپوسیدگی (ترکیبات فلوراید) یا ترکیباتی مانند بزاق مصنوعی و امثال آن وجود دارد.

عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی بیان داشت: برخی دهان شویه ها نیز حاوی الکل به عنوان حلال می باشند که به دلیل نگرانی هایی که در خصوص ایجاد سرطان دهان به وجود آمده، ترکیبات جدید اغلب فاقد الکل هستند.

فاطمی ادامه داد: در دهان شویه ها ترکیبات دیگری مانند روغن های معطر مثل تیمول، اکالیپتول و امثال آن استفاده می شود.

این دندانپزشک، دهان شویه هایی را که حاوی فلوراید هستند در دو گروه کم فلوراید و پر فلوراید دانست و افزود: گروه کم فلوراید با 0.05 درصد برای مصرف روزانه و گروه دارای فلوراید بیشتر با 0.2 درصد برای مصرف هفته ای یک بار در افرادی که مستعد پوسیدگی های وسیع هستند تجویز می شود.

عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی گفت: نکته بسیار مهم این است که دهان شویه ها به تنهایی جایگزین مجموعه مسواک، نخ دندان و خمیردندان نمی شوند و با توجه به ترکیباتی که ذکر شد استفاده افراطی از آنها بی ضرر نخواهد بود.

این دندانپزشک افزود: با توجه به افزایش هزینه های سبد خانوار یکی از ساده ترین و در دسترس ترین دهان شویه ها را می توان آب و نمک نامید که در صورتی که با غلظت مطلوب ، 9 گرم در لیتر یا به اندازه نصف قاشق چایخوری در یک لیوان آب تهیه شوند ، می تواند کمک مؤثری در کاهش پلاک میکروبی و التهاب مخاط دهان و التیام زخم های دهانی متعاقب کشیدن و جراحی داشته باشد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: علی رغم آنکه دهان شویه ها و انواع درمانی آن به سادگی در دسترس افراد قرار می گیرد باز به افراد توصیه می شود برای استفاده منظم از آن با دندانپزشک مشاوره کنند.

راز شنا کردن در دریا بدون غرق شدن

شنا در دریا هرگز مشابه شنا در استخر نیست و علاوه بر دانستن فن شنا و داشتن مهارت زیاد، باید ویژگی های آب دریا را نیز شناخت.
 جریان های شکافنده یا به قول گیلانی ها «به در بر» به خاطر وجود دو منطقه کم عمق در بین منطقه عمیق تر پیش می آید و نتیجه این وضعیت این است که جریان آن قسمت از آب به سمت ساحل نیست و هر چه در این جریان شنا کنی به جلو (ساحل) نمی روی و خسته خواهی شد.


برای رهایی از این وضعیت باید ضمن حفظ آرامش به صورت افقی به راست یا به چپ شنا کنید تا از جریان شکافی خارج شده و بعد به صورت مورب به سمت ساحل شنا کنید.

آب شور دریا در صورت برخورد با چشم، سوزش چشمی دردناکی ایجاد می کند و تمرکز شناگر را کاملاً از بین برده و او را در یافتن مسیر ساحل ناتوان می کند. در صورت ورود آب دریا به نای و ریه فرد، سرفه های شدیدی ایجاد می شود که عملاً شنا کردن را غیر ممکن ساخته و شناگر کاملاً مستأصل می شود.

ضربات امواج دریا، فرد را با خود به این سو و آن سو برده، تمام توان و انرژی وی را مستهلک می کنند. گل آلود بودن آبهای ساحلی دریای خزر موجب می شود که حتی با عینک شنا هم نتوان در زیر آب چیز زیادی مشاهده کرد و مثلاً ناحیه کم عمق را از عمیق تشخیص داده یا فرد در حال غرق شدن را در زیر آب یافت.

فردی که در چنین شرایطی به دام افتد، بسیار دشوار است که بتواند خود را از مهلکه نجات دهد. ضمناً مطابق یک اصل، برای شنای افراد بالغ در آبهای دریایی با عمق بیش از یک و نیم متر، نه تنها آنها باید فنون شنا را بخوبی بدانند بلکه لازم است به توان فیزیکی و استقامت بدنی بالای خود نیز اطمینان داشته باشند. حتی با وجود مهارت بالا و توان بدنی فوق العاده، هنوز هم دریا جای امنی برای شنا نیست.

بنابراین با توجه به شرایط غیر قابل پیش بینی دریا و همچنین آلودگی های میکروبی که بنا به اعلام سازمانمحیط زیست سالهاست به خصوص در دریای خزر وجود دارد، بهترین تصمیم این است که از شنا کردن در دریا خودداری شود و فقط با مشاهده منظره و طبیعت زیبای دریا از ساحل از آن لذت برد.

چگونه از شر خشکی دهان خلاص شویم؟

خشکی دهان از مشکلات شایعی است که برای رفع دائمی آن، تشخیص عامل ایجاد کننده آن ضروری است.
 هرچند با چند راهکار ساده می توان به طور موقت مشکل خشکی دهان را برطرف کرد اما اگر می خواهید برای همیشه از شر این مشکل خلاص شوید باید با کمک یک متخصص ابتدا علت اصلی آن را بیابید و سپس تحت درمان قرار بگیرید. با این حال برخی از اقدامات ساده و فوری برای رفع خشکی دهان به قرار زیر است:


- جویدن آدامس بدون قند یا مکیدن شکلات های سفت بدون قند به منظور تحریک بزاق دهان در این زمینه بسیار موثر است.

- کاهش مصرف مواد کافئین دار نیز بر کاهش مشکل خشکی دهان تاثیر است.

- نوشیدن مرتب آب به رفع این مشکل کمک می کند.

- همچنین توصیه می شود که حداقل سالی دو بار برای معاینه لثه و دندان ها به دندانپزشک مراجعه کنید.

- پیش از خوابیدن دهانتان را با فلوراید شست و شو دهید و از خمیر دندان های حاوی فلوراید استفاده کنید.

- از مصرف غذاهای اسیدی و قندی که به پوسیدگی دندان کمک می کند، خودداری کنید.

- به جای دهان از راه بینی نفس بکشید.

- از مصرف خودسرانه قرص آنتی هیستامین و داروی ضداحتقان خودداری کنید.

به گزارش مایوکلینیک، افراد مبتلا به خشکی دهان می توانند با این اقدامات به طور موقت مشکل خود را برطرف کنند اما برای درمان بلندمدت شناخت علت خشکی دهان ضروری است.

عوامل ایجاد خشکی دهان

بروز خشکی دهان هنگامی که غدد بزاقی به اندازه کافی بزاق تولید نمی کنند ممکن است باعث پوسیدگی دندان، اشکال در جویدن و بلع و عفونت دهان شود.

خشکی دهان از جمله ممکن است به این علل رخ دهد:

  • استفاده از برخی داروها، مانند برخی داروهای ضدفشارخون و ضدافسردگی.
  • ابتلا به برخی بیماری ها مانند ایدز، دیابت یا پارکینسون.
  • استفاده از پرتودرمانی یا شیمی درمانی برای درمان سرطان.
  • رخ دادن آسیب عصبی در سر یا گردن.

چطور در جمع خوب صحبت کنیم؟

اگر هنگام صحبت در جمع عصبی می شوید و ترس از صحنه دارید، مردد و نامطمئن به نظرخواهید رسید صدایتان ممکن است ‏بلرزد، خیلی آهسته صحبت می کنید و یا مبهم یا ممکن است خیلی تند و سریع صحبت کنید. برای این که هنگام صحبت در جمع با ‏اعتماد به نفس حاضر شوید به نکات زیر توجه کنید دراین صورت تماشا گران نیز از صحبت های شما یادداشت خواهند داشت.
1-شیوه ی سخن (طرز بیان) واضحی داشته باشید:

طرز بیان دقیق و واضح موجب قاطعیت و اعتماد به نفس در شما خواهد شد. بنابراین تمام تلاش خود را برای بهتر کردن طرز بیان ‏خود به کار گیرید. کلمات را محکم و واضح بیان کنید. تلفظ نکردن برخی حروف به خصوص در آخر کلمات نشان دهنده ی ‏عصبی بودن و اضطراب شماست. افراد با اعتماد به نفس کلمات را واضح بیان می کنند.

2- صدای خود را تنظیم کنید:

افراد با اعتماد به نفس به راحتی شنیده می شوند. اگر خیلی آرام صحبت کنید، مخاطبان فکر می کنند شما مضطرب هستید حتی ‏اگر واقعا اینطور نباشد و یا فکر می کنند مطلب شما چندان مهم نیست. صدای خود را بالا ببرید تا به راحتی شنیده شوید. از صدای ‏خود نترسید بلند صحبت کنید. اگر این کار برایتان سخت است درخواست میکروفون کنید و یا با دیدن یک سخنران از او یاد ‏بگیرید که چطور بلند صحبت کنید. صدای شما نباید طوری باشد که مخاطبان مجبور شوند گوش های خود را تیز کنند تا بتوانند ‏صدای شما را بشنوند. بلند صحبت کنید تا مطمئن به نظربرسید.

3- ایجاد وقفه:

در صحبت کردن عجله نکنید. گاهی اوقات وقفه ای ایجاد نمایید. البته ممکن است به نظر شما چندان خوشایند نباشد ولی با ایجاد ‏وقفه، مخاطبان فرصت لازم برای دریافت آنچه را که شما بیان کرده اید پیدا خواهند کرد. هر چه مخاطبان بیشتر باشند مدت زمان ‏وقفه ی شما نیز باید طولانی تر باشد. افراد با اعتماد به نفس در طی صحبت هایشان وقفه دارند و برای آنها این کار امری عادی ‏است.

4- جمله ی خود را با توقفی کوتاه که نشان دهنده ی نقطه است به پایان برید:‏

به جای اینکه با عجله و بدون وقفه صحبت کنید، هر جمله را از جمله ی بعدی به طور واضح جدا کنید. گاهی اوقات وقتی افراد ‏عصبی و نگران هستند به جای اینکه با توقفی کوتاه در پایان جمله، نشان دهند که جمله آنها به پایان رسیده است. کلماتی چون ا‏‏......هوم...... را بین عبارات خود وارد می نمایند و با این کار همه ی جملات آنها پیوسته به نظرمی رسد. این کار باعث کاهش ‏تاثیر صحبت های شما بر روی مخاطبان می گردد. به خودتان اطمینان دهید که آنچه را گفته اید آنقدر خوب بوده که بتوانید پس از آن ‏توقفی داشته باشید. قبل از شروع جمله ی بعدی، کمی صبرکنید. فضای بین جملات خود را با هیچ چیز به جز سکوت پر نکنید. ‏این سکوت زمانی است برای فکر کردن شما، با رسیدن به پایان جمله، توقف کنید.

‏5- سرعت صحبت های خود را کنترل نمایید:

صحبت های همراه با تشویش و اضطراب معمولا تند و بی وقفه هستند. بعضی از سخنرانان یک نفس و با شتاب به صحبت های ‏خود ادامه می دهند در حالی که سخنرانان با اعتماد به نفس سرعت مناسبی را رعایت می کنند حتی برخی از آنها خیلی آرام ‏صحبت می کنند و با پایین آوردن سرعت در بعضی از کلمات اهمیت آنها را آشکار می سازند. بنابراین با تند صحبت کردن، پیام ‏های مهم و با اهمیت نادیده گرفته می شوند با کم و زیاد کردن صدای خود هم شما مطمئن به نظر خواهید رسید و هم کلماتی را که ‏بیان می کنید با اهمیت به نظر خواهند رسید.

‏6- دستور زبان را رعایت کنید از صرف های مختلف استفاده کنید:‏

اگر یکنواخت صحبت کنید مخاطبان خسته خواهند شد سعی کنید در صدایتان تنوع ایجاد نمایید کلمات را هم با صدای بلند و هم آرام ‏بیان کنید و صدای خود را کم و زیاد کنید به بیان دیگر به کلمات خود نور و سایه بدهید. اگر چیزی را که بیان می کنید مهم است ‏آن را به گونه ای بیان کنید که این اهمیت در آن مشخص باشد، کم و زیاد کردن صدا، آن را از یکنواختی خارج می سازد و توجه‏مخاطبان را جلب می نماید.

7- در آخر جملات صدایتان را پایین بیاورید:‏

اگر نامطمئن باشید، صدایتان درآخر جمله، بالا می رود و جمله ی شما سوالی به نظر خواهد رسید، بالا بردن صدا در آخر جملات ‏در حالی که جمله ی شما خبری و یا امری است موجب می شود تا شما نامطمئن به نظر برسید. به عنوان مثال اگر به گویندگان ‏اخبار تلویزیون نگاه کرده باشید متوجه می شوید که آنها با پایین آوردن صدای خود در آخرجملات، قدرت و اهمیت خبر را نشان می ‏دهند، حتی اگر خبری هیجان انگیز باشد باید صدا در آخر جمله ی پایین آید تا اعتماد به نفس شما حفظ شود و اهمیت ‏خبر آشکار گردد.

زندگی عاطفی را خود از این افراد قایم کنید

مردم بسیاری هستند که همیشه و همه جا از روابط عاطفی خود با همه صحبت می کنند. آنها برایشان فرقی نمی کند کجا هستند و آیا طرف انسان قابل اعتمادی هست یا خیر؟ فقط حرف می زنند و همه جزئیات رابطه خود را تعریف می کنند.
 

این افراد اصولا با همه، غیر از کسی که باید، در مورد زندگی خود صحبت می کنند. مخصوصا وقتی ناراحتی پیش می آید باید خیلی مراقب باشید که غم خود را با هرکسی در میان نگذراید.

شاید گاهی مساله ای که از نظر شما ناراحت کننده است برای دیگران خنده دار باشد. به همین دلیل، خیلی عاقلانه نیست در مورد مسایل عاطفی و مشکلات رابطه خود با هر کسی حرف بزنید. وقتی فرد مناسب نباشد و درک لازم را نداشته باشد، توصیه های اشتباه به شما می کند و نتیجه رابطه شما بدتر از آن چه بوده است، می شود. به همین دلیل، در این مطلب فهرستی از افرادی که باید در مقابل آنها جلوی دهان خود را بگیرید و در مورد مشکلات و ناراحتی های رابطه تان حرفی نزنید، را نوشته ایم.

1. همکاران

در مورد زندگی عاطفی و مسایل عشقی خود با همکارانتان صحبت نکنید زیرا ممکن است موجب حسادت آنها شود و به شما توصیه هایی بکنند که منجر به خراب شدن رابطه تان می شود. از آنجا که بیشتر مردم بیشترین ساعت های شبانه روز خود را در محل کار سپری می کنند شاید تصور کنند می توانند به هم اعتماد و همه مسایل خانوادگی و شخصی خود را بیان کنند. اما هرگز این کار را انجام ندهید.

وقتی حرف های خود را به همکارتان می گویید، او نیز به بقیه می گوید و همه از مسایل خصوصیشما آگاه می شوند. این نوع خبرچینی ها در شرکت ها بسیار رایج است و ممکن است برای موقعیت کاری شما هم خطر داشته باشد.

2. همسر سابق

یکی از افرادی که نباید در مورد مسایل عاطفی کنونی خود با او صحبت کنید، همسر سابق شما است. حتی اگر به واسطه فرزندان هنوز با یکدیگر در ارتباط هستید، هرگز نباید در مورد عشق کنونی خود با او صحبت کنید. کارشناسان خانواده می گویند افرادی که از یکدیگر جدا می شوند و به عنوان دوست رابطه خود را با هم قطع نمی کنند باید بدانند که شاید خودشان آگاه نباشند، اما احساس مالکیت یا زن و شوهر بودن هنوز در آنها وجود دارد و نباید در مورد رابطه فعلی خود به یکدیگر حرفی بزنند.

3. دوستانی که از رابطه فعلی خود راضی نیستند

از رابطه، عشق یا عاطفه خود با دوستانی که از زندگی عاطفی خود راضی نیستند، نگویید. افراد ناراضی همیشه سعی می کنند مسایل منفی و ناراحت کننده رابطه را مطرح کنند و باعث بدبینی و ناراحتی هم می شوند. آنها شاید چون خودشان در رابطه و ازدواج موفق نبوده اند به شما توصیه کنند مثلا هرگز ازدواج نکنید.

توجه داشته باشید، در ابتدای آغاز یک رابطه، نظرات اطرافیان تاثیر بسیاری روی طرز فکر و تصورات شما می گذارد، بنابراین با افراد غیرموفق یا ناراضی یا آنها که همیشه در رابطه ناراحت هستند، در مورد عشق و رابطه خود صحبت نکنید.

4. با پدر خود

اگر زن هستید، در مورد رابطه عاطفی خود با پدرتان صحبت نکنید. مهم نیست چقدر رابطه شما و پدرتان صمیمی و دوستانه است، پدرها اصولا دوست ندارند فکر کنند دخترشان بزرگ شده و وقت ازدواج آنها رسیده است. وقتی پدرتان در مورد دوستی یا رابطه تان سوال می پرسد سعی کنید خیلی سرپوشیده به او چیزهایی بگویید. پدر به طور ذاتی حالت مدافع و محافظ دارد به همین دلیل، دنبال ایراد و مشکل در فرد مورد علاقه شما می گردد.

به خاطر داشته باشید هرگز در مقابل مادر، خواهر یا دوستان صمیمی خود در مورد نامزدتان بد نگویید زیرا آنها همیشه این مسایل در ذهنشان باقی می ماند.

5. با مادر خود

مادران همیشه سنگ صبور فرزندان و از همه کارهای آنها آگاه هستند. شاید مادر شنونده خوبی باشد و بتواند نظرات خوبی داشته باشد اما از آنجا که دید درستی در مورد موقعیت کنونی فرزند خود ندارد و نمی داند کجا می خواهد برسد، نمی تواند توصیه های درستی داشته باشد. مادران برای اینکه علاقه ویژه ای به فرزندان دارند شاید کمی احساسی و غیر واقعی در مورد آینده آنها تصمیم بگیرند.

بهتر است در مورد رابطه خود از کسی مشاوره بگیرید که شما را به چشم کودک یا نوجوان نگاه نمی کند.

6. پدر یا مادر همسر

بدترین افرادی که برای درددل در مورد زندگی عاطفی انتخاب می کنید، پدر یا مادر همسر شما هستند. آنها در مورد مشکلاتی که با همسر یا نامزد خود دارید راهنمایی درستی به شما نمی دهند. شاید دلیل آن نیز علاقه و وابستگی آنها به فرزند خودشان باشد.

جوانی نزد شیوانا آمد و به او گفت: در مدرسه ای که درس می خوانم، پسر ثروتمندی است که خود را خیلی زرنگ و تیز می داند و به واسطه ثروت پدرش مسوولان مدرسه هم از او حمایت بی قید و شرط می کنند.
 

البته انکار نمی کنم که او فردی واقعا باهوش است اما از این هوش خود برای بی آبرو کردن و خراب کردن بقیه بچه ها استفاده می کند و در این مسیر هیچ مرز و محدودیتی را قایل نیست.

ما همه از او خیلی می ترسیم و مقابل او جرات حرف زدن هم نداریم چون می دانیم هر چه بگوییم علیه ما روزی استفاده خواهد شد. او قلدر مدرسه شده است و همه به او باج می دهند تا کاری به کارشان نداشته باشد.

درست مثل یک شکارچی شده که بقیه بچه ها طعمه او هستند و او هر روز در کمین است تا نقطه ضعفی در ما مشاهده کند و از آن علیه ما استفاده کند. تحمل این اوضاع برای ما خیلی سخت شده و به همین خاطر نزد شما آمدم تا مرا راهنمایی کنید با او چه کنیم؟

شیوانا با لبخند گفت: نقطه ضعف شکارچی احساس شکارچی بودن اوست. نقطه ضعف آدم زرنگ احساس زرنگی و تیز بودن اوست. به زبان ساده نقطه ضعف هر انسانی همان نقطه قوت اوست که اگر مواظب نباشد می تواند باعث شکستش شود.

پسر جوان با تعجب گفت: چگونه از نقطه قوت فردی علیه خودش استفاده می شود؟

شیوانا گفت: با تقویت آن نقطه قوت تا حدی که جلوی عقل او را بگیرد و چشمانش را کور کند. اگر کسی خود را فوق العاده باهوش و نابغه می داند و از این مسیر به دیگران لطمه می زند هر نوع مقابله ای با او باعث قوی تر شدن او می شود چون سعی می کند خود را مجهزتر و قوی تر کند تا بتواند با رقبای جدید مقابله کند.

اما اگر مخاطب او خودش را به ابلهی و ساده لوحی بزند و به گونه ای رفتار کند که او احساس کند زرنگی اش کفایت می کند ضمن این که دیگر به فکر تقویت نقطه قوت خود نمی افتد ضرورتی به تغییر روش خود نیز نمی بیند و با همان روش و شیوه تکراری و قدیمی عمل می کند و در نتیجه قابل پیش بینی و کنترل می شود.

پسر جوان با لبخند گفت: فکر کنم فهمیدم منظورتان چیست. روزی گنجشک مادری را دیدم که برای دور کردن ماری از لانه اش خود را جلوی مار به مریضی زد و لنگان لنگان مار را آن قدر دنبال خودش کشاند تا به نزدیک مرد مزرعه داری رسید و مزرعه دار مار مهاجم را از بین برد.

شیوانا با لبخند گفت: اما فراموش نکنید که این قاعده در مورد همه آدم ها از جمله خود شما هم صدق می کند و مواظب باشید. این نقطه قوت جدیدی که یافتید به نقطه ضعفتان تبدیل نشود!

مگس‎ها به کمک دیابتی‎ها می آیند

طب سنتی در خصوص مگس درمانی یا لارو درمانی، گفت: پزشکانی که با لارو درمانی آشنا هستند سعی دارند برای کمک به نیمی از بیماران دیابتی بستری در بیمارستان‎ها، از مگس‎ها استفاده کنند.
 

استفاده از لارو مگس‎ها در درمان زخم‎ها سابقه طولانی دارد. قرن ‎ها قبل اقوامی در استرالیا، برمه و قوم های آمریکای مرکزی از مگس درمانی استفاده می‏کردند و در سال‎های اخیر با توجه به مقاومت میکروب‎ها به آنتی بیوتیک ‎ها مجددا رجعت خوبی به این علم پیدا شده است.

وی افزود: در ایران نیز از حدود 4 سال پیش به همراه تیمی از کارشناسان حشره شناس کار تحقیقی بر روی این نوع درمان صورت گرفته است. مگس درمانی علاوه بر این که برای دیابتی‎ها مفید است برای معالجه زخم بستر، مقابله با آبسه، زخم‎های پوستی، زخم‎های سرطانی، عفونت استخوان و زخم‎های حاصل از سوختگی استفاده می شود.

صابری تصریح کرد: در قرآن نیز به درمان با لارو مگس اشاره شده است که مربوط به حضرت ایوب می‎باشد. در مگس درمانی از لارو مگس‎هایی که ایجاد نیاز اختیاری می‎کنند استفاده می شود و مطلقاً مجاز به استفاده از گونه‎هایی که ایجاد نیاز اجباری نمی‎کنند نیستیم؛ چرا که می‎توانند به بافت سالم بدن صدمه زده و باعث مرگ شوند.

این پزشک طب سنتی تأکید کرد: موردی که سبب شناسایی نسبتاً راحت آن می شود دارا بودن رنگ سبز متابولیک است و دارای سه مرحله لاروی است. این لاروها با ترشح آنزیم خاصی بافت‎های مرده را به حالت نیمه مایع یا سوپی شکل درآورده و سپس آن را می‎مکند. این لاروها ترشحات آمونیاکی دارند و PH زخم را به حدود 8 الی 8٫5 می‎رسانند که در این PH بهبود زخم سریعتر است.

صابری در خصوص نحوه درمان با لارو مگس، عنوان کرد: بسته به اندازه زخم، و عمق زخم تعداد لارو متغیر است. برای زخم‎های یک سانتی متر 5 تا 10 عدد و برای زخم‎های بزرگ 50 الی 600 عدد لارو گذاشته می شود. در زخم های کوچک حداکثر تا یک هفته و در زخم‎های بزرگ تا حداکثر 6 هفته درمان کامل می شود، ضروری است هر سه روز یکبار لاروها را تعویض کنیم.

وی ادامه داد: از نکات مهم دیگر در مورد این لارو وجود موهای کوچک نوک تیز در لارو است که به طور فیزیکی سبب نابودی و از بین بردن میکروب ها می شوند. در درمان به این شکل حتماً باید از لاروهای استریلاستفاده کنیم تا مشکل ساز نشوند.

صابری خاطرنشان کرد: در این نوع درمان عارضه خاصی وجود ندارد و تنها عوارضی مثل درد و بوی تعفن دارد ولی اینها درمان را تحت شعاع قرار نمی دهند همچنین در حال حاضر مردم استقبال خوبی از این نحوه درمان دارند ولی به دلیل عدم حمایت‎های لازم و وجود محدودیتها قادر به انجام این نوع درمان نیستیم.

قهوه باش

زن جوانی پیش مادر خود می رود و از مشکلات زندگی خود برای او می گوید و اینکه او از تلاش و جنگ مداوم برای حل مشکلاتش خسته شده است.
 

مادرش او را به آشپزخانه برد و بدون آنکه چیزی بگوید سه تا کتری را آب کرد و گذاشت که بجوشد. سپس توی اولی هویج ریخت در دومی تخم مرغ و در سومی دانه های قهوه. بعد از بیست دقیقه که آب کاملاً جوشیده بود گازها را خاموش کرد و اول هویج را در ظرفی گذاشت، سپس تخم مرغ ها را هم در ظرفی گذاشت و قهوه را هم در ظرفی ریخت و جلوی دخترش گذاشت. سپس از دخترش پرسید که چه می بینی؟

او پاسخ داد: هویج، تخم مرغ، قهوه. مادر از او خواست که هویج ها را لمس کند و بگوید که چگونه اند؟ او این کار را کرد و گفت نرمند. بعد از او خواست تخم مرغ ها را بشکند، بعد از این که پوسته آن را جدا کرد، تخم مرغ سفت شده را دید و در آخر از او خواست که قهوه را بچشد.

دختر از مادرش پرسید مفهوم این ها چیست؟

مادر به او پاسخ داد: هر سه این مواد در شرایط سخت و یکسان بوده اند، آب جوشان، اما هرکدام عکس العمل متفاوتی نشان داده اند. هویج در ابتدا بسیار سخت و محکم به نظر می آمد اما وقتی در آب جوشان قرار گرفت به راحتی نرم و ضعیف شد. تخم مرغ که در ابتدا شکننده بود و پوسته بیرونی آن از مایع درونی آن محافظت می کرد، وقتی در آب جوش قرار گرفت مایه درونی آن سفت و محکم شد. دانه های قهوه که یکتا بودند، بعد از قرار گرفتن در آب جوشان، آب را تغییر دادند.

مادر از دخترش پرسید: تو کدامیک از این مواد هستی؟ وقتی شرایط بد و سختی پیش می آید تو چگونه عمل می کنی؟ تو هویج، تخم مرغ یا دانه های قهوه هستی؟

به این فکر کن که من چه هستم؟ آیا من هویج هستم که به نظر محکم می آیم، اما در سختی ها خم می شوم و مقاومت خود را از دست می دهم؟ آیا من تخم مرغ هستم که با یک قلب نرم شروع می کند اما با حرارت محکم می شود؟ یا من دانه قهوه هستم که آب داغ را تغییر داد؟ وقتی آب داغ شد آن دانه بوی خوش و طعم دل پذیری را آزاد کرد. اگر تو مانند دانه های قهوه باشی هر چه شرایط بدتر می شود تو بهتر می شوی و شرایط را به نفع خودت تغییر می دهی.

نتیجه گیری:

این روزها درباره انواع مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که گریبان گیرمان شده حرف های زیادی زده می شود. سخن گفتن از آنها تکرار مکررات است. اما نکته ای که معتقدم باید به آن توجه داشته باشیم اثر وجود مشکلات در زندگی ماست، چه فردی و چه اجتماعی. وقتی همه تحولات مهمی که در میان ملت های بزرگ جهان رخ داده را بررسی می کنیم می بینیم که موفقیت حاصل نتیجه گذر و عبور از انواع بحران ها و مشکلات است. کدام مردم و کشور ها را مثال بزنیم؟ همه را شما خود بهتر می دانید.

شاید بگویید آن مشکلات شکل گیری و رخ دادنشان از کنترل ما خارج بوده است و تحمل و صبر در مقابل آنها تنها چاره ماست! بله این سخن درست است اما به یاد داشته باشید در طبیعت آنهایی زنده می مانند که بهتر می توانند با شرایط سخت خود را تطبیق داده و از بحران ها عبور کنند. نمونه مهم و بسیار معروف آن خود ما انسان ها هستیم! انسانی که توانست در مرحله ایی از تاریخ خلفت خود را از دیگر دسته های حیوانات جدا کرده و به این نقطه برتر دست یابد.

از امروز بعد از خوردن صبحانه، این جمله را برای خود تکرار کنید:

آنچه مرا نکشد، مرا قوی تر خواهد ساخت و من شرایط سخت را به نفع خود تغییر می دهم.

آنچه مرا نکشد، مرا قوی تر خواهد ساخت و من شرایط سخت را به نفع خود تغییر می دهم.

آنچه مرا نکشد، مرا قوی تر خواهد ساخت و من شرایط سخت را به نفع خود تغییر می دهم.

کویتیشن چیست؟

کویتیشن (Cavitation) یک روش جدید و بدون نیاز به جراحی برای حذف چربی است. این تحول بنیادین در اروپا طراحی شده است. هیچ احتیاجی به جراحی، بیهوشی، بستری شدن، مرخصی از کار و دوران نقاهت ندارد.
 

برخلاف روش سنتی و قدیمی لیپوساکشن، در کویتیشن تیغ، بیهوشی و جراحی وجود ندارد.

کویتیشن شبیه به "مزوتراپی" و یا "حل کردن چربی" می باشد که یک درمان برای سلولیت به نام چاقی موضعی است.

معمول ترین نواحی دارای مشکل کپل ها، شکم، پهلوها، ران ها، بالای بازو، داخل زانوها و سینه ی مردان است.

چگونه عمل می کند؟

بافت چربی برای ذخیره ی انرژی به شکل چربی تخصص یافته است. این تکنیک با استفاده از امواج فراصوتی با فرکانس پایین است. امواج فراصوتی از طریق پوست، مستقیما به بافت چربی نفوذ کرده و آن را به قطعات کوچکتر شکسته و باعث بوجود آمدن حباب های کوچکی شده که که چربی را به یک ماده ی مایع تبدیل می کند. سپس این مایع بوسیله ی سیستم لنفاوی و ادراری به راحتی از بدن خارج می شود.

چند جلسه لازم است؟

یک جلسه ی معمولی حداکثر 30 دقیقه بسته به بیمار و ناحیه ی تحت درمان طول می کشد.

فاصله ی بین هر جلسه به طور میانگین یک هفته است.

در مجموع 6 تا 10 جلسه به طور متوسط جهت دستیابی به نتایج مطلوب، بسته به ناحیه ی تحت درمان و بیمار، ضروری است.

فواید کویتیشن

  • از بین بردن چربی ها با روشی طبیعی
  • درمانی غیر تهاجمی
  • بدون نیاز به بستری و بیهوشی
  • 30 دقیقه در هر جلسه
  • مقرون به صرفه

موارد منع درمان

در صورت داشتن موارد زیر شما قادر به شروع درمان نخواهید بود:

  • در دوران قاعدگی (فقط برای شکم)
  • عفونت و بیماری های پوستی
  • تب شدید
  • انواع سرطان
  • مشکل تیروئید و دیگر مشکلات هورمونی
  • بیماری های خود ایمنی مانند ایدز
  • کلسترول بالا و یا نامتعادل
  • بیماری کبد
  • ترومبوز ورید، رگهای واریسی، تیروئید، سرطان، صرع
  • التهاب رگ، فلبیت
  • آسم
  • بارداری و شیردهی
  • آلرژی
  • افراد زیر 18 سال
  • نقش ویتامین E در رشد مو

    یکی از مشکلات رایج امروزی آقایان و خانمها در جوامع مختلف شیوع ریزش موی بیش از حد می باشد که زیبایی افراد را تحت تاثیر قرار می دهد.
     

    بر همین اساس درمان های متفاوت برای بهبود رشد مو و نیز راههای جلوگیری از ریزش مو از استقبال قابل توجهی برخوردار می باشد. خیلی از توصیه های مطرح شده متاسفانه از پایه علمی معتبری برخوردار نبوده و گاه می تواند حتی سلامتی شما را تحت تاثیر قرار دهد، لذا توصیه اول آنست که حتما در انتخابداروها و نیز مکملهای غذایی با پزشک متخصص خودتان مشورت نمایید. توصیه متخصصین پوست و تغذیه حاکی از آنست که یکی از ویتامینهای قابل توجه در رشد مو ویتامین E است. لازم بذکر است که این نوع ویتامین از ویتامینهای محلول در چربی بوده و میزان بیش از حد مصرف آن می تواند اثرات سوئی برسلامتی شما داشته باشد.

    نقش ویتامین E در سلامتی

    اگرچه ویتامین E یک عنصر کلیدی و حیاتی برای رشد موها است، ولی این عنصر حیاتی همچنین مزایای بسیاری را برای سلامت سایر اعضا بدن در بر دارد، مطالعات انجام شده در مورد عملکرد این ویتامین در بدن نشان داده اند که ویتامین E دارای خواص آنتی اکسیدانی است و برای جلوگیری از بروز آسیبهای رادیکالهای آزاد بسیار موثر است. ویتامین E همچنین از اکسیداسیون و تخریب چربیها جلوگیری کرده و همچنین از غشاهای سلولی که بخش عمده آنها را چربی ها تشکیل می دهند محافظت به عمل می آورد. مطالعات در زمینه تاثیر این ویتامین در سلامت بدن حاکی از آنست که مصرف کافی ویتامین E با کاهش گرفتگی عروق قلبی و نیز سکته قلبی همراه می باشد. اثرات آنتی اکسیدانی این ویتامین از بروز سرطان نیز جلوگیری بعمل می آورد. جالب است که بدانید مصرف ویتامین E همچنین در بهبود کبد چرب توصیه می گردد. علاوه بر این نشان داده شده است که ویتامین E به رشد موها و پیشگیری از کاهش موها نیز کمک می نماید. مکانیسم اثر ویتامین ای بر تقویت موها هنوز به طور دقیق شناخته نشده است یکی از دلایل احتمالی این است که ویتامین E به رشد عروق خونی و مویرگ های خونرسان به ریشه موها کمک می نماید و زمانی که مویرگ ها افزایش یابند جریان خون بهتر می شود. لذا به نظر می رسد که با مصرف ویتامین E میزان جریان خون به پوست سر بهتر می گردد و پیشگیری از ریزش موها تقویت می گردد.

    ویتامین E رشد موها را بهبود می بخشد:

    از آنجا که ویتامین E می تواند سبب بهبود رشد و توسعه مویرگ ها و عروق خونی گردد می تواند به رشد موها کمک نماید و در بسیاری از افراد سبب افزایش جریان خون به ریشه موهای سر می گردد و رشد موها را در بسیاری از افراد تسریع می نماید. علاوه بر این نشان داده شده است که مصرف مقادیر بیشتر ویتامین E در رژیم غذایی می تواند از موخوره و چند شاخه شدن انتهای موها پیشگیری نماید و به بهبود تخریب موها به علت استفاده بیش از حد از سشوآر و… کمک می نماید.

    ویتامین E موهای خشک را بهبود می بخشد:

    ویتامین E می تواند برای موهای خشک و آسیب دیده مفید باشد و مصرف مقادیر کمی ویتامین ای در روز موهای خشک را بهبود خواهد داد و ساقه موها را تقویت خواهد نمود. همواره راه بهتر آن است که مقادیر ویتامین ای را در رژیم غذایی خود افزایش دهید ولی برای افرادی که مو و پوست سرشان بسیار خشک است استعمال خارجی روغن حاوی ویتامین ای نیز مفید است. (برای تهیه یک ماسک درمانی جهت استعمال خارجی می توانید چند عدد کپسول ویتامین ای را با سوزن بشکافید و آنها را به موی خود بمالید و انتهای موهایتان را نیز به آن آغشته نمایید و آن را برای 1 ساعت و یا بیشتر روی سرتان نگه دارید و سپس موهایتان را بشویید.) البته راهکار اساسی برای برطرف کردن مشکل آن است که دریافت ویتامین ای را از طریق رژیم غذایی افزایش دهید.

    میزان مصرف:

    میزان دوز مصرف مجاز روزانه ویتامین ای در حدود 400 واحد بین المللی(IU) می باشد و مصرف دوز بیشتر از 1000 واحد بین المللی(IU) می تواند سمی باشد و مصرف دوز بالای 10000 واحد در روز در صورتی که مکرر مصرف شوند می تواند بالعکس موجب کاهش موها شود. البته پس از توقف مصرف دوز بالا، موها باز خواهند گشت.

    منابع غذایی طبیعی ویتامین E:

    ویتامین E یک ویتامین محلول در چربی است که به طور طبیعی در روغن های گیاهی و سبزیجات برگ سبز تیره، جگر و تخم مرغ و مغزها یافت می شود (روغن های گیاهی ای مثل: سویا، ذرت، گلرنگ، آفتابگردان و جوانه گندم از منابع خوب ویتامین ای به شمار می آیند). بنابراین برای دریافت مقادیر بیشتری از ویتامین ای می توانید موارد مذکور را به رژیم غذایی تان بیفزایید و یا اینکه تحت نظر پزشک مکمل های ویتامین E را مصرف نمایید.

    مصرف ویتامین E در رژیمهای کاهش وزن:

    از آنجا که در رژیمهای غذایی کاهش وزن منابع چربی دریافتی محدود می گردند خطر کمبود دریافت ریزمغذیها بویژه ویتامینهای محلول در چربی همیشه وجود دارد. این خطر بویژه در رژیمهای بسیار محدود شونده بیشتر مشاهده می گردد. بر همین اساس یکی از مشکلات رایج در زمان رژیمکاهش وزن ریزش مو بوده که می تواند ناشی از دریافت ناکافی ویتامین E باشد. لذا در هنگام رژیم غذایی اول آن که از رژیمهای بسیار محدود کننده استفاده ننمایید و دوم آن که در مورد استفاده از ریز مغذیها بویژه ویتامین E با پزشک معالج خود مشورت نمایید.

روغن موتور خودرو را کی تعویض کنیم؟

شاید بار ها شنیده باشید که فلان روغن موتور را در 5000 کیلومتر یا 10000 کیلومتر باید تعویض کرد. ملاک این زمان کارکرد چیست؟ و به چه دلیل این زمان برای روغنهای مختلف متفاوت است. این نوشته به شما که احتمالا خودرویی زیر پایتان دارید کمک خواهد کرد ضمن کسب اطلاعات لازم در خصوص موارد تاثیر گذار در تعویض روغن; زمانی که روغن موتور دستگاه باید تعویض شود و... آگاه شوید و خانواده را بدون خودرو نگذارید!
 

روغن از زمان شروع کار موتور در معرض اکسیده شدن و تجزیه حرارتی و آب و سوخت خام قرار دارد. لذا روغن پایه آن شروع به آلوده شدن و از دست دادن کیفیت خود می نماید. از طرفی مواد افزودنی آن نیز رفته رفته مصرف می شوند. مثلا مواد افزودنی پاک کننده ظرفیت معینی برای جذب و معلق نگه داشتن ذرات دارد. جالب است بدانید به ازای مصرف یک لیتر بنرین، یک لیتر آب تولید می شود که مقداری از آن به صورت بخار از اگزوز خارج می شودو مقداری نیز به روغن اضافه می شود.

آیا سیاه شدن روغن نشاندهنده رمان مناسب برای تعویض روغن است؟

بسیاری تصور می کنند که سیاه شدن روغن دلیل خراب شدن آن است. در صورتی که عکس آن صادق است. یعنی اگر در یک دستگاه سالم روغن پس از مدتی استفاده سیاه نشد باید آن را تعویض نمود. در یک موتور سالم زود سیاه شدن روغن بعلت خاصیت پاکنندگی روغن موتور است; یعنی ماده افزودنی پاک کننده در روغن موتور، دوده حاصل از احتراق را در خود بصورت معلق نگه می دارد و طبعا سیاه می شود. اگر روغن موتور شما دیر سیاه شده باید نگران شد. بدین معنی که روغن قدرت جدب و معلق نگه داشتن دوده ها و مواد زائد را ندارد. و این دوده ها و الودگی ها روی قطعات موتور و لابلای آن ها ته نشین شده و باعث عدم انتقال حرارت – سائیدگی – رینگ چسباندن و روغن سوزی بیش از اندازه و کاهش تراکم گاز و کشش موتور خواهد شد.

عوامل موثر در مدت کارکرد تعویض روغن موتور:

1- شرایط کار دستگاه و موتور
2- کیفیت مکانیکی موتور به ویژه سیستم سوخت رسانی و انژکتور ها و نیز وضیعت برق
3- کیفیت روغن موتور و سوخت مصرفی
4- کیفیت فیلترهای هوا و روغن
5- نوع و مدل و سال ساخت موتور و خودرو
6- مدت زمانی که روغن در کار تر می ماند

منظور از شرایط کار موتور و خودرو چیست؟

1- سرعت خیلی زیاد خودرو (تخته گاز رانندگی کردن)
2- رانندگی با بار زیاد و در سر بالائی ها و یدک کشیدن ها
3- زیاد در جا کار کردن موتور (مثل ترافیک سنگین)
4- رانندگی در سرما; قبل از اینکه موتور کمی گرم شده باشد
5- به طور مستمر مسافتهای کوتاه را طی کردن و خودرو را خاموش و روشن کردن به ویژ در سرما
6- رانندگی در هوائی که خیلی مرطوب و یا خیلی گرد و غبار داشته باشد

لذا در این شرایط توصیه می گردد که روغن موتور زودتر تعویض گردد. با توجه به تجربیات موجود رعایت این نکته برای طول عمر موتور توصیه می گردد.

نوع و کیفیت سوخت چه نقشی در تعویض روغن دارد؟

سرب موجود در بنزین که برای بهسوری بهتر به بنزین اضافه می شد پس از ورود به روغن باعث اکسید شدن سریع تر روغن می گردید. در حال حاضر این ماده از بنزین موجود در کشور حذف گردیده است. بنزین با اکتان پایین نیز به دلیل عدم یک احتراق کامل باعث اضافه کردن دوده بیشتر به روغن می گردد. استفاده از بنزینهای سوپر نیز این مورد را تاحدودی کاهش می دهد.

ایا نوع روغن نقش مهمی در مدت زمان تعویض خواهد داشت؟

عموما با بالا رفتن مدل خودرو ها شرایط موتور نیز ار لحاظ سرعت و راندمان حجمی و در نتیجه فشار وارده و درجه حرارت ایجاد شده بالا تر می رود. سازندگان سعی نموده اند علاوه بر ساخت روغن های متناسب با مدل های جدید روغن هائی نیز بسازند که مدت زمان تعویض آن نیز بیشتر باشد. لذا معتبر ترین مرجع برای تعویض روغن سازنده موتور است. سازندگان موتور معمولا موتور را برای حالت عادی (با شدت کار متوسط) ذکر می کنند. بدیهی است اگر شرایط کار موتور سخت تر شود باید زمان تعویض روغن را کاهش داد.

میزان کارکرد نوع و کیفیت روغن موتور

3000 کیلومتر CC/SC
4000 کیلومتر CC/SD
5000 کیلومتر SE/CC
بیش از 10000 کیلومتر SG
  • این حروف مشخص کننده سطح کیفیت بر روی ظرف حاوی روغن درج شده است.

توجه:

اگر خودرو مدت قابل ملاحظه ای در یک طوفان خاک یا شن (مثل حرکت در نقاط کویری) کار کند وضعش از حالت عادی متفاوت است و روغن را باید در اولین فرصت تعویض کرد چون مقدار قابل ملاحظه ای خاک و ماسه وارد روغن شده و آن را به گرد سمباده معلق در روغن تبدیل نموده است که اگر تعویض نشود به سرعت سائیدگی و فرسودگی ایجاد خواهدشد.

نکته جالب و مهم دیگر اینکه در سالهای اخیر با وجود معرفی استانداردهای بسیار بالا برای کیفیت روغن موتور ها توصیه زمان تعویض توسط سازندگان خودرو ها برای این روغن ها افزایش نیافته است و حتی کاهش یافته است. مثلا اکثر خودروسازان یک روغن API SJ را برای حدود 10000 کیلومتر کارکرد توصیه می کنند در صورتی که با توجه به کیفیت بالای این روغن ها انتظار 20000 کیلومتر و بیشتر می رفت. علت اینست در موتورهای امروزی میزان روغن سوزی به دلیل مسائل زیست محیطی; بسیار محدود شده و لذا سر ریز روغن جدید روی روغنی که داخل موتور است کاهش یافته و روغن داخل موتور بدون انکه توسط سرریز روغن جدید تقویت شود باید بار شدید کار در موتور را تحمل کندکه مسلما میزان این تحمل محدود خواهد شد.

خواص خرمای هندی

خرمای هندی را می شناسید؟ همان خرمایی که هر سه تا 10 عدد آن همچون دانه های باقلا در غلافی قرار گرفته و بر خلاف خرمای معمولی طعم ترش و ملسی داشته و کم کالری تر است. همانی که طبع سردی دارد و مصرف آن در این روزهای داغ به رفع تشنگی و کاهش حرارت درونی بدن کمک می کند. نشناختیدش؟ تمر هندی را می گوییم! هندی ها به این تمر، خرمای خشک هم می گویند.
 

گرچه در ایران تمر هندی کاربرد درمانی سنتی خود را تقریبا از دست داده است. اما رب و شیره آن هنوز چاشنی قلیه ماهی جنوبی ها بوده و آبادانی ها و خرمشهری ها از آن در معروف ترین خورش هایشان استفاده کرده و پوست ماهی را قبل از تنوری کردن به شیره این میوه آغشته یا از آن آش لذیذ و بی مثالی تهیه می کنند که اگر یک بار امتحانش کنید، مشتری دائم آش تمر هندی می شوید. اما این میوه چه مزایایی دارد؟

میوه ای سرد برای مزاج های گرم

تمر هندی انواع ترش، ملس و شیرین دارد. غنی از ویتامین C، کلسیم و پتاسیم است، اما ویتامین A و سدیم ندارد. به دلیل ترکیبات اسیدی طبع سردی داشته و با تقلیل اخلاط گرم، دمای بدن را سریع پایین آورده و رفع کننده گرمازدگی، خارش، کهیر، التهابات پوستی، جوش صورت، تنگی نفس ناشی از گرما و تهوع است. صفرابر خوبی است و از این رو یار مهربان کبد و تنظیم کننده چربی و تا حدودی کنترل کننده کلسترول خون است.

پتاسیم، بیشترین چیزی است که در آن وجود دارد و در نتیجه میوه ای مفید برای مبتلایان به پرفشاری خون است.

این میوه برای افراد سیگاری که ویتامین C بدن آنها بشدت تحلیل می رود، موثر است و باعث تقویت قدرت ارتجاعی عروق خونی می شود و دوست صمیمی قلب است.

مصرف این میوه پس از صرف غذا به هضم و جذب مواد غذایی کمک کرده و رگه های فیبری یا آوندهای چوبی آن ملین بوده و رفع کننده یبوست و التیام دهنده همورویید (بواسیر) است اما نکته مهم آن که تمر شیرین برای مبتلایان به دیابت و افراد چاق محدودیت مصرف دارد.

این تمر لگدتان نزند

مصرف بیش از حد تمر هندی سبب زخم روده، سنگینی معده و سرفه می شود. برای ریه و طحال خوب نیست و در افراد سرد مزاج و سالمندان باعث سستی و ضعف اعصاب شده و اگر از انواع فرآوری شده آن استفاده کنید به دلیل نمک بالایی که به آن می افزایند، قاتل فشار خونی ها می شود.

اگر هم محصول غیر بهداشتی و از انواع وارداتی و بدون برچسب فارسی نویس وزارت بهداشت باشد حاوی مهمانان ناخوانده از جمله حشرات زنده، لاروها یا اجساد آن است که با چشم غیرمسلح هم می توان آنها را رویت کرد. اما تنیده ها، فضولات یا پوسته های تخم و شفیره یا کپک زدگی محصول چیزی نیست که بتوان آن را براحتی دید و با عرض پوزش به همراه طعم ترش و دلچسب تمرهندی خورده می شود که اگر مسمومتان کند دل پیچه، تهوع، تب و سرانجام اسهال خونی چنان گریبانتان را می گیرد که حداقل چهار تا پنج روز خانه نشین تان می کند بنابراین اگر می خواهید از این بلای هندی جان سالم به در ببرید، انواع تازه آن را که در بسته بندی های مقوایی و دارای پروانه بهداشت و تاریخ مصرف است، انتخاب کنید.

استیو جابز

استیو جابز خبر درگذشت «استیو جابز»، جادوگر اپل، بدون شک یکی از مهم‌ترین اخباری بودکه دوستداران فن‌آوری ‌اطلاعات نه‌تنها در ماهی که گذشت بلکه در یک‌سال اخیر، شنیدند.
آقای اپل در اثر متازتاز سرطان پانکراس دچار ایست تنفسی شد و در 56‌ سالگی درگذشت. او در طول 35‌سال فعالیت حرفه‌ای خود، همواره موفق بود و بی‌شک برای رسیدن به این موفقیت از رموزی استفاده مي‌کرد که شاید کمتر ؟ی از آن آگاه باشد. شاید به همین دلیل بود که پس از مرگ استیو جابز، تعداد بسياري پیام تسلیت از مردم دنیا که تحت تاثیر وی و نبوغش قرار گرفته بودند، مخابره و به اطرافیان وی ارسال شد.

امروز دیگر نام اپل در کنار استیو جابز و محصولات شگفت‌انگیزی با نشانه «i» از قبیل: iPhone، iPod iPad، iTunes، iMac، iBook، iAD، iOS و... شناخته مي‌شود و بسیارند ؟انی که با جزئیات يا چگونگی و نحوه زندگی وی آشنایی داشته و مسائل مربوط به آن را دنبال مي‌کنند اما به نظر مي‌رسد صرف‌نظر از زندگینامه این مبدع و بنیانگذار اپل، آن‌چه بیشتر باید مورد توجه قرار گیرد، درس‌هایی است که استیو جابز مي‌تواند به هر فردی بدهد. «گای کاوازاکی» 52‌ساله که در بخش سرمایه‌گذاری در «سلیکون ولی» اشتغال دارد و در نخستین سال‌های شکل‌گیری اپل در جهت موفقیت این شرکت کمک‌های شایانی کرده، درپی درگذشت استیوجابز روی پروفایل خود در «گوگل پلاس» فهرستی از نکات رازآميزي را نوشته که مي‌گوید آن‌ها را در طول کار با جابز آموخته است. «کاوازاکی» که کار با استیو جابز را از 1983 آغاز کرد به مدت چهار سال همکاري نزدیکی با رئیس اپل داشت. اکنون وی این فهرست را تدوین کرده است تا هیچ یک از درس‌های جابز از بین نروند یا به دست فراموشی سپرده نشوند.

 

1 -کارشناسان هیچ‌چیز نمي‌دانند
روزنامه‌نگاران، تحلیلگران، مشاوران، بانکداران و راهبران نمي‌دانند چه بکنند، بنابراین تنها به شما مشاوره مي‌دهند. آن‌ها به تو مي‌گویند چه چیزی در محصول تو وجود دارد که خوب عمل نمي‌کند اما قادر نیستند محصولی بهتر را بسازند. آن‌ها مي‌توانند به تو بگویند چگونه یک محصول را بفروشی اما خود قادر به فروش آن نیستند. آن‌ها مي‌توانند به تو توضیح دهند چگونه گروه‌های کاری بزرگ تشکیل‌دهی اما خودشان بدترین دفاتر را دارند. برای مثال، کارشناسان به ما مي‌گویند 2نقص مهم «مکینتاش» در اواسط دهه 80 فقدان حمایت برای یک چاپگر چرخشی و نبود لوتوس3،2،1 بود؛ این تنها چیزی است که کارشناسان مي‌توانند به ما بگویند.

2 - مشتریان نمي‌دانند چگونه چیزی را كه مي‌خواهند به تو بگویند
نقطه تمرکز اپل، نیمکره راست مغز استیو بود که با نیمکره چپ حرف مي‌زد. اگر از مشتریان بپرسی چه چیزی مي‌خواهند، آن‌ها به تو مي‌گویند: «بهترین، سریع‌ترین و ارزان‌ترین». اما این صدای یکنواخت تکراری بویی از یک تغییر ؟ی نبرده است.

مشتریان تنها مي‌توانند آرزوهای خود را در قالب کلماتی بیان کنند که هنوز درحال استفاده از آن‌ها هستند؛ در دوره‌ای که در آن مکینتاش تولید مي‌شد، همه مي‌گفتند مي‌خواهند رایانه‌ای با بهترین، سریع‌ترین و ارزان‌ترین سیستم عامل MS-DOS داشته باشند. بهترین چیز برای یک شروع، تولید محصولی است که تو مي‌خواهی استفاده کنی؛ این چیزی است که استیو جابز و استیو وزنیاک
انجام دادند.

3 - اهمیت جهش به جلو
تغییرات بزرگ زمانی رخ مي‌دهند که تو جهشی فراتر از قدم‌های یکنواخت برداری. بهترین تولیدکنندگان چاپگرهای چرخشی در ابتدا شروع به تعریف ویژگی‌های جدیدی کردند که متفاوت بودند. اپل یک جهش رو به جلو برداشت: چاپگرهای لیزری. به آن‌هایی فکر کنید که یخ جمع مي‌کردند. به شرکت‌هایی فکر کنید که یخ را تولید مي‌کردند و به آن‌هایی فکر کنید که یخچال‌ها را مي‌سازند. آیا هنوز هم امروز ؟ی هست که در طول زمستان یخ جمع کند؟

4 - بیشترین، بزرگ‌ترین است و بیشترین چالش، کیفیت کار را بهتر مي‌کند
من همیشه با این ترس کار مي‌کردم که استیو بتواند به من بگوید من عالی نیستم یا کارم هیچ ارزشی ندارد. این ترس، چالش بزرگ من بود اما رقابت با IBM و مایکروسافت یک چالش عظیم بود. تغییر دادن دنیا یک چالش بزرگ بود. من و کارمندان اپل (قبل و بعد از من) کار خود را به بهترین شکل انجام داده‌ایم چون باید برای انجام این چالش‌های بزرگ حداکثر توان خود را صرف مي‌کردیم.

5 -روی طراحی حساب کن
استیو با درخواست‌های عجیب خود درباره طراحی، افراد مختلفی را دیوانه مي‌کرد: بعضی از قاب‌های سیاه به اندازه کافی سیاه نبودند. انسان‌های فناپذیر عادی فکر مي‌کنند، رنگ سیاه سیاه است و خا؟تری خا؟تری اما استیو یک کمالگرا بود و حق داشت؛ بعضی افراد طراحی را در دل دارند، درحالی‌که بسیاری دیگر تنها به آن توجه مي‌کنند.

6 - زمانی‌که از گرافیک‌های بزرگ و حروف درشت استفاده مي‌کنی نمي‌توانی اشتباه کنی
نگاهی به اسلایدهای استیو فونت حروف در سایز 70، از نوعی است که یک نمایشگر یا گرافیک بزرگ دارند. حال به رونمایی‌هایی فکر کنید که دیگرانی که در بخش فن‌آوری مشغول به کار هستند، انجام مي‌دهند. آن‌ها از فونت با سایز هشت استفاده مي‌کنند و عناصر گرافیکی در رونمایی‌های آن‌ها وجود ندارد. بسیاری از مردم مي‌گویند استیو بزرگ‌ترین معرفی‌کننده برای محصولات جدید بود... اما هیچ شده از خود بپرسید چرا افراد بسیار کمي ‌هستند که از سبک وی تقلید مي‌کنند؟

7 - تغییر ایده نشانه‌ای از هوش است
زمانی که اپل اولین «آی فن» را عرضه کرد، هیچ برنامه جانبی برای آن وجود نداشت.
برنامه‌های جانبی (app) را استیو به وجود آورد. آن‌ها ایده بدی بودند چون هرگز نمي‌دانستی با تلفن تو چه کار مي‌توانند بکنند. در ابتدا تعریف برنامه‌های جانبی وب در داخل مرورگر «سافاری» تنها امکانی بود که مي‌توانست تصور شود. تا این‌که 6ماه بعد، استیو تصمیم گرفت برنامه‌های جانبی را به عنوان ابزارهای مناسبی به کار برد. اپل در مدت زمان کوتاهی راه‌های بسیاری را پیمود تا به شعار معروف خود برسد: «برای هر چیزی یک برنامه جانبی وجود دارد» (there’s an app for that).

8 -ارزش با قیمت فرق دارد
بیچاره هستید اگر فکر کنید همه‌چیز به قیمت وابسته است و باز هم بیچاره‌تر هستید اگر فکر کنید تنها مي‌توان روی قیمت با دیگران رقابت کرد. قیمت تمام آن چیزی نیست که شما باید روی آن حساب کنید: آن‌چه باید روی آن حساب کرد، حداقل به اعتقاد تعداد کمي ‌از مردم، ارزش است. ارزش است که باید در آماده‌سازی محصول خود به آن فکر کنید تا بتوانید لذت استفاده از بهترین دستگاه موجود را به مشتری بدهید. مي‌توانیم بگوییم هیچ‌؟ محصولات اپل را به خاطر قیمت پایین آن‌ها نمي‌خرد.

9 - نمایش‌های مدیر اجرایی
استیو جابز قادر بود 2 بار در سال و در دوره رونمایی‌هایش به میلیون‌ها نفر نشان دهد iPadها، iPodها، iPhoneها و Macها چگونه کار مي‌کنند. چرا بسیاری از مدیران اجرایی (CEO)، معاونان یا سایر مدیران ارشد خود را روی صحنه مراسم رونمایی صدا مي‌زنند؟ شاید برای این‌که نشان دهند در پس یک محصول، مجموعه‌ای پرقدرت قرار گرفته است یا شاید به این دلیل که مدیر اجرایی عمق کاری را که شرکتش انجام مي‌دهد نمي‌داند یا نمي‌فهمد، ‌بنابراین نمي‌تواند آن را به خوبی توضیح دهد.

10 - شغل مستقیم مدیر اجرایی
شاید همیشه محصول مطلوب نبود اما همیشه به حدی چشمگیر بود که بتواند در تمام دنیا گسترده شود. در این مورد، استیو همیشه یک هدف داشت: «سلطه روی بازارهاي موجود و ایجاد بازارهای جدید در سطح جهانی».

11 - بازاریابی
به مربعی فکر کنید که به چهار مربع کوچک‌تر تقسیم شده است. محور عمودی نشان مي‌دهد محصول شما چقدر با محصول رقیب تفاوت دارد. محور افقی ارزش محصول شما را نشان مي‌دهد. در سمت راست پایین: ارزش است اما تک نیست و به یک قیمت رقابتی نیاز دارد. در سمت چپ بالا: تک است اما ارزش نیست، بنابراین شما در بازاری که وجود ندارد اولین هستید. در سمت چپ پایین: تک نیست و ارزش نیست، بنابراین شما یک ابله هستید. در سمت راست بالا: تک است و ارزش است و این‌جاست که شما مي‌توانید هم پول به دست آورید و هم تاریخ را بسازید. برای مثال، iPod تک بود و ارزش داشت چراکه تنها روش برای بارگذاری موسیقی قانونی بود و ارزان بنابراین به‌ آسانی از سوی بزرگ‌ترین تهیه‌کنندگان موسیقی حمایت شد.

12 - برای این‌که بعضی چیزها را ببینی نیاز است که آن‌ها را باور کنی
زمانی‌که در تلاشی تا جهشی به جلو برداری، به دنبال راهی برای فرار از دست کارشناسان مي‌گردی، در جست‌وجوی چالش‌های بزرگ هستی، وسواس طراحی داری و تمام توجه خود را روی ارزش واحد پروژه معطوف مي‌کنی، باید مردم را متقاعد کنی تا کاری را که مشغول انجام آن هستی باور کنند. مردم برای دیدن مکینتاش آن را باور کردند و به همین دلیل به واقعیت بدل شد. این اتفاق در مورد iPod، iPhone و iPad هم رخ داد. نقطه آغاز برای تغییر دنیا تغییر ایده‌هاست؛ این بزرگ‌ترین درسی بود که از استیو آموختم.

تراست

از اتحاد چند شرکت که کالایی مشابه به هم تولید می‏کنند و سهم عمده‏ای از بازار را در اختیار دارند به وجود می‏آید. تراست سهام شرکت‌هایی که در آن عضو هستند را به صورت امانت نگه می‏دارد، امّا مالکیت سهام برای خود شرکت‌ها باقی می‏ماند.امّا شرکت‏ها استقلال مالی، فنی و بازرگانی خود را از دست می‏دهند و تمام امکانات و قدرت عمل آن‌ها در تراست متمرکز می‏شود. وظیفه اصلی تراست کنترل امور شرکتهای عضو از طریق کنترل آرای سهامداران آن شرکت‌ها، انتصاب مدیران و اعمال نظارت مرکزی بر امور یکایک آن‌ها است، به نحوی که حداکثر سود تراست حاصل شود و در نهایت این سود میان اعضا تقسیم گردد.

وقتی تراست‏ها اتحادیه تشکیل دهند به آن اتحادیه کنسرن گفته می‏شود. این واحدهای اقتصادی بزرگ در کشورهای سرمایه‏داری از قدرت زیادی برخوردار بوده‏اند و همیشه عامل تسلط صنعتی، بازرگانی و نظامی بر کشورهای دیگر می‏باشند. یکی از کنسرن‏های بزرگ در آمریکا شرکت جنرال موتورز است که از ادغام واحدهای خودروسازی و کارخانه‏های ذوب‏آهن و تهیه فولاد و مؤسسات لاستیک‏سازی بی.اف.گودریچ و جنرال تشکیل شده‌است و حتّی منابع مالی مورد نیاز خود را از طریق بانک های وابسته به خود تأمین می‏کند. انگلیس نیز تا پیش از جنگ جهانی دوم با استفاده از دو تراست نفتی خود ٬ شرکت نفت ایران وانگلیس و شرکت رویال داچشل با این‌که حتّی یک حلقه چاه نفت در خاک خود نداشت، دومین تولیدکنندهٔ نفت در سطح جهان به‌شمار می‏رفت.ژاپن نیز به تحریک سه تراست بزرگ خود یعنی میتسویی که کنترل‌کننده بیش از ۵۰٪ تجارت خارجی ژاپن بود و میتسوبیشی و مانیگو که در ارتش و دولت نفوذ زیادی داشتند، وارد جنگ جهانی دوم گردید.درآلمان نیزهیتلر با حمایت شش کنسرن بزرگ که کلاً ۹۸٪ تولید چدن و ۸۵٪ تولید فولاد آلمان را در اختیار داشتند، جنگ جهانی دوم را آغاز کرد.

با این رویه رقابت در کشورهای سرمایه‏داری تبدیل به انحصار گردید و برای مقابله با تراست باید قوانینی ضدّ انحصار به وجود می‏آمد٬ که یکی از معروف‏ترین این قوانین «قانون ضد تراست شرمن» می‏باشد که در سال ۱۸۹۰ در آمریکا به تصویب رسید.

کشورهای ابتدایی و انتهایی در لیست اخیر مجله نیوزویک با عنوان «گزارش پیشرفت زنان در جهان در سال 2011»، تصاویری از دو دنیای متفاوت باز می‌نماید.

 

در بالای این لیست کشورهایی قرار دارند که بهترین مکان برای زنان شمرده می‌شوند که به مانند بسیاری از لیست‌های رتبه‌بندی این‌چنینی، کشورهای اسکاندیناوی (سوئد، نروژ، فنلاند و دانمارک) و ایسلند در صدر قرار دارند. پس از آنها، هلند، سوئیس و کانادا در رتبه‌های بعدی قرار گرفته‌اند. در این بررسی، وضعیت زنان در پنج رده مورد مطالعه قرار گرفته است، این پنج رده عبارتند از: عدالت، سلامت و بهداشت، آموزش، اقتصاد و سیاست. در ایالات متحده، زنان در مدارک تحصیلی از مردان سبقت گرفته‌اند، میزان تجاوز به زنان در ترکیه به سطح بسیار پایین رسیده است، ضمن آنکه مشارکت سیاسی زنان در برخی کشورها به حدی رشد کرده است که نخست وزیران زن، اخیرا در دانمارک و استرالیا انتخاب شده‌اند.

 

حال به سمت دیگر سیاره‌مان نگاه کنید! کشورهایی که با برچسب «بدترین مکان‌ها در جهان برای اینکه زن باشید!» شناخته می‌شوند: برای مثال در کشور چاد، بدترین کشور میان بدترین‌ها، زنان تقریبا هیچ حقوق قانونی‌ای ندارند. در این کشور دختران در سن ده سالگی به صورت قانونی وادار به ازدواج می‌شوند که البته این مساله در مورد نیجر که در رده هفتم بدترین‌هاست نیز صادق است. اکثر زنان در کشور مالی - رتبه پنجم - از آخر به واسطه تجاوز جنسی دچار آسیب‌های روانی و جسمی هستند. در جمهوری دموکراتیک کنگو، روزانه به 1100 زن تجاوز می‌شود. در یمن، شما [مردان] آزادید که همسرانتان را در هر زمانی که خواستید، مورد ضرب و شتم قرار دهید ( و قانون حمایتی از زنان در این مورد وجود ندارد.)

 

با چنین شرایطی، دیدن این دو دنیا با این همه تفاوت، گیج کننده است. وجود این دو دنیا در کنار هم، چندان هم جدید نیست: متخصصان توسعه و گروه‌های حقوق بشری، برای سال‌های متمادی، در برابر چنین نابرابری‌هایی اعتراض کرده‌اند. اما معمولا ظلم سیستماتیک علیه زنان، در قالب‌های همدلی و دلسوزی بیان می‌شود: ما نباید از چنین سیاست‌هایی پیروی کنیم زیرا آنها خوب، زیبا و روشنفکرانه نیستند!

با این وجود برخی پژوهشگران توسعه، نگاهی دیگر را به این مساله آغاز کرده‌اند. آنها این گونه بیان می‌دارند که ظلم به زنان، مانع می‌شود که تلاش‌های کشورها برای رهایی از فقر به ثمر برسد. به عبارت دیگر تا زمانی که ظلم سیستماتیک علیه زنان وجود داشته باشد، برنامه‌های توسعه اقتصادی برای بهبود وضعیت فقر در کشورهای فقیر، به بار نمی‌نشیند

.

داده‌‌های موجود در لیست مجله «نیوزویک»، این نکته را نشان می‌دهد که ما به چارچوبی نیازمندیم که این موارد را قوی‌تر و جامع‌تر مورد بررسی قرار دهد: وقتی که کشورهای فقیر تبعیض علیه زنان‌شان را انتخاب می‌کنند، آنها از طرف دیگر، ادامه فقر در کشورهای‌شان را نیز انتخاب کرده‌اند. تعدی و ظلم علیه زنان یک موضوع اخلاقی است، اما از طرف دیگر، این موضوع دلالت اقتصادی نیز دارد. به مساله ظلم علیه زنان باید این گونه نگاه شود که کشورهایی که تلاش‌های فرهنگی (درباره رفع تبعیض علیه زنان) در کوتاه‌مدت انجام می‌دهند، پاداش خود را با پیشرفت اقتصادی و اجتماعی در بلند مدت دریافت می‌دارند.

 

البته نسبت دادن تمام معضلات و مشکلات کشورهای فقیر به تصمیمات خودشان، از نظر سیاسی چندان صحیح نیست. به روشنی، میراث استعمار گرسنگی گسترده، بی سوادی، فقدان مالکیت و منابع حقوقی و آسیب‌پذیری نسبت به خشونت دولتی جزو فاکتورهای مهم دخیل در فقر جاری این کشورها هستند. با این وجود وقتی فقیرترین کشورها که اکثرا شامل کشورهای می‌شوند، باقی ماندن و حتی وضع قوانین تبعیض‌آمیز جدید علیه زنان را انتخاب کرده و به علاوه موانعی برای حضور زنان در بازار کار ایجاد می‌کنند، منطقی به نظر می‌رسد که بگوییم تا حدودی، این کشورها وضعیت بد اقتصادی را که دنبال می‌کنند خود انتخاب

 

کرده‌اند.

آنچه در لیست نیوزویک غافلگیرکننده و حیرت برانگیز محسوب می‌شود، تایید این مساله است که افزایش جمعیت زنان تحصیلکرده و حضور موثر آنها در بازار کار، به طور موثری به رونق و شکوفایی اقتصادی کمک می‌کنند. اکثر کشورهایی با تاریخ‌های استعمارگری یا سایر اشکال ظلم و تعدی، به علاوه کشورهایی که دارای مازاد منابع طبیعی نیستند، بسترسازی برای افزایش سطح تحصیلات زنان، آسان‌سازی حضور زنان در بازار کار و سرانجام رفع تبعیض‌های قانونی علیه زنان به منظور افزایش اعتماد به نفس و ارتقای احساس پیوند آنان با جامعه را به عنوان مجموعه سیا‌ست‌هایی با هدف کمک به رشد اقتصادی کشورشان در پیش گرفتند. برخی از این دسته کشورها همچنان با مشکلات و چالش‌های اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنند، اما هم‌اکنون اکثریت آنها دیگر جزو کشورهای فقیر طبقه‌بندی نمی‌شوند و برخی از آنها هم به شکوفایی اقتصادی مناسبی رسیده‌اند. به چین، هند، مالزی، اندونزی، برزیل، کره جنوبی و ترکیه به عنوان مثال‌هایی از این کشورها فکر کنید.

برای مثال امروزه در پا؟تان، تجاوز زناشویی غیرقانونی نیست و سالانه حدود 800 نفر به همین علت جان خود را از دست می‌دهند. می‌شود تصور کرد که پا؟تان از چه رونق و توسعه اقتصادی سود خواهد برد اگر پدرسالاری و مردسالاری چنگال‌هایش را باز کند؟

اگر شما در جامعه به حساب آورده شوید، می‌توانید یک ؟ب و کار را آغاز کنید. اگر شما با یک ترس کشنده تجاوز و ضرب و شتم در خانه زندگی نکنید، می‌توانید جامعه و اطراف خود را بهتر سازماندهی کنید و فرصت‌های بهتر و جدیدتری را خلق نمایید. اگر دختر شما در معرض آسیب‌های روانی ناشی از صدمات و جراحات تناسلی در سن سه سالگی نباشد و در سن ده سالگی مجبور به ازدواج نشود، آنگاه وی می‌تواند به مدرسه برود و پس از آن، وقتی که ازدواج کرد و مادر شد، فرزندان وی، از یک خانواده با والدین تحصیلکرده و شاغل سود خواهند برد که به معنای دوبرابر شدن

گفت و گوهای مفید در محیط خانه، دو برابر شدن ارتباطات و دو برابر شدن ترغیب آنها به سمت موفقیت است.

 

همان‌گونه که وزیر زن خارجه يكي از كشورها در شماره جدید نیوزویک گفته است:«جهان نیاز دارد تا با دیدی استراتژیک و خلاقانه درباره بهره‌برداری از نیروی بالقوه زنان برای رشد، فکر کند. مطالعات نشان می‌دهند که کمک کردن زنان برای دسترسی به تجارت و رشد ؟ب وکارها، به ایجاد شغل‌های جدید و افزایش درآمدها در کل اقتصاد کشور کمک می‌کند.»

اما در سمت دیگر سیاره‌مان، منع زنان از تحصیل و اجبار وحشت‌آور زنان تحصیل‌نکرده به ماندن در خانه، نگرش غالبی است که از نظر اجتماعی بیش از این وجه واقعیت که زنان می‌توانند درآمد و توسعه ایجاد کنند، پذیرفته شده است. به نظر می‌رسد الان زمانی است که باید اقداماتی بنیادین در مورد وضعیت چنین کشورهایی انجام شود: رها کردن زنان از سلطه.

داستان موفقیت لیپتون: ثروتی به رنگ چای

شرکت توماس جی. لیپتون از نام مؤسس خود، یک ایرلندی مهاجر که در سال ۱۸۶۵ با کشتی به آمریکا رفت، بهره می برد. داستان لیپتون در واقع حکایت فردی است که از فقر کامل به ثروت هنگفت رسید.

لیپتون ۱۵ ساله که از کشور خود فرار کرده بود، با ۸دلار در جیبش و بدون هیچ دوستی به نیویورک رسید. در آن زمان جنگ های داخلی به اتمام رسیده بود و سربازان به خانه هایشان بازمی گشتند و خواهان کار بودند. لیپتون روزهای زیادی را در خیابان های نیویورک به جست جوی کار پرداخت تا اینکه پیشنهادی برای کار در مزارع تنباکو ویرجینیا که در جنگ به یغما رفته بود، دریافت کرد.

برای ۴۳ سال بعد، لیپتون تمام سواحل شرقی و سواحل می سی سی پی را برای پیدا کردن هر کاری طی نمود. از میان آنها می توان به کار در مزرعه برنج کارولینای جنوبی، رانندگی در حوالی نیواورلانز، کتاب فروشی و حتی آتشنشان در چارلستون کارولینای جنوبی اشاره نمود. او به طور دوره ای به نیویورک نیز برای جست وجوی کار مراجعه می نمود ولی ناچار به بازگشت به جنوب، جایی که کارگر محدود بود، می شد. او سال های زیادی را برای پیدا کردن یک شغل ثابت و سودمند گذراند. روی صورتش بریدگی ناشی از چاقو در نبرد خیابانی با یک اسپانیولی به وجود آمد و زمانی که به دلیل نداشتن کرایه راه در میان مسافران مخفی شده بود، دستگیر شد. بزرگترین موقعیت او زمانی بود که سرکارگر مزرعه ای که در آن کار می کرد، وی را که دچار تصادف شده بود و پایش به شدت آسیب دیده بود، برای مراقبت بیشتر به خانه اش برد.

در نهایت او توانست در یکی از شعب نیویورک اند مش به عنوان منشی استخدام شود. لیپتون به مدت یک سال در آن شرکت کار کرد و سپس به اسکاتلند بازگشت تا در مغازه پدرش در گلاسگو مشغول به کار شود. اما به سرعت از نوع قدیمی کسب وکار در آنجا به ستوه آمد و در سال ۱۸۷۱ در سن ۲۱ سالگی، مغازه کوچک خود را برای تجارت، راه اندازی نمود و چند سال بعد دومین مغازه اش را گشود. برای چندسال بعد لیپتون بدون احساس خستگی برای اینکه تجارتش را به یک امپراتوری کوچک تبدیل نماید به کار پرداخت و فن نمایش، توانایی محاسبات مالی و عزم راسخ او در انجام این امر به او کمک کرد و در طول مدت ۱۰ سال لیپتون زنجیره ای از ۲۰ خواربار فروشی را اداره می کرد. مغازه های لیپتون به دلیل خدمات و محل های مناسب به شهرت دست یافتند. 
در واقع لیپتون مرتبا از تدابیری استفاده می نمود که مشتریان را به مغازه های خود وفادار نماید. در سال ۱۸۸۱ لیپتون که با استفاده از فن نمایش خود، بزرگترین پنیر ساخته شده را وارد کشور نمود، به نمایش گذاشت و به فروش رساند. شیر مورد نیاز این پنیر از ۸۰۰۰ گاو تامین شده بود و ۲۰۰ سازنده پنیر در ساخت آن مشارکت نموده بودند. لیپتون تصمیم گرفت که سکه های طلا درون پنیر قرار دهد و نیروی پلیس زیادی سراسر خیابانی که پنیر به فروش می رسید را پوشش داد.

در عرض دوساعت کل پنیر به فروش رسید و تصویر آن به عنوان نمادی در فروشگاه های لیپتون نصب شد.

در دهه ۱۸۸۰ تجارت غذای لیپتون به ۲۰۰ مغازه گسترش یافت و لیپتون یک فرد مولتی میلیونر شد. سپس او نظارت روزانه خود بر شرکت را کاهش داد و به مسافرت پرداخت تا موارد جدید را برای اضافه کردن به مغازه هایش بیابد.

چای در انگلستان در دهه۱۸۸۰ مورد توجه قرار گرفته بود و هر ساله مقدار زیادی از چای ارزان تولید شده در هند وارد این کشور می شد. تقاضا برای چای به میزان ۴۰ میلیون پوند در دهه ۱۸۷۰ رسید و سپس در اواسط دهه ۱۸۸۰ دوبرابر شد. فروشندگان چای اصرار زیادی داشتند که لیپتون چای آنها را در مغازه هایش به فروش برساند، اما لیپتون این کار را رد کرد و در نهایت تصمیم گرفت به خارج از کشور مسافرت نماید و تولیدکننده چای مخصوص به خود را بیابد. او در سال ۱۸۹۰ به هند رفت و از مزارع چای دیدن کرد و بخش جدیدی را به زندگی حرفه ای خود افزود.

چای به قیمت ۵۰ سنت بابت هر پوند فروخته می شد که برای خانواده کارگران رقمی بالا بود. لیپتون متوجه شد که خودش می تواند چای را کشت و زرع نماید و به قیمت ۳۰ سنت بفروشد. او روش جالبی را برای فروش به کار برد. از آنجا که تا آن زمان چای به صورت باز فروخته می شد و خریداران نسبت به تازگی و وزن چای خریداری شده مطمئن نبودند، او بسته های رنگی با وزن ۱، ۰/۵، ۰/۲۵ پوندی را به بازار عرضه کرد و روی آن نوشت «به طور مستقیم از مزارع چای تا درون قوری ها».

با افزایش تقاضا، صنعت چای لیپتون به سرعت سود زیادی را کسب کرد. در دهه ۱۹۰۰ امپراتوری لیپتون نه تنها در اروپا بلکه در آمریکا هم گسترش یافت و لیپتون با موفقیت به آمریکا بازگشت و برای اولین بار سهام شرکت در سال ۱۸۹۷ معامله شد. در اواسط دهه ۱۹۲۰ لیپتون در سن ۷۶ سالگی از مدیریت کناره گیری نمود و آن را به یک تیم کاری منتقل کرد.لیپتون با ۱ میلیارد دلار فروش در سال، دهه ۱۹۸۰ را آغاز نمود و در اواخر دهه به بزرگترین شرکتی که غذاهای فریز شده می فروشد، تبدیل شد.

ویژگیهای اقتصاد جدید گذار اقتصاد جهانی از اقتصاد سخت افزار به اقتصاد نرم افزار و وجود ارتباطات روبه رشد و کامپیوترها و... همه نشانه های ورود ما به اقتصاد جدیدی است. این اقتصاد جدید دارای سه ویژگی خاص است که عبارتند از جهانی و همه گیر، شامل چیزهای نرم، غیرملموس و پیچیده نظیر اندیشه ها و آرا، اطلاعات و روابط و به نحوی خاص مرتبط و به هم پیوسته. این سه ویژگی نوع جدیدی از بازار و جامعه را به وجود می آورد؛ نوعی بازار و جامعه ای که در شبکه های الکترونیکی جامع، همه گیر و همه جانبه ریشه دارد.



شبکه ها، تقریبا در هر اقتصادی وجود داشته است اما شبکه های امروزی که در اثر پیشرفت تکنولوژی، توسعه و تکثیر یافته اند، آن چنان تأثیر ژرفی در زندگی ما گذاشته اند که واژه شبکه به محوری تبدیل شده که تفکر و اقتصاد ما حول آن سازمان می یابد. قرن اتم گذشته است، نماد قرن بیست و یکم، شبکه گسترده جهانی (اینترنت) است.

کار اقتصاد جدید ارتباطات است؛ ارتباطاتی عمیق و گسترده. تمامی دگرگونی های حاضر وآینده به مسیر بنیادین و شیوه خاص و اساسی ای که ما ارتباطات را متحول و دگرگون می سازیم، بستگی دارد. ارتباطات، بنیاد اجتماع، فرهنگ، انسانیت و هویت فردی ما و تمامی نظام های اقتصادی است به همین دلیل است که شبکه ها این قدر اهمیت دارد. ارتباطات آن قدر به فرهنگ و خود جامعه نزدیک است که تبعات تکنولوژیکی و آثار فن آوری آن فراتر از چرخه بخش های صرفا صنعتی است. ارتباطات و ابزار وابسته آن کامپیوتردر تاریخ اقتصادی، موردی ویژه است نه به آن دلیل که بخش کاری و تجاری پیشتاز و مدرن زمان است، بلکه به آن خاطر که تأثیرات فرهنگی، تکنولوژیکی و مفهومی آن، درعمق حیات ما رخنه کرده است.اقتصاد جدید با موجودیت ها و نهادهای فرار و سبک همچون اطلاعات، روابط و ارتباطات، حق طبع و نشر، سرگرمی، ا?ت و نظایرآن سروکار خواهد داشت.

اقتصاد کشورهای پیشرفته در حال کم کردن از حجم و وزن خود و تغییر جهت به سمت دنیای نرم افزار است. اغلب کالاهای صادراتی ایالات متحده، تنها طی شش سال یعنی از سال  ۱۹۹۶  -۱۹۹۰، ۵۰  درصد از وزن خود را به ازای هر دلارارزش، از دست داده است. همچنین در همین مدت تعداد افرادی که چیزهای ملموس یعنی کالا و سخت افزار می ساختند، یک درصد کاهش یافت در حالی که شمار اشخاصی که به ارایه خدمات (غیرملموس ها) اشتغال داشتند، ۱۵  درصد رشد داشت.

جهان نرم افزار، کامپیوترها، سرگرمی ها و ارتباطات راه دور، اکنون به صنعتی به مراتب عظیم تر از تمام زمینه ها وغول های قدیم از قبیل ساختمان، فرآورده های غذایی یا اتومبیل سازی شده است. برای اثبات ادعای فوق می توان گفت: در چند دهه گذشته شرکت جنرال موتورز، ثروتمند ترین شرکت دنیا بود اما سال هاست که شرکت مایکروسافت پرارزش ترین شرکت جهان است. مایکروسافت سازنده نرم افزار و جنرال موتورز سازنده سخت افزاراست. جانشینی مایکروسافت به جای جنرال موتورز، نشان دهنده چرخشی در اقتصاد جهانی و حرکت از دنیای سخت ها به دنیای نرم ها است. این بخش جدید مبتنی بر دانش و اطلاعات بیش از  ۱۵  درصد کل اقتصاد آمریکا را در برگرفته است.

اقتصاد جدید با وجود تفاوت هایش با اقتصاد قدیمی، تنها در یک جنبه هنوز اشتراک دارند. تهاتر که یکی از بدوی ترین اشکال بازرگانی است، از میان نرفته است. اقتصاد تهاتری در تمام طول عمر کشاورزی و عصر صنعتی جاری بوده و امروزه هم رواج دارد. بیشتر آنچه روی شبکه گسترده جهانی واقع می شود، در واقع معاوضه و تهاتر است.
اقتصاد شبکه ای، فرصت ها را در مقیاسی که هرگز روی زمین دیده نشده، ایجاد و آزاد خواهد کرد. اقتصاد شبکه ای مرحله ای منحصر به فرد از توسعه اقتصادی است.

ضرورت اصلی و محوری اقتصاد عصر صنعتی، بالا بردن بهره وری بود. تمامی جنبه های یک موسسه صنعتی-از ماشین های آن گرفته تا ساختار سازمانی آن- چنان ساخته شده بود که کارآیی تولید اقتصادی را بالا ببرد، ولی امروزه، بهره وری تقریبا یک محصول جانبی، فرعی و بی معنی اقتصاد شبکه ای است. ضرورت اصلی و محوری اقتصاد شبکه ای، تقویت ارتباطات است.


شبکه در واقع ساختاری برای تولید ارتباطات است. شبکه ها، ارتباط و همبستگی را با خود حمل می کنند. هر نوع ارتباط در شبکه موجد یک رابطه است. ارتباطات راه دور و جهانی شدن، حالت عادی ارتباطات را تشدید کرده و افزایش می دهد و به یک حالت فراارتباطی در ورای مسافت های طولانی، در تمام اوقات، در هر مکان و به هر طریق تبدیل می کند. ارتباطات و روابط جدید، نقش کارکنان و مشتریان را به وحدت و اشتراک نزدیک می کند. با این روابط جدید، شرکت و مشتری یکی جلوه می کند.اینترنت به درهم ش؟تن ارتباطات و روابط قدیمی بین تولیدکنندگان کالاها و مصرف کنندگان خدمات ادامه می دهد. امروزه، تولیدکنندگان مصرف می کنند و مصرف کنندگان تولید.


قصد تکنولوژی شبکه ای شده، هوشمندتر کردن مشتری است و برنده واقعی در اقتصاد جدید ؟ی است که هوشمندترین مشتریان را دارد. ویژگی های این فرهنگ اقتصادی جهانی، مالکیت غیرمتمرکز و تساوی حقوق ناشی از منابع معرفت و دانایی، به جای منابع پول و ثروت است. در این فرهنگ، تاکید بر جامعه باز و ازهمه مهم تر، اتکای گسترده بر ارزش های اقتصادی، به عنوان مبانی تصمیم گیری در تمامی طبقات و حرفه های اجتماعی است.


منابع پول و سرمایه که در عصر صنعتی، در نزد چند بانک و نزد چند فرد سرمایه دار گردآمده بود، اکنون به میلیون ها حساب بانکی، صندوق های تعاونی و سرمایه گذاری های خصوصی، در سراسر جامعه تجزیه و تقسیم شده است. برگزیده ها و بانک های متمرکز، سرمایه یعنی موتور سرمایه داری را در انحصار خود داشتند. بانکداران، دارایی های خود را وام می دادند و از این وام ها صنعت بیرون می آمد ولی با افزایش دانش و ارتباطات، سرمایه گذاران دریافتند که مشارکت ها - یا سرمایه گذاری هایی که در آن ها سرمایه گذار در ریسک سهیم است - در درازمدت، ثروت بسیار بیشتری را عاید می کند.


تکنولوژی، گذر از وام دادن به سوی سرمایه گذاری را شتاب داده است.شبکه ها، فرهنگ سهام و سهام داری را تبلیغ می کنند و پیش می برند. مالکیت سازمان ها به هزار نقطه و محل تجزیه و تقسیم شده است. هزینه های معاملاتی تملک سهام جزء و مشارکت در رؤیاها و بلند پروازی های ؟ان دیگر، چنان رو به سقوط است که مالک شدن بخشی از سهام بسیاری از شرکت ها، مستقیم یا غیرمستقیم ، امری ممکن و شدنی است.زمانی که در یک صندوق تعاونی سرمایه گذاری می کنید، در واقع در کار صدها هزار نفر از افراد دیگر، سرمایه گذاری کرده اید. شما ثروتی را که خودتان ایجاد کرده، بذر تولید بهروزی دیگران می کنید. ممکن است شما تنها بخش ناچیزی از یک تشکیلات بزرگ اقتصادی را مالک باشید، ولی می توانید به آسانی مالک بخشی از موسسات، در مالکیت میلیون ها نفر باشد. این همان عدالت شبکه ای است.چهره شبکه از درون همین مالکیت پراکنده ظاهر می شود.

میلیون ها رشته سرمایه گذاری، سرتاسر این چشم انداز را در می نوردد. معدود افرادی، مالک سهام زیادی هستند، ولی اکثریت درآمد سهام، به صورت حساب های بانکی کوچک پراکنده است. قسمت عمده سهام در ایالات متحده را، صندوق های بازنشستگی شهروندان عادی و در کل میلیون ها نفر در اختیار دارند.کارگران آمریکا به راستی به طور دسته جمعی، مالک ابزار تولید هستند. این عدالت و انصاف شبکه ای، به وسیله تکنولوژی شبکه ای مقدور شده است.امروزه، ردگیری، نگهداری حساب ها و نقل و انتقال پول و ثروت و نسبت درصد مالکیت افراد، فقط از آن جهت قابلیت وقوع یافته که محاسبات کامپیوتری و ارتباطات گسترده راه دور، هزینه های معاملات را به سطحی ناچیز رسانده است.


در فرهنگ جدید و عادلانه سهام و سهام داری، چندین گرایش وجود دارد که هر یک از آن ها با تکنولوژی حاکم و فراگیر شبکه ای بسط و توسعه می یابد.
اول این که توسعه و گسترش مالکیت، درست همانند خود اقتصاد، جهانی می شود. در چند سال گذشته، اروپا ناگهان سیلی از پول را به درون بازار سهام تزریق کرده است. اروپایی ها، فرهنگ سهام را کشف کرده و یک شبه، صدها میلیارد دلار از ثروت های بلااستفاده خود را در شبکه مالکیت سهام سرمایه گذاری کرده اند. سرمایه گذاران هم به طور همزمان، میلیاردها دلار را به خزانه های بازارهای نوظهور در آسیا و آمریکای لاتین واریز می کنند. امروزه، تقریبا هر سرمایه گذار، سهامدار صندوق تعاونی، در شرکتی که در خارج از کشور خود او فعالیت دارد، سهم یا سهامی دارد.


دوم این که، با آسان ترشدن معاملات و افت هزینه های معاملاتی، توزیع مالکیت سهام دقیق تر و وسیع تر از همیشه خواهد بود. امکان سرمایه گذاری های کوچک تر، در انواع بیشتری از فعالیت ها، به وجود خواهد آمد. هزینه پایین نگهداری حساب تعداد زیاد پرداخت های زودبازده و تندگردش بدین معناست که تکنولوژی شبکه ای می توان سرعت گردش پول را در یک چنین برنامه های غیرمتمرکز مایکروفاینانس، شتاب بیشتری می دهد. تصور یک صندوق تعاونی پر عایدات مبتنی بر صدها هزارکارآفرین جهان سومی، موجود و یا در حال ظهور چندان دشوار نیست.


سوم اینکه همان نوع تمرکززدایی دقیق در شرکت هایی که سهام آن ها، به طور عمومی معامله می شود، در شرف وقوع است. طی دهه  ۱۹۹۰، قریب به چهارهزار شرکت در ایالات متحده عام و عمومی شد. سرمایه همین شرکت ها، اخیرا در اثر سرمایه گذاری بسیاری از سهامداران جزء تامین شده، به نحوی که مجموعا در حدود۲۵۰  میلیارد دلار از سهام شرکت های مذکور را خریدند.

چند نكته براي داشتن عمر طولاني تر

چرا بعضي افراد بيش از ديگران عمر مي كنند؟ آيا علت آن 
در تغذيه، خدمات درماني مناسب رعايت بهداشت و عواملي از اين دست است؟ در 
حقيقت  
نقش اين عوامل در طول عمر به طور واضح براي دانشمندان مشخص نيست. اما يك چيز 
براي همه روشن شده است. و آن «روش زندگي» افراد است كه نقش مهمي در طول عمر 
شخص دارد.

دكتر فين ديود مدير مؤسسه طول عمر پرينسنتون ايالت 
نيوجرسي آمريكا مي گويد مثلي هست با اين مضمون: ژنتيك تفنگ را پر مي كند اما 
محيط ماشه را مي كشد. «شما ممكن است ژن يك مريضي را داشته باشيد ولي اين بدان 
معني نيست كه حتماً به آن مبتلا مي شويد

در اين جا چند نكته براي داشتن عمر طولاني تر ذكر مي 
شود:

ــ زياد نخوابيد و كم خوابي هم نداشته باشيد.

ــ خوش بين باشيد.

ــ نه در روابط جنسي افراط كنيد و نه تفريط.

ــ با حيوانات رابطه خوبي برقرار كنيد.

ــ ثروتمند شويد! ولي براي بدست آوردن ثروت توانايي 
هاي خود را زياد كنيد نه حرص و طمع خود را.

ــ سيگار نكشيد.

ــ هميشه آرامش خود را حفظ كنيد.

ــ از آنتي اكسيدانتها غافل نشويد و براي طول عمر 
بيشتر حتماً غذاهاي حاوي اين ماده را مصرف كنيد.

ــ با شخص متناسب با خود ازدواج كنيد.

ــ ورزش و نرمش را فراموش نكنيد.

ــ كمي بخنديد.

ــ لاغر شويد.

ــ فشارهاي روحي را تحت كنترل خود قرار دهيد.

ــ خداي يگانه را پرستش كنيد.

ــ به اقوام و خويشان خود سر بزنيد و جوياي احوال آنها 
شويد.

ــ به نيازمندان كمك كنيد.

یک مجلس مهمانی خوب، درست مثل یک سکه دو رویه است که هم مهمانانش آداب مهمانی را خوب بلدند، هم میزبانانش آداب میزبانی را. شما با این آداب چقدر آشنایی دارید؟ مهمان خوبی باشید1 -‌تشکر یادتان نرود:
تشکر از میزبان به خاطر پذیرایی‌اش ضرورت دارد. این کار را می‌توانید در پایان مهمانی انجام بدهید. اما روش بهتری هم وجود دارد؛ می‌توانید فردای مهمانی به میزبان تلفن بزنید و به او بگویید فقط زنگ زده‌اید بابت تشکر از پذیرایی دیروز؛ همین.2- سرزده نروید مهمانی:
ایام عید، بازار مهمانی و دید و بازدید حسابی داغ است. پیش از این‌که به قصد مهمانی از منزل خارج شوید، تلفن بزنید و از حضور میزبان در منزل و از آمادگی‌اش برای پذیرایی از شما اطمینان حاصل کنید. شاید مهمانان زیادی در منزل میزبان حضور داشته باشند و او موقع پذیرایی به زحمت بیفتد. 3- سر وقت بروید :
اگر قرار گذاشته‌اید زمان معینی به منزل میزبان بروید، دیر نکنید. زود هم نرويد در روز‌های شلوغ عید، هر خانواده‌ای برای خودش برنامه‌ریزی فشرده‌ای دارد و تأخیر شما ممکن است برنامه یک جمع را مختل کند.4- گپ بزنید، بحث نکنید :وقتی دور هم نشسته‌اید، احتمال این که بحث‌های متنوعی درباره مسائل اجتماعی، سیاسی، شخصی و... پیش بیاید، زیاد است. فراموش نکنید که شما مهمان‌اید و مجلس مهمانی جای بحث و جدل نیست. به یک گپ خودمانی بسنده کنید و مجلس مهمانی را به میدان جنگ تبدیل نکنید. از این فرصت برای تازه کردن دیدار‌ها و لذت بردن از مصاحبت همدیگر استفاده کنید و خودتان و اطرافیانتان را با بحث‌های آنچنانی‌ خسته نکنید. 
5 - به میزبان کمک کنید :
خوشبختانه بیشتر خانم‌های ایرانی، این کار را خوب بلدند. به میزبان در امر پذیرایی کمک کنید: موقع چیدن میز غذا، مرتب کردن آشپزخانه بعد از صرف غذا و شست‌وشوی ظروف. با این کار، نه تنها به میزبان کمک می‌کنید، بلکه فرصتی پیدا می‌کنید تا رابطه‌تان را هم صمیمی‌تر کنید و احیانا چیزهای جدیدی هم یاد بگیرید. 6 - شنونده خوبی باشید :
توی مهمانی، دائم از خودتان تعریف و تمجید نکنید و به همان میزان که صحبت می‌کنید، به دیگران هم اجازه صحبت بدهید و خلاصه این که شنونده خوبی باشید.7 - گاهی به ساعت نگاه کنید:
گه‌گاه، نگاهی به ساعت‌تان بیندازید. ساعات بعد از صرف شام، جان می‌دهد برای گپ‌های طولانی، ولی حواستان باشد که این گپ‌ها خیلی هم به درازا نکشد. گاهی میزبان قرار است صبح روز بعد برود سر کارش یا برنامه مسافرتی در پیش داشته باشد و به خاطر رودربایستی‌ با شما حسابی به زحمت بیفتد. 8 - غم و غصه‌تان را با خودتان نبرید :
وقتی به مهمانی می‌روید، غصه‌هایتان را در خانه جا بگذارید حتما. مهمانی جای خوبی برای طرح مسائل و مشکلات نیست. مسلما میزبان هم مثل شما مشکلات خاص خودش را دارد. یادتان باشد که این دید و بازدیدها قرار است فرصتی باشند برای شاد بودن و فراموش کردن گرفتاری‌ها. 9- یار کمکی ببرید:
گاهی شما به یک مهمانی دعوت می‌شوید، ولی بیشتر آدم‌های حاضر در آن مهمانی را نمی‌شناسید. خلاصه این که گاهی برایتان سخت است به تنهایی با فضای یک مهمانی کنار بیایید. این‌جور مواقع می‌توانید با ؟ب اجازه از میزبان، یکی از دوستانتان را همراه خودتان ببرید مهمانی تا تنها نمانيد. ولی این را هم فراموش نکنید که نباید تمام زمان مهمانی را فقط با دوستتان بگذرانید. از این فرصت می‌توانید برای آشنایی با دوستان جدید هم استفاده کنید. 
10- حواستان به بچه‌ هم باشد: 
اگر بچه‌های شیطان و باهوشی دارید که از فرط باهوشی دلشان می‌خواهد از همه چیز سر در بیاورند و از در و دیوار بروند بالا، حتما هوایشان را داشته باشید. به هر حال آن‌جا خانه خودتان نیست و احتمالا قواعد و قوانین خودش را دارد. به فرزندتان اجازه ندهید تمام کار‌هایی را که در منزل انجام می‌دهد، بی‌توجه به ملاحظات منزل صاحبخانه انجام بدهد. بهتر است پیش از رفتن به مهمانی، با کوچک‌ترها صحبت کنید و توجیه‌شان کنید که مهمانی یعنی چه.  اگر هم احیانا حرف‌هایتان اثر نکرد و کودک شروع کرد به شیطنت و به هم ریختن منزل صاحبخانه، بی‌خیال نباشید و او را منع کنید. این ایده را که بچه باید از همه چیز سر در بیاورد، لااقل وقتی که مهمان‌اید، فراموش کنید.11 -گاهی به فکر هدیه باشید:خب، اگر برای اولین بار است که دارید به منزل میزبان می‌روید، رسم است که دست خالی نروید؛ به ویژه اگر میزبان تازگی‌ها نقل مکان کرده یک منزل جدید یا احیانا اتفاق خوشایندی برای خود میزبان یا خانواده‌اش افتاده، مثلا بچه‌دارشده، یا پسرش کنکور قبول شده یا... و البته توجه شما مهم‌تر از نوع هدیه‌ای است که می‌گیرید. گاهی حتی یک گلدان گل یا یک جعبه شیرینی واقعا جواب می‌دهد. ميزبان خوبی باشید
1- خوشرو باشید و سخت نگیرید
اگر لیوان شربت توی دست یکی از مهمانان بلغزد و رومیزی زیبایتان لک شود، چه کار می‌کنید؟ عصبانی می‌شوید؟ اگر می‌خواهید میزبان خوبی باشید، این راهش نیست. باید به خودتان نهیب بزنید که این اتفاق قطعا ناخواسته بوده و نگذارید مهمانتان در خجالت‌ و شرمندگی بماند. 
زود رومیزی را عوض کنید، همه چیز را عادی جلوه بدهید و صحبت را به سمت و سوی دیگری بکشید یا حتی از در خنده و شوخی وارد شوید و بگذارید همه حاضرین به آسانی از کنار ماجرا بگذرند. اگر می‌خواهید میزبان خوبی باشید، راهش این است. فراموش نکنید که این لحظه‌های با هم بودن بر نمی‌گردند.2 -مهمانانتان را متناسب دعوت کنیدبهتر است ؟انی را به یک مهمانی واحد دعوت کنید که از نظر سن و سال، تحصیلات، موقعیت اجتماعی و سایر ویژگی‌های اینچنینی با یکدیگر هماهنگ و همگن باشند. این‌طوری، هم مهمانانتان بیشتر احساس راحتی خواهند کرد، هم خودتان بهتر می‌توانید مجلس را اداره کنید. 3 -بچه‌ها را از قلم نیندازید
معمولا در مهمانی بزرگترها، بچه‌ها مظلوم واقع می‌شوند. میزبان خوب به بچه‌های مهمانانش هم فکر می‌کند. کودکان را می‌توانید با روش‌هایی آسان و ارزان سرگرم کنید. مثلا می‌توانید چند بازی گروهی تدارک ببینید و از بچه‌های حاضر در مهمانی بخواهید با نظارت خودتان در آن شرکت کنند و در پایان هم به آن‌ها جایزه بدهید. اگر خوراکی‌های مورد علاقه بچه‌های میهمانتان را هم بشناسید، که چه بهتر. می‌توانید راحت‌تر خوشحال‌اش کنید. 4 - بابت هر هدیه‌ای تشکر کنید
به هر مناسبتی اگر مهمانان برای شما هدیه‌ای آوردند، هر چقدر هم که هدیه‌شان نامتناسب، ساده یا ارزان بود، شما به عنوان یک میزبان خوب فقط باید به انگیزه مثبتی توجه کنید که در پشت هدیه دادن، پنهان است. حسابی تشکر کنید و هدیه را با روی باز بپذیرید.5- شهرتان را معرفی کنید
اگر اهل یکی از شهر‌های تاریخی ایران مثل اصفهان یا شیراز باشید، احتمالا عده‌ای از اقوام و آشنایانتان تعطیلات عید را به شهرتان می‌آیند و شاید چند روزی را هم در منزل شما بگذرانند. مناطق دیدنی شهرتان ممکن است برای خودتان عادی شده‌ باشد، ولی مهمانان‌ شما مسلما شور و شوق زیادی برای بازدید از همان مناطق دارند. با خوشرویی راهنمایی‌شان کنید و فهرستی از مناطق دیدنی شهر را در اختیارشان بگذارید و اگر از خودتان هم تقاضا کردندکه به عنوان راهنما همراه‌شان بروید، نه نگویید.مي‌توانيد عيد بانشاطي داشته باشيد اگر...
محققان کانادایی می‌گویند 77 درصد از آدم‌های مضطرب و افسرده، اضطراب و افسردگی‌شان در روزهای تعطیل بیشتر می‌شود. زودرنجی، کم‌خوابی یا بی‌خوابی، سردرد و دردهای عضلانی پراکنده و همین‌طور غوطه‌ور شدن در افکار تلخ و مأیوس‌کننده، همگی از نشانه‌هایی هستند که در این روزها ممکن است بیشتر به سراغتان بیایند. آگاهی و استفاده از توصیه‌های انجمن سلامت روان کانادا برای پیشگیری از بروز این علائم، خالی از فایده نیست. شاید به کارتان بیاید.1ـ انتظاراتتان را تنظیم کنید
انتظار نداشته باشید که روزها یا هفته‌های تعطیل، هیچ فراز و نشیبی نداشته باشد و نشاط و شادابی خودتان و اطرافیانتان فوق‌العاده باشد. به هر حال، اطرافیان شما هم مثل خودتان، هرازگاهی ممکن است حال و روز خوبی نداشته باشند و ناراحت یا بی‌حوصله باشند. همیشه در این مواقع، به آن‌ها حق بدهید و سعی کنید با درک کردن شرایطشان به آن‌ها کمک کنید کم‌کم از این حالت بیایند بیرون. دنیا کوچک است. به‌زودی، زمانی می‌رسد که شما هم در چنین موقعیتی قرار می‌گیرید و آن‌ها همین کارها را برای خودتان خواهند کرد.2ـ فرو بروید در دنیای بچه‌هاهمبازی شدن با کودکان یکی از توصیه‌های مؤثر برای چشیدن طعم شادابی و نشاط است. دویدن و جست‌و‌خیز کردن با کودکانی که در خانواده خودتان هستند و یا در این روزهای تعطیل مهمانتان می‌شوند، می‌تواند به کاهش اضطراب و افسردگی‌تان کمک کند. ضمنا روزهای تعطیل برای سالمندانی که در انتظار نوه‌ها و فرزندانشان هستند، واقعا ؟ل‌کننده و ملال‌آور است. توصیه می‌شود دست کودک یا کودکانتان را بگیرید و همراه آن‌ها بروید منزل پدر و مادر یا پدربزرگ و مادربزرگ. با این کار، می‌توانید هم نشاط را به خانه آن‌ها ببرید، هم زمینه‌ای فراهم کنید برای کاهش استرس‌های خودتان و افزایش شادی و نشاط بچه‌ها.3ـ اولویت‌‌هایتان را یادداشت کنید
در روزهای پیش از تعطیلات و همچنین در خود روزهای تعطیل، ممکن است کارها و گرفتاری‌های زیادی داشته باشید. برای آن‌که دچار سردرگمی نشوید، توصیه می‌شود کارهایتان را به ترتیب اهمیت، اولویت‌بندی و یادداشت کنید. مثلا ببینید از میان خرید کردن و نظافت خانه و فرستادن پیام تبریک و دید و بازدید با اقوام و آشنایانتان، کدام‌یک برای شما بیشتر اولویت دارد؛ آن‌وقت به همان ترتیب، کارهایتان را بنویسید و اقدام کنید به اجرای نوشته‌تان.4ـ شرح وظایف را معلوم کنید
برای ایام تعطیل، بد نیست یک جلسه خودمانی با اعضای خانواده‌تان ترتیب بدهید تا وظایف را بین اعضای خانواده تقسیم کنید. مثلا خواهر یا همسرتان می‌تواند تهیه غذا را به عهده بگیرد، برادرتان می‌تواند خریدهای خارج از منزل را انجام بدهد، پدرتان می‌تواند هدیه‌ها را کادوپیچی کند و شما هم می‌توانید وظیفه دیگری مثل ساکت کردن بچه‌ها یا نظافت منزل را به عهده بگیريد.
5 ـ طعم آرامش را بچشیدیک تمرین آسان: هرازگاهی با خودتان خلوت کنید و به خودتان استراحت بدهید، عضلات بدنتان را شُل کنید، نفس عمیق بکشید و سعی کنید طعمِ این حس را بچشید که ریه‌هایتان دارد از ا؟یژن پُر و خالی می‌شود. برای خودتان، لحظاتی را کنار بگذارید که در آن لحظات، بتوانید کارهای مورد علاقه‌تان را انجام بدهید؛ مثلا موسیقی دلخواه‌تان را گوش کنید، ورزش کنید، نقاشی بکشید و... تعطیلات، زمانی است برای استراحت جسم و روح و تجدید قوا برای بازگشت به یک زندگی پُرازدحام. از این فرصت، خوب استفاده کنید.6 ـ حساب جیبتان را داشته باشیدبی‌پولی در تعطیلات یکی از شرایطی است که آدم را فرو می‌برد در استرس و نگرانی. اگر برایتان مقدور است، پس‌انداز کافی برای ایام تعطیلات کنار بگذارید و پولتان را در این روزها با برنامه‌ریزی خرج کنید. بی‌حساب و کتاب خرج کردن در روزهای اول تعطیلات موجب می‌شود در روزهای آخر، کفگیرتان به ته دیگ بخورد و دچار اضطراب شوید.7ـ هدیه بدهیدتهیه هدیه برای ؟انی که دوستشان دارید، یکی از راه‌هایی است که به شادتر شدنتان کمک می‌کند و یک  سرگرمی دوست‌داشتنی است برای روزهای تعطیلات. تلاش کنید بفهمید اعضای خانواده‌تان یا دیگر آدم‌های مورد علاقه‌تان چه چیزی کم دارند یا به چه چیزی خیلی علاقه دارند، تا همان را تهیه کنید و به‌شان کادو بدهید.اگر خانواده کوچکی دارید و می‌توانید برای غریبه‌ها هم هدیه‌ای تهیه کنید، این فرصت را از دست ندهید؛ بیماران بستری در بیمارستان‌ها، نیازمندان، همسایگان و... به طور کلی، هدیه دادن به آدم‌های نیازمندی که انتظار دریافت هدیه از شما ندارند، به شادتر شدن خودتان و شادی آن‌ها کمک می‌کند.8ـ تمرین کنید شاد باشیدشاد بودن، شوخی و خنده با دیگران، لطیفه تعریف کردن، انجام بازی‌های شاد و دسته‌جمعی، تماشای فیلم‌های خنده‌دار و توصیه‌هایی از این قبیل در روزهای تعطیل، جواب می‌دهد. هم انرژی مثبت خودتان را شارژ می‌کند، هم به اطرافیانتان طراوت و سرزندگی می‌دهد.

چگونه حال همکار زیرآب زن را بگیریم؟!

«یک کارشناس آی‌تی که می توانید او را علی بنامید و همکارش برای کسب مقام بالاتر در شرکت انتخاب شده بودند. این شرایط بسیار سختی برای هر دو آنها بود زیرا فقط یکی از آنها می توانست به مقام بالاتر برسد. در همین زمان، همکار او شروع به بیان حرف های ناراحت کننده زیادی کرد که در روح و ذهن علی تاثیر منفی بگذارد. به طور مثال می گفت، «شنیده ام مدیر فلان حرف را گفته»  یا «شنیدم فلانی می گفت تو ...»همین حرف های ناامیدکننده بالاخره باعث عدم امنیت علی در آن شرکت شد و از کار خود استعفا داد.»

محل کار مجموعه ای از آدم های خوب، بد و زشت است. آدم های خوب که تکلیفشان مشخص است. همکارانی هستند که همیشه و همه جا می توانید به آنها اعتماد کنید. آدم های بد، افرادی هستند که باعث آزار و ناراحتی دیگران می شوند اما خودشان هم نمی دانند چه اشتباهی می کنند. اما آدم های زشت آنهایی هستند که از روی عمد کارشکنی می کنند و می خواهند شر به پا کنند.

البته ما در این مطلب قصد نداریم در مورد همکارانی صحبت کنیم که اعتبار شما را زیر سوال می برند و باعث فرار شما از محل کارتان می شوند. کارشکنی شغلی در واقع مجموعه ای از انسان های کینه توز و بدجنس است که هیچ گاه خیرشان به کسی نمی رسد.

اکساتدر جرولف – سخنگو و نویسنده بین المللی در زمینه شادی در محل کار می گوید: «اگر متوجه شدید همکار شما اطلاعات مهم را از شما مخفی می کند، در جلسه های کاری همیشه با نظرات شما مخالفت، پشت سر شما بدگویی، از کمک کردن به شما دریغ می کند و سعی دارد جلوی مدیر همیشه شما را خراب کند و کارهایتان را بد جلوه دهد، باید از او بترسید و حسابی حواس خود را جمع کنید.»

از دیگر نشانه های کارشکنی و زیرآب زنی در محل کار این است که هرگز به آن ارتقا شغلی که لیاقت آن را دارید، نرسید. یا مدیر همیشه با شمارفتار سرد و بی تفاوتی داشته باشد. یا همکاران دیگر به طور ناگهانی از شما دوری کنندیا شما را در گروه خود راه ندهند. یا ناگهان متوجه رفتار مهربان فردی باشید که همیشه از شما دوری می کرده و رفتار تهاجمی داشته است.
چرا همکار شما سنگ جلوی پایتان می اندازد؟


یکی از دلایل آن این است که بیشتر ادارات و شرکت ها پاداش را فردی و به طور مجزا به کارمندان خود هدیه می کنند. همیشه فردی که بهترین نتیجه را کسب کرده باشد مستحق پاداش است و افرادی که به او در این مسیر کمک کرده اند هیچ پاداش و کمکی دریافت نمی کنند. این باعث ایجاد حالت رقابتی میان کارمندان می شود.

همین حالت باعث می شود تا به محض پیشرفت شما، همکاران از ترس اینکه مورد عنایت مدیر قرار بگیرید و از روی حسادت، جلوی پایتان سنگ اندازی کنند. آنها از توان و استعداد شما می ترسند و سعی می کنند به هر طریقی شده شما را بد و کارهایتان را غلط نشان دهند.

جرولف در این رابطه می گوید: کسی که خود و موقعیت کاری خود را در خطر می بیند، سعی می کند تا با خراب کردن دیگران موقعیت خود را حفظ کند. باید بدانید انسان های حسود و بخیل زیادی اطراف ما هستند که چشم دیدن پیشرفت ما را ندارند و هرگز هم از کارشکنی های خود نادم و پشیمان نخواهند شد. آنها ذاتا بدخواه دیگران هستند. البته این مساله در همه ادارات و شرکت ها رواج ندارد.

اگر احساس می کنید همکارتان بدخواه شما است و کارشکنی می کند، کارهای زیر را انجام دهید:

•    هرگز بنا را بر بدبینی نگذارید

 همه باید همیشه هوشیار و گوش به زنگ باشیم اما این اعتقاد به این مفهوم نیست از همان روز اول به اطرافیان خود بدبین باشیم. اگر همکارتان شما را تحویل نمی گیرد دو حالت دارد: یا بدخواه شما است یا واقعا سرش شلوغ است، حوصله ندارد یا آن روز خسته است.

شک در دل همه انسان ها وجود دارد. اما اگر قرار باشد همیشه به همه بدبین باشیم نمی توانیم با آرامش زندگی کنیم و محل کار هم به جهنم تبدیل می شود. اگر تصور می کنید کسی در حقتان کارشکنی می کند و سعی در بد جلوه دادن شما دارد، اول از این امر مطمئن شوید و سپس اقدامات لازم را انجام دهید.

•    اعتماد به همکاران

سعی کنید با همکاری که به او اعتماد دارید، صحبت کنید. بدون اینکه به کسی تهمت بزنید در مورد احساس خود و مسایلی که می بینید و می شنوید به آنها بگویید و نظرشان را بپرسید. شاید شما کاملا در اشتباه باشید و آنها به شما کمک کنند. البته باید همکار قابل اعتمادتان هم انسان بی غرض و درستی باشد.


•    گزارش کار روزانه بنویسید

هر کاری که انجام می دهید را بنویسید و در اختیار مدیر قرار دهید. به این ترتیب همه چیز کاملا مشخص و واضح است و هیچ کس نمی تواند به شما برچسب کم کاری بزند.



•    گوش به زنگ باشید

اگر رویدادهای مهمی در اطراف شما رخ داد، مثلا قرار بود ارتقا شغلی بگیرید اما نگرفته اید و وظایف و کارهای همکارتان عوض شده است باید کمی شک کنید که احتمالا کسی این وسط موش می دواند.

کارشکنی و خراب کردن دیگران اصولا با برنامه ریزی کامل و دقیق انجام می شود. بدگویی و غیب یکی از سلاح های فرد کارشکن است. متاسفانه، غیبت به گونه ای است که موضوع غیبت خودش آخرین فردی است که حرف های دروغین به گوشش می رسند و به همین دلیل هیچ اقدامی برای آن نمی توان انجام داد. اما بهترین پیشگیری برای غیبت این است که همیشه و همه جا گوش به زنگ و هوشیار باشید.

•    روبه رو شدن با همکار کارشکن

هنگامی که مطمئن شدید شما هدف نامردی های همکارتان قرار گرفته اید، حواستان به خود باشد و سعی کنید آرام باشید و لطمه ای به شما وارد نشود. یکی از بهترین روش های حفاظت از خود، خودشیرینی و جلب توجه کردن است. همدردی و همفکری، محرک های بسیار قوی هستند و روش مستقیم برای راحت شدن از شر آنها، دوست شدن با فردی است که در حق شما نامردی می کند و وارد شدن به گروه آنها است. این روش دقیقا سیاست کشورها در مقابله با دشمنان خود است. مثلی هست که می گوید: «دوستان خود را نزدیک خود نگهدارید و دشمنانتان را نزدیک تر!»

یا به طور مثال می توانید به طرف بگویید: «من متوجه شده ام هر گاه ایمیلی برای کمک به شما ارسال می کنم، پاسخ نمی دهید. همچنین در جلسه های کاری نیز همیشه سعی در رد کردن نظرات من و ایراد گرفتن به آنها دارید. این مسایل مرا ناراحت می کنند. آیا می توانیم در این رابطه با هم صحبت کنیم؟»

•    زیرآب کسی که زیرآب شما را زده را نزنید

اگر شک کردید کسی در حال زیرآب زنی شما است، شما با فرهنگ تر و با منطق تر از او باشید. در عوض کار او، زیرآب او را نزنید. همیشه سعی کنید به او کمک کنید و پیشنهادهای سازنده برای شغلش داشته باشید. این باعث می شود تا محل کار شادتر و کم تنش تر باشد. مهم نیست او چه کار می کند. شما بزرگ باشید و منش داشته باشید.

•    گفتن به مدیر یا سرپرست

اگر همه تلاش های شمابی ثمر بود و نتوانستید از عهده کارشکنی ها و زیرآب‌زنی های همکار خود خلاص شوید، همه چیز را با مدیر یا سرپرست بخش در میان بگذارید.


•    برای خود حق انتخاب قائل شوید

اگر متوجه شدید اوضاع بسیار بد است، بهتر است از آن محیط مسوم رها شوید. انسان های باهوش همیشه در حال آپ‌دیت رزومه کاری و ارتقا موقعیت شغلی خود هستند.

مراحل رشد یک کسب و کار موفق

مایکل مسترسون میلیونر، به عنوان تاجری بسیار موفق، واقعا شایستگی این را دارد که نصایحی به کارآفرینان پیشرو ارائه دهد. کسی نیست که از دستاوردهای او در دنیای تجارت تاثیر نپذیرد، اشتیاق و انرژی او مسری است.

 فرضیه اصلی مسترسون نکات زیادی دارد: منتظر نشوید تا محصول یا خدمت شما در بهترین حالت ممکن قرار گیرد؛ قبل از هدف گیری شلیک کنید؛ نگران این نباشید که محصول شما عالی نیست، فقط آن را به بازار ارائه کنید.

 مسترسون توضیح می دهد که در ابتدای کارش زمان زیادی را به بهتر کردن خبرنامه ها اختصاص می داد، به جای اینکه به فروش آنها فکر کند. او تجربیات خود را به درس هایی آموزنده برای خوانندگان تبدیل کرده است تا آنها را از طریق کتاب هایش انتقال دهد. 

مشکل اینجاست که مسترسون یا هر کس دیگری نمی تواند به شما نبوغ یا انگیزه بدهد. با وجود این، اگر توانایی و اشتیاق داشته باشید، بر این باوریم که می توانیم با ارائه خلاصه این مطلب، هر ذره از پتانسیل بالقوه در معاملات تجاری شما را بالفعل کنیم.

ایجاد کسب و کار در چند مرحله

کسب و کارهای تجاری با ارائه هر نوعی از محصولات و خدمات، چهار دوره مختلف رشد را تجربه می کنند.

هر مرحله اعم از نوزادی، کودکی، نوجوانی و بلوغ، مشکلات، چالش ها و امکانات مربوط به خود را دارد. قسمت مشکل اینجاست که تشخیص دهیم که کسب و کار شما در کدام مرحله قرار دارد، چه کارهایی برای ارتقا دادنآن به مرحله بعدی نیاز است و چگونه می توان این جهش را انجام داد.

مرحله اول: نوزادی

بسته پیشنهادی شما می تواند بهترین محصول یا خدمت در سرتاسر دنیا باشد اما اگر آن را به بازار عرضه نکنید، هیچ فایده ای نخواهد داشت. بسیاری از کارآفرینانا با متمرکز نکردن انرژی خود بر توسعه برنامه های مؤثر فروش، مرتکب اشتباهی مرگبار می شوند. حداقل 80 درصد زمان خود را صرف فروش کنید. لوگوهای تجملی و کارت ویزیت های طلاکوب را فراموش کنید. اگر محصول شما کامل نیست، نگران نباشید. شما زمان کافی برای دستکاری کردن و تنظم آنها را در اختیار دارید. راز مهم این است که آن را در معرض عموم خریداران بگذارید. تفکرات شما درباره محصولتان اصلا مهم نیست؛ چیزی که واقعا مهم است این است که آیا مشتریان بالقوه آن را می خرند یا نه.

بسیاری از کارآفرینان، مخصوصا آنهایی که تازه کار و بی تجربه هستند، خود را مدیران ارشد اجرایی تصور می کنند که نمی توان با موضوع بی ارزشی مثل فروش، مزاحم کارشان شد. آنها تصور می کنند که محصولاتشان به خودی خود فروخته می شوند و معمولا اشتباه فکر می کنند. به انبوه مردم نزدیک شوید تا ببینید چه عکس العملی نسبت به محصولتان نشان می دهند. یا یک میز در نمایشگاه های ارزان قیمت تهیه کنید یا میهمانی برای دوستان نزدیک و همسایه ها ترتیب دهید. در رابطه با هر موضوعی که شانسی برای کسب و کار شما به حساب می آید، سریعا اقدام کنید.



مرحله دوم: کودکی

بسیاری از شرکت ها از ماندن در مرحله اول خشنود هستند. کسب و کار آنها نسبتا موفق است. زندگی خوبی دارند و استرسشان حداقل است. این شرکت ها به ایجاد تغییر در کسب و کار خود هیچ علاقه ای ندارند، زیرا این کار بسیار ناخوشایند است. با وجود این، باید به استقبال تغییر بروید تا بتوانید پیشرفت کنید.

قدم حیاتی در حرکت به سوی درآمد میلیونی، گسترش، معرفی و فروش محصولات جدید است. اگرچه جذب مشتریان جدید بسیار حیاتی است اما رشد شما به برانگیختن مشتریان موجود بستگی دارد. به آنها دلایل قابل قبولی برای خریدن محصولات جدیدتان ارائه کنید و سعی کنید که خرید آنها را به تجربیاتی خوشایند تبدیل کنید.

نوآوری و خلاقیت کار یک نفر نیست. برای ایجاد طوفان ذهنی حداقل به سه نفر احتیاج دارید؛ اما تعداد افراد مشارکت کننده نباید از هشت نفر بیشتر شود. یک محدوده زمانی برای جلسه طوفان ذهنی مشخ صکنید؛ نهعایتا سه ساعت و اهداف خود را تشریح کنید. مشخص کنید که به چند عقیده احتیاج دارید. بر پیشنهادهای هوشمندانه و عملی تمرکز کنید. از نقد کردن عقاید دیگران بپرهیزید. 

اجازه ندهید که نظرات نوآورانه از بین بروند. با اصرار بر اینکه افراد باید یک طرح محصول یا برنامه بازاریابی ارائه کنند، مفاهیم را به واقعیت تبدیل کنید. وقتی که دوباره دور هم جمع می شوید، نشان دهید که منتظر دیدن پیشرفت ها هستید.

احتمالا باید کارمندان خود را قانع کنید که تغییر، قدمی مثبت است. بسیاری از افراد از تغییر اجتناب می کنند، چون برای آنها استرس زاست. برای آنها توضیح دهید که رشد، بدون تغییر ممکن نیست و در طولانی مدت، همگی از این تغییر سود خواهند برد. همه کارمندانتان را به دادن داده های ورودی تشویق کنید. کاری کنید که تک تک کارمندان به اهمیت خود در کسب و کارتان پی ببرند.
نظریات جدید را سریعا اجرا کنید. ماشه را با اعتماد به نفس کامل بکشید و بدانید که بعدا می توانید به جزئیات بپردازد. حتی اگر قرار است نظریات جدید شما با شکست مواجه شوند، با سریع عمل کردن، در وقت و پول خود صرفه جویی می کنید. اطلاعات مشتریان کنونی، مزیتی بسیار بزرگ در آزمایش یک محصول یا مفهوم است. بازخورد سریع از مشتریان وفادار، بسیار مفید خواهد بود.

در مقابل اصرار برای ادامه دادن یک طرح شکست خورده، مقاومت کنید. بهتر است یک فروشنده بی نوا بمانید و همه چیز را از اول آغاز کنید تا اینکه سعی کنید مشکل را برطرف سازید. همواره بکوشید که محصولاتتان را بهبود بخشید، حتی اگر هیچ چیز نامطلوبی در آنها وجود نداشته باشد. به جای اینکه در تلاش برای کاهش هزینه ها باشید، پول خرج کنید تا به نتایج بهتر برسید. مشتریان خود را راضی نگه دارید. آنها بهترین فروشندگان شما هستند.

رشد بیشتر یا ورشکستگی


افزایش سرعت مرحله دوم به کارایی راهبرد بازاریابی و فروش شما بستگی دارد. از اصول زیر پیروی کنید تا کسب و کار شما گسترش یابد.

مشتری پادشاه است: با همه خریدارانتان با احترام رفتار کنید؛ چه 50 میلیون بخرند و چه 5 هزار تومان. اساس کسب و کار شما بر مشتریان تکراری قرار دارد. آنها را راضی نگه دارید. عقاید آنها را بپرسید. تلاش بیشتری کنید تا با مشتریانی که خرج های گزاف می کنند، ارتباط برقرار کنید؛ آنها 80 درصد فروش شما را به خود اختصاص می دهند. کسانی که زیاد خرج می کنند، می خواهند احساس خاص بودن بکنند. آنها را ناامید نکنید.

خبرهای بد، خوب هستند: اگرچه ممکن است شکایات مشتریان ناخوشایند باشد، اما باعث می شود که محصولا تو خدمات خود را بهبود ببخشید. انتقادها را شخصا به خود نگیرید. به نظرات مشتریان اهمیت بدهید و آنها را به نظر دادن تشویق کنید.

در محصولات خود تمایز ایجاد کنید: برای اینکه از رقابت دور بمانید، هر یک از محصولات باید یک مشخصه بازاریابی منحصر به فرد داشته باشد. تفاوت ها، مزیت ها و سودها را بازاریابی کنید. مزیت های خود را حفظ کنید: بازاریابی مؤثر نیازمند کنترل دائمی است. مبارزات تبلیغاتی قوی را تقویت کنید و موارد ضعیف را دور بیندازید. بازاریابی باعث پایداری کسب و کار و تقویت آن می شود. نمی توانید راحت طلب باشید.

تاجران موفق با روانشناسی خرید آشنا هستند. 80 درصد سود شما به خاطر وجود افراد ثروتمند است؛ آنها زیاد خرید می کنند چرا که استطاعت آن را دارند و به آنها احساس خوبی می دهد. کار شما به عنوان یک کارآفرین باهوش، ایجاد اشتیاق در مشتریان است. هیچ کس واقعا به یک ساعت رولکس 20000 دلاری احتیاج ندارد. یک ساعت 20 دلاری که از کیوسک بازار خریده اید هم، زمان را به همان خوبی نشان می دهد اما ساعت گرانقیمتی که از طلا و الماس ساخته شده است، باعث می شود که خریداران احساس خوبی داشته باشند. یک تجربه خرید هیجان انگیز برای مشتری ایجاد کنید. این احساس می تواند اعتیادآور باشد و می تواند مشتریان را تشویق کند که برای خریدهای بیشتر بازگردند. تماس خود را با مشتریان نهایی حفظ کنید. کاری کنید که احساس خوبی به آنها دست بدهد.



مرحله سوم: نوجوانی


رشد سریع، هیجان انگیز و رضایتبخش است. افزایش درآمد شرکت مستلزم این است که کنترل های شدیدتری را اعمال کنید. در مراحل قبلی توسعه، این احساس را داشتید که تحت کنترل هستید. شما یک رابطه بسیار نزدیک با گروه هسته ای کارمندانتان ایجاد کرده و نظراتتان را با آنها تقسیم کرده اید. همزمان با رشد شرکت، نقش مستقیم شما در استخدام و به کارگیری افرد افزایش خواهد یافت اما در این مرحله ارتباطات شخصی را از دست می دهید. عملکرد شما بسیار پیچیده تر می شود.

قسمتی از جذب شدن شما به کارآفرینی به این دلیل است که شما در راهی برخلاف فرهنگ مشارکت قدم گذاشته اید؛ اما کسب و کار شما نمی تواند مشکلات را حل کند، مگر اینکه با آن مانند یک وجود متحد و مشارکتی رفتار کنید. استخدام مدیران باتجربه می تواند به شما کمک کند برای مشکلاتتان راه حلی بیابید. مدیران اجرایی که کلا ماهیت محافظه کاری دارند، تمایل دارند که بر بدنه اصلی کنترل کاملی داشته باشند و به کارایی و ثبات اهمیت می دهند.

شاید بخواهید که یک ساختار سازمان یافته طراحی کنید که مدیران متحد شما را قادر سازد تا حجم وظایف اداری شما را کمتر کنند. به آنها اجازه دهید که بخش خود را خودشان بچرخانند و به نظرات کارشناسانه آنها احترام بگذارید. شاید بخواهید که با هر مدیر هفته ای یک بار ملاقات داشته باشید، ولی بازاریابی را خود برعهده بگیجرید؛ چرا که بازاریابی و فروش تخصص شما است. شما باید همواره و دائما با مسائل مربوط به آن درگیر باشید.

وظیفه یک مدیر ارشد اجرایی، علاوه بر بازاریابی و فروش، استخدام افراد مناسب است. فواید مالی حاصل از داشتن کارمندان خوب و ضررهای مالی حاصل از داشتن کارمندان بد را در نظر بگیرید. تفاوت این دو گروه برای شرکت شما می تواند بالغ بر هزارها یا میلیون ها تومان باشد. پیدا کردن فوق ستاره ها مشکل است؛ آنها قبلا استخدام شده اند اما تبدیل کردن کارمندان واقعا خوب به فوق ستاره، اینقدرها هم مشکل نیست. کارمندان ممتاز و ستاره به نظارت زیاد نیاز ندارند، آنها خود انگیزه کافی دارند. به کار آنها افتخار کنید و دائما به دنبال چالش ها باشید. آنها به اینکه مشخص و ممتاز باشند، ارج می نهند.



مرحله چهارم: بلوغ (بزرگسالی)


تنها درصد بسیارت ناچیزی از کسب و کارهای تجاری به این مرحله می رسند. شما به عنوان عضو افتخاری این کلوپ انحصاری، چندین گزینه منحصر به فرد در اختیار دارید. شما می توانید یک مدیر ارشد اجرایی باقی بمانید، در حالی که به شدت از ساعات کار در اداره می کاهید. یا می توانید یک قدم پایین تر بیایید و نقش مشاور را برعهده بگیرید و مهارت های خود را با عوامل اجرایی شرکت خود تقسیم کنید. 

البته شما همیشه حق فروش کسب و کار، عمومی کردن آن یا استفاده از ثروت شرکت برای ایجاد سایر کسب و کارها را دارید. در این مرحله، شما حق دارید که هدف منحصر به فرد خود را مشخص کنید. شما می توانید هر چقدر که می خواهید کار کنید، کم یا زیاد. باز هم به عنوان یک کارآفرین، می توانید چالش جدیدی را آغاز کنید.