راهی كه لئوناردو دی‌كاپریو برای رسیدن به موفقیت طی كرد

لئوناردو دی‌كاپریو در كودكی با معتادان و ولگردان همسایه‌ بود، پدر و مادرش در یك‌سالگی از هم جدا شدند،  در چنین محیط نامناسبی رشد كرد؛ محیطی بدون امنیت كه می‌ترسید از خانه بیرون بیاید تا مبادا كتك بخورد...اما تبدیل به یكی از گران‌ترین و مشهورترین بازیگران سینمای جهان شد، كسی كه تنها یك فیلم او 20میلیون دلار به فروش رفت، كسی كه نه‌تنها توانسته جوایزی چون گلدن‌گلوب را به‌دست بیاورد و چندین بار نامزد اسكار شود بلكه به خاطر كارهای خیریه و محیط زیستی‌اش نیز تقدیرهای فراوانی را دریافت كرده‌است. شاید گمان كنید چنین داستانی تنها احتمال دارد در قصه‌های افسانه‌ای پرده نقره‌ای سینما اتفاق بیفتد ولی لئوناردو دی‌كاپریو طی 38 سال گذشته نقش اول این داستان را بازی كرده‌است و توانسته از پست‌ترین محلات به اوج شهرت و ثروت برسد.


محیط كثیفی كه او در آن رشد كرد

لئوناردو دی‌كاپریو جوان روی زمین نزدیكی خانه‌شان قوزكرده، سرش را میان دست‌هایش گرفته و خون از سر و صورتش جاری است او تنها به خاطر یكی، 2 دلاری كه در كیف پولش پنهان كرده ‌بود، از یكی از جوان‌های ولگرد همسایه‌شان لگدهای محكمی می‌خورد؛ البته بسیاری از اوقات هم این كتك خوردن دلیل خاصی نداشت و ولگردان تنها برای ترساندنش او را می‌زدند.

دی‌كاپریو در چنین محیطی بزرگ می‌شود در یكی از محلات فقیرنشین كالیفرنیا كه از زاغه‌های هالیوود بود، او در كنار ولگردان و معتادان رشد می‌كند.

پدر و مادرش وقتی او فقط یك‌سال داشت از هم جدا شدند و او تحت سرپرستی مادرش بزرگ شد. آن روزها پدرش داستان‌های كمیك زیرزمینی می‌نوشت و گاهی هم برای نمایش‌ همین داستان‌ها لئوناردو را به همراه می‌برد و بعضی اوقات با هم نقشی می‌گرفتند مثلا یك‌بار برای اجرای نقش لباس‌هایشان را درآوردند و به تمام بدنشان گل ‌مالیدند و بعد با چندتا چوب روی صحنه ‌رقصیدند.


رویاهایی كه داشت

لئوناردو از وقتی خیلی كوچك بود، می‌دانست كه می‌خواهد بازیگر شود. خودش در مصاحبه‌ای در سال2010 گفته: «تنها چیزی كه همیشه مطمئن بودم این بود كه می‌خواهم بازیگر شوم.»

او كلاس‌های تابستانی هنرهای نمایشی را در دبستان دانشگاه سیدز در UCLA گذراند. او بازیگری را خیلی زود یعنی حدود 5 سالگی شروع كرد؛ در هر نقشی بازی می‌كرد از نقشی بسیار كوتاه در مجموعه كودكانه رامپر روم گرفته تا آگهی‌های قوطی كبریت و شیر تا فیلم‌های آموزشی چون «چگونه با والدین معتاد خود رفتار كنید.» او كم‌كم پیشرفت كرد و توانست اجرای نقش‌هایی كوتاه را در سریال‌هایی چون روسین، سانتاباربارا و لسی به‌دست بیاورد و در نهایت در قسمت‌های آخر سریال «دردسرهای بزرگ ‌شدن» نقش یك پسرك بی‌خانمان را بازی كرد.


با دنیرو به سینما قدم گذاشت

در سال 1992توانست از بین 400 داوطلب بازیگری نظر رابرت‌دنیرو را به‌خود جلب كند و برای نقش توبیاس وولف در فیلم زندگی بچه انتخاب شود، این فیلم مقدمه ورودش به سینما بود، فیلم داستان زندگی پسری بزهكار است. او در این فیلم نقش مقابل رابرت‌دنیرو را برعهده داشت و توانست نسبتا خوب ایفای نقش كند.

بعد از این فیلم، دی‌كاپریو تا چندین ماه مرتب فیلم اجاره می‌كرد و می‌دید و سعی می‌كرد به خوبی با آثار كلاسیكی چون شرق بهشت، گاو خشمگین و راننده تاكسی آشنا شود. در همین زمان بود كه متوجه شد بیش از هر چیزی دوست دارد در فیلم‌های مارتین اسكورسیزی (كارگردان فیلم‌های راننده تاكسی و گاو خشمگین) حضور داشته باشد. حتی چند سال بعد مدیر برنامه‌هایش را عوض كرد چون گمان می‌كرد با این كار احتمال بیشتری دارد در پروژه بعدی مارتین اسكورسیزی یعنی دارودسته نیویوركی‌ها حضور داشته ‌باشد و البته نه تنها برای نقش اصلی دارودسته نیویوركی‌ها انتخاب شد بلكه در 3 فیلم دیگر اسكورسیزی هم حضور پیدا كرد و شاتر آیلند در سال 2008 چهارمین همكاری او با این كارگردان محبوبش بود. اغلب گفته می‌شود كه بعد رابرت‌دنیرو، اسكورسیزی بیشترین كسی بود كه در موفقیت لئوناردو به‌عنوان یك هنرمند نقش داشت.


هیچ‌گاه به‌دنبال جلب توجه نیست

به عكس‌‌های دی‌كاپریو روی فرش قرمز نگاه كنید یا زمان‌هایی كه در حال مصاحبه‌ است یا عكس‌هایی كه پاپاراتزی‌ها در مسابقات بسكتبال از او گرفته‌اند، خودتان به خوبی متوجه می‌شوید كه در بیشتر آنها یا ایستاده و دست‌هایش در جیبش است  یا نشسته و دست به سینه‌ است. برخلاف دیگر بازیگرها او نمی‌خواهد از خود ژست‌های اغراق‌شده به نمایش بگذارد و نمی‌خواهد حرف‌های عجیب و غریب بزند تا بتواند توجه‌ها را به‌خود جلب كند. بلكه سعی می‌كند عكس این حالت‌ها باشد یعنی بیشتر محتاط باشد مثل كسانی كه می‌ترسند داشته‌هایشان را از دست بدهند.


همیشه و هرجا به‌دنبال آموختن است

لئومانیا به معنای لئوی مجنون‌كننده نامی است كه طرفدارانش بعد از تایتانیك به او دادند. شاید بتوان این نام را تا حدی درست دانست اما در زندگی واقعی او بیشتر ترجیح می‌دهد خیلی خودش را وارد هیاهوها نكند و فقط از دور تماشا كند. تا حدی كه نگاه كردن به دنیای اطراف و مردم یكی از سرگرمی‌های اوست. خبرنگار مجله معروف اسكوایر در سال 2010 درباره او نوشت: «او روز به روز بهتر می‌شود چون با دقت به دیگر هنرمند‌ها،  كارگردان‌ها، فیلمبردارها، طراحان لباس و در كل هركسی كه با او همكار است نگاه می‌كند و می‌كوشد از آنها چیزی یاد بگیرد.»


هر فیلم اسكورسیزی؛ یك كلاس درس

بعد از فیلم زندگی بچه، دی‌كاپریو در یك مصاحبه گفت: «در این فیلم تمام توجه‌ من به دنیرو بود‌، اینكه چگونه تمركز می‌كند، چگونه قادر است بداهه‌گویی كند و...به تمام جزئیات پیچیده‌ای كه در او وجود داشت، با دقت نگاه می‌كردم و می‌آموختم.» اما مرشد او مارتین اسكورسیزی است و خودش اعتراف می‌كند: «من واقعا خوش‌شانس بودم كه در فیلم‌های او حضور داشتم چون وقتی اسكورسیزی در صحنه حضور دارد و فیلم می‌سازد نمی‌توانی از او چیزی یاد نگیری.»


همیشه مانند یك فرد عادی است

او تنها از یك فیلم 20 میلیون دلار درآمد به دست آورد. 3بار برای دریافت جایزه اسكار نامزد شد. در بزرگ‌ترین و پرخرج‌ترین فیلم تاریخ سینما نقش اول را به‌عهده داشت. درباره‌اش ترانه‌های بسیاری نوشته شده‌است، اگر جایی برود با هیاهو و جیغ و فریاد هوادارانش مواجه خواهد شد اما همیشه سعی می‌كند مانند یك فرد عادی باشد. او محافظ شخصی ندارد، با هواپیمای شخصی پرواز نمی‌كند و مانند دیگر سوپراستارها پول‌های كلان را صرف چیزهای بیهوده نمی‌كند. او می‌گوید خانواده‌اش او را متواضع بار آورده‌اند. یكی از چیزهای مورد علاقه‌اش وقت گذرانی با دوستانش است اینكه آزاد و رها با هم بیرون بروند و مانند افراد عادی شیطنت داشته ‌باشند‌.


همیشه كاری را انجام داد  كه به آن باور داشت

دی‌كاپریو در زندگی حرفه‌ای‌اش هر نقشی را بازی كرده‌است؛ از نقش یك تفنگدار گرفته تا نقش یك معتاد یا پسری با ناتوانی ذهنی و.... او هیچ وقت تنها به‌دنبال یك دستمزد بالا نبوده‌است؛ بلكه آنچه برایش همیشه اهمیت داشته نقشی است كه بتوان با تمام وجود درگیرش شد و به آن عشق ورزید. خودش می‌گوید: «در طول زندگی‌ام مسئله انتخاب فیلم تنها چیزی بوده و هست كه هرگز حاضر نشده‌ام كوتاه بیایم و مصالحه كنم.» او همچنین می‌گوید: «من واقعا نمی‌توانم كاری را انجام دهم كه به آن اعتقادی ندارم.»


جدیت امروز، فردا را می‌سازد

او همیشه به این نكته توجه می‌كند كه فیلم او برای همیشه باقی می‌ماند و كارهایش همانند سلول‌هایی سال‌های آینده او را خواهند ساخت. به‌همین دلیل و شاید هم كمی به خاطر روحیه‌ محافظه‌كارانه‌ای كه دارد،  كار و حرفه‌اش را همواره به‌شدت جدی می‌گیرد. او یك‌بار از قبول نقش جیمز دین (هنرمند رویایی دهه 60) امتناع كرد چون گمان می‌كرد هنوز به اندازه كافی برای چنین نقشی تجربه ندارد.

او تمرین‌هایش را با وسواسی خاص دنبال می‌كند مثلا برای فیلم «شاتر‌آیلند» كه قرار بود نقش یك روان‌پریش را بازی كند مرتب به تیمارستان‌ها سر می‌زد یا برای فیلم «الماس خونین» كه قرار بود در آفریقا ساخته شود با كارگران آفریقایی گفت‌وگو می‌كرد تا جایی كه بعضی از این گفت‌وگوها پایان‌بخش فیلم شدند.


باید خودم را به‌خودم اثبات كنم

او برای فیلم تلقین بیشتر از دو ماه را با كارگردان و نویسنده یعنی كریستوفر نولان روی فیلمنامه كار كرد، در فیلم هوانورد نیز برای تاثیرگذاری بیشتر یك صحنه بیش از 45 برداشت بازی كرد تا از نقش راضی شود. او خودش درباره این جدیتش می‌گوید: «اینگونه زندگی و كار می‌كنم تا خودم را اثبات كنم نه به دیگران بلكه به‌خودم.» او همچنین در جایی دیگر می‌گوید: «اوایل خیلی ‌جاها من را قبول نمی‌كردند ولی برای من مهم‌ترین چیز این بود كه احساس كنم چیزی را به دست آورده‌ام، من هیچ وقت به جایگاه كنونی‌ام راضی نمی‌شوم و مدام به‌دنبال چیزهای بیشترم.»


فكر می‌كنم خیلی خوش‌شانس بوده‌ام
 
می‌توان او را در خیابان‌ها دید كه خیلی معمولی گردش می‌كند تا جایی كه این احساس به شما دست می‌دهد كه می‌توانید جلو بروید، با او دست بدهید و درباره روزتان صحبت كنید و یك نوشیدنی با هم بنوشید. هیچ‌كس به‌دلیل موفقیت‌هایش به او حسودی نمی‌كند چون همه می‌دانند با كار سخت به این جایگاه رسیده‌است. خودش اعتراف می‌كند كه در زندگی خیلی خوش‌شانس بوده و معتقد است افراد زیادی هستند كه آرزو دارند در موقعیت او باشند.


زمان‌هایی كه به مرگ نزدیك بوده است

دی‌كاپریو دوست دارد مانند یك فرد عادی باشد اما این دلیل نمی‌شود كه میلش را به ماجراجویی از دست بدهد. خودش می‌گوید: «دوست دارم كارهایی انجام دهم كه من را بترسانند.» البته بعد از اتفاقی كه در سال 1996 هنگام چتربازی برایش پیش آمد، كمی ملاحظه‌كارتر شده است‌؛ در آن اتفاق چتر نجاتش باز نشد و مربی‌اش مجبور شد با طناب اضطراری او را نجات دهد. او بانجی جامپینگ هم بازی می‌كند، گاهی هم برای غواصی كوسه می‌رود.  زمان‌هایی هم شده‌ كه خودش سعی نكرده‌است با خطر درگیر شود ولی خطر برای او پیش آمده ‌است؛ مثلا نوامبر 2 سال پیش وقتی در یك پرواز كاری به روسیه برای فعالیت‌های محیط ‌زیستی بود، هواپیما مجبور به فرود اضطراری شد چون موتورش نقص فنی پیدا كرد و بال آن نیز آتش گرفت. البته چند ماه قبل‌ از آن هم وقتی برای غواصی رفته‌بود مخزن اكسیژن او دچار مشكل شد و بدون هوا ماند و مجبور شد مسافتی را شنا كند تا به دیگر اعضای گروه برسد.او بعد از این واقعه گفت: «خیلی هیجان‌انگیز است كه بفهمید باز می‌توانید زنده بمانید.»


آنچه او را از دیگر بازیگران متمایز می‌كند

دیوید اوور، استاد مطالعات زیست محیطی در دانشگاه برلین می‌گوید: «لئوناردو دی‌كاپریو می‌‌تواند بین مردم به یك الگو تبدیل شود، او یك چهره مشهور و متفكر است و كمتر پیش می‌آید این دو خصیصه در یك نفر جمع شوند.» پروفسور اوور به ساعت‌ها و هزینه‌های بی‌شماری اشاره می‌كند كه لئوناردو به فعالیت‌های خیریه و به‌خصوص فعالیت‌های زیست محیطی اختصاص داده‌است. خود دی‌كاپریو درباره این فعالیت‌هایش می‌گوید: «من وقتی بچه بودم، فكر می‌كردم یك زیست‌شناس كوچك هستم. من تمام فیلم‌های مستندی كه درباره از بین رفتن منابع طبیعی یا انقراض گونه‌های مختلف جانداران بود را با دقت دنبال می‌كردم و همه اینها روی افكار و احساسات من تاثیری عمیق برجای ‌گذاشتند. بنابراین وقتی موقعیت ایجاد شد، تصمیم گرفتم آن راه را بیشتر ادامه دهم و در مورد مسائل زیست‌محیطی تحقیق كنم و اطلاعات بیشتری به‌دست بیاورم.»


تا جایی كه می‌توانید ببخشید

در یكی از مراسم‌های اعطای جایزه در واشنگتن زمانی كه لئوناردو روی سن رفت تا جایزه خود را بگیرد به جمعیت حاضر كه عده‌ای از بچه‌های دبیرستانی ممتاز سال آخر بودند، گفت: «همیشه شكرگزار باشید و سخت كار كنید. خیلی مهم است كه تلاش كنید از فرصت‌هایتان برای كمك به دیگران استفاده كنید تا آنها نیز به آنچه می‌خواهند برسند. تا جایی كه می‌توانید ببخشید و به یاد داشته باشید كه هیچ گروه ممتاز و نخبه‌ای نیست كه شما نتوانید وارد آن شوید.»


یك میلیون دلار برای جلوگیری از انقراض ببرها

دی‌كاپریو تلاش بسیاری می‌كند تا زندگی خصوصی‌اش برملا نشود و چندان هم مصاحبه نمی‌كند و سعی می‌كند مرموز باقی بماند، ولی وقتی صحبت از فعالیت‌های زیست‌محیطی می‌شود، دیگر مخفی كردن معنایی ندارد، او در زمان ریاستش بر مراسم روز جهانی زمین با رئیس‌جمهور بیل كلینتون درباره كاهش سطح لایه ازون برای شبكه خبری ABC مصاحبه كرد‌. او همچنین مسئولیت یكی از بخش‌های بسیار حساس انجمن دفاع از منابع طبیعی را بر عهده دارد؛ مركزی كه شاید بتوان گفت یكی از بزرگ‌ترین ساختمان‌ها را در ایالات متحده دارد. او در سال 2010 مبلغ یك میلیون دلار را برای حفاظت از ببرها و جلوگیری از انقراض آنها هزینه كرد.

فعالیت‌های او برای نجات زمین

 آندرو روكین یكی از خبرنگاران محیط زیستی نیویورك‌تایمز می‌گوید: «من واقعا تحت تاثیر قرار می‌گیرم وقتی می‌بینم او چگونه وقت و انرژی خود را صرف فعالیت‌های محیط زیستی و حفاظت از گونه‌های در حال انقراض و مراتع طبیعی می‌كند.»

در سایت شخصی او بیش از آنكه عكس و تریلر فیلم‌هایش باشد، معرفی بنیاد لئوناردو دی‌كاپریوست؛ بنیادی كه در سال 1998 توسط این آقای بازیگر تاسیس شد وبا این هدف به‌وجود آمده كه بتواند آینده‌ای مناسب برای این سیاره و ساكنانش فراهم كند‌. این بنیاد توسط مادرش ارملین اداره می‌شود و تاكنون نیز افتخارات فراوانی را به دست آورده است.

5 عادت نادرست در خرید !

خرید‌كردن از سال‌های گذشته جزو تفریح‌های بشر به شمار می‌رفته است. برخی افراد یك بعدازظهر خسته‌كننده و كسالت‌آور را با یك خرید تفریحی مهیج می‌كنند اما دقت داشته باشید، این تفریح و سرگرمی گاهی اوقات مشكل‌ساز و تبدیل به عادتی نادرست ‌شده و در نتیجه باعث تلف شدن منابع مالی می‌شود. در زیر 5‌عادت نادرست خرید را برای بررسی بیشتر آوردیم:

خرید كردن به‌دلیل اینكه كالایی تخفیف دارد

یكی از مشهورترین عادات نادرست در خرید زمانی است كه كالایی تخفیف دارد، یعنی زمانی كه فروشگاهی كالای خود را با درصدی تخفیف به فروش می‌رساند. اغلب تخفیف‌‌ها افراد را گول می‌زند تا كالاهای غیرنیازشان را با قیمتی هر چند پایین خرید كنند. دقت داشته باشید خرید كالایی با قیمت پایین اقتصادی و مقرون به‌صرفه است اما به شرطی كه آن كالا مورد نیاز شما باشد. چند جفت كتانی یا لباس یا در كمدهایتان دارید كه به‌دلیل تخفیف آ‌ن‌ها را خریده‌اید ولی واقعا مورد نیازتان نبوده است؟


  خرید كردن زمانی كه خیلی سیرید یا  گرسنه هستید 

 اگر گرسنه هستید  قطعا هنگام خرید، مواد‌غذایی كه مورد نیازتان نیست در سبد شما زیاد دیده خواهد شد. هنگام گرسنگی شدید به‌طور درونی همه افراد تمایل دارند تا مواد‌غذایی‌ای بخرند كه سریعا گرسنگی آ‌ن‌ها را برطرف می‌كند. بنابراین ممكن است مواد‌غذایی غیرقابل استفاده زیادی مانند انواع چیپس، پفك و شكلات را خریداری كنید. سوسیس و كالباس‌ها هم در این سبد قرار خواهند گرفت چون شما بنا به دلایل طبیعی به سمت غذاهایی می‌روید كه زود آماده می‌شوند و از خرید اصلی خود باز می‌مانید.  خرید در زمانی كه خیلی سیر هستید هم مناسب نیست، زیرا در این زمان هم مواد‌غذایی‌ای می‌خرید كه اصلا مورد نیازتان نبوده در این زمان‌ها اغلب بستنی‌ها و انواع دسر‌ خریداری می‌شود. پس سعی كنید زمانی به خرید بروید كه نه خیلی سیر هستید و نه خیلی گرسنه.


در زمان‌هایی كه دچار استرس و افسردگی هستید

 برخی مواقع افراد از خرید كردن برای فراموش كردن ناراحتی‌های‌شان استفاده می‌كنند. دقت كنید، خرید كردن راه مناسبی برای فراموش كردن ناراحتی‌های‌تان نیست. با این روش فقط هزینه زیادی را به‌خود و خانواده‌تان تحمیل می‌كنید. بهتر است برای رفع ناراحتی‌های‌تان یك گردش دسته‌جمعی یا ورزش را تدارك ببینید. قدم زدن به‌صورت طولانی هم كمك‌تان می‌كند، بنابراین مراقب جیب‌تان باشید.

خرید كردن بدون لیست

اگر می‌خواهید خرید درستی انجام دهید، هرگز بدون داشتن فهرست خرید از قبل تهیه شده وارد فروشگاه‌های بزرگ نشوید. موقع نوشتن فهرست خرید، علاوه‌بر مواد‌غذایی می‌توانید دیگر احتیاج‌های‌تان را هم بنویسید. ولی دقت كنید فهرست خرید‌تان دقیق باشد، مثلا در آن ننویسید یك تی‌شرت برای خودم. بنویسید یك تی‌شرت سبزرنگ نخی كه بتوان آن را با شلوار سیاه و سبز پوشید. هنگام خرید هم خودتان را مجبور كنید به فهرست نوشته شده خود پایبند باشید. اگر در یكی از بخش‌ها یك تی‌شرت سبزرنگ دیدید كه نخی نبود پس مناسب شما نیست چون شما یك تی‌شرت نخی می‌خواستید و مطمئن باشید با خرید این تی‌شرت به هدف‌تان نمی‌رسید و دوباره بعد از چند وقت برای خرید تی‌شرت مورد نظرتان به فروشگاه خواهید رفت. دقت كنید تنها چیزهایی را كه در فهرست است  بخرید و چیز جدیدی برای امتحان به خریدتان اضافه نكنید.


خرید اتفاقی اقلام بزرگ

در نظر بگیرید كه شما برای خرید یك دوربین دیجیتال معمولی 3میلیون ریال در نظر گرفته‌اید اما دوربین خاصی مد نظر شما نیست. به یك فروشگاه لوازم خانگی و الكترونیك می‌روید، در آنجا فروشنده همان بخش درباره انواع دوربین‌ برای‌تان توضیح می‌دهد و شما را متقاعد می‌كند، بهترین خرید برای شما دوربینی است كه او پیشنهاد می‌كند، بنابراین شما دوربینی با مبلغ 5میلیون ریال می‌خرید و از فروشگاه بیرون می‌آیید! پس سعی كنید حتما قبل از خرید این‌گونه اجناس درباره‌شان اطلاعات كسب كنید.


چگونه اقتصادی خرید کنیم ؟

همه ما از اینكه خرید كنیم خوشحال می‌شویم اما اگر این خرید برای ما به صرفه‌تر باشد خوشحالی ما مضاعف‌تر خواهد بود. قبل از هر صحبتی باید متذكر شویم كه منظور ما از خرید اقتصادی لزوما خرید مواد‌غذایی و لباس نیست. گاهی اوقات خرید وسایل دیگری مانند شمع، وسایل تزئینی،  لوازم آشپزخانه، لوازم الكتریكی و ورزشی و حتی لامپ و مهتابی هم به انحراف كشیده می‌شود. اما خرید خوراكی‌ها معمولا بیشتر مسیر انحرافی را در پیش می‌گیرد. برای از بین بردن این عادات نادرست اغلب باید زمان نسبتا زیادی صرف شود. روش‌های اقتصادی زیادی برای خرید خوراكی‌ها وجود دارد. امروزه همه غذاها اغلب به شكل آماده خریداری می‌شوند یا مواد مورد استفاده در آ‌ن‌ها به شكل از قبل آماده شده خریداری می‌شوند. دقت داشته باشید این روش خرید پر هزینه‌تر و كم ویتامین‌تر است مثلا خرید میوه‌ها و سبزهای تازه برای درست كردن سالاد میوه یا سبزی‌ها بهتر از خرید مواد لازم آ‌ن‌ها به‌صورت خرد شده و فریز شده است.  به‌منظور خرید اقتصادی كارهای متعددی باید انجام گیرد:

نكته اول این است كه بدانید برای چه به خرید می‌روید. از قبل مشخص كنید كه چه اقلامی را برای خرید نیاز دارید یا به عبارت ساده لیست خرید داشته باشید تا هنگامی كه وارد فروشگاه می‌شوید با دیدن هر كالای غیرلازمی برای خرید آن هیجان‌زده نشوید. خرید از فروشگاه‌های بزرگ با لحاظ كردن این شرایط بسیار به صرفه‌تر است زیرا در این نوع فروشگاه‌ها اغلب مواد‌غذایی ارزان‌تر هستند. دقت كنید اگر كالایی در این نوع فروشگاه‌ها تخفیف خورده درصورت نیاز خریداری شود. لزوما به‌دلیل اینكه فرضا شكلات‌ها تخفیف دارند آن‌ها را نخرید.

 نكته دوم اینكه خرید ارزان‌تر را فدای كیفیت نكنید هرگز هنگامی كه برای خرید می‌روید قیمت را فدای كیفیت نكنید زیرا همیشه هم ارزان خریدن به صرفه نیست گاهی اوقات اقلام با كیفیت از قیمت نسبتا بالاتری هم برخوردارند. خودتان را گول نزنید اگر چرخ خرید شما پر از اقلام ارزان‌قیمت است كه با همان بودجه اولیه تهیه شده‌اند هرگز اقتصادی خرید نكرده‌اید؛ بلكه در این حالت كیفیت را فدای قیمت كرده و كالای بی‌مورد هم زیاد خریده‌اید.در آخر با یك رژیم خود را متعادل كنید.


نكته طلایی

فیلیپ بلاش، متخصص مد راه‌حل‌هایی برای رژیم خرید به شما توصیه می‌كند تا بتوانید هنگام خرید كمتر خرج كنید. او می‌گوید افراد مورد نظر ما خانم‌هایی هستند كه كمدی پر از لباس دارند اما همیشه حس می‌كنند چیزی برای پوشیدن ندارند. رژیم خرید چند مرحله دارد كه به ترتیب اجرا می‌شود: نخستین مرحله در این رژیم پذیرش این مطلب است كه شما بی‌محابا خرید كرده و با توجه به نیازهای‌تان خرید نمی‌كنید. در قدم دوم باید به سراغ كمد لباس‌های‌تان بروید و لباس‌های‌تان را به 3 دسته تقسیم كنید: آنهایی كه باید نگه داشته شوند. آنهایی كه به تعمیر یا تغییرات جزئی نیاز دارند و آنهایی كه برای شما قابل استفاده نیستند. آن دسته از لباس‌ها كه باید نگه داشته شوند، آن دسته‌ای‌ هستند كه سایز فعلی شما هستند و شما از رنگ و طرح آ‌ن‌ها راضی هستید البته نو و قابل پوشیدن هستند. اگر لباسی را دوست دارید ولی این‌قدر كهنه شده كه قابل استفاده نیست آن را جدا كنید. دسته دیگر لباس‌ها، آنهایی هستند كه نیاز به تعمیرات جزئی دارند مثلا لباس‌هایی كه پارگی جزئی دارند یا دكمه‌ها و زیپ‌های‌شان كنده شده. گاهی اوقات لباسی كه برای شما تنگ شده با یك تغییر جای دكمه و باز كردن یك ساسون قابل استفاده است. دسته دیگر آنهایی هستند كه تنگ و كهنه و پاره هستند و قابل پوشیدن نیستند با این كار كمد لباس‌های‌تان خلوت می‌شود ولی این بدان معنا نیست كه می‌توانید لباس‌های جدید به آن اضافه كنید. حالا شما چند دست لباس قابل استفاده دارید كه می‌توانید از آ‌ن‌ها استفاده كنید.به یاد داشته باشید اگر به فروشگاهی رفتید و از لباسی خوشتان آمد فكر كنید ببینید برای چه منظور می‌خواهید آن را خریداری كنید. اگر لباسی در كمدتان دارید كه برای همان منظور مناسب است پس لطفا دوباره كمدتان را پر نكنید. به‌خاطر داشته باشید كه تازه از شر لباس‌های اضافی خلاص شده‌اید. بعضی مواقع هم به‌دلیل افزایش سایز لباس‌های قدیمی به ما نمی‌خورد بنابراین اگر افزایش سایز شما به‌دلیل بارداری نیست مرتب لباس‌های تازه نگیرید زیرا لباس‌های جدید را با سایز كنونی خود می‌خرید و دیگر هرگز به فكر كم كردن وزن‌تان نخواهید افتاد. پس سعی كنید حتی‌الامكان با لباس‌های قدیمی‌تان بسازید و لباس جدید نخرید مگر در موارد خیلی خاص. اگر مدتی به این روش عمل كنید عادت در شما تغییر كرده و بیشتر به سمت خرید هدفمند می‌روید.

این مهارتها زندگی‌تان را بهتر می‌كند!

هیچ كس نه شنیدن را دوست ندارد. آن هم در یك زندگی مشترك كه اساسش موافقت و تفاهم است. كسی دوست ندارد كه راهش سد شود و نه بشنود. با وجود این  نه گفتن یكی از كلمات كلیدی در چنین زندگی‌ای است. كلمه‌ای كه بعضی‌ها با بیش از حد استفاده كردنش تاثیرش را كم می‌كنند و بعضی‌ها هم توان گفتنش را ندارند و با به زبان نیاوردنش اوضاع را خراب می‌كنند. قرار نیست این كلمه هر روز هزار بار در زبان‌تان بچرخد و زندگی‌تان را منفی كند اما اگر یاد بگیرید كه كجا و چه زمانی از آن استفاده كنید، بخش زیادی از اختلافات و سوء‌تفاهم‌های میان‌تان از بین خواهند رفت و اوضاع زندگی مشترك‌تان هم روز به روز بهتر خواهد شد.


وقتی مهمان نمی‌خواهید

بیرون آمدن از یك خانواده و ساختن یك خانواده جدید، هم لذت‌بخش، هم هیجان‌انگیز و هم همراه با دلتنگی و اضطراب است. همان‌طور كه حق شماست كه از حمایت همسرتان در این دوره بهره‌مند شوید، باید او را هم حمایت كنید و كاری كنید كه با این دلتنگی كنار بیاید البته این همكاری شما هم شرایط و محدودیت‌هایی دارد كه باید آن‌را برای همسرتان روشن كنید. قطعا او انتظار دارد كه خانواده‌اش تا آنجا كه می‌توانند در كنار‌تان باشند و مهمان خانه‌تان شوند اما در این‌باره باید شرایطی وضع كنید و از همسرتان بخواهید كه برای آرامش بیشتر هردوی شما این شرایط را به رسمیت بشمرد. مهمانی‌های ناگهانی در روزهای سخت كاری یا پذیرایی از آن‌ها در زمانی كه از نظر جسمی شرایط كار كردن و تدارك دیدن را ندارید، می‌توانند از مواردی باشند كه حق دارید آن‌ها نپذیرید و به همسرتان نه بگویید.


ولخرجی را متوقف كنید

هر زندگی‌ای حساب و كتاب‌های خودش را دارد اما گاهی هر 2 نفر به یك اندازه به فكر این محاسبات مالی نیستند. اگر احساس می‌كنید كه ولخرجی‌های همسرتان به چهارچوب‌های مالی خانواده كوچك‌تان آسیب می‌زند و پول خرج كردن‌های او در مواردی كه كمكی به زندگی مشترك‌تان نمی‌كند، باعث به‌وجود آمدن مشكلات مالی می‌شود، ‌حق دارید كه به او نه بگویید و وقتی می‌خواهد پول‌های مشترك‌تان را در حوزه بیهوده‌ای صرف كند، با دلیل و منطق و البته با آرامش او را از چنین كاری بازدارید.


وقتی آمادگی بچه‌دار شدن را ندارید

صاحب فرزند شدن لذت‌بخش‌ترین اتفاق دنیاست. این را كسانی می‌گویند كه تجربه چنین تولدی را در خانه‌شان داشته‌اند اما این موضوع هم شرط و شروط‌هایی دارد كه نباید به راحتی آن‌ها را نادیده بگیرید‌. اگر همسرتان چنین پیشنهادی را به شما می‌دهد، بی‌وقفه به آن بله نگویید. نیازها و شرایط‌تان را در نظر بگیرید و ببینید كه آیا این زمان برای شما و موقعیت‌تان مناسب است یا خیر. اگر احساس می‌كنید به چند ماه فرصت بیشتر نیاز دارید، بدون نگرانی نه بگویید و برای او توضیح دهید با عبور از این مرحله كه در آن قرار دارید یا با انجام كاری كه مدت‌هاست برایش برنامه‌ریزی كرده‌اید، بعدها درباره این موضوع با هم تصمیم‌گیری خواهید كرد.


وقتی امكان قبول كردن یك مسئولیت را ندارید

مسئولیت‌پذیری از آن خصوصیاتی است كه می‌تواند اعتماد و احترام شما در نظر همسرتان را بیشتر كند اما قرار نیست شما این خصلت را با قبول تمام خواسته‌هایی كه همسرتان از شما دارد نشان بدهید. قبل از پذیرفتن هر مسئولیتی شرایط و توانایی‌های‌تان را بررسی كنید و اگر می‌بینید كه این شرایط تازه، آنقدر به شما اضطراب و فشار تحمیل می‌كند كه آرامش روزانه‌تان از بین می‌رود، با احترام و با گفتن دلایل به همسرتان نه بگویید و برای او توضیح دهید كه چرا امكان انجام این كار را ندارید. شاید كاری كه او می‌خواهد در توان شما نباشد و شاید هم كمبود وقت دلیل نپذیرفتن آن باشد. پس درباره‌اش با یكدیگر صحبت كنید و یك تصمیم دیگر را جایگزین این تصمیم كنید.


وقتی پای هویت وسط است

از همان روز آشنایی تا آخرین روز زندگی مشترك‌تان، قطعا شما و همسرتان از هم خواسته‌هایی دارید و به‌ دلیل كم كردن تفاوت‌های‌تان تلاش می‌كنید كه تا حدودی تغییر كنید و یكدیگر را هم تغییر دهید. این موضوع به‌خودی خود هیچ ایرادی ندارد اما اگر نمی‌خواهید این اتفاق به ضرر رابطه شما تمام شود، در مواردی كه امكان تغییر دادن خود را ندارید یا احساس می‌كنید با چنین تغییری هویت‌تان را از دست می‌دهید، به همسرتان نه بگویید. اگر تعداد این موارد زیاد باشد، پذیرش این جواب منفی برای همسرتان دشوار خواهد شد و او این موضوع را به‌پای انعطاف‌ناپذیری شما خواهد گذاشت اما اگر ببیند كه در خیلی موارد با او راه می‌آیید، این نه را خواهد پذیرفت و آن را به حساب موضوعی خواهد گذاشت كه برای شما اهمیت اساسی دارد.


بیشتر از توان‌تان كار قبول نكنید

همسرتان از شما انتظار دارد، همان‌طور كه در كنار خانواده خودتان هستید و هر زمان كه به كمك شما نیاز دارند حمایت‌شان می‌كنید به خانواده او هم نزدیك باشید. او انتظار نادرستی ندارد اما شما باید این موضوع را با شرایط خودتان تطبیق دهید. اگر گاهی به‌ دلیل محدودیت‌های كاری، زمانی یا برنامه‌هایی كه مدت‌ها پیش گذاشته‌اید نمی‌توانید به خانواده او كمك كنید، از نه گفتن نترسید. فكر این‌كه همسرتان از شما ناراحت می‌شود نباید باعث شود كه شما بیشتر از توان‌تان مسئولیت بپذیرید و مطمئن باشید كه اگر دلیل این نه گفتن را برای او و خانواده‌اش توضیح دهید، آن‌ها هم خواهند پذیرفت و نه گفتن شما مشكلی برای زندگی مشترك‌تان ایجاد نخواهد كرد.


وقتی به حریم خصوصی‌تان وارد می‌شود

درست است كه این زندگی مشترك است و شما و همسرتان راز‌های ناگفته بسیار كمی دارید اما این به معنای نداشتن هیچ رازی نیست. شما هم مثل آدم‌های دیگر حق دارید كه حریم خصوصی‌تان را حفظ كنید. رمز عبور ایمیل و شبكه‌های اجتماعی شما در گروه موضوعات مشترك این زندگی قرار نمی‌گیرد و اگر همسرتان می‌خواهد كه از آن‌ها باخبر شود، حق دارید كه بگویید نه! اگر شما قبل از این ازدواج، زندگی مشترك دیگری داشته‌اید یا سابقه نامزدی شكست‌خورده‌ای دارید و دوست ندارید در مورد جزئیاتش توضیحی دهید، حق دارید كه به همسرتان نه بگویید و از او بخواهید كه به این محدوده‌ها وارد نشود. اگر او منطقی باشد، این موضوع را از شما خواهد پذیرفت و اگر هم پذیرش چنین مسئله ساده‌ای برایش دشوار باشد، نباید به‌خاطر ناراحت نشدنش از حریم خصوصی‌تان بگذرید.


وقتی باید دلیل نه گفتن را توضیح 

اگر می‌خواهید یك ازدواج موفق داشته باشید، گذشته از هزار و یك شرطی كه درباره رفتارها و نگاه‌تان به موضوعات باید بپذیرید، به یك موضوع مهم دیگر هم باید توجه كنید؛ رابطه زناشویی! هر چقدر هم همسر ایده‌آلی باشید، باز هم نباید از اهمیت این موضوع چشم‌پوشی كنید اما آیا اهمیت دادن به این ارتباط به معنای همیشه بله گفتن به آن است؟ مسلما نه! این رابطه، یك ارتباط 2 نفره است؛ ارتباطی كه هم مشاركت 2 نفر را طلب می‌كند و هم به رضایت و تمایل‌شان نیازمند است. پس این حق شماست كه هر زمان كه به لحاظ جسمی یا روانی آمادگی برقراری چنین ارتباطی را ندارید به آن نه بگویید. فكر نكنید كه همسرتان با این نه از شما ناامید می‌شود و فاصله می‌گیرد بلكه سعی كنید دلیل این موضوع را برایش توضیح دهید و به او این امید را بدهید كه در زمانی مناسب‌تر این ارتباط را برقرار خواهید كرد.

با اين 6 روش خانگی، بدون هيچ ماده شيميايی پوست‌تان را نو كنيد

لك‌های صورت از آن مشكلاتی است كه افراد زیادی با آن درگیرند اما همه برای از بین بردن آن‌ها به پزشك مراجعه نمی‌كنند. خیلی‌ها دیگر به لك‌های صورت‌شان عادت كرده‌اند اما از بین رفتن لك‌ها می‌تواند تغییر زیادی را در پوست ایجاد كند و جلوه‌ای تازه به پوست دهد اما چگونه؟ آیا تنها باید سراغ لیزر و كرم‌های گران‌قیمت رفت؟ نه خیال‌تان راحت باشد. می‌توانید با استفاده از خواص مواد طبیعی این لك‌ها را تا حد زیادی كم‌رنگ كنید یا حتی از بین ببرید.


لك‌‌های كوچك را از بین ببريد
 مواد لازم: 
  • لیمو ترش: يك عدد
  • شیر:  2 قاشق غذاخوری
  •  پالپ‌ آلوورا
 روش تهيه:

آب لیموترش را بگیرید و با شیر مخلوط كنید و بعد روی مناطق لكه‌دار پوست بمالید. وقتی این ماده روی پوست خشك شد، روی آن پالپ آلوورا بگذارید و بعد روی آن را با چسب یا پارچه‌ای ببندید و اجازه دهید تمام شب باقی بماند.


ماسكی ضد‌لك بسازید
 مواد لازم: 
  • شیرخشك: 2 قاشق غذاخوری
  • آبلیمو: 2 قاشق غذاخوری
  • عسل: 4 قاشق غذاخوری
 روش تهيه: 

همه این مواد را با هم مخلوط كنید تا ماده حالت خمیری پیدا كند. آن را به‌صورت بمالید و اجازه دهید حدود 20‌دقیقه روی پوست باقی بماند، بعد صورت را بشویید و سپس روی صورت مقداری ماست ساده بمالید. حالا حدود 10 دقیقه صبر كنید و بعد صورت‌تان را بشویید.


ماسك سیب برای از بین بردن لك‌ها

 مواد لازم: 
  • سیب: یك عدد
  • شیر: به‌مقدار لازم
  • لیمو ترش: 2 عدد
  • شكر: 3 قاشق غذاخوری
 روش تهيه:

یك سیب كوچك را با مقدار كمی شیر در مخلوط‌كن بریزید و بعد به آن آب 2عدد لیموترش را اضافه كنید و در نهایت 3 قاشق شكر در آن بریزید. حالا مايه را خوب مخلوط كنید بعد كمی آن را بجوشانید.

اجازه دهید تا خنك شود. بعد از آن حدود 45 دقیقه روی پوست بگذارید. اين ماسك را هفته‌ای 3 بار استفاده كنید، بهتر است شب‌ها روی صورت بگذارید كه دیگر بیرون نروید.


لك‌های ناشی از آفتاب را از بین ببريد

یك مخلوط خمیری شكل از آب‌لیمو و شكر(یا نمك) درست كنید و بعد این خمیر را حدود 20 دقیقه روی لك‌ها بگذارید و بعد بشویید. بهتر است این كار را شب‌ها انجام دهید.


ماسك خیار و جعفری بسازید

يك خیار له كنید و 5 قاشق غذاخوری از آن را با 5 قاشق غذاخوری جعفری له‌شده مخلوط كنید و 5 قاشق روغن كنجد به آن بیفزایید. این مخلوط را در شیشه درداری بریزید و در آن را محكم ببندید و بعد این شیشه را چند روز در محلی تاریك نگهداری كنید و بعد از آن روی جوش‌ها بمالید و بگذاريد 20 دقیقه بماند و بعد بشویید.


هم لایه‌بردار، هم مرطوب‌كننده و هم تونر

مواد لازم: 
  • گوجه‌فرنگی: 2عدد
  • لیمو ترش: یك عدد
  • آرد جو دوسر: 2قاشق غذاخوري
  • جوش‌شیرین: 2 قاشق چاي خوري
  • عسل:‌ يك قاشق غذاخوري
 روش تهيه:

آب 2عدد گوجه‌فرنگی تازه را بگیرید و آن را صاف كنید، البته پالپ‌های آن را نگه دارید. بعد آب یك لیمو تازه را نیز با آب گوجه‌فرنگی مخلوط كنید. مقداری آردجو دوسر با آب مخلوط كنید تا حالت خمیری شكل پیدا كند و به مواد اضافه كنيد تا ماده لایه‌بردار درست شود، حالا صورت‌تان را با این ماده خمیری بشویید. روی قسمت‌هاي لك یا دانه‌های سرسیاه بیشتر تمركز كنید، بعد صورت‌تان را كاملا با آب بشوييد و بعد با یك حوله تمیز خشك كنید. یك گوش‌پاك‌كن یا یك پنبه گلوله‌ای را در آبلیمو و گوجه قرار دهيد و از آن به‌عنوان یك تونر استفاده كنید. بعد روی صورت‌تان پالپ‌های گوجه بمالید تا همانند ماسك شود. اجازه دهید این ماسك حدود 15 دقیقه روی پوست‌تان بماند تا اسید اجازه یابد آلودگی‌ها را بیرون بكشد. پالپ‌هاي گوجه‌فرنگی نیز دانه‌های سرسیاه را از بین می‌برند. در نهایت نیز 2 قاشق غذاخوری جوش‌شیرین را با يك قاشق غذاخوری عسل مخلوط كنید و به‌صورت نقطه‌ای روی جوش‌ها بگذارید. جوش‌شیرین جوش‌ها را خشك می‌كند و عسل نیز به‌عنوان یك مرطوب‌كننده طبیعی است. 

در خواب برای مراقبت از پوست‌تان چه باید بكنید؟

تنها دلیل عمده تسریع پیری پوست، خوابیدن روی صورت است. در این حالت پوست فشرده شده و گردش خون آن به اندازه كافی صورت نمی‌گیرد. بنابراین پوست صورت آسیب می‌بیند و چین می‌خورد و این سبب بروز چین و چروك‌ها می‌شود.خوابیدن به حالتی كه سر به سمت پایین باشد، سبب جمع شدن آب در موضع و در نتیجه پف‌آلودگی صورت می‌‌شود.

در خواب بازسازی شوید

 شاید ساعت‌هایی كه شما در خواب هستید بهترین زمان برای كمك به زیبایی پوست شما باشد. «ماری لوپو»، متخصص در زمینه امراض پوستی در نیواورلئان، در این مورد توضیح می‌دهد: «وقتی می‌خوابید، متابولیسم یا سوخت‌وساز بدن پایین می‌آید، در نتیجه ایجاد رادیكال‌های آزاد زیانبار پوستی كاهش می‌یابد. به علاوه، شما در معرض آلودگی‌های محیطی یا تابش اشعه ماورای‌بنفش كه به پوست آسیب می‌رساند نیز قرار ندارید.» او در ادامه می‌گوید: «به دلیل این‌كه بدن شما در طول شب مجبور به حفاظت از پوست نیست، می‌توانید به جای آن روی بازسازی آسیب‌های شكل گرفته روی پوست‌تان در طول روز تمركز كنید. در كل باید این را بدانید كه استفاده از هر نوع محصولی برای آب‌رسانی، كاهش چین و چروك‌ها و روشن كننده‌ها هنگام خواب بیشترین تاثیر را خواهد داشت.» به وسیله این نكات ساده از زمان استراحت لایه بیرونی پوست خود، بیشترین استفاده را بكنید تا تبدیل به زیبای خفته شوید.


آب‌و صابون؛‌ ‌بهترین گزینه

شاید به‌نظر غیرعاقلانه باشد اما بسیاری از خانم‌ها به‌خود زحمت نمی دهند تا شب‌ها صورت خود را بشویند به ویژه اگر آرایش خاصی نداشته باشند. هرگونه آلودگی، ذرات گردوغبار و چربی كه روی پوست جمع شده باشند، هنگام خواب منافذ پوست را مسدود می‌كند و سبب رقم خوردن التهابات و بروز آكنه خواهد شد.

اگر پیش از استفاده هر محصول آرایشی ابتدا صورت خود را شست‌وشو ندهید، آن محصول تاثیر چشمگیری نخواهد داشت زیرا بر سر راه آن، لایه‌ای از آلودگی قرار دارد. پس، شب‌ها با یك پاك‌كننده ملایم صورت خود را بشویید. آرایش چشم‌ها را به خوبی پاك كنید زیرا رنگدانه های خط چشم و سایه های چشم می تواند وارد چشم‌تان شده و ایجاد ناراحتی كنند. ریمل را هــــم حتما پاك كنید تا مژه‌های‌تان صدمه نبینند. متخصصان پوست نیز شست‌وشوی صورت را قبل از خواب بسیار توصیه كرده‌اند.


بهترین زمان برای پاک سازی

برای داشتن ظاهری خوب، با طراوت و پوستی جوان و شاداب، ابتدا باید سلول‌های مرده سطح پوست را از بین ببرید اما این روند ممكن است كمی به پوست شما آسیب وارد كند. لایه‌برداری لایه‌های تیره سطحی می‌تواند شما را در برابر نور خورشید و دیگر عناصر حساس كند، پس بهتر است شب‌ها از آن‌ها برای پوست استفاده كنید. بسته به نوع پوست‌تان و حساسیت آن، 2 شب در هفته از اسكراب‌های دانه دار یا لایه‌بردارهای شیمیایی حاوی گلكولیك یا سالسیلیك اسید استفاده كنید. همین طور هم می‌توانید از پدهای لایه‌برداری كه در زمان لایه‌برداری با اسید لاكتیك ملایم رطوبت ایجاد می‌كنند، استفاده كنید. متخصصان پوست برای تیرگی پوست، برطرف كردن چین و چروك‌ها یا تجمع رنگدانه‌ها در بافت‌ها توصیه به استفاده از كرم ریتنوید كه توسط پزشك تجویز می‌شود، كرده‌اند تا رشد سلول‌های تازه پوست را تقویت كرده، تولید كلاژن را افزایش داده و همچنین منافذ پوست را بازمی‌‌كند.


برای فرار از خشكی

زمانی كه خواب هستید، دمای بدن‌تان افزایش می‌یابد و سبب تعریق و از بین رفتن رطوبت پوست می‌شود كه پوست را كاملا خشك می‌كند. این مسئله به ویژه در ماه‌های فصل زمستان كه هوای بیرون خشك و هوای داخل خانه گرم است، اتفاق می‌افتد.

دكتر «رایان برسون»، دستیار متخصص پوست در دانشكده پزشكی «ویل كرنل» دانشگاه «كرنل»، می‌گوید: «برای آب‌رسانی به پوست، لایه نازكی مرطوب‌كننده كه حاوی ماده‌ای است كه رطوبت را به‌خود جذب می‌كند مانند هیالورونیك اسید یا گلیسیرین كه به پوست آب می‌رساند و نیز سرامیدز كه دیواره چربی را ترمیم خواهد كرد، به پوست‌تان بمالید. از محصولات آبرسان قوی كه فرمولاسیون فاقد چربی دارند استفاده كنید كه هنگام خواب كمك به نرمی و حفظ حالت ارتجاعی پوست‌تان خواهد كرد. برای بازگرداندن رطوبت به هوا، می‌توانید شب‌ها از دستگاه بخور در اتاق خواب‌تان استفاده كنید.»


پوست دور چشم‌تان را نو كنید

بهترین راه برای كاهش خطوط تیره و حلقه سیاه دور چشم، استفاده از كرم دور چشم حاوی پپتیدهاست. پپتیدها گروهی از آمینواسیدها هستند كه به پوست پیام می‌دهند تا كلاژن بیشتری تولید كند. دكتر «فرانسسكو فیوسكو»، متخصص پوست در مانهاتان، می گوید: «این كرم را یك ساعت قبل از خواب به دور چشم خود بمالید تا خطر رفتن آن به داخل چشم را كاهش دهید زیرا اگر این كرم وارد چشم شود، نتیجه آن پف كردن چشم‌ها و ناراحتی‌های دیگر چشمی خواهد بود. با انگشت خود كرم را به آرامی به حالت ضربه‌ای دور چشم‌ها بزنید و سعی كنید آن را روی پوست خود ماساژ دهید. همچنین از به كار بردن آن در قسمت پلك بالایی و نزدیك چشم خود خودداری كنید.»


یك توصیه فوق‌العاده

برای دستیابی به نتایج بهتر نیاز به یك محصول دیگر برای زیبایی لب‌ها دارید. شما می توانید با كمی توجه به این مسئله و مراقبت بیشتر از لب‌ها هنگام خواب، لب‌های خوش فرمی داشته باشید. پیش از رفتن به تختخواب، با یك مسواك بچگانه نرم كه آغشته به آب و سوداست به آرامی پوست‌های مرده روی لب‌ها را از بین ببرید. بعد از این كار به توصیه دكتر فیوسكو نرم‌كننده‌ای قوی حاوی گلیسیرین، سریسین و پانتنول را روی لب‌های‌تان بمالید تا به تسكین و لطافت آن كمك كند.


توجه به حالت خوابیدن هم مهم است

راحت‌ترین حالت خوابیدن لزوما بهترین حالت برای زیبایی نیست. دكتر لوپو هشدار می‌دهد: «تنها دلیل عمده تسریع پیری پوست، خوابیدن روی صورت است. در این حالت پوست فشرده شده و گردش خون آن به اندازه كافی صورت نمی‌گیرد. بنابراین پوست صورت آسیب می‌بیند و چین می‌خورد و این سبب بروز چین و چروك‌ها می‌شود.خوابیدن به حالتی كه سر به سمت پایین باشد، سبب جمع شدن آب در موضع و در نتیجه پف‌آلودگی صورت می‌‌شود.» متخصصان به پشت خوابیدن را توصیه كرده‌اند و می‌گویند، هنگام خواب 2 بالش زیر سر خود بگذارید تا خون در جریان باشد. اگر تغییر عادت در وضعیت خواب برای‌تان دشوار است، از بالش ساتن یا ابریشمی استفاده كنید تا پوست‌تان كشیده نشود.

10 دلیل اصلی تمام نکردن روابط عاطفی ناسالم

گاهی از اینکه می بینیم کسی همچنان در یک رابطه ناسالم و عذاب آور مانده و قصد تمام کردن آن را ندارد تعجب می کنیم. گاهی هم خودمان را می یابیم که با اینکه ته دلمان می دانیم در رابطه ناسالمی گرفتار شده ایم، اما توانایی خارج شدن از آن را نداریم. 

متاسفانه بیرون آمدن از روابط عاطفی ناسالم به این سادگی نیست که ما متوجه نقاط ضعف شویم و خیلی منطقی با هم خداحافظی کنیم. اما داشتن آگاهی از اینکه چرا نمی توانید رابطه را تمام کنید می تواند کمک بزرگی برای برخورد منطقی تر با این قضیه باشد.
1- عذاب وجدان

عذاب وجدان و احساس گناه یکی از رایج ترین علت هایی است که نمی گذارد افراد از رابطه ناسالم بیرون بیایند. ممکن است ما چند ماه یا حتی چند سال با کسی در رابطه بوده باشیم و حالا او همه امیدش را به ما بسته باشد. در این صورت ترک کردن او و قطع امیدش برایمان کار بسیار دردناکی خواهد بود. طوری که ترجیح می دهیم تمام عمر در یک رابطه ناسالم بسوزیم اما طرف مقابلمان را با این جدایی نابود نکنیم. این وضعیت معمولا زمانی به بدترین حالت ممکن روی می دهد که شما گرفتار محبوب وابسته شده باشید. به هر حال در اینجا مجبوریم بین بد و بدتر انتخاب کنیم. بهترین کاری که می توانید برای او بکنید این است که با او ظالمانه رفتار کنید. مسلما درصورتی که رابطه ناسالم ادامه پیدا کند هم خود ما و هم محبوبمان آسیب بیشتری می بینیم.

عذاب وجدان نوع دیگری هم دارد و آن زمانی است که ما به علت داشتن رابطه با کسی، احساس گناه کرده و فکر می کنیم اگر این رابطه به ازدواج ختم نشود حتما ما آدم بدی هستیم و برای اینکه این برچسب به ما زده نشود خودمان را به ادامه رابطه مجبور می کنیم.

اما چه کار کنیم تا در چنین تله ای گرفتار نشویم؟ تعهد زودهنگام و بی جا دلیل اصلی ایجاد چنین وضعیتی است. اگر زودتر از هنگام و قبل از ایجاد شناخت کافی به کسی تعهد بدهیم، زمانی که شناخت حاصل شد و فهمیدیم که برای هم مناسب نیستیم جداشدن به معنی بی تعهدی و بی وفایی ما تلقی می شود.


2- ترس از تنهایی

ترس از تنهایی را می توانیم دومین عامل مهمی بدانیم که ما را از خارج شدن از رابطه عاطفی ناسالم بازمی دارد. اگر احساس کنیم که غیر از این هیچ کس را نداریم و خودمان را بین این دو گزینه در منگنه قرار دهیم که یا باید در این رابطه بمانم و تحمل کنم تا در تنهایی بمیرم، دیگر امکان خروج از رابطه ناسالم و آسیب زا برایمان میسر نیست. برای خروج از چنین وضعیتی دو راهکار وجود دارد: اول اینکه بدانیم تنهایی غول نیست که از آن بترسیم. ما همواره این توانایی را داریم که تنهایی خودمان را با چیزها یا افراد دیگر پر کنیم؛ افراد خانواده، دوستان، علایق و سرگرمی ها و شاید یک رابطه بهتر از این، دوم اینکه به اصل فراوانی، اعتقاد داشته باشیم: همیشه افراد زیادی وجود دارند که می توانید با آنها خوشبخت شوید.


3- احساسات
گاهی آن قدر شیفته طرف مقابلمان هستیم که احساسات و هیجانات شدید نمی گذارد اصلا فکر جداشدن از او را بکنیم. حتی با اینکه می دانیم این رابطه درست نیست و می تواند به ضرر هر دوی ما تمام شود. علاوه بر این، احساسات شدید یا همان «عشق کور» در رابطه باعث می شود ما اصلا نتوانیم نقاط ضعف رابطه را ببینیم که بخواهیم از او جدا شویم.

اگر احساس می کنید در این تله گیر افتاده اید بهتر است مدتی از طرف مقابل فاصله بگیرید تا این دوری کمی از طغیان احساسات بکاهد و چشمتان باز شود. همچنین می توان از اطرافیان کمک گرفت که داخل رابطه نیستند و چشمشان بازتر از ماست.


4- ویژگی های خاص

اگر طرف مقابل ما ویژگی خاص و بسیار مطلوبی داشته باشد که نتوانیم از آن بگذریم، از رابطه با او هم نمی توانیم صرف نظر کنیم. مثلا اگر ما همیشه آرزو داشته ایم که با یک سوپراستار سینما ازدواج کنیم و حالا هم در رابطه ای ناسالم با یک سوپراستار قرار داریم، مسلما صرف نظر کردن از این رابطه برایمان کار دشواری است. در اینجا توصیه می کنیم یک برآورد از رابطه تان داشته باشید: آیا رابطه داشتن با یک آدم خاص برایتان مهم تر است یا یک عمر بدبخت نشدن؟!

5- رابطه ناسالم با والد

یکی از نظریات در حوزه عشق و رابطه عاطفی می گوید اگر فرد از کودکی با والد جنس مخالفش رابطه ای مشکل دار داشته باشد که حل نشده است، شریکی را برای رابطه عاطفی انتخاب می کند که او هم مانند والدش همان مشکل را داشته باشد تا بتواند شرایط گذشته را در این رابطه بازسازی کرده و این بار تمام تلاش خود را برای جبران و اصلاح آن انجام دهد و مشکل را برطرف کند، اتفاقی که هرگز رخ نمی دهد. متاسفانه پی بردن به این حالت به این سادگی نیست. اما با تعمق و توجه کافی می توان از بروز آن تا حد زیادی جلوگیری کرد.


6- رابین هودبازی

شخصیت بعضی از ما طوری است که همیشه دوست داریم به کسی کمک کنیم و مثل رابین هود نجات دهنده دیگران باشیم. این افراد معمولا جذب کسانی می وشند که در بدبختی به سر می برند، مشکلات زیادی دارند و محتاج کمک هستند و از این طریق تبدیل به یک مددکار اجتماعی می شوند که نه تنها نمی تواند رابطه عاطفی درستی داشته باشد، بلکه در این میان خودش را هم کم کم نابود می کند. باید دانست که ما یا شریک عاطفی کسی هستیم یا مددکار او، بهتر است حد و مرز این دو نقش مشخص باشد و باهم ادغام نشود. البته در هر رابطه عاطفی، طرفین به هم کمک می کنند و باعث رشد و کمال هم می شوند، اما در حالت رابین هود بازی، فقط یکی از طرفین آن هم به طور افراطی نقش کمک کننده دارد. اگر شما هم، چنین استعدادی دارید بهتر است حس کمک رسانی خود را در جای دیگری غیر از رابطه عاطفی به کار بندید.

7- خود کم بینی

خود کم بین ها خودشان را آن قدر پایین و بی ارزش می دانند که معتقدند سزاوار چنین رابطه ناسالمی هستند و ارزش بیش از این را ندارند. بنابراین هر بلایی هم که سرشان بیاید رابطه را ترک نمی کنند. پایان رابطه مشکل دار این افراد – اگر پایانی در کار باشد – تقریبا  همیشه از سوی طرف مقابل است. افراد خود کم بین غالبا دچار اختلال وابستگی هم هستند. خودکم بین ها اگر در یک رابطه سالم قرار بگیرند دچار احساس عذاب وجدان و ناآرامی می شوند. اگر کم و بیش در خود چنین احساسی دارید بهتر است قبل از شروع هر رابطه ای مشکل را با کمک متخصص حل کنید و با اعتماد به نفس وارد یک رابطه سالم شوید.


8- پر کردن خلأها

مسلما ما برای بیرون آمدن از رابطه ای که خلأهای شخصیتی یا نواقص زندگی ما توسط آن برطرف می شود تلاشی نمی کنیم، حتی اگر در این رابطه عیب هایی هم ببینیم. فرض کنید من یک آدم خجالتی و بسیار کمرو هستم. اگر رابطه ناسالم من با کسی باشد که بسیار اجتماعی و قدرتمند است و من بسیاری از نیازها و امروز زندگی ام را از طریق او تامین می کنم، بیرون آمدن از این رابطه برایم سخت می شود چون در این صورت بازهم مجبور خواهم بود با این نقطه ضعف خودم رو به رو شوم. اما راه حل مناسب تر این است که یک بار برای همیشه با این نقص مواجه شوم، آن را برطرف کنم و بعد به منظور ایجاد یک ارتباط خوب – نه برای جبران کمبودها – وارد رابطه شوم.


9- ترس از خطرات احتمالی
بعضی اوقات نه تنها رابطه با فرد مقابل برای ما آسیب زاست، بلکه جداشدن از او هم می تواند خطرآفرین باشد. مثلا جداشدن از یک فرد شکاک که همواره فکر می کند دیگران به دنبال آسیب زدن یا خیانت به او هستند در بعضی موارد می تواند خطرهایی را در پی داشته باشد، چون او ممکن است به فکر انتقام بیفتد. همچنین کسی که به قول خودش به شدت شیفته ماست ممکن است تهدیدمان کند که اگر از او جدا شویم سر ما یا حتی سر خودش بلایی می آورد. بنابراین باید با احتیاط دست به عمل زد. با این حال این به آن معنا نیست که شما مجازید همچنان به رابطه ناسالم با چنین فردی ادامه دهید.


10- احساس مسوولیت بی جا

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در یک رابطه خودتان را مسوول مشکلات طرف مقابل بدانید. مثلا با خود می گویید اگر او عصبی است به خاطر بلایی است که من سرش آورده ام. یا او به خاطر عشق به من خودکشی کرد یا... در این مورد توجه به این نکته ضروری است که شخصیت افراد یک شبه شکل نمی گیرد، بلکه این تمام رویدادها و تجربیات زندگی او از همان روز اول زندگی تا همین امروز است که شخصیت او را می سازد. شاید شما در ظهور مشکلی در فرد نقش اندکی داشته باشید، اما مطمئنا در ایجاد آن نقش خاصی نداشته اید. بنابراین به جای این که خودتان را به گناه دیگران بسوزانید بهتر است بساطتان را جمع کنید و از روابط مشکل دار بیرون بیایید تا از آسیب های آن در امان بمانید.

در همه این موارد، ما به صورت ناخودآگاه سعی می کنیم خودمان را گول بزنیم و واقعیت را طور دیگری برای خودمان توجیه می کنیم، نقاط ضعف را نادیده می گیریم و اصرار داریم همه چیز را – به خودمان و دیگران – خوب جلوه دهیم. بنابراین کمک گرفتن از شخص سومی که خارج از رابطه قرار دارد و از قضاوت درستی برخوردار است می تواند کمک بزرگی برایمان باشد.

یادمان باشد: پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایان است.

چه رنگی شما را باهوش می​کند و چه رنگی فشار خونتان را تنظیم ؟

شیوه درمانی رنگ‌درمانی از جمله تكنیك‌های درمانی طب مكمل و جایگزین است كه برای درمان بسیاری از بیماری‌های جسمی و روحی، كاربردهای چشمگیر دارد.  این شیوه از جمله قدیمی‌ترین شیوه‌های درمان‌های طبیعی در جهان است كه در كنار تكنیك‌های دیگری چون نور درمانی و سنگ درمانی در كشورهای مختلف جهان از جمله مصر باستان، یونان، هندوستان و چین برای درمان انواع بیماری‌های جسم و روح به كار می‌رفته است.  به اعتقاد متخصصان رنگ‌درمانی،  رنگ‌ها تاثیرات متفاوتی بر ذهن و جسم انسان‌ها دارند و استفاده درست و نادرست از آن‌ها تاثیرات مثبت یا منفی را در زندگی ما به همراه خواهد داشت.  درمانگران و متخصصان رنگ‌درمانی با كمك رنگ‌ها، درمان‌های منحصر‌به‌فردی را در حوزه سلامت جسم و روح و ایجاد تعادل فكری و روحی بیماران‌شان ارائه می‌كنند.  آن‌ها با تجویز رنگ‌هایی خاص به بیماران‌شان، بیماری‌های جسمی و روحی آن‌ها را درمان می‌كنند.  

رنگ‌درمانی چیست؟

شیوه درمانی رنگ‌درمانی اگر چه سابقه‌ای دور و دراز دارد و قدمت آن به هزاران سال پیش باز می‌گردد اما این شیوه به‌صورت علمی و كاربردی از سال 1870 از سوی متخصصان و پزشكان به‌عنوان شیوه‌ای از درمان‌های طبیعی شناخته شد.  سال‌ها بعد به‌ویژه در دهه‌های 1980 و 1990، كتاب‌های مختلفی درباره این شیوه درمانی و تاثیرات شفابخش آن در درمان بیماری‌ها به رشته تحریر درآمد و خواص درمانی رنگ‌ها بر فیزیولوژی،  روح و روان افراد به ثبت رسید ولی نكته مهمی كه در شیوه درمانی رنگ‌درمانی وجود دارد پرهیز از استفاده سر خود از رنگ‌ها برای درمان بیماری‌هاست.  انرژی و تاثیر رنگ‌ها بر روحیات و حالات انسان به حدی زیاد است كه استفاده نابجا و نامناسب از برخی رنگ‌ها ممكن است حالات ناخوشایندی را به فرد منتقل كرده و مانع از بازگرداندن سلامت به بدن بیمار شود. از این‌رو لازم است برای استفاده از این شیوه درمانی به‌صورت مستقیم تحت درمان و نظارت یك متخصص رنگ‌درمانی قرار بگیرید.  

رنگی كه استخون‌های‌تان را ترسیم می‌كند

رنگ سبز یكی از ترمیم‌كننده‌های قوی برای بازسازی سلول‌های عضلانی، استخوان‌ها و سایر بافت‌های مشابه است.  این رنگ به اعتقاد درمانگران شیوه رنگ‌درمانی، خواص ویژه‌ای برای ترمیم بافت‌های آسیب دیده عضلانی دارد و همچنین به دلیل ارتباطی كه با چاكرای قلب دارد موجب تنظیم انرژی حیاتی در قلب شده و حساسیت‌ها و احساسات انسان را تحت‌تاثیر خود قرار می‌دهد.   رنگ سبز متعادل‌كننده رشد انسان است و خاصیت تسكین‌دهنده و آرامش‌بخش دارد و مانند رنگ آبی به كنترل فشار خون در بدن كمك كرده و اختلالات خواب و خستگی‌های مزمن را در بدن برطرف می‌كند.  

با رنگ، فشار خون خود را تنظیم كنید

رنگ آبی یكی از رنگ‌هایی است كه تاثیر بسیار زیادی بر درمان بی‌خوابی و اختلالات خواب دارد.  به اعتقاد كارشناسان، رنگ آبی آرامش‌بخش‌ترین رنگ‌ها در طبیعت است كه استفاده از آن در محیط زندگی افراد به درمان بی‌خوابی كمك می‌كند.  به اعتقاد متخصصان رنگ‌درمانی، رنگ آبی علاوه‌بر درمان بیماری برای درمان برخی از اختلالات دستگاه تنفسی مثل بیماری‌های آسم و تنگی نفس نیز درمان مناسبی است و همچنین انرژی حیاتی بدن را تحریك كرده و موجب افزایش قدرت و ایمنی بدن می‌شود.   این رنگ برای افرادی كه خیلی سریع دچار هیجانات عصبی و استرس می‌شوند بسیار مفید است و می‌تواند میزان ضربان قلب و فشار خون آن‌ها را كنترل كند. از طرفی استفاده از رنگ آبی در محیط زندگی می‌تواند به لحاظ روحی برای ایجاد فضایی آرامش‌بخش بسیار مناسب باشد. متخصصان حركات كششی ذهن و جسم (یوگا) معتقدند كه رنگ آبی رنگ  انبساط روح است، رنگی كه ضمیر ناخودآگاه انسان را فعال كرده و روحیه از خودگذشتگی، آرامش و صمیمیت را در انسان تقویت می‌كند.


اگر می‌خواهید باهوش شوید، دیوارهای خانه‌تان را رنگ بزنید 

متخصصان رنگ‌درمانی معتقدند، رنگ زرد با چاكرای خورشیدی كه به‌طور مستقیم با هوش و قوه ادراك انسان در ارتباط است وابستگی دارد.  به اعتقاد این درمانگران استفاده از رنگ زرد در محیط زندگی یا محل كار كمك می‌كند تا توانایی ذهنی انسان و میزان تمركز و توجه او افزایش پیدا كند.  از این‌رو بسیاری از متخصصان رنگ‌درمانی استفاده از این رنگ را در محیط‌های آموزشی كه محل یادگیری علم و دانش است، توصیه می‌كنند.  از طرفی رنگ زرد به لحاظ جسمی نیز خاصیت‌های قابل توجهی دارد و با تاثیری كه بر سلول‌های عصبی در اندام‌های بدن می‌گذارد، می‌تواند انرژی عضلانی و حركتی را در اندام‌ها تحت‌تاثیر خود قرار داده و آن را فعال كند.  رنگ زرد یكی از مهم‌ترین رنگ‌هایی است كه توسط روان‌شناسان برای درمان افسردگی به بیماران توصیه می‌شود و همچنین  باعث ایجاد روحیه سرزندگی و شادمانی در افراد شده و میل به زندگی را در انسان تقویت می‌كند.

رنگی كه سوخت‌و‌ساز بدن‌تان را تنظیم می‌كند

تنظیم جریان گردش خون و چگونگی سوخت و ساز بدن بر عهده چاكرای طحال است و این چاكرا به‌شدت تحت‌تاثیر رنگ نارنجی قرار دارد.  این رنگ از جمله رنگ‌هایی است كه موجب نشاط و شادمانی در فرد شده و توسط روان‌شناسان و روان‌پزشكان برای درمان افسردگی به بیماران توصیه می‌شود.  به اعتقاد درمانگران رنگ‌درمانی، رنگ نارنجی تنظیم‌كننده عملكرد و فعالیت ریه‌ها در بدن است و به درمان بسیاری از بیماری‌ها و اختلالات تنفسی چون آسم و برونشیت كمك می‌كند.  این رنگ یكی از رنگ‌هایی است كه درمانگران طب سنتی هند و حركات كششی ذهن و جسم از آن برای ایجاد اندیشه‌های متعالی و تصویرهای ذهنی مثبت در شاگردان و مراجعه‌كنندگان خود بهره می‌برند و همچنین این رنگ سنبل تعادل، موفقیت، شادكامی و اراده است. 

7 روش برای افزایش کارایی جلسات اداری

سومین عاملی که وقت پرسنل سازمان را به خود اختصاص می دهد جلسات سازمانی است، به طوریکه 50% از زمان در دسترس یک فرد صرف جلسات فردی یا دو نفره می شود. 

مطابق نظر اکثر افراد نیمی از زمان این جلسات بیهوده از بین می رود و این بدان معناست که 25% از کل زمان در دسترس فرد در جلسات روزانه از بین می رود.

در ذیل به 7 روش ساده جهت افزایش کارایی و بهبود نتایج جلسات اشاره خواهیم کرد :

1) ضرورت تشکیل جلسه

خیلی از جلسات، عطف به جلسات گذشته بوده و غیر ضروری می باشد و می توان از راههای دیگری به نتایج این جلسات دست یافت. مثلاً می توان از یک یادداشت کوچک استفاده کرد، از یک کنفرانس تلفنی کمک گرفت، می توانید با افراد به صورت مجزا و فردی صحبت کنید و یا حتی این موضوع را تا جلسه ای دیگر به تعویق انداخته و در آن جلسه مطرح نمود.

2) یک دستور جلسه بنویسید

چنانچه ضروری بودن جلسه برای شما قطعی به نظر می رسد، هدف واضحی را برای جلسه تعیین نموده و آن را در قسمت بالای صورتجلسه بنویسید. یک از ابزارهای عالی مدیریت زمان، نوشتن یک پاراگراف درخصوص هدف برگزاری جلسه می باشد. با این جمله شروع کنید " ما این جلسه را جهت دستیابی به اهداف ذیل برگزار می کنیم : " سپس به شرح تفضیلی اهداف بپردازید، این کار به صورت چشمگیر و قابل توجهی به جلسه شما نظم می بخشد. +

یک دستور جلسه و یا یک لیست از هر آنچه که باید در جلسه مطرح شود تنظیم کنید. سپس مقابل هر آیتم نام فردی که انتظار می رود آن آیتم را انجام دهد مقابل آن بنویسید و 24 ساعت قبل از شروع جلسه (در صورت امکان)  آن را منتشر کنید تا هر فرد بداند در چه مواردی مشارکت دارد و همه بدانند که درخصوص چه موضوعاتی در جلسه بحث خواهد شد.


این روش را در جلسات با رئیسان، پرسنل زیر دست، مشتریان، تأمین کننده ها و هرکس دیگری را می توانید به کار بگیرید.

3) یکبار شروع کنید و متوقف شوید

زمانی برای شروع و پایان جلسه مشخص کنید. برای مثال اگر زمان شروع و پایان جلسه را 8 تا 9 تعیین کرده اید دقیقاً رأس ساعت 8 جلسه را شروع کرده و رأس ساعت 9 آن را به اتمام برسانید. مشخص نبودن زمان پایان جلسات یکی از عوامل اصلی شناخته شده در اتلاف وقت در جلسه ها می باشد.

قانون دیگر: منتظر متأخرین نباشید، بدون هیچ چون و چرایی بیندیشید که متأخرین به هیچ وجه به جلسه نخواهند آمد و در زمان مشخص شده جلسه را شروع کنید. ناعادلانه است که افرادی که سر وقت به جلسه آمده اند این گونه انتظار بکشند و به وسیله افراد متأخر مجازات شوند.

در این خصوص برخی شرکت ها از سیاست خاصی استفاده می کنند آنها درب اتاق جلسات را رأس ساعتی که به عنوان شروع جلسه ذکر شده قفل می کنند و افرادی که دیر به جلسه می رسند اجازه ورود به ان را ندارند. با این روش شما می توانید مطمئن باشید که در جلسه بعدی آنها تأخیر نخواهند داشت.

4) ابتدا به سراغ موارد مهم بروید

وقتی شما یک دستور جلسه تنظیم می کنید از قانون 20/80 استفاده کنید، 20% موارد با اهمیت را در ابتدای دستور جلسه قرار دهید، این روش در صورت کمبود وقت به شما کمک خواهد کرد تا به 80% از نتایج برگزاری جلسه پیش از اتمام آن دستیابی پیدا کنید.

5) نتایج را خلاصه کنید

وقتی موردی در دستور جلسه مطرح می گردد، نتایج آن و نحوه خاتمه بحث را خلاصه کنید، قبل از اینکه به سراغ آیتم بعدی بروید، توافقات را در خصوص آیتم فعلی کامل کنید.

مجدداً، قبل از تصمیم برای اجرا تواقفات نهایی شده را بازخوانی کنید.

6) مسئولیت های اختصاصی هر فرد را مشخص کنید

اگر تصمیم اتخاذ کرده اید، مسئولیت های مخصوص هر عمل را مشخص کنید و فرجه زمانی مربوط به آن را تعیین نمایید، به خاطر داشته باشید، تصمیمات و توافقات بدون تعیین مسئول مربوطه و زمان صرفاً یک هم صحبتی گذراست. به وضوح مشخص کنید، چه کسی، چه زمانی، چه کاری را باید انجام دهد. 

7) صورت جلسه را به جریان بیاندازید

نوشتن دقیق صورتجلسه که جریان انداختن آن ظرف مدت 24 ساعت پس از اتمام جلسه (در صورت امکان) یکی از کلیدی ترین نکات در خصوص به حداکثر رساندن اثر بخشی جلسات است. شخصی که نتایج جلسه را در صورتجلسه به صورت دقیق تبیین می کند، به صورت بالقوه از برداشتهای غلط و ناصواب آتی جلوگیری خواهد کرد. صورتجلسه باید به طور کامل از دستور جلسه ای که از پیش آماده شده پیروی کند و باید مطمئن شوید که همه به وضوح از توافقات، مسئولیت ها و فرجه زمانی آن آگاهی دارند.

مدیریت مالی در یک خانواده موفق

شاید از آن دسته آدم هایی هستید که همیشه از بی پولی شکایت دارید و در روزهای پایانی هر ماه مجبور می شوید از دوست و آشنا پول قرض بگیرید. چنین واقعیتی نشان می دهد که جای برنامه ریزی مالی در زندگی تان خالیست و در نتیجه درآمدتان به نیازهای بزرگ و کوچک شما پاسخ نمی دهد. 

بهترین پیشنهاد برای خروج از این بی پولی مزمن این است که از همین امروز یک کاغذ و قلم بردارید و یک بودجه بندی درست و دقیق برای خرج کردن اسکناس هایتان تعیین کنید. در این صورت از عهده همه پرداخت های ضروری تان برمی آیید، بخشی از درآمدتان را برای پس انداز کنار می گذارید و برای اهداف مختلف زندگی برنامه ریزی می کنید. اگر می خواهید بودجه بندی شما درست و اصولی باشد این 8 پله را دنبال کنید.
گام اول: هزینه هایتان را طبقه بندی کنید. برای شروع تقسیم بندی، تمام هزینه های زندگی را در چند گروه بزرگ بنویسید و بعد جزئیات بیشتری را به هر گروه بیفزایید تا کل هزینه هایتان مشخص شود.

گام دوم: حالا ببینید که از بین هزینه های موجود کدام یک از آنها نیازهای اصلی و ضروری تان هستند و چه مواردی در درجات دوم و سوم قرار می گیرند. به طور مثال پرداخت قبض های آب، برق و تلفن، خرید مواد غذایی روزانه و... را در گروه نیازهای اولیه جای دهید و مواردی چون خرید هدیه، سفارش غذا از رستوران، خرید لوازم خانگی تازه و... را به بخش نیازهای ثانویه بیفزایید.

گام سوم: در پایان به کل هزینه های ماهانه نگاهی بیندازید. شاید لازم باشد که بعضی از آنها را به طور کلی از فهرست حذف کنید. در کنار این موارد ستاره ای قرار دهید تا درصورت لزوم رویشان خط بکشید. با این کار بودجه بندی شما انعطاف پذیرتر می شود.

گام چهارم: حالا زمانی است که باید رو به روی هرکدام از موارد فهرست تان مبلغی را بر طبق هزینه ماه های قبل یادداشت کنید. بعد یک ماشین حساب بردارید و تمام این اعداد را با هم جمع کنید تا کل هزینه ماهانه تان مشخص شود. هزینه نیازهای اصلی را جدای از نیازهای غیرضروری محاسبه کنید. این طوری دست تان در حذف موارد اضافی بازتر است.

گام پنجم: حالا مبلغ هزینه های ضروری را از کل مبلغ درآمدتان کم کنید تا ببینید چقدر از حقوق تان باقی می ماند. این مبلغ باقی مانده پولی است که می توانید بابت موارد غیرضروری زندگی کنار بگذارید. اگر لازم است برخی از موارد ستاره دار را حذف کنید تا دخل و خرج تان جور دربیاید.

گام ششم: اگر بعد از این همه حساب و کتاب هنوز پولی برایتان باقی مانده باید به خودتان تبریک بگویید. در اینجا وارد مرحله پس انداز می شوید. می توانید این مبلغ را در یک حساب جداگانه پس انداز کنید یا آن را از کارت اعتباری تان برداشت کنید.

گام هفتم: اگر فکر می کنید که در بودجه بندی خیلی خساست به خرج داده اید برنامه تان را دوباره بازنگری کنید تا هزینه هایتان متعادل تر شوند.

گام هشتم: در اینجا مرحله برنامه ریزی شما به پایان می رسد اما اصل قضیه تازه شروع می شود. از این مرحله به بعد باید پولتان را طبق برنامه خرج کنید. در مورد خرید لوازم لوکس و فانتزی یا موارد غیرضروری خارج از برنامه وسوسه نشوید و یادتان باشد که برای داشتن زندگی بهتر، بودجه بندی یکی از راه حل های منطقی است که به شما کمک می کند به اهداف مختلف تان برسید.

دوازده عادت خوب در زندگی روزمره

1- فکر و ذهن خود را بر راه حل ها متمرکز کنید، نه بر مسایل و مشکلات

اگر در زندگی مشکلی پیش بیاید، برای اکثر افراد، طبیعی است که فکر و ذهنشان را بر آن مساله و مشکل و اینکه چقدر ناخوشایند است، متمرکز کنند. معمولا در این مواقع، می پرسید چگونه این مساله و مشکل برای شما اتفاق افتاده و چرا؟ و اصلا چرا این قدر بدشانس هستید؟ و... شما در مساله خود غرق می شوید و این وضعیت و موقعیت را مانند یک فیلم ویدیویی بارها از ذهن خود می گذرانید.

 آیا این کار، به شما کمکی خواهد کرد؟ این کار، کمکی به شما نمی کند. چرا فکر و ذهن خود را بر روی راه حل ها متمرکز نمی کنید؟ شما نمی توانید هیچ کاری در خصوص مساله و مشکل انجام دهید، بنابراین، تمام انرژی خود را به سوی راه حل تغییر جهت دهید. به متمرکزکردن فکر و ذهن خود بر مسایل و مشکلات پایان دهید و سعی کنید ذهن خود را بر آنچه که اکنون در حال انجامش هستید، معطوف سازید. شما نمی توانید آنچه را که اتفاق افتاده است، تغییر دهید، بنابراین، چرا به مسایل و نکات منفی، انرژی بیشتری دهید. به آینده نگاه کرده و راهی را انتخاب کنید که شما را به خارج از وضعیت و موقعیت کنونی سوق می دهد.

2- به دنبال گرفتن سرمشقی از موقعیت ها باشید

هر زمان که رویداد خوبی رخ می دهد، گرفتن درس و سرمشق از آن وضعیت آسان است، ولی ما حتی درخصوص آن فکر هم نمی کنیم. اما هنگامی که واقعه بد و ناخوشایندی برایمان اتفاق می افتد، به جای اینکه به دنبال فرصت ها و موقعیت ها باشیم فقط موارد بد را می بینیم. 

ما معمولا فرصت ها و موقعیت ها را در ماه های بعد مشاهده می کنیم. آیا تا به حال، شنیده اید که: «من اکنون می دانم چرا آن اتفاق افتاد» یا «اگر آن اتفاق نیفتاده بود، من اینجا نبودم.» فکر و ذهن خود را برای مثبت اندیشی آماده کنید و پرورش دهید و در هر تجربه ای، چه خوب یا بد، به دنبال گرفتن درس و سرمشقی باشید.


3- افکارتان را مورد سوال قرار دهید

افکار، عقاید و باورهای شما، ساخته و پرداخته تمام تجربیات و روابط شما با خانواده، دوستان، همسر و هر چیزی است که دیده و شنیده اید. اگر افکار شما برایتان سودمند نیست، در این صورت، درستی و نادرستی آنها، فقط متوجه شماست. از افکار خود، آگاه باشید و الگوهای فکری منفی را تغییر دهید. از خود سوال های مختلفی بپرسید. 

به جای فکر کردن به اینکه «من پول ندارم» یا «من هرگز توان خرید آن را ندارم»، از خود بپرسید «چگونه می توانم راهی بیابیم تا آن را بخرم». مراقب افکار، احساسات، باورها و طرز فکر و رفتارتان با شید زیرا اینها در حال به وجود آوردن دنیای شما هستند.

نسبت به افکار، احساسات، باورها و رفتارتان مسوول باشید و آنهایی را انتخاب کنید که برایتان سودمند هستند. افکارتان را کنترل کنید، در غیر این صورت، افکارتان شما را کنترل خواهند کرد.


4- به شادمانی، سعادت و خوشبختی فکر کنید
مثبت اندیشی، تاثیر زیادی بر زندگی روزمره ما دارد. در این صورت، تجربیات مثبت را به سوی خود جذب خواهید کرد، احساستان مثبت تر خواهد شد و حال بهتری پیدا می کنید. هیچ رویداد خوشایندی، از افکار منفی حاصل نمی شود. از نو آغاز کنید. باور کنید هر چیزی ممکن است.


5- مسوول باشید

مسوول اعمال و رفتار خود باشید. اکثر ما تمایل داریم به خود نگاه نکنیم، بلکه همیشه به عیب و نقص های دیگران توجه کنیم. شما باید مسوول اعمال و رفتار خود باشید، نه مسوول رفتار دیگران، هر شب، زمانی که به بستر می روید، از خود سوال کنید: «ایا امروز مشکلی درخصوص اعمال و رفتارم وجود داشت که من بخواهم فردا آن را تغییر دهم؟» هر چیزی با اطلاع و آگاهی آغاز می شود. هرقدر بیشتر نسبت به زندگی خود مسوول باشید، به همان اندازه نیز قادر به تغییر خواهید بود. داشتن حس مسوولیت و تعهد، همان آزادی و قدرت اختیار است.


6- با خود در صلح و آشتی باشید

خود را دوست داشته باشید. اگر خود را دوست نداشته باشید، چگونه دیگران می توانند شما را دوست داشته باشند؟ اگر عادات منفی ای دارید و می خواهید آنها را تغییر دهید، در این صورت، نیروی لازم را در خود بیابید و تغییر را در عادات منفی خود، ایجاد کنید. 

نیت و آگاهی یافتن، اولین گام در این راه هستند. هیچ کس کامل و بی عیب نیست. احترام گذاشتن به خود را آغاز کنید، در این صورت، یک تغییر اساسی را احساس خواهید کرد. هرچه بیشتر خود را دوست داشته باشید و باور کنید و بپذیرید، به همان نسبت نیز کمتر در مورد دیگران قضاوت خواهید کرد. همه ما مرتکب خطا و اشتباه می شویم. سعی کنید خود را ببخشید، دوست داشته باشید و درک کنید.


7- خود و دیگران را مورد عفو و بخشش قرار دهید

بخشیدن خود و دیگران، می تواند به عنوان سم زدایی اصلی و نهایی ذهن، جسم و روح تلقی شود. بخشش، شما را از احساسات و هیجانات منفی و مخرب رها کرده و از وابستگی های جراحت بار آزاد می کند. بخشش شما را از احساس گناه و شرمساری که مانع از شادکامی و موفقیت می شود، می رهاند. شما با بخشیدن فرد دیگری، خود را نیز می بخشید.

بخشش، دلپذیرترین هدیه ای است که می توانید به خود و دیگران بدهید. بسیاری از افراد برای سال ها، با افراد محبوب خود، صحبت نمی کنند، چون نمی توانند دیگران را ببخشند. شما بگویید بازنده واقعی چه کسی است؟


8- جشم خود را تقویت کنید و به آن انرژی دهید

اغلب چنین بهانه هایی شنیده می شود: «من وقت کافی برای خوب غذا خوردن و یا ورزش کردن ندارم»، «من وقت کافی برای غذا پختن ندارم». ما ارزش و اهمیت سلامتی را به طور کامل درک نمی کنیم، مگر وقتی که بسیار دیر شده باشد و بیماری، زندگیمان را تهدید کند. وقتی سالم غذا بخوریم، با نیرو و انرژی بیشتری از خواب بیدار خواهیم شد و احساس سرزندگی بیشتری می کنیم، انگار بر تمام جهان، مسلط شده ایم. 

جسمتان ارزشمندترین هدیه شماست. بسیاری از افراد که دارای اضافه وزن هستند، می گویند که وقت برای ورزش کردن ندارند. رفتن به باشگاه ورزشی، تنها راه ورزش کردن نیست. شیوه های زیادی وجود دارد که می توانید در زمان تماشای تلویزیون، کارکردن و مسافرت به کار برید. درمورد ورزش کردن، هیچ بهانه ای وجود ندارد. اطمینان حاصل کنید که خوابتان به اندازه کافی است، اگر خسته باشید، حال و احساس خوبی نخواهید داشت.


9- میل و علاقه خود را برای انجام کارها شناسایی کرده و آن را دنبال کنید

همه ما به انجام کاری علاقه مندیم. بعضی می گویند: «ای کاش من به انجام کاری علاقه داشتم» یا «دیگران به انجام کاری علاقه دارند اما من ندارم». این امر واقعیت ندارد، همه ما به انجام کاری علاقه داریم، فقط بعضی ها نمی دانند که کار مورد علاقه شان چیست. اگر شما نمی توانید از طریق انجام کار مورد علاقه خود، زندگی کنید، حداقل سعی کنید یک بار در هفته، آن کار را در زندگی خود بگنجانید. اگر واقعا نمی دانید به انجام چه کاری علاقه دارید، یک فرد متخصص و باتجربه می تواند به شما در مشخص کردن کارهای مورد علاقه تان کمک کند.

10- فهرستی از کارهایی را که می خواهید در زندگی انجام دهید، تهیه کنید

کارهایی را که دوست دارید قبل از پایان یافتن عمرتان انجام دهید، یادداشت کنید. این کارها نباید خارج از تعادل و افراطی باشد. کارهایی باشد که شما علاقه مند به انجام آن هستید، اما تاکنون زمانی برای آن در نظر نگرفته اید. سعی کنید یکی از کارهای موجود در فهرست خود را حداقل مایه یک بار و یا هر چند ماه یک بار انجام دهید. ما با انجام کارهایی که به آن علاقه داریم، احساس سرزندگی بیشتری می کنیم و از زندگی نیز لذت می بریم.


11- در لحظه زندگی کنید

اکثر اوقات، افکار ما یا در گذشته سیر می کند، یا در آینده. فکر کردن به گذشته، معمولا با احساس تاسف، پشیمانی، شرمساری و ناامیدی همراه است؛ و فکر کردن به آینده، با احساس اضطراب، نگرانی، استرس و فشار روحی. سعی کنید خود را به لحظه و زمان حال بیاورید و لذت ببرید. به موارد آشکار و نمایان زندگی اعتماد کنید و تسلیم آنها شوید. ضرب المثل مشهوری است که می گوید تمام رویدادهای رخ داده در دیروز، مربوط به گذشته است، فردا یک راز است، امروز یک هدیه است.


12- فکر و ذهن خود را بر قدردانی و سپاسگزاری متمرکز کنید

هنگامی که از خواب بیدار می شوید یا به بستر می روید، یا حتی زمانی که احساس خوبی ندارید، تمام نعمت ها و برکاتی را که خداوند به شما ارزانی کرده، به خود یادآوری کنید. فقط برخورداربودن از دو پا، دو چشم و یک بدن سالم، دلایلی برای قدردانی و سپاسگزاری از خداوند است. قدردان و سپاسگزار بودن، شما را در حالت شادی و سرزندگی قرار می دهد و به طور خودکار، روح و روانتان را متعالی می سازد. شکرگزار بودن، دلتان را روشن می کند و نعمت های بیشتری به سوی شما فرستاده خواهد شد.

3 راه آسان برای حالت دادن به موهای مرطوب

خيلي‌ها ترجيح مي‌دهند شب‌ها به حمام بروند چون هم وقت بيشتري دارند، هم آرامش بيشتر، به‌خصوص مادرها كه شب‌ها وقتي بچه‌ها خوابند مي‌توانند با خيال راحت ساعتي به‌خود برسند. اما صبح پر از استرس است، از طرفي بايد به كارهاي بچه‌ها و خانه برسند و از طرف ديگر هزار كار نكرده انتظار آن‌ها را مي‌كشند ولي مشكل اينجاست كه وقتي با موهاي خيس به تخت‌خواب مي‌رويد و تمام شب را مي‌خوابيد،  احتمالا صبح با حالت موها مشكل پيدا خواهيد كرد؛ موها از هر طرف آشفته شده‌اند و هر دسته و قسمت آن به يك سمت مي‌رود و به‌خوبي روي هم سوار نمي‌شوند و حسابي چهره را به هم ريخته نشان مي‌دهند وضعيت وقتي بدتر مي‌شود كه ديگر وقتي هم براي دوباره آرايش‌كردن آن‌ها نداشته باشيد اما شما مي‌توانيد با تكنيك‌هاي ساده‌اي موها را در طول شب و هنگام خواب آرايش دهيد.

اول از همه بايد بدانيد قبل از اين‌كه بخواهيد از تكنيك‌هاي زير براي حالت دادن موهاي‌تان استفاده كنيد بهتر است تا جايي كه ممكن است آب موها را با يك حوله مناسب بگيريد.

 با موهاي بدون وز بيدار شويد
براي مدتي به موهاي‌تان استراحت دهيد و از وسايل حالت‌دهنده داغ استفاده نكنيد؛ اين كار به‌خصوص براي كساني كه موهاي فر طبيعي دارند بسيار مفيد است. هرچقدر كمتر از وسايل داغ استفاده شود فر موها زيباتر مي‌شود.

  •  از يك كانديشنر سبك براي موها استفاده كنيد و آن را با يك شانه دندانه پهن روي تمام موها تا نوك آن‌ها پخش كنيد. برس يا شانه‌اي با دندانه‌هاي ظريف،  فر موها را خراب مي‌كند و باعث گره خوردن مي‌شود.
  •  موها را از فرق‌سر به 2 بخش تقسيم كنيد و هر بخش را نيز به 3 قسمت كوچك‌تر.
  •  حالا از پايين يكي از بخش‌هاي كوچك شروع كنيد و از نوك آن قسمت به دور 2انگشت لوله كنيد، چند بار تا ريشه بپيچيد و باز كنيد (اين كار مانع گره خوردن فرها و بدفرم شدن آن‌ها مي‌شود).
  •  آرام انگشت خود را از موها بيرون بياوريد و موها را لوله كرده با سنجاق سر يا سنجاق فر روي كف سر ثابت كنيد، بعد اين كار را براي 5 بخش باقي‌مانده تكرار كنيد.
  •  صبح سنجاق‌ها را باز كنيد و كمي آب به موها اسپري كنيد تا فر‌ها باز شوند و الكتريسته ساكن موها نيز از بين برود.

با موهاي مو‌ج‌دار بيدار شويد
اگر قد موهاي‌تان تا شانه‌تان مي‌رسد مي‌توانيد بدون استفاده از اتوي فر كننده،  موها را در طول شب موج دهيد به اين طريق:
  •  يك موس سبك به تمام موها از ريشه تا نوك‌ آن‌ها بزنيد تا موها هنگام خشك شدن حالت بگيرند.
  •  از سرحد رويش مو در پيشاني تا پشت گردن از فرق سر موها را با يك‌شانه به 2بخش مساوي تقسيم كنيد.
  •  از وسط موها در هر بخش شروع به بافتن كنيد، از هركجا ببافيد موها از همان جا فر مي‌خورند.
  •  صبح بافت موها را باز كنيد‌ و براي اين‌كه حالت بهتري پيدا كنند از اسپري‌هاي مخصوص مو مثل اسپري نمك استفاده كنيد و موها را فر دهيد و باز كنيد.

با موهاي پر حجم بيدار شويد
اگر موهاي نازكي داشته باشيد مسلما يكي از مشكلات‌‌تان هنگام بيدار شدن، چسبيدن آن‌ها به كف سر است و اين‌كه خيلي صاف و تخت روي سر مي‌افتد اما 4 قدم ساده زير مي‌تواند كمك‌تان كند:
  •  به همه موها يك اسپري حجم‌دهنده بزنيد، اين اسپري هنگام خشك شدن ريشه‌ها را برجسته مي‌كند و در نتيجه موها ضخيم‌تر به‌نظر مي‌رسند.
  •  همه موها را بالا و روي فرق‌سر دم اسبي كنيد بعد دم آن را تاب دهيد به هم بپيچيد‌ و خيلي شل موها را گوجه‌اي كنيد. اين گوجه‌اي شدن بايد شل باشد تا موها بتوانند به راحتي خشك شوند و علاوه بر اينها آسيب نبينند.
  •   مي‌توانيد با چند سنجاق سر نسبتا بزرگ موها را گوجه‌اي كنيد.
  •  صبح موها را باز كنيد و با انگشتان‌تان آن‌ها را شانه كنيد(استفاده از برس، موها را وز مي‌كند).

چگونه قهوه خور حرفه ای شویم ؟!

قهوه چشم های آدم را باز می کند و خواب از سر می جهاند. البته قهوه ها با نگارنده همواره خصومت داشته اند و بگویید صدم میلی متری به باز شدن چشم ها کمک کرده، نکرده اما از آنجا که تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها، توصیه می شود وقت هایی قهوه بخورید که بخواهید هوشیار باشید. می گویند به خاطر کافئینی که دارد و خاصیت محرکش آدم را شارژ می کند و بیدار نگه می دارد. بنابراین اگر صبح ها به ضرب چوب، چماق، چک، لگد، کتری آب جوش و سرد هم از جاتان تکان نمی خورید. 

این بار متمدنانه فنجان قهوه را امتحان کنید. یا بخواهید که امتحانتان کنند! ریختن یک فنجان قهوه در حلق به کنده شدن از تخت کمک می کند. اگر کلاس دارید و استاد شش دانگ حواسش به شماست که چشم هایتان مثل بای سیکل ران شده و با تنه درخت هم باز نمی ماند. یک شات قهوه را زیر صندلی تان امتحان کنید. از کجا می آورید دیگر به ما ربطی ندارد، فقط حواستان باشد در آن هاگیر واگیر، قهوه بدون کافئین ندهند دستتان. بازاری ها کافئین بعضی قهوه ها را با آب یا یک حلال دیگر می گیرند.
در این صورت مجبورید با همان چشمان نیمه بسته به خانه بروید و در خماری اش باقی بمانید. البته هر چیزی به اندازه اش خوب است. به تحقیقات علمی هم گوش نکردید نکردید. بگذارید دعواهاشان که بین خودشان تمام شد و 100 سالی گذشت جدی بگیریدشان. اینها را گفتیم که بگوییم اینکه نوشیدن قهوه از بروز دریابت جلوگیری می کند را خیلی هم جدی نگیرید، بگیرید فقط خیلی جدی نگیرید. پارچ پارچ قهوه خوردن شما را تبدیل به یک معتاد به کافئین عصبی می کند که بیماری های قلبی در کمینش نشسته اند.

آشنایی با اصالت و رگ و ریشه خانواده قهوه ها

هر قهوه ای، قهوه نیست

همچنان که می دانید، دانه های قهوه دانه هایی ریز و بیضوی هستند که عین زبان وسطشان قاچ خورده و درختشان در مناطق گرمسیری می روید. دانه ها ابتدا به رنگ سبز هستند اما وقتی داغ شوند اول رویشان زرد و سپس قهوه ای و برشته می شود. خلاصه که نوشیدی محبوبی است.
اسپرسو و مافیای قهوه ای

این دانه ها که هواداران زیادی در جهان دارند، به دو نوع Arabica و Robusta تقسیم می شوند که اولی گران تر است و عطر و طعمش از باقی بهتر و دومی کافئینش بالاتر است و برای جوانه زدن و رشد قر و ناز اولی را ندارد. طعمش تلخ و ترش است و انواع بهترش در اسپرسو به کار می رود. یادتان باشد که گول اسم های مختلف قهوه هایی که در کافی شاپ ها سرو می شود را نخورید و مرعوب جناب کافی من با آن لبخند پیروزمندانه اش نشوید. 

اصولا همه انواع قهوه، به جز قهوه ترک و فرانسه که خودشان اند، پایه شان اسپرسوست و فقط چهره عوض کرده اند و رد گم. بنابراین هر جا خواستید پشم و پیل سفارش گیرنده را بریزید، نگاهی به منو بیندازید و به رویش بیاورید که همه شان مادرزادی اسپرسو اند. طرف فکر می کند حرفه ای هستید و شاید برایتان قهوه بهتری بیاورد. کیفیت هم عوض نشود لااقل آن لبخند پیروزمندانه که می رود. نمی رود؟

اخیرا در راستای کشف خوراکی های جدید، نگارنده به یک محصول وطنی هم دست پیدا کرده که دور دانه های قهوه لایه نازکی از شکلات کشیده و به عنوان شکلات قهوه و با ظاهری بس زیبا عرضه می کردند. در یک آزمایش، این محصول را به هرکه عرضه کردیم. با اخ و تف گیرنده مواجه شد و تنها  مشتری سالانه اش لابد خودش ماند و خودش. البته این تولیدات به ذات مهربان و برانگیزاننده قهوه لطمه ای وارد نمی کند.
نوع مرغوب چه طوری است؟

قهوه باید روشن باشد. خوش عطر و بو باشد. همچنین دست که می بری تویش پودر یکدست و نرمی داشته باشد. هرچه بهتر پودر شده باشد عطر و طعمش را بیشتر نشان می دهد. ضمنا بسته به اینکه چطور پودر شده باشد، کیفیت بهتری پیدا می کند. مثلا در حالتی که آسیاب می شود چون حرارت بیشتری در زمان پودر شدن تولید می شود کیفیت پودر تولید شده هم بهتر است. بدیهی است که با هزار و یک امکان موجود از هاون گرفته تا دستگاه های قدیمی مادرهامان به نام «یک دو سه» با مارک مولینکس! و... می شود دانه ها را پودر کرد. ضمنا اگر قهوه خور قهارید یا علاقه مندید که باشید، بهتر است برای خودتان یک آسیاب بخرید و هربار که هوس قهوه کردید همان موقع قهوه تان را پودر کنید تا بوی بهتر و بیشتری بدهد. بودادن دانه ها هم فیل هوا کردن نیست. میتوانید خودتان دست به کار شوید. تف دادنش مثل تخمه است. هرچه بیشتر حرارت بدهید. طبیعتا رنگش تیره تر می شود و کافئینش بیشتر آزاد می شود. اسپرسو از همه قهوه ها تیره تر است و مزه اش هم تلخ تر. لاته و فرانسه روشن ترند. اگر کافئین بیشتر می خواهید راه به دست آوردنش سوزاندن قهوه های بی زبان نیست دوست عزیز. از آن دانه های کوچک بی زبان چه توقعی دارید؟
نکته: برای تشخیص کیفیت قهوه فرانسه این کار را بکنید: مقداری از پودر را روی آب بپاشید و منتظر بمانید. نه به اندازه مرور کردن یک فصل از سریال جدیدی که گرفته اید اما می توانید با این بهانه که دارید میزان مرغوبیت کالا را اندازه می گیرید، کمی خانواده را دو در کنید و ضمنا آنها هم احساس کنند مهندس تحویل جامعه داده اند. منتظر چه هستید؟ منتظر این که ببینید قهوه تان ته نشین یا حل می شود یا نه. قهوه فرانسه با کیفیت معقول باید برای مدت طولانی روی سطح آب بماند.
نکته: تفاله اش را دور نریزید

در ظرفی که قهوه را در آن نگه می دارید کیپ کنید که عطرش نپرد. اگر درش را باز گذاشتید و چندی بعد که برای مهمان عزیزتان قهوه مخصوصتان را سرو کردید، دیدید قهوه تان بو و طعم خاک اره می دهد تعجب نکنید. آدمیزاد چوب اعمالش را می خورد در قهوه ای با همین طعم. اگر مزه چوب بهتان نمی چسبد لطفا ظرف در بسته قهوه تان را در یک جای تاریک و خشک و خنک قرار بدهید که نم نکشد. بعضی قهوه ها با گذر زمان طعم و مزه بهتری پیدا می کنند. هرچه بیشتر بمانند ترشی شان کمتر می شود و عطر بهتری می گیرند. جای اینکه تفاله قهوه تان را بخورید یا دور بریزید، آن را بدهید گلدان هایتان بخورند و در لذت خودتان آنها را هم شریک کنید. میزان نیتروژنش بالاست و کود خوبی برایشان محسوب می شود. همین مهربانی ها و توجه نشان دادن هاست که هم آنها و هم شما را شکوفا می کند.

قهوه محبوب ایرانی؟
نه ترک است و نه یونانی. در مالزی و سنگاپور و اندونزی تولید می شود. اما چون ترک ها طرز تهیه اش را کشف کردند، به قهوه ترک معروف شده! وگرنه این بی پدر و مادر اصلیت دیگری دارد. این قهوه، چون غلیظ است و به غلظت ما ایرانی ها می خورد، قهوه مورد علاقه ما ایرانی هاست. ضمنا هموطنان ارامنه مان هم در تهیه این قهوه حرف های زیادی برای گرفتن دارند. ضمن اینکه جاذبه های توریستی هم مانند فال بعد از نوشیدن دارد که کم کم به حرفه تبدیل و همین روزهاست که از مشاغل پردرآمد اعلام شود. این قهوه در فنجان های کوچک سرو می شود و چون موقع سرو یا دم کردن از صافی استفاده نمی شود، ته این مایع غلیظ یک لا یه لرد مانند می نشیند که بهتر است از خیر خوردن آن بگذرید. چون 7 هزار تومان بابت یک قلپ قهوه داده اید ته آن را لیس نزنید، خوبیت ندارد. این ته مانده، تفاله قهوه است و آدم با شخصیت تفاله نمی خورد. البته ما همواره به خوردن این نوع تفاله اصرار می ورزیم ولی اگر سعی در شیک بودن دارید بدانید و آگاه باشید که این تفاله خوری از میزان شیکی شما می کاهد.
طرز تهیه: هر شی مخروطی بی کله ای ارلن نیست. بعضی از آنها که معمولا مسی اند یا استیل و شبیه شیر جوش، ایبریک نام دارند. چهره شان آشناست و زیاد زیارتشان کرده اید و فقط اسمشان را نمی دانستید. حالا که آشنا شدید، یک فنجان کوچک آب داخل ایشان بریزد. یک قاشق (که به روایت های مختلف، سر پر و سر خالی، مرباخوری و چای خوری عنوان شده) قهوه ترک به آن اضافه کنید. اگر قهوه شیرین می خورید همین الان هرچقدر که شکر می خواهید به آن اضافه کنید. این طوری دمای جوش آب بالاتر می رود و قهوه تان بهتر عمل می آید. حالا هم بزنید تا شکر حل شود. اگر هم کلا پیرو شعار زندگی تلخ، قهوه تلخ هستید که فبها. حالا شعله گاز را روشن کنید و شعله را کم کنید. دستتان را بکنید میزان سنجش حرارت و بگیریدش روی آتش. یادتان باشد کباب دست نمی خواهید درست کنید. پس آن را در فاصله ای که ایبریک یا قهوه جوش را قرار است بگذارید بگیرید و از 2001 تا 2003 بشمرید. حرارت باید این قدر باشد که تا این حد دستتان طاقت بیاورد. حالا با دست کباب شده بایستید بالای سر قهوه جوش و منتظر باشید که کف قهوه بالا بیاید. اولین قل را که زد قهوه جوش را بردارید. قرار نیست عین کتری آب جوش قل قل بجوشد. برش دارید دیگر تا کفش از بین نرفته! قهوه ترک خوب باید رویش کف داشته باشد. حالا اگر قرار است برای چند نفر سرو شود کف را تقسیم کنید، بعد خود قهوه را بریزید.

قهوه را به روش های زیادی می شود نوش کرد، هرچقدر خلاقیت جواب بدهد

آفوگاتو، کاپولاته، موکالیزا...

می گویند برای اولین بار چوپان های اتیوپی قهوه را کشف کردند. می دیدند دام هاشان با خوردن دانه های این گیاه شنگول و سرحال می شوند. ظاهرا هی نگاه گوسفندها کردند و با دیدن حال خوش آنها به حال خودشان افسوس خوردند و بالاخره حسادت کار خودش را کرد و آنها هم آن دانه معجزه آسا را چشیدند و پس از آن دیگر با دام ها بر سر خوردن دانه ها دعوا داشتند. بخش دوم این روایت تخیلی است و هیچ ارزشی ندارد. اما اینکه تا سال ها این دانه ها خام خام خورده می شد واقعی است و عاری از تخیل. چون پوسته اطراف دانه قند دارد و شیرین است احساس نمی کردند.

موکا
گول اسمش را نخورید. یک قهوه قاطی پرافاده است که می خواهد با اسم خفنش ملت را گیج و گنگ کند. می توانید به دوستتان که زنگ زده بگویید دارید در کافه موکا می خورید تا کیفش ببرد و رویش هم نشود بپرسد اینکه می گویید یعنی چه. خودتان هم نمی دانید یعنی چه وگرنه پزش را نمی دادید.

طرز تهیه: یک قاشق قهوه را در قهوه ساز برقی بریزید و بگذارید قهوه ساز آماده اش کند. یک لیوان بردارید و دیواره اش را با سس شکلات تزئین یا به قولی آغشته کنید. حالا قهوه را به آن اضافه نموده و یک ترکیب قهوه کاکائو درست کنید. حالا لازم نیست طرز تهیه اش را به همه بگویید. در این صورت زن نمونه و عروس با سلیقه تلقی نخواهید شد بلکه اسامی دیگری برایتان در نظر می گیرند که شما هرگز از آنها مطلع نخواهید شد. حالا که کسی نمی داند شما چه هستید، می توانید روی قهوه را هم با کافی میت یا پودر شکلات یا کاکائو تزئین کنید. و اینک یک اجی مجی که شما را دو، سه لول با کلاس تر می کند. روی لیوان موکاتان کف شیر بریزد و حالا موکا تبدیل به موکاپینو می شود. اگر کف خامه و جای کف شیر بریزید که دیگر مکش مرگ ما تر هم خواهد بود و وسوسه انگیزتر. عجب باکلاس شیادی هستید شما!

اسپرسو
این نوع قهوه را آقای «لوییجی بتزرا»ی ایتالیایی در سال 1903 معرفی کرد. در این روش دم کردن، دوسوم قهوه ای که در فرانسه استفاده می شود را با مقدار کمی آب دم می کنند. البته نه در قهوه جوش که در دستگاه. دستگاه زود قهوه را دم می آورد و فرصت نمی دهد ترکیبات نامطلوب هم از آن استخراج شوند. حالا اگر دستگاهش را دارید در خانه و می خواهید آن را درست کنید یادتان باشد آبی که استفاده می کنید سرد و تازه باشد. 

فنجان ها را هم قبل اینکه در شان اسپرسو بریزید گرم کنید. فنجان ها سرد باشند آن یک لقمه اسپرسو فوری سرد می شود. باید روی اسپرسوتان خامه قهوه یا یک رویه کاراملی رنگ باشد. اگر احتمال می دهید که رویه کاراملی رنگ باشد. اگر احتمال می دهید نیست، تا می توانید قهوه را از بالا بریزید تا حسابی کف کند و کسی متوجه دستپخت تان نشود. گرم کردن فنجان ها هم در این صورت بی معنی خواهد بود. از آن فاصله که شما گرفته اید از دوش هم بیاید یخ می کند تا به زمین برسد.

کاپوچینو
بعد از این همه سال زندگی با آبرو آیا درست است که سر یک فنجان قهوه بی آبرویی به خرج دهید و کاپوچینو را در فنجان معمولی سرو کنید؟ این استاد معظم کف و خون، ببخشید کف و شیر باید در فنجان های پهن سرو شود که یک جور رهاشدگی را در خود دارند. حالا که فنجان آماده است با ترکیب یک سوم اسپرسو، یک سوم شیر داغ و یک سوم کف شیر یک کاپوچینو بسازید. می توانید برای غلیظ تر شدن، یک اسپرسوی دیگر هم به آن اضافه کنید. کمی پودر نسکافه روی کف بریزید. شکر هم اگر خواستید یا باید اول به اسپرسو اضافه کنید یا بگذارید به عهده خورنده. حالا همین طور که دارید کاپوچ می خورید به این فکر کنید که چرا روی کاپوچ لکه لکه است؟ پاسخ: روایت است که کاپوها دوره گردهای ایتالیایی بودن که آفتاب صورتشان را لکه های ریزی انداخته بود. روی کاپوچینو هم مقداری نسکافه می ریزند تا لکه لکه شده و بتوانند به آن بگویند کاپوچینو. سوال بعدی: این حرکت از شدت عشق به کاپوها می آید یا به خاطر تحقیرشان است؟

کافه لاته 
به لاتیش نگاه نکنید. طبل توخالیست. بیشترش شیر است تا قهوه ولی با این حال ادعایش می شود. این قهوه یک جور اسپرسوی غلیظ است که روش را مقدار زیادی شیرداغ می ریزند و رویش هم یک لایه کف شیر. مثل کاپوچینو است ولی نسبت مقدار کف شیر و شیر داغ و اسپرسویش فرق می کند. در کاپوچینو این نسبت ها مساوی است ولی در لاته شیر دو برابر اسپرسو است  و کفش هم کمتر.

کافه گلاسه
اصولا قهوه را می شود با خیلی چیزها قاطی کرد و چیزهای تازه به دست آورد. مثلا شاید بشود آن را با خریزه یا طالبی هم قاطی کرد و قاط زد. کافه ها ترکیب های این چنینی اند که مواد ترکیبی شان از مواد ترکیبی پیشنهادی ما هوشمندانه تر انتخاب شده و ترکیب وصفی خوبی ساخته. کافه گلاسه یکی از همین هاست که یک جور دسر سرد است با قهوه. برای تهیه آن دو لیوان بستنی وانیلی را با یک فنجان خامه رقیق مخلوط می کنند. یک فنجان و نیم قهوه را هم شکر می زنند. بعد این دو را با هم مخلوط می کنند و می گذارند در فریزر که قوام بیاید. کافه گلاسه را باید در لیوان بخورید نه در فنجان.

شیر قهوه
و اینک روشی دیگر برای خوردن قهوه. یک فنجان قهوه (اسپرسو یا فرانسه) را با کمی پودر شکلات یا دارچین به شیر جوشیده اضافه کنید یا برعکس. شیرتان داغ داغ نباشد حول و حوش 75 درجه خوب است! یک لا یه کف شیر هم اگر روی آن بریزید که نور علی نور است. می توانید قهوه را آخر سر بریزید. در این صورت آرام و از وسط فنجان که کف را خراب کنید، این کار را بکنید. همین طور شره نکنید قهوه را در آن. حالا کمی پودر قهوه با دارچین هم برای تزئین. شیر قهوه ما آماده است.

میلک شیک قهوه
این هم یک دسر سرد دیگر. دو فنجان شیر با یک قاشق شکر و چهار قاشق بستنی وانیلی و قهوه سرد و غلیظ را مخلوط کنید و بریزید توی مخلوط کن و چند دقیقه بزنید. حالا آن را بریزید در یک لیوان که از قبل سرد شده. به همین سادگی، به همین خوشمزگی.

فرانسه
این قهوه هم ربطی به فرانسه ندارد و در برزیل عمل می آید اما چون آقای ژان پاتیست دو بلوا آن را برای اولین بار در فرانسه تهیه کردند، به قهوه فرانسه معروف شده. پودر قهوه فرانسه درشت تر از ترک و اسپرسو است و ویژگی قهوه فرانسه این است که کمی چرب تر است و چند ساعت می شود آن را گرم نگه داشته. بیشتر ایرانی ها قهوه سازی که در خانه دارند برای قهوه فرانسه است که البته می شود استفاده بهینه ازش کرد و اسپرسو را هم با همان تهیه کرد.

نسکافه
یک جور قهوه فوری است خوراک تنبل ها و آدم هایی که اغلب نسبت های بدی متوجهشان است. از ما می شنوید اصلا طعم یک قهوه واقعی را ندارد. بیشتر توهم قهوه است تا خودش اما به هر حال کاچی به از هیچی است و ضمنا می شود با ترفندهایی خوشمزه ترش هم کرد؛ مثلا می توانید نسکافه کلاسیک را با گلد به نسبت پنج به دو یا چهار به یک مخلوط کنید. آب جوش یا شیر یا اگر عشقتان کشید هر دو را به آن اضافه کنید. از آنجایی که چیزهای عشقی خوشمزه تر از چیزهای حساب کتابی است، کافی میت را کاملا عشقی جایگزین شیر کنید تا نتیجه خوشمزه تر شود. کافی میت چرب تر است و بر همگان روشن است که راز خوشمزگی در چربی بیشتر است. حالا که کار به اینجا کشیده و دست ها رو شده، کمی خامه هم اضافه کنید. درست است که دست ها رو شده اما دل و روده قوطی خامه را بگذاریم پنهان بماند و همه قوطی خامه را خالی نکنید. یک قاشق کوچک فقط حالا روی فنجان قهوه فوری تان کمی کف شیر بریزید بعد رویش را پودر قهوه یا کاکائو یا دارچین بریزید و بعد با خلال دندان رویش دو قلب بکشید که تیری از میانش رد شده. این است یک قهوه فوری عشقی.

آفوگاتو و غیره
یکی از ژانگولرهایی است که یکی یک جایی زده و اعتماد به نفس ارائه اش را داشته. شما هم می توانید کسی باشید که آفوگاتویی دیگر به دنیای قهوه ها ارائه می کنید اگر بدانید که آفوگاتو چیست. یک فنجان اسپرسوست که یک قاشق بستنی را در آن انداخته اند. همین! همین شده یک دسر که بعد از ناهار و شام خورده می شود. آیا شما از این آفوگاتوساز هم کمترید؟ دست به کار شوید و تا همه بستنی ها تمام نشده چند قاشق دیگر به آن اضافه کنید و اسم خودتان را بزنید بغلش. ابتکارهای دیگر فعلا زده شده. مثلا اسپرسو کن پنا یک اسپرسوی معمولی است که روی سطحش خامه زده شده دارد با شکلات تلخ، دوپیوو، اسپرسوی دوبل است یعنی دوبرابر یک اسپرسوی معمولی قهوه دارد. موچا اسپرسوی معمولی است همراه با شکلات داغ و شیر گرم که در یک لیوان شیشه ای سرو می شود. کافه فردو اسپرسوی معمولی است فقط سرد شده! این نوشتار خرد است. شما هم با افزودن به آن به گسترش جامعه کافی دوست ها کمک کنید.

قهوه سازی

کف زن: یک چیزی است در مایه های همان هم زن. ارزان است و اگر قهوه خور حرفه ای هستید خوب است یکی از اینها را هم داشته باشید. نگران نباشید جیب شما امن خواهد ماند و ضمنا با آن می توانید برای پذیرایی از خودتان و دیگران سلیقه به خرج بدهید و دل مهمان را کف بروید. وقتی از کف زن استفاده می کنید اگر حالش را داشتید و نگران چربی تان نبودید کمی خامه هم به آن اضافه کنید تا نتیجه کارتان سنگین تر و حجیم تر و خوشمزه تر شود. یادتان باشد هرچه کمتر کف بزنید بیشتر از کفتان می روند.

آسیاب: جهت پودر کردن دانه های قهوه است. صدای خرت خرت خوبی وقت سابیدن قهوه درست می کند که به تنهایی می تواند مسکن اعصاب باشد. البته برای شما، نه برای شنونده.

قهوه خوری

آب سرد را بگذارید کنار فنجان قهوه تان. هم یک لیوان آب سرد که حاشیه بیرونیش بخار گرفته هم خوشگل و شیک است هم ملت فکر می کنند قهوه خور حرفه ای هستید. حالا قبل خوردن قهوه اول آب سرد بخورید. این طوری کامتان آماده می شود تا طعم قهوه را بهتر جذب کند. بعضی ها قبل خوردن قهوه ترک بعد ناهار یک لیوان عرق نعنا می خورند. بعضی ها هم آن را با طعم های مختلف قاطی می کنند. مثلا کمی هل یا دارچین یا شکلات می ریزند تویش که البته به نظر ما بسیار کار لوسی است. آخر کار اگر می خواهید کافئین کمتر وارد خون مبارکتان شود لیوان آبتان را تمام کنید. آب زحمت دفع بخش زیادی از کافئین را می کشد. نکته کاربردی دیگر اینکه: ظاهرا بوییدن دانه های قهوه بعد از آشپزی کمک می کند اشتها برگردد. چون جنبش مولکول های قهوه کمک می کند مولکول های غذا از گیرنده های بویایی بینی جدا شوند. 

دانستنی های سیاسی – جغرافیایی قهوه

گفته می شود قهوه بعد از ورود اسلام و حرام شدن مشروبات الکلی بین مسلمانان رواج پیدا کرد تا جایگزین نوشیدنی های سابق باشد.

*قهوه زمان صفوی ها جای خودش را بین ایرانی ها باز کرد و تا قرن نوزدهم که چای نوشیدنی غالب مردم شد همچنان محبوب بود. ظاهرا ابن سینا در کتاب خود شرح جامعی در مورد قهوه آورده. البته ایرانی ها در آن عصر به آن بونو (Buno) می گفتند که هنوز در اتیوپی همین واژه برای آن استفاده می شود. علی الظاهر ابن سینا قهوه را به منظور تحریک بیماران افسرده استفاده کرده است.

*خوردن قهوه در دوره ای کوتاه در اوایل قرن شانزدهم میلادی برای مسلمان ها حرام شد تا قبل آن این نوشیدنی را تحت عنوان «نوشیدنی مسلمانان» هم می شناختند.

قهوه در واقع «قهوه البن» بوده یعنی شراب گیاه بن.

*اولین قهوه خانه یا کافی شاپ جهان سال 1475 در استانبول تاسیس شد.

*یمن در قرن پانزده مرکز صادرات قهوه به شهرهای بزرگ خاورمیانه و قاهره و استانبول بود.

*اولین کافی شاپ اروپایی ها در دهه 50 میلادی در آکسفورد و لندن و ونیز افتتاح شدند.

*اولین دستگاه اسپرسوساز خانگی سال 1822 در فرانسه ساخته شد. ایتالیایی ها 1905 اولین دستگاه اسپرسوساز تجاری شان را ساختند.

*دولت سوئد دوبار مصرف قهوه را به خاطر حمایت از اقتصاد ملی ممنوع کرد. 1756 و طی 1817-1822 که موفق هم نبود.

روانشناسی جالب از زنگ تلفن همراه

جهان هر اندازه پیشرفته‌تر می‌شود، نیاز انسان تنها به ارتباط هم بالاتر می‌رود. انسان صنعتی که خود، آرمان‌ها و انگیزه هایش را گرفتار جهان مدرن می‌بیند ناگزیر است آن را پذیرفته و تابع آن باشد اما در فطرت خود در اوج شکوفایی و تکنولوژی دنبال عنصر دیگری است تا او را از تنهایی رها کند.


بنابراین او باز هم تکنولوژی را تنها راه تسکین دردهای خود دانسته و با پیشرفته تر کردن آن سعی می‌کند ارتباط خود را گسترش دهد.


بطوری که بعد از انقلاب صنعتی ارتباط انسان از تلگراف به تلفن تحول پیدا کرد و اکنون عمده ارتباط‌های بین فردی و یا حتی جمعی با وسیله پیشرفته‌تر مخابراتی یعنی تلفن‌های همراه شکل می‌گیرد. او همراه با توسعه علم سعی می‌کند دلتنگی‌هایش را کاهش دهد


مثل اینکه تلاش دارد سیستمی را اختراع کرده تا افراد هنگام صحبت کردن با تلفن همراه بدون در نظر گرفتن بعد مسافت تصویر یکدیگر را هم ببینند.


با این پیشرفت و توسعه در زندگی مدرن امروزی آنچه بیشتر از هر چیز جلب توجه می‌کند. اثر ورود این قبیل دستاوردهای بشری در زندگی آنها است. تئوری‌های اولیه جامعه‌شناسی و روانشناسی اجتماعی اثر تکنولوژی را بر زندگی انسان اثری جامع‌تر دانسته و معتقد است


تنها تکنولوژی است که به فرآیندهای فکری و روانی افراد تأثیر می‌گذارد. در حالی که مطالعات گسترده‌تر نشان داده است که این رفتار و خواسته‌ها و برخوردهای انسان است که بر تکنولوژی تأثیر متقابل می‌گذارد.

ورود فرهنگ جدید ارتباطی

در هر حال هم تکنولوژی تحت‌تأثیر شخصیت و روند فکری افراد قرار می‌گیرد و هم آدمی متأثر از تکنولوژی و دنیای مدرن خویش است. بدین ترتیب مطالعات زیادی پیرامون اثرات تکنولوژی بر زندگی افراد صورت گرفته است و نتایج جالبی نیز به‌دست آمده است.

دکتر علیرضا شریفی یزدی، جامعه‌شناس و عضو پژوهشکده خانواده در این باره می‌گوید: «دنیای معاصر ما دو ویژگی بارز دارد و آن هم بالا بودن حجم تبادل اطلاعات و ارتباطات الکترونیکی میان افراد است. این دو ویژگی کاملاً در وسیله ارتباطی تلفن همراه قابل مشاهده است.


زیرا تلفن همراه امروزی دستگاه چند رسانه‌ای است که افراد می‌توانند اخبار را از آن ردیابی کرده و به اینترنت و شبکه‌های روز دنیا متصل شوند و حتی از طریق آن به تحصیل مجازی در دانشگاه بپردازند. در همه این حالات این دستگاه مدرن روی زندگی انسان‌ها و ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی‌شان تأثیر می‌گذارد.


نسل‌های گذشته به‌دلیل محدودیت ارتباطی با افراد کمتری ارتباط فکری داشته‌اند و امروزه تلفن همراه با ورود به زندگی افراد دایره جغرافیایی دوستان را بیشتر پوشش می‌دهد.
امروزه ثابت شده است هر وسیله‌ای پس از ورود به بازار فرهنگ خاصی را وارد آن جامعه می‌کند.

کشورهایی که مبدأ هستند و مبدع تلفن همراه و تکنولوژی‌های بعدی آن هستند معمولاً به‌طور راحت‌تری فرهنگ استفاده را در آن جامعه رواج می‌دهند،


اما وقتی این تکنولوژی به سایر کشورهای مصرف‌کننده سوق داده می‌شود طبیعی است که نیاز به صرف زمان و آگاهی بیشتری برای فرهنگ‌سازی دارد.


گاهی اوقات این تکنولوژی باعث تغییر فرهنگ یک جامعه نیز می‌شود. به‌طور مثال پس از ورود این قبیل وسیله‌های ارتباطی به کشور ما فرهنگ رفت و آمد رودررو خانوادگی و صله رحم و ارتباط چهره به چهره کاهش پیدا کرده و به مرور زمان فرهنگ ارتباط تلفنی جایگزین آن شده است.


با این مثال می‌توان پی برد که علت مقاومت‌های روزبه‌روز خانواده‌ها در برابر پیامدهای منفی این وسیله ارتباطی چیست؟!

پیامدهای منفی استفاده از تلفن همراه

اگرچه تلفن همراه با همه فواید ارتباطی‌اش عضو جدایی‌ناپذیر زندگی ما است و فواید آن بیشتر از ضررهایش است اما از پیامدهای منفی آن که ناشی از همان تضاد و دوگانگی فرهنگی است نیز نباید غافل شد. دکتر شریفی یزدی می‌گوید: «ارتباطات سهل و آسان از طریق دستگاه تلفن همراه باعث شده


امکان نظارت والدین بر فرزندان و رفتار آنها کمتر باشد. در نتیجه کیان خانواده دچار مشکلات جدیدی می‌شود مثل اینکه فرزندانشان با شبکه‌هایی از افراد ناهمساز آشنا می‌شوند و با انبوه‌سازی شبکه‌های تلفنی، فرزندان حتی سیم‌کارت‌های متعددی در اختیار داشته و کنترل آنها از سوی والدین با مشکلات بیشتری روبه‌رو است.


پیشرفت تکنولوژی دستگاه‌های موبایل نیز امکانات نامناسب و خارج از سن مثل بلوتوث‌های ضداخلاقی و شرم ستیز را در اختیار کودکان قرار می‌دهد.


دکتر عزت‌اللـه کردمیرزا، روانشناس و عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی نیز درباره پیامدهای منفی این وسیله ارتباطی می‌گوید: «وقتی گوشی‌های تلفن همراه به مرور پیشرفته‌تر می‌شوند افراد احتیاج کمتری به برقراری ارتباط پیدا می‌کنند.


آنها با یک پیامک نیاز ارتباطی را کمتر کرده و ارتباط بین فردی و انسانی را به حداقل می‌رسانند و در نتیجه یک آسیب نو ظهور تغییر فرهنگ، عاطفه و احساس افراد را تهدید می‌کند.


بعضی افراد هم با نداشتن تلفن همراه احساس خلأ می‌کنند. ناگوارتر اینکه در برخی فرهنگ‌ها تعداد سیم‌کارت‌های فروخته شده را شاخص توسعه یافتگی آن جامعه می‌دانند


غافل از اینکه با این روند شاخص آسیب‌زایی جامعه مثل انحرافات کودکان و نوجوانان و تصادفات رانندگی و... نیز بالاتر می‌رود و در نتیجه تهدیدی جدی برای جامعه محسوب می‌شود.


در هر حال با دانش به پیامدهای منفی فرهنگی و اجتماعی این وسیله ارتباطی دکتر شریفی یزدی تنها راه رهایی از این پیامدها را آموزش صحیح می‌داند و می‌گوید: «نظام آموزشی و رسانه‌ها موظفند آموزش‌هایی را به افراد داده و خانواده‌ها را در طریقه استفاده فرزندانشان از این وسیله راهنمایی کنند.


اینکه چقدر آنها را در استفاده از تلفن همراه آزاد گذاشته و در برابر استفاده نامناسب از این وسیله چه برخوردی را به کار گیرند؟!


یکی از آموزش‌هایی که لازم است به افراد داده شود روش استفاده از تلفن همراه در مکان‌های عمومی است.


دو دانشمند انگلیسی در سال 1999 یک تحقیق میدانی درباره استفاده از تلفن همراه به عمل آوردند و به این نتیجه رسیدند که عمده تماس‌های افراد در خیابان‌ها و مکان‌های عمومی شکل می‌گیرد


و افراد در این مکان‌ها به طور ناخودآگاه تمایل دارند با صدای بلندتری صحبت کنند و آنها از بودن گوشی تلفن همراهشان احساس امنیت خاطر بیشتری می‌کنند.


خوشبختانه با گذشت چند سال از ورود این تکنولوژی به کشور ما فرهنگ استفاده از آن در خیابان‌ها و مکان‌های عمومی تغییر کرده و افراد در مکان‌های سربسته و شلوغ سعی می‌کنند کمتر از این وسیله استفاده کرده و یا با صدای آرام با آن صحبت کنند.


با این وجود هنوز زمینه‌های فرهنگ‌سازی، تحقیقی و آموزشی پیرامون استفاده از تلفن همراه ادامه دارد. یکی از این زمینه‌ها استفاده از زنگ تلفن همراه در مکان‌های مختلف است.

شخصیت روانی افراد و زنگ تلفن همراه


به طور کلی شخصیت روانی افراد تحت تأثیر عوامل متفاوتی قرار می‌گیرد، یکی از این عوامل ورود تکنولوژی به زندگی آنها است. بنابراین روان‌شناسان و جامعه‌شناسان نیز از این پدیده نوظهور اجتماعی به آسانی گذر نکرده و تحقیقات چندی را به عمل آوردند.
دکتر کردمیرزا در این باره می‌گوید: «در روان‌شناسی


5 عامل بزرگ شخصیت مطرح است که براساس آن افراد به پذیرای تجربه، انعطاف‌پذیر، برون‌گرا، درون‌گرا یا در خودمانده و سازگار و یا توافق جو تقسیم می‌شوند.

با این تعریف و دسته‌بندی افرادی که از تکنولوژی‌های نو استفاده می‌کنند افرادی هستند که پذیرای تجربه‌اند، انعطاف‌پذیر، برون‌گرا و سازگارند و آن دسته از افرادی که از تکنولوژی‌های نو استقبال نمی‌کنند


افرادی هستند که انعطاف‌پذیری‌شان در سطح پائین‌تری قرار دارد و پذیرای تجربه‌های جدید نبوده و افرادی در خود مانده‌اند.


محسن ایمانی، روان‌شناس نیز در این باره می‌گوید: «افراد براساس شغل، جنسیت، موقعیت اجتماعی و... استفاده‌های متفاوتی از گوشی تلفن همراه دارند


و نسبت نیازشان به این تکنولوژی هم متغیر است. ولی به طور کلی گفته شده است که برخی شخصیت‌ها مثل شخصیت‌های خجالتی سعی می‌کنند از طریق تلفن همراه با دیگران ارتباط برقرار کنند.


همچنین بین شخصیت افراد و انتخاب زنگ تلفن همراهشان رابطه مستقیم برقرار است. به طور مثال فردی که شخصیت آرامی ‌دارد از زنگ‌های با ریتم آرام استفاده می‌کند و شخصیت‌های رؤیایی به سراغ زنگ‌هایی می‌روند که ریتم ملایمی داشته و آنها را در رؤیاهایشان غرق می‌کند.

بنابراین انتخاب برخی زنگ‌ها دلیل عاطفی داشته و فرد با شنیدن آن آهنگ خاطراتی برایش تداعی می‌شود و افراد هیجانی از آهنگ‌هایی با ریتم تند استفاده می‌کنند. از این رو هر فرد براساس روحیات و تمایلاتش از زنگ‌هایی خاص استفاده می‌کند.


تعدادی از دانشمندان تحقیقی در این زمینه به عمل آوردند. آنها قبل از بررسی استفاده افراد از گوشی تلفن همراه از آنان خواستند تا پرسشنامه شخصیت را پر کنند.


سپس ریتم‌های آهنگ تلفن همراه را به چند دسته زنگ‌های ضربه‌ای، خاموش (سایلنت)، آرام و با هارمونی بالا، بلند و با ریتم تند آهنگ‌های معروف دسته‌بندی کردند. آنها در نتایج تحقیق خود دریافتند افرادی که از زنگ‌های ضربه‌ای و غیرمنتظره استفاده می‌کنند


مثل صدای بوق یک کامیون یا صدای حیوانات و... معمولاً شخصیت‌های غیرقابل پیش‌بینی دارند و نیازمند جلب توجه عامه مردم هستند. گفته می‌شود این افراد غالباً بلوغ فکری‌شان در سال‌های بالاتر عمر آنها رخ می‌دهد. البته برخی افراد نیز به طور غیرمنتظره‌ای صدای یک کودک یا یکی از اعضای خانواده خود را روی زنگ تلفن همراهشان قرار می‌دهند


که این موضوع نیز نشانگر وسواس فکری آنها است. افرادی که سعی می‌کنند در موقعیت‌های مختلف از صدای خاموش یا در اصطلاح تکنولوژیک آن، «سایلنت» استفاده ‌کنند شخصیت‌هایی محتاط داشته که بیشتر جویای امنیت هستند و صدای ناگهانی و تکان‌دهنده تلفن همراه آنها را بی‌قرار و مضطرب می‌کند.
همچنین کسانی که از آهنگ‌هایی با ریتم آرام و نت‌های با هارمونی بالا استفاده می‌کنند


معمولاً خواهان زندگی آرام و بی‌دغدغه بوده و درون‌گرا هستند و بیشتر از هر چیز جویای آرامش‌اند. البته توصیه غالب روان‌شناسان اجتماعی و جامعه‌شناسان بر این است که افراد از این زنگ‌ها استفاده کنند. زنگ‌های معمولی که در موقعیت و مشاغل متعدد، مناسب است.


خصوصاً افرادی که به طور مداوم با اقشار متفاوت جامعه در ارتباط هستند این زنگ می‌تواند بهترین انتخاب برای آنان باشد. انتخاب آهنگ‌های معروف ویژه کسانی است که سلیقه‌های فردی خاصی دارند. خصوصاً کسانی که از موسیقی‌های خاص استفاده می‌کنند این ویژگی در آنها بارزتر است

و معمولاً گفته می‌شود این افراد تفکرات اندیشمندانه‌ای درباره استفاده از گوشی تلفن همراه دارند. البته افرادی نیز هستند که از موسیقی‌های قدیمی برای زنگ موبایل خود استفاده می‌کنند که در این صورت گفته می‌شود آنها افرادی هستند که خاطرات قدیمی‌شان را بیشتر دوست داشته و روحیه باستانی دارند.


با این تفاسیر با گسترش تکنولوژی بررسی‌های جامعه‌شناختی و انسان‌شناسی نیز ادامه دارد و به نظر می‌رسد برای فرهنگ‌سازی ورود تکنولوژی جدید به جامعه ابتدا می‌بایست تحقیقات و پژوهش‌های جامعه‌شناختی و روان‌شناسی متناسب با فرهنگ شکل گیرد.

چه دلایلی برای داشتن یا نداشتن فرزند دوم دارید؟

خیلی از مادرهایی که کودک‌شان در سنین بین 2 تا 5 سالگی به سر می‌برد، به موضوع فرزند دوم فکر می‌کنند. حتی اگر تکلیف‌تان را با خودتان کاملا هم روشن کرده باشید، ممکن است در مورد بعضی از دلایل هنوز تردید داشته باشید. دلایلی که برای داشتن یا نداشتن فرزند دوم در این دو صفحه گفته شده، می‌تواند به شما نشان بدهد که به کدام دلایل باید جدی‌تر فکر کنید و کدام‌های‌شان بهانه‌های نادرستی هستند.

می‌ترسم دومی را مثل اولی دوست نداشته باشم

درست فکر می‌کنید! شما هیچ وقت دو فرزندتان را «مثل هم» دوست نخواهید داشت، اما این به معنای بیشتر دوست داشتن یکی نیست. همه مادرها با گذشت چند سال به قدری عاشق فرزندشان می‌شوند که نمی‌توانند باور کنند می‌شود موجود دیگری را هم این قدر دوست داشت. مادر 2 کودک 4 و یك ساله می‌گوید: «وقتی پسر اولم دنیا آمد، از همان لحظه تولد، احساس کردم یک عشق جادویی بین من و او برقرار است؛ اما این اتفاق در مورد پسر دومم نیفتاد. آن موقع فکر می‌کردم بدترین مادر دنیا هستم، اما بعدها فهمیدم هیچ چیز بین کودک اول و دوم شبیه هم نیست. پسر کوچک‌ترم به سرعت خودش را توی دلم جا کرد و حالا من نمی‌توانم زندگی‌ام را بدون او تصور کنم.»

تفاوت روحیه کودک اول و دوم و فرضیات ذهنی شما در مورد مادری که بر اساس خاطرات‌تان با کودک اول ساخته شده، می‌تواند به این موضوع دامن بزند و در دوران بارداری و ماه‌های اول نوزادی کودک دوم حال‌تان را بگیرد! زود افسرده نشوید. کافی است به خودتان زمان بدهید تا ببینید عشق چطور معجزه می‌کند.

البته ممکن است برعکس این اتفاق هم رخ بدهد. یک مادر دیگر می‌گوید: «وقتی فرزند دومم به دنیا آمد، من چنان غرق رابطه با او شدم که پسر بزرگ‌ترم را کلا به پدرش واگذار کردم. این چند ماه از طرفی موجب شد رابطه پسرم با پدرش بهتر شود و از طرفی هم به من اجازه داد تا کودک کوچکم را به خوبی بشناسم. به مرور هر کدام از آن‌ها جایگاه خودشان را در زندگی من پیدا کردند و حالا رابطه‌ام با هر دو عادی است.» در هر دو حالت، با گذشت چند ماه دیگر یادتان نخواهد آمد که دوست داشتن تنها یکی از آن‌ها چطور بوده است!

می‌خواهم تمام امکانات و توجه‌ام را به یک کودک اختصاص بدهم

ممکن است شما از نظر اقتصادی در مضیقه باشید یا هر دو به صورت تمام وقت شاغل باشید و واقعا فرصت و هزینه رسیدگی به یک کودک را هم به زحمت فراهم کرده باشید. در این صورت می‌توانید در مورد این موضوع جدی‌تر فکر کنید. اما اگر یک خانواده معمولی هستید، در مورد این موضوع سخت نگیرید. بزرگ کردن فرزند دوم به مراتب آسان‌تر از فرزند اول است. تجربه شما، هزینه‌هایی که قبلا صورت گرفته (مثل تجهیز اتاق کودک) و حتی روحیه خودتان که حالا سهل‌گیرتر شده‌اید و برای هر چیزی تا سرحد مرگ مضطرب نمی‌شوید، به شما کمک می‌کند که راحت‌تر کودک دوم را بزرگ کنید. ضمن این که کودک بعد از گذر از دوران نوزادی و شیرخواری و در حدود 18 ماهگی می‌تواند به کودک بزرگ‌تر ملحق شود و ساعت‌های زیادی را با همدیگر پر کنند. علاوه بر این‌ها شما نمی‌توانید «همه چیز» را به کودک‌تان بدهید. عاطفه خواهر و برادری، رقابت، اشتراک، مالکیت و یک همبازی با ویژگی‌های مشترک تربیتی چیزهایی هستند که شما حتی اگر تمام وقت و هزینه‌تان را هم صرف کودک‌تان کنید، نمی‌توانید به او بدهید. شما حداکثر می‌توانید یک مادر و پدر عالی باشید، اما نمی‌توانید جای خواهر یا برادر را برای او بگیرید.

توان جسمی یا روانی برای بزرگ کردن یک کودک دیگر را ندارم

این را خودتان باید تشخیص بدهید. بارداری دوم، یک زایمان دیگر و دوره شیردهی مجدد می‌تواند تمام آسیب‌های جسمی کودک اول را شدیدتر کند. به خصوص اگر فاصله سنی بین کودکان کم باشد (کمتر از 3 سال) ممکن است دچار عوارض جبران‌ناپذیری مثل آسیب به دندان‌ها و استخوان‌ها، افتادگی در نواحی زیر شکم و حتی تغییر فرم اندام شوید. تنها راه پیشگیری از این مشکلات، رعایت یک فاصله سنی مناسب با توجه به نظر پزشک متخصص و رعایت رژیم مناسب غذایی و ورزشی در فاصله تولد بین 2 کودک و بعد از هر زایمان است.

توان روانی و قدرت اعصاب شما هم عامل مهمی است. کودک دوم، به معنای دو برابر شدن مشکلات نیست، بلکه همه مسائل چند برابر می‌شوند. بعضی از مادرهایی که تا پیش از تولد فرزند دوم، خونسرد و آرام بوده‌اند، اعتراف می‌کنند که در چند ماه اول تولد فرزند دوم‌شان برخوردهای عصبی و نامتعادلی با کودک اول‌شان داشته‌اند که برای خودشان هم عجیب بوده. بی‌خوابی، شیردهی، ضعف ناشی از بارداری و زایمان و رسیدگی شبانه‌روزی به شیرخوار می‌تواند تا مدت‌ها برنامه زندگی شما را از روال معمولی خود خارج کند. بنابراین پیش از تصمیم به بارداری مجدد، باید به این مسائل آگاه شوید و با پیش‌بینی همه شرایط، فاصله سنی مناسب را بین دو فرزند در نظر بگیرید.

می‌خواهم کودک اولم هم‌بازی داشته باشد

اگر به این دلیل به فکر فرزند دوم هستید، جدا در تصمیم‌تان تجدید نظر کنید. نوزاد کوچک شما تا حدود 2 سالگی، فقط می‌تواند ناظر برادر یا خواهر بزرگ‌ترش باشد و حتی ممکن است بیشتر «مزاحم» او باشد تا هم‌بازی‌اش. به خصوص اگر فاصله سنی کودکان بیشتر از 5 سال باشد، عملا نمی‌توانید روی فرزند دوم به عنوان هم‌بازی حساب کنید، چون تا رسیدن او به 2 سالگی، فرزند اول‌تان وارد محیط مدرسه شده و از بازی‌های کودکانه دور شده. از همه مهم‌تر این که کودک دیگر، یک شخصیت واقعی است؛ اسباب‌بازی کودک اول نیست و شما اجازه ندارید وجود او را تنها به خاطر کودک اول بخواهید. برای همبازی کودک‌تان می‌توانید روی مهدکودک حساب کنید.

می‌خواهم یک خانواده گسترده داشته باشم

این دلیل، بیشتر از انتخاب داشتن یا نداشتن فرزند دوم، به سبک زندگی شما مربوط می‌شود. همان قدر که داشتن یک فرزند می‌تواند سبک زندگی شما را عوض کند و شما را از یک زوج جوان آزاد به یک مادر و پدر پرمسئولیت تبدیل کند، فرزند دوم می‌تواند شما را به یک خانواده شلوغ و پرمسئله تبدیل کند. در اغلب کشورهای پیشرفته، اصل خانواده با حداقل 4 نفر تعریف می‌شود و ترکیب یک زوج و یک کودک چندان هم خانواده به حساب نمی‌آید. با این حساب فکر کردن به فرزند دوم برای گسترده کردن خانواده یک دلیل خوب است که باید پیش از آن خودتان را برای این نوع زندگی آماده کرده باشید.

می‌خواهم سهم عشق را در زندگی‌ام بیشتر کنم

یک دلیل رمانتیک و زیبا برای داشتن یک فرزند دیگر همین است که اگر زیرساخت‌های آن در خانواده و در درون شما مهیا باشد، بسیار عالی است. یادتان باشد، کودک دوم، یک کپی از کودک اول‌تان نیست. سعی کنید سختی‌ها و مشکلات ماه‌های اول تولد فرزندتان را به یاد بیاورید. به خصوص اگر کودک اول شما حالا بزرگ و مستقل شده، ممکن است با تولد فرزند دوم از حجم مشکلات روزهای اول شوکه شوید. اگر فرزند اول شما دوران نوزادی آرامی داشته، خوب می‌خوابیده، بی‌قراری نمی‌کرده و خوش‌غذا بوده، ممکن است کودک دوم‌تان با خصوصیاتی متفاوت شما را غافلگیر کند. پیش از تصمیم‌گیری در مورد فرزند دوم این موضوعات را مد نظر قرار بدهید.

وقـتی گروه خونی شما راز‌های‌تان را برملا می‌کند

در میان چیزهایی که نوزادان از والدین خود به ارث می‌برند، علاوه بر چهره، خصوصیات فیزیکی و بیماری‌ها، می توان به گروه خونی نیز اشاره کرد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس تحقیقی که یک موسسه ژاپنی در مورد گروه‌های خونی انجام داده، به نظر می‌رسد برخی ویژگی‌های شخصیتی با گروه‌های خونی خاصی مطابقت دارد. اگرچه این نتایج جزو پیش‌بینی‌های نه چندان قابل اتکا هستند، اما آشنایی شما با حاصل این تحقیق و آنچه ژاپنی‌ها می‌گویند می‌تواند کمک‌تان کند تا به خصوصیات فرزندتان در آینده توجه بیشتری داشته باشید و برای بروز برخی از رفتارها در او خود را آماده کنید. 


گروه خونی o

کوچولوی شما در آینده می‌خواهد یک مدیر باشد و هنگامی که چیزی می‌خواهد همواره در تلاش است آن را به دست آورد و حفظ کند. او برای رسیدن به هدفش مبارزه سختی خواهد کرد و در این راه جسارت و شجاعت بسیاری از خود نشان خواهد داد و این درست همان چیزی است که از هر لیدر‌ها انتظار می‌رود.  فرزند شما با این گروه خونی اعتماد به نفس بالایی خواهد داشت، وفادار و احساساتی است. 

نقاط ضعف بچه‌های گروه خونی o شامل غرور، حسد و تمایل بیش ار حد به رقابت است. 


گروه خونی A

اگر شما یا فرزندتان این گروه خونی را دارید، هماهنگی و آرامش را دوست خواهید داشت و دوست دارید همه چیز سازمان یافته باشد. شما با دیگران خوب کار می‌کنید و حساس، صبور و مهربان هستید.
از جمله نقاط ضعف صاحبان این گروه خونی لجاجت و ضعف در مدیریت زمان استراحت است. 


گروه خونی B

کوچولوی شما اگر چنین گروه خونی را دارد، ساده و فردگراست. او دوست دارد کارهای شخصی خود را در اولویت قرار دهد. خلاق و انعطاف‌پذیر است و به راحتی با هر موقعیتی خود را تطبیق می‌دهد. اگرچه اصرار او در مستقل بودن گاهی اوقات می‌تواند تبدیل به یک نقطه ضعف شود. 

گروه خونی AB

افرادی که دارای چنین گروه خونی هستند، اصولا انسان هایی خونسرد و آرام می باشند که می توانند دوستان خوبی برای شما باشند. همیشه آسایش و راحتی را برای همه فراهم می‌کنند و طبیعتا سرگرم کننده، منصف و بانزاکت اند.
نقطه ضعف آن‌ها هم می‌تواند این باشد که گوشه گیر و بی‌پرده هستند و در تصمیم‌گیری مردد می‌شوند. 

حقایقی شگفت انگیز درباره عطسه !

لاریسا معمولاً نه فقط یکبار، نه دوبار، بلکه سه بار پشت سر هم عطسه می کند. به محض اینکه وارد اتومبیل می‌شود، اگر هوای بیرون آفتابی باشد عطسه‌اش می‌‌‌گیرد. پدرش هم همینطور است. وقتی یک آدامس نعنایی دهانش می‌اندازد هم وضع همینطور است.

لاریسا که 30 سال دارد، تنها کسی نیست که این وضع را دارد. خیلی‌ها در زمان‌های خاص عطسه‌شان می‌گیرد مثلاً بعد از ورزش کردن، برداشتن ابرویشان، زیر نور آفتاب و ...

در زیر به دلایل اینکه چرا در زمان‌های عجیب عطسه‌مان می‌گیرد اشاره می‌کنیم.

1.  عطسه کردن از اعصابتان شروع می‌شود. این را نیل کائو متخصص آلرژی و آسم در مرکز آسم و آلرژی گرین ویل می‌گوید.

او اینطور توضیح می دهد که سیستم عصبی همه افراد به یک طریق یکسان سیم‌کشی شده است اما پیام‌هایی که در طول این عصب‌ها حرکت می‌کنند، راه‌های متفاوتی برای رفت‌و‌آمد به مغز انتخاب می‌کنند و همین مسئله باعث می‌شود عادت عطسه کردن در افراد مختلف متفاوت باشد.

او می‌گوید، "این انتقال عصب‌هاست که به مغزتان می‌گوید که چیزی در بینی شما هست که باید بیرون بیاید!"

2.  عطسه کردن از بدنتان محافظت می‌کند. دکتر کائو می‌گوید، "عطسه کردن بخش مهمی از فرایند ایمنی بدن است که کمک می‌کند سالم بمانید."

عطسه با پاک کردن بینی از باکتری‌ها و ویروس‌ها از بدنتان محافظت می‌کند. وقتی چیزی وارد بینی شما می‌شود یا با محرکی روبه‌رو می شوید که مرکز عطسه که در پایین ساقه مغز قرار گرفته‌است در مغزتان را تحریک می‌کند، پیام‌هایی سریعاً برای بستن گلو، چشم‌ها و دهانتان فرستاده می‌شود.
 
سپس، عضلات سینه‌تان شدیداً منقبض می‌شوند و بعد عضلات گلویتان به سرعت باز و آزاد می‌‌شوند. درنتیجه این، هوا — به همراه بزاق و ماده مخاطی — با شدت از دهان و بینی‌تان بیرون می‌آید. و همین می‌شود که عطسه می‌کنید.

3. عطسه سریع اتفاق می افتد. عطسه ها با سرعت 161 کیلومتر در ساعت حرکت می‌کنند. یک عطسه می‌تواند 100،000 میکروب را وارد هوا کند.

4. برداشتن ابرو ممکن است موجب عطسه شود. برداشتن ابرو روی عصبی در صورتتان که مسیر بینی را تامین می‌کند اثر می‌گذارد. و در نتیجه عطسه می‌کنید.

5. هیچوقت در خواب عطسه نمی‌کنید. وقتی می‌خوابید، اعصاب عطسه هم می‌خوابند و این یعنی وقتی خوابید معمولاً عطسه نمی‌کنید.

6. ورزش ممکن است عطسه‌تان بیندازد. دکتر کائو اعتقاد دارد که ورزش موجب عطسه کردن می‌شود. او می‌گوید، وقتی بیش از حد به جسمتان فشار می‌آورید، تنفستان زیاد می‌شود و درنتیجه، بینی و دهانتان خشک می‌شود. به این ترتیب، بینی شما با شروع به ترشح که موجب عطسه می‌شود به این مسئله واکنش می‌دهد.

7. طولانی‌ترین عطسه : 978 روز که توسط دونا گرفیت از انگلستان به ثبت رسیده است.

8. نور آفتاب موجب عطسه کردن می‌شود. نورآفتاب باعث می‌شود که یکی از هر سه نفر به عطسه بیفتند. البته حساسیت به نورآفتاب مسئله ای ارثی است — این هم یک چیز دیگر که می‌توانید گردن پدر ‌و ‌‌‌مادرتان بیندازید!

9. رابطه جنسی هم می‌تواند محرک عطسه باشد. بیشتر از آنچه که فکر می‌کنید اتفاق می‌افتد. محققان باور دارند که تحریک سیستم عصبی پاراسمپاتیک در برخی افراد پیام‌هایی ارسال می‌کند که نه فقط باعث می‌شود این افراد از رابطه جنسی خود لذت ببرند، بلکه بعد از اتمام آن عطسه کنند.

10. پرعطسه‌ترین حیوان : ایگوانا. طبق تحقیقات ایگوانا بیشتر از سایر حیوانات عطسه می‌کند. عطسه کردن معمولاً برای بیرون کردن برخی نمک‌های خاص که از محصولات فرعی فرایندهای گوارشی آنهاست اتفاق می‌افتد.

11. چطور عطسه را متوقف کنید؟ بااینکه هنوز ثابت نشده است اما نفس کشیدن از راه دهان و گرفتن بینی در آن زمان می‌تواند چاره‌ساز باشد.

خرافات مربوط به عطسه
گذشته از این واقعیت‌های عجیب درمورد عطسه، خرافات زیادی هم درمورد عطسه وجود دارد.

بعنوان مثال، درست نیست که وقتی عطسه می‌کنید قلبتان می‌ایستد. وقتی سینه‌تان به خاطر عطسه منقبض می‌شود، جریان خونتان هم موقتاً منقبض می‌شود. درنتیجه، ریتم قلبتان تغییر می‌کند اما توقف نمی‌کند.

و وقتی عطسه می‌کنید کره چشمتان بیرون نخواهد پرید. بعضی افراد موقع عطسه کردن به طور طبیعی چشم‌هایشان را می‌بندند اما اگر بتوانند آنرا باز نگه دارند، چشم‌هایشان بیرون نخواهد پرید! دکتر کائو می‌گوید، "بااینکه فشارخون پشت چشم موقع عطسه کردن کمی بالا می‌رود اما آنقدر زیاد نیست که چشم‌هایتان را از حدقه بیرون کند."
 
خیلی‌ها هم عقیده دارند وقتی عطسه می‌کنید باید کاری که مشغول انجام آن هستید را متوقف نموده و صبر نمایید برخی نیز اعتقاد دارند دوستی به ملاقاتتان می‌آید و اگر گربه‌تان عطسه کند باران خواهد آمد.

درمورد گفتن واژه عافیت باشید بعد از عطسه به همدیگر، دکتر وود توضیح می‌دهد که واژه عطسه به یونانی "pneuma” به معنای روح می‌باشد.

او می‌گوید، "دعای خیر عافیت باشد بعد از عطسه از عقاید قدیمی است. در گذشته عطسه را تجربه‌ای نزدیک به مرگ می‌پنداشتند و تصور می‌کردند که دعای خیر روح فرد را از بیرون شدن از بدنش نجات می‌دهد و از وارد شدن شیطان به بدنش جلوگیری می‌کند.

10 اشتباه متداول در آداب معاشرت

آداب معاشرت فقط مختص رفتار شما سر میز غذا نیست، آداب معاشرت انعکاسی از چشم‌انداز کلی شما در روابط اجتماعی و زندگی جمعی است. اینکه در اتوبوس شلوغ جایتان را به پیرزنی که ایستاده است ندهید، چیزی در مورد شما به همه آنهایی که بیننده هستند می فهماند. اینکه حاضر نیستید لحظاتی راحتی خود را به خاطر دیگری به خطر بیندازید.

به گزارش تکناز : در اکثر موقعیت‌ها، تصویر و ظاهر شما بخشی از چیزی نیست که توصیف‌کننده شماست؛ بلکه همه آن چیزی است که شما را توصیف می‌کند. کسانیکه چیزی در مورد شما نمی‌دانند با تنها اطلاعاتی که در دست دارند جای خالی‌ها را پر می‌کنند، و آن چیزی نیست جز آنچه از رفتار و کردار شما می‌بینند. صرفنظر از فکری که شما در مورد خودتان دارید، یک عادت اجتماعی بد می‌تواند معیار فکر دیگران نسبت به شما شود: هر کسی که ببیند شما غذایتان را با دهان باز می‌جوید خیلی قبل از اینکه شغل یا تخصص شما را به خاطر بسپارد، آنرا به یاد خواهد آورد.

1. معرفی نکردن افراد : چه در یک موقعیت شغلی باشید و چه اجتماعی، اگر فراموش کنید که دو نفر را به هم معرفی کنید، بسیار زشت و ناشیانه به نظر خواهد رسید زیرا شما تنها آشنای مشترک آنها هستید. قوانین پذیرفته شده‌ای برای نحوه معرفی کردن حرفه‌ای وجود دارد (مثل اول گفتن نام فردی که از نظر حرفه‌ای مقام بالاتری دارد)، اما هیچکدام از آنها به اندازه اینکه یادتان نرود آنها را به هم معرفی کنید، مهم نیست.

2. تکان ندادن به خود برای تلفنی حرف زدن : 
تقریباً در همه موقعیت‌های اجتماعی، آنهایی که در اتاق شما شریک هستند بیشتر از کسی که به شما زنگ یا پیامک می‌زند، مستحق توجه شماست. این مسئله وقتی سر میز شام یا موقعیت شخصی مشابهی هستید، قابل‌توجه‌تر خواهد بود اما برای هر موقعیتی که تنها نباشید صدق می‌کند. حتی اگر با افرادی کاملاً غریبه در یک صف ایستاده باشید، سعی کنید تا جایی که ممکن است تماس تلفنیتان را برای خودتان نگه دارید.
3. بحث کردن سر یک صورتحساب :
 
این یک قانون ساده برای موقعیت‌های غذا‌خوری دسته‌جمعی در بیرون از منزل است: همیشه برای پرداخت کردن یا سهیم شدن در پرداخت آماده باشید. باید پیش‌بینی کنید که یکی از اعضای گروه به خود اجازه بدهد که غذایی فوق‌العاده گران سفارش دهد. اگر چنین مسائلی بارها موجب اذیتتان بوده است، به جای اینکه در رستوران سر صورتحساب بحث کنید، در موقعیتی دیگر با آن برخورد کنید. علاوه ‌براین، خیلی راحت می‌توانید در چنین موقعیتی نشان دهید که فردی بخشنده و بزرگوار هستید.
4. دیر رسیدن به سر قرار :
 آدمها دوست دارند که حس کنند بر آنها ارزش گذاشته می‌شود و اگر به دنبال راهی مطمئن هستید که به کسی نشان دهید هیچ ارزشی برای او قائل نیستید، دیر سر قرارتان با او برسید. می‌توانید 20 دقیقه دیرتر با یک توضیح خوب و منطقی برسید اما بالاخره بهانه شما هر چه که باشد، فرد مقابل به این فکر خواهد کرد که چرا باید بیش از شما برای رابطه‌تان ارزش و احترام قائل باشد. بخصوص در یک موقعیت کاری، در برخورد با مشتریان و رئیس، دیر رسیدن راهی بسیار عالی برای جدا کرن کارمندان توانا و ملاحظه‌کار و کارمندان بهانه‌گیر و بی‌توجه است.
5. تقدیم نکردن محل نشستن خود :
 به همان ترتیبی که بسیاری از قوانین آداب معاشرت برای این طراحی شده‌اند که فردی خودمحور به نظر نرسد، قانون "تقدیم محل نشستن خود به فردی که نیاز بیشتری به آن دارد" یکی از اصول شخصیتی اساسی انسان بوده و هیچ نیازی به بحث درمورد سیاست‌های جنسیتی ندارد. شاید آن زن باردار یا پیرزن ناتوان آنقدرها نیازی به صندلی شما در اتوبوس نداشته باشند و شاید شما روز بسیار بدی داشته‌اید، پاهایتان درد می‌کند و اتوبوس هم پر از آدم‌های بدبخت و بیچاره است اما به هر ترتیبی که هست از نیاز خود چشم‌پوشی کرده و صندلیتان را به فردی نیازمندتر تقدیم کنید.
6. برخورد ضعیف با پرسنل خدمات : 
هیچ اشکالی ندارد که با اشاره ابراز کنید که از خدماتی رضایت نداشته‌اید اما درست نیست که اگر خیلی وضع مالی خوبی ندارید یا برای هزینه‌های آن خدمات آمادگی نداشتید، از تذکر دادن خودداری کنید. به همین ترتیب، درست هم نیست که بخاطر اشکالات خیلی کوچک غذای رستوران را پس بفرستید و با کارمندان و پرسنل طوری رفتار کنید که انگار مستخدم شما هستند.
7. فقط درمورد خودتان حرف بزنید :
 خودپرستی اصلاً خصوصیت جالبی نیست. درست است که بعضی افراد بخاطر غرور و خودخواهی که دارند افراد را به سمت خود جذب می‌کنند اما دلیل نمی‌شود که شما هم از آنها تقلید کنید. اینکه در مکالمات و گفتگوها فقط خودتان حرف بزنید و به هیچکس اجازه حرف زدن ندهید هم اصلاً کار زیبایی نیست چون دقیقاً همان نتیجه را دارد. اجازه بدهید دیگران هم نظراتشان را بگویند و وقتی از شما سوال می‌کنند نیازی نیست برای همه سوالات سه ساعت جواب بدهید. سعی کنید از دیگران سوال کنید این باعث می‌شود احساس کنند به جز خودتان برای دیگران هم ارزش قائل هستید.
8. رعایت نکردن آداب باشگاه‌های ورزشی : 
آداب باشگاه رفتن بسیار ساده است اما با اینحال خیلی‌ها هستند که با رعایت نکردن این آداب باشگاه را به محیطی ناخوشایند تبدیل می‌کنند. اینها همان‌هایی هستند که یک دستگاه ورزشی را دقایق متمادی اشغال می‌کنند بی آنکه به نظر برسد کار مفیدی با آن انجام بدهند. همان‌هایی که وزنه‌ها و دمبل‌ها را وسط باشگاه رها می‌کنند و بعد از انجام کار آن را سر جای خود قرار نمی‌دهند و ممکن است پای کسی به آنها گیر کند و موجب صدمه زدن به دیگران شوند. همان‌هایی که موقع نشستن روی دستگاه‌ها از حوله شخصی استفاده نمی‌کنند و جای عرق بدنشان را روی همه دستگاه‌ها بر جای می‌گذارند. یک قانون کلی شاید بتواند همه باشگاه‌ها را از شر چنین افرادی خلاص کند: نباید طوری رفتار کنید که انگار مهمترین آدم روی زمین هستید. طوری رفتار کنید که در آن فضا با دیگران شریک هستید.
9. آرایش کردن در اماکن عمومی :
 آرایش کردن در محیط عمومی تجاوز به حق اجتماعی ما محسوب می‌شود؛ چه فکر کنید کسی نگاهتان می‌کند چه نه، این کار درست نیست. هر کاری که محل آن سرویس بهداشتی است، مثل گرفتن ناخن‌ها، تمیز کردن چشم ها و هر چیز مربوط به بهداشت شخصی، نیز از این جمله است. یک سنت قدیمی می‌گوید زمانیکه در محلی عمومی هستید، از دست زدن به صورت خود خودداری کنید.
10. غذا خوردن با دهان باز :
 مثل حیوانات غذا خوردن یکی از بدترین اشتباهات اجتماعی است. این عادت زشت نه تنها شما را زیر سوال می‌برد بلکه اطرافینتان که می‌خواهند از غذای خود لذت ببرند را نیز مشمئز می‌کند. این مسئله مخصوصاً برای خانم‌ها اهمیت بسیار زیادی دارد و نشانه یک مرد بی‌کلاس است.

20 مزیت انکارنشدنی شیر مادر

1- آغوز که اولین و بهترین ماده برای محافظت از نوزاد در برابر بیماری های عفونی است، فقط در شیر مادر و در ساعات اولیه شیردهی وجود دارد.

2- سلول های زنده و مواد مختلف شیر مادر دارای خاصیت ضدمیکروبی خاصی است که در نتیجه تغذیه شیرخوار با آن، احتمال ابتلای شیرخوار به بسیاری از عفوت های گوارشی و تنفسی را تا حد زیادی کاهش می دهد.

3- میزان ابتلا به بیماری های آسم، اگزما و انواع آلرژی در نوزادان و کودکانی که با شیر مادر تغذیه می کنند به مراتب کمتر از شیرخواران دیگر است.

4- کودکانی که با شیر مادر تغذیه می شوند در بزرگسالی کمتر به بیماری  های قلبی و عروقی دچار می شوند و کمتر دیده می شود میزان کلسترول خونشان بالا باشد.

5- چربی و پروتئین شیر مادر بهتر از تمامی انواع شیر هضم و جذب می شود و به همین علت دردهای قولنجی، جمع شدن گاز در معده (نفخ)، استفراغ و حساسیت نسبت به پروتیئن در شیرخواران تغذیه شده با شیر مادر به مراتب کمتر است.

6-  ترکیب شیر مادر همراه با رشد کودک تغییر می کند. در هر وعده شیرخوردن، چربی به تدریج بیشتر می شود. ابتدای شیر رقیق و آبکی است و در عوض قسمت انتهایی شیر غلیظ تر است؛ به این سبب هم تشنگی و هم گرسنگی کودک با شیر مادر برطرف می شود.

7- به سبب اختلاف در ترکیب شیر مادر، شیرخوار پرخوری نمی کند و در نتیجه کمتر به چاقی کودکی مبتلا می شود. (چاقی کودکی زمینه ساز بیماری های قلبی و عروقی، مفصلی و بیماری قند در بزرگسالی است.)

8- به علت وجود آب کافی در شیر مادر تشنگی نوزاد برطرف می شود و نیازی نیست به او آب بدهیم. این امر از بسیاری بیماری های گوارشی کودک که بر اثر استفاده از آب آلوده (حتی در مناطق شهری) پدید می آید پیشگیری می کند.

9- شیر مادر به علت آسان گواری و مقوی بودن، برای شیرخواران بیمار بسیار مناسب تر است.

10- شیر مادر به تنهایی قادر است یک سوم انرژی و مواد مغذی موردنیاز کودک را در سال دوم زندگی تامین کند. به همین دلیل از سال دوم مصرف شیر مادر در کنار و به همراه غذای کمکی توصیه می شود. (غذای کمکی به تنهایی کافی نیست.)

11- میزان سدیم و پروتئین شیر مادر به حدی است که به کلیه های نوزاد که هنوز کامل نشده است صدمه ای نمی زند.

12- شیر مادر همواره پاکیزه، بدون آلودگی، عاری از خطر مسمومیت، دارای درجه حرارت مناسب و بدون نیاز به تجهیزات خاص، در دسترس کودک است.

13- تغذیه با شیر مادر در ایجاد رابطه عاطفی عمیق بین مادر و کودک بسیار موثر است و اثر مطلوب روانی خاصی بر کودک دارد، چنانکه کودکانی که با شیر مادر تغذیه می شوند در دوران بلوغ آرام ترند و از امنیت روانی بیشتری برخوردارند.

14- برای نوزاد نارس و کم وزن که قادر به مکیدن پستان مادر نیست شیر مادر (به خصوص آغوز آن) بسیار مناسب است، که می توان آن را با سرنگ یا قطره چکان به نوزاد نارس داد. به این ترتیب کودک از بسیاری از بیماری های عفونی و مرگ و میر ناشی از آن در امان می ماند. همچنین تماس بدنی مادر و نوزاد در بهبود رشد و تکامل نوزاد نارس بسیار مفید است.

15- جذب کلسیم شیر مادر به سبب نسبت مناسب کلسیم به فسفر در آن، بهتر انجام می شود. کمبود کلسیم در کودکانی که با شیر مادر تغذیه می شوند کمتر دیده می شود.

16- آهن شیر مادر کم است اما به دلیل وجود عواملی چون لاکتوفرین و میزان اسیدی بودن شیر مادر، جذب آهن شیر مادر به مراتب بهتر از سایر انواع شیر صورت می گیرد. بنابراین کودکانی که با شیر مادر تغذیه می کنند تا زمان شروع تغذیه کمکی به قطره کمکی آهن نیازی ندارند.

17- کمتر پیش می آید که لازم شود کودکانی که شیر مادر می خورند بستری شوند؛ در نتیجه جدایی عاطفی کمتری پیش می آید.

18- شیرخوارانی که از شیر مادر تغذیه می کنند کمتر دچار مشکلات دندانی ناشی از مصرف پستانک و شیشه می شوند.

19- کودکانی که با شیر مادر تغذیه می شوند به دلیل همزمانی ارضای حس گرسنگی و غریزه مکیدن، به مراتب آرام تر از کودکان و نوزادان دیگرند.

20- سرانجام این که مرگ ناگهانی نوزادانی که با شیر مادر تغذیه می شوند به مراتب کمتر اتفاق می افتد.

هنوز هم تصمیم با شماست. به عقیده شما کدام شیر برای تغذیه نوزادان و کودکان مناسب تر است؟

۷میوه و سبزی برای زیبایی پوست

گذر زمان، آلودگی هوا، آسیب‌های خورشید، لطافت ودرخشندگی پوست را به تاراج می‌برند و خال‌ها و لکه‌های رنگی به ارمغان می‌آورند.
برای مقابله با این آسیب‌ها و صاف و مرطوب نگه داشتن پوست، میوه‌ها بهترین گزینه
محسوب می‌شوند. هر نوع پوست نیازهای مخصوص به خود را دارد و میوه و سبزیجات اگر
درست انتخاب و مصرف شوند می‌توانند به این نیازها پاسخ دهند.

 انگور   

در طب سنتی هند به انگور «خون گیاهی» یا «مروارید حیات» گفته می‌شود و هزاران سال است که از آن برای درست کردن مواد آرایشی – زیبایی و فیتوتراپی یا همان درمان بیماری‌ها با داروهای گیاهی استفاده می‌شود.

خواص زیبایی انگور: انگور سرشار از ویتامین‌ها، اسیدهای میوه و آنتی اکسیدان‌ها بوده و قابض فوق‌العاده‌ای محسوب می‌شود. این میوه‌ی خوشمزه، همه‌ی پوست‌ها را تقویت، مرطوب و روشن می‌سازد.

انگور در خدمت سلامتی: انگور با توکسین‌ها مبارزه می‌کند و باعث پاک‌سازی عمقی بدن می‌شود. انگور دارای خواص ضدخستگی است و باعث تقویت قوای جسمی و فکری می‌شود. این «مروارید حیات» روح را از افکار تکراری و مزاحم خلاص می‌کند و بهترین میوه برای حفظ و تقویت و نشاط و شادابی بدن محسوب می‌شود.

توصیه می‌کنیم پوست‌تان هر نوعی که باشد از خوردن انگور غافل نشوید.

میوه‌های قرمز رنگ: رنگدانه‌های جوانی
در فصل تابستان، توت فرنگی، انگور فرنگی، شاه‌توت و تمشک، زینت و شادابی را به باغ‌ها و پوست‌مان هدیه می‌دهند.

این میوه‌ها اثرات گذر عمر را به تعویق می‌اندازند. پس تا می‌توانید از این
میوه‌های بخورید.

خواص زیبایی میوه‌های قرمز رنگ: میوه‌های قرمز خواص‌شان را مدیون رنگ‌شان هستند. درواقع آنتوسیانین‌های موجود در آن‌ها (پیگمان‌های طبیعی گیاهی آن‌ها) به احیای سلول‌ها و ترمیم برخی آسیب‌های پوستی کمک می‌کنند. علاوه بر این بتاکاروتن آن‌ها از پوست حفاظت کرده و باعث می‌شوند پوست بهتر نفس بکشد.

میوه‌های قرمز در خدمت سلامت: میوه‌های قرمز و به ویژه شاه توت، انگور فرنگی و تمشک با خواص تصفیه کنندگی که دارند کیفیت خون را بهتر می‌کنند و بازسازی بافت‌ها را تسهیل می‌بخشند. همچنین زمانی که دچار گرمازدگی شده باشید این میوه‌ها معجزه می‌کنند.

همه با تمام انواع پوست‌ها می‌توانند از خواص زیبایی این میوه‌های خوشمزه بهره‌مند
شود
هویج: خواص جاودانی
هویج یکی از آن سبزیجات ضد پیری فوق‌العاده محسوب می‌شود و به تقویت کننده‌ی چشم معروف است.

خواص زیبایی هویج: هویج سرشار از ویتامین‌ها و به خصوص ویتامین A می‌باشد. هویج ضدالتهاب و احیا کننده‌ی قابلی است که نه تنها چین و چروک‌ها را کاهش می‌دهد بلکه با عفونت‌های پوستی نیز مقابله می‌کند.

هویج در خدمت سلامت: در فیتوتراپی نیز هویج به خاطر داشتن خواص زه‌کشی بافت‌ها،معروف است. این نارنجی خوش‌رنگ و مفید «ضد سم» واقعی محسوب می‌شود و در خون و طحال
وارد عمل شده و سموم بدن را خنثی می‌کند.

همه‌ی انواع پوست‌ها می‌توانند از خواص زیبایی هویج بهره‌مند شوند.

پرتقال: لیفتینگ ویتامینه
این میوه‌ی پرطرفدار در تابستان نیز همانند زمستان باعث ایجاد آرامش می‌شود زیرا دارای خواص بی شماری است.

خواص زیبایی پرتقال: پرتقال همانند لیموترش سرشار از ویتامین‌ها و آنتی‌اکسیدان‌ها است. پرتقال هر چه شیرین‌تر باشد خواص قابضی بیشتری دارد و می‌تواند پیری سلول‌ها را به تأخیر بیندازد و از پیدایش چین و چروک جلوگیری کند. این میوه‌ی خوش طعم همچنین باعث مرطوبی پوست شده و از خشکی آن در مقابل نور خورشید جلوگیری می‌کند.

پرتقال در خدمت سلامت: پرتقال سیستم دفاعی طبیعی بدن را تقویت می‌کند و از آن (و همچنین پوست) در مقابل آسیب‌های خارجی حفاظت می‌کند. پرتقال مقوی‌تر از لیموترش است و در صورتی که بدن با استرس، خستگی یا فشارهای کاری درگیر شده باشد باعث آرامش و تسکین بافت‌های آسیب دیده می‌شود. در نهایت باید بگوییم که پرتقال در مبارزه با
میگرن و کوفتگی بسیار موثر عمل می‌کند.

همه‌ی انواع پوست‌ها حتی پوست‌های حساس نیز می‌توانند از خواص زیبایی پرتقال
بهره‌مند شود.

گوجه فرنگی: پاک‌سازی پوست
خوشبختانه امروزه گوجه فرنگی در طول سال در بازار موجود است و می‌توان به راحتی از خواص آن بهره‌مند شد. گوجه فرنگی این قابلیت را دارد که مشکلات پوستی را چه درونی و چه سطحی رفع کند.

خواص زیبایی گوجه فرنگی: گوجه فرنگی سرشار از ویتامین‌ها، مواد معدنی و آنتی‌اکسیدان‌ها است و در عین حال که پوست را پاک‌سازی می‌کند، ضدعفونی کننده و روشن کننده نیز محسوب می‌شود. گوجه فرنگی باعث رفع جوش‌های سر سیاه می‌شود و لایه‌ی سطحی پوست را پاک‌سازی می‌کند. از این گذشته گوجه فرنگی ضدالتهاب است و برای درمان
زخم‌های پوستی و سوختگی‌های سطحی موثر عمل می‌کند
خیار: مرطوب کننده‌ی پوست
شاید خیلی نیاز به توضیح نداشته باشد که خیار خواص مرطوب کنندگی و پاک‌سازی دارد.

خواص زیبایی خیار: خیار حاوی ۹۵ درصد آب است و زمانی که به عنوان ماسک استفاده می‌شود به راحتی لایه سطحی پوست را مرطوب می‌کند. خیار توکسین‌های پوست را دفع کرده و پوست را صاف و شاداب می‌کند.

خیار در خدمت سلامت: یونانی‌های باستان معتقد بودند که خیار خواص آرامش بخشی دارد و آن‌را برای کاهش میل جنسی خیلی زیاد توصیه می‌کردند. امروزه از خیار به خاطر دارا بودن ویتامین B6 و خواص آرام بخشی در برخی معالجات ضد استرس استفاده می‌کنند.

همه‌ی انواع پوست‌ها می‌توانند از خیار برای داشتن پوستی زیبا استفاده کنند.

گریپ‌فروت: دفع سموم

از ۴۰۰۰ سال پیش، از گریپ‌فروت به دلیل خواص درمانی‌اش استفاده می‌شود. گریپ‌فروت مؤثرترین میوه برای دفع سموم است و همچنین یکی از بهترین میوه‌ها برای پاک‌سازی پوست محسوب می‌شود.

خواص زیبایی گریپ‌فروت: گریپ‌فروت ضدعفونی کننده، قابض و تقویت کننده است. این میوه‌ی پُرخاصیت، همه‌ی انواع پوست‌ها را تقویت و بازسازی می‌کند و پوست‌های چرب را تمیز و پاک‌سازی می‌کند. همچنین از این میوه برای تقویت و شادابی پوست سر استفاده می‌شود.

گریپ‌فروت در خدمت سلامت: گریپ‌فروت مدر است و از این رو توکسین‌ها یا همان سموم بدن را دفع می‌کند و احتباس آب را کاهش می‌دهد. این میوه‌ی پرطرفدار جریان خون را افزایش می‌دهد و باعث لاغری و همچنین سلامت کلیه‌ها می‌شود. از این گذشته گریپ‌فروت درمان طبیعی افسردگی به شمار می‌رود.

افرادی که پوست‌های چرب و میکس دارند می‌توانند با خیال راحت از خواص زیبایی
گریپ‌فروت استفاده کنند. 


چرا خسته ام؟ اگر احساس خستگی میکنید بخوانید!

خستگی باید به چه مرحله ای برسد تا به پزشک مراجعه کنیم...

امروز صبح، به خود قول دادید که مستقیماً پس از کار به باشگاه می روید. امّا در پایان روز، آنقدر خسته بودید که به تنها چیزی که فکر می کردید، افتادن بر روی کاناپه و فکر کردن به ناکجا آباد بود.
چرا شما همواره خسته هستید؟ آیا به اندازه ی کافی نمی خوابید، یا مشکلی جسمی یا روحی وجود دارد که این خستگی را ایجاد می کند؟
خستگی مزمن، یکی از شایع ترین شکایت هایی است که مردم را مجبور می کند به پزشک مراجعه کنند. دکتر رالتسون در این باره اینطور می گوید: "مردم در رابطه با خستگی خود حرف های متفاوتی می زنند؛ برخی می گویند حوصله ندارند؛ برخی می گویند خسته اند؛ و برخی می گویند آنقدر خسته اند که قادر به انجام هیچ کاری نیستند".
اگر از خستگی مفرط به ستوه آمده اید، ممکن است به علّت مشکلی جسمانی باشد که در ادامه در رابطه با آن صحبت خواهیم کرد. این خستگی می تواند به دلیل کار کردن زیاد هم باشد؛ امّا محتمل ترین پاسخ، کاملا بالعکس تمام سخنانی است که تاکنون گفته ایم: شما به اندازه ی کافی کار نمی کنید.

چگونه از حستگی رها شویم: ورزش و نرمش کنید.
دکتر رالتسون می گوید: این روزها، مهم ترین علّت خستگی، زندگی به شیوه ی مدرن است. اضافه وزن داریم، بیش از حد غذاهای آماده مصرف می کنیم، و به اندازه ی کافی ورزش نمی کنیم.
با ایجاد سه تغییر در شیوه ی زندگی خود، می توانید تغییری بزرگ در سطح انرژی بدن تان به وجود آورید؛ این سخنی است که متخصصان می گویند:

1. آن چیزی که می خورید: سعی نکنید سطح انرژی خود را با مصرف کافئین و شکر، به سرعت بالا ببرید. با این کار تنها خود را خسته می کنید و نوسان شدیدی را در سطوح قند خون خود ایجاد می کنید. به جای این روش، رژیم غذایی متعادل، سالم، و سرشار از میوه، سبزی، و پروتئین را انتخاب نمایید. در همین رابطه دکتر رالتسون می گوید: "بیشتر مردم، اگر از رژیم غذایی سالم استفاده کنند، کمتر احساس خستگی خواهند کرد؛ خوردن غذای سالم بدین معناست که شما وزن متعادل تری خواهید داشت، زیرا چاقی یکی از عوامل خستگی بشمار می آید".

2. در یک شبانه روز چند ساعت می خوابید: بر اساس نظرسنجی صورت گرفته در سال 2007 در کشور آمریکا، 60% اظهار داشته بودند که در هفته به اندازه ی کافی نمی خوابند و به نوعی از کم خوابی رنج می برند. اگر دوست دارید خوب بخوابید، سعی کنید پیش از خواب، کافئین مصرف نکنید و در مکانی آرام و تاریک بخوابید.

3. چقدر ورزش می کنید: دکتر رالستون اظهار می دارد: این مهم ترین موضوع است. بهترین کاری که می توانید برای مقابله با خستگی انجام دهید، ورزش منظم، مداوم، و پیوسته است. ورزش را حداقل سه ساعت پیش از خوابیدن انجام دهید.

آیا ورزش کردن شما را خسته نمی کند؟ حقیقت این است که ورزش کردن به شما انرژی می دهد. تقریباً تمام مطالعاتی که به بررسی این سوال پرداختند، به نتیجه ای یکسان رسیده اند: مردمی بی حرکتی که ورزش را آغاز می کنند، نسبت به افرادی که ترجیح می دهند روی کاناپه خود را رها کنند، احساس خستگی کمتری می کنند. این نکته را بدانید که ورزش کردن بیش از دارو انرژی بدنی شما را افزایش می دهد.
بهترین کار چیست؟ چند روز در هفته، چه مدّتی، و چه مقدار ورزش کنیم؟ دکتر رالتسون پیشنهاد می دهد که 4 روز در هفته و به هر بار به مدّت 40 دقیقه ورزش کنید.
چقدر طول می کِشد تا نتایج آن را ببینیم؟ باید صبور باشید، زیرا هیچ تغییری یک شبه اتفاق نمی افتد. حداقل باید یک ماه صبر کنید تا نتایج اولیه ی آن مشخص شود. با گذشت زمان، احساس می کنید که پیشرفت شما بسیار کُند شده است، امّا ناامید نشوید؛ برای سه تا شش ماه به کار خود ادامه دهید و ورزش کنید؛ حال مطمئن باشید که احساس بهتری را تجربه خواهید کرد و خوشحال خواهید شد.
دکتر رالتسون می گوید: اگر حداقل یک ماه به طور پیوسته ورزش کردید و به اندازه ی کافی نیز می خوابید، امّا هنوز هم احساس خستگی می کنید، به دنبال علل احتمالی دیگر باشید.

علل دیگری که می تواند سبب خستگی فرد شود؟
خستگی مزمن، با علل پزشکی دیگری نیز همراه است. چگونه می توانید تشخیص دهید که مقصر اصلی کیست؟
پاسخ کوتاه این است که شما نمی توانید بگویید. اگر جواب می خواهید، باید با پزشک مشورت نمایید.

در ادامه برخی از این مظنون ها را معرفی می کنیم:

4. کم خونی: یکی از شایع ترین علل خستگی، کم خونی است، که به سادگی و تنها از طریق یک آزمایش ساده خون قابل تشخیص است. این مشکل بخصوص در رابطه با زنان صادق است؛ زنانی که دوره های قاعدگی طولانی مدتی را تجربه می کنند. شما می توانید کم خونی را با رژیم غذایی سرشار از آهن، من جمله: گوشت قرمز، و سبزی هایی که به رنگ سبز تیره هستند، به راحتی درمان کنید. اگر از فقر شدید آهن رنج می برید، حتما از مکمل آهن استفاده کنید.

5. کمبود در مواد مغذی کلیدی: مانند پتاسیم؛ در این رابطه نیز، به راحتی و از طریق آزمایش خون، قابل تشخیص است.

6. مشکلات تیروئید: هم تیروئید کم کار و هم تیروئید پُر کار، می توانند سبب ایجاد خستگی شوند. با انجام آزمایش خون و آگاهی از سطح هورمون های تحریک کننده ی تیروئید، می توانید عملکرد تیروئید خود را مورد ارزیابی قرار دهید.

7. دیابت: افرادی که دیابت دارند و آن را تحت کنترل خویش ندارند، فقط اظهار می دارند که احساس خوبی ندارند و معمولی نیستند. اگر احساس خستگی می کنید، دید تاری دارید، یا ادرارتان از حد معمول بیشتر است، باید حتما از طریق آزمایش خون، معاینه ی کامل شوید.
8. افسردگی: اگر احساس خستگی شما، همراه با ناراحتی و از دست دادن اشتها همراه است، و دیگر از موضوعاتی و کارهایی که قبلاً مایه ی مسرّت شما می شد، لذّت نمی برید، ممکن است افسرده باشید.

9. نفس تنگی در هنگام خواب: اگر پس از بیدار شدن از خواب، هنوز هم احساس خستگی می کنید، باید دریابید که آیا هنگام خوابیدن خُر و پُف نمی کنید! زیرا یکی از علل خستگی می تواند ایجاد نفس تنگی در هنگام خواب شبانه باشد؛ در این رابطه، فرد پس از بیدار شدن خسته است و سردرد دارد.

10. بیماری قلبی تشخیص داده نشده: خستگی می تواند یکی از نشانه های مشکلات قلبی، بخصوص در رابطه با زنان، باشد. دکتر رالستون در این رابطه می گوید: "اگر هنگام ورزش کردن احساس می کنید ناراحت هستید یا نمی توانید آن را به درستی انجام دهید- ورزشی که قبلاً برایتان مثل خوردن یک لیوان آب بود- می تواند آژیر خطری باشد که به شما هشدار می دهد، شما از مشکل قلبی رنج می برید. پس مراجعه به پزشک را فراموش نکنید".

هفت اصل موفقیت

نمی دانم چرا انسان ها بیشتر دوست دارند که موارد مهمی که در زندگی شان با آن رو به رو هستند به تعداد گفته شود. به طور مثال گفته می شود فلان چیز، هفتاد خاصیت دارد که کشف شده است و هفتاد خاصیت آن هم هنوز کشف نشده است! در حالی که خواصی را که کشف نشده اند چگونه می توان برشمرد؟

به هر حال از آن جایی که عدد هفت و مضارب آن از تقدس هم برخوردار هستند، من هم به نوعی تشویق شده ام که عوامل موفقیت را هفت قسمت کنم. اما بر این باورم که «اصول» درست و کارآمد زندگی، برخلاف اهمیت و ارزش آنها که بسیار زیاد و بالاست، تعدادشان بسیار کم است و انگشت شمار.
نوشتاری که می خوانید بیشتر براساس تجربه زندگی ام است تا تنها تئوری، پس ممکن است چیزی که برای من کاربری داشته و در درجه اهمیت بالا قرار گرفته است، برای شما در درجه های پایین تر یا بالاتر قرار گیرد. ولی در اصولی بودن و اهمیت آن تقریبا همه توافق داریم.

1 نخستین و مهم ترین اصل در موفقیت، که براساس تجربه و تحقیقاتی که به انجام رسانده ام اساس و بنیان هر موفقیتی در زندگی که تقریبا در تمام قرون و عصرها بوده است و عملا بدون آن دست یابی به موفقیت نه تنها امکان ندارد بلکه اگر هم موفقیت از پیش وجود داشته باشد از بین خواهد رفت،.... است که بعدا عرض خواهم کرد.

2 اما دومین عامل موفقیت، داشتن هدف و آن هم هدف های مشخص و نوشته شده است. این گفته بسیار درست و سنجیده است که: «اهداف نانوشته، آرزویی بیش نیستند.» درمورد هدف و ارزش کلیدی آن بسیار سخن گفته شده است و اگر نیاز به آگاهی بیشتر دارید می توانید، دی وی دی «هدف» و دفترچه همراه آن را از دفتر مجله خریداری کنید. در همین زمینه مقالاتی هم در مجله خلاقیت از من و سایر صاحب نظران در شماره های پیشین آمده که خواندن آن را به شما علاقه مندان پیشنهاد می کنم.

3 سومین عامل موفقیت از دیدگاه من، توانایی تجسم و حس آن چیزهای زیبا و ارزشمندی است که از دست یابی به هدف به ما دست می دهد. یعنی توانایی خیال و رویای داشتن یا رسیدن به هدف. مغز انسان به گونه ای ساخته شده است و کار می کند که تنها به چیزهایی دست پیدا می کند که پیش از هر اقدامی بتواند داشتن یا دسترسی به آن و مزیت های دست یابی به آن را مزه مزه کند و لذت ببرد. یا رسیدن به هدف موجب شود فرد از فشار و درد و ناراحتی که در حال حاضر با آن دست به گریبان است، به نوعی رهایی یابد. وگرنه امکان هر اقدامی تقریبا ناچیز یا ناممکن خواهد شد. به گفته دیگر، «باید عاشق هدف خود باشی.» عشق به هدف یعنی سوختی و انگیزه ای که برای از میان برداشتن موانع و مشکلات رسیدن به هدف به آن نیازمندیم. مشکلات و ترس ها در زندگی واقعی، به باور من یعنی نداشتن عشق و علاقه به هدف. وگرنه عاشق در راه رسیدن به معشوق به تنها چیزی که نمی اندیشد، ترس است و موانع؛ چراکه نیروی عاشق بسیار قدرتمند است و نور آن دل سنگین ترین تاریکی ها را که همان ترس و تردیدها باشند، می شکافد.

4 عامل چهارم از آن مواردی است که بیشتر انسان ها آن را ندیده می انگارند و همین سبب می شود تا به خواسته های خود نرسند. گاهی اوقات تنها هین عامل به تنهایی می تواند فرد را به هدفش برساند. این عمل چیزی نیست جز، «پی گیری». پی گیری معجزه می کند و بیشتر موارد که افراد می دانند چه می خواهند و حتی برایش اقدام هم می کنند، نبود پی گیری و سماجت کافی موجب می شود که در پایان خود را ناکام ببینند. تجربه نشان می دهد خانم ها و کودکان هر دو از گروه انسان های پی گیری هستند و این خود سبب می شود که مخالفت های همسر، پدر و مادر یا هر شخص دیگر به تدریج کم رنگ و کم اثر شود و در نهایت این دو گروه هستند که به خواسته های شان رسیده اند. داستان تیمور لنگ سردار گورکانی را به یادتان می آورم که پس از شکست سختی که در یکی از نبردهایش خورد، به خرابه ای پناه برد و در آن حالت خوار و نزاری که داشت مورچه ای را دید که تلاش می کند دانه ای بزرگ تر از خود را از دیواری بالا ببرد و هربار که سقوط می کند، کارش را دوباره از سر می گیرد. آن قدر این کار را پی گیری کرد که در نتیجه موفق شد و دانه را به بالای مانع برد. تیمور که شاهد این ماجرا بود، پند می گیرد که اگر مورچه با پی گیری و سماجت می تواند به خواسته خود برسد و تسلیم نمی شود، او هم با پی گیری و جدیت حتما موفق خواهد شد. چنانچه در زمانه خود به این خصلت معروف و شناخته شد و تاریخ از او به عنوان یکی از فاتحان بزرگ یاد می کند. به زندگی خودتان بنگرید. هر بار که موفق نشده اید، به احتمال زیاد به قدر کافی پی گیری نکرده اید. پیشنهاد می کنم در هر زمینه ای دست کم «پنج» بار پی گیری کنید. بیشتر انسان ها اصولا برای رسیدن به هدف خود اقدامی نمی کنند چه برسد به این که پیگیری کنند.

5 «پاداش». ذهن بشر به گونه ای طراحی شده است که باید برای هر اقدام خود پاداشی مناسب بگیرد تا برای گام های بعدی انرژی آزاد کند. به ویژه در فعالیت هایی که نیازمند اقدام هستند و منجر به مهارت می شوند. در کار خود دقت کنید و ببینید چه مهارت هایی دارید؟ نواختن سازی را می دانید، ورزشکار هستید یا کاری را به خوبی و درستی انجام می دهید؟ اگر خوب بنگردی، می بینید که تمام آن را با تمرین و پی گیری به دست آورده اید، اما چیزی که سبب شده شما پی گیر و علاقه مند بمانید، یا «پاداشی» بوده است که خودتان به خودتان داده اید یا «پاداشی» که دیگران به شما داده اند یا هر دو. بدون پاداش، عملا ادامه تمرین به خصوص تمرین هایی که نیازمند گذر از سختی هاست، ممکن نیست. به همین دلیل پیوسته برای هر کار ارزشمند و مثبتی که در جهت رسیدن به اهداف خود انجام می دهید «پاداش» در نظر بگیرید. 

از یک نوازش، یک تکه شکلات کوچک یا هر چیزی که به کام تان خوشمزه بیاید و در ضمن به تندرستی تان ضرر نزند. به طور مثال فکر می کنید که دلفین ها یا شیرهای سیرک ها چگونه به این مراحل می رسند؟ آیا مدیران سیرک ها فرم استخدام به دریاها و بیشه ها می فرستند؟ خیر. اگر دلفینی از درون حلقه آتش می پرد، آموزش نخست آن این بوده که است که در استخری که او بوده است، طنابی در کف استخر قرار می دهند، هر بار که او به صورت اتفاقی از روی طناب می گذرد (که عملا ناچار است) به او یک ماهی کوچک جایزه می دهند. حیوان به واسطه هوشی که دارد، به زودی متوجه رابطه عبور از روی طناب و دریافت «پاداش» می شود. حال طناب را بالا می آورند و هر بار که دلفین از روی طناب می گذرد، ماهی جایزه می گیرد و نه از زیر آن. در این زمان دلفین متوجه رابطه جدیدی می شود، «پاداش برای عبور از روی طناب». در گام های بعدی طناب را روی سطح آب و سپس بالاتر از آن می آورند و در این زمان است که دلفین به رابطه پرش و عبور از روی طناب یا حلقه پی می برد. اگر هم توجه کرده باشید، هر بار که حیوان دست آموزی کاری در جهت خواست مربی و آموزشی که گرفته است انجام می دهد، بی درنگ مربی به او یک ماهی کوچک یا پاداشی می دهد. بدین وسیله وی نمی گذارد که رابطه پاداش و رفتار دلخواه از ذهن حیوان محو شود. کافی است که ما هم با ضمیر ناخودآگاه– موتور قدرتمندی که ما را به خواسته های مان می رساند – ارتباط برقرار کنیم و آن را در جهت رسیدن به هدف های مان آموزش دهیم. ذهن ما صدها و هزاران بار هوشمندتر است و توانایی تفکر پیچیده را دارد و به همین دلیل است که کارهای بسیار دشوار را می تواند انجام دهد. به شرطی که پاداش مناسب را دریافت کند. حتی در آموزه های دینی و الهی به روشنی رابطه «پاداش» و «جزا» را می توان دید. بهشت و جهنم برای رفتارهای مورد تایید دین (صواب) و رفتارهایی که مورد تایید نیستند (گناه). حال که آفریدگار که خالق ماست بدین گونه با ما حرف می زند و آموزش می دهد، چرا این نکته کلیدی را در آموزش های خود به خودمان انجام ندهیم. امیدوارم در مقاله ای جداگانه در این مورد ارزشمند و مهم بتوانم موضوع را بیشتر باز کنم.
6 «ارزیابی» نیز یکی از عوامل موفقیت در رسیدن به هدف و خواسته های مان می تواند باشد. کسانی که توانایی طراحی سیستم «بازخورد» را در کارهایی که به انجام می رسانند دارند، به سرعت به نکاتی کلیدی در کارشان دست می یابند؛ نکته هایی که موجب می شود، سرعت دست یابی افزایش یابد و هزینه های آن کاهش. همچنین از دقت عمل و راحتی بیشتر نیز برخوردار شوند. یکی از مزایای بزرگ سیستم ارزیابی این است که هرگونه شکستی بلافاصله می تواند تبدیل به موفقیت و آموزش شود. ینی بیاموزم که چه کرده ام که به اینجا رسیده ام؟ چه می کردم کارم راحت تر و آسان تر می شد؟ چگونه عمل کنم هزینه ها کاهش می یابد و دقت عمل بالا می رود؟ تمام کسانی که کارها و مسیرهایی که رفته اند را بازنگری نمی کنند و نمی آموزند، بیشتر زمان ها مجبورند اشتباهات گذشته را تکرار کنند. در حالی که یک فرصت به نام «عمر» بیشتر ندارند. پیشنهاد می کنم با عمر کوتاه و ارزشمندتان از این شوخی ها نکنید و حتما از کارهای تان یادداشت بردارید و حتما آنها را مرور کنید و پیوسته این دو پرسش کلیدی را حتی پس از موفقیت هم از خود بپرسید: چه بهتر بود می گفتم؟ چه بهتر بود انجام می دادم؟

7 «مشورت و آموزش». تجربیات نظری و تحقیق های علمی روشن ساخته اند که یکی از راه های ساده سازی رسیدن به هدف و موفقیت در زندگی شخصی و حرفه ای، داشتن «الگو»های مناسب است. ذهن بشر پس از دیدن الگو بهتر درک می کند که چه رفتارهایی را باید به انجام رساند تا موفق تر شود. به همین دلیل است که آموزش های تئوری به خودی خود کم اثر و گاهی ناکارآمد هستند. یعنی دانستن لزوما منجر به موفقیت نمی شود مگر همراه اقدام و تجربه کردن باشد. در آن زمان است که مغز انسان به درستی درک می کند که منظور از «هدف» یا «موفقیت» چیست؟ به همین دلیل است که در تعریف «آموزش» گفته می شود، آموزشی موثر است که منجر به تغییر رفتار شود. رفتاری بهتر و موثرتر و کارآمدتر. در این مورد بسیار ارزشمند یعنی «آموزش موثر و خوشایند» هم امیدوارم فرصتی دست دهد تا برای شما عزیزان هوشمند و علاقه مند مطلبی آماده کنم. هم چنین امیدوار هستم که به کمک روش «آموزش شتابنده» محیطی فراهم کنیم تا افراد از آموزش، بیشتر لذت ببرند و بیشتر بیاموزند و آموزش را تبدیل به کاری پیوسته و به دور از هرگونه فشار و سختی کنیم.

***
در پایان ممکن است هنوز مورد نخست را به یاد داشته باشید و بپرسید: مهم ترین عامل موفقیت تکلیفش چه شد؟

در پاسخ به شما پرسشی برای شما طرح خواهم کرد:

تمام این کارهای ارزشمند را که در نتیجه آنها یک فرد می تواند موفق تر، شادمان تر، موثرتر و راحت تر شود شما حاضرید برای چه کسی انجام دهید؟

پاسخ تان درست است.

«کسی که دوست اش دارید و برایش احترام قائل هستید».

تجربه ام نشان می دهد انسان هنگامی حاضر است رشد کند و موفق تر شود که خودش را دوست دارد و برای خودش ارزش و احترام قائل است.

نخستین و مهم ترین عامل موفقیت در هر زمینه و کاری این است که بتوانی، «خودت را دوست بداری و احترام بگذاری».

به همین دلیل هم هست که تاکید آموزه های «مکتب کمال» و شاگرد نخست آن یعنی خودم بر این است که انسان ها با خودشان آشتی کنند و خودشان را بیشتر دوست بدارند. چراکه تنها در این حالت است که ذهن فرد آماده می شود تا به خودش کمک کند و آن را توسعه بخشد و به همین دلیل است که محور اصلی آموزش و دوره های «مکتب کمال» براساس این شعار است:

«خودت را دوست بدار و کمک کن تا دیگران نیز خود را بیشتر دوست بدارند.»

در این مورد هم در مقاله ای جداگانه برای تان بیشتر خواهم نوشت و شرح خواهم داد چگونه افراد در حالی که می دانند، چه خوب است و چه بد است، اما آن نکات را نه تنها رعایت نمی کنند، بلکه بیشتر زمان ها رفتارشان با خودشان بیشتر همانند رفتار با یک دشمن است تا یک دوست.

اغراق نیست اگر از من بپرسید که: «تنها راه موفقیت و شادمانه زیستن چست؟» به شما عرض خواهم کرد: «همه را فراموش کنید و کاری کنید که هر روز و هر لحظه بیشتر در آشتی با خود باشید و بیشتر خودتان را دوست داشته باشید و احترام بگذارید.»

10 چیزی که نباید در رزومه خود قرار دهید

تحقیقات نشان می دهد که 28 درصد از کارفرمایان عقیده دارند که در طول فرایند استخدام، رزومه مرحله ایست که اکثر کارجویان را دچار اشتباه می کند. اما این اشتباهات دقیقاً چه چیزی هستند؟

1.جزییات غیرضروری در مورد زندگی شخصی

به گزارش برترین ها اطلاعات شخصی که لازم است در روزمه وارد شوند عبارتند از: نام و نام خانوادگی کامل، ای میل، شماره تلفن ثابت، شماره تلفن همراه، نشانی محل زندگی. اگر کارفرمایان اطلاعات بیشتری بخواهند مطمئناً یا از شما خواهند پرسید یا خودشان این اطلاعات را پیدا خواهند کرد. سن، نژاد، گرایش های سیاسی، و هر چیزی راجع به اعضای خانواده یا مالکیت خانه نباید در رزومه درج شوند. 

2.سرگرمی های روزانه و شغل های نامربوطی که سال ها قبل داشته اید

 از نوشتن اطلاعاتی که ربطی به شغل موردنظر شما ندارند خودداری کنید. اطلاعات مربوط به سرگرمی های روزانه یا کارهایی که سال ها قبل انجام داده اید و ربطی به شغل موردنظرتان ندارند نباید در روزمه شما ثبت شوند. 

سوابق کاری خود را به تجارب حر فه ای و تخصصی خود در 10 الی 15 سال پیش محدود کنید، مگر در صورتی که  تحصیلاتتان از لیسانس پایین تر باشد یا به تازگی وارد دنیای حرفه ای شده باشید.
3.عکس

لازم نیست عکستان را به روزمه تان اضافه کنید، مگر اینکه روزمه شما به شغلی مانند بازیگری مربوط باشد. بیشتر کارفرمایان این کاررا غیرحرفه ای می دانند، ضمن اینکه عکس شما می تواند نگرش کارفرما را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین تنها در صورتی عکس خود را به روزمه خود اضافه کنید که از شما خواسته شده باشد. 

4.حقوق درخواستی

 درج رقمی که بسیار بالا یا بسیار پایین باشد می تواند به قیمت از دست دادن شغل تمام شود. اما اگر کارفرما در مورد حقوق موردنظر شما پرسیده باشد، بهتر است رقم خاصی را مشخص نکنید و مثلاً بنویسید 600 تا 800 هزار تومان. 

5.اطلاعات غلط

 هرگز برای تحت تاثیر قرار دادن کارفرما به اطلاعات دروغ و غلط متوسل نشوید. به گفته بسیاری از کارفرمایان گاهی درج چنین اطلاعاتی باعث رد شدن رزومه کارجو شده است. بعضی افراد مدت زمان همکاری با یک شرکت یا موسسه را کوتاه تر یا طولانی تر از آنچه که بوده می نویسند، یا در بیان موفقیت های خود اغراق می کنند. اما این کار می تواند نتیجه عکس داده و باعث بی اعتمادی کارفرما و رد شدن روزمه شود.

6.اطلاعات محرمانه

 اگر در شغل قبلیتان  با اطلاعات مهم و سری سروکار داشته اید، هرگز این اطلاعات را در رزومه خود قرار ندهید. شاید فکر کنید با قرار دادن این اطلاعات مهم تر و بزرگ تر جلوه می کنید، اما واقعیت این است که این کار از دو جهت نتیجه عکس می دهد. اولاً کسی که روزمه شما را بررسی می کند شما را به عنوان فردی غیرقابل اعتماد خواهد شناخت، و ثانیاً اینکه ممکن است کارفرمای فعلی  شما را اخراج کند یا حتی موردپیگرد قانونی قرار دهد. 
 
7.اخراج شدن و دلیل آن

 رزومه شما باید بر دیگران تاثیر مثبت بگذارد. اگر به دلیل عملکرد ضعیف یا  هر مشکل دیگری از کار قبلی خود اخراج شده اید، این اطلاعات را در روزمه خود ثبت نکنید. البته این به معنای زیر پا گذاشتن مورد شماره 5 نیست. اگر از شما دلیل اخراجتان را پرسیده اند، حقیقت را بیان کنید. در غیر این صورت فقط اطلاعات خوب و مثبت را در رزومه تان قرار دهید.  

8. جمله های طولانی و غیر ضروری

در مورد اهمیت شغل ها و مسئولیت های قبلیتان بیش از حد لازم توضیح ندهید و اجازه بدهید کارفرمایان مسئولیت ها و تجارب شما را آن طور که هست ببینند. 
9. اهداف کاری

 نیازی نیست اهداف شغلی خود را توضیح بدهید، مگر اینکه به تازگی فارغ التحصیل شده باشید یا قصد وارد شدن به زمینه ای کاملاً جدید را داشته باشید. اگر می خواهید اهداف خود را بیان کنید، سعی کنید خلاصه ای از قابلیت ها و صلاحیت های خود را بنویسید. با این کار هم می توانید آنچه را که به دنبال آن هستید بیان کنید، و هم دلیل تغییر شغل خود را نشان دهید. 

 10. اطلاعات بیش از اندازه

 درج اطلاعات طولانی و غیرضروری همیشه بد است، به خصوص وقتی که این اطلاعات مقابل مدیری قرار بگیرند که سرش خیلی شلوغ است و واقعاً وقتی برای خواندن کلمه به کلمه رزومه شما  ندارد. یادتان باشد اگر رزومه شما طولانی به نظر برسد، بسیاری از کارفرمایان کلاً از خیر خواندن آن می گذرند!

آلودگی هایی که به ذهن ما نمی رسد!

به‌عنوان یك خانم خانه‌دار چقدر نگران فرزندتان هستید كه با دست‌های كثیفش غذا نخورد؟ به خاك و وسایل كثیف دست نزند؟ آیا هربار كه همسرتان از سر كار به خانه می‌آید از او می‌خواهید دست‌هایش را بشوید؟ خودتان به‌عنوان یك خانم خانه‌دار فكر می‌كنید، چون در محیط تمیز خانه هستید احتمال این‌كه با سطوح آلوده در تماس باشید كم است؟ خیلی هم خیال‌تان راحت نباشد؛ شما هم در معرض خطر آلودگی‌ها هستید.این را در خاطر داشته باشید كه به‌طور كلی هیچ سطحی وجود ندارد كه عاری از میكروب باشد؛ حتی در اتاق عمل جراحی و تمیزترین سطوحی كه وجود دارد هم می‌توان میكروب‌های زیادی پیدا كرد كه با تماس به بدن فرد منتقل می‌شوند. اگرچه از بیش از 60 هزار نوع میكروبی كه وجود دارد درصد كمی (حدود یك تا 2درصد) هستند كه بدن در برابر آن‌ها ایمن نیست اما همین مقادیر كم هم می‌توانند بیماری‌های خطرناكی را برای فرد به‌دنبال داشته باشند.كمی كه به اطراف‌تان نگاه كنید، وسایل زیادی موجود است كه سطوح بسیار آلوده‌ای دارند، بدون این‌كه شما اصلا از آن خبر داشته باشید؛ سطوحی كه هر‌‌روز هم در منزل یا محیط زندگی با آن تماس دارید. این‌ها تنها چند نمونه از آلوده‌ترین سطوحی هستند كه شما به‌طور روزانه با آن‌ها در تماس هستيد. خواندن این مطلب قرار نیست شما را بيش از حدوسواسی كند، هدف این مطلب این است كه شما كمی حواس‌تان به وسایل آشنای دوربرتان جمع شود.

كنترل مركز تجمع ميكروب‌ها
  • كنترل تلویزیون
وسیله دوست داشتنی‌ای كه حتی هنگام آشپزی هم كنار دست‌تان است تا با آن كانال‌های مورد علاقه‌تان را عوض كنید؛ فكر كنید آخرین باری كه كنترل تلویزيون‌تان را شسته‌اید كی بوده است؟ هیچ‌وقت؛ كنترل تلویزیون كه هركسی با هر نوع آلودگی‌ای در طول روز به آن دست می‌زند به‌عنوان یك ذخیره غنی از انواع گرد و غبار و آلودگی‌ها به حساب می‌آید. كنترل تلویزیون پر از درز و سوراخ‌هاي مختلف است كه حتی با شست‌وشو هم ممكن است آلودگی‌هايش از بین نرود. بهترین كار برای كم كردن میزان آلودگی این وسیله، ضد‌عفونی كردن آن با اسپری‌های مخصوص یا حتی وایتكس بسیار رقیق شده با آب به‌صورت هفتگی یا ماهانه است. حتي می‌توانید از روكش‌های سلفونی قابل تعویض كه هر چند روز در میان عوض می‌شوند هم استفاده كنید اما هیچ‌كدام از این روش‌ها مانع آلوده بودن دستگاه كنترل نمی‌شود. به ياد داشته باشيدكنترل تلویزیون را به هیچ وجه با خودتان به تختخواب نبرید.

سبد سبد خطر 
  • سبدهای خرید
سبدهای خرید، محل تجمع انواع میكروب‌ها هستند به این دليل كه هم با انواع مواد غذایی خشك و تازه و هر نوع وسیله دیگری سروكار دارند و هم ممكن است در طول خرید بارها به زمین گذاشته شوند. تماس این سبدها با مواد غذایی تازه هم می‌تواند آن‌ها را آلوده كند و هم این‌كه از آن‌ها آلودگی بگیرد و به شما منتقل كند. سبدهای خرید اغلب در آشپزخانه نگهداری می‌شوند كه به هیچ وجه محل مناسبی نیست. اگر نمي‌توانيد سبدهای‌تان را بشویید، سعی كنید با كمی اسپری الكل رقیق شده یا ژل ضدعفونی داخل آن و دسته آن را تمیز كنید. سعی كنید هنگام خرید كردن هم مواد خریداری شده را در یك كیسه در بسته داخل سبد خریدتان قرار دهید تا امكان انتقال میكروب‌ها به حداقل برسد. آلوده‌تر از سبدهای خرید خانگی، سبدهای خرید سوپرماركت‌ها هستند كه به وسیله افراد مختلفی استفاده می‌شوند و گاهی بچه‌ها نیز داخل آن مي‌نشینند. این سبدها حتما باید به‌طور مرتب توسط پرسنل سوپرماركت ضدعفونی شوند. در صورتی كه سبد خرید استفاده كرده‌اید حتما دستان‌تان را قبل از خالی كردن مواد غذایی بشویید. 


با آب تميز نمي‌شود
  • شیر آب
شیرهای آب متحرك كه برای آبكشی اطراف سینك به كار می‌روند از سطوح آلوده محیط خانه هستند. وقتی با دست‌های كثیف موقع شستن ظرف‌ها این شیر را جابه‌جا می‌كنید، دست‌هاي‌تان بسیاری از میكروب‌ها را به این وسیله منتقل می‌كنند و بسیاری از خانم‌ها تنها در پایان ظرف شستن با كمی آب ریختن روی شیر سعی می‌كنند آن‌را تمیز كنند، در حالی كه این كار اصلا باعث تمیز شدن شیر نمی‌شود. به‌طور عادی روی یك شیر آب آشپزخانه بیش از 2هزار میكروب مختلف وجود دارد، آلودگی‌های مواد غذایی خام خطرناك‌ترین این میكروب‌ها هستند. يادتان باشدبعد از شستن ظرف‌ها حتما شیر آب را با مایع تميزكننده  بشویید.


تخته‌هاي خطرناك
  • تخته گوشت
شاید خواندن این نكته برای‌تان عجیب باشد اما بررسی‌ها نشان داده است، در سطح یك تخته گوشت آشپزخانه، 200 برابر یك سنگ شسته شده توالت میكروب وجود دارد. به همین دلیل توصیه می‌شود، برای خرد كردن گوشت از این تخته‌ها استفاده نكنید و گوشت را روی یك سطح فلزی محكم یا حداقل تخته‌هایی كه ضد‌خش هستند خرد كنید. در صورتی كه از تخته‌های گوشت معمولي استفاده می‌كنید حتما بعد از مصرف آن‌را به خوبی با آب داغ بشویید و با اسكاچ آن‌را و درزهایش به خوبی بسایید.

  • تلفن
 همه خانم‌های خانه دار دوستاني دارند كه روزی حداقل یك ساعت با او تلفن صحبت مي‌كنند. گوشی تلفن به وسیله دست‌ها و دهان به‌شدت در معرض آلوده‌شدن با میكروب‌ها و آلودگی‌های مختلف است، قسمت دهانی گوشی تلفن به دليل تماس با صورت و بزاق و همچنین وجود منفذ‌ها و سوراخ های زیاد، محل مناسبی برای تجمع میكروب‌هاست. دست زدن به گوشی تلفن، می‌تواند باعث انتقال بیماری‌های تنفسی به‌خصوص در فصل‌های سرد سال شود.

  • زیراندازهای ورزش
خیلی از خانم‌ها به ورزش‌هايی مانند حركات كششي ذهن و جسم و ایروبیك روی آورده‌اند، معمولا لباس‌های ورزشی بعد از هر جلسه ورزش شسته می‌شوند اما نكته‌ای كه اغلب ورزشكاران فراموش می‌كنند، شستن زیرانداز مخصوصی است كه در زمان ورزش با خود به محل‌های مختلف می‌برند. این تشك‌ها یا زیراندازها به دليل این‌كه همزمان با زمین، پا و بدن فرد و همچنین عرق بدن او تماس دارند، می‌توانند محل مناسبی برای باكتری‌ها باشند، به ياد داشته باشيد بعد از هر بار ورزش كردن حتما زیرانداز خود را بشویید یا به وسیله ژل‌های ضدعفونی‌كننده آن‌ها را ضدعفونی كنید.


تميزكننده كثيف
  • ماشین لباس‌شویی
ماشین لباس‌شویی اگرچه وظیفه تمیز كردن لباس‌ها را بر عهده دارد اما خودش یكی از آلوده‌ترین سطوح منزل است. فقط به خاطر بیاورید كه هربار كه همه لباس‌های كثیف را جمع می‌كنید و داخل ماشین می‌گذارید آیا دست‌تان را می‌شویید و بعد از شستن دست‌ها دكمه‌های ماشین لباس‌شویی را فشار می‌دهید یا خير؟ البته كه نه؛ به همین دلیل بعد از مدتی استفاده از ماشین لباس‌شویی، دكمه‌های آن و در آن تمام میكروب‌هایی كه شما از لباس‌های آلوده را در دستان‌تان دارید روی خود جمع می‌كند. خطرناك‌ترین میكروب روی این وسیله «اي‌كولاي» است كه از لباس زیر آلوده به دست‌های شما و بعد دكمه ماشین لباس‌شویی منتقل می‌شود. به‌طور طبیعی 100 میلیون از این باكتری در یك لباس زیر معمولی كه پوشیده شده باشد وجود دارد. برای جلوگیری از این مشكل توصیه می‌شود، حداقل لباس‌های زیر را با آب داغ بشویید و در هربار تمیز كردن خانه هم سعی كنید سطح ماشین لباس‌شویی و دكمه‌های آن را با مایع تمیز‌كننده بشویید.

راهی برای آزادسازی انرژی های درون

1- انسان، بسیاری از کارها را انجام نمی دهد؛ تنها به این دلیل ساده که می ترسد. او می ترسد از فقر، از نادان جلوه کردن نزد دیگران، از انتقاد دیگران، از سختی ها، از ناشناخته ها و از هزاران چیز دیگر. همین ترس ها هم می شوند بند و زنجیر او؛ برای این که کاری نکند و تا آخر عمر، همین طور معمولی، به زندگی اش ادامه بدهد؛ بدون خلق هیچ شاهکاری.
2- درواقع می توان چنین گفت: ترس ها، مانع از آزادسازی انرژی های بسیار ما برای خلق شاهکارهای زندگی هایمان شده اند. آنها، مانند دریچه هایی، جریان سیال انرژی های ما را سد می کنند و ما، ناچاریم که با انرژی های بسیار کمی، به زندگی های کم رمق خودمان ادامه بدهیم.

3- چه باید کرد؟ می توان سرمنشا همه ترس ها را، شناسایی کرده و خشکاند. سرچشمه کجاست؟ مرگ. آدمی، از چیزی به اندازه مرگ نمی هراسد. اصلا فرار از همین مرگ است که او را، به تکاپو و زندگی کردن وامی دارد. همه ترس های دیگر، از مرگ سرچشمه می گیرند. اگر تکلیف خودمان را با مرگ، یکبار برای همیشه روشن کنیم، همه ترس های دیگر، اندک اندک خشک شده و در مدتی کوتاه، دیگر هیچ ترسی باقی نمی ماند. بعد چه می شود؟ وقتی که موانعی، جریان انرژی ها را سد نکنند، آنها نیز چاره ای ندارند جز جریان پیدا کردن. به همین راحتی.

4- اگر از مرگ می هراسیم، بهترین راه، پناه بردن به خود مرگ است. باید به آن فکر کرد، با آن مشورت کرد، همراهش رفت و بعد، ترس از مرگ زایل و نابود می شود. که از قدیم الایام گفته اند از هرچه می ترسی، به سمتش برو و ترس، از تو خواهد ترسید و فرار خواهد کرد.

5- جنگاوران راستین دنیای قدیم، این موضوع را به خوبی درک کرده بودند. آنها از مرگ نمی هراسیدند و به همین سبب، سرزندگی را واقعا حس می کردند. یکی، دو سالی است که کتاب «هاگاکوره؛ مرام سامورایی» به فارسی ترجمه شده. سامورایی ها، جزو معروف ترین جنگاوران راستین دنیای قدیم بودند. آنها، آموزه های خاصی داشتند که نبرد در میدان رزم را، برایشان سهل می کرد. آنها، هر روز و هر لحظه، با مرگ زندگی می کردند و به مرگ های مختلف، فکر می کردند؛ مرگ زیر بارش تیرها، مرگ توسط شمشیرها، مرگ در رودخانه، مرگ توسط نیروهای مخفی دشمن و... چنین احساساتی، باعث می شد که آنها، تکلیف خودشان را با زندگی، با مرگ و با خدمت به اربابان خودشان روشن کنند. درواقع چنین طرز فکری، قدرتی استثنایی به آنها می بخشید؛ قدرتی که جنگاوران عادی، یارای مقاومت در برابر آن را نداشتند؛ جنگاوران عادی که جانانه نمی جنگیدند، چراکه می ترسیدند بمیرند و به خانه و کاشانه شان بازنگردند.
6- «طریقت سامورایی، در از جان گذشتگی است. ده مرد یا بیشتر، نمی توانند چنین مردی را از پا دربیاورند. عقل عادی نمی تواند کارهای بزرگ انجام دهد. باید مجنون شد و از جان گذشته.» این یکی نیز، جزو آموزه های همان سامورایی هاست و چنین باور و اعتقادی، باعث آزادسازی انرژی حیاتی و فیزیکی و روانی بسیاری در آنها می شد؛ و همین امر، باعث شد تا این چنین بر سر زبان ها بیفتند.

7- مرگ، آن قدر عظیم و ناشناخته است که هر پدیده دیگری، در برابرش رنگ می بازد. پول، دارایی، ترس از دیگران، پست، مقام، ماشین های مدل بالا، تمجید و تحسین دیگران، فقر و... در برابر عظمت مرگ، اصلا به حساب نمی آیند. درست مثل یک بهمن بزرگ می ماند؛ وقتی که می آید، دیگر همه چیز ارزش خود را از دست می دهد. اگر به مال و پول و دارایی و هوش خودتان می نازید، در برابر مرگ چاره ای ندارید جز تسلیم و بی خیال همه آنها شدن. و برخلاف چیزی که همه فکر می کنند، همسایگی با مرگ نه تنها شادی زندگی شما را نمی گیرد، بلکه به زندگی شما، شادمانی و شعفی عمیق تر و راستین تر می دهد؛ شادی و شعفی که سطحی نیست و عمیق است و اتفاقات ظاهری، نمی توانند آنها را از شما سلب کنند.

8- درواقع همسایگی با مرگ و زندگی کردن با آن و تکلیف خود را با آن روشن کردن، باعث تولید نگرش های جدیدی در انسان می شوند و این نگرش های جدید، تولید انرژی ها و توانایی های جدیدی را می کنند. شکست، در برابر کسی که از مرگ نمی ترسد و تکلیفش را با آن روشن کرده، اصلا به حساب نمی آید و مرد و زنی که از شکست نمی ترسد، می تواند دست به هر غیرممکنی بزند.

9- «امروز، شاید آخرین روزی باشد که بتوانم به تو بگویم چقدر دوستت دارم.» این جمله را، در مقدمه کتاب چهار میثاق نوشته اند؛ جمله فوق العاده ای است. واقعا چه دلیل محکمی وجود دارد که ما، تا فردا، تا هفته بعد، تا سال بعد زنده باشیم؟ اصلا چه دلیلی وجود دارد که زمین، تاسال بعد، زنده باشد؟ اگر زلزله خفیفی که یکی، دو ماه پیش در تهران آمد، مثلا هشت ریشتر بود، فکر می کنید الان بسیاری از ایرانی ها، کجا بودند؟ هیچ دلیل محکمی وجود ندارد. پس باید چنان زیست که انگار، امروز، روز آخر است؛ انگار این هفته، هفته آخر و امسال، سال آخر.
10- وقتی این اتفاق بیفتد، شادی های شما، عمیق تر، ترس های شما، فراموش، اراده شما بیکران، شخصیت شما منحصر به فرد و زندگی شما، یک شاهکار خواهد بود. برخلاف خیلی ها که فکر می کنند مرگ و اندیشیدن به آن، افسردگی می آورد، باید عرض کنم که اتفاقا مرگ و زندگی، دو روی یک سکه هستند و مرگ، راهی است برای آزادسازی انرژی های بیکران ما و سفر جاودانه ما به عمق. در برابر کسی که مرگ را شجاعانه پذیرفته، غیرممکنی وجود ندارد و هرچه هست، ممکن است. چنین فردی را، نمی توان به زانو درآورد و زندگی، روی نادیده خودش را، به او نشان خواهد داد. کدورت ها و نفرت ها، از او فرار خواهند کرد و شکوفه های عشق، در قلب او روییدن خواهند گرفت. باور کنید تفکر عمیق به چنین سوالی، می تواند شما را زیر و رو کند؛ به نفع یک زندگی برتر و بهتر و شما را فعال تر نیز خواهد ساخت؛ چراکه خودخواهی شما را از شما خواهد ستاند و فداکاری و خدمت به همنوعانت را برایتان به ارمغان خواهد آورد.

راه هایی برای جلوگیری از بدزبانی کودکان

 وقتي كودكان شروع به بدزباني، تمسخر، پرخاش، استفاده از كلمات نامطلوب و گاه فحش دادن مي كنند، ما به شكلي غمناك، متوجه قدرت شگفت آور كودك در تقليد كلمات خوب و بد خودمان و اطرافيان مي شويم.
بدزباني،‌ تنها از راه آموختن و مواجه شدن با كلمات نامناسب به وجود مي آيد، بنابراين بايد موقعيت هايي را كه طي آن ممكن است كودك اين كلمات نامطلوب را بشنود، محدود كنيد. يعني مواظب برنامه هاي تلويزيوني كه كودك مي بيند، دوستاني كه با آنها رفت و آمد داريد و طرز صحبت خود باشيد تا بتوانيد اين كلمات را از مجموعه لغاتي كه كودك به كار مي برد حذف كنيد. توصيه هاي زير به شما كمك مي كند در تربيت كودك خود تأثيرگذار وموفق تر باشيد.

1. بدزباني كودك را ناديده بگيريد:

اگربه طور اتفاقي،‌ كودكتان واژه ناشايستي را به كار برد، سعي كنيد به بد زباني او، بي توجهي نشان دهيد. وانمود كنيد كه آن را هرگز نشنيده ايد، بنابراين هرگونه تأثير آن را بر خودتان از بين برده و بازي او را به يك بازي يك نفره تبديل كنيد، چيزي كه اصلاً براي كودكان جالب نيست.

2. ازخوش زباني كودك تعريف و تمجيد كنيد:

بگذاريد كودك بداند چه نوع گفتاري را مي پسنديد. هر بار كه بدزباني نمي كند به اين امر اشاره كنيد. براي مثال بگوييد «خوشم مي آيد وقتي سؤالي از تو مي پرسم آرام جواب مي دهي.» در عمل به او نشان دهيد كه كدام گفتار وي، بدزباني شمرده مي شود.

3. خودتان هم بدزباني نكنيد:

از آن جا كه مي دانيد بدزباني شيوه اي است كه كودك براي اعمال كنترل بر شما به كار مي گيرد، پس خودتان بدزباني نكنيد. او ممكن است به دنبال راه هايي باشد تا عمداً شما را عصباني كند و با بدزباني، توجه شما را به خود جلب كند. پس از شركت در اين بازي خودداري كنيد.

4. بدزباني را به كودك آموزش ندهيد :

پاسخ دادن به كودك در حالت عصبانيت، تنها به او مي آموزد چگونه بدزباني كند. هر چند دشوار است ولي وقتي با عصبانيت سر شما فرياد مي كشد، شما متقابلاً اين كار را انجام ندهيد،

بلكه سعي كنيد با احترام گذاشتن به كودك، احترام گذاشتن به ديگران را به او آموزش دهيد. نسبت به كودك خود مؤدب باشيد، گويي كه او ميهمان است.


5. با كودك همان گونه حرف بزنيد كه مايليد با شما حرف بزند:

به كودك بياموزيد چگونه از بياني كه شما دوست داريد، استفاده كند. در بين صحبت ها از اين كلمات استفاده كنيد. «ممنونم، لطفاً، متأسفم و...» هم چنين به او بياموزيد تنها آن چه گفته مي شود، بدزباني محسوب نمي شود، بلكه گاهي لحن سخن گفتن هم ناخوشايند به نظر مي رسد.

6. براي كودك توضيح دهيد كه بدزباني يعني چه :

لازم است فكر كنيد آيا كودك بدزباني مي كند يا فقط شيوه بيانش اين گونه است ؟ در اين ميان مي توان مواردي از اين دست را ذكر كرد : طعنه زدن، به كار بردن اسم كوچك برخي افراد، با فرياد پاسخ گفتن و سرپيچي گستاخانه، بدزباني تلقي مي شود ولي حالات امتناع ساده مانند «نمي خواهم كه» غرغر كردن و پرسش هايي مانند «آيا بايد» تنها اظهار عقيده محسوب مي شوند نه بدزباني.

7. بر گفتار دوستان، رسانه ها و خودتان نظارت كنيد:

توجه كنيد كه خودتان و اطرافيانتان چگونه صحبت مي كنيد. دقت كنيد كه كودكان، تا حد امكان كمتر سخن ناخوشايند، نيش دار و يا دو پهلو بشنوند و ياد بگيرند.

8. به دليل بدزباني، كودك را تنبيه نكنيد:

تنبيه را براي موارد مهم و رفتارهاي زيان باري بگذاريد كه براي خود كودك و ديگران آزار دهنده و خطرناك است. بدزباني هم، در بدترين حالت، آزاردهنده است ولي هيچ تجربه اي در دست نيست كه نشان دهد با تنبيه كردن به دليل بي احترامي، كودك، مؤدب و محترم مي شود. مجازات، تنها ترس را مي آموزد و نه احترام را.

9. لقب دادن را آموزش ندهيد :

گاه والدين، به راحتي همان القاب تمسخر آميزي را كه كودك به زبان مي آورد به سرش فرياد مي كشند، براي مثال : «كودن! نمي داني كه نبايد به كسي لقب بد داد». اين كار به كودك اجازه مي دهد تا همان كلماتي را كه شما استفاده مي كنيد، به كار ببرد. خشم خود را كنترل كرده و به او توضيح دهيد كه چه طور و چرا اين قدر عصباني شده ايد.

10.به دليل لقب دادن، كودك را تنبيه نكنيد:

اگر كودك را به دليل لقب دادن مجازات كنيد، هرگاه از او دور باشيد از اين واژه ها استفاده مي كند. اعمال مجازات شديد براي درمان بدزباني به كودك مي آموزد كه چگونه كاري را پنهان انجام دهد.

11. از به كار بردن القاب طنز آميز و خودماني پرهيز كنيد :

از صدا كردن كودك خود با القايي كه گاه به دليل احساس صميمي بودن از آن ها استفاده مي كنيد ولي نمي خواهيد او براي صدا كردن ديگران از آن ها استفاده كند، اجتناب كنيد. به عنوان مثال گفتن كلمه وروجك يا شيطون، مي تواند به دليل تقليد كودك از شما استفاده شود.

12. اجازه ندهيد به كودك، القاب بد بدهند:

راه هاي مطلوبي را به كودك پيشنهاد كنيد تا زماني كه ديگران به او لقب مي دهند، از طريق آن ها واكنش نشان دهد. براي مثال بگوييد «وقتي دوستت با اسم بدي شما را صدا زد، به او بگو تا موقعي كه اسم بدي شما را صدا زد، به او بگو تا موقعي كه اسم خودم را صدا نكني با تو بازي نمي كنم و جواب تو را نمي دهم.»

13. اسامي بد و خوب را براي كودك مشخص كنيد:

به طور دقيق براي كودك توضيح دهيد كه از چه نام هايي نبايد استفاده كند. تنها در اين صورت مي توانيد از او انتظار داشته باشيد كه لقب هاي «مجاز» و «غير مجاز» را بشناسد.