دانشمندان برای اولین بار موفق شدند سلول های حسگر نور درون شبکیه را که از ابتدا در آزمایشگاه پرورش یافته بودند در چشم های موش های نابینا پیوند بزنند.
 

دانشمندان دانشگاه کالج لندن اعلام کردند که سلولهای پیوندی با موفقیت بالغ شده و با عصب های مسوول انتقال سیگنال های بینایی به مغز مرتبط شده اند.

به باور محققان اگر بتوان این فرآیند را با سلولهای بنیادی انسانی تکرار کرد، می توان بیشتر شکل هاینابینایی را که از انحطاط این سلول های گیرنده نور در اثر پیری یا بیماریهایی مانند دیابت ناشی شده، درمان کرد.

یک درمان تجربی سلول بنیادی دیگر که شامل پیوند سلولهای مسوول پشتیبانی و تغذیه گیرنده هاینوری در چشم بوده، توانسته بینایی مردی را که در اثر انحطاط سلول های شبکیه نابینا شده بود، بازگرداند اما به گفته پرفسور رابین علی، سرپرست پژوهش در کالج لندن، این درمان تنها بر روی افراد دارای تعدادی سلول گیرنده نور سالم عمل می کند در حالی که درمان جدید حتی در مواردی که این سلولها کاملاً از بین رفته اند نیز کار می کند. این محققان با استفاده از یک فرآیند نسبتا جدید که به سلول های بنیادی جنینی اجازه خودسازماندهی به شکل ساختارهای شبکیه مانند در یک ذره سه بعدی ژله یی را داده، توانسته اند سلولهای گیرنده نور تولید کنند.

همچنین در یک دستاورد مهم برای درمان های انسانی، این دانشمندان مرحله بهینه ای در رشد سلول ها را که حدود 24 روز بوده، برای پیوند آنها در چشم موشها شناسایی کردند. در این مرحله، سلول های گیرنده نور هنوز نسبتا نابالغ هستند اما پس از کاشت، راه خود را برای ترمیم بخش های چشم پیدا کرده و در آن مناطق به طور کامل بالغ می شوند. اگر سلول ها به طور کامل به شکل ساختارهای گیرنده نور بالغ موسوم به بخش های بیرونی رشد کنند، دیگر قادر به پیوند به این شیوه نخواهند بود.

به گفته محققان، آنها اکنون یک نقشه راه برای انجام این فرآیند با سلولهای بنیادی جنینی انسان دارند. آنها در حال حاضر پیش سازهایی برای سلول های گیرنده نور انسانی پرورش داده اند. چالش پیش روی این دانشمندان اکنون کارا کردن کافی این فرآیند برای پیوند است. در همین حین، محققان قصد دارند پیوندهای بیشتری انجام داده و قابلیت بینایی موش ها پس از این پیوند را نمایش دهند. با وجود رشد سلول های پیوندی و اتصال موفق آنها به عصب ها، هنوز تعداد کافی از این سلولها برای بازیابی بینایی موش ها پیوند نشده است.

در زناشویی، حرف را باید زد، درد را باید گفت

تحقیق روی 11 هزار زن و مرد نشان داده است بیشتر اختلاف زن و شوهرها در مورد خانواده هایشان است. رابطه خانوادگی افراد بسیار عمیق و ریشه ای است و نمی توان انتظار داشت به راحتی از بین برود.
 

اگر خیلی دوست ندارید همسرتان با اعضای خانواده خود صمیمی و گرم باشد، پیش از ازدواج حتما این مسایل را در نظر بگیرید. اگر رابطه نزدیک و عمیق آنها با خانواده هایشان شما را آزار می دهد باید با احتیاط بیشتری برای ازدواج تصمیم گیری کنید. مگر اینکه طرز فکر خود را تغییر دهید.

یک کارشناس مسایل خانواده داستانی تعریف می کند که: جورج فردی بود که با افتخار تعریف می کرد پس از 7 سال ازدواج هیچ گاه با همسرش دعوا نکرده اند. این مساله کمی عجیب به نظر می رسید تا اینکه همسرش تقاضای طلاق کرد. او با باغبان رابطه داشته و از او بچه دار شده بود و اکنون نیز از جورج می خواست تا از هم جدا شوند. این شوک بزرگی برای جورج بود و به هیچ وجه دلیل این کار همسرش را نمی فهمید. او ماه ها دچار این شوک بود تا اینکه سراغ من آمد. با کاوش در زندگی جورج متوجه شدم جورج با دو خواهر خود بسیار صمیمی بوده و آنها را محرم راز خود می دانسته است. این مساله برای همسر جورج به هیچ وجه خوشایند نبوده است اما او هرگز اعترض نکرده و در آخر برای طلاق اقدام کرده است.

این کار به هیچ عنوان خوب نیست. انسان باید دردهای خود را بیان کنند شاید راه حلی برای برطرف کردن آن وجود داشته باشد.

عدم موافقت به زوجین کمک می کند تا به یکدیگر احترام بگذارند

بحث و بگومگو مثل آدرنالین برای رابطه میان زوجین است و سه وظیفه را به آنها یادآوری می کند:

  • تعیین محدودیت های لازم
  • غلبه بر روزمره گی
  • تعیین وظیفه هر دو طرف در رابطه

احترام همیشه دلیل اصلی پایندگی و دوام رابطه های طولانی مدت بوده است. به طور مثال، جورج همسرش را در زندگی نادیده می گرفته و با او همدل نبوده است و همسرش نیز به بدترین شکل ممکن از او انتقام گرفته است.

اینکه افراد تصور می کنند مثل هم بودن بسیار عالی است باید بدانید که کاملا اشتباه است. وقتی با کسی رو به رو می شوید که کاملا شبیه شما است، طرز فکر، اعتقاد، رفتار و حتی علاقه مندی هایش همه مانند شما است خیلی خوشحال نشوید. عاشق هم نشوید. او نمی تواند همسر ایده آلی برای شما باشد. وقتی دو نفر تا این اندازه شبیه هم هستند هیچ هیجان و ویژگی خاصی ندارند و زندگی پس از مدت کوتاهی بسیار کسل کننده و عادی می شود.

همیشه این اختلاف ها هستند که باعث زیبایی زندگی می شوند.

اگر همیشه در حال دعوا هستید، چرا از آن به نفع رابطه تان استفاده نمی کنید؟

زوج هایی که خصلت های مشابه زیاد با هم دارند خیلی زود هم خسته و دلزده می شوند. شاید به همین دلیل هم بیشتر زمان های با هم بودن را به جنگ و اختلاف سپری کنند. در این رابطه تحقیقی روی 12 هزار زوج صورت گرفته و نتایج زیر به دست آمده است:

58 درصد آنها ادعا کرده اند اختلاف امری عادی و غیرقابل اجتناب است. 19 درصد گفته اند زوج های همیشه دعوایی نمی توانند با هم زندگی کنند. بیشتر مردم از درگیری و بحث گریزان هستند و 9 درصد از آنها به دنبال یافتن آرامش در زندگی هستند. رابطه پس از اختلاف زن و شوهرها شاید بهترین بخش دعوا باشد و 14 درصد از زوج های مورد تحقیق نیز این مساله را تایید کرده اند.

با این تفاسیر، چگونه می توان از بحث و اختلافات زناشویی برای آرامش و عشق بیشتر بهره گرفت؟

در ادامه 5 اختلافی را ذکر کرده ایم که به استحکام بیشتر رابطه زن و شوهر کمک می کنند.

1. جنگ برای آزادی فردی

خیلی از زن و شوهرها را در اطراف خود می بینیم که بیشتر اختلاف آنها سر مسایل مالی و پول است. به طور مثال، سارا فردی صرفه جو و مقتصد است و سعی می کند قران به قران پولش را پس انداز کند. اما درست برعکس، همسر او بسیار ولخرج و بی ملاحظه است. هر دو آنها رفتار دیگری را غیر قابل تحمل می دانند. اما به اینکه این بحث ها موجب ناراحتی های بیشتر شود آنها سعی کردند تا حساب «من»، حساب «تو» و حساب «ما» برای درآمد خود تعیین کنند. پس از این تقسیم بندی، هر کدام از دو طرف می داند با پول خود چه کار کند و آن را به دلخواه خود خرج یا پس انداز می کند.

نکته آموزشی:

زن و شوهرها هر چه بیشتر با هم سازش داشته باشند بیشتر هم برای یکدیگر فداکاری و گذشت می کنند.

2. زندگی سالم

علی قول داده بود اگر ندا با او ازدواج کند، سیگار را ترک کند. آنها ازدواج کردند اما علی سیگارش را ترک نکرد. ندا تلاش کرد تا برنامه غذایی سالم برای علی ترتیب بدهد تا او توان ترک سیگار را به دست بیاورد اما علی هیچ کدام از برنامه ها را انجام نداد. در آخر نیز علی در اثر سرطان ریه فوت کرد و آنها از هم جدا شدند.

نکته آموزشی:

دو نفر باید از همان ابتدای زندگی خواسته ها و نیازهای مشترکی برای خود تعریف کنند و به آن نیز پایبند باشند.

3. امنیت روحی و جسمی

فرید و زیبا در نخستین دیدار دلباخته هم شدند و ازدواج کردند. اما پس از مدتی فرید متوجه دمدمی مزاج و زود رنج بودن زیبا شد و اختلاف آنها شروع شد. برای حل اختلاف ها نزد مشاور رفتند و به زیبا توصیه شد در کلاس های مدیریت خشم شرکت کند. خوشبختانه موثر واقع شد و اکنون با آرامش بیشتر با هم زندگی می کنند.

نکته آموزشی:

سعی کنید مشکلات و نگرانی های خود را برطرف کنید تا بتوانید با عشق و علاقه بیشتر در کنار همسرتان زندگی کنید.

4. آرامش دستشویی

رضا و نسرین با علاقه زیاد با هم ازدواج کرده اند اما پس از مدتی اختلاف های آنها آغاز شد. نسرین شلخته بود و همیشه موهایش داخل سینک یا کف دستشویی ریخته شده بود. یا حوله توالت بیشتر مواقع کثیف بود. رضا از این مساله بسیار عصبی بود. عادت های دستشویی رفتن این دونفر بسیار با هم فرق داشت و سر این مساله همیشه با هم دعوا داشتند. اما مشاور به آنها توصیه کرد تا با شوخی و خنده این مشکل را حل کنند. آنها نیز سعی در تغییر عادت های خود کردند و خیلی راحت به این اختلاف های دایمی خاتمه دادند.

نکته آموزشی:

همیشه سعی کنید در میان خنده و با آرامش و دوستانه شکایت های خود را بیان کنید زیرا خنده برای هر دردی دعواست.

5. اتحاد

سعی کنید در برابر این دنیای بی رحم با هم متحد باشید و یک گروه دونفره تشکیل بدهید. برای موفقیت، اعتماد به نفس و رسیدن به اهداف همسر خود تلاش کنید. دونفری راحت تر می توانید با مشکلات جامعه و دنیا کنار بیایید و تیمی بسیار قوی در مقابل سختی ها تشکیل می دهید که هدفی مشترک را دنبال می کنند.

نکته آموزشی:

با در کنار هم بودن می توانید به اهداف والایی در زندگی دست پیدا کنید.

 

برای چیزهایی که به آن اعتقاد دارید مبارزه و همیشه حرف خود را بیان کنید. حتی اگر شریک زندگیتان ناراحت بشود، بدانید که نیروی عشق می تواند همه چیز را خوب نگه دارد.