روي تعهد اشخاص كار كنيد
افزايش تعهد افراد
خبر خوب اينست كه شما هم يك فرد هستيد بنابراين هر چيزي كه سبب افزايش تعهد شما مي شود مي تواند سبب افزايش تعهد ديگران هم بشود.
اجازه دهيد كمي بيشتر روي موضوع بحث كنيم. براي ايجاد تعهد و مشاركت سه پيش نياز مهم وجود دارد:
ــ فهميدن
ــ مال خود دانستن
ــ اعتقاد پيدا كردن
فهميدن
چگونه مي توانيد ميزان مشاركت افرادي را كه از كار خود اطلاعات درستي ندارند افزايش دهيد. چند نفر از افراد تيم شما از وظايف و نقش خود در تيم و از همه مهمتر هدف كار خود به خوبي مطلع هستند. ارتباط شما با آنها براي بيان اين موضوع چقدر موفق بوده است.
امروزه نقش اين ارتباط در سازمانها ناديده گرفته مي شود. بدون ايجاد شفافيت در نقش افراد در تيم رسيدن به روياهاي گفته شده غير ممكن است.
نكته: ارتباط برقرار كنيد، ارتباط برقرار كنيد، ارتباط برقرار كنيد. به افراد كمك كنيد وظايف و اهداف كار خود را درك كنند.
مال خود دانستن
زمانيكه چيزي مال شما مي شود چه احساسي در مورد آن داريد؟ از داشتن آن راضي و خشنود هستيد و تمايل به نگه داشتن و مراقبت از آن را داريد. وقتي احساس مالكيت نسبت به چيزي داريد سطح تعهد شما نسبت به آن چقدر تغيير مي كند.
براي اينكه افراد در كار و حرفه خود تعهد بيشتري داشته باشند. بايد به آنها اين اجازه را بدهيد تا احساس كنند اين كار متعلق به آنهاست.
براي ايجاد تعهد در بين كاركنان بايد به آنها اجازه دهيد در كار و وظيفه خود احساس مالكيت كنند.
نكته: براي ايجاد تعهد اجازه دهيد افراد صاحب آن كار شوند.
اعتقاد داشتن
آيا شما نسبت به كاري كه اعتقادي به انجام آن نداريد احساس تعلق مي كنيد. آيا اعضاي تيم شما در كاري كه به آن اعتقادي ندارند مشاركت فعال دارند.
غير ممكن است كه افراد با تمام جزئيات طرح و كاري كه بايد انجام شوند موافق باشند. مردم مي توانند روشها مختلف را قبول كنند، اگر به دلايل و اهداف كاري كه انجام مي دهند معتقد باشند.
با كمك به افراد تيم به ديدن يك تصوير كلان از كاري كه انجام مي دهند در آنها احساس تعهد را افزايش مي دهيد. چگونه مي توان به انسانها خدمت كرد؟ چگونه مي توان دنياي بهتري ساخت؟ و چگونه كار افراد تيم در چنين فرايندي مؤثر است؟ به آنها كمك كنيد پاسخ اين سؤال را بدهند. اين سبب مي شود به كار خود اعتقاد بيشتري پيدا كنند.
نكته: به افراد كمك كنيد به كار خود اعتقاد پيدا كنند. به آنها كمك كنيد نقش مهمي كه در مقیاس كلان براي سازمان و جامعه خود دارند را ببينند و با عزم بيشتري ايفاي نقش كنند.
چگونه بفهميد آيا تعهد كامل داريد يا خير.
چندي پيش يكي از دوستان به من گفت اگر نسبت كار كاملاً متعهد باشي ديگر جايي براي تصميم گرفتن باقي نمي ماند كه اين كار را بكني يا نه و بدون درننگ آن را انجام مي دهي ولي اگر هر بار از خود مي پرسي كه اين كار انجام دهم يا خير؟ پس هنوز كاملاً متعهد به سازمان نيستي.
يك تيم كاملاً متعهد ممكن است براي چيزهاي مختلف با يكديگر بحث هاي طولاني داشته باشند ولي براي رسيدن به هدف هرگز با يكديگر بحث نمي كنند، بلكه آنها درباره بهترين راه رسيدن به هدف بحث مي كنند.
اين سه مرحله منجر به مشاركت و تعهد فردي مي شود. به هر عضو تيم خود كمك كنيد وظيفه خود را درك كند، نسبت به كار خود احساس مالكيت داشته باشد.
و به كار خود اعتقاد داشته باشد. اين كار ساده به نظر مي رسد ولي به همين سادگي ها هم نيست. انسانها پيچيده هستند و تيمها به مراتب پيچيده تر. بكار بردن اين سه مرحله به شما كمك مي كند هدايت اين پيچيدگي ها را در دست بگيريد. و تيم را به سمت مشاركت فعال و در نتيجه راندمان بيشتر رهبري كنيد.
روبرو شدن با دشمن درون
ما با شجاعت زاده نشده ايم ولي با ترس هم به اين دنيا پا نگذاشته ايم. شايد بعضي از ترس هايي كه اكنون در وجود ماست به دليل تجارب ناموفق گذشته باشد. حتي تجاربي كه مربوط به ما نبوده اند و آنها را خوانده ايم يا شنيده ايم باعث ايجاد ترس در ما مي شوند.
البته ترسيدن بعضي مواقع خوب است. مثلاً منطقي است اگر از قدم زدن شبانه در محله هايي كه خلاف كاران پرسه مي زنند بترسيم. اما لازم نيست تمام عمر خود را در ترس زندگي كنيم.
ترس حتي آنهايي كه براي ما مفيد هستند، مي توانند بلند پروازي ها و جاه طلبي هاي ما را سركوب كنند. ترس مي تواند خوشبختي را ويران كند.
ترس مي تواند ارتباطات شما را مختل كند. و اگر كنترل نشود حتي مي تواند زندگي ما را تخريب كند. ترس يكي از دشمناني است كه در درون ما به كمين نشسته است.
اجازه دهيد در مورد 5 دشمن ديگري كه در درون ما وجود دارد صحبت كنيم.
اولين دشمني كه در درون شما وجود دارد و قبل از اينكه شما را از بين ببرد بايد آن را از بين ببريد بي تفاوتي است. و چه بيماري غم انگيزي است بي تفاوتي.
«بگذار هر اتفاقي مي خواهد بيفتد من راه خودم را مي روم!» اينجا يك مشكل وجود دارد شما مي توانيد راه خود را برويد ولي هيچگاه به بالاي كوه نمي رسيد.
دومين دشمن درون ما بي هدفي است. بي هدفي دزد موقعيت ها و كارهاي شگفت انگيزي است كه مي توانيد انجام دهيد. اين دشمن شانس هاي شما را براي ساختن آينده اي بهتر مي دزدد. روي اين دزد نابكار شمشير بكشيد. و هم اكنون براي خود يك هدف والا انتخاب كنيد.
آنوقت خواهيد ديد كه چگون تمام فعاليت هاي شما چگونه رنگ لعاب ديگر خواهد گرفت و مشكلات در برابر هدف بزرگ شما چگونه كوچك خواهد شد.
سومين دشمن درون شما شك و ترديد است. بله نمي توان به همه چيز اعتماد كرد. ولي نبايد به دو دلي اجازه دهيد سكان زندگي شما را در دست بگيرد.
افراد بسياري نسبت به آينده و گذشته مشكوكند، به اطرافيان خود مشكوكند، به تمام دولت هاي دنيا شك دارند. به ممكن ها و موقعيت هاي موجود مشكوكند.
و از همه بدتر به خود و توانايي هاي خود هم شك دارند. اين شك و ترديد سبب تعللي مي شود كه نتيجه آن از دست دادن موقعيت هاي بزرگ است.
چهارمين دشمن درون نگراني است. همه ما گاهي مواقع دچار نگراني مي شويم. فقط به آن اجازه ندهيد بر شما مسلط شود. در عوض اجازه دهيد به شما اخطار دهد. نگراني هم مي تواند مفيد باشد مثلاً اگر در حال عبور از عرض خياباني باشيد كه اتومبيل ها با سرعت زياد در حال حركت هستند.
نگراني از برخورد يا تصادف با آنها طبيعي است. ولي نمي توانيد اجازه بدهيد كه نگراني بر شما غلبه كند، تا تعادل خود را از دست بدهيد. و اتومبيل ها شما را به گوشه اي پرت كنند.
مي توانيد نگراني را به گوشه كوچكي از درون خود برانيد آنگاه فضاي زيادي از درون شما آماده عمل است! در اين حالت مي توانيد هر چيزي را كه به شما فشار مي آورد به گوشه اي برانيد.
حال فراقي پيدا مي كنيد كه با اطمينان به سمت هدف پيش مي رويد. يكي از بهترين راه هاي كم كردن نگراني عمل كردن با كار و تلاش زياد است.
پنجمين دشمن درون محافظه كاري و احتياط بيش از حد است. اين روش ترسناكي براي زندگي است. ترسو بودن يك صفت نيست بلكه يك مريضي است. و اگر به آن اچازه پيش روي بدهيد شما را تسخیر مي كند
. افراد ترسو پيشرفت نمي كنند. و هميشه در حسرت موقعيت هايي كه از دست داده اند زندگي مي كنند. اينگون افراد در بازار رشد نمي كنند. و قدرتمند نمي شوند. پس سعي كنيد از محافظه كاري بيش از حد بپرهيزيد.
با دشمن درون بجنگيد. با ترس خود بجنگيد و شجاعت را در درون خود پرورش دهيد تا با هر چه شما را از زندگي عقب نگه داشته است بجنگيد. حال اين سوال پيش مي آيد كه كجا ها بايد شجاع بود
. پاسخ ساده است در برابر هر چيزي كه شما را از پيشرفت باز مي دارد از خود شجاعت نشان دهيد. در زندگي و پيشرفت شجاع باشيد.
چگونه تیم کاری خود را متعهد سازیم
انجام پروژه زودتر از موعد مقرر همراه با رضايت مشتري و بدون هزينه هاي اضافي و سودآوري مناسب از روياهاي رهبر هر تيمي است.
اما هر مدير دانا و باتجربه به خوبي مي داند كه اين رويا زماني به حقیقت مي پيوندد كه هر عضوي گروه خود را كاملاً درگير كار كند و نسبت به هدف تيم خود را متعهد بداند. اما راز داشتن چنين افرادي چيست؟
آيا من واقعاً مي توانم افرادم را نسبت به اجراي پروژه متعهد سازم...؟
مشكل اينجاست كه به نظر مي رسد افراد به اين موضوع اهميت زيادي نمي دهند كه اگر در كارها مسئولانه شرکت كنند نتيجه بهتري مي گيرند يا خير...؟
شما نمي توانيد افراد را مجبور كنيد براي مدت زيادي سخت كار كنند...؟
اينها صحبت هايي است كه در وهله اول به ذهن خطور مي كند ولي هميشه براي هر كسي راهي وجود دارد.
رهبر هر تيمي مي خواهد تيمش نسبت به كار و وظايف فعال و متعهد باشد. چرا؟ واضح است چون در اين صورت است كه معجزه رخ مي دهد.
پروژه شما جلوتر از برنامه پيش مي رود. مشتريان شما راضي هستند و دچار كمبود بودجه نمي شويد دلگرمي افزايش مي يابد و حجم كارها كاهش مي يابد. و خلاقيت و بالندگي افزايش مي يابد. اين به راستي يك معجزه است اين طور نيست؟
شايد فكر كنيد اين صحبت ها رويايي است ولي مي دانيد كليد موفقيت تعهد افراد تيم است بنابراين مي توانيد از همه ابزارها، فنون و عقايد براي افزايش ميزان تعهد استفاده كنيد.
در حقیقت هيچ ابزار، فن و فرآيند مشخصي براي اين منظور وجود ندارد و اصلاً شما نمي توانيد تعهد تيم را به ميزان 100% برسانيد اما مي توانيد به افراد كمك كنيد تعهد خود را بالا ببرند.
معناي اين سخن اين است كه شما مي توانيد تعهد و شرکت پذيري هر فرد را به طور شخصي بالا ببريد ولي نمي توانيد تعهد كل تيم را به همان ميزان بالا ببريد پس اگر ميزان تعهد هر فرد تيم را بالا ببريد در حقیقت تعهد به كار كل تيم را افزايش داده ايد.