بیشتر جدال‌های ارزشی فقط به دلیل عدم ایجاد ارتباط و حرف دل از نزدن به‌وجود می‌آیند.

وقتی نیازهای متقابل ما با هم در تناقض باشند ما قادریم معامله کنیم، خود را تطبیق دهیم یا سازش حاصل کنیم تا هیچ طرفی نبازد.

 وقتی درک کنیم که رفتار ما تاثیر نامطلوبی بر افراد مورد علاقه و مهم زندگیمان دارد، مشتاقیم که رفتارمان را تغییر داده و یا راه حل قابل قبول دوجانبه پیدا کنیم. اما وقتی اختلاف بر سر ارزش های عمیق است وضعیت فرق می‌کند.

 وقتی احساس می‌کنیم که رفتار ما فوراً برای دیگری قابل لمس و درک نیست سفت و سخت و مقاوم می‌شویم ما این‌گونه وضعیت را جدال‌های ارزشی می‌نامیم.

جدال ارزشی چیست؟

در یک جدال ارزشی، شما و شخص دیگر در مورد موضوع بخصوصی شدیداً اختلاف عقیده دارید، در عین حال این اختلاف هیچگونه اثر ملموسی بر هیچیک از شما نمی گذارد.

مهارت های جدال‌های ارزشی

جدال‌های ارزشی هم مانند دیگر اختلافات، در روابط اجتماعی انسان‌ها گریزناپذیرند چون ما دائماً با مردمی برخورد داریم که رویکردشان به دنیا با عقاید ما اختلاف زیادی دارند.

اگر می‌خواهیم افق‌های خود را توسعه داده و زندگی‌مان را غنی‌تر سازیم، باید بتوانیم با مردمی ارتباط پیدا کنیم که ارزش‌هایشان گاهی اوقات با مال ما مستقیماً در ستیزند.

البته جدال‌های ارزشی در عین معمولی بودن بسیار مایوس کننده و دردناکنند مخصوصاً در روابطی که برای ما اهمیت دارند.

جملاتی مانند گفته‌های پایین نشان می‌دهد که در این روابط جدال‌های ارزشی حل نشده‌اند.

. شغل زندگی من به خطر افتاده چون من و رییسم در مورد سیاست‌های شخصی توافق نداریم.

جدال‌های ارزشی به شما کمک می‌کند بر چنین عقب ماندگی‌هایی پیروز شوید این‌ها بیش از هر موقعیت دیگری برای شما وضعیت هایی را به‌وجود می‌آورند که از طریق آن‌ها هم خودتان رشد کنید و هم به رشد دیگران در جهات تازه ای کمک کنید.

شما می‌توانید از آن‌ها و از این موقعیت ها قدرت یافته و در مورد خودتان و دیگران به دانش‌های جدیدی دست یابید. پرهیز از این جدال‌ها، آنها را دور نمی کند، بلکه ممکن است تفاوت‌ها را به تهاجم تبدیل کرده و باعث بد شکل شدن رابطه‌ها شود.

تشخیص اختلافات ارزشی

اولین قدم در رو به رویی با یک جدال ارزشی فهم اختلاف واقعی بین خود و شخص دیگر است و گوش دادن فعال از موثرترین راه برای تشخیص ساختن اختلافات است.

بیشتر جدال‌های ارزشی فقط به دلیل عدم ایجاد  ارتباط  و حرف دل از نزدن به‌وجود می‌آیند. در اکثر موقع وقتی بتوانید یک اختلاف ارزشی را درست مشخص کنید یکی یا هر دوی شما چیزی بسیار با ارزش می‌آموزید، چیزی مهم که در مورد آن شخص نمی‌دانستید.

 اغلب همین مرحله برای کم کردن یا حل جدال‌های ارزشی کافی است وقتی مردم بتوانند بفهمند که دیگران در مورد ارزش‌های مورد علاقه‌ای که زمینه زندگی آن‌ها است چقدر عمیق فکر می کنند و چگونه آن‌ها به آن احساس رسیده‌اند، آن‌ها هم می‌توانند بر ارزش‌های دیگران تاکید کرده و آن‌ها را تحمل کنند.

تشخیص اختلافات ارزشی وقتی چشمگیر است که شما دائماً سعی کرده باشید خودتان را با ارزش‌های دیگر تطبیق دهید و هرگز برای ارزش‌های خودتان پافشاری نکرده باشید.

ممکن است آگاهی از بعضی از عقاید و باورهایی که شما عمیقاً به آن احترام می‌گذارید وقت و صحبت های زیادی بطلبد مخصوصاً وقتی بخواهید به جرات بیان روشن و با اطمینان آن‌ها برای کسانی برسید که همیشه انتظار داشته اند شما مانند آن‌ها فکر و عمل کنید.

تاثیر بر ارزش های دیگران

آیا برای شما پذیرش شخصی که انتخابش این است که با شما متفاوت باشد یا دیدش از واقعات با شما فرق می‌کند سخت است، کسی که دیدگاه‌ها و درک‌هایش با شما متفاوت است، برای این‌که مردم را دوست داشته باشید لازم است مردم نسخه کپی خود شما باشند، حقیقت این است که شما می‌توانید دیگران را قبول کنید. شما می‌توانید تشخیص دهید که همیشه اختلافات ارزشی بین شما و دیگران وجود دارد.

در مورد آموزش زندگی با اختلافات ارزشی گفتنی‌ها زیاد است. ارزش‌های سازش ناپذیر لزوماً دلیل لازمی برای شکستن یک رفاقت، ازدواج یا رابطه شغلی نیست. اختلافات ارزشی می‌تواند به هیجان، علاقه و انگیزش روابط شخصی ما بیافزاید؛ آن‌ها رابطه را از یکنواختی حفظ می‌کنند.

تغییر خود؛ تغییر ارزش‌های خود

اساس کار این است که شما این کار را با اشتیاق انجام دهد؛ بسیار اهمیت دارد که تصمیم شما برای تغییر یک ارزش بر اساس میل شدید باشد، نه تسلیم شدن به (یا جای دادن به) کسی دیگر، تغییر شخص فقط وقتی موثر است که تغییر به صورت قسمتی از مراحل آموزش صورت پذیرفته و اصیل باشد.

 سعی در محبور کردن خودتان به قبول وضعیت‌ها یا انجام تغییراتی در خودتان که برایتان طبیعی نیست به شکست منجر می‌شود و برای خودتان و رابطه تان آثار کاهنده‌ای به‌بار می‌آورد.

چسبیدن به ارزش‌های کهنه ما را از تجربه راه‌های تازه و هیجان انگیز تفکر و عمل باز می‌دارد، مقصود این نیست که ارزش‌هایی را که عمری صرف ساختن آن‌ها شده می‌تواند (یا باید) در مدت کمی به شدت تغییر و تبدیل داد بلکه پیشنهاد ما این است که داشتن نگاهی باز و پذیرنده نسبت به عقاید تازه اساس رشد سلامت است.

سعی در تاثیرگذاری بر ارزش‌های دیگری

این‌که صرفاً بخواهید دیگری رفتارش را عوض کند، ممکن است همیشه برای شما رضایت آمیز نباشد. ممکن است هنوز احساس کنید که برایتان مهم است که او ارزش‌های خود را تغییر دهد بسیاری از مردم نوعی استعداد «امر به معروف» دارند یعنی اصرار دارند که زندگی دیگران را بهتر کنند. احتمالاً کمتر کسی است که گاه به گاه چنین استعدادی بروز ندهد.

الگو قرار گرفتن

همه ما به نوعی آگاهانه یا غیر آگاهانه برای دیگران الگو هستیم. درست همان‌طور که دیگران بر عقاید و اعمال شما تاثیر گذاشته اند، به احتمال قوی شما هم بر دیگران موثر بوده‌اید.

 البته اولین نمونه‌ها و نقش گذاران ما والدین و معلمان بوده‌اند که دائماً با باورها و عملکردهای خود در خانه و مدرسه برای ما مثالی زنده بوده‌اند و بعدها دیگر مردم، دوستان، همسران، همکاران برای ما نمونه‌های رفتاری محسوب می‌شدند. ما هم به نوبه خود برای دیگران نمونه بوده‌ایم. کاربرد ارزش‌هایتان در زندگی می‌تواند مطمئن‌ترین راه برای انتقال آن به دیگران باشد.

ده روش برای طراحی لوگو

لوگو به نشان نشان تجاری یک کمپانی گفته می شود که به کرات روی رسانه های بصری مختلف و متعدد، به عنوان عنصر هویت بخش کمپانی مورد استفاده قرار می گیرد. طرح لوگو باید خاص و دارای معنا و مفهوم سمبولیک و بیانگر ارزش های کمپانی باشد.

با یک مثال ساده موضوع را روشن می کنیم، اگر فعالیت کمپانی شما در زمینه تولید لوازم جانبی رایانه است بنابراین باید لوگویی بر مبنای لوازم جانبی رایانه مثل ماوس طراحی کنید.

شما باید مطمئن شوید که لوگویی که طراحی می کنید مشابه لوگوی کمپانی های دیگر نبوده و در عین حال منحصر به فرد و دارای طرحی خاص و جدید باشد و به تجارت شما هویت بصری خاصی ببخشد.

می توانید نکات زیر را در دستور کار طراحی لوگو قرار دهید تا بتوانید یک لوگوی منحصر به فرد و تاثیر گذار داشته باشید.

طرح لوگو باید نوع فعالیت کمپانی شما را به بیننده بفهماند.

 سعی کنید طرح بیش از حد آشکار و قابل فهم نباشد که بیننده در نگاه اول آن را تشخیص دهد. مثلا استفاده از طرح دندان برای طراحی لوگوی یک دندانپزشک خیلی مناسب نیست!

 - شما می توانید قوانین را بشکنید!

 یک لوگو حتما نباید ارزش های کمپانی را بیان کند، و مشتری ممکن است به دنبال سمبل و نشانه ای بی معنی باشد! اگر چه این موضوع کمی غیر معمول است، اما امکان وقوع آن وجود دارد و به نظر ما اشتباه نیست. هر چیزی که برای شما کارایی دارد می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

 - به مشتری ها چیزی ارائه کنید که می خواهند.

 طراح و مشتری ممکن است هرگز رو در روی یکدیگر قرار نگیرند. یک طراح حرفه ای باید نظرات شخصی خود را کنار گذاشته و مطابق خواست و سلیقه مشتری طراحی کند.

چرا فرایند طراحی را با یک قلم یا مداد شروع نکنیم؟

 استفاده از این ابزارها بسیار ساده تر از مانیتور و ماوس است، بنابراین اجازه دهید کار را با آن ها آغاز کنیم. از رایانه برای طراحی طرح نهایی استفاده کنید، اما ایده اصلی خود را روی کاغذ پیاده کنید.

شما در قبال آماده سازی و ارائه طرح به مشتری قول می دهید که باید در زمان تعیین شده کار را تحویل دهید. اگر احساس می کنید طرح را در مدت 1 هفته تکمیل می کنید از آن ها 10 روز مهلت بخواهید.

هنگام طراحی لوگو به تمایلات و گرایشات فکر نکنید،

در عوض سعی کنید تا جایی که می توانید یک طرح بکر و اوریجینال ارائه کنید.

 رنگ آمیزی کار را به مرحله آخر موکول کنید.

در آغاز طراحی سعی کنید همه چیز ساده و تک رنگ باشد. همچنین از رنگ های زیاد استفاده نکنید. این باعث می شود حس در هم ریختگی و شلوغی و کمبود فضا در یک طرح کوچک ایجاد شود.

 از آیتم های متناسب و مناسب استفاده کنید

. به عبارت دیگر، اگر شما می خواهید برای یک وکیل یا مشاور حقوقی لوگو طراحی کنید، نمی توانید از طرح های کمدی یا خنده دار استفاده نمایید.

 - لوگو را ساده طراحی کنید.

یک طرح ساده تر، بهتر و آسان تر در ذهن بیننده باقی می ماند. لوگوی کمپانی Nike را مجسم کنید- شما هیچ وقت علامت تیک را فراموش نمی کنید. این کاری است که شما هم باید انجام دهید.

در اولین نشست خود با مشتری، ویژگی های یک لوگو را کاملا برای او توضیح دهید. شما هیچ وقت نمی توانید در فضای اندک یک لوگو حجم زیادی از آیتم ها را قرار دهید.