کسي نيست که دلش نخواهد با عوض شدن فصل، تغييراتي در تيپ و مدل لباس پوشيدن خودش ايجاد نکند. کسي نيست که دلش نخواهد به لباس‌هايش حال و هواي پاييزي بدهد ولي چنين تغييري، نيازمند داشتن يک جيب پر از پول است تا در مراکز خريد بچرخيد و براي خودتان يک دل سير خريد کنيد اما ما به شما ياد مي‌دهيم چگونه با خريد يک شال يا با استفاده از همان روسري‌هايي که در کمد خود داريد، تيپ متفاوتي براي خودتان بسازيد و خوش‌پوشي تازه‌اي را در فصل تازه تجربه کنيد.

جوان‌ترها 

اين مدل دستمال گردن براي دخترهاي جوان و نوجوان مناسب است که تيپ و مدل اسپرت را به هر پوششي ترجيح مي‌دهند. آنها هم مي‌توانند دستمال گردني مناسب تيپ خودشان داشته باشند. براي اين مدل دستمال گردن، احتياج به روسري مربعي داريد که بهتر است از جنس نازک و انعطاف‌پذير مثل نخ باشد. روسري‌هاي نخي بزرگ بري اين کار مناسب نيستند و بهتر است از نمونه‌هاي کوچک‌تر استفاده کنيد.

براي اين مدل دستمال گردن، روسري مربعي را از قطر تا کنيد تا به شکل يک مثل در بيايد. بعد از سر مثلث تا بزنيد تا به شل يک نوار مستطيلي با دو سر تيز در بيايد. نوار را دور گردن بيندازيد. يک طرف آن را آزاد بگذاريد و طرف ديگر آن را دور طرف آزاد بچرخانيد و در نهايت سر مثلثي را در داخل حلقه‌اي که ايجاد کرده‌ايد، خارج کنيد. مي‌توانيد دستمال گردن را دور گردن‌تان بچرخانید تا گره، جلو يا سمت چپ يا راست گردن شما بايستد. اين مدل دستمال گردن به‌خصوص براي خانم‌هايي که موي کوتاه دارند، مناسب است. 
مکمل تن‌پوش زمستاني

اين مدل دستمال گردن سن و سال نمي‌شناسد و حتي جنسيت هم ندارد و آقايان هم مي‌توانند از اين مدل بهره ببرند،  اما بهترين موقعيت استفاده از اين مدل دستمال گردن، روي تن‌پوش‌هاي زمستاني مانند انواع کت، پالتو، ژاکت‌هاي ساده و... است. اين مدل شال‌گردن را چه براي متفاوت کردن، يک دست کت و شلوار ساده و چه روي باراني، براي موقعيت‌هاي داخل خانه و مهماني و خارج خانه مي‌توانيد استفاده کنيد. توصيه مي‌کنيم براي مهماني‌ها سراغ يک پارچه ظريف مثل ابريشم برويد که جلوه بيشتري هم دارد و براي روي پالتو و باراني از شال‌هاي ضخيم‌تر مثل پشمي کمک بگيريد. اين مدل دستمال گردن با يک شال مستطيلي درست مي‌شود. شال را جمع کنيد، به طوري که يک نوار بلند مستطيلي داشته باشيد، دو سر نوار را با گره کوچکي به هم وصل کنيد و دو دور کامل دور گردن خود بچرخانيد.


رسمي‌پوش‌ها

براي بستن اين مدل دستمال گردن، نياز به يک روسري مربع شکل داريد. بهتر است، انتخاب شما يک روسري ساتن باشد چون در اين مدل شکيل‌تر و زيباتر مي‌ايستد. براي بستن اين مدل دستمال گردن، روسري مربعي را از وسط تا کنيد تا حالت مثلثي پيدا کند. روسري تا شده را به گونه‌اي که سر مثلثي آن، جلو بايستد، دور گردن‌تان بيندازيد و روي شانه چپ يا راست خود گره بزنيد. اين مدل دستمال گردن براي مهماني‌هاي تاحدي رسمي مناسب است. پيشنهاد مي‌کنيم يک دست بلوز و شلوار مشکي، سورمه‌اي يا خاکستري ساده يا يک رنگ خنثي که رنگ پاييز امسال هستند، بپوشيد و از اين مدل دستمال گردن با رنگ‌هاي تند و شاد و پارچه براق استفاده کنيد، بدون‌شک شما يکي از خانم‌هاي آراسته مهماني خواهيد بود. اين مدل دستمال گردن براي هر خانمي با هر سني مناسب است. 

آنان که می دانند هیچ کاری برای آگاهی و آموزش دیگران نمی کنند و آنان که نادانند هیچ کوششی در آموختن ندارند، چنان که گویی واقعیت بیش از اوهام آنان را می ترساند. (آلندی)

ایران جزو جوانترین کشورهای دنیاست. بیش از 20 درصد جمعیت این سرزمیندر گروه سنی 25-15 سال قرار دارند. عده دانشجویان ما نزدیک چهار و نیم میلیون نفر است. بیشتر افراد مجرد هستند و در دانشگاه های مختلف در کنار هم به تحصیل می پردازند. در متن دگرگونی های جسمی و روانی و با آمیزه شورمندانه جوانی و عشق است که دوستی با جنس مخالف و پیوند با او پیدا می شود و نخست شعله های خود را در وجود جوان برمی افروزد و پس از آن آتش به خرمن آرامش خانواده و سنت های جامعه می زند پیشینه دراز آهنگ این دلدادگی که یافته های استوار روان شناسی مهر تایید بر آن می زند، می رساند که هیچ زمان و مکانی را نمی توان نشان داد که از گرمی عشق و زمزمه عشاق خالی باشد!

با این بیان چون دوستی جوانان با جنس مخالف ریشه در طبیعت انسانی آنها دارد و واقعیتی است که با جلوه گری های مثبت و منفی خود را بر ما می نمایاند و تحمیل می کند، نه می توان با این کشش تند و بهنجار مبارزه کرد و نه درست است که عنان این میل سرکش را در اختیار خود جوانان قرار داد.

جوانی با همه زیبایی و شکوه، دوران نابخردی و بی پروایی است و جوان به فرموده علی (ع): «آرزومند بیش از توان»، «سوداگر غرور» و «به خاک افتاده شهوت ها» است. از سوی دیگر غریزه جنسی، نیرومندترین کششی است که خداوند در وجود انسان قرار داده است، به گونه ای که بعضی از مفسرانقرآن کریمی یکی از مصداق های بارز کریمه «خلق الانسان ضعیفا» (نساء، 28) را ناتوانی آدمی در برابر سرکشی های این میل دانسته و نیایش «پروردگارا چیزی که در توان ما نیست بر گرده ما منه» (بقره، 286) را درباره آن ذکر کرده اند.


عالمان دین وش اعران و نویسندگان حکیم نیز در این زمینه نکات نغز گفته اند و هشدارها داده اند: «شهوت اگر غالب شود و قوت تقوی آن را مقاومت نکند و مخدافعت ننماید، به ارتکاب کبیره کشد و به اقتحام فاحشه انجام.» (غزالی)

پسر چون ز ده بر گذشتش سنین

ز نامحرمان گو فراتر نشین

بر پنبه آتش نباید فروخت

که تا چشم بر هم زنی خانه سوخت

(سعدی)

و این تنها شعر و اندرز گذشتگان نیست، بلکه تجربه های گران و تلخ انسان مدرن فریاد می زند: «در 1970، 29 درصد دختران 15 ساله تا 19 ساله آمریکایی رابطه جنسی داشته اند، این میزان در 1980 به 42 درصد و در سال 1988 به 52 درصد رسیده است. در سال 1992، 70 درصد پسران 18 ساله و 56 درصد دختران همین سن، نزدیکی جنسی را تجربه کرده بودند. این میزان در 19 سلالگی برای هر دو جنس به 76 درصد رسیده است.»

شاید گمان کنیم که این فعالیت گسترده جنسی نوجوانان و جوانان آمریکایی به آنها لذت و سرزندگی جوانی می بخشد و توان و بازدهی علمی و کاریشان را افزایش می دهد. هوفمان و همکارانش یادآور می شوند: «نمره های پایین درسی و آرزوهای پایین تحصیلی، رابطه نزدیکی با فعالیت زودهنگام جنسی دارند چون اغلب نوجوانان و جوانان به طریق سالم ارتباط جنسی برقرار نمی کنند، خطر ابتلا به ایدز در کمین آنهاست، خطری که تا سال های بعد به شدت آن پی نمی برند.»

ترک تحصیل، درگیری های خانوادگی، بیکاری و مشکلات اقتصادی، ضربه های عاطفی و نیز نوعی طرد نامحسوس اجتماعی، مادران و فرزندان بی گناه آنها را به سوی بیماری های جسمی و روانی متعدد می برد و گاه دختران را به خودکشی وامی دارد ... مشکلات پسران جوان گرچه به شدت گرفتاری های دختران نیست اما آنها نیز از نظر تحصیلی، شغلی و عاطفی آسیب های فراوانی می بینند. به گفته سعدی وقتی «نفس طالب و شهوت غالب» آید، امیدی به رهایی و سلامت نماند.

برای دوستی ها و قرارهای عاشقانه این همه جوان شاداب و پرشور که وجودشان پر از کشش و التهاب به جنس مخالف است چگونه می اندیشیم و چه طرح و برنامه ای داریم؟ به نظر می رسد چهار گرایش بین مسئولان سیاسی و اجتماعی و کارشناسان فرهنگی و علمی وجود دارد:

گروه اول


چشم را بر واقعیت نمایان و رو به گسترش این پدیده، با همه آسیب هایی که از نظر فردی، خانوادگی و اجتماعی در پی می آورد می بندند و آن را رفتاری شخصی و خصوصی می دانند که هر کس به نحوی با آن برخورد می کند و سرانجام خود راهی را برای برون رفت از گرفتاری های مقطعی آن می گشاید.

گروه دوم


روابط آزاد دختران و پسران را نشانی از مدرنیته و دموکراسی به حساب می آورند و از عقب ماندگی های بزرگترها و تنگ نظری های برنامه ریزان حکومتی به شدت انتقاد می کنند که جلوی آزادی و شادی جوانان را می گیرند و آنها را از قافله تمدن دور نگاه می دارند.

گروه سوم


هر نوع ارتباط میان دختر و پسر و زن و مرد را جز در صورت اضطرار، ممنوع می دانند زیرا رابطه میان این دو، رابطه آتش و پنبه است و برای دوری از خطر، عقل حکم می کند که این دو، هر چه بیشتر از همدیگر دور نگه داشته شوند. بر این مبنا هر نوع ارتباطی میان دو جنس مخالف، ممکن است باعث جرقه ای شود که کنترل آن در اختیار هیچ یک از طرفین نباشد. از این گذشته، تاثیرات منفی شنیدن صدای نامحرم و هر نوع مصاحبت با جنس مخالف در روح انسان قابل انکار نیست.

گروه چهارم

هم دیدگاه سهل گرایانه گروه دوم را ناسازگار با علم و تجربه می دانند و هم دیدگاه گروه سوم را تا حدود زیادی بی انصافی و افراط گرایی به حساب می آورد و با استناد به نظر شهید مطهری، روایاتی را که بر منع زنان در جامعه دلالت دارد، توصیه های اخلاقی و نه فتواهای فقهی معرفی می کنند. 

این دیدگاه بر این باور است که روابط زن و مرد نباید به گونه ای باشد که تمتعات جنسی در آن سهمی داشته باشد زیرا متعات جنسی منحصرا در چهارچوب زندگی زناشویی مجاز است و کشاندن آن از محیط خانه به اجتماع، موجب تضعیف فعالیت های اجتماعی می شود و در کنار عوامل دیگر،در کاهش آمار ازدواج تاثیر مستقیم و بسزایی دارد.

رها کردن دختران و پسران جوان، در منجلاب عشق های آزاد را اگر معدودی خودباخته غرب زده بپذیرند، دیگر مورد قبول دانشمندان و برنامه ریزان اجتماعی نیست. روانشناسان معاصر، در آ؛از هزاره سوم میلادی با طرح مباحث همچون روانشاسی مثبت گرا، هوش هیجانی، روانشناسی دینی، روانشناسی شادکامی این مطلب را مدلل کرده اند که انسان سالم، خوشبخت و مثبت گرا کسی است که بتواند بر تکانه ها و وسوسه های نفسانی خود مهار بزند، لذت های آنی را به تاخیر بیندازد، رابطه جنسی را تا زمان ازدواج برقرار نسازد، خویشتن دار باشد و به جای پرداختن به منافع شخصی خود با دیگران همدردی کند و به حمایت آنها بپردازد.

سخت گیری و اعمال محدودیت های زیاد – که مانع آزادی و خلاقیت افراد است – نیز مانع تربیت و رشد انسان های مثبت و خودنگهدار می شود. اینجاست که ناگزیریم میانه روی را پیشه کنیم و در این موضوع یعنی برخورد با مسئله روابط دختران و پسران گرایشی اعتدالی را برگزینیم.

اما نکته مهم این است که مدافعان دیدگاه اعتدالی، جز نقد و رد سایر نظرها، طرح روشنی برای جهت دادن روابط دختران و پسران، همسو با ارزش های فرهنگی و دینی جامعه ندارند!

راستی چه تعداد از دختران و پسران نوجوان و جوان با جنس مخالف رابطه دارند؟ انواع رابطه ها کدام است؟ اولین ارتباط های عاشقانه از چه سنئی شروع می شود؟ زمینه های فردی، خانوادگی و اجتماعی این رابطه ها چیست؟

ویژگی های روانشناختی کسانی که با جنس مخالف رابطه دارند، با کسانی که رابطه ندارند چه تفاوت هایی دارد؟ و ده ها سؤال اساسی و راهگشای دیگر، را تنها از طریق پژوهش های میدانی و با به کار گرفتن ابزارهای دقیق سنجش، می توان پاسخ داد و تبیین کرد.

امید است سازمان های دولتی مسئول، به کمک صاحبنظران و پژوهشگران زمان آگاه، پس از ترسیمی واقع بینانه از رفتار نوجوانان و جوانان ایرانی در این زمینه، برنامه روشنی را برای سبک زندگی جوانان ما – مطابق با الگوی اسلامی ایرانی ارائه دهند.

 «پا می دی واسه فلج می خوام»، «پا می دی واست کفش بخرم»، «تفنگو بده خرس بزنیم»، «مداد نوکی رو ببین». متلک ها ممکن است رکیک باشد، ممکن است ایرادی از ظاهرت باشد یا نه کنایه های خیلی تمیز که تعریف از ظاهر و وجنات و کمالاتت است. به هر حال دختران باید به خاطر هر خصوصیتی که دارند، متلک بشنوند، دختر چاق یکجور، دختر لاغر یک جور، دخترها با مانتوی کوتاه یک نوع متلک می شنوند و با مانتوی بلند هم جور دیگر.

مثلا پسری اگر چاق باشد، کسی به او نمی گوید: «بادکنک، نختو بگیرم نری هوا؟». در صورتی که این متلک، متلک رایجی است که خیلی از دختران چاق می گویند به آنها در خیابان نسبت داده می شود. 

یا مثلا جمله «دماغت ماستیه» متلکی است که دخترهایی که دماغشان را سربالا عمل کرده اند می شنوند. کمتر پسری تا به حال به خاطر لنگ زدنش در خیابان و از سوی آدم های غریبه متلک شنیده است، اما بعضی از دخترهایی که پایشان مشکل دارد می گویند پسرها به خاطر این مشکل مسخره شان کرده اند و متلک انداخته اند.

این فرهنگی است که طی سال ها با خوی بعضی از مردم جامعه عجین شده است. فرهنگ مسخره کردن، متلک انداختن و زیر ذره بین گذاشتن افرادی که نمی شناسیم. شاید هم راحت ترین جرمی که می شود در ایران مرتکب شد، همین باشد: «متلک انداختن به زنان عابر». جرمی که نه مجرمان از «جرم» بودنش اطلاع چندانی دارند و نه قربانی. زنان عابر با وجود ناراحتی از این مزاحمت ها، حتی نمی دانند این پدیده «متلک انداختن» در قانون ما جرم محسوب می شودو متلک اندازها هم با خیال راحت از اینکه کسی آنها را شماتت نمی کند و دنبال ماجرا را نمی گیرد، با آزار دادن دیگران تفریح می کنند.

سمانه دختری است که به گفته خودش بارها قربانی خشونت کلامی پسران رهگذر شده است. او به هفت صبح می گوید: «فقط دختران با پوشش مانتو نیستند که قربانی می شوند. این متلکها نصیب کسانی هم که چادری هستند می شود. من خودم یک دوست چادری دارم که بارها از متلکهایی که بهش گفته اند با هم حرف زده ایم.»

بد حرفی نیست، به سراغ یکی از دختران چادری می رویم تا از او هم درباره مزاحمت های گاه به گاه خیابانی بپرسیم. مهر اوه دختری چادری و دانشجو است. او می گوید: «من دختری هستم که نسبتا چاقم و با وجودی که چادر سرم می کنم این چاقی مشخص است. گاهی می شود که وقتی از مقابل دسته ای از پسران رد می شوم به من متلک های ناجور می گویند و چاقی ام را به رخم می کشند.» از او می پرسیم مثلا چه متلک هایی می گویند؟ چندتایش را که یادم می آید اینها بوده: «کیسه بوکسو ببینین» یا «تفنگو بده خسر بزنیم» یا «کو اون تفنگ فیل کش من».

با دختر دیگری حرف می زنیم که چادری نیست اما معمولا با مانتوی بلند و حجاب خوب در همه جا تردد می کند. او می گوید که محل کارش در خیابان مولوی است و هر دفعه که از جلوی مغازه ها رد می شود محال است متلک نشنود: «عروس خانوم، جهیزیه نمی خوای»، «چه دختری، حیف نیست تا الان ازدواج نکردی»، «پا می دی واست کفش بخرم؟». او در ادامه می گوید: «درست است که حرف های رکیک و زشتی نمی زنند ولی همین که دائم یک عده دور و بر گوشت پچ پچ کنند و بخواهند از تو ایرادی بگیرند یا درباره ات نظر بدهند، اعصابت را به هم می ریزد و آستانه تحملت را کم می کند اما متاسفانه چون هر روز از اینجا تردد می کنم ومحل کارم اینجاست نمی توانم به آنها چیزی بگویم، اینجور وقت ها آدم یک چیز هم بدهکار می شود.»

حتی کودکان و نوجوانان دختر هم از این نوع مزاحمت ها در امان نیستند. این نوع خشونت ها از سنین نوجوانی شروع می شود. یکی از دخترهای دانشجوی 21 ساله در گفتگو با هفت صبح در این باره می گوید: «شاید 11 سال بیشتر نداشتم که وقتی با مادرم برای خرید بیرون رفته بودیم من بیرون مغازه ایستاده بودم و ویترین را تماشا می کردم که یک مرد مسن به من تعرض جسمی کرد، این موضوع به شدت در ذهنم اثر منفی گذاشت و تا مدت ها از مردها بدم می آمد و فکر می کردم که من چه کار زشتی کرده ام که باید با من اینطور رفتار شود؟»

متلک فقط برای نوع پوشش نیست

وقتی از زنان چاق می پرسیم تا به حال در خیابان به شما متلک انداخته اند، یک قطار جمله ردیف می کنند: «تو چرا راه میری؟ باید قل بخوری»، «کدو قل قل زن تو ندیدی پیرزن؟»، «فرار کنید... غولا حمله کردن!»، «خانم یواش راه برو، زمینداره می لرزه»، «تانک وارد می شود». این متلکها و ده ها متلک دیگر که بعضی از آنها را حتی نمی شود به زبان آورد جملاتی هستند که شاید خنده دار به نظر بیایند، اما برای کسانی که مورد حمله و تمسخر دیگران با این جملات قرار می گیرند اصلا خنده دار نیست و البته پیکان این تیکه و کنایه ها به سمت «زنان چاق» است و نه مردان چاق. چون مردها، چاق بودنشان نه خیلی زیاد به چشم دیگران بد جلوه می کند و نه خودشان دغدغه چاقی و شکم جلو آمده شان را دارند.

البته فکر نکنید که دخترهای لاغر از این قاعده مستثنا هستند. آنها هم متلکهایی می شنوند از این قبیل که: «مداد نوکی» و ... گوشه و کنایه هایی که شاید در وهله اول خنده دار به نظر بیاید اما این سوال را به وجود می آورد که چطور یک نفر غریبه این شجاعت را دارد که خیلی راحت به یک فرد غریبه دیگر این صفت ها را نسبت دهد، در حالی که همین فرد اگر «مرد« باشد، این شجاعت را ندارند.

به سراغ جامعه مردان می رویم تا ببینیم پسران و مردان از گفتن این به اصطلاح «متلک»ها چه انگیزه ای دارند؟ با چند پسر در رنج سنی 19 تا 27 سال در این باره گفتگو کردیم. یکی از پسرها که 25 سال دارد از انگیزه های دوستان هم سن و سالش می گوید: «پسرها با این کار به دنبال قدرت و تاییدطلبی هم سن و سال هایشان هستندکه مثلا طرف چقدر با جربزه ست که به فلان دختر چنین حرفی زد.»

پسرها: فرهنگ مسخره کردن از دبیرستان باب می شود


یکی از پسرهای دانشجو در گفتگو با هفت صبح می گوید که این نوع رفتارها ریشه در دوران دبیرستان دارد: «پسرها در دوره دبیرستان از هم سن و سال هایشان یاد می گیرندکه باید اینطور رفتار کنند تا مقبول جمع باشند.»

پسر دیگری می گوید که این مشکل به جدا بودن مدارس دخترانه و پسرانه ربط ندارد: «مشکل اصلی عقده های فروخفته جنسی است که بعضی از پسرها می خواهند با گفتن متلک تخلیه اش کنند، چون جای دیگری نیست که این هیجانات را تخلیه کنند.»

«10 درصد دنبال تفریح هستند و بقیه دنبال برقراری ارتباط با دخترها هستند، برای همین گاهی هم اگر دختر جواب ندهدو یا بی تفاوت رد شود، ممکن است به او حرف بدی بزنند.»
این حرف پسری 25 ساله و دانشجوست. او معتقد است که متلک انداختن درجامعه ما تبدیل به یک جور عرف شده: «خودمن وقتی از کنار دبیرستان دخترانه رد می شوم، بارها شده که دخترهای دبیرستانی بهم متلک انداخته اند.»