پشت ظاهر آرام و مهربان مردان چی میگذره؟
کاسهای زیر نیمکاسه است
همه ما فکر میکنیم وقتی همسرمان با جزئیات تمام برایمان تعریف میکند که کجا بوده است و چه کرده است یعنی هیچ چیزی را از ما پنهان نکرده و با ما روراست است و میتوانيم خیالمان راحت باشد اما باید بدانید که کاملا در اشتباه هستیم، چون وقتی او خیلی به تعریف جزئیات میپردازد یعنی در حال پنهان کردن موضوعی است و میخواهد با تعریف داستانی طول و دراز موضوع اصلی را پنهان کند. نشانهای مهم که میتواند عدم صداقت را نشان دهد زمانی است که شروع به تعریف کردن داستانی میکند و در آن بیشتر به جزئیات بیاهمیت میپردازد و مدام از موضوع اصلی طفره میرود، باید بدانید در این مواقع احتمالا در حال پنهان کردن موضوعی است، بهخصوص اگر هنگام صحبت مدام مکث کند، چون در حال ساختن یک واقعیت خیالی است در این مواقع شما میتوانید با سؤال کردن او را تا حدی مجبور به گفتن حقیقت کنید. اگر کمی با خود فکر کنید به این نتیجه میرسید که وقتی خودتان هم در حال گفتن حقیقت و تعریف کردن یک واقعه خاص هستید خیلی به جزئیات نمیپردازید.
احساساتتان را کنترل کنید
شاید همسرتان خیلی گرفتار باشد، همیشه سرکار است و شما خیلی کم او را میبینید، این موضوع به خودی خود اصلا شکبرانگیز نیست ولی زمانی که همسرتان یکباره و به طور ناگهانی و بدون اینکه سابقه داشته باشد شروع به خریدن کادوهای خیلی گرانقیمت برای شما میکند، زمین و زمان را برایتان فرش قرمز پهن میکند تا حواستان از همه چیز دور باشد به این مسئله فکر کنید که شاید او دچار عذاب وجدان شده است و میخواهد به نوعی جبران کند (البته این مسئله همیشه صدق نمیکند). گاهی نیز پیش میآید که همسر بیاعتنای شما ناگهان بیش از حد مهربان میشود و بیش از اندازه به شما توجه نشان میدهد همه اینها میتواند نشانهای از احساس گناه او باشد بنابراین بهتر است در این مواقع در رفتارهای او دقیق شوید تا متوجه شوید واقعا چرا ناگهان اینقدر مهربان شده و آیا به راستی دچار تحول شده یا...
اگر شما آدم سادهای باشید از چاپلوسی طرف مقابل خوشحال خواهید شد و همین رضایت خاطر شما نقطه آغاز شکست شما خواهد بود ولی اگر باهوش و زیرک باشید چاپلوسی او در برابر شما اذیتکننده نیز هست. نحوه روبهرو شدن با اینگونه افراد بسیار ساده است به اين ترتیب که از کنارشان به گونهای بگذرید که انگار چیزی نشنیدهاید و با لبخند سادهای پاسخگوی او باشید، چرا که در نهایت شما برندهاید اگر عقل را به همراه زیرکی و حربههای مخصوص خودتان بهکار گیرید. یادتان باشد احساسات شما به حد کافی زیاد هست در مواقعی آن را به کار گیرید که ضروری باشد نه در همه موارد.
آنها سریع گیج میشوند
مردان مدت زیادی را در دایره خشم خود از شما باقی میمانند اما به محض اینکه بهتر شدند ناراحتی شما و کش و قوسهای بحث بینتان را تاب نمیآورند. اگر زنی شناخت كافی روی مردها داشته باشد این احساس ناراحتی را با صبوری تحمل میكند تا همسرش هم بتواند عبور موفقی از بحران یا ناراحتی پیش آمده، داشته باشد. مردها حین صحبت سکوت میکنند تا احساسشان را نظم دهند. مردها هدف مدار هستند و در آن واحد میتوانند به یک موضوع توجه کرده و در مورد آن حرف بزنند. اما زنها دایرهوار فکر میکنند و در آن واحد میتوانند در مورد چند مسئله حرف بزنند. اما این کار مردها را گیج میکند. مردها نیاز دارند که احساس کنند، کارها را درست انجام میدهند بنابراین وقتی شما صحبتشان را قطع میکنید گویی به آنها گفتهاید باز هم داری اشتباه میکنی! پس من تو را متوقف میکنم. این مسئله شاید به سرعت بین شما فراموش شود اما پس ذهن مردها را نمیتوان به سادگی به حالت قبل برگرداند.
ما مردان قصه خودمان را داریم
مردها با بیان نکردن احساسات یا مشکلاتشان، اعتمادبهنفس بیشتری پیدا میکنند. مردها فکر میکنند اگر بعضی مشکلات را با همسرشان در میان نگذارند و یکتنه آن را حل کنند، مردانگیشان بیشتر میشود. آنها دوست دارند گاهی ژانوالژان زندگی شما باشند. برای حل یک مشکل بزرگ دیر به خانه بیایند و به شما بگویند که سر کار بودهاند. به یکی از دوستانشان پول قرض بدهند و به شما بگویند که نمیدانند چرا از حسابشان پول کسر شده و حتی برای خرید یک هدیه مرخصی بگیرند و به شما بگویند سرکارند. اگر به مردتان اعتماد دارید، همیشه به حیطه خصوصیاش وارد نشوید و بگذارید با این تصور که بخشی از زندگی و اتفاقاتش را به تنهایی مدیریت میکند، احساس بهتری پیدا کند. بعید نیست که شما باتوجه به شناختی که از او دارید همه این پنهانکاری را کشف کنید اما نباید به او بگویید که سر از پنهانکاریهایش درآوردهاید. اینها چیزهایی نیست که در ظاهر مردها به سادگی کشف کنید بلکه افکاری مردانه است که در ژن آنهاست و تا ابد هم این قسمت از زندگیشان را با شما قسمت نمیکنند. مردها از اينکه درقبال چيزي تعهد کلامي بدهند، بيزارند بنابراین تمام تلاش شما براي شنيدن پاسخي روشن از او با شکست مواجه ميشود. آن دسته مردانی که به هيچ چيز پاسخ روشني نميدهند هميشه در پس پردهاي از ابهام باقي ميمانند. آنها شخصيتي آزارگر دارند و شما هرگز نخواهيدفهميد چه در افکارشان ميگذرد يا چه احساسي دارند. اينطور نيست که اصلا با شما حرف نزنند نه، آنها با شما صحبت ميکنند، اما مشکل اين است که هرگز پس از آنکه صحبتهايشان تمام شد، نميتوانيد بگوييد به شما چه گفته اند. آقاي اسرارآميز متخصص صحبت کردن و ارتباط برقرار کردن بدون دادن کمترين اطلاعات است.
کافی است یک بار به مطب روانپزشکان متخصص در زمینه روابط زناشویی مراجعه کنید تا با تعداد زيادي زوجهای جوان روبهرو شوید که همه با نگاهی نگران منتظر وقت مشاورهشان هستند. خانمی میگوید: «فقط یک سال از ازدواجمان میگذرد. اوایل همهچیز عالی بود اما الان انگار فقط همخانه شدهایم!» و مردی دیگر میگوید: «از وقتی فرزندم متولد شده دیگر روی خوشی از همسرم ندیدهام! انگار فراموش کرده من شوهرش هستم! دیگر از ارتباط با هم لذتی نمیبریم.».
وقتی عشق کنار میرود و مشکلات پیدا میشوند
روابط زناشویی یکی از ارکان مهم زندگی زناشویی است که هم تاثیرپذیر از عوامل مختلف است و هم میتواند ابعاد مختلف زندگی زناشویی را تحتتاثیر قرار دهد. مسلم است که در ابتدای ازدواج زوجین خیلی تحت تاثیر احساسات و عشق هستند. در واقع در دوران عاشقی به سر میبرند. بالطبع این مسئله روی روابط زناشویی هم تاثیرگذار است پس بدیهی است که اوایل ازدواج روابط زناشویی هم از لحاظ شدت و هم تواتر بیشتر باشد اما به مرور زمان که جنبه احساسی کم میشود و جنبه عقلانی و منطقی بیشتر نمود پیدا میکند و از طرفی هم بعد مشکلات زندگی شروع میشود، ممکن است این روابط کمتر شود. اوایل زندگی مشکلات زیادی وجود ندارد یا آنقدر احساسات غلبه میکند که آن مشکلات نادیده گرفته میشود. اما هرچه میگذرد جنبه احساسی کم میشود و اختلافات بین زن و مرد و مشکلات اقتصادی و اجتماعي نمود بیشتری پیدا میکند. وقتی هم که بچهدار میشوند به هر حال وقت خیلی زیادی صرف بچه میشود و زن و مرد شاید دیگر وقت نکنند به هم برسند بنابراین همه اینها روابط زناشویی و جنسی را تحت تاثیر قرار میدهد و طبیعی است که شدت روابط مثل اوایل ازدواج نباشد.
کارهای 2 نفره اول ازدواج را تکرار کنید!
طبیعی است که با افزایش طول زندگی زناشویی احساسات اوایل ازدواج کم شود و به دنبال آن میل جنسی طرفین هم کاهش پیدا کند. این مسئله اگرچه میتواند تا حدودی طبیعی باشد اما قطعی و صددرصد نیست و در همه اتفاق نمیافتد. به هر حال برای تمام مشکلات راهکار وجود دارد و زوجین باید سعی کنند شرایط را به همان حال و هوای اوایل ازدواج برگردانند و اوقات بیشتری را 2 نفره با هم بگذرانند. متاسفانه در فرهنگ ما وقتی بچه به دنیا میآید، انگار حائلی میشود بین زن و شوهر. زوجین نباید بچه را مقابل خودشان قرار دهند. آنها همیشه با هم هستند و بچه در کنارشان است نه اینکه بین آنها قرار بگیرد. در فرهنگ ما بعد از آمدن بچه انگار زن و شوهر از حالت همسری درمیآیند و فقط مادر و پدر محسوب میشوند. در این مواقع، توصیه میشود که فکر کنیم اوایل ازدواج است. برای مثال سالگرد ازدواجشان را با هم و بدون حضور بچهها جشن بگیرند و برای هم هدیه بخرند یا با هم مسافرت 2نفره بروند. خیلی اوقات بعد از آمدن بچه دیگر زوجین برای هم هدیه نمیگیرند و فقط برای بچه کادو میخرند، درحالی که این یک اشتباه است.
شاید افسرده شده باشید!
یکی از علل عمده کاهش میل جنسی بعد از ازدواج، اختلافات در زندگی زناشویی است. وقتی زوج از هم دلخور باشند میلی هم به روابط زناشویی نخواهند داشت. دومین علت سردی در رابطه جنسی بروز بیماریهای روانپزشکی مثل افسردگی است. از آنجایی که بعد ازدواج مشکلات نمود بیشتری پیدا میکند، احتمال این بیماریها در افراد بیشتر میشود. برای مثال یکی از علائم اصلی افسردگی کاهش میل جنسی است. اگر زن یا شوهر دیدند طرف مقابلشان دچار کاهش میل جنسی شده است این را به حساب اینکه چند سال از ازدواج گذشته و طبیعی است، نگذارند. باید به تغییرات خلقی طرف مقابلشان اهمیت دهند و ببینند آیا دلتنگی وجود دارد یا عصبانيتي رخ داده یا فرد دچار بیخوابی و بیاشتهایی هم شده است يا نه و... .اگر افسردگی وجود داشته باشد به راحتی میتوان با درمان آن، تمایلات جنسی را دوباره مثل قبل افزایش داد.
مواردی که درمانپذیر هستند
با افزایش سن عملکرد جنسی کاهش پیدا میکند اما این مسئله به سطح فعالیت و تمایل جنسی قبلی فرد بستگی دارد و براي هر فرد متفاوت است. مسلم است کسی که از ابتدای جوانی عملکرد و تمایل جنسی پایینی داشته وقتی هم که سنش بالا میرود قطعا دیگر میل جنسی برایش نخواهد ماند اما باز هم این مسئله قطعی نیست. گاهی اوقات برعکس هم اتفاق میافتد. برای مثال دیده شده بعضی خانمها که در اوایل زندگی خیلی سردمزاج هستند و میل جنسی پایینی دارند وقتی به سنین میانسالی میرسند، اتفاقا میل جنسیشان بالا میرود! بنابراین موضوع خیلی قطعیت ندارد. یک دلیل کاهش میل جنسی با افزایش سن، فرسوده شدن اندامهای بدن و کاهش انرژی است. این موضوع روی دستگاههای تناسلی و غدد جنسی هم تاثیر میگذارد. بیشتر افراد وقتی وارد سنین میانسالی و کهنسالی میشوند، دچار مشکلات سلامت از جمله فشار خون، دیابت، بیماریهای عصبی و... میشوند که این موضوع در آقایان بیشتر است و روی روابط زناشوییشان تاثیرگذار است. برای مثال آقایی که دیابت دارد شاید دیگر در سنین بالا عملکرد جنسی خوبی نداشته باشد. نکته مهم دیگر اینکه متاسفانه در فرهنگ ما و خیلی کشورهای دیگر این باور وجود دارد که تمایلات جنسی مخصوص جوانهاست، یعنی اگر فرد به سنین کهنسالی برسد و حرف از مسائل جنسی بزند انگار که گناهی مرتکب شده است. شاید طرف خودش تمایل به برقراری رابطه داشته باشد اما در عین حال یک مشکل جسمی دارد و رویش نمیشود به پزشک مراجعه کند، درحالی که این موارد درمانپذیر هستند.
مشکل را مستقیم بگویید!
با افزایش طول زندگی زناشویی قطعا سن طرفین هم بالا میرود. سن بالا خود میتواند مستعد خیلی بیماریهای جسمی باشد؛ از جمله دیابت و فشار خون. همه اینها میتوانند روابط زناشویی را تحت تاثیر قرار دهند خصوصا در مردها. در این موارد بهترین راهکار این است که اگر فرد از روابط زناشویی طرف مقابلش رضایت ندارد آن را مستقیما با او در میان بگذارد. گاهی بین زوجین باوجود اينكه با هم زن و شوهر هستند، هنوز حیا وجود دارد و فکر میکنند نباید این مسائل را به هم بگویند. برای مثال گاهی شوهر عملکرد خوبی ندارد و خانم فکر میکند اگر موضوع را به او بگوید باعث ناراحتي يا پایین آمدن اعتماد به نفس او میشود بنابراین این موضوع را نمیگوید و به مرور زمان خودش هم دچار مشکلات جنسی میشود. صحبت و پیداکردن راهکار در این موارد بسیار اهمیت دارد.
لازم نیست حتما تمام و کمال کار کنید!
مسئله دیگر نوع رابطه زناشویی است. متاسفانه وقتی صحبت از رابطه جنسی میکنیم همه در ذهنشان یک رابطه کامل جنسی را تصور میکنند و فکر میکنند اگر فلان مسئله اتفاق افتاد که هیچ، اگر نه پس طرف دیگر عملکرد جنسی ندارد. این طرز تفکر باعث میشود فرد یا طرف مقابلش خود را ناتوان فرض کرده و احساس خشم و حقارت کند. برای مثال کسی که یک بیماری جسمی دارد وقتی این اتفاق میافتد، فکر میکند کفایت لازم برای خانمش را ندارد در صورتی که منظور ما از داشتن روابط زناشویی فقط یک رابطه جنسی کامل نیست. گاهی حتی میتوان با بروز احساسات و گفتن یک کلام عاشقانه و محبتآمیز به اندازه یک رابطه جنسی کامل لذت برد یعنی حتی بوسیدن، در آغوش گرفتن و گفتن کلام عاشقانه برایشان در حد یک عملکرد کامل جنسی لذتبخش خواهد بود.
به کدام متخصص مراجعه کنیم؟
مسئله عملکرد جنسی مربوط به حیطه روانپزشکی میشود. منتها گاهی روانپزشک بررسی میکند یا خود فرد متوجه میشود که مشکل جسمی برای مثال دیابت و فشارخون دارد. آقایان در این مواقع میتوانند به یک متخصص اورولوژیست یا کلیه و مجاری ادراری و خانمها به یک متخصص زنان مراجعه کنند. در غیر این صورت هر روانپزشکی میتواند کمککننده باشد. در کشور ما سکسولوژیست یعنی کسی که واقعا مدرک سکسولوژی داشته باشد، وجود ندارد. بعضی روانپزشکان در رابطه با مسائل جنسی تحقیقات و مطالعات بیشتری انجام دادهاند. با این حال هر روانپزشکی میتواند به افراد کمک کند. در ایران برخی مراکز دانشگاهی مثل کلینیک سکس روزبه و بیمارستان امامخمینی مربوط به دانشگاه علومپزشکی تهران و کلینیک سکس موسسه روانپزشکی تهران مربوط به دانشگاه ایران به صورت آکادمیک به درمان اختلالات جنسی میپردازند.
اگر تنها حق انتخاب یک نوع پیتزا را داشته باشید کدام را انتخاب می کنید؟ پیتزاخورها افرادی خوشبین و کمی شکمو هستند و آنچنان با علاقه بر سر میز غذا می نشینند که دیگران را به اشتها می اندازند. جالب اینکه بعضی ها می گویند نوع پیتزای انتخابی شما می تواند بیانگر ویژگی های شخصیتی تان باشد و رازهای درونتان را افشا کند! البته بعضی ها می گویند این موضوع جنبه علمی ندارد و بیشتر سرگرم کننده است.
پیتزا مارگاریتا؛ آرام و صبور
پنیر، گوجه و ریحان؛ به همین سادگی! این انتخاب ساده می تواند نشانه شخصیت آرام و صبور شما باشد. افرادی که از طعم پیتزای مارگاریتا لذت می برند دنبال حاشیه نیستند، حسابگرند و احتمالا دست به ولخرجی نمی زنند، گاهی رفتارهای وسواس گونه دارند، دوستدار طبیعتند، خیلی دیر عصبانی می شوند و هنگام عصبانیت قادر به کنترل رفتارهایشان هستند.
پیتزا کالزونه؛ راحت طلب
بعضی ها با پیتزا مشکل دارند و کش آمدن پنیر، سرازیر شدن مواد از روی نان و ... برایشان دردسرساز است. به همین دلیل پیتزاهای نیمه لقمه ای و لقمه ای انتخاب اولشان است چون خودرنشان سخت نیست! این افراد احتمالا در گروه تنبل ها و راحت طلب ها قرار می گیرند و ترجیح می دهند بدون زحمت به خواسته هایشان برسند. همچنین در تصمیم های مهم و انجام کارهایشان عجولانه رفتار می کنند، دوستان زیادی دارند اما تعداد دوستان صمیمی شان بسیار کم است، دنبال میانبرها هستند و اگر قرار باشد چیزی را با تلاش زیاد به دست بیاورند معمولا بی خیال آن می شوند.
پیتزا هاوایی؛ اهل ماجراجویی
افرادی که اهل امتحان کردن طعم های مختلف هستند روحیه ماجراجویی دارند. برای مثال سفارش پیتزایی که آناناس دارد، فقط ای یک فرد خطرپذیر برمی آید! این افراد احتمالا خیلی زود احساساتی می شوند، عاشق کارهای هیجان انگیز هستند، از سفر لذت می برند، در هر شرایطی مستقل رفتار می کنند، تحمل نصیحت را ندارندو خیلی زود خوشان را با شرایط سخت وفق می دهند.
پیتزا پولو؛ کم حرف
افرادی که از طعم مرغ کبابی در پیتزا لذت می برند به احتمال زیاد خونگرم و تودارند به احتمال زیاد خونگرم و تودارند، کم حرف و محتاطند، به سلامت اهمیت می دهند و چکاپ های پزشکی منظم برایشان اهمیت دارد، شخصیت آرامی دارند اما عصبانیت شان غیرقابل کنترل است.
پیتزافونگی؛ اهل تفریح
ویژگی های شخصیتی افرادی که طرفدار پیتزای فونگی هستند مشابه دوستداران پیتزای مارگاریتاست؛ با این تفاوت که رفتارهای وسواسی آنها احتمالا کمتر است. آنها احتمالا عاشق بیرون رفتن و پیک نیک هستند، از هر فرصتی برای تفریح استفاده می کنند و رابطه خوبی با تجمل گرایی ندارند، سخت گیر نیستند اما با بدقولی کنار نمی آیند.
پیتزا پپرونی و سالامی؛ نامنظم و کم اراده
متخصصان تغذیه همیشه درباره ضررهای سوسیس و کالباس هشدار می دهند. بنابراین افرادی که بدون توجه به هشدارها سراغ این محصولات غذایی مضر می روند ممکن است افراد کم اراده و گاهی بی اراده ای باشندکه قدرت نه گفتن را ندارند، خیلی زود عصبانی می شوند، رفتارهای پرخاشگرانه دارند، برخلاف ظاهرشان از اعتماد به نفس پایینی برخوردارند.
پیتزای چهارفصل؛ تنوع طلب
سفارش پیتزایی که چهار طعم متفاوت دارد نشان دهنده شخصیت تنوع طلبی افراد است. پس احتمالا طرفداران پیتزا چهار فصل اهل شغل های ثابت؛ مانند کارمند بانک یا اداره های دولتی نیستند، همیشه چند فعالیت را همزمان انجام می دهند، خلاق، مهربان، عجول، خوشبین و البته دمدمی مزاجند و در تصمیم گیری ها با تردید عمل می کنند.
پیتزا مارینارا؛ واقع بین
افرادی که طعم ماهی و میگو را در پیتزا می پسندند احتمالا اجتماعی، واقع بین و مسئولیت پذیرند، انرژی بالایی دارند، از پس مشکلات برمی آیند، مهربان و فداکارند، رفتارشان سنجیده و منطقی است، معمولا ریسک پذیری پایینی دارند، پیش از انجام هر کاری خوب به آن فکر کرده و تحت هر شرایطی به قولشان عمل می کنند.
پیتزا گوشت؛ جاه طلب
علاقمندان به گوشت قرمز، پیتزای گوشت را ترجیح می دهند، مغرور و جاه طلبند و دوست دارند صاحب باتلاترین مقام ها و موقعیت ها در زندگی باشند. آنها همچنین از اضافه وزن رنج می برند، از اعتماد به نفس زیادی برخوردارند، از بودن در جمع لذت می برند، تحمل زورگویی را ندارند و هنگام عصبانیت پرخاشگر می شوند.
پیتزا سبزیجات: قابل اعتماد
فقط افرادی که قصد کاهش وزن دارند، پیتزای سبزیجات سفارش می دهند. شاید اما عاشقان این پیتزا شخصیتی آرام، مهربان و دوست داشتنی داشته باشند، اگرچه ممکن است با گذشت، درونگرا و کم حرف باشند و گاهی بسیار مرموز رفتار کنند اما مهمترین ویژگی آنها آینده نگری است.
تام کروز - پیتزا پولو
بازیگر سری فیلم های «ماموریت غیرممکن» عاشق پیتزا پولوست. البته این سلیقه به شخصیتش هم می آید چون تام کروز هم خونگرم است و هم تودار. هیچ کس سر از کارش درنمی آورد و هر از گاهی جنجال های مربوط به زندگی خصوصی اش خوراک رسانه ها می شود. اگرچه او کمتر عصبانی می شود و تصمیم های ناگهانی می گیرد اما همین دو اخلاق کار دستش داد و نتوانست زندگی خصوصی اش را نجات دهد.
ویل فرل - پیتزا مارینارا
ویل فرل، کمدینی است که کارش را همزمان با جیم کری شروع کردو مدتی با هم همکار بودند اما نتوانست از نظر موفقیت به پای او برسد. البته این مسئله کاملا به سلیقه اش هم می خورد چون عاشقان پیتزا مارینارا معمولا ریسک پذیری پایینی دارند. ویل فرل بازی در بسیاری از نقش های جنجالی را نپذیرفته و همین مسئله باعث شده تا به آنچه حقش است نرسد. شخصیت مهربان و رفتار سنجیده ویل با سلیقه اش جور درمی آید. مگر شما از یک فرد عاشق پیتزا مارینارا توقع دیگری داشتید؟
علی کریمی – همه انواع
اعجوبه فوتبال یک پیتزافروشی در کرج باز کرده تا به آرزوی دوران کودکی اش برسد. کریمی از کودکی عاشق پیتزا بود و همیشه دوست داشت یک مغازه بزرگ پیتزافروشی راه اندازی کند. البته الان خودش وقت نمی کند در پیتزافروشی اش حاضر شود ولی در نبودش برادرش فرشید مغازغه را اداره می کند. کریمی می گوید همه انواع پیتزا را دوست دارد و فرقی ندارد چه طعمی دارد. خلاصه اگر دنبال یک عاشق پیتزای واقعی می گردید، علی کریمی نمونه کامل چنین شخصی است.
اوباما - پیتزا مارگاریتا
انگار رئیس جمهور فعلی آمریکا علاقه عجیبی به فست فود دارد و حتی از مهمترین میهمانانش نیز با هات داگ و همبرگر پذیرایی می کند، عکس های منتشر شده هنگام خوردن پیتزا نشان می دهد که او به پیتزا مارگاریتا علاقه دارد. به نظرتان شخصیتش به این سلیقه می خورد؟ عاشقان این نوع پیتزا آرام، صبور، حسابگر و وسواسی هستند و زندگی دور از حاشیه دارند. ما دیگر هیچ حرفی نداریم آقای مجری!
دانیل رد کلیف - پیتزا پپرونی
«گذشت آقا دانیل آن موقعی که در نقش هری پاتر بازی می کردی و کلی از خودت اراده و روحیه جنگجویی نشان می دادی. از وقتی فهمیده ایم چه نوع پیتزایی دوست داری، دستت حسابی برایمان رو شده است.»
آقای هری پاتر سابق عاشق پیتزا بیرونی است. یادتان هست که این افراد چه ویژگی هایی دارند؟ کم اراده اند و تازه خیلی زود عصبانی می شوند و پرخاشگراند. موقع مواجه شدن با مشکلات هم دست و پایشان را گم می کنند. می بینید. هر جور که حساب کنیم این موارد با روحیه او (هری پاتر) سازگار نیست.
کریستین دانست - پیتزا فونگی
بازیگر فیلم هایی مانند «مرد عنکبوتی» و آثار جدی تری مانند «مالیخولیا» عاشق پیتزافونگی است. این سلیقه کاملا به شخصیتش می خورد چون عاشقان این نوع پیتزا اهل بیرون رفتن و پیک نیک هستند. کریستین دانست هم همین اخلاق را دارد. اصلا به همین عکس نگاه کنید. ببینید چطور کنار خیابان نشسته و دارد پیتزایش را گاز می زند. عاشقان پیتزا فونگی نه تجمل گرا هستند و نه سخت گیر. همه کارگردان هایی که با کریستین دانست کار کرده اند. این مسئله را تایید می کنند.
نام آل پاچینو با نام پیتزا گره خورده؛ البته نه به این دلیل که خیلی پیتزا دوست دارد بلکه به دلیل فست فودهای زنجیره ای به نام آل پاچینو که حسابی هم طرفدار دارد. با این حال، خود آل پاچینو هم پیتزاخور است و عاشق پیتزا کالزونه. این سلیقه به شخصیتش هم می خورد چون آل پاچینو دوست دارد گوشه ای لم دهد و از زندگی اش لذت ببرد. پیتزا کالزونه خورها همینطورند؛ راحت طلب. دوستان صمیمی هم کم دارند؛ البته آل پاچینو در ظاهر دوست کم ندارد اما آنها بیشتر دوستان ظاهری هستند.
رابرت دنیرو - پیتزا چهار فصل
پیتزای مورد علاقه این اسطوره بازیگری کاملا با شخصیتش منطبق است چون عاشقان پیتزا چهار فصل افراد تنوع طلبی هستند و از امتحان کردن ایده های جدید استقبال می کنند و اهل خطر هم هستند. فقط کافی است نگاهی به کارنامه حرفه ای رابرت دنیرو بیندازید تا ببینید او چطور نقش های مختلف و حتی متضاد را به خوبی ایفا کرده. آیا رابرت دنیروی قلبم «راننده تاکسی» ارتباطی با دنیروی فیلم «رفقای خوب» دارد؟ چه کسی فکر می کرد او تا این حد کمدین بامزه ای هم باشد؟