کلید یک ازدواج موفق: شستن ظرفها!
شاید تعجب کنید که کلید یک ازدواج موفق به جز وفاداری یا رابطه گرم زناشویی، به شستن ظرفها هم بستگی داشته باشد. یک بررسی در آمریکا نشان میدهد که زوجهای آمریکایی کمک در انجام کارهای خانگی را از پیششرطهای اصلی رابطه خوب زن وشوهر میدانند. جالب اینکه هم مردان و هم زنان در این مورد اتفاق نظر داشتند.
در این نظرخواهی، 62 درصد شرکتکنندگان کمک در انجام کارهای خانگی را برای یک ازدواج موفق "بسیار مهم" ارزیابی کردند. در حالیکه نظرخواهی مشابهی که حدود بیست سال پیش در 1990 انجام شده بود، این میزان تنها 15 درصد بود.
تنها مواردی که در این نظرخواهی از نظر شرکتکنندگان در رتبههای بالاتری قرار میگرفتند وفاداری (93 درصد) و رابطه مناسب جنسی (70 درصد) بود. در ردههای بعدی از لحاظ اهمیت به ترتیب، وضع مالی، مسکن خوب، عقاید مذهبی مشابه، داشتن سلیقههای مشابه، داشتن بچه و آخر از همه اشتراک در نظرات سیاسی بود.
در این نظرخواهی، 62 درصد شرکتکنندگان کمک در انجام کارهای خانگی را برای یک ازدواج موفق "بسیار مهم" ارزیابی کردند. در حالیکه نظرخواهی مشابهی که حدود بیست سال پیش در 1990 انجام شده بود، این میزان تنها 15 درصد بود.
تنها مواردی که در این نظرخواهی از نظر شرکتکنندگان در رتبههای بالاتری قرار میگرفتند وفاداری (93 درصد) و رابطه مناسب جنسی (70 درصد) بود. در ردههای بعدی از لحاظ اهمیت به ترتیب، وضع مالی، مسکن خوب، عقاید مذهبی مشابه، داشتن سلیقههای مشابه، داشتن بچه و آخر از همه اشتراک در نظرات سیاسی بود.
1 + 24 راه ساده برای ایجاد انگیزه
باخود قرار بگذارید: هنگامی که احساس میکنید علاقهای به انجام کاری یا کارهایی ندارید، به خود بگویید که اگر این بخش کتاب را خواندم یا این گزارشها را تمام کردم، میروم بیرون قدم میزنم و یک بستنی (یا هر چیز دیگری که به آن علاقه دارید) میخورم.
مانند یک انسان با انگیزه رفتار کنید: اگر بیحوصلهاید و انگیزه کاری را ندارید، تصور کنید که سرشار از انگیزهاید. حسن این کار در این است که به محض شروع، آرام آرام احساس میکنید که شور و علاقه، حقیقتا در وجود شما زنده شده است.
هنگام صبح چند سؤال مثبت و روحیهبخش از خود بپرسید: هر روز صبح از خود 5سؤال سه بخشی امیدوارکننده بپرسید:
• در حال حاضر در زندگی از چه چیزی راضی هستم؟
• چه ویژگیای مرا خوشحال میکند؟
• چگونه در من این حالت را بهوجود میآورد؟
بسیار مهم است که شما واقعا بدانید که چگونه و چرا این شرایط به شما احساس خوبی را منتقل کرده است. این پرسشهای صبحگاهی فوقالعاده هستند، زیرا نحوه قرارگرفتن آنان، به شما امکان درک عمیق از شرایط موجود را میدهد و سپس آن احساس مثبت را به شما منتقل میکند.
زمان و مکان هدفهای خود را تغییر دهید: هدفهای بزرگ و ویژه برای خود در نظر بگیرید. اهداف بزرگتر نسبت به هدفهای کوچکتر، انگیزه بیشتری در فرد بهوجود میآورند. هدف بزرگ اثر بیشتر و عمیقتری دارد و میتواند منشأ تولید انگیزههای قوی شود.
یک کار کوچک انجام دهید و برای انجام آن برنامهریزی کنید: یک کار کوچک را آغاز و به پایان برسانید؛ مثلا میز کارتان را تمیز کنید، یک قبض یا رسید را بپردازید و یا ظرفها را بشویید. فقط نیاز به این دارید که کاری را آغاز کنید. وقتی این کار را تمام کردید احساس میکنید که آمادگی انجام کارهای بعدی را هم پیدا کردهاید. بنابراین وقتی حال و حوصله انجام هیچ کاری را ندارید یک کار کوچک را شروع کنید تا خاتمه یافتن آن شما را بر سر شوق آورد.
کار سختتر را اول شروع کنید: اغلب هنگامی که به کارهای روزمره خود فکر میکنیم بهنوعی دچار نگرانی میشویم که کی و چگونه این همه کار را انجام بدهیم. از سختترین کار شروع کنید. هنگامی که سختترین کار موجود در فهرست را شروع کرده و به پایان برسانید، احساس میکنید که بار سنگینی را از دوشتان برداشتهاید. در این هنگام است که احساس آرامش بیشتری در وجودتان پدیدار میشود و بقیه روز اعتماد بهنفس بیشتری خواهید داشت و نگرانیهای روزمرهتان. کاهش پیدا میکند.
کارتان را آهسته آغاز کنید: به جای آنکه کارتان را سریع آغاز کنید، نخستین گامها را آهسته بردارید. هنگامی که کاری را با آرامش و طمأنینه شروع میکنید، مغز شما این فرمان را دریافت نمیکند که این کار باید باسرعت هرچه تمامتر خاتمه یابد. اما اگر مغز انسان احساس کند که باید برنامه کاریاش را با سرعت به پایان برساند چه اتفاقی میافتد؟ اغلب اوقات ممکن است فرد اصلا کار مورد نظر را آغاز نکند. پس شروع یک کار بدون شتاب بهتر از اصلا شروع نکردن است.
همیشه خودتان را با خودتان مقایسه کنید نه با دیگران: مقایسه خود با دیگران و اینکه نتیجه تلاشتان چه بوده و در چه جایگاهی قرار گرفتهاید، کشنده انگیزه و قوه خلاقیت انسان است. همیشه افراد بیشماری هستند که از شما تواناترند و معدود افرادی هم هستند که از همه پیشی گرفتهاند؛ هم از بعد مادی و هم معنوی، بنابراین فقط قوای خود را روی خود، برنامهای که در پیش دارید و البته نتیجهای که عایدتان میشود، متمرکز کنید و دریابید که چگونه میتوانید برنامهریزی ذهنیتان را بهبود ببخشید و به مرحله اجرا در آورید. بررسی مجدد نتایج حاصله نیز اهمیت زیادی دارد. با این کار شما میتوانید اشتباههای گذشته را پیدا کرده و از تکرار مجدد آن یا انجام خطاهای مشابه جلوگیری کنید. یکی دیگر از مزایای بررسی مجدد نتایج بهدست آمده، ایجاد انگیزه مضاعف است. درک این موضوع که حاصل تلاشهای شما چه بوده و در چه جایگاهی قرار گرفتهاید، توان و اشتیاق شما را چند برابر میکند و اغلب از موفقیت و پیروزی خود شگفتزده خواهید شد.
موفقیت خود را همیشه بهیاد داشته باشید: همیشه و در همه حال به جای فکر کردن به شکستها و ناکامیها، موفقیتها و کامیابیهایتان را بهخاطر بسپارید. بهتر آن است که آنها را یادداشت کنید؛ حتی با ذکر جزئیات، زیرا فراموش کردن موفقیت بسیار آسان است و گاهگاهی مراجعه به نوشتههایتان میتواند خاطرات خوبی را در شما زنده کند و البته انگیزه کار و تلاش را در وجود شما زنده و تازه نگه دارند.
مانند یک قهرمان رفتار کنید: داستان زندگی قهرمانان را بخوانید و رفتار و کردار آنان را سرمشق خود قرار دهید و به سخنان آنان گوش فرادهید. کشف کنید که در کار و تلاش آنان چه ویژگی خاصی وجود داشته که سبب موفقیتشان شده. اما همیشه بهخاطر داشته باشید این افراد همانند ما و سایر افرادند و بنابراین، به جای اینکه آنان را در مقام رفیعی بنشانید و تحسینشان کنید، اجازه دهید که الهامبخش شما باشند.
سعی کنید محیط کارتان را با کمی تفریح قابل تحمل کنید: بهخاطر داشته باشید که در فضای کاریای که خلق میکنید یا در برنامهای که در نظر دارید، جایی هم برای کمی تفریح و شوخی در نظر بگیرید. با اینکار انگیزه کافی برای انجام کار و بهپایان رساندن آن خواهید داشت.
فقط بهدنبال راحتی نباشید: با بیحالی که نوعی تنبلی است، خداحافظی کنید و برای ایجاد انگیزه در خود، با مشکلات مبارزه کنید.
از شکست نهراسید: بهجای هراس از شکست، آن را بهعنوان نوعی اطلاعات مفید و ضروری و یک بخش طبیعی از موفقیت بپذیرید. یکی از بسکتبالیستهای مشهور (مایکل جردن) میگوید: بیش از 9هزار خطا داشتم و تقریبا 300بازی را باختم. 26مرتبه به من اعتماد کردند تا ضربه پیروزی را بزنم و من موفق نشدم. بارها و بارها در زندگی شکست خوردم و به همین دلیل است که در زندگی موفق شدهام. بنابراین از شکستهایتان تجربه کسب کنید و از خود بپرسید این بار، این شکست چه درسی به من میدهد؟
در مورد کاری که میخواهید انجام دهید، مطالعه کنید: هنگامی که کاری را آغاز میکنید، درباره فرایند کار پژوهشی بهعمل بیاورید. با اینکار شما از میزان کاری که در پیش رو دارید و مشکلاتی که ممکن است با آن برخورد کنید، آگاه میشوید. گاهی اوقات توقع یا انتظار بیجا سبب کاهش انگیزه و هدر رفتن اشتیاق و جدیت اولیه فرد میشود. با مدیریت خواستههایتان میتوانید از هدر رفتن نیروی حاصله از اشتیاق جلوگیری کنید و انگیزه و تواناییهایتان را تا پایان کار حفظ کنید. دانستن این موضوع که بر سر کسانی که در موقعیت مشابه شما قرار داشتهاند، چه آمده، چه مسیری را طی کرده و چه گامهایی برداشتهاند، بسیار مفید و آموزنده است. میتوانید با تلفیق روش انتخابی آنها و آنچه خود در ذهن دارید، روش کاری مناسبی را انتخاب و فعالیت خود را شروع کنید. این وضعیت میزان نگرانیهای شما را کاهش میدهد و بهتر میتوانید اوضاع کاری را تحت کنترل خود داشته باشید؛ چه از بعد احساسی و چه از بعد عملی، چون حداقل تا حدودی میدانید که دیگرانی که چنین راهی را رفتهاند با چه وقایعی مواجه شدهاند و این آگاهی از بعد احساسی و عملی سبب تشویق و دلگرمی شما میشود.
معین کنید که چرا میخواهید این کار را انجام بدهید: اگر نمیدانید که به چه دلیل میخواهید چنین کاری را انجام دهید یا اینکه دلیل کافی برای انجام آن ندارید، پس خاتمه دادن آن برای شما بسیار مشکل خواهد بود. کاری را برگزینید که دلیل قوی و کافی برای انجام آن داشته باشید. اگر نتوانستید، انجام این فعالیت را متوقف کنید و به جای آن، فعالیت دیگری را که دلایل انجام آن قویتر و واضحتر است آغاز کنید.
هدفهای خود را یادداشت کنید: هدف و منظور خود را از انجام آن فعالیت بنویسید، سپس آن را روی دیوار، رایانه، یا آینه بچسبانید. با این کار در طول روز، مراحل انجام کار را مرور میکنید و این آگاهی تداوم کار را برای شما آسانتر میکند.
با دید مثبت برای انجام کار فعالیت کنید (برای مثبتاندیشی تلاش کنید): بیاموزید که بیشتر اوقات مثبتاندیش باشید و یاد بگیرید که افکار منفی را قبل از آنکه سد راه شما باشند، از سر بیرون کنید. ممکن است که همه نتوانیم همیشه مثبتاندیش باشیم، اما باور کنید که بیشتر ما میتوانیم این حس را در خود تقویت کنیم و نتیجه حاصل نیز میتواند به تلاش بیشتر ما کمک کند.
کمتر تلویزیون تماشا کنید: آیا از جمله کسانی هستید که زیاد تلویزیون تماشای میکنند؟ تلاش کنید که کمتر به تماشای برنامههای تلویزیونی بنشینید و فعالیتهای مورد علاقه خود را در زندگی واقعی دنبال کرده و با روشهای خودتان انجام دهید.
برنامه کاریتان را به چندین برنامه کوچکتر تبدیل کنید: هنگامی که پروژه بزرگی در دست دارید، آن را به چند بخش کوچکتر تقسیم کنید، سپس با تمرکز روی نخستین بخش کار، فعالیت خود را آغاز کنید و وقتی این بخش تمام شد، بخش بعدی را آغاز کنید. موفقیتهای کوچکی که در انجام بخشهای اولیه بهدست میآورید، انگیزه شما را افزایش میدهد و از تمرکز روی کل کار که ممکن است سبب دلسردی شما شود، جلوگیری میکند. اگر این روش را دنبال کنید خود شما هم از نتیجهای که میگیرید، شگفتزده خواهید شد.
اطلاعات موجود را بازنگری کنید: داشتن اطلاعات لازم در آغاز هرکاری، امری ضروری است، اما گاهی جامعه و رسانهها اطلاعاتی را به انسان منتقل میکنند که بار منفی دارد. پس محفوظات ذهنی خود را ارزیابی کنید. نکات منفی را حذف کرده و با توجه به بینش خود، از اطلاعات مفید و مثبت برای دستیابی به هدفتان استفاده کنید.
قوه خلاقیت خود را بهکار بگیرید: کاغذی را بردارید و در بالای کاغذ بنویسید که دوست دارید در چه زمینهای فعالیت کنید. شاید هدف شما کسب درآمد بیشتر یا مبارزه با بیماری و بهدست آوردن نهایت سلامتی باشد. اکنون 20 روش، ایده یا عقیده در مورد موضوع مورد نظر بنویسید. سعی کنید 10ایده دیگر به لیست خود اضافه کنید؛ البته همه این ایدهها مفید یا خوب نیستند. اکنون از قوه خلاقیت خود استفاده کرده و ایدههایی را که در رسیدن به هدف برای شما مفیدند، پیدا کنید. حسن این کار این است که نه تنها قوه خلاقیت خود را بهکار گرفتهاید، بلکه دریافتهاید که تا چه حد خلاق هستید؛ هم انگیزه انجام کار را در خود زنده کرده و هم از نظر روحی شرایط مناسبی برای خود فراهم کردهاید.
در یابید که چه چیزی سبب شادی و خوشحالی شما میشود: همه ما میدانیم که شرایط ویژهای یا کارهای خاصی سبب شادی ما میشوند، پس کاری که شما را شاد میکند، انجام دهید؛ هر اندازه که میتوانید یا میخواهید. البته باید مراقب باشید که این خواسته با آداب و رسوم اجتماعی که در آن زندگی میکنید و با باورهای انسانی و مذهبی در تضاد نباشد.
به گفتههای حکیمانه گوش دهید: یک کتابخانه کوچک برای خود ترتیب دهید. جملههایی را که سبب پیشرفت فردی و ایجاد انگیزه میشود بنویسید یا ضبط کنید. زمانی که سوار اتوبوس یا مترو هستید، هنگام رانندگی، دوچرخهسواری، دویدن یا پیاده روی، به آن گوش کنید یا در حالی که مشغول انجام کاری هستید، یادداشتهایتان بخوانید.
فراتر از محیط زندگی و حد تواناییتان فکر کنید: تصور نکنید که آینده را فقط تواناییهای شما و آنچه اکنون دارید، میسازد. دنیا محدود نیست. تواناییهای شما بسیار بیشتر از آنی است که تصور میکنید. با بهکارگیری تجربههایی که تاکنون بهدست آوردهاید و آنچه اکنون هستید، آیندهای را برنامهریزی کنید که در آن محدودیتهای کمتری وجود داشته باشد؛ یعنی افق دید خود را وسیعتر کنید.
زمان را در نظر داشته باشید: هر روز را بشمارید. شما همه روزهای دنیا را در اختیار ندارید. زندگی کوتاه است، بنابراین امروز را دریابید و کاری را که میخواهید انجام دهید. فردا هم کارهای دیگری برای انجام دادن وجود دارد.
مانند یک انسان با انگیزه رفتار کنید: اگر بیحوصلهاید و انگیزه کاری را ندارید، تصور کنید که سرشار از انگیزهاید. حسن این کار در این است که به محض شروع، آرام آرام احساس میکنید که شور و علاقه، حقیقتا در وجود شما زنده شده است.
هنگام صبح چند سؤال مثبت و روحیهبخش از خود بپرسید: هر روز صبح از خود 5سؤال سه بخشی امیدوارکننده بپرسید:
• در حال حاضر در زندگی از چه چیزی راضی هستم؟
• چه ویژگیای مرا خوشحال میکند؟
• چگونه در من این حالت را بهوجود میآورد؟
بسیار مهم است که شما واقعا بدانید که چگونه و چرا این شرایط به شما احساس خوبی را منتقل کرده است. این پرسشهای صبحگاهی فوقالعاده هستند، زیرا نحوه قرارگرفتن آنان، به شما امکان درک عمیق از شرایط موجود را میدهد و سپس آن احساس مثبت را به شما منتقل میکند.
زمان و مکان هدفهای خود را تغییر دهید: هدفهای بزرگ و ویژه برای خود در نظر بگیرید. اهداف بزرگتر نسبت به هدفهای کوچکتر، انگیزه بیشتری در فرد بهوجود میآورند. هدف بزرگ اثر بیشتر و عمیقتری دارد و میتواند منشأ تولید انگیزههای قوی شود.
یک کار کوچک انجام دهید و برای انجام آن برنامهریزی کنید: یک کار کوچک را آغاز و به پایان برسانید؛ مثلا میز کارتان را تمیز کنید، یک قبض یا رسید را بپردازید و یا ظرفها را بشویید. فقط نیاز به این دارید که کاری را آغاز کنید. وقتی این کار را تمام کردید احساس میکنید که آمادگی انجام کارهای بعدی را هم پیدا کردهاید. بنابراین وقتی حال و حوصله انجام هیچ کاری را ندارید یک کار کوچک را شروع کنید تا خاتمه یافتن آن شما را بر سر شوق آورد.
کار سختتر را اول شروع کنید: اغلب هنگامی که به کارهای روزمره خود فکر میکنیم بهنوعی دچار نگرانی میشویم که کی و چگونه این همه کار را انجام بدهیم. از سختترین کار شروع کنید. هنگامی که سختترین کار موجود در فهرست را شروع کرده و به پایان برسانید، احساس میکنید که بار سنگینی را از دوشتان برداشتهاید. در این هنگام است که احساس آرامش بیشتری در وجودتان پدیدار میشود و بقیه روز اعتماد بهنفس بیشتری خواهید داشت و نگرانیهای روزمرهتان. کاهش پیدا میکند.
کارتان را آهسته آغاز کنید: به جای آنکه کارتان را سریع آغاز کنید، نخستین گامها را آهسته بردارید. هنگامی که کاری را با آرامش و طمأنینه شروع میکنید، مغز شما این فرمان را دریافت نمیکند که این کار باید باسرعت هرچه تمامتر خاتمه یابد. اما اگر مغز انسان احساس کند که باید برنامه کاریاش را با سرعت به پایان برساند چه اتفاقی میافتد؟ اغلب اوقات ممکن است فرد اصلا کار مورد نظر را آغاز نکند. پس شروع یک کار بدون شتاب بهتر از اصلا شروع نکردن است.
همیشه خودتان را با خودتان مقایسه کنید نه با دیگران: مقایسه خود با دیگران و اینکه نتیجه تلاشتان چه بوده و در چه جایگاهی قرار گرفتهاید، کشنده انگیزه و قوه خلاقیت انسان است. همیشه افراد بیشماری هستند که از شما تواناترند و معدود افرادی هم هستند که از همه پیشی گرفتهاند؛ هم از بعد مادی و هم معنوی، بنابراین فقط قوای خود را روی خود، برنامهای که در پیش دارید و البته نتیجهای که عایدتان میشود، متمرکز کنید و دریابید که چگونه میتوانید برنامهریزی ذهنیتان را بهبود ببخشید و به مرحله اجرا در آورید. بررسی مجدد نتایج حاصله نیز اهمیت زیادی دارد. با این کار شما میتوانید اشتباههای گذشته را پیدا کرده و از تکرار مجدد آن یا انجام خطاهای مشابه جلوگیری کنید. یکی دیگر از مزایای بررسی مجدد نتایج بهدست آمده، ایجاد انگیزه مضاعف است. درک این موضوع که حاصل تلاشهای شما چه بوده و در چه جایگاهی قرار گرفتهاید، توان و اشتیاق شما را چند برابر میکند و اغلب از موفقیت و پیروزی خود شگفتزده خواهید شد.
موفقیت خود را همیشه بهیاد داشته باشید: همیشه و در همه حال به جای فکر کردن به شکستها و ناکامیها، موفقیتها و کامیابیهایتان را بهخاطر بسپارید. بهتر آن است که آنها را یادداشت کنید؛ حتی با ذکر جزئیات، زیرا فراموش کردن موفقیت بسیار آسان است و گاهگاهی مراجعه به نوشتههایتان میتواند خاطرات خوبی را در شما زنده کند و البته انگیزه کار و تلاش را در وجود شما زنده و تازه نگه دارند.
مانند یک قهرمان رفتار کنید: داستان زندگی قهرمانان را بخوانید و رفتار و کردار آنان را سرمشق خود قرار دهید و به سخنان آنان گوش فرادهید. کشف کنید که در کار و تلاش آنان چه ویژگی خاصی وجود داشته که سبب موفقیتشان شده. اما همیشه بهخاطر داشته باشید این افراد همانند ما و سایر افرادند و بنابراین، به جای اینکه آنان را در مقام رفیعی بنشانید و تحسینشان کنید، اجازه دهید که الهامبخش شما باشند.
سعی کنید محیط کارتان را با کمی تفریح قابل تحمل کنید: بهخاطر داشته باشید که در فضای کاریای که خلق میکنید یا در برنامهای که در نظر دارید، جایی هم برای کمی تفریح و شوخی در نظر بگیرید. با اینکار انگیزه کافی برای انجام کار و بهپایان رساندن آن خواهید داشت.
فقط بهدنبال راحتی نباشید: با بیحالی که نوعی تنبلی است، خداحافظی کنید و برای ایجاد انگیزه در خود، با مشکلات مبارزه کنید.
از شکست نهراسید: بهجای هراس از شکست، آن را بهعنوان نوعی اطلاعات مفید و ضروری و یک بخش طبیعی از موفقیت بپذیرید. یکی از بسکتبالیستهای مشهور (مایکل جردن) میگوید: بیش از 9هزار خطا داشتم و تقریبا 300بازی را باختم. 26مرتبه به من اعتماد کردند تا ضربه پیروزی را بزنم و من موفق نشدم. بارها و بارها در زندگی شکست خوردم و به همین دلیل است که در زندگی موفق شدهام. بنابراین از شکستهایتان تجربه کسب کنید و از خود بپرسید این بار، این شکست چه درسی به من میدهد؟
در مورد کاری که میخواهید انجام دهید، مطالعه کنید: هنگامی که کاری را آغاز میکنید، درباره فرایند کار پژوهشی بهعمل بیاورید. با اینکار شما از میزان کاری که در پیش رو دارید و مشکلاتی که ممکن است با آن برخورد کنید، آگاه میشوید. گاهی اوقات توقع یا انتظار بیجا سبب کاهش انگیزه و هدر رفتن اشتیاق و جدیت اولیه فرد میشود. با مدیریت خواستههایتان میتوانید از هدر رفتن نیروی حاصله از اشتیاق جلوگیری کنید و انگیزه و تواناییهایتان را تا پایان کار حفظ کنید. دانستن این موضوع که بر سر کسانی که در موقعیت مشابه شما قرار داشتهاند، چه آمده، چه مسیری را طی کرده و چه گامهایی برداشتهاند، بسیار مفید و آموزنده است. میتوانید با تلفیق روش انتخابی آنها و آنچه خود در ذهن دارید، روش کاری مناسبی را انتخاب و فعالیت خود را شروع کنید. این وضعیت میزان نگرانیهای شما را کاهش میدهد و بهتر میتوانید اوضاع کاری را تحت کنترل خود داشته باشید؛ چه از بعد احساسی و چه از بعد عملی، چون حداقل تا حدودی میدانید که دیگرانی که چنین راهی را رفتهاند با چه وقایعی مواجه شدهاند و این آگاهی از بعد احساسی و عملی سبب تشویق و دلگرمی شما میشود.
معین کنید که چرا میخواهید این کار را انجام بدهید: اگر نمیدانید که به چه دلیل میخواهید چنین کاری را انجام دهید یا اینکه دلیل کافی برای انجام آن ندارید، پس خاتمه دادن آن برای شما بسیار مشکل خواهد بود. کاری را برگزینید که دلیل قوی و کافی برای انجام آن داشته باشید. اگر نتوانستید، انجام این فعالیت را متوقف کنید و به جای آن، فعالیت دیگری را که دلایل انجام آن قویتر و واضحتر است آغاز کنید.
هدفهای خود را یادداشت کنید: هدف و منظور خود را از انجام آن فعالیت بنویسید، سپس آن را روی دیوار، رایانه، یا آینه بچسبانید. با این کار در طول روز، مراحل انجام کار را مرور میکنید و این آگاهی تداوم کار را برای شما آسانتر میکند.
با دید مثبت برای انجام کار فعالیت کنید (برای مثبتاندیشی تلاش کنید): بیاموزید که بیشتر اوقات مثبتاندیش باشید و یاد بگیرید که افکار منفی را قبل از آنکه سد راه شما باشند، از سر بیرون کنید. ممکن است که همه نتوانیم همیشه مثبتاندیش باشیم، اما باور کنید که بیشتر ما میتوانیم این حس را در خود تقویت کنیم و نتیجه حاصل نیز میتواند به تلاش بیشتر ما کمک کند.
کمتر تلویزیون تماشا کنید: آیا از جمله کسانی هستید که زیاد تلویزیون تماشای میکنند؟ تلاش کنید که کمتر به تماشای برنامههای تلویزیونی بنشینید و فعالیتهای مورد علاقه خود را در زندگی واقعی دنبال کرده و با روشهای خودتان انجام دهید.
برنامه کاریتان را به چندین برنامه کوچکتر تبدیل کنید: هنگامی که پروژه بزرگی در دست دارید، آن را به چند بخش کوچکتر تقسیم کنید، سپس با تمرکز روی نخستین بخش کار، فعالیت خود را آغاز کنید و وقتی این بخش تمام شد، بخش بعدی را آغاز کنید. موفقیتهای کوچکی که در انجام بخشهای اولیه بهدست میآورید، انگیزه شما را افزایش میدهد و از تمرکز روی کل کار که ممکن است سبب دلسردی شما شود، جلوگیری میکند. اگر این روش را دنبال کنید خود شما هم از نتیجهای که میگیرید، شگفتزده خواهید شد.
اطلاعات موجود را بازنگری کنید: داشتن اطلاعات لازم در آغاز هرکاری، امری ضروری است، اما گاهی جامعه و رسانهها اطلاعاتی را به انسان منتقل میکنند که بار منفی دارد. پس محفوظات ذهنی خود را ارزیابی کنید. نکات منفی را حذف کرده و با توجه به بینش خود، از اطلاعات مفید و مثبت برای دستیابی به هدفتان استفاده کنید.
قوه خلاقیت خود را بهکار بگیرید: کاغذی را بردارید و در بالای کاغذ بنویسید که دوست دارید در چه زمینهای فعالیت کنید. شاید هدف شما کسب درآمد بیشتر یا مبارزه با بیماری و بهدست آوردن نهایت سلامتی باشد. اکنون 20 روش، ایده یا عقیده در مورد موضوع مورد نظر بنویسید. سعی کنید 10ایده دیگر به لیست خود اضافه کنید؛ البته همه این ایدهها مفید یا خوب نیستند. اکنون از قوه خلاقیت خود استفاده کرده و ایدههایی را که در رسیدن به هدف برای شما مفیدند، پیدا کنید. حسن این کار این است که نه تنها قوه خلاقیت خود را بهکار گرفتهاید، بلکه دریافتهاید که تا چه حد خلاق هستید؛ هم انگیزه انجام کار را در خود زنده کرده و هم از نظر روحی شرایط مناسبی برای خود فراهم کردهاید.
در یابید که چه چیزی سبب شادی و خوشحالی شما میشود: همه ما میدانیم که شرایط ویژهای یا کارهای خاصی سبب شادی ما میشوند، پس کاری که شما را شاد میکند، انجام دهید؛ هر اندازه که میتوانید یا میخواهید. البته باید مراقب باشید که این خواسته با آداب و رسوم اجتماعی که در آن زندگی میکنید و با باورهای انسانی و مذهبی در تضاد نباشد.
به گفتههای حکیمانه گوش دهید: یک کتابخانه کوچک برای خود ترتیب دهید. جملههایی را که سبب پیشرفت فردی و ایجاد انگیزه میشود بنویسید یا ضبط کنید. زمانی که سوار اتوبوس یا مترو هستید، هنگام رانندگی، دوچرخهسواری، دویدن یا پیاده روی، به آن گوش کنید یا در حالی که مشغول انجام کاری هستید، یادداشتهایتان بخوانید.
فراتر از محیط زندگی و حد تواناییتان فکر کنید: تصور نکنید که آینده را فقط تواناییهای شما و آنچه اکنون دارید، میسازد. دنیا محدود نیست. تواناییهای شما بسیار بیشتر از آنی است که تصور میکنید. با بهکارگیری تجربههایی که تاکنون بهدست آوردهاید و آنچه اکنون هستید، آیندهای را برنامهریزی کنید که در آن محدودیتهای کمتری وجود داشته باشد؛ یعنی افق دید خود را وسیعتر کنید.
زمان را در نظر داشته باشید: هر روز را بشمارید. شما همه روزهای دنیا را در اختیار ندارید. زندگی کوتاه است، بنابراین امروز را دریابید و کاری را که میخواهید انجام دهید. فردا هم کارهای دیگری برای انجام دادن وجود دارد.
همانگونه که اطلاع دارید، یکی از علل اضطراب امتحان، حجم زیاد درسها و زمان اندک است. شاید بارها برایتان اتفاق افتاده باشد که برای مطالعه یکی از مواد درسی زمان زیادی اختصاص داده اما موفقیت چشمگیری به دست نیاورده باشید و این موضوع شما را ناامید کرده باشد. اما علت چیست و چگونه میتوان نتیجه کار را بهبود بخشید؟
یکی از مهمترین علل در بهبود نتیجه کار، نوع و کیفیت مطالعه است. اینکه چگونه درس بخوانیم، علاوه بر اینکه باعث کاهش اضطراب میشود، باعث میشود تا میزان یادگیریمان افزایش یابد و مطالب درسی را برای مدتی طولانی به خاطر بسپاریم، آنها را به آسانی فراموش نکنیم و در نهایت اینکه به نتیجه مطلوب دستیابیم. بنابراین با توجه به توضیحات فوق، در اینجا روشهای صحیح مطالعه را برایتان بازگو میکنیم تا با رعایت آنها بتوانید نتیجهای را که در انتظار آن هستید به دست آورید.
به سلامتی خود اهمیت دهید
برای اینکه سرعت یادگیری خود را بالا ببرید و مواد درسی را به خوبی به حافظه بسپارید، در درجه نخست باید از نظر جسمی و روحی سالم باشید. از مواردی که میتواند بهشدت سلامتی شما را کاهش دهد، تغذیه نامناسب و خواب ناکافی است. برخی بر اینتصور هستند که هنگام امتحانات برای مطالعه بیشتر اصلا نباید خوابید یا خیلی کم خوابید، این امر باعث خستگی ذهنی و در نتیجه فراموشی بیشتر در مطالب خواندهشده میشود. همچنین توجه داشته باشید که افراط و تفریط در تغذیه اثرات نامطلوبی را در بر خواهد داشت. پیش از مطالعه از صرف غذاهای چرب و سنگین خودداری کنید و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه کنید چون پس از صرف غذای سنگین، بیشتر جریان خون متوجه دستگاه گوارش میشود تا به هضم و جذب غذا کمک کند و بنابراین خونرسانی به مغز کاهش مییابد و از قدرت تفکر و تمرکز کاسته میشود. بنابراین میبایست با خواب و استراحت کافی و نیز تغذیه مناسب، از لحاظ روحی و جسمی، خود را آماده امتحان کنید.
از کل به جزء بروید
قبل از شروع مطالعه، ابتدا نگاهی کلی به مطالب درسی بیندازید، صفحات را ورق بزنید، تیترها را مطالعه کنید و با دریافت اینکه هر فصل مربوط به چه موضوعی است و به چه نکاتی میپردازد شروع به مطالعه کنید. در برخی از کتابها، در پایان هر فصل سؤالاتی مطرح شده است. بهتر است، قبل از شروع به خواندن هر فصل نگاهی به سؤالات انداخته و بعد از آن، شروع به خواندن مطالب کنید. سؤالات به شما کمک میکنند که بهصورت فعال با مواد خواندنی درگیر شوید. به این ترتیب هنگام خواندن مطلب مورد نظر، میتوانید پاسخ سؤالات را نیز بیابید.
یادداشتبرداری کنید
توجه داشته باشید که خواندن، بدون یادداشتبرداری، یکی از علتهای مهم فراموشی است. سعی کنید در زمان خواندن مطالب، نکات مهم را روی کاغذ یادداشت کنید. با این کار میتوانید بعد از اینکه هر فصل را خواندید، کاغذهای یادداشت را برداشته و نکات اصلی را مرور کنید. به این ترتیب مطالب درسی بهتر در حافظهتان نگهداری میشود.
برای خود پاداشهایی در نظر بگیرید
برای اینکه خود را تشویق به درس خواندن کنید، میتوانید پاداشهای کوچکی تعیین کنید. برای مثال میتوانید بعد از اینکه فصلی از کتاب را تمام کردید، یک بستنی خورده یا موزیک مورد علاقهتان را گوش دهید.
در فاصلههای زمانی کوتاه اما پیوسته درس بخوانید
ذهن انسان در زمانهای کوتاه و مکرر بسیار متمرکزتر از زمانهای طولانی عمل میکند. بهتر است به جای یک ساعت پشت سر هم درس خواندن، آن زمان را به دو نیمساعت تقسیم کرده و در بین این دو زمان نیمساعته، حدود 10 دقیقه استراحت کنید و دوباره شروع به درس خواندن کنید. حتی میتوانید همانگونه که در بالا گفته شد در هر نیم ساعت برای خود پاداشی در نظر بگیرید. زمان استراحت به مغز فرصت جذب آموختهها را میدهد.
محیط مناسبی را برای درس خواندن در نظر بگیرید
محیط مناسب برای درس خواندن بسیار ضروری است. محیطی که شلوغ باشد و جای مناسبی برای نشستن در آن نداشته باشید، علاوه بر اینکه تمرکز شما را بر هم میزند، باعث میشود تا زود خسته شوید. همچنین دمای اتاقی که در آن درس میخوانید نیز بسیار مهم است. بهتر است دمای اتاقی که در آن درس میخوانید بیشتر از 25 درجه نباشدچراکه احتمال اینکه خواب آلوده شوید و نتوانید درس بخوانید زیاد است.
ویژگیهای جسمی و روحی خود را شناسایی کنید
اینکه عدهای سعی میکنند تا به شما بفهمانند که فقط صبح اول وقت درس بخوانید کاملاً اشتباه است. هر شخصی با توجه به ویژگیهای جسمی و روحیاش در ساعات معینی از روز بازدهی بیشتری دارد. بنابراین هر زمانی که راحت بودید و احساس کردید که یادگیریتان بیشتر است درس بخوانید؛ البته توجه داشته باشید که مطالعه در3 فرجه زمانی زیر به دلایلی که ذکر شده است، توصیه میشود.
اول صبحها: به خاطر آمادگی ذهنی بیشتر. آخر شبها: به خاطر آنکه پس از مطالعه مستقیماً به خواب میروید و مطالب مورد مطالعه کاملاً جذب مغزتان میشود. دو ساعت قبل از غروب آفتاب: بهدلیل کاهش اشعه کیهانی و افزایش تمرکز انسان. بنابراین زیاد درس خواندن مهم نیست، بلکه چگونه درس خواندن است که اهمیت دارد.
یکی از مهمترین علل در بهبود نتیجه کار، نوع و کیفیت مطالعه است. اینکه چگونه درس بخوانیم، علاوه بر اینکه باعث کاهش اضطراب میشود، باعث میشود تا میزان یادگیریمان افزایش یابد و مطالب درسی را برای مدتی طولانی به خاطر بسپاریم، آنها را به آسانی فراموش نکنیم و در نهایت اینکه به نتیجه مطلوب دستیابیم. بنابراین با توجه به توضیحات فوق، در اینجا روشهای صحیح مطالعه را برایتان بازگو میکنیم تا با رعایت آنها بتوانید نتیجهای را که در انتظار آن هستید به دست آورید.
به سلامتی خود اهمیت دهید
برای اینکه سرعت یادگیری خود را بالا ببرید و مواد درسی را به خوبی به حافظه بسپارید، در درجه نخست باید از نظر جسمی و روحی سالم باشید. از مواردی که میتواند بهشدت سلامتی شما را کاهش دهد، تغذیه نامناسب و خواب ناکافی است. برخی بر اینتصور هستند که هنگام امتحانات برای مطالعه بیشتر اصلا نباید خوابید یا خیلی کم خوابید، این امر باعث خستگی ذهنی و در نتیجه فراموشی بیشتر در مطالب خواندهشده میشود. همچنین توجه داشته باشید که افراط و تفریط در تغذیه اثرات نامطلوبی را در بر خواهد داشت. پیش از مطالعه از صرف غذاهای چرب و سنگین خودداری کنید و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه کنید چون پس از صرف غذای سنگین، بیشتر جریان خون متوجه دستگاه گوارش میشود تا به هضم و جذب غذا کمک کند و بنابراین خونرسانی به مغز کاهش مییابد و از قدرت تفکر و تمرکز کاسته میشود. بنابراین میبایست با خواب و استراحت کافی و نیز تغذیه مناسب، از لحاظ روحی و جسمی، خود را آماده امتحان کنید.
از کل به جزء بروید
قبل از شروع مطالعه، ابتدا نگاهی کلی به مطالب درسی بیندازید، صفحات را ورق بزنید، تیترها را مطالعه کنید و با دریافت اینکه هر فصل مربوط به چه موضوعی است و به چه نکاتی میپردازد شروع به مطالعه کنید. در برخی از کتابها، در پایان هر فصل سؤالاتی مطرح شده است. بهتر است، قبل از شروع به خواندن هر فصل نگاهی به سؤالات انداخته و بعد از آن، شروع به خواندن مطالب کنید. سؤالات به شما کمک میکنند که بهصورت فعال با مواد خواندنی درگیر شوید. به این ترتیب هنگام خواندن مطلب مورد نظر، میتوانید پاسخ سؤالات را نیز بیابید.
یادداشتبرداری کنید
توجه داشته باشید که خواندن، بدون یادداشتبرداری، یکی از علتهای مهم فراموشی است. سعی کنید در زمان خواندن مطالب، نکات مهم را روی کاغذ یادداشت کنید. با این کار میتوانید بعد از اینکه هر فصل را خواندید، کاغذهای یادداشت را برداشته و نکات اصلی را مرور کنید. به این ترتیب مطالب درسی بهتر در حافظهتان نگهداری میشود.
برای خود پاداشهایی در نظر بگیرید
برای اینکه خود را تشویق به درس خواندن کنید، میتوانید پاداشهای کوچکی تعیین کنید. برای مثال میتوانید بعد از اینکه فصلی از کتاب را تمام کردید، یک بستنی خورده یا موزیک مورد علاقهتان را گوش دهید.
در فاصلههای زمانی کوتاه اما پیوسته درس بخوانید
ذهن انسان در زمانهای کوتاه و مکرر بسیار متمرکزتر از زمانهای طولانی عمل میکند. بهتر است به جای یک ساعت پشت سر هم درس خواندن، آن زمان را به دو نیمساعت تقسیم کرده و در بین این دو زمان نیمساعته، حدود 10 دقیقه استراحت کنید و دوباره شروع به درس خواندن کنید. حتی میتوانید همانگونه که در بالا گفته شد در هر نیم ساعت برای خود پاداشی در نظر بگیرید. زمان استراحت به مغز فرصت جذب آموختهها را میدهد.
محیط مناسبی را برای درس خواندن در نظر بگیرید
محیط مناسب برای درس خواندن بسیار ضروری است. محیطی که شلوغ باشد و جای مناسبی برای نشستن در آن نداشته باشید، علاوه بر اینکه تمرکز شما را بر هم میزند، باعث میشود تا زود خسته شوید. همچنین دمای اتاقی که در آن درس میخوانید نیز بسیار مهم است. بهتر است دمای اتاقی که در آن درس میخوانید بیشتر از 25 درجه نباشدچراکه احتمال اینکه خواب آلوده شوید و نتوانید درس بخوانید زیاد است.
ویژگیهای جسمی و روحی خود را شناسایی کنید
اینکه عدهای سعی میکنند تا به شما بفهمانند که فقط صبح اول وقت درس بخوانید کاملاً اشتباه است. هر شخصی با توجه به ویژگیهای جسمی و روحیاش در ساعات معینی از روز بازدهی بیشتری دارد. بنابراین هر زمانی که راحت بودید و احساس کردید که یادگیریتان بیشتر است درس بخوانید؛ البته توجه داشته باشید که مطالعه در3 فرجه زمانی زیر به دلایلی که ذکر شده است، توصیه میشود.
اول صبحها: به خاطر آمادگی ذهنی بیشتر. آخر شبها: به خاطر آنکه پس از مطالعه مستقیماً به خواب میروید و مطالب مورد مطالعه کاملاً جذب مغزتان میشود. دو ساعت قبل از غروب آفتاب: بهدلیل کاهش اشعه کیهانی و افزایش تمرکز انسان. بنابراین زیاد درس خواندن مهم نیست، بلکه چگونه درس خواندن است که اهمیت دارد.
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 9:40 توسط بی نام ترین نام
|