پشت پا به او که قالتان گذاشت
برای شمایی که در حال خواندن این مقاله هستید یا قبلا اتفاق افتاده یا ممکن است در آینده بیفتد که در یک ارتباط عاشقانه به بن بست بر خورد کنید. و همیشه قدم بعدی یک توقف، آغاز جدید است.
این افراد برای یک شروع جدید، احتیاج به فراموشی اتفاقهای قدیم و قبلی دارند. شکل گیری یک رابطه جدید عاطفی در حالی که هنوز از اثرات رابطه قبلی رنج میبرید، اشتباه محض است. جالب است که بدانید در یک تحقیقات جدید علمی ثابت شده است که وقتی دچار شکست یا سرخوردگی عاطفی می شوید، قسمتی از مغز فعال میشود که در مقابل هیچ گونه محرک دیگر واکنش نشان نمیدهد. و این میتواند به این ربط داشته باشد که گاهی درد ناشی از نپذیرفته شدن ممکن است بهبود نیابد! پس با این درد «نا درمان» چه میشود کرد؟
میشود آن را تبدیل کرد به یک فیلم ماندنی و هر از گاهی به عقب فلش بکش کرد. میشود آنالیزش کرد و اشتباهات را پیدا کرد. میشود آن را تبدیل به یک داستان تلخ رمانتیک کرد و برای کسانی که دچار موقعیت مشترک میشوند بازگویش کرد.
اما آنچه که نباید با آن کرد: این که همیشه سر دلتان بماند و از گوشه کنار مغزتان پاک نشود. این که مدام مرورش کنید و تقصیرها ر ا با متانت کامل برعهده بگیرید. و این که اثر معجزهآسای «زمان» را فراموش کنید. درد سرخوردگی تنها دردی است که با گذشت زمان بدتر نمیشود!
با کمی صبر و کمی هم تفکر دوباره خودتان خواهید شد. فقط کافی است که به آن کمی زمان بدهید.
تلفن ممنوع! ناگهانی سر کار یا دم در منزلش رفتن ممنوع! به دوستانش تلفن زدن به منظور خبر گرفتن از او ممنوع! اگر به هر دلیلی مجبور شدید که با او تماس بگیرید، تماس باید کوتاه، مختصر، و سر راست باشد. میدانید خوبی ماجرا در چیست؟ این کار نه تنها به شما در «پاکسازی» کمک میکند،باعث میشود کمی او به خاطر عدم توجه شما «دیوانه» شود!
حالا بلند شوید و جلوی آینه بروید، و همینها را تمرین کنید.
به جای افسوس خوردن این که چرا رابطه شما بهم خورده است و تمام تقصیرها را سر خود بگذارید، یک کار دیگر بکنید و آن این است که با آن که ممکن است تمام تقصیرها از او نباشد، اما برای این قسمت «روح زدایی»، سعی کنید که او را مقصر بدانید تا بتوانید زودتر فراموشش کنید.
تا زمانی که شما خود را برای وقایع اتفاق افتاده سرزنش میکنید، نمی توانید به طور کامل او را از ذهن خود بیرون بیندازید. از ما بشنوید: کمی بی منطقی در این جا واجب است!
هر کاری میتوانید بکنید که عصبانیت شما از او به حد زیادی برسید. آن جاست که شما به راحتی حتی حاضر نخواهید بود که اسمش را بیاورید چه برسد به اینکه به او فکر کنید.
شما مسئولیت کامل برای ناراحتی، خوشحالی و خوشبختی خود دارید.
سعی کنید این طرز تفکر را در خود پرورش دهید چرا که در تمام مراحل زندگی برای شما مفید خواهد بود.
این افراد برای یک شروع جدید، احتیاج به فراموشی اتفاقهای قدیم و قبلی دارند. شکل گیری یک رابطه جدید عاطفی در حالی که هنوز از اثرات رابطه قبلی رنج میبرید، اشتباه محض است. جالب است که بدانید در یک تحقیقات جدید علمی ثابت شده است که وقتی دچار شکست یا سرخوردگی عاطفی می شوید، قسمتی از مغز فعال میشود که در مقابل هیچ گونه محرک دیگر واکنش نشان نمیدهد. و این میتواند به این ربط داشته باشد که گاهی درد ناشی از نپذیرفته شدن ممکن است بهبود نیابد! پس با این درد «نا درمان» چه میشود کرد؟
میشود آن را تبدیل کرد به یک فیلم ماندنی و هر از گاهی به عقب فلش بکش کرد. میشود آنالیزش کرد و اشتباهات را پیدا کرد. میشود آن را تبدیل به یک داستان تلخ رمانتیک کرد و برای کسانی که دچار موقعیت مشترک میشوند بازگویش کرد.
اما آنچه که نباید با آن کرد: این که همیشه سر دلتان بماند و از گوشه کنار مغزتان پاک نشود. این که مدام مرورش کنید و تقصیرها ر ا با متانت کامل برعهده بگیرید. و این که اثر معجزهآسای «زمان» را فراموش کنید. درد سرخوردگی تنها دردی است که با گذشت زمان بدتر نمیشود!
روزهای اول؛ مقابله با عادت
به اولین روز «خود ساختگی» خوش آمدید. میدانیم که درد زیادی روی دل شما سنگینی میکند
- روز اول:
با کمی صبر و کمی هم تفکر دوباره خودتان خواهید شد. فقط کافی است که به آن کمی زمان بدهید.
- روز دوم:
- روز سوم:
تلفن ممنوع! ناگهانی سر کار یا دم در منزلش رفتن ممنوع! به دوستانش تلفن زدن به منظور خبر گرفتن از او ممنوع! اگر به هر دلیلی مجبور شدید که با او تماس بگیرید، تماس باید کوتاه، مختصر، و سر راست باشد. میدانید خوبی ماجرا در چیست؟ این کار نه تنها به شما در «پاکسازی» کمک میکند،باعث میشود کمی او به خاطر عدم توجه شما «دیوانه» شود!
- روز چهارم:
- روز پنجم:
- روز ششم:
- روز هفتم:
یک هفته گذشت و نمردید!
بله واقعا راحت نیست، اما باید تمرین کرد و تن به سختی داد... پیروزی نزدیک است
بله واقعا راحت نیست، اما باید تمرین کرد و تن به سختی داد... پیروزی نزدیک است
- روز هشتم:
- روز نهم:
- روز دهم:
- روز یازدهم:
- روز دوازدهم:
- روز سیزدهم:
اعتماد به نفس باز می گردد
تبریک می گوییم، باید به خودتان پاداش بدهید...
تبریک می گوییم، باید به خودتان پاداش بدهید...
- روز چهاردهم:
- روز پانزدهم:
حالا بلند شوید و جلوی آینه بروید، و همینها را تمرین کنید.
- روز شانزدهم:
- روز هفدهم:
- روز هجدهم:
- روز نوزدهم:
- روز بیستم:
- روز بیست و یکم:
- روز بیست و دوم:
به جای افسوس خوردن این که چرا رابطه شما بهم خورده است و تمام تقصیرها را سر خود بگذارید، یک کار دیگر بکنید و آن این است که با آن که ممکن است تمام تقصیرها از او نباشد، اما برای این قسمت «روح زدایی»، سعی کنید که او را مقصر بدانید تا بتوانید زودتر فراموشش کنید.
تا زمانی که شما خود را برای وقایع اتفاق افتاده سرزنش میکنید، نمی توانید به طور کامل او را از ذهن خود بیرون بیندازید. از ما بشنوید: کمی بی منطقی در این جا واجب است!
هر کاری میتوانید بکنید که عصبانیت شما از او به حد زیادی برسید. آن جاست که شما به راحتی حتی حاضر نخواهید بود که اسمش را بیاورید چه برسد به اینکه به او فکر کنید.
- روز بیست و سوم:
شما مسئولیت کامل برای ناراحتی، خوشحالی و خوشبختی خود دارید.
سعی کنید این طرز تفکر را در خود پرورش دهید چرا که در تمام مراحل زندگی برای شما مفید خواهد بود.
خیلی زود به آخرش رسیدیم
شما از شر یادآوری خلاص شدهاید...
شما از شر یادآوری خلاص شدهاید...
- روز بیست و چهارم:
وقتي يك خانم دائما دور و بر آقا بچرخد يا به او بچسبد، نخستين موضوعي كه به ذهن آقا ميرسد اين است كه همسرش بهشدت آدم نيازمندي است. بسياري از خانمها در جلسات مشاوره از اين موضوع ناراحتند كه چرا نميتوانند خودشان را كنترل كرده و اينقدر به آقا نچسبيده و به او اجازه دهند به حال خودش باشد! اين احساس نيازمندي باعث ميشود خانم روز به روز بيشتر آسيب ببيند و احساس بدي داشته باشد چون همسرش نميتواند تمام توجهش را صرفا به او معطوف كند و در نتيجه خانم احساس ميكند نيازش برطرف نشده و به عبارتي طرد شده است.
ونوسيها يا همان زنان، موجوداتي خونگرم و حساس هستند. دنياي آنها حول محور ارتباطات، مكالمه و گفتوگو ميچرخد. وقتي پاي عشق به ميان ميآيد شوهر آنها محور اصلي قرار ميگيرد؛ به همين دليل از هر فرصتي استفاده ميكنند تا اوقاتشان را با او سپري كنند و بيشتر از هركسي او را ببينند. خانمها احساس ميكنند وقتي بيشتر يا حتي تمام وقت خود را با آنها سپري ميكنند در اصل اين فرصت را بهدست ميآورند كه با شوهرشان ارتباط بيشتري برقرار كرده و براي مكالمه و گفتوگو با او وقت كافي پيدا كنند. در اين بين خانمها ميتوانند تمام نيازهاي زنانهشان را از شوهرش دريافت كنند: «شوهرش به او توجه ميكند، دركش ميكند، به او احترام ميگذارد، وقتش را با خانم سپري ميكند، مورد تاييد شوهر قرار ميگيرد و در جريانات زندگي شوهرش به او اطمينان خاطر ميدهد.»
اما چرا بيتوجهي مردان به همسرشان باعث اين همه ناراحتي و تنهايي در خانم ميشود؟ آيا آقايان هم مثل خانمها دوست ندارند بيشتر وقتشان را با آنها بگذرانند؟ و مهمترين موضوع اينكه چگونه خانم ميتواند اين نياز را در خود برطرف كند؛ بدون آنكه نيازمند بهنظر برسد؟ با توجه به نظريه من اكثر آقايان و خانمها طرز تفكري كاملا متفاوت از هم دارند. اين تشبيه بهترين توصيف است: «مردان از سياره مريخ هستند و زنان از سياره ونوس!» يعني 2 سياره كاملا جدا و بيارتباط از هم! به همين دليل سبك و روش ارتباطي آنها كاملا با هم فرق ميكند. به عبارتي تفاوت فرهنگي زن و مرد بسيار زياد است؛ تفاوت فرهنگ ونوسي و فرهنگ مريخي. البته روي اين موضوع بايد تاكيد كرد كه اگرچه اين دو جنس مخالف چنين فرهنگ ارتباطي متفاوتي دارند اما نميتوان گفت تمام زنان و مردان دنيا دقيقا از قوانين مريخي و ونوسي تبعيت ميكنند.
مريخيها يا همان آقايان هم از اينكه وقتشان را با همسرشان بگذرانند لذت ميبرند اما نكته مهم در آقايان اين است كه اگر دائما با همسرشان باشند، نياز به صميميت در آنها برطرف نميشود. آقايان بيشتر از اينكه روي ارتباطات تمركز كنند، روي عملكرد و رفتار تاكيد داشته و در اين رابطه بيشتر تلاش ميكنند. خانمها تمايل و علاقه شديد دارند كه ارتباطات خود با شوهرشان را مورد تجزيه و تحليل دقيق قرار بدهند و تمام وقتي را كه با او سپري ميكنند صرف بالا و پايين كردن اين جزئيات ارتباطي كنند اما آقايان براي آنكه مطمئن شوند همه چيز خوب پيش ميرود لازم نميدانند دوباره تمام كلمات و عبارات رد و بدل شده را مرور كنند يا تمام جزئيات را مورد ارزيابي و بررسي قرار دهند. در عوض آقايان روي وظايف و كارهاي بعدي كه بايد انجام دهند تمركز ميكنند. به عبارت ديگر آقايان بيشتر سعي ميكنند كاري انجام دهند كه كليت رابطه زناشويي را بهتر كند و در كل شادي و آرامش را براي همسرشان به همراه داشته باشد.
وقتي آقا روي موضوعي كار ميكند كه نتيجه آن ايجاد رضايت و خوشحالي در همسرش است، هر عاملي كه نگذارد او به هدفش برسد، برايش يك مانع محسوب ميشود. گاهي وقتها خانم براي برقراري ارتباط تلاش ميكند، اين خود، براي آقا يك مانع و عامل حواسپرتي محسوب ميشود. وقتي خانم ميگويد كه شاد نيست، آقا سعي ميكند مشكل او را حل كند تا خانم دوباره احساس شادي كند. اين در حالي است كه اكثر مواقع خانم نميخواهد كسي مشكل او را حل كند بلكه فقط ميخواهد يك گوش شنوا پيدا شود تا با او همدردي كند. وقتي در اين شرايط خانم از ارائه راهحل توسط آقا ناراحت ميشود، آقا هم حس ميكند همسرش به او و اقداماتش اعتماد ندارد. حتي به اين باور ميرسد كه پيشنهادات و راهكارهايش براي شاد كردن خانم كافي نبوده است. گاهي خانم از يك روز كاري بسيار بد شاكي است اما همسرش فكر ميكند مسئول ناراحتي خانم است، چون نتوانسته حال او را بهتركند و شادي را به او برگرداند. وقتي بارها و بارها اين اتفاق تكرار شود، آقا به اين نتيجه ميرسد كه خواستههاي خانم وراي توان اوست و هيچوقت نميتواند شوهر خوبي برايش باشد و همين موضوع باعث دلسردي مرد ميشود. وقتي مردها حس كنند ديگر مورد اعتماد نيستند، ناراحت شده و بهم ميريزند.
برعكس خانمها كه در مورد مشكلاتشان صحبت ميكنند آقايان ترجيح ميدهند ساكت بوده و مسائل را در ذهنشان مرور كنند تا راهحلي پيدا شود. در اين شرايط خانم حس ميكند اتفاقي افتاده و پافشاري ميكند تا علت ناراحتي را از همسرش جويا شود. به اين ترتيب وقتي خانم هم از مسئلهاي ناراحت ميشود دلش ميخواهد آقا هم عينا همين كار را انجام دهد اما اكثر خانمها نميدانند، اگر به همسرشان فرصت و فضاي كافي بدهند، او خودش مسئله بهوجود آمده را حل و فصل ميكند و هرچه زودتر به سمت همسرش برميگردد. ادامه اين حالت باعث ميشود خانم حس كند كه شوهرش ديگر به او تعلق ندارد و نگران ميشود كه مبادا ديگر آقا به او و ادامه زندگي مشترك علاقه نداشته باشد. به اين ترتيب براي اينكه به شوهرش ثابت كند هنوز از او حمايت كرده و دوستش دارد، بيشتر به او ميچسبد. در نهايت مرد صبر و حوصلهاش را از دست ميدهد و حتي ممكن است، براي هميشه (!) خانم را ترك كند تا بتواند نفس بكشد!
در شرايطي كه آقا ناراحت است، اگر خانم او را مجبور به صحبت كردن كند، نتيجهاي بجز عصبانيت آقا به همراه نخواهد داشت. وقتي خانم شروع به پرسيدن سوالات متعدد ميكند اگرچه تمام اين اقدامات دال بر عشق و خيرخواهي به آقاست اما براي يك مرد اين رفتار حكم بازجويي را دارد. در نتيجه آقا به كلي خاموش و سرد ميشود؛ درست مثل اينكه يك وسيله برقي را از برق بكشيم! در اين مرحله يك حلقه معيوب شكل ميگيرد؛ هرچه خانم بيشتر سعي ميكند ارتباط برقرار كند، آقا خاموش و خاموشتر ميشود.
وقتي آقا براي نفس كشيدن خانم را ترك ميكند، اين اتفاق براي خانم يك توفان عاطفي محسوب ميشود. خانم احساس ميكند، طرد شده و بايد از اين اوضاع بگريزد و به سمت شرايطي رانده ميشود كه به آن «قعر چاه عاطفي» ميگويند. در قعر چاه تنها نردباني كه ميتواند خانم را از چاه بيرون بياورد، گفتوگوي كلامي است. اگر در اين شرايط شوهرش در دسترس نباشد، خانم مجبور ميشود راه حلهاي ديگري براي خود پيدا كند.
بهجاي آنكه دائما دنبال اين باشيد شوهرتان از شما حمايت كند، بهدنبال فردي مناسب باشيد تا بتوانيد در شرايط سخت و حين مشكلات با او گفتوگو كنيد و او نيز از اين موضوع استقبال كند. دوستان صميمي يا خانواده و بستگان حتما از اين موضوع استقبال كرده و شنونده درددلهاي شما خواهند شد. با اين كار از فشاري كه بر دوش شوهر است، كم كرده و خودتان با تخليه عواطف منفي ناشي از مشكل بهوجود آمده، احساس بهتري پيدا ميكنيد. صحبت با يك مشاور هم راهحل بسيار خوبي است چون به شما ديدگاه كافي ميدهد تا بدانيد پشت پرده ترسهايتان چيست و چرا درمانده و كلافه هستيد. در مرحله بعد به شما كمك ميكند برنامهاي عملي بريزيد. براي هر خانمي ضروري است تا بهترين راهحلهاي تعامل با مردان را بشناسد. سادهترين تفاوتي كه بايد بشناسيد اين است كه بين ايجاد مهلت براي ادامه زندگي زناشويي و طلاق و جدايي، افتراق قائل شويد و بدانيد از چه راهي ميتوان مانع حركت به سمت طلاق شد.
نمونهاي از برنامههاي عملي و كاربردي كه به خانمها پيشنهاد ميشود به اين شرح است:
1. ساير افراد حامي را شناسايي كنيد.
2. عواطف و احساسات دردناك را تخليه كنيد
3. وقتي آقا در دسترس نيست يا ميخواهد تنها باشد تا افكارش را جمع و جور كند راهحلهاي ديگري براي شاد كردن خود پيدا كنيد.
4. قدرت تشخيص پيدا كنيد كه آيا وقت برقراري ارتباط مجدد و گفتوگو با همسر
فرا رسيده است يا خير!
يادتان باشد داشتن يك زندگي عاشقانه اگرچه بسيار چالشبرانگيز است اما غيرممكن نيست.
دنياي خانمها چگونه است؟
ونوسيها يا همان زنان، موجوداتي خونگرم و حساس هستند. دنياي آنها حول محور ارتباطات، مكالمه و گفتوگو ميچرخد. وقتي پاي عشق به ميان ميآيد شوهر آنها محور اصلي قرار ميگيرد؛ به همين دليل از هر فرصتي استفاده ميكنند تا اوقاتشان را با او سپري كنند و بيشتر از هركسي او را ببينند. خانمها احساس ميكنند وقتي بيشتر يا حتي تمام وقت خود را با آنها سپري ميكنند در اصل اين فرصت را بهدست ميآورند كه با شوهرشان ارتباط بيشتري برقرار كرده و براي مكالمه و گفتوگو با او وقت كافي پيدا كنند. در اين بين خانمها ميتوانند تمام نيازهاي زنانهشان را از شوهرش دريافت كنند: «شوهرش به او توجه ميكند، دركش ميكند، به او احترام ميگذارد، وقتش را با خانم سپري ميكند، مورد تاييد شوهر قرار ميگيرد و در جريانات زندگي شوهرش به او اطمينان خاطر ميدهد.»
نياز خانم ؛ دردسر آقا!
اما چرا بيتوجهي مردان به همسرشان باعث اين همه ناراحتي و تنهايي در خانم ميشود؟ آيا آقايان هم مثل خانمها دوست ندارند بيشتر وقتشان را با آنها بگذرانند؟ و مهمترين موضوع اينكه چگونه خانم ميتواند اين نياز را در خود برطرف كند؛ بدون آنكه نيازمند بهنظر برسد؟ با توجه به نظريه من اكثر آقايان و خانمها طرز تفكري كاملا متفاوت از هم دارند. اين تشبيه بهترين توصيف است: «مردان از سياره مريخ هستند و زنان از سياره ونوس!» يعني 2 سياره كاملا جدا و بيارتباط از هم! به همين دليل سبك و روش ارتباطي آنها كاملا با هم فرق ميكند. به عبارتي تفاوت فرهنگي زن و مرد بسيار زياد است؛ تفاوت فرهنگ ونوسي و فرهنگ مريخي. البته روي اين موضوع بايد تاكيد كرد كه اگرچه اين دو جنس مخالف چنين فرهنگ ارتباطي متفاوتي دارند اما نميتوان گفت تمام زنان و مردان دنيا دقيقا از قوانين مريخي و ونوسي تبعيت ميكنند.
مردان چگونه فكر ميكنند؟
مريخيها يا همان آقايان هم از اينكه وقتشان را با همسرشان بگذرانند لذت ميبرند اما نكته مهم در آقايان اين است كه اگر دائما با همسرشان باشند، نياز به صميميت در آنها برطرف نميشود. آقايان بيشتر از اينكه روي ارتباطات تمركز كنند، روي عملكرد و رفتار تاكيد داشته و در اين رابطه بيشتر تلاش ميكنند. خانمها تمايل و علاقه شديد دارند كه ارتباطات خود با شوهرشان را مورد تجزيه و تحليل دقيق قرار بدهند و تمام وقتي را كه با او سپري ميكنند صرف بالا و پايين كردن اين جزئيات ارتباطي كنند اما آقايان براي آنكه مطمئن شوند همه چيز خوب پيش ميرود لازم نميدانند دوباره تمام كلمات و عبارات رد و بدل شده را مرور كنند يا تمام جزئيات را مورد ارزيابي و بررسي قرار دهند. در عوض آقايان روي وظايف و كارهاي بعدي كه بايد انجام دهند تمركز ميكنند. به عبارت ديگر آقايان بيشتر سعي ميكنند كاري انجام دهند كه كليت رابطه زناشويي را بهتر كند و در كل شادي و آرامش را براي همسرشان به همراه داشته باشد.
نکته : خانم مايل است به همسرش كمك كند تا او احساس بهتري پيدا كند و فكر ميكند اگر شوهرش در اين مورد صحبت كند، تسكين پيدا ميكند. اينجاست كه زوجهاي جوان بايد نكته اساسي در اين زمينه را بدانند؛ روش برخورد زنان و مردان با مشكلات كاملا متفاوت است
وقتي سيارات بههم برخورد ميكنند!
وقتي آقا روي موضوعي كار ميكند كه نتيجه آن ايجاد رضايت و خوشحالي در همسرش است، هر عاملي كه نگذارد او به هدفش برسد، برايش يك مانع محسوب ميشود. گاهي وقتها خانم براي برقراري ارتباط تلاش ميكند، اين خود، براي آقا يك مانع و عامل حواسپرتي محسوب ميشود. وقتي خانم ميگويد كه شاد نيست، آقا سعي ميكند مشكل او را حل كند تا خانم دوباره احساس شادي كند. اين در حالي است كه اكثر مواقع خانم نميخواهد كسي مشكل او را حل كند بلكه فقط ميخواهد يك گوش شنوا پيدا شود تا با او همدردي كند. وقتي در اين شرايط خانم از ارائه راهحل توسط آقا ناراحت ميشود، آقا هم حس ميكند همسرش به او و اقداماتش اعتماد ندارد. حتي به اين باور ميرسد كه پيشنهادات و راهكارهايش براي شاد كردن خانم كافي نبوده است. گاهي خانم از يك روز كاري بسيار بد شاكي است اما همسرش فكر ميكند مسئول ناراحتي خانم است، چون نتوانسته حال او را بهتركند و شادي را به او برگرداند. وقتي بارها و بارها اين اتفاق تكرار شود، آقا به اين نتيجه ميرسد كه خواستههاي خانم وراي توان اوست و هيچوقت نميتواند شوهر خوبي برايش باشد و همين موضوع باعث دلسردي مرد ميشود. وقتي مردها حس كنند ديگر مورد اعتماد نيستند، ناراحت شده و بهم ميريزند.
آقايان چگونه مشكلات را حل ميكنند؟
برعكس خانمها كه در مورد مشكلاتشان صحبت ميكنند آقايان ترجيح ميدهند ساكت بوده و مسائل را در ذهنشان مرور كنند تا راهحلي پيدا شود. در اين شرايط خانم حس ميكند اتفاقي افتاده و پافشاري ميكند تا علت ناراحتي را از همسرش جويا شود. به اين ترتيب وقتي خانم هم از مسئلهاي ناراحت ميشود دلش ميخواهد آقا هم عينا همين كار را انجام دهد اما اكثر خانمها نميدانند، اگر به همسرشان فرصت و فضاي كافي بدهند، او خودش مسئله بهوجود آمده را حل و فصل ميكند و هرچه زودتر به سمت همسرش برميگردد. ادامه اين حالت باعث ميشود خانم حس كند كه شوهرش ديگر به او تعلق ندارد و نگران ميشود كه مبادا ديگر آقا به او و ادامه زندگي مشترك علاقه نداشته باشد. به اين ترتيب براي اينكه به شوهرش ثابت كند هنوز از او حمايت كرده و دوستش دارد، بيشتر به او ميچسبد. در نهايت مرد صبر و حوصلهاش را از دست ميدهد و حتي ممكن است، براي هميشه (!) خانم را ترك كند تا بتواند نفس بكشد!
چه زماني آقايان سرد ميشوند؟
در شرايطي كه آقا ناراحت است، اگر خانم او را مجبور به صحبت كردن كند، نتيجهاي بجز عصبانيت آقا به همراه نخواهد داشت. وقتي خانم شروع به پرسيدن سوالات متعدد ميكند اگرچه تمام اين اقدامات دال بر عشق و خيرخواهي به آقاست اما براي يك مرد اين رفتار حكم بازجويي را دارد. در نتيجه آقا به كلي خاموش و سرد ميشود؛ درست مثل اينكه يك وسيله برقي را از برق بكشيم! در اين مرحله يك حلقه معيوب شكل ميگيرد؛ هرچه خانم بيشتر سعي ميكند ارتباط برقرار كند، آقا خاموش و خاموشتر ميشود.
وقتي خانمها به چاه عاطفي ميافتند
وقتي آقا براي نفس كشيدن خانم را ترك ميكند، اين اتفاق براي خانم يك توفان عاطفي محسوب ميشود. خانم احساس ميكند، طرد شده و بايد از اين اوضاع بگريزد و به سمت شرايطي رانده ميشود كه به آن «قعر چاه عاطفي» ميگويند. در قعر چاه تنها نردباني كه ميتواند خانم را از چاه بيرون بياورد، گفتوگوي كلامي است. اگر در اين شرايط شوهرش در دسترس نباشد، خانم مجبور ميشود راه حلهاي ديگري براي خود پيدا كند.
راهحلهاي ونوسيچيست؟
بهجاي آنكه دائما دنبال اين باشيد شوهرتان از شما حمايت كند، بهدنبال فردي مناسب باشيد تا بتوانيد در شرايط سخت و حين مشكلات با او گفتوگو كنيد و او نيز از اين موضوع استقبال كند. دوستان صميمي يا خانواده و بستگان حتما از اين موضوع استقبال كرده و شنونده درددلهاي شما خواهند شد. با اين كار از فشاري كه بر دوش شوهر است، كم كرده و خودتان با تخليه عواطف منفي ناشي از مشكل بهوجود آمده، احساس بهتري پيدا ميكنيد. صحبت با يك مشاور هم راهحل بسيار خوبي است چون به شما ديدگاه كافي ميدهد تا بدانيد پشت پرده ترسهايتان چيست و چرا درمانده و كلافه هستيد. در مرحله بعد به شما كمك ميكند برنامهاي عملي بريزيد. براي هر خانمي ضروري است تا بهترين راهحلهاي تعامل با مردان را بشناسد. سادهترين تفاوتي كه بايد بشناسيد اين است كه بين ايجاد مهلت براي ادامه زندگي زناشويي و طلاق و جدايي، افتراق قائل شويد و بدانيد از چه راهي ميتوان مانع حركت به سمت طلاق شد.
نمونهاي از برنامههاي عملي و كاربردي كه به خانمها پيشنهاد ميشود به اين شرح است:
1. ساير افراد حامي را شناسايي كنيد.
2. عواطف و احساسات دردناك را تخليه كنيد
3. وقتي آقا در دسترس نيست يا ميخواهد تنها باشد تا افكارش را جمع و جور كند راهحلهاي ديگري براي شاد كردن خود پيدا كنيد.
4. قدرت تشخيص پيدا كنيد كه آيا وقت برقراري ارتباط مجدد و گفتوگو با همسر
فرا رسيده است يا خير!
يادتان باشد داشتن يك زندگي عاشقانه اگرچه بسيار چالشبرانگيز است اما غيرممكن نيست.
پس انداز پول و پس انداز عشق
بعد از دوران رویایی نامزدی و عروسی، وقتی سر خانه و زندگی می روید کم کم متوجه می شوید که دیگر عشق کافی نیست و امورات دیگری هم باید مورد توجه قرار گیرد که مهم ترین اش مسائل اقتصادی است. با اوضاع اقتصادی و درآمدهای بخور و نمیر امروز سخت است که همسران با دیدگاه های متفاوت نسبت به مسائل اقتصادی، سعی کنند تا در آخر هر ماه پس اندازی هم کنار بگذارند. ماجرا وقتی پیچیده تر می شود که پول کم بیاید. همین به اعتقاد خیلی ها شروع بسیاری از دعواهای زن و شوهری است. حالا چه کنیم تا خیال مان از مسائل اقتصادی، کمی راحت باشد. نمی گوییم کامل راحت باشد که امکان پذیر نیست. اگر چنین مشکلی دارید، پرونده ای که در ادامه می خوانید، به کارتان می آید.
مقابله با علت اصلی خیلی از دعواها در خانه
هرگز اجازه ندهید که پول رابطه زناشویی شما را خراب کند. این راهکارهای مفید اقتصادی برای زوجین نه تنها شما را در پس انداز پول های تان کمک می کند و قرض های شما را کاهش می دهد بلکه می تواند به دوام زندگی احساسی شما هم کمک شایانی کند، اما در عین حال همواره به یاد داشته باشید که پول هیچ گاه موجب خوشبختی شما نخواهد شد. شما می توانید با پول صاحب چیزهای زیادی شوید ولی فقط خودتان می توانید خودتان را خوشبخت کنید. یک رابطه خوب احساسی می تواند در درازمدت در خوشبختی شما سهم زیادی ایفا کند. اگر شما درگیر مسایل مالی و قرض های فراوان خود هستید و این موضوع روی رابطه احساسی شما تأثیر می گذارد، می توانید از این راهکارها برای بهبود شرایط مالی در رابطه زناشویی خود استفاده زیادی بکنید. زندگی کردن در کنار هم به معنای ساختن آینده ای مشترک است. این چند نکته را برای پس انداز کردن در رابطه زناشویی خود فراموش نکنید.
1. تصمیمات لازم در مورد مسایل مالی را با هم بگیرید. اما اگر در رابطه زناشویی شما، معمولاً مرد در مورد مسایل مربوط به سرمایه گذاری تصمیم می گیرد و باید قبوض مختلف را پرداخت کند، پس بهتر است تصمیم گیری در این گونه موارد را به مرد سپرده و به تصمیمات او احترام بگذارید. البته مسلماً زن خانواده هم باید در مورد همه پرداخت ها و سرمایه گذاری های انجام شده مطلع باشد. گفت وگو و مشورت در این گونه موارد بهترین راه ممکن خواهد بود. البته اگر این گفت وگو با هدف تحمیل نظر یک طرف به شخص دیگر همراه نشود.
2. در مورد پس انداز و عادت های گوناگون خود در خرج کردن پول تان صادق باشید. مشکلات مالی در روابط زوجین، زمانی که هر دو نفر در مورد خرج پول خود به دیگری دروغ می گویند و هزینه های گوناگون را از یکدیگر پنهان می کنند یا از صحبت کردن در مورد قرض های خود اجتناب می ورزند، از هر چیزی بدتر است. دروغ گفتن در مورد پول در روابط احساسی افراد تأثیر مستقیم می گذارد و سبب می شود آنها از نظر مالی، روحی و حتی احساسی هم به یکدیگر مقروض باشند. تا جایی که امکان دارد در مورد عادت های پول خرج کردن خود صادق باشید. این موضوع سبب خواهد شد که شما پول و احساس خود را در درازمدت حفظ و پس انداز کنید. با اینکه اعتراف به عادت های خرج کردن در درازمدت می تواند دردناک باشد.
3. کاری کنید که هر دو نفر از میزان درآمدها و بودجه لازم برای خرج های خانه مطلع باشند. فهم شرایط مالی برای هر دو نفر زوجین از اهمیت زیادی برخوردار است. این بدین معناست که هر دو نفر می توانند در تهیه بودجه لازم برای خرج های زندگی سهیم شوند و از ولخرجی و ریخت و پاش های غیرضروری اجتناب ورزند. در این شرایط آنها می توانند برای پروژه های اقتصادی دیگر در آینده برنامه ریزی کنند و روی اولویت های اقتصادی توافق داشته باشند. هر دو طرف باید در مورد مسایل مالی تصمیم گیری کنند تا بتوانند با پس انداز مالی مناسب، شرایط اقتصادی زندگی خویش را بهبود بخشند.
4. کارت و حساب های بانکی خود را از هم جدا کنید. سعی کنید کارت های خود را به نام خود داشته باشید و بگذارید که به خاطر وام و مسایل دیگر به بانک مقروض بمانید. حساب های بانکی خود و همسرتان را جدا و به اسم های خودتان نگه دارید. برخی از کارشناسان اقتصادی توصیه می کنند که زوجین به منظور پرداخت قبوض خانه حساب مشترکی داشته باشند که هر دو به آسانی به آن دسترسی داشته باشند. این موضوع کمک می کند که زوجین میزان بدهی های خود را کاهش دهند. چون در این صورت هر دو آنها به طور جداگانه و با هم مسوول آینده اقتصادی زندگی خویش خواهند بود.
5. تصمیمات اقتصادی خود را با دقت اتخاذ کنید. هر زوجی باید در مورد اینکه یکی از آنها در خانه با فرزندان می ماند و چگونه این موضوع روی توانایی های آنها برای پرداخت هر چه سریع تر هزینه های زندگی و پس انداز پول برای آینده تأثیر می گذارد، تصمیمی جدی بگیرد رها کردن شغل تصمیم مهمی است. این موضوع روی درآمد کل خانه، هزینه های مربوط به بیمه و مسایل اقتصادی دیگر تأثیر می گذارد. در خانه و کنار فرزندان ماندن هم عواقب دیگری در پی خواهد داشت. به خصوص که خیلی از مردم ارزش روانی و حرفه ای خاصی در کار روزانه و خروج از خانه پیدا می کنند. پرداخت هزینه های زندگی و سالم بودن به عنوان یک زوج فقط به پول کافی درآوردن و پس انداز کردن برای آینده محدود نمی شود. این موضوع هم چنین به اتخاذ تصمیمات مالی هوشمندانه ای که در آینده جایی برای افسوس باقی نگذارند، ربط پیدا می کند.
6. خرید یا اجاره یک خانه با یکدیگر. اگر شما و شریک زندگی تان با یکدیگر خانه ای خریده یا اجاره کرده باشید، در واقع هزینه های زندگی خود را به نصف کاهش داده اید به خصوص در زمان اجازه یک خانه یا آپارتمان، با این کار می توانید برای پرداخت هزینه قبوض، بیمه، مالیات و هزینه های دیگر پول کافی پس انداز کنید. با توجه به افزایش قابل توجه قیمت خانه، خریدن یک خانه به تنهایی بدین معناست که افراد از توانایی های مالی زیادی برخوردار هستند. اما شریک شدن در منابع مالی (شامل همه پس اندازها و درآمدتان) و خرید یک خانه هر چند کوچک نه تنها به شما این امکان را می دهد تا در آینده ای نزدیک آن را به یک خانه بزرگ تر تبدیل کنید بلکه امکان اجاره دادن این خانه را برای تان فراهم می آورد. البته با توجه به شاریط ایجادشده در سال های اخیر شاید الان زمان مناسبی برای سرمایه گذاری روی خانه و املاک نباشد.
بعد از دوران رویایی نامزدی و عروسی، وقتی سر خانه و زندگی می روید کم کم متوجه می شوید که دیگر عشق کافی نیست و امورات دیگری هم باید مورد توجه قرار گیرد که مهم ترین اش مسائل اقتصادی است. با اوضاع اقتصادی و درآمدهای بخور و نمیر امروز سخت است که همسران با دیدگاه های متفاوت نسبت به مسائل اقتصادی، سعی کنند تا در آخر هر ماه پس اندازی هم کنار بگذارند. ماجرا وقتی پیچیده تر می شود که پول کم بیاید. همین به اعتقاد خیلی ها شروع بسیاری از دعواهای زن و شوهری است. حالا چه کنیم تا خیال مان از مسائل اقتصادی، کمی راحت باشد. نمی گوییم کامل راحت باشد که امکان پذیر نیست. اگر چنین مشکلی دارید، پرونده ای که در ادامه می خوانید، به کارتان می آید.
مقابله با علت اصلی خیلی از دعواها در خانه
هرگز اجازه ندهید که پول رابطه زناشویی شما را خراب کند. این راهکارهای مفید اقتصادی برای زوجین نه تنها شما را در پس انداز پول های تان کمک می کند و قرض های شما را کاهش می دهد بلکه می تواند به دوام زندگی احساسی شما هم کمک شایانی کند، اما در عین حال همواره به یاد داشته باشید که پول هیچ گاه موجب خوشبختی شما نخواهد شد. شما می توانید با پول صاحب چیزهای زیادی شوید ولی فقط خودتان می توانید خودتان را خوشبخت کنید. یک رابطه خوب احساسی می تواند در درازمدت در خوشبختی شما سهم زیادی ایفا کند. اگر شما درگیر مسایل مالی و قرض های فراوان خود هستید و این موضوع روی رابطه احساسی شما تأثیر می گذارد، می توانید از این راهکارها برای بهبود شرایط مالی در رابطه زناشویی خود استفاده زیادی بکنید. زندگی کردن در کنار هم به معنای ساختن آینده ای مشترک است. این چند نکته را برای پس انداز کردن در رابطه زناشویی خود فراموش نکنید.
1. تصمیمات لازم در مورد مسایل مالی را با هم بگیرید. اما اگر در رابطه زناشویی شما، معمولاً مرد در مورد مسایل مربوط به سرمایه گذاری تصمیم می گیرد و باید قبوض مختلف را پرداخت کند، پس بهتر است تصمیم گیری در این گونه موارد را به مرد سپرده و به تصمیمات او احترام بگذارید. البته مسلماً زن خانواده هم باید در مورد همه پرداخت ها و سرمایه گذاری های انجام شده مطلع باشد. گفت وگو و مشورت در این گونه موارد بهترین راه ممکن خواهد بود. البته اگر این گفت وگو با هدف تحمیل نظر یک طرف به شخص دیگر همراه نشود.
2. در مورد پس انداز و عادت های گوناگون خود در خرج کردن پول تان صادق باشید. مشکلات مالی در روابط زوجین، زمانی که هر دو نفر در مورد خرج پول خود به دیگری دروغ می گویند و هزینه های گوناگون را از یکدیگر پنهان می کنند یا از صحبت کردن در مورد قرض های خود اجتناب می ورزند، از هر چیزی بدتر است. دروغ گفتن در مورد پول در روابط احساسی افراد تأثیر مستقیم می گذارد و سبب می شود آنها از نظر مالی، روحی و حتی احساسی هم به یکدیگر مقروض باشند. تا جایی که امکان دارد در مورد عادت های پول خرج کردن خود صادق باشید. این موضوع سبب خواهد شد که شما پول و احساس خود را در درازمدت حفظ و پس انداز کنید. با اینکه اعتراف به عادت های خرج کردن در درازمدت می تواند دردناک باشد.
3. کاری کنید که هر دو نفر از میزان درآمدها و بودجه لازم برای خرج های خانه مطلع باشند. فهم شرایط مالی برای هر دو نفر زوجین از اهمیت زیادی برخوردار است. این بدین معناست که هر دو نفر می توانند در تهیه بودجه لازم برای خرج های زندگی سهیم شوند و از ولخرجی و ریخت و پاش های غیرضروری اجتناب ورزند. در این شرایط آنها می توانند برای پروژه های اقتصادی دیگر در آینده برنامه ریزی کنند و روی اولویت های اقتصادی توافق داشته باشند. هر دو طرف باید در مورد مسایل مالی تصمیم گیری کنند تا بتوانند با پس انداز مالی مناسب، شرایط اقتصادی زندگی خویش را بهبود بخشند.
4. کارت و حساب های بانکی خود را از هم جدا کنید. سعی کنید کارت های خود را به نام خود داشته باشید و بگذارید که به خاطر وام و مسایل دیگر به بانک مقروض بمانید. حساب های بانکی خود و همسرتان را جدا و به اسم های خودتان نگه دارید. برخی از کارشناسان اقتصادی توصیه می کنند که زوجین به منظور پرداخت قبوض خانه حساب مشترکی داشته باشند که هر دو به آسانی به آن دسترسی داشته باشند. این موضوع کمک می کند که زوجین میزان بدهی های خود را کاهش دهند. چون در این صورت هر دو آنها به طور جداگانه و با هم مسوول آینده اقتصادی زندگی خویش خواهند بود.
5. تصمیمات اقتصادی خود را با دقت اتخاذ کنید. هر زوجی باید در مورد اینکه یکی از آنها در خانه با فرزندان می ماند و چگونه این موضوع روی توانایی های آنها برای پرداخت هر چه سریع تر هزینه های زندگی و پس انداز پول برای آینده تأثیر می گذارد، تصمیمی جدی بگیرد رها کردن شغل تصمیم مهمی است. این موضوع روی درآمد کل خانه، هزینه های مربوط به بیمه و مسایل اقتصادی دیگر تأثیر می گذارد. در خانه و کنار فرزندان ماندن هم عواقب دیگری در پی خواهد داشت. به خصوص که خیلی از مردم ارزش روانی و حرفه ای خاصی در کار روزانه و خروج از خانه پیدا می کنند. پرداخت هزینه های زندگی و سالم بودن به عنوان یک زوج فقط به پول کافی درآوردن و پس انداز کردن برای آینده محدود نمی شود. این موضوع هم چنین به اتخاذ تصمیمات مالی هوشمندانه ای که در آینده جایی برای افسوس باقی نگذارند، ربط پیدا می کند.
6. خرید یا اجاره یک خانه با یکدیگر. اگر شما و شریک زندگی تان با یکدیگر خانه ای خریده یا اجاره کرده باشید، در واقع هزینه های زندگی خود را به نصف کاهش داده اید به خصوص در زمان اجازه یک خانه یا آپارتمان، با این کار می توانید برای پرداخت هزینه قبوض، بیمه، مالیات و هزینه های دیگر پول کافی پس انداز کنید. با توجه به افزایش قابل توجه قیمت خانه، خریدن یک خانه به تنهایی بدین معناست که افراد از توانایی های مالی زیادی برخوردار هستند. اما شریک شدن در منابع مالی (شامل همه پس اندازها و درآمدتان) و خرید یک خانه هر چند کوچک نه تنها به شما این امکان را می دهد تا در آینده ای نزدیک آن را به یک خانه بزرگ تر تبدیل کنید بلکه امکان اجاره دادن این خانه را برای تان فراهم می آورد. البته با توجه به شاریط ایجادشده در سال های اخیر شاید الان زمان مناسبی برای سرمایه گذاری روی خانه و املاک نباشد.
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 9:25 توسط بی نام ترین نام
|