زیستن در لحظه
اما با گذشت زمان شادی کودکانه از زندگی بی دغدغه و آرام او رخت برمی بندد و بتدریج همگام با رشد کودک سیستم تربیتی، عوامل و مسیولیتهای اجتماعی و .... به مرور دنیای زیبای کودک را از ذات واقعی خود دور می کند و به دنیای بزرگان پا می گذارد تا مانند بزرگترها بیاندیشد! و هر چه بزرگتر می شود، توانایی زیستن در لحظه ها را بیشتر از دست می دهد و هنگامی که کاملاً بزرگ شد، با محرک های ریز و درشت، عصبی و دلگیر می گردد و ساعتها و گاه روزها طول می کشد تا عصبیت او فروکش کند، هنوز این عصبیت پایان نیافته است که موضوعی جدید او را برانگیخته می کند و این دور تسلسل ویرانگر ممکن است تا پایان عمر ادامه یابد. تحقیقات نشان می دهد عصبیت ها بیش از آنکه جنبه بیرونی داشته باشند ناشی از دیدگاه درونی و تعبیر و تفسیرهایی است که به مرور زمان تحت تأثیر تربیت خانوادگی، ارزش های اجتماعی و فرهنگی در ما بوجود آمده اند، ذهنی که مسایل و موضوعات را نه آنطور که هستند بلکه آنطور که می خواهد تجزیه و تحلیل می کند! زیرا ذهن ما هر لحظه جولانگاه افکار متنوع و نامتجانسی است بدون آنکه ما را یارای کنترل این افکار باشد. برای درک عینی این موضوع می توان آزمایشی ساده را انجام داد. چشمان خود را ببندید و سعی کنید تا بیست مرتبه دم و بازدم خود را (بدون اینکه ریتم آنها را تغییر دهید یا آنها را کنترل نمایید) شمارش کنید و تمام حواستان فقط به شمارش تنفس ها و روند طبیعی ورود و خروج هوا از بینی باشد. سعی کنید به جز شمارش و توجه به تنفس ها هیچ اندیشه ای را در سر نداشته باشید. حال در حین این عمل شمارش کنید که چند بار افکار دیگر وارد ذهن شما می شوند. حتی خود این فکر که من هیچ اندیشه ای در سر ندارم یک فکر اضافه است. با این آزمایش ساده در می یابید که پیشگیری از هجوم افکار متفاوت به ذهن از کنترل شما خارج است و تمرکز فکری نیاز به سعی و تلاش و ممارست دایم دارد. زیرا ذهن همیشه ناخودآگاه مشغول تجزیه و تحلیل و یادآوری خاطرات و موضوعات مختلف است.
هیچگاه افکار نمی گذارند در زمان حال باقی بمانیم. افکار همیشه موضوعی را از گذشته به خاطر می آورند یا شما را به آینده می برند و نقشه ها و آرزوها و بیم ها و امیدهای آینده را یادآور می شوند. حتی زمانی که می خواهید آنها را کنترل کنید و از ورود آنها به فضای ذهن جلوگیری نمایید، باز به ذهنتان هجوم می آورند. این بازی ذهن است، ذهنی که سالهای سال بدین شکل رشد نموده و ما جهت کنترل آن کار چندانی انجام نداده ایم. در حالی که ذهن ما بیشتر مواقع احساسات و افکار ما را بدون آنکه تمایل داشته باشیم کنترل می کند. از دیدگاه متخصصین تکنولوژی فکر، ذهن فضایی بیکران و وسیع است که افکار و احساسات و غرایز در آن جای ندارند و همیشه درون آن جولان می دهند و هیچگاه این فضا را خالی و آرام نمی گذارند. بنیانگذاران ورزش یوگا صدها سال پیش تکنیکهایی را یافته اند که ذهن و فضای آن به کنترل انسان درمی آید. تکنیکهایی که به انسان می آموزند چگونه در زمان حال زندگی کند و فضای ذهن را آرام نماید و گفتگوی درونی را به حداقل برساند و سرانجام سکوت ذهن را تجربه کند. از جمله این تکنیکها مدیتیشن است که کمک می کند به آرامش ذهنی دست یابیم و گفتگوی درونی را خاموش سازیم. تکنیک مدیتیشن براساس تمرکز فکری، مثبت اندیشی و گرایش به زیبایی های زندگی استوار است. با خاموشی گفتگوی درونی امکان درک حقیقت واقعی و زیبای لحظه و زیستن در آن بوجود می آید و آنگاه قادر خواهیم بود مانند یک کودک از درون احساس شادی کنیم و با سرور و شادی همراه شویم. برای نیل به این هدف اولین گام ، ایجاد آرامش و صلح روحی بین افکار و قلب است. زیرا تا هنگامی که افکاری مشوش و روانی پریشان بر انسان حاکم است، نه تنها به آرامش و موفقیت نمی رسد بلکه بی اختیار بر مشکلاتش افزوده خواهد شد. برای برقراری آرامش درونی که مهمترین عامل سلامت روانی می باشد رعایت نکاتی ضروریست که از این میان به تعدادی از این موارد اشاره می شود:
1) فکرتان را برای دریافت موضـوعـات مختلـف باز کنیـد، اما مغلـوب افکار استرس زا و هدردهنده انرژی نشوید.
2) برای اینکه احساس خوبی نسبت به خود داشته باشید خودتان را دوست بدارید. زیرا دوست داشتن خود به مفهوم حس اعتماد به نفس داشتن است و تا زمانی که خود را دوست نداشته باشید، دوست داشتن واقعی دیگران امکان پذیر نمی باشد.
3) با نگاه مثبت به زندگی بنگرید و خوشبین باشید. بدبینی شما نسبت به آنچه که شما را احاطه نموده است، فاصله شما را با موفقیت بیشتر خواهد کرد.
4) هیچ موسیقی آرامش بخش تر از موسیقی درون قلب شما نیست، پس به صدای قلب خود گوش دهید. از این رو آنچه را که دوست دارید و به آن می اندیشید، بدان عمل کنید.
5) اگر از دیگران توقـع احترام دارید بخاطر داشته باشید که احترام گذاشتن به دیگران را باید از خود شروع کنید.
6) هدف خود را در کوتاه مدت و بلند مدت کاملا مشخص کنید.
7) گذشته خود را فراموش کنید، به خاطـر داشته باشید آنچه را که می توانید بدست آورید در زمان حال است. از این رو، تخیل پرور نباشید و ذهنتان را به مسایـل و رؤیـاهـای بی پایه بـرای آینـده مشغـول نکنیـد.
8) به یاد داشته باشید که با همان ذهنیتی که مشکلات را برای خود ساخته اید، نمی توانید برای رفع مشکلات اقدام کنید. بنابراین برای حل معضلات با اندیشه ای نو و انعطاف پذیر وارد عمل شوید.
9) در هر حالت تمرکز فکر داشته باشید.
10) منتظر فرصتها ننشینید زیرا این شما هستیدکه باید از شرایط و فرصتها حداکثر بهره را بگیرید.
11) بزرگوار باشید و احساس بخشنده بودن را در خود بپرورانید و از تقصیرات کوچک اطرافیان راحت بگذرید تا گرفتار دنیای تاریک و پر از کینه و استرس نشوید.
12) با خدای خود رابطه مستقیم و قوی ایجاد کنید.
زیاد نصیحت نکنید
این گونه صحبت ها را درباره بچه ها از والدین بسیار شنیده ایم. در مورد بعضی از بچه ها صحبت کردن باعث تغییر رفتار آنها نمی شود. ولی بعضی دیگر با گفت وگو تغییر رفتار می دهند. بچه های مسیولیت پذیر در برابر گفت وگو و توضیحات، رفتارهای مناسبی از خود بروز می دهند ولی برای برخی دیگر صحبت و نصیحت و توضیح از یک گوش شنیدن و از آن یکی در کردن است و باعث تغییر رفتار آنها نمی شود. این بچه ها نیاز دارند تا عواقب کار خود را تجربه کنند و با تجربه عواقب کار خود، رفتارهای مناسب را بروز دهند.
عباس می پرسد: امشب می توانم به خانه دوستم بروم آنجا بخوابم؟
مادر اعتنایی نمی کند. عباس دوباره مادر را مخاطب قرار می دهد، می پرسد: می توانم به خانه دوستم بروم آنجا بخوابم؟ پس از اینکه او این سؤال را تکرار می کند مادر می گوید: نه.
و پس از چند لحظه فکر کردن در مورد آن مادر می فهمد که دلیلی برای نه گفتن نداشته است. برخی از والدین قبل از آنکه حتی ذره ای به حرف های نوجوان خود فکر کنند به آنها پاسخ منفی می دهند. به تعریفی دیگر قبل از اینکه فکر کنند حرف می زنند. فکر نکردن منجر به عکس العمل های دیگری نسبت به نوجوان خواهد شد.
پدر فرهاد می گفت: فرهاد با پول های پس انداز کرده اش می خواست یک دوچرخه بخرد، اولین فکری که به ذهنم رسید این بود که کاری احمقانه است. در مقابل حسرت فرهاد توضیح دادم، تو آنقدر پول نداری که یک دوچرخه بخری می دونی دوچرخه چقدر گران است؟ به عبارت دیگر می خواستم به او بگویم فکرش مسخره است و عملی نیست.
والدین می بایستی از برخوردهای منفی و شدید و کوچک جلوه دادن احساسات نوجوان و یا گفتن اینکه چقدر اشتباه کرده است پرهیز کرده و در عوض در کمال آرامش با او برخورد کنند و قبل از آنکه شروع به صحبت کنند اندکی فکر کنند.
در صورتی که نمی توانید کنترل خود را داشته باشید و سریع به او جواب منفی می دهید، ایده خوبی است که به نوجوان خود بگویید، شرایط را بررسی خواهید کرد و یا اینکه بگویید بگذار کمی فکر کنم بعداً به تو پاسخ خواهم داد. همچنین می توانید بگویید که باید این مسیله را با پدرش درمیان بگذارید و بعداً به او جواب مناسبی بدهید. به خاطر داشته باشید که پس از مدتی حتماً باید به او جواب دهید. روش های دیگر نیز می تواند به شما کمک کند تا از تکنیک فکر کردن قبل از حرف زدن یاری جویید.
● فرصت هایی برای افزایش ارتباط
اگر نوجوان شما بیشتر وقتش را در اتاقش سپری می کند و شما در قسمتی دیگر از خانه مثلاً آشپزخانه یا کتابخانه مشغول باشید، احتمال ایجاد ارتباط بین شما و نوجوانتان کمتر می شود؛ بنابراین برای ایجاد ارتباط، شما و نوجوانتان اگر در یک محل باشید بهتر است.
سعید به دستور مادر آشپزخانه را تمیز و مرتب کرده بود و منتظر مادر بود که از اداره بیاید و از او تشکر کند؛ حتی برای مادر میز غذا را نیز آماده کرده بود. به محض اینکه مادر زنگ در را به صدا درآورد سعید به استقبال او رفت و از مادر خواست که چشمانش را ببندد و در آشپزخانه را باز کند ولی مادر چشمش را در آشپزخانه باز کرد و با تحکم گفت: چرا چراغ گاز را تمیز نکرده ای؟!
مادر کار زیبا و هیجان سعید و انتظار تشویق او را نادیده گرفت و به تعریفی دیگر (تو ذوق او زد)، قدر مسلم سعید یادش رفته بود که چراغ گاز را تمیز کند ولی کارهای زیبای دیگری انجام داده بود که از دید نامهربان مادر پنهان ماند. این ارتباط کلامی منفی سعید را از مادرش دور خواهد کرد.
با نوجوانتان صحبت کنید آن هم صحبت مثبت و تأثیرگذار و مشوق او باشید در رفتار مثبت و با برجسته کردن ویژگی ها، نگرش ها و فعالیت های مثبت او خطوط ارتباطی خود را با او باز کنید تا بتوانید بیشتر از احساسات و عقاید و اعتراضات نوجوان خودآگاه شوید.
● نصیحت
برخی از والدین تنها دایماً نصیحت می کنند و یا سؤال و جواب بی شمار.امروز چطور بود؟ دیشب بهت خوش گذشت؟ فردا چه برنامه ای داری؟ عمه از من چی گفت؟ پدرت کجا رفت؟ و... برخی اوقات نوجوانی که تجربه چنین سؤالاتی را داشته در مقابل سؤالات والدین تنها جوابی سرسری می دهد یا دقیقاً به والدین چیزی را می گوید که آنها می خواهند بشنوند یا اصلاً جواب نمی دهد.
عباس می گفت وقتی نمره ای زیر 20 می گیرم تنم می لرزد نه از کم بودن نمره بلکه از نصیحت های بی پایان و تکراری پدرم. باور کنید غیر از پند و اندرز از پدرم تاکنون حرف دیگری نشنیده ام؛ آنقدر تکراری شده که از اولین جمله تا آخرش را فوت آبم.
وقتی بیشتر ارتباط والدین با نوجوان پند و اندرز باشد در شرایطی هم که نیاز به پند و اندرز باشد نزد نوجوان پند و اندرز بی ثمر و تکراری می شود.
بسیاری از والدین در سؤال کردن از تکالیف مدرسه نوجوانان وسواس عجیبی دارند و آنقدر تکراری سؤال می کنند که نوجوان از پاسخ دادن طفره می رود.
دستوراتی نظیر برو اتاقت رو تمیز کن، برو سر تکالیفت، برو حمام کن و... ممکن است بارها و بارها تکرار شود. به جای تکرار این دستورات، بهتر است این دستورات قانونمند شود و پاداش و تنبیهی داشته باشد.سؤالات پیچ در پیچ، نصیحت ها، تکرار سؤالات و دستورات، باعث عصبانیت، رنجش، نافرمانی، مخالفت و فرار نوجوان می شود. به خاطر داشته باشید نوجوانان با این سؤلات آزرده می شوند.
هرچقدر ارتباط کلامی شما منفی تر باشد، عصبانیت و رنجش و دیگر احساسات منفی بیشتری را درنوجوان ایجاد می کند. اگر 3 بار در روز با نوجوان خود صحبت کنید و هر 3بار آنها منفی باشد به مراتب بدتر از آن می شود که تصورش را می توانید بکنید. در کل یک قانون خوب را در ذهنتان حک کنید، هنگامی که حاضر می شوید تا به رختخواب بروید به خاطر بیاورید که چگونه روزتان را با نوجوانتان سپری کرده اید؟
آیا بیشتر اوقات ویژگی های مثبت او را تقویت کرده اید یا اعمال منفی او را؟نوجوانانی که مقدار بیشتری ارتباط گفتاری مثبت از والدین خود دریافت می کنند، تمایل بیشتری برای صحبت با آنها دارند و درنتیجه رابطه آنها با والدین خود صمیمانه و متکی به اعتماد خواهد بود و در این میان والدین به تکیه گاهی مطمین برای درد دل و صحبت کردن و راهنمایی خواستن و مشورت نوجوانان تبدیل می شوند و ارتباط کلامی والدین با فرزندان مستحکم تر می شود.
معمولاً ارتباط کلامی والدین بیشتر در حد تفهیم موضوع، درس دادن، وادار کردن نوجوان به تغییر زاویه دید خود و تغییر رفتار است که این امر موجب می شود که از یک مصاحبه لذت بخش فاصله گرفته شود و اگر چنین شیوه ای ادامه یابد، علاقه آنان به مصاحبت با والدین کاهش می یابد. هدف مهم در ارتباط با نوجوانان آن است که در مقابل او موضع گیری نکرده و همانند یک دوست با او صحبت کنید.
در ابتدا می توان از طریق صحبت با نوجوانمان در مورد مسایل مورد علاقه به این هدف نزدیک شویم. اصولاً بچه ها در این دوره بیشتر به ورزش و بازی های رایانه ای و یا جنس مخالف و یا یک دوست از جنس خود علاقه مندند و اگر بخواهیم که با او ارتباط برقرار کنیم باید تنها همانند یک دوست با او صحبت کنیم و قصد و منظور دیگری نداشته باشیم. برای این کار می توانید با نوجوانتان در مورد مسایل مورد علاقه اش صحبت کنید. بسیاری از اوقات تنها مهم این است که با او صحبت کنید بدون اینکه سعی کنید او را نصیحت کرده یا موردی را به او تفهیم کنید، صحبت کنید تا بتوانید ارتباط برقرار کنید.
● من می گم
سعی کنید احساسات نوجوان خود را درک کنید و به گونه ای مؤثر با او ارتباط برقرار کنید. تحکم و اجبار را در گفتار خود به کار نبرید.
اگر روش (من می گم) دایم تکرار شود، نوجوان را عاصی کرده و از ارتباط با والدین خودداری می کند و درنتیجه از محیط خانه بیزار می شود. نوجوان با رفتار مثبت والدین خود در خانه می بایستی امنیت داشته باشد و خود را مالک بداند نه مستأجر.