فرض كنید در یك سیستم مشكلاتی وجود دارد و شخصی هم سخت مشغول حل این مشكلات است. حل مشكل فرح‌بخش است و به كار بسیاری اشخاص معنا می‌بخشد.

«من این هفته پانزده مشكل اساسی را حل كردم»، «بدون من كارخانه اجبارا تعطیل می‌شد»، «من با متوقف كردن آن محموله، شركت را از دردسرهای زیادی رهانیدم».

وقتی مشكلات فراوانی وجود دارد، افراد می‌توانند به راحتی ارزش خود را در شركت اندازه‌گیری كنند. حل مشكلات بدون شك الزامی است.

مشكل‌گشایان خوب خیلی مهم‌اند.

 ولی حل همه مشكلات موجود به بهبود كیفیت نمی‌انجامد. وقتی ما محصولات معیوب را شناسایی و از رده خارج می‌كنیم، منشا مشكلات دست نخورده می‌ماند.

بهبود عملیات و كاهش تعداد مشكلاتی كه توسط سیستم ایجاد می‌شود، لذت فوری ناشی از حل مشكلات را ندارند. معمولا تفكر زیاد و مطالعه نظریه و شرایط موجود ضروری است.

گاهی اوقات بهبودها ناچیزند ولی بهبودها، بزرگ یا كوچك فزاینده هستند و در مدتی كوتاه مشكلات روزانه كاهش می‌یابند. بهبود می‌تواند تهدیدی برای برخی افراد باشد.

 افرادی كه سخت مشغول حل مشكلات هستند، توسط بهبود تهدید می‌شوند و در برابر آن مقاومت می‌كنند.

البته وقتی مدیریت، خود را در مقابل كارمندانش قرار دهد و افراد را كالاهایی بداند كه وقتی نیازی به وظیفه شغلی آنها نبوده است، دیگر باید بروند، طبیعی است كه مقاومت افراد در برابر بهبود سیستم به حق است و قابل درك.

وقتی افراد بر پایه تعداد مشكلاتی كه حل می‌كنند، قضاوت شوند، اوضاع پیچیده‌تر می‌شود.

هر كس كه وقت خود را صرف بهبود حقیقی سیستم می‌كند، از میزان مشكل‌گشایی خود و افراد گروه كم می‌كند. از این رو نه تنها خود را از محل كار بیكار می‌كند بلكه به همكاران خود هم زیان می‌رساند.

شركتی كه از حربه ترس استفاده می‌كند و مدیریت ارشد را رودرروی كارگران و مدیریت میانی را رودرروی هر دو قرار می‌دهد، نمی‌تواند در كیفیت بهبود پیوسته ایجاد كند، امری كه برای رقابت در بازار لازم است.

مدیریت زمان ، چارچوب اولیه زندگی

 یك ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید:

 این شما هستید كه باید زمان را مدیریت كنید، نه زمان شما را!

البته فهم چنین عبارتی بسیار ساده است اما بسیاری از مردم خواسته یا ناخواسته معكوس آن را تجربه می‌كنند.

در زندگی زمان‌های بسیار كوچك و نهفته‌ای وجود دارد كه به‌راحتی می‌توان از آنها در مجموعه‌ای از برنامه‌های كوتاه‌مدت استفاده كرد.

در ایستگاه اتوبوس گیر افتاده‌اید، اعصابتان را خرد نكنید.

كتابچه كوچكی را برداشته و با خواندن آن گذشت زمان دردآور را از یاد ببرید!

برای هر روز خود یك برنامه ساده روی كاغذی كوچك نوشته و در جیبتان قرار دهید

. سعی كنید برنامه‌ریزی شما آرمانی نباشد بلكه واقع‌بینانه به آن نگاه كنید.

اگر كمی زرنگ و البته پایبند به مقررات باشید، می‌توانید با انتخاب مسیرهای كوتاه و ناشناخته ترافیكی از دام ترافیك‌های چندساعته فرار كنید.

قبل از خارج شدن از منزل كارهایی را كه باید انجام دهید

و مكان‌هایی را كه باید به آنجاها بروید را روی كاغذ بنویسید و با تقسیم‌بندی آنها از حیث اهمیت و نزدیكی مكانی، صرفه‌جویی قابل‌توجهی در روز خود به‌خرج دهید.

اولویت‌بندی را هرگز فراموش نكنید.

 سعی نكنید به‌واسطه كوچكترین مشكلی اولویت برنامه‌ریزی خود را تغییر داده و انرژی هنگفت اولیه خود در صبح را برای كارهای با ارزش كمتر صرف كنید.

به خودت مدیریت کن ...

 به اعتقاد بسیاری با شروع هزاره سوم بحث مدیر بودن و مدیریت جان و قوت تازه ای گرفت. این بحث به تازگی به حوزه های اجتماعی تر زیست بشر نیز تسری یافته است. حوزه هایی همچون روابط انسانی، خانوادگی و... و یا مباحثی مانند مدیریت زمان و خانواده. در اصل مدیریت همواره به نوعی اقتدار اشاره می كند و به همین منوال دو نوع اقتدار یافت می شود:

۱) استبداد مبتنی بر اجبار

۲) اثبات درستی خویش، كه این نوع اقتدار در زندگی مناسب است. برای آن كه در دیگران نفوذ پیدا كنید یاد بگیرید كه چگونه توانایی دریافت هر كس را تشخیص دهید و با آرامش و پایداری مایوس نشوید.

▪ چشم انداز:

توجه خود را در اجرای برنامه های روزانه، هفتگی، ماهانه تقویت كنیم اگر پیوسته به فكر داشتن نظم روشن و بصیرت باشیم دیگر كارهایمان را به سر هم بندی انجام نمی دهیم و باعث آرامش روحی و حواس جمعی ما خواهد بود.

▪ تدبیر:

برای آن كه در مقابل دیگران احساس اطمینان به خود كنید و خاطری آسوده داشته باشید نخست بكوشید در برابر رفتاری غیرقابل سرزنش از خود بروز دهید حتی اگر زبان تندتان برانگیخته شد بكوشید آرامش خود را حفظ و قواعد ادب را كاملاً رعایت كنید.

▪ چگونگی رفتار با دیگران:

در مقابل سخنان ناهنجار، مخالفت خود را با به زبان راندن كلمات مختصر یا فقط با سكوت نشان دهید. در برابر خرده گیری ها، وقت و انرژی خود را هدر ندهید لحنی مصمم و قاطع، متكی بر تلفظ صحیح بیشتر می تواند یك روح خشمگین را رام كند.

اگردر پیرامونشان افرادی با شما برخورد و مخالفت دارند وجودشان را منبع بركت بدانید زیرا هر روز با تاثیرناپذیری، آرامش قاطعیت خود را با برخورد با آن ها آزمایش كرده، تقویت می كنید. اگر بعضی ها برای طرح های آینده شما مانع می تراشند آن ها را محرك هایی برای پرورش هوشمندی، شكیبایی و احساس مقاومت خود تلقی كنید، مخالفان خود طی عمل شما متحول خواهند شد.

▪ مواجه با یك خطا:

خطاهای افراد را نسبت به خودتان اعمال عمدی غیرمنصفانه تلقی نكنید، سعی كنید علت خطا را در افراد خطاكار تشخیص بدهید و بر این اساس واكنش نشان دهید، از كینه جویی و مقابله مطلقاً بپرهیزید، تلقین زبانی و ذهنی بسیار كارآمدتر است.

▪ كنجكاوی بیهوده:

افرادی هستند كه همه فكر و ذهن خود را به كار می اندازند تا منابع درآمد و زندگی خصوصی سایرین را بكاوند (كودكی كه می خواهد از جایی بالا برود كه خارج از توان اوست) این چنین افرادی از زمین تا آسمان فرق می كنند.

 انگیزه این كنجكاوی ها و فضولی ها چیست؟ نخست این كه از نوعی خلاء روحی، باقی ماندن قوای عالی دماغی در مرحله كودكی سرچشمه می گیرد ثانیاً: نوعی خودنمایی است كه با پرده برداشتن از كار و زندگی دیگران لذت می برند.

▪ و برنامه ریزی:

اگر در محیط كاری برنامه منسجمی داشته باشید ولی نتوانید آن را اجرا كنید نشانه ضعف شما خواهد بود و اگر به عنوان مچ گیری اقدام نمایید در اصلاح كار و جلوگیری از وقوع انحرافات شكست می خورید پس باید نقاط قوت و ضعف مراحل مختلف را تشخیص بدهید و فعالیت های خود را در جهت تحقق اهداف به اجرا درآورید.

لطفا کمی مکث کنید

 ● انسان‌های متفاوت، آرزوهای متفاوت

دنیای ما دنیای غریبی است. ما انسان‌ها همیشه آرزوی چیزی را داریم که نداریم و هیچ‌گاه به خوب یا بد بودن آن فکر نمی‌کنیم ولی همیشه در آرزوی داشتنش هستیم و جالب در اینکه وقی به آن رسیدیم دیگر آنقدرها برایمان جالب نیست.

مثلاً اکثر خانم‌ها دلشان می‌خواهد شوهرشان فردی آرام و مطیع باشد، و به خوسته‌هایشان احترام بگذارد. اما می‌خواهم جریانی را برایتان تعریف کنم که شاید قدری عجیب به‌نظر آید و یا حتی باور نکردنی باشد

. خانمی را می‌شناسم که همه مشکلش این است که همسرش هیچ‌گاه بر سر او فریاد نزده و همیشه با هر چه که او گفته موافقت کرده و حتی برای یک بار هم با او رفتار تندی نداشته است.

 این خانم متشخص و محترم که زندگی کاملاً مرفه‌ای دارد حتی ابراز می‌کرد بارها به عمد کارهائی را انجام داده تا عصبانیت شوهرش را ببیند، اما هرگز این اتفاق رخ نداده تا جائی‌که تنها به خاطر همین مسئله کارش به روانپزشک و روانشناس کشیده.

مسلماً هیچ‌کس دوست ندارد طرف مقابلش تندمزاج یا عصبانی و پرخاشگر باشد اما این خانم صرفاً به این دلیل که هیچ‌گاه این مورد شامل حالش نشده این امر برایش به یک آرزو تبدیل شده بود.

بگذارید مثال دیگری برایتان بزنم. سال‌ها قبل خانم آموزگاری را می‌شناختم که اسطوره‌ پاکی و نجابت بود. اما چیزی او را رنج می‌داد که شاید برای خیلی از خانم‌ها اصلاً مهم نباشد.

او می‌گفت چند سال از اردواج ما می‌گذرد اما حتی برای یک بار هم که شده وقتی وارد خانه می‌شوم شوهرم از من نمی‌پرسد کجا بودی. حتی بارها عمداً دیرتر از موعد به خانه رفتم تا شاید شوهرم از من بپرسد که چرا دیر آمده‌ام، اما تا به حال این اتفاق نیفتاده.

مسلماً هر زنی دوست دارد شوهرش نسبت به او تعصب داشته باشد و این را نوعی ابراز علاقه می‌داند اما همین خانم خبر نداشت در همین شهر مردی وجود دارد که هر روز صبح وقتی از خانه بیرون می‌رود در آپارتمان را به روی همسرش قفل می‌کند و او حتی نمی‌تواند از تلفن استفاده کند. برای این خانم تنها ذره‌ای آزادی تبدیل به یک آرزو شده بود.

آقائی را می‌شناسم که در رفاه کامل به‌سر می‌برد و هیچ نگرانی‌ای در زندگی نداشت و در سال چندین سفر داخلی و خارجی اوقات شریف ایشان را پر می‌کرد، اما کار به جائی رسید که دیگر هیچ‌چیز او را راضی نمی‌کرد.

 مسلماً رفاه بیش از حد و پول هنگفت بادآورده وقتی که برایش حتی یک قطره عرق هم نریخته باشی تو را بی‌انگیزه می‌کند تا جائی که این دوست عزیز گمان می‌کرد اگر در کانادا زندگی کند خوشبخت خواهد بود به همین دلیل با صرف هزینه‌ای گزاف راهی کانادا شد و چیزی نگذشت که دلتنگ وطن و خانواده شد و برگشت.

هر کسی در زندگی خود با کمبودهائی روبه‌رو است اما موفق آن کسی است که به‌جای سعی در تغییر شرایط که گاهی اوقات غیرممکن است، خود را با شرایط وفق دهد.

مطمئن باشید زمانی‌که با شرایط موجود سازش کنید از خوشبخت‌ترین افراد خواهیم بود. لطفاً همین حالا کمی مکث کنید.