در این نوشته کوتاه، هفت نکته بازاریابی کم خرج ولی بسیار موثر برای کمک به کسب و کارهای کوچک جهت یافتن مشتریان و افزایش فروش محصولات و خدمات به آنان گردآوری شده است.

1. مانند شرکت های بزرگ تبلیغات نکنید:

هدف شرکت ها و سازمانهای بزرگ از انجام تبلیغات، اشاعه نام تجاری، و ایجاد شناخت، برای آینده است. اما کسب و کارهای کوچک، توان مالی انجام تبلیغات وسیع را ندارند.

در عوض، تبلیغاتتان را طوری طراحی کنید که فروش در زمان حال اثر بگذارد. یک روش برای اینکار، آنست که همواره در تبلیغات خود، پیشنهادهای تجاری به نفع مشتریانتان ارائه کنید. این یک راه مناسب برای جلب نظر مشتریان  بالقوه است.

2. نسخه ارزانتری ارائه کنید:

برخی از افرادی که می توانند مشتری شما شوند، ممکن است نخواهند به اندازه ای که شما برای ارائه خدمات و یا فروش محصولاتتان در نظر دارید، مبلغی به شما پرداخت کنند. افرادی هم هستند که بیشتر از اینکه کیفیت برتر برایشان مهم باشد،  قیمت  کمتر، برایشان اهمیت دارد. برای اینکه این تعداد از مشتریان را از دست ندهید، می توانید نسخه ای کوچکتر و محدودتر از خدمات و یا محصولاتتان را با قیمت کمتری ارائه نمایید.

3. نسخه ای برتر ارائه کنید:

قانون بالا برای همه مشتریان صدق نمی کند. همه ی مشتریان دنبال قیمت های کمتر نیستند. بسیاری حاضرند قیمت بیشتری بپردازند تا محصول و یا خدمت برتری نسبت به دیگران از شما خریداری کنند. شما با ارائه نسخه ای برتر از خدمات و یا محصولات خود می توانید توجه این مشتریان را به خود جلب نمایید و در نتیجه، میزان متوسط درآمد خود را افزایش دهید. یک روش دیگر هم این است که تعدادی از محصولات و خدمات متفاوت خود را به هم ترکیب نمایید و به عنوان یک محصول ویژه با قیمت بالاتری ارائه نمایید.

4. به دنبال راه های غیرمتعارف در بازاریابی و تبلیغات باشید:

در جستجوی روش هایی برای تبلیغات و بازاریابی باشید که رقبای شما ممکن است از قلم انداخته باشند و یا دست کم گرفته باشند. با کمی خوشفکری، همواره نکات و راه هایی ممکن است بیابید که بدور از ایجاد رقابت، درآمدتان را افزایش دهید. برای مثال تبلیغات تان را بر روی کارتهای تبریک و کارت پستال چاپ کنید و در موقعیت های مختلف؛ برای مشتریان هدف خود، ارسال نمایید. همین ایده ساده می تواند توجه و ترافیک زیادی را به سمت وب سایت شما که در آن محصولات و خدماتتان معرفی شده اند، ایجاد نماید.

5. تبلیغاتتان را محدود کنید:

سایز تبلیغاتتان را کوچک کنید طوری که بتوانید تبلیغات بیشتری انجام دهید. تجربه نشان داده است که برخی از تبلیغات کوچک، بازده بیشتری به نسبت تبلیغات بزرگتر، داشته اند.

6. با کسب و کارهای همکار، تبلیغات اشتراکی کنید:

با کسب و کارهای کوچک دیگرکه رقیبتان نیستند همکاری نمایید و پیشنهاد دهید که تبلیغات برای محصولات و خدماتتان، را با هم انجام دهید و هزینه ها را تقسیم نمایید. یا اینکه شما محصولات آنان را در کنار محصولات خود معرفی نمایید و آنان نیز این کار را برای محصولات و خدمات شما انجام دهند. تجربه نشان داده است که این روش، با هزینه ای کم، فروش زیادی را برای شرکت ها و کسب و کارهای همکار ایجاد کرده است.

7. از مشتریانتان استفاده نمایید:

از انجاییکه مشتریانتان در صورتیکه از محصول یا خدمات شما راضی باشند، به شما و کیفیت کار شما اعتماد دارند، بهتر است برای جلب مشتریان بیشتری، به آنها تکیه کنید تا غریبه ها. برای ترغیب مشتریان فعلی تان به افرادی که به صورت خواسته یا ناخواسته برای شما تبلیغات کنند، می توانید امکانات و روش های کاری ویژه ای برای آنان ایجاد نمایید. مانند تخفیف های ویژه ادامه کار با آنان. روش دیگر می تواند این باشد که محصولات و یا خدمات جدیدتان را پیش از اینکه اعلان عمومی نمایید، به آنان معرفی نمایید.

 هر کدام از نکات ارائه شده در بالا می تواند یک روش ساده و ارزان برای هر کسب و کار کوچک برای جذب مشتریان بیشتر و افزایش درآمد در زمان کوتاهی باشد.

حداقل شرایط لازم برای موفقیت ...

1 - حداقل شرط لازم برای موفقیت در هر زمینه ای یادگیری مداوم است.

2 - همیشه کارهای خود را بنویسید و آنها را طبقه بندی کنید ؛ سپس از مهمترین آنها شروع کنید.

3 - به طور مستمر روی رشد و نوسازی شخصیت خود کار کنید.

4 - از سلامت جسمانی خود به بهترین نحو مراقبت کنید. نیرو و نشاط برای موفقیت و خوشبختی ضروری است.

5 - در مورد تعیین هدف های خود قاطعیت داشته باشید، اما در مورد روش دستیابی به آنها انعطاف پذیر باشید.

6 - برای رسیدن به هر یک از هدف های خود مهلتی تعیین کنید.

7- هدف های غیر واقع بینانه وجود ندارند . فقط مهلتی که برای رسیدن به آنها تعیین می کنیم ممکن است واقع بینانه نباشد.

8 - برای آن که همه توان خود را به کار گیرید باید رؤیایی فراتر در سر داشته باشید. برای دستیابی به «ممکن» باید جویای «غیرممکن» باشید.

9 - آنچه بیش از هر چیز با موفقیت و خوشبختی همسویی دارد خوشبینی است.

10 - هر موقعیتی را می توان  مثبت تلقی کرد، به شرط آن که آن را به عنوان فرصتی برای رشد و پیشرفت در نظر بگیریم.

11 - اگر در هر شخص و در هر شرایطی به دنبال نقاط  مثبت باشید، تقریباً همیشه آن را پیدا خواهید کرد.

12 - وقتی خدا بخواهد برای شما هدیه ای بفرستد آن را در مشکلی می پیچد. هر چه مشکل بزرگ تر باشد، هدیه هم بزرگ تر است!

13 - هر وقت احساس ترس کردید، شجاعت را با «شجاعانه عمل کردن» در خود پرورش دهید.

14 - کلید موفقیت در این است که هدف خود را تعیین کنید و آنگاه طوری عمل کنید که گویی امکان شکست وجود ندارد و همین طور هم خواهد شد.

15 - هر تجربه ای را به یک تجربه آموزنده بدل کنید . در هر ناامیدی و شکستی ، به دنبال درس با ارزش باشید.

3 روش ساده بازاریابی شرکت اپل

۳ روش ساده بازاریابی شرکت اپل، غول فناوری و کامپیوتر

استارت آپ استیو جابز و استیو وازنیاک

 اولین جرقه ای که کمپانی اپل را به غول فن آوری امروز تبدیل کرد در سال ۱۹۷۱ بوجود آمد.

زمانی بود که مهندس الکترونیک استیو وزنیاک مدار الکترونیکی را که بعدها رایانه ی اپل I را تولید کرد، توسعه داد. این درحالیست که در بیوگرافی جدیدی که از دیگر بنیانگذار کمپانی اپل، استیو جابز فقید توسط والتر آیزاکسن منتشر شده، وزنیاک گفته: « اگر چشم انداز جابز برای فروش رایانه هایی در بسته بندیهای مشتری مدار نبود، احتمالآ هرگز امروزه اپلی وجود نداشت. »

ایزاکسن در کتاب خود، به شرح و توصیف یک برخورد میان جابز، وزنیاک و پدر وزنیاک، جری، دانشمندی موشکی که معمولا کسی که مهندس نبود را خیلی جدی نمی گرفت، می پردازد:

در این گفتگو، جری با لحن کمی پرخاشگرانه به جابز می گوید: «اوهنوز چیزی خلق نکرده و لایق ۵۰ درصد از سود آن تجارت رو به رشد نیست!» سپس جابز نوجوان، شروع به گریستن کرد و گفته: «از آن شرکت جدا می شود تا وزنیاک به تنهایی کار را ادامه دهد.»

اما وزنیاک تطابق و هماهنگی میان خود و جابز را دریافته بود و می دانست که بدون تلاش های کارآفرینانه ی جابز کمپانی آنها هرگز وجود نداشت. ایزاکسن در ادامه اضافه می کند: « جابز بود که طرحهای خلاقانه ی وزنیاک را به تجارتی رو به رشد مبدل کرد.»

جابز با ارایه ی اولین طرح بازاریابی با عنوان ” کامپیوتری برای همه ما ” پیشگام مشتریان اپل شد. در واقع او بجای خلق محصولات مختلف با امکانات زیاد، تولید محصولاتی را در برنامه قرار داد که نیازها، احساست و انگیزه های مشتریان را مد نظر قرار می داد.

تا سال 1977 که جابز و وزنیاک مشتاقانه برای اپل I سفارش می گرفتند و بدنبال ریسک های بزرگتری در نتیجه ی طراحی و تولید اپل II بودند، سرمایه گذاری را به نام ” مایک  مارکولا ” به تجارت خود وارد کردند، او با تزریق 250.000 دلار به کمپانی و تبدیل شدن به سومین شریک، فلسفه ی بازاریابی اپل را در 3 مرحله، از ایده تا عمل که تاکنون کمپانی را پشتیبانی و حفاظت کرده مطرح می کند و می تواند مثالی برای راه اندازی کسب و کارهای دیگر نیز باشد.

مراحل این فلسفه بازاریابی اپل به شکل زیر است:

مرحله ی 1: همدلی.

اپل همواره در جهت ایجاد رابطه ی “صمیمانه” با مشتریانش می کوشد، همانطورکه ”  مارکولا  ” نیز می گوید: « حقیقتا ما خواسته های مشتریانمان را بهتر از هر شرکت و کمپانی دیگری دنبال می کنیم.»

 مرحله ی ۲: تمرکز.

اپل در راستای رسیدن به موفقیت موظف است تلاش هایش را حول تحقق اهداف اصلی خود متمرکز کند و فرصت های بی اهمیت را حذف کند.

 مرحله ی ۳: نحوه ارائه ی محصولات به مشتریان

اپل همواره باید آگاه باشد که کمپانی و محصولاتشان از روی ظاهرشان، مورد قضاوت قرار می گیرند. همانطور که “مارکولا” می گوید: « مردم یک کتاب را ازروی جلدش قضاوت می کنند، ما ممکن است بهترین محصول را با بالاترین کیفیت، مفید ترین نرم افزار و غیره داشته باشیم اما تا زمانی که آنها را در قالبی نامناسب ارائه کنیم به همین صورت خواهد بود ولی اگر در چارچوبی حرفه ای و خلاق ارائه شوند به ظرفیت های دلخواه خود دست پیدا می کنیم.»

رموز موفقیت "پیر امیدیار" بنیانگذار ایرانی تبار ebay

رموز موفقیت «پیر امیدیار» بنیانگذار ایرانی‌تبار سایت ebay جاده ابریشم قرن بیست‌ویکم 

وقتی پیر امیدیار سایت eBay.com را به عنوان یک نوع سرگرمی راه‌اندازی کرد، فکرش را هم نمی‌کرد روزی صاحب بزرگ‌ترین بازار اینترنتی جهان شود که روزانه چهار میلیون حراج در آن صورت می‌گیرد، هر 24 ساعت نیم میلیون گزینه برای خرید در آن وارد می‌شود و ارزشی معادل ده میلیارد دلار پیدا می‌کند.

پس از خواندن مقالات مختلفی در مورد eBay و موسسش، مطالب جالبی یاد گرفتم که فکر می کنم برای کسی که بخواهد یک کسب و  کار جدید را شروع کند میتواند مفید باشد، در ادامه این مطالب را نکته وار برایتان آورده ام.

1– امتحان کنید.

امیدیار می‌گوید وقتی به دست‌آوردهای افراد موفق نگاه می‌کنی و می‌گویی: «عجب  کار سختی بوده!»، مطمئن باش  کار سختی بوده و وقتی به  کار هایی نگاه می‌کنی که به نظر آسان می‌رسند، احتمالا آن‌ها هم سخت بوده‌اند. تا وقتی خودت دست به  کار ی نزنی، هیچ وقت نمی‌فهمی که واقعا چه‌طور بوده است. تو در بعضی چیزها شکست خواهی خورد، این تجربه ی آموزنده‌ای است که تو نیاز داری آن را با خودت ببری و در تجربه بعدی‌ات استفاده کنی.

 2– دنبال علایقتان بروید.

موسسeBay تاکید می کند، اگر به چیزی خیلی علاقه داشته باشی و سخت کار کنی، فکر می‌کنم موفق خواهی شد. ولی اگر تجارتی را شروع کنی به این امید که کلی پول پارو کنی، احتمالاً موفق نخواهی شد. چون این دلیل اشتباهی برای شروع یک  کار تجاری است.

تو باید واقعاً به کاری که داری انجام می‌دهی، باور داشته باشی، باید آن‌قدر به آن علاقه داشته باشی که بتوانی زمان و تلاش لازم را برای رساندن آن کار به موفقیت ، کنار بگذاری. آن وقت است که به موفقیت خواهی رسید.

وی می‌گوید من به دنبال چیزی بودم که از انجام دادنش لذت می‌بردم. در واقع علاقه خودم را دنبال می‌کردم. اگر از کار لذت ببرید، دیگر کار حساب نمی‌شود .من همیشه دوست داشتم با کامپیوترها سرو کار داشته باشم، محرک و انگیزه من این بود که بتوانم نرم‌افزاری ایجاد کنم که برای آدم‌ها سود داشته باشد و بر روی آن‌ها تاثیر بگذارد. کاری که من می‌کردم واقعاً کار نبود، مانند این بود که دارم تفریح می‌کنم.

3– از چیزهای اطرافتان ایده بگیرید.

شبى در سال 1995 امیدیار، مهندس جوان برنامه نویس ایرانى الاصل، با نامزدش که عاشق جمع آوری Pez بود،Pez یک نوع شیرینى است که معمولا در یک ظرف کوچک پلاستیکى به شکل عروسک قرار میگیرد، مشغول خوردن شام بود که نامزدش ازآنکه شریکى براى ایجاد یک کلکسیون Pez در سانفراسیسکو ندارد گله کرد.

امیدیار به او پیشنهاد کرد که از اینترنت براى پیدا کردن شریک تجارى استفاده کند. بنابراین وی در وب سایت کوچک خود براى نامزدش بخشى را براى این موضوع آماده کرد و نام آن را Auction Web گذاشت، برنامه ایکه او برروى وب سایت شخصى خود ایجاد کرد و به کاربران امکان لیست کردن وسایل مختلف خود از جمله کلکسیون نامزدش را می داد.

وقتی امیدیار به مساله از دید خودش نگاه کرد، شیفته حل چالش فنی راه‌اندازی یک بازار اینترنتی برای حراج شد. حالا همسر امیدیار بیشتر از 400 عدد Pez در کلکسیون خود دارد!

 4– هر چیزی امکان پذیر است.

کار بر روی eBay از یک روز تعطیل وقتی امیدیار 28 ساله بود، شروع شد. روز 4 سپتامبر 1995، اولین روز کار سایت حراج اینترنتی امیدیار بود. پدربزرگ eBay، سایتی بود به نام Auction Web که حتی میزبان مستقلی هم نداشت. خدمات این سایت در ابتدا به رایگان ارایه شد و پس از مدتی برای تامین هزینه‌های میزبان اینترنتی، قرار شد تا از هر حراج کمیسیون دریافت شود.

مبدع eBay ، به صورت کاملا اتفاقی یک دستگاه فتوکپی را به صورت آنلاین به فروش گذاشت و خوشبختانه خریدار هم برای آن پیدا شد. وقتی به خریدار اعلام کرد که دستگاه شکسته است، فرد خریدار اظهار داشت که «من یک کلکسیونر فتوکپی‌های شکسته هستم». این زمانی بود که امیدیار متوجه شد که هر چیزی امکان پذیر است.

و این آغاز بزرگ‌ترین سایت خرید و فروش اجناس دست دوم در جهان بود.…

 5– کسب سود را هدف اصلی خود قرار ندهید، سود خودش می آید !

امیدیار با دریافت مبلغ ناچیزی بین 25 سنت تا دو دلار به فروشندگان اجازه داد که اجناس خود را براى شرکت در حراج در سایت eBay معرفى کنند. همچنین درصدى از خریدوفروشها به او میرسید و به این ترتیب eBay موجب شد که فروشندگان و خریداران با هم به راحتى به خرید و فروش بپردازند.

بنیانگذار ایرانی eBay: همه چیز را برنامه ریزی نکنید!

در حال حاضر، حجم گردش سرمایه از طریق eBay از 8 میلیارد دلار فراتر رفته است ، درآمد سایت نیز بالغ بر 2 میلیارد دلار است و تنها در آمریکا بیش از نیم میلیون کاربر ثبت شده دارد.

6– به فکر کمک کردن به مردم هم باشید!

امیدیارمی‌گوید من همیشه به کمک کردن به مردم براى آنکه از آنچه که هستند بهتر باشند معتقد هستم.

همواره انگیزه نوشتن نرم‌افزارهایی که فایده‌ای داشته باشند یا روی آدم‌هایی که از آنها استفاده می‌کنند، تأثیر بگذارند ، من را به جلو می‌برد. برای همین من از نرم‌افزارهایی که به درد بازار مصرف مردم می‌خورد و این فکر که قادر باشی یک کار خوب انجام بدهی، انگیزه می‌گرفتم.

 7– یک کار جدید انجام دهید.

استاد تجارت الکترونیک ما می‌گوید : من اشتیاق وعلاقه شدیدی دارم برای حل مسائلی که فکر می‌کنم می‌توانم آنها را با راه جدیدی حل کنم. منظورم این است که انجام یک کار جدید به ما آدم‌ها حس غرور می‌دهد.

ایده eBay نیز اینگونه بود، فکر من فقط کمک به آدم‌هایی بود که می‌خواستند با همدیگر در اینترنت دادو ستد کنند، مردم فکر می‌کردند این کار غیرممکن است، آنها می‌گفتند آخر چطور میتوانند از طریق اینترنت به همدیگر اعتماد کنند؟ (حواستان باشد داریم از سال 1995 حرف میزنیم.) چطور می‌توانند همدیگر را بشناسند؟ ولی من فکر می‌کردم تصورات مردم احمقانه است، چون آدم‌ها اساساً خوب و درست کار هستند.

این فکر خیلی مرا تحریک کرد، من باید به مردم نشان بدهم که فکرشان درست نیست.

8 — احترام به دیگران فراموش نشود.

کل ایده eBay این است که با دیگران طوری رفتار کنید که انتظار دارید با خودتان رفتار کنند. این گونه است که مردم می‌توانند با یکدیگر تجارت کنند.

در سال 1999، سایت چندین بار دچار وقفه در خدمات‌دهی شد که یکی از آن‌ها 22 ساعت به طول انجامید. اما امیدیار به فکر بازپس گرفتن اعتماد کاربران بود، در آن روز شرکت با برقراری 10,000 تماس تلفنی با کاربران اصلی سایت، از آن‌ها عذرخواهی کرد و به آن‌ها اطمینان داد که همه چیز به سرعت به وضع طبیعی باز می‌گردد. با همین فعالیت‌های امیدیار بود که دیگر سایت‌های حراج آمدند و رفتند، اما eBay باقی مانده و هم‌چنان در حال رشد است.

 9– از افراد متخصص کمک و راهنمایی بگیرید.

eBay که از ابتدا با هدف ایجاد بازاری برای فروش اجناس و سرویس‌های افراد مختلف بوجود آمده بود، در سال 1998 شروع به گسترش نمود.

پیر از خانم “مگ وایتمن” (Meg Whitman) که فارغ‌التحصیل دانشکده تجارت دانشگاه‌ هاروارد بود برای کمک در این فرآیند دعوت به عمل آورد.

مگ کارمندان اصلی خود را از کمپانی‌های دیسنی و پپسی انتخاب کرد و یک تیم مدیریتی مجرب با حداقل 20 سال تجربه کاری فراهم کرده و دیدگاه بی‌نظیری برای سازمان بوجود آورد.

 ایده ها، پشتکار و برنامه ریزى این جوان ایرانى تبار، وى را در لیست موفق ترین و ثروتمند ترین افراد جهان قرار داد، امیدوارم ارایه این نکات که از میان زندگینامه و سخنان این جوان خلاق گردآوری ونتیجه گیری شده بود شما را رهنمونی باشد برای رسیدن به آینده ای روشن.