5 راز موفقیت
نبوغ را می توان همانند تکامل بیولوژیکی دانست که نیازمند نسلی غنی و غیرقابل پیش بینی از گزینه ها و احتمالات متنوع است. به این ترتیب این فکر است که باعث استمرار بهترین ایده ها در راستای توسعه و ارتباطات آینده می شود. جنبه مهم این نظر به این است که شما بایستی ابزارهائی برای ایجاد تنوع در ایده هایتان را در اختیار داشته باشید و برای اثربخشی واقعی، این تنوع باید، ”کور“ باشد. این ”تنوع کور“ باعث عزیمت از دانش بازآفرینی (حفظی) به آفرینشگری می شود.
پژوهشگران فراوانی قصد توصیف و مستندسازی روش تفکر نوابغ را داشته اند. آنان با مطالعه و بررسی دفترچه های خطارات ارجاعات، مکالمات و ایده های بزرگترین متفکران جهان کوشیده اند تا راهبردهای ویژه تفکر نوابغ و الگوهای فکری آنان را که بتوانند گستره حیرت انگیزی از ایده های بکر و اصیل را بیافریند، کشف نمایند. اکنون به هشت مورد از راهبردهائی که در الگوهای اندیشه نوابغ خلاق (در تاریخ علم هنر و صنعت) مشترک است، اشاره می کنیم:
۱) نوابغ از دریچه های مختلف به مسئله نگاه می کنند. نوابغ اغلب به دنبال یافتن نگرشی نو هستند که تاکنون دیگران آنها را برنگزیده اند. لئوناردو داوینچی معتقد بود که برای کسب دانش راجع به قالب یک مسئله باید یاد بگیریم که چگونه آن را از راه های گوناگون بازسازی کنیم، او اعتقاد داشت که اولین نگرش ما، به یک مسئله به شدت متأثر از نگرش معمول و روزمره مان است. او مسئله خود را ابتدا از یک نگاه، بعد از نگاهی دیگر و نگاه های دیگر یکی یکی بازسازی می کرد. با هر تغییر، درک او از مسئله عمیق تر شده و به همان اندازه فهم اصل مسئله نزدیکتر می شد.
۲) نوابغ افکار خود را به تصویر می کشند، انفجار خلاقیت در عصر رنسانس به شدت متأثر از تدوین و توزیع دانش عظیم و گسترده نقاشی، طراحی و نمودارهائی همچون نمودارهای مشهور داوینچی و گالیله بود.
نوابع بعد از آنکه حداقل توانائی های خاص گفتاری را به دست می آورند، به دنبال افزایش مهارت های تصویری (دیداری) و تجسمی خود می روند تا بتوانند، اطلاعات را به روش های مختلف نمایش دهند.
وقتی انیمیشن با مسئله ای مواجه می شد، همواره لازم می دید تا موضوع خود را به تمامی روش های ممکن (همچون نمودار ها) فرموله نماید. او ذهنی بسیار تصویری داشت و به جای اندیشیدن در چارچوب های خشک استدلال های ریاضی و گفتاری، در قالب گزاره های تصویری و قضائی فکر می کرد.
۳) نوابغ تولید می کند، یکی دیگر از ویژگی های متمایز نوابغ، باروری و استعداد تولید سرشار آنان است. توماس ادیسون ۱۰۹۳ اختراع ثبت نموده و همچنان سرآمد مخترعین است. با مطالعه ای که ”دین کیت سایمونتون“ از دانشگاه کالیفریا روی ۲۰۳۶ دانشمند انجام داد، دریافت که معتبرترین دانشمندان، فقط آثار گرانقدر خلق نکرده اند بلکه انبوهی از کارهی بد و نامطلوب نیز داشته اند و از حجم عظیم و کمیت کار آنان، کیفیت نیز سربرآورده است.
۴) نوابغ، ترکیباتی بدیع می آفرینند. سیمونتون در کتاب ”نابغهٔ علمی“ (۱۹۸۹) تصریح می کند که نوابغ به جای اینکه صرفاً کارها را براساس ذوق و استعداد انجام دهند، بیشتر ترکیبات بدیع و نو می آفرینند. یک نابغه نیز همچون یک کودک بسیار بازیگوش که با مجموعه ای از بلوک های ساختمانی سرگرم می شود دائماً در حال تجزیه و ترکیب ایده ها، تصاویر و افکار به روش های مختلف در ضمیرهای خودآگاه و ناخودآگاه خویش است.
۵) نوابغ، روابط را تقویت می کنند. اگر الگوئی از تفکر، نشانگر نبوغی خلافه باشد، همانا متأثر از توانائی کنار هم گذاشتن موضوعات نامرتبط است. این توانائی در به هم ربط دادن مقولات مجزا، نوابغ را قادر می سازد تا چیزهائی را ببینند که دیگران نمی توانند ببینند. داوینچی سعی کرد تا رابطه ای بین صدای رنگ و سنگی که در آب می افتد، ایجاد کند. این نکته، باعث کشف این اصل شد که صدا همچون موج حرکت می کند.
7 اصل خلاقیت داوینچیداوینچی، هفت اصل برای خلاقیت دارد...
۱) کنجکاوی : کنجکاوی سیر نشدنی در برخورد با زندگی و تلاش بی امان برای یادگیری مستمر
۲) تجربه اندوزی : تعهد و آزمودن دانش از طریق تجربه ، مداومت و میل به درس گرفتن از اشتباهات
۳) تقویت حواس : پالایش پیوسته ی حواس و به خصوص حس بینایی به منظور جان بخشیدن به تجربه
۴) توجه به ناشناخته ها : توجه به روبه رو شدن با الهامات ، پیچیدگی ها و تردیدها
۵) نگرش سیستمی : تعادل علم و هنر، منطق و تصور
۶) توجه به جسم : پرورش زیبایی، وقار، مهارت، آمادگی جسمانی و حالت
۷) تفکر مرتبط : توجه به ارتباط متقابل میان همه اشیا و پدیده ها
هر روز چه چیزی یاد خواهید گرفت ؟
من واقعا" عاشق زندگی هستم. البته لحظاتی هم شده که با مشکلات روبه رو شدم ولی روزی نبوده که سپاس گزار زندگی ام نباشم. شاید مواقعی بوده که فکر کرده ام زندگی عادی و معمولی است و هیچ هیجانی ندارد ولی این فکر طولانی مدت نبوده است. پس از خودم به خاطر این افکار معذرت خواسته ام و سعی کرده ام که برای ادامه ی زندگی ام، هیجانی ایجاد کنم.
● چه چیزی را بیش تر در مورد زندگی تان دوست دارید؟
اخیرا" کسی از من پرسید که چه چیزی را در زندگی ام بسیار دوست دارم و دلیلم برای این مورد چیست؟ خیلی برای پاسخ دادن به این سؤال فکر کردم و احساس کردم که چه سؤال جالبی از من پرسیده شده است. در انتها به این نتیجه رسیدم که مواجه با آدم های متفاوت و آموختن از آن ها را بسیار دوست دارم.
چرا که از هر کدام شان چیزی یاد می گیرم. از افرادی که با بیماری های ناعلاج مقابله کرده اند و پیروز شده اند، مقاومت کردن را یاد گرفته ام. از نخبگان و افراد بسیار موفق یاد گرفته ام که متکبر نباشم. از افراد بسیار ثروتمند آموخته ام که بخشنده باشم. پس افراد متفاوت آگاهانه یا ناآگاهانه به من یاد داده اند که در زندگی ام انسان بهتری باشم.
درس هایی که از دیگران یاد می گیریم می تواند درس زندگی، رهبری، مدیریت، درست کاری، نفوذ، قدرت، فروتنی، ترس، سلامت، موفقیت، شادی و ... باشد. پس درسی که از دیگران می آموزیم، فراتر از آن چیزی است که در کتاب ها و مقالات، دستگیرمان می شود. در رویارویی با مردم با افردی جذاب، الهام بخش، کنجکاو، شگفت انگیز، گیج کننده، خودخواه، ترسو، شجاع و عمیق، مواجه می شویم. هر کدام دارای تجربیات متفاوت و البته معلمینی شگفت انگیز هستند. این وظیفه ی ما است که از هر کدام بیاموزیم.
بیانیه ای که برای زندگی ام نوشته ام را با شما قسمت می کنم تا شما هم از آن استفاده کنید. "جهان کلاس درس من است و هر روز یک درس جدید به من می آموزد و هرکسی را که ملاقات می کنم، معلم من است." پس بستگی به خودمان دارد که در مواجه با افراد متفاوت چه چیزی از آن ها یاد بگیریم و برخوردمان با آنان چگونه باشد.
گوش دادن به دیگران در این زمینه کمک بزرگی برای مان خواهد بود. بستگی به توانایی های خودمان در بهره برداری از دیگران هم دارد که در مواجه با آنان وقت مان را تلف نکنیم و حداکثر استفاده را از مصاحبت افراد ببریم.
10 روش شگفت انگیز از زندگی انیشتین
۱) کنجکاوی را دنبال کنید
“من هیچ استعداد خاصی ندارم .فقط عاشق کنجکاوی هستم “
چگونه کنجکاوی خودتان را تحریک می کنید ؟ من کنجکاو هستم. مثلا پیدا کردن علت اینکه چگونه یک شخص موفق است و شخص دیگری شکست می خورد .به همین دلیل است که من سال ها وقت صرف مطالعه موفقیت کرده ام . شما بیشتر در چه مورد کنجکاو هستید ؟
پیگیری کنجکاوی شما رازی است برای رسیدن به موفقیت.
۲) پشتکار گرانبها است
“من هوش خوبی ندارم، فقط روی مشکلات زمان زیادی میگذارم”
تمام ارزش تمبر پستی توانایی آن به چسبیدن به چیزی است تا زمانی که آن را برساند.مانند تمبر پستی باشید ؛ مسابقه ای که شروع کرده اید را به پایان برسانید .
با پشتکار می توانید به مقصد برسید.
۳) تمرکز بر حال
پدرم به من می گفت نمی توانی در یک زمان بر ۲ اسب سوار شوی .من دوست داشتم بگویم تو می توانی هر چیزی را انجام بدهی اما نه همه چیز .یاد بگیرید که در حال باشید.تمام حواستان را بدهید به کاری که در حال حاضر انجام میدهید.
انرژی متمرکز، توان افراد است، و این تفاوت پیروزی و شکست است .
۴) تخیل قدرتمند است .
“تخیل همه چیز است .می تواند باعث جذاب شدن زندگی شود .تخیلی به مراتب از دانش مهم تر است “
آیا شما از تخیلات روزانه استفاده می کنید ؟ تخیل از دانش مهم تر است ! تخیل شما پیش نمایش آینده شما است .نشانه واقعی هوش دانش نیست ، تخیل است.
آیا شما هر روز ماهیچه های تخیلتان را تمرین می دهید ؟اجازه ندهید چیزهای قدرتمندی مثل تخیل به حالت سکون دربیایند.
۵) اشتباه کردن
“کسی که هیچ وقت اشتباه نمی کند هیچ وقت هم چیز جدید یاد نمیگیرد “
هرگز از اشتباه کردن نترسید .اشتباه شکست نیست .اشتباهات شما را بهتر،زیرک تر و سریع تر می کنند، اگر شما از آنها استفاده مناسب کنید . قدرتی که منجر به اشتباه می شود را کشف کنید .
من این را قبل گفته ام ،و اکنون هم می گویم ، اگر می خواهید به موفقیت برسید اشتباهاتی که مرتکب می شوید را ۳ برابر کنید .
۶) زندگی در لحظه
“من هیچ موقع در مورد آینده فکر نمی کنم ،خودش بزودی خواهد آمد”
تنها راه درست آینده شما این است که در “همین لحظه ” باشید .
شما زمان حال را با دیروز یا فردا نمی توانید عوض کنید .،بنابراین این از اهمیت فوق العاده برخوردار است، که شما تمام تلاش خود را به زمان جاری اختصاص دارید .این تنها زمانی است که اهمیت دارد ، این تنها زمانی است که وجود دارد .
۷) خلق ارزش
“سعی نکنید موفق شوید ، بلکه سعی کنید با ارزش شوید “
وقت خود را به تلاش برای موفق شدن هدر ندهید،وقت خود را صرف ایجاد ارزش کنید .اگر شما با ارزش باشید ،موفقیت را جذب می کنید
استعدادها و موهبت هایی که دارید را کشف کنید ، بیاموزید چگونه آن استعدادها و موهبت های الهی را در راهی استفاده کنید که برای دیگران مفید باشد .
تلاش کنید تا با ارزش شوید و موفقیت شما را تعقیب خواهد کرد .
۸) انتظار نتایج متفاوت نداشته باشید.
“دیوانگی : انجام کاری دوباره و دوباره و انتظار نتایج متفاوت داشتن “
شما نمی توانید کاری را هر روز انجام دهید و انتظار نتایج متفاوت داشته باشید ،به عبارت دیگر، نمی توانید همیشه کار یکسانی (کارهای روزمره) را انجام دهید، و انتظار داشته باشید متفاوت به نظر برسید.برای اینکه زندگی تان تغیر کند، باید خودتان را تا سر حد تغییر افکار و اعمالتان متفاوت کنید، که متعاقبا زندگی تان تغییر خواهد کرد.
۹) دانش از تجربه می آید .
“اطلاعات به معنای دانش نیست . تنها منبع دانش تجربه است “
دانش از تجربه می آید . شما می توانید درباره انجام یک کار بحث کنید ، اما این بحث فقط دانش فلسفی از این کار به شما می دهد .شما باید این کار را تجربه کنید تا از آن آگاهی پیدا کنید .تکلیف چیست ؟ دنبال کسب تجربه باشید !
وقت خودتون رو صرف یادگرفتن اطلاعات اضافی نکنید .دست بکار شوید و دنبال کسب تجربه باشید .
۱۰) اول قوانین را یاد بگیرید بعد بهتر بازی کنید.
“اگر شما قوانین بازی را یاد بگیرید از هر کس دیگر بهتر بازی خواهید کرد”
۲ گام هست که شما باید انجام بدهید .اولین گام این است که شما باید قوانین بازی که می کنید را یاد بگیرید ،این یک امر حیاتی است.گام دوم این که شما باید بازی را از هر فرد دیگری بهتر انجام بدهید .اگر شما بتوانید این ۲ گام را انجام دهید موفقیت از آن شما می شود.