تصمیم گیری بخشی از کارهای روزانه هر یکی از ماست و در طول شبانه روز هر کدام از ما در موقعیت هایی قرار می گیریم که ملزم به تصمیم گیری هستیم. دایره این تصمیمات از خردترین و ساده ترین تصمیمات روزمره تا مهمترین آنها را در برمی گیرد

تفکر غالب این است که براساس آنچه احساسات به ما می گویند و به سخن دیگر برپایه آنچه حس می کنیم، تصمیم بگیریم، اما مشکل اصلی این نوع رویکرد این است که اغلب تعصبات ما در این نوع تصمیم گیری به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه دخالت داده می شوند و در نهایت کار را خراب می کنند.

اما راه خلاصی از این تعصبات و رفتارهای غلط آگاه شدن نسبت به آنهاست. در صورتی که ما بدانیم کدام تفکرات اغلب نهادینه شده در ذهن ما غلط و نارواست، می توانیم بسیار سبک بال تر از گذشته تصمیم بهتری بگیریم.

این گزارش شما را هم از تعصبات و رفتارها غلط آگاه می کند و هم نکاتی برای تصمیم گیری بهتر به شما می آموزد:

۱. به دنبال "بهترین” گزینه بودن تنها وقت تلف کردن است

تحقیق زیاد از حد انجام دادن، حساسیت بیش از اندازه به خرج دادن و خوب و بد کردن های اضافی تنها وقت ما تلف کرده و حتی گاهی باعث می شود گیج شویم که بالاخره کدام درست و کدام غلط است.

۲. تقلید کورکورانه از تصمیمات دیگران اغلب فرجامی جز ناکامی ندارد

اینکه کسی در جایی با روشی موفق بوده است، دلیل بر این نیست که ما هم دقیقا با همان روش در جایی دیگر موفقیت کسب کنیم و به مرادمان برسیم، اتفاقا معمولا برعکس می شود که کورکورانه تقلید کردن از دیگران نتیجه اش می شود شکست.

۳. تعصب بیجا به غلط اعتماد به نفس کاذب به ما تزریق می کند

تعصب بیجا یعنی با خود و برای دیگران بگوییم که این است و جز این نیست! این امر به خودی خود اعتماد به نفس ما را در مسیر غلط افزایش می دهد و در واقع اعتماد به نفس کاذب ایجاد می کند و این یعنی گرفتن تصمیمات غلط.

۴. افراد قابل اعتماد معمولا بیش از حد در زمان های نامناسب، به دیگران اعتماد می کنند

افرادی که خود معتمد دیگران هستند، معمولا به دیگران هم اعتماد می کنند. لطفا اگر جزو این دست افراد هستید، تا از لیاقت طرف مقابل اطمینان حاصل نکرده اید تصمیم به اعتماد کردن به او نگیرید.

۵. اطلاعات زیاده از حد می تواند حقایق مهم را کمرنگ کند

اینکه فرد برای گرفتن تصمیمی به ویژه تصمیمات مهم در مورد موضوع مورد نظر اطلاعات کسب کند، دست به تحقیق بزند و بررسی های لازم را انجام دهد، بسیار خوب است. اما مراقب باشید این اطلاعات آنقدر زیاد نباشد که بخش های مهم را تحت تاثیر خود قرار دهد و شما را از آن بخش ها غافل کند.

۶. ذهن به پردازش تصمیمات پیچیده زمانی که ما خواب هستیم، ادامه می دهد

ذهن شما حتی زمانی که شما خواب هستید و استراحت می کنید هم به پردازش خود در باب تصمیم های سخت و پیچیده ادامه می دهد و چون خود شما مزاحمتی برایش ایجاد نمی کنید! در این زمان می تواند با فراغ بال بیشتری تصمیم بگیرد و به نتیجه برسد.

۷. در نظر گرفتن دیدگاه شخصی دیگران می تواند کمک کار ما در تصمیم گیری باشد

مشورت کنید لطفا. از اینکه دیدگاه خود را با افر اد آگاه و خبره در حوزه ای که می خواهید تصمیم بگیرید، در میان بگذارید، نهراسید. شاید نکاتی به شما بگویند که هرگز به ذهن خودتان نرسیده بود.

۸. همیشه مد نظر قرار دادن خطرات احتمالی توان ما را برای مقابله با خطرات بیشتر می کند

توجه به خطرات احتمالی و پیش بینی آنها ابدا به معنای ترس از تصمیم گیری نیست، بلکه برعکس شجاعت و تیزهوشی شما در گرفتن تصمیم های بهتر را بیشتر می کند و آگاهی تان را نیز نسبت به آنچه قرار است اتفاق بیفتد، افزایش می دهد.

۹. ترس از شکست مانع گرفتن تصمیم های درست می شود

اجازه ندهید کلمات و عباراتی چون "پیروزی” یا "شکست” به غول بی شاخ و دمی تبدیل شوند که فقط تصمیم گیری نهایی را برای شما سخت تر کنند. توجه بی حد و حصر به نتیجه کار که یا پیروری و یا شکست است، ترس شما را در مرحله مهم تصمیم گیری افزایش می دهد.

۱۰. گرفتن تصمیمات غیرمعمول اصولا نتایج بهتری دارد

سیاه و سفید یا خوب و بد دیدن مطلق مسائل مختلف در زندگی برای تصمیم گیری مثل سم است و به سادگی می تواند تصمیم را مسموم کند. گاهی باید حصارها را شکست و تصمیم هایی گرفت که بر پایه سیاه و سفید مطلق نیست.

چطور ایده های درهم را سر و سامان دهیم !

 آیا شما از آن دسته افرادی هستید که همیشه ایده های بسیار خوبی به ذهنتان خطور می کند اما هیچ گاه موفق نشده اید تا این افکار مثبت را تا به انتها دنبال نمایید و همگی به صورت نیمه کاره رها می شوند؟ از آنجایی که ممکن است این سوال در ذهن مخاطبان بسیاری وجود داشته باشد، فرصت را مغتنم شمردیم تا این مطلب را برای شما آماده کنیم، باشد که مقبول افتد!

سعدی علیه الرحمه در باب هشتم از گنجینه ی ارزشمند گلستان از آداب صحبت و حکمت سخن رانده و در بخشی از این باب می نویسد: «تلمیذ بی ارادت عاشق بی زرست و رونده بی معرفت مرغ بی پر و عالم بی عمل درخت بی بر و زاهد بی علم خانه بی در. مراد از نزول قرآن تحصیل سیرت خوبست نه ترتیل صورت مکتوب. عامی متعبد پیاده رفته است و عالم متهاون سوار خفته. عاصی که دست بر دارد به از عابد که در سر دارد. یکی را گفتند عالم بی عمل به چه ماند؟ گفت به زنبور بی عسل»

به درستی که استاد سخن به شیوایی به این نکته ظریف اشاره می کند که عالم بی عمل همچون زنبور بی عسل است. اما چطور می توانیم الهامات قلبی خود را نیمه کاره رها نکرده و آنها را به ماهیتی بیرونی و مفید فایده بدل سازیم؟ این کار گرچه پوسته ی ظاهری سخت و دشواری دارد، به سادگی قابل دست یابی است، کافی است با زومیت همراه شده و تا انتهای مطلب با این چهار گام با ما همراه باشید!

● گام نخست: ایده های خود را یک جا جمع کنید

نخستین و مهم ترین کاری که باید انجام دهید ایجاد یک «بانک ایده» است! بدین ترتیب قادر خواهید بود تا این همه ایده ای که مدام در سرتان بالا و پایین می روند را در جایی مکتوب کرده و ذهن خود را از آنها آزاد کنید. در حقیقت گام نخست برای حقیقی سازی ایده ها پیاده کردن آنها در جایی دیگر، خارج از ذهن است که بتوان در آینده به آنها نگاه کرده و هرگاه که سرکیف و ذوق بودیم به برآوردنشان همت گماریم. با این کار درمی یابیم که چه تعداد ایده در ذهنمان هست. بهترین ابزار نوآورانه برای این منظور استفاده از برنامه Wunderkit است و جالب اینکه نسخه تازه ای از این برنامه در حال آماده سازی است. از این برنامه گذشته، با یک جستجوی ساده در اینترنت می توانید به انبوهی از برنامه های مشابه دست یابید، برای نمونه:

برای ثبت ایده های بصری از برنامه های Evernote و Springpad استفاده کنید. هر دوی این نرم افزارهای کاربردی را می توان به سادگی مدیریت کرده و کلیه موارد دلخواه را در آنها وارد نمود. از این مهمتر هر دو را می توانید بر روی گوشی تلفن همراه خود سوار کرده و هم در اینترنت و هم در جیب مبارک در همه لحظه ها یک ابزار یادداشت برداری حرفه ای را دم دست داشته باشید.

برای ثبت ایده های متنی از برنامه های ResophNotes (که محبوب ترین برنامه یادداشت برداری تحت ویندوز است) و Notational Velocity (که انتخاب خوبی برای رایانه های مک محسوب می شود) بهره برداری نمایید. هر دوی این برنامه های کاربردی می توانند با همگام سازی برخط، ایده های تان را در سرویس های ابری نیز ذخیره نمایند تا در سیستم های گوناگون به آن دسترسی شایسته ای داشته باشید.

برای ثبت ایده های مبتنی بر وب از برنامه های بی نظیری چون Wunderlist ،Trello و Asana غافل نشوید. همگی این نرم افزارها را می توان ابزارهای مهم و کاربردی برای ثبت ایده های ذهنی و هزاران کاربرد دیگر به شمار آورد. اگر می خواهید تا با سایرین به خوبی همکاری و همراهی کنید، حتی این امکان در این برنامه ها هم پیش بینی شده است، گرچه همیشه به کارتان نمی آید.

بالاخره فرقی نمی کند که از چه ابزاری استفاده می کنید، حتی قلم و کاغذ (این یار قدیمی و نوستالوژیک!) نیز گره از مشکل ما باز کرده و تقریباً همان نتیجه ی مورد نظر را برای مان به ارمغان خواهد آورد. مهم آن است که از وسیله ای کمک بگیریم که بیشتر با سلیقه و سبک زندگی مان جور در می آید، وگرنه نتیجه یکی است. حال که ایده های خود را از ذهن استخراج کردید، قادرید تا هر زمان به آنها دسترسی شایسته ای داشته باشید. در واقع نگه داشتن این همه ایده در ذهن تنها به فراموشی و نابودی همه آنها منتج خواهد شد.

● گام دوم: ایده های خود را خوب بپرورانید

حال که ایده ی خود را در قالب یک کلمه، یک جمله یا تصویر و شکلی شماتیک ثبت کرده اید، نوبت آن رسیده تا این ایده را پرورانده و به آن شاخ و برگ هایی را بیافزایید. ممکن است ایده ی اولیه ی تان بسیار هوشمندانه باشد، اما این کافی نیست و برای تبدیل آن به واقعیتی نخبگانه، لازم است تا قدری به نقطه ی آغازین، خط هایی افزوده و از آن درختچه ای از افکار یکپارچه و متجانس بسازیم. به این کار در زبان انگلیسی Brainstorm یا طوفان ذهنی می گویند. بدین معنی که فرد فارغ از هر دسته بندی یا محدودیتی خاص، تمامی موارد مربوط به یک ایده ی واحد را بر روی کاغذ گردآوری کرده و پس از این مرحله به خوشه چینی و جداسازی این موارد می پردازد.

اگر در کار ساماندهی ایده های خود به صورت گام به گام با مشکل مواجه شده اید، بهتر است شیوه ی Mind mapping یا ایده نگاری ذهنی را نیز امتحان کنید. این فن در ادامه ی تکنیک طوفان ذهنی است و در واقع دسته بندی کردن موارد یادداشت شده در آن مرحله را شامل می شود. در این فاز، مواردی که شباهت های مفهومی به هم داشته و در امتداد یا خانواده ای یکسان قرار دارند را در یک شاخه جای خواهیم داد. برای این منظور برنامه های نرم افزاری متعددی هم نگاشته شده که خارج از حوصله این بحث است.

اگر جداً تصور می کنید که تکنیک های فوق به کارتان نمی آید، بهتر است همان قلم و کاغذ دوست داشتنی را برداشته و خیلی ساده ایده ی خود را بپرورانید و به آن شاخه و برگ هایی را اضافه کنید. پس از این مرحله توصیه می شود از انجام مراحل عملی ایده ی خود به صورت روزانه گزارش های مختصری تهیه کنید تا روند و روال آن را به خوبی داشته و مراحل نیل به موفقیت را ثبت و ضبط کرده باشید. بدین ترتیب با نگاه به کارنامه ی اقدامات انجام شده نه تنها شوق و میل تان به پیگیری کار دو چندان می شود بلکه نقاط قوت و ضعف و مواردی که هنوز به خوبی به آنها نپرداخته اید را خواهید دریافت. تازه، مستند کردن نحوه ی مقابله با مشکلات و راه حل های یافت شده، راهنمای خوبی برای آینده و بروز مشکلات مشابه است.

● گام سوم: اولویت بندی ایده ها و کار بر روی موارد مهم تر

خوشبختانه دشوارترین مرحله ی مدیریت ایده ها (یعنی ثبت آنها و پروراندن شان) را تا به اینجا به خوبی پیش رفته اید. حال می توانید با نگاه به آنها، این موارد را از نظر گذرانده، نقاط قوت و ضعف اش را نقد کرده و به بررسی آنها همت گمارید و برنامه هایی مناسب برای عملی سازی شان به کار گیرید. اگر شیوه ی خاصی برای این کار دارید بهتر است از همین تکنیک شخصی استفاده کنید، و به خاطر داشته باشید که شروع کردن خیلی مهم است و نباید کار را به فردایی که هرگز سر نمی رسد حواله کرد.

در همین حال اولویت بندی ایده هاوکار بر روی موارد مهم تر را از یاد نبرید. بهتر است ایده هایی که محدودیت و معذوریت زمانی دارند را نخست انجام دهید. منظور مواردی است که ممکن است با گذشت زمان بیات شده یا محصول نهایی آن جذابیت روز اول را نداشته باشد. مثلاً اگر نویسنده یک مجله آنلاین یا وبلاگ هستید، بهتر است اخبار را تا داغ است به صفحه بچسبانید وگر نه دیگر جذابیتی برای مخاطب نخواهد داشت. یا اگر برنامه نویس یا توسعه دهنده نرم افزاری هستید، بهتر است تا ایده تان را شخص دیگری به یک برنامه ویندوز ۸ بدل نکرده، کمر همت را ببندید! از یاد نبرید که ایده ها یک بازه عمر مفید دارند که پس از گذشت آن گرچه همچنان کاربردی باقی خواهند ماند، اما نمی توانند آن طور که باید و شاید برای صاحبش کسب موفقیت کنند. حتی ممکن است ایده ی تازه تری به ذهن خود شما خطور کند که جایگزین مورد قبلی باشد.

● گام چهارم: میزان تراکنش های حساب بانک ایده تان را بالا ببرید!

بازاریان رسم دارند که حتی اگر پول های سپرده حسابشان را خرج نمی کنند، با آن بازی کرده و گاه حساب به حساب می کنند تا میزان تراکنش و عملکرد ماهانه و سالانه به طور مجازی بالا برود. ماجرای بانک ایده نیز از این قاعده مستثنی نیست، نه تنها لازم است از موجودی ایده هایتان مرتباً استفاده کنید تا راکد نماند و نگندد، بلکه هر از گاهی به آن موجودی تا زه ای بیافزایید تا خدای ناکرده با ورشکستگی ذهنی مواجه نشوید.

چطور ایده های درهم و برهم خود را سر و سامان دهیم؟

حقیقت آن است که اگر می خواهید تا روزی به موفقیتی بی نظیر دست پیدا کنید، باید مرتباً فعالیت کرده و با جان و دل بکوشید. درست مانند مورچه ای که دانه به لانه می برد و گرچه بارها دانه می افتد و این موجود ریزه میزه را به سختی می اندازد، اما نومید نشده و دوباره آن را به دندان می گیرد. کلام آخر اینکه اگر این مراحل چهارگانه را مرتباً در پیش گرفته و به کار ببندید، مسلماً غایت الامر روزی ایده های عملی محبوبی خواهید داشت که برای شما موفقیت، شادکامی و حتی شهرت را به ارمغان می آورد.