بی نام ترین نام

تحلیل و ارزیابی تفکر

تفکر دو بعد اصلی دارد که آنهاییکه می‌خواهند متفکران انتقادی منصفی باشند باید در آن مهارت پیدا کنند. آنها باید بتوانند "بخش‌های" تفکر را شناسایی کرده و استفاده این بخش‌ها را به طریق زیر ارزیابی کنند:

کلیه استدلال‌ها هدفی را دنبال می‌کنند.
کلیه استدلال‌ها در تلاش برای کشف و استنباط چیزی، رسیدن به پاسخ یک سوال یا حل یک مشکل است.
کلیه استدلال‌ها بر پایه فرضیات استوار هستند.
کلیه استدلال‌ها از یک نقطه‌نظر ناشی می‌شوند.
کلیه استدلال‌ها بر پایه داده‌ها، اطلاعات و شواهد استوار هستند.
کلیه استدلال‌ها از طریق ایده‌ها و مفاهیم بیان می‌شوند. 
کلیه استدلال‌ها شامل استنتاجاتی است که از طریق آن به نتیجه می‌رسیم و به داده‌ها معنا می‌دهیم.
کلیه استدلال‌ها به جایی می‌‌رسد، مفاهیم و نتایجی در بر دارد.

سوالی که پیش می‌آید این است که، "افراد برای ارزیابی "بخش‌های" تفکر خود، به چه استانداردهای عقلانی درستی نیاز دارند؟ استانداردهای زیادی برای ارزیابی تفکر در موقعیت‌های مختلف وجود دارد اما بعضی از این استانداردها جهانی هستند (یعنی با هر تفکری قابل اجرا است): وضوح، دقت، ربط، عمق، وسعت و منطق.

استدلال خوب به این بستگی دارد که فرد بتواند به خوبی این استانداردهای جهانی را به عناصر (یا بخش‌های) تفکر اعمال کند.

در زیر راهبردهایی برای کمک به افراد برای ارتقای توانایی‌های استدلالی خود عنوان می‌کنیم:

کلیه استدلال‌ها هدفی را دنبال می‌کنند:


برای عنوان کامل و درست هدف خود وقت بگذارید. 
هدف خود را از اهداف مرتبط متمایز کنید.
مرتباً چک کنید تا مطمئن شوید که در جهت هدف خود پیش می‌روید.
اهدافی مهم و واقع‌بینانه انتخاب کنید.


کلیه استدلال‌ها در تلاش برای کشف و استنباط چیزی، رسیدن به پاسخ یک سوال یا حل یک مشکل است :


وقت بگذارید تا سوالتان را به دقت و درستی مطرح کنید.
سوال را به طرق مختلف بیان کنید تا مفهوم و حوزه آن مشخص شود.
سوال را به چند سوال فرعی (زیرپرسش) تبدیل کنید.
تشخیص دهید که سوالتان فقط یک پاسخ درست دارد، بستگی به نظر دارد یا به استدلال بیش از چند نقطه‌نظر نیاز دارد.

کلیه استدلال‌ها بر پایه فرضیات استوار هستند:

فرضیات خود را به وضوح مشخص کیند و تعیین کنید که قابل‌توجیه هستند یا خیر.
ببینید فرضیاتتان چطور نقطه‌نظرتان را شکل می‌دهند.

کلیه استدلال‌ها از یک نقطه‌نظر ناشی می‌شود:


نقطه‌نظرتان را مشخص کنید.
نقطه‌نظرات دیگر را پیدا کنید و میزان قدرت و ضعف آنها را مشخص کنید.
سعی کنید در ارزیابی همه نقطه‌نظرات، منصف باشید.

کلیه استدلال‌ها بر پایه داده‌ها، اطلاعات و شواهد استوار هستند:

ادعاهای خود را به آنهایی که توسط داده‌هایتان تایید می‌شوند، محدود کنید.
اطلاعاتی را جستجو کنید که مخالف با موضع شما و موافق با آن باشد.
مطمئن شوید همه اطلاعات مورداستفاده، واضح، مشخص و مرتبط با سوال موردنظر باشند.
مطمئن شوید که به اندازه کافی اطلاعات جمع‌آوری کرده‌اید.

کلیه استدلال‌ها از طریق ایده‌ها و مفاهیم بیان می‌شوند:

مفاهیم اصلی را مشخص کرده و به وضوح توضیح دهید.
مفاهیم جایگزین را تعریفات دیگری برای آن مفاهیم در نظر بگیرید.
دقت کنید که مفاهیم را با توجه و درستی استفاده کنید.

کلیه استدلال‌ها شامل استنتاجاتی است که از طریق آن به نتیجه می‌رسیم و به داده‌ها معنا می‌دهیم:

تنها چیزی که از شواهد پیداست را استنتاج کنید.
فرضیاتی که شما را به استتتاجاتتان می‌رساند را مشخص کنید.

کلیه استدلال‌ها به جایی می‌‌رسد، اشارات و نتایجی در بر دارد:

اشارات و نتایجی که از استدلالتان به دست می‌آید را دنبال کنید.
به دنبال اشارات مثبت و همچنین منفی باشید.
کلیه نتایج ممکن را در نظر بگیرید.

لبخند بزن و بگو، "سیب!"

آیا از عکس گرفتن متنفرید چون همیشه در عکس‌ها بد می‌افتید؟ آیا همیشه به آن دوستتان که در عکس‌ها عالی و بدون اشکال می‌افتد حسودی می‌کنید؟بااینکه فتوژنیک بودن در بعضی‌ها ژنتیکی است اما راهکارهایی وجود دارد که می‌توانید به کار گیرید تا در عکس‌ها بهتر بیفتید. 

مراحل

1. فتوژنیک بودن به توانایی جذاب دیده شدن در عکس‌ها اطلاق می‌شود.

فتوژنیک بودن به توانایی جذاب دیده شدن در عکس‌ها اطلاق می‌شود. اینکه طبیعتاً زیبا باشید ارتباطی به فتوژنیک بودن در عکس‌ها ندارد. فتوژنیک بودن یعنی بدانید چطور بهترین حالت خودتان را به دوربین نشان دهید. این شامل تکنیک‌های اکتسابی می‌شود مثل علم مربوط به بهترین پس‌زمینه، نورپردازی و قرارگیری بدن. 

• سعی کنید تکنیک‌های زیر را طوری یاد بگیرید که جزء طبیعت وجودتان شوند و غیرارادی انجامشان دهید.
• هرچه فرصت‌های بیشتری برای تمرین جلوی دوربین داشته باشید، بهتر است.
• طبیعت دوبعدی عکس باعث می‌شود درک از عمق را از دست بدهیم؛ برای بعضی‌ها این باعث می‌شود چطور جذاب دیده شدن در دنیای واقعی را هم از دست بدهند.

 

2. لباستان اهمیت دارد.

به لباستان اهمیت دهید. حتی اگر قرار نیست عکسی از شما گرفته شود، اینکه بدانید چطور خودتان را نشان دهید، میزان جذابیت شما را تعیین می‌کند. سبک لباس پوشیدن و رنگبندی لباس‌ها بر جذابیت فتوژنیک شما در عکس‌ها تاثیر می‌گذارد.

لباس‌های درست انتخاب کنید. رنگ در خوب بودن عکس مهم است. طرح‌های لباس بر ظاهر شما اثر می‌گذارد، مثلاً راه‌راه‌های افقی شما را پهن‌تر به نظر می‌رساند  و پوشیدن لباس یکرنگ، باعث می‌شود تعریف‌نشده و بیش از اندازه آرام به نظر برسید. بهترین رنگ‌ها رنگ‌های خنثی و جامد است.

• رنگ‌هایی برای لباستان انتخاب کنید که مناسب شما باشد. بعضی رنگ‌ها با بعضی رنگ‌پوست‌ها جور است درحالیکه بعضی دیگر اصلاً به آن رنگ‌پوست نمی‌آید. همچنین رنگ موهایتان را هم باید در نظر داشته باشید. 
• از رنگ‌های قرمز، سیاه و سفید خودداری کنید. دوربین‌های دیجیتال با این سه رنگ مشکل دارند و کانتراست بالایی از آنها نشان می‌دهند.
• نکته: این فقط برای دوربین‌هایی که روی "اتوماتیک" تنظیم است صدق می‌کند. دوربینی که روی اتوماتیک تنظیم است به جای فرد عکاس فکر می‌کند. عکاس حرفه‌ای دوربین خود را خیلی خوب می‌شناسد و می‌تواند بهترین قرمز، سیاه و سفید را تنظیم کند و برای هیچ رنگی که انتخاب کنید مشکل نخواهد داشت. فقط دقت کنید عکاس به صورت دستی “white balance” دوربین را تنظیم کرده باشد.

3. صورت و آرایشتان اهمیت دارد.

به صورت و آرایشتان اهمیت دهید. کارهای زیادی برای بهتر کردن آنچه ذاتی به شما داده شده است می‌توانید انجام دهید. اصلاح کردن عیب و ایرادهای عمومی برای عکس خیلی مهم است.

• لکه‌های پوستتان را بپوشانید. یک نکته بد درمورد عکس این است که چون عکس تصویر یخ‌زده از یک لحظه شما در زمان است، نمی‌تواند همه ویژگی‌های خوب شما را نشان دهد. نکته خوب عکس هم این است که می‌توانید خیلی راحت خیلی ایراداتی که دوست ندارید را پنهان کنید. مراقب رنگ آرایشتان باشید:  رنگ‌های آرایش در عکس غلیظ‌تر می‌شوند. مدلینگ عکس تکنیک‌ها و اصول خاصی دارد که از زیبا دیده شدن در حالت عادی متفاوت است. 
• کمتر از برق (شاین) استفاده کنید. خیلی مهم است که در ناحیه بینی و پیشانی از برق استفاده نکنید. این مسئله در روزهای گرم اهمیت بیشتری دارد زیرا حتی سرمایی‌ترین ما ممکن است جلوی لنز دوربین کمی عرق کند.
• از آرایش برای پوشاندن قرمزی روی پوست که در عس‌ها بدمنظره می‌شود، استفاده کنید.
• عکس درواقع شکل یک چیز را ثبت نمی‌کند بلکه آن را از طرح‌های نور و سیاه مشخص می‌کند. سایه زدن با آرایش (که قوانینی دارد) می‌تواند یک صورت بدون شکل و نازیبا را زیبا نشان دهد به شرط آنکه بتواند تضاد خوبی با نور و سایه واقعی ایجاد کند. 
• برای از بین بردن قرمز شدن چشم در عکس‌ها از تکنیک eye drop در فتوشاپ استفاده کنید. خیره شدن به یک منبع نور برای چند لحظه مردمک چشم شما را کوچکتر کرده و احتمال قرمز افتادن چشم را کمتر می‌کند (بااینحال به نور خورشید خیره نشوید!). اگر در فرایند عکس گرفتن، کمی آماده‌سازی‌ وجود دارد، بهتر است به نور فلش خیره نشوید زیرا مردمک‌های بزرگ جذاب‌تر هستند.
• موهایتان را خوب شانه کنید. موهای شل و وارفته یا وز شده در عکس بسیار بد دیده خواهد شد. از طرف دیگر، نباید موها را صاف به پشت سر دم‌اسبی بست یا شانه کرد.

 

4. تعادل صورتتان را حفظ کنید.

به صورتتان در آینه نگاه کنید. این آن صورتی نیست که در عکس خواهد افتاد. حالا به انعکاس خودتان خیره شوید. بعد از چند دقیقه صورتتان به ظاهر عادی خود می‌رسد. حالا ناحیه چشم‌هایتان را غیرفعال کنید و ناحیه لب‌ها را فعال کنید. دندان‌هایتان را قفل نکنید. فقط کافی است که فک بالا و پایینتان روی هم قرار گرفته باشند. اگر با دهان باز لبخند می‌زنید، نباید اجازه دهید لب بالایی‌تان قسمت زیادی از لثه‌هایتان را نشان دهد. اگر پوستتان تیره است باید حتماً لبخند بزنید و دقت کنید که لبخندتان کوچک باشد. در عین حال، کمی گوشه‌های چشمتان را جمع کرده و ابروهایتان را بالا ببرید. این تمرین را هر روز جلوی آینه انجام دهید. ظرف یک ماه برایتان به عادت تبدیل شده و هر بار که کسی خواست از شما عکس بگیرد، همانطور لبخند خواهید زد.

5. روی زاویه‌ها کار کنید.

همه مسائل مربوط به کار کردن با دوربین هم اسرارآمیز نیست: بیشتر افراد خوش‌عکس می‌دانند که کدام زاویه‌ها برای آنها بهتر است و بیشتر وقت‌ها روی آن زاویه عکس می‌گیرند. علاوه‌براین، چند حقه هم وجود دارد که می‌توانید از آنها بهره ببرید:

• بهترین زاویه خود را کشف کنید. پیدا کردن زاویه درست صورتتان ممکن است کار سختی باشد. با دوربین دیجیتال آزمایش و امتحان کنید تا بتوانید فوراً نتیجه هر حالت را ببینید. خیلی زود خواهید فهمید که صورتتان در کدام زوایا بهتر است. وقتی این را فهمیدید، برای عکس گرفتن در آینده از همین زوایا استفاده کنید.
• حالت کلاسیک عکس گرفتن این است که بدنتان را به صورت سه‌رخ قرار دهید، طوریکه یک پا جلوی پای دیگر قرار گیرد و یکی از شانه‌هایتان نسبت به دیگری به دوربین نزدیک‌تر باشد. خانم‌ها معمولاً به صورت غیرارادی این کار را می‌کنند اما برای مردها که معمولاً صاف جلوی دوربین می‌ایستند این کار سخت‌تر است. اگر سرتان را کمی به بغل خم کنید و مستقیم را نگاه کنید، در هر حالتی هم که ایستاده باشید به نظر می‌رسد که نگاهی مستقیم به بیننده دارید. بااینحال مثل مُدل‌ها عکس گرفتن برای همه هم مناسب نیست و اگر این حالت در عکس‌های خانوادگی تکرار شود، یکنواخت و خسته‌کننده می‌شود.
• اگر در عکس نشسته هستید، کمی به بدنتان زاویه دهید.
• سعی کنید موقعی که عکس گرفته می‌شود، به کمی بالاتر از دوربین نگاه کنید. اگر عکاس در سطحی پایینتر از شما قرار دارد، سعی کنید تقریباً به روبه‌رو نگاه کنید نه به دوربین تا چشم‌هایتان بسته نیفتد. 
• کمی بدنتان را به سمت دوربین خم کنید. این علاقه‌ و جذابیت و تعریف چهره را افزایش داده و به کمتر کردن ظاهر چین‌وچروک‌ها و شل‌شدگی‌ها و افتادگی‌های پوست کمک می‌کند.

 

6. مراقب کج کردن خودتان باشید تا در عکس غبغب نداشته باشید.

سعی کنید سرتان را کمی به عقب خم کنید و بدنتان را طوری حالت دهید که دوربین کمی بالاتر از شما یا در سطح چشمانتان قرار گیرد. این روش، غبغب را در عکس‌ها به کلی ناپدید می‌کند. همچنین می‌توانید یک دست را زیر چانه قرار دهید. روش دیگر این است که موقع گرفته شدن عکس، زبانتان را به سقف دهانتان بچسبانید.

7. روی حالت و وضع‌ قرارگیری خود متمرکز شوید.

این کار نه تنها در عکس گرفتن مهم است، بلکه داشتن وضعیت قرارگیری خوب در همه اوقات زندگی را ساده‌تر کرده و اعتمادبه‌نفستان را بالا می‌برد. داشتن فرم خوب ظاهر شما را در عکس‌ها عالی می‌کند. صاف نشستن و ایستادن باعث می‌شود سالم‌تر و هوشیارتر به نظر برسید و اگر عکستان گروهی باشد از بقیه جذاب‌تر به نظر خواهید رسید. طبیعی نفس بکشید و شانه‌هایتان را ریلکس کنید. اگر معمولاً حالت قرارگیری خوبی ندارید، صاف ایستادن یا نشستن ممکن است برایتان دشوار باشد بنابراین بهتر است جلوی آینه تمرین کنید.

8. ریلکس باشید.

هرچه ظاهر ریلکس و آرام‌تری داشته باشید، عکستان بهتر خواهد شد. خیلی‌ها به این دلیل در عکس‌ها بد می‌افتند که حالت چهره‌شان را با لبخندی مصنوعی می‌پوشانند. موقع لبخند زدن، سعی کنید لبخندی آرام و دهان‌بسته داشته باشید که لب پایینی در آن ریلکس و پایین قرار گرفته باشد. می‌توانید مقابل آینه تمرین کنید. اگر همیشه بدعکس بوده‌اید، احتمالاً جلوی دوربین ناخودآگاه عصبی و مضطرب می‌شوید و این می‌تواند عکستان را بدتر کند. وقتی می‌دانید که قرار است عکسی از شما گرفته شود، یک نفس عمیق بکشید و هوا را طبیعی بیرون دهید، دست‌ها و شانه‌هایتان را ریلکس کنید. وقتی نفس را بیرون می‌دهید، لبخند بزنید و هر حالتی که فکر می‌کنید خوب است را بگیرید.

• نفستان را حبس نکنید، چه در داخل و چه خارج، در غیراینصورت در عکس طوری به نظر می‌رسید که انگار تحت فشار هستید.
• اگر می‌بینید که عکس دیر گرفته می‌شود، نترسید و سعی کنید حالت عکستان را بهتر کنید. در این مواقع شانس بیشتری برای بهتر قرار گرفتن و درست کردن حالت خود دارید تا زمانیکه عکس فوری از شما گرفته می‌شود.
• لب‌هایتان را ریلکس کنید.
• نباید آنقدرها هم خودتان را ریلکس کنید که به نظر برسد حواستان نیست. فقط کمی بدنتان را آرام کنید تا عکستان عالی شود.

9. به چیزهای خوب فکر کنید.

یک لبخند زورکی مصنوعی باعث می‌شود خشک و ناجور به نظر برسید. وقتی افراد لبخند می‌زنند و منتظرند که عکسشان گرفته شود، عضلات صورتشان ممکن است حالت‌های عجیبی بگیرد. برای برطرف کردن این، سعی کنید لبخندتان را زمان‌بندی کنید تا مجبور نشوید که خیلی آن را نگه دارید. همچنین به چیزی خنده‌دار فکر کنید یا به کسی فکر کنید که شادتان می‌کند. با اینکار، لبخندتان واقعی خواهد شد نه مصنوعی. اگر لبخند با دندان‌هایتان را دوست ندارید، سعی کنید لبخندتان بسته‌تر باشد. صرفنظر از نوع لبخند زدنتان، هرچه لبخندی ریلکس‌تر و شادتر داشته باشید، بهتر خواهد بود.

• با چشمانتان هم لبخند بزنید. هیچ چیز بیشتر از خندیدن چشم‌ها، شادی و زیبایی را نشان نمی‌دهد. برای ایجاد این تاثیر، تجسم کنید که دوربین فردی است که دوستش دارید و در حال وارد شدن به اتاق است. این باعث می‌شود چشمانتان بازتر شده و لبخندی ریلکس‌تر داشته باشید. به عشقتان فکر کنید؛ این باعث می‌شود گونه‌هایتان هم کمی گل بیندازد. 
• وانمود کنید، اما طبیعی. خیلی‌ها به این دلیل فتوژنیک هستند که دوست دارند از آنها عکس گرفته شود. به همین دلیل وقتی دوربین سراغ آنها می‌آید خوشحال و ریلکس هستند. اگر نمی‌توانید عشق واقعی به دوربین را نشان دهید، وانمود کنید که دوربین را دوست دارید. تصور کنید که دوربین کسی است که دوستش دارید، یک دوست یا عشق قدیمی و یا هر چیز دیگری که باعث شود با عشق به دوربین نگاه کنید.

10. موقعیت و محیط عکس را بهتر کنید.

چیزهای خارجی هم مثل موقعیت و محل عکس، عکاس یا مهارت‌های بعد از عکس هستند که می‌توانید برای فتوژنیک دیده شدن در عکس‌ها تغییر دهید.

• بهترین محل را برای عکس گرفتن انتخاب کنید. مشخص است که اگر در مسافرت می‌خواهید عکس بگیرید، نمی‌توانید تصادفاً محل را انتخاب کنید. اما می‌توانید عکاستان را راهنمایی کنید که کدام محل بهتر است. گاهی‌اوقات، خوب است که جلو یک پس‌زمینه ساده عکس بگیرید اما اگر در مسافرت باشید، استفاده از مناظر بسیار عالی است. 
• عکاس بهتری پیدا کنید. عکاسان حرفه‌ای می‌دانند که چطور باید زیبایی یک فرد را در عکس به معرض نمایش قرار دهند. انتخاب عکاس همیشه دست شما نیست اما گاهی اوقات می‌توانید. 
• از لنز تله (tele) یا لنز با بزرگنمایی منفی استفاده کنید. این باعث می‌شود بینی شما بیش از اندازه به دوربین نزدیک نباشد و نسبت به کل صورتتان بزرگ به نظر نرسد. همچنین تاثیر و تمرکز بر پس‌زمینه را کمتر می‌کند.
• از نورپردازی مطلوب استفاده کنید. برای بهتر کردن ظاهر چهره در کنار محیط، از فلش دوربین یا نورهای مختلف با شدت‌های مختلف استفاده کنید. وب‌سایت‌ها و کتاب‌های زیادی درمورد نورپردازی عکاسی پرتره وجود دارد که می‌تواند کمکتان کند.
• برای آقایان از کانتراست بیشتر و برای خانم‌ها از کانتراست کمتر استفاده کنید (چروک‌ها و منافذ پوست برای آقایان جذاب و جالب دیده می‌شود اما برای خانم‌ها اینطور نیست).
• از عکاس بخواهید دوربین را در سطح چشمها یا کمی بالاتر از آن قرار دهد. این باعث می‌شود عکسی طبیعی‌تر و زیباتر به دست آید. اگر لنز پایین‌تر باشد، ممکن است عکستان با غبغب بیفتد.
• عکس‌ها را ویرایش کنید. اگر همه چیز را امتحان کردید، اما باز هم نتوانستید در هیچ محیطی عکس خوبی از خود بگیرید، می‌توانید کمی عکس‌های دیجیتالتان را ویرایش کنید. تغییر اثرات نور و فیلترهای خاص می‌تواند عکس شما را بسیار بهتر کند.
• نورپردازی جانبی را انتخاب کنید—عکاسان این حقه را می‌دانند، پس مراقب آن باشید. در محیط‌های مسقف سعی کنید جایی بایستید که نور روی سمت خوب شما بیفتد. در محیط ‌های باز سعی کنید صبح‌ها یا عصرها عکس بیندازید نه ظهرها. هیچوقت رو به خورشید یا پشت به آن نایستید مگراینکه عکاس از شما بخواهد. نور جانبی بسیار بهتر از نور از جلو ویژگی‌های شما را نشان می‌دهد. سعی کنید از دوستان یا خانواده بخواهید عکس بدون فلش از شما بگیرند زیرا فلش مستقیم دوربین یکی از متهمین اصلی خراب شدن عکس‌های خانوادگی است.

11. اعتماد‌به‌نفس داشته باشید! :)

نکات

• عکس‌های مُدل‌ها و سایر افراد فتوژنیک را بررسی کنید. اگر درخور شخصیتتان است، سعی کنید حالات، زوایا و فیگورهای آنها را امتحان کنید.
• سعی کنید همیشه سه‌رخ و با کمی زاویه جلو دوربین بایستید.
• دوستان و اعضای خانواده در عکس‌ها به دنبال مُدل‌ نیستند. سعی نکنید بیش از حد لزوم از فیگورهای مدلینگ استفاده کنید.
• وقتی عکس گروهی نشسته می‌گیرید، دقت کنید که صندلی‌ها به اندازه کافی به هم چسبیده باشند. به جای خم شدن و قوز کردن، سعی کنید صاف اما ریلکس بنشینید.
• از دوست صمیمی‌تان بخواهید به عکس‌هایی که گرفته‌اید نگاه کند و بهترین حالتتان را انتخاب کند. 
• لبخند زدن را جلوی آینه تمرین کنید. در مدت زمان کوتاهی می‌فهمید که کدام نوع لبخند روی صورتتان مصنوعی به نظر می‌رسد و کدام لبخند جذاب‌تر است. یاد گرفتن نحوه تکان خوردن صورتتان کمکتان می‌کند. با استفاده از ردیف بالایی دندان‌هایتان لبخند بزنید: شاید غیرطبیعی به نظر برسد اما لبخندی که در آن هر دو ردیف دندان‌ها مشخص باشد کاملاً مصنوعی است.
• زبانتان را پشت دندان‌هایتان نگه دارید.
• اگر عکستان قدی است، بدنتان را در زاویه 45 درجه (سه‌رخ) مقابل دوربین قرار دهید، سپس صورتتان را به سمت دوربین برگردانید. سعی کنید یک پا را جلوی پای دیگر قرار داده و همه وزنتان را روی پای پشتی بیندازید. این حالت شما را لاغرتر نشان داده و بسیار جذاب است.
• وقتی از شما عکس می‌گیرند، سعی کنید همه قسمت‌های بدنتان را تا می‌توانید به بدن و صورتتان نزدیک نگه دارید. زیرا هر چیزی که نزدیک دوربین شود، بیش از اندازه بزرگ به نظر خواهد رسید. به استثنای کمی بیرون‌تر از بدن قرار دادن یکی دست‌ها برای خانم‌ها زیرا چسباندن آن به بدن بازوها را شل نشان می‌دهد.
• سه ثانیه قبل از اینکه عکس گرفته شود، سرتان را پایین انداخته و بعد بالا بگیرید. سرتان را تکان تند ندهید، اما ممکن است این هم خوب باشد. وقتی سرتان را بالا می‌برید لبخند بزنید. وقتی عکس گرفته شد، دهانتان باید در حالت لبخندی کاملاً ریلکس قرار داشته باشد. به این ترتیب، صورتتان کاملاً ریلکس خواهد بود. چشم‌هایتان را هم ریلکس کنید و کاملاً احساس آرامش کنید. این شاید برای همه موثر نباشد، به همین دلیل باید از قبل امتحان کنید.
• به دوربین نگاه نکنید، به داخل آن نگاه کنید.
• اگر خودتان بخواهید از خودتان عکس بگیرید، نیاز به تمرین زیاد دارد. باید بتوانید زاویه درست را پیدا کنید تا بتوانید دستتان را به آن سمت بچرخانید.
• عکس‌های عادی دوبعدی و فاقد عمق هستند و این باعث می‌شود فرد پهن‌تر دیده شود. برای خیلی‌ها این باعث جذاب‌تر دیده شدن آنها هم می‌شود. جالب است که عکس‌های 3D این مشکل فتوژنیک بودن را ندارند زیرا درک عمق آن محفوظ است. در این عکس‌‌ها به همان اندازه واقعیت، جذاب دیده خواهید شد.
• اگر پشتتان مشکل دارد و نمی‌توانید حالت قرارگیری خوبی داشته باشید، جلوی آینده آنقدر تمرین کنید که بتوانید قوز خودتان را به حالتی جذاب تبدیل کنید. می‌توانید به چیزی تکیه دهید تا آن را طبیعی جلوه دهد.
• داشتن پس‌زمینه خود، یک امتیاز است.

هشدارها

• از به زبان آوردن کلمه "سیب" یا هر چیز دیگر خودداری کنید. این کار لبخندی مصنوعی روی صورتتان ایجاد می‌کند. از تکنیک افکار خوب و شاد استفاده کنید.
• مطمئن شوید که عکس‌هایتان شبیه خودتان شود. این تکنیک‌ها کمکتان می‌کند بتوانید زیبایی طبیعی خود را جلوه‌گر کنید اما اگز بیش از اندازه روی عکس‌هایتان کار کنید باعث می‌شود شبیه کسی باشید که نیستید. عکس شما باید به درستی نشان‌دهنده خود واقعی شما باشد. 
• تو دادن و سفت کردن شکم باعث می‌شود زیبا و جذاب به نظر نرسید زیرا دنده‌هایتان از زیر بلوزتن نمایان خواهند شد. بدتر اینکه باعث می‌شود صورتتان حالتی ناراحت و تحت فشار پیدا کند.
• کمی پایین انداختن سر بیشتر اوقات موجب ایجاد غبغب می‌شود تا اینکه آن را پنهان کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393ساعت 8:8  توسط بی نام ترین نام  | 

7 قانون 2500 ساله برای رسیدن به خوشبختی

چه می‌خواهید؟
یک کار خوب؟
یک رابطه عاشقانه بادوام؟
سفر یک ساله در اقیانوس آرام در کشتی مجلل خودتان؟
یا فقط بهتر کنار آمدن با خودتان؟

شاید یک یا چند مورد از اینها را در زندگی بخواهید. اما ورای همه اینها و خیلی آرزوهای دیگر، همیشه آرزوی رسیدن به خوشبختی وجود دارد.

یک راه عالی برای پیدا کردن نکات مفید و امتحان‌شده این است که به عقب برگردید. به تاریخ نگاه کنید. ایده‌هایی را پیدا کنید که طی چند هزار سال گذشته بارها و بارها امتحان شده است. در زیر به 7 مورد از این نکات اشاره می‌کنیم.

1. انتخاب با شماست


اکثر افراد به همان اندازه که ذهن خود را برای شاد بودن آماده می‌کنند، شاد هستند. – آبراهان لینکلن (Abraham Lincoln)

برای ساختن یک زندگی شاد، به چیزهای زیادی نیاز نیست؛ همه چیز در خودتان است، در طرز فکر خودتان. – مارکوس آرلیوس آنتونیوس (Marcus Aurelius Antoninus)

دنیای آدم‌های شاد از دنیای آدم‌های ناشاد متفاوت است. – لودویگ ویتگن‌اشتاین (Luwig Wittgenstein)

اینکه خودتان و دنیایتان را چطور می‌بینید، انتخاب‌ها و عادت‌های آگاهانه شما هستند. عینکی که برای نگاه کردن به همه چیز به چشم می‌زنید، نحوه تفسیر شما از اتفاقات را رقم می‌زند. و بنابر این تفسیرهاست که عمل می‌کنید. و همه اینها زندگی شما را می‌‌سازد.

می‌توانید تصمیم بگیرید که در چیزهای خیلی کوچک زندگی شادی و خوشبختی را ببینید. می‌توانید انتخاب کنید که همه اتفاقات را به طریقی مثبت تحلیل کنید. 
و انتخاب‌های شما مقدار شادی که در زندگی پیدا و ایجاد می‌کنید را تعیین می‌کند.

2. به امروز فکر کنید، نه دیروز و نه فردا.

وقتی یک در خوشبختی بسته می‌شود، در دیگری به رویتان باز می‌شود، اما معمولاً ما آنقدر به آن در بسته چشم می‌دوزیم که در جدیدی که باز شده است را نمی‌بینیم. – هلن کلر (Helen Keller)

نادان خوشبختی را در دوردست‌ها می‌جوید، دانا آن را زیر پای خود می‌رویاند. -- جیمز اوپنهایم (James Oppenheim)

شما فقط امروز را دارید. فقط همین امروز را. دیروز خاطره‌ای بیش نیست و نمی‌توانید تغییرش دهید. فردا خیالی بیش در ذهنتان نیست. سعی کنید بیشتر در زمان حال زندگی کنید؛ در همین امروز. نگران آینده و گذشته‌تان نباشید. درغیراینصورت بخش مهمی از شادی و خوشبختی را که همین الان در اختیارتان است از دست می‌دهید.

3. قدرشناسی را فراموش نکنید.

انسان‌ها عاشق شمردن مشکلاتشان هستند اما لذت‌هایشان را نمی‌شمارند. اگر آنها را هم می‌شمردند می‌فهمیدند که به اندازه کافی از زندگی لذت برده‌اند. – فئودور داستایوفسکی (Fyodor Dostoevsky)

ما معمولاً فراموش می‌کنیم که خوشبختی درنتیجه به دست آوردن چیزی که نداریم، به دست نمی‌آید، بلکه از تشخیص و قدردانی بابت چیزهایی که داریم به وجود می‌آید. – فردریک کونیگ (Fredrick Keonig)

باید قدردان کسانی باشیم که شادمان می‌کنند؛ آنها باغبانان مهربانی هستند که روحمان را شکوفا می‌سازند. – مارسل پروست (Marcel Proust)

یکی از ساده‌ترین و سریع‌ترین راه‌های تبدیل روحیه منفی به مثبت، قدرشناسی و شکرگزاری است. 

چند چیزی که می‌توانید بخاطر آن خدا را شکر کنید و قدردان باشید عبارتند از: نور خورشید و هوا. سقفی که بالای سرتان است؛ سلامتی‌تان، یک برنامه تلویزیونی خوب؛ یک فیلم یا آهنگ زیبا. دوستان و خانواده‌تان، همکارانتان و ...

یک دقیقه امتحان کنید و ببینید چه تاثیر خوبی بر احساستان خواهد داشت. با شکرگزاری و قدرشناسی از دنیای اطرافتان احساس فوق‌العاده‌ای پیدا می‌کنید و روحیه افرادیکه از آنها قدرشناسی می‌کنید نیز عالی می‌شود. 

4. به فردی دیگر کمک کنید به خوشبختی برسد.

از آنجاکه با لذت دادن به دیگران لذت بیشتری می‌برید، باید تلاش بیشتری برای شاد کردن دیگران به کار گیرید. – النور روزولت (Eleanor Roosevelt)

هزاران شمع را می‌توان با یک شمع روشن کرد بدون اینکه زندگی آن شمع کوتاهتر شود. تقسیم خوشبختی  هیچوقت از آن کم نمی‌کند. – بودا (Buddha)

اگر می‌خواهید برای یک ساعت خوشبخت باشید – چرت بزنید.
اگر می‌خواهید یک روز خوشبخت باشید – به ماهیگیری بروید.
اگر می‌خواهید یک سال خوشبخت باشید – پول ارث ببرید.
اگر می‌خواهید همه عمر خوشبخت باشید – به یک نفر کمک کنید. – ضرب‌المثل چینی

خوشبختی مانند یک بوسه است. برای اینکه از آن لذت ببرید باید آن را با کسی سهیم باشید. – برنارد ملتزر (Bernard Meltzer)

مطمئناً این یکی از متداول‌ترین باورهای موجود درمورد خوشبختی است. شاید کلیشه‌ای به نظر برسد اما خیلی خوب عمل می‌کند. وقتی باعث خوشبختی و خوشحالی فردی دیگر می‌شود—مثلاً با کمک کردن به او در کاری—می‌توانید آن را حس کنید، ببینید و بشنوید. و آن احساس شادی و خوشبختی دوباره به سمت خودتان جریان می‌یابد. بعد تازه کلی اعتماد‌به‌نفس پیدا می‌کنید که توانسته‌اید کسی را شاد کنید.

و بخاطر عمل متقابل، این امکان وجود دارد که آن فرد هم برای شاد و خوشبخت کردن شما تلاش کند. 

5. چند مورد از آرزوها و خواسته‌های کم‌ارزش‌تر خود را فراموش کنید.

اگر می‌خواهید فردی را شاد کنید، نباید به دارایی‌های او اضافه کنید، از خواسته‌هایش کم کنید. – اپیکور (Epicurus)

هیچوقت نمی‌توانید از چیزهایی که لازم ندارید به اندازه‌ای به دست آورید که شادتان کند. – اریک هوفر (Eric Hoffer)

غنی‌ترین کسی است که لذت‌های ارزان‌تری دارد. – هنری دیوید تورو (Henry David Thoreau)

اگر به جای بیشتر و بیشتر و بیشتر، کمتر بخواهید، احتمال برآورده شدن خواسته‌ها و آرزوهایتان بیشتر خواهد شد. و اگر چند مورد از این خواسته‌هایی که خیلی برایتان مهم نیستند را دور بریزید مطمئناً احساس استرس و نگرانی کمتری هم خواهید داشت. زندگی برایتان آرام‌تر و بهتر می‌شود و از روزتان لذت بیشتری می‌برید و متوجه می‌شوید که خوشبختی همان موقع هم در زندگیتان وجود دارد.

6. کارهایی را انجام دهید که دوست دارید.

موفقیت کلید خوشبختی نیست. خوشبختی کلید موفقیت است. اگر کاری که انجام می‌دهید را دوست داشته باشید، موفق خواهید شد. – آلبرت شوایتزر (Albert Schweitzer)

خوشبختی در داشتن پول نیست؛ در لذت به دست آوردن و تلاش خلاقانه است. – فرانکلین دی. روزولت (Franklin D. Roosevelt)

کاملاً بدیهی است. اما خیلی راحت ممکن است در دام انجام کاری که دوست ندارید بیفتید و ندرتاً پیش بیاید که کارهایی را انجام دهید که واقعاً دوست دارید. شاید نتوانید خودتان کاری که الان باید انجام دهید یا چند ساعت در روز یا هفته مجبوری انجام دهید را انتخاب کنید اما همیشه قدرت انتخاب دارید. همیشه زمان دارید. انتخاب با خودتان است.

7. یا حداقل کاری انجام دهید.

عمل همیشه با خوشبختی همراه نیست اما هیچ خوشبختی بدون عمل به دست نمی‌آید. – بنجامین دیزرائلی (Benjamin Disraeli)

بیست سال دیگر بخاطر کارهایی که انجام ندادید ناامیدتر خواهید بود تا نسبت به کارهایی که انجام دادید. پس کشتی زندگی‌تان را از منطقه امن بیرون بیاورید و به اکتشاف و خیال در دریای زندگی بروید. -- مارک تواین

یکی از بهترین راه‌ها برای نرسیدن به خوشبختی این است که خودتان را عقب نگه دارید و هیچ کاری نکنید. همیشه وارد عمل شدن آسان نیست، ممکن است ترسناک و سخت باشد. اما اگر وارد عمل نشوید، خیلی چیزها را از دست خواهید داد؛ مثل خیلی از لحظاتی که می‌توانید با آدم‌های مختلف بگذرانید و خیلی تجربیاتی که می‌تواند خوشبختی زیادی برایتان به ارمغان آورد.

فراموش کردن گذشته می‌تواند کنار آمدن با مرگ، طلاق یا برهم خوردن رابطه‌ها را شامل شود. توصیه‌هایی که برایتان آورده‌ایم کمکتان می‌کند با گذشته خداحافظی کنید و به سمت آینده پیش روید.

فراموش کردن گذشته—چه به معنای ترک یک رابطه عادتی یا سوگواری از مرگ عزیزی باشد—یکی از سخت‌‌ترین کارهاست. حتی بااینکه آن رابطه‌، رابطه‌ای ناسالم بوده اما هنوز هم برای جدا شدن از آن مشکل دارید.

آسان نیست، اما راه‌های عملی وجود دارد که کمکتان کند گذشته‌تان را فراموش کنید. اما قبل از اینکه با گذشته خداجافظی کنید، لازم است با خاطرات و تجربیاتتان روبه‌رو شوید.

شش قدم برای فراموش کردن گذشته

بنویسید، حرف بزنید، طراحی کنید، نقاشی کنید، وگرنه به دام خاطراتتان می‌افتید. فراموش کردن گذشته یعنی احترام گذاشتن به خاطراتتان.

احساسات و عواطف مربوط به خاطرات دردناک را با شستن آنها از ذهنتان فراموش کنید – شاید در طول آن احساس وحشتناکی داشته باشید اما بعد از آن آرام و راحت خواهید شد. با زندگی کردن دوباره با آن خاطرات، فراموششان کنید.

در صورت امکان به عقب برگردید و با آدم‌هایی که در آن خاطرات کنارتان بودند صحبت کنید. فراموش کردن گذشته می‌تواند به معنی برگشتن به گذشته باشد.
احساسات واقعی‌تان را تقسیم کنید؛ اگر درست بود اعتراف کنید. فراموش کردن گذشته به معنی ابراز احساساتتان است. اگر لازم است با اشتباهاتتان کنار بیایید، باید گناه و خجالت ناشی از آن را گردن بگیرید.

اگر لازم است عذرخواهی کنید و بخشش بطلبید. فراموش کردن گذشته به معنی آسیب‌پذیر بودن است. 

با میل غیرقابل کنترل خود به خوردن غذا یا نوشیدن مشروبات الکلی مقابله کنید، درغیراینصورت به خودتان صدمه خواهید زد. فراموش کردن گذشته یعنی دفن کردن غرورتان.

فراموش کردن یک عزیز – چه همسرتان باشد که از او طلاق گرفته‌اید، چه خواهر یا برادر از دست رفته و چه یک حیوان خانگی، فراموش کردن کار سختی است. 
باید بپذیرید که نمی‌توانید برای تغییر گذشته کاری کنید. هر چه در توان داشته‌اید را انجام داده‌اید. وقتی با شکست مواجه می‌شوید، بدانید که تا جاییکه می‌توانسته‌اید خوب، مهربان و موثر بوده‌اید. اگر می‌بایست به عقب برگردید، کار متفاوت‌تری نمی‌توانستید انجام دهید زیرا هر چه در توانتان بوده را همان موقع انجام داده‌اید و همه چیز تمام شده است. گذشته را فراموش کنید.

خودتان را بخاطر اشتباهاتتان ببخشید. فکر کردن به کارهایی که می‌توانستید یا باید انجام می‌دادید، بی‌تاثیر و ناسالم است. اگر می‌خواهید با اشتباهات یا شکست‌هایتان کنار بیایید، باید بتوانید خود را ببخشید.

مراقب افکارتان باشید. وقتی می‌بینید که مشغول فکر کردن به گذشته هستید، به آرامی افکارتان را به زمان حال برگردانید. 

به ذات و طبیعت زمان اعتماد کنید. مطمئن باشید به مرور زمان التیام یافته و پیش می‌روید. زخم‌هایتان به تدریج رویه بسته و خیلی زود فقط جای آن باقی می‌ماند—البته به شرطی که بتوانید گذشته را رها کنید.
با افراد جدید وارد رابطه شوید. لازم نیست دایره دوستانتان را به کل عوض کنید؛ می‌توانید یک دوستی تازه با یکی از همکارانتان برقرار کنید یا همسایه‌تان را برای صرف قهوه دعوت کنید. اگر درمورد اینکه مشغول کنار آمدن با شکست‌هایتان هستید برای او حرف بزنید، خیلی بهتر خواهید توانست با گذشته دردناکتان خداحافظی کنید.

در مکالماتتان به دنبال تعادل باشید. خیلی مهم است که درد و ناراحتی خود را تقسیم کنید اما به همان اندازه هم مهم است که علاقه‌تان به زندگی دیگران را نشان دهید. رها کردن گذشته یعنی رها کردن خودتان.

دنیایی تازه را تجربه کنید. در یک رشته جدید ثبت‌نام کرده و برای آموزش بروید. برای فراموش کردن گذشته، باید بتوانید از جهت‌های تازه‌ای به زندگی نگاه کنید.
وقتی می‌خواهید شریک زندگی خود در گذشته را فراموش کنید، باید جدی فکر کنید که آیا عاقلانه است با هم وقت بگذرانید یا باید به کلی او را فراموش کنید. شاید هنوز دوستش داشته باشید و افکار و احساساتتان درمورد او هنوز پیچیده باشد. ایجاد یک وقفه عاقلانه‌ترین کاری است که می‌توانید انجام دهید—شاید بتوانید با این وقفه او را به کلی فراموش کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393ساعت 8:38  توسط بی نام ترین نام  | 

چطور بیشتر از آنچه فکر می‌کنیم احترام دیگران را جلب کنیم

حتماً تابحال شنیده‌اید که می‌گویند برای به دست آوردن احترام باید به دیگران احترام بگذارید.

کاملاً درست است اما لزوماً نه به آن شکلی که شما فکر می‌کنید. بااینکه خیلی مهم است که به دیگران احترام بگذارید، این راه قطعی و تعیین‌کننده برای اینکه آنها هم حتماً به شما احترام بگذارند نیست. 

درمورد احترام، همه چیز از خودتان شروع می‌شود.

اگر شما به خودتان احترام نگذارید، هیچکس دیگر این کار را نخواهد کرد.

چرا احترام به خود تا این اندازه مهم است

احترام به خود پایه و اساس داشتن یک زندگی توام با کمال و احترام است. اگر واقعاً خودتان را دوست نداشته باشید و به عنوان یک انسان به خودتان احترام نگذارید، چطور می توانید جرات کنید از ایده‌ها و اعتقاداتتان حمایت کنید یا مرزهای خود را به دیگران گوشزد نمایید؟

حتی آدم‌های خیلی مهربان هم نمی‌توانند با کسانیکه علاقه و احترامی برای خود قائل نیستند همدردی کنند.

چطور به خودتان احترام بگذارید

احترام به خود، درک وقار و ارزش ذاتی خودتان است. شایان ذکر است که این به داشتن هیچ توانایی یا رسیدن به هیچ موفقیتی بستگی ندارد: هر انسانی در این کره خاکی محترم به دنیا آمده است. اما در عمل این احترام همیشه به همه افراد داده نمی‌شود اما خیلی مهم است که بدانید برای احترام به خود نیاز به رسیدن به هیچ ایدآل خاصی نیست.

اگر تصور می‌کنید که به اندازه کافی به خودتان احترام نمی‌گذارید، راه‌هایی هست که بتوانید آن را تقویت کنید.

• مرزهایی سالم تعیین کنید. به خودتان اجازه ندهید از احساس دیگران نسبت به خودتان سوءاستفاده کرده یا میزان احترام به خودتان را بر مبنای آن پایه‌گذاری کنید.
• از خودتان خوب مراقبت کنید. یک رژیم‌غذایی سالم داشته باشید، ورزش کنید و از الکل و سایر مواد مشابه دوری کنید.
• در فعالیت‌هایی شرکت کنید که اعتمادبه‌نفستان را بالا می‌برد. این می‌تواند یک سرگرمی، ورزش، سازمان اجتماعی، داوطلب شدن برای کارهای خیر و از این قبیل باشد. هر چیزی که باعث شود حس خوبی نسبت به خودتان پیدا کنید مناسب است.
• تمرین کنید خودتان را آدم باارزشی ببینید. در آینه به خودتان نگاه کنید و به خودتان بگویید که همانطور که هستید دوستتان دارند.
• اطرافتان را با افراد مثبت پر کنید و با دیگران با احترام برخورد کنید. کسانیکه اعتمادبه‌نفس پایینی دارند و برای خود احترام قائل نیستند، معمولاً به شما هم جذب می‌شوند و گروهی منفی را تشکیل می‌دهند. معمولاً اولین قدم این است که بفهمید دیگران می‌توانند دوستتان داشته باشند و دارند. وقتی به خودتان احترام بگذارید، متوجه می‌شوید که به دست آوردن احترام دیگران آسان‌تر می‌شود. و حتی در موقعیت‌هایی که احترامی که باید را دریافت نکردید، یک احساس درونی احترام خواهید داشت که شأن و منزلت شما را حفظ خواهد کرد.

به دست آوردن احترام دیگران

بااینکه درست است که همه انسان‌ها محترم به دنیا آمده‌اند اما کسانی هستند که از این قاعده مستثنی می باشند و احترام بیشتری را به خود جلب می‌کنند. دلیل آن می‌تواند موفقیت‌های آنها، توانایی‌های ذاتی‌، زیبایی و یا قهرمان بودنشان باشد.

برای اینکه احترام دیگران را جلب کنید لازم نیست در دنیا معروف و مشهور باشید. در محافل کوچک‌تر هم کسانی هستند که دیگران برای آنها احترام ویژه‌ای قائلند. این در محدوده قدرت شماست که به یکی از این افراد تبدیل شوید. در زیر به چند راه برای آن اشاره می‌کنیم:

• با اعتمادبه‌نفس راه بروید. درست است. وقتی دیگران اعتمادبه‌نفس ما را ببینند تصور خواهند کرد که افراد موفقی هستیم.
• با همه با مهربانی و درستی رفتار کنید.
• اما مرزهایی بگذارید و اجازه ندهید دیگران هر رفتاری با شما داشته باشند.
• با درستی و صداقت رفتار کنید.
• یاد بگیرید چطور با خونسردی با استرس برخورد کنید.
• همیشه بخندید و لبخند بزنید.
• سخاوتمند باشید.
• افکارتان را مطرح کنید.
• به کمک محرومان و نیازمندان بروید.
• قاطع اما عادل باشید.
• با روشنفکری انتقاد را بپذیرید.
• دربرابر میل به گارد گرفتن در برابر دیگران مقاومت کنید.
• ضعف‌هایتان را بپذیرید.
• به موفقیت‌هایتان افتخار کنید.
• هر کاری که می‌کنید را با عشق و علاقه قلبی انجام دهید.

همه آدمها به دنبال احترام هم‌نوعانشان هستند؛ این مسئله کاملاً ذاتی است. وقتی حس می‌کنیم هیچکس به ما احترام نمی‌گذارد، خیلی سخت است که مثبت و موفق باشیم. وقتی ما به خودمان احترام نگذاریم، طوری رفتار خواهیم کرد که با خواست و علایقمان همخوانی ندارد.

احترام گذاشتن به خود و جلب احترام دیگران به داشتن یک زندگی شاد و سالم کمک می‌کند.

اگر می‌خواهید به دیگران مهربانی کنید اما راهش را نمی‌دانید، ۱۰۰ راه برای مهربانی کردن به شما پیشنهاد می‌دهیم:

۱. برای کارگران محل شیرینی تازه ببرید.
۲. برای بانک‌های غذایی مخصوص کمک به نیازمندان، موادغذایی جمع‌آوری کنید.
۳. با خودتان گل به محل‌کار ببرید و آن را بین همکارانتان تقسیم کنید.
۴. از گل‌فروشی محل بخواهید که آسایشگاه سالمندانی که می‌شناسید را با گل تزئین کند.
۵. هزینه تحصیل یک دانش‌آموز نیازمند را بر عهده گرفته و هرازچندگاهی پیشرفت درسی او را کنترل کنید.
۶. برای آموزش و تدریس در مدارس دولتی داوطلب شوید.
۷. به یک نیازمند کمک کنید. همه توجه‌تان را به او داده و خوب به دردودل او گوش دهید.
۸. تاجران می‌توانند درصدی از درامد روزانه‌شان را صرف یک جنبش مردمی کنند.
۹. برای همکارانتان یک غذا یا تنقلات خوشمزه ببرید.
۱۰. دانش‌آموزان می‌توانند برای تمیز کردن کلاس و مدرسه به نظافتچی مدرسه کمک کنند.
۱۱. برای یک غریبه یک پیتزا بخرید.
۱۲. بین بچه‌های محل آب‌نبات پخش کنید.
۱۳. به آسایشگاه سالمندان سر زده و برایشان میوه و شیرینی ببرید.
۱۴. چند ساعت از وقتتان را گذاشته و بچه یکی از آشنایان را نگه دارید تا والدین او به کارهایشان برسند.
۱۵. روی برگه‌هایی جملات انرژی‌بخش بنویسید و زیر برف‌پاک‌کن ماشین‌ها بگذارید.
۱۶.یک روز در ماه را در اداره یا محل‌کار روز نیکوکاری نام بگذارید و کمک‌های همه را برای نیازمندان جمع‌آوری کنید.
۱۷. به مشتریانتان برای رفع خستگی نوشیدنی تعارف کنید. 
۱۸. مهمانی‌ بگیرید و از هر مهمان بخواهید که برای یکی دیگر از مهمانان هدیه‌ای خاص بیاورد.
۱۹. با تلفن زدن، فرستادن کارت، گل یا موادغذایی از محرومان یاد کنید.
۲۰. به دیدن دوستانتان که می‌روید، برایشان میوه تازه ببرید.
۲۱. حداقل روزی یکبار دیگران را تحسین کنید.
۲۲. به دیدن افراد بی‌خانمان بروید و احوالشان را جویا شوید.
۲۳. به رهگذران بادکنک بدهید.
۲۴. به موتوری‌ها نوشابه خنک دهید.
۲۵. همسایه خوبی باشید. هرازگاهی به دیدن همسایه‌هایتان بروید و برایشان شیرینی تازه ببرید.
۲۶. افراد پیاده‌ای که در مسیر می‌بینید را برسانید.
۲۷. برای مرتب کردن چمن‌های حیاط به همسایه‌تان کمک کنید.
۲۸. به هرکسی که در روز می‌بینید، یک حرف قشنگ بزنید.
۲۹. برای بچه‌های مدرسه نزدیک خانه‌تان تنقلات ببرید.
۳۰. در یک مرکز کمک‌رسانی برای کمک داوطلب شوید.
۳۱. در روزهای بارانی به کسانیکه می‌خواهند تا اتومبیل خود بروند چترتان را قرض بدهید.
۳۲. هدیه لبخندتان را به همه ارزانی کنید.
۳۳. یادداشتی به خانه بفرستید و والدینتان را از کارهای خوبتان مطلع کنید.
۳۴. یک کودک بی سرپرست را از مرکز‌های نگهداری کودکان به سرپرستی قبول کنید.
۳۵. برای حمل بار و بسته‌های خرید در فروشگاه و خیابان به دیگران کمک کنید.
۳۶. در کتابخانه‌ها یا کتابفروشی‌ها میزبان برنامه‌های خاص شوید.
۳۷. ۱۰ دقیقه از وقت خود را برای پاسخ دادن به تلفن‌های منشی محل‌کارتان اختصاص دهید تا بتواند کمی وقت آزاد داشته باشد.
۳۸. برای کتاب خواندن در کلاس برای بچه‌ها داوطلب شوید.
۳۹. برای معلم‌ها و اساتیدتان گل و یادداشت قدردانی ببرید.
۴۰.در محیط مدرسه، آسایشگاه‌ها و محیط‌های مشابه مهربانی کردن را رونق دهید.
۴۱. دوستی را در آغوش بگیرید.
۴۲. به فرزندانتان بگویید چرا دوستشان دارید.
۴۳. برای پدر یا مادرتان یادداشتی بنویسید و بگویید چرا اینقدر برایتان ارزش دارند.
۴۴. از یکی از دوستانتان تعریف کنید.
۴۵. یک یادداشت تشکر برای کسی بنویسید که به طریقی مثبت بر زندگیتان تاثیر گذاشته‌ است.
۴۶. به کسانیکه در راه رفتن به محل‌کارشان هستند چای تعارف کنید.
۴۷. به مراکز نگهداری از سالمندان بروید و برایشان وقت بگذارید.
۴۸. خون اهدا کنید.
۴۹. با لبخند، هدیه و گل به ملاقات بیماران در بیمارستان بروید.

# ۵۰. ۵۰ کار بعدی را امتحان کنید.

۵۱. در گلدان‌ها یا باغچه همسایه‌تان گل بکارید.
۵۲. جای پارکتان را به راننده‌ دیگری بدهید.
۵۳. به پیکی که برایتان چیزی آورده، یک خوردنی خوشمزه بدهید.
۵۴. رایگان ماشین دیگران را بشویید.
۵۵. برچسب‌هایی که دیوار همسایه را زشت کرده‌اند را تمیز کنید.
۵۶. به رئیستان بگویید که کار او عالی است.
۵۷. به کارمندانتان بگویید که چقدر از کارشان راضی هستید.    
۵۸. اجازه دهید کارمندانتان گاهی‌اوقات یک ساعت زودتر به خانه بروند.
۵۹. با دوستانتان برای تمیز کردن و پاکسازی فضاهای سبز بروید.
۶۰.از راننده تاکسی یا اتوبوس برای رانندگی خوبش تشکر کنید.
۶۱. از همه کارمندان شرکتتان بخواهید که آن روز برای یکی از همکاران خود یک کار خوب انجام دهند.
۶۲. به یک غریبه بلیط تماشای مسابقه فوتبال یا کنسرت بدهید.
۶۳. به گارسن یک انعام فوق‌العاده بدهید.
۶۴. برای پلیس یا ماموران آتش‌نشانی کیک یا پیراشکی ببرید.
۶۵. در را برای دیگران باز کنید.
۶۶. پول غذای فرد پشت سرتان در صف را بپردازید.
۶۷. به رئیس کسی که کمکتان کرده نامه‌ای بنویسید و از کارمند او تعریف کنید.
۶۸.یک دسته گل روی میز یکی از همکارتان بگذارید که رابطه چندان خوبی با او ندارید.
۶۹. با یکی از اعضای خانواده که جدا زندگی می‌کند تماس بگیرید و حال او را جویا شوید.
۷۰. برای انجام تعمیرات فرد سالخورده‌ای که تنها زندگی می‌کند، داوطلب شوید.
۷۱. پول بلیط فردی که پشت سرتان در صف سینما ایستاده است را پرداخت کنید.
۷۲. برای بچه‌های مهدکودک نزدیک خانه‌تان اسباب‌بازی ببرید.
۷۳. برای پیک‌های ارسال غذا گل ببرید تا همراه غذا به در خانه افراد ببرند.
۷۴. هر چند وقت یکبار همه دوستانتان را دور هم جمع کنید و سوپرایزی که باعث خوشحالی هرکدام می‌شود، به آنها اهدا کنید.
۷۵. با دانش‌آموزی که تازه به مدرسه‌تان وارد شده یا یک همکار تازه‌وارد دوست شوید.
۷۶. با فرستادن یک ایمیل یا یک هدیه کوچک برای یکی از دوستانتان که خیلی وقت است با او در تماس نیستید، دوستی را تازه کنید.
۷۷. برای یک هفته، هر حرکت سخاوتمندانه‌ای که به فکرتان می‌رسد را انجام دهید و آخر هفته نتیجه آن را روی خودتان ارزیابی کنید. 
۷۸. پیشنهاد دهید که سبد یا چرخ خرید را برای یک نفر که خریدهای خود را در ماشین گذاشته است به فروشگاه برگردانید.
۷۹. فرد جدیدی را به شام دعوت کنید.
۸۰. به بچه‌هایی که در طول روز می‌بینید کاغذرنگی برای درست کردن کاردستی بدهید.
۸۱. یک کارت تشکر و قدردانی بنویسید و به طور خاص از فرد مورد نظرتان تشکر کنید.
۸۲. بگذارید اول نفر پشت سرتان در صف خرید کارش را انجام دهد.
۸۳. وقتی راننده‌ها می‌خواهند از شما سبقت بگیرند یا جلویتان بیایند، با لبخند یا تکان دادن دست به آنها اجازه دهید.
۸۴.برای بچه‌هایی که در خیابان مشغول فوتبال بازی کردن هستند، نوشیدنی خنک ببرید.
۸۵. صفحات وب‌سایت‌هایی درمورد مهربانی که می‌شناسید را به دیگران معرفی کنید.
۸۶. به کمک یک کودک برای پرنده‌ها آشیانه بسازید.
۸۷. به فردی بی‌خانمان یک سبد موادغذایی اهدا کنید.
۸۸. بلند‌بلند بخندید و لبخندتان را سخاوتمندانه تقسیم کنید.
۸۹. جلوی در خانه‌تان یک درخت بکارید.
۹۰. لیستی از کارهایی که می‌توانید برای رواج مهربانی در دنیا انجام دهید، تهیه کرده و از دوستی بخواهید که او هم این کار را بکند. بعد لیست‌هایتان را با هم تعویض کرده و هر ماه یکی از آن کارها را انجام دهید.
۹۱. یک دوربین فوری برداشته، به سطح شهر بروید، از مردم عکس گرفته و عکسشان را به آنها بدهید. 
۹۲. زباله‌های اطراف را جمع‌آوری کنید.
۹۳. به یکی از معلم‌های سابقتان نامه‌ای بفرستید و از آنها برای تغییری که در زندگیتان ایجاد کردند تشکر کنید.
۹۴. برای یکی از دوستانتان، به طور ناشناس هدیه بفرستید.
۹۵. لباس‌های اعضای خانواده را برایشان اتو بزنید.
۹۶. برای یک مدرسه یا موسسه آموزشی کتاب بخرید.
۹۷.یک چک با مبلغی که برایتان مقدور است، برای آشنایی بفرستید که می‌دانید مشکل مالی دارد.
۹۸. یکی از آشنایان را برای شام به رستوران دعوت کنید.
۹۹. به دوستتان پیشنهاد دهید که فرزندش را به کلاس رقص ببرید.
۱۰۰. یکی از دوستان قدیمی خود را پیدا کنید و با او قرار بگذارید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393ساعت 9:33  توسط بی نام ترین نام  | 

روشهای غلبه بر شک و تردید به خود

چطور میتوان به شک و تردید به خود و ترس از اشتباه کردن غلبه کرد؟ تردید به خود، درکنار انتقاد از خود، راه ما به سمت جاده پذیرش خود را مسدود خواهد کرد.

با غلبه بر شک و تردید و انتقاد نسبت به خود، خودآگاهی را در خود تقویت میکنیم. 

نیروی تفکر منفی به روشنی در تردید ما نسبت به خود و ترس از اشتباه کردن دیده میشود. این تفکرات چنان حس ناراحتی در ما ایجاد میکند که باعث میشود تصور کنیم ایجاد تغییر موجب خجالت و پریشانی بیشتر میشود.

مسیر زندگی خوب و معقول ابزارهای زیادی برای تغییر در اختیار ما قرار میدهد.

این مقاله به چند سوال گیج کننده درمورد غلبه بر تردید به خود و ترس از اشتباه کردن میپردازد.

۵ راه ساده برای غلبه بر تردید به خود

همه ما هر روز با بمبارانی از فرصتهای مختلف برای انتخاب کردن روبه رو هستیم. بعضی از این تصمیمها را میتوانیم بدون سوال کردن اتخاذ کنیم.

اما گاهی اوقات گرفتن تصمیمات پیچیده تر سخت است. عوامل بسیاری ممکن است در این فرایند تصمیمگیری دخیل شوند. گاهی اوقات یکی از این عوامل شک و تردید، مخصوصاً شک و تردید به خود، ترس است.

شک یک واکنش طبیعی بدن به هر موقعیت ناآشنا است. اما شک به خود مربوط به خودمان است. شک به خود ترس از اشتباه کردن است.

شک و تردید به خود ریشه در یادگیریهای قبلی ما دارد. هیچکدام از ما با این فکر یا آگاهی به دنیا نیامده ایم که،

«من میتونم این کارو انجام بدم»
یا
«من نمیتونم این کارو انجام بدم»

وقتی بزرگتر شدیم، موقع تصمیمگیری، اطلاعاتی از محیط و اطرافیانمان دریافت کردیم. بعضی از این اطلاعات کمک و تشویقمان میکرد و بعضی از آنها اینطور نبود.

اینجاست که حس شک به خود و ترس از اشتباه کردن از انتظارات آدمها از ما و گاهی حتی انتقادات آنها درمورد ما بخاطر اشتباهاتمان نمودار میشود.

واکنشهای اطرافیانمان کمکمان میکرد، هنور هم می کند و خودآگاهی ما را شکل داده و ارتقاء میبخشد و بخشی از آن شامل تواناییهای تصمیمگیری ما میشود.

همه تصمیماتی که میگیریم تصمیمات خوبی از آب درنمیآیند. همه ما گاهی در قضاوتهایمان دچار اشتباه میشویم. از نظر انسانی غیرممکن است که همیشه تصمیمات درست را بگیریم. 

اطلاعاتی که در یادگیریمان مفید و تشویق کننده نبوده اند ریشه تردید و شک ما به خودمان هستند. خیلی از ما، تاحدودی بخاطر واکنشهای خارجی که در طول زندگیمان دریافت کرده ایم، از اشتباه کردن در تصمیماتمان واهمه داریم.

وقتی اجازه میدهیم ترس در تصمیم گیریمان دخالت کند، به خود شک کرده و تصمیمگیری برایمان سختتر میشود.
چنین طرز تفکری ما را در راه شکست قرار میدهد. اما راههایی برای به حداقل رساندن یا حتی از بین بردن این شک و تردید به خود وجود دارد.

۱. اولین تصمیمی که میگیرید باید این باشد که تردید به نفس و ترس خود را بشناسید و تشخیص دهید. باید آن را همان که هست بنامید نه چیزی دیگر.
بعنوان مثال وقتی درمورد یک تصمیم ترسی دارید یا برچسب «نمیتوانم» به آن میزنید و احساس اضطراب و عصبی بودن دارید، آن ترس است.

۲. دوم، وقتی ترس و تردید به خود را شناختید، باید آن را اندازه گیری کنید. برای این کار از خود میپرسید:

«برای این تصمیم چقدر احساس ترس و شک به خود دارم؟»

تعیین سطح این تردید نفس به شما برای درک سنگینی موقعیت کمک میکند.

۳. همین تشخیص شک و تردید به خود، به شما برای کنار آمدن با آن کمک میکند، زیرا وقتی بفهمید چیست، میتوانید راههای عملی برای برخورد با آن پیدا کنید.

۴. چهارم، به بدترین سناریو ممکنی که امکان دارد درنتیجه تصمیمتان اتفاق بیفتد، فکر کنید.

اغلب بدترین سناریو خجالت کشیدن و تحقیر شدن درصورت شکست تصمیممان است.

تصور کردن بدترین نتیجه ممکن به شما کمک میکند همه چیز را از دید بهتری ببینید و ترس و تردید خود را کاهش دهید. میفهمید که قدرت کنار آمدن و مقابله با این تصمیم درصورت اشتباه بودن را دارید.

۵. سپس، حمایت اطرافیانتان را جمع کنید و اطلاعاتی جمع آوری کنید که در برخورد با بدترین سناریو بتواند کمکتان کند. با پشتیبانی و اطلاعات برای مقابله با درکتان از تصمیم مجهزتر خواهید بود.

با برخورد با موقعیت متوجه میشوید، ترس و تردید به نفستان از هم میپاشد و میفهمید اگر بدترین حالت ممکن اتفاق افتاد، چطور باید برخورد کنید.

بیشتر تردیدها و ترسها نسبت به تصمیمگیری هایمان در ادراکات خیالی ما هستند.

وقتی با پشتیبانی و اطلاعات با این ادراکات روبه رو میشویم، احتمال شکست خوردن تصمیماتمان کمتر خواهد شد. تنها کاری که باید بکنید این است که با این ترس و تردید روبه رو شوید و برای مقابله با آن وارد عمل گردید.

خیلی از ما برای ارتقا بخشیدن به شخصیتمان تلاش زیادی می‌کنیم. دوست داریم همه  ظاهر و لباس پوشیدنمان را تحسین کنند. به همین دلیل است که خیلی‌ها پول زیادی را صرف رفتن به سالن‌های آرایشی و کلینیک‌های پوست و مو می‌کنند. شما دوست دارید دیگران را با طرزتفکر و طرز برقراری ارتباطیتان با آنها تحت‌تاثیر قرار دهید. بنابراین آنهایی که در روابط خود و مهارت‌های ارتباطی‌شان اعتمادبه‌نفس لازم را ندارند، برای بهتر شدن در آن و برقراری رابطه اجتماعی با دیگران تلاش زیادی می‌کنند.

خیلی از ما بی‌اندازه نگران احساس دیگران نسبت به خودمان و اینکه درمورد شخصیتمان چه می‌گویند هستیم. در ارتقای شخصیتمان، جنبه‌های مختلفی از شخصیت انسانی وجود دارد که می‌توانیم روی آنها تمرکز کنیم. گفته می‌شود که یک شخصیت تاثیرگذار و بانفوذ از مجموعه‌ای از ویژگی‌های ذهنی، فیزیکی، احساسی، معنوی و سلامت‌عمومی تشکیل می‌شود.

از نظر ظاهری جذاب باشید

خصوصیات ظاهری ما یکی از جنبه‌های شخصیت ماست. به این دلیل که ظاهر ما می‌تواند تا حد زیادی نشان دهنده شخصیت درونی ما باشد. معمولاً با کمک ظاهر بیرونی است که می‌توانید در ابتدا روی دیگران تاثیر بگذارید. برای بهبود شخصیتتان، باید مطمئن شوید که ظاهرتان با طرز لباس پوشیدن، آرایش کردن، مدل مو و ... به اندازه کافی جذاب باشد. لزوماً به این معنی نیست که باید لباس‌های خیلی زرق و برق‌دار بپوشید یا موهایتان را تابلو درست کنید که نظر دیگران را جلب کنید. معنای آن این است که باید برحسب موقعیتی که می‌خواهید در آن ظاهر شوید، تمیز، مرتب، خوش‌فرم، و خوش‌لباس باشید.

همه به کسانیکه مرتب و خوش‌لباس هستند جذب می‌شوند. وقتی می‌خواهید از خانه خارج شوید، مطمئن شوید که موهایتان را به خوبی شانه زده باشید و ناخن‌هایتان مرتب باشد. هر روز دوش بگیرید تا همیشه شاداب به نظر برسید. قبل از بیرون آمدن از در، دوباره به خودتان در آینه نگاه کنید تا چیزی را از قلم نینداخته باشید. با سالم نگه داشتن بدنتان باید از آن مراقبت کنید. ورزش منظم باعث می‌شود از نظر جسمی فعال بمانید.

گستره دانش و اطلاعاتتان را افزایش دهید


برخوردهای روزانه ما با موقعیت‌های مختلف و انواع مختلف آدمها عوامل مهمی در شکل‌گیری شخصیت ما هستند. باید تا می‌توانید تجربه کسب کنید. از طریق این تجربیات است که می‌فهمیم واقعاً که هستیم و در برخورد با موقعیت‌های غیرآشنا چطور رفتار می‌کنیم.

برای یاد گرفتن چیزهای جدید تردید نکنید. اینکار افق دید شما را گسترده‌تر کرده و مهارت‌های کشف‌نشده‌ای را در شما تقویت می‌کند. به محیط‌اطرافتان علاقه‌مند شوید و به همه چیز توجه کنید.

به آدم‌ها علاقه نشان دهید و بفهمید که چه خواسته‌هایی دارند. اولویت‌ها، علایق، اعتقادات و رفتارهای آنها را کشف کنید. در مراسم‌های اجتماعی و گردهمایی‌ها شرکت کنید تا بتوانید با افراد جدیدی آشنا شوید. زیاد مسافرت کنید. مسافرت کردن اطلاعات و تجربه شما را به شدت بالا می‌برد.

رفتار و شخصیتی دوست‌داشتنی داشته باشید

اگر می‌خواهید کاری کنید که دیگران دوستتان داشته باشند، باید اول یاد بگیرید خودتان را دوست داشته باشید و دوست‌داشتنی باشید. وقتی شخصیتی خوب برای خود ایجاد کردید، آدمها خیلی راحت تحسینتان کرده و دوستتان خواهند داشت. به چیزهایی درمورد خودتان که دوست دارید و دوست ندارید فکر کنید. نقاط مثبت و منفی خود را یادداشت کنید. رفتار و منشی برای خود ایجاد کنید که دیگران را تحت‌تاثیر قرار دهد. در ایجاد شخصیتتان بسیار بیشتر از ظاهرتان تاثیر‌گذار خواهد بود.

خیلی مهم است که یاد بگیرید ضعف‌ها و نقص‌هایتان را بپذیرید و برای اصلاح آنها تلاش کنید. هیچوقت به خودتان نگویید که همین است که هستید و نمی‌توانید کاری برای درست کردن عیب‌هایتان بکنید. همیشه برای تغییر فرصت هست.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم شهریور 1393ساعت 9:47  توسط بی نام ترین نام  | 

۵ نکته برای اینکه وقت بیشتری را به خودتان اختصاص دهید

زندگی بسیار پرمشغله و سریع است؛ هیچکس نمی‌تواند این را انکار کند. آدم‌ها و خانواده‌ها وقت کمی دارند و همه همیشه در عجله هستند.

اگر همه روز را به خودتان بگویید که مشغله‌تان زیاد است و هیچ وقتی ندارید، مطمئناً مشغله بیشتری را به سمت خودتان جذب می‌کنید و دیگر وقتی در زندگی‌تان نخواهید داشت. اما، اگر افکارتان را تغییر دهید و روی چیزی که بر آن کنترل دارید تمرکز کنید --یعنی زمان حال-- متوجه خواهید شد که وقت بیشتری را در روز پیدا خواهید کرد و استرس کمتری خواهید داشت.

اگر کمبود وقت مشکل شماست، در زیر چند توصیه عالی برایتان داریم:

۱. برای شروع هر روز برای خوتان وقت بگذارید.

لازم نیست که اهمیت این مسئله را برای کاهش استرس و فشارهای زندگی دوباره متذکر شویم. شما نمی‌توانید از چیزی که ندارید بگذرید، پس حتماً برای خودتان وقت بگذارید. آیا می‌توانید یک ساعت زودتر از خواب بیدار شوید تا آن را به خودتان اختصاص دهید؟ یا اینکه هر روزی یک ساعت را برای خودتان کنار بگذارید؟ حتی اگر نیم ساعت هم بتوانید، اشکالی ندارد، باز هم خوب است.

یک ساعتی که هر روز برای خودتان کنار می‌گذارید، زمانی است که به شما قدرت می‌دهد. در این یک ساعت می‌توانید خودتان را برای روزتان آماده کنید. 

این یک ساعت را به هر کاری که بپردازید، ورزش، پیاده‌روی، حرکات کششی، مدیتیشن یا دویدن، دیگر به خودتان بستگی دارد. یکی یا چند مورد از این کارها را امتحان کنید یا کار دیگری پیدا کنید که بتوانید با آن ارتباط برقرار کنید. آنقدر کارهای مختلف را امتحان کنید تا کاری را پیدا کنید که بیشترین فایده و لذت را برای شما داشته باشد.

۲. یک برنامه منظم داشته باشید.

معنی این جمله این نیست که هر روز سر یک ساعت مشخص از خواب بیدار شوید و سر یک ساعت مشخص بخوابید؛ منظورمان این است که یک سبک زندگی مشخص داشته باشید. وقتی زندگی‌مان هیچ ساختاری نداشته باشد، سردرگم شده و وقت تلف می‌کنیم. اینجاست که استرس و اضطراب به سراغمان می‌آیند. با تلاش برای حفظ یک برنامه متعادل، خواهید دید که راحت‌تر شده و وقت، سلامت و آرامش بیشتری خواهید داشت.

۳. کارهایتان را به دیگران واگذار کنید.

چه کارهایی را می‌توانید به دیگران واگذار کنید؟ هر چقدر هم که تلاش کنید، نمی‌توانید بدون اینکه بقیه قسمت‌های زندگی‌تان متاثر نشوند، همه کارهایتان را خودتان انجام دهید. مثل اینکه از خانواده‌تان بخواهید برای انجام بخشی از کارهای خانه کمکتان کنند یا اینکه خریدهایتان را به صورت آنلاین انجام دهید تا درب خانه تحویلتان دهند--مخصوصاً اگر از رفتن به مغازه و ایستادن در صف، پیدا کردن جای پارک و حمل بار سنگین بدتان می‌آید.

واگذار کردن کارها یک مهارت است که نه تنها باید در خانه بلکه در محل کار نیز اجرا کنیم. حتی اگر با این کار راحت نباشید، امتحانش کنید تا ببینید که چقدر زندگی شخصی، کاری و سلامتتان ارتقاء پیدا خواهد کرد.

۴. لیستی تهیه کنید یا ببینید وقتتان را بیشتر کجا می‌گذرانید.

آیا می‌توانید نقطه‌ای را در زندگی‌تان پیدا کنید که بتوانید وقت کمتری را به آن اختصاص دهید؟ اگر می‌توانید حتماً این کار را بکنید و برای انجام کارهایی که شما را از انجام اولویت‌هایتان عقب می‌اندازند، حتی به دیگران پول بدهید.

۵. وقت کمتری را صرف رسانه‌های وقت‌گیر کنید.

آیا وقت زیادی را در روز صرف فیسبوک، اینستاگرام، توییتر و یوتیوب می‌کنید؟ آیا مدام پای گوگل صرف جستجوی اینترنت هستید؟ آیا می‌توانید یک ساعت در روز تلفن همراهتان را خاموش کنید؟ آیا می‌توانید کمتر ایمیل‌تان را چک کنید؟ آیا می‌توانید تلویزیون را خاموش کنید؟

راهکار هر چه که باشد، آن را پیدا کرده و سیستمی برای خودتان درست کنید که برایتان مناسب باشد. بدوت تعادل، بالاخره یک جا کنترل زندگی‌تان از دستتان خارج خواهد شد.
تقریباً همه ما آرزو داریم که پاهایی بلند و باریک داشته باشیم. اما شاید تعداد کمی از ما پاهایی مانکن‌گونه داشته باشند و بقیه همیشه به این فکریم که چطور پاهایمان را زیباتر کنیم. این روزها خیلی‌ها برای زیباتر شدن عکس‌هایشان از فتوشاپ استفاده می‌کنند، اما در زندگی واقعی چطور؟ آیا راهی برای باریک‌تر و بلندتر دیده شدن پاها وجود دارد؟ پاسخ آن ساده است. چند راهکار عملی وجود دارد که باعث می‌شود بیننده پاهای شما را بلند‌تر، خوش‌فرم‌تر و باریک‌تر ببیند.
 
۱. انتخاب کفش مناسب

یکی از بهترین راه‌ها برای بلندتر نشان دادن پاهایتان، پوشیدن کفس پاشنه‌بلند است. این کفش‌ها نه تنها قدتان را بلندتر می‌کند بلکه پاهایتان را هم بلندتر نشان می‌دهد. به دنبال کفش‌هایی باشید که نوک آن کمی تیز باشد. اما برای کسانی که این کفش‌ها برایشان راحت نیست، می‌توانند از کفش‌های پاشنه یکسره استفاده کنند. نکته دیگری که باید به خاطر داشته باشید این است که ساق پاهایتان را با چکمه نپوشانید چون باعث کوتاه‌تر دیده شدن آنها می‌شود.
 
۲. هماهنگ کردن رنگ کفش

همیشه کفش‌هایی دقیقاَ رنگ جوراب‌شلواری یا دامنتان بپوشید. اینکار خط بلندتری را در ذهن بیننده ایجاد می‌کند. همچنین پوشیدن لباس سرتاسر یک رنگ از بالا به پایین باعث می‌شود پاهایتان بلندتر به نظر برسد. اگر از رنگ‌های تیره استفاده می‌کنید، می‌توانید از طیف‌های دیگر آن برای سایر قسمت‌های لباستان استفاده کنید.
 
۳. پوشیدن پیراهن

شلوار خط کمر را مشخص‌تر نشان می‌دهد اما در دامن و پیراهن قد پاها مشخص نیست. بنابراین به جای شلوار از دامن و پیراهن استفاده کنید اما دقت کنید که سبکی مناسب انتخاب کنید. دامن یا پیراهنی انتخاب کنید که راسته باشند اما خیلی تنگ و چسبان نباشند. متداول‌ترین راه برای ایجاد تصور داشتن پاهایی بلند در نظر بینند پوشیدن دامن با خطوط عمودی است.

۴. انتخاب مناسب لبه پایین لباس

هرچه که تصمیم می‌گیرید بپوشید، انتخاب درست لبه پایین لباستان اهمیت بسیار زیادی دارد. لبه مناسب برای لباس باید به زمین برسد. برای کفش‌های پاشنه‌بلندتان باید شلوار دیگری داشته باشید اما اگر کفشتان بدون پاشنه است، لبه شلوارتان باید به زمین برسد. اگر می‌خواهید دامن بپوشید، دقت کنید که دقیقاً تا قبل از زانو باشد و آن را با جوراب‌شلواری و کفش‌های پاشنه‌بلند، هماهنگ کنید.

۵. خط کمر

بااینکه شلوارهایی که خطر کمر پایین دارند بسیار روی مُد است اما اگر می‌خواهید پاهایتان بلندتر دیده شود، باید از پوشیدن آنها خودداری کنید. شلوارهایی انتخاب کنید که کمرشان کمی بالاتر باشد و این باعث می‌شود دیگران تصور کنند که پاهایتان از خط بالاتری شروع می‌شود. ظاهرتان را بلوزهای کوتاه تکمیل کنید و برای زیباتر دیده شدن می‌توانید آن را داخل شلوارتان بگذارید.
 
با این روش‌های ساده می‌توانید از نظر دیگران پاهایی بلند و جذاب داشته باشید!
آیا برایتان غیرممکن است که هرچقدر هم درخواستی غیرمنطقی باشد، بدون عذاب‌وجدان بگویید «نه»؟ اگر نه گفتن به آدم‌ها - چه رئیستان باشد یا عزیزانتان -- بدون اینکه بعد آن حس بدی پیدا کنید، برایتان غیرممکن است، پس یعنی نمی‌توانید به نیازهای خودتان درمقابل نیازهای دیگران اولویت ببخشید. زمانی باید «بله» بگویید که بدانید انجام آن کار برایتان ممکن است، وقتی انجام آن کار در حیطه مسئولیت‌های شماست یا به طریقی مدیون کسی هستید و باید برایش کاری انجام دهید. اما اگر همیشه بخاطر ترس از «نه» گفتن به دیگران «بله» می‌گویید، دیگر زمانش رسیده که وارد عمل شوید و زندگی خود را بدون احساس گناه در دستان خود بگیرید. اگر دوست دارید بدانید چطور، این مراحل را دنبال کنید.
 
مراحل
 
فکر کنید

۱. بفهمید که انجام همه کار از دست شما برنمی‌آید. مشکل شما با «بله» گفتن به همه احتمالاً تا الان باعث شده هیچ وقتی برای خودتان نداشته باشید. ممکن است به دوستتان برای کمک به فروش محصولاتش «بله» گفته باشید، برای کمک به رئیستان در پروژه جدید «بله» گفته باشید و به خواهرتان برای رنگ کردن خانه‌اش «بله» گفته باشید. می‌توانید با شروع به «نه» گفتن این وضعیت را در آینده تغییر دهید.

• چه بخاطر اینکه به آدمهای زیادی «بله» گفته‌اید یا بخاطر تعهدات زندگی شلوغتان، همه کار نمی‌توانید انجام دهید، به خودتان بگویید وقتی حس خوبی ندارید «باشه» گفتنتان غیرممکن است.

۲. به خودتان بگویید که این خودخواهی نیست. یکی از بزرگترین دلایلی که نمی‌توانید بدون احساس عذاب وجدان «نه» بگویید این است که با این کارتان کسانی که به کمک نیاز دارند را ناراحت می‌کنید. اما اگر خودخواه بودید، همیشه فقط به دنبال کارهای خودتان بودید و اصلاً برای «نه» گفتن به دیگران احساس گناه و عذاب‌وجدان نمی‌کردید.

• به خودتان بگویید که خودخواه نیستید و اگر آن فرد فکر می‌کند که بخاطر انجام ندادن کاری غیرمنطقی خودخواه هستید، دلیل برای رفت‌وآمد با آن فرد وجود ندارد.

• به همه زمان‌هایی که به آدم‌ها «بله» گفتید فکر کنید -- کجای آن خودخواهانه است؟

۳. بدانید که نمی‌توانید همه را راضی نگه دارید. بفهمید که راضی نگه داشتن تک‌تک افرادیکه در زندگیتان هستند غیرممکن است و جایی باید خط‌کشی‌هایتان را شروع کنید. ممکن است احساس کنید که با نه گفتن کسی را ناامید کنید و احترام او را به خودتان از دست بدهید، اما خواهید فهمید که برعکس آن درست است. اگر کسی فکر می‌کند که شما باید به همه چیز «بله» بگویید، احتمال اینکه از شما سوءاستفاده کند بیشتر می‌شود. 

• می‌توانید هر از گاهی به کسانی که دوست دارید کمک کنید اما راضی کردن همه آدمها همشه غیرممکن است.

۴. وقتی «نه» می‌گویید، به همه چیزهایی که به آن «بله» گفته‌اید فکر کنید. نباید به «نه» گفتن مثل چیزی منفی نگاه کنید. اگر به انجام دادن کار بیشتر «نه» می‌گویید، به چیزهای مختلفی که برای زندگی‌تان فایده‌بخش خواهد بود «بله» گفته‌اید. اگر به آن چیزها فکر کنید احساس گناهتان کمتر خواهد شد. در زیر به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌کنیم:

• به صرف وقت بیشتر با دوستان، عزیزان و خانواده‌تان به جای انجام کاری که دوست ندارید، «بله» می‌گویید.
• به حفظ اعصابتان و وقت داشتن برای خودتان و سرگرمی‌هایی که دوست دارید «بله» می‌گویید. 
• به داشتن زندگی راحت‌تر که حول چیزهایی که برای خودتان معنی دارد نه دیگران می‌چرخد، «بله» می‌گویید.
• به داشتن حجم کاری معقول به جای دفن کردن خودتان زیر بار کار اضافی «بله» می‌گویید.

۵. درک کنید که چرا «نه» گفتن سختتان است. آیا به این دلیل است که نمی‌خواهید آن فرد رابطه‌اش را با شما قطع کند؟ آیا به این خاطر است که می‌خواهید آن فرد تصور نکند که به فکرش نیستید؟ اینکه بفهمد چه چیز باعث می‌شود نه گفتن برایتان سخت باشد باعث می‌شود بتوانید درمورد موقعیت منطقی‌تر  رفتار کنید.

• اگر به این دلیل که می‌ترسید فردمقابل دیگر به شما اهمیت ندهد نمی‌توانید به او نه بگویید، پس احتمالاَ در رابطه‌ مشکل‌داری هستید و باید سریعاً از آن رابطه بیرون بیایید.

۶. روش‌های مختلف افراد برای «بله» گرفتن از خودتان را بفهمید. اگر بتوانید روش‌های مختلفی را که دیگران برای تاثیر گذاشتن روی شما و مجبور کردنتان به گفتن «بله» را بدانید، «نه» گفتن برایتان راحت‌تر می‌شود زیرا دیگر می‌دانید که آن فرد فقط قصد کنترل کردن شما را دارد. در زیر به بعضی از این روش‌ها اشاره می‌کنیم:

• قلدری کردن: افراد قلدر شما را مجبور می‌کنند که کارهایی که می‌خواهند را برایشان انجام دهید و گاهی این کار را به روش‌هایی واقعاً خشن و بی‌رحمانه انجام می‌دهند. می‌توانید با حفظ خونسردی خودتان و واکنش ندادن، آنها را سر جایشان بنشانید.

• آه و ناله کردن: این افراد شروع به غر زدن درمورد سختی یک کار می‌کنند تا شما را راضی کنند که بدون اینکه از شما مستقیم خواسته باشند، کمکشان کنید. در چنین شرایطی یا بحث را عوض کنید یا از برخورد کردن با آن فرد خودداری کنید و یا بدون اینکه برای کمک به آنها موافقت کنید، بگویید که چقدر برای شرایط سختشان ناراحتید.

• ایجاد عذاب‌وجدان: بعضی‌ها با گفتن اینکه شما هیچوقت کمکشان نمی‌کنید و یا هیچوقت دستشان را نگرفته‌اید، سعی می‌کنند به شما عذاب‌وجدان بدهند.  در این مواقع با آرامش زمان‌هایی را به آن فرد یادآور شوید که کمکشان کرده‌اید و بگویید که این بار متفاوت است و درخواستشان را رد کنید.

• تحسین کردن: این افراد با تحسین عملکرد شما در چیزی حرفشان را شروع می‌کنند و بعد برای کاری از شما درخواست کمک می‌کنند. اسیر این تحسین و تمجیدها نشوید.
 
معقول باشید

۱. با صدایی آرام و قاطع حرف بزنید. با همان صدایی حرف بزنید که از شما خواسته می‌شود پشت تلفن با کسی حرف بزنید. قاطع، آرام و مشخص صحبت کنید. اگر احساسی، سردرگم یا ناراحت به نظر برسید، فردمقابل ضعف شما را دریافته و سعی می‌کند قانعتان کند. اگر آرام و قاطع به نظر برسد، فرد می‌فهمد که منطقی رفتار می‌کنید و «نه» شما را می‌پذیرد.

• اگر صدایتان را بالا نبرید یا ناراحت به نظر نرسید، فرد توضیح و توجیه شما را راحت‌تر می‌پذیرد.

۲. زبان بدنی قاطع داشته باشید. صاف بایستید و دست‌هایتان را در کنار بدنتان نگه دارید و از حالاتی استفاده کنید که بر حرف‌هایتان تاکید کند. موقع «نه» گفتن با فرد مقابل ارتباط چشمی ایجاد کنید تا بفهمد که قاطع هستید. با دست‌ها یا زیورآلاتتان بازی نکنید زیرا نشاندهنده این است که در تصمیمتان مطمئن نیستید. دست به سینه یا خمیده نایستید زیرا نشان می‌دهد که از تصمیمتان خوشحال نیستید و این باعث می‌شود فرد تلاش کند تا بالاخره راضی‌تان کند.

۳. بیش از اندازه عذرخواهی نکنید. اگر از اینکه نمی‌توانید آن را انجام دهید، خیلی ساده یک «ببخشید» بگویید اما هرچقدر سعی کنید این عذرخواهی‌تان را تکرار کنید، قاطعیت لحنتان کمتر خواهد شد. فرد مقابل تصور خواهد کرد که هنوز می‌تواند متقاعدتان کند که آن کار را انجام دهید و باعث خواهید شد که ضعیف به نظر برسید و حس بدتری نسبت به خودتان پیدا کنید. اگر زیاد عذرخواهی کنید یعنی کار اشتباهی انجام داده‌اید و این درست نیست.

• نگویید، «خیلی خیلی معذرت می‌خوام که نمی‌تونم هفته دیگه سگتو نگه دارم. خیلی خیلی از این بابت ناراحتم.»
• درعوض بگویید، «ببخشید برای اینکه هفته دیگه سگتو نگه دارم وقت ندارم.»

۴. توضیح دهید که چرا نمی‌توانید آن کار را انجام دهید. ارائه یک توضیح کوتاه و مختصر باعث می‌شود طرف مقابل درک کند که چرا درخواست او را نپذیرفته‌اید. لازم نیست بیش از اندازه توضیح دهید، در حد یک تا دو جمله کافی است. نیازی به دروغ گفتن یا بهانه آوردن هم نیست. صادق باشید. در زیر به چند نمونه توضیحی که می‌توانید در این شرایط ارائه کنید اشاره می‌کنیم:

• «نمی‌تونم امشب این پروژه رو تموم کنم چون تا آخر شب باید این گزارش را بنویسم.»
• نمی‌تونم فردا به دندون‌پزشکی ببرمت چون ساگرد ازدواجمونه و می‌خواهیم با شوهرم جشن بگیریم.»
• «نمی‌تونم به مهمونیت بیام چون فردا صبحش یک امتحان مهم دارم.»

۵. چند جایگزین به فرد موردنظر معرفی کنید. اگر هنوز بخاطر نه گفتن به آن فرد احساس گناه می‌کنید و واقعاً دوست داشتید که می‌توانستید کمکش کنید، می‌توانید راهکارهای دیگری به او معرفی کنید. اگر واقعاً می‌توانید به طریقی دیگر به او کمک کنید، از بیان آن تردید نکنید و ببینید راهکارتان به دردش می‌خورد یا نه. در زیر به چند جایگزین اشاره می‌کنیم:

• «می‌تونم سعی کنم پروژه رو فردا تموم کنم، فقط اگه بتونی کمک کنی و فردا صبح به چند نفر از مشتری‌هام زنگ بزنی.»
• «می‌خوای ماشنمو بدم خودت بری دندون‌پزشکی؟ به هر حال من فردا ماشینو لازم ندارم،»
• «فردا نمی‌تونم بیام مهمونیت اما بعد از اینکه امتحانمو دادم حتماً برای آخر هفته با هم قرار می‌گذاریم و یه قهوه می‌خوریم، باشه؟»
 
نکات

• اگر به خودتان احترام نگذارید، راه بی‌احترامی کردن دوستان، همکاران، هم‌کلاسی‌ها، و اعضای خانواده‌تان هم به شما باز می‌شود.
• اگر «نه» گفته‌اید، به هیچ‌کس اجازه ندهید بخواهد شما را تحت‌تاثیر قرار دهد تا کاری که می‌خواهد را برایش انجام دهید.
• بفهمید که رفتن با حفظ احترام خود بسیار بهتر از ماندن در آن موقعیت است، هرچقدر هم که طرف‌مقابل سعی کند حس عذاب‌وجدان به شما بدهد.
• هر تعداد راهی هم که برای متقاعد کردن شما استفاده کنند، اگر «نه» گفته‌ و دلایلتان را هم بیان کرده‌اید، دیگر نیازی به ایستادن و توضیح بیشتر نیست.
• یادتان باشد، اگر کسی به مذهب، اخلاقیات یا ارزش‌های شما احترام نمی‌گذارد، به آنها اجازه ندهید برایتان دلیل مخالفتشان را توضیح دهند.
• وقتی قاطعیت شما در خطر است، بحث کردن سخت‌تر می‌شود ولی در هر حال این کار را بکنید.
• گاهی وقت‌ها اگر کار درست را انجام دهید احساس تنهایی خواهید کرد اما بدانید که تنها نیستید.
• آدمها سعی می‌کنند نظر شما را عوض کنند اما روی حرفتان بایستید زیرا در آخر احترام آنها به شما بیشتر خواهد شد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم شهریور 1393ساعت 9:38  توسط بی نام ترین نام  | 

30 کاری که نباید در حق خودتان انجام دهید

در اینجا لیستی از 30 کاری را عنوان می‌کنیم که هیچوقت نباید در حق خودتان انجام دهید. 
 
1. با آدم‌های نادرست نشست و برخاست نکنید. زندگی کوتاه‌تر از آن است که بخواهید وقتتان را با کسانی بگذرانید که خوشبختی را از شما می‌گیرند. اگر کسی بخواهد که در زندگی‌اش باشید، برای شما جا باز خواهد کرد. نباید برای پیدا کردن جایی در زندگی کسی بجنگید. هیچوقت برای بودن با کسی که ارزش شما را نادیده می‌گیرد اصرار نکنید. و یادتان باشد، آنهایی که در زمان خوشی کنار شما می‌مانند مهم نیستند، مهم کسانی هسند که در ناخوشی‌ها و ناملایمات زندگی کنارتان هستند. آنها دوستان واقعی شما هستند.

2. از مشکلاتتان فرار نکنید. باید با مشکلاتتان روبه‌رو شوید. البته این کار ساده نخواهد بود. هیچکس در دنیا نیست که بتواند همه کارها را بی‌نقص انجام دهد. هیچکدام از ما قادر نیستیم که مدام در حال حل کردن مشکل باشیم. درواقع، ما جوری ساخته شده‌ایم که ناراحت، ناامید و شکست‌خورده شویم. چون این معنی واقعی زندگی کردن است – روبه‌رو شدن با مشکلات، درس گرفتن از آنها، سازگاری و حل آنها به مرور زمان. 

3.  به خودتان دروغ نگویید. به هر کس دیگری در دنیا می‌توانید دروغ بگویید به جز خودتان. زندگی ما زمانی بهتر می‌شود که از فرصت‌ها استفاده کنیم و سخت‌ترین و اولین فرصتی که می‌توانیم از آن استفاده کنیم این است که با خودمان صادق باشیم.

4. نیازهای خودتان را پنهان نکنید. دردناک‌ترین مسئله این است که وقتی شدیداً درگیر دوست داشتن کسی هستید، خودتان را فراموش کنید و یادتان برود که شما هم فردی خاص هستید. بله، باید به دیگران کمک کنید اما به خودتان هم همینطور. اگر قرار باشد که زمانی بیاید که به خودتان برسید و چیزهایی که به آن علاقه دارید را دنبال کنید، آن زمان همین حالاست.

5. سعی نکنید کسی باشید که نیستید.  یکی از بزرگترین چالش‌های زندگی این است که در دنیایی که تلاش می‌کند شما را مثل بقیه کند، خودتان باشید. همیشه کسانی هستند که از شما زیباتر، باهوش‌تر، جوان‌تر، و ... باشند اما این افراد هیچوقت شما نیستند. خودتان را تغییر ندهید تا آدمها دوستتان داشته باشند. خودتان باشید و مطمئن باشید آنهایی که باید، دوستتان خواهند داشت.

6. درگیر گذشته نشوید. اگر بخواهید دوباره و دوباره فصل قبلی کتاب زندگی‌تان را بخوانید، هیچوقت نخواهید توانست فصل جدید زندگیتان را شروع کنید.

7. از اشتباه کردن نترسید. اینکه کاری انجام دهید اما اشتباه کنید ده مرتبه بهتر از این است که هیچ کاری انجام ندهید. هر پیروزی پشت سر خود مجموعه‌ای از شکست‌ها داشته است و هر شکستی پلی به سمت موفقیت است. 

8. خودتان را بخاطر اشتباهات گذشته‌تان سرزنش نکنید. ممکن است فرد نادرستی را در گذشته دوست داشته‌اید و بخاطر مسائل نادرستی گریه کرده‌اید اما هر اتفاق بدی هم که بیفتد، یک چیز مسلم است: اینکه اشتباهات به ما کمک می‌کنند فرد یا چیزهایی را پیدا کنیم که برایمان مناسب هستند. همه ما اشتباه می‌کنیم، دچار مشکل می‌شویم و خیلی وقت‌ها افسوس گذشته را می‌خوریم. اما باید بدانید که شما اشتباهاتتان نیستید، مشکلاتتان هم نیستید و الان اینجایید و قدرت این را دارید که بتوانید روز و آینده‌تان را آنطور که می‌خواهید بسازید. هر اتفاق کوچکی که قبلاً در زندگی‌تان افتاده است شما را برای این لحظه آماده می‌کرده است.

9. سعی نکنید خوشبختی را بخرید. خیلی از چیزهایی که آرزو داریم داشته باشیم گران هستند. اما حقیقت این است که چیزهایی که واقعاً ما را خوشحال و راضی می‌کنند کاملاً رایگان‌اند: مثل عشق، خنده و تلاش در جهت علایقمان.

10. سعی نکنید برای خوشبختی‌تان به دیگران تکیه کنید. اگر با کسی که درونتان است خوشبخت و شاد نباشید، با هیچ رابطه بادوامی هم خوشحال و راضی نخواهید بود. باید ابتدا ثبات زندگی خودتان را بسازید تا بعد بتوانید آن را با کسی قسمت کنید.

11. وقت تلف نکنید. زیاد فکر نکنید چون اینکار فقط مشکل‌تراشی می‌کند. موقعیت‌ها را ارزیابی کنید و تصمیمات قاطع بگیرید. هیچوقت نمی‌توانید چیزی که شهامت رویارویی با آن را ندارید تغییر دهید. پیشرفت نیازمند خطر کردن است. 

12. فکر نکنید آماده‌ نیستید. هیچکس هیچوقت وقتی فرصتی پیش می‌آید، 100% آماده نیست. چون بیشتر موقعیت‌های عالی زندگی ما را مجبور می‌کند که فراتر از محدوده امنمان قدم برداریم و این یعنی احساس راحتی نخواهیم داشت.

13. به دلایل نادرست درگیر هیچ ارتباطی نشوید. روابط باید هوشمندانه انتخاب شوند. تنها بودن خیلی بهتر از این است که با فردی نادرست باشید. هیچ نیازی به عجله کردن نیست. اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد، می‌افتد، آن هم در زمان درست خود، با فردی مناسب شما و به بهترین دلایل. زمانی عاشق شوید که آمادگی آن را داشته باشید نه وقتی که تنها هستید.

14. بخاطر اینکه روابط قبلی تان موفقیت‌آمیز نبوده‌اند، روابط جدید را رد نکنید. در زندگی می‌فهمید که ملاقات شما با هر فردی دلیلی دارد. بعضی از آنها آزمایشتان می‌کنند، بعضی از شما سوءاستفاده می‌کنند و بعضی به شما درس می‌دهند. اما از همه اینها مهم‌تر، بعضی از آنها بهترین اتفاق‌ها را برایتان به ارمغان می‌آورند.

15. سعی نکنید با همه رقابت کنید. نگران کارهایی که دیگران از شما بهتر انجام می‌دهند نباشید. سعی کنید هر روز رکورد خودتان را بالا ببرید. موفقیت مبارزه‌ای است بین خودتان و خودتان.

16. به دیگران حسادت نکنید. حسادت هنر شمردن نعمت‌های دیگران به جای نعمت‌های خودتان است. از خودتان بپرسید: "من چه چیزهایی دارم که بقیه حسرت آن را می‌‌خورند؟"

17. دست از شکایت کردن و دلسوزی برای خودتان بردازید. مشکلات زندگی به دلیلی پیش می‌آیند: برای عوض کردن مسیر شما به سمتی که باید بروید. ممکن است همان موقع علت یک اتفاق را نفهمید و ممکن است برایتان خیلی سخت باشد اما اگر به گذشته و اتفاقات بد دیگری که برایتان افتاده بود نگاه کنید، خواهید دید که اکثر آنها شما را به سمت فضا، فرد، تفکر و موقعیت بهتر سوق داده‌اند. پس لبخند بزنید! بگذارید همه بدانند که امروز خیلی قوی‌تر از دیروز هستید.

18. کینه‌توزی نکنید. زندگیتان را با نفرت پیش نبرید چون آخر کار خودتان را خیلی بیشتر از کسانی که از آنها نفرت دارید، اذیت خواهید کرد. بخشش این نیست که بگویید، "کاری که در حق من کردی اشکالی ندارد." بخشش گفتن این است: "من اجازه نمی‌دهم کاری که در حقم کردی خوشبختی من را برای همیشه نابود کند". بخشش بهترین راهکار است. کینه‌ها را دور بریزید، به دنبال آرامش باشید و خودتان را آزاد کنید. و یادتان باشد، بخشش فقط برای دیگران نیست، برای خودتان هم هست. اگر لازم بود، خودتان را هم ببخشید و سعی کنید دفعه بعد بهتر رفتار کنید.

19. نگذارید دیگران شما را تا سطح خودشان پایین بکشند. برای راحتی کسانیکه نمی خواهند خودشان را بالا بکشند، استانداردهایتان را پایین نیاورید.

20. وقتتان را برای توضیح دادن خودتان برای دیگران تلف نکنید. دوستانتان به آن نیازی ندارند و دشمنانتان هم حرف‌های شما را باور نخواهند کرد. همان کاری را بکنید که ته دلتان می‌گوید درست است.

21. هیچوقت بدون وقفه انداختن کاری را پشت سر هم انجام ندهید. وقت نفس کشیدن دقیقاً همان زمانی است که وقتی برای آن ندارید. اگر مدام پشت سر هم به کارتان ادامه دهید، همیشه چیزهای یکسانی به دست خواهید آورد. گاهی لازم است از کارتان دست بکشید تا همه چیز را واضح‌تر ببینید.

22. زیبایی لحظات کوچک را نادیده نگیرید. از چیزهای کوچک لذت ببرید چون یک روز به عقب نگاه می‌کنید و می‌فهمید که چیزهای بزرگی بوده‌اند. بهترین قسمت زندگی‌تان همان لحظات کوچک و بی نام و نشانی است که به کسی که برایتان مهم است لبخند می‌زنید.

23. سعی نکنید همه چیز ایدآل و بی‌نقص باشد. دنیای واقعی به ایدآل‌گراها جایزه نمی‌دهد، به کسانی پاداش می‌دهد که کار انجام می‌دهند.

24. آسان‌ترین راه را دنبال نکنید. زندگی آسان نیست، مخصوصاً وقتی برای به دست آوردن چیز باارزشی برنامه‌ریزی می‌کنید. راه آسان را انتخاب نکنید. کاری غیرعادی انجام دهید.

25. اگر همه چیز بر وفق مرادتان نیست، تظاهر نکنید که اینطور است. هیچ اشکالی ندارد که هر از گاهی خرد شوید. لازم نیست همیشه وانمود کنید که قوی هستید و نیازی هم نیست که مداوم ثابت کنید که همه چیز خوب پیش می‌رود. نگران اینکه بقیه چه فکر می‌کنند هم نباشید. اگر لازم است گریه کنید. هر چه زودتر این کار را بکنید، زودتر قادر خواهید بود دوباره لبخند بزنید.

26. دیگران را بخاطر مشکلاتتان مقصر نکنید. اینکه تا چه اندازه بتوانید به آرزوهایتان دست پیدا کنید به این بستگی دارد که تا چه اندازه مسئولیت زندگی‌تان را قبول می‌کنید. وقتی دیگران را بخاطر اتفاقاتی که برایتان می‌افتد مقصر بدانید یعنی از مسئولیت شانه خالی می‌کنید و به دیگران قدرت نفوذ به آن بخش از زندگی‌تان را می‌دهید.

27. لازم نیست برای همه، همه‌کس باشید. اینکار غیرممکن است و فقط خسته‌تان خواهد کرد. اما لبخند زدن به دیگران می‌تواند  دنیا را تغییر دهد. شاید نه کل دنیا را، ولی دنیای آن آدمها را مطمئناً تغییر خواهد داد.

28. زیاد نگران نباشید. نگرانی مشکلات آینده را حل نخواهد کرد، فقط لذت‌های امروز را هم از شما خواهد گرفت. یک راه اینکه بفهمید چیزی ارزش نگران بودن را دارد یا نه این است که از خودتان بپرسید، "این مسئله در یک سال آینده مهم خواهد بود؟ در سه سال آینده چطور؟ در پنج سال چه؟"  اگر اینطور نبود، پس ارزش نگران بودن را ندارد.

29. روی چیزی که نمی‌خواهید اتفاق بیفتد متمرکز نشوید. روی چیزهایی متمرکز شوید که می‌خواهید اتفاق بیفتند. تفکر مثبت از لازمه‌های هر موفقیت است. اگر هر روز صبح با این فکر بیدار شوید که اتفاقی فوق‌العاده در زندگی‌تان خواهد افتاد، و به آن توجه دقیق کنید، خواهید دید که حق با شما بوده است.

30. قدرناشناس نباشید. زندگی‌تان خوب باشد یا بد، هر روز شکرگزار بخاطر آن از خواب بیدار شوید. مطمئن باشید کسی در جایی دیگر از جهان وضعیتی بسیار بدتر از شما دارد. بجای اینکه به چیزهایی که ندارید فکر کنید، سعی کنید به چیزهایی فکر کنید که دارید و دیگران افسوس آن را می‌خورند.

 

روح انسان از دیر باز به عنوان موضوعی اسرار آمیز مورد بحث و جدل بوده است. باور اکثر مردم این است که انسان بجز بُعد جسمانی که فناپذیر است، دارای جنبه ای غیر مادی است که با مرگ جسمانی هیچگاه از بین نرفته و همیشه تا ابد زنده خواهد ماند که این موجود غیر مادی به عنوان روح آدمی شناخته میشود. اما روح انسانها در کجای جسم مادی آنها قرار دارد؟

برای یافتن این پرسش نگاهی به آناتومی و ساختار چشم می اندازیم.

همانطور که از تصویر معلوم است، وقتی به محیط اطراف نگاه می کنیم، تصویری سه بعدی از اجسام پس از عبور از مردمک در شبکیه تشکیل شده و از آنجا از طریق رشته های عصب بینایی به مغز منتقل میشوند. مکانیزم ارسال تصویر به مغز بسیار شبیه انتقال اطلاعات کامپیوتری است. به عبارت دیگر وقتی شما به اجسام نگاه میکنید، اطلاعات رنگها و اجسام بصورت داده های الکتریکی و با حجم چندین مگاپیکسل در هر لحظه از چشم به مغز منتقل میشود و در مغز مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. اما این تصاویر و اطلاعات دیداری چگونه در نهایت توسط ما درک می شوند و دیده میشوند؟

حقیقت این است که مجموعه جسم انسان و بخش هدایتگر آن یعنی مغز، دقیقاً همانند یک کامپیوتر، برای کار کردن نیاز به نرم افزاری دارند که بتواند بخشهای مختلف را در حالت عملیاتی قرار دهد و این نرم افزار چیزی نیست جز همان "روح". روح در واقع بخش کوآنتومی انسان است که بُعد مادی ندارد و برای زنده کردن انسان در کالبد وی قرار میگیرد.

در مثال بالا نیز وقتی داده ها از طریق رشته های عصبی به مغز منتقل میشوند، طی عملیاتی بسیار پیچیده، تصاویر توسط روح انسان دیده و درک میشوند. البته باید گفت که روح انسان بخودی خود قادر به درک شهودی است اما چون تا زمان زنده بودن انسان، در کالبد جسمانی گرفتار است، باید از طریق سخت افزار بدن اقدام به دیدن و درک محیط اطراف کند.

این موضوع زمانی مشخص تر میگردد که به مکانیزم خوابیدن فکر کنیم. وقتی می خوابیم، روح بصورت موقت از بدن خارج میشود به همین دلیل است که وقتی کسی بصورتی خوابیده که چشم هایش نیمه باز است، قادر به دیدن چیزی نیست چون نرم افزار لازم (روح) جهت درک تصاویر دریافتی از چشم موقتاً وجود ندارد. وقتی خواب می بینیم معمولاً تصاویر واضح و طبیعی هستند چون اکثر رویاها توسط روح دیده میشوند. در صورتی که هیچگاه نمیتوانید در حالت بیداری چشمهای خود را ببندید و مثلاً چهره کسی را بصورت کاملاً واضح در ذهن خود مجسم کنید. شاید یکی از دلایلی که انسانها بدون بستن چشم نمی توانند بخوابند این باشد که تعامل روح و مغز وقتی چشم باز است هیچگاه متوقف نمیشود و روح امکان خروج از بدن را نمی یابد.

در مورد شنیدن هم دقیقاً وضعیت به همین صورت است. وقتی شخصی خواب است. ممکن است صداهایی در محیط وجود داشته باشد اما چون روح خارج از بدن است صداها توسط فرد شنیده نمیشود در حالی که هم گوش فعال است و هم مغز.

بنابراین میتوان نتیجه گیری کرد که آنچه که ما می بینیم و میشنویم نه توسط مغز، بلکه توسط روح است که درک میشود و مغز تنها نقش پردازش اطلاعات را به عهده دارد و به نوعی میتوان دریافت که محل قرار گرفتن روح انسان در مغز اوست و در واقع یک جنبه از روح، مجموعه دستورالعملهایی است که سخت افزار مغز را بکار می اندازد.

اگر روح درون انسان نبود، همانند کامپیوتری که فاقد نرم افزار است، عملاً جسم با تمام پیچیدگی هایش فاقد حرکت، احساس و اندیشه می شد. این روح است که باعث میشود انسانها بتوانند درکی همه جانبه از محیط اطراف خود داشته باشند و به زندگی ادامه دهند و در انتها این مرگ است که باعث جدایی روح از انسان میشود. روح همیشه وجود خواهد داشت و هرگز با مرگ از بین نخواهد رفت.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393ساعت 9:35  توسط بی نام ترین نام  | 

حفره های خطرناک ذهنی

هر انسانی در طول زندگی خود میزان مشخصی  انرژی در اختیار دارد این مقدار انرژی، در بین افکار مختلف تقسیم شده است و هر کدام درصدی از نیروی ذهن را به خود اختصاص داده اند. طبیعتا بعضی از افکار در حوزه مثبت و بعضی دیگر در حوزه افکار منفی قرار دارند هر چه شما به قلمرو منفی توجه بیشتری داشته باشید سهم بیشتری از انرژی خود را به آن اختصاص داده اید و از انرژی که باید در جهت تحقق خواسته های قلبی و تبلور اهدافتان قرار بگیرد کاسته اید. اما انرژی موجود در قلمرو افکار مثبت، علاوه بر آنکه یک پشتوانه قوی برای رسیدن به اهدافتان است، به دلیل فرکانس بالایی که دارد همچون یک دیواره آتش، ذهن را در برابر ورود پالس های منفی در امان نگه می دارد هرچه انرژی شما در این ناحیه بیشتر باشد سپر ذهنی قوی تری در اختیار خواهید داشت.

 هر کسی به تناسب زندگی خود در شرایط روحی تقریبا ثابتی به سر می برد و از لحاظ انرژی، تعادلی بین دو حوزه مثبت و منفی برقرار می کند اما گاهی در زندگی شرایطی ایجاد می شود که این تعادل به هم میریزد و حالات روحی انسان دچار تغییر ملموسی می شود. این عدم تعادی به این دلیل است که  در اثر اتفاقات پیش آمده، به یکباره میزان قابل توجهی از انرژی به طرف ناحیه دیگر جریان پیدا می کند. اگر این جریان انرژی به طرف افکار منفی باشد دو پیامد نامطلوب به دنبال خواهد داشت: اول آنکه در این شرایط افکار منفی قدرت بیشتری خواهند گرفت و توانایی بیشتری برای تحت تاثیر قرار دادن زندگی فرد به دست می آورند، دوم اینکه به علت جریان پیش آمده، یک خلا انرژی در قلمرو افکار مثبت پدید می آید و سپر ذهنی را تضعیف می کند. این خلا انرژی همچون یک حفره امنیتی راه را برای ورود سایر افکار منفی هموار می کند.

 وقتی که ذهن توان دفاعی خود را از دست دهد موج های افکار منفی می توانند از حفره ایجاد شده راه را به مغز باز کنند. در اثر این خلا انرژی فرد کمبودی را در زندگی خود احساس خواهد کرد و در صدد جبران آن بر می آید اما معمولا راه حل هایی که به ذهنش می رسد منشا گرفته از همان افکاری هستند که از طریق حفره انرژی به ذهن او راه یافته اند بنابراین نمی توان انتظار داشت که اقدام هایی که فرد در این راستا انجام می دهد نتایج مطلوبی به بار آورد. 

از مواردی که می توان مثال زد "دل به هر کس دادن برای فرار از تنهایی، استفاده از مواد روان گردان برای احساس شادی، دست زدن به اعمال انتقام جویانه برای آرام کردن حس نفرت" و سایر کارهای ناهنجاری که همه نتایج دست و پا زدن هایست که فرد در جهت رفع کردن خلا پیش آمده انجام می دهد اما هیچکدام از این ها درمان درد او نیستند درمان درد او در وجود خودش نهفته است. بنابراین لازم است که در چنین مواقعی  قبل از آغاز هر اقدامی، به ذهن خود مراجعه کنید و درمان را در ذهن خود جستجو کنید نه در دنیای بیرون.

راه حل به تعادل برگرداندن ذهن این است که در مرحله اول جلوی جریان انرژی به سمت افکار منفی گرفته شود چون با حرکت نیرو به این ناحیه، احساسات منفی همچون احساس خشم، احساس نفرت و احساس تنهایی می توانند به شدت نیرو بگیرند، شما باید در اقدام نخست مانع از قدرت گرفتن بیشتر این عوامل مخرب شوید و در مرحله دوم باید قدرت را از آنها بگیرید و نیرو را به حوزه افکار مثبت انتقال دهید تا خلا انرژی شکل گرفته در این حوزه بر طرف گردد.

راه حل چیست؟

متاسفانه در دنیای مدرن و پر هیاهو، انسان ها خودشان را در شلوغی زندگی گم کرده اند و دست به کارهایی می زنند که هیچ ارتباطی با خواسته قلبی و اهداف ذهنیشان ندارد. بهترین راه برای رسیدن به سلامت روحی و گام برداشتن در جهت خواسته های قلبی آن است که راه را به ذهن خود باز و با آن ارتباط برقرار کنید در این حالت است که می توان انرژی را به صورت آگاهانه در اختیار افکاری قرار داد  که در جهت اهداف ذهنی و مسیر سعادت ما هستند،  در غیر اینصورت انرژی به صورت کنترل نشده در بین افکار مختلف پراکنده می شود و چه بسا در این بین سهم افکار منفی بیشتر هم باشد.

 بهترین راه برای ارتباط با ذهن به توصیه بسیاری از روانکاوان برجسته، انجام عمل سکوت ذهنی است در این پروسه که مغز به سطح آلفا می رسد یکی از موثرترین راه ها برای آرام کردن ذهن است و در این حالت است که شما می توانید به دور از آشفتگی ها راه را به سوی ذهن خود باز کنید.

 برای رسیدن به سطح آلفا شما باید روزانه حدود 20 دقیقه در محلی ساکت و به دور از هر گونه سرو صدا و آشفتگی مغز خود را آرام نگه دارید. معمولا بهترین زمان برای عمل سکوت ذهنی صبح به محض بیدار شدن از خواب است. برای انجام این تمرین، چشمانتان را ببندید و فارغ از هر اندیشه مزاحم، ذهن خود را به دم و بازدم های خود متمرکز کنید.  بعد از چند دقیقه که ذهنتان به آرامش عمیقی رسید آنگاه می توانید نیروی ذهن خود را برای تمرکز بر روی یکی از افکارتان، به نظم در آورید. قبل از انجام این عمل لازم است که لیستی از اندیشه هایتان که به شما انرژی می دهند و با آنها احساس شادمانی می کنید و یا لیستی از افکاری که در جهت خواسته های قلبی شما هستند تهیه کنید این اندیشه ها باید جان بگیرند تا زندگی دوباره ای برای شما به ارمغان بیاورند. در طول این مدت سعی کنید با ساختن تصاویر ذهنی مورد دلخواه، نیروی بیشتری را به اندیشه های مثبت انتقال دهید. 

با انجام این عمل نه تنها از کمتر شدن انرژی در قلمرو افکار مثبت جلوگیری کرده اید بلکه توانسته اید پروسه انتقال قدرتی را به اجرا بگذارید که سبب تقویت هرچه بیشتر حوزه افکار مثبتتان می شود.
همه ما کوله‌باری از اشتباه داریم که باید از آنها درس بگیریم. همه ما اشتباه می‌کنیم، آن هم خیلی زیاد. بهترین قسمت آن این است که بدانیم اشتباه کرده‌ایم. اگر ندانیم، باز یک اشتباه دیگر کرده‌ایم. می‌خواهیم ببینیم چطور باید با این همه اشتباهاتمان در زندگی کنار بیاییم. برای این منظور، جملات مختلفی را از افراد مشهور درمورد اشتباه کردن برایتان گرد آورده‌ایم. 

یادتان باشد، مهم نیست که اشتباه کرده‌اید؛ مهم این است که از اشتباهتان درس گرفته باشید. 
 
«افراد باهوش از اشتباهاتشان درس می‌گیرند. اما باهوش‌ترینشان از اشتباهات دیگران.»
-- براندون مال (Brandon Mull)

«یک اشتباه نباید قدرت حکمرانی بر همه زندگی یک نفر را داشته باشد.» 
-- جویس میر (Joyce Meyer)

«بزرگترین اشتباهی که می‌توانید در طول زندگی مرتکب شوید این است که همیشه از اینکه مرتکب اشتباه شوید بترسید.»
-- البرت هوبارد (Elbert Hubbard)

۱) تازمانیکه باور نکنید که شکست خورده‌اید و دلسرد نشوید، هنوز شکست نخورده‌اید. هیچوقت ناامید نشوید. گاهی وقت‌ها اینکه بدانید چه زمان باید دست از ادامه راه بکشید، کدام جنگ را ببازید، خود نیازمند خرد است.

«خیلی وقت‌ها برای اینکه اولویت‌هایمان را ببینیم، باید آنها را از خودمان دور کنیم.»
-- جان ایروینگ (John Irving)

۲) خودتان را برای اشتباهاتی که مرتکب شده‌اید بخشیده، از آنها درس بگیرید و پیش روید.

«اشتباه کردن گناه نیست. داشتن اعتباری که نتوانید هرازگاهی آن را خراب کنید چه ارزشی دارد؟»
-- سیمون الکلس (Simon Elkeles)

۳) از آن اتفاق درس بگیرید و آن را فراموش کنید.

۴) هیچ‌وقت یک اشتباه را تکرار نکنید.

«موفقیت این نیست که هیچوقت اشتباهی مرتکب نشوید. موفقیت در این است که هیچوقت یک اشتباه را تکرار نکنید.» 
-- جرج برنارد شاو (George Bernard Shaw)

۵) قلب و روحتان باید استوار باشد. وقتی می‌بینید در حین و بین یک اشتباه هستید، کنترل ذهنتان را به دست گیرید. قدرت فکر کردن در اشتباهات یک مزیت بزرگ است.

۶) از اشتباهاتتان درس بگیرید و با حس کینه و انتقام برگردید. فقط زمانی که رشد کرده باشید است که می‌توانید اشتباهی را جبران کنید.

۷) گاهی اوقات عوض کردن طرز تفکرمان کمک می‌کند. هیچوقت نمی‌توانید با همان طرزفکر قبلی که اشتباهی را مرتکب شده‌اید، آن را اصلاح کنید.

۸) بیشتر اوقات تلاش نکردن برای اصلاح یک اشتباه شما را در همان جای اول نگه می‌دارد. شجاعت لازم برای غلبه بر ترستان و اصلاح خطاهایتان را پیدا کنید.

۹) قدم‌های کوچک بردارید و برای غلبه بر اشتباهاتتان توانایی‌تان را کم‌کم افزایش دهید.

۱۰) در سختی‌ها به دنبال فرصتی برای پیدا کردن خودتان باشید. در همه سختی‌ها فرصت‌های بیشماری برای رشد وجود دارد.

۱۱) برای غلبه بر سردرگمی‌هایتان وارد عمل شوید. علم به شما کمک می‌کند بر سردرگمی‌هایتان غلبه کنید، سعی کنید برای غلبه بر اشتباهتان هم دانش بیشتری درمورد آن موضوع پیدا کنید.

۱۲) صبور باشید و اجازه بدهید زمان بگذرد.

۱۳) بزرگترین اشتباه اکثر ما این است که ناامید می‌شویم و دست از کار می‌کشیم. تازمانیکه  ۱۰۰٪ کارتان را تکمیل نکرده‌اید نباید کنار بروید. اگر نیاز به استراحت داشتید، به خودتان وقفه بدهید اما دست از ادامه راه نکشید. موفقیت شکستی است که برعکسش کرده باشید.

۱۴) دست از فکر کردن بردارید و از فرصت‌ها استفاده کنید. بیشتر اشتباهات فرصت‌هایی عالی برای پیشرفت در اختیارتان قرار می‌دهند.

«اشتباه کردن کاری انسانی و بخشیدن کاری الهی است.»
-- الکساندر پوپ (Alexander Pope)

۱۵) کمال هیچوقت تصادفی نیست؛ بلکه نتیجه تلاش‌های هوشمندانه است.

«اگر ترس از کمال نداشته باشید، هیچوقت به آن نمی‌رسید.»
-- سالوادور دالی (Salvador Dali)
 
اجازه بدهید نگاهی به گفته‌هایی بکنیم که دیگران بعد از برخورد با اشتباهاتشان و تجربیات مختلف ارائه کرده‌اند:

«کسی که اشتباه نکرده باشید، یعنی هیچ چیز جدیدی را امتحان نکرده است.»
-- آلبرت انیشتین (Albert Einstein)

«آزادی که برای اشتباه کردن در آن آزادی نداشته باشید هیچ ارزشی ندارد.»
-- ماهاتما گاندی (Mahatma Gandhi)

«مطمئن شدن از عقلانیت خود کار دشواری است. سالمترین کار این است که به شما یادآور شوند که قوی‌ترین‌ها هم ضعیف می‌شوند و عاقل‌ترین‌ها هم اشتباه می‌کنند.»
-- ناپلئون بناپارت (Napoleon Bonaparte)

«وقتی راهتان را پیدا می‌کنید دیگر نباید بترسید. باید شجاعت لازم برای اشتباه کردن را داشته باشید. ناامیدی، دلسردی و شکست ابزارهایی هستند که خداوند برای نشان دادن راه به ما از آن استفاده می‌کند.»
-- پائولو کوئیلو (Paulo Coelhi)

«قضاوت خوب از تجربه می‌آید و تجربه از قضاوت بد.»
-- ریتا ماو براون (Rita Mae Brown)
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393ساعت 9:58  توسط بی نام ترین نام  | 

مهارت تفکر انتقادی شما در چه سطحی است؟

اگر نتوانید انتقادی فکر کنید، قدرت تفکر خلاقانه نخواهید داشت. و اگر نتوانید خلاقانه فکر کنید، آثار خلاقانه نیز نمی‌توانید تولید کنید و به کپی کردن روی می‌آورید.

برای اینکه بتوانیم خلاقانه فکر کنیم، باید بتوانیم از چارچوب چیزهایی که می‌بینیم و می‌شنویم پایمان را فراتر بگذاریم. باید مشاهده کنیم، سوال بپرسیم و تحلیل کنیم تا بتوانیم دریچه افکار تازه را در ذهنمان باز کرده و تفکرات قدیمی را کنار بگذاریم.

حال ببینیم تفکر انتقادی چیست. تفکر انتقادی به طور کلی به معنی تحلیل جملات و تعیین ارزش آنها برای رسیدن به نتیجه‌گیری است.

در زیر به یک مثال عالی از تفکر انتقادی که به اکتشاف خلاق منجر می‌شود اشاره می‌کنیم:

یک روز یک شخص گفت، «زمین گرد است!»  مردم بدون اینکه به دلایلی که برای ادعایش می‌آورد گوش کنند، او را رد کرده و مسخره کردند، «زمین نمی‌تواند گرد باشد، زمین صاف است. ببین!»

اما آن فرد اظهار داشت که افق انحنای کمی دارد. جهان صاف نبود. او تعصباتش را کنار گذاشته و ذهنش را به تحلیل چیزهایی که همه عمر در سرش فرو کرده بودند، باز کرد. چرا باید آن حرف‌ها را باور می‌کرد؟ چه چیز باعث می‌شد آن حرف‌ها درست باشد؟ چه چیز باعث می‌شد اشتباه باشد؟

او سوالات زیادی پرسید و دلیل و مدرک خواست. حرف‌ها و استدلالات مقامات را بررسی کرد. آن فرد فقط گفته‌های دیگران را رد نکرد. او فرضیاتی را برای اثبات ادعایش مطرح کرد.

او خلاقانه فکر می‌کرد و بعد ارزیابی انتقادی ایده نوآورانه خود، وارد عملی شد که دنیا را تغییر داد.

تفکر انتقادی و تفکر خلاقانه همگام هستند. تفکر خلاقانه به معنی تولید ایده و فرایند است؛ تفکر انتقادی آن افکار را ارزیابی کرده و موجب تصمیم‌گیری منطقی می‌شود.

حال ببینیم برای خلاقانه‌تر فکر کردن چطور باید انتقادی فکر کنیم؟ در زیر چند نکته مفید برایتان مطرح می‌کنیم.

جزئیات کوچک مهم هستند

به کلماتی مثل «امکان داشتن»، «توانستن» و «انجان دادن» دقت کنید. بین انجام احتمالی یا حتمی یک کار مشابه تفاوت زیادی وجود دارد. هیچوقت چیزی را در ظاهر قبول نکنید.

از افراد مطلع سوال کنید

اگر فرد متخصصی برای پشتیبانی از حرف خود استدلال می‌کند، از او سوال کنید. آن فرد چه کفایتی دارد که بتواند نصیحت کند؟ آن فرد برای ادعای حرفش چه اعتباری دارد؟ چرا در مورد آن موضوع خاص صاحب‌نظر است؟

کلی‌گویی‌ها را کنار بگذارید

کلی‌گویی معمولاً اعتبار و ارزش یک استدلال را از همان ابتدا پایین می‌آورد. جملاتی که در آن از «همه‌چیز» و «همه‌کس» استفاده می‌شود را کنار بگذارید. همه یک کار را انجام نمی‌دهند و همه نمی‌دانند. 

مراقب سفسطه‌ها باشید

مراقب سفسطه‌ها و استدلالات غلط باشید. سفسطه بسیار زیرکانه توجه شما را از تفکر انتقادی واقعی منحرف می‌کند. 

گارد نگیرید

یکی از بزرگترین موانع تفکر خلاقانه تعصب است که دشمن تفکر انتقادی نیز هست. ارزش‌ها، احساسات، امیال و تجربیات شما بر اعتقادات و توانایی‌تان برای داشتن ذهنی باز و روشن اثر می‌گذارد. تعصبات را کنار بگذارید و برای فکر کردن به اطلاعاتی که دریافت می‌کنید وقت بگذارید.
 
حرف آخر: برای قبول کردن درستی حرف دیگران آماده باشید. بحث کردن کار جالبی است اما همیشه به این معنی نیست که حق با شماست. آن کسی که ادعا کرده بود زمین گرد است، تلاش بسیاری کرده بود تا تئوری خود را به اثبات برساند. او به دنبال سند و مدرک برای ایده‌های خود رفته بود و برای روبه‌رو شدن با شکست هم آماده بود.

او برای ایده خلاقانه خود فکر بسیار کرده بود. از روی هوا و هوس حرف نزده بود. قبل از رفتن برای اثبات ادعای خود و گرد بودن زمین، تفکرات انتقادی بسیاری داشته است.

اگر سخنی را از شخصی می شنوید، یا از طریق رسانه ها مانند تلویزیون، اخبار، روزنامه ها، جرائد و اینترنت حرفی به گوشتان می خورد، سربسته و بدون تحقیق و کسب اطلاعات دقیق آنرا قبول نکنید.
چرا «نه» تلفظش آسان است اما گفتنش سخت؟

کلمه «نه» یکی از کوتاهترین و ساده ترین کلمات برای تلفظ در فارسی است. اما دقیقاً همین کلمه، به زبان آوردنش سخت است. وقتی میخواهیم به دیگران «نه» بگوییم، میترسیم که احساساتشان را جریحه دار کرده یا ناامیدشان کنیم یا حتی بدتر، دیگر دوستمان نداشته باشند. در این مورد هم مثل همه کارهای دیگر، با تمرین مهارت بیشتری پیدا خواهید کرد. برای اینکه «نه» گفتن برایتان راحتتر شود، این راهکارها را امتحان کنید. 

#۱ کلمه «ممنونم» را اضافه کنید

بااینکه کلمه «نه» به تنهایی خیلی خشن است اما اضافه کردن یک «ممنونم»، آن را بسیار دلپذیرتر میکند. وقتی از شما میخواهند کاری را انجام دهید که نمیخواهید، از طرف مقابل برای اینکه به فکر شما بوده تشکر کنید.

مثال: «نه ممنونم اما خیلی خوشحالم که من را برای همراهی دخترت به شهربازی انتخاب کردی.»

#۲ یک برنامه دیگر پیشنهاد دهید

وقتی کسی از شما میخواهد کاری را انجام دهید که چندان رغبتی به آن ندارید، کار دیگری را پیشنهاد دهید که میتوانید برای او انجام دهید.

مثال: «متاسفم نمیتونم هفته دیگه از پسرت نگهداری کنم اما اگه دوست داشته باشی میتونم از دوستانم بپرسم که وقت این کار را دارند یا نه.»

#۳ وقت بخواهید

به جای اینکه فوراً بگویید «بله» (و بعد بخاطر آن پشیمان شوید)، از طرف مقابل بخواهید چند روز به شما وقت بدهد که فکر کنید.

مثال: «خوشحال میشم کمکت کنم هفته دیگه انباری خونتو تمیز کنی اما نمیدونم برنامه هفته دیگم چیه. میتونم بعداً بهت خبر بدم؟»

#۴ بگویید که نیاز ندارید

به جای اینکه بخاطر خوردن لازانیایی که خواهرشوهرتان مدام تعارفتان میکند، خودتان را اذیت کنید، بگویید که سیر شده اید.

مثال: «الان سیر شدم ولی بدم نمیاد کمی با خودم ببرم خونه که بعداً بخورم.»

#۵ ساده بگیرید

گاهی وقتها مودبانه ترین راه برای «نه» گفتن این است که خیلی ساده بگویید «نه»! بدون هیچ توضیحی.

مثال: «متاسفم، نمیتونم»

مهمترین چیزی که باید بفهمید این است که گفتن «نه» کار زشت یا خودخواهانه ای نیست. درواقع اگر زیاد «بله» بگویید، ممکن است سلامت احساسی و جسمی خودتان را به خطر بیندازید و وقت کمتری را بتوانید صرف رسیدگی به کارها و اهدافی که برای خودتان مهم است صرف کنید.
ناتوانی برای «نه» گفتن همچنین ممکن است سطح استرس شما را هم بالا ببرد. براساس وبسایت کلینیک مایو (Mayo Clinic)، افراد باید قبل از متعهد شدن به انجام کاری میزان بله گفتن هایی که موجب استرس میشود را در نظر بگیرند.

اگر «نه» گفتن برایتان سخت است، بعضی از این روشهای مودبانه را امتحان کنید. حتی میتوانید با یکی از دوستان نزدیکتان این کار را تمرین کنید. 
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم شهریور 1393ساعت 9:43  توسط بی نام ترین نام  | 

افزایش توان جسمی و روحی و احساس شادابی با نرمش های کششی

دغدغه های روزمره زندگی افراد در عناوین مختلف و پیشتازی تکنولوژی های پیشرفته و صنعتی موجب کم تحرکی و حتی بی تحرکی آدم ها شده است. نتیجه این بی تحرکی که از معایب تمدن نوین به شمار می آید، تنبل شدن عضلات بدن و گرفتگی آن ها و خشک شدن مفاصل در مکانیزم جسمانی و احساس خستگی، کم حوصلگی، استرس و اضطراب در حالت های روانی می باشد.

تمرینات کششی، به عنوان راه حلی برای دوری از این امراض یکی از ساده ترین و ارزان ترین روش هایی است که می تواند مضرات کم تحرکی را کم رنگ کند یا دست کم زمینه ساز افزایش توان جسمانی گردد. زیرا تمرینات کششی عضلات و مفاصل را آماده و متحرک نگاه می دارد و هماهنگی بهینه ای بین تحرک و تنفس را موجب می شود.

فواید تمرینات کششی

بعضی ها فکر می کنند که اجرای این تمرین ها تنها قبل از پرداختن به ورزشهای مختلف مفید است و هدف آن آمادگی بدن برای فعالیت های جسمانی سنگین است. اما برخلاف تصور این افراد، هدف از اجرای حرکات کششی این است که انسان وضعیت جسمانی خود را بشناسد، جریان انرژی را در بدنش لمس کند، تنش را بشناسد و روش های تنش زدایی را فرا گیرد، روش های آرام سازی بدن را با تمرکز فراوان در اجرای تمرین ها دریابد و صبور بودن و با قاعده زندگی کردن را بیاموزد، خوب تنفس کند و سیستم عصبی خود را کنترل نماید.

پژوهش های پزشکی در سال های اخیر یقینا ثابت کرده است که بخش چشمگیری از بیماری های جسمانی و روانی از بی تحرکی افراد نشات می گیرد و هرچه فعالیت جسمانی بیشتر و با قاعده تر شده است، اثرات بیماری کم تر و ضعیف تر گشته است.

تمرینات کشیشی اعمالی با قاعده هستند و اجرای آن ها همیشه و هرجا امکان پذیر است. در منزل، محل کار، پشت ترافیک و در صف نان و هرجایی که انسان حضور داشته باشد. با اجرای این تمرینات علاوه بر افزایش توان جسمانی، آرامش روانی پدیدار می شود و با از بین رفتن تنش های فکری، منطق و ملایمت در رفتار فرد بیش از پیش نمایان می گردد، انسان را برای اندیشیدن بهتر و عمیق تر در تعهدات و کارهای روزانه آماده می سازد. شمار ضربان قلب با انجام حرکات کششی پیوسته و متعادل بالا می رود و موجب افزایش دریافت اکسیژن بدن می شود.

با اجرای حرکات کششی عضلات فعال مانند عضلات ران و بالاتنه تقویت می شوند و در کارهای روزانه یا برای برادشتن چیزی از روی زمین و چرخش بدن به چپ و راست احساس درد و ناراحتی نمی کنند.

چه زمانی برای تمرینات کششی مناسب است؟

تمرینات کششی را در هر زمان و هرمکان که اکسیژن و هوای کافی وجود داشته باشد می توان انجام داد.

اما بهترین زمان برای اجرای تمرنات کششی عبارتند از:

-       صبح ها پیش از صرف صبحانه و بعد از بیدار شدن از خواب

-  پس از نشستن و ایستادن های طولانی یا کار با کامپیوتر و مشاهده تلویزیون

-       هنگامی که عضلات و استخوان های بدن خشک و کرخ شده اند.

-       پس از اتمام کار جهت آرامش بخشیدن به عضلات و اعصاب

-       قبل و بعد از استحمام

-       مابین و پس از مطالعه

-       مابین رانندگی های طولانی و پس از رانندگی های درون شهری

-       پس از حمل اجناس و لوازم مانند کیسه های میوه یا حمل کیف دستی

-       هنگام مشاجرات استرس زا و بروز عصبانیت

-       هنگام شوک روحی جهت کنترل اعصاب

-  قبل و بعد از فعالیت های ورزشی سنگین یا شرکت در مسابقات ورزشی(این مورد از اهمیت فوق العاده ای برای سرد کردن متعادل بدن برخوردار است و شدیدا توصیه می شود.)

چگونه حرکات کششی درست و مفید انجام دهیم؟

-  انجام حرکات کششی می تواند درست یا اشتباه باشند، روش درست به گونه ای است که آرام و پیوسته در کمال آرامش صورت پذیرد.

-  در زمان کشش توجه فرد باید کاملا به عضلاتی باشد که مورد کشش قرار گرفته است.

-  حرکات بایدبدون درد باشد و هرگاه که فرد احساس درد بکند نشان از اشتباه بودن حرکات دارد.

-  یکی از روش های اشتباه در حرکات کششی این است که فرد بالا و پایین بپرد و با سرعت عضلات را تحت کشش و فشار قرار دهد.

-       هنگام انجام تمرینات هماهنگی ریتم دم و بازم با حرکات ضروریست.

-  روش صحیح انجام حرکات و توجه به آن ها از اهمیت بالایی برخوردار است و بی توجهی به آن ها موجب ایجاد درد و مشکل در عضلات و مفاصل می شود.

-       هنگام انجام تمرینات از لباس سبک و مناسب استفاده شود.

-  دقت داشته باشید که دمای محل انجام تمرینات بیش از اندازه بالا نباشد و هوای تازه به میزان کافی در جریان قرار بگیرد.

-  تمرینات کششی را با طرفی از بدنتان که حرکات را با آن راحت تر انجام می دهید آغاز کنید.

-  حرکات به صورت متداول و سریالی در ادامه یکدیگر دنبال شوند نه به صورت پرشی و تصادفی

-  در صورت داشتن بیماری، قبل از انجام هر حرکت با پزشک متخصص درباره آن مشورت کنید.

مراحل حرکات کششی

1- کشش مقدماتی

برای شروع کار باید هر حرکت 10 تا 30 ثانیه در حالت کشش نرم آرام انجام شود و از حرکات تند و فنرگونه تاکید شود.

حرکات در هر شرایط و مرحله ای نباید دردآور باشند.

2- کشش پیشرفته

بعد از آن که بدن فرد به خوبی حرکات مقدماتی را پذیرفت و سرعت ضربان قلب افزایش یافت ، می توان برای دفعات دوم و سوم هر حرکت شدت فشار حرکات و مدت آن ها را در حالت بدون درد افزایش داد.

3- تنفس

-  در طول اجرای نرمش ها باید آرام و یکنواخت و کنترل شده نفس کشید. ضمن این که هوای محل باید کاملا پاک و عاری از هرگونه آلودگی شیمیایی و عفونی باشد.

-  همواره دم و بازدم باید با تمرکز و هماهنگ با حرکات به صورت ریتم وار انجام شود.

-       هیچگاه نفس حبس نشود و از تنفس های تند خودداری شود.

-       تنفس صحیح و هماهنگ با حرکات موجب ایجاد آرامش و کاهش استرس می شود.

 

آیا تا به حال با خود فکر کرده اید که ورزشکارانی چون ، LeBron James ، Serena Williams  ، Tiger Woods چه برتری هایی دارند که شما ندارید ؟!

 

این مسئله از گذشته تا کنون موضوعی قابل تعمق بوده ، با مطالعه بروی انتشارات اخیر مانند کتابهایMalclom Gladwell`s و Daniel Coyle`s ، شاید به این نتیجه برسید که مهارت ها و استعدادهای ذاتی یک شخص به همراه انگیزه و شرایط محیطی مناسب موجب کسب مقام های قهرمانی می شود . نویسنده های هر دو کتاب مذکور ، در زمینه ی ورزش صراحتا" این نکته را اشاره نکرده اند که حتی اگر کسی تمام شرایط فوق را دارا باشد ، نمی تواند بدون ژن های لازم موجود در او و در نتیجه کسب آمادگی جسمی در حد بسیار بالا ، به این درجات برسد . بطور مثال ، یک نوجوان بسکتبالیست که می تواند بهترین پرش را داشته باشد ، این ذاتی است و به دلیل قد بلند او است که به قولی " قد و توانایی پرش هر انسان چیزی اکتسابی نیست "

 

در مقابل ، توانایی جسمی بالا نیز به تنهایی کافی نیست . برای رسیدن به درجه قهرمانی ، یک قهرمان ، باید تمامی این موارد را بطور همزمان کسب کرده باشد : توانایی های جسمانی ذاتی ، اکتسابی  و شرایط محیطی مناسب .ضمن دارا بودن تمامی این سه عامل ، باید بر ذهن خود نیز مسلط باشد .

 

طبق تحقیقات صورت گرفته ، پنج ملاک توانی جسمانی است که قهرمانان را از دیگران برتری می دهد .

 

ذوق و انگیزه

 

اشتباه ما این است که تنها نام و مقام قهرمانان ورزشی را می دانیم ، اما هیچ گاه نمی بینیم که آنها چه سختی ها و چه زمان هایی را در تمرین ها ، برای رسیدن به این درجات طی کرده اند . می توانیم اسم آن را ، انگیزه ، عزم و اراده  نامید . این قهرمانان تا آخرین توان خود تمرین می کنند و بطور ذاتی شور و اشتیاق بالایی را در رشته ورزشی خود دارند. برای مثال ، Maria Sharapova از همان زمان کودکی ،بسیار مستعد و با اراده بود ، بطوریکه اولین نفر به زمین تمرین می آمد و آخرین نفر بود که آن جا را ترک می کرد!

 

اطمینان و اعتماد به نفس

 

منظور ما از این واژه ، خودنمایی ، غرور و فخر فروشی نیست ، بلکه نوعی باور عمیق و زنده در درون هر قهرمان شکل گرفته که او را به این مقام سوق می دهد ، بطور مثال Micael Jordan در یکی از بازی های دهه 1980 ، حتی اگر ده ثانیه هم از بازی مانده بود ، باز هم اینقدر خود را باور داشت که توپ را هر طور شده از رقیب می گرفت و در آخرین ثانیه ها ، گل را نصیب تیم خود می کرد.

 

خونسردی

 

مسلما"، این قهرمانان بدرستی می دانندکه چطور تحت فشار تماشاگران و محیطی پر اضطراب ، با خونسردی و آرامش ، بر خود مسلط باشند. تصور کنید ، آنها باید در مقابل جمعیت عظیمی که بین آنها طرفداران رقیبان آنها نیز هستند ، بازی کنند.

 

تمرکز :

 

به نحوه ی نگاه یک قهرمان دقت کنید ،متوجه خواهید شد که چطور برای نهایی شدن هدف خود ،  مثل یک نقطه لیزر به هدف خود خیره و تمرکز می کند . او با این کار فشارهای موجود در ذهن و محیط را از خود دور می کند . مثل ، شلوغی تماشاگران ، استرس محیط و وجود رقیبان ، یادآوری شکستها و حتی تصور نتایج بعدی ...

 

در این رابطه می توانیم به ) Tigerقهرمان گلف ) اشاره کنیم که با وجود انتظارات هوادارانش و فشار روی او ، در حین خونسردی ، سر خود را پایین نگاه داشته و با نگاه و ذهن خود روی توپی تمرکز می کرد و نهایتا" موفق به کسب امتیاز دلخواه می شد .

 

 حالات روحی و دیدگاه طرفداران

 

و این آخرین و مهمترین لازمه  در راه کسب مقام قهرمانی است . همواره آنها تحت این فشار هستند که  طرفداران وی چه دیدی به او دارند و چه تجسمی از دیدن نام او در ذهن خود تداعی می کنند. بطور مثال :  Peyton Manning   ، قهرمان جوان در رشته NFL( فوتبال آمریکایی ) ، چه تصوری از او در ذهن دیگران است ؟! مطمئنا" در مورد هر قهرمانی ، کسی به زندگی خصوصی گذشته و حال او چندان اهمیتی نمی دهد. اینکه  او یک فلسفه دان است که طرفدار سقراط است و ...، مهم این است که Peyton Manning از نظر مردم آوای شور و هیجان است .

 

یا در مورد John McEnroe ، ( قهرمان تنیس ) او نیز همانند Peyton Manning بسیار هیجانی است ، با روشی متفاوت ! روش او تحت فشار گذاشتن حریف و بر هم ریختن اعصاب اوست . اگر ضربه ای را از دست دهد ، بر داور ، حریف و حتی خودش فریاد می زند . نهایتا" فکر می کنید چه اتفاقی می افتد ؟ بله ! ا و معمولا" پیروز از میدان بیرون می آید !

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم شهریور 1393ساعت 9:26  توسط بی نام ترین نام  | 

چطور مثل یک مرد عذرخواهی کنید

«معذرت می‌خوام.» دو کلمه بسیار ساده که در عین حال به زبان آوردنشان بسیار سخت است. خیلی وقت‌ها در اتفاقات ساده روزمره مثل وقتی در خیابان با غریبه‌ای برخورد می‌کنیم، یا وقتی به فروشنده پول اشتباهی می‌دهیم، خیلی ساده این کلمات را به زبان می‌آوریم. اما در اتفاقات مهم و برای آنهایی که برایمان خیلی مهم هستند، گفتن آن برایمان سخت می‌شود. ناتوانی در عذرخواهی ممکن است به همه روابطمان صدمه بزند، چه روابط کاری و چه شخصی. اینکه یاد بگیرید چطور به درستی عذرخواهی کنید، قدمی مهم در عاقل شدنتان است.

چرا عذرخواهی نمی‌کنیم

غرور. عذرخواهی کردن برای برخی انسانها خیلی سخت است مخصوصاً به این دلیل که با قبول اشتباه همراه است. خیلی سخت است که بگوییم اشتباه کردیم. غرورمان خدشه‌دار می‌شود.

شرم. اگر اشتباه کرده باشیم و کسی را آزار داده باشیم، خیلی برایمان سخت که به آن اقرار کنیم. به همین دلیل ترجیح می‌دهیم به روی خودمان نیاورده و طوری نشان دهیم که انگار اتفاقی نیفتاده است.

خشم. چیزهایی که برای آن نیاز به عذرخواهی است، ندرتاً یک خیابان یکطرفه است. درست است که احتمالاً ما یک کار اشتباه انجام داده‌ایم ولی احتمالاً فرد مقابل هم همینطور. و گاهی‌اوقات عصبانیت ما بخاطر آزاری که به ما رسانده‌ است آنقدر زیاد است که اشتباه خودمان را توجیه می‌کنیم و به همین دلیل عذرخواهی نمی‌کنیم.

راه‌حل این سه مانع؟ فروتنی. دلیل اینکه این دیوارها را کشیده‌ایم این است که دچار خودبزرگ‌بینی هستیم. حق همیشه با ماست. اما این درست نیست. ما انسانیم. همه ما گاهی اشتباه می‌کنیم. باید نواقص خود را جزء بخشی از زندگی خود قبول کنیم. سرکوب کردن آن شما را از دیگران دور می‌کند و قبول کردن آن کمک می‌کند به رشد فکری برسید.

چه وقت معذرت‌خواهی کنید

حتی وقتی کامل تقصیر گردن شما نیست. افرادی هستند که تا وقتی مطمئن نشوند که ۱۰۰ درصد تقصیر با آنها بوده است، قبول نمی‌کنند: مقصر نیست که یک سند مهم را در اداره دور ریخته است چون کسی به او نگفته بوده که باید آن را نگهداری کند. مقصر نیست که احساسات نامزدش را جریحه‌دار کرده چون نباید پنهانی به حرف‌های او با دوستانش گوش می‌داده. 

اما تقریباً در تمام موقعیت‌ها ۱۰۰ درصد تقصیر به گردن یک نفر نیست. اگر همسرتان عصبانی شده و کنترل خود را از دست بدهد و بی هیچ دلیلی حرف‌هایی به شما بزند، تقصیر او نیست زیرا شما ۸۰ ساعت در هفته را کار می‌کنید و به اندازه کافی برای او وقت نمی‌گذارید.

حتی اگر تقسیم تقصیر چیزی مثل ٪۱ / ٪۹۹ باشد، باز هم باید خیلی تلاش کنید تا بفهمید همان ٪۱ از چه بوده است. نباید طوری زندگی کنید که انگار جلو هیئت داوران خیالی اعاده دعوی می‌کنید و برای اینکه چرا مقصر نیستید و بیگناهید سند و مدرک رو می‌کنید. اینکه حق با شما باشد اینقدر مهم نیست که داشتن یک رابطه سالم با دیگران مهم است. آیا حاضرید به قیمت از دست دادن رابطه‌تان با دیگران حق با شما باشد؟ اینکه فقط خودتان راضی باشید، هیچ فایده‌ای ندارد.

لازم نیست برای چیزی که کاملاً تقصیر شما نبوده است معذرت‌خواهی کنید اما مطمئناً چیزهایی هست که می‌توانستید بهتر عمل کنید. وقتی برای آن چیزها عذرخواهی کنید، باعث می‌شود طرف‌مقابل هم بخاطر کارهای اشتباه خود کوتاه بیاید. نباید بگذارید غرور جلو شما را برای فروتنی و گذشت و پیشقدم شدن بگیرد.

حتی اگر کسی متوجه اشتباه شما نشود. شده بود موقعی که یک پسربچه بودید چیزی را شکسته و فرار کنید، به امید اینکه کسی متوجه نشده باشد؟ و اگر متوجه شوند تقصیر را گردن شما نیندازند؟ این روش بچه‌ها برای کنار آمدن با اشتباهاتشان است. یک شخص عاقل باید اشتباهات خود را قبول کند، حتی اگر بداند برای آن اشتباهات او را مسئول خواهند دانست.

به سرعت. بعد از مرتکب شدن یک اشتباه یا آسیب رساندن به کسی، بلافاصله عذرخواهی کنید. هرچه بیشتر صبر کنید، کینه و دشمنی بیشتری در هر دو طرف ایجاد می‌شود، و برداشتن اولین قدم سخت‌تر می‌شود. مسئول باشید و اشتباهتان را گردن بگیرید.

چه وقت معذرت‌خواهی نکنید

بخاطر اعتقاداتتان. اگر برای دفاع از اعتقاداتتان نتوانستید منطقی بحث کنید، و ناعاقلانه رفتار کرده و موجب ناراحتی طرف‌مقابل شده باشید، باید تقصیرتان را گردن گرفته و عذرخواهی کنید. اما اگر بحث و گفتگویی کاملاً محترمانه برای دفاع از باورها و اعتقاداتتان داشته‌اید و بخاطر اعتقادات شما آن طرف‌مقابل ناراحت شده است، هیچوقت نباید معذرت‌خواهی کنید. 

بخاطر برآورده نکردن توقعات بیجا. همه شما چنین مردی را می‌شناسید، همسرش از او توقع دارد که همه خواسته‌های او را برآورده کند. و وقتی او نتواند این کار را بکند، خانم توقع دارد که از او عذرخواهی کند. 

برای همه چیز. بعضی از افراد بخاطر همه چیز خود عذرخواهی می‌کنند، بخاطر ظاهرشان، بخاطر کارهایی که تقصیرشان نیستند و یا بخاطر کوتاهی‌هایی که هیچ‌کس متوجه آن نمی‌شود. مدام عذرخواهی می‌کنند و عذرخواهی می‌کنند. این رفتار نه تنها خلاف آن چیزی که شما فکر می‌کنید نظر مثبت دیگران را نسبت به شما جلب می‌کند بلکه احترام خودتان را پیش همه از دست می‌دهید.

چطور عذرخواهی کنید

اگر نمی‌توانید به زبان بیاورید، بنویسید. گاهی‌اوقات غرور یا خجالت اجازه نمی‌دهد از کسی عذرخواهی کنید. بااینکه معذرت‌خواهی رودررو همیشه بهتر است، اگر نمی‌توانید اینکار را انجام دهید، بهتر است که آن را بنویسید. و گاهی‌اوقات یک یادداشت و یا نامه بهتر از حرف زدن است زیرا باعث می‌شود بتوانید همه احساساتتان را بدون اینکه حرفهایتان را فراموش کنید بیان کنید.

در صورت لزوم از شوخ‌طبعی استفاده کنید. بعضی شوخی‌ها، اگر درست باشند، می‌تواند فشار موجود را شکسته و باعث خنده هر دو شما شود. البته دقت کنید که گفتیم شوخی که درست و مناسب باشد، اگر به همسرتان خیانت کرده باشید، دیگر نمی‌توانید درمورد آن جوک بسازید و بخندید. 

جدی باشید. این اصلی‌ترین قانون عذرخواهی است. یک عذرخواهی بدون جدیت بدتر از عذرخواهی نکردن است. ناراحتی و عصبانیت فرد از شما با این رفتار بیشتر می‌شود. یک عذرخواهی غیرجدی مثل این است که بگویید متاسفید اما پشیمان نبودنتان کاملاً مشخص باشد. کار اشتباه دیگر عذرخواهی «از اینکه ناراحتی متاسفم» است. این نوع معذرت‌خواهی هیچ تقصیری را گردن نمی‌گیرد اما طوری وانمود می‌کند که از ناراحتی فرد مقابل ناراحت است.

مسئولیت کامل را قبول کنید. هیچوقت وقتی می‌خواهید عذرخواهی کنید، کارتان را توجیه نکنید و بهانه نیاورید. این کار ارزش و جدیت اعتراف و عذرخواهی شما را از بین می‌برد. هیچ «اما» و «اگر»ی در جملات خود به کار نبرید. 

بگویید که فهمیده‌اید چرا اشتباه کرده‌اید. فرد می‌خواهد بداند که واقعاً جدیت موضوع را فهمیده‌اید و می‌دانید چرا و کجای کارتان اشتباه بوده است. هیچکس دوست ندارد عذرخواهی را از زبان کسی بشنود که نمی‌داند چرا اشتباه کرده است اما تصور می‌کند باید عذرخواهی کند.

متعهد شوید که جبران می‌کنید. دقت کنید، گفتیم "متعهد" شوید نه اینکه "قول" بدهید. این یک قسمت بسیار مهم از فرایند عذرخواهی است. باید راه‌هایی برای جبران اشتباهی که مرتکب شده‌اید پیشنهاد دهید. این همیشه ممکن نیست. اگر گلدان تاریخی که نسل به نسل در خانواده‌ای چرخیده است را بشکنید، مطمئناً نمی‌توانید به بازار رفته و یکی به جای آن بخرید. اما اگر اشتباهتان در محدوده‌ای بوده که قابل برطرف کردن و اصلاح است، دریغ نکنید. یک وقت‌هایی بخاطر اینکه از دست کسی عصبانی شده و داد کشیده‌اید واقعاً متاسف باشید اما می‌دانید که هر چقدر هم تلاش کنید ممکن است باز هم با آن فرد این اتفاق تکرار شود. وقتی به کسی قول می‌دهید که دیگر چنین اتفاقی تکرار نمی‌شود، خودتان را برای یک ضربه بزرگتر آماده می‌کنید. چون این بار طرف‌مقابل دوبرابر ناراحت خواهد شد. اما خیلی چیزها هم هست که مطمئنید ۱۰۰٪ دیگر تکرار نخواهد شد و اگر واقعاً به این مسئله اطمینان دارید، آنوقت می‌توانید قول دهید. اما بهتر است خیلی ساده متعهد شوید که تلاشتان را برای جبران می‌کنید.

با عملتان پشیمانی خود را نشان دهید. در آخر اگر رفتار و عملتان با اظهار پشیمانی‌تان همخوان نباشد، عذرخواهی لفظی هیچ ارزشی نخواهد داشت. بعد از اینکه عذرخواهی کردید، دیگر به آن فکر نکنید. سعی کنید از آن به بعد طوری رفتار کنید که نشان دهنده پشیمانی شما از اشتباهتان باشد.

بگذرید و فراموش کنید. وقتی عذرخواهی صادقانه خودتان را ارائه کردید، دوباره عذرخواهی نکنید. عذرخواهی پشت سر هم ممکن است چیزی باشد که طرفتان فکر کند از شما می‌خواهد و در کوتاه‌مدت احساس بهتری پیدا کنند. اما در طولانی‌مدت رابطه‌تان را خراب خواهد کرد. اگر به عذرخواهی خود ادامه دهید، دیگر همیشه در سطحی پایین‌تر خواهید بود و دیگر فردمقابل هم‌سطح خود با شما برخورد نخواهد کرد و به شما احترام نخواهد گذاشت. فرقی نمی‌کند، چه عذرخواهی شما را پذیرفته باشد یا نه. اگر پذیرفته باشد، دیگر نیازی به ادامه عذرخواهی نخواهد بود. اگر نپذیرفته باشد، یعنی آن فرد به شما اعتماد نمی‌کند و آن رابطه مشکلات دیگری هم دارد که نیاز به اصلاح دارد.

این روزها برای خیلی از کارها مجبور هستید در صف بایستید. برای خرید موادغذایی، نان، تلفن، مغازه‌های مختلف، سبد کالا، بانک و … به ویژه در این وقت از سال که بیشتر مغازه‌ها در حراج هستند، ممکن است مجبور هستید در صف مغازه موردعلاقه‌تان منتظر بمانید تا بتوانید لباسی را چند وقت بود در نظر داشتید با قیمتی مناسب خریداری کنید. اما در این مورد  هم مثل سایر جنبه‌های زندگی، آداب و اصولی را باید رعایت کنید.

۱. اگر چند نفر هستید، با گروه به طور کامل در صف قرار گیرید. نباید یک نفر برای کل گروه در صف جا بگیرد. فکر کنید چقدر آزاردهنده خواهد بود اگر پشت سر یک نفر در صف ایستاده باشید و وقتی نزدیک است که نوبتتان شود، یکدفعه گروهی به او ملحق شوند و انتظار شما را طولانی‌تر کنند. این مسئله مخصوصاً در صف‌ها اسباب‌بازی‌ها در شهربازی بسیار اتفاق می‌افتد.

۲. بچه‌هایتان را کنترل کنید. وقتی با افراد دیگر در صف وارد گفتگو می‌شوید، فرزندانتان را فراموش نکنید که به دست و پای بقیه افراد در صف بپیچند و برای خودشان و دیگران ایجاد مشکل کنند. 

۳. صبور باشید. همه افراد در صف یک وضعیت را دارند. خیلی وقت‌ها بعضی افراد سعی می‌کنند خودشان را جلو بیندازند اما این کار از فرهنگ به دور است زیرا سایر افراد هم به همان میزان منتظر مانده‌اند. همچنین اگر صف بسیار طولانی است، وقتی نوبتتان شد کارتان را سریع‌تر انجام دهید که به بقیه کسانی که پشت سرتان بوده‌اند زیاد منتظر نمانند.

۴. قبل از اینکه وارد صف شوید (اگر صفی طولانی است)، حتماً قبلاً به توالت بروید که بعد برای انجام این کار بقیه افراد را برای لحظه‌ای صف را ترک کردن اذیت نکنید. شاید به نظرتان مسخره بیاید اما خیلی وقت‌ها اتفاق می‌افتد. اگر صف را ترک کنید، نمی‌توانید انتظار داشته باشید که وقتی دو دقیقه بعد برگشتید جایتان محفوظ مانده باشد. 

۵. به حریم شخصی دیگران احترام بگذارید. لازم نیست حتماً در صف به نفر جلویی یا پشتی خودتان بچسبید. اینکار موجب آزار دیگران خواهد شد. همچنین اگر سیگار می‌کشید، وقتی در صف هستید اصلاً وقتش نیست. آن را برای وقتی نگه دارید که از صف بیرون آمدید.

۶. مطمئناً یکی از بدترین کارها درمورد صف ایستادن این است که بخواهید نوبتتان را جلو انداخته، یک دفعه خودتان را به جلو صف برسانید و صف را به هم بریزید. به هیچ عنوان اینکار را نکنید.

۷. در صف هیچ گاه ادب و نزاکت را فراموش نکرده و همیشه احترام دیگران را نگاه دارید. هل دادن دیگران یکی از مصادیق بارز بی نزاکتی است.

۸. هیچگاه به هنگام تشکیل صف بخاطر اینکه جزء نفرات اول باشید، به یکباره هجوم نیاورید و با آرامش اقدام به تشکیل صف کنید.

۹. در باجه صندوق مربوط به فروشگاه ها که نوشته شده "مخصوص اقلام کمتر از 5 عدد" عدد مربوطه را رعایت کنید.


بااینکه برای کارهای بسیار زیادی مجبور هستید روزانه در صف بایستید، اما ما ایرانی‌ها به ندرت سعی در اجرای قوانین بالا می‌کنیم. با اجرای این اصول و قوانین، سعی کنید به حقوق دیگران احترام بگذارید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم شهریور 1393ساعت 9:38  توسط بی نام ترین نام  | 

مطالب قدیمی‌تر